حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

مرجع تقلید شیعه

احکام نماز ، مسائل ، شرایط ،اقسام و اوقات آن

اشاره

احکام نماز

أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُودًا * وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَکَ عَسَی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا .
پس از ایمان به خدای سبحان و ولایت الله «نماز» یکی از مهمترین اعمال دینی است . از حضرت امام جعفرصادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: «اولین چیزی که بنده به آن محاسبه خواهد شد نماز است ، و اگر نماز مورد پذیرش خداوند قرارگیرد عبادتها و اعمال نیک دیگر پذیرفته می شود ، و چنانچه نماز در پیشگاه خداوند پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی شود» .
امام صادق علیه السلام فرمود: «نماز واجب از بیست حج بهتر است و یک حج از بیست خانه ای که پر از طلا باشد و همه اش در راه خدا انفاق گردد بهتر و برتر است.» و در برخی نقل دیگر آمده است اینکه صلاه واجب افضل است از هزار حج و از هزار عمره مقبول .
و در حدیث دیگری حضرت امام محمد باقر علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که آن حضرت بدین مضمون فرمود: «همچنان که اگر انسان در شبانه روز پنج بار خود را شستشو دهد ناپاکی و آلودگی از بدن او زدوده می شود ، نمازهای پنجگانه نیز انسان را از گناهان و ناپاکیهای اخلاقی پاک می کند» .
و بسا شایسته است که انسان نماز را بسیار مهم شمرده و آن را در اول وقت به جا آورد ، در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: «کسی که نماز را سبک شمارد به شفاعت من نایل نخواهد شد» .
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجد مشاهده کرد مردی مشغول نماز است ، ولی رکوع و سجود را به طور کامل و صحیح به جا نمی آورد . حضرت فرمود: «اگر این مرد در این حال بمیرد به دین من از دنیا نرفته» .
براساس روایات فراوانی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام رسیده است سفارش به نماز آخرین وصیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و دیگر پیامبران عظیم الشأن
می باشد . حضرت عیسی فرمود: «اوصانی بالصلاة و الزکاة مادمت حیا» و اولین چیزی که روز قیامت از انسان بازخواست می شود درباره نماز است .
نماز مرز بین اسلام و کفر است و هرکس عمدا نمازش را ترک کند پیوند اسلام از او گسسته می شود .
استوارترین رشته اتصال بین خالق و مخلوق و عمیق ترین وسیله ذکر و یادکرد آفریدگار جهان نماز است و بهترین وسیله تکامل و ارتباط انسان با خدا نماز است بنابراین انسان باید نماز را با توجه کامل ، خضوع و خشوع و وقار بخواند ، از غفلت و شتابزدگی بپرهیزد ، و توجه داشته باشد که با چه کسی سخن می گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگی خداوند عالم ناچیز ببیند .
نمازگزار باید توبه و استغفار کند و گناهانش را که مانع قبول شدن نماز است مانند: «حسد ، کبر ، غیبت ، خوردن حرام ، آشامیدن مسکرات ، ندادن خمس و زکات» بلکه هر معصیتی را ترک نماید و سزاوار است کارهایی که ثواب نماز را کم می کند به جا نیاورد ، مثلا در حالت خواب آلودگی و خودداری از ادرار به نماز مشغول نشود و در موقع نماز به آسمان نگاه نکند مگر در مسجد الحرام باشد که هنگام نماز مستحب است به کعبه معظمه نگاه نماید و نیز کارهایی را که ثواب نماز را زیاد می کند به جا آورد ، مثلا: انگشتر عقیق به دست کند و لباس پاکیزه بپوشد ، شانه و مسواک کند و خود را خوشبو نماید .
اسفا نمازی که آن همه اهمیت و آداب خاص ملکوتی و معنوی دارد ، دل انسان شدیدا آزرده می شود از آنچه امروز از وضع بسیاری از مردم مشاهده می شود که چگونه در مورد این فریضه بزرگ الهی سستی و سهل انگاری می کند العیاذ بالله با حالت استخفاف و سبکی نماز می خواند ! ، که باید گفت: إنَّا لله و إنَّا إلَیْهِ رَاجِعُون .

اقسام نماز

«نماز» به طور کلی به دو دسته (1_ وجوب 2_ استحباب) تقسیم شده است:

(مسئله 789) نمازهای واجب هفت قسمند ، چهار قسم «واجب بالاصاله» می باشد و سه قسم واجب بالعرض :
1_ نمازهای یومیه که نماز جمعه نیز یکی از آنهاست و در زمان غیبت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه نماز جمعه با وجود شرایط آن واجب تخییری است ...
2_ نماز آیات
3_ نماز میت
4_ نماز طواف واجب خانه کعبه
5_ واجب بالعرض . نماز قضایی پدر و مادر که بر پسر بزرگتر یا بنا بر احتیاط بر بزرگترین مرد وارث واجب است .
6_ نمازی که با اجیر شدن یا نذر یا عهد و یا قسم بر انسان واجب می شود .
7_ نماز عید فطر و قربان با حضور امام معصوم علیه السلام و بنا بر احتیاط با وجود شرایط آن در زمان غبیت .

نمازهای واجب یومیه

(مسئله 790) نمازهای واجب یومیه عبارتند از نماز ظهر ، عصر ، مغرب ، عشاء و صبح ، نمازهای ظهر و عصر و عشاء هرکدام چهار رکعت و نماز مغرب سه رکعت و نماز صبح دو رکعت است ، ولی در مسافرت و نیز در حال خوف با شرایطی که ذکر خواهد شد نمازهای چهار رکعتی دو رکعت خوانده می شود .

وقت نمازهای یومیه

(مسئله 791) هر یک از نماز های ظهر ، عصر ، مغرب ، و عشاء دارای وقت مخصوص و وقت مشترک می باشند ؛ ولی نماز صبح شریک ندارد تا وقت مشترک داشته باشد . «وقت مخصوص» وقتی است که خواندن نماز یومیة ادای دیگر در آن صحیح نباشد ؛ ولی در «وقت مشترک» خواندن نماز دیگر طبعا صحیح است ، گرچه ممکن است از جهت دیگری جایز نباشد .

وقت نماز ظهر و عصر

(مسئله 792) ظهر شرعی از راه آفتاب و نصب شاخص شناخته می شود . اگر چوب صافی را به صورت راست در زمین هموار فرو برند ، صبح که آفتاب به آن می تابد سایة آن به سوی مغرب افتاده و هر چه خورشید بالاتر می رود ، سایه ضمن آن که به سمت مشرق در چرخش است کوتاه تر می شود ، هنگامی که سایه چوب به آخرین درجه کوتاهی رسید و بار دیگر شروع به زیاد شدن نمود اول ظهر شرعی است . در بعضی شهرها مثل مکة مکرمه که گاهی موقع ظهر سایه بکلی از بین می رود ، بعد از آن که سایه دوباره پیدا شد معلوم می شود ظهر شده است.

(مسئله 793) وقت مخصوص نماز ظهر از اول ظهر شرعی است تا هنگامی که به اندازة خواندن نماز ظهر _ به حسب حال مکلف _ بگذرد . و وقت مخصوص نماز عصر هنگامی است که به اندازة خواندن یک نماز عصر _ به حسب حال مکلف _ به مغرب بیشتر وقت نمانده باشد ؛ اگر کسی تا این هنگام نماز ظهر را نخوانده نماز ظهر او قضاست ، و باید در این وقت نماز عصر خود را به صورت ادا بخواند . و فاصله میان وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر وقت مشترک نماز ظهر و عصر است .

(مسئله 794) اگر کسی در وقت مشترک از روی فراموشی تمام نماز عصر را پیش از نماز ظهر به جا آورد نمازش صحیح است ؛ ولی بنا بر احتیاط واجب چهار
رکعت نماز بعد را مردد بین ظهر و عصر و به قصد آنچه بر عهده اوست به جا آورد .

(مسئله 795) اگر پیش از خواندن نماز ظهر از روی اشتباه مشغول نماز عصر شود و در بین نماز بفهمد اشتباه کرده است ، چنانچه در وقت مشترک باشد باید نیت را به نماز ظهر برگرداند و پس از اتمام نماز ، نماز عصر را بخواند ؛ و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد بنا بر احتیاط واجب نیت را به نماز ظهر برگرداند ، و پس از اتمام نماز دوباره هر دو نماز را به ترتیب بخواند.

(مسئله 796) بنا بر احتیاط مستحب نماز ظهر و عصر را از غروب خورشید تأخیر نیندازد .

وقت نماز مغرب و عشاء

(مسئله 797) وقت نماز مغرب از طریق «حمرة مشرقیه» شناخته می شود . حمرة مشرقیه بدین صورت است که پس از غروب آفتاب در سمت مشرق سرخی مختصری دیده می شود ؛ این سرخی در مدت ده تا پانزده دقیقه به تدریج کمرنگ شده تا حدی که دیگر دیده نمی شود ، و همزمان با زوال آن ، سرخی مختصری در سمت مغرب دیده می شود و این آغاز وقت نماز مغرب است .

(مسئله 798) وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتی که از مغرب به اندازة خواندن سه رکعت نماز _ به حسب حال مکلف _ بگذرد . و وقت مخصوص نماز عشاء هنگامی است که به اندازة خواندن نماز عشاء _ به حسب حال مکلف _ به نیمه شب مانده باشد ؛ و اگر کسی تا این هنگام نماز مغرب را نخوانده ، باید نخست نماز عشاء را بخواند و سپس نماز مغرب را به جا آورد . و میان وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشاء وقت مشترک نماز مغرب و عشاست .

(مسئله 799) اگر کسی در وقت مشترک نماز مغرب و عشاء از روی اشتباه نماز عشاء را پیش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز بفهمد نمازش صحیح است ، و باید نماز مغرب را بعد از آن به جا آورد .

(مسئله 800) اگر پیش از خواندن نماز مغرب از روی اشتباه مشغول نماز عشاء شود و در بین نماز بفهمد ، یکی از دو صورت را دارد:
الف: اگر تمام آن چه را خوانده در وقت مشترک نماز مغرب و عشاء باشد ، یکی از دو حالت را دارد:
حالت اول: چنانچه به رکوع رکعت چهارم نرفته است ، باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و بنشیند و نماز را تمام کند و بعد نماز عشاء را بخواند .
حالت دوم: چنانچه به رکوع رکعت چهارم رفته است ، باید نماز را تمام کند
و بعد نماز مغرب را بخواند .
ب: اگر آنچه را خوانده در وقت مخصوص نماز مغرب باشد نیز یکی از دو حالت را دارد:
حالت اول: چنانچه به رکوع رکعت چهارم نرفته است ، باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و بنشیند و نماز را تمام کند و بنا بر احتیاط واجب دوباره نماز مغرب را بخواند و پس از آن نماز عشاء را بجا آورد.
حالت دوم: چنانچه به رکوع رکعت چهارم رفته است ، بنا بر احتیاط آن را تمام کند و دوباره نماز مغرب و عشاء را به جا آورد .

(مسئله 801) آخر وقت نماز عشاء نصف شب است ؛ و احتیاط آن است که برای نماز مغرب و عشاء و مانند آن شب را از اول مغرب تا اذان صبح حساب کنند ؛ و برای نماز شب و مانند آن تا اول آفتاب حساب نمایند .

(مسئله 802) اگر به واسطه عذری نماز مغرب یا عشاء را تا نصف شب نخواند ، باید تا قبل از اذان صبح به جا آورد ؛ و بهتر است نیت ادا و قضا نکند ؛ بلکه اگر از روی معصیت هم تا نصف شب نخوانده بنا بر احتیاط واجب باید تا قبل از اذان صبح آنها را بدون نیت ادا یا قضا به جا آورد .

وقت نماز صبح

(مسئله 803) نزدیک اذان صبح سپیده ای در سمت مشرق به شکل عمودی پدیدار می شود که به آن «فجر اول» یا «فجر کاذب» می گویند ؛ پس از دقایقی آن سپیده ناپدید شده و سپیده دیگری به صورت افقی در همان سمت نمایان می گردد که به آن «فجر دوم» یا «فجر صادق» می گویند . هنگامی که فجر صادق نمایان شود آغاز وقت نماز صبح می باشد و پایان آن هنگامی است که آفتاب طلوع نماید .

(مسئله 804) در شبهای مهتاب احتیاط مستحب مؤکد آن است که برای نماز صبح صبر کنند تا سفیدة صبح در افق ظاهر شود و بر روشنایی مهتاب غلبه کند ؛ ولی برای روزه باید از جلوتر یعنی مطابق ساعت و وقت شرعی امساک کنند . و این احتیاط در شبهای ابری و در روشنایی برق جاری نیست .

احکام وقت نماز

(مسئله 805) هنگامی می توان مشغول نماز شد که به فرارسیدن وقت نماز یقین یا اطمینان پیدا شود ؛ هر چند این یقین یا اطمینان از راه دستگاههای تعیین وقت حاصل شود که توسط متخصصان مورد وثوق استخراج گردیده است . همچنین
اعتماد بر شهادت دو مرد عادل یا شهادت یک خبره که از گفتة او وثوق پیدا شود یا انسان وقت شناس مورد وثوق _ خواه عادل باشد یا نه _ جایز است ؛ ولی اعتماد به شهادت یک مرد عادل غیر خبره محل اشکال است .

(مسئله 806) نابینایان و کسانی که در زندان هستند و قدرت تشخیص وقت را ندارند بنا بر احتیاط واجب تا زمانی که یقین به فرا رسیدن وقت پیدا نکنند نباید مشغول نماز شوند .

(مسئله 807) اگر انسان به واسطة ابر یا حوادث آسمانی دیگر _ مانند خورشید گرفتگی _ که مانع از یقین کردن همة مردم است نتواند در اول وقتِ نماز به داخل شدن وقت یقین کند ، چنانچه گمان داشته باشد وقت داخل شده می تواند مشغول نماز شود ؛ هر چند احتیاط در تأخیر است و تا ممکن است این احتیاط ترک نشود .

(مسئله 808) اگر کسی بدون احراز یکی از راههایی که در «مسئله 805» بیان شد مشغول نماز شود ، نمازش باطل است ؛ مگر این که معلوم شود که همة نماز در وقت واقع شده و قصد قربت نیز داشته است .

(مسئله 809) اگر کسی با احراز یکی از راههایی که در «مسئله 805» گفته شد نماز بخواند و بعد از نماز معلوم شود که همة نمازش در خارج وقت خوانده شده ، نمازش باطل است . و اگر مقداری از آن را داخل وقت خوانده باشد بنا بر مشهور صحیح است ؛ ولی خالی از اشکال نمی باشد و بنا بر احتیاط دوباره آن را بخواند .

(مسئله 810) اگر با احراز یکی از راههایی که در «مسئله 805» گفته شد مشغول نماز شود و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده ، نماز او باطل است ؛ و اگر در بین نماز وقت داخل شده باشد بنا بر مشهور نماز او صحیح است ؛ ولی خالی از اشکال نمی باشد و بنا بر احتیاط دوباره آن را بخواند .

(مسئله 811) اگر یقین کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بین نماز شک کند وقت رسیده یا نه ، نماز او باطل است ؛ ولی اگر در بین نماز یقین داشته باشد که وقت شده و شک کند آن چه پیش از آن خوانده در وقت بوده یا نه ، با احتمال توجه به وقت در اول نماز ، نمازش صحیح است .

(مسئله 812) اگر یقین کند که وقت نماز داخل شده و مشغول نماز شود و بعد از نماز شک کند که نمازش در وقت خوانده شده یا نه ، بنابراحتیاط نمازش را دوباره بخواند .

(مسئله 813) اگر وقت نماز به قدری تنگ باشد که به جا آوردن کارهای مستحبی موجب می شود مقداری از نماز در خارج از وقت واقع شود ، باید به اندازة واجب اکتفا نمود و کارهای مستحبی را رها کرد .

(مسئله 814) اگر وقت به قدری کم است که تنها یک رکعت از نماز در وقت قرار می گیرد ، باید قصد اداکند ؛ ولی تأخیر انداختن نماز عمدا تا به این اندازه که
تعدادی از رکعتهای نماز در خارج وقت قرار گیرد گناه است .

(مسئله 815) وقت مخصوص نماز «ظهر ، عصر و عشاء» نسبت به اشخاص تفاوت دارد ؛ مثلا وقت مخصوص نماز مسافر به اندازة خواندن یک نماز دو رکعتی ، و برای غیر مسافر به اندازة خواندن یک نماز چهار رکعتی است .

(مسئله 816) کسی که مسافر نیست چنانچه تا مغرب به اندازة خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد ، باید نماز ظهر و عصر _ هردو _ را بخواند ؛ واگر کمتر وقت دارد ، باید فقط نماز عصر را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا کند . همچنین شخص غیر مسافر چنانچه تا نصف شب به اندازة خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد ، باید نماز مغرب و عشاء _ هر دو _ را بخواند ؛ و اگر کمتر وقت دارد ، باید فقط نماز عشاء را بخواند و بعدا نماز مغرب را بدون نیت ادا یا قضا به جا آورد . و کسی که به واسطه عذر یا در اثر معصیت نماز مغرب و عشاء را از نصف شب تأخیر انداخته نیز بنابراحتیاط واجب تا اذان صبح همین جهت را رعایت فرماید .

(مسئله 817) کسی که مسافر است چنانچه تا مغرب به اندازة خواندن سه رکعت نماز وقت دارد ، باید نماز ظهر و عصر _ هر دو _ را بخواند ؛ واگر کمتر وقت دارد ، باید فقط نماز عصر را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا کند . همچنین مسافر چنانچه تا نصف شب به اندازة خواندن چهار رکعت نماز وقت دارد ، باید نماز مغرب و عشاء _ هر دو _ را بخواند ؛ و اگر کمتر وقت دارد ، باید فقط نماز عشاء را بخواند و بعدا نماز مغرب را بدون نیت ادا یا قضا به جا آورد ؛ و اگر از نصف شب تأخیر انداخته است تا اذان صبح همین جهت را رعایت کند ، یعنی نماز مغرب و عشاء را به ترتیب بودن نیت ادا و قضا به جا آورد و در آخر وقت فقط عشاء را بخواند .

(مسئله 818) مستحب است نمازگزار نماز را در اول وقت بخواند و دربارة آن خیلی سفارش شده است . و هر چه به اول وقت نزدیکتر باشد بهتر است ، مگر آن که تأخیر آن از جهتی بهتر باشد ؛ مثل اینکه صبر کند تا نماز را به جماعت بخواند .

(مسئله 819) کسانی که عذر دارند و اگر بخواهند در اول وقت نماز بخوانند ناچارند مثلا با تیمم یا لباس نجس نماز بخوانند ، چنانچه احتمال دهند تا آخر وقت عذرشان برطرف می شود بنا بر احتیاط واجب باید صبر کنند و نماز خود را در آخر وقت بخوانند ؛ ولی لازم نیست به قدری صبر کنند که وقت خواندن مستحبات نماز را نداشته باشند .

نمازهایی که باید به ترتیب خوانده شود

(مسئله 820) انسان باید نماز عصر را بعد از نماز ظهر ، و نماز عشاء را بعد از نماز مغرب بخواند ؛ و اگر عمدا نماز عصر را پیش از نماز ظهر ، و نماز
عشاء را پیش از نماز مغرب بخواند باطل است .

(مسئله 821) اگر به نیت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بین نماز یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده است ، نمی تواند نیت را به نماز عصر برگرداند ؛ بلکه باید نماز را رها کرده و نماز عصر را بخواند . همچنین است نماز مغرب و عشاء .

(مسئله 822) اگر در بین نماز عصر یقین کند که نماز ظهر را نخوانده است و نیت را به نماز ظهر برگرداند و داخل رکن شود و بعد یادش بیاید که قبلا نماز ظهر را خوانده ، نمازش باطل است و باید نماز عصر را بخواند ؛ ولی اگر پیش از داخل شدن در رکن یادش بیاید ، باید نیت را به نماز عصر برگرداند و آنچه را به نیت ظهر خوانده باز هم به نیت عصر بخواند ، و بنا بر احتیاط نماز عصر را دوباره بخواند .

(مسئله 823) اگر در بین نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده یا نه ، بنا بر احتیاط واجب نیت را به نماز ظهر برگرداند و بعد نماز عصر را به جا آورد ؛ ولی اگر وقت به قدری کم است که بعد از تمام شدن نماز ، مغرب می شود باید به نیت نماز عصر نماز را تمام کند و نماز ظهرش قضا ندارد .

(مسئله 824) اگر در بین نماز عشاء پیش از رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه ، بنا بر احتیاط واجب نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه رکعتی تمام کرده سپس نماز عشاء را بخواند ؛ ولی چنانچه وقت به قدری کم است که بعد از تمام شدن نماز نصف شب می شود ، باید به نیت عشاء نماز را تمام کند و بعد نماز مغرب را بنا بر احتیاط بدون نیت ادا یا قضا به جا آورد .

(مسئله 825) اگر در نماز عشاء پس از رسیدن به رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه ، باید نماز را تمام کند و بعد بنا بر احتیاط واجب نماز مغرب را بخواند ؛ ولی اگر این شک در وقت مخصوص نماز عشاء باشد ، خواندن نماز مغرب لازم نیست .

(مسئله 826) برگرداندن نیت از «نماز قضا به ادا» و از «نماز مستحب به واجب» و نیز از «نماز مستحب به نماز مستحب» جایز نیست . همچنین نمازگزار نمی تواند نیت خود را از «نماز واجب به نماز مستحب» برگرداند ؛ مگر برای رسیدن به نماز جماعت باشد که تفصیل آن در مسئله 1436 بیان خواهد شد .

(مسئله 827) اگر در وقت «نماز ادا» وسعت داشته باشد ، نمازگزار می تواند در بین نماز نیت را به «نماز قضا» برگرداند ؛ ولی باید برگرداندن نیت به نماز قضا ممکن باشد _ مثلاً اگر مشغول نماز ظهر است در صورتی می تواند نیت را به قضای صبح برگرداند که داخل رکعت سوم نشده باشد_ بلکه اگر نماز قضایی که به عهدة او می باشد فقط یک نماز است و یا چند نماز از همین رو ، بنا بر احتیاط نیت را به آن برگرداند .

نمازهای مستحب

نافله های شبانه روزی و وقت آنها

(مسئله 828) نمازهای مستحبی بسیار زیاد است و به آنها نافله می گویند ؛ از میان نمازهای مستحبی به خواندن نافله های شبانه روز بیشتر سفارش شده است . نمازهای نافلة شبانه روز در غیر روز جمعه سی و چهار رکعت ، و در روز جمعه سی و هشت رکعت است .
ترتیب نافله های شبانه روز به شرح زیر است:
1_ نافله «نماز ظهر» هشت رکعت است که به صورت چهار نماز دو رکعتی پیش از نماز ظهر خوانده می شود ؛ و وقت آن بنا بر مشهور از اول ظهر است تا هنگامی که سایة شاخص دو هفتم آن شود .
2_ نافله «نماز عصر» هشت رکعت است که به صورت چهار نماز دو رکعتی پیش از نماز عصر خوانده می شود ؛ و وقت آن بنا بر مشهور تا هنگامی است که سایة شاخص به چهار هفتم آن برسد . و اگر بخواهند نافله ظهر و عصر را بعد از دو وقتی که گفته شد بخوانند ، بهتر است نافلة ظهر را بعد از نماز ظهر و نافلة عصر را بعد از نماز عصر به جا آورده ، و بنا بر احتیاط واجب نیت ادا یا قضا نکنند .
3_ نافلة «نماز مغرب» چهار رکعت است که به صورت دو نماز دو رکعتی بعد از نماز مغرب خوانده می شود ؛ و وقت آن بنا بر مشهور پس از نماز مغرب تا وقتی است که سرخی طرف مغرب که بعد از غروب آفتاب در آسمان پیدا می شود به کلی ناپدید شود ؛ ولی بعید نیست که وقت آن تا آخر وقت نماز مغرب باشد ؛ هر چند احتیاط آن است که در این صورت بدون نیت ادا یا قضا به جا آورند .
4_ نافلة «نماز عشاء» دو رکعت است که بنا بر احتیاط واجب نشسته می خوانند و دو رکعت آن یک رکعت ایستاده محسوب می شود ؛ و وقت آن بعد از تمام شدن نماز عشاء تا نیمه شب است و بهتر است بلافاصله پس از نماز عشاء خوانده شود .
5_ نافلة «نماز صبح» دو رکعت است و پیش از نماز صبح خوانده می شود ؛ و وقت آن بعد از گذشتن از نصف شب به مقدار خواندن یازده رکعت نماز شب است ؛ ولی احتیاط آن است که قبل از فجر اول نخوانند ؛ مگر آن که متصل به نماز شب بخوانند که در این صورت مانعی ندارد . و پایان وقت نافلة صبح هنگامی است که سرخی طرف مشرق نمایان شود .
6_ نافلة شب یازده رکعت است ؛ هشت رکعت آن به نیت «نافلة شب» _ به صورت چهار نماز دو رکعتی _ خوانده می شود و دو رکعت دیگر به نیت «نماز شفع» و یک رکعت به نیت «نماز وتر» می باشد . وقت نافلة شب از نیمه شب تا اذان صبح است و بهتر آن است که نزدیک اذان صبح خوانده شود .

(مسئله 829) در روز جمعه چهار رکعت به شانزده رکعت نماز نافلة ظهر و عصر افزوده می شود ؛ به این معنا که بیست رکعت نافله پیش از نماز ظهر و عصر خوانده می شود. و بهتر آن است که شش رکعت آن هنگام بالا آمدن آفناب ، شش رکعت نزدیک ظهر ، دو رکعت هنگام ظهر و شش رکعت پس از نماز جمعه خوانده شود .

(مسئله 830) اگر بخواهد نافلة ظهر و عصر را در غیر روز جمعه پیش از ظهر بخواند، بنا بر احتیاط به امید ثواب بخواند ؛ مگر آن که بداند در وقت آن نمی تواند بخواند که در این صورت به قصد ورود نیز می تواند به جا آورد .

(مسئله 831) نافلة ظهر و عصر را نباید در سفر خواند ؛ ولی نافلة عشاء را می توان در سفر به جا آورد و احتیاط آن است که به امید ثواب خوانده شود .

(مسئله 832) نمازهای نافله را باید دو رکعتی به جا آورد ؛ جز نماز وتر که یک رکعت می باشد . مستحب است در رکعت دوم نمازهای نافله و نیز در نماز وتر قنوت را بخوانند ؛ ولی در نماز شفع اگر بخواهند قنوت را به جا آورند به امید ثواب باشد .

(مسئله 833) نمازهای نافله را می توان نشسته خواند ؛ ولی بهتر است دو رکعت نماز نافلة نشسته را یک رکعت حساب کند .

(مسئله 834) مسافر و کسی که برای او سخت است نافلة شب را بعد از نصف شب بخواند ، می تواند آن را در اول شب به جا آورد.

نماز غفیله

(مسئله 835) نماز غفیله دو رکعت است و مستحب است بین نماز مغرب و عشاء خوانده شود ؛ وقت نماز غفیله بنا بر احتیاط بعد از نماز مغرب است تا هنگامی که سرخی خورشید از سمت مغرب به کلی ناپدید شود ؛ و اگر بخواهد بعد از این زمان بخواند به امید ثواب به جا آورد . در رکعت اول نماز غفیله باید پس از حمد به جای سوره این آیه را بخواند:
«وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَی فِی الظُّلُمَاتِ أَنْ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ .»
و در رکعت دوم پس از حمد به جای سوره این آیه را بخواند:
« وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُهَا إِلا هُوَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلا یَعْلَمُهَا وَلا حَبَّةٍ فِی ظُلُمَاتِ الأرْضِ وَلا رَطْبٍ وَلا یَابِسٍ إِلا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ .»
و در قنوت آن بگوید: «أللَّهُمَّ إنِّی أسْألُکَ بِمَفَاتِحِ الْغَیْبِ الَّتِی لایَعْلَمُهَا إلَّا أنْتَ أنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ تَفْعَلَ بی کَذَا و کَذَا » و به جای عبارت «أن تفعل بی کذا و کذا» حاجتهای خود را به زبان آورد ؛ آنگاه بگوید: «أللِّهُمَّ أنتَ وَلِیُّ نِعْمَتِی وَ الْقَادِرُ عَلَی طَلِبَتِی تَعْلَمُ حَاجَتی ، فَأسْألُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلام ، لَمَّا قَضَیْتَهَا لِی» بنا بر احتیاط وقت نماز غفیله تا حدود یک ساعت و نیم بعد از مغرب می باشد .

نماز اول وقت

(مسئله 836) از مستحبات بسیار مؤکد آن است که نماز را با اهتمام هر چه بیشتر در اول وقت بخواند و یکی از مکروهات شدیده تأخیر انداختن آن از اول وقت می باشد ، چنانکه در احادیث فراوانی برآن تأکید شده از جمله: ابی جعفر امام محمد باقر علیه السلام می فرماید:
نمازی که در اول وقت به سوی آسمانها برود ، با چهرة روشن و تابناک به سوی نمازگزار برمی گردد و می گوید: تو مرا محافظت داشتی خداوند تو را محافظت نماید و اگر در وقت خود و بدون رعایت حدود آن به تأخیر خوانده شود ، هنگام نماز بالا رود با چهرة تیره و تار به سوی صاحبش برمی گردد و می گوید: تو مرا ضایع کردی خدواند تو را ضایع و تباه سازد .

(مسئله 837) فرا رسیدن وقت نماز از سه راه ثابت می شود:
1_ انسان شخصا به آن علم پیدا کند .
2_ دو نفر شاهد عادل از روی اطلاع نه حدس و گمان گواهی دهند .
3_ بر اساس اذان شخص مؤذن آگاه و مورد وثوق اطمینان به دخول وقت پیدا کند .

(مسئله 838) کسی که نماز واجب بر عهده دارد اعم از این که ادا باشد یا قضا می تواند نماز مستحبی بخواند .

(مسئله 839) پس از داخل شدن وقت نماز ، کسی که نماز واجب خود را نخوانده می تواند مشغول نماز مستحبی شود مگر این که وقت نماز واجب تنگ باشد که در این صورت باید به آن مبادرت کند .

(مسئله 840) کسی که نماز واجب را پیش از دخول وقت بخواند باطل است ، مگر در یک صورت ، این که به اعتقاد دخول وقت آن را آغاز کند و پیش از آن که از
نماز فارغ شود وقت داخل گردد .

احکام قبله

(مسئله 841) قبله مسلمین کعبه معظمه و محازات آن است ، از اعماق زمین تا اوج آسمان .

(مسئله 842) کسی که عالما و عمداً برخلاف قبله نماز بخواند باطل است مطلقا در وسعت وقت نماز باشد و چه در ضیق وقت .

(مسئله 843) کسی که در مسجدالحرام و نزدیک کعبه است باید هنگام نماز به طور دقیق رو به کعبه ایستاده و کعبه را مقابل خود قرار دهد ولی کسانی که در جاهای دور قرار دارند اگر به گونه ای به سمت خانه خدا بایستند که گفته شود رو به قبله ایستاده اند کافی است .

(مسئله 844) نماز خواندن به سمت قبله یکی از سه حالت را دارد:
1_ اگر ایستاده نماز می خواند ، کافی است جلوی بدن مانند صورت و سینه به سمت قبله باشد و لازم نیست سر زانوها و انگشتان پا هم به طرف قبله باشد .
2_ چنانچه مجبور باشد نشسته نماز بخواند ، باید به گونه ای قرار گیرد که صورت ، سینه و سر دو زانوی او رو به قبله باشد .
3_ اگر مجبور باشد خوابیده نماز بخواند باید طوری به پهلوی راست بخوابد که جلو بدن او به سمت قبله باشد ، و اگر نمی تواند ، باید به پهلوی چپ به گونه ای بخوابد که جلو بدن او رو به قبله قرار گیرد ، و اگر به این طور هم نمی تواند باید به پشت به گونه ای بخوابد که کف پاهای او رو به قبله باشد .

(مسئله 845) نماز احتیاط و سجده یا تشهد فراموش شده حکم اصل نماز را دارد و باید رو به قبله خوانده شود ؛ همچنین بنا بر احتیاط واجب سجده سهو نیز همین حکم را دارد .

(مسئله 846) نمازهای مستحبی را اعم از نوافل یومیه و غیر یومیه را بالاختیار می توان در حال راه رفتن و یا سواره خواند ، و اگر کسی در این دو حال نماز مستحبی را بخواند لازم نیست رو به قبله باشد ، رکوع و سجود را به ایماء و اشاره انجام دهد و همچنین بالاختیار می تواند در نمازهای مستحبی سوره را نخواند .

(مسئله 847) جستجو برای پیدا کردن سمت قبله واجب است ، و نمازگزار می تواند به گفته دو شاهد عادل که از روی نشانه های حسی شهادت می دهند یا به قول کسی که از روی قاعده علمی قبله را می شناسند و محل اطمینان عمل کند ، و اگر هیچ یک از این راهها ممکن نشد ، باید به گمانی که از محراب مسجد مسلمانان یا قبور آنان یا از راههای دیگری پیدا می شود عمل نماید ، حتی اگر از گفته فاسق یا
کافری که به واسطه قواعد علمی قبله را می شناسد گمان به قبله پیدا کند کافی است .

(مسئله 848) کسی که گمان به قبله دارد چنانچه بتواند گمان قوی تری پیدا کند نمی تواند به گمان خود عمل نماید ، مثلاً اگر میهمان از گفته صاحبخانه گمان به قبله پیدا کند ولی بتواند از راه دیگر گمان بیشتری حاصل نماید ، نباید به گفته صاحبخانه قناعت کند .

(مسئله 849) اگر برای پیدا کردن قبله وسیله ای ندارد یا با این که کوشش کرده گمانش به طرفی نمی رود ، چنانچه وقت نماز وسعت دارد بنا بر احتیاط واجب چهار نماز به چهار طرف بخواند و اگر به اندازة چهار نماز وقت ندارد به اندازه ای که وقت دارد نماز بخواند ، مثلا اگر فقط به اندازة یک نماز وقت دارد ، باید نماز را به هر طرفی که می خواهد بخواند و بنا بر احتیاط مستحب قضای نماز را هم به جا آورد و باید نمازها را به گونه ای بخواند که یقین کند یکی از آنها رو به قبله بوده ، یا انحراف آن به طرف دست راست یا دست چپ قبله نرسیده باشد ، یعنی کمتر از 45 درجه باشد .

(مسئله 850) اگر یقین یا گمان کند که قبله در یکی از دو طرف است ، باید به هر دو طرف نماز بخواند ، ولی احتیاط مستحب آن است که در صورت گمان به هر چهار طرف نماز بخواند .

(مسئله 851) کسی که باید به چند طرف نماز بخواند اگر بخواهد نماز «ظهر و عصر یا مغرب و عشاء» را بخواند ، بهتر آن است که نماز اول را به هر چند طرفی که واجب است بخواند سپس نماز دوم را شروع کند .

(مسئله 852) کسی که یقین به قبله ندارد می تواند در کارهایی به جز نماز مانند سر بریدن حیوان که رو به قبله بودن در آن شرط است به گمان عمل نماید ، و اگر گمان ممکن نیست به هر طرف که انجام دهد صحیح است ، ولی در سر بریدن حیوان تا هنگامی که نیاز شدید پیدا نکرده بنا بر احتیاط ذبح نکند .

(مسئله 853) کسی که به طرفی که آن را قبله می دانست و یا دو شاهد عادل گواهی داده بود که آن طرف قبله است نماز بخواند و بعد از نماز کشف خلاف شود ؛ پس اگر قبله پیش روی او باشد و قبله میان سمت چپ و راستش باشد نمازش صحیح است و احتیاج به اعاده ندارد .

(مسئله 854) اگر در فرض بالا خیلی از قبله منحرف شده و قبله در سمت پشت سر او قرار گرفته ، اگر پیش از تمام شدن وقت متوجه شود باید آن را اعاده کند و اگر وقت نماز سپری شده نمازش صحیح است و قضا ندارد .

(مسئله 855) کسی که با آگاهی و یا گواهی شاهدان به سوی قبله ایستاده مشغول نماز است ، اگر در وسط نماز کشف خلاف شود اگر قبله پیش رویش در میان سمت راست و چپ بوده باشد به سوی قبله برمی گردد و نمازش را به اتمام
می رساند و اگر انحراف بیشتر از آن باشد نمازش باطل است باید آن را از سر بگیرد .

(مسئله 856) اگر عالماً و عامداً حیوانی را به طرف غیر قبله ذبح یا نحر کند آن مذبوح و منحور نجس و حرام است ، ولی اگر نسیانا یا جهلا یا در اثر ندانستن جهت قبله یا در اثر عدم امکان به طرف قبله بر خلاف قبله باشرایط شرعی ذبح یا نحر کند ، حرام نمی باشد .

(مسئله 857) اگر میت مسلمان را چه عمداً و چه نسیاناً و چه خَطئاً رو به قبله دفن نکرده باشد ، مادامی که بدن متلاشی نشده باشد ، یا هتک و اهانت نباشد واجب است نبش قبر کند و به سوی قبله دفن نماید .

ستر بدن در نماز

(مسئله 858) نمازگزار اگر مرد باشد باید هنگام خواندن نماز _ هر چند کسی او را نبیند _ عورتین خود را بپوشاند و بهتر است از ناف تا زانو را بپوشاند . و اگر نمازگزار زن باشد باید تمام بدن را بپوشاند ، ولی پوشاندن صورت به اندازه ای که در وضو شسته می شود و دست تا مچ و پا تا مچ لازم نیست ، اما برای آن که یقین کند مقدار واجب را پوشانده است باید مقداری از اطراف صورت و قدری پایین تر از مچ را هم بپوشاند .

(مسئله 859) موقعی که انسان قضای سجده یا تشهد فراموش شده را به جا می آورد بلکه بنا بر احتیاط واجب در موقع سجده سهو هم باید خود را همانند وقتی که نماز می خواند بپوشاند .

(مسئله 860) اگر نمازگزار عمدا عورت خود را نپوشاند نمازش باطل است ، بلکه اگر از روی ندانستن مسئله هم باشد _ چنانچه در یاد گرفتن مسئله کوتاهی کرده باشد _ باید نمازش را دوباره بخواند ، ولی اگر ندانستن او از روی داشتن عذری باشد _ یعنی جاهل قاصر باشد _ نمازش صحیح است .

(مسئله 861) اگر نمازگزار در بین نماز بفهمد جایی از بدن را که باید بپوشاند نپوشانده و پیدا بوده ، احتیاط واجب آن است که فوراً آن را بپوشاند و نماز را تمام کند و دوباره هم بخواند ، ولی چنانچه بعد از نماز بفهمد که در بین نماز پیدا بوده نمازش صحیح است .

(مسئله 862) انسان می تواند در نماز خود را به علف و برگ درختان بپوشاند ، ولی احتیاط مستحب آن است موقعی خود را به اینها بپوشاند که چیز دیگر نداشته باشد .

(مسئله 863) اگر غیر از گل هیچ چیز ندارد که در نماز خود را بپوشاند ، گل ساتر نیست و می تواند برهنه نماز بخواند .

(مسئله 864) اگر چیزی ندارد که در نماز خود را به آن ستر کند ، چنانچه احتمال دهد که پیدا می کند بنا بر احتیاط واجب باید نماز را تأخیر بیندازد و اگر چیز پیدا نکرد در آخر وقت مطابق وظیفه اش نماز بخواند .

(مسئله 865) کسی که می خواهد نماز بخواند اگر برای ستر خود حتی برگ درخت و علف نداشته باشد و احتمال ندهد که تا آخر وقت چیزی پیدا کند که خود را به آن سطر نماید ، در صورتی که نامحرم او را می بیند باید نشسته نماز بخواند و عورت خود را با ران خود بپوشاند و اگر کسی او را نمی بیند ایستاده نماز بخواند و جلو خود را با دست سطر نماید و در هر صورت رکوع و سجود را با اشاره انجام دهد و برای سجود سر را قدری پایین تر از اشاره با رکوع می آورد .

لباس نمازگزار

(مسئله 866) لباس نمازگزار دارای شش شرط می باشد: 1_ پاک باشد. 2_ مباح باشد. 3_ اجزای مردار نباشد. 4_ از اجزای حیوان حرام گوشت نباشد. 5 و 6_ اگر نمازگزار مرد است لباسش از ابریشم و طلاباف نباشد .
شرط اول: لباس نمازگزار باید پاک باشد . بنابراین اگر کسی از روی عمد با بدن یا لباس نجس نماز بخواند نمازش باطل است .

(مسئله 867) کسی که نمی دانسته با بدن و لباس نجس نماز باطل است و با آن حالت نماز خوانده ، چنانچه توجه داشته و در یاد گرفتن مسئله کوتاهی کرده باشد نمازش باطل است و در غیر این صورت نیز بنا بر احتیاط نمازش را دوباره بخواند .

(مسئله 868) کسی که در اثر ندانستن مسئله نجس بودن چیز نجسی را نمی دانسته و با آن نماز خوانده ، مثلا نداند که عرق شتر نجاست خوار نجس است و با آن نماز بخواند ، چنانچه در یاد گرفتن مسئله کوتاهی کرده باشد نمازش باطل است ، و در غیر این صورت نیز بنا بر احتیاط نمازش را دوباره بخواند .

(مسئله 869) کسی که پس از نماز متوجه نجس بودن بدن یا لباس خود شده نمازی که خوانده صحیح است ، و احتیاط مستحب آن است که اگر وقت مانده دوباره نماز را بخواند . و کسی که نجس بودن بدن یا لباس را می دانسته ولی فراموش کرده ، نمازهایی که خوانده باطل است ، و اگر وقت نماز گذشته بنا بر احتیاط واجب قضا نماید .

(مسئله 870) اگر کسی در بین نماز متوجه شود که بدن یا لباس او نجس است و بعد از توجه چیزی از نماز را نخوانده باشد ، یا بفهمد بدن یا لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا قبلاً نجس بوده ، یکی از دو صورت را دارد:
1_ صورتی که وقت نماز وسعت دارد . و در این فرض نیز دو حالت وجود
دارد:
الف: چنانچه طوری باشد که اگر بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض کند یا بیرون آورد صورت نماز به هم می خورد یا اگر لباس را بیرون آورد برهنه می ماند ، باید نماز را رها کند و با بدن و لباس پاک نماز بخواند .
ب: چنانچه به گونه ای باشد که صورت نماز به هم نمی خورد ، باید بدن یا لباس را تطهیر و یا عوض نموده و نماز را تمام کند و نمازش صحیح است .
2_ صورتی که وقت نماز تنگ است ، و در این فرض هم دو حالت وجود دارد:
الف: چنانچه آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس صورت نماز را به هم می زند باید با همان حال نماز را بخواند و نماز او صحیح است ، ولی در صورتی که لباس او نجس بوده احتیاطا قضای نماز را هم به جا آورد .
ب: چنانچه به گونه ای باشد که صورت نماز به هم نمی خورد ، باید بدن یا لباس را آب کشیده و یا عوض کند و نماز را تمام نماید .

(مسئله 871) کسی که در پاک بودن بدن یا لباس خود شک دارد و قبلاً نیز یقین به نجاست آن نداشته و بعد از نماز بفهمد که بدن یا لباسش نجس بوده است ، چنانچه بدون تفحص نماز خوانده بنا بر احتیاط مستحب نماز خود را دوباره بخواند ، و اگر بعد از تفحص نماز خوانده نمازش صحیح است .

(مسئله 872) اگر لباس را خودش آب بکشد و یقین کند که پاک شده و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاک نشده است ، نمازش صحیح است .

(مسئله 873) اگر خونی در بدن یا لباس خود ببیند و یقین کند که از خونهای نجس نیست ، مثلاً یقین کند که خون پشه و کنه است ، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خونهایی بوده که نمی شود با آن نماز خواند ، بنا بر احتیاط نماز را دوباره بخواند ، و اگر وقت گذشته قضا نماید .

(مسئله 874) هرگاه یقین کند خونی که در بدن یا لباس اوست خون نجسی است که نماز با آن صحیح می باشد ، مثلاً یقین کند که خون زخم یا دمل است ، چنانچه بعد از نماز بفهمد خونی بوده که نماز با آن باطل است ، بنا بر احتیاط نماز را دوباره بخواند ، و اگر وقت گذشته قضا نماید .

(مسئله 875) اگر نجس بودن چیزی را فراموش کند و در حال فراموشی بدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشی نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید ، نماز او صحیح است . ولی اگر بدنش با رطوبت به چیزی که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و بدون این که خود را آب بکشد غسل کند و نماز بخواند ، غسل و نمازش باطل است . و نیز اگر جایی از اعضای وضو با رطوبت به چیزی که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و پیش از آن که آنجا را آب بکشد
وضو بگیرد و نماز بخواند ، وضو و نمازش باطل می باشد .

(مسئله 876) کسی که یک لباس دارد اگر بدن و لباس او هر دو نجس شود و به اندازة آب کشیدن یکی از آنها آب داشته باشد ، چنانچه به واسطه سرما یا مانند آن نتواند لباس را بیرون آورد باید بدنش را آب بکشد و در لباس نجس نماز بخواند . و اگر می تواند لباسش را بیرون آورد ، پس در صورتی که وقت نماز وسعت دارد بنا بر احتیاط دو نماز بخواند: یکی در لباس نجس و یکی بدون لباس ، و اگر وقت تنگ است با همان لباس نجس نماز بخواند و احتیاطاً قضای آن را هم به جا آورد .
شرط دوم: لباس نمازگزار باید مباح باشد ، بنابراین کسی که می داند پوشیدن لباس غصبی حرام است ، چنانچه از روی عمد با لباس غصبی یا لباسی که نخ یا دکمه و یا چیز دیگر آن غصبی است نماز بخواند ، بنا بر احتیاط واجب باید نمازش را دوباره به جا آورد .

(مسئله 877) نماز کسی که غصبی بودن لباس را نمی دانسته یا فراموش کرده و یا مثلاً برای حفظ جان خود در لباس غصبی نماز خوانده صحیح است . ولی اگر خودش آن لباس را غصب نموده باشد و فراموش کرده یا نداند که لباس غصبی نماز را باطل می کند بنا بر احتیاط واجب باید دوباره نمازش را به جا آورد .

(مسئله 878) اگر با عین پولی که خمس یا زکات آن را نداده و از مال دیگری نیز آن را ادا نکرده ، لباس بخرد ، یا آن را به ذمه بخرد ، ولی هنگام معامله قصدش این باشد که بدهی خود را از همان پول خمس و زکات نداده بدهد ، حکم غصب را دارد و بنا بر احتیاط واجب نماز خواندن در چنین لباسی باطل است .

(مسئله 879) اگر چیز غصبی مانند قلم یا پول همراه او باشد و نماز خواندن با آن تصرف در آن چیز به حساب آید ، یعنی همراه حرکت بدن آن اشیاء هم حرکت کنند ، بنا بر احتیاط واجب نمازش را دوباره به جا آورد .

(مسئله 880) اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبی است و در بین نماز بفهمد باید فوراً لباس را عوض کند و لباس مباح بپوشد و اگر موالات به هم نخورده باشد نمازش صحیح است . ولی اگر موالات به هم می خورد به مقدار یک رکعت وقت دارد نمازش را بشکند و با لباس مباح نماز بخواند و اگر این مقدار وقت ندارد باید لباس غصبی را در حال نماز بیرون کند و به دستور نماز برهنگان نماز بخواند .
شرط سوم: لباس نمازگزار باید از اجزای دارای روح حیوان مرده ای که خون جهنده دارد نباشد ، بلکه بنا بر احتیاط واجب از اجزای دارای روح حیوان مرده ای که خون جهنده ندارد مانند ماهی و مار نیز نباشد ، خواه در لباس او به کار رفته
باشد یا همراه او باشد .

(مسئله 881) چیزهایی نظیر مو و پشم مردار حلال گوشت که روح ندارد چنانچه همراه نماز گزار بوده یا در لباس او به کار رفته باشد اشکال ندارد .
شرط چهارم: لباس نمازگزار باید از اجزای حیوانات حرام گوشت نباشد ، همچنین نباید از اجزای حیوان حرام گوشت مانند موی گربه به بدن یا لباس نمازگزار چسبیده باشد و یا این که همراه او باشد ، هر چند بنا بر احتیاط آن حیوان خون جهنده نداشته باشد .

(مسئله 882) اگر آب دهان یا بینی و یا رطوبت دیگری از حیوان حرام گوشت مانند گربه بر بدن یا لباس نمازگزار باشد ، چنانچه تر باشد نماز باطل است ، و اگر خشک شده و عین آن برطرف شده باشد نماز صحیح است .

(مسئله 883) اگر مو یا عرق و یا آب دهان انسان دیگری بر بدن یا لباس نمازگزار باشد اشکال ندارد .

(مسئله 884) اگر نمازگزار شک داشته باشد که لباسش از اجزای حیوان حلال گوشت است یا حرام گوشت _ چه در داخل کشور اسلامی تهیه شده باشد یا در خارج از آن _ نماز خواندن با آن مانعی ندارد .

(مسئله 885) اگر با لباسی که نمی دانسته از حیوان حرام گوشت است نماز بخواند ، نمازش صحیح است ، ولی چنانچه می دانسته و فراموش کرده باشد بنا بر احتیاط آن نماز را دوباره بخواند .

(مسئله 886) نماز خواندن با پوست و کرک خز اشکال ندارد ، ولی با پوست سنجاب محل اشکال است و باید اجتناب کرد .
شرط پنجم: اگر نمازگزار مرد است لباس او نباید طلاباف باشد و نماز مرد با لباس طلاباف باطل است ؛ بلکه پوشیدن لباس طلاباف برای مرد مطلقاً چه در نماز باشد یا غیر نماز حرام است .

(مسئله 887) زینت کردن به طلا مانندآویختن طلا به گردن ، انگشتر طلا به دست کردن و بستن ساعت طلا به دست برای مردان حرام ، و نماز خواندن با آن نیز بنا بر احتیاط باطل است و احتیاط واجب آن است که از عینک طلا هم استفاده نکنند ، ولی زینت کردن به طلا برای زنان چه در نماز یا غیر آن اشکال ندارد .

(مسئله 888) اگر از عینک یا انگشتر طلا در حال نماز استفاده نکند بلکه فقط همراه داشته باشد ، مثلاً در جیب خود بگذارد مانعی ندارد .

(مسئله 889) زینت کردن مردان به انگشتر پلاتین و امثال آن که از طلا ساخته نشده باشد اشکال ندارد ؛ همچنین گذاشتن دندان طلا در صورتی که ظاهر نباشد برای مرد اشکال ندارد و نماز با آن صحیح است .

(مسئله 890) اگر مردی نداند یا فراموش کند که انگشتر یا لباسش از طلاست و با آن نماز بخواند نمازش صحیح است ؛ همچنین اگر نداند که نماز خواندن در لباس طلاباف حرام و موجب بطلان نماز است و با آن نماز بخواند ، چنانچه در یاد گرفتن مسئله کوتاهی نکرده باشد نمازش صحیح است .
شرط ششم: اگر نمازگزار مرد است نباید لباس او از ابریشم خالص باشد ، و در غیر نماز نیز پوشیدن آن برای مرد حرام است ، حتی اگر آستر لباس یا جزئی دیگر از لباس او از ابریشم خالص باشد بنا بر احتیاط واجب پوشیدن آن برای مرد حرام و نماز در آن باطل است .

(مسئله 891) زن می تواند از لباس ابریشمی چه در نماز و غیر نماز استفاده نماید گرچه بهتر است با لباس ابریشمی نماز نخواند .

(مسئله 892) کسی که نمی داند لباسش از ابریشم است یا چیز دیگر می تواند آن را بپوشد و در آن نماز بخواند .

(مسئله 893) پوشیدن لباس غصبی ، ابریشم خالص ، طلاباف و لباسی که از اجزای حیوانات مرده تهیه شده در حال ضرورت و ناچاری اشکال ندارد ، و کسی که ناچار است و لباس دیگری غیر از اینها ندارد و تا آخر وقت هم ناچاری او از بین نمی رود ، می تواند با این لباسها نماز بخواند .

(مسئله 894) انسان باید از پوشیدن «لباس شهرت» یعنی لباسی که در نظر عرف زننده است و از جهت زنندگی انگشت نما و موجب هتک باشد خودداری کند ، ولی اگر با آن لباس نماز بخواند اشکال ندارد .

(مسئله 895) احتیاط واجب آن است که مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه در ملأعام نپوشد ، ولی اگر با آن لباس نماز بخواند اشکال ندارد ، و چنانچه پوشیدن آن به طور موقت و برای یک هدف عقلایی باشد مانعی ندارد .

(مسئله 896) کسی که ناچار است خوابیده نماز بخواند ، چنانچه برهنه باشد و لحاف یا تشک او نجس یا از ابریشم خالص و یا از اجزای حیوان حرام گوشت باشد ، احتیاط واجب آن است که خود را در نماز با آنها نپوشاند .

مواردی که لازم نیست بدن و لباس نمازگزار پاک باشد

(مسئله 897) در سه صورت اگر بدن یا لباس نمازگزار نجس باشد نماز او صحیح است:
1_ اگر بدن یا لباس نمازگزار به وسیله زخم ، جراحت و یا دملی که در بدن اوست خون آلود شده ، به شرط آن که آب کشیدن زخم و تعویض پانسمان آن به طور معمول سخت و مشکل باشد ، نماز با آن اشکال ندارد . ولی اگر زخم جزئی بوده و خیلی زود خوب می شود و آب کشیدن آن ضرر ندارد و آسان است ، باید هنگام نماز
آن را آب کشید ، مگر آن که مقدار خون آن از مساحت یک درهم کمتر باشد .
2_ اگر لباس نمازگزار به خون کمتر از یک درهم یا بدن او بنا بر احتیاط به خون کمتر از یک نخود آلوده شود نماز با آن اشکال ندارد .
3_ اگر نمازگزار در تمام وقت نماز غیر از نماز خواندن با لباس نجس راه دیگری نداشته باشد .

(مسئله 898) در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد نماز او صحیح است:
اول: اگر لباس کوچک یا هر چیز کوچک دیگری که همراه نمازگزار است مانند جوراب ، دستمال ، چاقو و انگشتر نجس باشد ، به شرط آن که از مردار و حیوان حرام گوشت برای زن و مرد و از ابریشم و طلا برای مرد ساخته نشده باشد . و ملاک در کوچکی لباس آن است که نتوان عورت را با آن پوشاند ، ولی همراه داشتن دستمال بزرگ و نجسی که می توان عورت را با آن پوشانید در نماز محل اشکال است .
دوم: اگر لباس مادری که پرستار کودک است با ادرار پسر بچه نجس شده باشد ، به شرط آنکه لباس دیگری نداشته و بنا بر احتیاط توان به دست آوردن آن را نیز نداشته باشد ، ولی در هر شبانه روز باید یک مرتبه آن را بشوید ، و بنا بر احتیاط واجب آن را برای اولین نماز بعد از نجس شدن آب بکشد . و نیز اگر بیشتر از یک لباس دارد ولی ناچار است همه آنها را بپوشد ، چنانچه شبانه روزی یک مرتبه به دستوری که گفته شد همه آنها را آب بکشد کافی است .

(مسئله 899) اگر جایی از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد به رطوبت زخم نجس شود ، نماز خواندن با آن جایز نیست ، ولی اگر مقداری از بدن یا لباس که معمولاً به رطوبت زخم آلوده می شود به رطوبت آن نجس شود ، نماز خواندن با آن مانعی ندارد .

(مسئله 900) اگر از زخمی که داخل دهان و بینی و مانند آن است خونی به بدن یا لباس برسد و به اندازه یک درهم یا بیشتر باشد ، احتیاط واجب آن است که با آن نماز نخواند . ولی نماز خواندن با خون بواسیر اشکال ندارد ، اگر چه دانه هایش در داخل باشد .

(مسئله 901) کسی که بدنش زخم است اگر در بدن یا لباس خود خونی ببیند و نداند از زخم است یا خون دیگر ، بنا بر احتیاط واجب با آن نماز نخواند ، مگر این که کمتر از اندازه درهم باشد .

(مسئله 902) چرک یا دارویی که معمولاً همراه زخم بوده و نجس می باشد حکم جراحت یا دُمل را دارد .

(مسئله 903) اگر چند زخم در بدن باشد ، چنانچه طوری نزدیک هم باشند که یک زخم حساب شود ، تا وقتی که همه خوب نشده اند نماز خواندن با خون آنها اشکال ندارد ، ولی چنانچه به قدری از هم دور باشند که هرکدام
یک زخم جدا حساب شود ، هرکدام که خوب شد و اندازة آن بیش از درهم بود باید برای نماز بدن و لباس را از خون آن آب بکشد .

(مسئله 904) اگر به اندازة سر سوزنی از خون حیض یا خون حیوان حرام گوشت یا خون مردار ، خون سگ ، خوک و کافر بلکه بنا بر احتیاط واجب از خون نفاس یا استحاضه یا خون انسان دیگر در بدن یا لباس باشد ، نماز باطل است ، ولی خونهای دیگر مثل خون خود بدن انسان یا خون حیوان حلال گوشت اگر چه در چند جای بدن یا لباس باشد در صورتی که مجموع آن کمتر از درهم در لباس یا کمتر از نخود در بدن باشد ، نماز خواندن با آن اشکال ندارد و در صورتی که شک کند به این مقدار رسیده یا نه ، چنانچه قبلاً به این اندازه نبوده نماز خواندن با آن اشکال ندارد .

(مسئله 905) خونی که به لباس بدون آستر می ریزد و به پشت آن می رسد یک خون حساب می شود ، ولی اگر پشت لباس جداگانه خونی شود و دو خون به هم برسند و یکی شوند بنا براحتیاط واجب باید هرکدام را جدا حساب نمود ، پس اگر مجموع آنها کمتر از یک درهم باشد نماز صحیح و اگر بیشتر از یک درهم باشد نماز در آن صحیح نیست .

(مسئله 906) اگر خون به لباسی که آستر دارد بریزد و به آستر آن برسد و یا به آستر بریزد و روی لباس خونی شود باید هرکدام را جداگانه حساب نمود .

(مسئله 907) اگر خون لباس کمتر از درهم باشد و رطوبتی به آن برسد ، در صورتی که خون و رطوبتی که به آن رسیده به اندازة درهم یا بیشتر شود و اطراف را آلوده کند نماز با آن باطل است ، بلکه اگر مجموع رطوبت و خون به اندازة درهم نشود و اطراف را هم آلوده نکند نماز خواندن با آن اشکال دارد ، مگر این که رطوبت خشک شود و عین آن برطرف گردد ؛ همچنین است حکم بدنی که به کمتر از یک نخود خون آلود شده و رطوبتی از خارج به آن رسیده باشد .

(مسئله 908) اگر بدن یا لباس به چیزی غیر از خون نجس شود ، گرچه کمتر از یک درهم یا یک نخود باشد نماز با آن باطل است ؛ همچنین است اگر به آب یا چیز دیگری که با خون نجس شده باشد ، نجس شود .

مستحبات و مکروهات لباس نمازگزار

(مسئله 909) چند چیز در لباس نمازگزار مستحب است از آن جمله: عمامه با تحت الحنک ، پوشیدن عبا و لباس سفید ، پوشیدن پاکیزه ترین لباسها ، استعمال بوی خوش ، دست کردن انگشتر عقیق و پوشاندن قدمهای پا برای زنها .

(مسئله 910) چند چیز در لباس نمازگزار مکروه است از آن جمله: پوشیدن
لباس سیاه یا چرکی و یا تنگ ، پوشیدن لباسی که نقش صورت دارد و باز بودن دکمه های لباس .

(مسئله 911) اگر پاپوش ، تن پوش ، عمامه و عبای نمازگزار مشکی باشد مانعی ندارد .

احکام مکان نمازگزار

مکان نمازگزار دارای شش شرط می باشد:
شرط اول: مباح باشد و نماز خواندن در فضای غصبی که نشستن و برخاستن و دیگر حرکتهای واجب نماز تصرف به شمار آید با توجه به غصب بودن نماز باطل است ؛ همچنین در جای غصبی گرچه روی فرش یا تخت غیر غصبی باشد باطل است ؛ ولی نماز زیر سقف و خیمة غصبی باطل نمی باشد .

(مسئله 912) نماز خواندن در ملکی که منفعت آن مال دیگری است بدون اجازه صاحب منفعت باطل است ، پس اگر صاحب خانه یا دیگری در خانة اجاره ای بدون اجازه مستاجر نماز بخواند نمازش باطل است ؛ همچنین نباید بدون اجازه در ملکی که دیگری حق دارد نماز خواند مثلاً اگر میت وصیت کرده باشد که یک سوم مال او را به مصرفی برسانند ، تا وقتی که یک سوم را جدا نکرده اند بنا بر احتیاط در ملک او نماز نخوانند .

(مسئله 913) اگر نماز گزار در مکان غصبی زندانی باشد می تواند نمازش را به طور معمول در آنجا بخواند ، یعنی لازم نیست که رکوع و سجودش را با اشاره انجام دهد ، تا کمتر در ملک غصبی تصرف نموده باشد ولی نباید بیش از مقداری که اقامت اجباری در آنجا ایجاب می کند تصرف زیانبار در آن ملک بنماید .

(مسئله 914) کسی که در مساجد ، مشاهد مشرفه و اماکن عمومی به محل سبقت گرفته و آن را در اختیار می گیرد تا از آنجا اعراض نکرده از دیگران شایسته تر است و ایجاد مزاحمت برای او حرام می باشد .

(مسئله 915) کسی که در مسجد نشسته اگر دیگری جای او را غصب کند و در آنجا نماز بخواند نمازش باطل است و باید در محل دیگر نماز خود را دوباره بخواند.

(مسئله 916) کسی که در خانه یا ملکی با دیگری شریک است ، چنانچه سهم او جدا نباشد بدون اجازه شریکش نمی تواند در آن خانه یا ملک تصرف کند و نماز بخواند .

(مسئله 917) کسی که به عین پولی که خمس و زکات آن را نداده ملکی بخرد ، تصرف در آن ملک حرام و نماز او نیز در آن باطل است ؛ همچنین است بنا بر احتیاط واجب اگر به ذمه بخرد ولی در موقع خریدن قصدش این باشد از مالی که
خمس یا زکاتش را نداده بپردازد .

(مسئله 918) اگر در جایی که نمی داند غصبی است یا غصبی بودن آن را فراموش کرده است نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد ، نمازش صحیح است ؛ ولی در صورتی که خودش غاصب بوده و بعد فراموش کرده باشد احتیاطا نمازش را دوباره بخواند .

(مسئله 919) اگر بداند جایی غصبی است ولی نداند که در جای غصبی نماز باطل است و در آنجا نماز بخواند ، در صورتی که ندانستن او به واسطه کوتاهی در یاد گرفتن باشد بنا بر احتیاط واجب نماز او باطل است .

(مسئله 920) تصرف در ملک میتی که خمس یا زکات در مال اوست حرام و نماز در آن باطل است ؛ مگر آن که بدهکاری او رابدهند .

(مسئله 921) میتی که به مردم بدهکار است یا خمس و زکات بدهکار می باشد ، در صورتی که بدهکاری به اندازه همة مال باشد ، تصرف در ملک او حرام و نماز در آن باطل است؛ ولی تصرفات جزئی که برای برداشتن میت معمول است اشکال ندارد . و اگر بدهکاری او کمتر از مالش باشد و ورثه تصمیم داشته باشند که بدهی او را بپردازند ، تصرفی که غیر از فروختن یا مصرف کردن مال باشد اشکال ندارد . بلکه با زیاد بودن مال میت فروختن یا مصرف کردن بعضی از آن در صورتی که مانع از پرداخت بدهکاری نباشد نیز اشکال ندارد .

(مسئله 922) اگر بعضی از وارثان میت صغیر یا دیوانه و یا غایب باشند ، تصرف در ملک آنها حرام و نماز در آن باطل است ؛ ولی تصرفات جزئی که برای برداشتن میت معمول است اشکال ندارد .

(مسئله 923) نماز خواندن در مسافرخانه یا جاهایی که برای واردین آماده است ، در صورتی که اطمینان پیدا شود که صاحبش راضی است اشکال ندارد ؛ و درصورت عدم اطمینان مشکل است . و در غیر این قبیل جاها در صورتی می توان نماز خواند که مالک آن اجازه دهد یا حرفی بزند که از آن معلوم شود برای نماز خواندن اجازه داده است ؛ مثلا اجازه دهد تا در ملک او بنشیند یا بخوابد که اینها فهمیده می شود برای نماز خواندن هم اجازه داده است .

(مسئله 924) در زمینهای بسیار وسیعی که دور از ده و چراگاه حیوانات است _ گرچه صاحبان آنها راضی نباشند _ نماز خواندن و نشستن و خوابیدن اشکال ندارد . و در زمینهای زراعتی که نزدیک ده است و دیوار ندارد _ اگر چه مالکین آنها صغیر و دیوانه باشند _ نماز و عبور و تصرفات جزئی که مضر به محصول زمین نیست اشکال ندارد ؛ ولی اگر یکی از صاحبانش ناراضی باشد بنا بر احتیاط تصرف در آن حرام و نماز باطل است .
شرط دوم: مکان نمازگزار باید آرام و بدون حرکت باشد ؛ بنابراین نماز
خواندن در وسایل نقلیه در حال حرکت که قهرا موجب حرکت زیاد و تکان خوردن انسان می شوند باطل است ؛ مگر در حال ناچاری _ مانند تنگی وقت _ که در این صورت نیز باید تا جایی که می تواند و صورت نماز به هم نمی خورد هنگام حرکت و تکان خوردن چیزی نخواند ، و هرگاه وسیله نقلیه از سمت قبله برگشت نمازگزار نیز خود را به سمت قبله بچرخاند .

(مسئله 925) در جایی که به واسطة احتمال باد و باران یا زیادی جمعیت و مانند آن اطمینان ندارد که بتواند نماز را تمام کند ، اگر به امید پیش نیامدن مانع و تمام کردن نماز شروع به نماز نماید اشکال ندارد ، و چنانچه به مانعی برنخورد نمازش صحیح است .
شرط سوم: از جاهایی نباشد که ماندن یا ایستادن در آن و یا نشستن روی آن حرام است ؛ بنابراین نباید زیر سقفی که در آستانة ویرانی است ، یا روی فرشی که نام خدا یا آیات قرآن روی آن نوشته شده نماز بخواند ؛ و اگر خواند احوط آن است که دوباره بخواند .

(مسئله 926) نماز خواندن روی قبور معصومین علیه السلام بلکه روی قبور علماء و بزرگان دین در صورتی که بی احترامی به آنان باشد حرام است ؛ و بنا بر احتیاط باید نماز خود را دوباره بخواند .

(مسئله 927) نمازگزار نباید در مشاهد مشرفه جلوتر از قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیه السلام _ در صورتی که بی احترامی باشد _ بایستد ؛ بلکه در صورتی هم که بی احترامی نباشد نایستد . و مساوی قبور آن بزرگواران نیز _ اگر موجب بی احترامی شود _ نماز نخواند ؛ و چنانچه نماز خواندن بی احترامی باشد حرام است و بنا بر احتیاط واجب باید دوباره بخواند .

(مسئله 928) اگر میان قبر و ضریح مطهر و نمازگزار چیزی مانند دیوار فاصله شود به طوری که موجب بی احترامی نباشد ، نماز خواندن اشکال ندارد ؛ ولی فاصله شدن صندوق شریف و ضریح و پارچه ای که روی آن افتاده کافی نیست .

(مسئله 929) بنا بر احتیاط مستحب زن در هنگام نماز عقب تر از مرد بایستد و جای سجدة او کمی عقبتر از جای ایستادن مرد باشد ؛ و چنانچه مساوی یا جلوتر از مرد بایستد نمازشان کراهت شدیده دارد ، بلکه احتیاط در ترک است ؛ ولی اگر میان زن و مرد چیزی مانند دیوار یا پرده فاصله شود و یا میان آنها حداقل ده ذراع (پنج متر) فاصله باشد کراهت نماز آنان برطرف می شود . و بنا بر احتیاط باید میان زن و مرد کمی فاصله باشد هر چند به اندازة یک وجب . و در حکمی که گفته شد میان زن و مرد محرم و نامحرم فرقی نیست .

(مسئله 930) بودن مرد و زن نامحرم در جای خلوت محل اشکال است ، و
احتیاط در نماز نخواندن در آنجاست ؛ ولی اگر یکی از آنها مشغول نماز باشد و دیگری که با او نامحرم است وارد شود ، نماز اولی اشکال ندارد . و مکان خلوت به جایی می گویندکه در معرض رفت و آمد نبوده و برای ارتباط آن دو در آنجا عرفاً مانع و رادعی در کار نباشد .

(مسئله 931) نماز خواندن در جایی که صدای لهو و لعب شنیده می شود یا انسان در معرض گناه دیگری قرار می گیرد محل اشکال است .
شرط چهارم: مکان نماز گزار باید به گونه ای باشد که نمازگزار بتواند راست بایستد، و هنگام رکوع و سجده به راحتی و به طور صحیح به رکوع و سجده می رود ؛ و اگر ناچار شود در جایی که سقف آن کوتاه یا مکان آن کوچک است نماز بخواند _ به گونه ای که نتواند راست بایستد یا جای رکوع و سجده داشته باشد _ باید به قدری که ممکن است قیام و رکوع و سجود را بجا آورد .
شرط پنجم: اگر مکان نمازگزار نجس است به طوری تر نباشد که رطوبت آن به بدن یا لباس نمازگزار برسد و او را نجس کند ؛ مگر نجاستی باشد که در نماز بخشیده شده است . (به مسائل 896 به بعد مراجعه شود)

(مسئله 932) جایی که نمازگزار پیشانی را بر آن می گذارد در هر حال باید پاک باشد ؛ پس در صورتی که نجاست آن خشک هم باشد نماز باطل می شود . و احتیاط مستحب آن است که مکان نمازگزار به طور کلی پاک باشد .
شرط ششم: جای پیشانی نمازگزار در حال عادی نباید از جای زانوهای او بیشتر از چهار انگشت بسته بالاتر یا پائین تر باشد ؛ و احتیاط واجب آن است که از جای سر انگشتان پا و دو کف دست او هم بیشتر از این مقدار پست تر یا بلند تر نباشد .

جاهایی که خواندن نماز در آنجا مستحب یا مکروه است

(مسئله 933) در شرع مقدس اسلام بسیار سفارش شده و مستحب است که نماز را در مسجد بخوانند ؛ و بهتر از همة مسجد ها ، مسجد الحرام است ؛ بعد از آن «مسجدالنبی صلی الله علیه و آله» در مدینه و بعد «مسجد کوفه» و «مسجد بیت المقدس» و سپس «مسجد جامع» در هر شهر و بعد از آن «مسجد محله» است .

(مسئله 934) در مسجد الحرام یک نماز برابر با صد هزار نماز بلکه اَلْفْ ، اَلْفْ برابر با (یک میلیون نماز) مساجد دیگر ، در مسجدالنبی صلی الله علیه و آله (ده هزار برابر مساجد دیگر) ، در مسجد اعظم کوفه و مسجد اقصی (هزار برابر مساجد دیگر) ، در مسجد جامع (بزرگترین مسجد هر شهری (یکصد برابر) ، در مسجد قبیله «مسجد محله» (برابر 25 نماز) ، در مسجد بازار (برابر 12نماز) است . نماز در بیع و کنائس بلامانع می باشد ، ولو بدون اذن آنان باشد .

(مسئله 935) نماز زن در منزل خود از هر جای دیگر برتر است و بهترین نقطه منزل برای زن اتاق کوچکی است که در اندرون خانه باشد . قال الصادق علیه السلام: خیر مساجد نسائکم البیوت .

(مسئله 936) تعطیل نگاه داشتن مساجد مکروه است و در روایات آمده است که سه چیز به درگاه خداوند متعال شکایت می کند:
1_ مسجد مخروبه ای که کسی در آن نماز نخواند .
2_ عالمی که در میان افرادی جاهل و نادان قرار بگیرد از او استفاده ننموده و حق او را ادا نکند .
3_ قرآنی که در گوشه ای آویخته و گرد و غبار بر آن نشسته باشد ؛ و مورد تلاوت و خواندن قرار نگیرد .

(مسئله 937) نماز در حرم مطهر امامان علیه السلام مستحب ، بلکه بهتر از بسیاری از مسجد هاست ؛ و نماز در حرم مطهر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام برابر دویست هزار نماز است .

(مسئله 938) زیاد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدی که نمازگزار ندارد مستحب است ؛ و همسایة مسجد چنانچه عذری نداشته باشد مکروه است در غیر مسجد نماز بخواند.

(مسئله 939) نماز خواندن در چند جا مکروه می باشد که از آن جمله است: داخل حمام ، مقابل انسان ، مقابل عکس و مجسمة هر چیزی که روح دارد _ مگر اینکه روی آن پرده بکشند _ و نیز در محلی که عکس باشد ، روبروی قرآن یا کتاب گشاده ، مقابل آتش و چراغ ، مقابل قبر و یا روی قبر و یا بین دو قبر و یا داخل قبرستان ؛ همچنین در کوچه ها و خیابانها اگر برای کسانی که عبور می کنند زحمت نباشد ، و چنانچه زحمت باشد حرام است .

(مسئله 940) کسی که در محل عبور مردم نماز می خواند یا کسی رو به روی اوست مستحب است جلوی خود چیزی بگذارد ؛ و اگر چوب یا ریسمانی هم باشد کافی است .

اذان و اقامه

(مسئله 941) مستحب است نمازگزار پیش از شروع نمازهای واجب یومیه اذان و اقامه بگوید _ خواه نمازگزار مسافر باشد یا نه ، و نماز قضا باشد یا ادا _ ولی پیش از نماز عید فطر و قربان مستحب است به جای اذان و اقامه سه مرتبه الصّلاه گفته شود ؛ و در نمازهای واجب دیگر مانند نماز میت سه مرتبه الصّلاه را به امید
ثواب بگوید .

(مسئله 942) مستحب است در روز اولی که بچه به دنیا می آید یا پیش از آن که بند نافش بیافتد در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویند .

(مسئله 943) اذان هجده جمله است: چهار مرتبه: «أَللهُ أَکْبَر» ، دو مرتبه: «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إلّا الله» ، دو مرتبه: «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله» ، دو مرتبه: «حَیَّ عَلَی الصَّلاةِ» ، دو مرتبه: «حَیَّ عَلَی الْفَلاحِ» ، دومرتبه: «حَیَّ عَلی خَیْرِ الْعَمَلِ» ، دو مرتبه: «ألله أَکْبَرُ» و دو مرتبه: «لاإله إلااللهُ» .

(مسئله 944) اقامه هفده جمله است ؛ یعنی دو مرتبه: «أللهُ أَکْبَرُ» از اول اذان و یک مرتبه «لا إلَه إلا اللهُ» از آخر آن کم می شود ، و بعد از گفتن «حَیَّ عَلی خَیْرِ الْعَمَل» دو مرتبه «قَدْ قامَتِ الصَّلاة» اضافه می گردد .

(مسئله 945) جملة «أَشْهَدُ أنَّ عَلِیاً وَلِیُّ الله» گرچه جزء اذان و اقامه ذکر نشده است ولی خوب است آن را پس از «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله» رجاءً به قصد قربت و جزء استحباب نفسی بگوید .

(مسئله 946) نباید میان جمله های اذان واقامه بیش از مقدار معمول فاصله شود ؛ وگرنه باید آن را از سر بگیرد .

(مسئله 947) انسان نباید بین اذان و اقامه فاصله بیاندازد ؛ و اگر بیشتر از معمول فاصله اندازد به طوری که اذان گفته شده اذان این اقامه حساب نشود ، مستحب است دوباره اذان و اقامه را بگوید . همچنین اگر بین اذان و اقامه و نماز به قدری فاصله اندازد که اذان و اقامة آن نماز حساب نشود ، مستحب است دوباره برای آن نماز اذان و اقامه بگوید .

(مسئله 948) اذان و اقامه باید به عربی صحیح و به ترتیبی که گفته شد پس از
فرا رسیدن وقت نماز گفته شود .

(مسئله 949) اذان باید پیش از اقامه گفته شود و اگر پس از آن بگویند صحیح نیست.

(مسئله 950) اگر کلمات اذان و اقامه را بدون ترتیب بگوید مثلا «حَیَّ عَلَی الْفَلاح»را پیش از «حَیَّ عَلَی الصَّلاة» بگوید ، باید از جایی که ترتیب به هم خورده دوباره بگوید .

(مسئله 951) مستحب است انسان هنگام گفتن اذان رو به قبله بایستد و با وضو یا غسل باشد و دستها را به گوش بگذارد و صدا را بلند نماید و بکشد ، و بین جمله های اذان کمی فاصله بیندازد و بین آنها حرف نزند .

(مسئله 952) انسان در اقامه ایستاده و با وضو و بنا بر احتیاط واجب رو به قبله و بدنش آرام باشد ؛ و مستحب است اقامه را از اذان آهسته تر بگوید و جمله های آن را به هم نچسباند ؛ ولی به اندازه ای که بین جمله های اذان فاصله می اندازد بین جمله های اقامه فاصله نیندازد .

(مسئله 953) مستحب است بین اذان و اقامه یک قدم بردارد و یا بنشیند یا سجده کند یا ذکری بگوید یا دعا بخواند یا قدری ساکت باشد یا حرفی بزند و یا دو رکعت نماز بخواند ؛ ولی حرف زدن میان اذان و اقامة نماز صبح مستحب نیست ، بلکه بعید نیست مکروه باشد . و نماز خواندن بین اذان و اقامة نماز مغرب را به امید ثواب به جا آورد یا اصلا به جا نیاورد .

(مسئله 954) مستحب است کسی را که برای گفتن اذان معین می کنند عادل و وقت شناس بوده و صدایش بلند باشد و اذان را در جای بلند بگوبد .

(مسئله 955) اذان و اقامة نماز جماعت را باید مرد بگوید ؛ ولی در جماعت زنان اگر زن اذان و اقامه بگوید کافی است .

(مسئله 956) در پنج نماز اذان ساقط می شود:
اول: نماز عصر روز جمعه که به دنبال نماز جمعه خوانده می شود .
دوم: نماز عصر روز عرفه که روز نهم ذی حجه است در عرفات .
سوم: نماز عشای شب عید قربان ، برای حجاجی که از عرفات عازم مشعرالحرام هستند .
چهارم: نماز عصر و عشای زن مستحاضه .
پنجم: نماز عصر و عشای کسی که نمی تواند از بیرون آمدن ادرار و یا مدفوع خود جلوگیری کند .
در این پنج نماز اذان در صورتی ساقط می شود که با نماز قبلی فاصله نشود یا فاصلة کمی بین آنها باشد ؛ بلکه در هر جا که بین دو نماز جمع می کنند بنا بر
احتیاط برای نماز دوم اذان نگویند . و ظاهرا با خواندن نافله فاصله حاصل می شود .

(مسئله 957) اگر برای نماز جماعتی اذان و اقامه گفته باشند ، کسی که با آن جماعت نماز می خواند نباید برای نماز خود اذان و اقامه بگوید .

(مسئله 958) اگر برای خواندن نماز جماعت به مسجد رود و ببیند جماعت تمام شده در صورتی که برای آن جماعت اذان و اقامه گفته باشند ، بنا بر احتیاط واجب تا هنگامی که صفها به هم نخورده و جمعیت پراکنده نشده باشد نمی تواند برای نماز خود اذان و اقامه بگوید .

(مسئله 959) کسی که اذان و اقامه دیگری را می شنود مستحب است آن را تکرار کند ؛ ولی بهتر است به جای «حَیَّ عَلَی الصَّلاة» تا «حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَل» به امید ثواب «لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ الّا بِالله» بگوید ؛ و نیز بهتر است اقامه را به امید ثواب تکرار نماید .

(مسئله 960) کسی که اذان و اقامة دیگری را شنیده _ چه با اوگفته باشد یا نه _ در صورتی که بین آن اذان و اقامه و نمازی که می خواهد بخواند زیاد فاصله نشده باشد ، می تواند برای نماز خود اذان و اقامه نگوید .

(مسئله 961) اگر پیش از گفتن اقامه شک کند که اذان گفته یا نه ، بنا بگذارد که نگفته است ؛ ولی اگر مشغول اقامه است و شک کند که اذان گفته است یا نه ، گفتن آن لازم نیست .

(مسئله 962) کسی که اذان و اقامه و یا یکی از آنها را فراموش کرده مشغول نماز شود ، مستحب است نماز را قطع کرده آنها را تدارک نماید ، خصوصاً اگر پیش از رکوع یادش بیاید و به ویژه اگر پیش از آغاز به قرائت متذکر شود .

واجبات صلاة

(مسئله 963) واجبات نماز یازده چیز است: 1_ نیت 2_ قیام یعنی ایستادن 3_ تکبیره الاحرام یعنی گفتن «الله اکبر» در اول نماز 4_ رکوع 5_ سجود 6_ قرائت 7_ تشهد 8 _ سلام 9_ ذکر 10_ ترتیب 11_ موالات یعنی پی در پی بودن اجزای نماز .

(مسئله 964) از میان واجبات نماز پنج مورد آن رکن است:
1_ نیت
2_ تکبیره الاحرام
3_ قیام در موقع گفتن تکبیره الاحرام و قیام متصل به رکوع ، یعنی ایستادن پیش از رکوع .
4_ رکوع
5_ دو سجده

(مسئله 965) اجزای رکنی صلاه آن می باشد که نمازگزار آن را چه عمداً و چه سهواً در نماز اضافه نماید ، مثلاً دو رکوع متصلاً انجام دهد و یا آن جزء رکنی را در نماز ترک کند نماز باطل است ؛ اما در غیررکن اگر از روی اشتباه ترک و یا اضافه کند نماز باطل نیست و فقط در صورت عمد نمازش باطل می شود ؛ ولی باید توجه داشت که زیاد شدن نیت در نماز متصور نیست ، و زیاد شدن قیام بدون زیاد شدن تکبیره الاحرام یا رکوع ممکن نمی باشد و باطل شدن نماز به زیاد شدن تکبیره الاحرام از روی اشتباه محل اشکال است .

احکام واجبات و ارکان نماز

نیت

نماز از عباداتی است که احتیاج به نیت دارد و باید همة افعال آن به نیت این که از اجزای نماز است قربتً الی الله انجام داده شود .

(مسئله 966) «نیت» یعنی تصمیم و اراده بر انجام کار و اگر انسان به کاری که انجام می دهد توجه داشته باشد قهراً نیت و ارادة آن کار را خواهد داشت ، انسان باید عبادات و از جمله نماز را به نیت قربت یعنی برای انجام فرمان خدواند عالم به جا آورد و لازم نیست نیت را از قلب خود بگذراند یا به زبان بگوید که مثلاً چهار رکعت نماز ظهر می خوانم قربتً الی الله ، بلکه در نماز احتیاط که در موارد شک در رکعات خوانده می شود نباید به زبان بگوید .

(مسئله 967) انسان باید فقط برای انجام فرمان خدا نماز بخواند و انگیزة دیگری نداشته باشد ، پس اگر برای ریا یعنی نشان دادن به مردم باشد یا خدا و مردم هر دو را در نظر بگیرد نماز او باطل است اما اگر ریا در قلب نمازگزار خطور نماید ولی تأثیر در عمل او نداشته باشد نماز او صحیح است .

(مسئله 968) اگر قسمتی از نماز را هم برای غیر خدا به جا آورد نماز باطل می شود ، چه آن قسمت واجب باشد مثل حمد و سوره ، و چه مستحب باشد مانند قنوت ، بلکه اگر تمام نماز را برای خدا به جا آورد ولی برای نشان دادن به مردم در جای مخصوص مثل مسجد ، یا در وقت مخصوص مثل اول وقت ، و یا به طرز مخصوصی مثلا با جماعت نماز بخواند نمازش باطل است .

(مسئله 969) تعیین شماره رکعتهای نماز لازم نیست ، ولی نمازگزار باید هنگام شروع نماز متوجه باشد نمازی را که قصد دارد بخواند نماز ظهر است یا عصر ، نماز قضاست یا ادا و نیز در مثل نماز صبح و نافله آن که تعین هرکدام متوقف بر قصد وجوب یا استحباب می باشد باید نیت وجوب یا استحباب نماید .

(مسئله 970) اگر نماز بخواند مجمل باشد و بدون تعیین باطل است مثلاً یک نماز چهار رکعتی بخواند و معین نکند که نماز ظهر است یا عصر یا نماز دو رکعتی بخواند و معین ننماید که مستحب است یا واجب مگر از موارد قصد مافی الذمه باشد .

(مسئله 971) انسان باید از آغاز تا پایان نماز یا هر عبادت دیگر به نیت خود باقی باشد و اگر مثلاً در بین نماز چنان غافل شود که اگر از او بپرسند که نداند چه می کند نمازش باطل می باشد .

(مسئله 972) اگر در نماز ظهر یا در نماز عصر نیت کند که چهار رکعت نماز می خوانم و معین نکند ، ظهر است یا عصر ، نماز او باطل است و نیز کسی که مثلاً قضای نماز ظهر بر او واجب است ، اگر در وقت نماز ظهر بخواهد نماز قضا یا نماز ظهر را بخواند باید نمازی را که می خواند در نیت معین کند .

قیام (ایستادن) در نماز

(مسئله 973) «قیام هنگام گفتن تکبیره الاحرام» ، و قیام پیش از رکوع که آن را «قیام متصل به رکوع» می نامند ، «رکن» است ، ولی قیام موقع خواندن حمد و سوره و قیام پس از رکوع رکن نیست ، واگر از روی فراموشی ترک شود نماز صحیح است .

(مسئله 974) واجب است نمازگزار پیش از گفتن تکبیره الاحرام و پس از آن مقداری بایستد تا یقین کند که در حال ایستادن تکبیر گفته است .

(مسئله 975) نمازگزار هنگام قیام باید راست بایستد و از خم شدن به اطراف خود و کجی بپرهیزد .

(مسئله 976) موقعی که نمازگزار ایستاده است بنا بر احتیاط واجب باید بدنش آرام بوده و از تکیه کردن به دیوار یا عصا و یا چیز دیگر خودداری کند ، ولی اگر از روی ناچاری و یا در حال خم شدن برای رکوع پاها را حرکت دهد اشکال ندارد .

(مسئله 977) اگر در موقعی که ایستاده از روی فراموشی بدن را حرکت دهد یا به طرفی خم شود و یا به جایی تکیه کند اشکال ندارد ولی در قیام موقع گفتن تکبیره الاحرام و قیام متصل به رکوع اگر چه از روی فراموشی باشد بنا بر احتیاط نماز را تمام کند و دوباره بخواند هرچند در صورت تکیه دادن یا حرکت از روی فراموشی صحت نماز خالی از قوت نیست مگر آن که ایستادن صدق نکند .

(مسئله 978) کسی که می تواند درست بایستد اگر پاها را خیلی گشاد بگذارد که به حال ایستادن معمولی نباشد ، نمازش باطل است .

(مسئله 979) احتیاط واجب آن است که در موقع ایستادن هر دو پا روی زمین باشد ؛ ولی لازم نیست سنگینی بدن روی هر دو پا انداخته شود . و حرکت دستها و انگشتها اشکال ندارد ؛ گرچه بنا بر احتیاط مستحب آنها را هم حرکت ندهند .

(مسئله 980) اگر در بین خواندن حمد و سوره یا تسبیحات بدن نمازگزار بی اختیار حرکت کند به طوری که از حالت آرام بودن خارج شود ، احتیاط آن است که پس از آرام گرفتن دوباره همان جمله ای را که در حال حرکت خوانده بخواند .

(مسئله 981) اگر نمازگزار بخواهد در نماز کمی جلو یا عقب رود یا کمی بدن را به طرف راست یا چپ حرکت دهد ، بنا بر احتیاط واجب باید در آن حال چیزی نگوید .

(مسئله 982) بنا بر احتیاط واجب در موقع گفتن ذکرهای واجب نماز بلکه هنگام گفتن ذکرهای مستحبی نماز باید بدن بی حرکت و آرام باشد ؛ ولی جمله: بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ أقُومُ وَ أقْعُد را باید در حال برخاستن بگوید .

(مسئله 983) اگر در حال حرکت بدن ذکری بگوید _ مثلاً هنگام رفتن به رکوع یا سجده تکبیر بگوید _ چنانچه آن را به قصد ذکر خاصی که در نماز دستور داده اند بگوید ، باید احتیاطاً نماز را دوباره بخواند ؛ مگر این که به واسطه ندانستن مسئله بوده و در یاد گرفتن هم کوتاهی نکرده باشد ؛ ولی چنانچه به این قصد نگوید ، بلکه بخواهد ذکری گفته باشد نماز او صحیح است .

(مسئله 984) تا هنگامی که نمازگزار بتواند ایستاده و بدون تکیه زدن نماز بخواند نماز در حال تکیه باطل است ؛ و تا زمانی که بتواند با ایستادن و تکیه زدن نماز بخواند نماز در حال نشسته باظل است ؛ و تا هنگامی که بتواند نشسته و بدون تکیه زدن نماز بخواند نماز نشستة در حال تکیه باطل است ؛ و اگر بتواند نشسته و با تکیه بخواند نماز در حال خوابیده باطل است .

(مسئله 985) کسی که نشسته نماز می خواند اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بایستد و رکوع را ایستاده به جا آورد باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع رود ؛ و اگر نتواند باید رکوع را هم نشسته به جا آورد . همچنین کسی که خوابیده نماز می خواند اگر در بین نماز بتواند بنشیند باید مقداری را که می تواند نشسته بخواند ؛ و نیز اگر می تواند بایستد باید مقداری را که می تواند ایستاده بخواند ؛ ولی تا بدنش آرام نگرفته نباید چیزی بخواند .

(مسئله 986) اگر در بین نماز از هرگونه ایستادن عاجز شود باید بنشیند ؛ و اگر از نشستن هم عاجز شود باید بخوابد ؛ ولی تا بدنش آرام نگرفته نباید چیزی بخواند .

(مسئله 987) اگر نمازگزار به هیچ صورت نمی تواند بنشیند ، باید به طوری
که در احکام قبله گفته شد به پهلوی راست و رو به قبله بخوابد ؛ و اگر نمی تواند ، به پهلوی چپ و اگر آن هم ممکن نیست به پشت بخوابد ، به طوری که کف پاهای او رو به قبله باشد .

(مسئله 988) کسی که می تواند بایستد اگر بترسد که به واسطه ایستادن مریض شود یا ضرری به برسد ، می تواند نشسته نماز بخواند ؛ و اگر از نشستن هم بترسد می تواند خوابیده نماز بخواند .

(مسئله 989) کسی که احتمال می دهد تا آخر وقت عذرش برطرف می شود و می تواند ایستاده نماز بخواند ، باید احتیاطاً صبر کند و در آخر وقت برابر وظیفة خود عمل نماید ؛ همچنین کسی که احتمال می دهد در آخر وقت می تواند نشسته نماز بخواند ، در اول وقت به طور خوابیده نماز نخواند ؛ ولی اگر نماز را در اول وقت بخواند به قصد این که چنانچه در آخر وقت عذرش برطرف شد دوباره بخواند و عذرش باقی بماند ، نمازش صحیح است .

(مسئله 990) کسی که دارای عذر است و همة نماز یا بعضی از آن را نشسته یا خوابیده خوانده ، چنانچه در وقت نماز عذرش برطرف شود بنابراحتیاط دوباره نماز را کامل بخواند.

(مسئله 991) مستحب است نمازگزار در حال ایستادن شانه ها را پایین بیندازد ، دستها را روی رانها بگذارد ، انگشتها را به هم بچسباند ، جای سجده را نگاه کند ، سنگینی بدن را به طور مساوی روی دو پا بیندازد و با خضوع و خشوع نماز را به جا آورد .

تکبیره الاحرام

(مسئله 992) گفتن «الله اکبر» در آغاز هر نماز ، واجب و رکن است و باید دو کلمه «الله» و «اکبر» و نیز حروف آن پشت سر هم گفته شود . همچینن نمازگزار باید این دو کلمه را به عربی صحیح بگوید ؛ و اگر به عربی غلط یا ترجمه آن را بگوید کفایت نمی کند .

(مسئله 993) بنا بر احتیاط تکبیره الاحرام نماز را به کلمه ای که پیش از آن می گوید مثلاً به اقامه یا دعایی که پیش از آن می خواند نچسباند .

(مسئله 994) اگر نمازگزار بخواهد «الله اکبر» را به کلمه ای که بعد از آن می گوید ، مثلاً به «بسمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیم » بچسباند بنا بر احتیاط «ر» اکبر را ضمه بدهد .

(مسئله 995) هنگام گفتن تکبیره الاحرام باید بدن آرام باشد ؛ پس چنانچه از روی عمد در حال حرکت تکبیره الاحرام را بگوید نمازش را دوباره بخواند . و اگر
از روی اشتباه حرکت کند احتیاطاً نماز را تمام کند و دوباره بخواند ؛ هر چند در این حالت صحت تکبیر و نماز خالی از قوت نیست ، مگر این که ایستادن صدق نکند .

(مسئله 996) مستحب است هنگام گفتن تکبیره الاحرام و تکبیرهای دیگر نماز دستها را تا برابر گوش یا برابر صورت بالا ببرد .

(مسئله 997) تکبیر و حمد و سوره و ذکر و دعا را باید طوری بخواند که خودش بشنود ؛ و اگر به واسطه سنگینی گوش یا ناشنوایی و یا سرو صدای زیاد نمی شنود ، باید طوری بگوید که اگر مانعی نباشد بشنود .

(مسئله 998) کسی که لال است یا زبان او بیماری دارد به گونه ای که نمی تواند تکبیره الاحرام را درست بگوید ، باید هر طوری که می تواند بگوید ؛ و اگر به کلی توان گفتن آن را ندارد ، باید از قلب خود بگذراند و برای تکبیر با انگشت اشاره کند و اگر می تواند زبان را هم حرکت دهد.

(مسئله 999) اگر بعد از گفتن تکبیره الاحرام شک کند که آن را صحیح گفته یا نه ، چنانچه مشغول خواندن چیزی شده و شک کرده به شک خود اعتنا نکند ؛ و اگر چیزی نخوانده بنا بر احتیاط واجب صورت خود را از قبله برگرداند و سپس تکبیر را اعاده نماید ؛ و اگر با همان تکبیر نماز را تمام کند و دوباره بخواند بهتر است .

قرائت نماز

(مسئله 1000) در رکعت اول و دوم نمازهای یومیه باید پس از تکبیره الاحرام نخست سورة حمد و سپس بنا بر احتیاط واجب یک سورة کامل از سوره هایی که سجدة واجب ندارد خوانده شود ؛ ولی چنانچه وقت نماز چندان تنگ باشد که اگر سوره را بخواند قسمتی از نماز در خارج وقت خوانده می شود ، و یا ناچار شود که سوره را نخواند _ مثلاً بترسد دزد یا درنده و یا چیز دیگری به او صدمه بزند _ نباید سوره را بخواند ؛ و چنانچه در کاری زیاد عجله داشته باشد می تواند سوره را نخواند .

(مسئله 1001) ترتیب در خواندن «حمد و سوره» لازم است ؛ یعنی باید اول حمد و پس از آن سوره را بخواند . پس اگر از روی عمد سوره را پیش از حمد بخواند نمازش باطل است ؛ و چنانچه از روی اشتباه سوره را پیش از حمد بخواند و در بین آن یادش بیاید، سوره را رها کند و بعد از خواندن حمد سوره را از اول بخواند ؛ و اگر بعد از خواندن حمد یادش بیاید که سوره را قبلاً خوانده است ، لازم نیست حمد را دوباره بخواند بلکه فقط سوره را دوباره بخواند .

(مسئله 1002) کسی که حمد و سوره یا یکی از آنها را فراموش کرده و پس از رسیدن به رکوع متوجه شود نمازش صحیح است ، و بنا بر احتیاط واجب باید پس
از نماز برای هرکدام که فراموش کرده دو سجدة سهو به جا آورد ؛ ولی اگر پیش از آن که برای رکوع خم شود یا پس از خم شدن و پیش از رسیدن به حد رکوع متوجه شود ، باید حمد یا سوره و یا هر دو را _ هرکدام را که فراموش کرده _ بخواند .

(مسئله 1003) در نمازهای واجب انتخاب هر یک از سوره های قرآن به جز چهار سوره ای که سجدة واجب دارد (سجده ، فصّلت ، نجم و علق) بلااشکال است .
و اگر نمازگزار عمداً یکی از این چهار سوره را بخواند علی المشهور نماز باطل است ، ولی می توان گفت اگر آیه سجده را خوانده باشد ، بنا بر احتیاط واجب سجده را انجام دهد و سپس بایستد و حمد و سوره را بخواند و نماز را تمام نماید و دوباره آن را به جا آورد ؛ و اگر به آیه سجده نرسیده بنا بر احتیاط آن را رها کند و سورة دیگری بخواند و نماز را هم دوباره به جا آورد .

(مسئله 1004) اگر از روی اشتباه مشغول خواندن سوره ای شود که سجدة واجب دارد ، چنانچه پیش از رسیدن به آیة سجده بفهمد ، بنا بر احتیاط آن سوره را رها کند و سورة دیگری بخواند ، و چنانچه پس از خواندن آیة سجده بفهمد ، بنا بر احتیاط واجب در بین نماز سجدة آن را به جا آورد و آن سوره را تمام کند و یک سورة دیگر هم به قصد قربت مطلقه «یعنی به قصد تقرب به خداوند بدون نیت وجوب یا استحباب» بخواند و پس از آن دوباره نماز خود را بخواند .

(مسئله 1005) خواندن این سوره ها در نمازهای نافله مانعی ندارد و هنگامی که به آیه سجده برسد سجده اش را انجام می دهد ، سپس نماز را ادامه می دهد .

(مسئله 1006) کسی که سواره آیه سجده را بخواند یا بشنود ، اگر با سر به سجده اشاره کند کافی است و به جز نیت ، دیگر شرایط یاد شده و نهادن هفت عضو سجده بر روی زمین لازم نیست .

(مسئله 1007) در سجدة واجب قرآن رو به قبله بودن ، با وضو بودن ، پاک بودن بدن و لباس و دیگر شرایط نماز ، لازم نمی باشد و هر ذکری را هم که در سجده بگوید کفایت می کند .

(مسئله 1008) سجدة واجب قرآن در ابتدا تکبیر ، تشهد و سلام ندارد فقط مستحب است که پس از سر برداشتن از سجده تکبیر بگوید .

(مسئله 1009) اگر نمازگزار در حالی که نماز می خواند آیة سجده را بشنود به اشاره سجده کند ، نمازش صحیح است ؛ ولی بعد از نماز احتیاطاً سجده را دوباره به جا آورد . و چنانچه در حال نماز آیة سجده را گوش دهد حکم آن نظیر جایی است که آیة سجده را از روی اشتباه بخواند که در مسئله پیش گفته شد .

(مسئله 1010) در نماز مستحبی خواندن سوره لازم نیست ؛ اگر چه آن نماز به واسطة نذرکردن واجب شده باشد ؛ مگر آن که نماز متعارف بین مردم را نذرکرده باشد که در این صورت باید سوره را بخواند . و اگر در بعضی از نمازهای
مستحبی مثل «نماز وحشت» که سورة مخصوصی دارد بخواهد به دستور آن نماز رفتارکرده باشد باید همان سوره را بخواند .

(مسئله 1011) اگر پس از حمد یکی از سوره های «توحید یا کافرون» را شروع کند نمی تواند آن را رها کرده و سورة دیگری بخواند ؛ ولی اگر سورة دیگری را شروع کند ، تا هنگامی به نصف نرسیده می تواند آن را رها کند و سورة دیگری را بخواند .

(مسئله 1012) در نماز جمعه و نیز نماز ظهر روز جمعه مستحب است در رکعت اول پس از حمد «سورة جمعه» و در رکعت دوم پس از حمد «سورة منافقون» خوانده شود ؛ و اگر کسی مشغول یکی از اینها شود بنا بر احتیاط واجب نمی تواند آن را رها کند و سورة دیگری بخواند ؛ هر چند به نصف سوره نرسیده باشد .

(مسئله 1013) اگر نمازگزار در نماز جمعه یا نماز ظهر جمعه از روی فراموشی به جای سورة «جمعه و منافقین» سورة دیگری را _ گرچه سورة «توحید یا کافرون» باشد _ بخواند ، تا به نصف نرسیده می تواند آن را رها کند و سورة «جمعه یا منافقین» را بخواند ؛ ولی اگر از روی عمد سورة «توحید یا کافرون» را بخواند _ اگر چه به نصف نرسیده باشد _ بنا بر احتیاط واجب نمی تواند رها کند .

(مسئله 1014) اگر مقداری از سوره را فراموش کند یا از روی ناچاری _ مثلاً به واسطة تنگی وقت _ نشود آن را تمام نماید ، می تواند آن سوره را رها نموده و سورة دیگری بخواند ؛ اگر چه از نصف گذشته باشد یا سورة «توحید یا کافرون» باشد .

(مسئله 1015) دو سورة «فیل و قریش» با هم ، و نیز دو سورة «الضّحی و انشراح» با هم در نماز یک سوره محسوب می شوند ، و باید با همان ترتیبی که در قرآن آمده و با گفتن: «بِسمِ الله الرَّحْمن الرَّحیم» برای هر کدام خوانده شود .

(مسئله 1016) سوره ای که نمازگزار می خواهد بخواند بنا بر احتیاط واجب باید «بِسمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیم» آن را به نیت همان سوره بگوید ، پس نمی تواند اول«بِسمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» را بگوید و بعد سوره را انتخاب نماید ؛ و یا آن را به قصد سوره ای بگوید و سورة دیگری بخواند . زیرا «بِسمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» در هر سوره جزئیت دارد .

(مسئله 1017) بر زن و مرد نمازگزار واجب است که حمد و سورة نماز «ظهر و عصر» را آهسته بخوانند ؛ و بر مرد واجب است حمد و سورة نماز «صبح و مغرب و عشاء» را بلند بخواند ؛ و باید مواظب باشد که تمام کلمات حمد و سوره حتی حرف آخر آنها بلند خواند شود.

(مسئله 1018) زن می تواند حمد و سورة نماز «صبح و مغرب و عشاء» را بلند یا آهسته بخواند ؛ ولی اگر نامحرم صدایش را بشنود بنا بر احتیاط مستحب آهسته بخواند ؛ و اگر موجب تحریک نامحرم باشد واجب است که آهسته بخواند .

(مسئله 1019) ملاک در بلند و آهسته بودن صدا تشخیص عرف و نیز دارای جوهره بودن آن است . بنابراین اگر صدا به اندازه ای آهسته باشد که تنها خود او می شنود و به نظر مردم بلند به حساب نمی آید _ هرچند جوهره داشته باشد _ کافی نیست ؛ و نیز اگر صدای او جوهره ندارد _ گرچه دیگران هم بشنوند _ آهسته محسوب می شود و در جاهایی که باید بلند خوانده شود کفایت نمی کند .

(مسئله 1020) اگر کسی در خواندن حمد و سوره بیشتر از معمول صدایش را بلند کند _ مثلاً فریاد بکشد _ نمازش باطل است .

(مسئله 1021) اگر از روی عمد در جایی که باید حمد و سوره را بلند بخواند آهسته بخواند ، یا در جایی که باید آهسته بخواند بلند بخواند ، نمازش باطل می شود ؛ ولی اگر از روی فراموشی یا ندانستن مسئله باشد نمازش صحیح است . و چنانچه در بین خواندن متوجه اشتباه خود شد لازم نیست مقداری را که خوانده دوباره بخواند ؛ هر چند احوط است .

(مسئله 1022) بر هر فرد مسلمان واجب است که همة کلمات نماز را به شکل صحیح یاد بگیرد و هنگام خواندن نیز صحیح ادا کند؛ و افرادی که کلمات را درست نیاموخته اند باید در فراگیری آن بکوشند ؛ و کسی که به هیچ وجه نمی تواند صحیح آن را یاد بگیرد در صورت امکان بنا بر احتیاط کسی کلمات را به او تلقین نماید ؛ وگرنه هر طور که می تواند بخواند ، و بنا بر احتیاط مستحب در صورتی که برای او سخت نباشد نماز را به جماعت به جا آورد .

(مسئله 1023) اگر یکی از کلمات حمد وسوره را نداند یا عمداً آن را نگوید یا به جای حرفی حرف دیگر بگوید _ مثلاً به جای «ض» ، «ز» بگوید _ یا جایی را که باید بدون زیر و زبر خوانده شود زیر و زبر دهد و یا تشدید را نگوید ، نماز او باطل است .

(مسئله 1024) اگر زیر و زبر کلمه ای را نداند باید یاد بگیرد ؛ ولی اگر کلمه ای را که وقف کردن آخر آن جایز است همیشه وقف کند، یاد گرفتن زیر و زبر آن لازم نیست .

(مسئله 1025) تسبیحات اربعه و نیز ذکرهای رکوع ، سجود و تشهد باید به عربی صحیح خوانده شود ؛ و اگر مثلاً نداند کلمه ای به «س» است یا به «ص» باید یاد بگیرد ، و چنانچه به دو صورت بخواند نمازش باطل است .

(مسئله 1026) اگر کلمه ای را صحیح بداند و در نماز همان طور بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده ، اگر در یاد گرفتن صحیح آن کوتاهی کرده بنا بر احتیاط واجب
دوباره نماز را بخواند ؛ و در صورتی که کوتاهی نکرده و تصادفاً اشتباه یاد گرفته نماز او صحیح است .

(مسئله 1027) اگر بعد از «الف» یا «واو» یا «یاء» همزه یا حرفی که ساکن است بیاید و در یک کلمه باشند و قبل از الف «فتحه» و قبل از واو «ضمه» و قبل از یاء «کسره» باشد ، بنا بر احتیاط واجب باید این سه حرف را با مد بخوانند ؛ یعنی آن را حداقل به اندازة تلفظ دو «الف» بکشند . مثلاً در «وَ لَا الضّالّین» الف آن را با مد بخوانند .

(مسئله 1028) احتیاط مستحب آن است که در نماز «وقف به حرکت» نکند ؛ و معنای وقف به حرکت آن است که زیر (کسره ) یا زبر (فتحه) و یا پیش (ضمه) کلمه ای را بگویند و بین آن کلمه و کلمة بعدش فاصله بیندازند ؛ مثلاً بگویند: «الرَّحْمن الرَّحیم» و میم «الرَّحیم» را کسره بدهند و بعد قدری فاصله داده و کلمة بعدی را بخوانند .
همچنین احتیاط مستحب آن است که «وصل به سکون» ننمایند ؛ و معنای وصل به سکون آن است که کلمه ای را بدون حرکت آخرش به کلمة بعدی وصل نمایند ؛ مثلاً بگویند: «الرَّحْمن الرّحیمْ » و میم «الرَّحیم» را کسره ندهند و بلافاصله کلمة بعدی را بخوانند .

(مسئله 1029) نمازگزار در رکعت سوم و چهارم نماز می تواند فقط یک حمد بخواند یا سه مرتبه تسبیحات اربعه بگوید ؛ یعنی سه بار بگوید: «سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِ وَ لَاإلهَ إلّا اللهُ وَاللهُ أکْبَر» و اگر یک مرتبه هم تسبیحات اربعه را بگوید کافی است همچنین می تواند در یک رکعت حمد و در رکعت دیگر تسبیحات بگوید ؛ و بهتر است در هر دو رکعت تسبیحات بخواند .

(مسئله 1030) اگر تسبیحات اربعه را بیشتر از سه مرتبه به قصد ذکر بگوید اشکال ندارد ؛ ولی اگر به قصد آنچه در نماز دستور داده اند بگوید جایز نیست .

(مسئله 1031) بنا بر احتیاط در تنگی وقت نیز تسبیحات اربعه را سه مرتبه بگوید .

(مسئله 1032) بنا بر احتیاط واجب باید مرد و زن در رکعت سوم و چهارم نماز حمد یا تسبیحات را آهسته بخوانند ؛ و چنانچه به جای تسبیحات حمد بخوانند بنا بر احتیاط واجب حتی «بسم الله الرحْمن الرحیم» آن را هم آهسته بگویند .

(مسئله 1033) کسی که نمی تواند تسبیحات را یاد بگیرد یا درست بگوید باید در رکعت سوم و چهارم حمد بخواند .

(مسئله 1034) اگر در یکی از دو رکعت اول نماز به خیال این که دو رکعت
آخر است تسبیحات بگوید ، چنانچه پیش از رکوع بفهمد باید حمد و سوره را بخواند ؛ و اگر در رکوع یا بعد از آن بفهمد نمازش صحیح است ؛ و بنا بر احتیاط واجب برای ترک هر یک از حمد و سوره دو سجدة سهو به جا آورد ؛ و بنا بر احتیاط در هر دو صورت برای زیادی تسبیحات نیز دو سجده سهو به جا آورد .

(مسئله 1035) اگر در یکی از دو رکعت آخر نماز به خیال این که در دو رکعت اول است حمد بخواند ، یا در دو رکعت اول نماز به گمان این که در دو رکعت آخر است حمد بخواند _ چه پیش از رکوع بفهمد و یا بعد از آن _ نمازش صحیح است .

(مسئله 1036) اگر در رکعت سوم و چهارم بخواهد حمد بخواند و بدون قصد تسبیحات به زبانش بیاید ، یا بخواهد تسبیحات بخواند و حمد به زبانش بیاید ؛ باید آن را رها کرده و دوباره حمد یا تسبیحات را با قصد بخواند ؛ ولی اگر عادتش خواندن همان چیزی بوده که به زبانش آمده و در قلبش نیز قصد آن را داشته ، می تواند همان را تمام کند و نمازش صحیح است .

(مسئله 1037) کسی که عادت دارد در رکعت سوم و چهارم تسبیحات بخواند اگر بدون قصد مشغول خواندن حمد شود ، باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را با قصد بخواند .

(مسئله 1038) اگر نمازگزار در رکعت سوم یاچهارم شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه ، یکی از چهار صورت را دارد:
1_ چنانچه پیش از خم شدن به رکوع در حالی که مشغول استغفار نیست شک کند ، باید حمد و تسبیحات را بخواند .
2_ اگر به گمان این که تسبیحات را خوانده مشغول استغفار شود و شک کند ، بنا بر احتیاط تسبیحات را بخواند .
3_ اگر در حالی که خم شده ولی هنوز به حد رکوع نرسیده شک کند، بنا بر احتیاط بایستد و حمد یا تسبیحات را بخواند .
4_ اگر در حال رکوع و یا بعد از آن چنین شکی نماید ، به شک خود اعتنا نکند .

(مسئله 1039) هرگاه شک کند که کلمه ای را درست گفته یا نه ، اگر به چیزی که بعد از آن است مشغول نشده بنا بر احتیاط واجب آن کلمه را به طور صحیح بگوید . اگر به چیزی که بعد از آن است مشغول شده ، چنانچه آن چیز رکن باشد _ مثل این که در رکوع شک کند کلمه ای از سوره را درست گفته یا نه _ باید به شک خود اعتنا نکند . و اگر در رکن نباشد باز هم می تواند به شک خود اعتنا نکند ، ولی اگر احتیاطاً برگردد و آن کلمه را به طور صحیح بگوید اشکال ندارد ؛ و اگر چند مرتبه شک کند باز می تواند بگوید ؛ اما اگر به حد وسواس برسد نباید بگوید ، و اگر بگوید بنا بر احتیاط نمازش را دوباره بخواند .

(مسئله 1040) مستحب است نمازگزار کلمات حمد و سوره را و تسبیحات را شمرده و در حمد و سوره آخر آیات را وقف نموده و به معنای آیات توجه نماید ؛ و پس از خواندن سوره لحظه ای صبر کرده و سپس تکبیر پیش از رکوع را بگوید یا قنوت بخواند .

(مسئله 1041) مستحب است نمازگزار در رکعت اول پیش از خواندن حمد بگوید: «أعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم» و در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر، امام جماعت «بِسمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ» را بلند بگوید ؛ (ولی همان گونه که گذشت در نماز صبح ، مغرب و عشاء باید مردان تمام حمد و سوره را بلند بخوانند) ولی در نماز فرادی بلندگفتن آن خالی از اشکال نیست . و اگر نماز را به جماعت می خواند بعد از تمام شدن سورة حمد امام ، و اگر فرادی می خواند پس از تمام شدن سورة حمد خودش بگوید: «ألْحَمدُ للهَ رَبِّ الْعالَمینَ» .

(مسئله 1042) مستحب است نمازگزار پس از خواندن سورة توحید _ در رکعت اول باشد یا دوم _ یک یا دو یا سه مرتبه بگوید: «کَذلِکَ اللهُ رَبّی» یا «کَذلِکَ اللهُ رَبُّنا» ؛ و این ذکر ارتباطی به قنوت ندارد و نباید پس از سوره های دیگر گفته شود .

(مسئله 1043) مستحب است در رکعت سوم و چهارم پس از خواندن تسبیحات استغفار کند ؛ مثلاً بگوید: «أسْتَغْفِرُ اللهَ رَبّی وَ أتوبُ إلَیه یا أللّهُمَّ اغْفِرلی».

(مسئله 1044) مکروه است نمازگزار در تمام نمازهای یک شبانه روز سورة توحید را ترک کند . همچنین سوره ای را که در رکعت اول خوانده مکروه است در رکعت دوم بخواند ؛ ولی اگر سورة توحید را در هر دو رکعت بخواند مکروه نیست .

(مسئله 1045) کسی که قادر بر حفظ حمد و سوره نباشد می تواند از روی نوشته بخواند بلکه برای قادر ایضا خواندن از رو خالی از وجه نمی باشد .

رکوع نماز

(مسئله 1046) انسان باید در هر رکعت پس از حمد و سوره یا پس از خواندن تسبیحات با قصد رکوع به طور معمول به طرف جلو به اندازه ای خم شود که کف دستها به سر زانو برسد و بنا بر احتیاط دستها را به زانو بگذارد .

(مسئله 1047) رکوع رکن نماز است زیاد یا کم کردن آن در نماز _ چه عمداً و چه سهواً _ مبطل صلاه است ، مگر در نماز جماعت که اگر به قصد تبعیت از امام رکوع زیاد شود نماز باطل نمی شود .

(مسئله 1048) اگر به قصد کار دیگری غیر از رکوع _ مثلاً برای کشتن جانور _
خم شود، نمی تواند آن را رکوع حساب کند ؛ بلکه باید بایستد و دوباره برای رکوع خم شود ؛ و به واسطة این عمل رکن زیاد نشده و نماز باطل نمی شود .

(مسئله 1049) کسی که دست یا زانوی او با دست و زانوی دیگران فرق دارد، مثلاً دستهایش کوچک یا پاهایش بلندتر از معمول است ، باید به اندازة متعارف مردم خم شود به گونه ای که بگویند رکوع کرده است .

(مسئله 1050) کسی که نشسته نماز می خواند باید برای رکوع به اندازه ای خم شود که اگر ایستاده رکوع می کرد کمرش را خم می نمود ؛ و بهتر است به قدری خم شود که صورتش نزدیک جای سجده برسد . و کسی که خوابیده نماز می خواند باید برای رکوع و سجده اشاره کند.

(مسئله 1051) هرگاه نتواند به اندازة رکوع خم شود باید به چیزی تکیه دهد و رکوع کند ؛ واگر موقعی هم که تکیه داده نتواند به طور معمول رکوع کند باید به هر اندازه می تواند خم شود و اشاره هم بنماید ؛ واگر هیچ نتواند خم شود باید موقع رکوع بنشیند و نشسته رکوع کند ، و احتیاط مستحب آن است نماز دیگری هم بخواند و برای رکوع آن در حال قیام با سر اشاره کند .

(مسئله 1052) کسی که در حال ایستاده می تواند برای رکوع با سر اشاره کند و در حال نشسته هم نمی تواند رکوع کند ولی می تواند کمی خم شود ، باید ایستاده نماز بخواند؛ و احتیاط واجب آن است که نماز دیگری هم بخواند و موقع رکوع آن بنشیند و هر قدر می تواند برای رکوع خم شود .

(مسئله 1053) کسی که پس از خم شدن و رسیدن به حد رکوع و آرام گرفتن بدن از رکوع سر بردارد و دوباره به قصد رکوع به اندازة رکوع خم شود ، نمازش باطل است و باید دوباره بخواند .

(مسئله 1054) نمازگزار باید در رکوع ذکر بگوید و گفتن هر ذکری کافی است مانند: «ألْحَمْدُ لله، أللّهُ أکْبَر، سُبْحانَ الله، لاإله إلاالله» ؛ ولی احتیاط واجب آن است که اگر «سُبحان اللّه» را خواست بگوید سه مرتبه بگوید ، و اگر غیر آن را خواست بگوید نیز سه مرتبه بگوید و از اندازة سه مرتبه: «سُبْحانَ اللهِ» یا یک مرتبه: «سُبْحانَ رَبِّیَ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِه» کمتر نباشد ؛ و احوط آن است که تسبیحی را که بیان شد اختیار نماید .

(مسئله 1055) مستحب است نمازگزار در رکوع ذکر«سُبْحانَ رَبِّیَ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِه» را سه یا پنج یا هفت مرتبه بلکه بیشتر بگوید ؛ ولی در حال بیماری گفتن یک مرتبه «سبحان الله» کفایت می کند .

(مسئله 1056) ذکر رکوع باید دنبال هم و به عربی صحیح گفته شود . همچنین
باید به مقدار ذکر واجب بدن آرام باشد ؛ و در ذکر مستحب نیز چنانچه آن را به قصد ذکری که برای رکوع دستور داده اند بگوید بنا بر احتیاط واجب آرام بودن بدن لازم است .

(مسئله 1057) اگر موقعی که ذکر واجب را می گوید بی اختیار یا از روی اشتباه به قدری حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج شود ، بنا بر احتیاط واجب پس از آرام گرفتن بدن دوباره آن را به قصد قربت مطلقه (به قصد تقرب به خدای متعال ، بدون نیت وجوب یا استحباب) بگوید ؛ ولی اگر کمی حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج نشود اشکال ندارد .

(مسئله 1058) اگر پیش از آن که به مقدار رکوع خم شود و بدن آرام گیرد عمداً ذکر رکوع را بگوید ، در صورتی که به همین ذکر اکتفا کند نمازش باطل است ؛ بلکه اگر دوباره در حال آرامش بدن ذکر را بگوید بنا بر احتیاط واجب نمازش را تمام کرده و دوباره بخواند .

(مسئله 1059) اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب عمداً سر از رکوع بردارد نمازش باطل است ؛ و اگر از روی اشتباه سر بردارد ، چنانچه پیش از آن که از حال رکوع خارج شود یادش بیاید که ذکر رکوع را تمام نکرده ، باید در حال آرامی بدن دوباره ذکر را بگوید ؛ و اگر بعد از آن که از حال رکوع خارج شد یادش بیاید نماز او صحیح است ، و بنا بر احتیاط واجب دو سجدة سهو به جا آورد .

(مسئله 1060) اگر نتواند به مقدار ذکر واجب در رکوع بماند ، چنانچه بتواند پیش از آن که از حد رکوع بیرون رود ذکر را بگوید ، باید در آن حال ذکر را تمام کند ؛ و اگر نتواند بنا بر احتیاط در حال برخاستن سه مرتبه «سُبحانَ اللّه» بگوید تا حداقل یکی از آنها در حال رکوع گفته شود .

(مسئله 1061) اگر به واسطة بیماری و مانند آن نتواند در رکوع آرام بگیرد نمازش صحیح است ؛ ولی باید پیش از آن که از حالت رکوع خارج شود ذکر واجب را بگوید .

(مسئله 1062) پس از تمام شدن ذکر رکوع باید راست بایستد و پس از آرام گرفتن بدن به سجده رود ؛ و اگر عمداً پیش از ایستادن یا پیش از آرام گرفتن بدن به سجده رود نمازش باطل می شود .

(مسئله 1063) اگر نمازگزار رکوع را فراموش کند ، پس اگر پیش از آن که به سجده برسد یادش بیاید ، بایستد و بعد به رکوع رود ؛ واگر به حالت خمیدگی به رکوع برگردد نمازش باطل است. چون قیام متصل به رکوع که رکن است ترک می شود و اگر بعد از آن که پیشانی به زمین رسید یا بعد از سجدة اول و پیش از شروع سجدة دوم یادش بیاید ، بنا بر احتیاط واجب باید بایستد و رکوع را به جا آورد و نماز را تمام کند و دو سجدة سهو برای سجدة زیادی به جا آورد و دوباره هم
نماز را بخواند .

(مسئله 1064) مستحب بلکه احوط است پیش از رفتن به رکوع در حال که راست ایستاده تکبیر بگوید و حتی الامکان ترک نشود ؛ و برای تکبیر دستها را بلند کند و در رکوع پشت را صاف نگه دارد و گردن را بکشد و مساوی پشت نگه دارد و بین دو قدم را نگاه کند و پیش از گفتن ذکر یا بعد از ان صلوات بفرستد ؛ و بعد از آن که از رکوع برخاست و راست ایستاد در حال آرامی بدن بگوید: «سَمِعَ اللّهُ لِمُنْ حَمِدَهُ» .

(مسئله 1065) مستحب است در رکوع مرد زانوها را به عقب دهد ، و زن دستها را از زانو بالاتر بگذارد و زانوها را به عقب ندهد .

سجود نماز

اشاره

«سجده» عبارت است از نهادن پیشانی بر زمین برای خضوع در پیشگاه خدای سبحان.

(مسئله 1066) نمازگزار باید در هر رکعت از نمازهای واجب و مستحب پس از رکوع دو سجد کند . و سجده آن است که پیشانی ، کف دو دست ، سر دو زانو ، و سر دو انگشت بزرگ پا را روی زمین قرار دهد .

(مسئله 1067) لازم نیست تمام پیشانی روی زمین قرار گیرد ؛ بلکه به اندازه ای که عرفاً سجده گفته شود کفایت می کند. و بنا بر احتیاط جای سجده از مقدار یک بند انگشت کمتر نباشد و بهتر است به مقدار یک درهم باشد ؛ و اگر همین مقدار متفرق بوده ولی نظیر دانه های تسبیح به هم اتصال داشته باشد اشکال ندارد .

(مسئله 1068) در یک رکعت دو سجده با هم یک رکن به حساب می آید ؛ پس اگر نمازگزار در یک رکعت نماز واجب از روی عمد یا فراموشی دو سجده را ترک کند یا دو سجدة دیگر اضافه نماید ، نمازش باطل است .

(مسئله 1069) اگر عمداً یک سجده کم یا زیاد کند نماز باطل می شود ؛ ولی اگر از روی فراموشی یک سجده کم کند یکی از دو صورت را دارد:
1_ اگر پیش از رسیدن به رکوع رکعت بعد یادش بیاید ، باید برگردد و آن را به جا آورد و سپس آنچه را خوانده دوباره بخواند ، و بنا بر احتیاط برای هر یک از ایستادن و ذکر بی جا دو سجدة سهو به جا آورد .
2_ اگر پس از رسیدن به رکوع رکعت بعد یادش بیاید ، باید بعد از نماز قضای آن سجده را به جا آورد و بنا بر احتیاط واجب دو سجدة سهو نیز انجام دهد .

(مسئله 1070) اگر پیشانی را عمداً یا اشتباهاً به زمین نگذارد سجده نکرده است ؛ اگر چه جاهای دیگر به زمین برسد . ولی اگر پیشانی را به زمین بگذارد و
اشتباهاً جاهای دیگر را به زمین نرساند یا این که ذکر نگوید سجده صحیح است .

(مسئله 1071) جای پیشانی نمازگزار نباید از جای زانوها و بنا بر احتیاط واجب از جای سر انگشتهای پا بیش از حدود چهار انگشت بسته پست تر یا بلند تر باشد ؛ همچنین در زمین سراشیب که سراشیبی آن درست معلوم نیست احتیاط واجب آن است که جای پیشانی نمازگزار از جا انگشتان پا و سر زانوهای او از این مقدار پست تر یا بلند تر نباشد .

(مسئله 1072) باید بین پیشانی و آنچه بر آن سجده می کند چیزی مانع نباشد . اگر مهر به قدری چرک باشد که پیشانی به خود مهر نرسد سجده باطل است ولی اگر رنگ مهر تغییر کرده باشد اشکال ندارد .

(مسئله 1073) مهر یا چیزی که بر آن سجده می کند باید پاک باشد ؛ ولی اگر مثلاً مهر را روی فرش نجس بگذارد یا یک طرف مهر نجس و خشک باشد و پیشانی را به طرف پاک آن بگذارد اشکال ندارد .

(مسئله 1074) در سجده باید کف دستها را بر زمین بگذارد ؛ ولی در حال ناچاری پشت دستها هم مانعی ندارد ؛ واگر پشت دست ممکن نباشد باید مچ دست را بگذارد ؛ و چنانچه آن را هم نتواند باید تا آرنج هر جا را که می تواند بر زمین بگذارد ؛ و اگر آن هم ممکن نیست گذاشتن بازو کافی است .

(مسئله 1075) در سجده بنا بر احتیاط باید سر دو انگشت بزرگ پا را بر زمین بگذارد ؛ و اگر روی دو انگشت بزرگ یا زیر آنها و یا فقط انگشتهای دیگر پا و یا روی پا را بر زمین بگذارد ، یا به واسطة بلند بودن ناخن سر شست به زمین نرسد ، نماز باطل است ؛ و کسی که به واسطة ندانستن مسئله نمازهای خود را این طور خوانده، چنانچه در یاد گرفتن کوتاهی کرده بنا بر احتیاط واجب دوباره بخواند .

(مسئله 1076) اگر به طور غیر معمول سجده کند _ مثلاً سینه و شکم را به زمین بچسباند یا پاها را دراز کند _ اگر چه هفت عضوی که گفته شد به زمین برسد ، بنا بر احتیاط واجب باید نماز را دوباره بخواند .

(مسئله 1077) اگر در پیشانی زخم یا مانند آن باشد چنانچه ممکن است باید با جای سالم پیشانی سجده کند ؛ و اگر زخم تمام پیشانی را گفته باشد به طوری که هیچ جای آن را نتواند بر زمین بگذارد ، باید با یکی از دو طرف پیشانی سجده کند و بنا بر احتیاط واجب ابرو را هم بر زمین بگذارد ؛ هر چند به تکرار نماز باشد ، و بنا بر احتیاط طرف راست را بر چپ مقدم دارد ؛ و اگر ممکن نیست ، با چانه و بینی وگرنه با هر جایی از صورت که ممکن است سجده کند ؛ و اگر به هیچ جایی از صورت نیز ممکن نیست با جلوی سر سجده نماید.

(مسئله 1078) کسی که نمی تواند پیشانی را بر زمین برساند ، باید به قدری که می تواند خم شود و مهر یا چیز دیگری را که سجده بر آن صحیح است روی جای
بلندی گذاشته و طوری پیشانی را بر آن بگذارد که بگویند سجده کرده است ، ولی باید کف دستها و زانو ها و انگشتان پا را به طور معمول بر زمین بگذارد . و اگر هیچ نمی تواند خم شود باید برای سجده بنشیند و با سر اشاره کند ؛ و اگر نتواند باید با چشمها اشاره نماید ؛ و در هر دو صورت احتیاط واجب آن است که اگر می تواند به قدری مهر را بلند کند که پیشانی را بر آن گذاشته و تا ممکن است کف دستها و زانو ها و انگشتان پا را بر زمین بگذارد ؛ و اگر با سر یا چشمها هم نمی تواند اشاره کند ، باید در قلب خود نیت سجده نماید و بنا بر احتیاط واجب با دست و مانند آن برای سجده اشاره کند .

(مسئله 1079) کسی که نمی تواند بنشیند باید ایستاده نیت سجده کند ، و چنانچه می تواند ، برای سجده با سر اشاره کند ؛ و اگر نمی تواند ، با چشمها اشاره نماید ؛ و اگر این را هم نمی تواند در قلب نیت سجده کند و بنا بر احتیاط واجب با دست و مانند آن برای سجده اشاره نماید .

(مسئله 1080) اگر پیشانی بی اختیار از جای سجده بلند شود چنانچه ممکن است نباید دوباره به جای سجده برساند ، چه ذکر سجده را گفته باشد یا نه . و اگر نتواند سر را نگه دارد و بی اختیار دوباره به جای سجده برسد روی هم یک سجده حساب می شود ؛ و اگر ذکر نگفته باشد باید به قصد قربت مطلقه بگوید .

(مسئله 1081) جایی که انسان ناچار است تقیه کند می تواند بر فرش و مانند آن سجده نماید و لازم نیست برای نماز به جای دیگر برود ؛ ولی اگر بتواند بر حصیر یا چیزی که سجده بر آن صحیح است طوری سجده کند که به زحمت نیافتد ، نباید بر فرش و مانند آن سجده نماید .

(مسئله 1082) اگر بر چیزی که بدن بر روی آن آرام نمی گیرد «مانند خاک نرم و گل سست که پیشانی روی آن استقرار پیدا نمی کند در حال اختیار» سجده کند باطل است ولی اگر روی تشک یا چیز دیگری که بعد از سرگذاشتن و مقداری پایین رفتن آرام می گیرد سجده کند اشکال ندارد .

(مسئله 1083) نمازگزار باید در سجده ذکر بگوید و گفتن هر ذکری کافی است ، ولی احتیاط واجب آن است که اگر «سبحان الله» را خواست بگوید سه مرتبه بگوید و اگر غیر آن را خواست بگوید نیز سه مرتبه بگوید و از اندازة سه مرتبه: «سُبْحانَ اللّه» یا یک مرتبه: «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأعْلَی وَ بِحَمْدِه» کمتر نباشد ، و احوط آن است که تسبیحی را که بیان شد اختیار نماید .

(مسئله 1084) مستحب است نمازگزار در سجده ذکر «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأعْلَی وَ بِحَمْدِه» را سه یا پنج یا هفت مرتبه بلکه بیشتر بگوید ، ولی در حال بیماری گفتن یک مرتبه کفایت می کند .

(مسئله 1085) ذکر سجده باید دنبال هم و به عربی صحیح گفته شود ؛ همچنین باید به مقدار ذکر واجب بدن آرام باشد ، و در ذکر مستحب هم چنانچه آن را به قصد ذکری که برای سجده دستور داده اند بگوید ، بنا بر احتیاط واجب آرام بودن بدن لازم است .

(مسئله 1086) اگر به واسطه بیماری و مانند آن نتواند در سجده آرام بگیرد نمازش صحیح است ، ولی باید پیش از آن که از حالت سجده خارج شود ذکر واجب را بگوید .

(مسئله 1087) اگر پیش از آن که پیشانی به زمین برسد و بدن آرام گیرد عمداً ذکر سجده را بگوید یا پیش از تمام شدن ذکر عمداً سر از سجده بردارد نمازش باطل می شود .

(مسئله 1088) اگر پیش از آن که پیشانی به زمین رسد از روی اشتباه ذکر سجده را بگوید، چنانچه پیش از آن که سر از سجده بردارد بفهمد ، باید دوباره در حال آرام بودن ذکر سجده را بگوید ، و اگر در حال آرام نبودن بدن ، اشتباهاً ذکر را گفته است ، بنا بر احتیاط دوباره ذکر را به قصد قربت مطلقه بگوید . و چنانچه بعد از آن که سر از سجده برداشت بفهمد ، نمازش صحیح است .

(مسئله 1089) اگر موقعی که ذکر سجده را می گوید یکی از هفت عضو را عمداً از زمین بردارد ، نماز باطل می شود ، ولی موقعی که مشغول گفتن ذکر نیست ، چنانچه به جز پیشانی جاهای دیگر را از زمین بردارد و دوباره بگذارد اشکال ندارد .

(مسئله 1090) اگر پیش از تمام شدن ذکر سجده از روی اشتباه پیشانی را از زمین بردارد ، نمی تواند دوباره بر زمین بگذارد و باید آن را یک سجده حساب کند ، ولی اگر یکی از شش عضو را _ به جز پیشانی _ اشتباهاً از زمین بردارد ، باید بر زمین بگذارد و ذکر را بگوید .

(مسئله 1091) اگر در سجدة اول مهر به پیشانی بچسبد و در همین حالت دوباره به سجده رود اشکال دارد ، و اگر در سجدة اول پیشانی خاک آلوده شده باید برای سجدة بعد خاک را برطرف نماید .

(مسئله 1092) هرگاه در حال سجده بفهمد چیزی مانند موی سر بین پیشانی و مهر فاصله شده ، نباید پیشانی را بلند نماید ، بلکه باید به هر شکل ممکن چیزی را که فاصله شده برطرف نماید .

(مسئله 1093) بعد از تمام شدن ذکر سجدة اول باید بنشیند تا بدن آرام گیرد و دوباره به سجده رود .

(مسئله 1094) بنا بر احتیاط واجب در هر رکعت از نماز که تشهد ندارد باید
بعد از سجدة دوم قدری بی حرکت بنشیند و سپس برخیزد .

(مسئله 1095) سجده کردن برای غیر خداوند متعال حرام است، و اینکه بعضیها مقابل قبر امامان علیه السلام پیشانی را بر زمین می گذارند فقط در صورتی اشکال ندارد که برای خدا و شکرگذاری او باشد .

(مسئله 1096) در سجده باید پیشانی را بر زمین و یا چیزی که از زمین روییده گذاشت ؛ به تفصیلی که ذکر شد علاوه بر نهادن پیشانی بر زمین ، چند چیز در سجده واجب است:
1_ گذاشتن هفت عضو سجده بر زمین و آنها عبارتند از: «پیشانی، دستها ، زانوها و دو انگشت شصت پاها» .
2_ گفتن ذکر سجده و آن عبارت از یک بار «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأعْلَی وَ بِحَمْدِه» و یا سه بار «سبحان الله» به تفصیلی که در مورد ذکر رکوع بیان شد .
3_ برداشتن سر از سجده در میان دو سجده ؛ همچنین بنا بر احتیاط واجب بعد از سجدة دوم نیز به طوری که صاف بنشیند و بدن آرام بگیرد .
4_ محل سجدة او که پیشانی را بر آن جا نهاده ، بیش از چهار انگشت بسته از جای دیگر اعضای سجده بلندتر یا پست تر نباشد .

(مسئله 1097) اگر نمازگزار از سجده کامل عاجز باشد بنا بر احتیاط واجب باید به مقدار ممکن خم شود و پیشانی را بر چیزی که سجده بر آن جایز است بگذارد و دیگر عضوهای سجده را بر زمین گذارد .

(مسئله 1098) اگر نمازگزار به هیچ وجه نتواند خم شود با اشاره سجده می کند ، اگر نتواند با اشاره چشم ، اگر از آن هم ناتوان باشد، از قلبش خطور می دهد که سجده می کند .

(مسئله 1099) کسی که بر پیشانی اش زخم یا جراحتی دارد اگر ممکن باشد با اطراف پیشانی سجده کند ، ولو به این صورت که زمین را گود کند تا زخم و جراحت در آن قرار بگیرد و قسمت سالم بر مهر یا چیز دیگری که سجده بر آن جایز است قرار گیرد .

(مسئله 1100) کسی که به هیچ وجه نمی تواند پیشانی اش را بر زمین بگذارد، چانه اش را بر چیزی که سجده جایز است بگذارد ، اگر ممکن نباشد بینی اش را بر زمین بگذارد ؛ اگر آن نیز ممکن نباشد هر جایی از صورتش که ممکن باشد آن را بر مهر یا هر چیز دیگری که سجده بر آن جایز است بگذارد .

(مسئله 1101) در هر نماز واجب و مستحب در هر رکعت بعد از رکوع ، دو سجده واجب است و آنها روی هم رکن می باشد ، اگر کسی عمداً یا سهواً در یک رکعت اصلاً سجده نکند و یا چهار مرتبه سجده کند نمازش باطل می شود .

(مسئله 1102) اگر یک سجده در نماز سهواً کم یا زیاد شود ، نماز باطل نمی شود ولی اگر عمداً چنین شود ، نماز باطل می گردد .

چیزهایی که سجده بر آنها صحیح است

(مسئله 1103) سجده بر زمین و چیزهای غیر خوراکی و غیر پوشاکی که از زمین می روید مانند چوب و برگ درخت صحیح است ، گرچه مانند علف و کاه خوراک حیوانات باشد . ولی سجده بر مواد پوشاکی و یا خوراکی انسان مانند گندم ، جو ، نان و نیز بر مواد معدنی مانند طلا و نقره و بنا بر احتیاط واجب بر عقیق و فیروزه که در اصل از زمین می باشند و نظیر اینها باطل است ؛ همچنین سجده بر چیزهایی که از نفت گرفته می شود ، مانند قیر صحیح نمی باشد .

(مسئله 1104) سجده بر سنگهای معدنی مانند سنگ مرمر ، سنگهای سیاه ، سنگ آهک و سنگ گچ صحیح است ، بلکه بر گچ ، آهک پخته ، آجر و کوزه گلی هم اشکال ندارد ، هر چند احوط ترک آن است .

(مسئله 1105) احتیاط واجب آن است که بر برگ درخت مو (انگور) _ چنانچه تازه باشد _ سجده نکنند .

(مسئله 1106) سجده بر گُلهایی که خوراکی نیستند صحیح است ، ولو سجده بر داروهای خوارکی که از زمین می روید مانند گل بنفشه وگل گاو زبان صحیح نیست .

(مسئله 1107) سجده بر گیاهی که خوردن آن در بعضی از شهرها یا در بعضی از اوقات معمول است و در شهرهای دیگر یا اوقات دیگر معمول نیست و نیز سجده بر میوة نارس صحیح نمی باشد .

(مسئله 1108) اگر کاغذ از چیزی که سجده بر آن صحیح است (چوب) ساخته شده باشد می توان بر آن سجده کرد ، ولی سجده بر کاغذی که از پنبه و مانند آن ساخته شده اشکال دارد .

(مسئله 1109) بهترین چیز برای سجده تربت حضرت سیدالشهداء علیه السلام است ، و پس از آن خاک و سپس سنگ و بعد از سنگ ، چوب و گیاه می باشد .
امام صادق علیه السلام مقداری تربت برای سجده تهیه کرده بود و می فرمود: سجده بر تربت امام حسین علیه السلام حجابهای هفت گانه را می شکافد و می فرمود: سجده بر تربت قبر امام حسین علیه السلام تا اعماق زمینهای هفت گانه را روشن می کند .

(مسئله 1110) اگر چیزی را که سجده بر آن صحیح است ندارد یا اگر دارد به دلیلی نمی تواند بر آن سجده کند ، بر پنبه یا کتان رشته نشده و اگر نبود بر قیر و مواد معدنی دیگر و اگر نبود بر لباس خود ، و اگر لباس هم ندارد بر پشت دست سجده صحیح است . و لباسی که از کتان یا پنبه باشد بر لباسهای دیگر مقدم می باشد .

(مسئله 1111) اگر در بین نماز چیزی که بر آن سجده می کرده گم شود و چیزی که سجده بر آن صحیح است نداشته باشد ، چنانچه وقت تنگ است باید به ترتیبی که در مسئله پیش گفته شد عمل نماید ؛ و اگر وقت وسعت دارد بنا بر احتیاط نماز را به ترتیبی که در مسئله پیش گفته شد تمام کند و آن را دوباره بخواند .

(مسئله 1112) هرگاه در حال سجده بفهمد پیشانی را بر چیزی گذاشته که سجده بر آن باطل است ، اگر ممکن باشد باید پیشانی را از روی آن بر روی چیزی که سجده بر آن صحیح است بکشد و سر را بلند نکند ؛ و اگر ممکن نباشد بنا بر احتیاط بر هر چه ممکن است از معادن و لباس و غیر آنها سجده کند و نماز را تمام کرده و دوباره بخواند .

(مسئله 1113) اگر بعد از سجده و بلند کردن پیشانی بفهمد پیشانی را روی چیزی گذاشته که سجده بر آن باطل است ، بنا بر احتیاط واجب یک سجده بر چیزی که سجده بر آن صحیح است انجام دهد و نماز را هم دوباره بخواند .

مستحبات و مکروهات سجده

(مسئله 1114) چند چیز در سجده مستحب است از آن جمله:
1_ کسی که ایستاده نماز می خواند بعد از آن که سر از رکوع برداشت و کاملاً ایستاد و کسی که نشسته نماز می خواند بعد از آن که کاملاً نشست ، برای رفتن به سجده «الله اکبر» بگوید و دستها را برای تکبیر بلند کند .
2_ موقعی که مرد می خواهد به سجده برود ابتدا دستها را روی زمین قرار دهد ، و زن ابتدا زانوها را بر زمین بگذارد .
3_ بینی را بر مهر یا چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد .
4_ در سجده دعا کند و از خدا حاجت بخواهد ؛ و مستحب است این دعا را بخواند: «یا خَیْرَ الْمَسْئُولینَ و یا خَیْرَ الْمُعطِینَ اُرْزُقْنی وَ ارْزُقْ عیالی مِنْ فَضْلِکَ؛ فَإِنَّکَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظیمِ» . ای بهترین کسی که از او سؤال می کنند و ای بهترین عطا کنندگان! روزی بده به من و عیال من از فضل خودت ؛ پس به درستی که تو دارای فضل بزرگی هستی .
5 _ در حال سجده انگشتان را به هم بچسباند و برابر صورت بگذارد به طوری که سر آنها رو به قبله باشد .
6_ پس از سجده بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را بر کف پای چپ بگذارد .
7_ هنگامی که پس از هر سجده نشست و بدنش آرام گرفت «الله اکبر» بگوید و دستها را برای تکبیر بلند کند .
8_ هنگامی که پس از سجدة اول بدنش آرام گرفت «أسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّی وَ أَتُوبَ إلَیْهِ» بگوید .
9_ برای رفتن به سجدة دوم در حال آرامی بدن دستها را بلندکند و «الله اکبر» بگوید .
10_ سجده را طول دهد و در سجده صلوات بفرستد .
11_ پس از سجده در حال نشستن دستها را روی رانها بگذارد .
12_ هنگام برخاستن دستها را بعد از زانوها از زمین بردارد .
و برای سجده مستحبات دیگری نیز می باشد که در کتب مفصّلات ذکر شده است .

(مسئله 1115) خواندن قرآن در سجده مکروه است؛ و نیز مکروه است برای برطرف کردن گرد و غبار جای سجده را فوت کند ؛ و اگر در اثر فوت کردن دو حرف از دهان بیرون آید نمازش باطل می شود . و مکروهات دیگری هم در کتابهای مفصّل گفته شده است .

احکام سجدة واجب قرآن

(مسئله 1116) در هر یک از سوره های: سی و دوم «سجده» ، چهل و یکم «فصلت» ، پنجاه و سوم «نجم» و نود و ششم «علق» یک آیة سجدة واجب وجود دارد ؛ هرگاه انسان یکی از این چهار آیه را بخواند یا به آن گوش دهد باید فوراً سجده کند . و اگر فراموش نمود هر وقت یادش آمد باید سجده کند ؛ و نیز اگر گوش ندهد ولی به گوش او بخورد بنا بر احتیاط سجده نماید .

(مسئله 1117) اگر آیة سجده را از بچه ای که خوبی و بدی را نمی فهمد یا از کسی که قصد خواندن قرآن ندارد یا از رادیو و یا ضبط صوت بشنود ، بنا بر احتیاط واجب سجده نماید ؛ ولی اگر گوش بدهد ، بدون اشکال واجب است سجده کند .

(مسئله 1118) اگر هنگام خواندن یکی از آیات سجده از دیگری هم بشنود بنا بر احتیاط واجب دو سجده به جا آورد .

(مسئله 1119) در به جا آوردن سجدة واجب قرآن وضو، غسل، رو به قبله بودن و پاک بودن بدن و لباس شرط نیست ؛ ولی باید جای او غصبی نباشد و مواضع هفت گانه را بر زمین قرار داده و پیشانی را بر روی چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد ؛ و بنا بر احتیاط واجب جای پیشانی او از جای زانوها و سر انگشتان بیش از چهار انگشت بسته بلندتر نباشد ؛ و بنا بر احتیاط باید جای پیشانی پاک باشد و نیز عورت او پوشیده باشد . همچنین باید لباس او _ در صورتی که سجده کردن تصرف در آن باشد _ غصبی نباشد .

(مسئله 1120) در به جا آوردن سجدة واجب قرآن باید طوری عمل کند که بگویند سجده کرده است ، و بنا بر احتیاط واجب ذکری بگوید ؛ ولی ذکر خاصی معتبر نیست ، گرچه بهتر است بگوید: «لا إلهَ إلّا اللهُ حَقّاً حَقّاً ، لا إلهَ إلَا اللّهُ ایماناً وَ تَصْدیقاً ، لا إلهَ إلّا اللّهُ عُبودِیةً وَ رِقّاً ، سَجَدْتُ لَکَ یا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً ، لا مُسْتَنْکِفاً وَ لا مُسْتَکْبِراً ، بَلْ أنَا عَبْدٌ ذَلیلٌ ضَعیفٌ خائفٌ مُسْتَجیرٌ .

تشهد نماز

(مسئله 1121) نمازگزار باید در رکعت دوم تمام نمازهای واجب و مستحب و رکعت سوم نماز مغرب و رکعت چهارم نمازهای چهار رکعتی پس از سجدة دوم بنشیند و در حالی که بدنش آرام است بگوید: «أشْهَدُ أنْ لا إله إلّا اللهُ وَحْدَهُ لاشَریکَ لَهُ ، وَ أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ ، أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» .

(مسئله 1122) کلمات تشهد باشد به عربی صحیح و به طوری که معمول است پشت سر هم گفته شود .

(مسئله 1123) اگر نمازگزار تشهد را عمداً نخواند نمازش باطل است ؛ و اگر آن را فراموش کند و بایستد یکی از دو صورت را دارد:
1_ چنانچه پیش از رسیدن به رکوع متوجه شود ، باید بنشیند و تشهد را بخواند و دوباره بایستد و تسبیحات یا حمد را بخواند و پس از سلام نماز بنا بر احتیاط برای هر یک از ایستادن بی جا و چیزهایی که خوانده _ اگر خوانده باشد _ دو سجدة سهو به جا آورد .
2_ چنانچه در رکوع یا پس از آن متوجه شود ، باید نماز را تمام کند و پس از سلام نماز بنا بر احتیاط تشهد را قضا نماید و نیز برای تشهد فراموش شده دو سجدة سهو نیز به جا آورد .

(مسئله 1124) مستحب است در حال تشهد بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را بر کف پای چپ بگذارد و پیش از تشهد بگوید: «ألْحَمْدُلِلّهِ» یا بگوید: «بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ وَ خَیْرُ الأَََسْماءِ لِلّهِ» ؛ همچنین مستحب است دستها را بر رانها بگذارد و انگشتها را به یکدیگر بچسباند و به دامان خود نگاه کند ، و پس از تمام شدن تشهد چنانچه در رکعت آخر نباشد بگوید: «وتَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ» .

(مسئله 1125) مستحب است زنها در وقت خواندن تشهد ، رانها را به هم
بچسباند .

کیفیت سلام نماز

(مسئله 1126) پس از تشهد رکعت آخر مستحب است نمازگزار در حالی که نشسته و بدنش آرام است بگوید: «ألسَّلامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» ؛ و پس از آن واجب است بگوید: «ألسَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» یا بگوید: «ألسَّلامُ عَلَیْنا و عَلی عِبادِاللهِ الصّالِحینَ» ؛ ولی اگر این سلام را بگوید ، احتیاط مستحب آن است که بعد از آن «ألسَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» را هم بگوید .

(مسئله 1127) سلام آخرین جزء نماز است و با گفتن سلام از نماز خارج می شود و بعد از آن انجام دادن چیزهایی که نماز را باطل می کند مانعی ندارد ، مگر این که نماز احتیاط و یا سجدة سهو را انجام دهد .

(مسئله 1128) پیش از سلامهای واجب مستحب است بگوید: «السَّلامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» ولی نمی توان با آن از نماز خارج شد برای جزء اخیر نماز و خروج از آن باید سلام واجب گفته شود .

(مسئله 1129) اگر نمازگزار از روی عمد سلام واجب نماز را نگوید نمازش باطل است ؛ ولی اگر آن را فراموش نماید و پس از اندک زمانی یادش آید یکی از سه صورت را دارد:
1_ اگر صورت نماز به هم نخورده و کاری که با نماز منافات دارد انجام نداده باشد ، سلام را بگوید و نمازش صحیح است .
2_ اگر کاری که فقط عمدی آن نماز را باطل می کند از روی اشتباه انجام داده ، مثلاً سخن گفته باشد ، سلام نماز را بگوید و دو سجدة سهو نیز به جا آورد .
3_ اگر کاری که عمدی و سهوی آن نماز را باطل می کند انجام داده ، مثلاً پشت به قبله کرده باشد ، بنا بر احتیاط واجب دو سجدة سهو به جا آورد و نماز را نیز دوباره بخواند.

(مسئله 1130) سلام نماز نیز باید دنبال هم و به عربی صحیح گفته شود ، و بدن نمازگزار در حال گفتن سلام آرام باشد .

(مسئله 1131) اگر نمازگزار پس از فراغت از نماز شک کند که سلام گفته یا نه ، بنا را بر صحت نماز می گذارد و به شک خود اعتنا نمی کند و میزان در فراغت از نماز این است که خود را فارغ از آن بیابد و مشغول کار دیگری چون تعقیبات نماز و یا کار دیگری شده باشد .

(مسئله 1132) اگر نمازگزار پیش از آن که تعداد رکعات نماز کامل شود اشتباهاً
سلام بدهد ، اگر کاری که عمدی و سهوی آن نماز را باطل می کند مرتکب نشده ، نمازش را کامل می کند و نماز صحیح است ، در غیر این صورت نمازش باطل می شود .

حکم اذکار نماز

(مسئله 1133) نمازگزار باید در رکوع و سجده و تشهد «ذکر» بگوید و احکام هر کدام در جای خود بیان شد .

(مسئله 1134) نمازگزار مخیر است به جز حمد و سوره و تسبیحات که احکام آن گذشت بقیه ذکرهای واجب یا مستحب نماز را مثل تکبیره الاحرام ، ذکر رکوع و سجده ، قنوت ، تشهد و سلام نماز را بلند یا آهسته بخواند .

ترتیب

(مسئله 1135) اگر عمداً ترتیب نماز را به هم بزند، مثلاً سوره را پیش از حمد بخواند یا سجود را پیش از رکوع به جا آورد ، نماز باطل می شود .

(مسئله 1136) پس «ترتیب» در نماز به این معناست که واجبات نماز را به همان ترتیبی که گفته شده انجام دهد ؛ یعنی با نیت و تکبیره الاحرام نماز را شروع کند و در هر رکعتی حمد و سوره را پیش از رکوع انجام دهد و... و اگر کسی عمداً ترتیب نماز را به هم بزند نمازش باطل است .

(مسئله 1137) اگر رکنی از نماز را فراموش کند و چیزی را که بعد از آن است به جا آورد ، یکی از دو صورت را دارد:
1_ اگر آنچه بعد از آن است و به جا آورده رکن باشد _ مثلا رکوع را فرموش کرده و دو سجده نموده باشد _ نمازش باطل است .
2_ اگر آن چه بعد از آن است و به جا آورده رکن نباشد _ مثلاً پیش از آن که دو سجده کند تشهد بخواند _ باید رکن را به جا آورد و آن چه را که از روی اشتباه پیش از آن خوانده دوباره بخواند و بنا بر احتیاط واجب برای هر زیاده دو سجدة سهو بنماید .

(مسئله 1138) اگر چیزی را که رکن نیست فراموش کند و مشغول بعد از آن شود ، یکی از دو صورت را دارد:
1_ اگر آن چه بعد از آن است و به جا آورده رکن باشد _ مثلاً حمد را فراموش کرده و مشغول رکوع شده باشد _ نمازش صحیح است ، و برای حمد فراموش شده بنا بر احتیاط واجب دو سجدة سهو بنماید .
2_ اگر آن چه بعد از آن است و به جا آورده رکن نباشد _ مثلاً حمد را فراموش کرده و سوره را خوانده باشد _ چنانچه وقتی مشغول رکن بعد شده یادش بیاید، باید
بگذرد و نماز او صحیح است ، و برای هر واجب فراموش شده بنا بر احتیاط واجب دو سجدة سهو به جا آورد ؛ و چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد ، باید آن چه را فراموش کرده به جا آورد و بعد از آن چیزی را که از روی اشتباه جلوتر خوانده بخواند، و برای هر زیاده بنا بر احتیاط واجب دو سجدة سهو به جا آورد .

(مسئله 1139) اگر سجدة اول را به خیال این که سجدة دوم است یا سجدة دوم را به خیال این که سجدة اول است به جا آورد نماز صحیح است، و سجدة اول او سجدة اول ، و سجدة دوم او سجدة دوم حساب می شود .

موالات

(مسئله 1140) «موالات» یعنی آن که نمازگزار کارهای نماز مانند رکوع ، سجود و تشهد را پشت سر هم و بدون فاصلة عرفی به جا آورد و چیزهایی را که در نماز می خواند به طوری که معمول است پشت سر هم بخواند ؛ پس اگر موالات نماز را به هم بزند و ذکرها و قرائت و کارهای نماز را پشت سر هم انجام ندهد به طوری که از صورت نمازگزار بیرون رود ، نمازش باطل است .

(مسئله 1141) اگر در نماز از روی اشتباه میان حرفها یا کلمات فاصله بیندازد و فاصله به قدری نباشد که صورت نماز به هم بخورد ولی صورت کلمه یا قرائت یا ذکر از بین برود ، چنانچه مشغول رکن بعد نشده باید آن کلمات را دوباره به طور معمول بخواند ؛ ولی اگر مشغول رکن بعد شده باشد نمازش صحیح است ، مگر در تکبیره الاحرام .

(مسئله 1142) طول دادن رکوع و سجود و خواندن سوره های بزرگ موالات را به هم نمی زند .

احکام قنوت

(مسئله 1143) در تمام نمازهای واجب و مستحب پیش از رکوع رکعت دوم مستحب است «قنوت» خوانده شود ؛ مگر در «نماز جمعه» که در رکعت اول پیش از رکوع و در رکعت دوم پس از رکوع خوانده می شود، و در «نماز وتر» که یک رکعت است و قنوت در همان رکعت خوانده می شود . و قنوت در «نماز شفع» به امید ثواب بخواند . و در «نماز آیات» پنج قنوت مستحب است، و در نماز «عید فطر و قربان» بنا بر احتیاط واجب نُه قنوت به ترتیبی که در جای خود گفته شده ، خوانده می شود .

(مسئله 1144) نمازگزار باید در حال قنوت دستها را بلند کند و خوب است به امید ثواب کف دو دست را برابر صورت بلند کند و در کنار هم به سوی آسمان نگه دارد و به جز شست بقیه انگشتها را به هم بچسباند و به کف دستها نگاه کند .

(مسئله 1145) در قنوت هر ذکری گفته شود _ گرچه یک «سُبْحانَ اللّه» باشد _ کافی است ؛ و بهتر است این ذکر خوانده شود: «لا إلهَ إلّا اللهُ الْحَلیمُ الْکَریم، لا إلهَ إلّا اللهُ الْعَلِیُّ الْعَظیم ، سُبْحانَ اللهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضینَ السَّبْعِ وَ ما فیهِنَّ وَ ما بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ وَ الْحَمْدُللهِ رَبِّ الْعالَمینَ» .

(مسئله 1146) مستحب است نمازگزار قنوت را بلند بخواند ؛ مگر در نماز جماعت که اگر امام جماعت صدای او را بشنود بلند خواندن آن مستحب نیست .

(مسئله 1147) هر دعا و ذکری که در قنوت گفته می شود بنا بر احتیاط واجب باید به عربی صحیح خوانده شود .

(مسئله 1148) اگر کسی عمداً قنوت را نخواند قضا ندارد . ولی اگر فراموش کرده باشد ، چنانچه پیش از آن که به اندازة رکوع خم شود یادش بیاید ، مستحب است بایستد و بخواند ؛ و اگر در رکوع یا پس از رکوع یادش بیاید ، مستحب است پس از رکوع قضا نماید ؛ و چنانچه در سجده یا بعد از آن متوجه شود ، مستحب است پس از سلام نماز آن را قضا نماید .

تعقیبات نماز

(مسئله 1149) مستحب است انسان پس از نماز مقداری به خواندن قرآن و دعا مشغول شود ؛ و بهتر است پیش از آن که از جای خود حرکت کند و به کاری مشغول شود و یا وضو ویا غسل و یا تیمم او باطل شود رو به قبله تعقیب را بخواند ؛ و لازم نیست به عربی باشد ؛ گرچه بهتر است آنچه را در کتابهای دعا دستور داده اند بخواند . و از تعقیباتی که خیلی سفارش شده است تسبیحات حضرت فاطمة زهرا سلام الله علیها است که باید به این ترتیب گفته شود: سی و چهار مرتبه: «أللهُ أکبَر» ، سی و سه مرتبه: «ألْحَمدُلهی» و سی و سه مرتبه: «سُبحانَ الله» ، و می توان «سُبحانَ الله» را پیش از «ألْحَمدُلله» گفت ، گرچه بهتر است پس از آن گفته شود .

(مسئله 1150) مستحب است نمازگزار پس از نماز سجدة شکر به جا آورد و همین اندازه که پیشانی خود را به قصد شکر بر زمین بگذارد کافی است ؛ گرچه بهتر است در حال سجده صد مرتبه یا سه مرتبه و یا یک مرتبه: «شُکْراً لِلّه» و یا «عَفْواً» بگوید ؛ همچنین مستحب است هرگاه نعمتی به انسان می رسد یا بلایی از او دور می شود سجدة شکر به جا آورد.

صلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

(مسئله 1151) مستحب است هرگاه انسان نام مبارک حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله مانند: محمد صلی الله علیه و آله، احمد صلی الله علیه و آله، و یا لقب و کنیة آن حضرت مانند: مصطفی صلی الله علیه و آله و ابوالقاسم صلی الله علیه و آله را به زبان آورد یا از کسی بشنود ، گرچه در نماز باشد صلوات بفرستد ؛ و هنگام نوشتن هم مستحب است صلوات را بنویسد ؛ و نیز بهتر است هر وقت آن حضرت را یاد می کند صلوات بفرستد به ضمیه صلوات بر آل حضرت .

ترجمة جملات نماز

اشاره

مستحب است نمازگزار قبل از تکبیره الاحرام یعنی گفتن «ألله أکبر» بگوید:
«یا مُحْسِنُ قَدْ أتاکَ الْمُسیئُ وَ قَدْ أَمَرتَ الْمُحسِنَ أنْ یَتَجاوَزَ عَنْ الْمُسیئ، أَنْتَ الْمُحْسِنُ وَ أنَا الْمُسیئ، بِحَقِّ مُحَمَّداً وَ آلِ مُحَمَّداً صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و تَجاوَزْ عَنْ قَبیحِ ما تَعْلَمُ مِنّی» . یعنی: ای خدایی که به بندگان احسان می کنی! بندة گناهکار به در خانة تو آمده و تو امر کرده ای که نیکوکار از گناهکار بگذرد ؛ تو نیکوکاری و من گناهکار ، به حق محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله رحمت خود را بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله بفرست و از بدیهایی که می دانی از من سرزده درگذر .
پس بگوید: «ألله أکبر» یعنی: خداوند بزرگتر است از این که او را وصف کنند .

ترجمة سورة حمد

نمازگزار پس از نیت و ایستادن به نماز و گفتن تکبیره الاحرام باید سورة حمد را به ترتیب زیر بخواند:
«بَسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرّحیمِ» یعنی: ابتدا می کنم به نام خداوندی که در دنیا بر مؤمن و کافر و در آخرت بر مؤمن رحم می کند .
«ألْحَمْدُللهِ رَبِّ الْعالَمِینَ» یعنی: حمد و ثنا مخصوص خداوندی است که پرورش دهندة همة موجودات می باشد .
«الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» یعنی: در دنیا برمؤمن و کافر و در آخرت بر مؤمن رحم می کند .
«مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» یعنی: صاحب اختیار روز قیامت است .
«إیّاکَ نَعْبُدُ وَ إیّاکَ نَسْتَعِینُ» یعنی: فقط تو را عبادت می کنیم و تنها از تو کمک می خواهیم.
«إهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ» یعنی: ما را به راه راست هدایت کن .
«صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» یعنی: به راه کسانی که به آنان نعمت دادی _ که
آنان معصومین علیه السلام هستند _
«غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَاالضَّآلِّینَ» یعنی: کسانی که نه بر آنان غضب کرده ای و نه گمراهند .
لازم به ذکر است که نمازگزار هنگام خواندن سورة حمد نباید قصد دعا داشته باشد ؛ بلکه باید نیت او خواندن قرآن باشد .

ترجمة قل هو الله احد

بنا بر احتیاط واجب نمازگزار پس از سورة حمد باید یکی از سوره های قرآن را _ به جز سوره هایی که سجدة واجب دارند _ بخواند ؛ و اگر بخواهد سورة توحید را بخواند بگوید:
«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ» یعنی: ابتدا می کنم به نام خداوندی که در دنیا برمؤمن و کافر و در آخرت بر مؤمن رحم می کند .
«قُلْ هُوَ الهُ أَحَدٌ» یعنی: بگو _ ای رسول ما_ که خداوند ، خدایی است یگانه .
«أللهُ الصَّمَدُ» یعنی: خدایی که مقصود همه و از تمام موجودات بی نیاز است .
«لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولََدْ» یعنی: فرزند ندارد و فرزند کسی نیست .
«وَ لَمْ یَکُنْ لَّهُ کُفُواً أَحَدُ» یعنی: و هیچ کس از مخلوقات مثل و همتای او نیست .

ترجمة ذکر رکوع، سجود و اذکار صلاة

نمازگزار پس از خواندن خمد و سوره باید به رکوع رود و ذکر آن را به گونه ای که در «مسئله 1054» گفته شد بخواند ، و بنا بر احتیاط تسبیح را انتخاب کند و بگوید:
«سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِه» یعنی: پروردگار بزرگ من از هر عیب و نقصی پاک و منزه است و من مشغول ستایش او هستم ؛ یا سه مرتبه بگوید: «سُبحانَ اللّه» یعنی: خداوند از هر عیب و نقصی پاک و منزه است . سپس از رکوع برخاسته و در حال آرامی بدن مستحب است بگوید:
«سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» یعنی: خدا حمد و ثنای کسی که او را ستایش می کند بشنود و بپذیرد .
سپس به سجده رفته و ذکر آن را به گونه ای که در مسئله 1083 گفته شد بخواند ؛ و بنا بر احتیاط تسبیح را انتخاب کند و بگوید:
«سُبْحانَ رَبِّیَ الْأَعْلی وَبِحَمْدِه» یعنی: پروردگار برتر من از هر عیب و نقصی
پاک و منزه است و من مشغول ستایش او هستم ؛ یا سه مرتبه بگوید: «سُبْحانَ الله» .
و مستحب است پس از آن که از سجدة اول برخاست و بدن آرام گرفت تکبیر گفته و بعد بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ أَتوُبُ إلَیْه» یعنی: طلب آمرزش و مغفرت می کنم از خداوندی که پرورش دهندة من است و من به طرف او بازگشت می نمایم ؛ آنگاه دوباره به سجده رفته و پس از آن برخیزد و هنگام برخاستن برای رکعت بعد مستحب است بگوید: «بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُد» یعنی: به یاری خدای متعال و قوت او برمی خیزم و می نشینم .
سپس نمازگزار در رکعت دوم نیز حمد و سوره را به ترتیبی که گفته شد بخواند .

ترجمة قنوت

در رکعت دوم پس از حمد و سوره مستحب است قنوت بخواند ، و در قنوت بهتر است این دعا را بگوید:
«لاإلهَ إلّا اللهُ الْحَلیمُ الکَریم» یعنی: هیچ خدایی سزاوار پرستش نیست مگر خدای یکتای بی همتایی که دارای حلم و کرم است .
«لاإلهَ إلّا اللهُ الْعَلْیُّ الْعَظیم» یعنی: هیچ خدایی سزاوار پرستش نیست مگر خدای یکتای بی همتایی که بلند مرتبه و بزرگ است .
«سُبْحانَ اللهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضینَ السَّبْعِ» یعنی: پاک و منزه است خدواندی که پروردگار هفت آسمان و پروردگار هفت زمین است .
«وَ مافیهِنَّ وَ ما بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظیم» یعنی: پروردگار هر چیزی است که در آسمانها و زمینها و مابین آنهاست و پروردگار عرش بزرگ است .
«وَ الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعالَمِین» یعنی: حمد و ثنا مخصوص خداوندی است که پرورش دهندة تمام موجودات است .
پس از قنوت باید رکوع و سجود را به ترتیبی که گفته شد به جا آورد و سپس تشهد را بخواند .

ترجمة تشهد

نمازگزار پس از دو سجدة رکعت دوم باید تشهد را به ترتیب زیر بخواند:
«أَشْهَدُ أَنْ لاإلهَ إلّا اللهُ وَحْدَهُ لاشَریکَ لَهُ» یعنی: شهادت می دهم که سزاوار پرستش نیست مگر خدایی که یگانه است و شریک ندارد .
«وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ» یعنی: و شهادت می دهم محمد صلی الله علیه و آله بندة خدا
و فرستادة اوست .
«أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» یعنی: خداوندا ! بر محمّد و آل محمّد صلی الله علیه و آله درود و رحمت فرست .
پس اگر نماز او دو رکعتی است سلام دهد و نماز را تمام کند ؛ وگرنه مستحب است بگوید :
«وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ» یعنی: قبول کن شفاعت پیامبر را و درجة آن حضرت را نزد خود بالا ببر .
آنگاه برخیزد و رکعت سوم نماز را شروع کند .

ترجمة تسبیحات اربعه

نمازگزار در رکعت سوم باید حمد یا تسبیحات را بخواند ؛ و اگر بخواهد تسبیحات اربعه را بخواند سه مرتبه بگوید:
«سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِ وَ لاإلهَ إلّا اللهُ وَاللهُ أکْبَر» یعنی: پاک و منزه است خداوند تعالی و حمد و ثنا مخصوص اوست و خدایی سزاوار پرستش نیست مگر خدای بی همتا ؛ و او بزرگتر است از این که او را وصف کنند .
سپس رکوع و سجود را به ترتیبی که گفته شد به جا آورد ، و چنانچه نماز او سه رکعتی است تشهد و سلام را بگوید و نماز را تمام کند ؛ و اگر چهار رکعتی است برخیزد و رکعت چهارم را همانند رکعت سوم بخواند ، و پس از انجام رکوع و سجود تشهد را خوانده و سلام نماز را بدهد .

ترجمة سلام نماز

نمازگزار باید سلام نماز را به ترتیبی که در «مسئله 1126» گفته شد بگوید ، و ترجمة سلام نماز به این ترتیب است:
«أَلسَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» یعنی: سلام بر تو ای پیامبر! و رحمت و برکات خدا بر تو باد .
«أَلسَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلی عِبادِاللّهِ الصّالِحِینَ» یعنی: سلام بر ما نمازگزاران و بر تمام بندگان خوب خدا .
«أَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» یعنی: سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد .

مبطلات نماز

دوازده چیز نماز را باطل می کند:
اول: آن که در بین نماز یکی از شرطهای صحت آن _ مانند ستر، پوشش لازم
برای زن و مرد _ از بین برود .
دوم: آن که در بین نماز از روی عمد یا اشتباه و یا ناچاری چیزی که وضو یا غسل را باطل می کند پیش آید ؛ مثل این که ادرار از او بیرون آید ، حتی اگر در آخرین جزء سلام واجب وضو یا غسلش باطل شود نمازش باطل می شود به جز استحاضه و کسی که نمی تواند از بیرون آمدن بول و غائط خودداری کند .

(مسئله 1152) کسی که نمی تواند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع خود جلوگیری کند و در بین نماز از او خارج شود ، چنانچه به دستوری که در احکام وضو (مسائل 375 الی 380) گفته شد رفتار نماید نمازش باطل نمی شود ؛ و نیز اگر در بین نماز از زن مستحاضه خون خارج شود ، در صورتی که به دستور استحاضه رفتار کرده باشد نمازش صحیح است .

(مسئله 1153) کسی که بی اختیار خوابش برده ، چنانچه تمام شدن نماز را نداند و شک کند که بین نماز خوابش برده یا بعد از آن ، باید نمازش را دوباره بخواند ؛ ولی اگر تمام شدن نماز را بداند و شک کند که خواب در بین نماز بوده یا بعد از آن ، نمازش صحیح است .
سوم: تکفیر ؛ مانند بعضی از اهل سنت دستها را روی هم قرار دهد که بنا بر احتیاط واجب باید نمازش را دوباره بخواند .

(مسئله 1154) هرگاه برای ادب دستها را روی هم بگذارد _ اگر چه مثل اهل سنت نباشد _ بنابر احتیاط واجب باید دوباره نماز را بخواند ؛ ولی اگر از روی فراموشی یا ناچاری _ مثل تقیه _ یا برای کار دیگری _ مثل خاراندن دست _ دستها را روی هم بگذارد اشکال ندارد .
چهارم: تأمین ؛ پس از خواندن حمد عمداً «آمین» بگوید ؛ ولی اگر از روی اشتباه یا تقیه باشد اشکال ندارد .
پنجم: انحراف از قبله ؛ از روی عمد پشت به قبله نماید یا به سمت راست یا چپ قبله برگردد ؛ بلکه اگر از روی عمد به قدری برگردد که نگویند رو به قبله است _ اگر چه به طرف راست یا چپ نرسد _ نمازش باطل می شود .

(مسئله 1155) اگر از روی اشتباه در تشخیص قبله پشت به قبله نماز بخواند و در وقت نماز بفهمد نماز را دوباره بخواند ، و اگر وقت گذشته بنا بر احتیاط واجب قضا نماید ؛ و چنانچه از روی اشتباه به طرف راست یا چپ قبله نماز بخواند و در وقت بفهمد نماز را دوباره بخواند ، و اگر پس از وقت بفهمد قضا لازم نیست ؛ و اگر به طرف راست یا چپ قبله نرسیده نماز او صحیح است .

(مسئله 1156) بعید نیست که مقصود از هر یک از پشت به قبله و طرف راست و طرف چپ آن ، یک چهارم دایره باشد .

(مسئله 1157) اگر از روی عمد همة صورت را به گونه ای به طرف راست یا
چپ قبله برگرداند که بتواند پشت سر را ببیند نمازش باطل است ؛ بلکه اگر از روی اشتباه نیز همین کار را بکند بنابر احتیاط واجب نماز باطل می شود ؛ ولی اگر سر را کمی بگرداند _ از روی عمد باشد یا اشتباه _ نمازش باطل نمی شود ؛ مگر این که صورت او از حد استقبال خارج شود .
ششم: آن که از روی عمد کلمه ای را که در نماز نیست بگوید و از آن قصد معنا کند اگر چه معنا نداشته باشد یا یک حرف باشد ؛ بلکه اگر از آن معنایی را هم قصد نکند بنا بر احتیاط واجب باید نماز را دوباره بخواند ؛ ولی اگر از روی اشتباه بگوید نماز باطل نمی شود.

(مسئله 1158) سرفه کردن و آروغ زدن و آه کشیدن در نماز اشکال ندارد ؛ ولی گفتن کلماتی مانند: آخ و آه چنانچه از روی عمد باشد نماز را باطل می کند .

(مسئله 1159) گفتن هر ذکری در تمام حالات نماز اشکال ندارد . همچنین اگر کلمه ای مانند «ألله أکبر» را به قصد ذکر بگوید ولی در موقع گفتن آن صدا را بلند کند که چیزی را به دیگری بفهماند اشکال ندارد ؛ اما اگر آن را به قصد این که چیزی را به دیگری بفهماند بگوید _ اگر چه قصد ذکر هم نداشته باشد _ نماز باطل می شود .

(مسئله 1160) خواندن قرآن در نماز _ به جز چهار سوره ای که سجدة واجب دارند _ و نیز دعاکردن در نماز اشکال ندارد ؛ ولی احتیاط واجب آن است که دعا را به عربی بگوید .

(مسئله 1161) اگر کلمه ای از حمد و سوره و ذکرهای نماز را عمداً یا از روی احتیاط چند مرتبه بگوید اشکال ندارد ؛ به شرط آن که به حد وسواس نرسد .

(مسئله 1162) نمازگزار در حال نماز نباید به کسی سلام کند ؛ ولی اگر دیگری به وی سلام کند لازم است بلافاصله پاسخ دهد . و اگر از روی فراموشی یا عمد به اندازه ای جواب را تأخیر بیندازد که جواب آن سلام به حساب نیاید ، چنانچه در نماز باشد نباید جواب دهد ، و اگر در نماز نباشد لازم نیست پاسخ دهد ؛ و در صورت تأخیر عمدی ، گناه کرده ولی نمازش صحیح است .

(مسئله 1163) نمازگزار در حال نماز بنا بر احتیاط پاسخ سلام را به گونه ای دهد که مطابق سلام باشد و کلمة سلام در اول جمله قرار گیرد ؛ مثلاً بگوید: «السَّلام عَلَیْکُم» یا «سَلامً عَلَیْکُم»؛ و اگر پاسخ را «عَلَیْکُمُ السَّلام» بدهد صحیح نیست ؛ و در پاسخ سلام زن بگوید: «سَلامً عَلَیْکْ» ؛ یعنی کاف را بدون حرکت بگوید .

(مسئله 1164) باید جواب سلام را طوری بگوید که سلام کننده بشنود . ولی اگر سلام کننده ناشنوا باشد و انسان به طور معمول جواب او را بدهد کافی است ؛ و بنا بر احتیاط واجب اگر می تواند با حرکات لب یا اشاره بفهماند .

(مسئله 1165) نمازگزار در حال نماز می تواند جواب سلام را به قصد جواب بگوید ؛ و چنانچه به قصد دعا هم بگوید مانعی ندارد .

(مسئله 1166) اگر زن یا مرد نامحرم یا بچه ای که خوب و بد را می فهمد به نمازگزار سلام کند نمازگزار باید جواب او را بدهد ؛ ولی جواب سلام کسی که از روی مسخره یا شوخی سلام می کند واجب نیست . و احنیاط واجب آن است که در جواب سلام مرد و زن غیر مسلمان ذِمّی بگوید: «سَلام» یا «عَلَیْک»

(مسئله 1167) اگر کسی به نمازگزار غلط سلام کند ، در صورتی که عرفاً سلام حساب شود بنا بر احتیاط جواب او را صحیح بدهد .

(مسئله 1168) اگر کسی به عده ای که در حال نمازند سلام کند پاسخ آن بر همه واجب است ؛ ولی اگر یکی از آنان پاسخ دهد کافی است .

(مسئله 1169) اگر به عده ای سلام کند و کسی که بین آنها مشغول نماز است شک کند که سلام کننده قصد سلام به او را داشته یا نه ، نباید جواب دهد ؛ همچنین است اگر بداند قصد او را هم داشته ولی دیگری جواب سلام را بدهد . ولی اگر بداند قصد او را هم داشته و دیگری جواب ندهد باید جواب او را بدهد .
هفتم: آن که عمداً با صدا بخندد ؛ بلکه خندة صدادار سهوی هم اگر انسان را از صورت نمازگزار خارج نماید نماز را باطل می کند ؛ ولی تبسم و لبخند نماز را باطل نمی کند .

(مسئله 1170) اگر نمازگزار برای جلوگیری از صدای خنده به خود بپیچد و حالش دگرگون شود _ مثلاً رنگش سرخ شود _ بنا بر احتیاط باید نماز را دوباره بخواند .
هشتم: آن که برای کار دنیایی عمداً و با صدا گریه کند ؛ و اگر به اختیار خود بی صدا نیز گریه کند اشکال دارد ؛ ولی اگر بی صدا و بدون اختیار به گریه افتاد و یا برای طلب حاجت مشروع دنیایی از خداوند گریه نماید اشکال ندارد . و چنانچه برای ترس از خدا و آخرت گریه کند _ با صدا باشد یا بی صدا _ نه تنها اشکال ندارد بلکه از بهترین اعمال است .
نهم: آن که کاری انجام دهد که انسان را از صورت نمازگزار خارج کند ؛ کم باشد یا زیاد ، عمداً باشد یا از روی اشتباه و فراموشی . ولی کاری که صورت نماز را به هم نزند مثل اشاره کردن با دست اشکال ندارد .

(مسئله 1171) اگر در بین نماز به قدری ساکت بماند که نگویند نماز می خواند نمازش باطل می شود .

(مسئله 1172) اگر در بین نماز کاری انجام دهد یا مدتی ساکت شود و شک کند که نماز به هم خورده یا نه ، نمازش صحیح است .
دهم: خوردن و آشامیدن اگر به گونه ای باشد که صورت نماز را بر هم زند و نگویند نماز می خواند _ از روی عمد باشد یا فراموشی _ نماز را باطل می کند .

(مسئله 1173) احتیاط واجب آن است که در نماز هیچ چیز نخورد و نیاشامد ؛ چه موالات نماز به هم بخورد یا نه ، و چه بگویند نماز می خواند یا نگویند .

(مسئله 1174) اگر در بین نماز غذایی را که لای دندانها مانده فرو برد نمازش باطل نمی شود ؛ ولی اگر قند یا شکر و مانند اینها در دهان بگذارد یا مانده باشد و در حال نماز کم کم آب شود و فرو رود نمازش اشکال پیدا می کند .
یازدهم: شک در شمارة رکعتهای نمازهای دو رکعتی ، سه رکعتی و در دو رکعت اول از نمازهای چهار رکعتی به گونه ای که در شکیات نماز گفته خواهد شد نماز را باطل می کند .
دوازدهم: اگر یکی از رکنهای نماز را از روی اشتباه یا عمد انجام ندهد یا آن را زیاد کند و یا چیزی را که رکن نیست از روی عمد کم یا زیاد نماید .

(مسئله 1175) اگر بعد از نماز شک کند در بین نماز کاری که نماز را باطل می کند انجام داده یا نه ، نمازش صحیح است .

مکروهات

(مسئله 1176) مکروه است نمازگزار صورت را _ به گونه ای که از سمت قبله برنگردد _ کمی به طرف راست یا چپ برگرداند و نیز مکروه است چشمها را ببندد ، یا به طرف راست و چپ بنگرد ، یا با ریش و دست خود بازی کند و انگشتها را داخل هم نماید یا موقع خواندن حمد و سوره و گفتن ذکر برای شنیدن حرف کسی ساکت شود ؛ بلکه هر کاری که خضوع و خشوع را از بین ببرد مکروه می باشد .

(مسئله 1177) هنگامی که انسان خواب آلود است و نیز هنگام خودداری از ادرار و مدفوع مکروه است نماز بخواند ؛ همچنین پوشیدن جوراب تنگ که پا را فشار دهد در نماز مکروه است . و به جز موارد ذکر شده مکروهات دیگری هم در کتابهای مفصل گفته شده است .

موارد جواز قطع نماز

(مسئله 1178) بنا بر احتیاط واجب رها کردن و به هم زدن نمازهای واجب در حال اختیار جایز نیست ؛ ولی رها کردن آن در موارد زیر جایز بلکه واجب می باشد:
1_ اگر حفظ جان خود انسان یا کسی که حفظ جان او واجب است بدون شکستن نماز ممکن نباشد .
2_ اگر حفظ مالی که نگهداری آن لازم است بدون شکستن نماز ممکن نباشد ؛
ولی شکستن نماز برای مالی که اهمیت ندارد مکروه است .
3_ اگر وقت نماز وسعت دارد و نمازگزار در بین نماز متوجه نجس بودن مسجد شود و به گونه ای باشد که اگر بخواهد در حال نماز مسجد را تطهیر کند نماز به هم می خورد ؛ ولی چنانچه وقت تنگ و یا در اواخر نماز باشد به شکلی که ادامه دادن نماز به فوریت تطهیر مسجد لطمه نزند ، نماز خود را تمام کند و بعد فوراً مسجد را تطهیر نماید .
4_ اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبکار در بین نماز طلب خود را درخواست کند و نتواند در بین نماز طلب او را بدهد .

(مسئله 1179) کسی که باید نماز را بشکند چنانچه نماز را تمام کند معصیت کرده ، ولی نماز او صحیح است ؛ اگر چه احتیاط مستحب آن است که دوباره بخواند .

(مسئله 1180) کسی که پیش از رسیدن به حد رکوع متوجه شود اذان و اقامه را فراموش کرده ، چنانچه وقت وسعت دارد ، مستحب است نماز را رها کرده و پس از اذان و اقامه نماز را شروع نماید .

خلل در نمازهای مستحبی

(مسئله 1181) قطع کردن نماز مستحبی جایز است .

(مسئله 1182) در نماز مستحبی بعد از حمد خوان_دن بیش از سورة واحد جایز می باشد . نماز مستحبی را اعم از نوافل یومیه و غیر یومیه را می توان نشسته و بدون سوره خواند ؛ و همچنین بالاختیار خواندن نماز مستحبی در حال حرکت ، سواره و پیاده جایز است ؛ در این صورت رو به قبله بودن معتبر نمی باشد ، رکوع و سجده را می توان به ایما و اشاره انجام داد .

(مسئله 1183) نمازهای مستحبی در موارد زیر باطل می شود:
1_ چیزی از اجزای نماز را عمداً ترک کند .
2_ چیزی را بر اجزای نماز عمداً بیفزاید .
3_ یکی از رکنها (رکوع ، سجود ، تکبیره الاحرام) سهواً ترک شود .
4_ وضویش باطل شود .
5_ به سوی قبله نباشد .

(مسئله 1184) اگر در نماز مستحبی رکنی سهواً افزوده شود نماز باطل نمی شود .

(مسئله 1185) اگر در نماز مستحبی حمد یا سوره یا هر دو را فراموش کند و بعد از خم شدن به رکوع یادش بیاید ، نمازش را ادامه می دهد و تدارک آنها لازم نیست .

(مسئله 1186) شک در نماز مستحبی در رکعت یک و دو مبطل نمی باشد و اگر نمازگزار در تعداد رکعتهای نماز مستحبی شک کند پس اگر به یکی از دو طرف ظن پیدا کند بنا بر آن می گذارد و به ظن خود عمل می کند وگرنه مخیر است بین این که بنا را بر اقل یا بر اکثر بگذارد و بهتر آن است که بنا را بر کمتر بگذارد ، جز در نماز وِتر که آن را از سر می گیرد .

احکام شکوک صلاة

شکیات نماز بیست و سه قسم است: هشت قسم آن شکهایی می باشد که نماز را باطل می کند ، به شش قسم آن نباید اعتنا کرد و نه قسم دیگر آن صحیح می باشد .

(مسئله 1187) حکم گمان در هر جای نماز حکم یقین است ؛ چه در رکعات نماز باشد یا در افعال آن ، و در دو رکعت اول نماز باشد یا دو رکعت آخر آن ؛ هر چند در مظنه ای که در غیر دو رکعت آخر از نمازهای چهار رکعتی باشد خوب است بنا بر احتیاط مستحب نماز را تمام کند و دوباره بخواند . و حکم شک و سهو و گمان در نمازهای واجب یومیه و نمازهای واجب دیگر فرقی ندارد ؛ مثلاً اگر در نماز آیات شک کند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت ، چون شک او در نماز دو رکعتی است نمازش باطل می شود .

(مسئله 1188) اگر در ابتدا گمانش به یک طرف بیشتر باشد ولی بعد دو طرف در نظر او مساوی شود ، باید به دستور شک عمل نماید ؛ و اگر در ابتدا دو طرف در نظر او مساوی باشد و به طرفی که وظیفه اوست بنا بگذارد بعد گمانش به طرف دیگر برود ، باید به همان طرف گمان را بگیرد و نماز را تمام کند .

(مسئله 1189) کسی که شک دارد گمانش به یک طرف بیشتر است یا هر دو طرف در نظر او مساوی است ، چنانچه حالت گذشته اش را می داند بر طبق آن عمل کند ، و چنانچه نمی داند حکم شک بر آن جاری می شود .

(مسئله 1190) اگر شک او از بین برود و شک دیگری برایش پیش آید ، باید به دستور شک دوم عمل نماید .

(مسئله 1191) شک یا در مورد اصل نماز یا در اجزای نماز یا در شرایط یا در رکعات نماز می باشد .

(مسئله 1192) اگر در اصل نماز شک کند که خوانده است یا نه ، در خارج وقت باشد اعتنا نکند ؛ و اگر در وقت باشد نماز را بخواند و اگر بعد از نماز شک نماید که نماز را صحیح خوانده است یا نه ، اعتنا نکند و نمازش صحیح است .

(مسئله 1193) هنگامی مشغول خواندن نماز عصر باشد شک کند نماز ظهر را خوانده است یا نه ، اعتنا نکند و بنا بر خواندن بگذارد و هکذا مشغول نماز عشاء باشد و شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه .

شکوکی که نماز را باطل می کند

1_ شک در شماره رکعتهای نماز واجب دو رکعتی ، مانند: نماز صبح ، نماز جمعه و نماز مسافر . ولی شک در شماره رکعتهای نماز مستحب دو رکعتی نماز را باطل نمی کند .
2_ شک در شمارة رکعتهای نماز سه رکعتی «نماز مغرب» .
3_ این که در نماز چهار رکعتی شک کند که یک رکعت خوانده یا بیشتر .
4_ در نماز چهار رکعتی پیش از تمام شدن سجدة دوم شک کند که دو رکعت خوانده یا بیشتر .
5_ شک بین دو رکعت و پنج رکعت ، یا دو و بیشتر از پنج .
6_ شک بین سه رکعت و شش رکعت ، یا سه یا بیشتر از شش رکعت .
7_ شک در رکعتهای نماز به گونه ای که نداند چند رکعت خوانده است .
8 _ شک بین چهار رکعت و شش رکعت ، یا چهار و بیشتر از شش رکعت پیش از تمام شدن سجدة دوم ، ولی اگر پس از سجدة دوم چنین شکی پیش آید بنا بر احتیاط واجب بنا را بر چهار گذاشته ، نماز را تمام کند و پس از نماز دو سجدة سهو به جا آورد و نماز را هم دوباره بخواند .

(مسئله 1194) اگر یکی از شکهای باطل کننده برای انسان پیش آید بنا بر احتیاط واجب فوراً نماز را به هم نزند ، بلکه اول مقداری فکر کند اگر شک مستقر شود ، به هم زدن نماز مانعی ندارد .

شکوکی که نباید به آنها اعتنا کرد

اشاره

(مسئله 1195) شک بعد از محل ، شک بعد از سلام نماز ، شک بعد از وقت صلاه ، شک کثیر الشک ، شک امام جماعت در عدد رکعت های نماز در صورتی که مأموم حافظ رکعات باشد و بالعکس و شک در نماز مستحبی .

(مسئله 1196) تفصیل مسئله در شش مورد نباید به شک اعتنا کرد:

1_ شک در چیزی که محل به جا آوردن آن گذشته است .

مانند: این که در رکوع شک کند حمد را خوانده است یا نه ، اعتنا ننماید .

(مسئله 1197) اگر در بین نماز شک کند که یکی از کارهای واجب آن را انجام داده یا نه _ مثلاً شک کند که حمد را خوانده یا نه _ چنانچه مشغول کاری که باید بعد از آن انجام دهد نشده باید آنچه را که در انجام آن شک کرده به جا آورد ؛ و اگر مشغول کاری که باید بعد از آن انجام دهد شده به شک خود اعتنا نکند .

(مسئله 1198) اگر در بین خواندن آیه ای شک کند که آیة پیش از آن را خوانده یا نه ، یا وقتی آخر آیه ای را می خواند شک کند که اول آن را خوانده یا نه ، به شک خود اعتنا نکند .

(مسئله 1199) اگر بعد از بلند شدن از رکوع یا سجود شک کند که کارهای واجب آن را _ مانند ذکر یا آرام بودن بدن _ انجام داده است یا نه ، به شک خود اعتنا نکند .

(مسئله 1200) اگر در حالی که به سجده می رود شک کند که رکوع را به جا آورده یا نه ، یا شک کند که بعد از رکوع ایستاده یا نه ، بنا بر احتیاط به شک خود اعتنا نکند ولی نماز را نیز دوباره بخواند .

(مسئله 1201) اگر در حال برخاستن شک کند که سجده یا تشهد را به جا آورده یا نه ، باید برگردد و به جا آورد ؛ و بنا بر احتیاط تشهد را به قصد قربت مطلقه (به قصد تقرب به خداوند ، بدون نیت وجوب یا استحباب) به جا آورد .

(مسئله 1202) کسی که نشسته یا خوابیده نماز می خواند اگر موقعی که حمد یا تسبیحات را می خواند شک کند که سجده یا تشهد را به جا آورده یا نه ، باید به شک خود اعتنا نکند ؛ و چنانچه پیش از آن که مشغول حمد یا تسبیحات شود شک کند که سجده یا تشهد را به جا آورده یا نه ، باید به جا آورد . ولی چنانچه با توجه و التفات نشستن یا خوابیدن را به جای ایستادن انجام داده و پیش از شروع در حمد یا تسبیحات شک کرده است ، پس اگر در تشهد شک کرده آن را به قصد قربت مطلقه به جا آورد و نماز او صحیح است ؛ و اگر در سجده شک کرده آن را به جا آورد و نماز را تمام کرده و بنا بر احتیاط واجب دوباره بخواند .

(مسئله 1203) اگر شک کند یکی از رکنهای نماز را به جا آورده یا نه ، دو صورت دارد:
1_ چنانچه مشغول کار بعد از آن نشده _ مثلاً پیش از خواندن تشهد شک کند که دو سجده را به جا آورده یا نه _ باید به جا آورد ؛ و چنانچه بعد یادش بیاید که آن رکن را انجام داده بوده ، چون رکن زیاد شده نمازش باطل است .
2_ چنانچه مشغول کار بعد از آن شده _ مثلاً مشغول خواندن تشهد است و شک کند دو سجده را به جا آورده یا نه _ باید به شک خود اعتنا نکند ؛ و اگر یادش بیاید که آن رکن را انجام نداده ، در صورتی که مشغول رکن بعد نشده باید به جا آورد ؛ اگر مشغول رکن بعد شده نمازش باطل است . بنابراین اگر پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید که دو سجده را انجام نداده باید برگردد و به جا آورد و نمازش صحیح است ؛ و اگر در رکوع یا پس از آن یادش بیاید نمازش باطل است .

(مسئله 1204) اگر شک کند عملی را که رکن نیست به جا آورده یا نه ، دو حالت دارد:
1_ چنانچه مشغول کار بعد از آن نشده _ مثلا پیش از شروع سوره شک کند که حمد را خوانده است یا نه _ باید آن را به جا آورد ؛ و اگر بعد از انجام آن یادش بیاید که آن را انجام داده بوده ، نمازش صحیح است .
2_ چنانچه مشغول کار بعد از آن شده _ مثلا مشغول خواندن سوره است و شک کند حمد را خوانده یا نه _ باید به شک خود اعتنا نکند ؛ و اگر یادش بیاید که آن را انجام نداده در صورتی که مشغول رکن بعد نشده باید به جا آورد ؛ و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش صحیح است . بنابراین اگر مثلا در قنوت یادش بیاید که حمد را نخوانده باید برگردد و بخواند ؛ و اگر در رکوع یادش بیاید نماز او صحیح است ؛ ولی بعد از نماز بنا بر احتیاط واجب دو سجدة سهو به جا آورد .

(مسئله 1205) اگر شک کند سلام نماز را گفته یا نه، یا شک کند درست گفته یا نه، چنانچه مشغول تعقیبات نماز یا مشغول نماز دیگر شده یا به واسطة انجام کاری که نماز را به هم می زند از حال نمازگزار بیرون رفته است به شک خود اعتنا نکند ؛ و اگر پیش از اینها شک کند ، پس اگر در اصل گفتن سلام شک کرده باید سلام را بگوید ؛ و اگر در صحیح گفتن سلام شک کرده بنا بر احتیاط واجب آن را بگوید .

2_ شک پس از سلام نماز

(مسئله 1206) اگر پس از سلام نماز شک کند که نمازش صحیح بوده یا نه _ مثلا شک کند رکوع را به جا آورده یا نه _ یا بعد از سلام نماز چهار رکعتی شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت _ به شک خود اعتنا نکند ؛ ولی اگر هر دو طرف شک باطل باشد _ مانند آن که در نماز چهار رکعتی شک کند که سه رکعت خوانده یا پنج رکعت _ نمازش باطل است .

3_ شک پس از گذشتن وقت نماز

(مسئله 1207) اگر پس از گذشتن وقت نماز شک کند که نماز را خوانده یا نه ، یا گمان کند که نخوانده ، خواندن آن لازم نیست ؛ ولی اگر پیش از گذشتن وقت شک کند یا گمان کند که نخوانده ، باید آن نماز را بخواند ؛ بلکه اگر گمان کند که خوانده نیز آن را به جا آورد .

(مسئله 1208) اگر پس از گذشتن وقت شک کند که نماز را درست خوانده یا نه ، به شک خود اعتنا نکند .

4_ شک کثیرالشک (یعنی کسی که زیاد شک می کند)

(مسئله 1209) کسی که بیش از مقدار متعارف شک می کند و حال او به گونه ای شده که معمولاً سه نماز پی در پی بدون شک بر او نمی گذرد «کثیرالشک» است و باید به شک خود اعتنا نکند ؛ ولی اگر زیاد شک کردن او موقت و به دلیل ترس یا پریشانی و یا از روی خشم باشد کثیرالشک شمرده نمی شود.

(مسئله 1210) اگر کثیرالشک در به جا آوردن چیزی شک کند ، چنانچه انجام آن نماز را باطل نمی کند باید بنا بگذارد که آن را به جا آورده است ؛ مثلا اگر شک کند رکوع کرده یا نه ، باید بنا بگذارد که رکوع کرده است . و چنانچه به جا آوردن آن
نماز را باطل می کند باید بنا بگذارد که آن را انجام نداده است ؛ مثلا اگر شک کند که در یک رکعت یک رکوع کرده یا بیشتر ، چون زیاد شدن رکوع نماز را باطل می کند باید بنا بگذارد که بیشتر از یک رکوع نکرده است.

(مسئله 1211) کسی که در یک چیز نماز زیاد شک می کند ، چنانچه احیاناً در چیزهای دیگر نماز شک کند باید در آنها به دستور شک عمل نماید ؛ مثلا کسی که در به جا آوردن سجده زیاد شک می کند ، اگر در انجام رکوع شک کند باید به دستور آن رفتار نماید ؛ یعنی اگر ایستاده است رکوع را به جا آورد و اگر به سجده رفته اعتنا نکند . همچنین است اگر در نماز مخصوصی _ مثلا نماز ظهر _ زیاد شک می کند ، در صورتی که در نمازهای دیگر شک کند باید به دستور شک رفتار نماید .

(مسئله 1212) اگر نمازگزار شک کند که کثیرالشک شده یا نه ، باید به دستور شک عمل نماید ؛ ولی کثیرالشک تا هنگامی که یقین نکند به حال معمولی برگشته باید به شک خود اعتنا نکند .

(مسئله 1213) اگر کثیرالشک شک کند رکنی را به جا آورده یا نه و اعتنا نکند و بعد یادش بیاید آن را انجام نداده ، چنانچه مشغول رکن بعد نشده باید آن را به جا آورد ؛ و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش باطل است .

(مسئله 1214) اگر کثیرالشک شک کند چیزی را که رکن نیست به جا آورده یا نه و اعتنا نکند و بعد یادش بیاید که آن را انجام نداده ، چنانچه از محل به جا آوردن آن نگذشته _ یعنی داخل رکن بعد نشده _ باید برگردد و آن را انجام دهد ؛ و اگر از محل آن گذشته نمازش صحیح است و بنا بر احتیاط واجب دو سجدة سهو به جا آورد .

(مسئله 1215) حکم کثیرالشک که نباید به شک خود اعتنا کند اختصاص به نماز دارد و در غیر نماز باید مطابق وظیفة شک عمل نماید ؛ اما اگر شک به حد وسواس برسد در هیچ عملی نباید به آن توجه شود .

5_ شک امام جماعت یا مأموم در شمارة رکعتهای نماز

(مسئله 1216) اگر امام جماعت در شمارة رکعتهای نماز شک کند ، چنانچه مأموم یقین یا گمان داشته باشد و به امام جماعت بفهماند ، امام باید به آن عمل نموده و نماز را تمام نماید و خواندن نماز احتیاط لازم نیست ؛ همچنین اگر مأموم در شمارة رکعتهای نماز شک کند و امام جماعت یقین یا گمان داشته باشد ، باید به شک خود اعتنا ننماید .

6_ شک در نماز مستحبی

(مسئله 1217) اگر در شمارة رکعتهای نماز مستحبی شک کند ، چنانچه طرف بیشتر شک نماز را باطل می کند باید بنا را بر کمتر بگذارد ؛ مثلا اگر در نافلة صبح شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت ، بنا بگذارد که دو رکعت خوانده است .
و اگر طرف بیشتر شک نماز را باطل نمی کند _ مثلا شک کند که دو رکعت خوانده یا یک رکعت _ به هر طرف شک عمل نماید مخیر است ، نمازش صحیح می باشد ؛ و بهتر است بنا را بر کمتر بگذارد .

(مسئله 1218) کم شدن رکن بنا بر احتیاط واجب نماز نافله (نماز مستحبی) را باطل می کند و در زیاد شدن رکن نیز احتیاط شود ؛ پس اگر یکی از کارهای نافله را فراموش کند و موقعی یادش بیاید که مشغول رکن بعد از آن شده ، آن کار را انجام دهد و دوباره آن رکن را به جا آورد و نماز را نیز دوباره بخواند ، و یا نماز را رها کند و از سر بگیرد .

(مسئله 1219) اگر در یکی از کارهای نماز نافله شک کند _ خواه رکن باشد یا غیر رکن _ چنانچه محل آن نگذشته آن را به جا آورد ؛ و اگر محل آن گذشته به شک خود اعتنا نکند .

(مسئله 1220) در نماز مستحبی باید به ظن و گمان خود عمل کند ؛ مثلا اگر گمانش به یک رکعت می رود احتیاطاً یک رکعت دیگر بخواند .

(مسئله 1221) اگر در نماز نافله کاری کند که برای آن در نماز واجب سجدة سهو واجب می شود یا یک سجده یا تشهد را فراموش نماید ؛ لازم نیست پس از نماز سجدة سهو یا قضای سجده یا تشهد فراموش شده را به جا آورد ؛ ولی می تواند به امید ثواب انجام دهد.

(مسئله 1222) اگر شک کند که نماز مستحبی را خوانده یا نه ، چنانچه آن نماز وقت معین نداشته باشد یا وقت معین داشته باشد و پیش از گذشتن وقت شک کند ، بنا بگذارد که نخوانده است ؛ ولی چنانچه وقت معین داشته و پس از گذشتن وقت شک کند به شک خود اعتنا نکند .

شکوک صحیحه

(مسئله 1223) در نُه صورت اگر نمازگزار در شمارة رکعتهای نماز چهار رکعتی شک نماید باید فوراً فکر کند ، پس اگر یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا نمود همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند ؛ و در غیر این صورت به دستورهایی که گفته می شود عمل نماید . و آن نه صورت از این قرارند:
1_ پس از سربرداشتن از سجدة دوم شک کند دو رکعت خوانده است یا سه رکعت؛ که باید بنا را بر رکعت سوم گذاشته یک رکعت دیگر بخواند، و پس از سلام نماز بلافاصله و بدون انجام دادن کاری که نماز را باطل می کند بنا بر احتیاط واجب یک رکعت نماز احتیاط ایستاده به جا آورد .
2_ پس از سر برداشتن از سجدة دوم شک کند دو رکعت خوانده یا چهار رکعت؛ که باید بنا را بر رکعت چهارم گذاشته نماز را تمام کند و پس از سلام نماز
بلافاصله دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند .
3_ پس از سر برداشتن از سجده دوم شک کند دو رکعت خوانده یا سه رکعت و یا چهار رکعت ؛ که باید بنا را بر رکعت چهارم گذاشته نماز را تمام کند و پس از سلام نماز بلافاصله دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و سپس دو رکعت نماز احتیاط نشسته بخواند .
و اگر پس از پایان ذکر سجده دوم و پیش از سر برداشتن از سجده دوم یکی از این سه شک پیش آید ، بنا بر احتیاط واجب به همین دستور عمل نموده و نماز را نیز دوباره بخواند .
4_ پس از سر برداشتن از سجده دوم شک کند چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت ، که باید بنا را بر رکعت چهارم بگذارد و نماز را تمام کند و پس از نماز بلافاصله دو سجده سهو انجام دهد ، ولی اگر پس از سجده اول یا پیش از سر برداشتن از سجده دوم این شک برای او پیش آید ، باید بنا بر احتیاط واجب به همین دستور عمل نماید و نماز را نیز دوباره بخواند .
5_ شک کند سه رکعت خوانده یا چهار رکعت ؛ که در هر جای نماز باشد باید بنا را بر رکعت چهارم گذاشته و نماز را تمام کند ، و پس از آن بلافاصله یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته به جا آورد ، گرچه بهتر است دو رکعت نشسته را بخواند .
6_ در حال ایستاده شک کند در رکعت چهارم است یا پنجم ، که باید بنشیند و نماز را با تشهد و سلام به پایان برد و سپس دستور شک بین سه و چهار را انجام دهد ، و بنا بر احتیاط دو سجده سهو برای ایستادن و دو سجده سهو هم برای ذکرهای بی جا انجام دهد .
7_ در حال ایستاده شک کند در رکعت سوم است یا پنجم ؛ که باید بنشیند و نماز را با تشهد و سلام به پایان برد و سپس دو رکعت نماز احتیاط ایستاده به جا آورد ، و بنا بر احتیاط دو سجده سهو برای ایستادن و دو سجده سهو هم برای ذکرهای بی جا انجام دهد .
8 _ در حال ایستاده شک کند در رکعت سوم است یا چهارم یا پنجم ؛ که باید بنشیند و نماز را با تشهد و سلام به پایان برد و پس از نماز بلافاصله دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و دو رکعت هم نشسته به جا آورد ، و بنا بر احتیاط دو سجده سهو برای ایستادن و دو سجده سهو هم برای ذکرهای بی جا انجام دهد .
9_ در حال ایستاده شک کند در رکعت پنجم است یا ششم ؛ که باید بنشیند و نماز را با تشهد و سلام به پایان برد و بلافاصله دو سجده سهو به جا آورد ، و بنا بر احتیاط دو سجده سهو دیگر هم برای ایستادن و دو سجده سهو هم برای ذکرهای بی جای دیگر انجام دهد . و بنا بر احتیاط مستحب مؤکد در چهار صورت آخر ، نماز را نیز دوباره بخواند .

(مسئله 1224) اگر یکی از شکهای صحیح برای انسان پیش آید بنا بر احتیاط واجب نباید نماز را بشکند ؛ و اگر پیش از انجام کاری که نماز را باطل می کند _ مثل رو گرداندن از قبله _ نماز را از سر گیرد نماز دومش هم باطل است ؛ همچنین است بنا بر احتیاط واجب در صورتی که نماز احتیاط بر او واجب باشد و پیش از خواندن آن ، نماز را از سر بگیرد ؛ ولی در هر دو صورت اگر بعد از انجام کاری که نماز را باطل می کند دوباره مشغول نماز شود نماز دومش صحیح است .

(مسئله 1225) اگر یکی از شکهای صحیح برای انسان پیش آید چنان که گفته شد باید فوراً فکر کند ؛ ولی اگر چیزهایی که به واسطة آنها یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا می شود از بین نمی رود ، چنانچه کمی بعد هم فکر کند اشکال ندارد ؛ مثلاً اگر در سجده شک کند می تواند تا بعد از سجده فکر کردن را تأخیر بیندازد .

(مسئله 1226) اگر پیش از آن که مشغول تشهد شود یا در رکعتهایی که تشهد ندارد پیش از ایستادن شک کند که دو سجده را به جا آورده یا نه ، و در همان موقع یکی از شکهایی که بعد از تمام شدن دو سجده صحیح است برایش پیش آید نمازش باطل است .

(مسئله 1227) کسی که نشسته نماز می خواند اگر شکی کند که باید برای آن یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بخواند ، باید یک رکعت نشسته به جا آورد و نیز اگر شک کند که باید برای آن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند باید به جای آن دو رکعت نشسته به جا آورد .

احکام نماز احتیاط

(مسئله 1228) کسی که نماز احتیاط بر او واجب شده باید پس از سلام نماز بلافاصله نیت نماز احتیاط کند و تکبیره الاحرام بگوید و پش از آن فقط سورة حمد را بخواند و به رکوع رود و دو سجده را به جا آورد ؛ حال اگر یک رکعت نماز احتیاط بر او واجب بوده پس از سجدة دوم تشهد را بخواند و سلام دهد ؛ و اگر دو رکعت نماز احتیاط بر او واجب بوده باید پس از سجدة دوم یک رکعت دیگر بخواند و پس از تشهد سلام دهد و نماز را تمام کند .

(مسئله 1229) نماز احتیاط سوره و قنوت ندارد و بنا بر احتیاط واجب هنگام خواندن حمد حتی «بسم الله الرَّحْمن الرَّحیم» آن را هم آهسته بخواند ؛ و نباید نیت آن را به زبان جاری نماید .

(مسئله 1230) اگر نماز احتیاط و قضای یک سجده یا قضای یک تشهد یا دو سجدة سهو بر او واجب شود ، باید اول نماز احتیاط را به جا آورد .

(مسئله 1231) اگر در شمارة رکعتهای نماز شک کند به گونه ای که نماز احتیاط
بر او واجب شود ، ولی بعد از نماز شک او برطرف گردد ، چند صورت دارد:
1_ اگر پیش از شروع در نماز احتیاط بفهمد نمازی که خوانده درست بوده ، لازم نیست نماز احتیاط را بخواند ؛ و اگر در بین نماز احتیاط بفهمد لازم نیست آن را تمام نماید.
2_ اگر پیش از شروع در نماز احتیاط بفهمد رکعتهای نمازش کم بوده ، چنانچه کاری که عمدی و سهوی آن نماز را باطل می کند انجام نداده باید آنچه را از نماز نخوانده بخواند و برای سلام بی جا دو سجدة سهو به جا آورد ، و اگر سهواً کلام بی جایی هم گفته باشد دو سجدة سهو نیز برای کلام بی جا به جا آورد . و چنانچه کاری که نماز را باطل می کند انجام داده باید نماز را دوباره به جا آورد .
3_ اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش به مقدار نماز احتیاط بوده مثلاً در شک بین سه یا چهار ، یک رکعت نماز احتیاط بخواند و بعد بفهمد نماز را سه رکعت خوانده نمازش صحیح است .
4_ اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش کمتر از نماز احتیاط یا بیشتر از نماز احتیاط بوده ، چنانچه کاری که نماز را باطل می کند به جا نیاورده بنا بر احتیاط واجب کسری نماز را به نماز متصل نموده و دو سجدة سهو برای سلام بی جا انجام دهد و نماز را هم دوباره بخواند ؛ و چنانچه کاری که نماز را باطل می کند انجام داده فقط نماز را دوباره بخواند .
5_ اگر در بین نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش بیشتر و یا کمتر از نماز احتیاط بوده بنا بر احتیاط واجب نماز احتیاط را رها کند و کسری نماز را به جا آورد و دو سجدة سهو برای سلام بی جا انجام دهد و نماز را هم دوباره بخواند .
6_ اگر در بین نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش به اندازة نماز احتیاط بوده ، بنا بر احتیاط واجب نماز احتیاط را تمام کند و نماز را هم دوباره به جا آورد .

(مسئله 1232) اگر شک کند نماز احتیاطی را که بر او واجب بوده به جا آورده یا نه ، چنانچه وقت نماز گذشته است به شک خود اعتنا نکند . و اگر وقت دارد در صورتی که مشغول کار دیگری نشده و از جای نماز برنخاسته و کاری هم که نماز را باطل می کند انجام نداده است باید نماز احتیاط را بخواند ؛ و اگر مشغول کار دیگری شده یا کاری که نماز را باطل می کند به جا آورده و یا بین نماز و شک او زیاد طول کشیده است بنا بر احتیاط نماز احتیاط را به جا آورد و نماز را هم دوباره بخواند ؛ هر چند در فرض اول اگر نماز احتیاط را بخواند و در فرض دوم و سوم اگر نماز را دوباره بخواند کافی است .

(مسئله 1233) اگر شک دارد که یکی از موارد وجوب نماز احتیاط برای او پیش آمده یا نه ، لازم نیست آن را به جا آورد ؛ ولی اگر احتیاطاً آن را انجام دهد اشکال ندارد .

(مسئله 1234) اگر موقعی که مشغول نماز احتیاط است در یکی از کارهای آن
شک کند ، چنانچه محل آن نگذشته باید به جا آورد ؛ و اگر محلش گذشته باید به شک خود اعتنا نکند .

(مسئله 1235) اگر در شمارة رکعتهای نماز احتیاط شک کند بنا را بر بیشتر بگذارد ؛ و اگر طرف بیشتر شک نماز را باطل می کند بنا را بر کمتر بگذارد و آن را تمام نماید و در هر دو صورت بنا بر احتیاط مستحب دوباره نماز احتیاط را بخواند و نماز را هم از سربگیرد.

(مسئله 1236) اگر بعد از سلام نماز احتیاط شک کند که یکی از اجزا یا شرایط آن را به جا آورده یا نه ، به شک خود اعتنا نکند .

(مسئله 1237) اگر در نماز احتیاط رکنی را زیاد کند یا مثلاً به جای یک رکعت دو رکعت بخواند نماز احتیاط باطل می شود ، و بنا بر احتیاط دوباره نماز احتیاط را بخواند و بعد اصل نماز را نیز بخواند ؛ ولی چنانچه چیزی که رکن نیست از روی اشتباه کم یا زیاد شود نمازش صحیح است ، و بنا بر احتیاط دو سجدة سهو به جا آورد .

(مسئله 1238) اگر در نماز احتیاط تشهد یا یک سجده را فراموش کند احتیاط واجب آن است که بعد از سلام نماز آن را قضا نماید و دو سجدة سهو هم به جا آورد .

احکام سجدة سهو

(مسئله 1239) سجدة سهو در دو مورد _ مطابق دستوری که گفته خواهد شد _ واجب می شود:
1_ هرگاه در نماز چهار رکعتی پس از سجدة دوم شک کند چهار رکعت خوانده است یا پنج رکعت .
2_ هرگاه تشهد را فراموش نماید که پس از قضای آن باید دو سجدة سهو به جا آورد.
همچنین در پنج مورد بنا بر احتیاط باید بعد از سلام نماز دو سجدة سهو به جا آورد:
1_ هرگاه در بین نماز از روی اشتباه حرفی بزند . (کلام سهوی)
2_ هرگاه بی جا سلام نماز را بگوید ؛ مثلاً در رکعت اول از روی اشتباه سلام دهد .
3_ هرگاه یک سجده را فراموش کند که بعد از قضای آن بنا بر احتیاط واجب دو سجدة سهو به جا آورد .
4_ هرگاه جایی که باید بایستد از روی اشتباه بنشیند ، یا جایی که باید بنشند از روی اشتباه بایستد .
5_ هرگاه از روی اشتباه چیزی به نماز اضافه و یا کم نماید .
و احکام این موارد در مسائل آینده بیان می شود .

(مسئله 1240) اگر انسان از روی اشتباه یا به خیال اینکه نمازش تمام شده حرف بزند بنا بر احتیاط واجب باید دو سجدة سهو به جا آورد .

(مسئله 1241) برای حرفی که از آه کشیدن ، سرفه کردن و مانند آن پیدا می شود سجدة سهو واجب نیست ؛ ولی اگر مثلاً از روی اشتباه آه یا آخ بگوید بنا بر احتیاط واجب باید دو سجدة سهو به جا آورد .

(مسئله 1242) اگر چیزی را که غلط خوانده دوباره به طور صحیح بخواند ، برای دوباره خواندن آن سجدة سهو لازم نیست .

(مسئله 1243) اگر از روی اشتباه تسبیحات اربعه را نگوید بنا بر احتیاط واجب پس از نماز دو سجدة سهو به جا آورد.

(مسئله 1244) اگر در جایی که نباید سلام نماز را بدهد از روی اشتباه بگوید: «ألسَّلامُ عَلَیْنا و عَلی عِبادِ اللّه الصّالِحین» یا بگوید: «ألسَّلامُ عَلَیْکُم و رَحْمَهُ اللّهِ وبَرَکاتُهُ» یا مقداری از این دو سلام را بگوید بنا بر احتیاط واجب باید دو سجدة سهو به جا آورد .

(مسئله 1245) اگر در جایی که نباید سلام دهد از روی اشتباه هر سه سلام را بگوید در سجدة سهو کافی است .

(مسئله 1246) اگر سجدة سهو واجب را عمداً انجام ندهد گناه کرده و واجب است هر چه زودتر آن را به جا آورد ؛ و اگر از روی فراموشی به جا نیاورد باید هرگاه متوجه شد آن را انجام دهد . و در هر دو صورت لازم نیست نماز را دوباره بخواند .

(مسئله 1247) اگر سجدة سهو را فراموش کند و در نماز واجب بعد یادش بیاید ، باید پس از اتمام نماز فوراً آن را به جا آورد .

(مسئله 1248) اگر شک دارد یکی از موارد سجدة سهو برای او پیش آمده یا نه ، لازم نیست آن را به جا آورد؛ ولی اگر احتیاطاً آن را انجام دهد اشکال ندارد .

(مسئله 1249) کسی که شک دارد مثلاً یک بار دو سجدة سهو بر او واجب شده یا دو بار ، اگر یک بار دو سجدة سهو به جا آورد کافی است .

(مسئله 1250) اگر بداند در دو سجدة سهو از روی اشتباه سجده ای کم یا زیاد شده است بنا بر احتیاط دوباره دو سجدة سهو به جا آورد .

سجدة سهو

(مسئله 1251) دستور سجدة سهو آن است که نمازگزار پس از سلام نماز بلافاصله نیت دو سجدة سهو کند و بنا بر احتیاط واجب پیشانی را روی چیزی که
سجده بر آن صحیح است گذاشته و بگوید: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ» یا «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد» ؛ ولی بهتر بلکه احوط آن است که بگوید: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ ألسَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الَّنَبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُه» . آن گاه سر از سجده برداشته ، بار دیگر به سجده رود و همین ذکر را بگوید و پس از آن تشهد بخواند و سلام آخر را بگوید .

(مسئله 1252) بنا بر احتیاط واجب آنچه در سجدة نماز معتبر است _ مانند: وضو داشتن ، پاک بودن بدن و لباس ، پوشش بدن ، رو به قبله بودن ، گذاشتن هفت موضع بر زمین ، نهادن پیشانی بر چیزی که سجده بر آن صحیح است و نشستن میان دو سجده _ در سجدة سهو نیز رعایت شود .

(مسئله 1253) هنگامی که پس از سلام نماز قصد سجدة سهو می کند نیت سجدة سهو را به زبان جاری نکند ؛ بلکه باید تنها توجه به انجام آن داشته باشد .

احکام قضای سجده و تشهد فراموش شده

(مسئله 1254) اگر نمازگزار سجده یا تشهد را فراموش کند و پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید ، باید بنشیند و آن را نجام دهد و پس از اتمام نماز بنا بر احتیاط برای هر یک از قیام و ذکر بی جا دو سجدة سهو انجام دهد ؛ ولی اگر پس از رسیدن به رکوع یا بعد از آن متوجه شود ، باید پس از سلام با رعایت تمام شرایط نماز ، قضای آن را به جا آورد و بعد از آن دو سجدة سهو نیز انجام دهد .

(مسئله 1255) سجده یا تشهد فراموش شده یکی از دو صورت را دارد:
1_ آن که سجده یا تشهد فراموش شده از رکعت آخر نماز باشد و پس از سلام نماز یادش بیاید ، که در این صورت چنانچه کاری که عمدی و سهوی آن نماز را باطل می کند _ مثل روگرداندن از قبله _ انجام نداده باشد ، بنابر احتیاط واجب بدون قصد ادا و قضا سجده یا تشهد فراموش شده را انجام دهد و پس از آن نماز را در صورت قضای سجده با تشهد و سلام و در صورت قضای تشهد با سلام تمام کند ، و علاوه بر دو سجدة سهوی که برای قضای تشهد یا سجده به جا می آورد برای هر یک از سلام یا تشهد بی جا و یا کلام بی جا دو سجدة سهو به جا آورد .
2_ آن که سجده یا تشهد فراموش شده مربوط به رکعات دیگر باشد ، که باید پس از سلام نماز قضای آن را نیت کرده و به جا آورد و سپس دو سجدة سهو نیز انجام دهد .

(مسئله 1256) اگر سجده یا تشهد را چند مرتبه فراموش کند ، مثلاً یک سجده از رکعت اول و یک سجده از رکعت دوم فراموش نماید ، باید پس از نماز قضای هر دو را با سجده های سهوی که برای آنها لازم است به جا آورد ، و بنا بر احتیاط قضای اول را اول و قضای دوم را دوم به جا آورد و بعد سجده های سهو را نیز
انجام دهد .

(مسئله 1257) اگر یک سجده و یک تشهد را فراموش کند احتیاط واجب آن است که هرکدام را اول فراموش کرده اول قضا نماید ؛ و اگر نداند کدام یک اول فراموش شده احتیاطاً یک سجده و یک تشهد و بعد یک سجدة دیگر به جا آورد ، یا یک تشهد و یک سجده و بعد یک تشهد دیگر به جا آورد تا یقین کند سجده و تشهد را به ترتیبی که فراموش کرده قضا نموده است .

(مسئله 1258) اگر بین سلام نماز و قضای سجده یا تشهد کاری کند که اگر عمداً یا از روی اشتباه در نماز اتفاق بیفتد نماز باطل می شود _ مثلاً پشت به قبله نماید _ باید قضای سجده و تشهد را به جا آورد و نمازش صحیح است ؛ ولی احتیاط مستحب آن است که نماز را هم دوباره بخواند .

(مسئله 1259) اگر بین سلام نماز و قضای سجده یا تشهد کاری کند که برای آن سجدة سهو واجب می شود _ مثلاً از روی اشتباه حرف بزند_ باید سجده یا تشهد را قضا کند و علاوه بر دو سجدة سهوی که برای قضای سجده یا تشهد به جا می آورد بنا بر احتیاط مستحب دو سجدة سهو دیگر هم انجام دهد .

(مسئله 1260) اگر نداند که سجده را فراموش کرده یا تشهد را ، باید هر دو را قضا نماید و هرکدام را اول به جا آورد اشکال ندارد .

(مسئله 1261) اگر شک دارد که سجده یا تشهد را فراموش کرده یا نه ، واجب نیست قضا نماید .

(مسئله 1262) کسی که باید سجده یا تشهد را قضا نماید اگر برای کار دیگری هم سجدة سهو بر او واجب شود ، بنا بر احتیاط واجب باید بعد از نماز ابتدا سجده یا تشهد را قضا نماید و سپس سجده های سهو را به جا آورد .

(مسئله 1263) اگر شک دارد قضای سجده یا تشهد فراموش شده را انجام داده یا نه، چنانچه وقت نماز نگذشته باید قضا کند ؛ بلکه اگر وقت نماز گذشته باشد بنا بر احتیاط واجب قضای آن را به جا آورد .

مسائل کم یا زیاد کردن اجزا و شرایط نماز

(مسئله 1264) هرگاه نمازگزار چیزی از واجبات نماز را عمداً کم یا زیاد کند _ اگر چه یک حرف باشد_ نمازش باطل می شود .

(مسئله 1265) اگر به دلیل ندانستن مسئله چیزی از اجزای نماز را کم یا زیاد کند ، چنانچه آن چیز رکن باشد نمازش باطل است ؛ و اگر رکن نباشد ، چنانچه در دانستن مسئله کوتاهی نکرده باشد نمازش صحیح است ، وگرنه بنا بر احتیاط واجب آن را دوباره بخواند .

(مسئله 1266) هرگاه نمازگزار در بین نماز متوجه شود وضو یا غسل خود را انجام نداده یا باطل انجام داده است ، نماز را به هم بزند و دوباره آن را با وضو یا غسل بخواند ؛ و چنانچه بعد از نماز بفهمد باید دوباره نماز را با وضو یا غسل به جا آورد ، و اگر وقت گذشته قضا نماید .

(مسئله 1267) اگر پیش از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر از آخر نماز را نخوانده است ، باید مقداری را که فراموش کرده به جا آورد .

(مسئله 1268) اگر بعد از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر از آخر نماز را نخوانده ، چنانچه کاری انجام داده که انجام آن از روی عمد یا اشتباه موجب باطل شدن نماز می شود _ مثلاً پشت به قبله کرده _ نمازش باطل است ؛ و اگر چنین کاری نکرده باید فوراً مقداری را که فراموش کرده به جا آورد و بنا بر احتیاط واجب برای هر یک از تشهد و سلام و کلام بی جا دو سجدة سهو انجام دهد .

(مسئله 1269) اگر بفهمد نماز را پیش از وقت خوانده باید دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید و اگر بفهمد پشت به قبله یا به طرف راست و یا به طرف چپ قبله به جا آورده باید دوباره بخواند؛ و اگر وقت گذشته در صورتی که پشت به قبله خوانده بنا بر احتیاط واجب قضا نماید ؛ و اگر به طرف راست یا چپ بوده قضا لازم نیست ، مگر این که عمل او از روی جهل به حکم شرعی بوده باشد .