حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی
مرجع تقلید شیعه
احکام زکات ، مسائل ، شرایط وجوب زکات و موارد مصرف آن
اشاره
احکام زکات
قال الله تبارک و تعالی: إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِی الرِّقَابِ وَالْغَارِمِینَ وَفِی سَبِیلِ اللَّهِ وَاِبْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ .
«زکات» حقوق مالی از ضروریات دین اسلام و یکی از وظایف مهم اسلامی است ، در قرآن کریم و احادیث ائمه علیه السلام هم ردیف نماز قرارگرفته است: اقیموا الصلاة و آتوا الزکاة . پس هرکس نماز بخواند و زکات ندهد مثل این است که نماز نخوانده باشد ... ، و نسبت به اهمیت زکات و پرداختن آن روایات زیادی وارد شده است .
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرموده است: «اموال خود را با پرداخت زکات حفظ کنید و بیماران خود را با دادن صدقه مداوا نمایید و با دادن زکات روزی شما را خدای متعال زیاد می نماید و هیچ مالی در بیابان یا دریا تلف نشده مگر به سبب ترک زکات» . و در حقیقت زکات «بیمة مال» است همان گونه که زکات فطره «بیمة عمر» می باشد .
خداوند متعال زکات را واجب نموده که بندگانش را پاکیزه سازد ، اموالشان را محافظت نماید ، رزق و روزیشان را بیفزاید ، زکات حقوق بینوایان است که خداوند آن را در ثروت ثروتمندان قرار داده است .
در حدیث دیگر حضرت فرمود: «هرکسی که قیراطی از زکات را ندهد مسلمان و مؤمن نیست و هیچ احترامی ندارد ، هنگام مرگ یهودی یا نصرانی از دنیا می رود و در غیر دین اسلام» .
به علاوه رفع بسیاری از کمبودهای اجتماعی و تأمین معیشت فقراء و مستمندان جامعه به وسیله زکات می باشد. در زمان حکومت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام عمده کمبودها و نیازهای جامعه به وسیلة زکات برطرف می شد .
غرض واجب بودن زکات از ضروریات اسلام شمرده شده است و هرکس با توجه و یقین به ضروری بودن وجوب زکات آن را انکار نماید کافر محسوب
می شود .
موارد وجوب زکات
(مسئله 1939) بنا بر مشهور زکات در نه چیز واجب است:
1_ گندم 2_ جو 3_ خرما 4_ کشمش 5_ طلا 6_ نقره 7_ شتر 8 _ گاو 9_ گوسفند
و اگر کسی مالک یکی از این نه چیز باشد _ با شرایطی که در مسائل بعد گفته می شود _ باید مقداری را که معین شده به یکی از مصرفهایی که دستور داده اند برساند .
(مسئله 1940) بنا بر احتیاط زکات «سُلْت» که دانه ای است به نرمی گندم و خاصیت جو را دارد ، و «عَلَس» که شبیه گندم است و نیز زکات «برنج ، ذرت و سایر حبوبات» مطابق شرایط و نصاب «گندم و جو» پرداخت شود .
نیت زکات
(مسئله 1941) در پرداخت زکات نیت لازم است ؛ و از آنجا که یک واجب عبادی است زکات دهنده باید با قصد قربت و انجام فرمان خداوند آن را پرداخت نماید .
(مسئله 1942) زکات دهنده باید هنگام نیت نوع آن را که زکات مال است یا زکات فطره معلوم کند ؛ ولی اگر مثلا زکات گندم و جو بر او واجب باشد لازم نیست معین کند که زکات گندم را می پردازد یا زکات جو را .
(مسئله 1943) کسی که وکیل در پرداخت زکات دیگری شده ، همین که به قصد نیابت از آن شخص زکات را پرداخت کند کافی است ؛ به شرط آن که مالک نیز قلبا به نیت خود باقی باشد .
(مسئله 1944) اگر مالک یا وکیل او بدون قصد قربت زکات را به فقیر بدهد و پیش از آن که آن مال از بین برود شخص مالک نیت زکات نماید کفایت می کند .
(مسئله 1945) اگر مالک از پرداختن زکات امتناع نماید و اجبار او نیز بر ادای آن ممکن نباشد ، حاکم شرع هنگام برداشتن زکات از مال او قصد زکات نماید تا بر ذمة او چیزی باقی نماند .
شرایط واجب شدن زکات
(مسئله 1946) شرایط زکات دونوع است:
1_ «شرایط عمومی» که مربوط به تمام موارد زکات می باشد و عبارت است از:
اولاً: «مالک بودن» نسبت به مورد زکات؛ که در مورد «غلات اربعه» باید
هنگام تعلق زکات مالک آنها باشد و در مورد «انعام ثلاثه» و نیز «نقدین» باید یازده ماه مالک آن باشد .
ثانیاً ، ثالثاً و رابعاً: صاحب مال «بالغ ، عاقل و آزاد» باشد ؛ پس کسی که هنگام تعلق زکات یا _ در مواردی که سال معتبر است _ در تمام سال بالغ یا عاقل و یا آزاد نباشد زکات بر او واجب نیست .
خامساً: قدرت تصرف در مال خود را داشته باشد ؛ پس کسی که مالش را غصب کرده اند و نمی تواند در آن تصرف نماید زکات بر او واجب نیست .
سادساً: آن مال به مقدار نصاب رسیده باشد ؛ و مقدار نصاب هر یک از موارد گفته خواهد شد .
2_ «شرایط غیر عمومی» که تنها مربوط به بعضی موارد زکات می باشد ذیلا ذکر می شود:
(مسئله 1947) در مواردی که در واجب شدن زکات «سال» معتبر است (طلا ، نقره ، شتر ، گاو و گوسفند) باید در تمام یازده ماه شرایط عمومی وجود داشته باشد ؛ ولی در مثل گندم ، جو ، خرما و کشمش که سال معتبر نیست ، آن شرایط باید هنگام تعلق زکات وجود داشته باشد .
(مسئله 1948) اگر موقع واجب شدن زکات گندم ، جو ، خرما و کشمش صاحب آنها بالغ باشد باید زکات را بپردازد ؛ ولی در مورد شتر ، گاو ، گوسفند ، طلا و نقرة سکه دار که سال معتبر است باید حداقل در تمام یازده ماه سال بالغ باشد ؛ پس اگر در بین سال بالغ شود زکات بر او واجب نیست ، و از ابتدای بلوغ سال او شروع می شود .
(مسئله 1949) اگر صاحب شتر ، گاو ، گوسفند ، طلا و نقره در مقدار کمی از سال مست یا بیهوش و یا دیوانه شود _ به طوری که مردم بگویند در آن سال عاقل بوده _ زکات از او ساقط نمی شود ؛ همچنین اگر هنگام تعلق زکات گندم ، جو ، خرما و کشمش مست یا بیهوش باشد زکات بر او واجب می شود ؛ هر چند وجوب آن در بیهوش از باب احتیاط است .
(مسئله 1950) مالی را که از انسان غصب کرده اند و نمی تواند در آن تصرف کند زکات ندارد ؛ همچنین اگر زراعتی را از او غصب کنند و هنگامی که زکات آن واجب می شود در دست غصب کننده باشد ، وقتی به صاحبش برمی گردد زکات ندارد ؛ هر چند در این صورت پرداخت زکات احوط است .
(مسئله 1951) اگر چیزی را که زکات آن واجب است قرض کند و یک سال نزد او بماند باید زکات آن را بدهد ؛ و بر کسی که قرض داده زکات واجب نیست .
زکات انعام ثلاثه (شتر ، گاو و گوسفند)
(مسئله 1952) زکات «شتر، گاو و گوسفند» به جز شرطهایی که گفته شد دو شرط دیگر دارد:
1_ آن که شتر یا گاو بنا بر مشهور در تمام سال بیکار باشد ؛ اگر حیوانی ابزار کار می باشد و به وسیله آن شخم یا بار زده شود زکات ندارد و اگر در تمام سال فقط چند روزی را کار کرده باشد نیز بنا بر احتیاط زکات آن را بدهند .
2_ آن که شتر یا گاو و یا گوسفند در تمام سال از علف بیابان بچرد ؛ پس اگر در تمام سال یا مقداری از آن از علف چیده شده یا از زراعتی که ملک مالک یا ملک دیگری است بچرد زکات ندارد ؛ ولی اگر فقط یک یا دو روز و حتی یک هفته به علت خاصی به آن علف دهند بنا بر احتیاط زکات آن را بپردازند .
(مسئله 1953) اگر انسان برای چراندن شتر ، گاو یا گوسفند خود در چراگاه بیابانی باج و مانند آن بدهد و یا به هر صورت بیابان را مالک شود ، باید زکات آنها را بدهد ؛ همچنین است اگر بذر مناسب با آن چراگاه را در آن بپاشند و بدون آبیاری رشد نماید .
(مسئله 1954) در زکات شتر و گاو و گوسفند که به حد نصاب رسیده باشند فرقی نمی کند که همه نر باشند یا ماده ، یا بعضی نر و بعضی ماده باشند.
(مسئله 1955) هرگاه تمام نصاب از یک جنس و صنف خاص _ مثلاً بز یا میش _ باشد ، بنا بر احتیاط واجب زکات آن را از همان جنس یا قیمت آن بپردازد ؛ و اگر مختلط است و قیمت آن تفاوت می کند بنا بر احتیاط زکات را به نسبت هر کدام بدهد ؛ یعنی حد متوسط را حساب کند و بپردازد .
(مسئله 1956) اگر شتر یا گاو و یا گوسفندهای مورد زکات همه مریض یا معیوب و یا پیر باشند ، بنا بر احتیاط زکات را از بین متوسط آنها بدهد ؛ و اگر همه سالم و بی عیب و جوان باشند ، نمی تواند زکات آنها را از مریض یا معیوب و یا پیر بدهد ؛ بلکه اگر بعضی از آنها سالم و بعضی مریض و دسته ای معیوب و دستة دیگر بی عیب و تعدادی پیر و تعدادی جوان باشند ، بنا بر احتیاط برای زکات آنها سالم ، بی عیب و جوان را بدهد .
(مسئله 1957) اگر حیوانی که بابت زکات می دهد از بین متوسط آنها باشد ولی قیمت آن مختصری از بعضی دیگر کمتر باشد اشکال ندارد ؛ ولی بهتر است قیمت آن از همة حیوانات دیگر بیشتر باشد .
(مسئله 1958) اگر پیش از تمام شدن ماه یازدهم شتر ، گاو و یا گوسفند خود را با چیزی دیگر عوض کند یا نصابی را که دارد با مقدار نصاب از همان جنس عوض نماید _ مثلاً چهل گوسفند بدهد و چهل گوسفند دیگر بگیرد _ یا بعضی از آنها را عوض کند ، زکات بر او واجب نیست ؛ همچنین است اگر پیش از تمام شدن ماه یازدهم شتر یا گاو و یا گوسفندهای او از حد نصاب کمتر شود یا از تصرف در
آنها منع شود .
(مسئله 1959) کسی که باید زکات شتر ، گاو و یا گوسفند را بدهد ، اگر زکات آنها را از مال دیگرش بدهد ، تا وقتی که شمارة آنها از نصاب کمتر نشده همه ساله باید زکات را بپردازد . و اگر از خود آنها بدهد و از نصاب اول کمتر شوند زکات بر او واجب نیست ؛ مثلاً کسی که چهل گوسفند دارد اگر از مال دیگرش زکات آنها را بدهد ، تا وقتی که گوسفندهای او از چهل رأس کمتر نشده همه ساله باید یک گوسفند بدهد ؛ و اگر از خود آنها بدهد ، تا وقتی دوباره به چهل نرسیده زکات بر او واجب نیست .
(مسئله 1960) اگر یک نفر در چند جا شتر یا گاو و یا گوسفند داشته باشد ، در صورتی که جمیع آنها به حد نصاب برسد زکات بر او واجب می شود .
نصاب شتر و گاو و گوسفند
1_ نصاب شتر
(مسئله 1961) «شتر» دوازده نصاب دارد:
اول: «پنج شتر» که زکات آن یک گوسفند است؛ و تا تعداد شتر به این مقدار نرسد زکات ندارد .
دوم: «ده شتر» که زکات آن دو گوسفند است .
سوم: «پانزده شتر» که زکات آن سه گوسفند است .
چهارم: «بیست شتر» که زکات آن چهار گوسفند است .
پنجم: «بیست و پنج شتر» که زکات آن پنج گوسفند است .
ششم: «بیست و شش شتر» که زکات آن یک شتر ماده است که یک سال آن تمام شده باشد .
هفتم: «سی و شش شتر» که زکات آن یک شتر ماده است که دو سال آن تمام شده باشد .
هشتم: «چهل و شش شتر» که زکات آن یک شتر ماده است که سه سال آن تمام شده باشد .
نهم: «شصت و یک شتر» که زکات آن یک شتر ماده است که چهار سال آن تمام شده باشد .
دهم: «هفتاد و شش شتر» که زکات آن دو شتر ماده است که دو سال آن تمام شده باشد .
یازدهم: «نود و یک شتر» که زکات آن دو شتر ماده است که سه سال آنها تمام شده باشد .
دوازدهم: «صد و بیست و یک شتر و بالاتر از آن» که باید یا برای هر چهل شتر یک شتر که دو سال آن تمام شده بدهد ، یا برای هر پنجاه شتر یک شتر که سه سال آن تمام شده بدهد ، و یا به هر دو شکل حساب کند ؛ و در هرحال باید طوری محاسبه کند که چیزی باقی نماند و اگر باقی ماند از نه شتر بیشتر نباشد ؛ مثلاً اگر صد و چهل شتر دارد ، باید برای صد شتر دو شتری که سه سال آنها تمام شده ، و برای چهل شتر دیگر یک شتر که دو سال آن تمام شده بدهد . و شتر زکات باید ماده باشد .
(مسئله 1962) شترهای بین دو نصاب زکات ندارد ؛ پس اگر تعداد شترها از نصاب اول که پنج شتر است بیشتر باشد ، تا هنگامی که به نصاب دوم که ده شتر است نرسیده باشد تنها باید زکات نصاب اول پرداخت شود ؛ همچنین است در نصابهای بعد .
(مسئله 1963) شتر عربی که دوکوهانه است و شتر غیر عربی که یک کوهان دارد از یک جنس محسوبند ، و در زکات مثل هم می باشند .
2_ نصاب گاو
(مسئله 1964) «گاو» دو نصاب دارد:
اول: «سی رأس» که اگر شرایط دیگر را داشته باشد زکات آن یک گوساله ای است که یک سال آن تمام شده باشد ؛ و کمتر از آن زکات ندارد .
دوم: «چهل رأس» که زکات آن یک گوساله ماده ای است که دو سال آن تمام نشده باشد . و زکات بین این دو نصاب واجب نیست ؛ مثلا کسی که سی و نه رأس گاو دارد فقط باید زکات سی رأس را بدهد ؛ همچنین اگر از چهل گاو بیشتر داشته باشد ، تا به شصت نرسیده فقط باید زکات چهل رأس آن را بدهد ، و پس از آن که به شصت گاو رسید ، چون دو برابر نصاب اول را دارد باید دو گوساله ای که یک سال آنها تمام شده بدهد . همچنین هر چه بالا رود ، باید یا «سی تا سی تا» حساب کند یا « چهل تا چهل تا » و یا با «سی و چهل» محاسبه نماید ، به گونه ای که یا اصلا چیزی باقی نماند و یا اگر باقی می ماند بیشتر از نه رأس نباشد .
(مسئله 1965) زکات «گاو میش» همانند زکات «گاو» است .
3_ نصاب گوسفند
(مسئله 1966) بنا بر احتیاط واجب «گوسفند» پنج نصاب داد .
اول: «چهل رأس» که زکات آن یک گوسفند است ؛ و کمتر از آن زکات ندارد .
دوم: « صد وبیست و یک رأس» که زکات آن دو گوسفند است .
سوم: «دویست و یک رأس» که زکات آن سه گسفند است .
چهارم: «سیصد و یک رأس» که زکات آن چهار گوسفند است .
پنجم: «چهارصد رأس و بالاتر از آن» که باید برای هر صد گوسفند یک گوسفند یک گوسفند به عنوان زکات بدهد .
(مسئله 1967) لازم نیست زکات را از گوسفندی که مشمول زکات شده بدهد ؛ بلکه اگر گوسفند دیگری را بدهد یا مطابق قیمت آن پول پرداخت نماید کافی است . ولی اگر بخواهد جنس دیگری بدهد در صورتی بدون اشکال است که برای فقرا بهتر باشد و در هر صورت بهتر بلکه احوط آن است که از همان جنس پرداخت نماید .
(مسئله 1968) گوسفندهای بین دو نصاب زکات ندارد ؛ پس اگر شمار گوسفندها از نصاب اول بگذرد ، تا هنگامی که به نصاب دوم نرسیده تنها باید زکات نصاب اول پرداخت شود ؛ همچنین است در نصابهای بعد .
(مسئله 1969) «بز ، میش و شیشک» در زکات با هم فرقی ندارند . ولی اگر میش را برای زکات انتخاب می کند بنا بر احتیاط یک سال آن تمام شده باشد ؛ و اگر بز را انتخاب می کند دو سال آن تمام شده باشد ؛ هر چند اگر میش هفت ماه و بز یک سالش تمام شده باشد کفایت می کند .
(مسئله 1970) در گوسفند هرگاه تمام نصاب از جنس نر باشد زکات آن را می تواند از جنس ماده بدهد ؛ همچنین اگر تمام آن ماده باشد ؛ می تواند زکات آن را از جنس نر بدهد .
زکات طلا و نقره (نقدین)
اشاره
(مسئله 1971) زکات طلا و نقره در صورتی واجب می شود که سکه دار بوده و معامله با آن رواج داشته باشد ؛ و اگر سکة آن هم از بین رفته باشد باید زکات آن را بدهند و چنانچه معامله با آن سکه در گذشته رواج داشته و در این زمان رایج نباشد بنا بر احتیاط زکات آن را بپردازند .
(مسئله 1972) اگر صورت طلا و نقرة سکه داری را که زنها برای زینت به کار می برند تغییر دهند که به کلی از رواج معامله بیفتد زکات ندارد ؛ وگرنه بنا بر احتیاط زکات آن را بپردازند .
(مسئله 1973) انسان باید یازده ماه مالک مقدار نصاب در طلا یا نقره باشد ؛ پس اگر در بین یازده ماه طلا یا نقرة او از نصاب اول کمتر باشد زکات بر او واجب نیست .
(مسئله 1974) اگر طلا یا نقره ای را که دارد در بین یازده ماه با طلا یا نقره یا چیز دیگر عوض نماید یا آنها را آب کند ، زکات بر او واجب نیست ؛ ولی اگر
برای فرار از دادن زکات این کار را بکند بنا بر احتیاط مستحب زکات را بپردازد . و اگر در ماه دوازدهم آنها را آب کند باید زکات را بپردازد ؛ و چنانچه بر اثر آب کردن وزن یا قیمت آنها کم شود ، باید زکاتی را که پیش از آب کردن بر او واجب بوده بدهد .
نصاب طلا و نقره
(مسئله 1975) «طلا» دارای دو نصاب است:
1_ بیست مثقال شرعی برابر با پانزده مثقال معمولی (312/70 گرم) ؛ که در این صورت اگر شرایط دیگر را هم داشته باشد زکات آن یک چهلم _ یعنی 757/1 گرم _ خواهد بود .
2_ چهار مثقال شرعی برابر با سه مثقال معمولی (062/14 گرم) است که به نصاب اول افزوده می شود ؛ و در این صورت باید زکات تمام هجده مثقال معمولی (374/84 گرم) را از قرار یک چهلم _ یعنی 109/2 گرم _ پرداخت نمود ؛ ولی اگر کمتر از سه مثقال معمولی افزوده شود تنها باید زکات نصاب اول را پرداخت نمود و زیادی آن زکات ندارد . همچنین است هرچه بالاتر رود ، یعنی اگر سه مثقال معمولی اضافه شود زکات همة آن واجب می شود؛ و اگر کمتر افزوده شود مقداری که اضافه شده زکات ندارد .
(مسئله 1976) «نقره» هم دو نصاب دارد:
1_ صد و پنج مثقال معمولی (برابر با 187/492 گرم) که در این صورت زکات آن با وجود شرایط دیگر یک چهلم _ یعنی 304/12 _ گرم می باشد .
2_ بیست و یک مثقال معمولی (برابر با 437/98 گرم) است که به نصاب اول افزوده می شود ؛ و باید زکات همة صد و بیست و شش مثقال معمولی (625/590 گرم) را پرداخت نماید ؛ و اگر کمتر از این مقدار افزوده شود مقدار اضافه زکات ندارد ؛ همچنین است هرچه بالاتر رود. بنابراین اگر انسان یک چهلم تمام طلا و نقره های خود را بپردازد ، زکاتی را که بر او واجب بوده یا بیشتر از آن را پرداخت نموده است ؛ مثلاً کسی که صد و ده مثقال نقره دارد اگر یک چهلم آن را بدهد زکات صد و پنج مثقال آن را که واجب بوده داده ، و مقداری هم برای پنج مثقال آن که واجب نبوده پرداخت نموده است .
(مسئله 1977) کسی که طلا یا نقرة او به اندازة نصاب است _ گرچه زکات آن را داده باشد _ تا هنگامی که از نصاب اول کمتر نشده همه ساله باید زکات آن را بپردازد ؛ و هرگاه به زیر نصاب اول رسید اگر سالهای بسیاری هم بماند زکات ندارد .
(مسئله 1978) اگر شک دارد که طلا و نقرة او به حد نصاب رسیده یا نه ، بنا بر احتیاط واجب هرگونه که می تواند وزن آن را به دست آورد .
(مسئله 1979) کسی که طلا و نقره دارد اگر هیچ کدام آنها به اندازة نصاب اول نباشد _ مثلاً صد و چهار مثقال نقره و چهارده مثقال طلا داشته باشد _ زکات بر او واجب نیست .
(مسئله 1980) طلا و نقره ای که بیشتر از اندازة معمولی فلز دیگر دارد ، اگر خالص آن به اندازة نصاب برسد باید زکات آن را بپردازد ؛ و چنانچه شک دارد که خالص آن به اندازة نصاب هست یا نه ، بنا بر احتیاط واجب به وسیلة آب کردن یا از راه دیگر خالص آن را معلوم کند ؛ یا به بالاترین حدی که احتمال می دهد حساب نماید .
(مسئله 1981) اگر طلا و نقره خوب و بد داشته باشد ، می تواند زکات هرکدام از خوب و بد را از خود آن بدهد ؛ هر چند بهتر است زکات همه را از جنس خوب پرداخت نماید .
(مسئله 1982) از آنجا که زکات در طلا و نقره منحصر به صورتی است که سکة رسمی خورده باشد و به شکل دینار و درهم بوده و معامله با آن رواج داشته باشد ، اگر طلا و نقره به صورت زیور آلات ساخته شده یا به صورت شمش طلا و نقره درآمده زکات ندارد .
زکات غلات أربعه «گندم ، جو، خرما و کشمش»
اشاره
(مسئله 1983) زکات «گندم و جو» از وقتی واجب می شود که به آنها گندم و جو گفته شود ؛ و بنا بر احتیاط زکات «کشمش و مویز» از زمان شروع به انگور شدن واجب می شود ؛ و زکات خرما وقتی واجب می شود که رنگ آن زرد یا سرخ شود .
(مسئله 1984) زمان محاسبة نصاب گندم ، جو ، خرما و کشمش وقتی است که خشک شده باشند؛ پس اگر وزن آن موقعی که تر است به حد نصاب برسد و بعد از خشک شدن کمتر از آن شود زکات واجب نمی شود .
(مسئله 1985) اگر گندم ، جو ، غوره و خرما را پیش از زمان واجب شدن زکات مصرف کنند ، اگر چه خشک آنها به اندازة نصاب برسد زکات آنها واجب نیست .
(مسئله 1986) خرمایی که تازة آن را می خورند و اگر بماند خیلی کم می شود ، چنانچه خشک آن به اندازة نصاب برسد زکات آن واجب است .
(مسئله 1987) گندم ، جو ، کشمش و خرمایی که زکات آنها داده شده اگر چند سال هم نزد انسان بماند زکات ندارد .
(مسئله 1988) اگر مقداری خرما یا انگور تازه دارد که خشک آن به اندازة
نصاب می رسد، احوط آن است که زکات را تا موقع خشک شدن تأخیر بیندازد . و چنانچه با قصد زکات از تازة آن به اندازة زکات به مستحق بدهد خالی از اشکال نیست ؛ مگر این که به قصد قرض بدهد و بعد به جای زکات حساب کند .
(مسئله 1989) اگر گندم ، جو ، خرما و یا کشمش که مشمول زکات شده دارای جنس خوب و بد باشد ، بنا بر احتیاط واجب زکات هرکدام از خوب و بد را از خود آنها و بهتر است همه را از جنس خوب پرداخت نماید ؛ و زکات همه را نمی تواند از جنس بد بدهد .
(مسئله 1990) اگر انسان در چند شهر که فصل آنها با یکدیگر اختلاف دارد و زراعت و میوة آنها در یک وقت به دست نمی آید گندم یا جو یا خرما و یا انگور داشته باشد و همة آنها محصول یک سال محسوب شود ، چنانچه چیزی که اول می رسد به اندازة نصاب باشد باید زکات آن را همان وقت بپردازد ، و زکات بقیه را هر وقت به دست می آید پرداخت نماید . و اگر آنچه اول می رسد به اندازة نصاب نباشد صبر کند تا بقیة آن برسد ؛ پس اگر روی هم به مقدار نصاب شود زکات آن واجب است ؛ و در غیر این صورت واجب نمی شود . و شرط نیست آنچه اول رسیده است باقی باشد .
(مسئله 1991) اگر درخت خرما یا انگور در یک سال دو مرتبه میوه دهد ، چنانچه روی هم به مقدار نصاب باشد بنا بر احتیاط زکات آن را بدهد .
(مسئله 1992) اگر کسی انگور یا خرما را بر روی درخت قبل از تعلق زکات ، و یا گندم و جو را قبل از دانه بستن بخرد و به حد نصاب برسد باید زکات آن را بپردازد ؛ ولی اگر بعد از تعلق زکات بخرد یا اجاره نماید زکات بر عهدة فروشنده بوده است ، و اگر او زکات را نپرداخته باشد ، معامله نسبت به مقدار زکات محل اشکال است ؛ مگر این که فروشنده زکات را از مال دیگر بدهد .
نصاب غلّات
(مسئله 1993) نصاب گندم ، جو ، خرما و کشمش «288 من تبریز منهای 45 مثقال» است که تقریباً معادل «863 کیلو و 790 گرم» می شود ؛ پس هرگاه به این مقدار برسد باید زکات آن را بپردازد .
(مسئله 1994) اگر گندم ، جو ، خرما و یا انگور از آب باران یا نهر و یا رودخانه آبیاری شود و یا از رطوبت زمین استفاده کند زکات آن «یک دهم» است ؛ و اگر با دلو یا پمپ و مانند آن از رودخانه یا چاه آب بکشند و آبیاری نمایند زکات آن «یک بیستم» می باشد . و چنانچه از هردو به طور مساوی استفاده شود زکات نصف آن یک دهم و نصف دیگر یک بیستم است ؛ و اگر به طور مساوی نباشد ملاک نظر عرف خواهد بود .
(مسئله 1995) اگر آبیاری گندم ، جو ، خرما و یا انگور به شکل مؤثر با باران و مانند آن باشد زکات آن «یک دهم» است ؛ هر چند به مقداری کم از طریق دیگر هم آبیاری شود. ولی اگر وسیلة اصلی و مؤثر آبیاری دلو و مانند آن باشد زکات «یک بیستم» است ؛ هر چند به گونه ای دیگر هم به مقدار کمی آبیاری شده باشد .
(مسئله 1996) اگر زراعتی را با دلو و مانند آن آبیاری کنند و در زمینی که مجاور آن است کشت کنند که از رطوبت آن زمین استفاده نماید و نیاز به آبیاری نداشته باشد ، زکات زراعتی که با دلو آبیاری شده «یک بیستم» و زکات زراعت مجاور آن بنا بر احتیاط «یک دهم» است .
مخارج و هزینه ها در زکات
(مسئله 1997) برای محاسبة زکات بنا بر احتیاط قیمت بذر و مخارجی را که برای گندم ، جو ، خرما و یا انگور کرده است کم نکند ؛ مگر آنچه را که متعارف است از خود محصول می دهند مانند: دستمزد نگهبان مزرعه و دروگر . و چنانچه پیش از کم کردن اینها به حد نصاب برسد بنا بر احتیاط زکات بقیه را بدهد .
(مسئله 1998) اگر زمین و اسباب زراعت یا یکی از این دو ملک خود او باشد نباید کرایة آنها را جزو مخارج حساب کند ؛ و نیز برای کارهایی که خودش یا دیگری بدون اجرت انجام داده چیزی از حاصل کسر نمی شود ؛ بلکه بنا بر احتیاط برای کارهایی که دیگری با اجرت انجام داده نیز چیزی از حاصل کسر نکند .
(مسئله 1999) اگر وسایل و آلات یا زمینی را برای زراعت بخرد پول آنها جزو مخارج نیست ؛ همچنین اگر درخت انگور یا خرما را بخرد قیمت آن جزو مخارج نمی باشد بلکه اگر خرما یا انگور یا زراعت را پیش از چیدن بخرد بنا بر احتیاط پولی را که پرداخته کسر نکند .
(مسئله 2000) کسی که بدون وسایل لازم برای کشت و کار _ مانند تراکتور یا گاو _ می تواند زراعت کند و با این حال اینها را بخرد ، نباید پولی را که پرداخت کرده حساب نماید ؛ بلکه اگر بدون این وسایل نمی تواند زراعت کند و آنها را بخرد و به واسطة زراعت به کلی از بین برود یا قیمت آن کم شود ، بنا بر احتیاط قیمت آنها را نیز کم نکند .
(مسئله 2001) بنا بر احتیاط هزینة وزن کردن گندم ، جو ، خرما و کشمش برای جدا نمودن مقدار زکات به عهدة مالک است و از محصول کسر نمی شود .
احکام پرداخت زکات
(مسئله 2002) وقت پرداخت زکات در «گندم و جو» موقع خرمن کردن و جدا نمودن کاه آنها ، و در «خرما و کشمش» موقعی است که خشک شده باشند . و وقت
پرداخت زکات «شتر، گاو و گوسفند» و «طلا و نقره» آغاز ماه دوازدهم است ؛ هر چند احتیاط آن است که پرداخت زکات را تا پایان ماه دوازدهم تأخیر اندازند ، یا به قصد قرض به مستحق زکات پرداخت نمایند و بعد حساب کنند ؛ ودر هر صورت ابتدای سال بعد را باید پس از پایان ماه دوازدهم حساب نمایند . و اگر منتظر فقیر معینی باشند یا بخواهند به فقیری بدهند که از جهتی برتری دارد ، بنا بر احتیاط زکات را از مال خود جدا کنند .
(مسئله 2003) پس از جداکردن زکات لازم نیست فوراً آن را به مستحق بدهد ؛ ولی اگر دسترسی به فقیر دارد احتیاط واجب آن است که تأخیر نیندازد ؛ مگر این که انتظار شخص معین یا مصرف معینی را داشته باشد .
(مسئله 2004) بعد از این که زکات را از مال خود جدا نموده ، تبدیل آن به چیز دیگر یا به قیمت جایز نیست .
(مسئله 2005) اگر با امکان پرداخت زکات به مستحق ، آن را زمان قابل توجهی تأخیر اندازد و تلف شود _ چه در حفظ آن کوتاهی کرده باشد یا نه _ باید عوض آن را بپردازد . ولی اگر زمان کمی _ مثلاً چند ساعت _ تأخیر انداخته باشد و بدون کوتاهی او از بین برود ، چنانچه دسترسی به مستحق نداشته باشد ضامن نیست ؛ و اگر دسترسی داشته بنا بر احتیاط واجب عوض آن را بپردازد . و اگر در این زمان کم به واسطة کوتاهی در حفظ آن از بین برود _ چه دسترسی به مستحق داشته باشد یا نه _ ضامن است .
(مسئله 2006) اگر حاکم شرع جامع الشرایط حکم به گرفتن زکات نماید ، بر بدهکاران زکات واجب است زکات را به او بپردازند ؛ هر چند مقلد او نباشند . و با رسیدن زکات به دست او بر عهدة بدهکاران چیزی نخواهد بود .
(مسئله 2007) کسی که از طرف حاکم شرع مأمور جمع آوری زکات است ، موقع خرمن که گندم و جو را از کاه جدا می کنند و پس از خشک شدن خرما و انگور می تواند زکات را مطالبه نماید ؛ و اگر مالک ندهد و مال مورد زکات از بین برود ، باید عوض آن را پرداخت نماید .
(مسئله 2008) اگر بعد از آن که زکات گندم ، جو ، خرما و انگور واجب شد مالک آنها از دنیا برود ، باید زکات را از مال او پرداخت نمایند ؛ ولی اگر پیش از واجب شدن زکات از دنیا برود ، هر یک از ورثه که سهمش به اندازة نصاب است باید زکات سهم خود را پرداخت نماید .
(مسئله 2009) اگر درخت خرما و انگور را برای عموم وقف نمایند و متولی وقف پیش از وقت تعلق زکات آن را در اختیار کسانی که مورد وقف هستند بگذارد ، زکات بر هر یک از آنان که سهم او به حد نصاب رسیده واجب است ؛ و چنانچه برای عدة خاصی وقف کرده باشند ، سهم هر یک از کسانی که مورد وقف هستند اگر
به حد نصاب برسد باید زکات آن را بپردازد .
(مسئله 2010) هرگاه انسان بخواهد قبل از رسیدن وقت زکات آن را به مستحق بدهد نمی تواند به قصد زکات پرداخت نماید ، بلکه می تواند به قصد قرض بدهد و باید به او اعلام نماید که قرض است و او قبول کند ، پس اگر بعد از رسیدن وقت زکات استحقاق وی باقی باشد ، قرض او را بابت زکات حساب نماید .
(مسئله 2011) اگر شک کند زکاتی را که بر او واجب بوده داده است یا نه ، باید زکات را بپردازد . هرچند بنا بر احتیاط واجب شک او مربوط به زکات سالهای پیش باشد . ولی اگر شک داشته باشد که زکات بر او واجب شده یا نه ، لازم نیست آن را بپردازد .
(مسئله 2012) کسی که شک دارد زکات به عهده او می باشد یا نه ، برای مراعات احتیاط می تواند مالی به فقیر بدهد و قصد کند که اگر واقعا زکات بدهکار باشد بابت زکات حساب شود ، وگرنه چنانچه مظالمی به عهده اوست بابت آنها باشد ؛ و در غیر این صورت اگر پدرش یا شخص دیگری زکات بدهکار است بابت زکات او باشد ، وگرنه بابت مظالم احتمالی او حساب می شود . همچنین کسی که شک دارد خمس بدهکار است یا نه ، می تواند به همین کیفیت به مصرف خمس برساند .
(مسئله 2013) اگر چند نفر شریک باشند ، سهم هرکدام که به حد نصاب برسد زکات بر او واجب می شود .
(مسئله 2014) بنا بر احتیاط واجب شخص زکات دهنده در تمام موارد نُه گانه زکات کمتر از پنج درهم ، یعنی دو مثقال و پانزده نخود _ حدود 27/13 گرم _ نقره یا قیمت آن به یک فقیر ندهد ، مگر این که مقدار زکاتی که بر او واجب شده کمتر باشد ، مانند این که زکات نصاب اول را در مثل طلا و نقره داده باشد و فعلا روی نصاب دوم سال گذشته باشد.
(مسئله 2015) مالک می تواند زکات را از خود جنس مورد زکات یا از قیمت آن بپردازد ، بلکه می تواند منفعت چیزی را _ مانند سکونت در خانه _ بابت زکات حساب نماید و اگر بخواهد قیمت را بپردازد باید قیمت زمان پرداخت را حساب کند ، ولی چنانچه قیمت زمان تعلق زکات بیشتر باشد احتیاطا همان را حساب نماید .
(مسئله 2016) اگر مالک از پرداخت زکات امتناع نماید مستحق نمی تواند به عنوان تقاص و گرفتن حق خود از مال او چیزی بردارد ، مگر این که از حاکم شرع جامع الشرایط _ به شکل خصوصی یا عمومی _ اجازه بگیرد .
(مسئله 2017) مستحق زکات نمی تواند آن را به کمتر صلح کرده یا به مالک ببخشد و نیز نمی تواند چیزی را گرانتر از قیمت آن بابت زکات قبول نماید .
(مسئله 2018) مکروه است انسان از مستحق درخواست کند زکاتی را که از او گرفته به او بفروشد ، ولی اگر خود مستحق بخواهد چیزی را که گرفته بفروشد ،
پس از آن که آن را قیمت نمود شخص زکات دهنده در خرید آن مقدم است .
(مسئله 2019) بهتر است «زکات» را آشکارا و «صدقة مستحبی» را مخفیانه بپردازند .
تصرف و معامله در زکات
(مسئله 2020) اگر پیش از پرداخت زکات محصولی که زکاتش واجب شده خود مالک یا عائله او مقداری از آن را مصرف کنند یا به فقیر بدهند ، باید زکات آن مقدار را پرداخت نمایند .
(مسئله 2021) اگر کسی گندم یا جو یا خرما و یا انگور را خریداری نماید و شک کند که فروشنده زکات آن را داده است یا نه ، چیزی بر او واجب نیست ، ولی اگر بداند زکات آن را نداده دو صورت دارد:
الف: چنانچه حاکم شرع که ولی عام فقرا است ، معامله مقداری را که باید بابت زکات پرداخت شود اجازه ندهد، معامله آن مقدار محل اشکال است و حاکم شرع می تواند آن مقدار را از خریدار بگیرد .
ب: اگر حاکم شرع معاملة آن مقدار را اجازه دهد ، معامله صحیح است و خریدار باید قیمت آن مقدار را به حاکم شرع یا به فقیر پرداخت کند ، و در صورتی که پول آن مقدار را به فروشنده تحویل داده است می تواند از او پس بگیرد . و در هر دو صورت اگر فروشنده پس از فروش زکات را بپردازد ، معامله با امضای او صحیح می شود .
(مسئله 2022) اگر وارث بداند که مال میت مشمول زکات شده ولی شک دارد که میت زکات آن را پرداخت نموده است یا نه ، بنا بر احتیاط واجب باید زکات آن را بپردازد اما اگر میت با مال متعلق زکات معامله کرده باشد ، وارث در صورت شک لازم نیست زکات آن را بپردازد .
(مسئله 2023) اگر زکات را از خود مال متعلق زکات برای پرداخت به مستحق کنار بگذارد ، می تواند در بقیه مال تصرف کند ، و اگر معادل یا قیمت آن را از مال دیگرش کنار بگذارد ، می تواند در تمام مال خود تصرف نماید .
(مسئله 2024) زکاتی را که کنار گذاشته تا به مستحق داده شود نمی تواند برای خود بردارد و با چیز دیگری عوض نماید ، و اگر در این میان منفعتی _ نظیر زاد و ولد گوسفند _ به دست آید مال مستحق زکات می باشد .
(مسئله 2025) تجارت با عین مالی که برای زکات جدا کرده صحیح نیست ، ولی اگر با اجازه حاکم شرع و به مصلحت زکات باشد معامله صحیح است ، و سودش مال مستحق زکات می باشد .
(مسئله 2026) اگر دو نفر در مالی که زکات آن واجب شده شریک باشند و یکی
از آنان زکات سهم خود را بپردازد و بعد مال خود را تقسیم کنند ، چنانچه بداند شریکش زکات سهم خود را نداده تصرف او در سهم خودش هم اشکال دارد ، مگر این که با اجازه شریک یا حاکم شرع زکات آن را بپردازد .
زکات و دَین
(مسئله 2027) کسی که خمس یا زکات بدهکار است و کفاره و نذر و مانند آن نیز بر او واجب شده و قرض هم دارد و نمی تواند همه را بپردازد ، چنانچه مالی که مشمول خمس یا زکات شده از بین نرفته باید زکات و خمس را مقدم بدارد ، و اگر از بین رفته باشد بنا بر احتیاط مال موجود را به نسبت بدهیها تقسیم نماید ، مگر این که در میان آنها حق الناس باشد و مطالبه شود که در این صورت بنا بر احتیاط آن را مقدم بدارد .
(مسئله 2028) شخصی که فوت کرده اگر خمس یا زکات بدهکار است و کفاره و نذر و مانند آن نیز بر او واجب بوده و قرض هم دارد و اموال او برای همة آنها کافی نمی باشد ، چنانچه مالی که مشمول خمس یا زکات شده از بین نرفته باید خمس یا زکات را مقدم بدارد ، و اگر از بین رفته باشد باید مال او را به نسبت بدهیهایش تقسیم نمایند . ولی اگر حج نیز بر او واجب بوده بنا بر احتیاط حج را بر سایر دیون میت مقدم بدارند ، و در آنچه در حج مصرف می کنند قصد زکات نماید .
(مسئله 2029) میتی که بدهکار است و مالی هم دارد که زکات آن واجب شده ، باید اول زکات مالش را بپردازد و سپس بدهی او را اداء نماید .
(مسئله 2030) میتی که بدهکار است و گندم یا جو یا خرما و یا انگور هم دارد دو صورت دارد:
الف: اگر پیش از آن که زکات اینها واجب شود وارثان دین میت را از دارایی دیگر او پرداخت کنند ، سهم هرکدام به مقدار نصاب برسد باید زکات آن را پرداخت نماید .
ب: اگر پیش از آن که زکات اینها واجب شود دین او را اداء نکنند دو حالت دارد:
1_ چنانچه دارایی میت تنها به اندازه دین او باشد ، واجب نیست زکات اینها را پرداخت نمایند .
2_ اگر دارایی میت بیشتر از دین اوست ، چنانچه پرداخت تمام دین به طلبکار موقوف به پرداخت مقداری از گندم ، جو ، خرما و یا انگور است ، این مقدار مشمول زکات نمی شود ، ولی بقیه که متعلق به ورثه است سهم هرکدام به حد نصاب برسد باید زکات آن را بپردازد .
(مسئله 2031) کسی که بدهکار است و نمی تواند بدهی خود را بپردازد _ اگر چه برای مخارج نیاز نداشته باشد _ طلبکار می تواند طلب خود را بابت زکات حساب
کند .
(مسئله 2032) کسی که از فقیر طلبکار است می تواند طلب خود را بابت زکات حساب کند ، به شرط این که فقیر بدهی خود را در راه گناه صرف نکرده باشد ، یا اگر در راه گناه صرف کرده از آن توبه کرده باشد .
(مسئله 2033) اگر فقیر بمیرد و دارایی او به اندازه قرضش نباشد ، طلبکار می تواند باقیماندة طلبی را که از او دارد بابت زکات حساب کند و اگر دارایی او به اندازه قرضش باشد ، ولی وارثان از ادای بدهی او امتناع کنند یا به جهت دیگری انسان نتواند طلب خود را بگیرد ، بنا بر اقوی می تواند طلب خود را بابت زکات حساب نماید .
مصرف زکات
(مسئله 2034) زکات را می توان در هشت مورد مصرف نمود:
اول _ فقیر: و او کسی است که همه یا بخشی از هزینه های سالیانة خود و افراد تحت تکفل خود را نداشته باشد، پس کسی که می تواند از راه درآمد املاک یا صنعت ، کارگری گرفتن اجاره و مانند آن مخارج سالیانة خود را تأمین نماید فقیر نیست .
دوم _ مسکین: و کسی است که وضع اقتصادیش بدتر از فقیر است .
سوم _ کسی که از سوی امام علیه السلام یا نایب آن حضرت مأمور جمع آوری و نگهداری و حسابرسی زکات شده است و وظیفه دارد آن را به امام علیه السلام یا نایب امام و یا فقرا برساند .
چهارم _ کافری که اگر زکات به او بدهند در جنگ به مسلمانان کمک می کند و یا به دین اسلام گرایش پیدا می کند ، همچنین مسلمانی که ایمان وی ضعیف است و اگر به وسیله زکات دلجویی شود ایمانش قوی می شود، و به این مورد «سهم مؤلّفه» گفته می شود .
پنجم _ خریداری بنده ها و آزاد کردن آنان (که موضوع آن در این زمان منتفی است) .
ششم _ پرداخت بدهی کسی که توان پرداخت آن را ندارد ، به شرط این که قرض خود را در معصیت صرف نکرده باشد .
هفتم _ سبیل الله: یعنی کاری که مانند ساختن مسجد و مدرسه و حمام منفعت عمومی و دینی دارد ، یا مثل ساختن پل و اصلاح راه نفعش به عموم مسلمانان می رسد ، و آنچه در هر صورت برای اسلام و مسلمین نفع داشته باشد ، هرچند مصرف کردن آن در مثل مسجد و مدرسه و امور مربوط به تقویت دین مردم بهتر بلکه احوط است .
هشتم _ ابن السبیل: یعنی مسافری که در سفر درمانده باشد ، هرچند وضع اقتصادی او در شهر خود خوب باشد .
(مسئله 2035) لازم نیست زکات را به هشت قسم تقسیم نمود ، بلکه جایز است در یکی از موارد هشتگانه مصرف شود .
(مسئله 2036) احتیاط واجب آن است که فقیر و مسکین بیشتر از مخارج سالیانة خود و افراد تحت تکفل خویش زکات نگیرند ، و اگر مقداری پول یا جنس دارند فقط به اندازه کسری مخارج یک سال زکات بگیرند .
(مسئله 2037) اگر صنعتگر یا کارگر یا مانند آن نتواند مخارج سالیانة خود را در حد نیاز از کسب تأمین کند ، می تواند کسری آن را از راه گرفتن زکات تأمین نماید ، و لازم نیست ابزار کار یا ملک و یا سرمایة متعارف خود را به مصرف مخارج برساند .
(مسئله 2038) فقیری که نمی تواند خرج سالیانة خود و عائله اش را تأمین کند اگر خانه ای دارد که در آن نشسته یا وسیلة سواری دارد ، چنانچه عرفاً برای زندگی به آنها احتیاج دارد _ گرچه برای حفظ آبرویش باشد _ می تواند زکات بگیرد ؛ همچنین است اثاث خانه و ظرف و لباس تابستانی و زمستانی و چیزهایی که به آنها احتیاج دارد ؛ و لازم نیست آنها را برای مخارج زندگی خود بفروشد . و فقیری که اینها را ندارد ، چنانچه احتیاج داشته باشد می تواند از زکات خریداری نماید .
(مسئله 2039) فقیری که یادگیری صنعت برای او دشوار نیست باید یاد بگیرد و با گرفتن زکات زندگی نکند ؛ ولی تا وقتی مشغول یاد گرفتن است می تواند زکات بگیرد ؛ و چنانچه قدرت بر کار و کسبی دارد که با شأن و موقعیت اجتماعی او مناسب نیست ، و یا به خاطر پیری یا مرض و ضعف کارکردن برای او دشوار است ، می تواند کار نکند و از زکات استفاده نماید.
(مسئله 2040) کسی که می گوید فقیرم و پیش از این فقیر نبوده ، یا معلوم نیست فقیر بوده یا نه ، اگر از ظاهر حالش اطمینان یا گمان پیدا شود می توان به او زکات داد ؛ ولی کسی که پیش از این فقیر بوده و اینک نیز می گوید فقیرم ، گرچه انسان از گفتة او اطمینان یا گمان پیدا نکند می تواند به او زکات دهد .
(مسئله 2041) چیزی را که انسان بابت زکات به فقیر می دهد لازم نیست به او بگوید که زکات است ؛ بلکه اگر فقیر خجالت بکشد ، بهتر است به طوری که دروغ نشود به صورت هدیه بپردازد ؛ ولی باید قصد زکات نماید .
(مسئله 2042) اگر در جایی که می خواهد زکات بدهد مستحقی نباشد و نتواند زکات را به مصرف دیگری که برای آن معین شده برساند و امید هم نداشته باشد که بعداً مستحقی پیدا کند ، باید زکات را به جای دیگر ببرد و به مصرف زکات برساند ، ولی مخارج بردن به آنجا بنا بر احتیاط واجب به عهدة خود اوست ؛ و اگر در
محافظت آن کوتاهی نکند و زکات تلف شود ضامن نیست .
(مسئله 2043) اگر در محل زکات دهنده مستحق پیدا شود می تواند زکات را به جای دیگر ببرد ؛ ولی مخارج بردن به آنجا را باید از خودش بپردازد . و اگر زکات تلف شود ضامن است ، مگر این که به دستور حاکم شرع برده باشد ؛ و اگر بدون دستور بوده و فقط با اجازة او برده است بنا بر احتیاط ضامن می باشد .
(مسئله 2044) اگر به خیال این که کسی فقیر است به او زکات بدهد و بعد بفهمد فقیر نبوده ، یا از روی ندانستن مسئله به کسی که می داند فقیر نیست زکات داده است دو صورت دارد:
1_ چنانچه چیزی را که به او داده باقی باشد ، باید از او بگیرد و به مستحق بدهد .
2_ اگر چیزی را که به او داده از بین رفته باشد ، چنانچه کسی که آن چیز را گرفته خودش را مستحق نمی دانسته و یقین داشته یا احتمال می داده که آنچه به او می دهند زکات است ، انسان می تواند عوض آن را از او بگیرد و به مستحق دهد ؛ و یا این که از مال خودش زکات را بپردازد ؛ ولی اگر به غیر عنوان زکات به او داده ، نمی تواند چیزی از او بگیرد و باید از مال خودش زکات را به مستحق بدهد .
(مسئله 2045) انسان می تواند از سهم سبیل الله زکات ، قرآن یا کتابهای دینی و یا علمی که مورد نیاز جامعة اسلامی است بخرد و وقف نماید ؛ اگر چه بر فرزندان خود یا بر کسانی وقف کند که خرج آنان بر او واجب است . ولی احتیاط واجب آن است که تولیت وقف را به حاکم شرع جامع الشرایط یا نمایندة او بسپارد .
(مسئله 2046) انسان نمی تواند از زکات ملک بخرد و بر اولاد خود یا بر کسانی که مخارج آنان بر او واجب است وقف نماید تا منفعت آن را به مصارف خود برسانند .
(مسئله 2047) به کسی که مشغول تحصیل علم است و اگر تحصیل نکند می تواند برای معاش خود کسب کند می توان زکات داد ؛ و ملاک آن تحصیل علومی است که نافع باشد و فراگرفتن آنها حرام نباشد .
(مسئله 2048) فقیر می تواند از سهم فقرا برای رفتن به حج و زیارت و مانند آن زکات بگیرد ؛ به شرط آن که جزو مخارج متعارف او باشد . ولی اگر به مقدار خرج متعارف سالیانه اش زکات گرفته باشد بنا بر احتیاط برای زیارت و مانند آن از سهم فقرا نمی تواند زکات بگیرد ؛ اما از سهم سبیل الله مانعی ندارد ، هر چند خلاف احتیاط است .
(مسئله 2049) مستحب است زکات شتر و گاو و گوسفند را به فقرای آبرومند بپردازد ؛ همچنین مستحب است در دادن زکات خویشان خود را بر دیگران ، و اهل علم و کمال را بر غیر آنان ، و کسانی را که اهل درخواست و سؤال نیستند بر اهل
سؤال مقدم بدارد ؛ ولی اگر دادن زکات به فقیری از جهت دیگر بهتر باشد مستحب است زکات را به او بدهد .
(مسئله 2050) بدهکاری که توان بازپرداخت بدهی مشروع خود را ندارد _ گرچه توان تأمین مخارج سالیانة خود را داشته باشد _ می توان بدهی او را از زکات پرداخت کرد ؛ ولی باید مالی را که قرض کرده در معصیت خرج نکرده باشد یا اگر در معصیت خرج کرده از آن توبه کرده باشد . و اگر مخارج سالیانة خود را دارد ، بهتر است قرض خود را از موجودی بدهدو برای مخارج خود زکات بگیرد .
(مسئله 2051) مسافری که خرجی او تمام شده یا وسیلة نقلیة او از کار افتاده ، چنانچه برای کار حرامی سفر نکرده و نیز خود سفر حرام نباشد و نتواند با قرض کردن یا فروختن چیزی خود را به مقصد برساند ، می تواند زکات بگیرد ؛ هر چند در وطن خود فقیر نباشد . ولی اگر بتواند در جای دیگر با قرض کردن یا فروختن چیزی مخارج سفر خود را فراهم کند ، فقط به مقداری که به آنجا برسد می تواند زکات بگیرد .
(مسئله 2052) مسافری که در سفر درمانده شده و زکات گرفته ، پس از رسیدن به وطن اگر چیزی از زکات مانده و رساندن آن به صاحب مال یا وکیل او مشقت دارد ، آن را به حاکم شرع بدهد و بگوید که زکات است ، مالک می تواند زکات را به حاکم شرعی بدهد ، او به عنوان وکیل مالک یا به عنوان ولی عام فقرا به مصرف برساند .
شرایط مستحق زکات
(مسئله 2053) کسی که زکات می گیرد باید شیعة دوازده امامی باشد ؛ هر چند در مورد چهارم و هفتم (سهم مؤلّفه و سهم سبیل الله) این شرط محل اشکال است .
(مسئله 2054) اگر به شیعه بودن کسی یقین پیدا کند و پس از دادن زکات به او معلوم شود شیعه نبوده ، باید دوباره زکات را پرداخت کند ؛ بلکه اگر از راه شهادت دو مرد عادل شیعه بودن یا فقر او را احراز کند و بعد خلاف آن ثابت شود ، بنا بر احتیاط دوباره آن را پرداخت نماید .
(مسئله 2055) اگر طفل یا دیوانه ای فقیر باشد می توان به ولیّ او زکات داد ؛ به قصد این که ملک طفل یا دیوانه باشد و ولی هم به همین قصد بگیرد . و در صورت دسترسی نداشتن به ولی می تواند به اجازة حاکم شرع خودش یا به وسیلة یک نفر امین زکات را به مصرف آنان برساند و هنگام پرداخت نیت زکات نماید ؛ و چنانچه از سهم فقرا باشد بنا بر احتیاط اول زکات را ملک آنان نماید و سپس به مصرف آنان برساند .
(مسئله 2056) به فقیری که از راه تکدی مخارج زندگی خود را تأمین می کند
می توان زکات داد ؛ به شرط آن که در معصیت مصرف نکند .
(مسئله 2057) به فقیری که زکات را در معصیت مصرف می کند نمی توان زکات داد و نیز بنا بر احتیاط واجب به کسی که گناه کبیره را آشکارا انجام می دهد زکات ندهند . همچنین است حکم شرابخوار هر چند پنهانی شراب بخورد .
(مسئله 2058) به کسی که بدهکار است و نمی تواند بدهی خود را بدهد _ اگر چه مخارج او انسان واجب باشد _ می توان برای پرداخت بدهی زکات داد ؛ ولی اگر زن بلکه بنا بر احتیاط واجب هر فرد دیگری که مخارج او بر انسان واجب است برای مخارج خود قرض کرده ، انسان نمی تواند بدهی او را از زکات پرداخت نماید .
(مسئله 2059) کسی که زکات بر او واجب شده نمی تواند زکات را از سهم فقرا به افرادی که نفقة آنان بر او واجب است پرداخت نماید ؛ ولی پرداخت زکات توسط دیگران به افراد تحت تکفل کسی که قدرت بر نفقة آنان ندارد یا از دادن نفقة واجب به آنها خودداری می کند اشکال ندارد . و اگر زن بتواند شوهر خود را به پرداخت مخارج مجبور کند نمی شود به او زکات داد .
(مسئله 2060) زنی که به عقد موقت درآمده است اگر فقیر باشد شوهرش و دیگران می توانند به او زکات بدهند ؛ ولی اگر شوهرش در ضمن عقد شرط کند که مخارج او را بدهد یا به جهت دیگری دادن مخارجش بر او واجب باشد ، در صورتی که مخارج آن زن را بدهد یا زن بتواند او را مجبور کند نمی شود به آن زن زکات داد .
(مسئله 2061) زن می تواند به شوهر فقیر خود زکات بدهد ؛ هر چند شوهر زکات را صرف مخارج روزانة او کند .
(مسئله 2062) اگر فرزند انسان یا پدر او به ازدواج نیاز داشته باشد پرداخت هزینة آن از زکات محل اشکال است ، و بنا بر احتیاط مخارج آن را از مال خودش بدهد .
(مسئله 2063) مخارج اضافه بر هزینه های روزمرة فرزند را مانند خرید کتابهای علمی و دینی مورد احتیاج او می توان از راه سهم فقرای زکات تأمین نمود .
(مسئله 2064) سید می تواند از سید زکات بگیرد ؛ ولی نمی تواند از زکات واجب غیر سید _ مانند زکات مال و زکات فطره _ استفاده کند ؛ مگر این که خمس و وجوه دیگر کفاف هزینة زندگی او را ندهد و ناچار باشد ، که در این صورت بنا بر احتیاط واجب نباید از حد ضرورت زندگی تجاوز کند .
(مسئله 2065) زکات مستحب یا صدقات مستحبة دیگر را می توان به سید داد ؛ هر چند خلاف احتیاط است .
(مسئله 2066) ملاک در «سید بودن» نسبت داشتن با «هاشم» جدّ گرامی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از ناحیة پدر می باشد ؛ پس کسی که فقط مادرش سید است می تواند از زکات غیر سید استفاده نماید .
(مسئله 2067) سید بودن افراد با شهادت دو مرد عادل یا شهرتی که موجب اطمینان گردد ثابت می شود ؛ و صرف ادعای شخصی کفایت نمی کند . همچنین عدم سیادت شخصی که معلوم نیست سید است یا نه ، با یکی از این دو راه ثابت می شود .
احکام زکات فطره
قال الله تبارک و تعالی: قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّی * وَذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی .
«زکات فطره» یکی از زکاتهای واجبی است که همه ساله بر هر مکلفی _ مطابق شرایطی که گفته خواهد شد _ واجب می شود و به مصرف فقرا و مستمندان جامعه می رسد ؛ در حقیقت زکات فطره زکات بر بدنهاست ، در مقابل زکات اموال که زکات بر داراییهای مردم می باشد . زکات فطره انسان را از مرگهای ناگهانی در آن سال حفظ می کند ؛ و مطابق بعضی از روایات تمامیت روزة رمضان به زکات فطره است ، چنان که تمامیت نماز به صلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می باشد .
(مسئله 2068) با چهار شرط زکات فطره واجب می شود:
1_ بلوغ
2_ عقل
3_ آزادی
4_ تمکن و فقیر نبودن
(مسئله 2069) کسی که هنگام غروب شب عید فطر «بالغ ، عاقل ، بیهوش ، فقیر و بندة کسی دیگر» نباشد باید برای خودش و هر یک از نان خورهای خود یک صاع که _ تقریباً سه کیلوگرم است _ گندم یا جو یا خرما یا کشمش یا برنج یا ذرت و یا مانند آن را به فقیر بدهد ، و اگر پول یکی از اینها را هم بدهد کافی است .
(مسئله 2070) بنا بر احتیاط فطره را از آنچه که غذای متعارف شهر اوست بدهد ، هر چند معمولاً چیز دیگری هم با آن می خورند ، و بهتر است از آنچه غذای معمولی خود و خانوادة اوست بپردازد .
(مسئله 2071) کسی که توان تأمین مخارج سالیانة خود و نان خورهای خود را ندارد و کسبی هم ندارد که بتواند مخارج خود و آنها را تأمین نماید و فرد دیگری هم
مخارج او و نان خورهایش را به صورت تبرّعی تأمین نمی کند «فقیر» است و دادن زکات فطره بر او واجب نمی باشد ، بلکه می توان زکات فطره را به او پرداخت نمود .
(مسئله 2072) از آنجا که پرداخت زکات فطره مانند زکات مال عبادت است باید هنگام پرداخت آن قصد انجام فرمان خدا (قصد قربت) کرده و نیت فطره نیز بنماید .
(مسئله 2073) انسان باید فطرة کسانی را که در غروب شب عید فطر نان خور او حساب می شوند پرداخت کند ، کوچک باشند یا بزرگ ، مسلمان باشد یا غیر مسلمان ، دادن خرج آنان بر او واجب باشد یا نه ، در شهر خود او باشند یا در شهر دیگر .
(مسئله 2074) فطرة مهمانی که پیش از غروب روز آخر ماه رمضان با رضایت صاحبخانه وارد شده و نان خور او حساب می شود بر صاحبخانه واجب است ؛ و هکذا بنا بر احتیاط واجب فطرة مهمانی که بدون رضایت و پیش از غروب وارد شده و مدتی نزد او می ماند به گونه ای که در شب عید نان خور او محسوب است . احوط این که خود آنها هم اگر واجد شرایط باشند بپردازند .
(مسئله 2075) صرفاً حضور یک فرد به هنگام مغرب در شب عید در خانة کسی ، ایجاب نمی کند که زکاتش به عهدة او باشد حتی اگر چیزی در نزد او بخورد ، بلکه هنگامی این اثر را دارد که این حضور به جهت نان خور بودن او باشد .
(مسئله 2076) اگر کسی هزینة زندگی شخصی را به عهده بگیرد برای نان خور بودن او کفایت نمی کند ، بلکه باید طوری به او مربوط باشد که تحت سرپرستی او به شمار آید .
(مسئله 2077) هنگامی که سرپرست خانواده فطریة اعضای خانواده را پرداخت کند از گردن آنها ساقط می شود ولی اگر از روی نافرمانی ، نادانی ، فراموشی ، یا فراهم نبودن شرایط وجوب ، فطره را پرداخت نکند ، هرکدام از آنها که بالغ و عاقل و آزاد و پولدار باشد ، بنا بر احتیاط واجب باید خودش فطره اش را پرداخت کند .
(مسئله 2078) فطرة اولاد هنگامی بر عهدة پدر است که نان خور او باشند ، وگرنه به عهدة کسی است که نان خور او می باشند .
(مسئله 2079) فطرة زن هنگامی بر عهدة شوهر است که نان خور او باشد و اگر شوهر مخارج او را نمی دهد و نان خور شخص دیگری باشد فطره اش نیز بر عهدة او می باشد اگر نان خور کسی نیست چنانچه فقیر نباشد باید خود او بدهد .
(مسئله 2080) فطرة مهمانی که پس از غروب شب عید فطر وارد شده بر صاحبخانه واجب نیست ؛ ولی اگر پیش از غروب او را دعوت کرده باشد و در
خانة او افطار کند ، بنا بر احتیاط هر دو زکات فطره را بدهند .
(مسئله 2081) کافری که پس از غروب روز آخر ماه رمضان مسلمان شده ، و فقیری که پس از غروب توانگر شده ، و کسی که هنگام غروب دیوانه می باشد فطره بر او واجب نیست ؛ همچنین دادن فطره برای کودکی که پس از غروب به دنیا آمده لازم نیست ؛ ولی بیهوشی که بعد از غروب به هوش می آید احوط آن است که زکات فطره را پرداخت نماید .
(مسئله 2082) اگر پیش از غروب بچه بالغ شود ، یا دیوانه عاقل گردد ، یا فقیر غنی شود ، در صورتی که شرایط واجب شدن فطره را دارا باشد باید زکات فطره را بدهد .
(مسئله 2083) کسی که موقع غروب شب عید فطر زکات فطره بر او واجب نیست ، اگر تا پیش از ظهر روز عید شرطهای واجب شدن فطره در او پیدا شود بهتر است زکات فطره را بدهد .
(مسئله 2084) اگر انسان نان خور کسی باشد و پیش از غروب شب عید فطر نان خور فرد دیگری شود ، فطرة او بر کسی که نان خور او شده واجب است ؛ مثلاً اگر دختر پیش از غروب به خانة شوهر رود شوهرش باید فطرة او را بدهد .
(مسئله 2085) کسی که دیگری باید فطرة او را بپردازد پرداخت آن بر خود او واجب نیست ؛ هر چند بداند آن شخص عمداً فطره را نمی دهد ؛ ولی اگر از روی فراموشی ندهد بنا بر احتیاط واجب خودش فطرة خود را بپردازد . و اگر شخص غنی مهمان فقیر شود بنا بر احتیاط واجب خودش زکات فطرة خود را بدهد ، هرچند فقیر هم با زحمت آن را بپردازد ؛ بلکه اگر او نپردازد بنا بر اقوی خودش بپردازد .
(مسئله 2086) کسی که فطرة او بر دیگری واجب شده اگر فطرة خود را بدهد ، از عهدة کسی که فطره بر او واجب شده برداشته نمی شود ؛ مگر این که با اجازه و به نیابت از او پرداخته باشد .
(مسئله 2087) اگر کسی هم زمان نان خور دو نفر حساب شود ، فطرة او به شرکت بر آن دو نفر واجب است .
(مسئله 2088) فطرة کودکی که از مادر یا دایه شیر می خورد بر عهدة کسی است که مخارج مادر یا دایه را تأمین می کند ؛ ولی اگر مادر یا دایه مخارج خود را از مال طفل برمی دارد ، فطرة طفل بر کسی واجب نیست . و اگر برای شیر دادن کودک اجرت می گیرند ، فطرة کودک بر عهدة اجرت دهنده است نه آن کسی که مخارج مادر یا دایه را می پردازد .
(مسئله 2089) اگر انسان کسی را برای کاری اجیر نماید و شرط کند مخارجش را بدهد ، در صورتی که به شرط خود عمل کند و عرفاً نان خور او حساب شود باید فطرة او را بپردازد ؛ ولی اگر اجیر در زندگی مستقل باشد _ نظیر کارمندان ادارات
و کارگران کارخانه ها _ باید زکات فطره را خودش بدهد . و بنابر احتیاط واجب حکم سربازان پادگانها نیز همین است .
(مسئله 2090) انسان اگر چه مخارج عائله اش را از مال حرام بدهد باید فطرة آنان را از مال حلال بپردازد .
(مسئله 2091) کسی که پیش از غروب شب عید فطر دارای شرایط پرداخت زکات فطره بوده اگر پس از غروب بمیرد ، باید فطرة او و عائله اش را از مال او بپردازند ؛ ولی اگر پیش از غروب بمیرد واجب نیست فطرة او و عائله اش را از مال او بدهند .
(مسئله 2092) پرداخت فطره پیش از ماه رمضان و بنابر احتیاط در ماه رمضان صحیح نیست ؛ ولی اگر در ماه رمضان یا پیش از آن به فقیر قرض بدهد و بعد از آن که فطره بر او واجب شد طلب خود را بابت فطره حساب کند مانعی ندارد ؛ به شرط آن که شرایط در فقیر باقی باشد و فقیر توجه به قرض بودن آن داشته باشد و به همین قصد قبول کند .
(مسئله 2093) اگر فطره را از چیز معیوب بدهد بنا بر احتیاط واجب کافی نیست ؛ ولی اگر در جایی باشد که خوراک غالب آنان معیوب است اشکال ندارد .
(مسئله 2094) گندم یا چیز دیگری را که برای فطره می دهد باید به جنس دیگر یا خاک مخلوط نباشد ؛ یا اگر مخلوط است چیزی که مخلوط شده به قدری کم باشد که قابل اعتنا نباشد ؛ و اگر بیش از این مقدار باشد در صورتی صحیح است که خالص آن به یک صاع _ یعنی سه کیلوگرم _ برسد و تصفیة آن مشکل و خارج از متعارف نباشد .
(مسئله 2095) بنا بر احتیاط نمی تواند جنس معیوب یا مخلوط را به عنوان قیمت فطره بپردازد ؛ بلکه قیمت آن باید با پول متعارف حساب شود و پول پرداخت گردد .
(مسئله 2096) کسی که نماز عید فطر می خواند بنا بر احتیاط واجب فطره را پیش از نماز عید فطر بدهد ؛ و اگر مستحق آن موجود نیست آن را جدا نماید ؛ ولی اگر نماز عید نمی خواند می تواند پرداخت فطره را تا ظهر روز عید تأخیر بیندازد .
(مسئله 2097) اگر موقعی که دادن زکات فطره واجب است فطره را ندهد و کنار هم نگذارد ، احتیاط واجب آن است که بعداً به قصد قربت مطلقه و بدون نیت ادا و قضا پرداخت کند ؛ ولی اگر مقدار زکات را به قصد زکات پیش از ظهر جدا نموده ، هنگام پرداخت به قصد زکات بپردازد .
(مسئله 2098) اگر فطره را جدا کرده باشد نمی تواند مصرف کند یا آن را عوض نماید .
(مسئله 2099) اگر مالی را که برای فطره کنار گذاشته از بین برود ، چنانچه دسترسی به فقیر داشته و دادن فطره را تأخیر انداخته است باید عوض آن را بدهد . و اگر دسترسی به فقیر نداشته ضامن نیست ؛ مگر آن که در نگهداری آن کوتاهی کرده باشد .
(مسئله 2100) اگر در محل خودش مستحق پیدا شود احتیاط واجب آن است که فطره را به جای دیگر منتقل نکند ؛ و اگر به جای دیگر ببرد و تلف شود ضامن است ؛ مگر این که با مطالبة حاکم شرع جامع الشرایط یا نمایندة او به جای دیگر منتقل کرده باشد .
(مسئله 2101) کسی که می خواهد قیمت فطره را بپردازد _ چنانچه قیمتها به حسب زمان و مکان مختلف باشد _ قیمت همان مکان و همان وقتی که می خواهد فطره را بپردازد ملاک می باشد .
(مسئله 2102) اگر از جنسی که قیمتش دو برابر قیمت معمولی است نصف صاع (یک کیلو و نیم) بدهد کفایت نمی کند ؛ بلکه اگر آن را به قصد قیمت فطره هم بدهد اشکال دارد .
(مسئله 2103) انسان نمی تواند نصف فطره را از یک جنس و نصف دیگر آن را از جنس دیگر بپردازد ؛ واگر آن را به قصد قیمت فطره هم بدهد اشکال دارد ؛ ولی اگر مخلوط از دو جنس غذای غالب مردم آن محل باشد اشکال ندارد .
(مسئله 2104) کسی که فطرة چند نفر را می دهد لازم نیست همه را از یک جنس بدهد ؛ و می تواند فطرة بعضی را از یک جنس و بعضی دیگر را از جنس دیگر یا قیمت آن بپردازد .
مصرف زکات فطره
(مسئله 2105) احتیاط آن است که زکات فطره را فقط به شیعیانی که فقیر و مسکین هستند بدهند . ولی فقیری که به او فطره می دهند لازم نیست عادل باشد ؛ هر چند به کسی که فطره را در معصیت صرف می کند و نیز بنا بر احتیاط واجب به شرابخوار و کسی که آشکارا گناه کبیره مرتکب می شود نباید فطره بدهند .
(مسئله 2106) اگر طفل شیعه ای فقیر باشد و ولی نداشته باشد بنا بر احتیاط واجب فطره را به ولیّ او بدهد ؛ و اگر ولی نداشته باشد با اجازة حاکم شرع فطره را ملک او گرداند و سپس برای او قبول نماید و به مصرف او برساند .
(مسئله 2107) بنا بر احتیاط واجب به یک فقیر بیشتر از مخارج سالیانه اش و نیز کمتر از یک صاع _ که تقریباً سه کیلوگرم است _ فطره ندهند . همچنین بنا بر احتیاط فطرة یک نفر را دو نیم نکنند ؛ مثلاً به یک فقیر چهار کیلو و نیم ندهند ، بلکه یا سه کیلو و یا شش کیلو بپردازند .
(مسئله 2108) اگر کسی بگوید فقیرم ، نمی توان به او فطره داد ؛ مگر این که از ظاهر حال او گمان پیدا شود که فقیر است یا انسان بداند که قبلاً فقیر بوده است .
(مسئله 2109) اگر انسان به خیال این که کسی فقیر است به او فطره دهد و بعد بفهمد فقیر نبوده دو حالت دارد:
1_ اگر مالی که به او داده است از بین نرفته باشد ، باید پس بگیرد و به مستحق بپردازد ؛ و اگر نتواند بگیرد باید از مال خودش فطره را بدهد .
2_ اگر آن مال از بین رفته باشد ، در صورتی که گیرندة فطره خود را مستحق نمی دانسته و یقین داشته یا احتمال می داده آنچه را گرفته فطره است باید عوض آن را بدهد وگرنه او ضامن نیست و پرداخت کننده باید دوباره فطره را بدهد .
(مسئله 2110) کسی که سید نیست نمی تواند به سید فطره بدهد ؛ حتی اگر سیدی نان خور او باشد نمی تواند فطرة او را به سید دیگر بپردازد . ولی سید می تواند فطرة خود و هر سیدی را که نان خور او می باشد به سید و یا غیر سید بپردازد ؛ ولی اگر نان خور سید غیرسید باشد بنا بر احتیاط فطرة او را به سید ندهد .
(مسئله 2111) مستحب است در پرداخت زکات فطره ابتدا خویشان فقیر و بعد همسایگان فقیر خود را بر دیگران مقدم بدارد ؛ همچنین مستحب است اهل علم فقیر را بر غیر اهل علم مقدم بدارد . ولی اگر دیگران از جهتی برتری داشته باشند مستحب است آنان را در اولویت قرار دهد .
