حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی
مرجع تقلید شیعه
راه های اثبات قتل
(مسئله 3501) قتل به یکی از راههای زیر ثابت می شود:
1_ «اقرار متهم به قتل» ؛ به شرط آن که اقرارکننده بالغ و عاقل و آزاد باشد و اقرار او از روی اختیار انجام شده باشد ، نه اکراه و ترس ؛ و بنا بر احتیاط دو بار اقرار کند .
2_ «شهادت دو مرد عادل» ؛ به شرط آن که شهادت آنان از روی دیدن و مانند آن باشد و در تعیین خصوصیات قتل نیز اختلاف نداشته باشند .
3_ «قَسامه» ؛ یعنی قسم خوردن پنجاه مرد از بستگان مقتول برای اثبات قتل عمد ، و بیست و پنج مرد برای اثبات قتل شبه عمد و خطا ؛ هر چند احوط در آنها نیز قسم خوردن پنجاه مرد است . قَسامه فقط در اثبات قتل و جراحات اعتبار دارد و کیفیت آن در مسائل آینده گفته می شود .
(مسئله 3502) قسامه در جایی معتبر است که «لوث» در بین باشد ؛ و مقصود
از لوث قرائن و نشانه هایی است که موجب مظنه باشد ولی به حد حجت شرعی نمی رسد ؛ مانند شهادت یک مرد عادل یا شهادت دو مرد که واجد شرایط نباشند ، یا مثلاً مردی را با سلاح خون آلود بر سر کشته ای بیابند یا کشتة کسی را در خانه یا محلة دشمن او بیابند .
(مسئله 3503) در مواردی که نه اقرار متهم در بین هست و نه شهادت دو مرد عادل ، مسئله دو صورت دارد:
1_ اگر «لوث» در بین نباشد _ مانند سایر موارد قضاء _ ولیّ مقتول می تواند از حاکم شرع بخواهد که متهم را یک بار قسم دهد و با قسم خوردن او دعوا پایان می پذیرد ؛ و اگر قسم یاد نکرد می تواند قسم را به ولیّ مقتول رد کند .
2_ اگر «لوث» یعنی قرائن و نشانه های ظنی برای ثبوت قتل و شناخت قاتل در بین باشد ، در این صورت حاکم شرع از اولیای مقتول می خواهد برای اثبات قتل عمد پنجاه مرد ، و برای اثبات قتل خطا و شبه عمد بیست و پنج مرد از بستگان مقتول _ و از جمله خود اولیای مقتول _ برای قسم خوردن در دادگاه حاضر شوند ؛ پس اگر همة آنان _ با یقین و جزم و تعیین خصوصیات قتل _ نزد حاکم شرع قسم یاد کردند ، حاکم شرع طبق مفاد قسم آنان در قتل عمد به قصاص و در شبه عمد و خطا به گرفتن دیه حکم می کند . و اگر نخواستند قسم یاد کنند اولیای مقتول می توانند قسامه را به مدعی علیه «متهم» برگردانند و از او بخواهند برای اثبات بیگناهی خود به قسامه متوسل شوند ؛ پس اگر پنجاه نفر در دادگاه برای بیگناهی او قسم یاد کردند حاکم شرع حکم به برائت او می کند ، وگرنه قاتل بودن او ثابت می شود .
(مسئله 3504) افراد قسامه لازم نیست عادل باشند ؛ ولی بنا بر احتیاط باید متظاهر به فسق نبوده و بین آنان و متهم عداوت شخصی در امور دنیوی وجود نداشته باشد .
(مسئله 3505) بنا بر مشهور اگر افراد قسامه در طرف مدعی یا مدعی علیه به اندازة نصاب نباشند برای تکمیل عدد آن خود مدعی یا مدعی علیه و افراد موجود می توانند به اندازة نصاب قسم یاد کنند و در توزیع قسمها بین خود به هر شکل بخواهند می توانند عمل نمایند . بلکه اگر غیر از مدعی و مدعی علیه شخص دیگری حاضر نباشد ، خود مدعی یا مدعی علیه می تواند به تنهایی پنجاه قسم یا بیست و پنج قسم یاد کند و حاکم شرع بر طبق مفاد آن حکم می کند . و بزرگان فقها بر این مضمون ادعای اجماع کرده اند ؛ ولی اثبات این امر در قتل نفس از طریق روایات مشکل است .
(مسئله 3506) برای اثبات قتل یک قسامه کافی است ؛ هر چند اولیای مقتول متعدد باشند . ولی مدعی علیه اگر متعدد باشند بنا بر احتیاط برای اثبات بیگناهی هرکدام قسامة جداگانه لازم است .
(مسئله 3507) در قطع اعضا نیز قسامه جاری است و بنا بر احتیاط در عمد پنجاه قسم و در خطا و شبه عمد بیست و پنج قسم یاد شود ؛ هر چند مقتضای روایت ظریف کفایت شش قسم است . بعد از تکمیل عدد قسامه در مورد قتل عمد اثبات قصاص و در مورد شبه عمد اثبات دیه می شود بر قاتل ، و در مورد قتل خطا اثبات دیه بر عهدة عاقله می شود .
(مسئله 3508) هرگاه مدعی یا مدعی علیه زن باشد ، حکم قسامه به همان صورتی که گفته شد جاری می شود ؛ ولی افراد قسامه باید مرد باشند .
(مسئله 3509) اگر مدعی از حاکم شرع بخواهد که متهم به قتل را زندانی کند تا او بیّنة خود را حاضر نماید ، بر حاکم شرع لازم است خواستة مدعی را اجابت نماید ؛ مگر این که متهم کسی باشد که احتمال فرار در مورد او وجود نداشته باشد .
(مسئله 3510) در مواردی که هیچ یک از مدعی و مدعی علیه بیّنه ندارند و مدعی هم حاضر به قسم یاد کردن نیست و قسم را متوجه مدعی علیه نموده است ، با قسم خوردن مدعی علیه دعوا پایان می پذیرد و در این صورت دیة مقتول باید از بیت المال پرداخت شود . همچنین در صورتی که کسی را در بیابان یا در راه عمومی و یا در اجتماعات عمومی _ از قبیل اجتماع نماز جمعه یا نماز عید _ کشته بیابند و متهم خاصی در بین نباشد ، دیة او باید از بیت المال پرداخت شود و خون مسلمان نباید بی جهت هدر رود .
