حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

مرجع تقلید شیعه

1_ منافع کسب و کار

اشاره

(مسئله 1810) خمس درآمدهای تجاری و اقتصادی ، سرمایه و ابزار کار آن خمس دارد . هرگاه انسان از کشاورزی ، تجارت ، صنعت یا کارهای اقتصادی دیگر مالی به دست آورد گرچه از راه احیای بیابانهای موات یا به دست آوردن مباحات یا خدمات و یا مثلاً انجام نماز و روزة استیجاری باشد . چنان که از مخارج سالیانه خود و اشخاص تحت تکلف او زیاد بیاید ، باید خمس آن را بدهد .

(مسئله 1811) اگر به واسطة قناعت کردن چیزی از مخارج سالیانة انسان زیاد بیاید باید خمس آن را بپردازد .

(مسئله 1812) کسی که هزینه های زندگی او به عهدة دیگری است باید خمس همة درآمدهای خود را بپردازد ؛ ولی اگر مقداری از آن را خرج زیارت و مانند آن کرده باشد فقط باید خمس باقیمانده را بدهد .

(مسئله 1813) زنی که در اثر کسب درآمدی دارد و از طرفی شوهرش مخارج او را می پردازد ، باید آخر سال خمس درآمد خود را بدهد ؛ همچنین اگر شوهر ندارد یا شوهرش مخارج او را نمی دهد و خود دارای درآمدی باشد ، چنانچه چیزی از مخارج سالیانه اش زیاد بیاید باید خمس آن را بپردازد ؛ بلکه هرگونه فایده و
درآمدی که زن به دست می آورد و ملک او می شود _ هر چند به صورت کسب نباشد _ چنانچه از مخارج سالیانه اش اضافه بیاید باید خمس آن را بپردازد ؛ ولی لازم نیست خمس مهریة خود را بدهد ، هر چند احوط است .

(مسئله 1814) مالی را که فقیر از راه گرفتن خمس به دست آورده اگر از مخارج سالیانه اش زیاد بیاید خمس ندارد ؛ هر چند خوب است خمس آن را بدهد . ولی اگر از مالی که به او داده اند سودی ببرد ، باید خمس مقداری را که از مخارج سالیانه اش زیاد می آید بپردازد .

(مسئله 1815) هر یک از کاسب ، تاجر ، صنعتگر و مانند اینها یک سال پس از شروع به دست آوردن سود باید خمس آنچه از مخارج سالیانه شان اضافه آمده بپردازند ، همچنین کسی که شغلش کاسبی نیست اگر اتفاقاً داد و ستدی کند و سودی ببرد ، پس از آن که یک سال از سود بردن او گذشت باید خمس مقدار اضافه بر مخارج سالیانه را بپردازد .

(مسئله 1816) درختانی را که انسان به واسطة ارث ، مالک شده یا خمس نهال و مخارج کشت آنها را داده است ، اگر در موقعی که عرفاً زمان قطع آنها فرارسیده و یا زودتر قطع کند مقدار رشد آنها از درآمد سال قطع و فروش محسوب است . پس آنچه در آن سال صرف مخارج شود خمس ندارد و آنچه که از مخارج سالیانه زیاد آمده باشد خمس دارد .

(مسئله 1817) اگر درختی رشد کند یا گوسفند داشتی (گوشتی) چاق شود و یا برة کوچک بزرگ شود ، نما متصل و رشد اضافی آنها از درآمد سالی است که آنها را بفروشد و مادامی که نفروخته است رشد و قیمت اضافی آنها متعلق خمس نمی باشد و هر زمانی که بفروشد و بر آن سال سپری گردد و زائد بر مؤنه بماند آنگاه قیمت رشد اضافی را حساب نماید .

(مسئله 1818) اگر ملکی را برای افراد معینی _ مثلاً برای فرزندان خود _ وقف نماید ، چنانچه آنان در آن ملک زراعت و درختکاری کنند و از آن سودی به دست آورند و از مخارج سالیانه شان زیاد بیاید باید خمس آن را بپردازند ؛ همچنین اگر به صورت دیگری از آن ملک سود ببرند _ مثلاً اجارة آن را بگیرند _ باید خمس مقداری را که از مخارج سالیانة آنان زیاد می آید بپردازند .

(مسئله 1819) اگر اجیر شود تا کاری را طی چند سال انجام دهد و اجرت همه را یک دفعه دریافت نماید ، اجرت بر آن سالها تقسیم می شود ، و آنچه در مقابل کار در سال اول است درآمد آن سال می باشد .

(مسئله 1820) اگر از کافر یا کسی که به دادن خمس عقیده ندارد مالی که نزد او متعلق خمس شده به دست انسان برسد ، واجب نیست خمسی را که به او تعلق گرفته بپردازد .

(مسئله 1821) اگر پولی را که بابت خمس سال پیش پرداخت نموده از درآمد سال جدید باشد در پایان سال جدید باید خمس آن را نیز حساب نماید .

(مسئله 1822) اگر از غیر کسب مالی به دست آورد _ مثلاً چیزی به او ببخشد یا هدیه نماید _ واجب نیست خمس آن را بدهد ، اگر چه احتیاط مستحب است که اگر از مخارج سالش زیاد بیاید ، خمس آن را هم بدهد .

(مسئله 1823) مهری را که زن می گیرد خمس ندارد و همچنین است ارثی که به انسان می رسد ، ولی اگر مثلا با کسی خویشاوندی دوری داشته باشد و نداند چنین خویشی دارد ، احتیاط مستحب است خمس ارثی را که از او می برد اگر از مخارج سالش زیاد بیاید بدهد به اصطلاح ارثی من حیث لایحتسب باشد .

(مسئله 1824) اگر مالی به ارث به او برسد و بداند کسی که این مال از او به ارث رسیده خمس آن را نداده ، باید خمس آن را بدهد ، و نیز اگر در خود آن مال خمس نباشد ولی انسان بداند کسی که آن مال از او به ارث رسیده ، خمس بدهکار است باید خمس را از مال او بدهد .

(مسئله 1825) اگر به واسطة قناعت کردن و سخت گیری در زندگی ، چیزی از مخارج سال انسان زیاد بیاید ، باید خمس آن را بدهد .

خمس مطالبات و پس اندازها

(مسئله 1826) کسی که از درآمد سال خود به مردم قرض داده و در پایان سال از آنها طلبکار است ، اگر طلب او با مطالبه دریافت می شود و مثل نقد محسوب است باید در پایان سال خمس آن را بپردازد ؛ ولی اگر هنوز وقت دریافت آن نرسیده یا فعلاً وصول نمی شود و احتمال سوختن هم دارد خمس آن واجب نیست ؛ بلکه باید هنگامی که وصول نمود بلافاصله خمس آن را بپردازد .

(مسئله 1827) کاسبی که در طول سال به مردم نسیه داده ، اگر در آخر سال وقت وصل آن رسیده و قابل وصول است و مثل نقد می باشد باید خمس سود آن را پرداخت نماید ؛ و در غیر این صورت بنا بر اقوی سود آن جزو سود سالی است که وصول می شود .

(مسئله 1828) افرادی که در ادارات دولتی یا مؤسسات خصوصی کار می کنند و معمولاً اداره مقداری از حقوق آنان را پس انداز می کند تا هنگام بازنشستگی به تدریج به آنان پرداخت نماید ، پس از بازنشستگی هر مقدار را که در هر سال به آنان بدهند جزو درآمد آن سال حساب می شود و لازم نیست خمس آن را فوراً پرداخت نمایند .

خمس سرمایه و ترقی

(مسئله 1829) اگر با پول خمس داده یا پولی که خمس ندارد _ مانند ارث _ باغی احداث کند یا دام بخرد که پس از افزایش قیمت آن را بفروشد ، باید خمس میوه و رشد درختهای باغ و خمس افزایش قیمت باغ و نیز خمس شیر و پشم و فربهی دام و افزایش قیمت آن را پرداخت کند ؛ ولی اگر قصدش افزایش قیمت نباشد ، بلکه باغ را برای بهره گیری از میوة درختان آن احداث کند و دام را برای استفاده از شیر و پشم آن خریده باشد ، تنها باید خمس میوه یا شیر و پشم زائد بر مخارج سالیانه اش را بپردازد .

(مسئله 1830) هرگاه با پول خمس داده یا پولی که خمس ندارد _ مانند ارث _ خانه یا ملکی بخرد یکی از دو حالت را دارد:
1_ این که قصدش تجارت با آن نباشد بلکه می خواهد خودش از آن استفاده نماید ، که در این صورت ترقی قیمت آن خمس ندارد و اگر از روی اتفاق آن را به ملک دیگری تبدیل کند نیز خمس ندارد ؛ ولی اگر تصادفاً آن را بیشتر از آنچه خریده بفروشد پول اضافی از درآمد سال فروش حساب می شود ، که اگر از مخارج سالیانه زیاد بیاید باید خمس آن را بپردازد .
2_ این که قصدش تجارت با آن باشد ، که در این صورت اگر یک سال از ترقی قیمت آن بگذرد و امکان فروش داشته باشد به طوری که در نظر مردم سود موجود حساب شود ، خمس ترقی قیمت باید پرداخت گردد . اگر عرفاً سود بالفعل حساب نشود هر وقت جنس را فروخت سود سال آن را حساب کند .

(مسئله 1831) باغ یا ملکی که به انسان ارث رسیده ، اگر در سالهای بعد از روی اتفاق آن را تبدیل کندیا بفروشد و قیمت آن از زمانی که به ارث رسیده بیشتر باشد ترقی قیمت آن خمس ندارد .

(مسئله 1832) کسی که از درآمد اشیاء یا اموالی را برای تجارت و سرمایه فراهم آورده ، اگر فروش آنها در پایان هر سال ممکن باشد باید در پایان سال اول خمس اصل سرمایه و ترقی آن را ، و در سالهای بعد خمس ترقی قیمت باقیمانده را بپردازد ؛ هر چند آنها را نفروشد . و اگر چندین سال حساب نکرده ، کافی نیست خمس همه را بدهد ؛ بلکه باید خمس سال به سال را حساب کند و خمس درآمد هر سال را با همة درآمد خمس سال قبل بدهد ؛ مثلاً اگر آخر سال اول همة مال صدهزار تومان ارزش داشته و آخر سال دوم دویست هزار تومان ارزش دارد ، بیست هزار تومان برای سال اول بدهکار است و از صد هزار تومان سال دوم ، بیست هزار تومان آن سود خمس سال اول است و شانزده هزار تومان نیز برای هشتاد هزار تومان سود سال دوم بدهکار است ؛ پس در آخر سال دوم پنجاه و شش هزار تومان بدهکار می باشد . و به همین نسبت حساب سالهای بعد باید انجام شود ؛ و کسی که شخصاً توان محاسبه را ندارد باید به مجتهد جامع الشرایط اعلم یا نمایندة او مراجعه و مصالحه نماید .

(مسئله 1833) هرگاه از درآمد سال چیزی را که جزو مخارج او نیست خریداری کند و قیمت آن ترقی نماید ، باید علاوه بر خمس اصل آن خمس ترقی قیمت را نیز بپردازد .

(مسئله 1834) اگر قیمت جنسی که برای تجارت خریده بالا رود و آن را نفروشد و در بین سال قیمتش پایین آید ، خمس مقداری که بالا رفته بر او واجب نیست ؛ و اگر پس از ترقی قیمت به امید ترقی بیشتر _ با وجود مشتری و امکان فروش _ بی جهت تا پایان سال آن را نفروشد و در سال بعد قیمتش تنزل پیدا کند ، خمس ترقی قیمت را باید بپردازد ؛ ولی اگر به اندازه ای نگه داشته که تجار معمولاً برای گران شدن جنس آن را نگه می دارند و اتفاقاً قیمت آن تنزل پیدا کند ، خمس ترقی قیمت آن را بدهکار نیست .

(مسئله 1835) اگر عین مالی را که خمس ندارد _ مانند ارث یا مهریه _ سرمایه و یا وسیلة تجارت یا کسب قرار دهد ، لازم نیست خمس آن را بدهد ؛ ولی اگر قیمت آن ترقی پیدا کند و یک سال از آن بگذرد و امکان فروش هم داشته باشد و نفروشد باید خمس ترقی قیمت را بپردازد .

(مسئله 1836) هر جنس و مالی که یک بار خمس آن داده شود دیگر خمس به آن تعلق نمی گیرد ؛ مگر اینکه رشد کرده یا قیمت آن افزایش یابد ، که باید خمس مقداری که رشد کرده یا افزایش یافته هنگامی که بفروشد داده شود ؛ ولی اگر رشد قیمت بر اثر کاهش ارزش پول باشد _ به طوری که درآمد و غنیمت محسوب نشود _ خمس آن لازم نیست .

(مسئله 1837) اگر نهالی را از درآمد خود بخرد و بکارد ، چنانچه خمس آن را نداده باشد باید خمس درخت را بپردازد .

جبران سرمایه

(مسئله 1838) اگر در اول سال سودی به دست نیاورد و از سرمایه یا غیر از سرمایه خرج کند و قبل از پایان سال سودی به دست آورد ، نمی تواند آن را از منافع سال جبران نماید ؛ بلکه اول سال او وقتی است که سود به دست می آورد . ولی اگر پس از به دست آوردن سود ضرری به سرمایه وارد شود می تواند آن را از سود جبران کند .

(مسئله 1839) اگر مقداری از سرمایة مخمّس تلف شود و از باقیماندة آن سودی ببرد که از مخارج سالیانه اش زیاد بیاید ، بنا بر احتیاط مقداری را که از سرمایه تلف شده از منافع برندارد ؛ هر چند جواز آن بعید نیست .

(مسئله 1840) اگر غیر از سرمایه چیزی دیگری از دارایی او از بین برود ، نمی تواند از سودی که به دست می آورد آن چیز را جبران نماید ؛ ولی اگر در همان
سال در زندگی به آن چیز احتیاج داشته باشد می تواند در بین سال از منافع کسب آن را تهیه نماید .

(مسئله 1841) کسی که دارای چند رشتة کسب و منبع درآمد می باشد ، ظاهراً می تواند پس از به دست آوردن سود هرگونه زیانی به سرمایة او وارد شود از سود آن جبران و کسر نماید ؛ خواه هر رشته از کسب او دارای دخل و خرج جداگانه و صندوق مستقل باشد یا نه ، هر چند در صورت اول احتیاط آن است که زیان وارد بر سرمایة یک رشته را از سود رشتة دیگر کسر نکند .

(مسئله 1842) اگر در اثر به دست آمدن سود خسارتی بر مغازه وارد شود که نیاز به تعمیر پیدا کند ، ظاهراً می تواند مخارج تعمیر را از سود سالیانه کسر نماید ؛ ولی اگر تعمیر برای زیبایی مغازه باشد نمی توان آن را از سود کسر نمود .

(مسئله 1843) آباد کردن زمینهای موات چنانچه برای تجارت یا بهره بردن از کشت و زرع آن باشد جزو سرمایه به حساب می آید ؛ ولی اگر برای تفریح و استراحت شخصی خود و زن و فرزندانش در حد نیاز عرفی باشد و قصد تجارت و کسب نداشته باشد جزو سرمایه محسوب نمی شود و در صورتی که عرفاً خارج از شأن او نباشد جزو مخارج سالیانه است .

(مسئله 1844) اگر تاجر یا کاسب و یا کشاورز از درآمد سالیانه اش وسیلة نقلیه ای بخرد یکی از سه حالت را دارد:
1_ اگر برای استفاده در کسب و کار خریده باشد ، باید خمس آن را بپردازد .
2_ اگر برای استفادة خانوادگی و برآوردن نیاز زندگی خریده باشد ، خمس آن واجب نیست .
3_ اگر برای هر دو باشد ، هرکدام بیشتر است ملاک می باشد ؛ و چنانچه تقریباً مساوی باشند ، نصف آن را جزو سرمایه حساب کند و خمس آن را بدهد .

(مسئله 1845) کسی که مقداری از درآمد خود را به تدریج برای تعمیر مغازه یا آباد کردن زمین موات یا احداث باغ مصرف نموده ، باید در آخر سال خمس آن را بپردازد ؛ و اگر اصل زمین آباد شده هم افزایش قیمت پیدا کرده ، باید آخر سال خمس آن را بدهد . ولی اگر قصد فروش زمین را ندارد و می خواهد آن را داشته باشد ، چنانچه یک بار خمس آن را بدهد در سالهای بعد تا زمانی که آن را نفروخته خمس واجب نمی شود .

(مسئله 1846) اگر درخت بید و چنار و مانند اینها را بکارد و خمس نهال را داده باشد ، سالی که می فروشد خمس آنها را پس از مخارج سالیانه پرداخت کند ؛ ولی اگر از شاخه های آنها که معمولاً هر سال بریده می شوند سودی ببرد و به تنهایی یا با سودهای دیگر کسب از مخارج سالیانه اش زیاد بیاید ، در آخر هر سال باید خمس آن را بدهد .

(مسئله 1847) اگر بچة نابالغ سرمایه ای داشته باشد که از آن سودی به دست می آید باید ولیّ وی خمس آن را پرداخت کند یا بعد از آن که بالغ شد باید خمس آن را بپردازد .

(مسئله 1848) کسی که به لحاظ شأن عرفی و یا برای صحت و سلامتی خود _ نه برای به دست آوردن سود و منفعت _ به مقداری سرمایه احتیاج داشته باشد ، ظاهراً آن سرمایه جزو مخارج او محسوب می شود و خمس ندارد .

خمس خانه و اثاثیه

(مسئله 1849) هرگاه از درآمد سال چیزی مانند خانه یا ماشین سواری یافرش و یا سایر وسایل زندگی در بین سال تهیه کند و یا بخرد و در سالهای بعد آن را بفروشد ، بنا بر احتیاط مستحب خمس قیمت اصل آن را فوراً بدهد ؛ هر چند بخواهد پول آن را بابت خانة دیگری که نیاز دارد صرف نماید . ولی اگر از فروش آن سودی به دست آورد ، آن سود از درآمد سال فروش می باشد و خمس ندارد ؛ مگر این که از مخارج سالیانه زیاد بیاید . و اگر خانه را در سالهای بعد نفروشد بلکه با خانة دیگری که مورد نیاز است مبادله نماید خمس بر او واجب نمی شود .

(مسئله 1850) اگر با سودی که از کار و کسب به دست آورده پیش از پرداخت خمس اثاثیه و لوازم منزل یا کتاب و مانند اینها را بخرد ، بنابر احتیاط واجب هر وقت به طور کلی احتیاجش از آنها برطرف شد خمس آنها را بپردازد ؛ همچنین است حکم زیورآلات زنانه اگر وقت زینت کردن به آنها بگذرد .

مخارج و هزینه ها

(مسئله 1851) مخارجی که برای دستیابی به سود صرف می شود ، مانند کرایة حمل و نقل، دلالی و امثال آن و حتی استهلاک ماشین آلات و ابزار کاری که جزو سرمایه است و با پول خمس داده خریداری شده ، تمام آنها از درآمد سال برداشته می شود و خمس بقیه پرداخت می گردد .

(مسئله 1852) آنچه از منافع کسب و شغل خود در بین سال به مصرف خوراک و پوشاک و اثاثیه و خرید منزل و عروسی و جهیزیة مود نیاز دختر و مخارج ازدواج پسر و زیارت و خیرات و مانند اینها می رساند ، در صورتی که از شأن او زیاد نباشد و زیاده روی هم نکرده باشد خمس ندارد ؛ همچنین آنچه را به مصرف نذر و کفاره می رساند و نیز مالی را که به کسی می بخشد یا جایزه می دهد ، در صورتی که از شأن او زیاد نباشد از مخارج سالیانه حساب می شود و خمس ندارد .

(مسئله 1853) هرگاه انسان نتواند یکجا جهیزیة دختر را تهیه کند و مجبور
باشد که هر سال مقداری از آن را تهیه نماید ، یا در شهری باشد که معمولاً هر سال مقداری از جهیزیة دختر را تهیه می کنند به طوری که تهیه نکردن آن عیب است ، چنانچه در بین سال از سود به دست آمدة آن سال جهیزیة را فراهم نماید خمس آن واجب نمی شود . گرچه احوط دارد خمس منافع غیر سال حساب است .

(مسئله 1854) اگر کسی برای خرید مسکن مورد نیاز خود ناچار است درآمد چند سال را جمع کند تا بتواند آن را خریداری نماید ، بنا بر احتیاط واجب باید خمس آنچه را که از سالهای قبل از خرید مسکن پس انداز نموده بدهد ؛ ولی آنچه را که از درآمد سال خرید مسکن بابت آن خرج نموده خمس ندارد . ولی اگر یک سال از درآمد همان سال زمین خانه را بخرد و از درآمد سال بعد مقداری از آن را بسازد و همین طور به تدریج ساختمان خانه را به اتمام برساند خمس واجب نیست ؛ همچنین است اگر خانه را به طور نسیه بخرد و به مرور زمان قسمتی از پول آن را بپردازد .

(مسئله 1855) ماشینی را که انسان برای مسافرتهای شخصی خود و خانواده اش و یا رفتن به زیارت می خرد ، اگر خارج از شأن متعارف او نباشد جزو مخارج همان سال به حساب می آید و خمس ندارد ؛ هر چند برای سالهای بعد باقی بماند . و اگر برای خرید آن ناچار باشد درآمد چند سال را جمع کند ، بنا بر احتیاط واجب باید خمس آنچه را که از سالهای قبل از سال خرید پس انداز نموده بدهد .

(مسئله 1856) تجملات و تشریفات منزل و زندگی ایاب و ذهاب و میهمانی های انسان و خانوادة او اگر از حد متعارف و شأن او بیشتر نباشد خمس ندارد ؛ و اگر از حد متعارف و شأن او بیشتر باشد باید خمس زاید بر متعارف را بپردازد . و شأن افراد به حسب زمانها و شهرها و اوضاع معیشت عمومی مردم متفاوت می باشد .

(مسئله 1857) مالی را که انسان خرج سفر حج و زیارتهای دیگر می کند ، اگر عین آن باقی باشد و از منفعت آن استفاده شود از مخارج سالی که در آن مسافرت کرده است حساب می شود ؛ هر چند سفر او تا مقداری از سال بعد هم طول بکشد ؛ و اگر بعد از سفر حج بدون مصرف نمی ماند باید خمس آن داده شود . ولی اگر عین آن مال مصرف می شود باید خمس مقداری را که در سال بعد واقع شده بدهد .

(مسئله 1858) اگر برای حج ناچار باشد از چند سال قبل ثبت نام کند و هزینه را بدهد ، چنانچه خمس پولی را که واریز می کند نپرداخته باشد بنا بر احتیاط خمس آن را آخر سال حساب کرده بپردازد ؛ هر چند بنا بر اقوی واجب نیست .

(مسئله 1859) اگر از سود تجارت یا کسب و شغل خود آذوقه ای بخرد و در آخر سال زیاد بیاید باید خمس آن را بپردازد ؛ و چنانچه بخواهد قیمت آن را بدهد ، در صورتی که قیمتش تغییر کرده باشد باید قیمت آخر سال را حساب کند .

(مسئله 1860) اگر در کسب و شغل یا تجارت ضرر کرده ولی مقداری از آذوقه ای که برای مصرف زندگی خریده در آخر سال زیاد بیاید ، در صورتی که آذوقة باقیمانده به مقدار ضرر یا کمتر است خمس آنها بر او واجب نیست ؛ به شرط آن که ضرر وارد شده بر سرمایه بعد از به دست آمدن سود و خرید آذوقه باشد .

(مسئله 1861) کسی که از کسب و شغل و یا تجارت سودی برده و مال دیگری هم دارد که به آن خمس تعلق نمی گیرد ، می تواند مخارج سالیانة خود را فقط از سود کسب صرف نماید .

(مسئله 1862) کسی که در طول سال سود نبرده نمی تواند هزینة آن سال را از سود سال بعد جبران کند ؛ ولی اگر برای مخارج خود قرض کرده و نتوانسته تا وقت درآمد سال بعد قرض را بپردازد ، می تواند بدهی خود را از درآمد سال بعد در وسط سال بدهد ؛ مگر آن که مال دیگری که بتواند قرض خود را با آن بپردازد داشته باشد .

(مسئله 1863) اگر در اول سال برای مخارج خود قرض نموده و پیش از تمام شدن سال سودی به دست آورد و مال دیگری ندارد که قرض خود را با آن بدهد ، می تواند بدهی خود را از آن سود بپردازد .

(مسئله 1864) اگر برای زیاد کردن مال یا خرید چیزی که نیاز ندارد قرض کند ، نمی تواند بدهی خود را از سود کسب تأمین نماید ؛ مگر این که آن چیز از بین رفته باشد و به هیچ وجه دیگر نتواند بدهی خود را بدهد و ناچار به پرداخت بدهی باشد ، که در این صورت می تواند در وسط سال از سود هر سال آن را ادا نماید .

(مسئله 1865) کسی که بدهی شرعی خود را با مجتهد جامع الشرایط یا نمایندة او دست گردان کرده و می خواهد به تدریج بپردازد یا بدون آن که دست گردان کرده باشد می خواهد به تدریج بپردازد ، نمی تواند از درآمد سالهای بعد پرداخت نماید ؛ مگر این که اول خمس درآمد آن سال را بدهد ، آنگاه از همان پولِ خمس داده بدهی شرعی خود را پرداخت کند .

(مسئله 1866) اگر مستأجر مبلغی را به عنوان سرقفلی مغازه بپردازد جزو مخارج نیست ، و باید آخر سال خمس آن را بدهد ؛ و کسی هم که سرقفلی را گرفته اگر تا آخر سال آن را به مصرف مؤونه زندگی نرساند و باقی بماند باید خمس آن را بدهد .

تعیین سال

(مسئله 1867) کسی که شروع به تجارت و کسب و کار می کند ، هنگامی که اولین درآمد خود را به دست می آورد اول سال خمسی او محسوب می شود ؛ و اگر بخواهد سال خمسی خود را تغییر دهد مانعی ندارد ، ولی باید خمس موجودی خود
را فعلاً بپردازد .

(مسئله 1868) در خمس درآمد کسب وکار اگر برای دادن خمس خود سال شمسی قرار دهد مانعی ندارد ؛ همچنین اگر سال خمس خود را قبلاً قمری قرار داده می تواند به شمسی تغییر دهد ، و یا اگر شمسی قرار داده به قمری تبدیل نماید .

(مسئله 1869) انسان می تواند در بین سال هر وقت که سودی به دستش رسید چنانچه بداند از مخارج سالش زیادتر است خمس آن را بپردازد ؛ ولی بهتر است دادن خمس را تا آخر سال تأخیر بیندازد .

(مسئله 1870) کسی که باید برای دادن خمس سال قرار دهد _ مانند تاجر و کاسب _ اگر منفعتی به دست آورد و در بین سال بمیرد ، باید مخارج او را تا هنگام مرگ از آن منفعت کسر نمایند و خمس باقیمانده را بپردازند .

(مسئله 1871) کسی که از اول تکلیف خمس نداده است ، اگر از سود کسب چیزی که به آن نیاز ندارد خریداری نموده و یک سال از خرید آن گذشته باشد باید خمس آن را بپردازد ؛ و اگر جزو مؤونه زندگی او باشد و بیشتر از شأنش نباشد ، چنانچه بداند در بین سالی که سود برده آن را خریده است لازم نیست خمس آن را بپردازد ؛ ولی اگر نداند که وسط سال بوده یا بعد از تمام شدن سال بنا بر احتیاط با حاکم شرع مصالحه نماید .

(مسئله 1872) کسی که از اول تکلیف خمس نداده است اگر ملکی بخرد و قیمت آن بالا رود ، چنانچه آن ملک را به این نیت نخریده که قیمتش بالا رود و بفروشد _ مثلاً زمینی را برای زراعت خریده _ چنانچه پول خمس نداده را به فروشنده داده و به او گفته: این ملک را به این پول می خرم . در صورتی که حاکم شرع معاملة یک پنجم آن را اجازه بدهد ، خریدار باید خمس مقداری را که فعلاً آن ملک ارزش دارد بپردازد ؛ همچنین است بنا بر احتیاط واجب اگر از اول قصد داشته که پول خمس نداده را عوض چیزی که خریده بپردازد ؛ و نیز چنین است بنا بر احتیاط اگر پول آن را در سال خرید از درآمد همان سال پرداخته است .

(مسئله 1873) هرچند خمس به عین مال تعلق می گیرد ولی مالک در ادای آن مخیر است از عین مال یا قیمت آن پرداخت نماید ؛ به جز خمس مال حلال مخلوط با حرام که بنا بر احتیاط واجب بایستی از از عین همان مال داده شود و یا با اجازة حاکم شرع تبدیل به قیمت شود .

(مسئله 1874) اگر خمس را از همان مال نپردازد و بخواهد از جنس یا مال دیگر بدهد ، باید به قیمت واقعی یعنی قیمت روز حساب کند ؛ و چنانچه جنس خود را گرانتر از قیمت واقعی حساب کند _ اگر چه نیازمند به آن قیمت راضی شده باشد _ باید مقداری را که زیاد حساب کرده دوباره بدهد .

(مسئله 1875) کسی که از نیازمند طلبکار است و می خواهد طلب خود را بابت
خمس حساب کند ، بنا بر احتیاط واجب خمس را به او پرداخت نموده و سپس از بابت طلب خود پس بگیرد ؛ ولی اگر با اجازة حاکم شرع باشد ، می تواند طلب خود را بابت بدهی حساب نماید .