حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

مرجع تقلید شیعه

احکام قرض

قرض دادن از کارهای مستحبی است که در آیات قرآن و احادیث معصومین علیه السلام دربارة آن سفارش زیاد شده است. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده که هر کس به برادر مسلمان خود قرض دهد مال او زیاد می شود و ملائکه بر او رحمت می فرستند . همچنین در حدیث دیگری فرموده اند: اگر طلبکار با بدهکار خود مدارا کند بی حساب و با شتاب از صراط می گذرد ؛ و کسی که برادر مسلمانش از او قرض بخواهد و _ با وجود توانایی _ ندهد بهشت بر او حرام می شود .

(مسئله 2498) در قرض صیغة مخصوصی لازم نیست ؛ بلکه اگر وام دهنده چیزی را به قصد قرض به دیگری بدهد و وام گیرنده هم به همین قصد بگیرد صحیح است ؛ ولی باید مقدار آن معلوم باشد .

(مسئله 2499) بنابراحتیاط مال قرض باید عین باشد نه دَین یا منفعت چیزی ؛ همچنین باید مقدار آن باید معلوم باشد .

(مسئله 2500) تحویل دادن و تحویل گرفتن مال قرض برای صحت قرض و مالک شدن قرض گیرنده شرط است ؛ ولی تصرف نمودن در آن توسط قرض گیرنده شرط نمی باشد .

(مسئله 2501) اگر دو طرف قرض برای باز پرداخت آن زمانی را معین کنند ، بنا بر احتیاط واجب قرض دهنده نمی تواند پیش از رسیدن زمان معین شده مبلغ قرض را طلب نماید . و اگر بدهکار بخواهد پیش از رسیدن زمان معین شده بدهی خود را بپردازد بنا بر احتیاط واجب لازم نیست قرض دهنده آن را قبول کند ؛ مگر این که تعیین مدت فقط برای همراهی با بدهکار باشد که در این صورت طلبکار باید قبول نماید .

(مسئله 2502) اگر وام سررسید معینی نداشته باشد طلبکار هرگاه بخواهد می تواند مطالبه نماید ؛ مگر این که بدهکار به هیچ وجه توان پرداخت آن را نداشته باشد و غیر از منزل مسکونی و وسایل زندگی در حد متعارف و چیزهای دیگری که به آنها احتیاج دارد چیز دیگری نداشته باشد ، در این صورت طلبکار باید صبر کند تا بدهکار قدرت پرداخت را پیدا کند . همچنین است اگر وام دارای مدت بوده و مدت آن رسیده باشد و بدهکار به هیچ وجه توان پرداخت آن را نداشته باشد .

(مسئله 2503) اگر طلب مدت نداشته یا مدت آن رسیده باشد و طلبکار آن را مطالبه نماید ، چنانچه بدهکار بتواند باید فوراً بپردازد ؛ و اگر در بازپرداخت بدهی خود عمداً کوتاهی کند گناهکار است و حاکم شرع او را وادار به پرداخت می کند .

(مسئله 2504) اگر بدهی مدت دار باشد و پیش از پایان مدت بدهکار بمیرد ، بدهی او بدون مدت می شود و با مطالبة طلبکار ورثة او باید فوراً پرداخت نمایند ؛ ولی اگر طلبکار پیش از سررسید طلبش بمیرد ، از بین رفتن مدت آن محل اشکال است و بنا بر احتیاط مصالحه کنند .

(مسئله 2505) کسی که نمی تواند بدهی خود را بپردازد اگر کاسب است باید برای پرداخت بدهی خود کسب کند ؛ و اگر کاسب نیست چنانچه بتواند کاسبی کند و موجب حرج و مشقت برای او نشود بنا بر احتیاط واجب باید کسب کند و بدهی خود را بپردازد .

(مسئله 2506) اگر بدهکار نتواند بدهی خود را بدهد و یا به عسرت و سختی بیفتد مطالبة آن حرام می باشد ؛ بلکه واجب است تا هنگام توانایی به او مهلت دهند .

(مسئله 2507) اگر بدهکار به طلبکار خود دسترسی نداشته باشد ، چنانچه امید به پیدا کردن او یا وارث او ندارد باید با اجازة حاکم شرع طلب او را از طرف طلبکار به عنوان صدقه به فقیر بدهد ؛ و در فقیر شرط نیست که سید نباشد هر چند احوط است ؛ مگر این که خود طلبکار نیز سید باشد . و اگر پس از صدقه دادن او را پیدا کند واجب نیست دوباره طلب را بپردازد ؛ ودر صورتی که طلبکار به صدقه
راضی نشود بنا بر احتیاط حاکم شرع طلب او را از بیت المال جبران نماید .

(مسئله 2508) اگر مال میت بیشتر از خرج واجب کفن و دفن و بدهی های او نباشد ، باید مالش را به همین مصرفها برسانند و به وارث او چیزی نمی رسد .

(مسئله 2509) اگر کسی مقداری پول طلا یا نقره و یا چیزهای مثلیِ دیگری از این قبیل را قرض بگیرد و قیمت آن ترقی یا تنزل کند ، چنانچه همان مقدار را که گرفته پس دهد کافی است ؛ هر چند جاری شدن این حکم در پولهای کاغذی نظیر اسکناسها که به لحاظ قدرت خرید با آنها معامله می شود و معمولاً در حال ترقی و تنزل فاحش می باشند محل اشکال است ، و بنا بر احتیاط لازم است دوطرف با یکدیگر مصالحه نمایند .

(مسئله 2510) اگر مالی را که قرض کرده از بین نرفته باشد و صاحب مال عین آن را مطالبه کند احتیاط مستحب آن است که بدهکار همان مال را به او بدهد ؛ ولی واجب نیست بلکه می تواند عوض آن را بدهد .

(مسئله 2511) اگر قرض دهنده شرط کند که بدهکار مبلغی اضافه بر آنچه گرفته بدهد یا مقداری از جنس دیگر به آن اضافه کند یا کاری برای او انجام دهد و یا آن را با کیفیت خاصی که ارزش مالی دارد پس دهد ربا و حرام است ؛ چه آن چیز با شمارش تعیین شود یا با وزن و امثال آن . ولی اگر قرض گیرنده به میل خود _ بدون این که قرض دهنده شرط کند _ بیشتر از مقدار قرض بپردازد اشکال ندارد ؛ بلکه مستحب است .

(مسئله 2512) اگر قرض دهنده بگوید: این مبلغ را به تو قرض می دهم به شرط آن که هنگام بازپرداخت فلان مبلغ را هم به دیگری ببخشی . بازهم ربا و حرام است ؛ پس در حرمت ربا فرقی نمی کند که سود آن به طلبکار برسد یا به شخص دیگری .

(مسئله 2513) اگر قرض دهنده انجام کاری را که ارزش مالی ندارد شرط کند ، مثل این که شرط کند بدهکار برای او یا پدر و مادر او دعاکند اشکال ندارد ؛ ولی اگر مثلاً شرط کند علاوه بر پرداخت بدهی یک سال نماز و روزه برای پدر یا مادر او به جا آورد _ چون برای این کار معمولاً اجرت می گیرند _ از مصادیق ربا محسوب می شود و حرام است .

(مسئله 2514) اگر شرط کنند بدهکار کمتر از مبلغ بدهی را پرداخت کند یا چیزی به نفع بدهکار بر عهدة طلبکار باشد اشکال ندارد .

(مسئله 2515) بدهی مدت دار را می توان با رضایت دو طرف و با کم کردن مقداری از آن زودتر پرداخت نمود .

(مسئله 2516) بدهی بدون مدت را نمی توان با افزودن چیزی بر آن مدت دار نمود ؛ همچنین مدت بدهی مدت دار را نمی توان با افزودن چیزی بر آن بیشتر نمود .

(مسئله 2517) ربا دادن مثل ربا گرفتن حرام است ، و شرط ربایی که انجام گرفته
فاسد است و کسی که قرض گرفته مقدار زیاده ای را که شرط شده است بدهکار نیست ؛ بنا بر اقوی اصل قرض صحیح می باشد ، و کسی که قرض ربایی گرفته مالک آن می شود و می تواند در آن تصرف کند ؛ ولی اگر قرض را مقید به ربا کرده باشند صحت اصل قرض نیز محل اشکال خواهد بود .

(مسئله 2518) ربای قرضی به هیچ وجه حلال نمی باشد ، و راههایی که برای فرار از ربای قرضی در بعضی از کتابها بیان شده جایز نیست و زیاده ای که گرفته حرام است .

(مسئله 2519) اگر انسان مبلغی پول به کسی بدهد تا در شهر دیگر از طرف او کمتر بگیرد اشکال ندارد ؛ و این را «صرف برات» می گویند . همچنین است اگر پولی را به کسی بدهد و شرط کند همان مقدار را در شهر دیگری به او پس دهد .

(مسئله 2520) اگر مبلغی پول به کسی بدهد تا بعد از مدتی در شهر دیگر زیادتر بگیرد ربا و حرام است ؛ ولی چنانچه کسی که زیادی را می گیرد ، طلبکار در مقابل زیادی جنسی به بدهکار بپردازد ، یا عملی انجام دهد زیاد گرفتن اشکال ندارد .