آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

مرجع تقلید شیعه

احکام نماز

احکام نماز

نماز مهمترین اعمال دینى است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود عبادتهاى دیگر هم قبول مى شود ، واگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمى شود وهمانطور که اگر انسان شبانه روزى پنج نوبت در نهر آبى شستشو کند ، چرک در بدنش نمى ماند ، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاک مى کند ، وسزاوار است که انسان نماز را در اول وقت بخواند ، وکسى که نماز را پست وسبک شمارد ، مانند کسى است که نماز نمى خواند ، پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله فرمود : کسى که به نماز اهمیت ندهد وآن را سبک شمارد ، سزاوار عذاب آخرت است روزى حضرت در مسجد تشریف داشتند ، مردى وارد ومشغول نماز شد ورکوع وسجودش را کاملا بجا نیاورد ، حضرت فرمودند اگر این مرد در حالى که نماز اینطور است از دنیا برود ، بدین من از دنیا نرفته است پس انسان باید مواظب باشد که به عجله وشتابزدگى نماز نخواند ، ودر حال نماز به یاد خدا وبا خضوع وخشوع ووقار باشد ومتوجه باشد که با چه کسى سخن مى گوید وخود را در مقابل عظمت وبزرگى خداوند عالم بسیار پست وناچیز ببیند ، واگر انسان در موقع نماز کاملا به این مطلب توجه کند ، از خود بى خبر مى شود ، چنانچه در حال نماز تیر را از پاى مبارک امیر المؤمنین علیه السلام بیرون کشیدند وآن حضرت متوجه نشدند ، ونیز باید نمازگزار توبه واستغفار نماید وگناهانى که مانع قبول شدن نماز است ، مانند حسد ، کبر ، غیبت ، خوردن حرام ، آشامیدن مسکرات ، وندادن خمس وزکوة بلکه هر معصیتى را ترک کند ، وهمچنین سزاوار است کارهایى که ثواب نماز را کم مى کند بجا نیاورد ، مثلا در حال خواب آلودگى وخوددارى از بول به نماز نایستد ودر موقع نماز به آسمان نگاه نکند ونیز کارهایى که ثواب نماز را زیاد مى کند بجا آورد ، مثلا انگشترى عقیق بدست کند ولباس پاکیزه بپوشد ، وشانه ، ومسواک کند ، وخود را خوشبو نماید

نمازهاى واجب

نمازهاى واجب شش است : اول - نماز یومیه
دوم - نماز آیات
سوم - نماز میت
چهارم - نماز طواف واجب خانه کعبه
پنجم - نماز قضاى پدر ومادر که بر پسر بزرگتر واجب است
ششم - نمازى که به واسطه اجاره ونذر وقسم وعهد واجب مى شود

نمازهاى واجب یومیه

نمازهاى واجب یومیه پنج است : ظهر وعصر ، هر کدام چهار رکعت مغرب سه رکعت ، عشا ، چهار رکعت ، صبح ، دو رکعت

مسأله 734 - در سفر باید نمازهاى چهار رکعتى را با شرایطى که گفته مى شود دو رکعت خواند

وقت نماز ظهر وعصر

مسأله 735 - اگر چوب یا چیزى مانند آن را ، راست در زمین هموار فرو برند صبح که خورشید بیرون مى آید سایه آن به طرف مغرب مى افتد ، وهر چه آفتاب بالا مى آید ، این سایه که مى شود ودر شهرهاى ما ، در اول ظهر شرعى به آخرین درجه کمى مى رسد وظهر که گذشت سایه آن به طرف مشرق بر مى گردد وهر چه خورشید رو به مغرب مى رود ، سایه زیادتر مى شود بنا بر این وقتى سایه به آخرین درجه کمى رسید ودو مرتبه رو به زیاد شدن گذاشت ، معلوم مى شود ظهر شرعى شده است ( 1)

مسأله 736 - چوب یا چیز دیگرى را که براى معین کردن ظهر به زمین فرو مى برند شاخص گویند

مسأله 737 - وقت نماز ظهر وعصر بعد از زوال تا غروب آفتاب است ولى چنانچه نماز عصر را عمدا قبل از نماز ظهر بخواند باطل است ، مگر اینکه از آخر وقت بیش از بجا آوردن یک نماز مجال نباشد که در این فرض اگر کسى تا این موقع نماز ظهر را نخوانده باید نماز عصر را قبل از نماز ظهر بخواند ، ونماز ظهر را بعدا قضاء نماید ، واگر کسى پیش از این وقت ، اشتباها تمام نماز عصر را پیش از نماز ظهر بخواند ، نمازش صحیح است واحتیاط واجب آن است که نماز را نماز ظهر قرار دهد ونماز دوم را به قصد ما فی الذمه بخواند

مسأله 738 - اگر پیش از خواندن نماز ظهر ، سهوا مشغول نماز عصر شود ودر بین نماز بفهمد اشتباه کرده است ، باید نیت را به نماز ظهر برگرداند یعنى نیت کند که آنچه تا حال خوانده ام وآنچه را مشغولم وآنچه بعد مى خوانم همه نماز ظهر باشد وبعد از آنکه نماز را تمام کرد ، نماز عصر را بخواند

مسأله 739 - در زمان حضور امام علیه السلام واجب است ، انسان در روز جمعه بجاى نماز ظهر دو رکعت نماز جمعه بخواند ، ولى در این زمان اگر کسى نماز جمعه بخواند ، احتیاط واجب آن است که نماز ظهر را هم بخواند

مسأله 740 - وقت نماز جمعه از اول ظهر است تا وقتى که سایه شاخص به اندازه خود شاخص شود * 1 ظهر شرعى در بعضى از مواقع سال ، چند دقیقه پیش از ساعت دوازده ( به ساعت ظهر کوک ) وگاهى چند دقیقه بعد از ساعت دوازده است

وقت نماز مغرب وعشاء

مسأله 741 - مغرب موقعى است که خورشید غروب کند پس تأخیر ظهر وعصر از آن وقت جایز نیست ، ولى احتیاط ترک نشود به تأخیر مغرب تا سرخى طرف مشرق از بالاى سر بگذرد

مسأله 742 - وقت نماز مغرب وعشاء بعد از غروب آفتاب است تا نیمه شب ، ولى چنانچه نماز عشاء با التفات وعمد قبل از نماز مغرب خوانده شود باطل است ، مگر اینکه از وقت بیش از مقدار اداء نماز عشاء نمانده باشد که اگر کسى تا این موقع نماز مغرب را نخوانده باید اول نماز عشاء را بخواند وبعد از آن نماز مغرب را قضاء نماید

مسأله 743 - اگر کسى در وقتى که باید نماز مغرب قبل از عشاء خوانده شود اشتباها نماز عشاء را پیش از مغرب بخواند وبعد از نماز ملتفت شود ، نمازش صحیح است وباید نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد

مسأله 744 - اگر پیش از خواندن نماز مغرب ، سهوا مشغول نماز عشاء شود ودر بین نماز بفهمد که اشتباه کرده چنانچه به رکوع رکعت چهارم نرفته است ، باید نیت را به نماز مغرب برگرداند ونماز را تمام کند وبعد نماز عشا را بخواند واگر به رکوع رکعت چهارم رفته باید نماز را بهم بزند وبعد از آن مغرب وعشا را بخواند

مسأله 745 - آخر وقت نماز عشا نصف شب است وشب را باید از اول غروب تا اذان صبح حساب کرد ، نه تا اول آفتاب ( 1)

مسأله 746 - اگر از روى معصیت ، نماز مغرب یا نماز عشاء را تا نصف شب 1 - بنابراین تقریبا یازده ساعت ویک ربع بعد از ظهر شرعى ، آخر وقت نماز مغرب وعشاء است نخواند ، باید نیت قضاء بکند واگر به واسطه خواب یا فراموشى یا حیض تاخیر انداخته باید نیت اداء بکند واگر به واسطه عذر دیگر غیر این سه عذر تأخیر انداخته بنابر احتیاط واجب ، باید تا قبل از اذان صبح ، بدون اینکه نیت اداء وقضاء کند بجا آورد

وقت نماز صبح

مسأله 747 - نزدیک اذان صبح از طرف مشرق ، سفیده اى رو به بالا حرکت مى کند که آن را فجر اول گویند ، موقعى که آن سفیده پهن شد ، فجر دوم واول وقت نماز صبح است وآخر وقت نماز صبح موقعى است که آفتاب بیرون مى آید

احکام وقت نماز

مسأله 748 - موقعى انسان مى تواند مشغول نماز شود ، که یقین کند وقت داخل شده است ، یا یک مرد عادل بلکه شخص مورد اطمینان ووقت شناس به داخل شدن وقت خبر دهد

مسأله 749 - اگر به واسطه ابر یا غبار یا نابینایى ویا بودن در زندان ، نتواند در اول وقت نماز ، به داخل شدن وقت یقین کند چنانچه گمان داشته باشد که وقت داخل شده ومى تواند صبر کند اکتفاء به گمان نکند ، واگر نمى تواند صبر کند ، مى تواند مشغول نماز شود

مسأله 750 - اگر انسان یقین کند که وقت نماز شده یا از راه دیگر ثابت شود دخول وقت ومشغول نماز شود ودر بین نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده ، نماز او باطل است وهمچنین است اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را پیش از وقت خوانده ولى اگر در بین نماز بفهمد وقت داخل شده ، یا بعد از نماز بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده ، نماز او صحیح است

مسأله 751 - اگر انسان ملتفت نباشد که باید با یقین به داخل شدن وقت ، مشغول نماز شود ، چنانچه بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را در وقت خوانده نماز او صحیح است واگر بفهمد تمام نماز را پیش از وقت خوانده ، یا نفهمد که در وقت خوانده یا پیش از وقت ، نمازش باطل است بلکه اگر بعد از نماز بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده است ، باید دوباره آن نماز را بخواند

مسأله 752 - اگر یقین کند وقت داخل شده ومشغول نماز شود ودر بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه ، نماز او باطل است ولى اگر در بین نماز یقین داشته باشد که وقت شده ، وشک کند که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده یا نه نمازش صحیح است

مسأله 753 - اگر وقت نماز بقدرى تنگ است ، که به واسطه بجا آوردن بعضى از کارهاى مستحب نماز ، مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى شود ، باید آن مستحب را بجا نیاورد ، مثلا اگر به واسطه خوانده قنوت ، مقدارى از نماز بعد از وقت خوانده مى شود ، باید قنوت نخواند

مسأله 754 - کسى که به اندازه خواندن یک رکعت نماز وقت دارد ، باید نماز را به نیت اداء بخواند ، ولى نباید عمدا نماز را تا این وقت تأخیر بیندازد

مسأله 755 - کسى که مسافر نیست ، اگر تا مغرب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد ، باید نماز ظهر وعصر هر دو را بخواند واگر کمتر وقت دارد ، باید فقط نماز عصر را بخواند وبعدا نماز ظهر را قضاء کند وهمچنین اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار رکعت نماز وقت دارد ، باید نماز مغرب وعشاء را بخواند واگر کمتر وقت دارد ، باید فقط عشاء را بخواند وبعدا مغرب را قضاء نماید

مسأله 756 - کسى که مسافر است اگر تا مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز وقت دارد ، باید ظهر وعصر را بخواند واگر کمتر وقت دارد ، باید فقط عصر را بخواند وبعدا نماز ظهر را قضاء کند ، واگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار رکعت وقت دارد ، باید نماز مغرب وعشا را بخواند واگر کمتر وقت دارد ، باید فقط عشاء را بخواند وبعدا مغرب را قضاء نماید وچنانچه بعد از خواندن عشاء معلوم شود که به مقدار یک رکعت یا بیشتر وقت به نصف شب مانده است ، باید فورا نماز مغرب را به نیت اداء بجا آورد

مسأله 757 - مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند وراجع به آن خیلى سفارش شده است وهر چه به اول وقت نزدیکتر باشد بهتر است ، مگر آنکه تأخیر آن از جهتى باشد ، مثلا صبر کند که نماز را به جماعت بخواند

مسأله 758 - هرگاه انسان عذرى دارد که اگر بخواهد در اول وقت ، نماز بخواند ناچار است با تیمم بخواند ، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقى است ، مى تواند در اول وقت ، نماز بخواند ، واگر احتمال دهد که عذر او از بین مى رود ، باید صبر کند تا عذرش برطرف شود وچنانچه عذر او برطرف نشد ، در آخر وقت نماز بخواند ، ولازم نیست به قدرى صبر کند که فقط بتواند کارهاى واجب نماز را انجام دهد ، بلکه اگر براى مستحبات نماز مانند اذان واقامه وقنوت هم وقت دارد ، مى تواند تیمم کند ونماز را با آن مستحبات بجا آورد

مسأله 759 - کسى که مسائل نماز وشکیات وسهویات را نمى داند واحتمال مى دهد که یکى از اینها در نماز پیش آید ، باید براى یاد گرفتن اینها نماز را از اول وقت تأخیر بیندازد ، ولى اگر اطمینان دارد که نماز را بطور صحیح تمام مى کند ، مى تواند در اول وقت مشغول نماز شود ، پس اگر در نماز مسأله اى که حکم آن را نمى داند پیش نیاید نماز او صحیح است واگر مسأله اى که حکم آن را نمى داند پیش آید جایز است به یکى از دو طرفى که احتمال مى دهد عمل نماید ونماز را تمام کند ولى بعد از نماز باید مسأله را بپرسد که اگر نمازش باطل بوده ، دوباره بخواند واگر صحیح بوده ، دوباره خواندن لازم نیست

مسأله 760 - اگر وقت نماز وسعت دارد وطلبکار هم طلب خود را مطالبه مى کند در صورتى که ممکن است ، باید اول قرض خود را بدهد ، بعد نماز بخواند وهمچنین است اگر کار واجب دیگرى که باید فورا آن را بجا آورد پیش آمد کند ، مثلا ببیند مسجد نجس است که باید اول مسجد را تطهیر کند ، بعد نماز بخواند وچنانچه اول نماز بخواند ، معصیت کرده ولى نماز او صحیح است نمازهایى که باید به ترتیب خوانده شود

مسأله 761 - انسان باید نماز عصر را بعد از نماز ظهر ونماز عشاء را بعد از نماز مغرب بخواند واگر عمدا نماز عصر را پیش از نماز ظهر ونماز عشاء را پیش از نماز مغرب بخواند باطل است

مسأله 762 - اگر به نیت نماز ظهر مشغول نماز شود ودر بین نماز یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده است نمى تواند نیت را به نماز عصر برگرداند بلکه باید نماز را بشکند ونماز عصر را بخواند وهمینطور است در نماز مغرب وعشاء

مسأله 763 - اگر در بین نماز عصر یقین کند که نماز ظهر را نخوانده است ونیت را به نماز ظهر برگرداند ، چنانچه یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده بوده چنانچه رکوع یا دو سجده با قصد ظهر بجا آورده نمازش باطل است والا صحیح است وعدول مى کند به عصر واز آنجایى که بقصد عصر نیاورده مى خواند واعاده لازم نیست

مسأله 764 - اگر در بین نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده یا نه ، باید نیت را به نماز ظهر برگرداند ولى اگر وقت بقدرى کم است که بعد از تمام شدن نماز ، مغرب مى شود باید به نیت نماز عصر ، نماز را تمام کند وبنا بر احتیاط واجب قضاى ظهر را بجا آورد

مسأله 765 - اگر در نماز عشاء پیش از رکوع رکعت چهارم شک کند که نمازمغرب را خوانده یا نه ، چنانچه وقت بقدرى کم است که بعد از تمام شدن نماز ، نصف شب مى شود ، باید به نیت عشاء نماز را تمام کند وبنابر احتیاط واجب مغرب را بعدا بخواند واگر بیشتر وقت دارد باید نیت را به نماز مغرب برگرداند ونماز را سه رکعتى تمام کند ، بعد نماز عشاء را بخواند

مسأله 766 - اگر در نماز عشاء بعد از رسیدن به رکوع رکعت چهارم ، شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه نماز را بهم زند بعد نماز مغرب وبعد عشاء را بخواند

مسأله 767 - اگر انسان نمازى را که خوانده احتیاطا دوباره بخواند ودر بین نماز یادش بیاید نمازى را که باید پیش از آن بخواند نخوانده است ، نیت را به آن نماز برگرداند ، مثلا موقعى که نماز عصر را احتیاطا مى خواند ، اگر یادش بیاید نماز ظهر را نخوانده است مى تواند نیت را به نماز ظهر برگرداند به این نحو که قصد مى کند اگر آن چهار رکعت که قبلا خوانده صحیح است ظهر باشد والا همین نماز ظهر باشد وبعد از تمام کردن آن یک چهار رکعت به قصد ما فی الذمه بخواند

مسأله 768 - برگرداندن نیت از نماز قضاء به نماز اداء واز نماز مستحب به نماز واجب جایز نیست

مسأله 769 - اگر وقت نماز اداء وسعت داشته باشد ، انسان مى تواند در بین نماز نیت را به نماز قضاء برگرداند ، ولى باید برگرداندن نیت به نماز قضاء ممکن باشد ، مثلا اگر مشغول نماز ظهر است ، در صورتى مى تواند نیت را به قضاى صبح برگرداند که داخل رکوع رکعت سوم نشده باشد

نمازهاى مستحب

مسأله 770 - نمازهاى مستحبى زیاد است وآنها را نافله گویند وبین نمازهاى مستحبى به خواندن نافله هاى شبانه روز بیشتر سفارش شده وآنها در / صفحة 139 / غیر روز جمعه سى وچهار رکعتند که ، هشت رکعت آن نافله ظهر ، وهشت رکعت آن نافله عصر ، وچهار رکعت نافله مغرب ، ودو رکعت نافله عشاء ویازده رکعت نافله شب ، ودو رکعت نافله صبح مى باشد وچون دو رکعت نافله عشاء نشسته خوانده مى شود یک رکعت حساب مى شود ولى در روز جمعه بر شانزده رکعت نافله ظهر وعصر چهار رکعت اضافه مى شود

مسأله 771 - از یازده رکعت نافله شب ، هشت رکعت آن باید به نیت نافله شب ، ودو رکعت آن به نیت نماز شفع ، ویک رکعت آن به نیت نماز وتر خوانده شود ودستور کامل نافله شب در کتابهاى دعا گفته شده است

مسأله 772 - نمازهاى نافله را مى شود نشسته خواند ، ولى بهتر است دو رکعت نماز نافله نشسته را یک رکعت حساب کند مثلا کسى که مى خواهد نافله ظهر را که هشت رکعت است نشسته بخواند ، بهتر است شانزده رکعت بخواند ، واگر مى خواهد نماز وتر را نشسته بخواند ، دو نماز یک رکعتى نشسته بخواند

وقت نافله هاى یومیه

مسأله 773 - نافله نماز ظهر پیش از نماز ظهر خوانده شود ، ووقت آن از اول ظهر است تا موقعى که آن مقدار از سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا مى شود ، به اندازه دو هفتم آن شود ، مثلا اگر درازى شاخص هفت وجب باشد ، هر وقت مقدار سایه اى که بعد از ظهر پیدا مى شود به دو وجب رسید ، آخر وقت نافله ظهر است

مسأله 774 - نافله عصر پیش از نماز عصر خوانده مى شود ووقت آن تا موقعى است که آن مقدار از سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا مى شود ، به چهار هفتم آن برسد وچنانچه بخواهد نافله ظهر یا نافله عصر را بعد از وقت آنها بخواند ، باید نافله ظهر را بعد از نماز ظهر ونافله عصر را بعد از نماز عصر بخواند ، ونیت قضاء بکند

مسأله 775 - وقت نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا آخر وقت مغرب

مسأله 776 - وقت نافله عشاء بعد از تمام شدن نماز عشاء تا نصف شب است وبهتر است بعد از نماز عشاء بلافاصله خوانده شود

مسأله 777 - نافله صبح پیش از نماز صبح خوانده مى شود ووقت آن از اول شش یک باقى شب است مثلا اگر شب نه ساعت است یک ساعت ونیم به فجر اول وقت نافله صبح است تا وقتى که سرخى طرف مشرق پیدا شود ونشانه فجر اول در وقت نماز صبح گفته شد ومى توان نافله صبح را بعد از نافله شب بلافاصله خواند

مسأله 778 - وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح وبهتر است نزدیک اذان صبح خوانده شود

مسأله 779 - مسافر وکسى که براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند ، مى توانند آن را در اول شب بجا آورند

نماز غفیله

مسأله 780 - یکى از نمازهاى مستحبى نماز غفیله است که بین نماز مغرب وعشاء خوانده مى شود ووقت آن تا آخر وقت مغرب است ودر رکعت اول آن ، بعد از حمد باید بجاى سوره این آیه را بخوانند : وذا النون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر علیه فنادى فی الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الظالمین فاستجبنا له ونجیناه من الغم وکذلک ننجى المؤمنین ودر رکعت دوم بعد از حمد بجاى سوره این آیه را بخوانند : وعنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو ویعلم ما فی البر والبحر وما تسقط من ورقة الا یعلمها ولا حبة فی ظلمات الارض ولا رطب ولا یابس الا فی کتاب مبین ودر قنوت آن بگویند : اللهم انى اسئلک بمفاتح الغیب التى لا یعلمها الا انت ان تصلى على محمد وآل محمد وان تفعل بى کذا وکذا وبجاى کلمه کذا وکذا حاجتهاى خود را بگویند وبعد بگویند : اللهم انت ولى نعمتى والقادر على طلبتى تعلم حاجتى فاسئلک بحق محمد وآل محمد علیه وعلیهم السلام لما قضیتها لى

احکام قبله

مسأله 781 - خانه کعبه که در مکه معظمه مى باشد قبله است ، وباید روبروى آن نماز خواند ، وکسى که دور است اگر طورى بایستد که بگویند رو به قبله نماز مى خواند کافى است وهمچنین است کارهاى دیگرى که مانند سر بریدن حیوانات ، باید رو به قبله انجام گیرد

مسأله 782 - کسى که باید نشسته نماز بخواند ، اگر نمى تواند بطور معمول بنشیند ودر موقع نشستن ، کف پاها را به زمین مى گذارد ، باید در موقع نماز صورت و سینه وشکم وساق پاى او رو به قبله باشد

مسأله 783 - کسى که نمى تواند نسشته نماز بخواند ، باید در حال نماز به پهلوى راست طورى بخوابد که جلو بدن او رو به قبله باشد واگر ممکن نیست باید به پهلوى چپ طورى بخوابد که جلوى بدن او رو بقبله باشد واگر این را هم نتواند باید به پشت بخوابد بطورى که کف پاهاى او رو به قبله باشد

مسأله 784 - نماز احتیاط وسجده وتشهد فراموش شده را باید رو بقبله بجا آورد وبنا بر احتیاط سجده سهو هم باید رو به قبله باشد

مسأله 785 - نماز احتیاط وسجده وتشهد فراموش شده را باید رو به قبله بجا آورد وبنا بر احتیاط سجده سهو هم باید رو به قبله باشد

مسأله 786 - نماز مستحبى را مى شود در حال راه رفتن وسوارى خواند واگر انسان در این دو حال ، نماز مستحبى بخواند ، لازم نیست رو به قبله باشد

مسأله 787 - کسى که مى خواهد نماز بخواند ، باید براى پیدا کردن قبله کوشش نماید ، تا یقین کند که قبله کدام طرف است واگر نتواند یقین کند ، باید به گمانى که از محراب مساجد مسلمانان یا قبرهاى آنان یا از راههاى دیگر پیدا مى شود عمل نماید ، حتى اگر از گفته فاسق یا کافرى که به واسطه قواعد علمى قبله را مى شناسد گمان به قبله پیدا کند کافیست

مسأله 788 - کسى که گمان به قبله دارد ، اگر بتواند گمان قویترى پیدا کند نمى تواند به گمان خود عمل نماید ، مثلا اگر میهمان از گفته صاحبخانه گمان به قبله پیدا کند ولى بتواند از راه دیگر گمان قویترى پیدا کند ، نباید بحرف او عمل نماید

مسأله 789 - اگر براى پیدا کردن قبله وسیله اى ندارد ، یا با اینکه کوشش کرده ، گمانش به طرفى نمى رود یک نماز به هر طرفى که مى خواهد بخواند وکافى است

مسأله 790 - اگر یقین یا گمان کند که قبله در یکى از دو طرف است ، باید به هر دو طرف نماز بخواند

مسأله 791 - کسى که باید به دو طرف نماز بخواند ، اگر بخواهد دو نماز بخواند مثل نماز ظهر وعصر باید یکى بعد از دیگرى خوانده شود ، بهتر است که نماز اول را به هر دو طرف که واجب است بخواند ، بعد نماز دوم را شروع کند و مى تواند نماز ظهر را به یک طرف بخواند وبعد از آن نماز عصر را بهمان طرف بخواند ، بعد به طرف دیگر نماز ظهر وعصر را بخواند

مسأله 792 - کسى که یقین به قبله ندارد ، اگر بخواهد غیر از نماز ، کارى کند که باید رو به قبله انجام داد ، مثلا بخواهد سر حیوانى را ببرد ، باید به گمان عمل نماید ، واگر گمان ممکن نیست به هر طرف که انجام دهد صحیح است

پوشانیدن بدن در نماز

مسأله 793 - مرد باید در حال نماز ، اگر چه کسى او را نمى بیند ، عورتین خود را بپوشاند ، وبهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند

مسأله 794 - زن باید در موقع نماز ، تمام بدن حتى سر وموى خود را بپوشاند وپوشاندن صورت ودستها تا بند وپاها تا مچ پا لازم نیست اما براى آنکه یقین کند که مقدار واجب را پوشانده است ، باید مقدارى از اطراف صورت و قدرى پایین تر از مچ را هم بپوشاند

مسأله 795 - موقعى که انسان قضاى سجده فراموش شده یا تشهد فراموش شده را بجا مى آورد وبنا بر احتیاط واجب در موقع سجده سهو هم ، باید خود را مثل موقع نماز بپوشاند

مسأله 796 - اگر انسان عمدا در نماز عورتش را نپوشاند ، نمازش باطل است

مسأله 797 - اگر کسى از روى ندانستن مسأله در نماز عورتش را نپوشاند ، چنانچه در ندانستن معذور باشد نمازش صحیح است والا باطل است

مسأله 798 - اگر در بین نماز بفهمد که عورتش پیدا است ، نمازش باطل است ولى اگر حین توجه عورتش پوشیده باشد وقبل از آن پیدا بوده نمازش صحیح است ، وهمچنین اگر بعد از نماز بفهمد که در نماز عورت او پیدا بوده ، نمازش صحیح است

مسأله 799 - اگر در حال ایستاده ، لباسش عورت او را مى پوشاند ولى ممکن است در حال دیگر مثلا در حال رکوع وسجود نپوشاند ، چنانچه موقعى که عورت او پیدا مى شود ، به وسیله اى آن را بپوشاند ، نماز او صحیح است

مسأله 800 - انسان مى تواند در نماز خود را به علف وبرگ درختان بپوشاند

مسأله 801 - اگر چیزى ندارد که در نماز خود را با آن بپوشاند ، چنانچه یقین کند که پیدا مى کند ، باید نماز را به تأخیر بیندازد واگر چیزى پیدا نکرد ، در آخر وقت مطابق وظیفه اش نماز بخواند

مسأله 802 - کسى که مى خواهد نماز بخواند ، اگر براى پوشاندن خود حتى برگ درخت وعلف وگل ولجن نداشته باشد واحتمال ندهد ، که تا آخر وقت چیزى پیدا کند که خود را با آن بپوشاند ، در صورتى که احتمال بدهد که نامحرم او را مى بیند باید نشسته نماز بخواند وبراى رکوع وسجود با سر اشاره نماید واگر اطمینان دارد که نامحرم او را نمى بیند باید ایستاده نماز بخواند ، وبراى رکوع وسجود بنا بر احتیاط واجب دو نماز بخواند ، یکى با رکوع وسجود ، دیگرى بجاى رکوع وسجود با سر اشاره نماید

لباس نمازگزار

مسأله 803 - لباس نمازگزار شش شرط دارد :
اول آنکه پاک باشد
دوم آنکه مباح باشد
سوم آنکه از اجزاء مرده نباشد
چهارم آنکه از حیوان حرامگوشت نباشد
پنجم وششم آنکه اگر نمازگزار مرد است ، لباس او ابریشم خالص وطلاباف نباشد وتفصیل اینها در مسائل آینده گفته مى شود

مسأله 804 - لباس نمازگزار باید پاک باشد ، واگر کسى عمدا با بدن یا لباس نجس نماز بخواند ، نمازش باطل است

مسأله 805 - کسى که نمى داند با بدن ولباس نجس نماز باطل است ، اگر با بدن یا لباس نجس نماز بخواند ، نمازش باطل است در صورتى که معذور در ندانستن نباشد

مسأله 806 - اگر به واسطه ندانستن مسأله ، چیز نجسى را نداند نجس است ، مثلا نداند عرق شتر نجاستخوار نجس است وبا آن نماز بخواند نمازش باطل است در صورتى که معذور در جهل نباشد والا صحیح است

مسأله 807 - اگر نداند که بدن یا لباسش نجس است وبعد از نماز بفهمد نجس بوده نماز او صحیح است

مسأله 808 - اگر فراموش کند که بدن یا لباسش نجس است ودر بین نماز یا بعد از آن یادش بیاید ، باید نماز را دوباره بخواند ، واگر وقت گذشته قضاء نماید

مسأله 809 - کسى که در وسعت وقت مشغول نماز است اگر در بین نماز بدن یا لباس او نجس شود وپیش از آنکه چیزى از نماز را با نجاست ، بخواند ، ملتفت شود که نجس شده ، یا بفهمد بدن یا لباس او نجس است وشک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده ، در صورتى که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس یا بیرون آوردن آن ، نماز را بهم نمى زند ، باید در بین نماز بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض نماید ، یا اگر چیز دیگرى عورت او را پوشانده ، لباس را بیرون آورد ولى چنانچه طورى باشد که اگر بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض کند یا بیرون آورد ، نماز بهم مى خورد واگر لباس را بیرون آورد برهنه مى ماند باید نماز را بشکند وبا بدن ولباس پاک نماز بخواند

مسأله 810 - کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است ، اگر در بین نماز لباس او نجس شود وپیش از آنکه چیزى از نماز را با نجاست بخواند بفهمد که نجس شده یا بفهمد که لباس او نجس است وشک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده ، در صورتى که آب کشیدن یا عوض کردن یا بیرون آوردن لباس ، نماز را بهم نمى زند ومى تواند لباس را بیرون آورد ، باید لباس را آب بکشد یا عوض کند ، یا اگر چیز دیگرى عورت او را پوشانده ، لباس را بیرون آورد و نماز را تمام کند واما اگر چیز دیگرى عورت را نپوشانده ولباس را هم نمى تواند آب بکشد یا عوض کند ، باید لباس را بیرون آورد وبه دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز را تمام کند ، ولى چنانچه طورى است که اگر لباس را آب بکشد یا عوض کند ، نماز بهم مى خورد وبه واسطه سرما ومانند آن نمى تواند لباس را بیرون آورد ، باید با همان حال نماز را تمام کند ونمازش صحیح است

مسأله 811 - کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است ، اگر در بین نماز بدن او نجس شود وپیش از آنکه چیزى از نماز را با نجاست بخواند ، ملتفت شود که نجس شده ، یا بفهمد بدن او نجس است وشک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده ، در صورتى که آب کشیدن بدن نماز را بهم نمى زند باید آب بکشد واگر نماز را بهم مى زند ، باید با همان حال نماز را تمام کند ونماز او صحیح است

مسأله 812 - کسى که در پاک بودن بدن یا لباس خود شک دارد ، چنانچه نماز بخواند وبعد از نماز بفهمد که بدن یا لباسش نجس بوده ، نماز او صحیح است

مسأله 813 - اگر لباس را آب بکشد ویقین کند که پاک شده است وبا آن نماز بخواند وبعد از نماز بفهمد پاک نشد نمازش صحیح است ولازم نیست نماز را دوباره بخواند

مسأله 814 - اگر خونى در بدن یا لباس خود ببیند ویقین کند که از خونهاى نجس نیست ، مثلا یقین کند که خون پشه است ، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خونهایى بوده که نمى شود با آن نماز خواند ، نماز او صحیح است

مسأله 815 - اگر یقین کند خونى که در بدن یا لباس اوست خون نجسى است که نماز با آن صحیح است ، مثلا یقین کند خون زخم ودمل است ، چنانچه بعد از نماز بفهمد خونى بوده که نماز با آن باطل است ، نمازى که خوانده صحیح است

مسأله 816 - اگر نجس بودن چیزى را فراموش کند وبدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد ودر حال فراموشى نماز بخواند وبعد از نماز یادش بیاید ، نماز او صحیح است ولى اگر بدنش با رطوبت به چیزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد وبدون اینکه خود را آب بکشد ، غسل کند ونماز بخواند ، غسل ونمازش باطل است ونیز اگر جایى از اعضاء وضوء با رطوبت به چیزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد وپیش از آنکه آنجا را آب بکشد ، وضوء بگیرد ونماز بخواند ، وضوء ونمازش باطل مى باشد

مسأله 817 - کسى که یک لباس دارد ، اگر بدن ولباسش نجس شود وبه اندازه آب کشیدن یکى از آنها آب داشته باشد ، چنانچه بتواند لباسش را بیرون آورد ، باید بدن را آب بکشد ونماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد بجا آورد واگر به واسطه سرما یا عذر دیگر نتواند لباس را بیرون آورد هر کدام از بدن یا لباس را که بخواهد ، مى تواند آب بکشد ولى اگر مثلا نجاست یکى بول است که اگر بخواهد با آب قلیل آب بکشد باید دو مرتبه آب روى آن بریزد ودیگرى خون است که یک مرتبه ریختن آب روى آن کافى است ، باید آن را که به بول نجس شده آب بکشد

مسأله 818 - کسى که غیر از لباس نجس ، لباس دیگرى ندارد ، باید نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد بجا آورد ، ولى اگر به واسطه سرما ومانند آن نمى تواند لباسش را بیرون آورد ، باید با لباس نجس نماز بخواند ونماز او صحیح است

مسأله 819 - کسى که دو لباس دارد اگر بداند یکى از آنها نجس است ونداند که کدام یک آنها است ، چنانچه وقت دارد ، باید با هر دو لباس نماز بخواند مثلا اگر مى خواهد نماز ظهر وعصر بخواند باید با هر کدام یک نماز ظهر ویک نماز عصر بخواند ولى اگر وقت تنگ است مخیر است نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد بجا آورد ویا در یکى از آن دو لباس بجا آورد

مسأله 820 - شرط دوم لباس نمازگزار که عورت را با او پوشانده است باید مباح باشد واما لباسى که عورت با آن پوشانده نشده است ولو پوشیده باشد مباح بودن آن شرط صحت نماز نیست

مسأله 821 - کسى که مى داند پوشیدن لباس غصبى حرام است ، ولى نمى داند نماز را باطل مى کند وجاهل مقصر باشد اگر عمدا با لباس غصبى نماز بخواند نمازش باطل است

مسأله 822 - اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبى است وبا آن نماز بخواند نمازش صحیح است

مسأله 823 - اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبى است ودر بین نماز بفهمد ، چنانچه چیز دیگرى عورت او را پوشانده است ومى تواند فورا یا بدون اینکه موالات یعنى پى در پى بودن نماز بهم بخورد ، لباس غصبى را بیرون آورد باید آن را بیرون آورد ونمازش صحیح است واگر چیز دیگرى عورت او را نپوشانده یا نمى تواند لباس غصبى را فورا بیرون آورد یا اگر بیرون آورد پى در پى بودن نماز بهم مى خورد در صورتى که به مقدار یک رکعت هم وقت داشته باشد ، باید نماز را بشکند وبا لباس غیر غصبى نماز بخواند واگر به این مقدار وقت ندارد ، باید در حال نماز لباس را بیرون آورد وبدستور نماز برهنگان نماز را تمام نماید

مسأله 824 - اگر کسى براى حفظ جانش با لباس غصبى نماز بخواند ، یا مثلا براى اینکه دزد لباس غصبى را نبرد وبداند مالک او راضى است با آن نماز بخواند نمازش صحیح است

مسأله 825 - اگر با عین پولى که خمس یا زکوة آن را نداده لباس بخرد ، نماز خواندن در آن لباس باطل است مگر آنکه بنا داشته خمس یا زکوة را از اموال دیگرش بدهد وبا قصد منتقل نموده باشد او را بذمه که در این صورت صحیح است

مسأله 826 - شرط سوم : لباس نمازگزار باید از اجزاء حیوان مرده نباشد

مسأله 827 - هرگاه چیزى از مردار مانند گوشت وپوست آن که روح داشته همراه نمازگزار باشد اگر چه لباس او نباشد نمازش باطل است ، بلى اگر در جیبش باشد نماز صحیح است

مسأله 828 - اگر چیزى از مردار حلال گوشت مانند مو وپشم که روح ندارد همراه نمازگزار باشد ، یا با لباسى که از آنها تهیه کرده اند ، نماز بخواند نمازش صحیح است

مسأله 829 - شرط چهارم : لباس نمازگزار باید از حیوان حرام گوشت نباشد واگر مویى از آن هم همراه نمازگزار باشد نماز او باطل است

مسأله 830 - اگر آب دهان یا بینى یا رطوبت دیگرى از حیوان حرام گوشت مانند گربه بر بدن یا لباس نمازگزار باشد ، چنانچه تر باشد نماز باطل واگر خشک شده وعین آن برطرف شده باشد ، نماز صحیح است

مسأله 831 - اگر مو وعرق وآب دهان کسى بر بدن یا لباس نمازگزار باشد اشکال ندارد وهمچنین است اگر مروارید وموم وعسل همراه او باشد

مسأله 832 - اگر شک داشته باشد که لباسى از حیوان حلال گوشت است یا حرام گوشت ، چه در داخله تهیه شده باشد چه در خارجه نماز با صحیح است

مسأله 833 - اگر انسان نداند که تکمه صدفى ومانند آن از حیوان حرام گوشت است جایز است با آن نماز بخواند

مسأله 834 - پوشیدن خز خالص در نماز اشکال ندارد

مسأله 835 - اگر با لباسى که نمى داند یا فراموش کرده که از حیوان حرام گوشت است نماز بخواند نمازش صحیح است

مسأله 836 - شرط پنجم : پوشیدن لباس طلاباف براى مرد حرام ونماز با آن باطل است ، ولى براى زن در نماز وغیر نماز اشکال ندارد

مسأله 837 - زینت کردن به طلا مثل آویختن زنجیر طلا به سینه وانگشتر طلا به دست کردن وبستن ساعت مچى طلا به دست ، براى مرد حرام ونماز خواندن با آن باطل است وواجب است که از استعمال عینک طلا هم خوددارى کند ، ولى زینت کردن به طلا براى زن در نماز وغیر نماز اشکال ندارد

مسأله 838 - اگر مردى نداند یا فراموش کند که انگشترى یا لباس از طلا است یا شک داشته باشد وبا آن نماز بخواند نمازش صحیح است

مسأله 839 - شرط ششم : لباس مرد نمازگزار باید ابریشم خالص نباشد ودر غیر نماز هم پوشیدن آن براى مرد حرام است بلى نماز در چیزهایى که ساتر نیست مثل عرقچین وبند شلوار اگر ابریشم خالص باشد مانعى ندارد

مسأله 840 - اگر آستر تمام لباس یا آستر مقدارى از آن ابریشم خالص باشد پوشیدن آن براى مرد حرام ونماز در آن باطل است

مسأله 841 - لباسى را که نمى داند از ابریشم خالص است یا چیز دیگر پوشیدن آن در نماز وغیر نماز اشکال ندارد ونماز با او هم صحیح است

مسأله 842 - دستمال ابریشمى ومانند آن اگر در جیب مرد باشد اشکال ندارد ونماز را باطل نمى کند

مسأله 843 - پوشیدن لباس ابریشمى براى زن ، در نماز وغیر نماز اشکال ندارد

مسأله 844 - پوشیدن لباس غصبى وابریشمى خالص وطلاباف ولباسى که از مردار تهیه شده در حال ناچارى مانعى ندارد ونیز کسى که ناچار است لباس بپوشد ولباس دیگرى غیر از اینها ندارد ، مى تواند با این لباسها نماز بخواند در صورتى که ناچارى در تمام وقت باشد

مسأله 845 - اگر غیر از لباس غصبى ، لباس دیگرى ندارد وناچار نیست لباس بپوشد ، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند ، واگر غیر لباسى که از مردار تهیه شده لباس دیگرى ندارد وناچار نیست لباس بپوشد مخیر است بین آنکه با آن لباس نماز بخواند ویا به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند

مسأله 846 - اگر غیر از لباسى که از حیوان حرام گوشت تهیه شده لباس دیگرى ندارد چنانچه در پوشیدن لباس ناچار باشد ، مى تواند با همان لباس نماز بخواند واگر ناچار نباشد ، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز را بجا آورد ویا با همان لباس بخواند

مسأله 847 - اگر مرد غیر از لباس ابریشمى خالص یا طلاباف لباس دیگرى نداشته باشد چنانچه در پوشیدن لباس ناچار نباشد ، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند

مسأله 848 - اگر چیزى ندارد که در نماز عورت خود را با آن بپوشاند ، واجب است اگر چه به کرایه یا خریدارى باشد ، تهیه نماید ، ولى اگر تهیه آن بقدرى پول لازم دارد که نسبت به دارایى او زیاد است ، یا طوریست که اگر پول را به مصرف لباس برساند ، به حال او ضرر دارد ، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند

مسأله 849 - کسى که لباس ندارد اگر دیگرى لباس به او ببخشد یا عاریه دهد ، چنانچه قبول کردن آن براى او مشقت نداشته باشد ، باید قبول کند بلکه اگر عاریه کردن یا طلب بخشش براى او سخت نیست ، باید از کسى که لباس دارد ، طلب بخشش یا عاریه نماید

مسأله 850 - پوشیدن لباسى که پارچه یا رنگ یا دوخت آن براى کسى که مى خواهد آن بپوشد معلوم نیست ، مثل آنکه اهل علم لباس نظامى بپوشد در صورتى که موجب هتک حرمت نباشد حرام نیست واگر با آن لباس نماز بخواند اشکال ندارد

مسأله 851 - پوشیدن مرد لباس زنانه وزن لباس مردانه ، حرام نیست وبا آن لباس نماز خواندن اشکال ندارد

مسأله 852 - کسى که باید خوابیده نماز بخواند اگر برهنه باشد ولحاف یا تشک او نجس یا ابریشم خالص باشد مى توان آن را به روى خود بکشد ونماز بخواند واگر لحاف او اجزاء حیوان حرام گوشت باشد نماز باطل است مواردى که لازم نیست بدن ولباس نمازگزار پاک باشد

مسأله 853 - در سه صورت که تفصیل آنها بعدا گفته مى شود ، اگر بدن یا لباس نمازگزار نجس باشد ، نماز او صحیح است : اول آنکه به واسطه زخم یا جراحت یا دملى که در بدن او است ، لباس یا بدنش به خون آلوده شده باشد
دوم آنکه بدن یا لباس او به مقدار کمتر از درهم ( که تقریبا به اندازه یک اشرفى مى شود ) به خون آلوده باشد
سوم آنکه ناچار باشد با بدن یا لباس نجس نماز بخواند ودر دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد ، نماز او صحیح است : اول آنکه لباس کوچک او مانند جوراب وعرقچین نجس باشد
دوم آنکه لباس زنى که پرستار بچه است نجس شده باشد واحکام این پنج صورت مفصلا در مسائل بعد گفته مى شود

مسأله 854 - اگر در بدن یا لباس نمازگزار ، خون زخم یا جراحت یا دمل باشد تا وقتى که زخم جراحت یا دمل خوب نشده است ، مى تواند با آن خون نماز بخواند وهمچنین است اگر چرکى که با خون بیرون آمده یا دوایى که روى زخم گذاشته اند ونجس شده ، در بدن یا لباس او باشد

مسأله 855 - اگر خون بریدگى وزخمى که به زودى خوب مى شود وشستن آن آسان است ، در بدن یا لباس نمازگزار باشد ، نماز او صحیح است

مسأله 856 - اگر جایى از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد ، به رطوبت زخم نجس شود ، جایز نیست با آن نماز بخواند ولى اگر مقدارى از بدن یا لباس که معمولا به رطوبت زخم آلوده مى شود ، به رطوبت آن نجس شود ، نماز خواندن با آن مانعى ندارد

مسأله 857 - اگر از زخمى که توى دهان وبینى ومانند اینها است ، خونى به بدن یا لباس برسد ، احتیاط واجب آن است که با آن نماز نخواند وهمچنین / صفحة 153 / است خون بواسیر در صورتى که دانه هایش بیرون نباشد ، ولى با خون بواسیرى که دانه هاى آن بیرون است ، مى شود نماز خواند

مسأله 858 - کسى که بدنش زخم است ، اگر در بدن یا لباس خود خونى ببیند ونداند از زخم است یا خون دیگر ، باید با آن نماز نخواند

مسأله 859 - اگر چند زخم در بدن باشد وبه طورى نزدیک هم باشند که یک زخم حساب شوند تا وقتى همه خوب نشده اند ، نماز خواندن با خون آنها اشکال ندارد ولى اگر بقدرى از هم دور باشند که هر کدام یک زخم حساب شود هر کدام که خوب شد ، باید براى نماز بدن ولباس را از خون آن آب بکشد

مسأله 860 - اگر سر سوزنى خون حیض ، یا خون سگ یا خوک ، یا کافر ، یا مردار ، یا حیوان حرام گوشت در بدن ، یا لباس نمازگزار باشد نماز او باطل است وهمچنین است بنابر احتیاط خون نفاس واستحاضه ، ولى خونهاى دیگر مثل خون بدن انسان یا خون حیوان حلال گوشت اگر چه در چند جاى بدن ولباس باشد در صورتى که روى هم کمتر از درهم باشد ( که تقریبا به اندازه یک اشرفى مى شود ) نماز خواندن با آن اشکال ندارد

مسأله 861 - خونى که به لباس نازک بى آستر بریزد وبه پشت آن برسد ، یک خون حساب مى شود ولى اگر پشت آن ، جدا خونى شود ، باید هر کدام را جدا حساب نمود ، پس اگر خونى که در پشت وروى لباس است رویهم کمتر از درهم باشد نماز با آن صحیح واگر بیشتر باشد ، نماز با آن باطل است

مسأله 862 - اگر خون روى لباسى که آستر دارد بریزد وبه آستر آن برسد ویا به آستر بریزد وروى لباس خونى شود ، باید هر کدام را جدا حساب نمود پس اگر خون روى لباس وآستر ، کمتر از درهم باشد ، نماز با آن صحیح واگر بیشتر باشد ، نماز با آن باطل است

مسأله 863 - اگر خون بدن یا لباس کمتر از درهم باشد ورطوبتى به آن برسد در صورتى که خون ورطوبتى که به آن رسیده به اندازه درهم یا بیشتر شود واطراف را آلوده کند ، نماز با آن باطل است ، واگر رطوبت وخون به اندازه درهم نشود ورطوبت اطراف را هم آلوده نکند ، یعنى تعدى از محل خون نکند نماز خواندن با آن اشکال ندارد ، واگر رطوبت تعدى از محل خون بکند نماز باطل است

مسأله 864 - اگر بدن یا لباس خونى نشود ولى به واسطه رسیدن به خون نجس شود ، اگر چه مقدارى که نجس شده کمتر از درهم باشد ، نمى شود با آن نماز خواند

مسأله 865 - اگر خونى که در بدن یا لباس است کمتر از درهم باشد ونجاست دیگرى به آن برسد ، مثلا یک قطره بول روى آن بریزد ، نماز خواندن با آن جایز نیست

مسأله 866 - اگر مى داند که خونى که در لباس یا بدن او است کمتر از درهم است ولى احتمال دهد که از خونهایى باشد که نماز با آنها باطل است ، جائز است با آن خون نماز بخواند

مسأله 867 - اگر لباسهاى کوچک نمازگزار مثل عرقچین وجوراب که نمى شود با آنها عورت را پوشانید نجس باشد ، چنانچه از مردار وحیوان حرام گوشت درست نشده باشد نماز با آنها صحیح است ونیز اگر با انگشترى نجس نماز بخواند اشکال ندارد

مسأله 868 - اگر چیز نجس مانند دستمال وکلید وچاقوى نجس همراه نمازگزار باشد ونماز بخواند نمازش صحیح است

مسأله 869 - زنى که پرستار بچه است وبیشتر از یک لباس ندارد ، چنانچه نتواند لباس دیگرى بخرد ، یا کرایه کند ویا عاریه نماید ، هرگاه شبانه روزى یک مرتبه لباس خود را آب بکشد ، اگر چه تا روز دیگر لباسش به بول بچه نجس شود ، مى تواند با آن لباس نماز بخواند ، ونیز اگر بیشتر از یک لباس دارد ولى ناچار است که همه آنها را بپوشاند ، چنانچه شبانه روزى یک مرتبه همه آنها را آب بکشد کافى است چیزهایى که در لباس نمازگزار مستحب است

مسأله 870 - چند چیز در لباس نمازگزار مستحب است که از آن جمله است عمامه با تحت الحنک ، پوشیدن عبا ولباس سفید ، وپاکیزه ترین لباسها ، واستعمال بوى خوش ، ودست کردن انگشترى عقیقچیزهایى که در لباس نمازگزار مکروه است

مسأله 871 - چند چیز در لباس نمازگزار مکروه است واز آن جمله است : پوشیدن لباس سیاه وچرک وتنگ ، ولباس شرابخوار ، ولباس کسى که از نجاست پرهیز نمى کند ، ولباسى که نقش صورت دارد ، ونیز باز بودن تکمه هاى لباس ودست کردن انگشترى که نقش صورت دارد مکروه است

مکان نمازگزار

مکان نمازگزار چند شرط دارد :
شرط اول آنکه مباح باشد

مسأله 872 - کسى که در ملک غصبى نماز مى خواند اگر چه روى فرش وتخت ومانند اینها باشد چنانچه جائى که پیشانى را در حال سجود بر آن مى گذارد غصبى باشد نماز او باطل است والا نماز صحیح است ، واین تفصیل در مسائل بعد جارى است ، ونماز خواندن در زیر سقف غصبى وخیمه غصبى مانعى ندارد

مسأله 873 - نماز خواندن در ملکى که منفعت آن مال دیگرى است ، بدون اجازه کسى که منفعت ملک ، مال او مى باشد باطل است ، مثلا در خانه اجاره اىاگر صاحبخانه یا دیگرى بدون اجازه کسى که آن خانه را اجاره کرده نماز بخواند ، نمازش باطل است ، وهمچنین است اگر در ملکى که دیگرى در آن حقى دارد نماز بخواند ، مثلا اگر میت وصیت کرده باشد که ثلث مال او را به مصرفى برسانند ، تا وقتى ثلث را جدا نکنند ، نمى شود در ملک او نماز خواند

مسأله 874 - کسى که در مسجد نشسته ، اگر دیگرى جاى او را غصب کند ودر آنجا نماز بخواند نمازش صحیح است

مسأله 875 - اگر در جایى که نمى داند غصبى است ، نماز بخواند وبعد از نماز بفهمد ، یا در جایى که غصبى بودن آن را فراموش کرده نماز بخواند وبعد از نماز یادش بیاید ، نماز او صحیح است

مسأله 876 - اگر بداند جایى غصبى است ، ولى نداند که در جاى غصبى نماز باطل است ، ودر آنجا نماز بخواند چنانچه معذور از ندانستن نباشد نماز او باطل مى باشد والا صحیح است

مسأله 877 - کسى که ناچار است نماز را سواره بخواند ، چنانچه حیوان سوارى یا زین یا نعل آن غصبى باشد نماز او باطل است

مسأله 878 - کسى که در ملکى با دیگرى شریک است اگر سهم او جدا نباشد ، بدون اجازه شریکش نمى تواند در آن ملک تصرف کند ونماز بخواند

مسأله 879 - اگر با عین پولى که خمس وزکوة آن را نداده ملکى بخرد ، تصرف او در آن ملک حرام ونمازش ( در آن باطل است چنانچه بنا نداشته باشد از اموال دیگر خمس یا زکاة را بدهد ، والا جائز ونماز صحیح است)

مسأله 880 - اگر صاحب ملک به زبان ، اجازه نماز خواندن بدهد وانسان بداند که قلبا راضى نیست نماز خواندن در ملک او باطل است ، واگر اجازه ندهد وانسان یقین کند که قلبا راضى است نماز صحیح است

مسأله 881 - تصرف در ملک میتى که خمس یا زکوه بدهکار است حرام ونماز در آن باطل است ، ولى اگر بدهى او را بدهند یا ضامن شوند که اداء نمایند ، تصرف ونماز در ملک او اشکال ندارد

مسأله 882 - تصرف در ملک میتى که به مردم بدهکار است ، حرام ونماز در آن باطل است ، ولى اگر ضامن شوند که قرضهاى او را بپردازند ، یا اینکه طلبکارها ووصى میت یا طلبکارها وحاکم شرع اجازه بدهند ، تصرف ونماز در ملک او مانعى ندارد

مسأله 883 - اگر میت قرض نداشته باشد ، ولى بعضى از ورثه او صغیر یا دیوانه یا غائب باشند ، تصرف در ملک او حرام ونماز در آن باطل است

مسأله 884 - نماز خواندن در مسافرخانه وحمام ومانند اینها که براى واردین آماده است اشکال ندارد ، ولى در غیر این قبیل جاها ، در صورتى مى شود نماز خواند که مالک آن اجازه بدهد ، یا حرفى بزند که معلوم شود ، براى نماز خواندن اذن داده است ، مثل اینکه به کسى اجازه دهد در ملک او بنشیند وبخوابد ، که از اینها فهمیده مى شود براى نماز خواندن هم اذن داده است

مسأله 885 - در زمین بسیار وسیعى که براى بیشتر مردم مشکل است موقع نماز از آنجا به جاى دیگرى بروند ، بى اجازه مالک مى شود نماز خواند

مسأله 886 - مکان نمازگزار باید بى حرکت باشد ، واگر به واسطه تنگى وقت یا جهت دیگر ناچار باشد در جایى که حرکت دارد ، مانند اتومبیل وکشتى وترن نماز بخواند ، به قدرى که ممکن است باید در حال حرکت چیزى نخواند ، واگر آنها از قبله به طرف دیگر حرکت کنند ، بطرف قبله برگردد

مسأله 887 - نماز خواندن در اتومبیل وکشتى وترن ومانند اینها وقتى ایستاده اند مانعى ندارد

مسأله 888 - روى خرمن گندم وجو ومانند اینها که نمى شود بى حرکت ماند ، نماز باطل است
شرط سوم ، آنکه جاى پیشانى نمازگزار پاک باشد

مسأله 889 - چنانچه مکان نمازگزار غیر از محل سجده نجس باشد مانعى ندارد ولى مشروط به آنکه رطوبت نداشته باشد که بدن یا لباس نجس شود
شرط چهارم آنکه جاى پیشانى نمازگزار از جاى زانوها وسر انگشتان پاى او بیش از چهار انگشت بسته پست تر یا بلندتر نباشد وتفضیل این مسأله در احکام سجده بیان مى شود
شرط پنجم - آنکه در جایى که سقف آن کوتاه است ونمى توان در آنجا راست بایستد ، یا به اندازه اى کوچک است که جاى رکوع وسجود ندارد ، نماز نخواند واگر ناچار شود که در چنین جایى نماز بخواند ، باید بقدرى که ممکن است قیام ورکوع وسجود در آنجا آورد فقهاء چند شرط دیگر را معتبر مى دانند وبه نظر اینجانب تمام نیست ونماز با نبودن آنها صحیح است ، وتفصیل آنها را در ضمن چند مسأله بیان مى کنیم

مسأله 890 - در جایى که به واسطه احتمال باد وباران وزیادى جمعیت ومانند اینها اطمینان ندارد که بتواند نماز را تمام کند مى تواند نماز بخواند وچنانچه نماز بخواند صحیح است

مسأله 891 - در جایى که ماندن در آنجا حرام است مثلا زیر سقفى که نزدیک است خراب شود چنانچه نماز بخواند صحیح است

مسأله 892 - جائز است جلوتر از قبر پیغمبر صلى الله علیه وآله وامام علیه السلام نماز بخواند در صورتى که موجب هتک حرمت نشود - بلى مکروه است وبراى رفع کراهت چنانچه چیزى مانند دیوار بین او وقبر مطهر باشد کافى است ، ولى فاصله شدن صندوق شریف وضریح وپارچه اى که روى آن افتاده کافى نیست

مسأله 893 - روى چیزى که ایستادن ونشستن روى آن حرام است مثل فرشى که اسم خدا بر آن نوشته شده چنانچه نماز بخواند ولو معصیت کرده ولى نمازش صحیح است

مسأله 894 - واجب نیست زن عقبتر از مرد بایستد وجاى سجده او از جاى ایستادن مرد کمى عقبتر باشد ، بلى مساوى ایستادن زن با مرد ، یا جلوتر ایستادن او مکروه است

مسأله 895 - اگر بین مرد وزن ، دیوار یا پرده ، یا چیز دیگرى باشد که یکدیگر را نبینند ، یا بین آنان اقلا ده ذراع که تقریبا پنج ذرع مى شود ، فاصله باشد چنانچه زن برابر مرد یا جلوتر از او باشد نماز هیچ کدام اشکال ندارد ومکروه نیست ، وهمچنین است اگر مکان یکى از آنان بقدرى بلند باشد که نگویند زن جلوتر از مرد یا برابر او ایستاده است

مسأله 896 - بودن مرد وزن نامحرم در جایى که کسى در آنجا نیست وکسى هم نمى تواند وارد شود ، حرام نیست ونمازشان صحیح است

مسأله 897 - نماز خواندن در جایى که تار ومانند آن استعمال مى کنند صحیح است ولى گوش دادن واستعمال آن حرام است

مسأله 898 - خواندن نماز مستحب در خانه کعبه وبر بام آن اشکال ندارد بلکه مستحب است در داخل خانه مقابل هر رکنى دو رکعت نماز بخوانند بلى نماز فریضه خواندن در خانه کعبه مکروه است جاهایى که نماز خواندن در آنها مستحب است

مسأله 899 - در شرع مقدس اسلام بسیار سفارش شده است ، که نماز را در مسجد بخوانند وبهتر از همه مسجدها مسجد الحرام است وبعد از آن مسجد پیغمبر صلى الله علیه وآله وبعد مسجد کوفه وبعد از آن مسجد بیت المقدس وبعد از مسجد بیت المقدس ، مسجد جامع هر شهر وبعد از آن مسجد محله وبعد از مسجد محله ، مسجد بازار است

مسأله 900 - براى زنها نماز خواندن در خانه ، بلکه در صندوقخانه واطاق عقب بهتر است ، ولى اگر بتوانند کاملا خود را از نامحرم حفظ کنند ، بهتر بودن نماز خواندن در خانه معلوم نیست

مسأله 901 - نماز در حرم امامان علیهم السلام مستحب بلکه بهتر از مسجد است و نماز در حرم مطهر حضرت امیر المؤمنین علیه السلام برابر دویست هزار نماز است

مسأله 902 - زیاد رفتن به مسجد ورفتن در مسجدى که نمازگزار ندارد ، مستحب است ، وهمسایه مسجد اگر عذرى نداشته باشد ، مکروه است در غیر مسجد نماز بخواند

مسأله 903 - مستحب است انسان با کسى که در مسجد حاضر نمى شود غذا نخورد ودر کارها با او مشورت نکند وهمسایه او نشود واز او زن نگیرد وبه او زن ندهد

جاهایى که نماز خواندن در آنها مکروه است

مسأله 904 - نماز خواندن در چند جا مکروه است واز آن جمله است : حمام ، زمین نمکزار ، مقابل انسان ، مقابل درى که باز است ، در جاده وخیابان و کوچه اگر براى کسانى که عبور مى کنند زحمت نباشد وچنانچه زحمت باشد حرام ولى نماز صحیح است ، مقابل آتش وچراغ ، در آشپزخانه وهر جا که کوره آتش باشد ، مقابل چاه وچاله اى که محل بول باشد ، روبروى عکس ومجسمه چیزى که روح دارد ، مگر آنکه روى آن پرده بکشند ، در اطاقى که جنب در آن باشد ، در جایى که عکس باشد اگر چه روبروى نمازگزار نباشد ، مقابل قبر ، روى قبر ، بین دو قبر ، در قبرستان

مسأله 905 - کسى که در محل عبور مردم نماز مى خواند ، یا کسى روبروى او است مستحب است جلوى خود چیزى بگذرد واگر چوب یا ریسمانى هم باشد کافى است

احکام مسجد

مسأله 906 - نجس کردن زمین وسقف وبام وطرف داخل دیوار مسجد حرام است ، وهر کس بفهمد که نجس شده است باید فورا نجاست آن را برطرف کند واحتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند و اگر نجس شود نجاستش را برطرف نمایند

مسأله 907 - اگر نتواند مسجد را تطهیر نماید ، یا کمک لازم داشته باشد و پیدا نکند ، تطهیر مسجد بر او واجب نیست ولى بنا بر احتیاط واجب ، باید به کسى که مى تواند تطهیر کند اطلاع دهد در صورتى که نجاست موجب هتک باشد

مسأله 908 - اگر جایى از مسجد نجس شود که تطهیر آن بدون کندن یا خراب کردن ممکن نیست ، باید آنجا را بکنند یا خراب نمایند به شرطى که خرابى جزیى باشد ومضر به وقف نباشد والا خراب کردن جایز نیست وپر کردن جایى که کنده اند ، وساختن جایى که خراب کرده اند ، واجب نیست ولى اگر چیزى مانند آجر مسجد نجس شود ، در صورتى که ممکن باشد ، باید بعد از آب کشیدن ، به جاى اولش بگذارند

مسأله 909 - اگر مسجدى را غصب کنند وبه جاى آن خانه ومانند آن بسازند ، یا بطورى خراب شود که نماز خواندن در آن ممکن نباشد ، نجس کردن آن حرام وتطهیر آن واجب نیست

مسأله 910 - نجس کردن حرم امامان علیهم السلام حرام است ، چنانچه اهانت باشد و اگر یکى از آنها نجس شود ، چنانچه نجس ماندن آن بى احترامى باشد ، تطهیر آن واجب است

مسأله 911 - اگر حصیر مسجد نجس شود ، لازم نیست آن را آب بکشند

مسأله 912 - بردن عین نجس مانند خون در مسجد اگر بى احترامى به مسجد باشد حرام است ، وهمچنین بردن چیزى که نجس شده ، در صورتى حرام است که بى احترامى به مسجد باشد

مسأله 913 - اگر مسجد را براى روضه خوانى چادر بزنند وفرش کنند و سیاهى بکوبند واسباب چاى در آن ببرند ، در صورتى که این کارها به مسجد ضرر نرساند ومانع نماز خواندن نشود اشکال ندارد

مسأله 914 - مسجد را به طلا زینت کردن حرام نیست ، وهمچنین نقاشى صورت چیزهایى که مثل انسان وحیوان روح دارد ، در مسجد حرام نیست ولى بهتر است ترک شود

مسأله 915 - اگر مسجد خراب هم شود نمى توانند آن را بفروشند ، یا داخل ملک وجاده نمایند

مسأله 916 - فروختن در وپنجره وچیزهاى دیگر مسجد حرام است ، واگر مسجد خراب شود ، باید اینها را صرف تعمیر همان مسجد کنند وچنانچه بدرد آن مسجد نخورد باید در مسجد دیگر مصرف شود ولى اگر بدرد مسجدهاى دیگر هم نخورد ، مى توانند آن را بفروشند وپول آن را ، اگر ممکن است ، صرف تعمیر همان مسجد وگرنه صرف تعمیر مسجد دیگر نمایند

مسأله 917 - ساختن مسجد وتعمیر مسجدى که نزدیک به خرابى مى باشد مستحب است واگر بقدرى خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد ، مى توانند آن را خراب کنند ودوباره بسازند بلکه مى توانند مسجدى را که خراب نشده ، براى احتیاج مردم خراب کنند بزرگتر بسازند

مسأله 918 - تمیز کردن مسجد وروشن کردن چراغ آن مستحب است وکسى که مى خواهد مسجد برود ، مستحب است خود را خوشبو کند ، ولباس پاکیزه و قیمتى بپوشد ، وته کفش خود را وارسى کند که نجاستى به آن نباشد ، وموقع داخل شدن به مسجد ، اول پاى راست وموقع بیرون آمدن ، اول پاى چپ را بگذارد ، وهمچنین مستحب است از همه زودتر به مسجد آید واز همه دیرتر از مسجد بیرون رود

مسأله 919 - وقتى انسان وارد مسجد مى شود ، مستحب است دو رکعت نماز بقصد تحیت واحترام مسجد بخواند واگر نماز واجب یا مستحب دیگرى هم بخواند کافى است

مسأله 920 - خوابیدن در مسجد ، اگر انسان ناچار نباشد وصحبت کردن راجع به کارهاى دنیا وخواندن شعرى که نصیحت ومانند آن نباشد مکروه است ونیز مکروه است آب دهان وبینى واخلاط سینه را در مسجد بیندازد وگمشده اى را طلب کند وصداى خود را بلند کند ولى بلند کردن صدا براى اذان مانعى ندارد

مسأله 921 - راه دادن بچه ودیوانه به مسجد مکروه است ، وکسى که پیاز وسیر ومانند اینها خورده که بوى دهانش مردم را اذیت مى کند مکروه است به مسجد برود

اذان واقامه

مسأله 922 - براى مرد وزن مستحب است پیش از نمازهاى واجب یومیه اذان واقامه بگویند ، وبراى مرد زیاد تأکید شده خصوصا اقامه پس سزاوار نیست ترک شود ولى پیش از نمازهاى واجب غیر یومیه مثل نماز آیات ، در جماعت مستحب است سه مرتبه بگویند الصلوة

مسأله 923 - مستحب است در روز اولى که بچه بدنیا مى آید ، یا پیش از آنکه بند نافش بیفتد ، در گوش راست او اذان ودر گوش چپش اقامه بگویند

مسأله 924 - اذان هیجده جمله است : الله اکبر چهار مرتبه اشهد ان لا اله الا الله ، اشهد ان محمدا رسول الله ، حى على الصلوة ، حى على الفلاح ، حى على خیر العمل ، الله اکبر ، لا اله الا الله هر یک دو مرتبه ، واقامه هفده جمله است یعنى دو مرتبه الله اکبر از اول اذان ویک مرتبه لا اله الا الله از آخر آن کم مى شود و بعد از گفتن حى على خیر العمل باید دو مرتبه قد قامت الصلوة اضافه نمود

مسأله 925 - مستحب است گفتن اشهد ان امیر المؤمنین علیا ولى الله یا اشهد ان علیا امیر المؤمنین وولى الله در اذان واقامه ، بعد از اشهد ان محمدا رسول الله ، بلکه چون در این ازمنه این جمله جزء شعائر مذهب تشیع مى باشد وبعضى از فقهاء احتمال وجوب آن را داده اند ، ترک نشود

ترجمه اذان واقامه

مسأله 926 - الله اکبر یعنى خدایتعالى بزرگتر از آن است که او را وصف کنند اشهد ان لا اله الا الله یعنى شهادت مى دهم که غیر خدایى که یکتا وبى همتا است خداى دیگرى سزاوار پرستش نیست اشهد ان محمدا رسول الله یعنى شهادت مى دهم که حضرت محمد بن عبد الله صلى الله علیه وآله پیغمبر وفرستاده خداست اشهد ان امیر المؤمنین علیا ولى الله ، یعنى شهادت میدهم که امیر المؤمنین حضرت على علیه الصلوة والسلام ولى خدا بر همه خلق است ، حى على الصلوة یعنى بشتاب براى نماز ، حى على الفلاح یعنى بشتاب براى رستگارى حى على خیر العمل یعنى بشتاب براى بهترین کارها که نماز است قد قامت الصلوة یعنى به تحقیق نماز برپا شد لا اله الا الله ، یعنى خدایى سزاوار پرستش نیست مگر خدایى که یکتا وبى همتا است

مسأله 927 - بین جمله هاى اذان واقامه باید خیلى فاصله نشود واگر بین آنها بیشتر از معمول فاصله بیندازد ، باید دوباره آن را از سر بگیرد

مسأله 928 - اگر در اذان واقامه صدا را در گلو بیندازد وچنانچه غنا شود ، یعنى بطور آوازه خوانى که در مجالس لهو وبازیگرى معمول است ، اذان واقامه را بگوید ، حرام است واگر غنا نشود محذورى ندارد

مسأله 929 - در پنج نماز اذان ساقط مى شود : اول نماز عصر روز جمعه
دوم نماز عصر روز عرفه که روز نهم ذیحجه است
سوم نماز عشاء شب عید قربان ، براى کسى که در مشعر الحرام باشد
چهارم نماز عصر وعشاء زن مستحاضه ، پنجم نماز عصر وعشاء کسى که نمى تواند از بیرون آمدن بول وغائط خوددارى کند ، ودر این پنج نماز در صورتى اذان ساقط مى شود ، که با نماز قبلى هیچ فاصله نشود ، یا فاصله کمى بین آنها باشد ، ولى فاصله شدن نافله وتعقیب ضرر ندارد ، بلکه در جمیع مواردى که جمع راجح است این حکم در صورت جمع ثابت است

مسأله 930 - اگر براى نماز جماعتى اذان واقامه گفته باشند کسى که با آن جماعت نماز مى خواند ، نباید براى خود اذان واقامه بگوید

مسأله 931 - اگر براى خواندن نماز جماعت به مسجد رود وببیند جماعت تمام شده ، تا وقتى که صفها بهم نخورده وجمعیت متفرق نشده براى نماز خود ، اذان واقامه نگوید

مسأله 932 - در جایى که عده اى مشغول نماز جماعتند ، یا نماز آنان تازه تمام شده وصفها بهم نخورده است ، اگر انسان بخواهد فرادى یا با جماعت دیگرى که برپا مى شود نماز بخواند ، با پنج شرط اذان واقامه از او ساقط مى شود : اول آنکه براى آن نماز ، اذان واقامه گفته باشند دوم آنکه نماز جماعت باطل نباشد سوم آنکه نماز او ونماز جماعت در یک مکان باشد ، پس اگر نماز جماعت ، داخل مسجد باشد واو بخواهد در بام مسجد نماز بخواند ، مستحب است اذان واقامه بگوید
چهارم آنکه نماز او ونماز جماعت هر دو اداء باشد
پنجم آنکه وقت نماز او ونماز جماعت مشترک باشد ، مثلا هر دو نماز ظهر ، یا هر دو نماز عصر بخوانند ، یا نمازى که به جماعت خوانده مى شود ، نماز ظهر باشد واو نماز عصر بخواند ، یا او نماز ظهر بخواند ونماز جماعت نماز عصر باشد ، ومعتبر نیست نماز جماعت در مسجد باشد

مسأله 933 - اگر شک کند که جمعیت متفرق شده اند یا نه اذان واقامه از او ساقط است ولى اگر در یکى از پنج شرط شک کند مستحب است اذان واقامه بگوید

مسأله 934 - کسى که اذان واقامه دیگرى را مى شنود مستحب است هر قسمتى را که مى شنود بگوید

مسأله 935 - کسى که اذان واقامه دیگرى را شنیده ، در صورتى که بین آن اذان واقامه ونمازى که مى خواند ، زیاد فاصله نشده باشد ، مى تواند براى نماز خود اذان واقامه نگوید

مسأله 936 - اگر مرد اذان زن را با قصد لذت بشنود ، اذان از او ساقط نمى شود واگر قصد لذت نداشته باشد ساقط مى شود

مسأله 937 - اذان واقامه نماز جماعت را لازم نیست مرد بگوید ، بلکه اگر زن هم اذان واقامه بگوید کافیست

مسأله 938 - اقامه باید بعد از اذان گفته شود واگر قبل از اذان بگویند صحیح نیست

مسأله 939 - اگر کلمات اذان واقامه را بدون ترتیب بگوید ، مثلا حى على الفلاح را پیش از حى على الصلاة بگوید ، باید از جایى که ترتیب بهم خورده ، دوباره بگوید

مسأله 940 - باید بین اذان واقامه فاصله ندهد واگر بین آنها بقدرى فاصله دهد که اذانى را که گفته اذان این اقامه حساب نشود ، مستحب است دوباره اذان واقامه را بگوید ونیز اگر بین اذان واقامه ونماز بقدرى فاصله دهد که اذان واقامه آن نماز حساب نشود ، مستحب است دوباره براى آن نماز ، اذان واقامه بگوید

مسأله 941 - اذان واقامه باید به عربى صحیح گفته شود ، پس اگر به عربى غلط بگوید یا بجاى حرفى حرف دیگر بگوید ، یا مثلا ترجمه آنها را به فارسى بگوید صحیح نیست

مسأله 942 - اذان واقامه باید بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود ، واگر عمدا یا از روى فراموشى پیش از وقت بگوید باطل است

مسأله 943 - اگر پیش از گفتن اقامه شک کند که اذان گفته یا نه ، اذان را بگوید ، ولى اگر مشغول اقامه شود وشک کند که اذان گفته یا نه ، نباید اذان بگوید

مسأله 944 - اگر در بین اذان یا اقامه پیش از آنکه قسمتى را بگوید شک کند که قسمت پیش از آن را گفته یا نه ، باید قسمتى را که در گفتن آن شک کرده بگوید ، ولى اگر در حال گفتن قسمتى از اذان یا اقامه شک کند که آنچه پیش از آن است گفته یا نه ، گفتن آن لازم نیست

مسأله 945 - مستحب است انسان در موقع گفتن اذان رو به قبله بایستد ، واحتیاط لازم آن است که در موقع گفتن شهادتین رو به قبله بایستد ونیز مستحب است با وضوء یا غسل باشد ودستها را به گوش بگذارد وصدا را بلند نماید وبکشد وبین جمله هاى اذان کمى فاصله دهد ، وبین آنها حرف نزند

مسأله 946 - مستحب است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد وآن را از اذان آهسته تر بگوید وجمله هاى آن را بهم نچسباند ولى به اندازه اى که بین جمله هاى اذان فاصله مى دهد ، بین جمله هاى اقامه فاصله ندهد

مسأله 947 - مستحب است بین اذان واقامه یک قدم بردارد ، یا قدرى بنشیند ، یا سجده کند ، یا ذکر بگوید ، یا دعا بخواند ، یا قدرى ساکت باشد ، یا حرفى بزند ، یا دو رکعت نماز بخواند ، ولى حرف زدن بین اذان واقامه نماز صبح ، ونماز خواندن بین اذان واقامه نماز مغرب مستحب نیست ، بلکه در نماز مغرب خصوص نشستن مختصر وشبیه آن مستحب است

مسأله 948 - مستحب است کسى را که براى گفتن اذان معین مى کنند ، عادل ووقت شناس وصدایش بلند باشد واذان را در جاى بلند بگوید

واجبات نماز

مسأله 949 - واجبات نماز یازده چیز است :
اول - نیت
دوم - قیام یعنى ( ایستادن)
سوم - تکبیرة الاحرام یعنى گفتن الله اکبر در اول نماز
چهارم - رکوع
پنجم - سجود
ششم - قرائت
هفتم - ذکر
هشتم - تشهد
نهم - سلام
دهم - ترتیب
یازدهم - موالات یعنى پى در پى بودن اجزاء نماز

مسأله 950 - بعضى از واجبات نماز رکن است یعنى اگر انسان آن را بجا نیاورد ، عمدا باشد یا اشتباها ، نماز باطل مى شود ، وبعضى دیگر رکن نیست ، یعنى اگر عمدا کم یا زیاد شود ، نماز باطل مى شود ، وچنانچه اشتباها کم گردد ، نماز باطل نمى شود

ارکان نماز

پنج رکن نماز

اول نیت
دوم تکبیرة الاحرام
سوم قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام ، وقیام متصل به رکوع ، یعنى ایستادن پیش از رکوع
چهارم رکوع
پنجم دو سجده از یک رکعت

مسأله 951 - انسان باید نماز را به نیت قربت ، یعنى براى انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد ولازم نیست نیت را از قلب خود بگذراند یا مثلا به زبان بگوید که چهار رکعت نماز ظهر مى خوانم قربة الى الله

مسأله 952 - اگر در نماز ظهر یا در نماز عصر نیت کند که چهار رکعت نماز مى خوانم ومعین نکند ، ظهر است یا عصر ، نماز او باطل است ، ونیز کسى که مثلا قضاى نماز ظهر بر او واجب است ، اگر در وقت نماز ظهر بخواهد آن نماز قضاى یا نماز ظهر را بخواند ، باید نمازى را که مى خواند ، در نیت معین کند

مسأله 953 - انسان باید از اول تا آخر نماز به نیت خود باقى باشد ، پس اگر در بین نماز بطورى غافل شود که اگر بپرسند چه مى کنى ؟ نداند چه بگوید نمازش باطل است

مسأله 954 - انسان باید فقط براى انجام امر خداوند عالم نماز بخواند ، پس کسى که ریا کند یعنى براى نشان دادن به مردم نماز بخواند ، نمازش باطل است خواه فقط براى مردم باشد ، یا خدا ومردم هر دو را در نظر بگیرد

مسأله 955 - اگر قسمتى از نماز را هم براى غیر خدا بجا آورد ، نماز باطل است چه آن قسمت ، واجب باشد مثل حمد ، چه مستحب باشد مانند قنوت ، بلکه اگر تمام نماز را براى خدا بجا آورد ولى براى نشان دادن به مردم در جاى مخصوصى مثل مسجد ، یا در وقت مخصوصى مثل اول وقت ، یا بطرز مخصوصى ، مثلا با جماعت نماز بخواند ، نمازش باطل است

تکبیرة الاحرام

مسأله 956 - گفتن الله اکبر در اول نماز واجب ورکن است وزیادى آن سهوا مبطل نیست وباید حروف الله وحروف اکبر ودو کلمه الله واکبر را پشت سر هم بگوید ، ونیز باید این دو کلمه به عربى صحیح گفته شود ، واگر به عربى غلط بگوید یا مثلا ترجمه آن را به فارسى بگوید صحیح نیست

مسأله 957 - احتیاط واجب آن است که تکبیرة الاحرام نماز را به چیزى که پیش از آن مى خواند ، مثلا به اقامه یا به دعایى که پیش از تکبیر مى خواند نچسباند

مسأله 958 - احتیاط واجب آن است که انسان الله اکبر را به چیزى که بعد از آن مى خواند ، مثلا به بسم الله الرحمن الرحیم نچسباند

مسأله 959 - موقع گفتن تکبیرة الاحرام باید بدن آرام باشد واگر عمدا در حالى که بدنش حرکت دارد ، تکبیرة الاحرام را بگوید باطل است

مسأله 960 - تکبیر وحمد وسوره وذکر ودعا را باید طورى بخواند که خودش بشنود واگر به واسطه سنگینى یا کرى گوش یا سر صداى زیاد نمى شنود ، باید طورى بگوید که اگر مانعى نباشد بشنود

مسأله 961 - کسى که لال است یا زبان او مرضى دارد که نمى تواند الله اکبر را درست بگوید ، باید به هر طور که مى تواند بگوید واگر هیچ نمى تواند بگوید ، باید در قلب خود بگذراند وبراى تکبیر با انگشت اشاره کند وزبانش را هم اگر مى تواند حرکت دهد

مسأله 962 - مستحب است بعد از تکبیر ششم بگوید : یا محسن قد اتاک المسئ وقد امرت المحسن ان یتجاوز عن المسئ انت المحسن وانا المسئ بحق محمد وآل محمد صلى على محمد وآل محمد و تجاوز عن قبیح ما تعلم منى یعنى اى خدایى که به بندگان احسان مى کنى ، بنده گنه کار به در خانه تو آمده وتو امر کرده اى که نیکوکار از گناهکار بگذرد ، تو نیکوکارى ومن گناهکار ، به حق محمد وآل محمد صلى الله علیه وآله رحمت خود را بر محمد وآل محمد بفرست واز بدیهایى که مى دانى از من سر زده بگذر

مسأله 963 - مستحب است موقع گفتن تکبیر اول نماز وتکبیرهاى ???نماز دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد

مسأله 964 - اگر شک کند که تکبیرة الاحرام را گفته یا نه ، چنانچه مشغول خواندن چیزى شده ، به شک خود اعتنا نکند واگر چیزى نخوانده ، باید تکبیر را بگوید

مسأله 965 - اگر بعد از گفتن تکبیرة الاحرام شک کند که آن را صحیح گفته یا نه ، چه مشغول خواندن چیزى شده باشد وچه آنکه چیزى نخوانده باشد لازم نیست تکبیر را بگوید ونمازش صحیح است

قیام ( ایستادن )

مسأله 966 - قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام رکن است وهمچنین قیام پیش از رکوع که آن را قیام متصل به رکوع مى گویند رکن است ، ولى قیام در موقع / صفحة خواندن حمد وسوره وقیام بعد از رکوع رکن نیست واگر کسى آن را از روى فراموشى ترک کند ، نمازش صحیح است

مسأله 967 - واجب است پیش از گفتن تکبیر وبعد از آن مقدارى بایستد تا یقین کند که در حال ایستادن تکبیر گفته است

مسأله 968 - اگر رکوع را فراموش کند وبعد از حمد وسوره بنشیند ویادش بیاید که رکوع نکرده ، باید بایستد وبه رکوع رود واگر بدون اینکه بایستد بحال خمیدگى به رکوع برگردد ، چون قیام متصل به رکوع را بجا نیاورده ، نماز او باطل است

مسأله 969 - موقعى که براى تکبیرة الاحرام یا قرائت ایستاده است ، باید بدن را حرکت ندهد وبه طرفى خم نشود وبنا بر احتیاط به جایى تکیه نکند واگر از روى ناچارى باشد ، اشکال ندارد

مسأله 970 - اگر موقعى که ایستاده ، از روى فراموشى بدن را حرکت دهد ، یا به طرفى خم شود ، یا به جایى تکیه کند اشکال ندارد

مسأله 971 - لازم نیست که در موقع ایستادن هر دو پا روى زمین باشد واگر یک پا روى زمین وپاى دیگر را بالا نگهدارد اشکال ندارد ، ونیز لازم نیست سنگینى بدن روى هر دو پا باشد واگر روى یک پا هم باشد نماز صحیح است ، وهمچنین لازم نیست تمام کف پا روى زمین باشد واگر با سر انگشتان پا بایستد اشکال ندارد

مسأله 972 - کسى که مى تواند درست بایستد ، اگر پاها را خیلى گشاد بگذارد که صدق قیام بر آن نکند نمازش باطل است

مسأله 973 - موقعى که انسان در نماز مشغول خواندن چیزى از اذکار واجب است باید بدنش آرام باشد ودر موقعى که مى خواهد کمى جلو یا عقب رود ، یا کمى بدن را به طرف راست یا چپ حرکت دهد ، باید چیزى نگوید وبحول الله

مسأله 974 - اگر در حال حرکت بدن ذکر مستحبى بگوید مثلا موقع سر برداشتن از رکوع سمع الله لمن حمده بگوید نمازش صحیح است واما بحول الله وقوته اقوم واقعد را باید در حال برخاستن بگوید

مسأله 975 - حرکت دادن دست وانگشتان در موقع خواندن حمد ، اشکال ندارد

مسأله 976 - اگر موقع خواندن حمد ، یا خواندن تسبیحات بى اختیار بقدرى حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج شود ، احتیاط واجب آن است که بعد از آرام گرفتن بدن ، آنچه را در حال حرکت خوانده دوباره بخواند

مسأله 977 - اگر در بین نماز از ایستادن عاجز شود ، باید بنشیند واگر از نشستن هم عاجز شود ، باید بخوابد ، ولى تا بدنش آرام نگرفته باید چیزى نخواند

مسأله 978 - تا انسان مى تواند ایستاده نماز بخواند ، نباید بنشیند مثلا کسى که در موقع ایستادن ، بدنش حرکت مى کند ، یا مجبور است پاها را بیشتر از معمول گشاد بگذارد ولى صدق قیام بکند یا مجبور است به چیزى تکیه دهد یا بدنش را کج کند یا خم شود باید ایستاده نماز بخواند واگر به هیچ قسم حتى مثل رکوع هم نتواند بایستد ، باید راست بنشیند ونشسته نماز بخواند

مسأله 979 - تا انسان مى تواند بنشیند نباید خوابیده نماز بخواند واگر نتواند راست بنشیند ، باید هر طور که مى تواند بنشیند واگر به هیچ قسم نمى تواند بنشیند ، به پهلوى چپ واگر آن هم ممکن نیست به پشت بخوابد ، بطورى که کف پاهاى او رو به قبله باشد

مسأله 980 - کسى که نشسته نماز مى خواند ، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بایستد ، ورکوع را ایستاده بجا آورد ، باید بایستد واز حال ایستاده به رکوع رود واگر نتواند ، باید رکوع را هم نشسته بجا آورد

مسأله 981 - کسى که خوابیده نماز مى خواند ، اگر در بین نماز بتواند بنشیند ، باید مقدارى را که مى تواند نشسته بخواند ونیز اگر مى تواند بایستد ، باید مقدارى را که مى تواند ، ایستاده بخواند ولى تا بدنش آرام نگرفته باید چیزى نخواند

مسأله 982 - کسى که نشسته نماز مى خواند اگر در بین نماز بتواند بایستد ، باید مقدارى را که مى تواند ایستاده بخواند ولى تا بدنش آرام نگرفته باید چیزى نخواند

مسأله 983 - کسى که مى تواند بایستد اگر بترسد که به واسطه ایستادن ، مریض شود یا ضررى به او برسد ، مى تواند نشسته نماز بخواند واگر از نشستن هم بترسد ، مى تواند خوابیده نماز بخواند

مسأله 984 - اگر انسان بداند که تا آخر وقت مى تواند ایستاده نماز بخواند ، باید نماز را تأخیر بیندازد پس اگر نتوانست بایستد ، در آخر وقت مطابق وظیفه اش نماز را بجا آورد

مسأله 985 - مستحب است در حال ایستادن ، بدن را راست نگهدارد ، شانه ها را پایین بیندازد ، دستها را روى رانها بگذارد ، انگشتها را بهم بچسباند ، جاى سجده را نگاه کند ، سنگینى بدن را بطور مساوى روى دو پا بیندازد ، با خضوع وخشوع باشد ، پاها را پس وپیش نگذارد ، اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا یک وجب فاصله دهد ، واگر زن است پاها را بهم بچسباند

قرائت

مسأله 986 - در رکعت اول ودوم نمازهاى واجب یومیه ، انسان باید اول حمد وبعد از آن بنا بر احتیاط یک سوره تمام یا بعض آن را بخواند وقول به عدم وجوب سوره است

مسأله 987 - اگر وقت نماز تنگ باشد ، یا انسان ناچار شود که سوره را نخواند مثلا بترسد که اگر سوره را بخواند ، دزد یا درنده یا چیز دیگرى به او صدمه بزند ، نباید سوره را بخواند

مسأله 988 - اگر عمدا سوره را پیش از حمد بخواند نمازش باطل است واگر اشتباها سوره را پیش از حمد بخواند ودر بین آن یادش بیاید ، باید سوره را رها کند وحمد بخواند وآن سوره زیادى است

مسأله 989 - اگر حمد وسوره یا یکى از آنها را فراموش کند وبعد از رسیدن به رکوع بفهمد ، نمازش صحیح است

مسأله 990 - اگر پیش از آنکه براى رکوع خم شود بفهمد که حمد را نخوانده ، باید بخواند ، واگر بفهمد سوره را نخوانده ، احتیاطا سوره را بخواند و اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده باید اول حمد وبعد از آن دوباره احتیاطا سوره را بخواند ونیز اگر خم شود وپیش از آنکه به رکوع برسد ، بفهمد حمد وسوره ، یا حمد تنها را نخوانده باید بایستد وبه همین دستور عمل نماید

مسأله 991 - اگر اشتباها مشغول خواندن سوره اى را که سجده واجب دارد بشود چنانچه پیش از رسیدن به آیه سجده بفهمد ، باید آن سوره را رها کند و سوره دیگر لازم نیست بخواند واگر بعد از خواندن آیه سجده بفهمد ، مى تواند سوره را تمام کند ومى تواند بقیه را نخواند ودر حال نماز اشاره به سجده نماید

مسأله 992 - اگر در نماز آیه سجده را بشنود ، نمازش صحیح است وباید در حال نماز اشاره به سجده بنماید

مسأله 993 - در نماز مستحبى خواندن سوره لازم نیست ، اگر چه آن نماز به واسطه نذر کردن واجب شده باشد ، ولى در بعضى از نمازهاى مستحبى مثل نماز وحشت که سوره مخصوصى دارد ، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار کرده باشد ، باید همان سوره را بخواند

مسأله 994 - در نماز جمعه ودر نماز ظهر روز جمعه مستحب است در رکعت اول بعد از حمد سوره جمعه ودر رکعت دوم بعد از حمد ، سوره منافقین بخواند واگر مشغول یکى از اینها شود ، بنا بر احتیاط واجب نمى تواند آن را رها کند وسوره دیگر بخواند

مسأله 995 - اگر بعد از حمد مشغول خواندن سوره قل هو الله احد یا سوره قل یا ایها الکافرون شود ، نمى تواند آن را رها کند وسوره دیگر بخواند ، ولى در نماز جمعه ونماز ظهر روز جمعه اگر از روى فراموشى به جاى سوره جمعه ومنافقین ، یکى از این دو سوره را بخواند ، تا به نصف نرسیده ، میتواند آن را رها کند وسوره جمعه ومنافقین را بخواند

مسأله 996 - اگر در نماز جمعه یا نماز ظهر روز جمعه عمدا سوره قل هو الله احد یا سوره قل یا ایها الکافرون بخواند ، اگر چه به دو سوم رسیده باشد ، جایز است رها کردن وسوره جمعه ومنافقین خواندن

مسأله 997 - اگر در نماز ، غیر سوره قل هو الله احد وقل یا ایها الکافرون ، سوره دیگرى بخواند ، تا به دو سوم نرسیده مى تواند رها کند وسوره دیگر بخواند

مسأله 998 - اگر مقدارى از سوره را فراموش کند ، یا از روى ناچارى ، مثلا به واسطه تنگى وقت یا جهت دیگر نشود آن را تمام نماید ، مى تواند آن سوره را رها کند وبه رکوع رود ویا سوره دیگرى بخواند ، اگر چه نصف گذشته باشد یا سوره اى را که مى خوانده قل هو الله احد ، یا قل یا ایها الکافرون باشد

مسأله 999 - بر مرد واجب است حمد وسوره نماز صبح ومغرب وعشا را بلند بخواند وبر مرد وزن واجب است حمد وسوره نماز ظهر وعصر را آهسته بخوانند

مسأله 1000 - مرد باید در نماز صبح ومغرب وعشا مواظب باشد که تمام کلمات حمد وسوره حتى حرف آخر آنها را بلند بخواند

مسأله 1001 - زن مى تواند حمد وسوره نماز صبح ومغرب وعشا را بلند یا آهسته بخواند

مسأله 1002 - اگر در جایى که باید نماز را بلند بخواند ، عمدا آهسته بخواند ، یا در جایى که باید آهسته بخواند ، عمدا بلند بخواند ، نمازش باطل است ، ولى اگر از روى فراموشى یا ندانستن مسأله باشد صحیح است واگر در بین خواندن حمد وسوره هم بفهمد اشتباه کرده ، لازم نیست مقدارى را که خوانده دوباره بخواند

مسأله 1003 - اگر کسى در خواندن حمد وسوره بیشتر از معمول صدایش را بلند کند ، مثل آنکه آنها را با فریاد بخواند ، نمازش باطل است

مسأله 1004 - انسان باید نماز را یاد بگیرد که غلط نخواند وکسى که به هیچ قسم نمى تواند صحیح آن را یاد بگیرد ، باید هر طور که مى تواند بخواند ، وبهتر آن است که نماز را به جماعت بجا آورد

مسأله 1005 - کسى که حمد وسوره وچیزهاى دیگر نماز را بخوبى نمى داند ومى تواند یاد بگیرد وچنانچه وقت نماز وسعت دارد ، باید یاد بگیرد واگر وقت تنگ است در صورتى که ممکن باشد ، باید نمازش را به جماعت بخواند

مسأله 1006 - مزد گرفتن براى یاد دادن واجبات نماز جایز است ، وهمچنین براى مستحبات آن اشکال ندارد

مسأله 1007 - اگر یکى از کلمات حمد یا سوره را نداند ، یا عمدا آن را نگوید یا بجاى حرفى دیگر بگوید مثلا بجاى ( ض ) ( ظ ) بگوید ، یا جایى که باید بدون زیر وزبر خوانده شود ، زیر وزبر بدهد یا تشدید را نگوید نماز او باطل است

مسأله 1008 - اگر انسان کلمه اى را صحیح بداند ودر نماز همانطور بخواند وبعد بفهمد غلط خوانده لازم نیست دوباره نماز را بخواند ویا اگر وقت گذشته قضاء نماید

مسأله 1009 - اگر زیر وزبر کلمه اى را نداند ویا نداند مثلا کمله اى به ( س ) است یا به ( ص ) باید یاد بگیرد وچنانچه دو جور یا بیشتر بخواند ، مثل آنکه در اهدنا الصراط المستقیم مستقیم را یک مرتبه با سین ویک مرتبه با صاد بخواند ، نمازش باطل است مگر آنکه آن کلمه بر هر دو تقدیر از اذکار باشد

مسأله 1010 - اگر در کلمه اى ( واو ) باشد وحرف قبل از واو در آن کلمه پیش داشته باشد وحرف بعد از واو در آن کلمه همزه ( ء ) باشد مثل کلمه سوء ، واجب نیست آن واو را مد بدهد یعنى آن را بکشد ، وهمچنین اگر در کلمه اى ( الف ) باشد وحرف قبل از الف در آن کلمه زیر داشته باشد وحرف بعد از الف در آن کلمه همزه باشد مثل جاء لازم نیست الف آن را بکشد ونیز اگر در کلمه اى ( ى ) باشد وحرف پیش از ( ى ) در آن کلمه زیر داشته باشد وحرف بعد از ( ى ) در آن کلمه همزه داشته باشد مثل ( جئ ) لازم نیست ( ى ) را با مد بخواند ، ولى اگر بعد از این واو والف وى بجاى همزه ( ء ) حرفى باشد که ساکن است یعنى زیر وزبر وپیش ندارد وادغام در حرف دیگر شده باشد باید این سه حرف را با مد بخواند ، مثلا در ولا الضالین که بعد از الف ، حرف لام ساکن است ولام ساکن ادغام در لام دیگر شده باید الف آن را با مد بخواند

مسأله 1011 - در نماز ، وقف به حرکت ووصل به سکون اشکال ندارد ، ومعنى وقف به حرکت آن است که زیر یا زبر یا پیش آخر کلمه اى را بگوید وبین آن کلمه وکلمه بعدش فاصله دهد ، مثلا بگوید : الرحمن الرحیم ومیم الرحیم را زیر بدهد وبعد قدرى فاصله دهد وبگوید مالک یوم الدین ومعنى وصل به سکون آن است که زیر یا زبر یا پیش کلمه اى را نگوید وآن کلمه به کلمه بعد بچسباند مثل آنکه بگوید الرحمن الرحیم ومیم الرحیم را زیر ندهد وفورا مالک یوم الدین را بگوید

مسأله 1012 - در رکعت سوم وچهارم نماز مى تواند فقط یک حمد بخواند ، یا یک مرتبه تسبیحات اربعه بگوید یعنى یک مرتبه بگوید : سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر ومى تواند در یک رکعت حمد ودر رکعت دیگر تسبیحات بگوید ، وبهتر است مأموم در هر دو رکعت تسبیحات بخواند ، وبراى امام خواندن یک حمد بهتر است وبراى منفرد هر دو مساویند

مسأله 1013 - در تنگى وقت باید تسبیحات اربعه را یک مرتبه بگوید

مسأله 1014 - بر مرد وزن واجب است که در رکعت سوم وچهارم نماز ، حمد یا تسبیحات را آهسته بخوانند

مسأله 1015 - اگر در رکعت سوم وچهارم حمد بخواند ، مى تواند بسم الله آن را بلند بگوید بلکه مستحب است

مسأله 1016 - کسى که نمى تواند تسبیحات را یاد بگیرد ، یا درست بخواند ، باید در رکعت سوم وچهارم حمد بخواند

مسأله 1017 - اگر در دو رکعت اول نماز بخیال اینکه دو رکعت آخر است تسبیحات بگوید ، چنانچه پیش از رکوع بفهمد ، باید حمد واحتیاطا سوره بخواند واگر در رکوع یا بعد از رکوع بفهمد ، نمازش صحیح است

مسأله 1018 - اگر در دو رکعت آخر نماز بخیال اینکه در دو رکعت اول است حمد بخواند ، یا در دو رکعت اول نماز با اینکه گمان مى کرده در دو رکعت آخر است حمد بخواند ، چه پیش از رکوع بفهمد چه بعد از آن نمازش صحیح است

مسأله 1019 - اگر در رکعت سوم یا چهارم مى خواست حمد بخواند تسبیحات به زبانش آمد ، یا مى خواست تسبیحات بخواند حمد به زبانش آمد به نحوى که بدون قصد خوانده باشد باید آن را رها کند ودوباره حمد یا تسبیحات را بخواند ولى اگر عادتش خواندن چیزى بوده که به زبانش آمده ، مى تواند همان را تمام کند ونمازش صحیح است

مسأله 1020 - کسى که عادت دارد ، در رکعت سوم وچهارم تسبیحات بخواند ، اگر بدون قصد مشغول خواندن حمد شود ، باید آن را رها کند ودوباره حمد یا تسبیحات را بخواند

مسأله 1021 - در رکعت سوم وچهارم مستحب است بعد از تسبیحات استغفار کند ، مثلا بگوید : استغفر الله ربى واتوب الیه یا بگوید : اللهم اغفر لى وکسى که مشغول گفتن استغفار است ، اگر شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه چنانچه استغفار به قصد جزئیت مى گوید ، باید به شک خود اعتنا ننماید واگر به قصد ذکر مطلق مى گوید باید حمد یا تسبیحات را بخواند ونیز اگر نمازگزار پیش از خم شدن براى رکوع در حالى که مشغول گفتن استغفار نیست ، شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه ، باید حمد یا تسبیحات را بخواند

مسأله 1022 - اگر در رکوع رکعت سوم یا چهارم شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه ، باید به شک خود اعتنا نکند

مسأله 1023 - هر گاه شک کند که آیه یا کلمه اى را درست گفته یا نه ، چه به چیزى که بعد از آن است مشغول نشده باشد یا مشغول شده ، چه آن چیز رکن باشد مثل آنکه در رکوع شک کند که فلان کلمه از سوره درست گفته یانه ، وچه رکن نباشد ، مثلا موقع گفتن الله الصمد شک کند که قل هو الله احد را درست گفته یا نه ، به شک خود اعتنا نکند ودر صورت اول واخیر اگر احتیاطا آن آیه یا کلمه را بطور صحیح بگوید اشکال ندارد ، واگر چند مرتبه هم شک کند ، مى تواند چند بار بگوید اما اگر به وسواس برسد وباز هم بگوید ، بنا بر احتیاط نمازش را دوباره بخواند

مسأله 1024 - مستحب است در رکعت اول ، پیش از خواندن حمد بگوید اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ، ودر رکعت اول ودوم نماز ظهر وعصر ، بسم الله را بلند بگوید وحمد وسوره را شمرده بخواند ، ودر آخر هر آیه وقف کند ، یعنى آن را به آیه بعد نچسباند ، ودر حال خواندن حمد وسوره به معناى آیه توجه داشته باشد ، واگر نماز را به جماعت مى خواند ، بعد از تمام شدن حمد امام واگر فرادى مى خواند ، بعد از آنکه حمد خودش تمام شد ، بگوید : الحمد لله رب العالمین ، بعد از خواندن سوره قل هو الله احد ، یک ، یا دو ، یا سه مرتبه کذالک الله ربى یا سه مرتبه کذالک الله ربنا بگوید ، بعد از خواندن سوره کمى صبر کند ، بعد تکبیر پیش از رکوع را بگوید ، یا قنوت را بخواند

مسأله 1025 - مستحب است در تمام نمازها در رکعت اول سوره انا انزلناه و در رکعت دوم ، سوره قل هو الله احد را بخواند

مسأله 1026 - مکروه است انسان در تمام نمازهاى یک شبانه روز سوره قل هو الله احد را نخواند

مسأله 1027 - خواندن سوره قل هو الله احد به یک نفس مکروه است

مسأله 1028 - سوره اى را که در رکعت اول خوانده مکروه است در رکعت دوم بخواند ، ولى اگر سوره قل هو الله احد را در هر دو رکعت بخواند مکروه نیست

رکوع

مسأله 1029 - در هر رکعت بعد از قرائت باید به اندازه اى خم شود که بتواند دست را به زانو بگذارد واین عمل را رکوع مى گویند

مسأله 1030 - اگر به اندازه رکوع خم شود ، ولى دستها را به زانو نگذارد اشکال ندارد

مسأله 1031 - هرگاه رکوع را بطور غیر معمول بجا آورد ، مثلا به چپ یا راست خم شود ، اگر چه دستهاى او به زانو برسد ، صحیح نیست

مسأله 1032 - خم شدن باید به قصد رکوع باشد ، پس اگر به قصد کار دیگر مثلا براى کشتن جانور خم شود ، نمى تواند آن را رکوع حساب کند ، بلکه باید بایستد ودوباره براى رکوع خم شود ، وبه واسطه این عمل ، رکن زیاد نشده ونماز باطل نمى شود

مسأله 1033 - کسى که دست یا زانوى او با دست وزانوى دیگران فرق دارد ، مثلا دستش خیلى بلند است که اگر کمى خم شود به زانو مى رسد ، یا زانوى او پایین تر از مردم دیگر است که باید خیلى خم شود تا دستش به زانو برسد ، باید به اندازه معمول خم شود

مسأله 1034 - کسى که نشسته رکوع مى کند ، باید بقدرى خم شود که صورتش مقابل زانوها برسد وبهتر است بقدرى خم شود که صورت ، نزدیک جاى سجده برسد

مسأله 1035 - بهتر است در رکوع سه مرتبه سبحان الله یا یک مرتبه سبحان ربى العظیم وبحمده بگوید وظاهر آن است که گفتن ذکر دیگر مانند الحمد لله که به این مقدار باشد کفایت مى کند ولى در تنگى وقت ودر حال ناچارى گفتن یک سبحان الله کافى است

مسأله 1036 - ذکر رکوع باید دنبال هم وبه عربى صحیح گفته شود ، و مستحب است آن را سه یا پنج یا هفت مرتبه بلکه بیشتر بگویند

مسأله 1037 - در رکوع باید به مقدار ذکر واجب ، بدن آرام باشد ودر ذکر مستحب آرام بودن بدن لازم نیست

مسأله 1038 - اگر موقعى که ذکر واجب رکوع را مى گوید ، بى اختیار بقدرى حرکت کند که از حال آرام بودن خارج شود ، لازم نیست بعد از آرام گرفتن بدن ، دوباره ذکر را بگوید ولى بهتر است واگر کمى حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج نشود یا انگشتان را حرکت دهد هیچ اشکال ندارد

مسأله 1039 - اگر پیش از آنکه به مقدار رکوع خم شود وبدن آرام گیرد عمدا ذکر رکوع را بگوید ، نمازش باطل است

مسأله 1040 - اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب ، عمدا سر از رکوع بردارد نمازش باطل است واگر سهوا سر بردارد ، چنانچه پیش از آنکه از حال رکوع خارج شود یادش بیاید که ذکر رکوع را تمام نکرده باید در حال آرامى بدن دوباره ذکر را بگوید واگر بعد از آنکه از حال رکوع خارج شد ، یادش بیاید نماز او صحیح است

مسأله 1041 - اگر نتواند بمقدار ذکر در رکوع بماند ، احتیاط واجب آن است که بقیه آن را در حال برخاستن بگوید یا آنکه قبل از رسیدن به رکوع شروع کند ودر رکوع تمام نماید

مسأله 1042 - اگر به واسطه مرض ومانند آن در رکوع آرام نگیرد ، نماز صبح است ولى باید پیش از آنکه از حال رکوع خارج شود ، ذکر واجب را بگوید

مسأله 1043 - هر گاه نتواند به اندازه رکوع خم شود ، باید به چیزى تکیه دهد ورکوع کند واگر موقعى هم که تکیه داده ، نتواند بطور معمول رکوع کند ، باید یا رکوع نشسته بنماید یا ایستاده با سر اشاره کند ولازم نیست به هر اندازه مى تواند خم شود وهمچنین اگر هیچ نتواند خم شود ، باید موقع رکوع بنشیند ونشسته رکوع کند یاایستاده با سر اشاره نماید به رکوع

مسأله 1044 - کسى که مى تواند ایستاده نماز بخواند ، اگر در حال ایستاده یا نشسته نتواند رکوع کند ، باید ایستاده نماز بخواند وبراى رکوع با سر اشاره کند واگر نتواند اشاره کند باید به نیت رکوع چشمها را هم بگذارد وذکر آن را بگوید وبه نیت برخاستن از رکوع ، چشمها را باز کند واگر از این هم عاجز است باید در قلب ، نیت رکوع کند وذکر آن را بگوید

مسأله 1045 - کسى که نمى تواند ایستاده یا نشسته رکوع کند وبراى رکوع فقط مى تواند در حالى که نشسته است کمى خم شود ، یا در حالى که ایستاده است با سر اشاره کند ، باید ایستاده نماز بخواند وبراى رکوع با سر اشاره نماید

مسأله 1046 - اگر بعد از رسیدن به حد رکوع وآرام گرفتن بدن ، سر بردارد ودو مرتبه به اندازه رکوع خم شود نمازش باطل است ، وهمچنین اگر بعد از آنکه به اندازه رکوع خم شد وبدنش آرام گرفت ، بقدرى خم شود که از اندازه رکوع بگذرد ودوباره به رکوع برگردد نمازش باطل است

مسأله 1047 - بعد از تمام شدن ذکر رکوع ، باید راست بایستد وبنابر احتیاط بعد از آنکه بدن آرام گرفت به سجده رود واگر عمدا پیش از ایستادن ، یا پیش از آرام گرفتن بدن به سجده رود نمازش باطل است

مسأله 1048 - اگر رکوع را فراموش کند وپیش از آنکه به سجده برسد ، یادش بیاید باید بایستد بعد به رکوع رود وچنانچه به حالت خمیدگى به رکوع برگردد نمازش باطل است

مسأله 1049 - اگر بعد از آنکه پیشانى به زمین رسید ، یادش بیاید که رکوع نکرده چنانچه در سجده اولى باشد باید برگردد ورکوع را بیاورد بعد دو سجده کند ، نمازش صحیح است واگر در سجده دوم باشد نمازش باطل است

مسأله 1050 - بنابر احتیاط واجب پیش از رفتن به رکوع در حالى که راست ایستاده تکبیر بگوید ، ومستحب است در رکوع زانوها را به عقب دهد وپشت را صاف نگهدارد وگردن را بکشد ومساوى پشت نگهدارد وبین دو قدم را نگاه کند وپیش از ذکر یا بعد از صلوات بفرستد ، وبعد از آنکه از رکوع برخاست وراست ایستاده ، در حال آرامى بدن اگر امام یا منفرد است بگوید سمع الله لمن حمده واگر مأموم است بگوید ربنا لک الحمد یا الحمد لله رب العالمین

مسأله 1051 - مستحب است در رکوع زنها دست را از زانو بالاتر بگذارند وزانوها را به عقب ندهند

سجود

مسأله 1052 - نمازگزار باید در هر رکعت از نمازهاى واجب ومستحب ، بعد از رکوع دو سجده کند وسجده آن است که پیشانى وکف دو دست وسر دو زانو وسر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد

مسأله 1053 - دو سجده روى هم یک رکن است که اگر کسى در نماز واجب عمدا یا از روى فراموشى هر دو را ترک کند ، یا دو سجده دیگر به آنها اضافه نماید ، نمازش باطل است

مسأله 1054 - اگر عمدا یک سجده کم یا زیاد کند ، نماز باطل مى شود ، واگر سهوا یک سجده کم کند حکم آن بعدا گفته خواهد شد

مسأله 1055 - اگر پیشانى را عمدا یا سهوا به زمین نگذارد ، سجده نکرده است اگر چه جاهاى دیگر به زمین برسد ، ولى اگر پیشانى را به زمین بگذارد وسهوا جاهاى دیگر را به زمین نرساند ، یا سهوا ذکر نگوید سجده صحیح است

مسأله 1056 - واجب است که در سجده سه مرتبه سبحان الله یا یک مرتبه سبحان ربى الاعلى وبحمده یا ذکر دیگر مانند الحمد لله به مقدار سه سبحان الله بگوید ، وباید این کلمات دنبال هم وبه عربى صحیح گفته شود و مستحب است سبحان ربى الاعلى وبحمده را سه یا پنج یا هفت مرتبه بگوید

مسأله 1057 - در سجود باید به مقدار ذکر واجب ، بدن آرام باشد وموقع گفتن ذکر مستحب آرام بودن بدن لازم نیست

مسأله 1058 - اگر پیش از آنکه پیشانى به زمین برسد وبدن آرام بگیرد عمدا ذکر سجده را بگوید ، یا پیش از تمام شدن ذکر عمدا سر از سجده بردارد ، نماز باطل است

مسأله 1059 - اگر پیش از آنکه پیشانى به زمین برسد وبدن آرام گیرد ، سهوا ذکر سجده را بگوید وپیش از آنکه سر از سجده بردارد ، بفهمد اشتباه کرده است ، باید دوباره در حال آرام بدون ، ذکر را بگوید

مسأله 1060 - اگر بعد از آنکه سر از سجده برداشت ، بفهمد که پیش از آرام گرفتن بدن ذکر را گفته ، یا پیش از آنکه ذکر سجده تمام شود سر برداشته ، نمازش صحیح است

مسأله 1061 - اگر موقعى که ذکر سجده را مى گوید ، یکى از هفت عضو را عمدا از زمین بردارد ، نماز باطل مى شود ولى موقعى که مشغول گفتن ذکر نیست ، اگر غیر پیشانى جاهاى دیگر را از زمین بردارد ودوباره بگذارد اشکال ندارد

مسأله 1062 - اگر پیش از تمام شدن ذکر سجده سهوا پیشانى را از زمین بر دارد نمى تواند دوباره به زمین بگذارد وباید آن را یک سجده حساب کند ولى اگر جاهاى دیگر را سهوا از زمین بردارد ، باید دو مرتبه به زمین بگذارد وذکر را بگوید

مسأله 1063 - بعد از تمام شدن ذکر سجده اول ، باید بنشیند تا بدن آرام گیرد ودوباره به سجده رود

مسأله 1064 - جاى پیشانى نمازگزار باید از جاى زانوها وسر انگشتان پاى او بلندتر از چهار انگشت بسته نباشد ، ونیز واجب است که جاى پیشانى او از جاى انگشتان وسر زانوهایش پست تر از چهار انگشت بسته نباشد

مسأله 1065 - در زمین سراشیب که سراشیبى آن درست معلوم نیست ، اگر جاى پیشانى نمازگزار از جاى انگشتهاى پا وسر زانوهاى او مختصرى بیش از چهار انگشت بسته بلندتر یا پست تر باشد خالى از اشکال نیست

مسأله 1066 - اگر پیشانى را به چیزى بگذارد که از جاى انگشتهاى پا وسر زانوهاى او بلندتر از چهار انگشت بسته است ، جایز است سر را بردارد و به چیزى که بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته یا کمتر است بگذارد ولى بهتر آن است که پیشانى را از روى آن به روى چیزى که بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته یا کمتر است بکشد

مسأله 1067 - باید بین پیشانى وآنچه بر آن سجده مى کند ، چیزى نباشد پس اگر مهر بقدرى چرک باشد که پیشانى به خود مهر نرسد ، سجده باطل است ولى اگر مثلا رنگ مهر تغییر کرده باشد اشکال ندارد

مسأله 1068 - در سجده باید کف دست را بر زمین بگذارد ولى در حال ناچارى پشت دست مانعى ندارد واگر پشت دست ممکن نباشد بنابر احتیاط مچ دست را بگذارد وچنانچه آن را هم نتواند ، باید تا آرنج هر جا را که مى تواند بر زمین بگذارد واگر آن هم ممکن نیست ، گذاشتن بازو کافى است

مسأله 1069 - در سجده باید سر انگشت بزرگ پاها را یا روى او را یا پشت آن را به زمین بگذارد وبهتر است سر انگشت را بگذارد واگر انگشتهاى دیگر پا را به زمین بگذارد یا به واسطه بلند بودن ناخن ، شست به زمین نرسد نماز باطل است وکسى که بواسطه ندانستن مسأله از روى تقصیر نمازهاى خود را اینطور خوانده باید دوباره بخواند

مسأله 1070 - کسى که مقدارى از شست پایش بریده ، باید بقیه آن را به زمین بگذارد واگر چیزى از آن نمانده یا اگر مانده خیلى کوتاه هست باید بقیه انگشتان را بگذارد واگر هیچ انگشت ندارد ، باید هر مقدارى از پا باقى مانده به زمین بگذارد

مسأله 1071 - اگر بطور غیر معمول سجده کند ، مثلا سینه وشکم را به زمین بچسباند ، یا پاها را دراز کند ، اگر چه هفت عضوى که گفته شد به زمین برسد ، باید نماز را دوباره بخواند

مسأله 1072 - مهر یا چیز دیگرى که بر آن سجده میکند ، باید پاک باشد ولى اگر مثلا مهر را روى فرش نجس بگذارد ، یا یک طرف مهر نجس باشد وپیشانى را به طرف پاک آن بگذارد ، اشکال ندارد

مسأله 1073 - اگر در پیشانى دمل ومانند آن باشد ، چنانچه ممکن است باید با جاى سالم پیشانى سجده کند واگر ممکن نیست باید زمین را گود کند ودمل را در گودال وجاى سالم را به مقدارى که براى سجده کافى باشد بر زمین بگذارد

مسأله 1074 - اگر دمل یا زخم تمام پیشانى را گرفته باشد باید به چانه سجده کند ، واگر بتواند جمع کند بین گذاشتن یکى از دو طرف پیشانى با چانه ولو در دو نماز باشد ، واگر به چانه هم ممکن نیست باید با اشاره سجده نماید واحتیاط مستحب آن است که به هر جاى از صورت که ممکن است سجده کند واگر به هیچ جاى از صورت ممکن نیست با جلوى سر سجده نماید

مسأله 1075 - کسى که نمى تواند پیشانى را به زمین برساند ، باید براى سجده اشاره نماید

مسأله 1076 - کسى که هیچ نمى تواند خم شود ، باید براى سجده با سر اشاره کند واگر نتواند باید با چشمها اشاره نماید واگر با سر یا چشمها هم نمى تواند اشاره کند بهتر است در قلب نیت سجده کند وبا دست ومانند آن براى سجده اشاره نماید

مسأله 1077 - کسى که مى تواند بنشیند بهتر است بنشیند واگر نمى تواند باید ایستاده نیت سجده کند وچنانچه مى تواند براى سجده با سر اشاره کند واگر نمى تواند با چشمها اشاره نماید واگر این را هم نمى تواند بهتر است در قلب نیت سجده کند

مسأله 1078 - اگر پیشانى بى اختیار از جاى سجده بلند شود ، چنانچه ممکن باشد باید نگذارد دوباره به جاى سجده برسد ، واین یک سجده حساب مى شود ، چه ذکر سجده را گفته باشد یا ینه واگر نتواند سر را نگهدارد وبى اختیار دوباره به جاى سجده برسد ، رویهم دو سجده حساب مى شود وسجده دوم زیادى است ومبطل نیست واگر چه ذکر نگفته باشد نباید ذکر بگوید

مسأله 1079 - جایى که انسان باید تقیه کند مى تواند بر فرش ومانند آن سجده نماید ولازم نیست براى نماز بجاى دیگر برود ، ولى اگر بتواند بر حصیر یا چیزى که سجده بر آن صحیح مى باشد ، طورى سجده کند که به زحمت نیفتد ، نباید بر فرش ومانند آن سجده نماید

مسأله 1080 - اگر روى تشک پر یا چیز دیگرى که بدن روى آن آرام نمى گیرد ، سجده کند باطل است

مسأله 1081 - اگر انسان ناچار شود که در زمین گل نماز بخواند ، چنانچه آلوده شدن بدن ولباس براى او مشقت ندارد ، باید سجده وتشهد را بطور معمول بجا آورد واگر مشقت دارد ، در حالى که ایستاده ، براى سجده با سر اشاره کند وتشهد را ایستاده بخواند واگر سجده وتشهد را بطور معمول بجا آورد ، نمازش محل اشکال است

مسأله 1082 - در رکعت اول ورکعت سومى که تشهد ندارد ، مثل رکعت سوم نماز ظهر وعصر وعشاء بهتر است بعد از سجده دوم قدرى بى حرکت بنشیند وبعد برخیزد ولى لازم نیست ، این عمل را جلسه استراحت مى نامند

چیزهایى که سجده بر آنها صحیح است

مسأله 1083 - باید بر زمین وچیزهاى غیر خوراکى که از زمین میروید ، مانند چوب وبرگ ودرخت سجده کرد وسجده بر چیزهاى خوراکى وپوشاکى ومعدنى که زمین به آن صدق نکند صحیح نیست

مسأله 1084 - احتیاط واجب آن است که بر برگ مو سجده نکنند

مسأله 1085 - سجده بر چیزهایى که از زمنى مى روید وخوراک حیوان است مثل علف وکاه صحیح است

مسأله 1086 - سجده بر گلهایى که خوارکى نیستند ، صحیح است ولى سجده بر دواهاى خوراکى که از زمین مى روید ، مانند گل بنفشه وگل گاوزبان صحیح نیست

مسأله 1087 - سجده بر گیاهى که خودرن آن در بعضى از شهرها معمول است ودر شهرهاتى دیگر معمول نیست ونیز سجده بر میوه نارس صحیح نیست

مسأله 1088 - سجده بر سنگ آهک وسنگ گچ صحیح است ، وهمچنین به گچ وآهک پخته وآجر وکوزه گلى ومانند آن سجده جایز است

مسأله 1089 - اگر کاغذ را از چیزى که سجده بر آن صحیح است مثلا از کاه ساخته باشند ، مى شود بر آن سجده کرد ، وبنا بر احتیاط بر کاغذى که از پنبه ومانند آن ساخته شده سجده ننمایند

مسأله 1090 - براى سجده بهتر از هر چیز تربت حضرت سید الشهداء علیه السلام مى باشد ، بعد از آن خاک ، بعد از خاک سنگ وبعد از سنگ گیاه است

مسأله 1091 - اگر چیزى که سجده بر آن صحیح است ندارد ، یا اگر دارد بواسطه سرما یا گرماى زیاد ومانند اینها نمى تواند بر آن سجده کند ، باید به لباسش سجده کند وچنانچه لباس از پنبه وکتان دارد احتیاط لزومى آن است که آن را مقدم بر لباسهاى دیگر بدارد ، واگر لباس ندارد یا نمى تواند به آن سجده کند ، باید بر پشت دست سجده نماید و اگر نمى شود ، به چیز معدنى مانند انگشتر عقیق یا غیر آنها از چیزهایى که سجده بر آنها اختیارا جایز نیست سجده نماید

مسأله 1092 - سجده بر گل وخاک سستى که مهر به پیشانى روى آن آرام نمى گیرد باطل است

مسأله 1093 - اگر در سجده اول ، پیشانى بچسبد وبدون اینکه مهر را بردارد ، دوباره به سجده رود ، اشکال دارد وبنابر احتیاط واجب باید مهر را بردارد وبه سجده رود

مسأله 1094 - اگر در بین نماز چیزى که بر آن سجده مى کند گم شود وچیزى که سجده بر آن صحیح است نداشته باشد ، چنانچه وقت وسعت دارد باید نماز را بشکند واگر وقت تنگ است ، باید به لباسش سجده کند واگر نمى شود بر پشت دست واگر نمى شود به چیز معدنى مانند انگشترى عقیق سجده نماید

مسأله 1095 - هرگاه در حال سجده بفهمد پیشانى را بر چیزى گذاشته که سجده بر آن باطل است ، بهتر است پیشانى را از روى آن به روى چیزى که سجده بر آن صحیح است بکشد وچنانچه سر را از آن بردارد وبه چیزى که سجده بر آن صحیح است بگذارد اشکال ندارد

مسأله 1096 - اگر بعد از سجده بفهمد پیشانى را روى چیزى گذاشته که سجده بر آن باطل است ، اشکال ندارد اگر محل باقى است سجده را تکرار مى کند والا قضاء سجده را بنماید

مسأله 1097 - سجده کردن براى غیر خداوند متعال حرام است وبعضى از مردم عوام که مقابل قبر امامان علیهم السلام پیشانى را به زمین مى گذارند ، اگر براى شکر خداوند متعال باشد ، اشکال ندارد وگر نه حرام است

مستحبات ومکروهات سجده

مسأله 1098 - در سجده چند چیز مستحب است : 1 - کسى که ایستاده نماز مى خواند بعد از آنکه سر از رکوع برداشت و کاملا ایستاد وکسى که نشسته نماز مى خواند ، بعد از آنکه کاملا نشست ، براى رفتن به سجده تکبیر بگوید بکله احتیاط به عدم ترک تکبیر نباید ترک شود
2 - موقعى که مرد مى خواهد به سجده برود ، اول دستها را وزن اول زانوها را به زمین بگذارند
3 - بینى را به مهر یا چیزى که سجده بر آن صحیح است بگذارد بلکه احتیاط نباید ترک شود
4 - در حال سجده انگشتان دست را بهم بچسباند وبرابر گوش بگذارد بطورى که سر آنها رو به قبله باشد 5 - در سجده دعا کند واز خدا حاجت بخواهد واین دعا را بخواند : یا خیر المسئولین ویا خیر المعطین ارزقنى وارزق عیالى من فضلک فانک ذو الفضل العظیم یعنى اى بهترین کسى که از او سؤال مى کنند و اى بهترین عطا کنندگان ، روزى بده به من وعیال من از فضل خودت ، پس بدرستى که تو داراى فضل بزرگى
6 - بعد از سجده بر ران چپ بنشیند وروى پاى راست را بر کف پاى چپ بگذارد
7 - بعد از هر سجده وقتى نشست وبدنش آرام گرفت تکبیر بگوید
8 - بعد از سجده اول بدنش که آرام گرفت استغفر الله ربى واتوب الیه بگوید
9 - سجده را طول بدهد ودر موقع نشستن دستها را روى رانها بگذارد
10 - براى رفتن به سجده دوم ، در حال آرامى بدن الله اکبر بگوید
11 - در سجده ها صلوات بفرستند
12 - در موقع بلند شدن ، دستها را بعد از زانوها از زمین بردارد
13 - مردها آرنجها وشکم را بر زمین نچسبانند وبازوها را از پهلو جدا نگاه دارند وزنها آرنجها وشکم را به زمین بگذارند واعضاء بدن را به یکدیگر بچسبانند ومستحبات دیگر سجده در کتابهاى مفصل بیان شده است

مسأله 1099 - قرآن خواندن در سجده مکروه است ، ونیز مکروه است براى یرطرف کردن گرد وغبار ، جاى سجده را فوت کند واگر در اثر فوت کردن ، دو حرف از دهان بیرون آید ، نماز باطل است ، وغیر از اینها مکروهات دیگرى هم در کتابهاى مفصل ذکر شده است

سجده واجب قرآن

مسأله 1100 - در هر یک از چهار سوره والنجم ، واقرء ، والم تنزیل ، وحم سجده ، یک آیه سجده است ، که اگر انسان بخواند یا بشنود در صورتى که شنیدن اختیارى باشد بعد از اتمام شدن آن آیه ، باید فورا سجده کند واگر فراموش کرد ، هر وقت یادش آمد باید سجده نماید

مسأله 1101 - اگر انسان موقعى که آیه سجده را مى خواند ، از دیگرى هم بشنود یک سجده کفایت مى کند

مسأله 1102 - در غیر نماز اگر در حال سجده آیه سجده را بخواند یا بشنود ، باید سر از سجده بردارد ودوباره سجده کند

مسأله 1103 - اگر انسان از بچه غیر ممیز که خوب وبد را نمى فهمد ، یا از کسى که قصد خواندن قرآن ندارد ، آیه سجده را اختیارا بشنود ، احتیاط واجب آن است که سجده کند وهمچنین است اگر مثلا از گرامافون ورادیو آیه سجده را بشنود

مسأله 1104 - در سجده واجب قرآن باید جاى پیشانى انسان غصبى نباشد وجاى پیشانى او از جاى زانوها وسر انگشتان بیش از چهار انگشت بسته بلندتر نباشد ، ولى لازم نیست با وضوء یا غسل ورو بقبله باشد وعورت خود را بپوشاند وبدن وجاى پیشانى او پاک باشد ونیز چیزهایى که در لباس نمازگزار شرط مى باشد ، در لباس او شرط نیست

مسأله 1105 - باید در سجده واجب قرآن ، پیشانى را بر مهر یا چیز دیگرى که سجده بر آن صحیح است گذاشته وبنا بر احتیاط واجب جاهاى دیگر بدن را به دستورى که در سجده نماز گفته شد بر زمین بگذارد

مسأله 1106 - هرگاه در سجده واجب قرآن پیشانى را به قصد سجده بر زمین بگذارد وذکرى بگوید هر چه باشد کافیست وبهتر است بگوید : لا اله الا الله حقا حقا لا اله الا الله ایمانا وتصدیقا لا اله الا الله عبودیة ورقا سجدت لک یا رب تعبدا ورقا لا مستنکفا ولا مستکبرا بل انا عبد ذلیل ضعیف خائف مستجیر

تشهد

مسأله 1107 - در رکعت دوم نمازهاى واجب ورکعت سوم نماز مغرب ورکعت چهارم نماز ظهر وعصر وعشا ، باید انسان بعد از سجده دوم بنشیند ودر حال آرام بودن بدن تشهد بخواند یعنى بگوید : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له واشهد ان محمدا عبده ورسوله اللهم صل على محمد وآل محمد وباید به غیر این ترتیب نگوید

مسأله 1108 - کلمات تشهد باید به عربى صحیح وبطورى که معمول است پشت سر هم گفته شود

مسأله 1109 - اگر تشهد را فراموش کند وبایستد وپیش از رکوع یادش بیاید که تشهد را نخوانده ، باید بنشیند وتشهد را بخواند ودوباره بایستد وآنچه باید در آن رکعت خوانده شود بخواند ونماز را تمام کند واگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید ، باید نماز را تمام کند وبعد از سلام نماز ، تشهد را قضاء کند وبراى تشهد فراموش شده دو سجده سهو بجا آورد

مسأله 1110 - مستحب است در حال تشهد بر ران چپ بنشیند وروى پاى راست را به کف پاى چپ بگذارد وپیش از تشهد بگوید : الحمد لله یا بگوید : بسم الله وبالله والحمد لله وخیر الاسماء لله ونیز مستحب است دستها را بر رانها بگذارد وانگشتها را به یکدیگر بچسباند وبدامان خود نگاه کند وبعد از تمام شدن تشهد بگوید وتقبل شفاعته وارفع درجته

مسأله 1111 - مستحب است زنها در وقت خواندن تشهد ، رانها را بهم بچسبانند

سلام نماز

مسأله 1112 - بعد از تشهد رکعت آخر نماز ، مستحب است در حالى که نشسته وبدن آرام است بگوید : السلام علیک ایها النبى ورحمة الله وبرکاته و وبعد از آن باید بگوید : السلام علیکم وبهتر است ضم نماید به آن ورحمة الله و برکاته را یا بگوید السلام علینا وعلى عباد الله الصالحین واگر این سلام را بگوید مستحب است که بعد از آن السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته را هم بگوید

مسأله 1113 - اگر سلام نماز را فراموش کند وموقعى یادش بیاید که صورت نماز بهم نخورده وکارى هم که عمدى وسهوى آن نماز را باطل مى کند مثل پشت به قبله کردن انجام نداده ، باید سلام را بگوید ونمازش صحیح است

مسأله 1114 - اگر سلام نماز را فراموش کند وموقعى یادش بیاید که صورت نماز بهم نخورده است ، ویا پیش از آنکه صورت نماز بهم بخورد ، کارى که عمدى وسهوى آن نماز را باطل مى کند ، مثل پشت به قبله کردن انجام داده باشد ، نمازش صحیح است

ترتیب

مسأله 1115 - اگر عمدا ترتیب نماز را بهم بزند ، مثلا سوره را پیش از حمد بخواند ، یا سجود را پیش از رکوع بجا آورد ، نماز باطل مى شود

مسأله 1116 - اگر رکنى از نماز را فراموش کند ورکن بعد از آن را بجا آورد ، مثلا پیش از آنکه رکوع کند دو سجده نماید نماز باطل است

مسأله 1117 - اگر رکنى را فراموش کند وچیزى را که بعد از آن است ورکن نیست بجا آورد ، مثلا پیش از آنکه دو سجده کند تشهد بخواند ، باید رکن را بجا آورد وآنچه را اشتباها پیش از آن خوانده دوباره بخواند

مسأله 1118 - اگر جیزى را که رکن نیست فراموش کند ورکن بعد از آن را بجا آورد ، مثلا حمد را فراموش کند ومشغول رکوع شود ، نمازش صحیح است

مسأله 1119 - اگر چیزى را که رکن نیست فراموش کند وچیزى را که بعد از آن است وآن هم رکن نیست بجا آورد ، مثلا حمد را فراموش کند وسوره را بخواند ، باید آنچه را فراموش کرده بجا آورد وبعد از آن ، چیزى را که اشتباها جلوتر خوانده دوباره بخواند

مسأله 1120 - اگر سجده اول را به خیال اینکه سجده دوم است ، یا سجده دوم را به خیال اینکه سجده اول است بجا آورد ، نماز صحیح است وسجده اول سجده اول وسجده دوم سجده دوم حساب مى شود

موالات

مسأله 1121 - انسان باید نماز را با موالات بخواند یعنى کارهاى نماز مانند رکوع وسجود وتشهد را پشت سر هم بجا آورد وچیزهایى را که در نماز مى خواند بطورى که معمول است پشت سر هم بخواند واگر بقدرى بین آنها فاصله بیندازد که نگویند نماز مى خواند ، نمازش باطل است

مسأله 1122 - اگر در نماز سهوا بین حرفها یا کلمات فاصله بیندازد وفاصله بقدرى نباشد که صورت نماز از بین برود ، چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد ، باید آن حرفها یا کلمات را بطور معمول بخواند واگر مشغول رکن بعد شده باشد ، نمازش صحیح است

مسأله 1123 - طول دادن رکوع وسجود وخواندن سوره هاى بزرگ ، موالات را بهم نمى زند

قنوت

مسأله 1124 - در تمام نمازهاى واجب ومستحب ، پیش از رکوع رکعت دوم مستحب است قنوت بخواند ودر نماز وتر با آنکه یک رکعت مى باشد ، خواندن قنوت پیش از رکوع مستحب است ونماز جمعه در هر رکعت یک قنوت دارد و نماز آیات پنج قنوت ونماز عید فطر وقربان در رکعت اول پنج قنوت ودر رکعت دوم چهار قنوت دارد

مسأله 1125 - باید در غیر حال اضطرار شدید دستها را در قنوت بلند کند ومستحب است مقابل صورت وکف آنها را رو به آسمان وپهلوى هم نگهدارد وغیر شست ، انگشتهاى دیگر را بهم بچسباند وبه کف دستها نگاه کند

مسأله 1126 - در قنوت هر ذکرى بگوید ، اگر چه یک سبحان الله باشد ، کافى است وبهتر است بگوید : لا اله الا الله الحلیم الکریم لا اله الا الله العلى العظیم سبحان الله رب السموات السبع ورب الارضین السبع وما فیهن وما بینهن ورب العرش العظیم والحمد لله رب العالمین

مسأله 1127 - مستحب است انسان قنوت را بلند بخواند ولى براى کسى که نماز را به جماعت مى خواند ، اگر امام جماعت صداى او را بشنود ، بلند خواندن قنوت مستحب نیست

مسأله 1128 - اگر عمدا قنوت نخواند قضاء ندارد ، واگر فراموش کند وپیش از آنکه به اندازه رکوع خم شود یادش بیاید ، مستحب است بایستد وبخواند واگر در رکوع یادش بیاید ، مستحب است بعد از رکوع قضاء کند واگر در سجده یادش بیاید ، مستحب است بعد از سلام نماز قضاء نماید

ترجمه نماز

1-ترجمه سوره حمد

بسم الله الرحمن الرحیم ، یعنى ابتدا مى کنم بنام خداوندى که در دنیا بر مؤمن وکافر رحم مى کند ودر آخرت بر مؤمن رحم مى نماید الحمد لله رب العالمین یعنى ثناء مخصوص خداوندى است که پرورش دهنده همه موجودات است الرحمن الرحیم یعنى در دنیا بر مؤمن وکافر ودر آخرت بر مؤمن رحم مى کند مالک یوم الدین یعنى پادشاه وصاحب اختیار روز قیامت است ، ایاک نعبد وایاک نستعین یعنى فقط تو را عبادت مى کنیم وفقط از تو کمک مى خواهیم اهدنا الصراط المستقیم یعنى هدایت کن ما را به راه راست که آن اسلام است صراط الذین انعمت علیهم یعنى به راه کسانى که به آنان نعمت دادى که آنان پیغمبران وجانشینان پیغمبران هستند غیر المغضوب علیهم ولا الضالین یعنى نه به راه کسانى که غضب کرده اى بر ایشان ونه آن کسانى که گمراهند

2- ترجمه سوره قل هو الله احد

بسم الله الرحمن الرحیم قل هو الله احد ، یعنى بگو اى محمد صلى الله علیه وآله که خداوند ، خدایى است یگانه الله الصمد یعنى خدایى که از تمام موجودات بى نیاز است لم یلد ولم یولد ، فرزند ندارد وفرزند کسى نیست ولم یکن له کفوا احد ، یعنى هیچ کس از مخلوقات ، مثل او نیست

3 - ترجمه ذکر رکوع وسجود

وذکرهایى که بعد از آنها مستحب است سبحان ربى العظیم وبحمده ، یعنى پروردگار بزرگ من از هر عیب و نقصى پاک ومنزه است ومن مشغول ستایش او هستم سبحان ربى الاعلى و بحمده ، یعنى پروردگار من که از همه کس بالاتر مى باشد از هر عیب ونقصى پاک ومنزه است ومن مشغول ستایش او هستم سمع الله لمن حمده یعنى خدا بشنود وبپذیرد ثناى کسى که او را ستایش مى کند ، استغفر الله ربى واتوب الیه یعنى طلب آمرزش و مغفرت مى کنم از خداوندى که پرورش دهنده من است ومن به طرف از بازگشت مى نمایم بحول الله وقوته اقوم واقعد یعنى بیارى خداى متعال وقوه او برمى خیزم ومى نشینم

4- ترجمه قنوت

لا اله الا الله الحلیم الکریم ، یعنى نیست خدایى سزاوار پرستش مگر خداى یکتاى بى همتایى که صاحب حلم وکرم است ، لا اله الا الله العلى العظیم یعنى نیست خدایى سزاوار پرستش ، مگر خداى یکتاى بى همتایى که بلند مرتبه وبزرگ است سبحان الله رب السموات السبع ورب الارضین السبع ، یعنى پاک و منزه است خداوندى که پروردگار هفت آسمان وپروردگار هفت زمین است وما فیهن وما بینهن ورب العرش العظیم یعنى پروردگار هر چیزى است که در آسمانها وزمینها وما بین آنهاست وپروردگار عرش بزرگ است والحمد لله رب العالمین ، یعنى حمد وثنا مخصوص خداوندى است که پرورش دهنده تمام موجودات است

5 -ترجمه تسبیحات اربعه

سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر : یعنى پاک ومنزه است خداوند تعالى وثناء مخصوص اوست ونیست خدایى سزاوار پرستش مگر خداى بى همتا وبزرگتر است از اینکه او را وصف کنند

6 -ترجمه تشهد

الحمد لله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له یعنى ستایش مخصوص پروردگار است وشهادت مى دهم که خدایى سزاوار پرستش نیست ، مگر خدایى که یگانه است وشریک ندارد واشهد ان محمدا عبده ورسوله ، یعنى شهادت مى دهم که محمد صلى الله علیه وآله بنده خدا وفرستاده او است اللهم صل على محمد وآل محمد یعنى خدایا رحمت بفرست بر محمد وآل محمد وتقبل شفاعته وارفع درجته یعنى قبول کن شفاعت پیغمبر را ودرجه آن حضرت را نزد خود بلند کن : السلام علیک ایها النبى ورحمة الله وبرکاته ، یعنى سلام بر تو اى پیغمبر ورحمت وبرکات خدا بر تو باد السلام علینا وعلى عباد الله الصالحین ، یعنى سلام خداوند عالم بر نمازگزاران وتمام بندگان خوب او السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته یعنى سلام ورحمت وبرکات خداوند بر شما مؤمنین باد

تعقیب نماز

مسأله 1129 - مستحب است انسان بعد از نماز مقدارى مشغول تعقیب ، یعنى خواندن ذکر ودعا وقرآن شود وبهتر است پیش از آنکه از جاى خود حرکت کند ووضوء وغسل وتیمم او باطل شود ، رو به قبله تعقیب را بخواند ولازم نیست تعقیب به عربى باشد ولى بهتر است چیزهایى را که در کتابهاى دعا دستور داده اند بخواند واز تعقیبهایى که خیلى سفارش شده است ، تسبیح حضرت زهرا علیها السلام است که باید به این ترتیب گفته شود : 34 مرتبه الله اکبر ، بعد 33 مرتبه الحمد لله ، بعد از آن 33 مرتبه سبحان الله ومى شود سبحان الله را پیش از الحمد لله گفت ولى بهتر است بعد از الحمد لله گفته شود

مسأله 1130 - مستحب است بعد از نماز ، سجده شگر نماید وهمینقدر که پیشانى را بقصد شکر بر زمین بگذارد کافى است ولى بهتر است صد مرتبه ، یا سه مرتبه ، یا یک مرتبه ، شکر الله یا شکرا یا عفوا بگوید ، ونیز مستحب است هر وقت نعمتى به انسان مى رسد یا بلایى از او دور مى شود سجده شکر بجا آورد

صلوات بر پیغمبر

مسأله 1131 - هر وقت انسان اسم مبارک حضرت رسول صلى الله علیه وآله مانند محمد واحمد ، یا لقب وکنیه آن جناب را مثل مصطفى وابوالقاسم ، یا بشنود اگر چه در نماز باشد ، مستحب است صلوات بفرستد

مسأله 1132 - موقع نوشتن اسم مبارک حضرت رسول صلى الله علیه وآله ، مستحب است صلوات را هم بنویسند ونیز بهتر است هر وقت آن حضرت را یاد مى کند صلوات بفرستد

مبطلات نماز

مسأله 1133 - دوازده چیز نماز را باطل مى کند وآنها را مبطلات مى گویند :
اول آنکه در بین نماز یکى از شرطهاى آن از بین برود ، مثلا در بین نماز بفهمد جاى سجده اش غصبى است
دوم آنکه در بین نماز عمدا یا سهوا یا از روى ناچارى ، چیزى که وضوء یا غسل را باطل مى کند ، پیش آید ، مثلا بول از او بیرون آید ، ولى چنانچه بعد از دخول در سجده رکعت اخیره اجزاء باقیه را فراموش کند ومحدث شود نماز صحیح است ، وهمچنین کسى که نمى تواند از بیرون آمدن بول وغائط خوددارى کند ، اگر در بین نماز بول یا غائط از او خارج شود چنانچه به دستورى که در احکام وضوء گفته شد ( 1 ) رفتار نماید نمازش باطل نمى شود ، ونیز اگر در بین نماز از زن مستحاضه خون خارج شود ، در صورتى که به دستور استحاضه رفتار کرده باشد ، نمازش صحیح است

مسأله 1134 - کسى که بى اختیار خوابش برده ، اگر نداند که در بین نماز خوابش برده یا بعد از آن ، باید نمازش را دوباره بخواند

مسأله 1135 - اگر بداند به اختیار خودش خوابیده وشک کند که بعد از نماز بوده یا در بین نماز یادش رفته که مشغول نماز است وخوابیده ، نمازش صحیح است

مسأله 1136 - اگر در حال سجده از خواب بیدار شود وشک کند که در سجده نماز است ، یا در سجده شکر وبداند بى اختیار خوابش برده ، باید آن نماز را دوباره بخواند
سوم از مبطلات نماز آن است که مثل بعض کسانى که شیعه نیستند دستها را رویهم بگذارد

مسأله 1137 - هرگاه براى ادب دستها را روى هم بگذارد ، اگر مثل آنها باشد باید دوباره نماز را بخواند بلکه اگر مثل آنها هم نباشد ، باید نماز را دوباره بخواند ولى اگر از روى فراموشى یا ناچارى یا براى کار دیگرى مثل خاراندن دست ومانند آن دستها را رویهم بگذارد اشکال ندارد
چهارم از مبطلات نماز آن است که بعد از خواندن حمد ، آمین بگوید اگر اشتباها یا از روى تقیه بگوید ، نمازش باطل نمى شود
پنجم از مبطلات نماز آن است که عمدا یا از روى فراموشى پشت به قبله کند ، یا بطرف راست یا چپ قبله برگردد ، بلکه اگر عمدا یا سهوا بقدرى برگردد که نگویند رو به قبله است ، اگر چه بطرف راست یا چب نرسد ، نمازش باطل است

مسأله 1138 - اگر عمدا یا سهوا سر را به قدرى بگرداند که بتواند پشت سر را ببیند ، وبدن از قبله منحرف بشود نمازش باطل است ولى اگر سر را کمى بگرداند که نگویند روى خود را از قبله گردانده عمدا باشد ، یا اشتباها نمازش باطل نمى شود
ششم از مبطلات نماز آن است که عمدا کلمه اى بگوید که دو حرف یا بیشتر باشد ، اگر چه معنى هم نداشته باشد ، واگر سهوا بگوید نماز باطل نمى شود

مسأله 1139 - اگر کلمه اى بگوید که یک حرف دارد ، چنانچه آن کلمه معنى داشته باشد مثل ( ق ) که در زبان عرب به معناى این است که نگهدارى کن ، چنانچه معناى آن را بداند وقصد آن را نماید ، نمازش باطل مى شود بلکه اگر قصد معناى آن را نکند ولى متلفت معناى آن باشد ، احتیاط واجب آن است که نماز را دوباره بخواند

مسأله 1140 - سرفه کردن وآروغ زدن وآه کشیدن در نماز اشکال ندارد ، ولى گفتن آخ وآه ومانند اینها که دو حرف است ، اگر عمدى باشد نماز را باطل مى کند

مسأله 1141 - اگر کلمه اى را به قصد ذکر بگوید مثلا به قصد ذکر بگوید : الله اکبر ودر موقع گفتن آن ، صدا را بلند کند که چیزى را به دیگرى بفهماند اشکال ندارد هر چند داعى بر گفتن ذکر فهماندن باشد ولى چنانچه به قصد اینکه چیزى به کسى بفهماند بگوید ، اگر چه قصد ذکر هم داشته باشد ، نماز باطل مى شود

مسأله 1142 - خواندن قرآن در نماز ، غیر از چهار سوره اى که سجده واجب دارد ودر احکام جنابت گفته شد ( 1 ) ونیز دعا کردن در نماز اشکال ندارد ولى احتیاط واجب آن است که به غیر عربى دعا نکند

مسأله 1143 - اگر چیزى از حمد وسوره وذکرهاى نماز را عمدا یا احتیاطا چند مرتبه بگوید اشکال ندارد ، ولى اگر از روى وسواس چند مرتبه بگوید ، بنا بر احتیاط نماز را اعاده نماید

مسأله 1144 - در حال نماز ، انسان نباید به دیگرى سلام کند واگر دیگرى به او سلام کند ، باید یکى از چهار صیغه را ( سلام علیکم - سلام علیک - السلام علیکم - السلام علیک ) در جواب بگوید ولو سلام کننده به غیر این صیغه ها سلام کرده باشد

مسأله 1145 - انسان باید جواب سلام را چه در نماز ، چه در غیر نماز فورا بگوید ، واگر عمدا یا از روى فراموشى جواب سلام را به قدرى طول دهد ، که اگر جواب بگوید ، جواب آن سلام حساب نشود ، چنانچه در نماز باشد ، نباید جواب بدهد واگر در نماز نباشد ، جواب دادن واجب نیست

مسأله 1146 - باید جواب سلام را طورى بگوید که سلام کننده بشنود ، ولى اگر سلام کنند کر باشد ، چنانچه انسان بطور معمول جواب او را بدهد کافى است

مسأله 1147 - احتیاط مستحب آن است که نمازگزار جواب سلام را به قصد دعا بگوید ، یعنى از خداوند عالم براى کسى که سلام کرده سلامتى بخواهد

مسأله 1148 - اگر زن یا مرد نامحرم یا بچه ممیز یعنى بچه اى که خوب وبد را مى فهمد به نمازگزار سلام کند ، نمازگزار باید جواب او را بدهد

مسأله 1149 - اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد معصیت کرده ولى نمازش صحیح است

مسأله 1150 - اگر کسى به نمازگزار غلط سلام کند ، به طورى که سلام حساب نشود ، جواب او واجب نیست

مسأله 1151 - اگر کسى به عده اى سلام کند ، جواب سلام او بر همه آنان واجب است ، ولى اگر یکى از آنان جواب دهد کافى است

مسأله 1152 - اگر کسى به عده اى سلام کند ، جواب سلام او بر همه آنان واجب است ، ولى اگر یکى از آنان جواب دهد کافى است

مسأله 1153 - اگر کسى به عده اى سلام کند وکسى که سلام کننده قصد سلام دادن به او را نداشته جواب دهد ، باز هم جواب سلام او بر آن عده واجب است

مسأله 1154 - اگر به عده اى سلام کند وکسى که بین آنها مشغول نماز است شک کند که سلام کننده ، قصد سلام کردن به او را هم داشته یا نه ، نباید جواب بدهد وهمچنین است اگر بداند قصد او را هم داشته ولى دیگرى جواب سلام را بدهد اما اگر بداند که قصد او را هم داشته ودیگرى جواب ندهد ، باید جواب او را بگوید

مسأله 1155 - سلام کردن مستحب است وخیلى سفارش شده است که سواره به پیاده وایستاده به نشسته وکوچکتر به بزرگتر سلام کند

مسأله 1156 - اگر دو نفر با هم به یکدیگر سلام کنند ، بر هر یک واجب است جواب سلام دیگرى را بدهد

مسأله 1157 - در غیر نماز ، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگوید مثلا اگر کسى گفت سلام علیکم در جواب بگوید سلام علیکم ورحمة الله
هفتم از مبطلات نماز خنده با صدا وعمدى است وچنانچه سهوا با صدا بخندد ، نمازش اشکال ندارد ، ولبخند هم نماز را باطل نمى کند

مسأله 1158 - اگر براى جلوگیرى از صداى خنده حالش تغییر کند ، مثلا رنگش سرخ شود ، لازم نیست نمازش را دوباره بخواند
هشتم از مبطلات نماز آن است که براى کار دنیا عمدا با صدا گریه کند ، ولى اگر از ترس خدا یا براى آخرت گریه کند ، آهسته باشد یا بلند اشکال ندارد بلکه از بهترین اعمال است
نهم از مبطلات نماز کارى است که صورت نماز را بهم بزند مثل دست زدن وبه هوا پریدن ومانند اینها ، کم باشد یا زیاد ، عمدا باشد یا از روى فراموشى ، ولى کارى که صورت نماز را بهم نزند مثل اشاره کردن به دست اشکال ندارد

مسأله 1159 - اگر در بین نماز بقدرى ساکت بماند که نگویند نماز مى خواند ، نمازش باطل مى شود

مسأله 1160 - اگر در بین نماز کارى انجام دهد ، یا مدتى ساکت شود وشک کند که نماز بهم خورده یا نه ، نمازش صحیح است
دهم از مبطلات نماز ، خوردن وآشامیدن است که اگر در نماز طورى بخورد یا بیاشامد که نگویند نماز مى خواند ، عمدا باشد یا از روى فراموشى نماز باطل مى شود ولى کسى که مى خواهد روزه بگیرد اگر پیش از اذان صبح ، نماز مستحبى بخواند وتشنه باشد ، چنانچه بترسد که اگر تمام کند صبح شود ، در صورتى که آب روبروى او در دو سه قدمى باشد مى تواند در بین نماز آب بیاشامد ولو نگویند نماز مى خواند اما باید کارى که نماز را باطل مى کند مثل روگرداندن از قبله انجام ندهد

مسأله 1161 - اگر به واسطه خوردن یا آشامیدن عمدى ، موالات نماز بهم بخورد یعنى طورى شود که نگویند نماز را پشت سر هم مى خواند ، بنابر احتیاط واجب باید نماز را دوباره بخواند

مسأله 1162 - اگر در بین نماز ، غذایى را که در دهان یا لاى دندانها مانده فرو ببرد نمازش باطل نمى شود ونیز اگر قند یا شکر ومانند اینها در دهان مانده باشد ودر حال نماز کم کم آب شود وفرو رود اشکال ندارد یازدهم از مبطلات نماز ، شک در رکعتهاى نماز دو رکعتى یا سه رکعتى ، یا در دو رکعت اول نمازهاى چهار رکعتى است دوازدهم از مبطلات نماز آن است که رکن نماز را عمدا یا سهوا کم کند ونیز اگر چیزى را که رکن نیست ، عمدا کم یا زیاد نماید مبطل است

مسأله 1163 - اگر بعد از نماز شک کند که در بین نماز کارى که نماز را باطل مى کند انجام داده یا نه ، نمازش صحیح است چیزهایى که در نماز مکروه است

مسأله 1164 - مکروه است در نماز صورت را کمى به طرف راست یا چپ بگرداند وچشمها را ، هم بگذارد ، یا به طرف راست وچپ بگرداند وبا ریش ودست خود بازى کند وانگشتها را داخل هم نماید وآب دهان بیندازد وبه خط قرآن یا کتاب یا خط انگشترى نگاه کند ونیز مکروه است ، موقع خواندن حمد وسوره وگفتن ذکر ، براى شنیدن حرف کسى ساکت شود ، بکله هر کارى که خضوع وخشوع را از بین ببرد مکروه مى باشد

مسأله 1165 - موقعى که انسان خوابش مى آید ونیز موقع خوددارى کردن از بول وغائط ، مکروه است نماز بخواند ، وهمچنین پوشیدن جوراب تنگ که پا را فشار دهد در نماز مکروه مى باشد وغیر از اینها مکروهات دیگرى هم در کتابهاى مفصل بیان شده است

مواردى که مى توان نماز واجب را شکست

مسأله 1166 - شکستن نماز واجب از روى اختیار بنا بر احتیاط واجب حرام است ، ولى براى حفظ مال وجلوگیرى از ضرر مالى یا بدنى مانعى ندارد

مسأله 1167 - اگر حفظ جان خود انسان یا کسى که حفظ جان او واجب است یا حفظ مالى که نگهدارى آن واجب مى باشد ، بدون شکستن نماز ممکن نباشد ، باید نماز را بشکند ولى شکستن نماز براى مالى که اهمیت ندارد مکروه است

مسأله 1168 - اگر در وسعت وقت مشغول نماز باشد وطلبکار طلب خود را از او مطالبه کند ، چنانچه بتواند در بین نماز طلب او را بدهد ، باید در همان حال بپردازد واگر بدون شکستن نماز ، دادن طلب او ممکن نیست ، باید نماز را بشکند وطلب او را بدهد بعد نماز را بخواند

مسأله 1169 - اگر در بین نماز بفهمد که مسجد نجس است ، چنانچه وقت تنگ باشد ، باید نماز را تمام کند واگر وقت وسعت دارد وتطهیر مسجد نماز را بهم نمى زند ، باید در بین نماز تطهیر کند ، بعد بقیه نماز را بخواند ، واگر نماز را بهم مى زند ، باید نماز را بشکند ، ومسجد را تطهیر نماید ، بعد نماز را بخواند

مسأله 1170 - کسى که باید نماز را بشکند اگر نماز را تمام کند معصیت کرده ولى نماز او صحیح است

مسأله 1171 - اگر پیش از آنکه به اندازه رکوع خم شود ، یادش بیاید که اذان یا اقامه را فراموش کرده ، چنانچه وقت نماز وسعت دارد ، مستحب است براى گفتن آنها نماز را بشکند

شکیات نماز

شکیات نماز

شکیات نماز 23 قسم است : هشت قسم آن شکهایى است که نماز را باطل مى کند ، وبه شش قسم آن نباید اعتنایى کرد ، ونه قسم دیگر آن صحیح است

شکهاى باطل

مسأله 1172 - شکهایى که نماز را باطل مى کند از این قرار است
اول شک در شماره رکعتهاى نماز دو رکعتى مثل نماز صبح ونماز مسافر ولى شک در شماره رکعتهاى مستحب نماز دو رکعتى ونماز احتیاط نماز را باطل نمى کند
دوم شک در شماره رکعتهاى نماز سه رکعتى
سوم آنکه در نماز چهار رکعتى شک کند که یک رکعت خوانده یا بیشتر
چهارم آنکه در نماز چهار رکعتى پیش از سر بلند کردن از سجده دوم ، شک کند که دو رکعت خوانده یا بیشتر
پنجم شک بین دو وپنج یا دو وبیشتر از پنج
ششم شک بین سه وشش ویا سه وبیشتر از شش
هفتم شک بین چهار وشش یا چهار وبیشتر از شش
هشتم شک در رکعتهاى نماز که نداند چند رکعت خوانده است

مسأله 1173 - اگر یکى از شکهاى باطل براى انسان پیش آید ، نمى تواند نماز را بهم بزند ، بلکه باید بقدرى فکر کند که صورت نماز بهم بخورد ، یا از پیدا شدن یقین یا گمان ناامید شود

شکهایى که نباید به آنها اعتنا کرد

شکهایى که نباید به آنها اعتنا کرد

مسأله 1174 - شکهایى که نباید به آنها اعتنا کرد از این قرار است : اول - شک در چیزى که محل بجا آوردن آن گذاشته است ، مثل آنکه در رکوع شک کند که حمد را خوانده یا نه
دوم - شک بعد از سلام نماز
سوم - شک بعد از گذشتن وقت نماز
چهارم - شک کثیر الشک یعنى کسى که زیاد شک مى کند
پنجم - شک امام در شماره رکعتهاى نماز ، در صورتى که مأموم شماره آنها را بداند وهمچنین شک مأموم در صورتى که امام شماره رکعتهاى نماز را بداند
ششم - شک در نماز مستحبى ونماز احتیاط

1-شک در چیزى که محل آن گذشته است

مسأله 1175 - اگر در بین نماز شک کند که یکى از کارهاى واجب آن را انجام داده یا نه ، مثلا شک کند که حمد خوانده یا نه ، چنانچه مشغول کارى که باید بعد از آن انجام دهد نشده ، باید آنچه را که در انجام آن شک کرده بجا آورد واگر مشغول کارى که باید بعد از آن انجام دهد شده ، به شک خود اعتنا نکند

مسأله 1176 - اگر در بین خواندن آیه اى شک کند که آیه پیش را خوانده یا نه ، یا وقتى آخر آیه را مى خواند شک کند که اول آن را خوانده یا نه ، باید به شک خود اعتنا نکند

مسأله 1177 - اگر بعد از رکوع یا سجود شک کند که کارهاى واجب آن ، مانند ذکر وآرام بودن بدن را انجام داده یا نه ، باید به شک خود اعتنا نکند

مسأله 1178 - اگر در حالى که به سجده مى رود شک کند که رکوع کرده یا نه یا شک کند که یا بعد از رکوع ایستاده یا نه باید به شک خود اعتنا کند ورکوع وقیام بعد از آن را بیاورد

مسأله 1179 - اگر در حال برخاستن شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده یا نه ، باید برگردد وبجا آورد

مسأله 1180 - کسى که نشسته یا خوابیده نماز مى خواند ، اگر موقعى که حمد یا تسبیحات مى خواند ، شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده یا نه ، باید به شک خود اعتنا نکند ، واگر پیش از آنکه مشغول حمد یا تسبیحات شود ، شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده یا نه ، باید بجا آورد

مسأله 1181 - اگر شک کند که یکى از رکنهاى نماز را بجا آورده یا نه ، چنانچه مشغول کارى که بعد از آن است نشده باید آن را بجا آورد مثلا اگر پیش از خواندن تشهد شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه ، باید بجا آورد وچنانچه بعد یادش بیاید که آن رکن را بجا آورده بوده ، چون رکن زیاد شده نمازش باطل است

مسأله 1182 - اگر شک کند عملى را که رکن نیست بجا آورده یا نه ، چنانچه مشغول کارى که بعد از آن است نشده ، باید آن را بجا آورد ، مثلا اگر پیش از خواندن سوره شک کند که حمد را خوانده یا نه باید حمد را بخواند واگر بعد از انجام آن یادش بیاید که آن را بجا آورده بوده چون رکن زیاد نشده نماز صحیح است

مسأله 1183 - اگر شک کند که رکنى را بجا آورده یا نه ، چنانچه مشغول کارى که بعد از آن است شده ، باید به شک خود اعتنا نکند ، مثلا موقعى که مشغول خواندن تشهد است اگر شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه ، باید به شک خود اعتنا نکند واگر یادش بیاید که آن رکن را بجا نیاورده ، در صورتى که مشغول رکن بعد نشده ، باید آن را بجا آورد واگر مشغول رکن بعد شده نمازش باطل است ، مثلا اگر پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید که دو سجده را بجا نیاورده ، باید بجا آورد واگر رکوع یا بعد از آن یادش بیاید نمازش باطل است

مسأله 1184 - اگر شک کند عملى را که رکن نیست بجا آورده یا نه ، چنانچه مشغول کارى که بعد از آن است شده ، باید به شک خود اعتنا نکند ، مثلا موقعى که مشغول خواندن سوره است ، اگر شک کند که حمد را خوانده یا نه ، باید به شک خود اعتنا نکند واگر بعد یادش بیاید که آن را بجا نیاورده ، در صورتى که مشغول رکن بعد نشده ، باید بجا آورد واگر مشغول رکن بعد شده ، نمازش صحیح است ، بنابر این اگر مثلا در قنوت یادش بیاید که حمد را نخوانده باید بخواند واگر در رکوع یادش بیاید نماز او صحیح است

مسأله 1185 - اگر شک کند که سلام نماز را گفته یا نه ، چنانچه مشغول تعقیب نماز یا مشغول نماز دیگر شده ، یا به واسطه انجام کارى که نماز را بهم مى زند ، عمدا وسهوا از حال نمازگزار بیرون رفته ، باید به شک خود اعتنا نکند واگر پیش از اینها شک کند باید سلام را بگوید واگر شک کند سلام را درست گفته یا نه در تمام فروض به شک خود اعتنا نکند

2-شک بعد از سلام

مسأله 1186 - اگر بعد از سلام نماز شک کند که نمازش صحیح بوده یا نه ، مثلا شک کند رکوع کرده یا نه ، یا بعد از سلام نماز چهار رکعتى شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت ، به شک خود اعتنا نکند ولى اگر هر دو طرف شک او باطل باشد مثلا بعد از سلام نماز چهار رکعتى شک کند که سه رکعت خوانده یا پنج رکعت ، نمازش باطل است

3- شک بعد از وقت

مسأله 1187 - اگر بعد از گذشتن وقت نماز ، شک کند که نماز خوانده یا نه ، یا گمان کند که نخوانده ، خواندن آن لازم نیست ، ولى اگر پیش از گذشتن وقت ، شک کند که نماز خوانده یا نه ، یا گمان کند که نخوانده ، باید آن نماز را بخواند ، بلکه اگر گمان کند که خوانده ، باید آن را بجا آورد

مسأله 1188 - اگر بعد از گذشتن وقت شک کند که نماز را درست خوانده یا نه ، به شک خود اعتنا نکند

مسأله 1189 - اگر بعد از گذشتن وقت نماز ظهر وعصر بداند چهار رکعت نماز خوانده ولى نداند به نیت ظهر خوانده یا به نیت عصر ، باید چهار رکعت نماز قضاء به نیت نمازى که بر او واجب است بخواند

مسأله 1190 - اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب وعشا ، بداند یک نماز خوانده ولى نداند سه رکعتى خوانده یا چهار رکعتى باید قضاى نماز مغرب وعشاء را بخواند

4 - کثیر الشک ( کسى که زیاد شک مى کند )

مسأله 1191 - اگر کسى حالش طورى باشد که نگذرد سه نماز مگر آنکه ولو در یکى از آنها شک مى کند ، کثیر الشک است وچنانچه زیاد شک کردن او از غضب یا ترس یا پریشانى حواس نباشد به شک خود اعتنا نکند

مسأله 1192 - کثیر الشک اگر در بجا آوردن چیزى شک کند ، چنانچه بجا آوردن آن ، نماز را باطل نمى کند ، باید بنا بگذارد که آن را بجا آورده مثلا اگر شک کند که رکوع کرده یا نه باید بنا بگذارد که رکوع کرده است ، واگر بجا آوردن آن ، نماز را باطل مى کند ، باید بنا بگذارد که آن را انجام نداده ، مثلا اگر شک کند که یک رکوع کرده یا بیشتر ، چون زیاد شدن رکوع نماز را باطل مى کند ، باید بنا بگذارد که بیشتر از یک رکوع نکرده است

مسأله 1193 - کسى که در یک چیز نماز زیاد شک مى کند ، چنانچه در چیزهاى دیگر نماز شک کند ، باید به دستور آن عمل نماید ، مثلا کسى که زیاد شک مى کند سجده کرده یا نه ، اگر در بجا آوردن رکوع شک کند ، باید به دستور آن رفتار نماید ، یعنى اگر به سجده نرفته رکوع را بجا آورد واگر به سجده رفته اعتنا نکند

مسأله 1194 - کسى که در نماز مخصوصى مثلا در نماز ظهر زیاد شک مى کند اگر در نماز دیگر مثلا در نماز عصر شک کند ، باید به دستور شک رفتار نماید

مسأله 1195 - کسى که وقتى در جاى مخصوصى نماز مى خواند ، زیاد شک مى کند ، اگر در غیر آنجا نماز بخواند وشکى براى او پیش آید ، باید به دستور شک عمل نماید

مسأله 1196 - اگر انسان شک کند که کثیر الشک شده یا نه ، باید به دستور شک عمل نماید ، وکثیر الشک تا وقتى یقین نکند که بحال معمولى مردم برگشته باید به شک خود اعتنا نکند

مسأله 1197 - کسى که زیاد شک مى کند اگر شک کند رکنى را بجا آورده یا نه واعتنا نکند بعد یادش بیاید که آن را بجا نیاورده ، چنانچه مشغول رکن بعد نشده ، باید آن را بجا آورد واگر مشغول رکن بعد شده نمازش باطل است ، مثلا اگر شک کند رکوع کرده یا نه واعتنا نکند ، چنانچه پیش از سجده یادش بیاید که رکوع نکرده ، باید رکوع کند واگر در سجده یادش بیاید ، نمازش باطل است

مسأله 1198 - کسى که زیاد شک مى کند ، اگر شک کند چیزى را که رکن نیست بجا آورده یا نه واعتنا نکند وبعد یادش بیاید که آن را بجا نیاورده ، چنانچه از محل بجا آوردن آن نگذشته ، باید آن را بجا آورد واگر از محل آن گذشته نمازش صحیح است ، مثلا اگر شک کند که حمد خوانده یا نه واعتنا نکند ، چنانچه در قنوت یادش بیاید که حمد نخوانده ، باید بخواند واگر در رکوع یادش بیاید ، نماز او صحیح است

5-شک امام ومأموم

مسأله 1199 - اگر امام جماعت در شماره رکعتهاى نماز شک کند ، مثلا شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت ، چنانچه مأموم یقین یا گمان داشته باشد که چهار رکعت خوانده وبه امام بفهماند که چهار رکعت خوانده است ، امام باید نماز را تمام کند وخواندن نماز احتیاط لازم نیست ، ونیز اگر امام یقین یا گمان داشته باشد که چند رکعت خوانده است ومأموم در شماره رکعتهاى نماز شک کند ، باید به شک خود اعتنا ننماید

6 - شک در نمازهاى مستحبى

مسأله 1200 - اگر در شماره رکعتهاى نماز مستحبى شک کند ، چنانچه طرف بیشتر شک نماز را باطل مى کند ، باید بنا را بر کمتر بگذارد مثلا اگر در نافله صبح شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت ، باید بنا را بگذارد که دو رکعت خوانده است واگر طرف بیشتر شک نماز را باطل نمى کند مثلا شک کند که دو رکعت خوانده یا یک رکعت بهر طرف شک عمل کند ، نمازش صحیح است

مسأله 1201 - کم شدن رکن ، نافله را باطل مى کند ولى زیاد شدن رکن ، آن را باطل نمى کند ، پس اگر یکى از کارهاى نافله را فراموش کند وموقعى یادش بیاید که مشغول رکن بعد از آن شده ، باید آن کار را انجام دهد ، ودوباره آن رکن را بجا آورد مثلا اگر در بین رکوع یادش بیاید که حمد را نخوانده ، باید برگردد وحمد را بخواند ودوباره به رکوع رود

مسأله 1202 - اگر در یکى از کارهاى نافله شک کند ، خواه رکن باشد یا غیر رکن ، چنانچه محل آن نگذشته ، باید بجا آورد واگر محل آن گذشته ، به شک خود اعتنا نکند

مسأله 1203 - اگر در نماز مستحبى دو رکعتى گمانش به سه رکعت یا بیشتر برود ، باید اعتنا کند ونمازش باطل است واگر گمانش به دو رکعت یا کمتر برود باید به همان گمان عمل کند ، مثلا اگر گمانش به یک رکعت مى رود احتیاطا باید یک رکعت دیگر بخواند

مسأله 1204 - اگر در نماز نافله کارى کند که براى آن سجده سهو واجب مى شود ، لازم نیست سجده سهو بجا آورد واگر یک سجده یا تشهد را فراموش / صفحة 214 / نماید ، لازم نیست بعد از نماز قضاى سجده وتشهد را بجا آورد

مسأله 1205 - اگر شک کند که نماز مستحبى را خوانده یا نه ، چنانچه آن نماز مثل نماز جعفر طیار وقت معین نداشته باشد ، بنا بگذارد که نخوانده است وهمچنین است اگر مثل نافله یومیه که وقت معین داشته باشد وپیش از گذشتن وقت شک کند که آن را بجا آورده یا نه ، ولى اگر بعد از گذشتن وقت شک کند که خوانده است یا نه ، به شک خود اعتنا نکند

شکهاى صحیح

مسأله 1206 - در نه صورت اگر در شماره رکعتهاى نماز چهار رکعتى شک کند ، باید فورا فکر نماید پس اگر یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا کرد ، همان طرف را بگیرد ونماز را تمام کند وگرنه به دستورهایى که گفته مى شود عمل نماید ، وآن نه صورت از این قرار است :
اول - آنکه بعد از سر برداشتن از سجده دوم شک کند دو رکعت خوانده یا سه رکعت باید بنا بگذارد سه رکعت خوانده ویک رکعت دیگر بخواند ونماز را تمام کند وبعد از نماز یک رکعت نماز احتیاط ایستاده به دستورى که بعدا گفته مى شود بجا آورد
دوم - شک بین دو وچهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم که باید بنا بگذارد چهار رکعت خوانده ونماز را تمام کند وبعد از نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند
سوم - شک بین دو وسه وچهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم که باید بنا بر چهار بگذارد وبعد از نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده وبعد دو رکعت نشسته بجا آورد
چهارم - شک بین چهار وپنج بعد از سر برداشتن از سجده دوم که باید بنا بر چهار بگذارد ونماز را تمام کند وبعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد ولى اگر بعد از سجده اول ، یا پیش از سربرداشتن از سجده دوم ، یکى از این چهار شک ، براى او پیش آید نماز باطل است
پنجم - شک بین سه وچهار ، که در هر جاى نماز باشد ، باید بنا بر چهار بگذارد ونماز را تمام کند وبعد از نماز یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بجا آورد
ششم - شک بین چهار وپنج در حال ایستاده که باید بنشیند وتشهد بخواند ونماز را سلام دهد ویک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بجا آورد
هفتم - شک بین سه وپنج در حال ایستاده ، که باید بنشیند وتشهد بخواند ونماز را سلام دهد ودو رکعت نماز احتیاط ایستاده بجا آورد
هشتم - شک بین سه وچهار وپنج در حال ایستاده ، که باید بنشیند و تشهد بخواند وبعد از سلام نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده وبعد دو رکعت نشسته بجا آورد
نهم - شک بین پنج وشش در حال ایستاده که باید بنشیند وتشهد بخواند ونماز را سلام دهد ودو سجده سهو بجا آورد

مسأله 1207 - اگر یکى از شکهاى صحیح براى انسان پیش آید ، نباید نماز را بشکند وچنانچه نماز را بشکند معصیت کرده است پس اگر پیش از انجام کارى که نماز را باطل مى کند مثل روگرداندن از قبله ، نماز را از سر گیرد نماز دومش هم باطل است واگر بعد از انجام کارى که نماز را باطل مى کند ، مشغول نماز شود نماز دومش صحیح است

مسأله 1208 - اگر یکى از شکهایى که نماز احتیاط براى آنها واجب است در نماز پیش آید ، چنانچه انسان نماز را تمام کند وبدون خواندن نماز احتیاط ، نماز را از سر بگیرد نماز دومش باطل است وباید نماز احتیاط را بخواند

مسأله 1209 - وقتى یکى از شکهاى صحیح براى انسان پیش آید ، چنانکه گفته شد باید فورا فکر کند ولى اگر چیزهایى که به واسطه آنها ممکن است یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا شود ، از بین نمى رود ، چنانچه کمى بعد فکر کند اشکال ندارد ، مثلا اگر در سجده شک کند مى تواند تا بعد از سجده فکر کردن را تأخیر بیندازد

مسأله 1210 - اگر اول گمانش به یک طرف بیشتر باشد ، بعد دو طرف در نظر او مساوى شود ، باید بدستور شک عمل نماید واگر اول دو طرف در نظر او مساوى باشد وبه طرفى که وظیفه اوست بنا بگذارد ، بعد گمانش به طرف دیگر برود ، باید همان طرف را بگیرد ونماز را تمام کند

مسأله 1211 - کسى که نمى داند گمانش به یک طرف بیشتر است یا هر دو طرف در نظر او مساویست چنانچه شک از شکهاى باطله باشد یا اگر از شکوک صحیح است در تمام کردن نماز با گمان مساوى باشد مثل آنکه نداند شک بین سه وچهار است یا گمان به چهار ، باید به دستور شک عمل کند وچنانچه شک از شکوک صحیح باشد ودر تمام کردن با گمان مساوى نباشد مثل شک بین سه وچهار وگمان به سه ، نماز باطل است

مسأله 1212 - اگر بعد از نماز بداند که در بین نماز حال تردیدى داشته که مثلا دو رکعت خوانده یا سه رکعت وبنا را بر سه گذاشته ولى نداند که گمانش به خواندن سه رکعت بوده ، یا هر دو طرف در نظر او مساوى بوده ، نماز احتیاط واجب نیست

مسأله 1213 - اگر موقعى که تشهد مى خواند ، شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه ، ودر همان موقع یکى از شکهایى که اگر بعد از تمام شدن دو سجده اتفاق بیفتد صحیح مى باشد ، براى او پیش آید مثلا شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت نماز باطل است ، بلى در خصوص شک دو وچهار چنانچه به دستور آن شک عمل کند نمازش صحیح است

مسأله 1214 - اگر پیش از آنکه مشغول تشهد شود ، یا پیش از ایستادن ، شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه ، ودر همان موقع یکى از شکهایى که بعد از تمام شدن دو سجده صحیح است ، برایش پیش آید نماز باطل است

مسأله 1215 - اگر موقعى که ایستاده بین سه وچهار یا بین سه وچهار وپنج شک کند ویادش بیاید که دو سجده از رکعت پیش بجا نیاورده ، نمازش باطل است

مسأله 1216 - اگر شک او از بین برود وشک دیگرى برایش پیش آید ، مثلا اول شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت ، بعد شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت ، باید به دستور شک دوم عمل نماید

مسأله 1217 - اگر بعد از نماز شک کند که در نماز مثلا بین دو وچهار شک کرده ، یا بین سه وچهار ، احتیاط واجب آن است که به دستور هر دو عمل کند

مسأله 1218 - اگر بعد از نماز بفهمد که در نماز شکى براى او پیش آمده ولى نداند از شکهاى صحیح بوده یا از شکهاى باطل واگر از شکهاى صحیح بوده کدام قسم آن بوده است ، نماز را بهم بزند ودوباره بخواند

مسأله 1219 - کسى که نشسته نماز مى خواند ، اگر شکى کند که باید براى آن یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بخواند ، باید دو رکعت نشسته بجا آورد واگر شکى کند که باید براى آن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند ، باید دو رکعت نشسته بجا آورد

مسأله 1220 - کسى که ایستاده نماز مى خواند ، اگر موقع خواندن نماز احتیاط از ایستادن عاجز شود ، باید مثل کسى که نماز را نشسته مى خواند وحکم آن در مسأله پیش گفته شد ، نماز احتیاط را بجا آورد

مسأله 1221 - کسى که نشسته نماز مى خواند ، اگر موقع خواندن نماز بتواند بایستد ، باید به وظیفه کسى که نماز را ایستاده مى خواند عمل کند

نماز احتیاط

مسأله 1222 - کسى که نماز احتیاط بر او واجب است ، بعد از سلام نماز باید نیت نماز احتیاط کند وتکبیر بگوید وحمد را بخواند وبه رکوع رود ودو سجده نماید پس اگر یک رکعت نماز احتیاط بر او واجب است ، بعد از دو سجده تشهد بخواند وسلام دهد واگر دو رکعت نماز احتیاط بر او واجب است بعد از دو سجده ، یک رکعت دیگر مثل رکعت اول بجا آورد وبعد از تشهد سلام دهد ، وفورا بجا آوردن آن لازم نیست

مسأله 1223 - نماز احتیاط سوره وقنوت ندارد ولازم نیست آن را آهسته بخواند ومستحب است که بسم الله آن را بلند بگوید

مسأله 1224 - اگر پیش از خواندن نماز احتیاط بفهمد نمازى که خوانده درست بوده لازم نیست نماز احتیاط را بخواند ، واگر در بین نماز احتیاط بفهمد ، لازم نیست آن را تمام کند

مسأله 1225 - اگر پیش از خواندن نماز احتیاط بفهمد که رکعتهاى نمازش کم بوده ، چنانچه کارى که نماز را باطل مى کند انجام نداده ، باید آنچه از نماز نخوانده بخواند واگر کارى که نماز را باطل مى کند ، انجام داده ، مثلا پشت به قبله کرده ، باید نماز را دوباره بجا آورد

مسأله 1226 - اگر بعد از نماز احتیاط بفهمد کسرى نمازش به مقدار نماز احتیاط بوده ، مثلا در شک بین سه وچهار ، یک رکعت نماز احتیاط بخواند ، بعد بفهمد نماز را سه رکعت خوانده ، نمازش صحیح است

مسأله 1227 - اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسرى نماز کمتر از نماز احتیاط بوده ، مثلا در شک بین دو وچهار ، دو رکعت نماز احتیاط بخواند ، بعد بفهمد نماز را سه رکعت خوانده ، باید نماز را دوباره بخواند

مسأله 1228 - اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسرى نماز بیشتر از نماز احتیاط بوده ، مثلا در شک بین سه وچهار یک رکعت نماز احتیاط بخواند ، بعد بفهمد نماز را دو رکعت خوانده ، باید نماز را دوباره بخواند

مسأله 1229 - اگر بین دو وسه وچهار شک کند وبعد از خواندن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده ، یادش بیاید که نماز را دو رکعت خوانده ، لازم نیست دو رکعت نماز احتیاط نشسته را بخواند ، وباید نماز را دوباره بخواند

مسأله 1230 - اگر بین سه وچهار شک کند وموقعى که دو رکعت نماز احتیاط نشسته یا یک رکعت ایستاده را مى خواند ، یادش بیاید که نماز را سه رکعت خوانده باید رفع ید از نماز احتیاط کند وچنانچه داخل در رکوع نشده و چیزى که عمدا وسهوا نماز را باطل مى کند نیاورده کسرى نماز را تمام نماید ونماز صحیح است واگر داخل در رکوع شده یا چیزى که عمدا وسهوا مبطل نماز است آورده نماز باطل است وباید نماز را دوباره بخواند

مسأله 1231 - اگر بین دو وسه وچهار شک کند وموقعى که دو رکعت نماز احتیاط ایستاده را مى خواند ، پیش از رکوع رکعت دوم یادش بیاید که نماز را سه رکعت خوانده ، باید نماز را دوباره بخواند وغیر از آن چیزى لازم نیست

مسأله 1232 - اگر در بین نماز احتیاط بفهمد کسرى نمازش بیشتر یا کمتر از نماز احتیاط بوده ، چنانچه داخل در رکوع نشده نماز اصلى را تمام نماید وصحیح است والا باطل است وباید دوباره بجا آورد

مسأله 1233 - اگر شک کند نماز احتیاطى را که بر او واجب بوده بجا آورده یا نه ، چنانچه وقت نماز گذشته یا داخل در عمل مترتب شرعى شده باشد مثل اینکه شروع به نماز عصر کرده ونماز احتیاط متعلق به ظهر بوده به شک خود اعتنا نکند واگر وقت دارد ، نماز احتیاط را بجا آورد ولازم نیست نماز را هم دوباره بخواند

مسأله 1234 - اگر در نماز احتیاط ، رکنى را زیاد کند ، یا مثلا بجاى یک رکعت دو رکعت بخواند ، نماز احتیاط باطل مى شود ، وباید دوباره نماز احتیاط را بخواند

مسأله 1235 - موقعى که مشغول نماز احتیاط است اگر در یکى از کارهاى آن شک کند ، چنانچه محل آن نگذشته ، باید بجا آورد واگر محلش گذشته ، باید به شک خود اعتنا نکند ، مثلا اگر شک کند که حمد خوانده یا نه ، چنانچه به رکوع نرفته باید بخواند ، واگر به رکوع رفته باید به شک خود اعتنا نکند

مسأله 1236 - اگر در شماره رکعتهاى نماز احتیاط شک کند ، چنانچه طرف بیشتر شک ، نماز را باطل مى کند ، باید بنا را بر کمتر بگذارد واگر طرف بیشتر شک نماز را باطل نمى کند ، باید بنا را بر بیشتر بگذارد ، مثلا موقعى که مشغول خواندن دو رکعت نماز احتیاط است ، اگر شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت ، چون طرف بیشتر شک نماز را باطل مى کند ، باید بنا بگذارد که دو رکعت خوانده واگر شک کند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت ، چون طرف بیشتر شک نماز را باطل نمى کند ، باید بنا بگذارد که دو رکعت خوانده است

مسأله 1237 - اگر در نماز احتیاط چیزى که رکن نیست سهوا کم یا زیاد شود ، سجده سهو ندارد

مسأله 1238 - اگر بعد از سلام نماز احتیاط شک کند که یکى از اجزاء یا شرایط آن را بجا آورده یا نه ، به شک خود اعتنا نکند

مسأله 1239 - اگر در نماز احتیاط ، تشهد یا یک سجده را فراموش کند باید بعد از سلام نماز ، آن را قضا نماید

مسأله 1240 - اگر نماز احتیاط وقضاى یک سجده یا قضاى یک تشهد یا دو سجده سهو بر او واجب شود مختار است در مقدم داشتن هر کدام آنها

مسأله 1241 - حکم گمان در رکعات نماز مثل حکم یقین است ، مثلا اگر انسان گمان دارد که نماز را چهار رکعت خوانده ، نباید نماز احتیاط بخواند و حکم گمان در افعال حکم شک است مثلا اگر گمان دارد رکوع کرده چنانچه داخل سجود نشده باید بجا آورد واگر داخل شده نباید آن را بجا آورد واگر گمان دارد حمد را نخوانده ، چنانچه به رکوع نرفته ، باید بخواند ، واگر به رکوع رفته نمازش صحیح است

مسأله 1242 - حکم شک وسهو وگمان در نمازهاى واجب یومیه ونمازهاى واجب دیگر فرق ندارد ، مثلا اگر در نماز آیات شک کند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت ، چون شک او در نماز دو رکعتى است نمازش باطل مى شود

سجده سهو

سجده سهو

مسأله 1243 - براى سه چیز بعد از سلام نماز ، انسان باید دو سجده سهو به دستورى که بعدا گفته مى شود بجا آورد : اول - آنکه در بین نماز ، سهوا حرف بزند
دوم - آنکه تشهد را فراموش کند
سوم - آنکه در نماز چهار رکعتى بعد از سجده دوم شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت ، واگر در جایى که باید بایستد مثلا موقع خواندن حمد وسوره اشتباها بنشیند یا در جایى که باید بنشیند مثلا موقع خواندن تشهد اشتباها بایستد یا جایى که نباید سلام نماز بدهد سلام دهد - یا یک سجده فراموش کند ، لازم نیست دو سجده سهو بجا آورد ولى بهتر است ، بلکه براى هر چیزى که در نماز اشتباها کم یا زیاد کند ، بهتر آن است که دو سجده سهو بنماید ، واحکام این چند صورت در مسائل آینده گفته مى شود

مسأله 1244 - اگر انسان اشتباها یا بخیال اینکه نمازش تمام شده حرف بزند ، باید دو سجده سهو بجا آورد

مسأله 1245 - براى حرفى که از آه کشیدن وسرفه پیدا مى شود ، سجده سهو واجب نیست ، ولى اگر مثلا سهوا آخ یا آه بگوید ، باید سجده سهو نماید

مسأله 1246 - اگر چیزى را که غلط خوانده دوباره بطور صحیح بخواند ، براى دوباره خواندن آن سجده سهو واجب نیست

مسأله 1247 - اگر در نماز سهوا مدتى حرف بزند وتمام آنها یک مرتبه حساب شود ، دو سجده سهو بعد از سلام نماز کافى است

مسأله 1248 - اگر سهوا تسبیحات اربعه را نگوید یا بیشتر یا کمتر از سه مرتبه بگوید ، بهتر آن است که بعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد ، ولى لازم نیست

مسأله 1249 - اگر در جایى که نباید سلام نماز را بگوید سهوا بگوید : السلام علینا وعلى عباد الله الصالحین یا بگوید : السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته ، لازم نیست دو سجده سهو بنماید ، وهمچنین اگر اشتباها مقدارى از این دو سلام را بگوید ، یا بگوید السلام علیک ایها النبى ورحمة الله وبرکاته ، لازم نیست دو سجده سهو بجا آورد

مسأله 1250 - اگر در جایى که نباید سلام دهد اشتباها هر سه سلام را بگوید دو سجده سهو کافیست

مسأله 1251 - اگر یک سجده یا تشهد را فراموش کند وپیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید ، باید برگردد وبجا آورد وبعد از نماز بهتر است براى ایستادن بیجا دو سجده سهو بنماید

مسأله 1252 - اگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید که تشهد را از رکعت پیش فراموش کرده ، باید بعد از سلام نماز تشهد را قضا نماید وواجب است بعد از آن دو سجده سهو بجا آورد براى تشهد فراموش شده

مسأله 1253 - اگر سجده سهو را بعد از سلام نماز عمدا بجا نیاورد ، معصیت کرده وباید هر چه زودتر آن را انجام دهد وچنانچه سهوا بجا نیاورد ، هر وقت یادش آمد باید فورا انجام دهد ولازم نیست نماز را دوباره بخواند

مسأله 1254 - اگر شک دارد که سجده سهو بر او واجب شده یا نه ، لازم نیست بجا آورد

مسأله 1255 - کسى که شک دارد مثلا دو سجده سهو بر او واجب شده یا چهار تا ، اگر دو سجده بنماید کافیست

مسأله 1256 - اگر بداند یکى از دو سجده سهو را بجا نیاورده ، باید دو سجده سهو بجا آورد واگر بداند سهوا سه سجده کرده ، احتیاط واجب آن است که دوباره دو سجده سهو بنماید

دستور سجده سهو

مسأله 1257 - دستور سجده سهو این است که بعد از سلام نماز فورا نیت سجده سهو کند وپیشانى را به چیزى که سجده بر آن صحیح است بگذارد و بگوید : بسم الله وبالله وصلى الله على محمد وآله ویا بگوید بسم الله وبالله اللهم صل على محمد وآل محمد ویک دفعه هم وآله عوض وآل محمد بگوید ویا بگوید بسم الله وبالله السلام علیک ایها النبى ورحمة الله وبرکاته وبنابر احتیاط کلمه السلام را دو نحو بگوید بدون واو وبا واو ، بعد باید بنشیند ودوباره به سجده رود ویکى از ذکرهایى را که گفته شد بگوید وبنشیند وبنا بر احتیاط بعد از خواندن تشهد متعارف در نماز سلام دهد

قضاى سجده وتشهد فراموش شده

مسأله 1258 - سجده وتشهدى را که انسان فراموش کرده وبعد از نماز ، قضاى آن را بجا مى آورد ، باید تمام شرائط نماز مانند : پاک بودن بدن ولباس ورو به قبله بودن وشرطهاى دیگر را داشته باشد

مسأله 1259 - اگر سجده یا تشهد را چند دفعه فراموش کند ، مثلا یک سجده از رکعت اول ویک سجده از رکعت دوم فراموش نماید ، باید بعد از نماز ، قضاى هر دو را بجا آورد ولازم است معین کند که قضاى کدام یک از آنها است

مسأله 1260 - اگر یک سجده وتشهد را فراموش کند ، واجب نیست که هر کدام را اول فراموش کرده ، اول قضاء نماید

مسأله 1261 - اگر به خیال اینکه اول سجده را فراموش کرده ، اول قضاى آن را بجا آورد وبعد از خواندن تشهد یادش بیاید که اول تشهد را فراموش کرده ، واجب نیست که دوباره سجده را قضا نماید ، ونیز اگر به خیال اینکه اول تشهد را فراموش کرده ، اول قضاى آن را بجا آورد ، وبعد از سجده یادش بیاید که اول سجده را فراموش کرده واجب نیست دوباره تشهد را بخواند

مسأله 1262 - اگر بین سلام ونماز وقضاى سجده یا تشهد کارى کند که اگر عمدا یا سهوا در نماز اتفاق بیفتد نماز باطل مى شود ، مثلا پشت به قبله نماید ، اشکال ندارد واعاده نماز لازم نیست

مسأله 1263 - اگر بعد از سلام نماز یادش بیاید که یک سجده از رکعت آخر فراموش کرده ، چنانچه کارى که عمدى وسهوى آن نماز را باطل مى کند مثل روگرداندن از قبله انجام نداده باید سجده را به قصد اداء وبعد از آن تشهد وسلام را بجا آورد ، ونیز اگر یادش بیاید که تشهد رکعت آخر را فراموش کرده ، باید به قصد اداء تشهد را بخواند وبعد از آن ، سلام دهد

مسأله 1264 - اگر بین سلام نماز وقضاى تشهد کارى کند که براى آن سجده سهو واجب مى شود ، مثل آنکه سهوا حرف بزند باید تشهد را قضاء نماید ودو سجده سهو بنماید

مسأله 1265 - اگر نداند که سجده را فراموش کرده یا تشهد را ، باید هر دو را قضا نماید ، وهر کدام را اول بجا اول آورد اشکال ندارد

مسأله 1266 - اگر شک دارد که سجده یا تشهد را فراموش کرده یا نه ، واجب نیست قضاء نماید

مسأله 1267 - اگر بداند سجده یا تشهد را فراموش کرده وشک کند که پیش از رکوع رکعت بعد بجا آورده یا نه ، احتیاط واجب آن است که آن را قضاء نماید

مسأله 1268 - کسى که باید سجده یا تشهد را قضاء نماید ، اگر براى کار دیگرى هم سجده سهو بر او واجب شود ، لازم نیست بعد از نماز ، سجده یا تشهد را قضاء نماید ، بعد سجده سهو را بجا آورد بلکه مى تواند اول سجده سهو را بجا آورد

مسأله 1269 - اگر شک دارد که بعد از نماز قضاى سجده یا تشهد فراموش شده را بجا آورده یا نه ، چنانچه وقت نماز نگذشته ، باید سجده یا تشهد را قضاء نماید ، واگر وقت نماز گذشته ، قضاى آن مستحب است

کم ویا زیاد کردن اجزاء وشرائط نماز

مسأله 1270 - هرگاه چیزى از واجبات نماز را عمدا کم یا زیاد کند ، اگر چه یک حرف آن باشد ، نماز باطل است

مسأله 1271 - اگر به واسطه ندانستن مسأله از روى تقصیر چیزى از واجبات نماز را کم یا زیاد کند نماز باطل است ، ولى چنانچه به واسطه ندانستن مسأله حمد وسوره نماز صبح ومغرب وعشاء را آهسته بخواند ، یا حمد وسوره نماز ظهر وعصر را بلند بخواند ، یا در مسافرت نماز ظهر وعصر وعشاء را به واسطه جهل بوجوب قصر بر مسافر چهار رکعتى بخواند ، نمازش صحیح است

مسأله 1272 - اگر در بین نماز بفهمد وضوء یا غسلش باطل بوده ، یا بدون وضوء یا غسل مشغول نماز شده ، باید نماز را بهم بزند ودوباره با وضوء یا غسل بخواند واگر بعد از نماز بفهمد ، باید دوباره نماز را با وضوء یا غسل بج?آورد واگر وقت گذشته قضاء نماید

مسأله 1273 - اگر بعد از رسیدن به رکوع یادش بیاید که دو سجده از رکعت پیش فراموش کرده ، نمازش باطل است واگر پیش از رسیدن به رکوع یادش بیاید ، باید برگردد ودو سجده را بجا آورد وبرخیزد وحمد وسوره یا تسبیحات را بخواند ونماز را تمام کند

مسأله 1274 - اگر پیش از گفتن السلام علینا والسلام علیکم یادش بیاید که دو سجده رکعت آخر را بجا نیاورده ، باید دو سجده را بجا آورده ودوباره تشهد بخواند ونماز را سلام دهد

مسأله 1275 - اگر پیش از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر ، از آخر نماز نخوانده ، باید مقدارى را که فراموش کرده بجا آورد

مسأله 1276 - اگر بعد از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر ، از آخر نماز را نخوانده ، چنانچه کارى انجام داده که اگر در نماز عمدا یا سهوا اتفاق بیفتد نماز را باطل مى کند ، مثلا پشت به قبله کرده ، نمازش باطل است ، واگر کارى که عمدى وسهوى آن ، نماز را باطل مى کند انجام نداده ، باید فورا مقدارى را که فراموش کرده بجا آورد

مسأله 1277 - هرگاه بعد از سلام نماز عملى انجام داد که اگر در نماز عمدا یا سهوا اتفاق بیفتد نماز را باطل مى کند ، مثلا پشت به قبله نماید وبعد یادش بیاید که دو سجده آخر را بجا نیاورده ، نمازش باطل است واگر پیش از انجام کارى که نماز را باطل مى کند ، یادش بیاید باید دو سجده اى را که فراموش کرده بجا آورد ودوباره تشهد را بخواند ونماز را سلام دهد ولازم نیست دو سجده سهو براى سلامى که اول گفته است بنماید

مسأله 1278 - اگر بفهمد نماز را پیش از وقت خوانده ، یا پشت به قبله یا به طرف راست یا به طرف چپ قبله بجا آورده باید دوباره بخواند واگر وقت گذشته قضاء نماید

نماز مسافر

مسافر باید نماز ظهر وعصر وعشا را با هشت شرط ، شکسته بجا آورد یعنى دو رکعت بخواند
شرط اول - آنکه سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد وفرسخ شرعى تقریبا پنج کیلومتر ونیم است

مسأله 1279 - کسى که رفتن وبرگشتن او هشت فرسخ است ، اگر بخواهد قبل از ماندن ده روز برگردد ، چنانچه رفتن وبرگشتن او هر کدام کمتر از چهار فرسخ نباشد ، باید نماز را شکسته بخواند بنابر این اگر رفتن سه فرسخ وبرگشتن پنج فرسخ باشد ، باید نماز را تمام یعنى چهار رکعتى بخواند

مسأله 1280 - اگر رفتن وبرگشتن هشت فرسخ باشد اگر چه روزى که مى رود ، همان روز یا شب آن برنگردد ، مثلا امروز برود وفردا برگردد باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1281 - اگر سفر مختصرى از هشت فرسخ کمتر باشد ، یا انسان نداند که سفر او هشت فرسخ است یا نه نباید نماز را شکسته بخواند وچنانچه شک کند که سفر او هشت فرسخ است یا نه ، باید نمازش را تمام بخواند ولازم نیست تحقیق کند

مسأله 1282 - اگر یک عادل خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است ، باید نماز را شکسته بخواند وروزه نگیرد وقضاى آن را بجا آورد

مسأله 1283 - کسى که یقین دارد سفر او هشت فرسخ است ، اگر نماز را شکسته بخواند وبعد بفهمد که هشت فرسخ نبوده باید آن را چهار رکعتى بجا آورد ، اگر وقت گذشته ، قضاء نماید

مسأله 1284 - کسى که یقین دارد سفرش هشت فرسخ نیست ، یا شک دارد که هشت فرسخ هست یا نه ، چنانچه در بین راه بفهمد که سفر او هشت فرسخ بوده ، اگر چه کمى از راه باقى باشد ، باید نماز را شکسته بخواند واگر تمام خوانده دوباره شکسته بجا آورد

مسأله 1285 - اگر در بین دو محلى که فاصله آنها کمتر از چهار فرسخ است ، چند مرتبه رفت وآمد کند ، اگر چه روى همرفته هشت فرسخ شود ، باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1286 - اگر محلى دو راه داشته باشد ، یک راه آن کمتر از هشت فرسخ و راه دیگر آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد ، چنانچه انسان از راهى که هشت فرسخ است به آنجا برود ، باید نماز را شکسته بخواند واگر از راهى که هشت فرسخ نیست برود ، باید تمام بخواند

مسأله 1287 - اگر شهر دیوار دارد ، باید ابتداى هشت فرسخ را از دیوار شهر حساب کند واگر دیوار ندارد باید از خانه هاى آن شهر حساب نماید
شرط دوم - آنکه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد ، پس اگر به جایى که کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند وبعد از رسیدن به آنجا قصد کند جایى برود که با مقدارى که آمده هشت فرسخ شود ، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته ، باید نماز را تمام بخواند ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود ، یا چهار فرسخ برود وقبل از ماندن ده روز به وطنش یا به جایى که مى خواهد ده روز بماند ، برگردد باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1288 - کسى که نمى داند سفرش چند فرسخ است ، مثلا براى پیدا کردن گمشده اى مسافرت مى کند ونمى داند که چه مقدار باید برود تا آن را پیدا کند ، باید نماز را تمام بخواند ولى در برگشتن ، چنانچه تا وطنش یا جایى که مى خواهد ده روز در آنجا بماند ، هشت فرسخ یا بیشتر باشد ، باید نماز را شکسته بخواند ونیز اگر در بین رفتن قصد کند که چهار فرسخ برود وبرگردد ، چنانچه رفتن وبرگشتن هشت فرسخ شود ، باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1289 - مسافر در صورتى باید نماز را شکسته بخواند که تصمیم داشته باشد هشت فرسخ برود ، پس کسى که از شهر بیرون مى رود ومثلا قصدش این است که اگر رفیق پیدا کند ، سفر هشت فرسخى برود ، چنانچه اطمینان دارد که رفیق پیدا مى کند ، باید نماز را شکسته بخواند واگر اطمینان ندارد ، باید تمام بخواند

مسأله 1290 - کسى که قصد هشت فرسخ دارد ، اگر چه در هر روز مقدار کمى راه برود ، وقتى به جایى برسد که اهل آن شهر را نبیند واذان آن را نشنود ، باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1291 - کسى که در سفر به اختیار دیگرى است ، مانند نوکرى که با آقاى خود مسافرت مى کند ، چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است ، باید نماز را شکسته بخواند واگر نداند بنا بر احتیاط واجب باید از او بپرسد که اگر سفر او هشت فرسخ باشد ، نماز را شکسته بجا آورد

مسأله 1292 - کسى که در سفر به اختیار دیگرى است ، اگر بداند یا گمان داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا میشود ، باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1293 - کسى که در سفر به اختیار دیگریست ، اگر شک دارد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا مى شود یا نه ، باید نماز را تمام بخواند ، ولى اگر شک او از این جهت است که احتمال مى دهد مانعى براى سفر او پیش آید ، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا نباشد ، باید نماز را شکسته بخواند
شرط سوم - آنکه در بین راه از قصد خود بر نگردد ، پس اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد ، یا مردد شود ، باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1294 - اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود ، چنانچه تصمیم داشته باشد که همانجا بماند یا بعد از ده روز برگردد ، یا در برگشتن وماندن مردد باشد ، باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1295 - اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصمیم داشته باشد که قبل از ماندن ده روز از آنجا برگردد ، باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1296 - اگر براى رفتن به محلى حرکت کند وبعد از رفتن مقدارى از راه بخواهد جاى دیگرى برود ، چنانچه از محل اولى که حرکت کرده تا جایى که مى خواهد برود ، هشت فرسخ باشد ، باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1297 - اگر پیش از آنکه به هشت فرسخ برسد ، مردد شود که بقیه راه را برود یا نه ، ودر موقعى که مردد است راه نرود وبعد تصمیم بگیرد که بقیه راه را برود باید تا آخر مسافرت نماز را شکسته بخواند

مسأله 1298 - اگر پیش از آنکه به هشت فرسخ برسد ، مردد شود که بقیه راه را برود یا نه ودر موقعى که مردد است مقدارى راه برود وبعد تصمیم بگیرد که هشت فرسخ دیگر برود ، یا چهار فرسخ برود وقبل از ماندن ده روز برگردد ، تا آخر مسافرت باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1299 - اگر پیش از آنکه به هشت فرسخ برسد ، مردد شود که بقیه راه را برود یا نه ، ودر موقعى که مردد است مقدارى راه برود وبعد تصمیم بگیرد که بقیه راه را برود ، چنانچه آن مقدار که قبل از مردد شدن سیر کرده چهار فرسخ باشد و بنا داشته باشد که قبل از ماندن ده روز برگردد باید شکسته بخواند وهمچنین اگر راهى که پیش از مردد شدن وراهى که بعد از آن مى رود روى هم هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ ، بشرط آنکه بنا داشته باشد قبل از ماندن ده روز برگردد باید شکسته بخواند والا باید تمام بخواند
شرط چهارم - آنکه نخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد یا ده روز یا بیشتر در جایى بماند پس کسى که مى خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد یا ده روز در جایى بماند باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1300 - کسى که نمى داند پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش مى گذرد یا نه ، یا ده روز در جایى مى ماند یا نه ، باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1301 - کسى که مى خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد یا ده روز در جایى بماند ، ونیز کسى که مردد است که از وطنش بگذرد ، یا ده روز در جایى بماند ، اگر از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود ، باز هم باید نماز را تمام بخواند ولى اگر باقیمانده راه هشت فرسخ باشد ، یا چهار فرسخ باشد وبخواهد برود قبل از ماندن ده روز برگردد ، باید نماز را شکسته بخواند
شرط پنجم - آنکه براى کار حرام سفر نکند واگر براى کار حرامى مانند دزدى سفر کند ، باید نماز را تمام بخواند ، وهمچنین است اگر خود سفر حرام باشد ، مثل آنکه براى او ضرر داشته باشد ، به نحوى که ارتکاب آن حرام باشد یا زن بدون اجازه شوهر در صورتى که ناشزه بر او صدق کند وفرزند با نهى پدر ومادر به شرطى که موجب عقوقشان بشود سفرى بروند که بر آنان واجب نباشد ، ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد ، باید نماز را شکسته بخوانند

مسأله 1302 - سفرى که اسباب اذیت پدر ومادر باشد حرام است وانسان باید در آن سفر نماز را تمام بخواند وروزه هم بگیرد

مسأله 1303 - کسى که سفر او حرام نیست وبراى کار حرام سفر نمى کند ، اگر چه در سفر معصیتى انجام دهد ، مثلا غیبت کند یا شراب بخورد باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1304 - اگر براى آنکه کار واجبى را ترک کند ، مسافرت نماید چه غرض دیگرى در سفر داشته باشد یا نه نمازش شکسته است ، پس کسى که بدهکار است ، اگر بتواند بدهى خود را بدهد وطلبکار هم مطالبه کند ، چنانچه در سفر نتواند بدهى خود را بدهد وبراى فرار از دادن قرض مسافرت نماید ، باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1305 - اگر سفر او سفر حرام نباشد ولى حیوان سوارى یا مرکب دیگرى که سوار است غصبى باشد ، یا در زمین غصبى مسافرت کند ، باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1306 - کسى با ظالم مسافرت مى کند اگر ناچار نباشد ومسافرت او کمک به ظالم باشد یا آنکه از اعوان او محسوب شود یا موجب زیادى شوکت او / صفحة 232 / شود باید نماز را تمام بخواند واگر ناچار باشد یا مثلا براى نجات دادن مظلومى با او مسافرت کند ، نمازش شکسته است

مسأله 1307 - اگر به قصد تفریح وگردش مسافرت کند ، حرام نیست وباید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1308 - اگر براى لهو خوش گذرانى به شکار رود ، نمازش تمام است ، وچنانچه براى تهیه معاش به شکار رود ، نمازش شکسته است ، واگر براى کسب وزیاد کردن مال برود ، احتیاط واجب آن است که نماز را هم شکسته وهم تمام بخواند ولى نباید روزه بگیرد

مسأله 1309 - کسى که براى معصیت سفر کرده ، موقعى که از سفر برمى گردد اگر توبه کرده وبرگشتن جزء از سفر او حساب نشود عرفا باید نماز را شکسته بخواند واگر توبه نکرده ورجوع جزء از سفر او محسوب شود باید احتیاط کند هم شکسته وهم تمام بخواند

مسأله 1310 - کسى که سفر او سفر معصیت است ، اگر در بین راه از قصد معصیت برگردد ، چنانچه باقیمانده را هشت فرسخ باشد ، یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود وقبل از ماندن ده روز برگردد ، باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1311 - کسى که براى معصیت سفر نکرده ، اگر در بین راه قصد کند که بقیه راه را براى معصیت برود ، باید نماز را تمام بخواند ولى نمازهایى را که شکسته خوانده صحیح است
شرط ششم - آنکه از صحرانشینهایى نباشد که در بیابانها گردش مى کنند وهر جا آب وخوراک براى خود وحشمشان پیدا کنند مى مانند وبعد از چندى بجاى دیگر مى روند ، وصحرانشینها در این مسافرتها باید نماز را تمام بخوانند

مسأله 1312 - اگر یکى از صحرانشینها براى پیدا کردن منزل وچراگاه حیواناتشان سفر کند ، چنانچه سفر او هشت فرسخ باشد ، اگر بنه ودستگاهش همراهش باشد تمام بخواند ، والا شکسته بخواند

مسأله 1313 - اگر صحرانشین براى زیارت یا حج یا تجارت ومانند اینها مسافرت کند ، باید نماز را شکسته بخواند
شرط هفتم - آنکه شغل او مسافرت نباشد ، بنابر این هواپیمابر وراننده و چوبدار وکشتیبان ومانند اینها ، اگر چه براى بردن اثاثیه منزل خود مسافرت کنند ، باید نماز را تمام بخوانند

مسأله 1314 - کسى که شغلش مسافرت است اگر براى کار دیگرى مثلا براى زیارت یا حج مسافرت کند ، باید نماز را شکسته بخواند ولى اگر مثلا شوفر اتومبیل خود را براى زیارت کرایه بدهد ودر ضمن خودش هم زیارت کند ، باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1315 - حمله دار یعنى کسى که براى رساندن حاجیها به مکه مسافرت مى کند ، چنانچه شغلش مسافرت باشد ، باید نماز را در آن سفر تمام بخواند واگر شغلش مسافرت نباشد ، مثلا در یک سال حمله دارى مى کند احتیاط به جمع بین شکسته وتمام نباید ترک شود

مسأله 1316 - کسى که شغل او حمله داریست وحاجیها را از راه دور به مکه مى برد ، چنانچه تمام سال یا بیشتر سال را در راه باشد ، باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1317 - کسى که در مقدارى از سال شغلش مسافرت است ، مثل شوفرى که فقط در تابستان یا زمستان اتومبیل خود را کرایه مى دهد ، باید در سفر نماز را تمام بخواند

مسأله 1318 - راننده ودوره گردى که در دو - سه فرسخى شهر رفت وآمد مى کنند ، چنانچه اتفاقا سفر هشت فرسخى برود ، باید نماز را شکسته بخوانند

مسأله 1319 - کسى که شغلش مسافرت است اگر ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند ، چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد ، چه بدون قصد بماند ، باید در سفر اولى که بعد از ده روز مى رود ، نماز را شکسته بخواند

مسأله 1320 - کسى که شغلش مسافرت است ، اگر در غیر وطن خود ده روز بماند در سفر اولى که بعد از ده روز میرود ، باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1321 - کسى که شغلش مسافرت است ، اگر شک کند که در وطن خود یا جاى دیگر ده روز مانده یا نه ، باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1322 - کسى که در شهرها سیاحت مى کند وبراى خود وطنى اختیار نکرده باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1323 - کسى که شغلش مسافرت نیست ، اگر مثلا در شهرى یا در دهى جنسى دارد که براى حمل آن مسافرتهاى پى در پى مى کند ، باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1324 - کسى که از وطنش صرف نظر کرده ومى خواهد وطن دیگرى براى خود اختیار کند ، اگر شغلش مسافرت نباشد ، باید در مسافرت نماز را شکسته بخواند
شرط هشتم - آنکه به حد ترخص برسد یعنى از وطنش یا جایى که قصد کرده ده روز در آنجا بماند ، به قدرى دور شود که اهل شهر را نبیند وصداى اذان آن را نشنود ولى باید در هوا غبار یا چیز دیگرى نباشد که از دیدن اهل وشنیدن اذان جلوگیرى کند ولازم نیست بقدرى دور شود که مناره ها وگنبدها را نبیند ، یا دیوارها هیچ پیدا نباشد ، بلکه همینقدر که اهالى کاملا معلوم نباشند ، کافى است

مسأله 1325 - کسى که به سفر مى رود اگر به جایى برسد که اذان را نشنود ولى اهل شهر را ببیند یا اهل را نبیند وصداى اذان را بشنود ، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند ، بنابر احتیاط واجب باید هم شکسته وهم تمام بخواند

مسأله 1326 - مسافرى که به وطنش برمى گردد ، وقتى اهل وطن خود را ببیند وصداى اذان آن را بشنود ، باید نماز را تمام بخواند ومسافرى که مى خواهد ده روز در جایى بماند تا وقتى وارد آن محل نشده باید نماز را شکسته بخواند ولو در جایى باشد که اهل آنجا را ببیند وصداى اذانش را بشنود

مسأله 1327 - هرگاه شهر در بلندى باشد که از دور اهالى دیده شوند ، یا بقدرى گود باشد که اگر انسان کمى دور شود اهل آن را نبیند ، کسى که از آن شهر مسافرت مى کند ، وقتى به اندازه اى دور شود که اگر آن شهر در زمین هموار بود ، اهلش از آنجا دیده نمى شدند ، باید نماز خود را شکسته بخواند ونیز اگر پستى وبلندى خانه ها بیشتر از معمول باشد ، باید ملاحظه معمول را بنماید

مسأله 1328 - اگر از محلى مسافرت کند که اهل ندارد وقتى به جایى برسد که اگر آن محل اهل داشت از آنجا دیده نمى شد ، باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1329 - اگر بقدرى دور شود که نداند صدایى را که مى شنود صداى اذان است یا صداى دیگر ، باید نماز را شکسته بخواند ولى اگر بفهمد اذان مى گویند وکلمات آن را تشخیص ندهد ، باید تمام بخواند

مسأله 1330 - اگر بقدرى دور شود که اذان خانه ها را نشنود ولى اذان شهر را که معمولا در جاى بلند مى گویند بشنود ، نماز را شکسته بخواند

مسأله 1331 - اگر به جایى برسد که اذان شهر را که معمولا در جاى بلند مى گویند نشنود ولى اذانى را که در جاى خیلى بلند مى گویند بشنود ، باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1332 - اگر چشم یا گوش او یا صداى اذان غیر معمولى باشد ، در جایى باید نماز را شکسته بخواند که چشم متوسط ، اهالى را نبیند وگوش متوسط ، صداى اذان معمولى را نشنود

مسأله 1333 - اگر موقعى که سفر مى رود شک کند که به حد ترخص یعنى جایى که اذان را نشنود واهل را نبیند ، رسیده یا نه ، باید نماز را تمام بخواند ودر موقع برگشتن ، اگر شک کند که به حد ترخص رسیده یا نه ، باید شکسته بخواند

مسأله 1334 - مسافرى که درسفر از وطن خود عبور مى کند ، وقتى به جایى برسد که اهل وطن خود را ببیند وصداى اذان آن را بشنود ، باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1335 - مسافرى که در بین مسافرت به وطنش رسیده ، تا وقتى در آنجا هست باید نماز را تمام بخواند ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود ، یا چهار فرسخ برود وقبل از ماندن ده روز برگردد ، وقتى به جایى برسد که اهل وطن را نبیند وصداى اذان آن را نشنود ، باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1336 - جایى را که انسان براى اقامت وزندگى خود اختیار کرده وطن اوست ، چه در آنجا به دنیا آمده ووطن پدر ومادرش باشد ، یا خودش آنجا را براى زندگى اختیار کرده باشد

مسأله 1337 - اگر قصد دارد در جایى که وطن اصلیش نیست مدتى بماند و بعد به جاى دیگر رود ، آنجا وطن او حساب نمى شود

مسأله 1338 - جایى را که انسان محل زندگى خود قرار داده ومثل کسى که آنجا وطن اوست در آنجا زندگى مى کند مانند اکثر طلابى که در حوزه هاى علمیه ساکن مى باشند که اگر مسافرتى براى او پیش آید ، دوباره به همانجا برمى گردد ، اگر چه قصد نداشته باشد که همیشه در آنجا بماند ، وطن او حساب مى شود یعنى در حکم وطن است

مسأله 1339 - کسى که در دو محل زندگى مى کند ، مثلا شش ماه در شهرى وشش ماه در شهر دیگر مى ماند ، هر دو وطن اوست ، ونیز کسى که بیشتر از دو محل را براى زندگى خود اختیار کرده باشد ، همه آنها وطن او حساب مى شود

مسأله 1340 - کسى که در جایى ملک دارد ، ولو موقعى که آن ملک را دارد شش ماه با قصد توطن در آنجا بماند حکم کسى است که ملک ندارد تا وقتى که از آن محل اعراض ننموده ، هر وقت در مسافرت به آنجا برسد باید نماز را تمام بخواند واگر از آن محل اعراض نموده باشد باید شکسته بخواند

مسأله 1341 - اگر به جایى برسد که وطن او بوده واز آنجا صرف نظر کرده ، نباید نماز را تمام بخواند ، اگر چه وطن دیگرى هم براى خود اختیار نکرده باشد

مسأله 1342 - مسافرى که قصد دارد ، ده روز پشت سر هم در جایى بماند ، یا مى داند که بدون اختیار ده روز در جایى مى ماند ، در آن محل باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1343 - مسافرى که مى خواهد ده روز در جایى بماند ، لازم نیست قصد ماندن شب اول یا شب یازدهم را داشته باشد وهمین که قصد کند از اول آفتاب روز اول تا غروب روز دهم بماند ، باید نماز را تمام بخواند ، وهمچنین اگر مثلا قصدش این باشد که از ظهر روز اول تا ظهر روز یازدهم بماند ، باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1344 - مسافرى که مى خواهد ده روز در جایى بماند ، در صورتى باید نماز را تمام بخواند که بخواهد تمام ده روز را در یکجا بماند پس اگر بخواهد مثلا ده روز در نجف وکوفه یا در تهران وشمیران بماند ، باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1345 - مسافرى که مى خواهد ده روز در محلى بماند ، اگر از اول قصد داشته باشد که در بین ده روز به اطراف آنجا برود ، چنانچه جایى که مى خواهد برود بقدرى دور باشد که از آنجا صداى اذان آن محل را نشنود ودیوار آن را نبیند ، اگر چه بخواهد همان روزى که مى رود برگردد ، باید در تمام ده روز نماز را شکسته بخواند واگر به این مقدار دور نباشد باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1346 - مسافرى که تصمیم ندارد ده روز در جایى بماند مثلا قصدش این است که اگر رفیقش بیاید ، یا منزل خوبى پیدا کند ، ده روز بماند ، باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1347 - کسى که تصمیم دارد ، ده روز در جایى بماند ، اگر چه احتمال غیر عقلایى بدهد که براى ماندن او مانعى برسد ، باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1348 - اگر مسافر بداند که مثلا ده روز یا بیشتر به آخر ماه مانده وقصد کند که تا آخر ماه در جایى بماند ، باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1349 - اگر مسافر قصد کند ده روز در جایى بماند چنانچه پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتى از ماندن منصرف شود ، یا مردد شود که در آنجا بماند یا به جاى دیگر برود ، باید نماز را شکسته بخواند ، واگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى از ماندن منصرف شود ، یا مردد شود ، تا وقتى در آنجا هست باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1350 - مسافرى که قصد کرده ده روز در جایى بماند ، اگر روزه بگیرد وبعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود ، چنانچه یک نماز چهار رکعتى خوانده باشد ، روزه اش صحیح است وتا وقتى در آنجا هست باید نمازهاى خود را تمام بخواند واگر یک نماز چهار رکعتى نخوانده باشد ، روزه آن روزش صحیح است ، اما نمازهاى خود را باید شکسته بخواند وروزهاى بعد هم نمى تواند روزه بگیرد

مسأله 1351 - مسافرى که قصد کرده ده روز در جایى بماند ، اگر از ماندن منصرف شود وشک کند پیش از آنکه از قصد ماندن برگردد ، یک نماز چهار رکعتى خوانده یا نه ، باید نمازهاى خود را شکسته بخواند

مسأله 1352 - اگر مسافر به نیت اینکه نماز را شکسته بخواند ، مشغول نماز شود ودر بین نماز تصمیم بگیرد که ده روز یا بیشتر بماند ، باید نماز را چهار رکعتى تمام نماید

مسأله 1353 - مسافرى که قصد کرده ده روز در جایى بماند ، اگر در بین نماز چهار رکعتى از قصد خود برگردد ، چنانچه مشغول رکعت سوم نشده ، باید نماز را دو رکعتى تمام نماید وبقیه نمازهاى خود را شکسته بخواند واگر مشغول رکعت سوم شده وبه رکوع نرفته نمازش صحیح است وباید بنشیند ونماز را دو رکعتى سلام دهد ، وتا وقتى در آنجا است ، باید نماز را شکسته بخواند واگر به رکوع رکعت سوم رفته نمازش باطل است وتا در آنجا هست نمازهایش را باید شکسته بجا آورد

مسأله 1354 - مسافرى که قصد کرده ده روز در جایى بماند ، اگر بیشتر از ده روز در آنجا بماند ، تا وقتى مسافرت نکرده ، باید نمازش را تمام بخواند ولازم نیست دوباره قصد ماندن ده روز کند

مسأله 1355 - مسافرى که قصد کرده ده روز در جایى بماند ، باید روزه واجب را بگیرد ومى تواند روزه مستحبى را هم بجا آورد ونماز جمعه ونافله ظهر وعصر وعشا را هم بخواند

مسأله 1356 - مسافرى که قصد کرده ده روز در جایى بماند ، اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى یا بعد از ماندن ده روز اگر چه نماز نخوانده باشد بخواهد به جایى که کمتر از چهار فرسخ است برود وبرگردد ودوباره در جاى اول خود ده روز بماند یا کمتر ولى آنجا را مبدأ مسافرت خواهد قرار داد از وقتى که مى رود تا برمى گردد وبعد از برگشتن باید نماز را تمام بخواند ولى اگر نخواهد بعد از برگشتن ده روز بماند وبرگشتن به محل اقامت فقط از آن جهت است که واقع در مسیر مسافرت است در موقع رفتن به آنجایى که کمتر از چهار فرسخ است ودر مدتى که آنجا مى ماند ، تمام مى خواند ودر موقع برگشتن وبعد از آنکه برگشت باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1357 - مسافرى که قصد کرده ده روز در جایى بماند ، اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى بخواهد به جاى دیگرى که کمتر از هشت فرسخ است برود وده روز در آنجا بماند ، باید در رفتن ودر جایى که قصد ماندن ده روز دارد ، نمازهاى خود را تمام بخواند ولى اگر جایى که مى خواهد برود هشت فرسخ یا بیشتر باشد ونخواهد ده روز در آنجا بماند ، باید موقع رفتن ومدتى که در آنجا مى ماند نمازهاى خود را شکسته بخواند

مسأله 1358 - مسافرى که قصد کرده ده روز در جایى بماند اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى بخواهد به جایى که کمتر از چهار فرسخ است برود ، چنانچه مردد باشد که به محل اولش برگردد یا نه ، یا به کلى از برگشتن به آنجا غافل باشد ، یا بخواهد برگردد ولى مردد باشد که ده روز در آنجا بماند یا نه ، یا آنکه از ده روز ماندن در آنجا ومسافرت از آنجا غافل باشد ، باید از وقتى که مى رود تا برمى گردد وبعد از برگشتن ، نمازهاى خود را تمام بخواند

مسأله 1359 - اگر به خیال اینکه رفقایش مى خواهند ده روز در جایى بمانند ، قصد کند که ده روز در آنجا بماند وقصدش هم مقید به قصد رفقا نباشد وبعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى بفهمد که آنها قصد نکرده اند ، اگر چه خودش هم از ماندن منصرف شود تا مدتى که در آنجا هست ، باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1360 - اگر مسافر بعد از رسیدن به هشت فرسخ سى روز در جایى بماند ودر تمام سى روز در رفتن وماندن مردد باشد ، بعد از گذشتن سى روز اگر چه مقدار کمى در آنجا بماند ، باید نماز را تمام بخواند واگر پیش از رسیدن به هشت فرسخ در رفتن بقیه راه مردد شود ، از وقتى که مردد مى شود ، باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1361 - مسافرى که مى خواهد نه روز یا کمتر در جایى بماند ، اگر بعد از آنکه نه روز یا کمتر در آنجا ماند ، بخواهد دوباره نه روز دیگر یا کمتر بماند وهمینطور تا سى روز ، روز سى ویکم باید نماز را تمام بخواند

مسأله 1362 - مسافرى که سى روز مردد بوده ، در صورتى باید نماز را تمام بخواند که سى روز را در یکجا بماند ، پس اگر مقدارى از آن را در جایى ومقدارى را در جاى دیگرى بماند ، بعد از سى روز هم باید نماز را شکسته بخواند

مسائل متفرقه نماز

مسأله 1363 - مسافر مى تواند در مکه ومدینه ومسجد کوفه نمازش را تمام بخواند ونیز مسافر مى تواند در حائر حضرت سید الشهداء علیه السلام نماز را تمام بخواند ومراد از حائر تمام حرم شریف است

مسأله 1364 - کسى که مى داند مسافر است وباید نماز را شکسته بخواند ، اگر در غیر چهار مکانى که در مسأله پیش گفته شد عمدا تمام بخواند ، نمازش باطل است وهمچنین است اگر فراموش کند که نماز مسافر شکسته است وتمام بخواند ودر وقت متذرک شود ولى اگر خارج وقت یادش بیاید قضاء لازم نیست

مسأله 1365 - کسى که مى داند مسافر است وباید نماز را شکسته بخواند ، اگر فراموش کند وتمام بخواند نمازش باطل است

مسأله 1366 - مسافرى که نمى داند باید نماز را شکسته بخواند ، اگر تمام بخواند نمازش صحیح است

مسأله 1367 - مسافرى که مى داند باید نماز را شکسته بخواند اگر بعضى از خصوصیات آن را نداند ، مثلا نداند که در سفر هشت فرسخى باید شکسته بخواند چنانچه تمام بخواند نمازش باطل است

مسأله 1368 - مسافرى که مى داند باید نماز را شکسته بخواند ، اگر به گمان اینکه سفر او کمتر از هشت فرسخ است تمام بخواند ، وقتى بفهمد که سفرش هشت فرسخ بوده ، نمازى را که تمام خوانده باید دوباره شکسته بخواند واگر وقت گذشته قضاء نماید

مسأله 1369 - اگر فراموش کند که مسافر است ونماز را تمام بخواند ، چنانچه در وقت یادش بیاید ، باید شکسته بجا آورد واگر بعد از وقت یادش بیاید ، قضاى آن نماز بر او واجب نیست

مسأله 1370 - کسى که باید نماز را تمام بخواند ، اگر شکسته بجا آورد در هر صورت نمازش باطل است مگر آنکه قصد اقامه ده روز نموده ونمى دانسته است که مقیم باید تمام بخواند در این صورت نمازش صحیح است

مسأله 1371 - اگر مشغول نماز چهار رکعتى شود ودر بین نماز یادش بیاید که مسافر است ، یا ملتفت شود که سفر او هشت فرسخ است ، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته باید نماز را دو رکعتى تمام کند واگر به رکوع رکعت سوم رفته نمازش باطل است ، ودر صورتى که به مقدار خواندن یک رکعت هم وقت داشته باشد ، باید نماز را از سر شکسته بخواند

مسأله 1372 - اگر مسافر بعضى از خصوصیات نماز مسافر را نداند ، مثلا نداند که اگر چهار فرسخ برود وهمان روز یا شب آن برگردد باید شکسته بخواند چنانچه به نیت نماز چهار رکعتى مشغول نماز شود وپیش از رکوع رکعت سوم مسأله را بفهمد باید نماز را دو رکعتى تمام کند واگر در رکوع ملتفت شود نمازش باطل است ودر صورتى که به مقدار یک رکعت از وقت هم نمانده باشد باید نماز را از سر شکسته بخواند

مسأله 1373 - مسافرى که باید نماز را تمام بخواند اگر به واسطه ندانستن مسأله به نیت نماز دو رکعتى مشغول نماز شود ودر بین نماز مسأله را بفهمد ، باید نماز را چهار رکعتى تمام کند

مسأله 1374 - مسافرى که نماز نخوانده ، اگر پیش از تمام شدن وقت به وطنش برسد یا به جایى برسد که مى خواهد ده روز در آنجا بماند ، باید نماز را تمام بخواند وکسى که مسافر نیست ، اگر در اول وقت نماز نخواند ومسافرت کند ، در سفر باید نماز را شکسته بخواند

مسأله 1375 - اگر از مسافرى که باید نماز را شکسته بخواند نماز ظهر یا عصر ، یا عشاء قضا شود ، باید آن را دو رکعتى قضاء نماید اگر چه در غیر سفر بخواهد قضاى آن را بجا آورد ، واگر از کسى که مسافر نیست یکى از این سه نماز قضاء شود ، باید چهار رکعتى قضاء نماید اگر چه در سفر بخواهد آن را قضاء نماید

مسأله 1376 - مستحب است مسافر بعد از هر نماز سى مرتبه بگوید : سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر ودر تعقیب نماز ظهر وعصر وعشاء بیشتر سفارش شده است بلکه بهتر است در تعقیب این سه نماز شصت مرتبه بگوید

نماز قضاء

مسأله 1377 - کسى که نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده باید قضاى آن را بجا آورد ، اگر چه در تمام وقت نماز خواب مانده وهمچنین اگر به واسطه مستى نماز نخوانده باشد در صورتى که مستى در تمام وقت نباشد ویا به اختیار خود مست شده باشد اما اگر در تمام وقت بوده بغیر اختیار ، قضاء لازم نیست وهمچنین نمازهاى یومیه اى را که زن در حال حیض یا نفاس نخوانده قضاء ندارد ونیز قضاء لازم نیست اگر به واسطه بیهوشى در تمام وقت ولو به اختیار خود بیهوش شده باشد نماز نخوانده باشد

مسأله 1378 - اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى را که خوانده باطل بوده باید قضاى آن را بخواند

مسأله 1379 - کسى که نماز قضاء دارد مى تواند نماز مستحبى بخواند

مسأله 1380 - اگر انسان احتمال دهد که نماز قضایى دارد یا نمازهایى را که خوانده صحیح نبوده ، مستحب است احتیاطا قضاى آنها را بجا آورد

مسأله 1381 - قضاى نمازهاى یومیه لازم نیست به ترتیب خوانده شود مثلا کسى که یک روز نماز عصر وروز بعد نماز ظهر را نخوانده لازم نیست اول نماز عصر وبعد از آن نماز ظهر را قضاء نماید ، بلى در خصوص نمازهایى که ترتیب در اداء آنها معتبر است مثل ظهر وعصر یک روز در قضاء آنها هم ترتیب معتبر است

مسأله 1382 - اگر بخواهد قضاى چند نماز غیر یومیه مانند نماز آیات را بخواند ، یا مثلا بخواهد قضاى یک نماز یومیه وچند نماز غیر یومیه را بخواند ، لازم نیست آنها را به ترتیب بجا آورد

مسأله 1383 - کسى که میداند یک نماز چهار رکعتى نخوانده ولى نمى داند نماز ظهر است یا نماز عصر ، اگر یک نماز چهار رکعتى به نیت قضاى نمازى که نخوانده بجا آورد کافیست

مسأله 1384 - کسى که مثلا چند نماز صبح یا چند نماز ظهر را نخوانده وشماره آنها را نمى داند ، مثلا نمى داند که سه یا چهار یا پنچ نماز بوده ، چنانچه مقدار کمتر را بخواند کافى است ، وهمچنین اگر شماره آنها را مى دانسته وفراموش کرده

مسأله 1385 - کسى که فقط یک نماز قضاء از روزهاى پیش دارد ، لازم نیست اول آن را بخواند بعد مشغول آن روز شود ، ونیز اگر از روزهاى پیش نماز قضاء ندارد ولى یک نماز یا بیشتر از همان روز از او قضاء شده است ، لازم نیست نماز قضاى آن روز را پیش از نماز اداء بخواند

مسأله 1386 - اگر در بین نماز یادش بیاید که یک نماز یا بیشتر از همان روز از او قضاء شده ، یا فقط یک نماز قضاء از روزهاى پیش دارد ، چنانچه وقت وسعت دارد وممکن است نیت را به نماز قضاء برگرداند ، مى تواند نیت نماز قضاء کند مثلا اگر در نماز ظهر پیش از تمام شدن رکعت دوم یادش بیاید که نماز صبح آن روز قضاء شده در صورتى که وقت نماز ظهر تنگ نباشد نیت را به نماز صبح برگرداند وآن را دو رکعتى تمام کند بعد نماز ظهر را بخواند ، ولى اگر وقت نتگ است یا نمى تواند نیت را به نماز قضاء برگرداند مثلا در رکوع رکعت سوم نماز ظهر یادش بیاید که نماز صبح را نخوانده ، چون اگر بخواهد نیت نماز صبح کند یک رکوع که رکن است زیاد مى شود نباید نیت را به قضاى صبح برگرداند

مسأله 1387 - اگر از روزهاى گذشته نمازهاى قضاء دارد ویک نما یا بیشتر هم از همان روز از او قضاء شده ، چنانچه براى قضاى تمام آنها وقت ندارد ، یا نمى خواهد همه را در آن روز بخواند ، مستحب است نماز قضاى آن روز را پیش از نماز اداء بخواند

مسأله 1388 - تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز قضاى خود عاجز باشد دیگرى نمى تواند نمازهاى او را قضاء نماید

مسأله 1389 - نماز قضاء را با جماعت مى شود خواند ، چه نماز امام جماعت اداء باشد یا قضاء ولازم نیست هر دو یک نماز را بخوانند مثلا اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر یا عصر امام بخواند اشکال ندارد

مسأله 1390 - مستحب است بچه ممیز را یعنى بچه اى که خوب وبد را مى فهمد به نماز خواندن وعبادتهاى دیگر عادت دهند بلکه مستحب است او را به قضاى نمازها هم وادار نمایند

نماز قضاى پدر ومادر که بر پسر بزرگتر واجب است

مسأله 1391 - اگر پدر ومادر نماز وروزه خود رد بجا نیاورده باشند بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگشان بجا آورد یا براى آنان اجیر بگیرد ، وروزه اى که در سفر نگرفته اند ، اگرچه نمى توانسته اند قضاء کنند باید پسر بزرگتر قضاء نماید ، یا براى آن اجیر بگیرد

مسأله 1392 - اگر پسر بزرگتر شک دارد که پدر ومادرش نماز وروزه قضاء داشته اند یا نه ، چیزى بر او واجب نیست

مسأله 1393 - اگر پسر بزرگتر بداند که پدر ومادرش نماز قضاء داشته اند وشک کند که بجا آورده اند یا نه باید قضاء نماید

مسأله 1394 - اگر معلوم نباشد که پسر بزرگتر کدام است ، قضاى نماز وروزه پدر ومادر بر هیچ کدام از پسرها واجب نیست ولى بهتر است که نماز وروزه آنان را بین خودشان قسمت کنند یا براى انجام آن قرعه بزنند

مسأله 1395 - اگر میت وصیت کرده باشد که براى نماز وروزه او اجیر بگیرند بعد از آنکه اجیر ، نماز وروزه او را بطور صحیح بجا آورد ، بر پسر بزرگتر چیزى واجب نیست

مسأله 1396 - اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز پدر ومادر را بخواند ، باید به تکلیف خود عمل کند مثلا قضاى نماز صبح ومغرب وعشاء مادرش را باید بلند بخواند

مسأله 1397 - کسى که خودش نماز وروزه قضاء دارد ، اگر نماز وروزه پدر وماده هم بر او واجب شود هر کدام را اول بجا آورد صحیح است

مسأله 1398 - اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر یا مادر نابالغ یا دیوانه باشد وقتى که بالغ شد یا عاقل گردید ، باید نماز وروزه پدر ومادر را قضاء نماید وچنانچه پیش از بالغ شدن یا عاقل شدن بمیرد ، بر پسر دوم واجب نیست

مسأله 1399 - اگر پسر بزرگتر پیش از آنکه نماز وروزه پدر یا مادر را قضاء کند بمیرد ، بر پسر دوم چیزى واجب نیست

نماز جماعت

مسأله 1400 - مستحب است نمازهاى یومیه را به جماعت بخوانند ودر نماز صبح ومغرب وعشاء خصوصا براى همسایهء مسجد وکسى که صداى اذان مسجد را مى شنود بیشتر سفارش شده است

مسأله 1401 - اگر یک نفر به امام جماعت اقتداء کند هر رکعت از نماز آنا ن ثواب صد وپنجاه نماز دارد واگر دو نفر اقتداء کنند هر رکعتى ثواب ششصد نما ز دارد وهرچه بیشتر شوند ثواب نمازشان بیشتر مى شود تا به ده نفر برسند وعده آنان که از ده گذشت ، اگر تمام آسمانها کاغذ ودریاها مرکب ودرختها قلم وجن وانس وملائکه نویسنده شوند ، نمى توانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند

مسأله 1402 - حاضر نشدن به نماز جماعت از روى بى اعتنایى جایز نیست وسزاوار نیست که انسان بدون عذر نماز جماعت را ترک کند

مسأله 1403 - مستحب است انسان صبر کند که نماز را به جماعت بخواند ونماز جماعت از نماز اول وقت که فرادى یعنى تنها خوانده شود بهتر است ، ونیز نماز جماعتى را که مختصر بخوانند از نماز فرادى که آن را طول بدهند بهتر است

مسأله 1404 - وقتى که جماعت برپا مى شود ، مستحب است کسى که نمازش را فرادى خوانده دوباره با جماعت بخواند واگر بعد بفهمد که نماز دولش باطل بوده ، نماز دوم دو کافى است

مسأله 1405 - اگر مأموم بخواهد نمازى را که به جماعت خوانده دوباره با جماعت بخواند ، اشکال ندارد ، وهمچنین امام مى تواند ثانیا امام شود ، ونیز مأموم مى تواند امام شود

مسأله 1406 - کسى که در نماز وسواس دارد بحدى که نماز را باطل مى کند وفقط در صورتى که نماز را با جماعت بخواند ، از وسواس راحت مى شود ، باید نماز را با جماعت بخواند

مسأله 1407 - اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر کند که نماز را به جماعت بخواند نماز جماعت بر دو واجب مى شود در صورتى که ترک آن موجب ایذاء یا عقوق آنها شود ، والا واجب نمى شود

مسأله 1408 - نماز مستحب را نمى شود به جماعت خواند ، مگر نماز استسقاء که براى آمدن باران مى خوانند

مسأله 1409 - اگر امام جماعت نماز یومیه مى خواند ، هر کدام از نمازهاى یومیه را مى شود به او اقتدا کرد ولى اگر نماز یومیه اش را احتیاطا دوباره مى خواند ، اقتداء کردن به دو اشکال دارد

مسأله 1410 - اگر امام جماعت قضاى نماز یومیه خود را یا کس دیگر را مى خواند مى شود به او اقتداء کرد ولى اگر نماز را احتیاطا قضاء مى کند ، اقتداى به دو اشکال دارد

مسأله 1411 - اگر انسان نداند نمازى را که امام مى خواند نماز واجب یومیه است یا نماز مستحب ، نمى تواند به او اقتداء کند

مسأله 1412 - اگر امام در محراب باشد وکسى پشت سر دو اقتداء نکرده باشد ، کسانى که دو طرف محراب ایستاده اند وبه واسطه دیوار محراب امام را نمى بینند نمى توانند به دو اقتدا کنند ولى اگر کسى پشت سر امام اقتدا کرده باشد ، اقتدا کردن کسانى که دو طرف او ایستاده اند وبه دو متصلند وبه واسطه دیوار محراب امام را نمى بینند اشکال ندارد نماز وجماعتشان صحیح است

مسأله 1413 - اگر به واسطه درازى صف اول ، کسانى که دو طرف صف ایستاده اند امام را نبینند مى توانند اقتدا کنند ونیز اگر به واسطه درازى یکى از صفهاى دیگر کسانى که دو طرف آن ایستاده اند ، صف جلوى خود را نبینند مى توانند اقتداء نمایند

مسأله 1414 - اگر صفهاى جماعت تا درب مسجد برسد کسى که مقابل درب پشت ایستاده نمازش صحیح است ونیز نماز کسانى که پشت سر او اقتدا مى کنند صحیح میباشد ، وهمچنین نماز کسانى که دو طرف دو ایستاده اند وصف جلو را نمى بینند اشکال ندارد

مسأله 1415 - کسى که پشت ستون ایتساده ، اگر از طرف راست پا چپ به واسطه مأموم دیگر به امام متصل نباشد ، نمى تواند اقتدا کند

مسأله 1416 - جاى ایستادن امام باید از جاى مأموم بلندتر نباشد ، ولى اگر کمتر از یک وجب بلندتر باش اشکال ندارد ، ونیز اگر زمین سراشیب باشد وامام در طرفى که بلندتر است بایستد در صورتى که سراشیبى آن زیاد نباشد وطورى باشد که به آن زمین مسطح بگویند مانعى ندارد

مسأله 1417 - اگر جاى مأموم بلندتر از جاى امام باشد اشکال ندارد ولى اگر به قدرى بلند باشد که نگویند اجتماع کرده اند ، جماعت صحیح نیست

مسأله 1418 - اگر بین کسانى که در یک صف ایستاده اند بچه ممیز یعنى بچه اى که خوب وبد را مى فهمد فاصله شود ، چنانچه ندانند نماز دو باطل است مى توانند اقتدا کنند

مسأله 1419 - بعد از تکبیر امام اگر صف جلو آماده نماز باشند ، وتکبیر گفتن آنان نزد یک باشد ، کسى که در صف بعد ایستاده مى تواند تکبیر بگوید

مسأله 1420 - اگر بداند نماز یک صف از صفهاى جلو باطل است ، در صفهاى بعد نمى توانند اقتدا کند ، ولى اگر نداند نماز آنان صحیح است یا نه ، مى تواند اقتدا نماید

مسأله 1421 - هرگاه بداند نماز امام باطل است مثلا بداند امام وضوء ندارد ، اگر چه خود امام ملتفت نباشد ، نمى تواند به او اقتدا کند

مسأله 1422 - اگر مأموم بعد از نماز بفهمد که امام عادل نبوده ، یا کافر بوده یا به جهتى نمازش باطل بوده ، مثلا بى وضوء نماز خوانده نمازش صحیح است

مسأله 1423 - اگر در بین نماز شک کند که اقتدا کرده یا نه ، چنانچه در حالى باشد که وظیفه مأموم است مثلا به حمد وسوره امام گوش مى دهد مى تواند نماز را به جماعت تمام کند واگر مشغول کارى باشد که هم وظیفه امام وهم وظیفه مأموم است مثلا در رکوع یا سجده باشد باید نماز را به نیت فرادى تمام نماید

مسأله 1424 - جائز است در بین نماز جماعت ، اگر چه ناچار نشود ، نیت فرادى بکند

مسأله 1425 - اگر مأموم بعد از حمد وسوره امام ، نیت فرادى کند لازم نیست حمد وسوره را بخواند ، ولى اگر پیش از تمام شدن حمد وسوره نیت فرادى نماید ، باید مقدارى را که امام نخوانده بخواند

مسأله 1426 - اگر در بین نماز جماعت نیت فرادى نماید بنابر احتیاط واجب نمى تواند دوباره نیت جماعت کند ، ولى اگر مردد شود که نیت فرادى کند یا نه وبعد تصمیم بگیرد که نماز را با جماعت تمام کند ، نمازش صحیح است

مسأله 1427 - اگر شک کند که نیت فرادى کرده یا نه ، باید بنا بگذارد که نیت فرادى نکرده است

مسأله 1428 - اگر موقعى که امام در رکوع است اقتدا کند وبه رکوع امام برسد اگر چه ذکر امام تمام شده باشد نمازش صحیح است ویک رکعت حساب مى شود اما اگر به مقدار رکوع خم شود وبه رکوع امام نرسد نمازش صحیح است ومخیر است نماز را فرادى تمام کند یا بایستد تا امام به رکعت دوم برسد وآن رکعت دوم را رکعت اول خودش قرار بدهد یا متابعت امام را در سجده بکند وآن سجده را هم حساب ننماید

مسأله 1429 - اگر موقعى که امام در رکوع است اقتدا کند وبه مقدار رکوع خم شود وشک کند که به رکوع امام رسیده یا نه نمازش صحیح است ومخیر است بین سه عملى که در مسأله قبل گذشت

مسأله 1430 - اگر موقعى که امام در رکوع است اقتدا کند وپیش از آنکه به اندازه رکوع خم شود ، امام سر از رکوع بردارد ، مخیر است بایستد تا امام براى رکعت بعد برخیزد وآن را رکعت اول نماز خود حساب کند ، ویا نیت فرادى نماید یا متابعت امام را در سجده بنماید وآن سجده را حساب نکند

مسأله 1431 - اگر اول نماز یا بین حمد وسوره اقتدا کند وپیش از آنکه به رکوع رود امام از رکوع بر دارد نماز او صحیح است

مسأله 1432 - اگر موقعى برسد که امام مشغول خواندن تشهد آخر نماز است ، چنانچه بخواهد به ثواب جماعت برسد ، باید بعد از نیت وگفتن تکبیرة الاحرام بنشیند وتشهد را با امام بخواند به قصد ذکر مطلق ، ولى سلام را نگوید وصبر کند تا امام سلام نماز را بدهد ، بعد بایستد وبدون آنکه دوباره نیت کند وتکبیر بگوید حمد وسوره را بخواند وآن را رکعت اول نماز خود حساب کند

مسأله 1433 - مأموم نباید جلوتر از امام بایستد بلکه اگر مساوى دو بایستد اشکال دارد ، وباید خیلى کم در جمیع حاذت نماز از امام عقبتر باشد ، واگر قد او بلندتر از امام است ، باید طورى بایستد که در رکوع وسجود جلوتر از امام نباشد بلکه مساوى هم نباشند

مسأله 1434 - در نماز جماعت باید بین مأموم وامام پرده ومانند آن که پشت آن دیده نمى شود فاصله نباشد ، وهمچنین است بین انسان ومأموم دیگرى که انسان به واسطه او به امام متصل شده است ، ولى اگر امام مرد ومأموم زن باشد چنانچه بین آن زن وامام یا بین آن زن ومأموم دیگرى که مرد است وزن به واسطه او به امام متصل شده است پرده ومانند آن باشد اشکال ندارد

مسأله 1435 - اگر بعد از شروع به نماز بین مأموم وامام یا بین مأموم وکسى که مأموم به واسطه او متصل به امام است ، پرده یا چیز دیگرى که پشت آن را نمى توان دید فاصله شود چنانچه مأموم فور عمل به وظیفه فرادى نکند نمازش باطل است

مسأله 1436 - واجب است بین جاى سجده مأموم وجاى ایستادن امام بیشتر از یک متر فاصله نباشد وکمتر از آن مانعى ندارد ، ونیز اگر انسان به واسطه مأمومى که جلوى او ایستاده به امام متصل باشد ، باید فاصله جاى سجده اش از جاى ایستادن دو بیشتر از یک متر نباشد وبهتر است که جاى سجده مأموم با جاى کسى که جلوى او ایستاده ، هیچ فاصله نداشته باشد

مسأله 1437 - اگر مأموم به واسطه کسى که طرف راست یا چپ او اقتدا کرده به امام متصل باشد واز جلو به امام متصل نباشد ، باید کسى که در طرف راست یا چپ او اقتدا کرده بیشتر از یک متر فاصله نداشته باشد

مسأله 1438 - اگر در نماز بین مأموم وامام ، یا بین مأموم وکسى که مأموم به واسطه او به امام متصل است ، بیشتر از یک متر فاصله پیدا شود ، چنانچه فور عمل به وظیفه فرادى نکند نمازش باطل است

مسأله 1439 - اگر نماز همه کسانى که در صف جلو هستند تمام شود ، یا همه نیت فرادى نمایند ، چنانچه کسانى که در صف بعد ایستاده اند فور عمل به وظیفه فرادى نمایند نماز صف بعد صحیح است ودر غیر این صورت نماز صف بعد باطل است

مسأله 1440 - اگر در رکعت دوم اقتدا کند لازم نیست حمد وسوره بخواند ومستحب است قنوت وتشهد را با امام بخواند واحتیاط واجب آن است که موقع خواندن تشهد دست وسینه پا را به زمین بگذارد وزانوها را بلند کند وباید بعد از تشهد با امام برخیزد و حمد واحتیاطا سوره را بخواند واگر براى سوره وقت ندارد ، حمد را تمام کند ودر رکوع یا سجده خود را به امام برساند ولى اگر در رکوع به امام نرسد ودر سجده به امام برسد ، بهتر است که قصد فرادى بنماید

مسأله 1441 - اگر موقعى که امام در رکعت دوم نماز چهار رکعتى است اقتدا کند باید در رکعت دوم نمازش که رکعت سوم امام است بعد از دو سجده بنشیند وتشهد را به مقدار واجب بخواند وبرخیزد وتسبیحات اربعه را ، یک مرتبه بگوید ودر رکوع یا سجده خود را به مام برساند

مسأله 1442 - اگر امام در رکعت سوم یا چهارم باشد ومأموم بداند که اگر اقتدا کند وحمد را بخواند به رکوع امام نمى رسد ، بنابر احتیاط واجب باید صبر کند تا امام به رکوع رود ، بعد اقتدا نماید

مسأله 1443 - اگر در رکعت سوم یا چهارم امام اقتدا کند ، باید حمد واحتیاطا سوره را بخواند واگر براى سوره وقت ندارد ، باید حمد را تمام کند ودر رکوع یا سجده خود را به امام برساند ، ولى اگر در رکوع به امام نرسد ، بهتر است که قصد فرادى بنماید

مسأله 1444 - کسى که مى داند اگر سوره یا قنوت را تمام کند به رکوع امام نمى رسد چنانچه عمد سوره یا قنوت را بخواند وبه رکوع نرسد اگر چه نمازش صحیح است ولى گناه کرده

مسأله 1445 - کسى که اطمینان دارد که اگر سوره را شروع کند یا تمام نماید به رکوع امام مى رسد ، بهتر است که سوره را شروع کند ، یا اگر شروع کرده تمام نماید

مسأله 1446 - کسى که یقین دارد ، اگر سوره را بخواند به رکوع امام مى رسد چنانچه سوره را بخواند وبه رکوع نرسد نمازش صحیح است

مسأله 1447 - اگر امام ایستاده باشد ومأموم نداند که در کدام رکعت است مى تواند اقتدا کند ، ولى باید قرائت را به قصد قربت بخواند واگر چه بعد بفهمد که امام در رکعت اول یا دوم بوده ، نمازش صحیح است

مسأله 1448 - اگر به خیال اینکه امام در رکعت اول یا دوم است حمد وسوره نخواند وبعد از رکوع بفهمد که در رکعت سوم یا چهارم بوده ، نمازش صحیح است ولى اگر پیش از رکوع بفهمد ، باید قرائت را بخواند واگر وقت ندارد ، فقط حمد را بخواند ودر رکوع یا سجده خود را به امام برساند یا قصد فرادى بنماید واحوط قصد فرادى است

مسأله 1449 - اگر به خیال اینکه امام در رکعت سوم یا چهارم است حمد وسوره بخواند وپیش از رکوع یا بعد از آن بفهمد که در رکعت اول یا دوم بوده نمازش صحیح است ، واگر در بین حمد وسوره بفهمد ، لازم نیست آنها را تمام کند

مسأله 1450 - اگر موقعى که مشغول نماز مستحبى است جماعت برپا شود ، چنانچه اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد ، مستحب است نماز را رها کند ومشغول نماز جماعت شود بلکه اگر اطمینان نداشته باشد که به رکعت اول برسد مستحب است به همین دستور رفتار نماید

مسأله 1451 - اگر موقعى که مشغول نماز سه رکعتى یا چهار رکعتى است جماعت برپ شود چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته واطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد مستحب است به نیت نماز مستحبى نماز را دو رکعتى تمام کند وخود را به جماعت برساند

مسأله 1452 - اگر نماز امام تمام شود ومأموم مشغول تشهد یا سلام اول باش لازم نیست نیت فرادى کند

مسأله 1453 - کسى که یک رکعت از امام عقب مانده مى تواند به جماعت ادامه دهد تا امام سلام دهد ومى تواند قصد فرادى نموده نماز را تمام کند واگر به جماعت ادامه داد ورکعت اول مأموم یا سوم او بود بنابر احتیاط واجب باید وقتى امام تشهد مى خواند انگشتان دست وسینه پا را به زمین بگذارد وزانوها را بلند نگاه دارد تا امام سلام نماز را بدهد وبعد برخیزید

شرائط امام جماعت

مسأله 1454 - امام جماعت باید بالغ وعاقل وشیعه دوازده امامى وعادل وحلال زاده باشد ونماز را بطور صحیح بخواند ، نیز اگر مأموم مرد است امام او هم مرد باشد ، واقتدا کردن بچه ممیز که خوب وبد را مى فهمد به بچه ممیز دیگر مانعى ندارد

مسأله 1455 - امامى را که عادل مى دانسته ، اگر شک کند به عدالت خود باقیست یا نه ، مى تواند به او اقتدا نماید

مسأله 1456 - کسى که ایستاده نماز مى خواند ، نمى تواند به کسى که نشسته یا خوابیده نماز مى خواند اقتدا کند ، وکسى که نشسته نماز مى خواند بنابر احتیاط واجب نمى تواند به کسى که خوابیده نماز مى خواند اقتدا نماید

مسأله 1457 - کسى که نشسته یا خوابیده نماز مى خواند مى تواند به کسى که نشسته نماز مى خواند اقتدا کند وکسى که خوابیده نماز مى خواند مى تواند به کسیه که خوابیده نماز مى خواند اقتدا نماید

مسأله 1458 - اگر امام جماعت به واسطه عذرى با لباس نجس یا با تیمم یا با وضوى جبیره اى نماز بخواند مى شود به او اقتدا کرد

مسأله 1459 - اگر امام مرضى دارد که نمى تواند از بیرون آمدن بول وغائط خوددارى کند ، مى شود به او اقتدا کرد ونیز زنى که مستحاضه نیست مى تواند به زن مستحاضه اقتدا نماید

مسأله 1460 - مکروه است اقتدا به کسى که مرض خوره یا پیسى دارد ، وجائز نیست اقتدا به کسى که حد شرعى بر او جارى شده است ، وبنابر احتیاط واجب اهل شهر اقتدا نکنند به بادیه نشین

احکام جماعت

مسأله 1461 - موقعى که مأموم نیت مى کند ، باید امام را معین نماید ولى دانستن اسم او لازم نیست مثلا اگر نیت کند اقتدا مى کنم به امام حاضر ، نمازش صحیح است

مسأله 1462 - مأموم باید غیر از حمد وسوره همه چیز نماز را خودش بخواند ولى اگر رکعت اول یا دوم دو رکعت سوم یا چهارم امام باشد ، باید حمد واحتیاطا سوره را بخواند

مسأله 1463 - اگر مأموم در رکعت اول ودوم نماز صبح ومغرب وعشاء صداى حمد وسوره امام را بشنود ، اگر چه کلمات را تشخیص ندهد ، باید حمد وسوره را نخواند واگر صداى امام را نشنود ، مستحب است حمد وسوره بخواند ولى باید آهسته بخواند وچنانچه سهوا بلند بخواند اشکال ندارد

مسأله 1464 - اگر مأموم بعضى از کلمات حمد وسوره امام را بشنود ، احتیاط آن است که حمد وسوره نخواند

مسأله 1465 - اگر مأموم سهوا حمد وسوره بخواند یا خیال کند صدایى را که مى شنود صداى امام نیست وحمد وسوره بخواند وبعد بفهمد صداى امام بوده نمازش صحیح است

مسأله 1466 - اگر شک کند که صداى امام را مى شنود یا نه ، یا صدایى بشنود ونداند صداى امام است یا صداى کس دیگر ، مى تواند حمد وسوره بخواند

مسأله 1467 - مکروه است که مأموم در رکعت اول ودوم نماز ظهر وعصر حمد وسوره بخواند ومستحب است بجاى آن ذکر بگوید

مسأله 1468 - مأموم نباید تکبیرة الاحرام را پیش از امام بگوید ولى جایز است با هم تکبیره را بگویند

مسأله 1469 - اگر مأموم عمدا ویا سهوا پیش از امام سلام دهد نمازش صحیح است وهیچ اشکالى ندارد ولازم نیست دوباره با امام سلام دهد

مسأله 1470 - اگر مأموم غیر از تکبیرة الاحمرام ، چیزهاى دیگر نماز را پیش از امام بگوید اشکال ندارد ولى اگر آنها را بشنود ، یا بداند امام چه وقت مى گوید بهتر آن است که پیش از امام نگوید

مسأله 1471 - مأموم باید غیر از آنچه در نماز خوانده مى شود ، کارهاى دیگر آن ، مانند رکوع وسجود را با امام یا کمى بعد از امام بجا آورد واگر عمدا پیش از امام یا مدتى بعد از امام انجام دهد ، معصیت کرده ولى نماز وجماعت هر دو صحیح است

مسأله 1472 - اگر سهوا پیش از امام سر از رکوع بر دارد ، چنانچه امام در رکوع باشد ، باید به رکوع برگردد وبا امام سر بردارد ودر این صورت زیاد شدن رکوع که رکن است نماز را باطل نمى کند ولى اگر به رکوع برگردد وپیش از آنکه به رکوع برسد ، امام سر بردارد نمازش باطل است

مسأله 1473 - اگر اشتباها سر بردارد وبیند امام در سجده است ، باید به سجده برگردد وچنانچه در هر دو سجده این اتفاق بیفتد براى زیاد شدن دو سجده که رکن است نماز باطل نمى شود

مسأله 1474 - کسى که اشتباها پیش از امام سر از سجده برداشته هرگاه به سجده برگردد ، وهنوز به سجده نرسیده امام سر بردارد ، نمازش صحیح است ولى اگر در هر دو سجده این اتفاق بیفتد نمازش باطل است

مسأله 1475 - اگر اشتباها سر از رکوع یا سجده بردارد وسهوا یا به خیال اینکه به امام نمى رسد ، یا عمدا به رکوع یا سجده نرود ، نمازش صحیح است

مسأله 1476 - اگر سر از سجده بردارد وبییند امام در سجده است ، چنانچه به خیال اینکه سجده اول امام است به قصد اینکه یا امام سجده کند به سجده رود وبفهمد سجده دوم امام بوده سجده دوم دو حساب مى شود واگر به خیال اینکه سجده دوم امام است به سجده رود وبفهمد سجده اول امام بوده ، باید به قصد اینکه با امام سجده کند دوباره با امام به سجده رود ، ودر هر دو صورت جائز است که نماز را به جماعت تمام کند ویا قصد فرادى بنماید

مسأله 1477 - اگر سهوا پیش از امام به رکوع رود وطورى باشد که اگر سر بردارد به مقدارى از قرائت امام مى رسد ، چنانچه سر بردارد وبا امام به رکوع رود ، نماز وجماعتش صحیح است وهمچنین اگر عمدا بر نگردد ، نماز وجماعتش صحیح است وجائز است قصد فرادى نماید

مسأله 1478 - اگر سهوا پیش از امام به رکوع رود وطورى باشد که اگر برگردد به چیزى از قرائت امام نمى رسد ، در صورتى که صبر کند تا امام به او برسد ، نمازش صحیح است واگر به قصد اینکه با امام نماز بخواند سر بردارد وبا امام به رکوع رود ، مانعى ندارد

مسأله 1479 - اگر سهوا پیش از امام به سجده رود ، در صورتى که که صبر کند تا امام به او برسد نمازش صحیح است واگر به قصد اینکه با امام نماز بخواند سر بردارد وبا امام به سجده رود ، مانعى ندارد

مسأله 1480 - اگر امام در رکعتى که قنوت ندارد اشتباها قنوت بخواند یا در رکعتى که تشهد ندارد اشتباها مشغول خواندن تشهد شود مأموم نباید قنوت وتشهد را بخواند ، ولى نمى تواند پیش از امام به رکوع رود یا پیش از ایستادن امام بایستد بلکه باید صبر کند تا قنوت وتشهد امام تمام شود وبقیه نماز را با او بخواند

چیزهایى که در نماز جماعت مستحب است

مسأله 1481 - اگر مأموم یک مرد باشد مستحب است طرف راست امام بایستد ، واگر زن باشد مستحب است در طرف راست امام طورى بایستد که جاى سجده اش مساوى زانو یا قدم امام باشد ، واگر مرد ویک زن یا یک مرد وچند زن باشند ، مستحب است مرد طرف راست امام وباقى پشت سر امام بایستد واگر چند مرد یا چند زن باشند مستحب است پشت سر امام بایستد ، واگر چند مرد وچند زن باشند ، مستحب است مردها عقب امام وزنها پشت سر مردها بایستند

مسأله 1482 - اگر امام ومأموم هر دو زن باشند بهتر است که ردیف یکدیگر بایستند وامام جلوتر نایستد

مسأله 1483 - مستحب است امام در وسط صف بایستد واهل علم وکمال وتقوى در صف اول بایستند

مسأله 1484 - مستحب است صفهاى جماعت منطم باشد وبین کسانى که در یک صف ایستاده اند فاصله نباش وشانه آنان ردیف یکدیگر باشد

مسأله 1485 - مستحب است بعد از گفتن قد قامت الصلوة مة مومین برخیزند

مسأله 1486 - مستحب است امام جماعت حال مأمومى را که از دیگران ضعیفتر است رعایت کند وقنوت ورکوع وسجود را طول ندهد ، مگر بداند همه کسانى که به او اقتدا کرده اند مایلند

مسأله 1487 - مستحب است امام جماعت در حمد وسوره وذکرهایى که بلند مى خواند ، صداى خود را بقدرى بلند کند که دیگران بشنوند ، ولى باید بیش از اندازه صدا را بلند نکند

مسأله 1488 - اگر امام در رکوع بفهمد کسى تازه رسیده ومى خواهد اقتدا کند مستحب است رکوع را دو برابر همیشه طول بدهد وبعد برخیزد ، اگرچه بفهمد کس دیگرى هم براى اقتدا وارد شده است

چیزهایى که در نماز جماعت مکروه است

مسأله 1489 - اگر در صفهاى جماعت جا باشد ، مکروه است انسان تنها بایستد

مسأله 1490 - مکروه است مأموم ذکرهاى نماز را طورى بگوید که امام بشنود

مسأله 1491 - مسافرى که نماز ظهر وعصر وعشاء را دو رکعت مى خواند مکروه است در این نمازها به کسى که مسافر نیست اقتدا کند وکسى که مسافر نیست مکروه است در این نمازها به مسافر اقتدا نماید

نماز آیات

نماز آیات

مسأله 1492 - نماز آیات که دستور آن بعدا کفته خواهد شد به واسطه چهار چیز واجب مى شود : اول - گرفتن خورشید
دوم - گرفتن ماه اگرچه مقدار کمى از آنها گرفته شود وکسى هم از آن نترسد
سوم - زلزله اگرچه کسى هم نترسد
چهارم - رعد وبرق وبادهاى سیاه وسرخ ومانند اینها از امور آسمانى در صورتى که بیشتر مردم بترسند ، واما چیزهاى زمینى وجوب نماز آیات براى آنها مبنى بر احتیاط است

مسأله 1493 - اگر از چیزهایى که نماز آیات براى آنها واجب است بیشتر از یکى اتفاق بیفتد چنانچه بعد از هرکدام نماز بخواند باید براى هر یک از آنها یک نماز آیات بخواند ، مثلا اگر خورشید بگیرد وبعد زلزله هم بشود ، باید دو نماز آیات بخواند

مسأله 1494 - کسى که چند نماز آیات بر او واجب است ووقت آنها نگذشته است چه همه آنها براى یک چیز بر او واجب شده باشد ، مثلا سه مرتبه خورشید گرفته ونماز آنها را نخوانده است یا براى چند چیز واجب شده باشد مثل آفتاب گرفتن ورعد برق وزلزله یک نماز آیات براى همه کفایت مى کند

مسأله 1495 - چیزهایى که نماز آیات براى آنها واجب است ، در هر شهرى اتفاق بیفتد ، فقط مردم همان شهر باید نماز آیات بخوانند وبر مردم جاهاى دیگر واجب نیست ، ولى اگر مکان آنها بقدرى نزدیک باشد که با آن شهر یکى حساب شود ، نماز آیات بر آنها هم واجب است

مسأله 1496 - از وقتى که خورشید یا ماه شروع به گرفتن مى کند انسان مى تواند نماز آیات را بخواند ، وبهتر است بقدرى تأخیر نیندازد که شروع به باز شدن کند

مسأله 1497 - اگر خواندن نماز آیات را بقدرى تأخیر بیندازد که آفتاب یا ماه شروع به باز شدن کند مى تواند نیت اداء بکند ، ولى بهتر است نیت اداء وقضاء نکند واگر بعد از باز شدن تمام آن ، نماز بخواند باید نیت قضاء نماید

مسأله 1498 - اگر مدت گرفتن خورشید یا ماه به اندازه خواندن یک رکعت نماز یا کمتر باشد ، نماز آیات واجب نیست واگر مدت گرفتن آنها بیشتر باشد ولى انسان نماز را نخواند ، تا به اندازه خواندن یک رکعت به آخر وقت آن مانده باشد واجب است بخواند وچنانچه مقصر نباشد نیت ادا بکند والا بنابر احتیاط نیت اداء وقضاء نکند .

مسأله 1499 - موقعى که زلزله ورعد وبرق ومانند اینها اتفاق مى افتد ، انسان باید فورا نماز آیات را بخواند واگر نخواند معصیت کرده وتا آخر عمر بر او واجب است وهر وقت بخواند ادا است .

مسأله 1500 - اگر بعد باز شدن آفتاب یا ماه بفهمد که تمام آن گرفته بوده باید قضاى نماز آیات را بخواند . ولى اگر بفهمد مقدارى از آن گرفته بوده قضاء بر او واجب نیست .

مسأله 1501 - اگر عده اى بگویند که خورشید یا ماه گرفته است ، چنانچه انسان از گفته آنان یقین پیدا نکند ونماز آیات نخواند وبعد معلوم شود راست گفته اند ، در صورتى که تمام خورشید یا ماه گرفته باشد باید نماز آیات را بخواند ، واگر مقدارى از آن گرفته باشد ، خواندن نماز آیات بر او واجب نیست ، وهمچنین است اگر دو نفر که عادل بودن آنان معلوم نیست ، بگویند خورشید یا ماه گرفته ، بعد معلوم شود که عادل بوده اند .

مسأله 1502 - اگر انسان به گفته کسانى که از روى قاعده علمى وقت گرفتن خورشید وماه را مى دانند ، اطمینان پیدا کند که خورشید یا ماه گرفته ، باید نماز آیات را بخواند . ونیز اگر بگویند فلان وقت خورشید یا ماه مى گیرد وفلان مقدار طول مى کشد وانسان به گفته آنان اطمینان پیدا کند ، بنابر اظهر باید به حرف آنان عمل نماید .

مسأله 1503 - اگر بفهمد نماز آیاتى که خوانده باطل بوده ، باید دوباره بخواند واگر وقت گذشته قضاء نماید .

مسأله 1504 - اگر در وقت نماز یومیه نماز آیات هم بر انسان واجب شود ، چنانچه براى هر دو نماز وقت دارد ، هرکدام را اول بخواند اشکال ندارد . واگر وقت یکى از آن دو تنگ باشد ، باید اول آن را بخواند . واگر وقت هر دو تنگ باشد ، باید اول نماز یومیه را بخواند .

مسأله 1505 - اگر در بین نماز یومیه بفهمد که وقت نماز آیات تنگ است ، چنانچه وقت نماز یومیه هم تنگ باشد ، باید آن را تمام کند بعد نماز آیات را بخواند واگر وقت نماز یومیه تنگ نباشد باید آن را بشکند واول نماز آیات ، بعد نماز یومیه را بجا آورد .

مسأله 1506 - اگر در بین نماز آیات بفهمد که وقت نماز یومیه تنگ است ، باید آیات را رها کند ومشغول نماز یومیه شود وبعد از آنکه نماز را تمام کرد پیش از انجام کارى که نماز را بهم بزند ، بقیه نماز آیات را از همانجا که رها کرده بخواند .

مسأله 1507 - اگر در حال حیض یا نفاس زن آفتاب یا ماه بگیرد بنابر احتیاط واجب باید بعد از پاک شدن ، نماز آیات را قضا نماید . واگر زلزله یا رعد وبرق ومانند اینها اتفاق بیفتد ، واجب است که بعد از پاک شدن ، نماز آیات را بخواند .

دستور نماز آیات

مسأله 1508 - نماز آیات دو رکعت است ودر هر رکعت پنج رکوع دارد ودستور آن این است که انسان بعد از نیت تکبیر بگوید ویک حمد ویک سوره تمام بخواند وبه رکوع رود وسر از رکوع بر دارد ، دوباره یک حمد ویک سوره بخواند ، باز به رکوع رود تا پنج مرتبه وبعد از بلند شدن از رکوع پنجم دو سجده نماید وبرخیزد ورکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آورد وتشهد بخواند وسلام دهد .

مسأله 1509 - در نماز آیات ممکن است انسان بعد از نیت وتکبیر وخواندن حمد ، آیه هاى یک سوره را پنج قسمت کند ویک آیه یا بیشتر از آن را بخواند وبه رکوع رود وسر بردارد وبدون اینکه حمد بخواند ، قسمت دوم از همان سوره را بخواند وبه رکوع رود وهمینطور تا پیش از رکوع پنجم سوره را تمام نماید ، مثلا به قصد سوره قل هو الله احد . بسم الله الرحمن الرحیم بگوید وبه رکوع رود ، بعد بایستد وبگوید : قل هو الله احد دوباره به رکوع رود وبعد از رکوع بایستد وبگوید : الله الصمد باز به رکوع رود وبایستد وبگوید : لم یلد ولم یولد وبرود به رکوع باز هم سر بردارد وبگوید : ولم یکن له کفوا احد وبعد از آن به رکوع پنجم رود وبعد از سر برداشتن ، دو سجده کند ورکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آور وبعد از سجده دوم تشهد بخواند ونماز را سلام دهد ، ونیز ممکن است سوره را به کمتر از پنج قسمت تقسیم کند ولى بعد از تمام شدن سوره باید حمد را براى رکعت بعد از آن بخواند .

مسأله 1510 - اگر در یک از نماز آیات ، پنج مرتبه حمد وسوره بخواند ودر رکعت دیگر یک حمد بخواند وسوره را قسمت کند مانانعى ندارد .

مسأله 1511 - چیزهایى که در نماز یومیه واجب ومستحب است ، در نماز آیات هم واجب ومستحب مى باشد . ولى در نماز آیات مستحب است بجاى اذان واقامه سه مرتبه بگوید : الصلوة .

مسأله 1512 - مستحب است بعد از رکوع پنجم ودهم بگوید ؟ سمع الله لمن حمده ، ونیز پیش از هر رکوع وبعد از آن تکبیر بگوید ولى بعد از رکوع پنجم ودهم گفتن تکبیر مستحب نیست .

مسأله 1513 - مستحب است پیش از رکوع دوم وچهارم وششم وهشتم ودهم قنوت بخواند واگر فقط قنوت پیش از رکوع دهم بخواند کافیست .

مسأله 1514 - اگر در نماز آیات شک کند که چند رکعت خوانده وفکرش به جایى نرسد نماز باطل است .

مسأله 1515 - اگر شک کند که در رکوع آخر رکعت اول است ، یا در رکوع اول رکعت دوم وفکرش به جایى نرسد ، نماز باطل است . ولى اگر مثلا شک کند که چهار رکوع کرده یا پنج ، چنانچه به سجده نرفته است باید رکوع را که شک دارد بجا آودره یا نه بجا آورد . واگر به سجده رفته باید به شک خود اعتنا نکند .

مسأله 1516 - هر یک از رکوع هاى نماز آیات رکن است که اگر عمدا یا اشتباها کم یا زیاد شود نماز باطل است .

نماز عید فطر وقربان

مسأله 1517 - نماز عید فطر وقربان در زمان حضور امام علیه السلام واجب است وباید به جماعت خوانده شود . ودر زمان ما که امام علیه السلام غائب است ، مستحب است استحباب جماعت ثابت نیست ، مقلدین مى توانند در این مسأله رجوع کنند به کسى که واجد شرائط است وفتوى مى دهد به مشروعیت جماعت .

مسأله 1518 - وقت نماز عید فطر وقربان از اول روز عید است تا ظهر .

مسأله 1519 - مستحب است نماز عید قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخواند . ودر عید فطر مستحب است ، بعد از بلند شدن آفتاب افطار کند وزکاة فطره را هم بدهد ، بعد نماز عید را بخواند .

مسأله 1520 - نماز عید فطر وقربان دو رکعت است که در رکعت اول بعد از خواندن حمد وسوره ، باید پنج تکبیر بگوید ، وبعد از هر تکبیر یک قنوت بخواند وبعد از قنوت پنجم ، تکبیر دیگرى بگوید وبه رکوع ردو ودو سجده بجا آورد وبرخیزد ودر رکعت
دوم چهار تکبیر بگوید وبعد از هر تکبیر قنوت بخواند وتکبیر پنجم را بگوید وبه رکوع رود وبعد از رکوع دو سجده کند وتشهد بخواند ونماز را سلام دهد .

مسأله 1521 - در قنوت نماز عید فطر وقربان هر دعا وذکرى بخواند کافى است ولى بهتر این دعا را بخواند : اللهم اهل الکبریاء والعظمة واهل الجود والجبروت واهل العفو والرحمة واهل التقوى والمغفرة اسئلک بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا ولمحمد صلى الله علیه وآله ذخرا وشرفا وکرامة ومزیدا ان تصلى على محمد وآل محمد وان تدخلنى فی کل خیر ادخلت فیه محمدا وآل محمد وان تخرجنى من کل سوء اخرجت منه محمدا وآل محمد صلواتک علیه وعلیهم انى اسئلک خیر ما سئلک به عبادک الصالحون واعوذ بک مما استعاذ منه عبادک المخلصون .

مسأله 1522 - در زمان غائب بودن امام علیه السلام اگر با جماع خوانده شود مستحب است بعد از نماز عید فطر وقربان دو خطبه بخوانند . وبهتر است که در خطبه عید فطر زکوة فطره ودر خطبه عید قربان احاکم قربانى را بگویند .

مسأله 1523 - نماز عید سوره مخصوصى ندارد ولى بهتر است که در رکعت اول آن سوره شمس ( سوره 91 ) ودر رکعت دوم سوره غاشیه ( سوره 88 ) را بخوانند یا در رکع اول سوره سبح اسم ( سوره 87 ) ودر رکعت دوم سوره شمس را بخوانند .

مسأله 1524 - مستحب است نماز عید را در صحرا بخوانند ولى در مکه مستحب است در مسجدالحرام خوانده شود .

مسأله 1525 - مستحب است پیاده وپا برهنه وبا وقار به نماز عید بروند وپیش از نماز غسل کنند وعمامه سفید بر سر بگذارند .

مسأله 1526 - مستحب است در نماز عید بر زمین سجده کنند ودر حال گفتن تکبیرها دستها را بلند کنند وکسى که نماز عید مى خواند ، اگر امام جماعت است یا فرادى نماز مى خواند ، نماز را بلند بخواند .

مسأله 1527 - بعد از نماز مغرب وعشاء شب عید فطر وبعد از نماز صبح آن ، وبعد از نماز عید فطر مستحب است این تکبیرها را بگوید : الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله والله اکبر ولله الحمد الله اکبر على ما هدانا .

مسأله 1528 - مستحب است انسان در عید قربان بعد از ده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید وآخر آنها نماز صبح روز دوازدهم است تکبیرهایى را که در مسأله پیش گفته شد بگوید وبعد از آن بگوید : الله اکبر على ما رزقنا من بهیمة الانعام والحمد لله على ما ابلانا . ولى اگر عید قربان را در منى باشد مستحب است بعد از پانزده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید وآخر آنها نماز صبح روز سیزدهم ذى حجه است ، این تکبیرها رد بگوید .

مسأله 1529 - احتیاط مستحب آن است که زنها از رفتن به نماز عید خوددارى کنند ولى این احتیاط براى زنهاى پیر نیست .

مسأله 1530 - در نماز عید هم مثل نمازهاى دیگر ، نماز را خودش بخواند .

مسأله 1531 - اگر مأموم موقعى برسد که امام مقدارى از تکبیرها رد گفته ، بعد از آنکه امام به رکوع رفت ، باید آنچه از تکبیرها وقنوتها را که با امام نگفته خودش بگوید واگر در هر قنوت یک سبحان الله یا یک الحمدلله بگوید کافى است .

مسأله 1532 - اگر در نماز عید موقعى برسد که امام در رکوع است مى تواند نیت کند وتکبیر اول نماز را بگوید وبه رکوع رود .

مسأله 1533 - اگر در نماز عید یک سجده یا تشهد را فراموش کند احتیاط مستحب آن است که بعد از نماز آن را بجا آورد . ونیز اگر کارى که براى آن سجده ا سهو لازم است پیش آید بنابر احتیاط باید بعد از نماز دو سجده سهو بنماید .

اجیر گرفتن براى نماز

مسأله 1534 - بعد از مرگ انسان ، مى شود براى نماز وعبادتهاى دیگر او که در زندگى بجا نیاورده ، دیگرى را اجیر کنند یعنى به او مزد دهند که آنها را بجا آورد ، واگر کسى بدون مزد هم آنها را انجام دهد صحیح است .

مسأله 1535 - انسان مى تواند براى بعضى از کارهاى مستحبى مثل زیارت قبر پیغمبر وامامان علیهم السلام از طرف زندگان اجیرشود ونیز مى تواند کار مستحبى را انجام دهد وثواب آن را براى مردگان یا زندگان هدیه نماید .

مسأله 1536 - کسى که براى نماز قضاى میت اجیر شده باید یا مجتهد باشد یا مسائل نماز را از روى تقلید صحیح بداند یا آنکه عمل به احتیاط کند .

مسأله 1537 - اجیر باید موقع نیت . میت را معین نماید ، ولازم نیست اسم او را بداند ، پس اگر نیت کند از طرف کسى نماز مى خوانم که براى او اجیر شده ام کافى است .

مسأله 1538 - اجیر باید قصد کند آنچه در ذمه میت است بجا مى آورم وعبادتهاى دو را قضاء مى نمایم واگر عملى را انجام دهد وثواب آن را براى او هدیه کند کافى نیست

مسأله 1539 - لازم نیست کسى را اجیر کنند که اطمینان داشته باشند عمل را بطور صحیح انجام مى دهد .

مسأله 1540 - چنانچه کسى را اجیر نمایند براى قضاء نماز میت وشک کنند که عمل را انجام داده یا نه ، همینکه بگوید انجام داده ام کافى است .

مسأله 1541 - هرگاه شک کنند که اجیر عمل را بطور صحیح انجام داده یا نه بنابر صحت آن بگذارند

مسأله 1542 - کسى را که عذرى دارد ومثلا با تیمم یا نشسته نماز مى خواند نمى شود براى نمازهاى میت اجیر کرد ، اگر چه نماز میت هم همانطور قضاء شده باشد .

مسأله 1543 - مرد براى زن وزن براى مرد مى تواند اجیر شود ودر بلند خواندن وآهسته خواندن نماز باید به تکلیف خود عمل نماید .

مسأله 1544 - قضاى نمازهاى میت لازم نیست به ترتیب خوانده شود مگر در آن نمازها که در اداء آنها ترتیب معتبر است مثل ظهر وعصر از یک روز .

مسأله 1545 - اگر با اجیر شرط کنند که عمل را بطور مخصوصى انجام دهد ، باید همانطور بجا آورد . واگر با او شرط نکنند ، باید در آن عمل به تکلیف خود رفتار نماید ، وبهتر است که از وظیفه خودش ومیت هر کدام که به احتیاط نزدیکتر است به آن عمل کند مثلا اگر وظیفه میت گفتن سه مرتبه تسبیحات اربعه بوده وتکلیف او یک مرتبه ، سه مرتبه بگوید .

مسأله 1546 - اگر اجیر شرط نکنند که نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند ، باید مقدارى از مستحبات نماز را که معمول است بجا آورد .

مسأله 1547 - اگر انسان چند نفر را براى نماز قضاى میت اجیر کند لازم نیست براى هر کدام آنها وقتى را معین نماید ، مثلا اگر با یکى از آنها قرار گذاشت که از صبح تا ظهر نماز قضاء بخواند ، با دیگرى قرار بگذارد که از ظهر تاب شب بخواند ، واگر چند نفر با هم در یک وقت معین بخوانند اشکال ندارد .

مسأله 1548 - اگر کسى اجیر شود که مثلا در مدت یکسال نمازهاى میت را بخواند وپیش از تمام شدن سال بمیرد ، باید براى نمازهایى که مى دانند وبنابر احتیاط واجب براى نمازهایى که احتمال مى دهند بجا نیاورده ، دیگرى را اجیر نمایند .

مسأله 1549 - کسى را که براى نمازهاى میت اجیر کرده اند اگر پیش از تمام کردن نمازها بمیرد واجرت همه آنها را گرفته باشد چنانچه شرط کرده باشند که تمام نمازها را خودش بخواند اگر قادر بر اتیان عمل نبوده ورثه منوب عنه مى توانند تمام اجرتى را که داده بگیرند واجرة المثل عملى را که انجام داده بدهند واگر قادر بوده مى توانند اجرة المثل باقیمانده را بگیرند ، مثلا چنانچه اجرت یکسال نماز یکصد تومان است ولى اجیر دویست تومان براى یکسال گرفته ونصف نماز را خوانده ، در فرض اول ورثه مى توانند دویست تومان را بگیرند از مال او وپنجاه تومان براى نمازهایى که خوانده به ورثه او بدهند ، ودر فرض دوم مى توانند پنجاه تومان از مال او بگیرند - واگر شرط نکرده باشند باید ورثه اش از مال دو اجیر بگیرند اما اگر مال نداشته باشد بر ورثه او چیزى واجب نیست .

مسأله 1550 - اگر اجیر پیش از تمام کر 6 ن نمازهاى میت بمیرد وخودش هم نماز قضاء داشته باشد چنانچه شرط نشده باشد که خودش عمل را انجام دهد باید از مال او براى نمازهایى که اجیر بوده دیگرى را اجیر نمایند واگر چیزى زیاد آمد در صورتى که وصیت کرده باشد براى تمام نمازهاى او اجیر بگیرند .