حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی
مرجع تقلید شیعه
طلاق خلع و مبارات
(مسئله 3014) «طلاق خلع» طلاقی است که در آن زن به هر دلیل از شوهرش بیزار شده و به هیچ وجه حاضر به زندگی با او نباشد ؛ در این مورد زن مهر یا مال دیگر خود را _ چه بیشتر از مهر باشد یا کمتر _ به شوهر می بخشد تا در برابر آن بخشش او را طلاق دهد . و «طلاق مبارات» طلاقی است که زن و شوهر هیچ کدام یکدیگر رانخواهند و زن مهر خود یا مال دیگری را به مرد ببخشد که او را طلاق دهد . تفاوت طلاق خلع با طلاق مبارات در این است که:
1_ در طلاق خلع زن از شوهر بدش می آید ، ولی در مبارات زن و شوهر از یکدیگر بدشان می آید و هیچ کدام یکدیگر را نمی خواهند .
2_ مالی که شوهر در طلاق مبارات می گیرد نباید از مهر بیشتر باشد ؛ بلکه احتیاط این است که از مهر کمتر باشد . ولی در طلاق خلع اگر بیشتر هم باشد اشکال ندارد .
(مسئله 3015) اگر شوهر شخصا بخواهد صیغه طلاق خلع را بخواند _ چنانچه مثلا نام زن او فاطمه باشد _ باید پس از بخشش زن ، مرد بگوید: «زَوْجَتی فاطِمةُ خَلَعْتُها عَلی ما بَذَلَتْ هِیَ طالِقٌ» یعنی: «زنم فاطمه را در مقابل آن چه بخشید طلاق خلع دادم ، او رهاست» . جمله «هِیَ طالِقٌ» بنا بر احتیاط واجب است . ولی اگر بخواهد دیگری را وکیل کند باید اول زن ، آن شخص را وکیل خود در بخشش مهر یا مال دیگر کند و سپس مرد او را وکیل در اجرای طلاق نماید ؛ پس وکیل _ در صورتی که مثلا اسم شوهر محمّد واسم زن فاطمه باشد _ بگوید: «عَنّ مُوکِّلَتی فَاطِمَةَ بَذَلْتُ مَهْرَها لِمُوَکِّلی مُحَمَّد لِیَخْلَعَها عَلَیْهِ» یعنی «از جانب موکّلة خودم فاطمه مهر او را به موکّل خودم محمّد بخشیدم تا او را طلاق خلع دهد ؛ پس از آن بلافاصله بگوید: «زَوْجَةُ مُوُکِّلی خَلَعْتُها عَلی مابَذَلَت هِیَ طَالِقٌ» یعنی: «زن موکل خودم را در مقابل آن چه بخشید طلاق خلع دادم ، او رهاست» و اگر زن غیر از مهر چیز دیگری را بخشیده باشد وکیل باید به جای کلمة «مَهْرَها» نام آن چیز را ببرد ؛ مثلا اگر صدهزار تومان بخشیده بگوید: «... بَذَلْتُ مِأَةَ ألْفَ تومان ...» . و بنا بر احتیاط وکیل بخشش را از طرف مرد قبول کند و بگوید: «قَبِلْتُ ذالِکَ» و بعد صیغة خلع را بخواند ؛ همچنین است اگر خود شوهر بخواهد صیغه را بخواند .
(مسئله 3016) اگر شوهر بخواهد صیغة طلاق مبارات را بخواند _ چنانچه مثلا
اسم زن فاطمه باشد باید بگوید: «بارَأْتُ زَوْجَتی فاطِمَةَ عَلی هَذَا الْمِقْدار مِن مَهْرِها فَهِیَ طَالِقٌ» یعنی: «طلاق مبارات دادم زنم فاطمه را در برابر این مقدار از مهر او ، پس او رهاست » ؛ و اگر دیگری را وکیل کند ، وکیل باید بگوید: «بارَأْتُ زَوْجَةَ مُوَکِّلی فاطِمَةَ عَلَی هَذَا الْمِقْدارِ مِنْ مَهْرِها فَهِیَ طَالِقٌ» یعنی: «طلاق مبارات دادم زن موکلم فاطمه را در برابر این مقدار از مهر او، پس او رهاست » ؛ و در هر دو صورت اگر به جای کلمه «عَلی هَذَا الْمِقْدارِ مِنْ مَهْرِها» ، «بِهذَا الْمِقدار مِن مَهْرِها» بگوید اشکال ندارد و اگر مال که زن بخشیده از مهر نباشد باید به جای مهر «عَلَی مَا بَذَلَتْ» بگوید .
(مسئله 3017) صیغة طلاق خلع و مبارات باید به عربی صحیح خوانده شود ؛ ولی اگر زن برای آن که مال خود را به شوهر ببخشد مثلا به فارسی بگوید: «برای طلاق فلان مال را به تو بخشیدم» و شوهر هم قبول کند اشکال ندارد .
(مسئله 3018) اگر زن در بین عدّة طلاق خلع یا مبارات از بخشش خود برگردد ، شوهر می تواند رجوع کند و بدون عقد دوباره او را زن خودقرار دهد . و اگر مرد نمی تواند رجوع کند _ مثل این که زن عدّه نداشته باشد یا طلاق سوم او باشد _ در این صورت رجوع کردن زن نیز محل اشکال است .
