حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی
مرجع تقلید شیعه
حقوق متقابل پدر و مادر و فرزند
نفقه:
(مسئله 2945) «واجب النفقه» به کسی می گویند که مخارج او بر انسان واجب باشد ؛ و کسانی که واجب النفقه هستند سه دسته می باشند:
الف: زن دائم ؛ و همچنین زن موقتی که هنگام اجرای عقد شرط نفقه کرده باشد .
ب: پدر و مادر و همچنین پدران و مادران آنان ؛ هر چه بالا بروند .
ج: پسر و دختر و نیز اولاد آنان ؛ هرچه پایین روند .
(مسئله 2946) به جز سه دسته ای که در مسئله قبل بیان شد خویشاوندان دیگر همچون: برادر ، خواهر ، عمو ، عمه ، دایی ، خاله و اولاد آنان واجب النفقه نیستند ؛ ولی مستحب است در صورتی که نیازمند باشند و انسان توانایی داشته باشد نفقة آنان را نیز بدهد.
(مسئله 2947) احکام نفقة زن در مسئله «2835» و بعد از آن گذشت ؛ ولی مخارج دو دسته دیگر در صورتی واجب می شود که خودشان مال و توانایی کسب و کار نداشته باشند و انسان علاوه بر توانایی نزدیکترین فرد به آنان باشد و یا _ به ترتیبی که در مسئله بعد گفته می شود _ نزدیکترین فرد مخارج آنان را ندهد .
(مسئله 2948) بنا بر مشهور نفقة اولاد بر پدر و پدران او به ترتیب هرکدام که نزدیکترند واجب است ؛ پس «پدر» بر «جد» و جد بر «پدر جد» مقدمند . و اگر هیچ یک از آنان نباشند یا نتوانند و یا به وظیفه خود عمل نکنند بر «مادر» واجب است ؛ و اگر مادر نباشد یا نتواند و یا ندهد بر «مادرِ پدر» و «پدرِ مادر» و «مادرِ مادر» به شرکت و به طور مساوی واجب می شود .
(مسئله 2949) همچنین اگر پدر و مادر انسان از کار افتاده شوند و دارایی نداشته باشند نفقة آنان بر اولاد و نیز فرزندان آنان که تمکن دارند ، به ترتیب طبقات ، هر چند پایین روند _ پسری باشند یا دختری _ واجب است . و اگر شخص فقیر هم پدر و هم فرزند دارد باید نفقة او را به شرکت و به طور مساوی بپردارند و پسر و دختر در این جهت فرقی ندارند ؛ همچنین است بنا بر احتیاط اگر شخص فقیر هم مادر و هم فرزند داشته باشد . و اگر پدر و اولادِ اولاد دارد نفقة او بر پدر واجب است ؛ و اگر مادر و اولادِ اولاد دارد بر مادر واجب است ؛ و اگر اولادِ اولاد با جد و جدّه با هم باشند باید نفقة او را به شرکت و به طور مساوی بپردازند . و بنا بر احتیاط واجب ترتیبی که در این مسئله گفته شد رعایت شود .
(مسئله 2950) نفقة خود انسان بر نفقة زوجه مقدم است و نفقة زوجه بر نفقة خویشانِ واجب النفقه مقدم می باشد . و در خویشان واجب النفقه نیز نفقة فرد نزدیکتر بر فرد دورتر اولویت دارد ؛ مثلا نفقة پدر بر نفقة جد ، یا نفقة اولاد بر نفقة اولادِ اولاد مقدم می باشد .
(مسئله 2951) اگر فرزند صغیری خود اموال و دارایی داشته باشد ولیّ او می تواند از اموال خود او مخارجش را تأمین نماید .
(مسئله 2952) اگر شخص متمکن از دادن نفقة واجب النفقه امتناع نماید حاکم شرع او را مجبور می کند تا نفقة او را بدهد ؛ و اگر ممکن نشد حاکم شرع از مال او برداشته و هزینة زندگی آنان را تأمین می کند .
(مسئله 2953) انسان نمی تواند «زکات» و «خمس» و «کفارات» خود را به افراد واجب النفقة خود بپردازد .
(مسئله 2954) علاوه بر تأمین مخارج فرزند ، تربیت صحیح و اشراف بر امور او و آموزش خواندن و نوشتن و شنا و نیز تزویج او پس از بلوغ از حقوق فرزند بر پدر می باشد .
(مسئله 2955) در صورتی که فرزند نیاز شدید به ازدواج داشته باشد _ به طوری که با ترک آن به حرام می افتد_ بر پدر واجب است نسبت به آن اقدام نماید ؛ همچنین در صورت نیاز شدید پدر یا مادر به ازدواج و توانایی فرزند واجب است نسبت به آن اقدام نماید .
(مسئله 2956) سزاوار نیست پدر و مادر با تفاوت و تبعیض بین اولاد مالی را به آنان ببخشند ؛ مگر این که بعضی از آنها نیازمند یا دارای مرجحات عقلی و شرعی باشند .
احکام پس از ولادت
(مسئله 2957) پس از ولادت مستحب است نوزاد را غسل دهند _ بلکه بعضی از علما غسل دادن را واجب دانسته اند _ و جامة سفید بپوشانند و در گوش راست او «اذان» و در گوش چپ او «اقامه» بگویند ؛ و چنانچه ممکن باشد کام او را با آب فرات و تربت حضرت سیّدالشهداء علیه السلام و اگر نشد با آب باران یا با خرما بردارند . همچنین مستحب است برای نوزاد ولیمة ولادت بدهند .
(مسئله 2958) مستحب است نام خوبی برای نوزاد انتخاب نمایند ؛ و بهترین نامها نامی است که معنای بندگی خداوند را برساند ؛ مانند «عبدالله» و «عبدالرحیم» و «عبدالکریم» یا نامهای انبیای عظام و ائمه معصومین علیه السلام به ویژه نام «محمد» و «علی» را برای او برگزینند . و برای دختر نامهای زنان صالحه و شایسته به ویژه نام «فاطمه» بهتر است .
حضرت امام صادق علیه السلام از رسول الله صلی الله علیه و آله نقل می کنند که آن حضرت فرمودند: «نامهای خوب را نتخاب کنید ؛ زیرا شما را در قیامت با همان نامها مخاطب می سازند» .
(مسئله 2959) در روز هفتم ولادت نوزاد چند چیز مستحب است:
1_ تراشیدن سر نوزاد 2_ ختنه کردن نوازد 3_ دادن ولیمة ختنه 4_ عقیقه ؛ یعنی قربانی کردن گوسفند یا گاو و یا شتر .
(مسئله 2960) مستحب است هم وزن موهای تراشیده شدة سر نوزاد طلا یا نقره صدقه دهند .
(مسئله 2961) ختنة پسر به خودی خود واجب است و شرط صحت طواف واجب و مستحب نیز می باشد ؛ ولی ظاهرا شرط صحت نماز و سایر عبادات نیست .
(مسئله 2962) احتیاط آن است که ولیّ پسر بچه تا پیش از بالغ شدن بچه او را ختنه کند ؛ و اگر نکرد واجب است خودش پس از بلوغ ختنه نماید .
عقیقه
(مسئله 2963) عقیقه کردن برای نوزاد مستحب است که راجع به آن بسیار سفارش شده ؛ بلکه ظاهر بعضی از اخبار و فتاوی وجوب آن است ؛ و در سلامت و بقای فرزند تأثیر به سزایی دارد . و اگر از روز هفتم تأخیر افتد ساقط نمی شود ؛ بلکه اگر عقیقه را تا وقت بلوغ کودک تأخیر اندازند مستحب است خود او هرگاه توان داشته باشد عقیقه کند . بلکه اگر شک داشته باشد که برای او عقیقه کرده اند یا نه ، باز هم مستحب است عقیقه نماید ؛ هر چند سن او زیاد باشد .
(مسئله 2964) حیوانی که برای عقیقه انتخاب می شود باید شتر یا گاو و یا گوسفند باشد و بهتر است شرایط قربانی در آن رعایت شود ؛ یعنی حیوان سالم و بدون عیب باشد و «شتر» حداقل پنج ساله ، «گاو» دو ساله ، «بز» بنا بر احتیاط دو ساله و «میش» یک ساله باشد . ولی رعایت این شرایط لازم نیست ؛ بلکه چنانچه حیوان چاق و پرگوشت باشد کفایت می کند .
(مسئله 2965) عقیقه در نوزاد پسر و دختر فرقی نمی کند ؛ ولی بهتر است عقیقه برای پسر حیوان نر ، و برای دختر حیوان ماده باشد .
(مسئله 2966) بهتر است عقیقه را به طور ساده و با آب و نمک بپزند و حداقل ده نفر از مؤمنان را برای خوردن آن دعوت کنند تا از آن بخورند و برای نوزاد دعا کنند ؛ و می توانند گوشت عقیقه را میان مؤمنان تقسیم نمایند و از آنان بخواهند تا برای نوزاد دعا کنند . همچنین مستحب است در تقسیم کردن ، استخوانهای عقیقه را نشکنند . و مستحب است یک چهارم آن را برای قابله بفرستند .
(مسئله 2967) برای پدر و مادر نوزاد و عائله پدر مکروه است از عقیقة نوزادشان بخورند و این کراهت برای مادر نوزاد بیشتر است .
(مسئله 2968) اگر به جای کشتن عقیقه پول آن را به فقرا بدهند کفایت نمی کند ؛ ولی اگر پول آن را به فرد یا مؤسسه خیریه ای بدهد تا از آن پول عقیقه ای تهیه کرده و آن را بکشند و بین فقرا تقسیم نمایند کافی است .
(مسئله 2969) کسی که می خواهد در عید قربان قربانی کند اگر نیت عقیقه نیز بنماید کفایت می کند .
آداب شیر دادن
(مسئله 2970) بر مادر واجب نیست که به طور مجانی یا با دریافت مزد کودک را شیر دهد ؛ ولی در صورتی که راه تغذیه منحصر به شیر مادر باشد و امکان
استفاده از شیر غیر مادر وجود ندارد و یا موجب ضرر و زیان برای کودک می شود بر مادر واجب است خودش او را شیر دهد .
(مسئله 2971) مادر می تواند برای شیر دادن مطالبة مزد نماید ؛ و اگر خود بچه مال و دارایی دارد مزد آن بر خود اوست ؛ وگرنه بر پدر و در رتبة بعد با جد پدری است ؛ ولی اگر آنان در قید حیات نیستند و یا قدرت ندارند بر مادر واجب است به طور مجانی بچه را شیر دهد یا زن شیردهی را برای او بگیرد و یا اگر برای کودک زیان ندارد از راههای دیگر _ مانند شیر خشک _ استفاده نماید .
(مسئله 2972) سزاوار است مادر برای شیر دادن نوزاد خود مزد نگیرد ؛ و اگر او به طور مجانی یا به مزد کمتر یا مساوی با دیگران شیر دهد بر دیگران مقدم است ؛ ولی اگر بخواهد بیشتر از دایه مزد بگیرد شوهر می تواند برای بچة خود دایه بگیرد .
(مسئله 2973) مستحب است دایه ای که برای شیر دادن به کودک انتخاب می کنند مؤمن و دارای عقل و عفت و صورت نیکو باشد ؛ و مکروه است کم عقل یا غیر مؤمن یا بدصورت یا بداخلاق و یا زنازاده باشد ؛ و نیز مکروه است دایه ای بگیرند که از زنا بچه دار شده و شیر او از زنا باشد .
(مسئله 2974) مدت شیر دادن کامل دو سال تمام است ؛ و بیست و یک ماه هم کافی است . ولی کمتر از آن ظلم در حق بچه است و احوط رعایت این مدت است ؛ مگر این که مقدور نباشد .
حق حضانت (نگهداری کودک)
(مسئله 2975) بنا بر مشهور «حضانت» یعنی حفظ و پرورش نوزاد پسر تا دو سال ، و دختر تا هفت سال حق مادر است ؛ به شرط این که مسلمان و عاقل و آزاد باشد و به دیگری شوهر نکرده باشد ؛ وگرنه پدر مقدم است ، چنانچه پس از دو سال و هفت سال نیز حق پدر است ؛ ولی اگر پدر مرده باشد ، مادر _ هر چند شوهر کرده باشد _ بر جد و دیگران مقدم است ؛ و اگر مادر در زمانی که مسئول حضانت و نگهداری کودک است بمیرد پدر از دیگران برای نگهداری سزاوارتر است ؛ و ترتیبی که بیان شد بنا بر احتیاط واجب مراعات شود .
(مسئله 2976) چنانچه پدر و مادر هر دو بمیرند حق حضانت به جد پدری می رسد ؛ و در صورت نبودن او وصیّ پدر و سپس وصیّ جد عهده دار تربیت و نگهداری کودک می شوند ؛ و در صورتی که هیچ کدام از آنان نباشند خویشاوندان کودک _ مطابق مراتب ارث _ هرکدام که نزدیکتر باشند سزاوارتر خواهند بود ؛ و در صورت تعدد و تساوی فامیل و عدم توافق ، میان آنان قرعه کشی می شود .
(مسئله 2977) چنانچه مادر به هر دلیل شوهر دیگری کرده باشد حق حضانت او با وجود پدر از بین می رود ؛ ولی چنانچه از شوهر دوم جدا شود بعید نیست حق
حضانت و نگهداری کودک دوباره به او برگردد ؛ هر چند احوط آن است که در این مورد با یکدیگر مصالحه نمایند .
(مسئله 2978) حق حضانت مادر با طلاق یا _ نعوذ بالله _ زنا از بین نمی رود .
(مسئله 2979) پدر و مادر می توانند از حق حضانت خود صرف نظر کنند ؛ ولی نمی توانند نسبت به نگهداری و تربیت فرزند کوتاهی نمایند ؛ و در صورت کوتاهی ، حاکم صالح آنان را ملزم به تأمین حق فرزند می کند .
(مسئله 2980) در صورتی که مادر از حق حضانت خود بگذرد و به گونه ای باشد که حق کودک از بین نمی رود ، پدر نمی تواند او را به حضانت مجبور نماید .
(مسئله 2981) مدتی که مادر عهده دار حضانت و نگهداری فرزند است حق گرفتن اجرت را دارد ؛ و چنانچه کودک از خود دارایی و مال داشته باشد اجرت مادر از مال او برداشته می شود ؛ و در غیر این صورت اجرت مادر بر عهدة پدر است ؛ و در هر صورت نفقة فرزند از مال خود او یا پدرش می باشد .
(مسئله 2982) اگر پدر یا مادر صلاحیت نگهداری و تربیت کودک را نداشته و موجب فساد اخلاق و سوء تربیت دینی فرزند شود حق حضانت از او ساقط می شود ؛ و در این صورت حق حضانت به ترتیب به افرادی که در مسئلة 2976 گفته شد منتقل می شود .
(مسئله 2983) پس از آن که کودک _ دختر باشد یا پسر _ به سن بلوغ و رشد فکری و جسمی رسید حق حضانت پایان می پذیرد و هیچ کس _ حتی پدر و مادر _ حق حضانت بر او را ندارد .
(مسئله 2984) پیروی از امر پدر و مادر در غیر انجام کارهای حرام و ترک کارهای واجب عینی بنا بر احتیاط لازم است ؛ و مخالفت آنان اگر موجب آزار و بی احترامی به آنان شود حرام است .
