حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی
مرجع تقلید شیعه
احکام نماز مسافر
قال الله تبارک و تعالی: وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِی الأرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ یَفْتِنَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنَّ الْکَافِرِینَ کَانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبِینًا .
(مسئله 1270) در دو مورد نمازهای چهار رکعتی به صورت قصر«دو رکعتی» خوانده می شود:
1_ هنگام خوف 2_ در مسافرت ؛ سفری که موجب شکسته شدن نماز می شود شرایطی دارد .
(مسئله 1271) مسافر با هشت شرط باید نمازهای«ظهر ، عصر ، عشاء» را شکسته یعنی دو رکعتی به جا آورد و روزه گرفتن نیز در مسافرت از او صحیح نمی باشد:
شرط اول: سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعی «هر فرسخی حدود پنج هزار و هفتصد و پنجاه متر» نباشد .
(مسئله 1272) اگر رفتن و برگشتن او هشت فرسخ باشد باید نماز را شکسته بخواند ؛ چه بخواهد در همان شب و روز برگردد یا در غیر آن شب و روز ؛ به شرط این که نخواهد دو روز در مقصد بماند .
(مسئله 1273) کسی که رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است ، در صورتی باید نمازش را شکسته بخواند که رفتن او کمتر از چهار فرسخ نباشد ؛ بنابراین اگر راهِ رفتن سه فرسخ ، و راه برگشتن پنج فرسخ باشد باید نماز را تمام بخواند .
(مسئله 1274) اگر سفر او مختصری از هشت فرسخ کمتر باشد یا نداند که سفرش هشت فرسخ است یا کمتر ، نباید نماز را شکسته بخواند ؛ و در صورت شک اگر تحقیق برای او مشقت دارد باید نمازش را تمام بخواند ؛ و اگر مشقت ندارد بنا بر احتیاط واجب باید تحقیق کند ، و اگر دو عادل بگویند یا میان مردم معروف باشد که سفر او هشت فرسخ است باید نماز را شکسته بخواند .
(مسئله 1275) در صورتی که تنها یک عادل خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است چنانچه از گفته او اطمینان پیداکند باید نمازش را شکسته بخواند ؛ وگرنه
بنا بر احتیاط واجب نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند و روزه را بگیرد و قضای آن را هم به جا آورد .
(مسئله 1276) کسی که یقین دارد سفر او هشت فرسخ است اگر نماز را شکسته بخواند و بعد بفهمد که هشت فرسخ نبوده ، باید آن را چهار رکعتی به جا آورد ؛ و اگر وقت گذشته قضا نماید .
(مسئله 1277) کسی که یقین دارد سفرش هشت فرسخ نیست یا شک دارد که هست یا نه ، اگر در بین راه بفهمد که هشت فرسخ بوده ، چنانچه باقیماندة راه به مقدار مسافت شرعی نباشد بنا بر احتیاط واجب نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند ؛ ولی اگر باقیماندة راه به مقدار مسافت شرعی باشد پس از حرکت از آنجا باید نمازش را شکسته بخواند .
(مسئله 1278) اگر بین دو محلی که فاصلة آنها کمتر از چهار فرسخ است چند مرتبه رفت و آمد کند _ اگر چه روی هم هشت فرسخ شود _ باید نماز را تمام بخواند .
(مسئله 1279) اگر محلی دو راه دارد و یکی از دو راه کمتر از هشت فرسخ باشد ، چنانچه از راهی که کمتر است مسافرت کند باید نمازش را تمام بخواند ؛ و اگر از راه دیگر مسافرت کند باید نمازش را شکسته بخواند .
(مسئله 1280) مبدأ هشت فرسخ آخرین ساختمانهای شهر است ؛ و در این جهت بلاد صغیره و کبیره (شهرهای کوچک و بزرگ) فرقی ندارند ؛ مگر آن که محله های یک شهر بزرگ به گونه ای از یکدیگر دور و جدا باشند که چند محل حساب شوند ، و شخصی را که از یک محله به محلة دیگر رفته بگویند مسافرت کرده است .
شرط دوم: از ابتدا قصد هشت فرسخ را داشته باشد .
(مسئله 1281) اگر به جایی که کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند و پس از رسیدن به آنجا قصد کند به جایی برود که با هم هشت فرسخ می شود ، چون از ابتدا قصد هشت فرسخ را نداشته باید نماز را تمام بخواند ؛ ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و به وطنش یا جایی که می خواهد دو روز بماند برگردد که مجموع رفت و برگشت فعلی هشت فرسخ می شود ، باید نماز را شکسته بخواند .
(مسئله 1282) مسافر در صورتی باید نماز را شکسته بخواند که تصمیم داشته باشد هشت فرسخ برود ؛ پس کسی که از شهر بیرون می رود و مثلاً قصدش این است که اگر رفیق پیدا کند سفر هشت فرسخی برود ، چنانچه اطمینان دارد رفیق پیدا می کند باید نماز را شکسته بخواند ؛ و اگر اطمینان ندارد باید تمام بخواند .
(مسئله 1283) کسی که نمی داند سفرش چند فرسخ خواهد بود _ مانند کسی که در جستجوی گمشده می رود _ باید نماز را تمام بخواند ؛ ولی هنگام برگشتن تا
وطنش یا جایی که می خواهد ده روز در آنجا بماند اگر هشت فرسخ راه بیشتر باشد باید نماز را شکسته بخواند . همچنین اگر در بین رفتن قصد کند که چهار فرسخ برود و برگردد ، چنانچه رفتن و برگشتن هشت فرسخ شود باید نماز را شکسته بخواند .
(مسئله 1284) کسی که قصد هشت فرسخ مستقیم یا چهار فرسخ رفت و برگشت را دارد _ اگر چه در هر روز مقدار کمی راه برود _ هنگامی که از مبدأ به اندازه ای دور شود که ساختمانهای شهر را نبیند و صدای متعارف اذان آن شهر را نشنود وارد محدودة سفر شده ، و چنانچه بخواهد نماز بخواند باید شکسته به جا آورد .
(مسئله 1285) کسی که در سفر در اختیار دیگری است _ مانند خدمتگزاری که از خود اختیار ندارد و یا متهمی که با مأمور سفر می کند _ اگر می داند که سفر او هشت فرسخ یا بیشتر است باید نماز را شکسته بخواند ؛ و اگر نمی داند بنا بر احتیاط بپرسد ؛ ولی اگر نمی تواند بپرسد نماز خود را تمام بخواند .
(مسئله 1286) کسی که در سفر در اختیار دیگری است ، اگر بداند یا گمان داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا می شود و سفر نمی کند باید نماز را تمام بخواند .
شرط سوم: در بین راه از قصد هشت فرسخ منصرف نشود ؛ پس اگر قبل از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد یا تردید پیدا کند باید نماز را تمام بخواند .
(مسئله 1287) اگر مسافر پس از رسیدن به چهار فرسخ از ادامة سفر منصرف شده و بخواهد همانجا بماند یا بعد از ده روز برگردد یا در رفتن و ماندن مردد شود ، باید نماز را تمام بخواند ؛ ولی اگر تصمیم داشته باشد قبل از ده روز برگردد باید نماز را شکسته بخواند.
(مسئله 1288) اگر برای رفتن به محلی که هشت فرسخ یا بیشتر است حرکت کند و بعد از رفتن مقداری از راه بخواهد جای دیگری برود ، چنانچه از محل اولی که حرکت کرده تا جایی که می خواهد برود هشت فرسخ _ به طور مستقیم راه رفت و برگشت _ باشد باید نماز را شکسته بخواند ؛ هر چند مسیر او عوض شده باشد .
(مسئله 1289) اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد مردد شود که بقیة راه را برود یا نه و هنگامی که مردد است راه نرود و بعد تصمیم بگیرد که بقیة راه را برود ، باید تا آخر مسافرت نماز را شکسته بخواند ؛ همچنین است اگر در موقعی که مردد است مقداری راه برود و بعد تصمیم بگیرد که هشت فرسخ دیگر برود یا چهار فرسخ برود و برگردد .
(مسئله 1290) اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد مردد شود که بقیة راه را برود یا نه و هنگامی که مردد است مقداری راه برود و بعد تصمیم بگیرد که بقیة
راه را برود ، چنانچه راهی که پیش از مردد شدن و راهی که بعد از تصمیم جدید می رود روی هم هشت فرسخ باشد ، بنا بر احتیاط واجب نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند .
شرط چهارم: نخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد یا ده روز یا بیشتر در جایی بماند ؛ پس کسی که می خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن عبور کند یا در محلی ده روز بماند یا نمی داند از وطن عبور می کند یا در محلی ده روز با قصد می ماند یا نه ، باید نماز را تمام بخواند .
(مسئله 1291) کسی که می خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد یا ده روز در محلی بماند و نیز کسی که مردد است از وطنش بگذرد یا ده روز در محلی بماند ، اگر از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود باز هم باید نماز را تمام بخواند ولی اگر باقیماندة راه هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و برگردد ، باید پس از حرکت جدید نماز را شکسته بخواند .
شرط پنجم: اصل سفر او حرام نباشد یا برای انجام کار حرامی سفر نکرده باشد ؛ بنابراین کسی که سفر برای او ضرر دارد یا مثلاً برای سرقت یا خرید و فروش چیزهای حرام _ مانند مشروبات الکلی _ سفر کرده باشد باید نماز را تمام بخواند .
(مسئله 1292) اگر زن بدون اجازة شوهر یا فرزند با نهی پدر و مادر سفری بروند که برای آنان واجب نباشد باید نماز را تمام بخوانند ؛ ولی اگر سفر آنها مثل سفر حج واجب باشد باید شکسته بخوانند .
(مسئله 1293) سفر غیرواجبی که موجب آزار و اذیت پدر و مادر باشد حرام است و انسان باید در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه را هم بگیرد .
(مسئله 1294) کسی که سفر او حرام نیست و برای کار حرام هم سفر نمی کند ، گرچه در سفر معصیتی هم انجام دهد _ مثلاً غیبت کند _ باید نماز را شکسته به جا آورد .
(مسئله 1295) اگر مخصوصاً برای آنکه یکی از واجبات را ترک کند مسافرت نماید نمازش تمام است ؛ اما اگر مخصوصاً برای ترک واجب مسافرت نکند ولی در مسافرت یکی از واجبات را ترک نماید باید نماز را شکسته بخواند ، و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته بخواند و هم تمام . و اگر برای این که روزه نگیرد مسافرت کند اشکال ندارد .
(مسئله 1296) اگر سفر او حرام نباشد ولی وسیله ای که با آن مسافرت می کند غصبی باشد یا در زمین غصبی مسافرت کند ، بنا بر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام به جا آورد .
(مسئله 1297) کسی که به خواست خود همراه ظالمی سفر کند ، اگر سفر او
کمک به ظالم یا تقویت او باشد سفرش حرام است و باید نماز خود را تمام بخواند ؛ ولی اگر ناچار باشد یا مثلاً برای نجات دادن مظلومی با او مسافرت کند نمازش شکسته است .
(مسئله 1298) اگر به قصد تفریح و گردش مسافرت کند حرام نیست و باید نماز را شکسته بخواند .
(مسئله 1299) اگر برای لهو و خوشگذرانی به شکار برود نمازش تمام است ؛ ولی چنانچه برای تهیة معاش به شکار رود نمازش شکسته است . و اگر برای کسب و زیاد کردن مال برود احتیاط آن است که نماز را هم شکسته و هم تمام به جا آورد ؛ ولی روزه را نگیرد و بهتر است قضا هم بنماید .
(مسئله 1300) کسی که برای معصیت سفر کرده ، چنانچه هنگام برگشتن توبه کرده و راه بازگشت او هشت فرسخ باشد باید در بازگشت نماز را شکسته بخواند ؛ و اگر توبه نکرده باشد بنا بر احتیاط هم شکسته و هم تمام به جا آورد .
(مسئله 1301) کسی که سفر او معصیت است اگر در بین راه از قصد معصیت برگردد چنانچه باقیماندة راه هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و قبل از ده روز برگردد باید نماز را شکسته بخواند .
(مسئله 1302) کسی که برای معصیت سفر نکرده ، اگر در بین راه قصد کند که بقیة راه را برای معصیت برود باید نماز را تمام بخواند ؛ ولی نمازهایی را که شکسته خوانده در صورتی که مقدار مسافت طی شده هشت فرسخ بوده صحیح است ؛ و اگر هشت فرسخ نبوده بنا بر احتیاط واجب اعاده نماید .
شرط ششم: از صحرانشینانی نباشد که در بیابان گردش می کنند و هر جا آب و خوراک پیدا کنند می مانند و پس از چندی به جای دیگر می روند ؛ پس این گونه صحرانشینان در این مسافرتها باید نماز را تمام بخوانند و روزه ها را هم بگیرند .
(مسئله 1303) اگر یکی از صحرانشینان صرفاً برای پیدا کردن منزل و چراگاه حیواناتشان سفر کند و سفر او هشت فرسخ باشد ، احتیاط واجب آن است که نمازش را هم شکسته و هم تمام بخواند .
(مسئله 1304) اگر صحرانشین صرفاً برای زیارت ، حج ، تجارت یا مانند آن سفر کند باید نماز را شکسته بخواند .
شرط هفتم: شغل او مسافرت نباشد ؛ بنابراین راننده ، کشتیبان ، شتردار ، چوبدار ، و مانند آنها در غیر سفر اول باید نماز را تمام بخوانند ؛ ولی در سفر اول اگر چه طول بکشد نمازشان شکسته است ؛ مگر اینکه سفر بسیار طولانی باشد و به حدی برسد که عرفاً بگویند سفر شغل آنان شده یا پس از رسیدن به مقصد بدون بازگشت به وطن به جاهای دیگر مسافرت نمایند ، که در این صورت نمازشان تمام است .
(مسئله 1305) کسی که شغلش مسافرت است چنانچه برای کار دیگر مانند: زیارت یا حج سفر کند باید نماز را شکسته بخواند ؛ ولی به عنوان مثال اگر راننده ای اتومبیل خود را برای زیارت کرایه دهد و خودش هم همراه باشد باید نماز را تمام بخواند .
(مسئله 1306) حمله دار (مدیر کاروان حج) چنانچه شغلش مسافرت باشد باید نماز خود را هنگام حمله داری تمام بخواند ؛ ولی اگر شغلش مسافرت نیست نمازش شکسته است ؛ مگر اینکه حمله داری او در تمام سال یا بیشتر آن طول بکشد که در این صورت نمازش تمام است .
(مسئله 1307) بازرگانان و پیشه وران سیّار ، فرماندهان نیروهای نظامی و انتظامی یا معلمانی که محل کارشان ثابت نیست ، مأموران گشت مانند سیمبانان و و راهبانان ، مهمانداران هواپیما و قطار و کشتی و نیز کسانی که محل کارشان چند شهر است و همواره بین شهرها رفت و آمد می کنند باید نمازشان را تمام خوانده و روزه را هم بگیرند ؛ بلکه اشخاصی که هر روز یا بیشتر روزها از منزل به محل کارشان سفر می کنند، در صورتی که این امر موقت نبوده بلکه همیشگی باشد نمازشان تمام است . همچنین است کسانی که دکان و محل کار دارند ولی هر روز یا بیشتر روزها برای خرید و فروش جنس مغازه یا کارخانه شان سفر می کنند .
(مسئله 1308) دانشجو یا هر شخص دیگر که مجبور است در هر هفته معمولا چند روز به شهر دیگری که به مقدار مسافت شرعی است برای درس یا تدریس یا کار دیگری سفر کند در حکم «دائم السفر» است و نمازش تمام و روزه اش صحیح می باشد ؛ ولی در سفر اول حکم مسافر را دارد .
(مسئله 1309) چوپانهای سیّار که محل مخصوصی را برای چرای گوسفندان انتخاب نکرده اند و در تمام سال یا بیشتر آن به دنبال گوسفندان در حرکتند نمازشان تمام است .
(مسئله 1310) مهمانداران هواپیما ، قطار یا کشتی که نوعا در مسافرتند و سایر کسانی که شغل آنان مسافرت است ، چنانچه ده روز را در یک مکان بمانند و پس از آن دوباره مسافرت کنند ، در سفر اول پس از ده روز باید نمازشان را شکسته بخوانند ؛ ولی در بقیة سفرها نمازشان تمام است .
(مسئله 1311) کسی که در هفته معمولا چند روز در وطن خود مشغول به کار است و چند روز هم در خارج از شهر مشغول رانندگی است و به مقدار مسافت شرعی سفر می کند چنانچه رانندگی او موقت نبوده و شغل او محسوب شود نمازش تمام و روزه بر او واجب می باشد .
(مسئله 1312) راننده ای که در مسیر معینی سفر می کند اگر اتفاقا مسیر خود را برای کارش تغیر دهد _ گرچه یک مرتبه هم باشد _ نمازش تمام است .
(مسئله 1313) راننده ای که در دو سه فرسخی شهر رفت و آمد می کند چنانچه اتفاقا سفر هشت فرسخی برود باید نماز را شکسته بخواند .
(مسئله 1314) کسی که شغلش مسافرت نیست ، به عنوان مثال اگر در شهر یا در دهی جنسی دارد که برای حمل آن مسافرتهای پی در پی می کند باید نماز را شکسته بخواند .
(مسئله 1315) کسی که در مقداری از سال مثلاً چهار ماه یا بیشتر شغلش مسافرت است باید در سفری که مشغول به کار می باشد نماز را تمام به جا آورد ؛ و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند .
(مسئله 1316) کسی که در شهرها گردش می کند و برای خود وطنی انتخاب نکرده باید نماز را تمام بخواند .
(مسئله 1317) کسی که از وطنش صرف نظر کرده و می خواهد وطن دیگری برای خود اختیار کند ، چنانچه شغلش مسافرت نباشد باید در سفر نماز را شکسته بخواند .
(مسئله 1318) کسی که شغلش مسافرت است اگر ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند _ چه از ابتدا قصد ماندن ده روز را داشته باشد یا بدون قصد بماند _ باید در سفر اولی که پس از ده روز می رود نماز را شکسته بخواند . ولی اگر کمتر از ده روز بماند در سفر اول نیز نماز او تمام است ؛ هر چند اگر پنج روز یا بیشتر بماند ولی ده روز نشود ، احتیاط مستحب آن است که در سفر اول نماز ظهر و عصر را هم شکسته و هم تمام به جا آورد ولی نماز عشاء را تمام بخواند و روزه را هم بگیرد .
(مسئله 1319) کسی که شغلش مسافرت است اگر در غیر وطن خود ده روز بماند _ چه از ابتدا قصد ماندن ده روز را داشته باشد یا بدون قصد بماند _ باید در سفر اولی که پس از ده روز می رود نماز را شکسته بخواند ؛ هر چند در صورتی که ده روز بدون قصد بماند بنا بر احتیاط مستحب در سفر اول هم شکسته و هم تمام به جا آورد .
شرط هشتم: به اندازه ای از محل سکونت خود دور شود که در هوای صاف ساختمانهای معمولی شهر را درست و واضح نبیند و صدای متعارف اذان آنجا را نشنود ؛ به این اندازه فاصله از شهر که حدود یک کیلومتر می باشد «حد ترخّص» می گویند . بنابراین کسی که هشت فرسخ را دارد تا هنگامی که به حد ترخّص نرسیده نباید نماز را شکسته بخواند یا روزه را افطار نماید .
(مسئله 1320) در حد ترخّص لازم نیست به قدری دور شود که مناره ها و گنبدها یا ساختمانهای بسیار بلند را نبیند یا دیوارها هیچ پیدا نباشند ؛ بلکه همین قدر که دیوارهای معمولی کاملاً دیده نشوند کافی است .
(مسئله 1321) اگر انسان در جایی چون صحرا به تنهایی زندگی می کند آغاز مسافرت از در خانه اش حساب می شود ولی اگر در آبادی یا در شهر زندگی می کند از نقطه پایانی شهر و روستا حساب می شود .
(مسئله 1322) شهرهای بزرگ که در عصر ما به کثرت یافت می شود به دو قسم می باشند:
1_ شهرهایی که از نظر اقتصادی و دیگر شئون زندگی به هم پیوسته هستند و هیچ کدام از شهرکهای آن به صورت مستقل و جداگانه اداره نمی شود بلکه همة آنها به یکدیگر وابسته اند و یا همگی به مرکز وابسته می باشند ، آنها در حکم یک شهرند و باید مسافت در آنها از آخر شهر محاسبه گردد . (بلاد کبیره)
2_ شهرهایی که هر یک از شهرکهای آن از نظر معیشتی و اقتصادی به طور مستقل اداره می شوند و ارتباط آنها به یکدیگر در حد ارتباط شهرها به یکدیگر می باشد ، این شهرکها همانند شهرها و روستاهایی است که هر یک از آنها گسترش یافته به یکدیگر نزدیک و یا متصل شده اند که در این صورت هر یک از آنها مستقل می باشند . در این شهرکها باید مسافت را از آخر همان شهرک حساب کند نه از آخر مجموع آنها ، گرچه به یکدیگر نزدیک باشند .
(مسئله 1323) کسی که به بیش از یک محل مربوط می شود ، مثل کسی که محل کارش در محلی و محل سکونتش در محل دیگری می باشد ، آغاز مسافرت او از نقطة پایانی محلی حساب می شود که به سمت و سوی سفرش نزدیک باشد .
(مسئله 1324) اعتبار حد ترخّص در محل اقامه (محلی که ده روز در آنجا مانده) محل اشکال است ؛ پس چنانچه از آنجا سفر کند بنا بر احتیاط نماز را در محدودة ترخّص نخواند ؛ و اگر بخواهد در حد ترخّص بخواند هم شکسته و هم تمام به جا آورد .
(مسئله 1325) کسی که به سفر می رود اگر به جایی برسد که اذان را نشنود ولی دیوار ساختمانها را ببیند ، یا دیوار را نبیند ولی صدای اذان را بشنود ، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند بنا بر احتیاط واجب هم شکسته و هم تمام به جا آورد ؛ ولی اگر به یکی از آنها علم پیدا کند و به دیگری جاهل باشد ، کافی است که نماز را شکسته بخواند .
(مسئله 1326) هرگاه شهر در بلندی باشد به گونه ای که از دور دیده شود ، یا در محل گودی قرار گرفته باشد که اگر انسان کمی دور شود دیوار آنجا را نبیند ، چنانچه کسی که از آنجا مسافرت می کند به اندازه ای دور شود که اگر آن شهر در
زمین هموار بود دیوارش از آنجا دیده نمی شد باید نماز را شکسته بخواند ؛ و نیز اگر پستی و بلندی ساختمانها بیش از معمول باشد باید ملاحظة معمول را بنماید .
(مسئله 1327) اگر از محلی مسافرت نماید که خانه و دیوار ندارد ، وقتی به جایی برسد که اگر آن محل دیوار داشت دیده نمی شد باید نماز را شکسته بخواند .
(مسئله 1328) اگر به اندازه ای دور شود که نداند صدایی را که می شنود صدای اذان است یا صدای دیگر ، یا بداند صدای اذان است ولی کلمات آن را تشخیص ندهد ، باید نماز را تمام بخواند ؛ هر چند احوط آن است که صبر کند تا هیچ نشنود یا هم شکسته و هم تمام به جا آورد .
(مسئله 1329) اگر چشم و یا گوش او یا صدای اذان غیر معمولی باشد ، در محلی باید نماز را شکسته بخواند که چشم متعارف دیوار ساختمانها را نبیند و گوش متعارف صدای اذان معمولی را نشنود .
(مسئله 1330) مسافری که به وطن خود باز می گردد، تا زمانی که به حد ترخّص نرسیده است باید نماز را شکسته بخواند ؛ ولی هنگامی که به حد ترخّص برسد _ گرچه نخواهد وارد شهر شود _ باید نماز را تمام به جا آورد .
(مسئله 1331) مسافری که می خواهد ده روز در محلی بماند ، وقتی به حد ترخّص آن محل رسید بنا بر احتیاط واجب نماز را تأخیر بیندازد تا به آن محل برسد ؛ یا هم شکسته و هم تمام به جا آورد .
(مسئله 1332) مسافری که در سفر از وطن خود عبور می کند ، وقتی به جایی برسد که ساختمانهای وطن را می بیند و صدای اذان آن را می شنود باید نماز را تمام بخواند ؛ و اگر از کنار وطن عبور می کند ، به گونه ای که داخل حد ترخّص می شود ولی داخل وطن نمی شود ، بنا بر احتیاط واجب نماز را در آنجا هم شکسته و هم تمام به جا آورد .
(مسئله 1333) مسافری که در بین مسافرت به وطنش رسیده ، تا وقتی در آنجا هست باید نماز را تمام بخواند ؛ ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و برگردد ، وقتی به جایی برسد که ساختمانهای وطن را نمی بیند و صدای اذان آنجا را نمی شنود باید نماز را شکسته بخواند .
(مسئله 1334) اگر هنگام رفتن بخواهد در محلی نماز بخواند که شک دارد به حد ترخّص رسیده یا نه ، باید نماز را تمام بخواند ؛ همچنین هنگام برگشتن اگر شک کند که به حد ترخّص رسیده یا نه ، باید شکسته بخواند . و از آنجا که در بعضی از موارد اشکال پیدا می کند ، باید یا در آنجا نماز نخواند یا هم شکسته و هم تمام به جا آورد.
