حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

مرجع تقلید شیعه

احکام احیای زمینهای موات

قالَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی: هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأرْضَ ذَلُولا فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَإِلَیْهِ النُّشُورُ .
«زمین موات» به زمینهایی گفته می شود که به دلایلی چون نبود آب ، باتلاق بودن زمین و ریگزار و سنگلاخ بودن قابل کشت و زرع یا ساختمان سازی نبوده و یا به دلیل کوچ کردن اهالی آن به طور کلی متروکه شده است .
زمینهای موات بر دو قسم است:
1_ «موات بالأصاله» ؛ و آن زمینی است که از آغاز تا کنون هیچ گونه عمران و آبادانی در آن انجام نشده باشد .
2_ «موات بالعرض» ؛ و آن زمین مواتی است که در گذشته آباد بوده ولی به هر دلیل ویران و متروکه شده است .

(مسئله 3102) زمینهای موات بالأصاله جزو انفال است و اختیار آن در زمان حضور امام معصوم علیه السلام به دست اوست ، و آن حضرت هرگونه صلاح بداند در آنها تصرف می کند و اجازة احیاء می دهد یا به افراد تملیک کرده و یا اجاره می دهد . و در زمان غیبت امام معصوم علیه السلام اگر حکومت صالح اسلامی و واجد شرایط برقرار باشد ، اختیار زمینهای موات به دست حکومت است ؛ و در صورت فقدان حکومت اسلامی یا عدم دخالت آن مسلمانان می توانند آنها را احیا کنند ، و هرکس که قسمتی را احیاء کند نسبت به آن سزاوارتر است و دیگران حق مزاحمت او را ندارند .

(مسئله 3103) زمینهای موات بالعرض از جهت شناخت مالک بر دو قسم است:
1_ زمینهایی که دارای صاحب بوده ولی بر اثر رها کردن و اعراض ، ساختمانهای آن با گذشت زمان خراب شده و عمران آن از بین رفته باشد و در حال حاضر بدون صاحب شمرده شود ؛ حکم این زمینها مانند زمینهای موات بالأصاله است .
2_ زمینهایی که متروکه شده ولی نه چنان که از آنها اعراض شده و بدون
مالک به حساب آید ، بلکه مالک آن مشخص است و یا این که موجود است ولی شناخته شده نیست (مجهول المالک) ؛ حکم این زمینها مانند سایر اموالی است که صاحب دارند . و تصرف در مال مجهول المالک موکول به نظر مجتهد جامع الشرایط می باشد .

(مسئله 3104) زمین آبادی که به ویرانی گراییده اگر صاحب آن شناخته شده باشد دارای سه حالت است:
1_ صاحب زمین به کلی از زمین صرف نظر کرده و توجهی به آن نداشته باشد ؛ که این صورت حکم زمین موات بالأصاله را خواهد داشت .
2_ صاحب زمین از زمین صرف نظر نکرده و تصمیم بر احیای آن داشته باشد ولی به دلیل نبود امکانات _ مثل آب و سایر وسایل _ قدرت بر احیاء نداشته و احیای آن نیاز به گذشت زمان دارد ؛ این حالت حکم زمین احیاء شده را دارد و کسی حق تصرف در آن را بدون اجازة مالک ندارد .
3_ صاحب زمین از زمین صرف نظر نکرده ولی آن را احیاء نمی کند ؛ چون بهره برداری از احیاء نشدة آن بیشتر از احیا شدة آن است ؛ مانند این که خواسته باشد از علف آن استفاده کند . این حالت نیز حکم زمین احیاء شده را دارد ، و کسی حق تصرف در آن را بدون اجازة مالک ندارد .

(مسئله 3105) چون در زمان وجود حکومت صالح احیای زمین موات مشروط به اجازة حکومت است _ هر چند اجازه به طور عام باشد _ پس قبل از اجازة حکومت کسی حق تصرف در زمینهای موات را ندارد، و تنها افراد و گروههایی که به آنان اجازه داده شده می توانند کارهای مقدماتی را _ از قبیل دیوارکشی ، تسطیح و خاکبرداری _ شروع کنند . و در زمان نبودن حکومت صالح اسلامی هر که زودتر مقدمات احیاء را شروع نماید _ اگر خارج از متعارف مردم نباشد_ بر دیگران حق تقدم دارد ؛ ولی به مجرد به ثبت رساندن زمین بدون احیای آن ، حقی برای ثبت دهنده ثابت نمی شود و ثبت دهنده حق ندارد آن را بفروشد یا وقف نماید و یا معاملات دیگری بر آن انجام دهد .

(مسئله 3106) کسی که اجازة احیاء دارد لازم نیست شخصاً اقدام به کارهای مقدماتی و احیاء نماید ؛ بلکه اگر دیگری را اجیر یا وکیل کند کافی است ، و آثار عمل برای کسی است که اجیر یا وکیل گرفته است .