حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

مرجع تقلید شیعه

احکام نماز مسافر ، خوف ، قضا ،آیات ، عید ، جمعه و جماعات و شرایط آنها

اشاره

احکام نماز مسافر

قال الله تبارک و تعالی: وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِی الأرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ یَفْتِنَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنَّ الْکَافِرِینَ کَانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبِینًا .

(مسئله 1270) در دو مورد نمازهای چهار رکعتی به صورت قصر«دو رکعتی» خوانده می شود:
1_ هنگام خوف 2_ در مسافرت ؛ سفری که موجب شکسته شدن نماز می شود شرایطی دارد .

(مسئله 1271) مسافر با هشت شرط باید نمازهای«ظهر ، عصر ، عشاء» را شکسته یعنی دو رکعتی به جا آورد و روزه گرفتن نیز در مسافرت از او صحیح نمی باشد:
شرط اول: سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعی «هر فرسخی حدود پنج هزار و هفتصد و پنجاه متر» نباشد .

(مسئله 1272) اگر رفتن و برگشتن او هشت فرسخ باشد باید نماز را شکسته بخواند ؛ چه بخواهد در همان شب و روز برگردد یا در غیر آن شب و روز ؛ به شرط این که نخواهد دو روز در مقصد بماند .

(مسئله 1273) کسی که رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است ، در صورتی باید نمازش را شکسته بخواند که رفتن او کمتر از چهار فرسخ نباشد ؛ بنابراین اگر راهِ رفتن سه فرسخ ، و راه برگشتن پنج فرسخ باشد باید نماز را تمام بخواند .

(مسئله 1274) اگر سفر او مختصری از هشت فرسخ کمتر باشد یا نداند که سفرش هشت فرسخ است یا کمتر ، نباید نماز را شکسته بخواند ؛ و در صورت شک اگر تحقیق برای او مشقت دارد باید نمازش را تمام بخواند ؛ و اگر مشقت ندارد بنا بر احتیاط واجب باید تحقیق کند ، و اگر دو عادل بگویند یا میان مردم معروف باشد که سفر او هشت فرسخ است باید نماز را شکسته بخواند .

(مسئله 1275) در صورتی که تنها یک عادل خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است چنانچه از گفته او اطمینان پیداکند باید نمازش را شکسته بخواند ؛ وگرنه
بنا بر احتیاط واجب نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند و روزه را بگیرد و قضای آن را هم به جا آورد .

(مسئله 1276) کسی که یقین دارد سفر او هشت فرسخ است اگر نماز را شکسته بخواند و بعد بفهمد که هشت فرسخ نبوده ، باید آن را چهار رکعتی به جا آورد ؛ و اگر وقت گذشته قضا نماید .

(مسئله 1277) کسی که یقین دارد سفرش هشت فرسخ نیست یا شک دارد که هست یا نه ، اگر در بین راه بفهمد که هشت فرسخ بوده ، چنانچه باقیماندة راه به مقدار مسافت شرعی نباشد بنا بر احتیاط واجب نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند ؛ ولی اگر باقیماندة راه به مقدار مسافت شرعی باشد پس از حرکت از آنجا باید نمازش را شکسته بخواند .

(مسئله 1278) اگر بین دو محلی که فاصلة آنها کمتر از چهار فرسخ است چند مرتبه رفت و آمد کند _ اگر چه روی هم هشت فرسخ شود _ باید نماز را تمام بخواند .

(مسئله 1279) اگر محلی دو راه دارد و یکی از دو راه کمتر از هشت فرسخ باشد ، چنانچه از راهی که کمتر است مسافرت کند باید نمازش را تمام بخواند ؛ و اگر از راه دیگر مسافرت کند باید نمازش را شکسته بخواند .

(مسئله 1280) مبدأ هشت فرسخ آخرین ساختمانهای شهر است ؛ و در این جهت بلاد صغیره و کبیره (شهرهای کوچک و بزرگ) فرقی ندارند ؛ مگر آن که محله های یک شهر بزرگ به گونه ای از یکدیگر دور و جدا باشند که چند محل حساب شوند ، و شخصی را که از یک محله به محلة دیگر رفته بگویند مسافرت کرده است .
شرط دوم: از ابتدا قصد هشت فرسخ را داشته باشد .

(مسئله 1281) اگر به جایی که کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند و پس از رسیدن به آنجا قصد کند به جایی برود که با هم هشت فرسخ می شود ، چون از ابتدا قصد هشت فرسخ را نداشته باید نماز را تمام بخواند ؛ ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و به وطنش یا جایی که می خواهد دو روز بماند برگردد که مجموع رفت و برگشت فعلی هشت فرسخ می شود ، باید نماز را شکسته بخواند .

(مسئله 1282) مسافر در صورتی باید نماز را شکسته بخواند که تصمیم داشته باشد هشت فرسخ برود ؛ پس کسی که از شهر بیرون می رود و مثلاً قصدش این است که اگر رفیق پیدا کند سفر هشت فرسخی برود ، چنانچه اطمینان دارد رفیق پیدا می کند باید نماز را شکسته بخواند ؛ و اگر اطمینان ندارد باید تمام بخواند .

(مسئله 1283) کسی که نمی داند سفرش چند فرسخ خواهد بود _ مانند کسی که در جستجوی گمشده می رود _ باید نماز را تمام بخواند ؛ ولی هنگام برگشتن تا
وطنش یا جایی که می خواهد ده روز در آنجا بماند اگر هشت فرسخ راه بیشتر باشد باید نماز را شکسته بخواند . همچنین اگر در بین رفتن قصد کند که چهار فرسخ برود و برگردد ، چنانچه رفتن و برگشتن هشت فرسخ شود باید نماز را شکسته بخواند .

(مسئله 1284) کسی که قصد هشت فرسخ مستقیم یا چهار فرسخ رفت و برگشت را دارد _ اگر چه در هر روز مقدار کمی راه برود _ هنگامی که از مبدأ به اندازه ای دور شود که ساختمانهای شهر را نبیند و صدای متعارف اذان آن شهر را نشنود وارد محدودة سفر شده ، و چنانچه بخواهد نماز بخواند باید شکسته به جا آورد .

(مسئله 1285) کسی که در سفر در اختیار دیگری است _ مانند خدمتگزاری که از خود اختیار ندارد و یا متهمی که با مأمور سفر می کند _ اگر می داند که سفر او هشت فرسخ یا بیشتر است باید نماز را شکسته بخواند ؛ و اگر نمی داند بنا بر احتیاط بپرسد ؛ ولی اگر نمی تواند بپرسد نماز خود را تمام بخواند .

(مسئله 1286) کسی که در سفر در اختیار دیگری است ، اگر بداند یا گمان داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا می شود و سفر نمی کند باید نماز را تمام بخواند .
شرط سوم: در بین راه از قصد هشت فرسخ منصرف نشود ؛ پس اگر قبل از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد یا تردید پیدا کند باید نماز را تمام بخواند .

(مسئله 1287) اگر مسافر پس از رسیدن به چهار فرسخ از ادامة سفر منصرف شده و بخواهد همانجا بماند یا بعد از ده روز برگردد یا در رفتن و ماندن مردد شود ، باید نماز را تمام بخواند ؛ ولی اگر تصمیم داشته باشد قبل از ده روز برگردد باید نماز را شکسته بخواند.

(مسئله 1288) اگر برای رفتن به محلی که هشت فرسخ یا بیشتر است حرکت کند و بعد از رفتن مقداری از راه بخواهد جای دیگری برود ، چنانچه از محل اولی که حرکت کرده تا جایی که می خواهد برود هشت فرسخ _ به طور مستقیم راه رفت و برگشت _ باشد باید نماز را شکسته بخواند ؛ هر چند مسیر او عوض شده باشد .

(مسئله 1289) اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد مردد شود که بقیة راه را برود یا نه و هنگامی که مردد است راه نرود و بعد تصمیم بگیرد که بقیة راه را برود ، باید تا آخر مسافرت نماز را شکسته بخواند ؛ همچنین است اگر در موقعی که مردد است مقداری راه برود و بعد تصمیم بگیرد که هشت فرسخ دیگر برود یا چهار فرسخ برود و برگردد .

(مسئله 1290) اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد مردد شود که بقیة راه را برود یا نه و هنگامی که مردد است مقداری راه برود و بعد تصمیم بگیرد که بقیة
راه را برود ، چنانچه راهی که پیش از مردد شدن و راهی که بعد از تصمیم جدید می رود روی هم هشت فرسخ باشد ، بنا بر احتیاط واجب نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند .
شرط چهارم: نخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد یا ده روز یا بیشتر در جایی بماند ؛ پس کسی که می خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن عبور کند یا در محلی ده روز بماند یا نمی داند از وطن عبور می کند یا در محلی ده روز با قصد می ماند یا نه ، باید نماز را تمام بخواند .

(مسئله 1291) کسی که می خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد یا ده روز در محلی بماند و نیز کسی که مردد است از وطنش بگذرد یا ده روز در محلی بماند ، اگر از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود باز هم باید نماز را تمام بخواند ولی اگر باقیماندة راه هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و برگردد ، باید پس از حرکت جدید نماز را شکسته بخواند .
شرط پنجم: اصل سفر او حرام نباشد یا برای انجام کار حرامی سفر نکرده باشد ؛ بنابراین کسی که سفر برای او ضرر دارد یا مثلاً برای سرقت یا خرید و فروش چیزهای حرام _ مانند مشروبات الکلی _ سفر کرده باشد باید نماز را تمام بخواند .

(مسئله 1292) اگر زن بدون اجازة شوهر یا فرزند با نهی پدر و مادر سفری بروند که برای آنان واجب نباشد باید نماز را تمام بخوانند ؛ ولی اگر سفر آنها مثل سفر حج واجب باشد باید شکسته بخوانند .

(مسئله 1293) سفر غیرواجبی که موجب آزار و اذیت پدر و مادر باشد حرام است و انسان باید در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه را هم بگیرد .

(مسئله 1294) کسی که سفر او حرام نیست و برای کار حرام هم سفر نمی کند ، گرچه در سفر معصیتی هم انجام دهد _ مثلاً غیبت کند _ باید نماز را شکسته به جا آورد .

(مسئله 1295) اگر مخصوصاً برای آنکه یکی از واجبات را ترک کند مسافرت نماید نمازش تمام است ؛ اما اگر مخصوصاً برای ترک واجب مسافرت نکند ولی در مسافرت یکی از واجبات را ترک نماید باید نماز را شکسته بخواند ، و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته بخواند و هم تمام . و اگر برای این که روزه نگیرد مسافرت کند اشکال ندارد .

(مسئله 1296) اگر سفر او حرام نباشد ولی وسیله ای که با آن مسافرت می کند غصبی باشد یا در زمین غصبی مسافرت کند ، بنا بر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام به جا آورد .

(مسئله 1297) کسی که به خواست خود همراه ظالمی سفر کند ، اگر سفر او
کمک به ظالم یا تقویت او باشد سفرش حرام است و باید نماز خود را تمام بخواند ؛ ولی اگر ناچار باشد یا مثلاً برای نجات دادن مظلومی با او مسافرت کند نمازش شکسته است .

(مسئله 1298) اگر به قصد تفریح و گردش مسافرت کند حرام نیست و باید نماز را شکسته بخواند .

(مسئله 1299) اگر برای لهو و خوشگذرانی به شکار برود نمازش تمام است ؛ ولی چنانچه برای تهیة معاش به شکار رود نمازش شکسته است . و اگر برای کسب و زیاد کردن مال برود احتیاط آن است که نماز را هم شکسته و هم تمام به جا آورد ؛ ولی روزه را نگیرد و بهتر است قضا هم بنماید .

(مسئله 1300) کسی که برای معصیت سفر کرده ، چنانچه هنگام برگشتن توبه کرده و راه بازگشت او هشت فرسخ باشد باید در بازگشت نماز را شکسته بخواند ؛ و اگر توبه نکرده باشد بنا بر احتیاط هم شکسته و هم تمام به جا آورد .

(مسئله 1301) کسی که سفر او معصیت است اگر در بین راه از قصد معصیت برگردد چنانچه باقیماندة راه هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و قبل از ده روز برگردد باید نماز را شکسته بخواند .

(مسئله 1302) کسی که برای معصیت سفر نکرده ، اگر در بین راه قصد کند که بقیة راه را برای معصیت برود باید نماز را تمام بخواند ؛ ولی نمازهایی را که شکسته خوانده در صورتی که مقدار مسافت طی شده هشت فرسخ بوده صحیح است ؛ و اگر هشت فرسخ نبوده بنا بر احتیاط واجب اعاده نماید .
شرط ششم: از صحرانشینانی نباشد که در بیابان گردش می کنند و هر جا آب و خوراک پیدا کنند می مانند و پس از چندی به جای دیگر می روند ؛ پس این گونه صحرانشینان در این مسافرتها باید نماز را تمام بخوانند و روزه ها را هم بگیرند .

(مسئله 1303) اگر یکی از صحرانشینان صرفاً برای پیدا کردن منزل و چراگاه حیواناتشان سفر کند و سفر او هشت فرسخ باشد ، احتیاط واجب آن است که نمازش را هم شکسته و هم تمام بخواند .

(مسئله 1304) اگر صحرانشین صرفاً برای زیارت ، حج ، تجارت یا مانند آن سفر کند باید نماز را شکسته بخواند .
شرط هفتم: شغل او مسافرت نباشد ؛ بنابراین راننده ، کشتیبان ، شتردار ، چوبدار ، و مانند آنها در غیر سفر اول باید نماز را تمام بخوانند ؛ ولی در سفر اول اگر چه طول بکشد نمازشان شکسته است ؛ مگر اینکه سفر بسیار طولانی باشد و به حدی برسد که عرفاً بگویند سفر شغل آنان شده یا پس از رسیدن به مقصد بدون بازگشت به وطن به جاهای دیگر مسافرت نمایند ، که در این صورت نمازشان تمام است .

(مسئله 1305) کسی که شغلش مسافرت است چنانچه برای کار دیگر مانند: زیارت یا حج سفر کند باید نماز را شکسته بخواند ؛ ولی به عنوان مثال اگر راننده ای اتومبیل خود را برای زیارت کرایه دهد و خودش هم همراه باشد باید نماز را تمام بخواند .

(مسئله 1306) حمله دار (مدیر کاروان حج) چنانچه شغلش مسافرت باشد باید نماز خود را هنگام حمله داری تمام بخواند ؛ ولی اگر شغلش مسافرت نیست نمازش شکسته است ؛ مگر اینکه حمله داری او در تمام سال یا بیشتر آن طول بکشد که در این صورت نمازش تمام است .

(مسئله 1307) بازرگانان و پیشه وران سیّار ، فرماندهان نیروهای نظامی و انتظامی یا معلمانی که محل کارشان ثابت نیست ، مأموران گشت مانند سیمبانان و و راهبانان ، مهمانداران هواپیما و قطار و کشتی و نیز کسانی که محل کارشان چند شهر است و همواره بین شهرها رفت و آمد می کنند باید نمازشان را تمام خوانده و روزه را هم بگیرند ؛ بلکه اشخاصی که هر روز یا بیشتر روزها از منزل به محل کارشان سفر می کنند، در صورتی که این امر موقت نبوده بلکه همیشگی باشد نمازشان تمام است . همچنین است کسانی که دکان و محل کار دارند ولی هر روز یا بیشتر روزها برای خرید و فروش جنس مغازه یا کارخانه شان سفر می کنند .

(مسئله 1308) دانشجو یا هر شخص دیگر که مجبور است در هر هفته معمولا چند روز به شهر دیگری که به مقدار مسافت شرعی است برای درس یا تدریس یا کار دیگری سفر کند در حکم «دائم السفر» است و نمازش تمام و روزه اش صحیح می باشد ؛ ولی در سفر اول حکم مسافر را دارد .

(مسئله 1309) چوپانهای سیّار که محل مخصوصی را برای چرای گوسفندان انتخاب نکرده اند و در تمام سال یا بیشتر آن به دنبال گوسفندان در حرکتند نمازشان تمام است .

(مسئله 1310) مهمانداران هواپیما ، قطار یا کشتی که نوعا در مسافرتند و سایر کسانی که شغل آنان مسافرت است ، چنانچه ده روز را در یک مکان بمانند و پس از آن دوباره مسافرت کنند ، در سفر اول پس از ده روز باید نمازشان را شکسته بخوانند ؛ ولی در بقیة سفرها نمازشان تمام است .

(مسئله 1311) کسی که در هفته معمولا چند روز در وطن خود مشغول به کار است و چند روز هم در خارج از شهر مشغول رانندگی است و به مقدار مسافت شرعی سفر می کند چنانچه رانندگی او موقت نبوده و شغل او محسوب شود نمازش تمام و روزه بر او واجب می باشد .

(مسئله 1312) راننده ای که در مسیر معینی سفر می کند اگر اتفاقا مسیر خود را برای کارش تغیر دهد _ گرچه یک مرتبه هم باشد _ نمازش تمام است .

(مسئله 1313) راننده ای که در دو سه فرسخی شهر رفت و آمد می کند چنانچه اتفاقا سفر هشت فرسخی برود باید نماز را شکسته بخواند .

(مسئله 1314) کسی که شغلش مسافرت نیست ، به عنوان مثال اگر در شهر یا در دهی جنسی دارد که برای حمل آن مسافرتهای پی در پی می کند باید نماز را شکسته بخواند .

(مسئله 1315) کسی که در مقداری از سال مثلاً چهار ماه یا بیشتر شغلش مسافرت است باید در سفری که مشغول به کار می باشد نماز را تمام به جا آورد ؛ و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند .

(مسئله 1316) کسی که در شهرها گردش می کند و برای خود وطنی انتخاب نکرده باید نماز را تمام بخواند .

(مسئله 1317) کسی که از وطنش صرف نظر کرده و می خواهد وطن دیگری برای خود اختیار کند ، چنانچه شغلش مسافرت نباشد باید در سفر نماز را شکسته بخواند .

(مسئله 1318) کسی که شغلش مسافرت است اگر ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند _ چه از ابتدا قصد ماندن ده روز را داشته باشد یا بدون قصد بماند _ باید در سفر اولی که پس از ده روز می رود نماز را شکسته بخواند . ولی اگر کمتر از ده روز بماند در سفر اول نیز نماز او تمام است ؛ هر چند اگر پنج روز یا بیشتر بماند ولی ده روز نشود ، احتیاط مستحب آن است که در سفر اول نماز ظهر و عصر را هم شکسته و هم تمام به جا آورد ولی نماز عشاء را تمام بخواند و روزه را هم بگیرد .

(مسئله 1319) کسی که شغلش مسافرت است اگر در غیر وطن خود ده روز بماند _ چه از ابتدا قصد ماندن ده روز را داشته باشد یا بدون قصد بماند _ باید در سفر اولی که پس از ده روز می رود نماز را شکسته بخواند ؛ هر چند در صورتی که ده روز بدون قصد بماند بنا بر احتیاط مستحب در سفر اول هم شکسته و هم تمام به جا آورد .
شرط هشتم: به اندازه ای از محل سکونت خود دور شود که در هوای صاف ساختمانهای معمولی شهر را درست و واضح نبیند و صدای متعارف اذان آنجا را نشنود ؛ به این اندازه فاصله از شهر که حدود یک کیلومتر می باشد «حد ترخّص» می گویند . بنابراین کسی که هشت فرسخ را دارد تا هنگامی که به حد ترخّص نرسیده نباید نماز را شکسته بخواند یا روزه را افطار نماید .

(مسئله 1320) در حد ترخّص لازم نیست به قدری دور شود که مناره ها و گنبدها یا ساختمانهای بسیار بلند را نبیند یا دیوارها هیچ پیدا نباشند ؛ بلکه همین قدر که دیوارهای معمولی کاملاً دیده نشوند کافی است .

(مسئله 1321) اگر انسان در جایی چون صحرا به تنهایی زندگی می کند آغاز مسافرت از در خانه اش حساب می شود ولی اگر در آبادی یا در شهر زندگی می کند از نقطه پایانی شهر و روستا حساب می شود .

(مسئله 1322) شهرهای بزرگ که در عصر ما به کثرت یافت می شود به دو قسم می باشند:
1_ شهرهایی که از نظر اقتصادی و دیگر شئون زندگی به هم پیوسته هستند و هیچ کدام از شهرکهای آن به صورت مستقل و جداگانه اداره نمی شود بلکه همة آنها به یکدیگر وابسته اند و یا همگی به مرکز وابسته می باشند ، آنها در حکم یک شهرند و باید مسافت در آنها از آخر شهر محاسبه گردد . (بلاد کبیره)
2_ شهرهایی که هر یک از شهرکهای آن از نظر معیشتی و اقتصادی به طور مستقل اداره می شوند و ارتباط آنها به یکدیگر در حد ارتباط شهرها به یکدیگر می باشد ، این شهرکها همانند شهرها و روستاهایی است که هر یک از آنها گسترش یافته به یکدیگر نزدیک و یا متصل شده اند که در این صورت هر یک از آنها مستقل می باشند . در این شهرکها باید مسافت را از آخر همان شهرک حساب کند نه از آخر مجموع آنها ، گرچه به یکدیگر نزدیک باشند .

(مسئله 1323) کسی که به بیش از یک محل مربوط می شود ، مثل کسی که محل کارش در محلی و محل سکونتش در محل دیگری می باشد ، آغاز مسافرت او از نقطة پایانی محلی حساب می شود که به سمت و سوی سفرش نزدیک باشد .

(مسئله 1324) اعتبار حد ترخّص در محل اقامه (محلی که ده روز در آنجا مانده) محل اشکال است ؛ پس چنانچه از آنجا سفر کند بنا بر احتیاط نماز را در محدودة ترخّص نخواند ؛ و اگر بخواهد در حد ترخّص بخواند هم شکسته و هم تمام به جا آورد .

(مسئله 1325) کسی که به سفر می رود اگر به جایی برسد که اذان را نشنود ولی دیوار ساختمانها را ببیند ، یا دیوار را نبیند ولی صدای اذان را بشنود ، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند بنا بر احتیاط واجب هم شکسته و هم تمام به جا آورد ؛ ولی اگر به یکی از آنها علم پیدا کند و به دیگری جاهل باشد ، کافی است که نماز را شکسته بخواند .

(مسئله 1326) هرگاه شهر در بلندی باشد به گونه ای که از دور دیده شود ، یا در محل گودی قرار گرفته باشد که اگر انسان کمی دور شود دیوار آنجا را نبیند ، چنانچه کسی که از آنجا مسافرت می کند به اندازه ای دور شود که اگر آن شهر در
زمین هموار بود دیوارش از آنجا دیده نمی شد باید نماز را شکسته بخواند ؛ و نیز اگر پستی و بلندی ساختمانها بیش از معمول باشد باید ملاحظة معمول را بنماید .

(مسئله 1327) اگر از محلی مسافرت نماید که خانه و دیوار ندارد ، وقتی به جایی برسد که اگر آن محل دیوار داشت دیده نمی شد باید نماز را شکسته بخواند .

(مسئله 1328) اگر به اندازه ای دور شود که نداند صدایی را که می شنود صدای اذان است یا صدای دیگر ، یا بداند صدای اذان است ولی کلمات آن را تشخیص ندهد ، باید نماز را تمام بخواند ؛ هر چند احوط آن است که صبر کند تا هیچ نشنود یا هم شکسته و هم تمام به جا آورد .

(مسئله 1329) اگر چشم و یا گوش او یا صدای اذان غیر معمولی باشد ، در محلی باید نماز را شکسته بخواند که چشم متعارف دیوار ساختمانها را نبیند و گوش متعارف صدای اذان معمولی را نشنود .

(مسئله 1330) مسافری که به وطن خود باز می گردد، تا زمانی که به حد ترخّص نرسیده است باید نماز را شکسته بخواند ؛ ولی هنگامی که به حد ترخّص برسد _ گرچه نخواهد وارد شهر شود _ باید نماز را تمام به جا آورد .

(مسئله 1331) مسافری که می خواهد ده روز در محلی بماند ، وقتی به حد ترخّص آن محل رسید بنا بر احتیاط واجب نماز را تأخیر بیندازد تا به آن محل برسد ؛ یا هم شکسته و هم تمام به جا آورد .

(مسئله 1332) مسافری که در سفر از وطن خود عبور می کند ، وقتی به جایی برسد که ساختمانهای وطن را می بیند و صدای اذان آن را می شنود باید نماز را تمام بخواند ؛ و اگر از کنار وطن عبور می کند ، به گونه ای که داخل حد ترخّص می شود ولی داخل وطن نمی شود ، بنا بر احتیاط واجب نماز را در آنجا هم شکسته و هم تمام به جا آورد .

(مسئله 1333) مسافری که در بین مسافرت به وطنش رسیده ، تا وقتی در آنجا هست باید نماز را تمام بخواند ؛ ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و برگردد ، وقتی به جایی برسد که ساختمانهای وطن را نمی بیند و صدای اذان آنجا را نمی شنود باید نماز را شکسته بخواند .

(مسئله 1334) اگر هنگام رفتن بخواهد در محلی نماز بخواند که شک دارد به حد ترخّص رسیده یا نه ، باید نماز را تمام بخواند ؛ همچنین هنگام برگشتن اگر شک کند که به حد ترخّص رسیده یا نه ، باید شکسته بخواند . و از آنجا که در بعضی از موارد اشکال پیدا می کند ، باید یا در آنجا نماز نخواند یا هم شکسته و هم تمام به جا آورد.

چیزهایی که سفر را قطع می کند

اشاره

(مسئله 1335) سه چیز سفر را می شکند: 1_ وطن 2_ قصد اقامت ده روز 3_ توقف سی روز در یک محل ، و قهراً روز سی و یکم نماز را تمام بخواند .

1_ رسیدن به وطن:

محلی را که انسان برای اقامت و زندگی خود اختیار کرده «وطن» اوست ؛ چه در آنجا به دنیا آمده و وطن پدر و مادرش باشد ، یا خودش آنجا را برای زندگی اختیار کرده باشد .

(مسئله 1336) محل تولد انسان در صورتی که در آنجا سکونت و اقامت نداشته و ندارد و عملاً از آنجا اعراض کرده باشد حکم وطن را ندارد .

(مسئله 1337) «اعراض از وطن» به معنای انصراف از سکونت در آنجاست و تنها به قصد و نیت متحقق نمی شود ، بلکه باید عملاً اعراض کرده باشد ؛ و تشخیص آن با عرف است و به گونه ای باشد که اقامتگاه فعلی او حساب نشود .

(مسئله 1338) «زوجه» به طور اطلاق در توطّن (انتخاب وطن) تابعیت همسر را ندارد بلکه در صورتی که زن و شوهر بنا داشته باشند با هم زندگی کنند محل زندگی شوهر برای همسرش نیز وطن محسوب می شود ؛ ولی اگر از روی نافرمانی و نشوز یا با توافق شوهر نخواهد در وطن شوهر زندگی کند ، هر جا را که برای خودش وطن قرار دهد وطن او می باشد . همچنین اولاد در صورتی که بالغ و رشیده باشند (یعنی خودشان اهل درک و تشخیص باشند) ، می توانند در انتخاب وطن و محل زندگی مستقل بوده و از تابعیت پدر و مادر خارج شوند .

(مسئله 1339) جایی را که انسان محل زندگی خود قرار داده هنگامی وطن او حساب می شود که قصد نداشته باشد بعد از مدتی از آنجا برود ؛ و لازم نیست قصد ماندن همیشگی داشته باشد ، بلکه اگر قصد دارد بعد از چندین سال از آنجا برود ولی مدت ماندن او در آن محل طولانی باشد و آنجا اقامتگاه فعلی او محسوب شود _ به گونه ای که وقتی در آنجا وارد می شود به خانه و زندگی خود وارد شده و دیگر به او مسافر نگویند _ آنجا هم حکم وطن را خواهد داشت .

(مسئله 1340) کسی که نیمی از سال در یک شهر و نیمی از آن را در شهر دیگر زندگی می کند هر دو شهر وطن اوست ؛ و نیز اگر بیشتر از دو محل را برای زندگی اختیار کرده باشد همة آنها وطن او محسوب می شوند .

(مسئله 1341) مسافر اگر به جایی برسد که وطن او بوده ولی از آنجا به طور کلی صرف نظر کرده نمازش شکسته است ؛ هر چند در آنجا ملک داشته باشد و وطن دیگری هم برای خود اختیار نکرده باشد ؛ مگر این که بخواهد همیشه در شهرها سیاحت کند و اصلاً برای خود وطنی انتخاب ننماید که در این صوت نماز او در همه جا تمام است .

2_ قصد اقامت:

به جایی که وطن انسان نیست ولی می خواهد حداقل ده روز در آنجا بماند «محل اقامه» گفته می شود .

(مسئله 1342) مسافری که قصد دارد ده روز پشت سر هم در یک محل بماند یا می داند ناخواسته ده روز در یک محل می ماند ، باید نمازهای خود را در آن محل تمام بخواند .

(مسئله 1343) مسافری که می خواهد ده روز در محلی بماند لازم نیست قصد ماندن شب اول و شب یازدهم را داشته باشد و همین که قصد کند از اذان صبح روز اول تا مغرب روز دهم بماند باید نماز را تمام بخواند ؛ همچنین به عنوان مثال اگر قصدش این باشد که از ظهر روز اول تا ظهر روز یازدهم بماند باید نماز را تمام بخواند .

(مسئله 1344) مسافری که می خواهد ده روز در محلی بماند در صورتی باید نماز را تمام بخواند که بخواهد تمام ده روز را در یک جا بماند ؛ پس اگر قصد ماندن در دو محل را داشته باشد _ مانند کسی که بخواهد در دو شهر نزدیک به هم بماند _ باید نماز را در هر دو محل شکسته بخواند .

(مسئله 1345) میزان در وحدت یا تعدد محل ، حکم عرف است ؛ پس اگر در یک شهر قصد ده روز کند گردش او در محله های آن شهر مانعی ندارد ، هرچند آن شهر بزرگ باشد ؛ مگر آن که محله های آن شهر به گونه ای از یکدیگر دور و جدا باشند که چند محل حساب شوند و شخصی را که از یک محله به محلة دیگر رفته بگویند مسافرت کرده است .

(مسئله 1346) مسافری که می خواهد ده روز در محلی بماند ، اگر از اول قصد داشته باشد در بین ده روز به اطراف آنجا هم برود ، در صورتی به قصد او ضرر نمی زند که آن اطراف نیز در نظر مردم جزو همان محل به حساب آید _ مانند باغها و قبرستان اغلب شهرها_ گرچه کمی از حد ترخّص بگذرد ؛ و در غیر این صورت به قصد او ضرر می زند ، هر چند زود برود و برگردد . پس کسانی که محل اقامه را مقرّ خود قرار می دهند ولی بنا دارند در ضمن ده روز به دهات اطراف نیز بروند باید نماز را شکسته بخوانند .

(مسئله 1347) مسافری که تصمیم دارد ده روز در محلی بماند ، اگر چه احتمال بدهد که برای ماندن او مانعی پیش آید ، در صورتی که احتمال او ضعیف و غیر قابل توجه باشد باید نماز را تمام بخواند .

(مسئله 1348) مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند ، چنانچه پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتی اداء از ماندن منصرف شود یا مردد شود که در آنجا بماند یا به جای دیگر برود ، باید نماز را شکسته بخواند ؛ ولی اگر پس از خواندن یک نماز چهار رکعتی اداء از ماندن منصرف یا مردد شود ، تا وقتی در آنجا هست
باید نماز را تمام بخواند.

(مسئله 1349) اگر به خیال اینکه رفقایش می خواهند ده روز در محلی بمانند قصد کند که ده روز در آنجا بماند و پس از خواندن یک نماز چهار رکعتی بفهمد که آنها قصد نکرده اند _ اگر چه خودش هم از ماندن منصرف شود _ تا مدتی که در آنجا هست باید نماز را تمام بخواند .

(مسئله 1350) مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند اگر روزه بگیرد و بعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود ، چنانچه یک نماز چهار رکعتی اداء خوانده باشد روزه اش صحیح است ، و تا وقتی که در آنجا هست باید نماز را تمام بخواند و روزه هایش را بگیرد ؛ و اگر یک نماز چهار رکعتی اداء نخوانده باشد روزة آن روزش صحیح است ، ولی باید نمازهای خود را شکسته به جا آورد و در روزهای بعد هم روزه نگیرد .

(مسئله 1351) مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند ، چنانچه از ماندن منصرف شود و شک کند پیش از آن که از قصد ماندن برگشته یک نماز چهار رکعتی خوانده است یا نه ، باید نمازهای خود را شکسته به جا آورد ؛ مگر این که شک او بعد از وقت باشد که در این صورت باید نمازهای خود را تمام بخواند .

(مسئله 1352) اگر مسافر به نیت این که نماز را شکسته بخواند مشغول نماز شود و در بین نماز تصمیم بگیرد که ده روز یا بیشتر در آنجا بماند ، باید نماز را چهار رکعتی تمام نماید .

(مسئله 1353) مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند ، اگر در بین نماز چهار رکعتی از قصد خود برگردد یکی از سه حالت را دارد:
حالت اول: چنانچه مشغول رکعت سوم نشده است ، باید نماز را دو رکعتی تمام کند و تا وقتی در آنجا هست نمازهای دیگرش را شکسته بخواند .
حالت دوم: چنانچه مشغول رکعت سوم شده ولی هنوز به رکوع نرفته است ، باید بنشیند و نماز را دو رکعتی تمام کند و بنا بر احتیاط برای هر یک از ایستادن بی جا و ذکری که گفته دو سجدة سهو به جا آورد و تا وقتی در آنجا هست نمازهای دیگرش را شکسته بخواند .
حالت سوم: چنانچه به رکوع رکعت سوم رسیده است ، بنا بر احتیاط واجب نماز را تمام کند و یک نماز شکسته هم بخواند و تا وقتی در آنجا هست نمازهایش را هم شکسته و هم تمام به جا آورد .

(مسئله 1354) مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند ، اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی اداء تصمیم بگیرد به یک جا که کمتر از چهار فرسخ است یک مرتبه یا چند مرتبه برود و به محل اقامة خود برگردد و ده روز بماند ، باید در رفتن و برگشتن و محل اقامه نماز را تمام بخواند .

(مسئله 1355) مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند ، اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی اداء بخواهد به جایی که کمتر از چهار فرسخ است برود و پیش از ماندن ده روز به محل اقامة اولش برگردد و از آنجا نیز پیش از ماندن ده روز به وطنش یا به محل دیگری که هشت فرسخ است برود ، یکی از دو صورت را دارد:
1_ اگر وسایل و اثاثیه خود را از محل اقامه اش جمع آوری کرده و برگشتن او به محل اقامه فقط به عنوان عبور باشد ، در این صورت در مسیر رفتن به جایی که کمتر از چهار فرسخ است و نیز در آنجا بنا بر احتیاط واجب نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند ؛ ولی در برگشتن به محل اقامه و در محل اقامه و بعد از آن شکسته بخواند .
2_ اگر وسایل و اثاثیه خود را از محل اقامه جمع آوری نکرده ، بلکه می خواهد پس از بازگشت به محل اقامه چند روزی در آنجا بماند و از آنجا به قصد وطن یا جای دیگری که هشت فرسخ است حرکت کند ، در این صورت بنا بر احتیاط واجب در مسیر رفتن به آنجا و در آنجا و در برگشتن به محل اقامه و خود محل اقامه نماز را هم شکسته بخواند و هم تمام بخواند ؛ و پس از حرکت به وطن یا محل دیگری که هشت فرسخ است شکسته بخواند .

(مسئله 1356) مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند ، چنانچه بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی اداء بخواهد به جای دیگری که کمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در آنجا بماند ، باید در مسیر رفتن و در جایی که قصد ماندن ده روز کرده نماز را تمام بخواند ؛ ولی اگر جایی که می خواهد برود هشت فرسخ یا بیشتر باشد ، باید هنگام رفتن نماز را شکسته بخواند ؛ و چنانچه در آنجا قصد ماندن ده روز کند نماز را تمام به جا آورد .

(مسئله 1357) مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند اگر بیشتر از ده روز در آنجا بماند ، تا وقتی مسافرت نکرده نماز را تمام بخواند و لازم نیست دوباره قصد ماندن ده روز کند .

(مسئله 1358) مسافری که قصد کرده است ده روز در محلی بماند باید روزة واجب خود را بگیرد ؛ و می تواند روزة مستحبی را هم به جا آورد و نماز جمعه و نافلة ظهر و عصر را هم بخواند .

3_ توقف یک ماه بدون قصد:

(مسئله 1359) مسافری که پس از رسیدن به هشت فرسخ در حال تردید در محلی مانده و نمی داند ده روز می ماند یا نه ، چنانچه سی روز به حال تردید بماند باید نماز را شکسته بخواند ؛ ولی پس از سی روز _ گرچه مدت کمی بماند _ باید نماز را تمام بخواند . و اگر پیش از رسیدن به هشت فرسخ در رفتن بقیة راه مردد
شود ، از وقتی که مردد می شود باید نماز را تمام بخواند ؛ ولی اگر به چهار فرسخ رسیده و تصمیم دارد قبل از ده روز به محل خود برگردد باید نماز را شکسته به جا آورد .

(مسئله 1360) مسافری که سی روز مردد بوده ، در صورتی بعد از سی روز باید نماز را تمام بخواند که تمام مدت سی روز را در یک جا بماند ؛ پس اگر مقداری از آن را در جایی و مقداری را در جای دیگر بماند پس از سی روز هم _ اگر قصد ماندن ده روز را ندارد _ باید نماز را شکسته به جا آورد .
مواردی که مسافر می تواند نماز را تمام بخواند:

(مسئله 1361) در چهار مکان مسافر می تواند نماز را تمام بخواند ، و مخیر است این که در این موارد نماز را تمام بخواند یا شکسته:
1_ مسجدالحرام 2_ مسجدالنّبی صلی الله علیه و آله 3_ مسجد کوفه 4_ نزد قبر مطهر حضرت سیدالشهداء علیه السلام .

(مسئله 1362) اگر مسافر بخواهد در قسمتهایی که اول جزو مسجدالحرام یا مسجدالنّبی صلی الله علیه و آله و یا مسجد کوفه نبوده و بعدها به این مساجد اضافه شده نماز بخواند ، بنا بر احتیاط واجب شکسته بخواند .

(مسئله 1363) کسی که می داند مسافر است و باید نماز را شکسته بخواند ، اگر در غیر چهار مکانی که گفته شد عمداً تمام بخواند نمازش باطل است .

چند مسئله متفرقه

(مسئله 1364) اگر مسافر در غیر از جایی که وطنش محسوب می شود قصد اقامة ده روز نکند نمازش شکسته است ؛ چه ملکی در آنجا داشته باشد یا نه ، و چه در آنجا شش ماه مانده یا نمانده باشد ؛ هر چند در جایی که منزل ملکی دارد و سابقاً شش ماه در آنجا مانده خوب است بنا بر احتیاط هم شکسته و هم تمام بخواند .

(مسئله 1365) مسافری که تصمیم ندارد ده روز در محلی بماند ، بلکه قصدش این است که اگر رفیقش بیاید یا منزل خوبی پیدا کند ده روز بماند باید نماز را شکسته بخواند .

(مسئله 1366) در هر موردی که وظیفه انسان آن است که نمازش را هم تمام و هم شکسته بخواند ، باید روزه اش را بگیرد و قضای آن را هم به جا آورد .

(مسئله 1367) مسافری که باید نماز را شکسته به جا آورد در صورتی که تمام بخواند چند صورت دارد:
1_ اگر می داند مسافر باید نماز را شکسته به جا آورد عمداً تمام بخواند ، نمازش باطل است .
2_ اگر به طور کلی نمی دانسته که مسافر باید نماز را شکسته به جا آورد ، چنانچه تمام خوانده است نمازش صحیح است .
3_ اگر سفر خود و حکم مسافر را _ هر دو را _ فراموش کرده باشد (فراموش کرده باشد مسافر باید نماز خود را شکسته بخواند و نیز فراموش کرده باشد که او در حال سفر است) و تمام بخواند ، در صورتی که وقت باقی است باید نماز را دوباره شکسته بخواند ؛ و اگر وقت گذشته بنا بر احتیاط مستحب به طور شکسته قضا نماید .
4_ اگر می داند مسافر باید نماز را شکسته بخواند ولی بعضی خصوصیات آن را _ مانند اینکه مثلاً در سفر هشت فرسخی باید شکسته بخواند _ نداند و تمام بخواند ، در صورتی که وقت باقی است باید نماز را شکسته به جا آورد ؛ و اگر وقت گذشته بنا بر احتیاط واجب به طور شکسته قضا نماید .
5_ اگر می داند مسافر باید نماز را شکسته به جا آورد ولی به گمان این که سفر او کمتر از هشت فرسخ است تمام بخواند ، وقتی که فهمید سفرش هشت فرسخ بوده بنا بر احتیاط واجب نماز را شکسته بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید .
6_ اگر فراموش کند که مسافر است و نماز را تمام بخواند ، چنانچه در وقت یادش بیاید باید شکسته به جا آورد ؛ و اگر بعد از وقت یادش آید قضای آن لازم نیست .
7_ اگر فراموش کند که نماز مسافر شکسته است و تمام بخواند ، باید آن را شکسته به جا آورد و اگر وقت گذشته بنا بر احتیاط واجب قضا نماید .

(مسئله 1368) کسی که باید نماز را تمام بخواند اگر شکسته به جا آورد در هر صورت نمازش باطل است ؛ حتی اگر قصد ماندن ده روز در جایی را داشته باشد و از روی ندانستن شکسته به جا آورد بنا بر احتیاط واجب باید دوباره آن را تمام بخواند .

(مسئله 1369) اگر مشغول نماز چهار رکعتی شود و در بین نماز یادش بیاید که مسافر است ، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته باید بنشیند و نماز را دو رکعتی تمام نماید ؛ و اگر به رکوع رکعت سوم رفته نمازش باطل است . و در صورتی که به مقدار خواندن یک رکعت هم وقت داشته باشد باید نماز را شکسته بخواند .

(مسئله 1370) مسافری که نماز خود را نخوانده اگر در وقت به وطنش یا جایی که می خواهد ده روز در آنجا بماند برسد ، باید نماز را تمام بخواند ؛ ولی اگر بعد از وقت به وطن برسد باید قضای آن را شکسته بخواند .

(مسئله 1371) مسافری که نماز را شکسته خوانده است _ اگر چه در وقت به وطن خود برسد _ لازم نیست آن نماز را دوباره تمام بخواند .

(مسئله 1372) کسی که مسافر نیست اگر در اول وقت نماز نخواند و مسافرت
کند ، در سفر باید نماز را شکسته بخواند .

(مسئله 1373) اگر نماز ظهر یا عصر و یا عشاء از مسافری که باید آنها را شکسته می خواند قضا شود ، باید آن را دو رکعتی قضا نماید ؛ هر چند در غیر سفر بخواهد قضای آن را به جا آورد . و اگر از کسی که مسافر نیست یکی از این سه نماز قضا شود ، باید چهار رکعتی قضا نماید ؛ هر چند در سفر بخواهد آن را به جا آورد .

(مسئله 1374) مستحب است مسافر بعد از هر نمازی که شکسته می خواند سی مرتبه بگوید: «سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِ وَ لا إلهَ إلّا اللهُ وَاللهُ أکْبَر» .

احکام نماز خوف

(مسئله 1375) نماز انسان در حال ترس از دشمن ، دزد ، درنده و مانند اینها همانند نماز مسافر شکسته است ؛ به شرط آن که شکسته خواندن نماز در دفاع و یا ایمنی از دشمن مؤثر باشد .

(مسئله 1376) «نماز» از انسان بالغ و عاقل واجد شرایط در هیچ حالی ساقط نمی شود حتی در حال درگیری مسلحانه ، حملة دزد یا درنده به هر شکل ممکن باید نماز خود را بخواند ؛ اگر ممکن باشد ایستاده وگرنه نشسته یا در حال راه رفتن ، پیاده یا سواره یا خوابیده ؛ و باید تا ممکن است تکبیره الاحرام را رو به قبله بگوید و بقیة نماز را هم هر قدر که می تواند رو به قبله انجام دهد ؛ و اگر نمی تواند رکوع و سجود را به طور کامل به جا آورد به اشاره انجام دهد . و چنانچه نماز خواندن برای او به این اندازه هم ممکن نباشد ، بنا بر احتیاط واجب باید پس از نیت ، تکبیره الاحرام را به قصد ما فی الذمّه (به قصد آنچه در واقع به عهدة اوست) بگوید و به جای هر رکعت یک «سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِ وَ لا إلهَ إلّا اللهُ وَاللهُ أکْبَر» گفته و به دنبال آن دعای دیگری هم بخواند و سپس با تشهد و سلام نماز را تمام نماید . و اگر به وظیفة خود به شکل ممکن عمل نماید نمازش اعاده یا قضا ندارد .

(مسئله 1377) اگر به جهت ضرورت ، بعضی از نماز را به عنوان مثال در حال راه رفتن یا سواره بخواند و در بین نماز ضرورت برطرف شود ، باید باقیماندة نماز را بر طبق وظیفة فعلی تمام و کامل به جا آورد ؛ و اگر وقت باقی است بنا بر احتیاط دوباره نماز را به طور کامل بخواند . همچنین اگر بعضی از نماز را کامل انجام داده و در بین آن خوف و ضرورت پیدا شده است باقیمانده را بر طبق ضرورت به جا آورد .

(مسئله 1378) اگر انسان به وجود دشمن یا درنده یقین کند و نماز را شکسته یا در حال راه رفتن به جا آورد و بعد معلوم شود اشتباه کرده است ، چنانچه وقت نماز باقی است
بنا بر احتیاط نماز را دوباره بخواند ؛ و اگر وقت گذشته قضا ندارد .

(مسئله 1379) اگر نمازگزار برای دفع حملة حیوان درنده یا دزد نماز را به نیت نماز خوف دو رکعتی یا سواره ویا در حال راه رفتن به جا آورد ، چنانچه تا آخر وقت نماز ، خوف او باقی باشد نمازش صحیح است ؛ وگرنه بنا بر احتیاط نماز را دوباره به طور کامل بخواند .

احکام نماز قضا

(مسئله 1380) کسی که از روی عمد یا اشتباه و یا ندانستن مسئله نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده باشد باید قضای آن را به جا آورد ؛ همچنین است اگر در تمام وقت نماز خواب و یا مست بوده یا مدتی از دین برگشته و مرتد شده باشد . و چنانچه از روی اختیار خود را بیهوش کرده باشد بنا بر احتیاط نمازهای زمان بیهوشی خود را قضا نماید ؛ بلکه اگر بیهوشی او غیر اختیاری بوده بنا بر احتیاط مستحب قضا نماید .

(مسئله 1381) کسی که یقین داشته برای نماز وقت دارد و نیت ادا نموده و بعد فهمیده وقت نداشته ، چنانچه یک رکعت از نماز او در وقت واقع شده باشد نمازش صحیح است و قضا ندارد ؛ ولی اگر همة نماز در خارج وقت واقع شده بنا بر احتیاط قضای آن را به جا آورد .

(مسئله 1382) نمازهای یومیه ای را که زن در حال حیض یا نفاس نخوانده قضا ندارد همچنین نمازهای واجبی که از انسان در حال کفر یا جنون یا بیهوشی که به اختیار خود او نبوده ترک شده _ در صورتی که کفر یا جنون یا بیهوشی در همة وقت نماز بوده است _ قضا ندارد ؛ ولی اگر در وقت نماز ، مسلمان یا عاقل شود یا به هوش آید و یا پاک گردد باید نماز خود را به جا آورد ؛ هر چند تنها به مقدار یک رکعت از وقت باقی مانده باشد .

(مسئله 1383) اگر اول وقت به مقدار خواندن نماز به حسب تکلیف فعلی خود وقت داشته باشد و نماز را به جا نیاورد و سپس یکی از عذرهایی که گفته شد برای او پیش آید ، باید قضای آن نماز را به جا آورد .

(مسئله 1384) اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازی را که خوانده باطل بوده باید قضای آن را به جا آورد ؛ هر چند باطل بودن نماز به واسطة ندانستن مسئله باشد ، در صورتی که در دانستن مسئله کوتاهی کرده باشد .

(مسئله 1385) کسی که وظیفه اش خواندن نماز جمعه بوده ، اگر به هر دلیل آن را به جا نیاورد تا وقت آن بگذرد باید نماز ظهر را بخواند ؛ و اگر نماز ظهر را هم نخواند باید قضای ظهر را به جا آورد .

(مسئله 1386) اگر انسان احتمال دهد که نماز قضایی دارد یا نمازهایی را که
خوانده صحیح نبوده ، مستحب است احتیاطاً قضای آنها را به جا آورد .

(مسئله 1387) کسی که نماز قضا دارد باید در خواندن آن کوتاهی نکند ؛ ولی در صورتی که اطمینان داشته باشد در آینده بتواند آن را انجام دهد ، لازم نیست فوراً آن را به جا آورد .

(مسئله 1388) کسی که نماز قضا دارد می تواند نماز مستحبی یا نماز قضای دیگران را بخواند .

(مسئله 1389) در هر یک از نمازهای یومیه که ترتیب در آن شرط بوده در قضای آن هم ترتیب شرط است ؛ مثلاً اگر نماز ظهر و عصر او قضا شده باید اول قضای ظهر و سپس قضای عصر را بخواند ؛ و اگر در یک روز نماز عصر و در روز بعد نماز ظهر او قضا شده ، بنا بر احتیاط اول نماز عصر و سپس نماز ظهر روز بعد را قضا کند . ولی در قضای نمازهای واجب دیگر _ مثل نماز آیات _ ترتیب شرط نیست .

(مسئله 1390) اگر بخواهد قضای یک نماز یومیه و یک نماز غیر یومیه را بخواند لازم نیست آنها را به ترتیب به جا بیاورد .

(مسئله 1391) اگر کسی نداند نمازهایی که از او قضا شده کدام یک جلوتر بوده بنا بر احتیاط مستحب به گونه ای بخواند که ترتیب حاصل شود ؛ و اگر می داند کدام یک جلوتر قضا شده ، پس آنچه در ادای آنها ترتیب شرط بوده ، مثل نماز ظهر و عصر یک روز باید به ترتیب خوانده شود ؛ و در غیر این صورت نیز بنا بر احتیاط واجب به ترتیب قضا نماید .

(مسئله 1392) کسی که چند نماز _ مثلاً چند نماز صبح یا چند نماز ظهر یا هر دو _ از او قضا شده و شمارة آنها را نمی داند ، بنا بر احتیاط باید به اندازه ای بخواند که گمان پیدا کند قضای همة نماز ها را خوانده است و چیزی بر عهدة او نمی باشد ؛ ولی اگر مقدار نمازها را می دانسته و فراموش کرده بنا بر احتیاط به قدری بخواند که یقین کند چیزی به عهدة او نمانده است .

(مسئله 1393) کسی که یک نماز چهار رکعتی از او قضا شده و نمی داند ظهر بوده یا عصر و یا عشاء ، اگر تنها یک نماز چهار رکعتی به نیت نمازی که نخوانده است به جا آورد کافی است ؛ و در بلند یا آهسته خواندن حمد و سوره هم اختیار با خود اوست . همچنین کسی که می داند یکی از نمازهای واجب یومیه را نخوانده و نمی داند کدام است ، کافی است یک نماز صبح و یک نماز مغرب و یک نماز چهار رکعتی به قصد نمازی که نخوانده (قصد ما فی الذمّه) به جا آورد .

(مسئله 1394) کسی که نماز قضا از همین روز یا روزهای پیش دارد ، پس اگر یک نماز باشد و وقت وسعت دارد بنا بر احتیاط اول آن نماز قضا را به جا آورد ؛ و اگر بیشتر از یک نماز باشد ، لازم نیست نمازهای قضا را اول بخواند ، هر چند
بهتر است .

(مسئله 1395) نمازگزار می تواند نیت خود را از نماز قضای لاحق _ مثل نماز عصر _ به نماز قضای سابق _ مثل نماز ظهر _ برگرداند ؛ ولی عدول از نماز قضای سابق به لاحق مثلاً از نماز قضای ظهر به عصر محل اشکال است .

(مسئله 1396) کسی که نماز قضا به عهدة اوست و نمی تواند نمازهای خود را به طور کامل و بارعایت همة شرایط آن بخواند ، باید انجام نماز قضا را تا برطرف شدن عذر خود تأخیر اندازد . ولی کسی که می داند عذرش تا آخر عمر برطرف نمی شود و می ترسد ناگهان مرگ او برسد ، می تواند درحال عذر نماز قضاهای خود را به جا آورد ؛ و اگر بعداً عذر او برطرف شد بنا بر احتیاط آنها را اعاده نماید .

(مسئله 1397) تا هنگامی که انسان زنده است _ گرچه از خواندن نمازهای قضای خود ناتوان باشد _ دیگری نمی تواند قضای نمازهای او را بخواند .

(مسئله 1398) نماز قضا را می توان با جماعت به جا آورد ؛ و فرقی نمی کند که امام جماعت در حال خواندن نماز قضا یا ادا باشد ؛ ولی باید نماز قضای امام یقینی بوده و بنا بر احتیاط برای خودش باشد نه برای میت . و لازم نیست امام و مأموم یک نماز بخوانند ؛ بلکه اگر مثلاً امام جماعت نماز قضا یا ادای ظهر را می خواند می توان هر نماز قضایی را به او اقتدا کرد .

(مسئله 1399) کسی که تا نصف شب خواب مانده و نماز عشای او قضا شده بنا بر احتیاط علاوه بر قضای نماز ، فردای آن روز را روزه بگیرد ؛ ولی اگر روزه نگرفت قضای روزه بر او واجب نمی شود . و در صورتی که بیدار بوده و در اثر فراموشی یا به علت دیگر نماز عشای او قضا شده این حکم جاری نمی شود . و تنها قضای نماز کفایت می کند .

(مسئله 1400) مستحب است بچة ممیز (بچه ای که بالغ نشده ، ولی به حدی رسیده که خوب و بد را تشحیص می دهد) را به خواندن نماز و عبادتهای دیگر عادت دهند ؛ بلکه مستحب است او را به قضای نمازها نیز وادار نمایند ؛ به شرط آن که از حد اعتدال خارج نشده و موجب اثرات منفی نشود .

نماز و روزه قضای پدر و مادر

(مسئله 1401) نماز و روزة قضا شدة پدر و همچنین _ بنا بر احتیاط _ مادر چنانچه از روی نافرمانی ترک نکرده باشند به عهدة پسر بزرگتر بلکه بنا بر احتیاط به عهدة بزرگترین مرد در میان وارثان _ مطابق طبقات ارث _ خواهد بود که او باید پس از مرگشان به جا آورد و یا برای آنها اجیر بگیرد ؛ بلکه بنا بر احتیاط واجب اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشند به همین شکل عمل شود . و چنانچه پدر میت زنده است بنا بر احتیاط با مشارکت پسر بزرگتر میت آن را انجام دهند .

(مسئله 1402) اگر نماز و روزة شخص دیگری بر عهدة پدر و یا مادر بوده و انجام نداده باشند _ مثلاً نماز و روزة استیجاری داشته و انجام نداده باشند _ قضای آن بر بزرگترین وارث مرد واجب نیست ؛ ولی پول آن باید از ترکة میت پرداخت شود .

(مسئله 1403) کسی که باید قضای نماز میت را به جا آورد چنانچه شک داشته باشد که میت نماز یا روزة قضا داشته یا نه ، چیزی بر او واجب نیست ؛ ولی اگر بداند نماز یا روزة قضا داشته و شک کند که به جا آورده یا نه ، بنا بر احتیاط واجب باید قضا نماید .

(مسئله 1404) کسی که قضای نماز پدر یا مادر بر او واجب است اگر بخواهد نماز آنان را قضا کند باید به تکلیف خود عمل کند ؛ مثلاً مرد حمد و سورة نماز قضای صبح و مغرب و عشاء را باید بلند بخواند .

(مسئله 1405) کسی که خودش نماز و روزة قضا دارد چنانچه نماز و روزة پدر یا مادر هم بر او واجب شود ، هر کدام را اول به جا آورد صحیح است .

(مسئله 1406) کسی که قضای نماز پدر یا مادر به عهدة اوست بنا بر احتیاط واجب نباید انجام آن را به تأخیر اندازد؛ مگر آنکه اطمینان به زنده بودن و قدرت به انجام آن داشته باشد .

(مسئله 1407) اگر میت وصیت کرده باشد که نماز و روزة او را به کسی بدهند ، پس از آن که آن شخص نماز و روزة او را به طور صحیح انجام داد چیزی بر عهدة بزرگترین وارث مرد نمی باشد .

(مسئله 1408) اگر هنگام مرگ پدر یا مادر ، ولیّ او یعنی کسی که قضای نماز و روزة آنها به عهدة اوست دیوانه باشد و یا به حد بلوغ نرسیده باشد ، چنانچه بعداً عاقل یا بالغ شود واجب بودن قضای نماز و روزة پدر و مادر بر او محل اشکال است ، هر چند احوط است . و اگر بزرگترین مرد از وارثان قبل از بلوغ یا قبل از عاقل شدن فوت کند ، واجب شدن قضای نماز و روزة پدر و مادر بر بزرگترین مرد از وارثان پس از او نیز محل اشکال است .

(مسئله 1409) پسری که مکلف نشده ولی خوب و بد را تشخیص می دهد و نماز خود را به طور صحیح می خواند می تواند قضای نماز پدر یا مادر را به جا آورد .

(مسئله 1410) کسی که قضای نماز و روزة پدر یا مادر بر عهدة اوست اگر پیش از آن که نماز یا روزة آنها را قضا کند بمیرد ، چنانچه بین مرگ پدر یا مادر و مرگ او به اندازه ای فاصله بوده که می توانسته قضای نماز و روزه را به جا آورد بر بزرگترین مرد از وارثان پس از او چیزی واجب نیست ؛ و اگر این مقدار فاصله نشده بنا بر احتیاط واجب بزرگترین مرد از وارثان پس از او قضای نماز و روزه را به جا آورد .

نایب گرفتن برای نماز و روزه قضا

به کسی که برای به جا آوردن نماز یا روزه و سایر عبادتهای میت معین می کنند «اجیر» یا «نایب» گفته می شود .

(مسئله 1411) بعد از مرگ انسان می توان برای نماز و عبادتهای دیگر او که در زندگی به جا نیاورده فرد دیگری را اجیر نمود ؛ یعنی به او مزد داد تا آنها را به نیابت از میت بجا آورد ؛ و چنانچه بدون مزد هم انجام دهد صحیح است .

(مسئله 1412) کسی که برای نماز قضای میت نایب شده است باید مسائل مورد نیاز را بداند .

(مسئله 1413) نایب باید موقع نیت ، میت را معین کند و لازم نیست اسم او را بداند ؛ پس اگر نیت کند از طرف کسی نماز می خوانم که برای او اجیر شده ام کافی است .

(مسئله 1414) نایب باید خود را به جای میت فرض کند و عبادتهای او را قضا نماید؛ بنابراین اگر عملی را انجام دهد و ثواب آن را برای میت هدیه کند کافی نیست .

(مسئله 1415) باید کسی را اجیر کنند که اطمینان داشته باشند عمل را به ط_ور صحیح انجام می دهد ؛ بنابراین اگر کسی را اجیر کنند و بعد معلوم شود عباداتی را که به عهدة او گذاشته شده انجام نداده یا باطل انجام داده است ، باید دوباره برای انجام آنها نایب بگیرند .

(مسئله 1416) هرگاه شک کنند که نایب عمل را انجام داده یا نه _ اگر چه بگوید انجام داده ام _ در صورتی که متهم به دروغگویی باشد باید دوباره نایب بگیرند ؛ ولی اگر شک کنند که عمل او صحیح بوده یا نه ، حکم به صحت آن می شود .

(مسئله 1417) کسی را که عذری دارد و مثلاً نماز خود را نشسته یا با تیمم می خواند، بنا بر احتیاط واجب نمی شود برای نمازهای میت نایب گرفت ؛ اگر چه نمازهای میت هم به همین صورت قضا شده باشد .

(مسئله 1418) مرد را برای زن و زن را برای مرد می توان نایب گرفت ؛ ولی اگر مرد از طرف زن نایب شود باید حمد و سوره را در نمازهای صبح ، مغرب و عشاء بلند بخواند ؛ و اگر زن از طرف مرد نایب شود بنا بر احتیاط حمد و سوره را در نمازهای ذکر شده بلند بخواند . همچنین اگر زن از طرف مرد یا مرد از طرف زن به صورت تبرّعی و مجانی نایب شود همین حکم را دارد .

(مسئله 1419) هرگاه با اجیر شرط کنند که نماز را به گونة مخصوصی انجام دهد باید به شرط عمل نماید ؛ ولی اگر با او شرط نکنند باید به وظیفة خود عمل کند . و احتیاط مستحب آن است که از وظیفة خودش و میت هرکدام که به احتیاط
نزدیکتر است به آن عمل نماید .

(مسئله 1420) اگر با اجیر شرط نکنند که نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند باید مقداری از مستحبات نماز را که معمول است به جا آورد .

(مسئله 1421) در قضای نمازهای میت آن چه در ادای آنها ترتیب معتبر بوده _ مثل ظهر و عصر یک روز _ باید به ترتیب خوانده شود ؛ و در غیر این صورت نیز چنانچه میت ترتیب قضا شدن را می دانسته بنا بر احتیاط باید طوری انجام دهند که ترتیب حاصل شود . بنابراین اگر چند نفر را اجیر کنند باید بنا بر احتیاط برای هر یک وقت مرتبی را معین کنند که با وقت دیگری همزمان نباشد ؛ مثلاً اگر با یکی از آنها قرار گذاشتند که از صبح تا ظهر برای میت نماز قضا بخواند با دیگری قرار بگذارند که از ظهر تا شب بخواند ، و نیز نمازی را که در هر مرتبه شروع می کند معیّن نمایند ؛ مثلاً قرار بگذارند که در هر دفعه نماز یک شبانه روز را تمام کنند و اگر ناقص بگذارند آن را حساب نکنند و دفعة بعد نماز یک شبانه روز را از اول شروع نمایند .

(مسئله 1422) اگر بخواهند برای میت نماز قضا بخوانند و بدانند که او ترتیب قضا شدن را نمی دانسته یا ندانند که می دانسته یا نه ، بنا بر احتیاط مستحب به طوری برای او قضا کنند که ترتیب حاصل شود ؛ پس اگر بخواهند چند نفر را برای به جا آوردن نماز میت اجیر کنند بنا بر احتیاط مستحب وقت معین کنند .

(مسئله 1423) اگر کسی نایب شود که مثلاً در مدت یک سال نمازهای میت را بخواند ولی پیش از تمام شدن سال بمیرد ، باید برای نمازهایی که می دانند به جا نیاورده دیگری را نایب نمایند ؛ بلکه برای نمازهایی هم که احتمال می دهند به جا نیاورده بنا بر احتیاط واجب نایب بگیرند .

(مسئله 1424) کسی را که برای نمازهای میت اجیر کرده اند اگر پیش از تمام کردن نمازها بمیرد و اجرت همة آنها را گرفته باشد ، چنانچه شرط کرده باشند که همة نمازها را خودش بخواند یا قرینه ای در بین باشد که نظر داشته اند خودش بخواند ، باید اجرت مقداری را که نخوانده از او بگیرند به ولی میت بدهند ؛ ولی اگر شرط نکرده باشند و قرینه ای هم در بین نباشد ، باید ورثة اجیر از مال او نایب بگیرند ؛ و چنانچه مالی نداشته باشد بر ورثة او چیزی واجب نیست .

(مسئله 1425) اگر نایب پیش از تمام کردن نمازهای میت بمیرد و خودش هم نماز قضا داشته باشد ، چنانچه شرط نکرده باشند خودش بخواند ، باید از مال او برای نمازهایی که اجیر بوده دیگری را نایب بگیرند ؛ و اگر چیزی زیاد آمد در صورتی که وصیت کرده باشد و وارثان هم اجازه دهند برای تمام نمازهای خودش نایب بگیرند ؛ و چنانچه وارثان اجازه ندهند یک سوم آن را به مصرف نماز خودش برسانند ؛ و در صورتی که وصیت نکرده باشد یا یک سوم آن کافی نباشد ولی او _
یعنی بزرگترین مرد از وارثان _ آنها را به جا آورد ؛ و اگر ولی موجود نباشد بنا بر احتیاط واجب وارثان بالغ میت از سهم خودشان آنها را به جا آورند .

(مسئله 1426) اگر فتوای مرجع تقلید نایب یا فتوای مرجع تقلید میت تفاوت داشته باشد ، در صورتی که هنگام اجیر شدن خصوصیات عمل تعیین نشده باشد و منصرف به نحو خاصی نیز نباشد ، باید نایب عمل را طبق فتوای مرجع تقلید خود انجام دهد ؛ هر چند
احتیاط آن است که وصی با نایب شرط کند که عمل را طوری انجام دهد که هم مطابق نظر مرجع تقلید میت و هم مطابق مرجع تقلید خود باشد .

(مسئله 1427) کسی که برای انجام نماز یا سایر عبادات اجیر شده نمی تواند دیگری را برای انجام آن اجیر نماید ؛ مگر در صورتی که اجیر کننده اجازه داده باشد یا اجاره منصرف به انجام عمل توسط شخص اجیر نباشد .

(مسئله 1428) اجیر شدن برای انجام عبادات واجب شخص زنده و یا انجام آن به صورت تبرّعی جایز نیست ؛ مگر در نیابت از حج که اگر شخصی مستطیع شده و از انجام اعمال حج عاجز باشد و امید هم ندارد که در آینده بتواند خودش به جا آورد می تواند نایب بگیرد .

(مسئله 1429) انسان می تواند برای بعضی از کارهای مستحبی _ مانند زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیه السلام _ از طرف زندگان اجیر شود ؛ همچنین می تواند کار مستحبی را انجام داده و ثواب آن را به مردگان یا زندگان هدیه نماید .

احکام نماز جماعت

در مورد اهمیت نماز جماعت روایات و احادیث بسیاری از معصومین علیه السلام وارد شده است، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس پشت سر پیش نماز عالم نماز بخواند مانند این است که پشت سر من نماز خوانده و پشت سر حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نماز بخواند .
امام صادق علیه السلام فرمود: نماز در پشت سر پیش نماز عالم برابر یک هزار رکعت و پشت سر قرشی (سید) برابر یک صد رکعت می باشد .
در حدیث دیگری پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: یک رکعت نماز با جماعت خوانده شود از یکصد هزار دیناری که در راه خدا به فقرا داده شود بهتر است و سجده ای که مؤمن پشت سر امام همراه با جماعت انجام می دهد از یکصد برده ای که در راه خدا آزاد کند بهتر است .
و در یکی از احادیث آمده است: اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند هر رکعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز را دارد ، و اگر دو نفر اقتدا کنند هر رکعت ثواب ششصد نماز را دارد ؛ و هرچه بیشتر شوند ثواب نمازشان بیشتر می شود تا این که شمار آنان به ده نفر برسد و هرگاه بیشتر از ده نفر باشند ، اگر تمام دریاها مرکب ، درختها قلم ، و جن و انس و فرشتگان نویسنده شوند توان نوشتن ثواب یک رکعت از آن را نخواهند داشت .

(مسئله 1430) مستحب است نمازهای یومیه ، عیدین ، نماز میت ، نماز آیات و
نماز استسقاء را به جماعت بخوانند ؛ و در نمازهای یومیه به ویژه نمازهای صبح، مغرب ، و عشاء مخصوصاً برای همسایة مسجد و کسی که صدای اذان را می شنود بیشتر سفارش شده است .

(مسئله 1431) پس نمازهای روزانه ، آیات ، عیدین ، میت و استسقاء را می توان به جماعت خواند ولی مشروعیت آن در دیگر نمازها ثابت نشده است به جز نماز استسقاء «نماز طلب باران» در هیچ نماز مستحبی دیگر مشروعیت جماعت ثابت نشده بلکه در موارد زیادی چون نوافل ماه رمضان عدم مشروعیت آن ثابت شده است .

(مسئله 1432) کسی که نمازش را فرادی خوانده اگر نماز جماعت برپا شود مستحب است که یک بار دیگر آن را با جماعت بخواند و اگر بعداً معلوم شود که نماز اولی باطل بوده نماز دومش کفایت می کند .

(مسئله 1433) هرگاه جماعت دیرتر از اول وقت برپا می شود مستحب است مؤمنان صبر کنند و نماز خود را با جماعت بخوانند ؛ و نماز جماعت از نماز اول وقت که فرادی یعنی به تنهایی خوانده شود بهتر است ؛ همچنین نماز جماعتی که مختصر خوانده شود از نماز فرادایی که آن را طول بدهند بهتر می باشد .

(مسئله 1434) کسی که نماز خود را در اول وقت فرادی خوانده مستحب است دوباره آن را به جماعت بخواند _ امام باشد یا مأموم _ و اگر بفهمد که نماز اولش باطل بوده نماز دوم او کافی است .

(مسئله 1435) اگر موقعی که مشغول نماز مستحبی است جماعت برپا شود ، چنانچه اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد مستحب است نماز را رها کرده و مشغول نماز جماعت شود ؛ بلکه اگر اطمینان نداشته باشد که به رکعت اول برسد مستحب است به همین دستور رفتار نماید .

(مسئله 1436) اگر موقعی که مشغول نماز سه یا چهار رکعتی است جماعت برپا شود، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته و اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد ، مستحب است به نیت نماز مستحبی نماز را دو رکعتی تمام کند و خود را به جماعت برساند .

(مسئله 1437) الإثنین و مافوقهما جماعه: در غیر نماز جمعه و عیدین اقل تعداد افراد جماعت دو نفر باشند نماز جماعت منعقد می شود (یک مأموم و دیگری امام) .

(مسئله 1438) مأموم اقتدا کند به نماز جماعت و نداند که امام در دو رکعت اولین است یا در دو رکعت آخرین ، حمد و سوره را بخواند معلوم شود که امام در دو رکعت اخیر بوده است حمد و سوره در محلش خوانده شده و اگر معلوم شود امام در دو رکعت اولین بوده است ایضاً حمد و سوره را خوانده است ضرر ندارد .

موارد وجوب نماز جماعت

(مسئله 1439) «نماز جمعه» و همچنین نمازهای «عید فطر و قربان» _ هرگاه واجب شوند _ فقط در صورتی صحیحند که با جماعت خوانده شوند .

(مسئله 1440) کسی که به اندازه ای وسواس دارد که عمل به آن حرام یا موجب باطل شدن نماز او می گردد و فقط در صورتی که نماز را با جماعت بخواند از وسواس راحت می شود ، باید نماز را با جماعت بخواند .

(مسئله 1441) کسی که حمد و سوره را نمی تواند صحیح ادا کند واجب است در صورت امکان نمازش را با جماعت بخواند .

(مسئله 1442) اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر کند که در جماعت حاضر شود ، چنانچه مخالفت او موجب اذیت و ناراحتی آنان شود واجب است نماز را به جماعت بخواند ؛ و اگر موجب اذیت آنان نشود نیز بنا بر احتیاط نماز را به جماعت بخواند و در هر دو صورت قصد استحباب نماید .

(مسئله 1443) حاضر نشدن به نماز جماعت از روی بی اعتنایی جایز نیست ؛ و سزاوار نیست که انسان بدون داشتن عذر نماز جماعت را ترک نماید .

شرایط برگزاری نماز جماعت

(مسئله 1444) نمازهای مستحبی را نمی توان به جماعت خواند؛ مگر «نماز استسقاء» که برای آمدن باران می خوانند. همچنین نماز «عید فطر و قربان» را در زمان غیبت _ بر فرض که واجب نباشند _ می توان به جماعت به جا آورد .

(مسئله 1445) هنگامی که امام جماعت یکی از نمازهای یومیه خود را می خواند _ تمام باشد یا شکسته _ هر یک از نمازهای یومیه را _ تمام باشد یا شکسته _ می توان به او اقتدا کرد؛ ولی اگر امام جماعت آن نماز را احتیاطا دوباره می خواند ، فقط در صورتی که احتیاط مأموم با امام یکی باشد می تواند به او اقتدا نماید ؛ مثلا چنانچه امام و مأموم در نماز چهار رکعتی شک بین سه و چهار نمایند و قبل از خواندن نماز احتیاط حرف بزنند پس از خواندن یک رکعت نماز احتیاط بنا بر احتیاط باید دوباره نمازشان را اعاده نمایند ، و این چهار رکعت را می توانند به جماعت بخوانند .

(مسئله 1446) اگر امام جماعت مشغول قضای قطعی یکی از نمازهای یومیه خود باشد ، مأموم می تواند به او اقتدا نماید ؛ ولی اگر امام نمازش را احتیاطا قضا می کند یا قضای نماز فرد دیگری را می خواند _ گرچه برای آن اجرت نگرفته باشد _ اقتدای به او اشکال دارد .

(مسئله 1447) اگر انسان نداند نمازی را که امام می خواند یکی از نمازهای
یومیه است یا نماز مستحب، نمی تواند به او اقتدا نماید .

(مسئله 1448) امام یا مأموم اگر بخواهد نمازی را که به جماعت خوانده دوباره با جماعت بجا آورد خالی از اشکال نیست و احوط ترک است .

شرایط نماز جماعت

شرط اول: بین امام و مأموم حائل نباشد .

(مسئله 1449) در نماز جماعت باید بین مأموم و امام جماعت پرده یا چیز دیگری که مانع صدق ارتباط و یک جماعت بودن است فاصله نشود ؛ همچنین نباید میان مأموم و مأموم دیگری که به واسطة او به امام متصل شده است چنین چیزی فاصله شود . ولی اگر امام جماعت مرد و مأموم زن باشد و بین آن زن و امام یا بین آن زن و مأموم مرد دیگری که زن به واسطة او به امام متصل شده است پرده یا مانند آن باشد اشکال ندارد ؛ ولی باید به شکلی باشد که همة آنان یک اجتماع شمرده شوند .

(مسئله 1450) اگر امام جماعت در محراب باشد و کسی پشت سر او اقتدا نکرده باشد، افرادی که در دو سمت محراب ایستاده اند و به واسطة دیوار محراب امام را نمی بینند نمی توانند اقتدا نمایند ؛ ولی اگر کسی پشت سر امام اقتدا کرده باشد ، اقتدا کردن کسانی که دو طرف محراب ایستاده اند و به آن مأموم متصلند ولی به واسطة دیوار محراب امام را نمی بینند بنا بر اقوی صحیح است .

(مسئله 1451) اگر به واسطة طولانی بودن صف اول ، کسانی که دو طرف صف ایستاده اند امام جماعت را نبینند می توانند اقتدا کنند ؛ همچنین اگر به واسطة طولانی بودن یکی از صفهای دیگر کسانی که در دو سمت آن ایستاده اند صف جلوی خود را نبیند می توانند اقتدا نمایند .

(مسئله 1452) اگر صفهای جماعت تا در مسجد برسد ، کسی که مقابل در و پشت صف ایستاده و نیز کسانی که پشت سر او ایستاده اند نمازشان صحیح می باشد ؛ بلکه بنا بر اقوی نماز کسانی که دو طرف او ایستاده اند و صف جلو را نمی بینند نیز صحیح می باشد .

(مسئله 1453) کسی که پشت ستون ایستاده اگر از طرف راست یا چپ به وسیلة مأموم دیگر به امام متصل نباشد نمی تواند اقتدا کند ؛ ولی اگر از دو طرف یا یک طرف متصل باشد اما با صف جلو اتصال نداشته باشد بنا بر اقوی جماعتش صحیح است .
شرط دوم: جای ایستادن امام از مأموم بلندتر نباشد .

(مسئله 1454) نباید جایی که امام جماعت ایستاده از جای مأموم بلندتر باشد ؛
ولی اگر زمین سراشیب باشد و امام در طرف بلندتر بایستد ، در صورتی که سراشیبی آن زیاد نباشد بلکه به گونه ای باشد که به آن زمین مسطح بگویند مانعی ندارد .

(مسئله 1455) اگر جای ایستادن مأموم از جای امام جماعت بلندتر باشد، در صورتی که بلندی به مقدار متعارف باشد به گونه ای که همة آنان یک اجتماع شمرده شوند اشکال ندارد ؛ ولی اگر بلندی زیاد باشد به شکلی که همة آنان یک جمعیت شمرده نشوند جماعت اشکال دارد .
شرط سوم: بنا بر احتیاط واجب فاصلة بین امام و مأموم ، یا مأمومین با یکدیگر بیشتر از یک گام معمولی نباشد .

(مسئله 1456) احتیاط واجب آن است که بین جای سجدة مأموم و جای ایستادن امام جماعت بیشتر از یک گام معمولی فاصله نباشد ؛ همچنین اگر انسان به واسطة مأمومی که جلوی او ایستاده به امام متصل باشد ، بنا بر احتیاط واجب باید فاصلة جای سجده اش از جای ایستادن او بیشتر از یک گام معمولی نباشد ؛ و احتیاط مستحب آن است که جای سجدة مأموم با جای کسی که جلوی او ایستاده بیش از حد لازمِ متعارف فاصله نداشته باشد.

(مسئله 1457) اگر مأموم به واسطة کسی که سمت راست یا چپ او اقتدا کرده به امام جماعت متصل باشد و از جلو به او متصل نباشد ، بنا بر احتیاط واجب باید با کسی که سمت راست یا چپ او اقتدا کرده بیشتر از یک گام معمولی فاصله نداشته باشد .

(مسئله 1458) اگر بین کسانی که در صف اول ایستاده اند بچة ممیز_ یعنی بچه ای که خوب و بد را تشخیص می دهد _ فاصله شود ، چنانچه اطمینان داشته باشند که نماز او صحیح است می توانند اقتدا کنند ؛ بلکه فاصله شدن یک بچة غیر ممیز نیز در صورتی که فاصله کم باشد مانعی ندارد .
شرط چهارم: مأموم جلوتر از امام نایستد .

(مسئله 1459) مأموم نباید جلوتر از امام جماعت بایستد ؛ و بنا بر احتیاط واجب مساوی او هم نباشد ؛ بلکه در تمام حالات کمی از او عقب تر باشد.

وظیفه مأمومین در جماعت

(مسئله 1460) موقعی که مأموم نیت اقتدا می کند باید امام جماعت را معین نماید ؛ ولی دانستن نام و مشخصات او لازم نیست . و چنانچه قصد کند که نماز خود را با جماعت به امام حاضر عادل اقتدا می کند کافی است .

(مسئله 1461) اگر به قصد اقتدا به شخص خاصی نیت کند و پس از نماز معلوم شود امام جماعت فرد دیگری بوده، چنانچه قصدش اقتدا به امام حاضر بوده و او را
نیز دارای شرایط امامت می دانسته جماعت و نمازش صحیح است ؛ ولی اگر اقتدا را مقید به همان شخص نموده باشد به شکلی که اگر دیگری باشد اقتدا نمی کند یا این که دیگری را دارای شرایط امامت نمی دانسته ، باید نمازش را دوباره بخواند ؛ مگر این که جز ترک حمد و سوره سایر کارهای نماز را به طور صحیح و کامل انجام داده و رکنی را کم یا زیاد نکرده باشد که در این صورت اعادة نماز لازم نیست .

(مسئله 1462) مأموم نباید تکبیره الاحرام را پیش از امام بگوید ؛ بلکه احتیاط واجب آن است که تا تکبیر امام تمام نشده تکبیر نگوید .

(مسئله 1463) مأموم باید به جز حمد و سوره همة ذکرهای دیگر نماز را خودش بخواند ؛ ولی اگر رکعت اول یا دوم او رکعت سوم یا چهارم امام باشد ، باید حمد و سوره را بخواند و بنا بر احتیاط حتی «بسم اللّه» آن را نیز آهسته بخواند .

(مسئله 1464) در نماز «صبح و مغرب و عشاء» اگر مأموم در رکعت اول و دوم صدای حمد و سورة امام جماعت را بشنود _ اگر چه کلمات را تشخیص ندهد _ باید حمد و سوره را نخواند ؛ و در صورتی که صدای امام جماعت را نشنود مستحب است حمد و سوره را بخواند ؛ ولی باید آهسته بخواند و چنانچه از روی اشتباه بلند بخواند اشکال ندارد .

(مسئله 1465) اگر مأموم بعضی از کلمات حمد وسورة امام را بشنود بنا بر احتیاط واجب حمد و سوره را نخواند .

(مسئله 1466) اگر مأموم از روی اشتباه حمد و سوره را بخواند یا خیال کند صدایی را که می شنود صدای امام نیست و بعد بفهمد صدای امام بوده نمازش صحیح است .

(مسئله 1467) بنا بر احتیاط مأموم در رکعت اول و دوم نماز «ظهر و عصر» حمد و سوره را نخواند ؛ و مستحب است به جای آن ذکر بگوید .

(مسئله 1468) اگر مأموم سلام نماز امام را بشنود یا بداند که چه وقت سلام می گوید احتیاط آن است که پیش از امام سلام ندهد ؛ مگر این که عذری داشته باشد . و چنانچه از روی عمد و بدون عذر پیش از امام سلام دهد نمازش خالی از اشکال نیست ؛ ولی اگر از روی اشتباه یا با داشتن عذر پیش از امام سلام دهد نمازش صحیح است و لازم نیست دوباره با امام سلام دهد .

(مسئله 1469) اگر مأموم به جز تکبیره الاحرام و سلام ذکرهای دیگر نماز را پیش از امام بگوید اشکال ندارد ؛ ولی اگر آنها را بشنود یا بداند امام چه وقت می گوید بنا بر احتیاط مستحب پیش از امام نگوید .

(مسئله 1470) مأموم باید غیر از آنچه در نماز خوانده می شود کارهای دیگر
آن را _ مانند رکوع و سجود _ کمی بعد از امام جماعت به جا آورد ؛ و اگر از روی عمد پیش از امام یا دقیقاً همزمان با او و یا با فاصلة طولانی پس از او انجام دهد صحت نمازش محل اشکال است .

(مسئله 1471) کسی که از روی اشتباه جلوتر از امام به رکوع رفته است سه صورت دارد:
1_ چنانچه به گونه ای باشد که اگر برگردد مقداری از قرائت امام را درک می کند ، بنا بر احتیاط واجب برگردد و از امام پیروی کند و پس از اتمام نماز بنا بر احتیاط نمازش را دوباره بخواند ؛ و اگر از روی عمد برنگردد بنا بر احتیاط واجب نمازش را با جماعت تمام کند و دوباره هم بخواند .
2_ چنانچه طوری باشد که اگر برگردد به چیزی از قرائت امام نمی رسد ولی قیام امام را درک می کند ، بنا بر احتیاط سربردارد و با امام به رکوع رود و نماز را تمام کند و دوباره هم بخواند ؛ واگر از روی عمد سر برندارد تا امام برسد صحت نمازش محل اشکال است ؛ ولی اگر از روی اشتباه برنگردد نمازش صحیح است و در هر دو صورت در رکوع اشتباهی نیز ذکر رکوع را به صورت کوتاه بگوید .
3_ چنانچه بداند که اگر برگردد قیام امام را درک نمی کند ، لازم نیست برگردد و نمازش صحیح است .

(مسئله 1472) اگر از روی اشتباه پیش از امام جماعت به سجده رود بنا بر احتیاط سر بردارد و با امام سجده نماید ؛ و بنا بر احتیاط در سجدة اشتباهی نیز ذکر سجده را به صورت کوتاه بگوید و نمازش را دوباره بخواند . ولی اگر از روی اشتباه سر برنداشت نمازش صحیح است .

(مسئله 1473) کسی که از روی اشتباه جلوتر از امام سر از رکوع یا سجده برداشته ، چنانچه امام هنوز در رکوع یا سجده باشد بنا بر احتیاط واجب برگردد و از امام پیروی کند؛ و اضافه شدن یک رکوع یا سجده در چنین موردی نماز را باطل نمی کند . اما اگر پیش از آن که به رکوع برسد امام سر از رکوع بردارد ، بنا بر احتیاط واجب باید نماز را تمام کند و دوباره هم بخواند ؛ همچنین است اگر در هر دو سجدة یک رکعت چنین اتفاق بیافتد .

(مسئله 1474) کسی که جلوتر از امام سر از رکوع یا سجده برداشته ، چنانچه از روی اشتباه یا به خیال این که به رکوع یا سجده امام نمی رسد برنگردد نمازش صحیح است .

(مسئله 1475) اگر امام جماعت در رکعتی که قنوت ندارد از روی اشتباه قنوت بخواند یا در رکعتی که تشهد ندارد اشتباهاً تشهد بخواند ، مأمومین باید به طوری که نمازشان باطل نشود او را به اشتباه خود آگاه نمایند ؛ و اگر توان آگاه کردن او را ندارند نباید قنوت و تشهد را بخوانند ولی نمی توانند پیش از امام به
رکوع روند یا پیش از ایستادن امام بایستند ؛ بلکه باید صبر کنند تا قنوت یا تشهد امام تمام شود و بقیة نماز را با او بخوانند .

(مسئله 1476) اگر مأموم بداند نماز یک صف از صفهای جلو باطل است در صفهای بعد نمی تواند اقتدا کند ؛ ولی اگر شک داشته باشد که نماز آنان صحیح است یا نه ، می تواند اقتدا نماید .

(مسئله 1477) بعد از تکبیره الاحرام امام جماعت چنانچه صفهای جلو آمادة نماز و گفتن تکبیر باشند کسانی که در صفهای بعد ایستاده اند می توانند تکبیر بگویند ؛ ولی احتیاط مستحب آن است که صبر کنند تا تکبیر صفهای جلو تمام شود .

(مسئله 1478) اگر اول نماز یا بین حمد و سوره اقتدا کند و پیش از آن که به رکوع رود امام جماعت سر از رکوع بردارد ، نماز او به طور جماعت صحیح است و باید رکوع کرده و خود را به جماعت برساند .

(مسئله 1479) اگر در حالی که امام جماعت در رکوع است به او اقتدا کند یکی از سه حالت را دارد:
1_ چنانچه به رکوع امام جماعت برسد _ گرچه ذکر امام جماعت تمام شده باشد _ نمازش به جماعت صحیح است و یک رکعت حساب می شود .
2_ اگر در حال خم شدن او امام جماعت از رکوع برخیزد و یا شک کند که به رکوع امام جماعت رسیده یا نه ، جماعتش باطل می شود و بنا بر احتیاط واجب باید رکوع را تمام نماید و به سجده رود و نماز را فرادی تمام کند و دوباره نمازش را بخواند .
3_ اگر پیش از آن که به اندازة رکوع خم شود امام سر از رکوع بردارد ، بنا بر احتیاط بایستد تا امام سجده های خود را به جا آورد و برای رکعت بعد برخیزد و مأموم رکعت بعد امام را رکعت اول خود حساب نماید ؛ ولی اگر رکعت آخر امام بوده یا این که برخاستن امام جماعت به اندازه ای طول می کشد که این شخص از حالت جماعت خارج می شود ، باید قصد فرادی کرده و نمازش را به تنهایی تمام نماید .

(مسئله 1480) کسی که پس از شروع نماز جماعت وارد می شود و اقتدا می کند ، در صورتی که نماز امام و مأموم چهار رکعتی باشد دارای چند حالت است:
1_ اگر مأمومین ساکت ایستاده اند و رکعت اول یا دوم جماعت است ، او هم به نیت نمازی که قصد داشته اقتدا کند و ساکت بایستد ؛ پس اگر امام بعد از خواندن حمد و سوره قنوت نخواند معلوم می شود رکعت اول جماعت بوده ، و او هم بقیة نماز را همراه امام تمام نماید .
2_ اگر امام پس از خواندن حمد وسوره قنوت بخواند رکعت دوم جماعت است ، پس او هم به قصد متابعت قنوت را با امام بخواند و بعد از رکوع و دو سجده
در حال تشهدِ امام بنا بر احتیاط به حالت نیم خیز (زانوها و کف پا را از زمین بلند کرده ، روی انگشتان دست و پا بنشیند) ، و می تواند ذکر تشهد را با امام بخواند و پس از برخاستن حمد و سوره را خوانده و همراه با امام به رکوع رود ؛ و اگر می داند با خواندن حمد و سوره به رکوع سوم امام نمی رسد فقط حمد را بخواند و خود را به رکوع یا سجدة امام برساند _ ولی اگر در سجده به امام برسد احتیاطاً نماز را دوباره بخواند _ و پس از رکوع و دو سجده واجبات تشهد را به جا آورده و برای رکعت سوم همراه امام برخیزد و تسبیحات را سه مرتبه بخواند _ و چنانچه می ترسد به رکوع رکعت چهارم امام نرسد بنا بر احتیاط تسبیحات را سه مرتبه با عجله بخواند و به یک مرتبه اکتفا نکند _ و رکوع و دو سجده را با امام به جا آورده و هنگام تشهد و سلام نمازِ امام بنا بر احتیاط به حالت نیم خیز بنشیند ، و می تواند در آن حال ذکر تشهد را با امام بخواند ولی سلام را نگوید و پس از سلامِ امام برخیزد و نماز خود را ادامه دهد .
3_ اگر امام و مأمومین مشغول خواندن تسبیحات باشند و می داند چنانچه بخواهد اقتدا کند و حمد را بخواند به رکوع امام نمی رسد ، بنا بر احتیاط واجب صبر کند تا هنگامی که امام به رکوع رفت اقتدا کرده و به رکوع رود ، و این رکعت را رکعت اول خود حساب نماید ؛ پس اگر امام بعد از رکوع و دو سجده برخاست معلوم می شود رکعت سوم جماعت بوده ، او هم به قصد رکعت دوم برخیزد و حمد و سوره بخواند و خود را به رکوع امام برساند ؛ و اگر به اندازة کافی وقت ندارد فقط حمد بخواند و سوره و قنوت را ترک نماید و پس از رکوع و دو سجده تشهد را به حال معمول به جا آورده و هنگام سلام نماز امام به حالت نیم خیز بنشیند ، و پس از سلامِ امام برخیزد و نماز خود را به تنهایی ادامه دهد و اگر امام پس از تسبیحات و به جا آوردن رکوع و دو سجده مشغول تشهد شود معلوم می شود رکعت آخر نماز جماعت است ؛ پس باید بنا بر احتیاط به حالت نیم خیز بنشیند ، و می تواند در آن حال ذکر تشهد را با امام بخواند ولی سلام را نگوید و پس از سلام امام برخیزد و بقیة نماز را به تنهایی بخواند .

(مسئله 1481) اگر تعداد رکعات نماز امام با تعداد رکعات نماز مأموم تفاوت داشته باشد _ مثلاً امام نماز چهار رکعتی می خواند و مأموم بخواهد نماز دو رکعتی بخواند _ چنانچه مأموم پس از شروع نماز جماعت وارد شود می تواند اقتدا نماید و نماز خود را همراه با جماعت به جا آورد ؛ ولی باید موارد زیر را رعایت نماید:
1_ وقتی امام مشغول خواندن حمد و سوره است مأموم می تواند اقتدا کند ، و چنانچه امام در رکعت دوم باشد مأموم به قصد متابعت قنوت را با امام بخواند .
2_ وقتی امام در رکعت سوم یا چهارم باشد و تسبیحات می خواند مأموم می تواند اقتدا کند ؛ ولی باید حمد را بخواند و چنانچه بداند اگر اقتدا کند و حمد را بخواند به رکوع امام نمی رسد ، بنا بر احتیاط واجب باید صبر کند تا امام به رکوع
رود آن گاه اقتدا نماید .
3_ پس از آن که مأموم اقتدا کرد ، چنانچه امام مشغول تشهد شود و مأموم در رکعتی باشد که تشهد ندارد بنا بر احتیاط باید به حالت نیم خیز بنشیند ، و می تواند در آن حال ذکر تشهد را با امام بخواند ؛ پس اگر امام برای رکعت بعد برخاست او هم برخیزد و نماز را با جماعت طبق دستوری که گفته شد ادامه دهد ؛ و اگر امام سلام نماز را داد او سلام را نگوید و به حال نیم خیز صبر کند تا نماز امام تمام شود ؛ آن گاه برخاسته و بقیة نماز را تنها به جا آورد .

(مسئله 1482) اگر در رکعت سوم یا چهارم امام اقتدا کند باید حمد و سوره را بخواند ؛ و چنانچه برای سوره وقت ندارد باید حمد را تمام کند و در رکوع یا سجده خود را به امام برساند ؛ ولی اگر در سجده به امام برسد احتیاطاً نماز را دوباره بخواند .

(مسئله 1483) کسی که می داند اگر سوره یا قنوت را بخواند در رکوع به امام نمی رسد باید آن را نخواند ؛ و اگر بخواند محل اشکال است .

(مسئله 1484) کسی که اطمینان دارد اگر سوره را شروع کند یا تمام نماید به رکوع امام می رسد ، احتیاط واجب آن است که سوره را شروع کند یا اگر شروع کرده تمام نماید.

(مسئله 1485) کسی که یقین دارد اگر سوره را بخواند به رکوع امام می رسد ، چنانچه سوره را بخواند و به رکوع نرسد نمازش صحیح است .

(مسئله 1486) اگر امام جماعت ایستاده باشد و مأموم نداند که در کدام رکعت است می تواند اقتدا کند ؛ ولی باید حمد و سوره را به قصد قربت بخواند . و اگر چه بعد بفهمد که امام جماعت در رکعت اول یا دوم بوده نمازش صحیح است .

(مسئله 1487) اگر به خیال این که امام جماعت در رکعت اول یا دوم است حمد و سوره را نخواند و پس از رکوع بفهمد که در رکعت سوم یا چهارم بوده ، نمازش صحیح است و احتیاطاً بعد از نماز دو سجدة سهو به جا آورد ؛ ولی اگر پیش از رکوع بفهمد باید حمد و سوره را بخواند ؛ و اگر وقت ندارد فقط حمد را بخواند و در رکوع یا سجده خود را به امام برساند ؛ هر چند در صورتی که در سجده به امام برسد احتیاطاً نمازش را دوباره بخواند .

(مسئله 1488) اگر به خیال این که امام جماعت در رکعت سوم یا چهارم است حمد و سوره یا مقداری از آن را بخواند و پیش از رکوع یا بعد از آن بفهمد که در رکعت اول با دوم بوده نمازش صحیح است .

(مسئله 1489) اگر هنگامی که امام جماعت مشغول خواندن تشهد آخر نماز است وارد شود و بخواهد به ثواب جماعت برسد ، پس از نیت و گفتن تکبیره الاحرام به حال نیم خیز بنشیند و تشهد را به قصد ذکر مطلق (بدون قصد وجوب یا
استحباب؛ بلکه به قصد ذکری که در نماز دستور داده اند) با امام بخواند ولی سلام را نگوید و صبر کند تا امام سلام نماز را بدهد ؛ سپس بایستد و بدون آن که دوباره نیت کند و تکبیر بگوید ، حمد و سوره را بخواند و آن را رکعت اول خود حساب نماید .

نیت فرادی در جماعت

(مسئله 1490) نیت فرادی در نماز جماعت محل اشکال است ؛ مخصوصاً اگر از اول نماز چنین قصدی داشته باشد . ولی انسان در حال ضرورت و عذر می تواند نیت فرادی کرده و از امام جماعت جلو بیافتد و نماز خود را به تنهایی تمام نماید .

(مسئله 1491) اگر در بین نماز جماعت به واسطة عذری قصد فرادی نماید نباید دوباره نیت جماعت کند ؛ بلکه اگر مردد شود که فرادی کند یا نه و بعد بلافاصله تصمیم بگیرد نماز را با جماعت تمام نماید ، باقی ماندن او به جماعت محل اشکال است ولی نمازش صحیح است .

(مسئله 1492) اگر شک کند نیت فرادی کرده یا نه و خود را در حال جماعت می یابد ، بنا بگذارد که نیت فرادی نکرده است .

(مسئله 1493) اگر مأموم به واسطة عذری در بین حمد و سورة امام جماعت نیت فرادی نماید بنا بر احتیاط واجب حمد و سوره را از اول بخواند ؛ بلکه اگر پس از حمد و سورة امام جماعت و پیش از رکوع نیز نیت فرادی نماید بنا بر احتیاط حمد و سوره را به قصد قربت مطلقه بخواند .

(مسئله 1494) اگر بعد از شروع به نماز بین مأموم و امام جماعت ، یا بین مأموم و کسی که مأموم به واسطة او به امام جماعت متصل است پرده یا چیز دیگری حائل گردد یا بیشتر از یک گام معمولی فاصله شود ، بنا بر احتیاط قصد فرادی نماید و نمازش صحیح است .

(مسئله 1495) اگر نماز همة کسانی که در صف جلو هستند تمام شود یا همه نیت فرادی نمایند ، چنانچه فاصله به اندازة یک گام نباشد نماز صف بعد به طور جماعت صحیح است ؛ و چنانچه بیشتر از این مقدار باشد بنا بر احتیاط کسانی که در صف بعد هستند قصد فرادی کنند و نمازشان صحیح است .

(مسئله 1496) اگر نماز امام تمام شود و مأموم مشغول تشهد یا سلام اول باشد ، لازم نیست نیت فرادی نماید .

(مسئله 1497) اگر هنگام برپایی نماز جماعت کسی به صورت فرادی نماز بخواند و این عمل او موجب خدشه وارد آمدن به جماعت با تفسیق امام جماعت باشد صحت نمازش محل اشکال است .

شرایط امام جماعت

(مسئله 1498) امام جماعت باید:
1_ عاقل
2_ عادل
3_ دوازده امامی
3_ حلال زاده
5_ و بنا بر احتیاط واجب بالغ باشد .
6_ حد شرعی _ از روی استحقاق _ دربارة او اجرا نشده باشد .
7_ قرائتش صحیح باشد ، در خواندن حمد وسوره و دیگر ذکرهای نماز و نیز در به جا آوردن افعال نماز غلط و ایرادی نداشته باشد ؛ و اگر مأمومین مرد یا مرد و زن هستند امام جماعت نیز باید مرد باشد .

(مسئله 1499) امامت زن برای زن هر چند خالی از اشکال نیست ، ولی بنا بر اقوی جایز است ؛ گرچه در غیر از نماز میت کراهت دارد .

(مسئله 1500) اقتدا کردن بچة ممیز که خوب و بد را می فهمد به بچة ممیز دیگر خالی از اشکال نیست ؛ مگر اینکه به امید ثواب یا برای تمرین باشد .

(مسئله 1501) پشت سر کسی که عدالتش مشکوک باشد نمی توان نماز خواند ، بلکه باید عدالت او محرز شود . عدالت عبارت از بودن انسان در صراط مستقیم دین و پایبندی شدید انسان به احکام دین است که موجب اجتناب از گناهان کبیره باشد .

(مسئله 1502) گناهان کبیره گناهانی است که خداوند متعال برای آنها وعده آتش داده است ، آنها بسیار هستند که در لسان کتاب و سنت در مورد خودش بیان شده است .

(مسئله 1503) کسی که در اثر ضعف دیانت ، مکرر به گناه می افتد اگر چه فوراً نادم شود و توبه کند عدل بودن او مورد تأمل است .

(مسئله 1504) عدالت امام جماعت از دو راه ثابت می شود:
1_ شهادت دو مرد عادل ؛ به شرط آن که دو یا حتی یک مرد عادل دیگر که گفته او موجب وثوق است خلاف آنها شهادت ندهند .
2_ اطمینان انسان به عدالت او؛ خواه از راه معاشرت با او حاصل شود ، یا از شهادت یک مرد عادل ، یا اقتدا کردن دو مرد عادل یا عده ای از مردم مؤمن به او و یا تأیید عدالت او توسط جماعتی از مردم .

(مسئله 1505) اگر شک کند امام جماعتی را که عادل می دانسته از عدالت بیرون رفته یا نه ، می تواند به او اقتدا نماید .

(مسئله 1506) اگر مأموم پس از نماز بفهمد که امام عادل نبوده و یا واجد شرایط یاد شده نبوده یا به جهتی نمازش باطل بوده _ مثلاً بدون وضو نماز خوانده
است _ نمازش صحیح است .

(مسئله 1507) هرگاه بداند نماز امام باطل است _ اگر چه خود امام متوجه نباشد _ نمی تواند به او اقتدا کند .

(مسئله 1508) اگر مأموم در صحت قرائت امام جماعت شک کند ، در صورتی که شک او به گونه ای باشد که بتواند حمل بر صحت نماید می تواند اقتدا کند .

(مسئله 1509) اگر امام جماعت پس از نماز یا در بین آن بفهمد که نمازش باطل بوده لازم نیست به مأمومین اطلاع دهد و نماز مأمومین صحیح است ؛ ولی اگر در بین نماز متوجه شود ، ادامه صورت نماز توسط امام جماعت محل اشکال است .

(مسئله 1510) کسی که ایستاده نماز می خواند بنا بر احتیاط نمی تواند به کسی که نشسته یا خوابیده نماز می خواند اقتدا نماید ؛ و کسی هم که نشسته نماز می خواند بنا بر احتیاط نمی تواند به کسی که خوابیده نماز می خواند اقتدا کند . ولی کسی که نشسته نماز می خواند می تواند به فرد دیگری که او هم نشسته نماز می خواند اقتدا نماید .

(مسئله 1511) اگر امام جماعت به واسطة عذری با تیمم و وضوی جبیره ای نماز بخواند می توان به او اقتدا کرد ؛ ولی اگر به واسطة عذر با لباس نجس نماز بخواند ، یا نتواند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع خود جلوگیری کند یا دارای یکی از عذرهای دیگر باشد بنا بر احتیاط واجب نمی توان به او اقتدا نمود .

(مسئله 1512) بنا بر احتیاط کسانی که حد شرعی خورده اند و کسانی که بیماری خوره یا پیسی نمایان دارند نباید امام جماعت شوند .

مستحبات نماز جماعت

(مسئله 1513) بنا بر احتیاط اگر مأموم یک مرد باشد طرف راست امام جماعت بایستد ؛ و اگر یک زن باشد در طرف راست امام به گونه ای بایستد که جای سجده اش مساوی زانو یا قدم امام باشد و یا این که پشت سر امام بایستد ؛ و چنانچه مأمومین یک مرد و یک زن یا یک مرد و چند زن باشند ، مرد در طرف راست امام و بقیه پشت سر امام بایستند و اگر چند مرد یا چند زن باشند پشت سر امام بایستند ؛ و اگر چند مرد و چند زن باشند ، مردها پشت سر امام و زنها پشت سر مردها بایستند .

(مسئله 1514) اگر امام و مأموم هر دو زن باشند احتیاط آن است که امام کمی جلوتر بایستد .

(مسئله 1515) مستحب است امام در وسط صف بایستد و اهل علم و کمال و تقوا در صف اول بایستند .

(مسئله 1516) مستحب است صفهای جماعت منظم بوده و بین کسانی که در یک صف ایستاده اند فاصله نباشد و شانه های آنان در ردیف یکدیگر باشد .

(مسئله 1517) مستحب است پس از گفتن «قَدْ قامَتِ الصَّلاة» مأمومین برخیزند .

(مسئله 1518) مستحب است امام جماعت حال مأمومی را که از همه ضعیف تر است رعایت نماید و عجله نکند تا افراد ضعیف به او برسند ؛ همچنین قنوت و رکوع و سجود را طول ندهد ، مگر این که بداند همة مأمومین به این امر تمایل دارند .

(مسئله 1519) مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذکرهایی که بلند می خواند صدای خود را به قدری بلند کند که مأمومین بشنوند ؛ ولی باید بیش از اندازة متعارف صدا را بلند ننماید .

(مسئله 1520) اگر امام جماعت هنگام رکوع متوجه شود فردی تازه رسیده و می خواهد اقتدا نماید مستحب است رکوع را دو برابر همیشه طول بدهد و سپس برخیزد ؛ هر چند فرد دیگری هم برای اقتدا وارد شده باشد .

مکروهات

(مسئله 1521) اگر در صفهای جماعت جا باشد مکروه است نمازگزار تنها بایستد .

(مسئله 1522) مکروه است مأموم ذکرهای نماز را به گونه ای بگوید که امام بشنود .

(مسئله 1523) مسافری که نماز «ظهر و عصر و عشاء» را دو رکعتی می خواند مکروه است در این نمازها _ با وجود مسافر _ به کسی که مسافر نیست اقتدا کند ؛ همچنین کسی که مسافر نیست مکروه است در این نمازها _ با وجود غیر مسافر _ به مسافر اقتدا نماید ؛ پس بهتر است مسافر به مسافر ، و حاضر به حاضر اقتدا نماید .

(مسئله 1524) مراد از کراهت در عبادات به معنای اقل الثواب می باشد نه به معنای وجود مفسده ، بدین معنا که آن عبادت یا آن عمل مکروه انجام آن ثواب کمتر دارد نسبت به عمل غیر مکروه .

احکام نماز جمعه

(مسئله 1525) یکی از نمازهای واجب یومیه «نماز جمعه» است که در روزهای جمعه با وجود شرایط آن به جای نماز ظهر خوانده می شود ؛ در قرآن کریم و احادیث شریف در مورد نماز جمعه سفارش بسیار شده است .

(مسئله 1526) اگر فراهم کردن شرایط نماز جمعه در زمان غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه ممکن باشد برپا کردن آن واجب تخییری می باشد ؛ انسان مخیر است در روز
جمعه نماز ظهر را بخواند یا نماز جمعه را ؛ احوط جمع است یعنی هم نماز جمعه را بخواند و هم نماز ظهر را بخواند .

(مسئله 1527) حاضر شدن به نماز جمعه بر کودکان ، دیوانگان ، پیران سالخورده ، بیماران ، نابینایان ، مسافران ، زنان ،کسانی که بیش از دو فرسخ از محل برگزاری نماز جمعه فاصله دارند ، کسانی که حضور آنان در نماز جمعه مایة آشفتگی نظم اجتماعی می شود و یا
دشواری و سختی به همراه دارد و نیز هنگام باریدن باران یا برف واجب نیست ؛ هر چند حاضر شدن آنان موجب بطلان نمازشان نیست و به جای نماز ظهر محسوب می گردد .

(مسئله 1528) نماز جمعه قضا ندارد و چنانچه کسی آن را ترک کند باید به جای آن نماز ظهر را به جا آورد ؛ و اگر وقت نماز ظهر هم گذشته است باید نماز ظهر را قضا نماید .

کیفیت نماز جمعه

(مسئله 1529) نماز جمعه همانند نماز صبح دو رکعت است ؛ با این تفاوت که مستحب مؤکّد است در رکعت اول آن پس از حمد «سورة جمعه» و در رکعت دوم پس از حمد «سورة منافقین» خوانده شود ؛ و نیز در رکعت اول پیش از رفتن به رکوع یک قنوت ، و در رکعت دوم پس از رکوع یک قنوت بخوانند . همچنین واجب است پیش از شروع در نماز به تفصیلی که در مسائل آینده خواهد آمد دو خطبه خوانده شود .

(مسئله 1530) نمازگزار در نماز جمعه باید توجه داشته باشد که در رکعت دوم پس از قنوت به رکوع نرود ؛ و اگر رفت نماز باطل می شود .

(مسئله 1531) شک در تعداد رکعات نماز جمعه _ همانند نماز صبح _ موجب بطلان نماز می گردد . همچنین نماز جمعه در سایر احکام حکم نماز دو رکعتی را دارد .

(مسئله 1532) بنا بر احتیاط امام جمعه حمد و سورة نماز جمعه را بلند بخواند .

وقت نماز جمعه

(مسئله 1533) بنا بر احتیاط باید اول ظهر شرعی بلافاصله اذان و سپس خطبه های جمعه شروع شود ؛ و خواندن خطبه پیش از ظهر خلاف احتیاط است ؛ مگر این که امام جمعه پس از داخل شدن وقت ، مقدار واجب خطبه را تکرار کند .

(مسئله 1534) بنا بر احتیاط واجب باید تا زمانی که سایة شاخص به اندازة دو هفتم آن شود (حدود یک ساعت بعد از ظهر شرعی) نماز جمعه تمام شده باشد ؛ و اگر تا این زمان به اتمام نرسیده باشد نماز ظهر را هم بخوانند .

(مسئله 1535) اگر شک کنند که وقت جمعه هنوز باقی است یا نه ، نماز جمعه صحیح است .

(مسئله 1536) اگر در وسط نماز جمعه وقت آن بگذرد ، چنانچه یک رکعت آن در وقت واقع شده باشد صحیح است ؛ وگرنه بنا بر احتیاط نماز جمعه را تمام کرده و نماز ظهر را هم بخوانند .

شرایط برگزاری نماز جمعه

(مسئله 1537) در نماز جمعه علاوه بر شرایط عمومی که برای صحت نماز گفته شده است چهار شرط دیگر هم وجود دارد:
1_ نماز جمعه باید حتما به جماعت خوانده شود .
2_ حداقل تعداد نمازگزاران با امام جمعه باید هفت نفر مرد بالغ و عاقل و بنا بر احتیاط واجب غیر مسافر باشند ؛ و اگر مجموع امام و مأموم پنج نفر هم باشند نماز صحیح است .
3_ امام جمعه به تفصیلی که خواهد آمد پیش از نماز دو خطبه بخواند .
4_ بین دو محلی که نماز جمعه برپا می شود حداقل یک فرسخ شرعی (حدود پنج هزار و هفتصد و پنجاه متر) فاصله باشد .

(مسئله 1538) هنگامی که نماز جمعه با شرایط لازم برپا شود ، کسی که هنگام خواندن خطبه ها _ هر چند از روی عمد _ حضور نداشته می تواند در نماز شرکت کند ؛ بلکه کسی هم که به رکوع رکعت دوم رسیده می تواند اقتدا نماید و پس از سلام امام رکعت دوم را خودش بخواند ، و در این صورت نماز جمعة او صحیح است .

خطبه های نماز جمعه

(مسئله 1539) هر یک از دو خطبة نماز جمعه بنا بر احتیاط واجب باید مشتمل بر حمد و ثنای خدا ، صلوات بر پیامبر و آل پیامبر صلی الله علیه و آله ، دعوت مردم به تقوا و پرهیزکاری و نیز یک سورة کامل باشد ؛ و بنا بر احتیاط باید خطبة دوم مشتمل بر صلوات بر ائمة معصومین علیه السلام همراه با نام آنان و طلب آمرزش برای مؤمنان باشد .

(مسئله 1540) حمد و ثنای خدا و صلوات بر پیامبر و آل پیامبر صلی الله علیه و آله بنا بر احتیاط باید به عربی گفته شود ؛ ولی دعوت به تقوا و موعظه و تذکرات و بیان مسائل سیاسی و اجتماعی به زبان حاضرین مانعی ندارد ؛ و اگر مستمعین اهل زبانهای مختلف باشند ، خوب است امام جمعه به اندازة قدرت با همة آن زبانها صحبت نماید .

(مسئله 1541) بنا بر احتیاط در حمد و ثنای خداوند و صلوات بر پیامبر و آل پیامبر صلی الله علیه و آله و دعوت مردم به تقوا و خواندن یک سورة کامل در دو خطبه ترتیب مراعات گردد .

(مسئله 1542) خطبه های جمعه را باید شخص امام جمعه در حال ایستاده و با صدای رسا بخواند ؛ و شایسته است به گونه ای بلند خوانده شود که همة حاضرین بشنوند و یا به وسیلة بلندگو صدا به همه منتقل شود . همچنین واجب است میان دو خطبه _ گرچه با اندکی نشستن _ فاصله شود .

(مسئله 1543) بنا بر احتیاط واجب امام جمعه در حال خطبه باید با وضو باشد .

(مسئله 1544) مستحب است امام جمعه در حال خطبه عمامه بر سر نهاده و به عصا یا اسلحه تکیه نماید و هنگام اذان روی منبر بنشیند و پیش از شروع خطبه ها به حاضرین سلام کند ، و بر مستمعین واجب کفایی است که جواب سلام امام را بدهند .

(مسئله 1545) بنا بر احتیاط واجب حاضرین باید به خطبه ها گوش داده و سکوت را رعایت نمایند و از خواندن نمازهای نافله بپرهیزند ؛ همچنین بنا بر احتیاط به طرف خطیب نشسته و مثل حال نماز باشند و به راست و چپ و پشت سر نگاه نکنند و جابجا نشوند . ولی پس از پایان خطبه ها صحبت کردن و جابجا شدن و نگاه به چپ و راست مانعی ندارد .

(مسئله 1546) اگر مأمومین اموری را که در مسئله قبل گفته شد رعایت نکنند خلاف احتیاط عمل کرده اند ، ولی نماز جمعة آنان صحیح است .

(مسئله 1547) شعارها و تکبیرهایی که در وسط خطبه ها گفته می شود هرچند خلاف احتیاط است ولی به صحت نماز ضرری نمی رساند .

شرایط امام جمعه

(مسئله 1548) امام جمعه باید عاقل ، بالغ ، مرد ، مؤمن ، حلال زاده و عادل باشد و توانایی خواندن خطبه ها را در حال ایستاده داشته باشد و بنا بر احتیاط واجب بیماری خوره یا پیسی نمایان نداشته و نیز حد شرعی نخورده باشد . همچنین بنا بر احتیاط واجب باید امام جمعه از طرف مجتهد واجد شرایط حاکمیت منصوب باشد . و اگر چند مجتهد واجد شرایط باشند ، از طرف مجتهدی که واجد شرایط و متصدی اداره شئون اجتماعی و سیاسی مسلمین است نصب شده باشد و اگر ادارة این شئون در اختیار مجتهد واجد شرایط نیست ، امام جمعه بنا بر احتیاط واجب باید مجتهد لایق این مقام و یا از طرف چنین مجتهدی منصوب باشد ؛ و اگر امام جمعه واجد شرایط نباشد حضور در آن جمعه واجب نبوده و نماز صحیح نیست .

(مسئله 1549) شایسته است امام جمعه مردی مخلص ، مهذّب ، شجاع ، صریح ، قاطع ، باوقار ، سخنگو ، دارای فصاحت و بلاغت ، آشنا به اوضاع جهان اسلام و آگاه به مصالح اسلام و مسلمانان باشد ، و در خطبه ها به مسائل اجتماعی ، سیاسی ، مصالح مسلمانان و نیازهای مادی و معنوی آنان بپردازد ؛ و بکوشد به وسیلة خطبه ها به آگاهی و رشد معنوی و سیاسی مردم بیفزاید .

نماز عید فطر و قربان

(مسئله 1550) نماز عید فطر و قربان در زمان حضور و اقتدار حکومت امام معصوم علیه السلام واجب است و باید به جماعت خوانده شود ؛ و در زمان غیبت مستحب است .

(مسئله 1551) افرادی که طبق مسئله 1527 واجب نبود به نماز جمعه حاضر شوند ، بالفرض وجوب نماز عید حضور در نماز عید بر آنان واجب نمی باشد .

شرایط نماز عید فطر و قربان

(مسئله 1552) در نماز عید واجب نیز _ مانند نماز جمعه _ علاوه بر شرایط عمومی نماز چهار چیز واجب است:
1_ به جماعت خوانده شود .
2_ حداقل تعداد نمازگزاران به همراه امام هفت نفر مرد بالغ و عاقل و بنا بر احتیاط غیر مسافر باشند .
3_ امام بعد از نماز عید باید دو خطبه بخواند .
4_ بنا بر احتیاط واجب بین دو محلی که نماز عید برپا می شود حداقل یک فرسخ شرعی (حدود 5750 متر) فاصله باشد .

(مسئله 1553) خطبه های نماز عید همانند خطبه های نماز جمعه است ؛ با این تفاوت که دو خطبة نماز عید فطر و قربان باید بعد از نماز خوانده شود .

(مسئله 1554) خوب است در خطبه نماز عید فطر احکام زکات فطره ، و در خطبه نماز عید قربان احکام قربانی را بگویند .

(مسئله 1555) شرایطی که مطابق مسئله 1548 در امام جمعه معتبر بود در امام نماز عید واجب نیز معتبر است .

(مسئله 1556) اگر نماز عید واجب با شرایطش برگزار نشد یا افرادی به خاطر داشتن عذر نتوانستند در آن شرکت کنند ، مستحب است اشخاص خودشان نماز عید را به تنهایی بخوانند ؛ بلکه بنا بر اقوی به جماعت نیز می توانند به جا آورند ؛ و در این صورت فاصله شدن یک فرسخ میان دو محلی که نماز عید خوانده می شود و نیز خواندن خطبه لازم نیست هر چند خواندن خطبه در جماعت به امید ثواب مانعی ندارد . و بنا بر احتیاط در جماعت حداقل هفت نفر مرد بالغ عاقل وجود داشته باشند ؛ ولی اگر نباشند خواندن آن به قصد رجاء و امیدواری مانعی ندارد .

احکام نماز عید فطر و قربان

(مسئله 1557) نماز عید فطر و قربان دو رکعت است که در رکعت اول پس از تکبیره الاحرام و حمد و سوره باید بنا بر احتیاط واجب پنج تکبیر بگویند و پس از هر تکبیر یک قنوت بخوانند و پس از قنوت پنجم تکبیر دیگری گفته و به رکوع روند و دو سجده را به جا آورده و برخیزند ؛ و در رکعت دوم پس از حمد و سوره چهار تکبیر گفته و پس از هر تکبیر یک قنوت بخوانند و تکبیر پنجم را بگویند و به رکوع روند و دو سجده و تشهد را به جا آورده و نماز را پایان دهند .

(مسئله 1558) نماز عید سورة مخصوصی ندارد ؛ ولی بهتر است در رکعت اول سورة اعلی «سورة 87» و در رکعت دوم سورة شمس «سورة 91» را بخوانند ؛ یا در رکعت اول سوره شمس و در رکعت دوم سورة غاشیه «سورة 88» را بخوانند .

(مسئله 1559) در قنوت نماز عید فطر و قربان هر دعا و ذکری خوانده شود
کافی است ؛ ولی بهتر است این دعا را به امید ثواب بخوانند:
«أللّهمَّ أهْلَ الْکِبْرِیاءِ وَ الْعَظَمَةِ وَ أهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ أهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ أهْلَ التَّقْوَی وَ الْمَغْفِرَةِ، أسْألُکَ بِحَقِّ هَذَا الْیَوْمِ الَّذِی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمِینَ عِیداً وَ لِمُحَمَّد صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ کِرَامَةً وَ مَزِیداً أنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ أنْ تُدْخِلَنِی فِی کُلِّ خَیْرٍ أدْخَلْتَ فِیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد وَ أنْ تُخْرِجَنِی مِنْ کُلِّ سُوء أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمّد صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِم؛ أللَّهُمَّ إنِّی أسْألُکَ خَیْرَ مَا سَألَکَ بِهِ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ وَ أعُوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعَاذَ مِنْهُ عِبَادُکَ الْمُخْلصُون» .

(مسئله 1560) مستحب است در حالی که عمامة سفید بر سر نهاده پیاده و با پای برهنه و با وقار به نماز عید بروند و نماز عید را در صحرا بخوانند ؛ ولی در مکه مستحب است نماز عید در مسجدالحرام خوانده شود .

(مسئله 1561) خواندن نماز عید در زیر سقف کراهت دارد .

(مسئله 1562) مستحب است در روز عید فطر قبل از نماز عید به خرما افطار کنند ؛ و در روز عید قربان پس از نماز قدری از گوشت قربانی بخورند .

(مسئله 1563) مستحب است پیش از نماز عید غسل کنند و دعاهایی که در کتابهای دعا نوشته شده به امید ثواب بخوانند .

(مسئله 1564) نماز عید اذان و اقامه ندارد ؛ بلکه مستحب است در صورتی که به جماعت می خوانند پیش از نماز سه بار «ألصّلاة» بگویند .

(مسئله 1565) مستحب است در نماز عید بر زمین سجده کنند و در حال گفتن تکبیرها دستها را بلند نمایند ؛ و کسی که نماز عید می خواند _ چنانچه امام جماعت است یا به تنهایی نماز می خواند _ نماز را بلند بخواند .

(مسئله 1566) پس از نماز مغرب و عشای شب عید فطر ، و بعد از نماز صبح و ظهر و عصر روز عید فطر و نیز پس از نماز عید فطر مستحب است بگویند:
« أللهُ أکْبَر ، أللهُ أکْبَر ، لاإلهَ إلَّا اللهُ وَ اللهُ أکْبَر، الله أکْبَرُ و للهِ الْحَمدُ ، ألله أکْبَرعَلَی مَا هَدَانا» .

(مسئله 1567) مستحب است انسان در عید قربان پس از ده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید (دهم ذی حجه) و آخر آنها نماز صبح روز دوازدهم است ، تکبیرهایی را که در مسئله پیش گفته شد بگوید و پس از آن ادامه دهد: «أللهُ أکْبَرُ عَلَی مَارَزَقْنا مِن بَهِیمَةِ الْأنْعَامِ وَالْحَمْدُ للهِ عَلَی مَا أبْلَانَا» . ولی اگر عید قربان را در منی باشد ، مستحب است پس از پانزده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید و آخر آنها نماز
صبح روز سیزدهم است این تکبیرها را بگوید .

(مسئله 1568) مأموم باید در نماز عید _ همچون نمازهای دیگر _ به جز حمد و سوره ذکرهای دیگر نماز را خودش بگوید .

(مسئله 1569) اگر مأموم موقعی برسد که امام مقداری از تکبیرها و قنوتها را گفته باشد ، بعد از آن که امام به رکوع رفت باید آنچه از تکبیرها و قنوتها را که با امام نگفته خودش بگوید و سپس خود را به امام برساند ؛ و چنانچه در هر قنوت یک «سُبْحانَ اللّه» یا یک «ألْحَمْدُ لِلّه» بگوید کافی است .

(مسئله 1570) اگر مأموم امام جماعت را در رکوع رکعت اول نماز عید درک کند اقتدا نماید ، و هر اندازه از تکبیرات را با قنوت مختصر که می تواند به جا آورد و خود را به رکوع امام برساند ؛ و اگر در رکعت دوم برسد اقتدا نماید و پس از چهار قنوت امام ، قنوت پنجم و تکبیر آن را خودش بخواند و پس از سلام امام برخیزد و رکعت دوم را خودش به جا آورد .

(مسئله 1571) اگر نمازگزار در شمارة تکبیرها یا قنوتهای نماز عید شک کند ، چنانچه از محل آن گذشته باشد به شک خود اعتنا نکند ؛ و اگر از محل آن نگذشته باشد بنا را بر کمتر بگذارد ؛ و در صورتی که بعد معلوم شود گفته بوده اشکال ندارد .

(مسئله 1572) اگر قرائت یا تکبیرها و یا قنوتهای نماز عید را فراموش کند و به جا نیاورد نمازش صحیح است ؛ ولی اگر رکوع یا دو سجده یا تکبیره الاحرام را فراموش نماید نمازش باطل می شود .

(مسئله 1573) اگر در نماز عید یک سجده یا تشهد را فراموش کند احتیاط آن است که پس از نماز آن را به جا آورد ؛ و اگر کاری کند که برای آن در نمازهای یومیه سجدة سهو لازم است بنا بر احتیاط بعد از نماز دو سجدة سهو به جا آورد .

(مسئله 1574) وقت نماز عید فطر و قربان از اول آفتاب روز عید است تا ظهر آن روز و بهتر است نماز عید قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند ؛ و در عید فطر مستحب است پس از بلند شدن آفتاب افطار کنند و زکات فطره را هم بدهند ، بعد نماز عید را بخوانند .

(مسئله 1575) اگر نماز عید در وقت خود خوانده نشود قضا ندارد ؛ ولی اگر ماه تا ظهر روز عید فطر ثابت نشود ، برحسب اخبار وارده اقامة نماز عید در صبح روز بعد مانعی ندارد ؛ ولی خوب است این عمل به قصد رجاء و امید ثواب انجام شود .

نماز آیات

(مسئله 1576) نماز آیات بر هر مکلفی واجب است ، مگر زنی در حال حیض یا نفاس باشد ، که بر آنها نه اداءً و نه قضاءً واجب است .

(مسئله 1577) «نماز آیات» یکی از نمازهای واجب است که به واسطه چهار چیز واجب می شود:
1و2_ هنگام گرفتن خورشید «کسوف» یا ماه «خسوف» ؛ گرچه اندکی از آنها گرفته شود و کسی هم نترسد .
3_ پس از زلزله به هر اندازه که باشد ؛ گرچه کسی هم نترسد .
4_ پس از رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند آن در صورتی که بیشتر مردم بترسند ؛ بلکه بنا بر احتیاط در همة حوادث آسمانی یا زمینی مهم که خارج از متعارف باشد هر چند بیشتر مردم نترسند .

(مسئله 1578) هرگاه دو یا چند مورد از موارد وجوب نماز آیات اتفاق بیفتد _ مثل اینکه خورشید بگیرد و زلزله هم بشود _ باید برای هر کدام یک نماز آیات بخواند .

(مسئله 1579) کسی که چند نماز آیات بر او واجب شده است اگر همة آنها برای یک چیز واجب شده باشد _ مثلاً سه مرتبه خورشید گرفته و نماز آنها را نخوانده است _ موقعی که قضای آنها را می خواند لازم نیست معین کند که برای کدام دفعه می باشد ؛ بلکه اگر سه نماز آیات قضا به جا آورد کافی است . بلکه اگر برای چند چیز مانند خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی و زلزله یا مثلا برای دو مورد از اینها نمازهایی واجب شده باشد ، کافی است به مقدار آنچه واجب شده به قصد ما فی الذمه به جا آورد .

(مسئله 1580) چیزهایی که نماز آیات برای آنها واجب است در هر محلی اتفاق بیفتد فقط مردم همان محل باید نماز آیات بخوانند و بر مردم جاهای دیگر واجب نیست ؛ و مردم توابع و حومة محلی که در آنجا گرفتگی خورشید یا ماه و یا زلزله اتفاق افتاده است ، اگر گرفتگی خورشید یا ماه را رؤیت کردند یا زلزله را احساس نمودند ، باید نماز آیات را بخوانند و در غیر این صورت واجب نیست .

(مسئله 1581) هرگاه انسان به یکی از موارد وجوب نماز آیات یقین یا اطمینان نماید _ به عنوان مثال از گفتة کسانی که از راههای علمی زمان گرفتن خورشید یا ماه را تعیین می کنند اطمینان پیدا کند _ یا دو مرد عادل به وقوع آن خبر دهند ، باید نماز آیات را بخواند و اگر یک مرد عادل نیز خبر دهد بنا بر احتیاط واجب نماز آیات را به جا آورد .

(مسئله 1582) هرگاه شماری از مردم یا دو نفر که عدالت آنها معلوم نیست بگویند خورشید یا ماه گرفته است ، چنانچه از گفتة آنان یقین پیدا نشود و نماز آیات را نخواند ولی بعد معلوم شود راست گفته اند، در صورتی که تمام خورشید یا ماه گرفته باشد باید نماز آیات را بخواند ؛ بلکه اگر مقداری از آن هم گرفته باشد احتیاط واجب آن است که نماز آیات را به جا آورد .

وقت نماز آیات

(مسئله 1583) از هنگامی که خورشید یا ماه شروع به گرفتن می کند تا هنگامی که هنوز همة آن باز نشده است انسان می تواند نماز آیات را بخواند ؛ ولی
بنا بر احتیاط مستحب به قدری تأخیر نیندازد که شروع به باز شدن نماید .

(مسئله 1584) اگر پس از شروع به باز شدن خورشید یا ماه به نماز بایستد بنا بر احتیاط مستحب نیت ادا یا قضا نکند ؛ بلکه به نیت آنچه بر عهدة او واجب شده (ما فی الذمه) نماز بخواند . و اگر پس از باز شدن تمام ماه یا خورشید بخواهد نماز را بخواند باید به قصد قضا به جا آورد .

(مسئله 1585) در صورتی که تمام ماه یا خورشید گرفته بوده و از روی عمد نماز آیات را نخوانده باشد بنا بر احتیاط واجب اول غسل کند و بعد قضای نماز را به جا آورد .

(مسئله 1586) اگر مدت گرفتن خورشید یا ماه بیشتر از خواندن یک رکعت باشد و انسان نماز آیات را نخواند ، تا هنگامی که به اندازة خواندن یک رکعت به آخر آن وقت مانده باید نیت ادا کند ؛ بلکه اگر مدت گرفتن آنها به اندازة خواندن یک رکعت یا کمتر هم باشد بنا بر احتیاط واجب باید نماز آیات را به نیت ادا بخواند .

(مسئله 1587) اگر پس از باز شدن خورشید یا ماه بفهمد تمام آن گرفته بوده ، باید قضای نماز آیات را بخواند ؛ ولی اگر بفهمد مقداری از آن گرفته بوده قضا بر او واجب نیست .

(مسئله 1588) غیر از گرفتن ماه و خورشید _ که احکام آن گفته شد _ اگر زلزله یا سایر حوادث اتفاق افتد انسان باید بلافاصله نماز آیات را به جا آورد ؛ و اگر نخواند معصیت کرده و تا پایان عمر بر او واجب است ؛ و هنگام خواندن _ هر چند وقت گذشته باشد _ باید نیت ادا نماید .

(مسئله 1589) اگر بفهمد نماز آیاتی که خوانده باطل بوده باید دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید .

(مسئله 1590) اگر زن در حال حیض یا نفاس باشد و خورشید یا ماه بگیرد و تا آخر مدتی که خورشید یا ماه باز می شود در حال حیض یا نفاس بماند ، نماز آیات در آن حالت بر او واجب نیست ؛ ولی بنا بر احتیاط واجب باید قضا نماید . همچنین اگر زلزله یا سایر حوادث پدید آید بنا بر احتیاط واجب پس از پاک شدن نماز آیات را به نیت ادا به جا آورد.

(مسئله 1591) کسی که هنگام گرفتن خورشید یا ماه جنب است ، اگر وقت دارد و متمکن از غسل کردن باشد باید فورا غسل نماید و نماز آیات را بخواند ؛ و اگر نمی تواند غسل کند یا وقت آن را ندارد باید با تیمم نماز آیات را به جا آورد .

(مسئله 1592) اگر در وقت نماز یومیه نماز آیات نیز بر انسان واجب شود پنج حالت دارد:
1_ اگر برای هر دو نماز وقت کافی وجود دارد ، هر کدام را شروع کند اشکال ندارد ؛ هر چند احتیاط مستحب آن است که نماز یومیه را مقدم بدارد
2_ اگر وقت یکی از آنها تنگ و وقت دیگری وسیع باشد ، باید نمازی را که وقت آن تنگ است اول بخواند .
3_ اگر در وسط نماز یومیه که وقت آن وسعت دارد بفهمد نماز آیات بر او واجب شده و وقت آن تنگ است ، باید نماز یومیه را رها کرده و نماز آیات را شروع نماید ؛ و چنانچه وقت نماز یومیه هم تنگ باشد ، باید آن را تمام کرده و بعد نماز آیات را بخواند .
4_ اگر وقت نماز یومیه و نماز آیات _ هر دو _ تنگ باشد ، باید نماز یومیه را مقدم دارد .
5_ در صورتی که نماز آیات را شروع کرده و در بین نماز متوجه شود وقت نماز یومیه تنگ است ، باید نماز آیات را رها کرده و مشغول نماز یومیه شود و پس از آن که آن را تمام کرد بدون انجام کاری که نماز را به هم می زند بقیة نماز آیات را از همان جایی که رها کرده ادامه دهد .

دستور نماز آیات

(مسئله 1593) نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد ؛ و به دو شکل می توان آن را به جا آورد:
1_ پس از نیت و تکبیره الاحرام حمد و سوره را بخواند و به رکوع رود و پس از رکوع ، دوباره حمد و سوره را بخواند و به رکوع دوم رود و به همین ترتیب عمل کند تا به رکوع پنجم برسد ؛ و پس از بلند شدن از رکوع پنجم به سجده رود و پس از دو سجده ، رکعت دوم را نیز به همین صورت انجام دهد و پس از دو سجدة رکعت دوم تشهد بخواند و سلام دهد .
2_ پس از نیت و تکبیره الاحرام حمد را بخواند و سوره را به پنج قسمت تقسیم نماید و پس از حمد قسمت اول سوره را بخواند و به رکوع رود و پس از رکوع بدون آن که حمد بخواند قسمت دوم سوره را خوانده و به رکوع دوم رود و پس از آن قسمت سوم سوره را خوانده و به رکوع سوم رود و به همین ترتیب عمل کند تا به رکوع پنجم برسد ؛ و پس از بلند شدن از رکوع پنجم به سجده رود و پس از دو سجده رکعت دوم را نیز به همین ترتیب انجام دهد و پس از دو سجدة رکعت دوم تشهد بخواند و سلام دهد .

(مسئله 1594) در جایی که می خواهد سوره را به پنج قسمت تقسیم کند بنا بر احتیاط «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» و یا کمتر از یک آیة سوره را به عنوان یک قسمت قرار ندهد ؛ مگر این که آن قسمت از آیه جملة مستقلی باشد . پس اگر بخواهد سورة «قدر» را به پنج قسمت تقسیم کند ، پس از آن که حمد را تمام نمود بگوید: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ . إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» و به رکوع رود و پس از آن بایستد و بگوید:
«وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ» و به رکوع رود و پس از آن بایستد و بگوید: «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» و به رکوع رود و پس از آن بایستد و بگوید: «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ» و به رکوع رود و پس از آن بایستد و بگوید: «سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ» و به رکوع رود و پس از سر برداشتن و انجام دو سجده ، رکعت دوم را نیز به همین ترتیب انجام داده و تشهد بخواند و سلام دهد .

(مسئله 1595) اگر در یک رکعت از نماز آیات پنج مرتبه حمد و سوره بخواند و در رکعت دیگر یک مرتبه حمد بخواند و سوره را پنج قسمت کند مانعی ندارد ؛ همچنین می تواند در یک رکعت سوره های متفاوت بخواند . و نیز نمازگزار می تواند در یک رکعت دو سوره یا سه یا چهار سوره را تقسیم کند ؛ به عنوان مثال یک سوره را دو قسمت و سوره دیگری را سه قسمت نماید ؛ اما باید توجه داشته باشد هرگاه در وسط سوره رکوع کرد ، پس از آن حمد نخواند و سوره را از جایی که رها کرده بخواند ؛ و هر وقت که سوره را تمام کرد ، بعد از رکوع حمد را بخواند و سورة دیگر را شروع کند ؛ و بنا بر احتیاط واجب قبل از رکوع پنجم سوره را تمام کند و رکعت دوم را با حمد و سوره ای دیگر آغاز کند .

(مسئله 1596) آنچه در نمازهای یومیه واجب یا مستحب است در نماز آیات هم واجب یا مستحب می باشد ؛ جز این که در نماز آیات مستحب است به جای اذان و اقامه سه بار به امید ثواب «الصَّلاة» گفته شود .

(مسئله 1597) مستحب است پس از رکوع پنجم و دهم «سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَه» و پیش از هر رکوع و پس از آن «أللّهُ أکْبَر» بگوید؛ ولی پس از رکوع پنجم و دهم گفتن تکبیر مستحب نیست ، هر چند برای رفتن به سجده مستحب است .

(مسئله 1598) مستحب است پیش از رکوع دوم ، چهارم ، ششم ، هشتم و دهم قنوت بخواند ؛ و اگر فقط یک قنوت پیش از رکوع پنجم و یک قنوت پیش از رکوع دهم بخواند مانعی ندارد ؛ ولی خوب است به قصد رجاء باشد .

(مسئله 1599) اگر در نماز آیات شک کند چند رکعت خوانده و فکرش به جایی نرسد نمازش باطل می شود .

(مسئله 1600) اگر شک کند که در رکوع آخر رکعت اول است یا در رکوع اول رکعت دوم و فکرش به جایی نرسد نمازش باطل است ؛ ولی به عنوان مثال اگر در یک رکعت شک کند که چهار رکوع کرده یا پنج رکوع ، چنانچه برای رفتن به سجده خم نشده باید رکوعی را که شک دارد به جا آورده انجام دهد ، و اگر برای رفتن به سجده خم شده بنا بر احتیاط رکوع را به جا آورد و نماز را تمام کند و دوباره بخواند .

(مسئله 1601) هر یک از رکوع های نماز آیات رکن است که اگر از روی عمد یا اشتباه کم یا زیاد شود نماز باطل می شود .

(مسئله 1602) نماز آیات را می توان به جماعت به جا آورد ؛ و کیفیت آن مثل نمازهای یومیه است که به جماعت خوانده می شود .

نمازهای مستحبی

1_ نوافل یومیه «23 رکعت»
2_ نافلة شب «11 رکعت»
3_ نوافل شهر رمضان
4_ نوافل شهر رجب
5_ نوافل ماه شعبان
6_ صلاه غدیر ، غفیله ، وصیت
7_ صلاه زیارت ، تحیت مسجد
8 _ صلاه شکر و استسقاء
9_ صلاه طلب حاجت ، صلاه کشف مهمات
10_ صلاه طلب رزق
11_ نماز طلب زکاوت ذهن
12_ صلاه جعفر طیار، صلاه رسول الله صلی الله علیه و آله، صلاه امیرالمومنین علیه السلام، صلاه فاطمة زهرا سلام الله علیها و صلاه سایر ائمه علیه السلام
13_ صلاه اعرابی
14_ نوافل مبتدئه ؛ یعنی نماز بهترین هدیه الهی است برای انسان ، غیر از صلوات واجب بالاصاله و بالعرض که خواندن آنها واجب است . هرکسی که وقت پیدا نماید و دو رکعت نماز بخواند در هر وقتی مطلوب شارع می باشد و اسم این نافله مبتدئه و غیر ذات الاسباب می باشد .