حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

مرجع تقلید شیعه

احکام وقف ، صدقه ، حبس ملک ، حجر و شرایط آنها

اشاره

احکام وقف

قال الله تبارک و تعالی : لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ .
«وقف» آن است که انسان ملکی را ثابت نگه دارد و منافع آن را برای شخص یا اشخاص یا برای کار و یا مصرفی تعیین نماید ؛ مانند این که زمینی را برای مسجد یا حسینیه یا مدرسه و یا فقرا مخصوص سازد . به این کار در اصطلاح وقف و به مالی که وقف می شود «موقوفه» و به وقف کننده «واقف» و به کسی که برای او یا مصرفی که برای آن وقف شده «موقوف علیه» گفته می شود .

(مسئله 2660) وقف بر دو نوع است:
1_ وقف خاص :
مانند آن که چیزی را برای اولاد خود وقف نماید .
2_ وقف عام: که اختصاص به افراد خاصی ندارد ؛ مانند آن که چیزی را برای مسجد یا حسینیه و یا فقرا وقف کند .

(مسئله 2661) اگر کسی چیزی را وقف کند و تحویل موقوف علیه یا متولی دهد از اختیار او خارج می شود ، و خود او و دیگران نمی توانند آن را ببخشند یا بفروشند و کسی هم از آن ملک ارث نمی برد ؛ ولی در بعضی موارد که در مسئله 2261 گفته شد فروختن آن اشکال ندارد .

شرایط وقف

(مسئله 2662) وقف کننده باید عاقل ، بالغ و با قصد و اختیار باشد و شرعاً بتواند در مال خود تصرف کند ؛ بنابراین سفیه چون حق ندارد در مال خود تصرف کند اگر چیزی را وقف کند صحیح نیست ؛ همچنین محجور _ نسبت به آنچه از تصرف در آن منع شده _ نمی تواند اموال خود را وقف نماید .

(مسئله 2663) در وقف _ خاص باشد یا عام _ بنا بر احتیاط قصد قربت لازم است . ولی لازم نیست وقف کننده مسلمان باشد ؛ بنابراین اگر غیر مسلمان هم چیزی
را وقف کند صحیح است .

(مسئله 2664) لازم نیست در وقف صیغة خاصی بخوانند ؛ بلکه با هر لفظ یا عملی وقف بودن چیزی را بفهماند و آن را تحویل دهد وقف صحیح است و به قبول نیاز نیست ؛ حتی در وقف خاص نیز بنا بر اقوی نیازی به قبول نیست . پس اگر به قصد وقف ملکی را تحویل متولی یا موقوف علیه دهد یا مثلاً فرش را به قصد وقف در مسجد بیندازد و روی آن نماز بخوانند وقف صحیح است .

(مسئله 2665) زمینی که برای مسجد وقف شده پس از آن که واقف به قصد مسجد بودن اجازه دهد که در آن نماز بخوانند ، همین که یک نفر در آن به قصد مسجد نماز خواند وقف تحقق می یابد ؛ همچنین است اگر واقف آن را تحویل متولی دهد .

(مسئله 2666) اگر ملکی را برای وقف معین کند و پیش از خواندن صیغة وقف یا تحویل دادن آن به قصد وقف پشیمان شود یا از دنیا برود وقف صحیح نیست .

(مسئله 2667) وقف باید منجز و بدون تردید انجام شود ؛ پس اگر واقف آن را مشروط به شرطی کند که وجود آن شرط در حال یا آینده قطعی یا محتمل باشد دو صورت دارد:
1_ چنانچه آن شرط دخالتی در صحیح بودن وقف ندارد ، صحت وقف محل اشکال است ؛ مثلا اینکه بگوید: اگر خداوند پسری به من عطا کرد خانه ام وقف باشد .
2_ اگر آن شرط در نظر واقف قطعی است و در صحت وقف دخالت دارد ، وقف صحیح است ؛ مانند اینکه بگوید: اگر آن خانه مال من باشد آن را وقف نمودم .

(مسئله 2668) کسی که مالی را وقف می کند اگر از موقع خواندن صیغه برای همیشه مال را وقف کند وقف صحیح است ؛ ولی اگر _ به عنوان مثال _ بگوید: این مال بعد از مردن من وقف باشد یا تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد یا تا ده سال وقف باشد بعد پنج سال وقف نباشد و دوباره وقف باشد . وقف بودنش محل اشکال است ؛ ولی در دو صورت اخیر احوط آن است که بر طبق آن عمل کنند و احکام حبس را بر آن جاری نمایند .

(مسئله 2669) وقف در صورتی صحیح است که مال وقف را به تصرف متولی وقف یا کسی که برای او وقف شده یا وکیل و یا ولیّ او بدهند ؛ ولی اگر چیزی را بر اولاد صغیر خود وقف کند و به قصد این که وقف آنان باشد از طرف آنان نگهداری نماید وقف صحیح است .

(مسئله 2670) اگر مالی را برای کسانی که به دنیا نیامده اند وقف کند صحت آن محل اشکال است ؛ ولی وقف برای اشخاصی که بعضی از آنان متولد شده اند صحیح
است و آنان که به دنیا نیامده اند پس از تولد با دیگران شریک می شوند .

(مسئله 2671) اگر چیزی را بر خودش وقف کند که درآمد آن را به مصرف زندگی خود برساند صحیح نیست ؛ بلکه اگر آن را وقف کند که سود آن را پس از مرگ مثلاً خرج مقبره اش نمایند نیز محل اشکال است ؛ ولی اگر مثلاً مالی را برای فقرا وقف کند و بعد خودش فقیر شود می تواند از منافع وقف استفاده نماید .

(مسئله 2672) چیزی که وقف می شود باید عین آن موجود و مشخص باشد ؛ بنابراین وقف کردن دَین مانند این که بگوید: آنچه را از فلانی طلب دارم وقف نموده ، یا وقف نمودن چیزی که مشخص نیست مانند این که بگوید: یکی از باغهایم را وقف نمودم ، صحیح نیست . همچنین اگر منافع چیزی را وقف کند مثلاً بگوید: منافع و استفادة خانه ام را وقف نمودم ، صحیح نمی باشد ؛ ولی وقف کردن خانه برای سکونت در آن یا وقف درخت برای استفاده از میوة آن صحیح است ؛ هر چند هنگام وقف میوة درخت موجود نباشد .

(مسئله 2673) مصرفی که ملک را برای آن وقف می کند باید معین و حلال باشد ؛ بنابراین اگر ملک خود را برای یکی از چند مسجد بدون تعیین آن وقف نماید ، یا آن را برای ترویج باطل و نظایر آن وقف کند صحیح نیست .

شرایط ضمن وقف

(مسئله 2674) شرایطی را که واقف برای استفاده از وقف قرار می دهد در صورتی که مشروع باشد صحیح است و باید به آنها عمل شود . به عنوان مثال اگر برای سکونت طلاب در مدرسه شرط نماید که نماز شب بخوانند باید به آن شرط عمل نمایند ؛ وگرنه نمی توانند در آن مدرسه سکونت داشته باشند .

(مسئله 2675) اگر مثلاً خانه ای را برای اشخاص خاصی وقف نماید و از ظاهر وقف یا نشانه های دیگر معلوم شود که منظور واقف حفظ عنوان خانه بوده است ، تغییر آن به چیز دیگر _ مانند مغازه _ جایز نیست ؛ بلکه اگر احتمال هم داده شود بنا بر احتیاط واجب آن را تغییر ندهند .

تولیت و نظارت بر وقف

(مسئله 2676) اگر برای چیزی که وقف کرده متولی معین کند باید مطابق قرارداد او رفتار نمایند . و اگر معین نکند چنانچه بر افراد مخصوصی وقف کرده باشد ، نسبت به چیزهایی که مربوط به مصلحت وقف است و در نفع بردن طبقات بعد نیز دخالت دارد اختیار با حاکم شرع است ؛ و نسبت به چیزهایی که مربوط به استفادة طبقة موجود است ، اگر آنان بالغ باشند اختیار با خود آنان است و اگر بالغ نباشند اختیار با ولیّ ایشان است . و برای استفادة آنان از وقف اجازة حاکم شرع
لازم نیست .

(مسئله 2677) اگر ملکی را بر افراد مخصوصی _ مثلاً بر اولاد خود _ وقف کند تا هر طبقه بعد از طبقة دیگر از آن استفاده کنند ، چنانچه متولی ملک آن را اجاره دهد و پس از آن بمیرد ، در صورتی که مراعات مصلحت وقف یا مصلحت طبقة بعد را کرده باشد اجاره باطل نمی شود ؛ ولی اگر متولی نداشته باشد و یک طبقه از کسانی که ملک بر آنان وقف شده آن را اجاره دهند و در بین مدت اجاره بمیرند ، در صورتی که طبقة بعد اجازه نکنند اجاره باطل می شود ؛ و در این صورت اگر مستأجر مال الإجاره تمام مدت را داده باشد مقدار اضافه را از مال آنان می گیرد .

(مسئله 2678) اگر ملکی را مثلاً بر فقرا یا سادات وقف نمایند یا وقف کند تا منافع آن به مصرف خیرات برسد ، در صورتی که برای آن ملک خودش یا دیگری را متولی قرار داده اختیار آن با متولی است ؛ و اگر متولی معین نکرده باشد اختیار آن با حاکم شرع است.

(مسئله 2679) اگر واقف کسی را متولی یا ناظر بر وقف قرار دهد نمی تواند او را برکنار نماید ؛ مگر این که به وظیفة خود عمل نکند یا در وقف خیانت نماید . و اگر متولی یا ناظر یکی از صفاتی را که واقف شرط کرده از دست بدهد خود به خود از تولیت یا نظارت کنار می رود .

(مسئله 2680) اگر متولیِ تعیین شده به وظیفة خود عمل نکند یا خیانت نماید ، اگر با تعیین ناظر امینی از خیانتهای او جلوگیری می شود باید حاکم شرع ناظر امینی بر او بگمارد ؛ و اگر نمی شود حاکم شرع باید به جای او متولی امینی معین نماید .

(مسئله 2681) ملکی که مقداری مشاع از آن وقف است و مقداری وقف نیست اگر تقسیم نشده باشد ، حاکم شرع یا متولی وقف می تواند با نظر کارشناس سهم وقف را جدا نماید .

مسائل متفرقه وقف

(مسئله 2682) بعد از آن که وقف با شرایط آن انجام شد قابل به هم زدن نیست ؛ بنابراین واقف بعد از وقف نمی تواند از مفاد آن برگردد . و اگر واقف هنگام وقف مریض باشد و به همان مرض از دنیا برود بنا بر اقوی ورثة او نیز نمی توانند وقف را به هم بزنند ؛ هر چند بهای ملک موقوفه از یک سوم دارایی او بیشتر باشد .

(مسئله 2683) اگر ملکی نظیر درختان یک باغ را بر افراد خاصی وقف نماید به گونه ای که میوة آن درختان در ملک آن افراد حادث شود آنان مالک میوه می شوند ، و چنانچه سهم هر یک از افراد به حد نصاب زکات برسد باید زکات آن را بپردازد ؛ ولی چنانچه واقف درختان باغ را برای جهتی از جهات عمومی _ مانند عنوان فقرا _
وقف نماید نه برای افراد خاص ، تعلق زکات به میوة آنها معلوم نیست .

(مسئله 2684) اگر ملکِ وقف به طور کلی خراب شود ، باقی ماندن عرصة آن به وقفیت در بعضی موارد محل اشکال است ؛ ولی بجاست احتیاط شود .

(مسئله 2685) قبرستانهایی که وقف بوده و در مسیر خیابان قرار می گیرند از وقف بودن خارج نمی شوند ، و تصرف و نیز خرید و فروش آنها جایز نیست ؛ ولی عبور و مرور از آنها اگر هتک اموات نباشد اشکال ندارد . و در صورتی که قبرستان ملک شخصی افراد باشد هرگونه تصرف در آن بستگی به رضایت صاحب ملک دارد .

(مسئله 2686) فرشی را که برای حسینیه وقف کرده اند نمی شود برای نماز به مسجد ببرند ؛ همچنین انتقال کلیة ابزار و وسایلی که برای محل خاصی وقف شده به محل دیگر جایز نیست .

(مسئله 2687) اگر ملکی را برای تعمیر مسجدی وقف نمایند ، چنانچه آن مسجد احتیاج به تعمیر ندارد و احتمال هم نمی رود تا مدتی به تعمیر احتیاج پیدا کند ، در صورتی که غیر از تعمیر احتیاج دیگر نداشته باشد و منافع ملک در معرض تلف ، و نگهداری آن لغو و بیهوده باشد می توانند منافع آن ملک را به مصرف مسجدی که به تعمیر احتیاج دارد برسانند .

(مسئله 2688) اگر ملکی را به این منظور وقف کنند که سود آن را صرف تعمیر مسجد و کمک به امام جماعت و مؤذن و خادم مسجد نمایند ، چنانچه سهم هر یک معلوم نباشد باید نخست مسجد را تعمیر نمایند آنگاه زیادی آن را بین امام جماعت و مؤذن و خادم به طور مساوی قسمت نمایند ؛ و بهتر آن است که با یکدیگر مصالحه کنند .

(مسئله 2689) وقف بودن هر چیز به یکی از راههای زیر ثابت می شود:
1_ شهرت بین مردم ، به گونه ای که موجب یقین یا اطمینان گردد .
2_ اقرار کسی که ملک در اختیار اوست ؛ یا در نبودن او وارثانش اقرار نمایند .
3_ مردم با آن به گونة ملک موقوفه عمل نمایند .
4_ شهادت دو مرد عادل .

حبس ملک

(مسئله 2690) انسان می تواند ملک خود را بدون این که وقف کند برای انجام کارهای خیریه یا عبادت حبس کند ؛ یعنی استفاده از آن را منحصر در کارهای خیریه و عبادت نماید . پس چنانچه آن را عملاً برای استفادة این گونه امور در آورد «حبس» محقق شده و نمی تواند آن را به هم بزند ؛ ولی اگر برای مدت محدودی _ مثلاً ده سال _ حبس کرده باشد ، پس از انقضای آن مدت به ملکیت او یا کسانی که هنگام مرگ وارث او بودند باز می گردد .

(مسئله 2691) در حبس ملک نیز _ نظیر وقف _ بلوغ و عقل صاحب ملک شرط است ؛ همچنین نباید سفیه باشد و یا این که به واسطة ورشکستگی توسط حاکم شرع از تصرف در اموالش منع شده باشد .

صدقه

(مسئله 2692) «صدقه» بر دو قسم است:
1_ صدقة واجب ؛ نظیر: زکات مال ، زکات فطره ، رد مظالم (یعنی جبران تجاوزات انسان به اموال مردم با جهل به صاحبان آنها که با اجازة مجتهد جامع الشرایط صدقه داده می شود) و کفاره های گوناگون .
2_ صدقة مستحب ؛ یعنی احسان و اعانت مالی به دیگران که در بارة خواص و آثار آن روایات زیادی وارد شده است .

(مسئله 2693) صدقه دهنده علاوه بر این که باید بالغ ، عاقل و غیرسفیه باشد و به واسطة ورشکستگی توسط حاکم شرع از تصرف در اموالش منع نشده باشد ، باید قصد قربت هم داشته باشد و صدقه را بدون عوض به شخص مورد صدقه بدهد .

(مسئله 2694) صدقه دهنده پس از تحویل دادن نمی تواند آن را به هم بزند و صدقه را پس بگیرد ؛ هر چند آن شخص از ارحام و بستگان او نباشد .

(مسئله 2695) کسی که صدقة مستحب را می گیرد لازم نیست مسلمان یا مؤمن باشد؛ بلکه به کافر فقیری که از اهل ذمه باشد نیز می توان صدقة مستحب داد .

(مسئله 2696) سید می تواند صدقات واجب یا مستحب خود را به سید یا غیرسید بدهد . و غیرسید می تواند صدقة مستحب خود را به سید بپردازد ؛ و در مورد کفارات و رد مظالم خلاف احتیاط است ؛ و صدقة واجب خود _ نظیر زکات مال و زکات فطره _ را نمی تواند به سید بدهد .

(مسئله 2697) آنچه را که انسان صدقه داده مکروه است از صدقه گیرنده بخرد یا به عنوان بخشش از طرف او قبول نماید ؛ ولی اگر به ارث به او برسد قبول آن مانعی ندارد .

(مسئله 2698) رد کسی که درخواست کمک کرده و نیز درخواست کمک بدون داشتن نیاز شدیداً کراهت دارد .

احکام حجر (محجور شدن)

«محجور» کسی است که به لحاظ کمبودی در سیطره و سلطنتش شرعاً حق تصرف در جان و اموال خود را نداشته باشد و دیگران زندگی او را سرپرستی می کنند .

(مسئله 2699) محجور چهار دسته می باشد:
1_ کودکی که هنوز بالغ نشده است ؛ و علائم بلوغ در اول بحث تقلید بیان شد .
2_ دیوانه .
3_ سفیه ؛ یعنی کسی که در امور مالی نفع و ضرر خود را به خوبی تشخیص نمی دهد و بسا دارایی خود را در امور بیهوده مصرف می کند .
4_ ورشکسته ای که حکم ورشکستگی او توسط حاکم شرع صادر شده است .

(مسئله 2700) انسان می تواند در مرضی که به آن از دنیا می رود در حالی که هوش و عقل او بجاست هر اندازه از دارایی خود را به مصرف خود یا خانواده یا مهمان و یا سایر مصارف برساند ؛ به شرط آن که اسراف به شمار نیاید . همچنین می تواند دارایی خود را به کسی بفروشد یا اجاره دهد ؛ بلکه اگر مال خود را به کسی ببخشد و تحویل او دهد یا ارزانتر از قیمت بفروشد یا اجاره دهد نیز صحیح است ؛ ولی بنا بر احتیاط مستحب در زیادتر
از یک سوم مال این کار را نکند یا رضایت ورثه را به دست آورد .

(مسئله 2701) اگر مریض در مرضی که به آن از دنیا می رود بخواهد واجبات مالی خود نظیر خمس ، زکات و کفارات را بپردازد _ هر چند از یک سوم دارایی او بیشتر باشد _ نیازی به رضایت ورثه ندارد .

(مسئله 2702) کسی که گاهی عاقل و گاهی دیوانه است تصرف وی در زمان دیوانگی صحیح نیست ، و نمی توان با او معامله و خرید و فروش کرد .

(مسئله 2703) کودک نابالغ و شخص سفیه نمی توانند چیزی را قرض نمایند و یا خرید و فروش نسیه انجام دهند ؛ همچنین نمی توانند برای کاری خود را اجیر نمایند یا در عقد مضاربه و مانند آن طرف قرارداد باشند . ولی اگر با جعاله کاری را انجام دهند مالک عوض کار خود می شوند و باید عوض را به ولی آنها بدهند ؛ هرچند ولی اجازه نداده باشد .

(مسئله 2704) اگر کودک نابالغ چیزهای مباحی را که ملک کسی نیست _ نظیر ماهی دریا _ با تلاش و کار خود به قصد تملک به دست آورد مالک آن می شود .

(مسئله 2705) شخص بدهکار با چهار شرط ورشکسته محسوب می شود:
1_ بدهیهای او نزد حاکم شرع ثابت شده باشد .
2_ اموال او _ به جز خانة مسکونی و لوازم ضروری زندگی _ از بدهیهایش کمتر باشد .
3_ وقت پرداخت بدهیهای او رسیده باشد .
4_ طبلکار یا طلبکاران از حاکم شرع بخواهند اموال او را ضبط نماید و حاکم شرع نیز به ضبط اموال او حکم کند .

(مسئله 2706) پس از آن که حاکم شرع حکم به ضبط اموال شخص ورشکسته نمود اموال وی _ به جز خانه مسکونی و لوازم ضروری زندگی _ ضبط و میان طلبکاران تقسیم می شود .

(مسئله 2707) مخارج خوراک و پوشاک و مسکن شخص ورشکسته و کسانی که تحت سرپرستی او می باشند _ با مراعات شئون آنان _ تا هنگام تقسیم از اموال او برداشته می شود ؛ و اگر بمیرد هزینة کفن و دفن او بر بدهیهایش مقدم می باشد .

(مسئله 2708) پدر و جد پدری هر چه بالاتر برود بر کودک ولایت دارند ، در مورد جان و مالش جز در مورد طلاق و برخی از مسائل ازدواج که در جای خود بیان شده و بیان می شود انشاءالله .

(مسئله 2709) ولایت و سرپرستی کودک نابالغ و دیوانه و شخص سفیه به ترتیب بر عهدة افراد زیر می باشد:
1_ پدر و جد پدری ؛ ولی مادر و جد مادری یا برادر و یا خواهر کودک یا دیوانه و یا سفیه ولایتی بر او ندارند ؛ مگر این که حاکم شرع آنها را ولی قرار دهد .
2_ با نبودن پدر و جد پدری ، کسی که از طرف آنان به عنوان قیّم پس از مرگ آنان تعیین شده است .
3_ با نبودن دستة اول و دوم ، حاکم شرع یا کسی که از طرف او منصوب است .
4_ با نبودن حاکم شرع و نمایندة او ، افراد مؤمن و عادل و خبیر .

(مسئله 2710) ولایت پدر و جد پدری بر دیوانه و سفیه در صورتی است که دیوانگی و سفاهت آنان قبل از بلوغ پیدا شده باشد ؛ پس اگر بعد از بلوغ عارض شود ولایت آنان با حاکم شرع است .

(مسئله 2711) ولایت پدر و جد پدری قابل انتقال به دیگری نیست ؛ ولی آنان در صورت وجود مصلحت می توانند دیگری را وکیل خود نمایند .

(مسئله 2712) در ولایت و سرپرستی پدر و جد پدری عدالت آنان شرط نیست ؛ ولی هرگاه برای حاکم شرع ثابت شود که سرپرستی آنان به ضرر کودک یا سفیه و یا دیوانه می باشد ، باید آنان را از تصرف در اموال کودک یا سفیه و یا دیوانه منع کند و شخص دیگری را که امین باشد منصوب نماید .

(مسئله 2713) ولایت پدر و جد پدری بر کودک پس از بالغ شدن و رشد او خود بخود از بین می رود ؛ ولی فرزند باید پس از بلوغ نیز از پدر و مادر خود _ به جز در مواردی که استثنا شده _ حتی المقدور اطاعت کند ، به خصوص اگر مخالفت با آنان موجب اذیت و آزار آنان گردد .