حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

مرجع تقلید شیعه

1_ رسیدن به وطن:

محلی را که انسان برای اقامت و زندگی خود اختیار کرده «وطن» اوست ؛ چه در آنجا به دنیا آمده و وطن پدر و مادرش باشد ، یا خودش آنجا را برای زندگی اختیار کرده باشد .

(مسئله 1336) محل تولد انسان در صورتی که در آنجا سکونت و اقامت نداشته و ندارد و عملاً از آنجا اعراض کرده باشد حکم وطن را ندارد .

(مسئله 1337) «اعراض از وطن» به معنای انصراف از سکونت در آنجاست و تنها به قصد و نیت متحقق نمی شود ، بلکه باید عملاً اعراض کرده باشد ؛ و تشخیص آن با عرف است و به گونه ای باشد که اقامتگاه فعلی او حساب نشود .

(مسئله 1338) «زوجه» به طور اطلاق در توطّن (انتخاب وطن) تابعیت همسر را ندارد بلکه در صورتی که زن و شوهر بنا داشته باشند با هم زندگی کنند محل زندگی شوهر برای همسرش نیز وطن محسوب می شود ؛ ولی اگر از روی نافرمانی و نشوز یا با توافق شوهر نخواهد در وطن شوهر زندگی کند ، هر جا را که برای خودش وطن قرار دهد وطن او می باشد . همچنین اولاد در صورتی که بالغ و رشیده باشند (یعنی خودشان اهل درک و تشخیص باشند) ، می توانند در انتخاب وطن و محل زندگی مستقل بوده و از تابعیت پدر و مادر خارج شوند .

(مسئله 1339) جایی را که انسان محل زندگی خود قرار داده هنگامی وطن او حساب می شود که قصد نداشته باشد بعد از مدتی از آنجا برود ؛ و لازم نیست قصد ماندن همیشگی داشته باشد ، بلکه اگر قصد دارد بعد از چندین سال از آنجا برود ولی مدت ماندن او در آن محل طولانی باشد و آنجا اقامتگاه فعلی او محسوب شود _ به گونه ای که وقتی در آنجا وارد می شود به خانه و زندگی خود وارد شده و دیگر به او مسافر نگویند _ آنجا هم حکم وطن را خواهد داشت .

(مسئله 1340) کسی که نیمی از سال در یک شهر و نیمی از آن را در شهر دیگر زندگی می کند هر دو شهر وطن اوست ؛ و نیز اگر بیشتر از دو محل را برای زندگی اختیار کرده باشد همة آنها وطن او محسوب می شوند .

(مسئله 1341) مسافر اگر به جایی برسد که وطن او بوده ولی از آنجا به طور کلی صرف نظر کرده نمازش شکسته است ؛ هر چند در آنجا ملک داشته باشد و وطن دیگری هم برای خود اختیار نکرده باشد ؛ مگر این که بخواهد همیشه در شهرها سیاحت کند و اصلاً برای خود وطنی انتخاب ننماید که در این صوت نماز او در همه جا تمام است .