حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

مرجع تقلید شیعه

احکام روزه،مسائل و شرایط آن

اشاره

احکام روزه

قال الله تبارک و تعالی: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ .
«روزه» یکی از پایه های مستحکم دین مقدس اسلام و از واجبات مهمی است که خداوند متعال بر بندگانش واجب نموده و آفریدگار جهان بندگانش را برای تهذیب نفس و تطهیر قلب و ادای زکات بدنهایشان به سوی آن فراخوانده است .
روزه آن است که انسان به قصد قربت برای انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چیزهایی که روزه را باطل می کند امساک و خوداری نماید و روزه سپر آتش جهنم و وسیله ورود انسان به بهشت می باشد .
ماه رمضان ماه تکامل و رشد معنوی انسان است که یک ماه روزه دار به خصوص برای انسانی که اشتغالات گوناگون او را از پرداختن به خود باز داشته ، فرصتی پدید می آورد تا روح خود را آزاد ساخته و به کسب معنویات و تقویت نیروی اراده و خودسازی مشغول و با کسب ورع و تقوای بیشتر خویشتن را برای زندگی طیب و طاهر در دیگر ماههای سال آماده سازد ...
در روایت معصومین علیه السلام آمده است که خواب روزه دار عبادت است ؛ سکوت و نفس کشیدن روزه دار پاداش تسبیح دارد ؛ عمل روزه دار قبول ؛ دعای او مستجاب و بوی دهانش در نزد پروردگار از بوی مشک خوشبوتر است .
به علاوه شخص روزه دار در حال روزه رنج فقرا و محرومین جامعه را درک نموده به مسئولیت خویش در قبال آنها واقف می گردد و در صدد حمایت و دستگیری از آنان بر می آید و از این جهت نیز جامعه از برکات روزه و روزه داری برخوردار می شود .

شرایط صحت روزه

1_ اسلام و ایمان ؛ و از غیر مسلمان روزه صحیح نمی باشد .
2_ نیت اطاعت فرمان الهی .
3_ پاک بودن از حیض و نفاس .
4_ مسافر نبودن .
5_ مریض و بیمار نبودن .
6_ عدم ضرر و عسر و حرج غیر طبیعی .
نیت

(مسئله 1603) لازم نیست انسان نیت روزه را از قلب خود بگذراند یا مثلاً به زبان بگوید: فردا روزه می گیرم . بلکه همین قدر که با توجه و برای انجام فرمان خداوند عالم تصمیم دارد از اذان صبح تا مغرب کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد کافی است ، و برای آن که یقین کند تمام این مدت را روزه بوده ، باید مقداری پیش از اذان صبح و مقداری هم بعد از مغرب کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد .

(مسئله 1604) انسان باید در هر شب از ماه رمضان برای روزه فردای آن نیت کند ، ولی بهتر است که شب اول ماه نیز نیت روزه همة یک ماه را نماید .

(مسئله 1605) نیت روزه یکی از سه حالت را دارد:
1_ چنانچه روزة او واجب معین باشد _ مانند روزة رمضان _ باید پیش از اذان صبح نیت روزة فردا را بنماید ؛ و از اول شب ماه رمضان تا اذان صبح هر وقت روزة فردا را نیت کند اشکال ندارد ؛ به شرط آن که به نیت خود باقی باشد و برنگردد.
2_ چنانچه روزة او واجب غیر معین باشد _ مانند روزة قضا یا کفارة واجب _ وقت نیت آن تا ظهر ادامه دارد ؛ بلکه اگر پیش از ظهر تصمیم نداشته باشد که روزه بگیرد یا تردید داشته باشد ، چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد و پیش از ظهر شدن نیت کند روزة او صحیح است . ولی بعد از ظهر بنا بر احتیاط نمی تواند نیت کند .
3_ چنانچه روزة او مستحبی باشد ، وقت نیت آن از اول شب قبل تا چند دقیقه به اذان مغرب روز بعد است ؛ به این معنا که اگر کسی به هر دلیل بدون نیت روزه از اذان صبح تا چند دقیقه به اذان مغرب کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد و قبل از مغرب نیت روزة مستحبی نماید ، روزة او صحیح است .

(مسئله 1606) کسی که بدون نیت روزه خوابیده و پس از اذان صبح بیدار شده است دو حالت دارد:
1_ چنانچه پیش از ظهر بیدار و متوجه شود و قصد روزه کند روزه اش صحیح است ، روزة او واجب باشد یا مستحب ؛ ولی در روزة واجب معین _ مثل
روزة رمضان _ و نذر معین روزه را بگیرد و بنا بر احتیاط قضای آن را نیز به جا آورد .
2_ چنانچه بعد از ظهر بیدار شود روزة واجب از او صحیح نیست؛ ولی در ماه رمضان بنا بر احتیاط به قصد ما فی الذمه امساک کند ، یعنی کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد و پس از ماه رمضان قضای آن را هم به جا آورد .

(مسئله 1607) اگر پیش از اذان صبح نیت کند و بخوابد و پس از مغرب بیدار شود روزه اش صحیح است .

(مسئله 1608) اگر بخواه_د غیر روزة رمضان و روزه هایی که در روزهای خاصی قرار داده شده _ مثل اول ماه یا ایام البیض «15 و 14 و 13 هر ماه» _ روزة دیگری بگیرد ، باید آن را معین نماید _ مثلاً نیت کند که روزة قضا یا روزة نذر می گیرم _ ولی در ماه رمضان لازم نیست نیت کند که روزة رمضان می گیرم ؛ بلکه نیت روزة فردا کافی است . و اگر نداند ماه رمضان است یا فراموش کند و روزة دیگری را نیت نماید ، روزة ماه رمضان محسوب می شود . همچنین است حکم روزه هایی که در روزهای خاصی قرار داده شده است .

(مسئله 1609) اگر بداند ماه رمضان است و از روی عمد نیت روزة غیر رمضان کند نه روزة رمضان حساب می شود و نه روزه ای که قصد کرده است .

(مسئله 1610) اگر _ به عنوان مثال _ با نیت روزه اول ماه روزه بگیرد و بعد بفهمد روز دوم یا سوم بوده ، روزة او صحیح است .

(مسئله 1611) اگر در ماه رمضان پیش از اذان صبح بیهوش شود و در بین روز به هوش آید سه حالت دارد:
1_ چنانچه پیش از اذان صبح نیت روزه نکرده و پیش از ظهر به هوش آید ، بنا بر احتیاط واجب نیت روزه کند و روزه را بگیرد ؛ و اگر نگرفت قضای آن را به جا آورد .
2_ چنانچه پیش از اذان صبح نیت نکرده و بعد از ظهر به هوش آید ، روزه بر او واجب نیست .
3_ چنانچه پیش از اذان صبح نیت کرده باشد _ چه پیش از ظهر به هوش آید یا بعد از ظهر _ بنا بر احتیاط واجب روزة آن روز را تمام نماید ؛ و اگر تمام نکرد قضای آن را به جا آورد .

(مسئله 1612) اگر پیش از اذان صبح نیت کند و بعد مست شود و در بین روز به هوش آید _ پیش از ظهر باشد یا بعد از ظهر _ بنا بر احتیاط واجب روزة آن روزه را تمام کند و قضای آن را هم به جا آورد .

(مسئله 1613) اگر نداند یا فراموش کند که ماه رمضان است و پیش از ظهر ملتفت شود ، چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد باید نیت کند و روزة او صحیح است. و چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام داده باشد یا بعد از ظهر متوجه شود روزة او باطل می باشد ؛ ولی باید تا مغرب کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد و پس از ماه رمضان هم آن روزه را قضا نماید .

(مسئله 1614) کسی که در ماه رمضان بالغ می شود یکی از چهار حالت را دارد:
1_ اگر پیش از اذان صبح بالغ شود ، باید روزة آن روز را بگیرد .
2_ اگر پیش از اذان ظهر بالغ شود و کاری هم که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد ، بنا بر احتیاط واجب باید روزة آن روز را بگیرد ؛ مخصوصاً اگر از اذان صبح نیت روزه کرده باشد .
3_ اگر بعد از ظهر بالغ شود و قصد روزة آن روز را داشته و کاری هم که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد ، می تواند روزة آن روز را بگیرد ولی واجب نیست .
4_ اگر بعد از ظهر بالغ شود و قصد روزه نداشته _ خواه کاری که روزه را باطل می کند انجام داده باشد یا نه _ روزة آن روز بر او نه واجب است و نه صحیح می باشد .

(مسئله 1615) روزه و سایر عبادات بچة نابالغی که خوب و بد را تشخیص می دهد صحیح است .

(مسئله 1616) اگر کافر پیش از ظهر مسلمان شود و کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد بنا بر احتیاط آن روز را روزه بگیرد ؛ همچنین اگر بچه پیش از ظهر بالغ شود یا دیوانه عاقل گردد و یا بیهوش به هوش آید و کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد ، بنا بر احتیاط واجب روزة آن روز را بگیرد .

(مسئله 1617) کسی که روزة قضای رمضان دارد نمی تواند روزة مستحبی بگیرد ؛ همچنین است بنا بر احتیاط واجب اگر روزة واجب دیگری داشته باشد . و چنانچه فراموش کند و روزة مستحبی بگیرد ، در صورتی که پیش از ظهر یادش بیاید روزة مستحبی او به هم می خورد و می تواند نیت خود را به روزة واجب برگرداند ؛ و اگر بعد از ظهر متوجه شود روزة او باطل است ؛ و اگر بعد از مغرب یادش بیاید صحت روزة او خالی از اشکال نیست .

(مسئله 1618) کسی که برای به جا آوردن روزة میتی اجیر شده ، چنانچه روزة مستحبی بگیرد و مانع به جا آوردن روزة استیجاری نگردد اشکال ندارد ؛ هر چند احوط ترک آن است .

(مسئله 1619) کسی که روزة قضا دارد، چنانچه وقت آن وسعت داشته باشد می تواند روزة استیجاری بگیرد .

(مسئله 1620) اگر غیر از روزة ماه رمضان روزة معین دیگری بر انسان واجب باشد _ مثلاً نذر کرده باشد روز معینی را روزه بگیرد _ چنانچه از روی عمد تا اذان صبح نیت نکند روزه اش باطل می شود ؛ و اگر نداند که روزة آن روز بر او واجب است یا فراموش کند و پیش از ظهر یادش بیاید ، چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد و فوراً نیت کند روزة او صحیح است ؛ و در غیر این صورت باطل می باشد .

(مسئله 1621) اگر مریض پیش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد ، بنا بر احتیاط واجب نیت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد و قضای آن را نیز به جا آورد ؛ و چنانچه بعد از ظهر خوب شود روزة آن روز بر او واجب نیست و می تواند افطار نماید و باید قضای آن را بگیرد .

(مسئله 1622) روزی را که انسان شک دارد «آخر شعبان» است یا «اول رمضان» واجب نیست روزه بگیرد ؛ و اگر بخواهد روزه بگیرد ، نمی تواند نیت روزة رمضان کند ؛ بلکه نیت روزة قضا یا مستحبی نماید . و چنانچه به قصد غیر ماه رمضان روزه بگیرد و بعد معلوم شود آن روز جزو رمضان بوده ، روزه ای که گرفته برای رمضان حساب می شود .

(مسئله 1623) اگر روزی را که شک دارد آخر شعبان است یا اول رمضان به نیت روزة قضا یا روزة مستحبی و مانند آن روزه بگیرد و در بین روز بفهمد که ماه رمضان است باید نیت روزة رمضان نماید .

(مسئله 1624) اگر در روزة واجب معینی _ مانند روزة رمضان _ از نیت روزه گرفتن برگردد یا مردد شود روزه اش باطل می شود ؛ بلکه اگر قصد کند یکی از کارهایی که روزه را باطل می کند انجام دهد _ هرچند انجام ندهد _ صحت روزة او محل اشکال است و در هر صورت باید از چیزهایی که روزه را باطل می کند اجتناب نماید و قضای آن را نیز بگیرد .

(مسئله 1625) در روزة واجبی که وقت آن معین نیست _ مانند روزة قضا یا کفاره _ اگر قصد کند کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد یا مردد شود ، چنانچه انجام ندهد و تا پیش از ظهر دوباره نیت روزه کند روزه اش صحیح است ؛ و در روزة مستحب اگر پیش از غروب هم نیت کند صحیح است .

(مسئله 1626) در روزة واجبی که وقت آن معین نیست و وسعت دارد روزه دار می تواند پیش از اذان ظهر روزة خود را باطل نماید ؛ ولی اگر بعد از اذان ظهر باشد ، در قضای رمضان بلکه بنا بر احتیاط واجب در هر واجب غیر معین باید
روزة خود را تمام کند . و چنانچه روزة او مستحبی باشد هر وقت بخواهد می تواند آن را باطل نماید .

مبطلات روزه

اشاره

(مسئله 1627) ده چیز روزه را باطل می کند و به آنها مبطلات روزه می گویند:
1و2_ خوردن و آشامیدن .
3_ جماع .
4_ استمناء .
5_ دروغ بستن به خدا و یا پیامبر و یا امامان معصوم علیه السلام و نیز بنا بر احتیاط دروغ بستن به حضرت زهرا سلام الله علیها و سایر پیامبران و جانشینان آنان .
6_ بنا بر احتیاط واجب رساندن غبار غلیظ به حلق .
7_ بنا بر احتیاط واجب فرو بردن تمام سر در آب .
8 _ عمداً باقی ماندن بر جنابت یا حیض و یا نفاس تا اذان صبح .
9_ اماله کردن با چیزهای روان .
10_ قی کردن از روی عمد .

1و2_ خوردن و آشامیدن

(مسئله 1628) اگر روزه دار از روی عمد چیز بخورد یا بیاشامد روزة او باطل می شود چه خوردن و آشامیدن آن چیز معمول باشد مثل نان و آب ، یا معمول نباشد مثل خاک و شیرة درخت . و در کم یا زیاد بودن آن تفاوتی نیست ؛ حتی اگر مسواک را که رطوبت دارد از دهان بیرون آورده و دوباره به دهان ببرد و رطوبت آن را فرو برد روزة او باطل می شود .

(مسئله 1629) اگر روزه دار از روی اشتباه و فراموشی چیزی بخورد یا بیاشامد روزه اش باطل نمی شود ؛ چه روزة او واجب باشد یا مستحب .

(مسئله 1630) اگر موقعی که مشغول غذا خوردن است بفهمد صبح شده ، باید از فرو بردن غذا خودداری نماید ؛ و چنانچه عمداً فرو برد روزه اش باطل است ، و در روزة رمضان به دستوری که بعداً گفته خواهد شد کفاره هم بر او واجب می شود .

(مسئله 1631) اگر شک کند که صبح شده یا نه ، می تواند کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد ؛ ولی بنا بر احتیاط پیش از تحقیق کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد .

(مسئله 1632) روزه دار باید از تزریق آمپولهای غذایی ، سرمهای غذایی خودداری کند ؛ ولی تزریق آمپولی که برای بی حس کردن عضوی از بدن به کار می رود اشکال ندارد و همچنین آمپولهای تقویتی . پس اگر روزه دار مریضی باشد
که روزه برای او ضرر ندارد ولی به آمپول دارویی نیاز دارد و ناچار است در روز آمپول را بزند مانعی ندارد ، پس از زدن آمپول روزة آن روز را بگیرد و بنا بر احتیاط مستحب قضای آن را هم به جا آورد .

(مسئله 1633) اگر روزه دار چیزی را که لای دندان مانده است از روی عمد فرو برد روزه اش باطل می شود .

(مسئله 1634) شستن و خلال کردن دهان و دندان پیش از اذان صبح لازم نیست ؛ هر چند احتمال دهد غذای لای دندان در روز فرو رود . ولی اگر بداند غذایی که لای دندان مانده در روز فرو می رود و خلال نکند بنا بر احتیاط روزة او باطل می شود؛ بلکه در صورت فرو رفتن کفاره هم لازم است .

(مسئله 1635) فرو بردن اخلاط سر و سینه تا هنگامی که به فضای دهان نرسیده اشکال ندارد ؛ ولی اگر به فضای دهان رسیده باشد آن را فرو نبرد .

(مسئله 1636) فرو بردن آب دهان هر چند به خاطر تصور ترشی و مانند آن در دهان جمع شده باشد اشکال ندارد و روزه را باطل نمی کند .

(مسئله 1637) اگر روزه دار به قدری تشنه شود که بترسد از تشنگی بمیرد و یا زیان غیرقابل تحملی به او برسد ، واجب است به اندازه ای که از مردن یا از آن زیان رها می شود آب بیاشامد ؛ ولی روزة او باطل می شود و اگر ماه رمضان باشد باید در بقیة روز از انجام کاری که روزه را باطل می کند خودداری نماید ، و بنا بر احتیاط واجب قضای آن را هم بگیرد .

(مسئله 1638) انسان نمی تواند به خاطر ضعف و ناتوانی جسمی روزة خود را بخورد ولی اگر ضعف او به قدری زیاد است که به طور عادی قابل تحمل نیست خوردن روزه اشکال ندارد .

(مسئله 1639) اگر روزه برای انسان ضرر داشته باشد نباید روزه بگیرد و اگر با وجود ضرر روزه گرفت روزه اش باطل است و باید قضای آن را به جا آورد . همچنین است اگر احتمال بدهد که روزه برای او ضرر دارد و احتمال او در نظر مردم عقلایی و به جا باشد .

(مسئله 1640) جویدن غذا برای بچه یا پرنده و چشیدن غذا و مانند اینها که به واسطة آن معمولاً غذا به حلق نمی رسد _ اگر چه اتفاقاً به حلق برسد _ روزه را باطل نمی کند ؛ ولی اگر انسان از ابتدا بداند که به حلق می رسد ، چنانچه فرو رود روزه اش باطل می شود و باید قضای آن را بگیرد و کفاره هم بر او واجب می شود ؛ بلکه در این صورت اگر فرو نرود نیز آن روز را روزه بگیرد و بنا بر احتیاط قضای آن را هم به جا آورد .

3_ جماع

(مسئله 1641) «جماع» روزه را باطل می کند ؛ اگر چه فقط به اندازة ختنه گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید ؛ و فرقی نمی کند که با زن باشد یا _ نعوذ بالله _ با مرد . و این عمل موجب بطلان روزة فاعل و مفعول می شود .

(مسئله 1642) در صورتی که تصمیم به جماع گرفته و توجه داشته باشد که روزه اش باطل می شود _ هر چند جماع انجام نگرفته یا به اندازة ختنه گاه داخل نشود و منی بیرون نیاید _ صحت روزة او محل اشکال است ؛ پس روزة آن روز را تمام کند و قضای آن را نیز به جا آورد .

(مسئله 1643) هرگاه فراموش کند که روزه است و جماع نماید ، یا او را به جماع مجبور نمایند به طوری که عمل بدون اراده و اختیار او واقع شود روزة او باطل نمی شود ؛ ولی چنانچه در بین جماع یادش بیاید یا دیگر مجبور نباشد باید فوراً از حال جماع خارج شود ؛ وگرنه روزة او باطل می شود .

4_ استمناء

(مسئله 1644) «استمناء» آن است که انسان کاری کند که منی از او بیرون آید و این کار حرام بوده و روزه را باطل می کند ؛ ولی اگر بدون آن که کاری انجام دهد یا فکری کند بی اختیار منی از او خارج شود روزه اش باطل نمی شود .

(مسئله 1645) اگر به قصد بیرون آمدن منی کاری انجام دهد _ اگر چه منی از او بیرون نیاید _ صحت روزة او محل اشکال است ؛ پس آن روزه را تمام کند و قضای آن را نیز به جا آورد .

(مسئله 1646) اگر کاری کند که بی اختیار منی از او بیرون آید مسئله چند صورت پیدا می کند ؛ زیرا یا قصد بیرون آمدن منی دارد یا عادت به خروج منی دارد ، یا هم عادت و هم قصد دارد و یا نه عادت و نه قصد دارد ؛ ودر صورت اخیر یا اطمینان دارد که منی خارج نمی شود یا اطمینان ندارد ؛ و در هر صورت کار او یا از قبیل نگاه و صحبت کردن است یا از قبیل بوسه و لمس می باشد . و بنا بر احتیاط واجب در همة اقسام روزه اش باطل می شود ، هر چند در بعضی از صورتها باطل نشدن خالی از وجه نیست .

(مسئله 1647) هرگاه روزه دار بداند که اگر در روز بخوابد محتلم (بیرون آمدن منی در خواب) می شود بنا بر احتیاط واجب نخوابد ؛ مگر این که به زحمت و مشقت بیفتد که در این صورت می تواند در روز بخوابد ؛ ولی باید آن روزه را تمام کند و بنا بر احتیاط قضای آن را هم به جا آورد . و چنانچه نداند در صورت خوابیدن محتلم می شود یا نه ، می تواند بخوابد ؛ و اگر محتلم شد روزة او صحیح است .

(مسئله 1648) اگر روزه دار در حال بیرون آمدن منی از خواب بیدار شود ،
واجب نیست از بیرون آمدن آن جلوگیری کند .

(مسئله 1649) روزه داری که محتلم شده می تواند ادرار و استبراء نماید ؛ و اگر بداند یا احتمال دهد منی در مجرا مانده و در صورتی که پیش از غسل ادرار و استبراء نکند بعد از غسل منی از او بیرون می آید و دوباره جنب می شود ، بنا بر احتیاط واجب باید پیش از غسل ادرار و استبراء کند ؛ ولی اگر غسل کرده باشد و بداند به واسطة ادرار و استبراء باقیماندة منی بیرون می آید و دوباره جنب می شود نمی تواند استبراء کند .

6 _ دروغ بستن به خدا یا پیامبر و یا امامان علیه السلام

(مسئله 1650) اگر روزه دار با گفتن ، نوشتن ، اشاره و مانند آن به خدا یا پیامبر صلی الله علیه و آله و یا امامان علیه السلام از روی عمد نسبت دروغ بدهد _ گرچه بلافاصله بگوید دروغ گفتم یا توبه کند _ روزة او باطل می شود . و بنا بر احتیاط این حکم در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها و سایر پیامبران و جانشینان آنان نیز جریان دارد .

(مسئله 1651) اگر روزه دار بخواهد خبری را که نمی داند راست است یا دروغ نقل کند ، بنا بر احتیاط باید از قول کسی که آن خبر را گفته یا از کتابی که آن خبر در آن بوده نقل نماید ؛ یا به طور اجمال بگوید: «خبری به این مضمون وارد شده است» ؛ و نباید به طور جدی از گفتة خدا یا پیامبر صلی الله علیه و آله یا امام علیه السلام خبر دهد .

(مسئله 1652) اگر خبری را به اعتقاد اینکه صحت دارد از قول خدا یا پیامبر صلی الله علیه و آله و یا امامان علیه السلام نقل کند و بعد معلوم شود دروغ بوده ، روزة او باطل نمی شود.

(مسئله 1653) اگر دروغی را که دیگری ساخته از روی عمد به خدا یا پیامبر صلی الله علیه و آله و یا امامان علیه السلام نسبت دهد روزه اش باطل می شود ؛ ولی اگر از قول کسی که آن دروغ را ساخته نقل کند اشکال ندارد .

(مسئله 1654) اگر از روزه دار بپرسند خدا یا پیامبر و یا یکی از امامان چنین مطلبی را فرموده اند یا نه ، و او از روی عمد خلاف واقع را بگوید روزه اش باطل می شود .

(مسئله 1655) اگر در شب دروغی را نسبت دهد و روز بعد که روزه دار است بگوید حرفی که دیشب گفتم درست بود ، یا حرف راستی را در شب نسبت دهد و در روز بگوید دیشب دروغ گفتم ، روزة او باطل است .

(مسئله 1656) نسبت دروغ به خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیه السلام از روی شوخی _ هر چند بی ادبی است _ روزه را باطل نمی کند .

(مسئله 1657) اشتباه خواندن قرآن کریم از موارد دروغ بستن به خدا حساب نمی شود .

6_ رساندن غبار غلیظ به حلق

(مسئله 1658) رساندن غبار غلیظ به حلق _ چنانچه از روی توجه و عمد باشد _ بنا بر احتیاط واجب روزه را باطل می کند ؛ چه غبار چیزی باشد که خوردن آن حلال است _ مثل آرد _ یا غبار چیزی باشد که خوردن آن حرام است _ مثل خاک _ ولی رسیدن غبار غیر غلیظ که عرفاً جزء هوا محسوب است به روزه ضرر نمی رساند .

(مسئله 1659) اگر به واسطة باد یا جارو کردن غبار غلیظی پیدا شود و انسان با این که متوجه است مواظبت نکند و به حلق برسد ، بنا بر احتیاط واجب روزه اش باطل می شود .

(مسئله 1660) احتیاط واجب آن است که روزه دار بخار غلیظ و دود سیگار و دیگر دخانیات را هم به حلق نرساند .

(مسئله 1661) اشخاصی که به خاطر بیماری تنگی نفس به دستور پزشک از وسیله ای استفاده می کنند که توسط آن از راه دهان یا بینی استنشاق می نمایند و قهراً به ریة آنان می رسد ، چنانچه بدون آن نمی توانند روزه بگیرند اشکال ندارد .

(مسئله 1662) اگر روزه دار مواظبت نکند و غبار یا بخار یا دود و مانند اینها داخل حلق شود ، چنانچه اطمینان داشته که به حلق نمی رسد روزه اش صحیح است ؛ و اگر گمان می کرده که به حلق نمی رسد بنا بر احتیاط واجب روزه را بگیرد و قضای آن را هم به جا آورد .

(مسئله 1663) اگر فراموش کند که روزه است و مواظبت نکند ، یا بی اختیار غبار و مانند آن به حلق او برسد روزه اش باطل نمی شود ؛ و چنانچه که ممکن است باید آن را بیرون آورد .

7_ فرو بردن تمام سر در آب

(مسئله 1664) اگر روزه دار از روی عمد تمام سر خود را به تدریج یا یک دفعه زیر آب فرو برد _ گر چه بدن او از آب بیرون باشد _ بنا بر احتیاط واجب باید قضای آن روزه را بگیرد ؛ ولی اگر تمام بدن را آب بگیرد و مقداری از سر بیرون باشد روزه باطل نمی شود .

(مسئله 1665) اگر نیمی از سر را یک بار و نیمی دیگر را بار دیگر در آب فرو برد ، به طوری که در یک لحظه همة سر زیر آب نباشد روزه اش باطل نیست .

(مسئله 1666) اگر تمام سر زیر آب برود و فقط مقداری از موها بیرون بماند بنا بر احتیاط واجب روزه اش باطل می شود ، و باید آن روزه را تمام کند و قضای آن را هم به جا آورد .

(مسئله 1667) اگر شک کند که تمام سر زیر آب رفته یا نه ، روزه اش صحیح
است .

(مسئله 1668) فرو بردن سر در گلاب و آبهای مضاف دیگر نیز حکم آب مطلق را دارد ؛ ولی در چیزهای دیگری که روان است اشکال ندارد .

(مسئله 1669) اگر روزه دار با استفاده از کلاه غواصی و نظایر آن _ که سر او داخل محفظه ای قرار می گیرد _ به زیر آب رود روزه اش صحیح است .

(مسئله 1670) اگر روزه دار بی اختیار در آب بیفتد و تمام سر او زیر آب رود و یا از روی فراموشی سر خود را زیر آب نماید ، روزه اش باطل نمی شود ؛ ولی هرگاه یادش بیاید باید فوراً سر را بیرون آورد ؛ و چنانچه بیرون نیاورد بنا بر احتیاط واجب روزه اش باطل می شود و باید آن روزه را تمام کند و قضای آن را هم به جا آورد .

(مسئله 1671) اگر از روی عادت با افتادن در آب سرش زیر آب می رود ، چنانچه با توجه به این مطلب خود را در آب انداخته و سرش زیر آب رود بنا بر احتیاط واجب روزه اش باطل می شود ، و باید آن روزه را تمام کند و قضای آن را هم به جا آورد ؛ ولی چنانچه یقین یا اطمینان داشته که سرش زیر آب نمی رود اشکال ندارد .

(مسئله 1672) اگر روزه دار از روی فراموشی به نیت غسل سر خود را زیر آب ببرد روزه و غسلش صحیح است.

(مسئله 1673) اگر بداند که روزه است و از روی عمد به نیت غسل سر خود را زیر آب فرو برد دو صورت دارد:
1_ چنانچه روزة او واجب معین باشد _ مانند روزة رمضان _ بنا بر احتیاط واجب باید روزه را قضا و غسل را دوباره انجام دهد ؛ هر چند در روزة واجب معینِ غیر رمضان اگر در حال سکونِ زیر آب یا خارج شدن از آن نیت غسل کند بعید نیست غسل او صحیح باشد .
2_ چنانچه روزة او روزة مستحب یا روزة واجبی باشد که وقت آن وسعت داشته و تمام کردن آن واجب نباشد غسل باطل نمی شود ؛ ولی بنا بر احتیاط واجب روزه باطل است.

(مسئله 1674) روزه داری که برای نجات غریق ناگزیر از فرو بردن سر به زیر آب است _ گرچه نجات غریق واجب باشد _ بنا بر احتیاط واجب روزة او صحیح نیست . پس اگر روزة او واجب معین است روزة آن روز را تمام کند و قضای آن را هم بگیرد ؛ و اگر واجب غیر معین است و قبل از ظهر باشد لازم نیست روزة آن روز را تمام کند و تنها باید عوض آن را به جا آورد ؛ و اگر روزة او مستحبی باشد لازم نیست آن را تمام کند و قضا نیز ندارد .

(مسئله 1675) ریختن آب روی سر اشکال ندارد ؛ ولی اگر مثل آب لوله های
بزرگ یا آبشار باشد که یکباره تمام سر را می پوشاند اشکال دارد .

(مسئله 1676) زن روزه دار علاوه بر این که باید سر خود را زیر آب نبرد بنا بر احتیاط از نشستن در آب نیز خوداری نماید .

8_ عمدا باقی ماندن بر جنابت یا حیض یا نفاس تا اذان صبح

(مسئله 1677) اگر در روزة ماه رمضان و قضای آن بلکه بنا بر احتیاط واجب هر روزة واجب دیگر «جنب» یا «حائض» و یا «نفساء» از روی عمد تا اذان صبح غسل نکند ، یا اگر وظیفة او تیمم است تیمم ننماید ؛ روزة او باطل می باشد .

(مسئله 1678) اگر جنب در روزة رمضان یا روزة واجبی که مثل روزة رمضان وقت آن معین است تا اذان صبح از روی اشتباه و عذر غسل یا تیمم نکند _ مثل آن که نفهمد جنب شده _ روزه اش صحیح است ؛ ولی بنا بر احتیاط واجب در روزة قضای رمضان و نیز در روزه های واجب دیگر که وقت آنها وسعت دارد روزة او صحیح نیست .

(مسئله 1679) کسی که جنب است و می خواهد روزة واجبی بگیرد که وقت آن معین است _ مثل روزة رمضان _ چنانچه از روی عمد غسل نکند تا وقت تنگ شود بنا بر احتیاط واجب تیمم کند و روزه را بگیرد و قضای آن را هم به جا آورد و کفاره را نیز بپردازد .

(مسئله 1680) اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش کند و پس از یک یا چند روز دیگر متوجه شود ، باید روزه هایی را که یقین دارد در آن حال گرفته قضا نماید ؛ همچنین بنا بر احتیاط واجب اگر یقین کند که در این حال روزة واجب دیگری گرفته است باید عوض آن را بگیرد .

(مسئله 1681) اگر در عدد روزه هایی که در حال جنابت گرفته شک کند می تواند فقط آنچه را یقین دارد قضا نماید ؛ ولی اگر عدد آنها را می دانسته و در اثر کوتاهی در انجام قضای روزه ها در عدد آنها شک کرده است ، احتیاطاً آنچه را شک دارد نیز قضا نماید .

(مسئله 1682) کسی که در شب ماه رمضان برای هیچ یک از غسل و تیمم وقت ندارد نباید خود را جنب نماید ؛ و اگر جنب کند روزه اش باطل و قضا و کفاره بر او واجب می شود . ولی اگر تنها برای تیمم وقت دارد ، چنانچه خود را جنب نماید بنا بر احتیاط واجب تیمم کند و روزة آن روز را گرفته و قضای آن را هم به جا آورد و کفاره نیز بدهد .

(مسئله 1683) اگر مطمئن است که به اندازة غسل وقت دارد و خود را جنب کند و بعد بفهمد وقت نداشته است ، تیمم نماید و روزه اش صحیح است . ولی اگر گمان به وسعت داشته ، چنانچه تحقیق کرده باشد روزة او صحیح است ؛ و اگر
تحقیق نکرده باشد باید تیمم نماید و روزه را بگیرد و سپس بنا بر احتیاط واجب قضای آن را هم به جا آورد .

(مسئله 1684) کسی که باید برای روزه تیمم کند ، بنا بر احتیاط واجب پس از تیمم تا اذان صبح نخوابد و حدث دیگری نیز از او سر نزند .

(مسئله 1685) هرگاه جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بیدار شود احتیاط واجب آن است که دوباره پیش از غسل نخوابد ؛ هر چند احتمال دهد که اگر دوباره بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می شود .

(مسئله 1686) کسی که در شب ماه رمضان جنب شده اگر قصد خوابیدن داشته باشد چهار صورت دارد:
1_ چنانچه بداند تا اذان صبح بیدار نمی شود یا عادت به بیدار شدن ندارد ، بنا بر احتیاط واجب نباید بخوابد ؛ و در صورتی که بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود روزه اش باطل و قضا و کفاره بر او او واجب می شود .
2_ اگر می داند یا گمان و یا عادت دارد که پیش از اذان صبح بیدار می شود یکی از این سه حالت را دارد:
الف: چنانچه با این تصمیم که پس از بیدار شدن غسل کند بخوابد ولی تا اذان بیدار نشود ، روزه اش صحیح است .
ب: اگر از خواب اول بیدار شود و با همین تصمیم دوباره بخوابد و بیدار نشود ، باید روزه را بگیرد و قضای آن را هم به جا آورد ؛ بلکه در صورتی که یقین یا وثوق به بیدار شدن نداشته بنا بر احتیاط کفاره نیز بدهد .
ج: اگر برای بار سوم بخوابد و بیدار نشود ، باید روزه را بگیرد و علاوه بر قضا بنا بر احتیاط واجب کفاره نیز بدهد .
3_ اگر می داند یا احتمال می دهد که پیش از اذان صبح بیدار می شود و نخواهد بعد از بیدار شدن غسل کند یا تردید داشته باشد که غسل کند یا نه ، در صورتی که بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود روزه اش باطل است و قضا و کفاره نیز بر او واجب می شود .
4_ اگر به طور کلی از جنابت و غسل غفلت داشته باشد و بخوابد ، باید روزة آن روز را بگیرد و قضای آن را هم به جا آورد .

(مسئله 1687) خوابی را که انسان در آن محتلم شده بنا بر احتیاط واجب باید خواب اول به حساب آورد ؛ ولی اگر در بیداری جنب شده باشد ، خوابی که پس از آن واقع می شود خواب اول است و حکم خواب چهارم یا بیشتر همانند حکم خواب سوم می باشد .

(مسئله 1688) اگر روزه دار در روز محتلم شود واجب نیست فوراً غسل کند ، هر چند بهتر است .

(مسئله 1689) هرگاه در ماه رمضان پس از اذان صبح بیدار شود و ببیند محتلم شده _ هر چند بداند پیش از اذان محتلم شده است _ روزة او صحیح است . ولی اگر روزة او قضای رمضان باشد ، چنانچه وقت آن تنگ است بنابر احتیاط واجب آن روز را روزه بگیرد و بعد از رمضان هم دوباره آن را به جا آورد و اگر وقت آن تنگ نیست روزة او باطل است.

(مسئله 1690) کسی که می خواهد قضای روزة رمضان را بگیرد اگر تا اذان صبح _ هر چند از روی عمد نباشد _ جنب بماند ، چنانچه وقت قضا وسعت دارد روزة او باطل است ؛ و اگر وقت وسعت ندارد بنا بر احتیاط آن روز را روزه بگیرد و پس از رمضان دوباره آن را قضا کند .

(مسئله 1691) اگر زن پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و از روی عمد غسل نکند و در تنگی وقت تیمم هم ننماید ، روزة او در ماه رمضان باطل است ؛ همچنین است بنا بر احتیاط واجب در غیر رمضان . ولی اگر وقت برای غسل نداشته باشد ، در روزة واجبی که مثل رمضان وقت آن معین است بنا بر احتیاط واجب تیمم نماید و تا اذان صبح بیدار بماند و روزه اش صحیح است ؛ بلکه اگر تیمم ممکن نباشد بدون تیمم هم روزه اش صحیح است . و چنانچه روزة واجب غیر معین یا روزة مستحبی باشد روزه اش با تیمم صحیح نیست .

(مسئله 1692) اگر زن نزدیک اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و برای هیچ کدام از غسل و تیمم وقت نداشته باشد ، یا بعد از اذان بفهمد که پیش از اذان پاک شده ، چنانچه روزه ای را که می گیرد مثل روزة رمضان واجب معین باشد صحیح است ؛ و اگر روزة مستحب یا روزه ای باشد که مثل روزة کفاره وقت آن معین نیست صحت آن محل اشکال است .

(مسئله 1693) اگر زن بعد از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود ، یا در بین روز خون حیض یا نفاس ببیند _ اگر چه نزدیک مغرب باشد _ روزة او باطل است .

(مسئله 1694) اگر حائض یا نفساء غسل خود را فراموش کرده و پس از یک یا چند روز یادش بیاید ، بنا بر احتیاط واجب روزه هایی را که یقین دارد در آن حال گرفته قضا نماید .

(مسئله 1695) خواب دوم و سوم حائض یا نفساء در شب ماه رمضان پس از پاک شدن حکم خواب دوم و سوم جنب را ندارد ؛ بلکه اگر در بیدار شدن و غسل کردن کوتاهی نکرده باشد خواب سوم او هم اشکال ندارد ، و چنانچه تا اذان صبح بیدار نشود روزه اش صحیح است ؛ و در صورتی که کوتاهی کرده باشد خواب اول او هم اشکال دارد و چنانچه تا اذان صبح بیدار نشود روزه اش باطل است .

(مسئله 1696) زنی که در حال استحاضه است اگر غسلهای خود را به تفصیلی که در احکام استحاضه گفته شد انجام دهد روزه های او صحیح است .

(مسئله 1697) کسی که مسّ میت کرده می تواند بدون غسل مسّ میت روزه بگیرد ؛ و اگر در حال روزه هم میت را لمس نماید روزة او باطل نمی شود .

9_ اماله کردن با چیزهای روان

(مسئله 1698) اماله کردن با چیز روان گرچه از روی ناچاری و برای درمان باشد روزه را باطل می کند ؛ ولی استعمال شیافهایی که برای درمان موضعی به کار می رود اشکال ندارد ؛ و بنا بر احتیاط واجب باید از استعمال شیافهایی نظیر شیاف تریاک و شیافهایی که اثر غذایی یا دارویی دارد خودداری شود .

10_ قی کردن

(مسئله 1699) اگر روزه دار عمداً قی کند _ گرچه از روی بیماری و ناچاری باشد _ روزه اش باطل می شود ؛ ولی اگر از روی اشتباه و یا بی اختیار قی کند اشکال ندارد .

(مسئله 1700) اگر روزه دار بتواند از قی کردن خودداری کند ، چنانچه برای او ضرر و مشقت نداشته باشد باید در روزة واجب معین خودداری نماید .

(مسئله 1701) اگر روزه دار بداند خوراکی را که قصد دارد در شب بخورد موجب می شود در روز ناخواسته قی کند ، چنانچه بخورد و قی کند بنا بر احتیاط واجب باید آن روزه را قضا نماید ؛ بلکه در این فرض هر چند قی نکند بنا بر احتیاط قضای آن روزه را بگیرد .

(مسئله 1702) اگر روزه دار بداند با آروغ زدن چیزی از گلو خارج می شود _ به طوری که می گویند قی کرده است _ نباید عمداً آروغ بزند ؛ ولی اگر یقین نداشته باشد اشکال ندارد .

(مسئله 1703) اگر آروغ بزند و بدون اختیار چیزی در گلو یا دهانش بیاید باید آن را بیرون بریزد ؛ ولی اگر بی اختیار فرو رود روزه اش صحیح است .

(مسئله 1704) اگر از روی اشتباه چیزی را فرو برد و پیش از رسیدن به معده یادش بیاید که روزه است ، چنانچه به معده نرسیده باشد و بیرون آوردن آن ممکن باشد باید آن را بیرون آورد و روزة او صحیح است .

احکام مبطلات روزه

(مسئله 1705) اگر روزه دار از روی عمد و اختیار یکی از کارهایی که روزه را باطل می کند انجام دهد روزه اش باطل می شود ؛ و چنانچه از روی عمد نباشد روزه اش صحیح است . ولی اگر جنب بخواهد و به تفصیلی که در مسئله 1686 گفته شد تا اذان صبح غسل نکند روزة او باطل است .

(مسئله 1706) اگر به واسطة ندانستن مسئله یکی از کارهایی که روزه را باطل
می کند انجام دهد ، چنانچه در دانستن مسئله کوتاهی کرده باشد روزة او باطل است ؛ ولی اگر کوتاهی نکرده یا حکم مسئله را اشتباه فهمیده باشد باطل بودن روزة او محل اشکال است ؛ هر چند احتیاط آن است که دوباره آن را به جا آورد .

(مسئله 1707) اگر روزه دار از روی اشتباه و فراموشی یکی از کارهایی که روزه را باطل می کند انجام دهد و به خیال اینکه روزه اش باطل شده از روی عمد دوباره یکی از آنها را انجام دهد ، بنا بر احتیاط واجب روزه اش باطل می شود .

(مسئله 1708) اگر چیزی به زور در گلوی روزه دار بریزند یا سر او را به زور در آب فرو برند روزة او باطل نمی شود ؛ ولی اگر مجبورش کنند که روزة خود را باطل کند _ مثلاً به او بگویند اگر غذا نخوری ضرر مالی یا جانی به تو می زنیم و خودش برای جلوگیری از ضرر چیزی بخورد _ روزة او باطل می شود و چنانچه در ماه رمضان باشد بقیة روز را امساک نماید و قضای آن را به جا آورد .

(مسئله 1709) روزه دار نباید جایی برود که می داند یا اطمینان دارد چیزی در گلویش می ریزند یا مجبورش می کنند که خودش روزة خود را باطل کند ؛ بلکه اگر فقط قصد رفتن به آنجا را نماید و نرود بنا بر احتیاط روزه اش باطل می شود ؛ پس آن روزه را تمام کند و قضای آن را نیز به جا آورد .

کفاره ی روزه

(مسئله 1710) اگر کسی عمداً و بدون داشتن عذر روزة ماه رمضان را افطار کند علاوه بر قضای آن کفاره نیز بدهکار است ؛ و کفارة روزة رمضان سه چیز است که انسان مخیر است یکی از آنها را انجام بدهد:
1_ گرفتن شصت روز روزه ، به طوری که سی و یک روز آن پی در پی باشد ؛ و اگر بقیة آن پی در پی نباشد اشکال ندارد .
2_ دادن شصت مدّ طعام به شصت فقیر یا سیر نمودن آنها .
3_ آزاد کردن یک بنده در راه خدا . (که در شرایط فعلی موضوع آن منتفی است)

(مسئله 1711) کسی که می خواهد دو ماه کفارة روزة رمضان را بگیرد باید طوری شروع کند که پیش از گرفتن سی و یک روز ، به روزی که روزه در آن حرام است _ مانند عید قربان _ برخورد نکند ؛ همچنین نباید به روزی برخورد کند که روزة آن واجب معین باشد . ولی اگر عذرهایی مانند حیض یا نفاس و یا سفری که در رفتن آن مجبور و از اختیار او بیرون است فاصله شود اشکال ندارد و باید پس از برطرف شدن عذر بقیه را انجام دهد .

(مسئله 1712) کسی که باید دو ماه پی در پی روزه بگیرد ، اگر در بین سی و یک روز بدون عذر یک روز را روزه نگیرد ، یا وقتی شروع کند که در بین آن به
روزی برسد که روزة آن واجب معین است ، باید روزه ها را از سر بگیرد .

(مسئله 1713) کسی که می خواهد شصت فقیر را سیر کند می تواند آنان را به یکباره یا در چند نوبت دعوت کند ؛ و نیز می تواند به هر کدام یک مدّ طعام معادل تقریبی «750 گرم» مواد خوراکی بدهد ؛ و اگر توان پرداخت آن مقدار را نداشته باشد ، هر چند فقیر را که می تواند سیر کند و یا هر مقدار مواد خوراکی که می تواند بدهد ؛ و اگر به هیچ وجه توان ندارد استغفار کند ؛ و بنا بر احتیاط واجب هرگاه توانست کفاره را بدهد .

(مسئله 1714) کسی که باید برای کفارة یک روز شصت فقیر را سیر کند ، اگر به شصت فقیر دسترسی ندارد نمی تواند به یک فقیر بیشتر از یک مدّ طعام «حدود 750 گرم» بدهد یا یک فقیر را بیشتر از یک مرتبه سیر نماید ؛ ولی چنانچه اطمینان داشته باشد که فقیر آنها را به زن و فرزند خود می دهد یا آنان را سیر می کند ، می تواند برای هر یک از نان خورهای فقیر _ اگر چه صغیر باشند _ یک مدّ طعام به او بدهد .

(مسئله 1715) در مواردی که به علت عذری روزه نگرفته و باید برای هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهد ، می تواند کفارة چند روز را به یک فقیر بدهد .

(مسئله 1716) کسی که از روی عمد روزة خود را باطل کرده ، اگر بعد از ظهر مسافرت کند کفاره از او ساقط نمی شود ؛ همچنین است اگر پیش از ظهر برای فرار از کفاره مسافرت نماید ؛ بلکه اگر قبل از ظهر مسافرتی برای او پیش آید نیز بنا بر احتیاط کفاره بر او واجب است .

(مسئله 1717) اگر کسی عمداً روزة خود را باطل کند و پس از آن عذری مانند حیض یا نفاس و یا مرضی که برای روزه دار ضرر دارد پیش آید کفاره از او ساقط می شود .

(مسئله 1718) اگر یقین کند که روز اول ماه رمضان است و از روی عمد روزة خود را باطل نماید ، بعد معلوم شود که آخر شعبان بوده کفاره بر او واجب نیست .

(مسئله 1719) اگر انسان شک کند که آخر رمضان است یا اول شوال و از روی عمد روزة خود را باطل نماید ، بعد معلوم شود اول شوال بوده کفاره بر او واجب نیست .

(مسئله 1720) اگر مرد روزه دار همسر روزه دار خود را به جماع مجبور کند کفارة روزة خود و همسرش بر او واجب می شود ؛ ولی اگر زن به جماع راضی بوده و یا زن شوهرش را به جماع یا کار دیگری که روزه را باطل می کند وادار
نماید ، کفاره هر کدام به عهدة خودش می باشد .

(مسئله 1721) اگر مرد روزه دار همسر روزه دار خود را به جماع مجبور کرده و زن در وسط کار به جماع راضی شده است ، دو کفاره بر مرد و یک کفاره بر زن واجب می شود ؛ ولی اگر مرد همسر خود را به مبطلات دیگری غیر از جماع مجبور کند ، کفارة روزة زن بر هیچ یک از آن دو واجب نیست .

(مسئله 1722) اگر مرد روزه دار در ماه رمضان با همسر روزه دار خود که خواب است جماع نماید یک کفاره بر او واجب می شود ؛ و روزة زن صحیح است و کفاره هم بر او واجب نیست .

(مسئله 1723) کسی که به واسطة مسافرت یا بیماری روزه نمی گیرد نمی تواند زن روزه دار خود را به جماع مجبور کند ؛ و اگر مجبور نماید کفاره بر خود مرد واجب نیست ، ولی بنا بر احتیاط واجب کفارة زن را بپردازد .

(مسئله 1724) انسان نباید در به جا آوردن کفاره کوتاهی کند ؛ ولی لازم نیست فوراً آن را انجام دهد ، هر چند بهتر است . و اگر چند سال طول بکشد و کفاره را به جا نیاورد چیزی به آن افزوده نمی شود .

(مسئله 1725) کسی که قضای روزة رمضان را گرفته ، اگر تا اذان ظهر آن را باطل نکرده است دیگر نمی تواند باطل کند ؛ و اگر بعد از ظهر از روی عمد آن را باطل کند باید به ده فقیر هر کدام یک مدّ (حدود 750 گرم) طعام بدهد ؛ و اگر نمی تواند باید سه روز روزه بگیرد و بنا بر احتیاط واجب باید پی در پی باشد . و بنا بر احتیاط مستحب خوب است به جای ده فقیر شصت فقیر را طعام بدهد .

مواردی که فقط قضای روزه واجب است

(مسئله 1726) در موارد زیر تنها قضای روزه بر انسان واجب می شود:
1_ هرگاه بدون انجام کاری که روزه را باطل می کند قصد کند روزة خود را به هم بزند و روزه نباشد ، یا نیت ریا کند و یا نیت روزه نکند .
2_ هرگاه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کند و با حال جنابت یک یا چند روز روزه بگیرد .
3_ هرگاه در ماه رمضان بدون اینکه تحقیق کند صبح شده یا نه ، کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده است ؛ بلکه در صورتی که پس از تحقیق گمان به صبح داشته یا بنا بر احتیاط گمان به شب داشته یا شک داشته که صبح شده یا نه و کاری که روزه را باطل می کند انجام داده و بعد معلوم شود صبح بوده قضای آن روزه بر او واجب می شود . ولی اگر بعد از تحقیق یقین کند که صبح نشده و چیزی بخورد و بعد معلوم شود صبح بوده قضا واجب نیست .
4_ هرگاه به گفتة کسی که می گوید صبح نشده کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده است ؛ خواه گفتة آن فرد برای او حجت باشد یا نه .
5_ هرگاه به گفتة کسی که می گوید صبح شده یقین نکند یا خیال کند شوخی کرده و کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده است.
6_ هرگاه نابینا و مانند آن به گفتة کسی که می گوید مغرب شده اطمینان کرده و افطار کند و بعد معلوم شود مغرب نبوده است .
7_ بنا بر احتیاط هرگاه در هوای صاف به علت تاریک شدن هوا یقین کند مغرب شده و افطار نماید و پس از آن معلوم شود مغرب نبوده است ؛ ولی اگر در هوای ابری با اطمینان به مغرب افطار کند و پس از آن معلوم شود مغرب نبوده قضا لازم نیست .
8 _ اگر به گفتة دو عادل روزة خود را افطار کند یا به گفتة کسی اطمینان پیدا کند مغرب شده و افطار نماید ولی بعد معلوم شود مغرب نشده است .
9_ هرگاه بی جهت یا برای خنک شدن مضمضه کند _ یعنی آب را در دهان بگرداند_ و بی اختیار فرو رود ؛ ولی اگر فراموش کند روزه است یا برای وضوی نماز واجب مضمضه کند و بی اختیار فرو رود قضا بر او واجب نیست .
10_ بنا بر احتیاط اگر چیز دیگری غیر از آب را در دهان ببرد و بی اختیار فرو رود ، یا آب را برای استنشاق در بینی نماید و اتفاقاً فرو رود .
11_ بنا بر احتیاط واجب هرگاه نمی توانسته مسئله را یاد بگیرد یا اصلاً متوجه مسئله نبوده و یا یقین داشته فلان چیز روزه را باطل نمی کند و آن را انجام داده است .
12_ بنا بر احتیاط هرگاه با همسرش ملاعبه کند و بدون اینکه قصد یا عادت داشته باشد بدون اختیار منی از او خارج شود .

مواردی که قضا و کفاره هر دو واجب است

(مسئله 1727) در موارد زیر علاوه بر قضا کفاره نیز بر انسان واجب می شود:
1_ اگر از روی علم و آگاهی و عمد یکی از مبطلات روزه را انجام دهد ؛ و همچنین بنا بر احتیاط واجب اگر عمداً سر زیر آب برد یا قی کند یا اماله نماید و یا نسبت دروغ به خدا یا پیامبر علیه السلام و امامان علیه السلام بدهد .
2_ بنا بر احتیاط واجب اگر در یاد گرفتن مسئله کوتاهی نموده و به دلیل ندانستن مسئله روزة خود را باطل کرده باشد .
3_ چنانچه بر اثر آروغ زدن چیزی را که در دهانش آمده از روی عمد فرو برد .
4_ اگر شک کند مغرب شده یا نه و یا گمان کند مغرب شده است و با این حال عمداً افطار کند .
5_ اگر با اینکه توان تشخیص وقت را داشته به گفتة شخصی که در شرع اعتبار ندارد روزة خود را افطار نماید و بعد معلوم شود مغرب نشده است .
6_ اگر غیر از جماع و استمناء کاری که حلال است و روزه را باطل می کند انجام دهد و بعد با کار حرامی به جز جماع و استمناء روزة خود را باطل نماید ؛ گرچه در این صورت بنا بر احتیاط مستحب کفارة جمع بدهد .
7_ بنا بر احتیاط مسافری که پیش از رسیدن به حد ترخّص عمداً روزة خود را باطل کند .

(مسئله 1728) اگر روزة روز معینی را که بر اثر نذر بر خود واجب نموده از روی عمد باطل نماید ، علاوه بر قضای آن بنا بر احتیاط واجب شصت فقیر را اطعام کند تا سیر شوند .

موارد کفاره ی جمع

(مسئله 1729) بنا بر احتیاط واجب در موارد زیر کفارة جمع بر انسان واجب می شود یعنی هم باید دو ماه را روزه بگیرد و هم شصت فقیر را سیر نماید و هم یک بنده را در صورت امکان آزاد کند:
1_ هرگاه روزه دار با چیز حرام روزة خود را باطل کند ؛ چه آن چیز اصلاً حرام باشد _ مثل شراب و زنا _ یا به جهتی حرام شده باشد ؛ مثل نزدیکی با همسر در حال حیض ، یا خوردن و آشامیدن چیزی که برای او ضرر قابل توجه دارد .
2_ هرگاه روزه دار دروغی را به خدا یا پیامبر صلی الله علیه و آله یا یکی از امامان علیه السلام و یا بنا بر احتیاط به حضرت زهرا سلام الله علیها یا سایر پیامبران و جانشینان آنان نسبت دهد .
3_ هرگاه روزه دار آروغ بزند و چیزی که از صورت غذا بودن بیرون رفته مانند خون که خود شیء حرام است به دهانش بیاید و از روی عمد فرو دهد ، بنا بر احتیاط واجب کفاره جمع بدهد .

(مسئله 1730) کسی که کفارة جمع بر او واجب شده است اگر نتواند هم دو ماه روزه بگیرد و هم شصت فقیر را سیر نماید و هم یک بنده آزاد کند ، هر کدام از آنها را که ممکن است باید انجام دهد .

موارد تکرار کفاره

(مسئله 1731) بنا بر احتیاط واجب در موارد زیر کفارة روزة رمضان تکرار می شود:
1_ اگر از روی عمد در یک روز ماه رمضان چند مرتبه جماع یا استمناء نماید ، که بنا بر احتیاط واجب باید به تعداد جماع یا استمناء کفاره بدهد ؛ ولی اگر
چند مرتبه کار دیگری که روزه را باطل می کند انجام دهد _ مثلاً چند مرتبه غذا بخورد _ یک کفاره کافی است .
2_ اگر غیر از جماع و استمناء کار دیگری که روزه را باطل می کند انجام دهد و بعد با همسر خود جماع نماید ، که بنا بر احتیاط برای هر کدام یک کفاره واجب می شود .
3_ هرگاه از راه حرام جماع کند و بعد با همسر خود جماع نماید ، که بنا بر احتیاط واجب یک کفارة جمع و یک کفارة غیر جمع بدهد .

(مسئله 1732) اگر روزه دار جماع و استمناء را که به واسطة آن کفارة جمع واجب می شود چند بار انجام دهد ، بنا بر احتیاط واجب به تعداد آنها کفارة جمع را تکرار نماید ، ولی در جماع با همسر یک کفاره جمع کافی است .

احکام روزة قضا

(مسئله 1733) اگر دیوانه ای عاقل شود یا کافری مسلمان گردد ، قضای روزه های زمان دیوانگی یا کفر بر او واجب نیست ؛ ولی اگر مسلمانی کافر شود و دوباره مسلمان گردد قضای روزه های زمان کفر بر او واجب است .

(مسئله 1734) روزه ای که از انسان به واسطة مستی ترک شده باید قضا شود ، هرچند چیزی را که به وسیلة آن مست شده برای معالجه خورده باشد ؛ بلکه اگر نیت روزه کرده و مست شده بنا بر احتیاط واجب باید آن روزه را تمام کند و قضای آن را نیز به جا آورد .

(مسئله 1735) کسی که برای عذری یا بدون عذر چند روز را روزه نگرفته و بعد در شمارة آن شک کرده دو حالت دارد:
1_ اگر شک کند که چه وقت عذرش برطرف شده بنا بر احتیاط واجب باید به احتمال بیشتر عمل کند ؛ مثل کسی که پیش از ماه رمضان به مسافرت رفته و نمی داند پنجم رمضان از سفر بازگشته یا ششم ، چنین شخصی باید احتیاطاً شش روز را روزه بگیرد .
2_ اگر شک کند که چه وقت عذر برایش پیدا شده می تواند مقدار کمتر را قضا نماید ؛ مثل کسی که در روزهای آخر ماه رمضان مسافرت کرده و بعد از رمضان نمی داند که ابتدای سفر او بیست و پنجم بوده یا بیست و ششم ، چنین شخصی می تواند روز بیست و ششم را روز شروع مسافرت خود حساب کند و پنج روزة قضا بگیرد ؛ مگر این که مقدار روزهایی را که روزه نگرفته می دانسته و بعد فراموش کرده باشد که در این صورت بنا بر احتیاط مقدار بیشتر را که احتمال می دهد قضا نماید .
در احکام استحاضه گفته شد روزه های خود را بگیرد ؛ و در این صورت دیگر قضا ندارد .

(مسئله 1737) اگر در ماه رمضان به واسطة عذری روزه نگیرد و پس از رمضان عذر او برطرف شود ، بنابر احتیاط واجب تا رمضان سال بعد قضای آن را به جا آورد ؛ و چنانچه تا رمضان آینده از روی عمد قضای روزه را نگیرد باید علاوه بر قضای روزه برای هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهد .

(مسئله 1738) اگر در قضای روزة رمضان کوتاهی کند تا وقت تنگ شود و در تنگی وقت عذری پیدا کند ، باید روزه ها را پس از رمضان قضا نماید و برای هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهد .

(مسئله 1739) اگر موقعی که عذر دارد تصمیم داشته باشد که پس از برطرف شدن عذر روزه های خود را قضا کند و پیش از آن که قضا نماید در تنگی وقت عذری پیدا کند ، باید قضای آن را بگیرد و بنا بر احتیاط واجب برای هر روز هم یک مدّ طعام به فقیر بدهد .

(مسئله 1740) اگر بیماری انسان چند سال ادامه پیدا کند و پس از بهبودی تا رمضان آینده به اندازة قضا وقت داشته باشد ، باید قضای رمضان آخر را بگیرد و برای هر روز از سالهای پیش یک مدّ طعام به فقیر بدهد و قضای آنها واجب نیست .

(مسئله 1741) کسی که از چند ماه رمضان روزة قضا دارد ، قضای هرکدام را که اول بگیرد مانعی ندارد ؛ ولی اگر وقت قضای رمضان آخر تنگ باشد _ مثل آن که پنج روز از رمضان آخر قضا داشته و پنج روز هم به رمضان مانده باشد _ بنا بر احتیاط واجب اول قضای رمضان آخر را بگیرد .

(مسئله 1742) اگر قضای روزة چند رمضان بر او واجب باشد خوب است معین کند _ گرچه به طور اجمال _ که قضای کدام رمضان را به جا می آورد ؛ ولی اگر به طور کلی قصد نماید ، قضای رمضان جلوتر محسوب می شود .

(مسئله 1743) کسی که به نیت قضای روزة رمضان روزه گرفته ، اگر وقت قضای روزة او تنگ نباشد می تواند پیش از ظهر روزة خود را باطل نماید ؛ ولی بعد از ظهر جایز نیست آن را باطل کند بلکه کفاره هم دارد .

(مسئله 1744) اگر به دلیل بیماری روزة رمضان را نگیرد و بیماری او تا رمضان سال بعد ادامه یابد ، قضای روزه هایی را که نگرفته بر او واجب نیست هر چند احوط است ؛ و باید برای هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهد . ولی چنانچه به واسطة عذر دیگری _ مثلاً مسافرت _ روزه نگرفته و عذر او تا رمضان سال بعد باقی بماند ، باید روزه هایی را که نگرفته قضا کند و بنا بر احتیاط واجب برای هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهد .

(مسئله 1745) اگر به علت بیماری روزة رمضان را نگیرد و پس از رمضان
آن بیماری بهبود یابد ولی عذر دیگری پیدا کند که نتواند تا رمضان سال بعد قضای آن را به جا آورد ، باید روزه هایی را که نگرفته قضا نماید ؛ همچنین اگر به علت دیگری غیر از بیماری روزة رمضان را نگیرد و پس از رمضان آن عذر برطرف شود ولی به علت بیماری نتواند تا رمضان بعد روزه بگیرد ، باید روزه هایی را که نگرفته قضا نماید ؛ و در هر دو صورت بنا بر احتیاط واجب برای هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهد .

(مسئله 1746) اگر قضای روزة رمضان را چند سال تأخیر بیندازد باید آن را به جا آورد و برای هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهد ؛ و با تکرار سالهای تأخیر چیزی به کفاره اضافه نمی شود .

(مسئله 1747) اگر از روی عمد روزة رمضان را نگیرد باید قضای آن را به جا آورد و برای هر روز دو ماه روزه بگیرد یا به شصت فقیر طعام دهد ؛ و چنانچه تا رمضان آینده قضای آن روزه را به جا نیاورد بنا بر احتیاط واجب برای هر روز نیز یک مدّ طعام بدهد .

(مسئله 1748) اگر قضای روزة میتی را _ به طور مجانی یا استیجار _ گرفته باشد بنا بر احتیاط واجب بعد از ظهر آن را باطل نکند .

(مسئله 1749) اگر به علت بیماری یا حیض و یا نفاس روزة رمضان را نگیرد و پیش از تمام شدن ماه رمضان بمیرد ، لازم نیست روزه های او را قضا کنند ؛ ولی اگر به علت مسافرت روزة رمضان را نگیرد و پیش از تمام شدن رمضان بمیرد باید برای او قضا کنند .

(مسئله 1750) پس از مرگ پدر بزرگترین وارث مرد طبق طبقات ارث باید قضای نماز و روزة او را به تفصیلی که در مسئله 1401 گذشت به جا آورد ؛ این حکم بنا بر احتیاط در مورد مادر هم جاری است . همچنین است اگر پدر یا مادر به جز روزة رمضان روزة واجب دیگری را _ مانند روزة نذر _ نگرفته باشند . در این موارد اگر پدر میت زنده است بنا بر احتیاط با کمک پسر بزرگتر میت این کار را انجام دهد .

(مسئله 1751) اگر میت به خاطر مسافرت روزه های خود را نگرفته باشد ، ولیّ او _ یعنی پسر بزرگتر و بنابر احتیاط واجب بزرگترین وارث مرد مطابق طبقات ارث _ باید قضای آنها را به جا آورد ؛ ولی اگر به خاطر بیماری روزه ها را نگرفته است ، قضای آنها در صورتی بر ولیّ او واجب می شود که بر خود او قضای آنها واجب بوده و به جا نیاورده است .

احکام روزة مسافر

(مسئله 1752) مسافری که باید نمازهای چهار رکعتی را دو رکعتی بخواند
نباید روزه بگیرد ؛ ولی مسافری که نمازش تمام است _ مثل کسی که شغلش مسافرت است _ باید روزة خود را هم بگیرد .

(مسئله 1753) مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد ، هرچند برای فرار از روزه باشد ولی مسافرت پیش از روز بیست و چهارم رمضان مکروه است ؛ مگر این که مسافرت به قصد انجام عمره یا حج و یا کار ضروری دیگر باشد .

(مسئله 1754) اگر غیر از روزة رمضان و نذر معین ، روزة معین دیگری بر انسان واجب باشد بنا بر احتیاط مستحب در آن روز مسافرت نکند ؛ مگر آن که ضرورتی پیش آید . و اگر در سفر باشد باید قصد کند ده روز آنجا بماند و آن روز را روزه بگیرد ؛ ولی اگر نذر کرده باشد روز معینی را روزه بگیرد بنا بر اقوی می تواند در آن روز مسافرت نماید و در سفر روزه نگیرد ؛ و بنا بر احتیاط واجب قضای آن را به جا آورد .

(مسئله 1755) اگر نذر کند روزه بگیرد و روز آن را معین نکند نمی تواند آن را در سفر به جا آورد ؛ ولی چنانچه نذر کند که روز معینی را در سفر روزه بگیرد باید آن را در سفر به جا آورد . همچنین اگر نذر کند روز معینی را _ چه مسافر باشد یا نباشد _ روزه بگیرد باید آن روز را گرچه مسافر باشد روزه بگیرد .

(مسئله 1756) گرفتن روزة مستحبی در سفر جایز نیست ؛ ولی مسافر می تواند برای برآورده شدن حاجت سه روز در مدینة منوره روزة مستحبی بگیرد ؛ به شرط آن که روزة قضا به عهدة او نباشد . و احوط آن است که روزهای چهارشنبه ، پنجشنبه و جمعه باشد .

(مسئله 1757) کسی که نمی داند روزة مسافر باطل است اگر در سفر روزه بگیرد و در بین روز به مسئله آگاه شود روزه اش باطل می شود ؛ و اگر تا مغرب نفهمد روزه اش صحیح است . ولی اگر مسئله را می دانسته و فراموش کرده یا متوجه نیست که مسافر می باشد روزه اش باطل است .

(مسئله 1758) کسی که روزه است و قصد مسافرت دارد یکی از چند حالت را دارد:
1_ اگر پس از اذان ظهر مسافرت کند ، روزه اش صحیح است و باید آن را تمام نماید.
2_ اگر پیش از ظهر از وطن خارج شود و قصد کمتر از هشت فرسخ داشته باشد یا بخواهد کمتر از چهار فرسخ برود و برگردد ، روزه اش صحیح است و باید آن را به پایان ببرد .
3_ اگر پیش از ظهر از وطن خارج شود و قصد حداقل هشت فرسخ رفت یا چهار فرسخ رفت و چهار فرسخ برگشت را داشته باشد ، پس از رسیدن به حد ترخّص روزة او صحیح نیست و قضای آن واجب می شود ؛ هر چند اگر از شب قبل
قصد مسافرت نداشته احوط آن است که روزه را تمام کرده و قضای آن را هم به جا آورد . و چنانچه مسافر پیش از رسیدن به حد ترخّص روزة خود را باطل کند بنابر احتیاط کفاره نیز بر او واجب می شود.

(مسئله 1759) اگر مسافر پیش از ظهر به وطن خود یا جایی که می خواهد ده روز در آنجا بماند برسد ، چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد باید آن روز را روزه بگیرد ؛ و اگر انجام داده روزة آن روز بر او واجب نیست ، بلکه صحیح هم نمی باشد .

(مسئله 1760) اگر مسافر بعد از ظهر به وطن خود یا جایی که می خواهد ده روز در آنجا بماند برسد ، گرچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد روزة آن روز صحیح نیست .

(مسئله 1761) مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند اگر روزه بگیرد و بعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود یکی از دو حالت را دارد:
1_ چنانچه یک نماز چهار رکعتی اداء خوانده باشد ، روزه اش صحیح است و تا وقتی در آنجاست باید نمازهای خود را تمام بخواند و روزه هایش را نیز بگیرد .
2_ چنانچه یک نماز چهار رکعتی اداء نخوانده باشد ، روزة آن روزش صحیح است ولی نمازهای خود را باید شکسته بخواند و در روزهای بعد هم نمی تواند روزه بگیرد .

(مسئله 1762) مسافر و کسی که از روزه گرفتن عذر دارد مکروه است در روز ماه رمضان جماع نماید ، و یا در خوردن و آشامیدن خود را کاملا سیر کند .

(مسئله 1763) مسافری که نمازش شکسته می شود نمی تواند در مسافرت روزه بگیرد.

(مسئله 1764) در چند مورد روزة مسافر صحیح است از آن جمله:
1_ مسافری که جاهل به مسئله باشد و نداند که روزة مسافر صحیح نیست .
2_ روزة نذری که مشروط به سفر باشد ، مثلا نذر کند که اگر روز دحوالأرض موفق به زیارت باشد در آنجا روزه بگیرد .
3_ روزة نذری که به صورت مطلق اعم از سفر و حضر باشد ، مثلاً نذر کند که روز نیمة شعبان را چه در سفر باشد یا در حضر ، روزه بگیرد .
4_ سه روز از ده روز روزة بدل قربانی ، که در مکة معظمه بگیرد .
5_ سه روز روزه برای برآورده شدن حاجت که روزهای چهارشنبه ، پنجشنبه و جمعه در ضمن عمل خاصی در مدینه منوره گرفته می شود .

(مسئله 1765) مسافر نمی تواند روزة مستحبی بگیرد مگر سه روز ، روزة حاجت در مدینة منوره چنان که ذکر شد .

(مسئله 1766) کسی که در ماه رمضان قصد سفر دارد پیش از رسیدن به حد
ترخّص نمی تواند روزه اش را بشکند و اگر عمداً با توجه به حرام بودن آن پیش از حد ترخّص آن را بشکند قضا و کفاره بر او واجب می شود .

(مسئله 1767) روزه داری که بعد از ظهر مسافرت کند حتماً باید بر روزه اش باقی باشد خواه از شب قصد سفر داشته باشد یا نه .

(مسئله 1768) مسافری که پیش از ظهر به وطنش برگردد اگر در راه چیزی که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد باید نیت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد .

کسانی که روزه بر آنها واجب نیست

(مسئله 1769) کسانی که روزه بر آنها واجب نیست عبارتند از:
1_ کسی که به علت پیری توانایی روزه گرفتن ندارد و یا روزه گرفتن برای او مشقت داشته باشد ؛ ولی در صورت دوم و نیز بنا بر احتیاط واجب در صورت اول باید برای هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهد ؛ هر چند بهتر پرداخت دو مدّ طعام می باشد . و چنین شخصی اگر بتواند پس از ماه رمضان بدون مشقت روزه های خود را قضا کند بنا بر احتیاط مستحب قضای آن را به جا آورد .
2_ کسی که مرضی دارد که زیاد تشنه می شود و توان و تحمل تشنگی را ندارد یا برای او مشقت دارد ؛ و در صورت دوم و نیز بنا بر احتیاط واجب در صورت اول باید برای هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهد . و بهتر آن است که بیشتر از مقدار ضرورت آب نیاشامد و چنانچه بعد بتواند روزه بگیرد بنا بر احتیاط روزه هایی را که نگرفته قضا نماید .
3_ زنی که وضع حمل او نزدیک است و روزه برای بچة او زیان دارد یا موجب ضرر برای خود او می شود ؛ و در صورت اول و نیز بنا بر احتیاط واجب در صورت دوم باید برای هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت باید روزه هایی را که نگرفته قضا نماید .
4_ زنی که بچه شیر می دهد و شیر او کم است _ چه مادر بچه باشد یا دایة او و چه با اجرت شیر دهد یا بی اجرت _ و روزه برای بچه ای که شیر می خورد یا برای خود او ضرر دارد ؛ و در صورت اول و نیز بنا بر احتیاط واجب در صورت دوم باید برای هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت باید روزه هایی را که نگرفته قضا نماید . و اگر کسی پیدا شود که بدون اجرت یا با گرفتن اجرت از پدر یا مادر بچه یا فرد دیگر بچه را شیر دهد بنا بر احتیاط بچه را به او بدهد و روزه را بگیرد .

(مسئله 1770) اگر روزه موجب ضعف انسان گردد نمی تواند ازگرفتن آن خودداری کند ؛ ولی اگر به حد حرج و مشقت برسد می تواند روزه نگیرد و بعد قضای آن را به جا آورد ؛ ولی بنا بر احتیاط تنها به مقدار ضرورت غذا یا آب
مصرف نماید .

(مسئله 1771) دختری که به سن بلوغ رسیده ولی از لحاظ جسمی به گونه ای است که انجام عبادات مخصوصاً روزه برای او مقدور نیست یا عسر و حرج دارد و یا موجب زیان و ضرر برای اوست تکلیف از او ساقط می شود ، ولی هر وقت توانست باید آن را قضا نماید .

روزه های حرام و مکروه

(مسئله 1772) روزه داری در موارد متعددی از جمله موارد زیر حرام است:
1و2_ روزه عید فطر و قربان
3_ در روزی که نمی داند آخر شعبان است یا اول رمضان اگر به نیت اول رمضان روزه بگیرد .
4_ بنا بر احتیاط واجب روزة مستحبی زن اگر باعث پایمال شدن حقوق شوهر شود .
5_ بنا بر احتیاط واجب روزة مستحبی زنی که شوهرش او را از روزة مستحبی نهی کرده باشد ؛ هر چند حق شوهر هم از بین نرود .
6_ روزة مستحبی فرزند اگر باعث آزار پدر یا مادر شود ؛ و نیز بنا بر احتیاط واجب در صورتی که آنان او را از گرفتن روزة مستحبی نهی کرده باشند . و بنا بر احتیاط جد پدری نیز همین حکم را دارد .
7_ روزه ای که برای روزه دار ضرر و زیان داشته باشد .
8 _ روزة شخص مسافر مگر در مواردی که استثناء شده است و در مسئله 1752 بیان شد .

(مسئله 1773) اگر فرزند بدون اجازة پدر یا مادر روزة مستحبی بگیرد و در بین روز او را نهی کنند ، بنا بر احتیاط واجب باید افطار نماید .

(مسئله 1774) کسی که می داند روزه برای او ضرر ندارد _ گرچه پزشک بگوید ضرر دارد _ باید روزة واجب را بگیرد ؛ به شرط آن که در واقع هم ضرر نداشته باشد . و کسی که یقین یا گمان و یا احتمال موجهی که موجب ترس می باشد دارد که روزه برای او ضرر دارد _ گرچه پزشک بگوید ضرر ندارد _ نباید روزه بگیرد ؛ و اگر روزه بگیرد صحیح نیست ؛ مگر آن که قصد قربت از او محقق شود و معلوم شود ضرر نداشته است .

(مسئله 1775) اگر انسان مردد باشد که روزه برای او ضرر دارد یا نه و پزشک حاذق که گفتة او وثوق آورد باشد نظر دهد ، نظر پزشک برای او حجت می باشد .

(مسئله 1776) کسی که عقیده دارد روزه برای او ضرر ندارد ، چنانچه روزه بگیرد و پس از مغرب معلوم شود روزه برای او ضرر داشته باید قضای آن را به جا آورد .

(مسئله 1777) روزة روز عاشورا و روزی که انسان شک دارد روزه عرفه است یا عید قربان مکروه است . همچنین روزه روز عرفه برای کسی که روزه او را از دعاهای آن روز باز می دارد و نیز روزة مستحبی فرزند بدون احراز رضایت پدر یا مادر مکروه می باشد .

روزه های مستحب

(مسئله 1778) روزة تمام روزهای سال به جز روزه های حرام و مکروه که گفته شد مستحب است ؛ و برای بعضی از روزها بیشتر سفارش شده است ، از جمله:
1_ پنجشنبة اول و پنجشنبة آخر ماه و چهارشنبة اولی که بعد از روز دهم ماه است .
2_ سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه .
3_ تمام ماه رجب و شعبان و بعضی از این دو ماه ، گرچه یک روز باشد .
4_ روز اول تا نهم ذی حجه (روز عرفه)
5_ روز بیست و پنجم و بیست و نهم ذی قعده .
6_ روز اول و سوم محرم .
7_ روز عید مبعث پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله «27 رجب»
8_ روز میلاد مسعود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله «17 ربیع الاول»
9_ روز عید سعید غدیر خم «18 ذی حجه»
10_ روز عید نوروز

(مسئله 1779) کسی که روزة قضا یا روزة واجب دیگری به عهده دارد نمی تواند روزة مستحبی بگیرد ؛ ولی اگر روزة استیجاری به عهدة او باشد گرفتن روزة مستحبی اشکال ندارد .

(مسئله 1780) کسی که روزة مستحبی می گیرد واجب نیست آن را به آخر برساند ؛ بلکه اگر فرد مؤمنی او را به خوردن غذا دعوت کند مستحب است دعوت او را قبول کرده و در بین روز افطار نماید .

مواردی که مستحب است از مبطلات روزه خودداری شود

(مسئله 1781) برای شش گروه مستحب است در ماه رمضان اگر چه روزه دار نباشند از کاری که روزه را باطل می کند خودداری نمایند:
1_ مسافری که در سفر کاری که روزه را باطل می کند انجام داده باشد و پیش از ظهر به وطنش یا به جایی که می خواهد ده روز بماند برسد .
2_ مسافری که بعد از ظهر به وطنش یا به جایی که می خواهد ده روز بماند برسد .
3_ بیماری که پیش از ظهر خوب شود و کاری که روزه را باطل می کند انجام داده باشد .
4_ بیماری که بعد از ظهر خوب شود .
5_ زنی که در بین روز از خون حیض یا نفاس پاک شود .
6_ کافری که بعد از ظهر ماه رمضان مسلمان شود .

(مسئله 1782) مستحب است روزه دار نماز مغرب را پیش از افطار کردن بخواند ؛ ولی اگر کسی که منتظر اوست یا میل زیادی به غذا دارد که نمی تواند با حضور قلب نماز بخواند بهتر است اول افطار نماید ؛ ولی به قدری که ممکن است نماز را در وقت فضیلت آن به جا آورد .

مکروهات

(مسئله 1783) چند چیز برای روزه دار مکروه است ، از جمله:
1_ دوا ریختن به چشم و سرمه کشیدن ؛ ولی اگر مزة آن به حلق برسد احوط اجتناب است .
2_ انجام هر کاری که _ مانند خون گرفتن یا حمام رفتن _ موجب ضعف انسان می شود .
3_ انفیه کشیدن اگر نداند که به حلق می رسد ؛ و چنانچه بداند به حلق می رسد جایز نیست .
4_ بو کردن گیاهان معطر .
5_ خیس کردن لباسی که در بدن دارد .
6_ هر کاری که به واسطة آن خون از دهان بیاید مانند کشیدن دندان .
7_ انجام هر کاری که شهوت را تحریک می کند ؛ در صورتی که قصد بیرون آمدن منی نداشته و چنین عادت و حالتی نیز نداشته باشد . و اگر به قصد بیرون آمدن منی باشد و منی هم بیرون آید روزة او باطل می شود .
8 _ برای غیر وضو مضمضه کردن .
9_ مجادله کردن .

راه ثابت شدن اول ماه

(مسئله 1784) اول ماه به یکی از پنج راه ثابت می شود:
1_ خود انسان ماه را بدون استفاده از دستگاه ببیند .
2_ دو مرد عادل گواهی دهند که در شب ماه را دیده اند ؛ به شرط آن که شهادت هر یک دربارة صفات ماه خلاف دیگری و یا خلاف واقع نباشد ؛ اما اگر فقط در تشخیص بعضی خصوصیات اختلاف داشته باشند _ مثل آن که یکی بگوید ماه بلند بوده و دیگری بگوید بلند نبوده _ به گفتة آنان ماه ثابت می شود .
3_ عده ای که از گفتة آنان یقین یا اطمینان پیدا می شود بگویند ماه را دیده ایم ؛ همچنین است هر چیزی که به واسطة آن یقین یا اطمینان پیدا می شود .
4_ سی روز از آغاز ماه شعبان بگذرد که به واسطة آن اول ماه رمضان ثابت می شود ؛ و سی روز ازاول ماه رمضان بگذرد که به واسطة آن اول ماه شوال «عید فطر» ثابت می شود .
5_ حاکم شرع جامع الشرایط حکم کند که اول ماه است .

(مسئله 1785) اگر حاکم شرع جامع الشرایط حکم کند که اول ماه است ، کسی هم که از او تقلید نمی کند باید به حکم او عمل نماید ؛ ولی کسی که می داند حاکم شرع اشتباه کرده یا او را جامع الشرایط نمی داند نمی تواند به حکم او عمل کند .

(مسئله 1786) اول ماه با پیشگویی منجمین و شهادت زنان ثابت نمی شود ؛ ولی اگر انسان از گفتة آنان یقین یا اطمینان پیدا کند باید به آن عمل نماید .

(مسئله 1787) بلند بودن ماه یا دیر غروب کردن آن دلیل بر این که شب پیش ، شب اول ماه بوده نیست .

(مسئله 1788) اگر اول ماه رمضان برای کسی ثابت نشود و روزه نگیرد ، چنانچه دو مرد عادل بگویند شب پیش ماه را دیده ایم باید روزة آن روز را قضا کند ؛ و اگر در همان روز باشد ، بقیة روز هم از کارهایی که روزه را باطل می کند بپرهیزد .

(مسئله 1789) روزی را که انسان نمی داند «آخر رمضان» است یا «اول شوال» باید روزه بگیرد ؛ ولی اگر پیش از مغرب بفهمد اول شوال بوده یا دو مرد عادل شهادت دهند باید افطار نماید .

(مسئله 1790) در هوای صاف اگر بیشتر مردم در صدد دیدن ماه بوده اند و با این حال ماه را ندیده باشند و فقط دو مرد عادل به آن شهادت دهند _ چون در معرض اشتباه می باشند _ اعتبار شهادت آنان محل اشکال است .

(مسئله 1791) شهادت دو مرد عادل باید از روی حس و دیدن باشد ؛ پس اگر از روی حدس و یا قواعد علمی شهادت دهند اعتباری ندارد .

(مسئله 1792) اگر در شهری اول ماه ثابت شود برای مردم شهرهای دیگر فایده ندارد مگر آن که فاصلة آنها کم باشد ، یا انسان بداند که افق آنها یکی است و یا بداند در آن شهری که ماه دیده شده آفتاب زودتر از شهر خودش غروب می کند .

(مسئله 1793) اگر زندانی نتواند به اول ماه رمضان یقین کند باید به گمان عمل
نماید و اگر آن هم ممکن نشد هر ماهی که روزه بگیرد صحیح است ؛ و باید پس از گذشت یازده ماه از ماهی که روزه گرفته دوباره یک ماه روزه بگیرد . ولی اگر بعد گمان پیدا کند باید به آن عمل نماید .

احکام اعتکاف

«اعتکاف» آن است که انسان به قصد قربت و تعبد و به منظور عبادت خداوند عزوجل _ با شرایطی که گفته می شود _ در مسجد بماند ؛ این عمل از مستحباتی است که دربارة آن سفارش زیادی شده است . از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمودند: اعتکاف ده روز در ماه رمضان معادل دو حج و دو عمره است . و نقل شده که خود آن حضرت دهة آخر ماه رمضان در مسجد اعتکاف می کردند و رختخواب آن حضرت جمع می شد .

(مسئله 1794) انجام اعتکاف در هر موقع از سال _ به جز روزهایی که روزه در آن حرام می باشد _ صحیح است و بهترین وقت آن ماه رمضان به ویژه ده روز آخر آن می باشد.

(مسئله 1795) اعتکاف یک عمل مستحبی است ؛ ولی به واسطة نذر و مانند آن بر انسان واجب می شود .

(مسئله 1796) مستحب است شخصی که اعتکاف می کند نمازها و دعاهایی را که در این زمینه وارد شده است به هر اندازه که می تواند به جا آورد .

شرایط اعتکاف

(مسئله 1797) شرایط صحت اعتکاف عبارت است از:
1_ «اسلام» ؛ پس اعتکاف از غیر مسلمان صحیح نیست و ایمان شرط قبول آن است .
2_ «عقل» .
3_ «قصد قربت» ؛ پس اگر برای غیر خدا باشد صحیح نیست .
4_ «روزه گرفتن» ؛ پس اگر شخصی به هر دلیل نتواند روزه بگیرد اعتکاف او صحیح نیست .
5_ «ماندن سه روز در مسجد» ؛ پس اگر کمتر بماند یا قصد کند که کمتر بماند اعتکاف او صحیح نیست .

(مسئله 1798) بنابراحتیاط واجب اعتکاف باید در یکی از چهار مسجد (مسجدالحرام مسجدالنبی صلی الله علیه و آله ، مسجد کوفه ، مسجد بصره) و یا مسجدی که در آن نماز جمعة صحیح خوانده می شود انجام شود ؛ و اگر در غیر این مساجد باشد به امید ثواب انجام دهد .

(مسئله 1799) کسی که اعتکاف می کند باید سه روز را به طور مستمر در مسجد بماند ، مگر این که خارج شدن از مسجد ضرورت داشته باشد ؛ مثلاً برای قضای حاجت ناچار باشد از مسجد خارج شود .

(مسئله 1800) اگر در بین اعتکاف محتلم شود باید فوراً برای غسل کردن از مسجد خارج شود و پس از غسل بلافاصله به مسجد برگردد ؛ و برای غسل به قدر ضرورت و انجام واجبات آن اکتفا نماید .

(مسئله 1801) اعتکاف همسر نسبت به دو روز اول باید با اجازة شوهر باشد؛ همچنین اعتکاف فرزند _ در صورتی که موجب اذیت پدر یا مادر می شود _ بنا بر احتیاط باید با اجازة آنان باشد ؛ ولی نسبت به روز سوم اجازة آنان شرط نیست حتی نهی آنان نیز تأثیر ندارد ، زیرا ماندن روز سوم واجب است .

(مسئله 1802) کسی که اعتکاف می کند باید در روز از انجام آنچه روزه را باطل می کند بپرهیزد ؛ همچنین امور زیر _ در شب باشد یا روز _ موجب باطل شدن اعتکاف می شود:
1_ نزدیکی ؛ بلکه بنا بر احتیاط لمس یا بوسیدن از روی شهوت .
2_ بنا بر احتیاط واجب استمناء ؛ چه به شکل حرام آن باشد یا در اثر نگاه یا لمس همسر منی خارج شود .
3_ استشمام بوی خوش .
4_ خرید و فروش ؛ حتی بنا بر احتیاط واجب در امور ضروری و لازم .
5_ مجادله و بحث به منظور برتری و خودنمایی ، در امور دینی باشد یا دنیایی .

(مسئله 1803) به هم زدن اعتکاف واجب جایز نیست ؛ ولی می تواند اعتکاف
مستحب را در دو روز اول آن باطل نماید ، هر چند خلاف احتیاط است و پس از دو روز ، ماندن روز سوم واجب است .

(مسئله 1804) اگر اعتکاف خود را با انجام یکی از اموری که بیان شد باطل نماید سه صورت دارد:
1_ چنانچه اعتکاف او واجب معین باشد ، قضای آن لازم است .
2_ چنانچه اعتکاف او واجب غیر معین باشد ، باید آن را دوباره شروع کند ؛ و بهتر است آن را تمام کرده و دوباره از سر بگیرد .
3_ اگر اعتکاف او مستحب باشد ، چنانچه در دو روز اول آن را باطل کند اشکال ندارد ؛ و چنانچه پس از دو روز آن را باطل نماید باید قضای آن را به جا آورد .

(مسئله 1805) اگر اعتکاف واجب را به جماع _ هر چند در شب _ باطل نماید علاوه بر قضا باید کفاره نیز بدهد ؛ و کفارة آن مانند کفارة باطل نمودن عمدی روزة رمضان است و بنا بر احتیاط واجب ترتیب را در آن رعایت کند .

(مسئله 1806) در مواردی که قضای اعتکاف واجب می شود لازم نیست آن را فورا به جا آورد ؛ ولی نباید در انجام آن سستی و مسامحه نکند .