حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی
مرجع تقلید شیعه
شرایط وصیت کننده و وصیت
(مسئله 3236) وصیت کننده باید عاقل و بالغ باشد و از روی احتیاط وصیت کند ؛ پس وصیت از روی اکراه صحیح نیست . و کودک ده ساله ای که خوب و بد را تشخیص می دهد اگر برای خویشان خود یا برای کار خوبی _ مثل ساختن مسجد و مدرسه _ وصیت کند ، نسبت به یک سوم از مالش صحیح می باشد ؛ ولی صحت وصیت سفیه نسبت به یک سوم مال خود برای خویشان یا کارهای خیر محل اشکال است . و وصیت شخص ورشکسته ای که توسط حاکم شرع از تصرف در اموالش منع شده نسبت به مالش بی اثر است ؛ مگر این که طلبکاران از حق خود بگذرند .
(مسئله 3237) در وصیت صراحت در لفظ شرط نیست ؛ پس اگر با کنایه و اشاره مقصود خود را بفهماند وصیت صحیح است .
(مسئله 3238) اگر نوشته ای با امضاء یا مهر میت یافت شود ، چنانچه مقصود او را بفهماند و معلوم باشد که برای وصیت کردن نوشته باید طبق آن عمل شود .
(مسئله 3239) کسی که از روی عمد دست به خودکشی زده و به گونه ای صدمه دیده که یقین یا گمان به مردن او پیدا می شود ، اگر بعد از این عمل وصیت کند که مقداری از مال او را به مصرفی برسانند وصیت او صحیح نیست ؛ ولی اگر قبل از این عمل وصیت کرده باشد صحیح است .
(مسئله 3240) اگر انسان وصیت کند که چیزی را به شخصی بدهند ، بنا بر احتیاط واجب در صورتی آن فرد آن چیز را مالک می شود که آن را پس از مرگ وصیت کننده قبول کند ؛ و کافی بودن قبول در زمان حیات وصیت کننده محل اشکال است .
(مسئله 3241) اگر وصیت کند چیزی به کسی بدهند و آن فرد پیش از آن که قبول یا رد نماید بمیرد ، تا وقتی ورثة او وصیت را رد نکرده اند می توانند آن چیز را قبول نمایند . ولی این در صورتی است که وصیت کننده از وصیت خود برنگردد ؛ وگرنه حقی به آن چیز ندارد .
(مسئله 3242) کسی را که وصیت می کنند چیزی به او بدهند بنا بر مشهور باید هنگام وصیت وجود داشته باشد ؛ پس اگر وصیت کنند به بچه ای که ممکن است
فلان زن حامله شود چیزی بدهند وصیت باطل است . ولی اگر وصیت کنند به بچه ای که در رحم مادر است چیزی بدهند _ اگر چه هنوز روح نداشته باشد _ وصیت صحیح است ؛ پس اگر زنده به دنیا آمد باید آنچه را که وصیت شده به او بدهند ، و ولی او هم بنا بر احتیاط واجب باید برای او قبول نماید ؛ و اگر مرده به دنیا آید وصیت باطل می شود ، و آنچه را که برای او وصیت شده وارثان میان خودشان قسمت می کنند.
(مسئله 3243) کاری را که برای آن وصیت می کنند باید جایز و حلال باشد؛ پس اگر وصیت کند پولی را صرف کمک به ظالم یا ترویج باطل نمایند وصیت او صحیح نیست .
(مسئله 3244) «حقوق واجب الهی» مانند: حج ، خمس ، زکات و مظالم و «حقوق مردمی» را باید از اصل دارایی میت برداشت ؛ هر چند میت برای آنها وصیت نکرده باشد . ولی اگر وصیت کرده آنها را از ثلث مال بدهند لازم نیست از اصل مال بدهند ؛ مگر این که ثلث مال کافی نباشد . و «واجبات بدنی» مانند: نماز و روزه اگر وصیت نکرده یا ثلث مال کافی نیست و پسر بزرگتر یا وارث دیگری که عهده دار آنها باشد نیز در بین نیست ، بنا بر احتیاط باید از سهم ارث وارثهایی که صغیر نیستند داده شود .
(مسئله 3245) اگر مال میت از بدهی و حج واجب و حقوقی که مثل خمس و زکات و مظالم بر او واجب است زیاد بیاید ، چنانچه وصیت کرده باشد که ثلث یا مقداری از آن را به مصرفی برسانند باید به وصیت او عمل کنند ؛ و اگر وصیت نکرده باشد آنچه می ماند مال ورثه است .
(مسئله 3246) از مال میت ابتدا کفن او و بعد بدهیهای او _ خواه مردمی باشد یا مانند زکات و خمس الهی باشد _ برداشته می شود ، و بعد از یک سوم باقیمانده وصیتهای او انجام می شود ، و سپس دو سوم باقیمانده به وارثان می رسد .
(مسئله 3247) وصیت به مقدار یک سوم دارایی میت صحیح است و نسبت به زائد بر آن وقتی صحیح است که وارثان میت آن را اجازه کنند ؛ پس اگر مالی را که وصیت کننده برای مصرف خاصی معین کرده از یک سوم دارایی او بیشتر باشد چنانچه وارثان کبیر حرفی بزنند یا کاری کنند که معلوم شود وصیت را اجازه داده اند وصیت صحیح است ؛ و تنها راضی بودن آنان کافی نیست . و اگر مدتی بعد از مردن او هم اجازه بدهند صحیح است .
(مسئله 3248) اگر مصرفی را که میت معین کرده از ثلث مال او بیشتر باشد و پیش از مردن او ورثه اجازه بدهند که وصیت او عملی شود ، بعد از مردن او نمی توانند از اجازة خود برگردند .
(مسئله 3249) اگر کسی وصیت کند از یک سوم دارایی او «خمس ، زکات ،
نماز ، روزه و نیز کارهای مستحبی و مراسم فاتحه خوانی» انجام دهند ، چنانچه وصیت او به ترتیب باشد باید به همان ترتیب عمل کنند و آنچه را مقدم است _ اگر چه مستحب باشد _ اول انجام دهند ؛ پس اگر یک سوم دارایی او از مورد اول زیاد آمد موارد دیگر را به ترتیب انجام دهند ، و اگر زیاد نیامد واجب مالی را _ مانند خمس و زکات _ از اصل مال بدهند و واجب بدنی _ مانند: نماز و روزه _ را نیز بنا بر احتیاط واجب اگر پسر بزرگتر یا وارث دیگری که عهده دار آن باشد در بین نیست وارثان غیر صغیر از سهم خودشان بدهند . و در صورتی که وصیت او به ترتیب نباشد باید نخست واجبات مالی و بدنی را انجام دهند ، و اگر چیزی از ثلث اضافه آمد یا ورثه اجازه دادند کارهای مستحب را انجام دهند ؛ و اگر ثلث مال از واجب مالی و بدنی کم آمد ، ثلث را بین واجب مالی و بدنی به نسبت تقسیم کنند و کسری واجب مالی را از اصل مال بدهند و کسری واجب بدنی را بنا بر احتیاط وارثان غیر صغیر از سهم خود بپردازند .
(مسئله 3250) اگر برای بدهی و نیز نماز و روزه و کارهای مستحبی وصیت کرده ولی نگفته که از ثلث بدهند ، باید بدهی او را از اصل مال بدهند ؛ و واجب غیر مالی را اگر ثلث مال کافی است از ثلث بدهند ، و اگر کافی نباشد و وارثی که عهده دار آن باشد نیست بنا بر احتیاط واجب از سهم وارثان غیر صغیر بپردازند . و مستحبات را اگر ثلث مال کافی بود یا ورثه اجازه دادند انجام دهند ؛ وگرنه به مقدار ممکن عمل کنند و در این صورت ترتیب را _ برحسب ترتیب در وصیت _ مراعات نمایند .
(مسئله 3251) اگر برای مخارج عزاداری خود وصیت نکرده باشد نمی توان از سهم ورثة صغیر بابت مخارج چیزی برداشت ؛ ولی ورثة بالغ او می توانند از سهم خودشان بپردازند .
(مسئله 3252) اگر وصیت کننده از وصیت خود برگردد یا کاری کند که منصرف شدن از وصیت را بفهماند _ مانند آن که ملکی را که وصیت کرده بفروشد _ وصیت باطل می شود ؛ همچنین اگر وصیت خود را تغییر دهد _ به عنوان مثال سرپرستی برای بچه های خود معین کند و بعد سرپرست دیگری را به جای او تعیین نماید _ وصیت اولش باطل می شود و باید به وصیت دوم او عمل نمایند .
(مسئله 3253) اگر وصیت کند که یک سوم دارایی او را به مصرف خاصی برسانند باید مطابق آن عمل نمایند ؛ همچنین اگر وصیت کند که یک سوم دارایی او را نفروشند بلکه سود آن را به مصرف خاصی برسانند ، باید مطابق گفتة او عمل کنند .
(مسئله 3254) اگر در مرضی که به آن می میرد مقداری از مالش را به کسی ببخشد و تحویل او یا ولیّ او بدهد و وصیت کند که بعد از مرگ او هم مقداری به
فرد دیگر بدهند ، آنچه را که در حال زندگی بخشیده از اصل مال است و احتیاج به اذن ورثه ندارد ؛ و چیزی را که وصیت کرده اگر زیادتر از ثلث باشد ، زیادی آن محتاج به اذن ورثه است .
(مسئله 3255) اگر کسی در مرضی که به آن می میرد بگوید: «فلان مبلغ را به فلان شخص بدهکارم» چنانچه متهم باشد که برای زیان رساندن به وارث چنین سخنی گفته ، باید آن مبلغ را از یک سوم دارایی او پرداخت کنند ؛ و اگر متهم نباشد و کسی هم منکر گفتة او نشود ، باید آن بدهی از اصل مال پرداخت شود .
