آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی
مرجع تقلید شیعه
حکم شک در سعى
مسأله 373 _ اگر کسى شک در عدد دفعات نماید چنانچه شک در زیادى باشد مثل این که شک نماید این مرتبه که تمام شده هفتمى است یا نهمى، سعى او محکومبه صحت است.
و چنان چه شک در نقیصه باشد مثل این که شک کند بین پنج و هفت یا در اثناء باشد شک کند این مرتبه هفتم است یا نهم، سعى او محکوم به بطلان است چه آن که شک او بعد از فراغ از عمل باشد یا قبل از فراغ بعد از تقصیر باشدیا قبل از آن در جمیع صور باید سعى را
اعاده نماید.
تقصیر
واجب پنجم از واجبات عمره تمتع تقصیر است،معنى تقصیر این است که مکلف قدرى از موى سر یا ریش یا سبیل خود را با مقراض یا غیر آن ولو با دندان بگیرد.
مسأله 374 _ در محل شدن از عمره تمتع تقیرمتعین است، و تراشیدن موى سر کفایت نمى کند، بلکه بنابر احتیاط وجوبى حرام است سر تراشیدن یک گوسفند قربانى کند ولى بنابراظهر واجب نیست.
مسأله 375 _ واجب است تقصیر را بعد از فراغ از سعى به جا آورد و قبل از آن مشروع نیست بلکه تقدیم تقصیر بر آن موجب کفاره است وباید یک گاو قربانى کند.
مسأله 376 _ اگر شخصى عمداً تقصیر را ترک نمود تا آن که با احرام حج محرم شد عمره تمتع او باطل است و حج او مبدل به اِفراد مى شود وبعد از آن لازم است عمره مفرده را بجا آورد واحوط آن است که در سال آینده حج را اعاده نماید.
مسأله 377 _ اگر شخصى از روى فراموشى تقصیر را ترک نمود تا آن که با احرام حج محرم شد عمره صحیح است وبنابر احتیاط یک گوسفند قربانى کند.
مسأله 378 _ تمام چیزهائى که به جهت احرام برمحرم حرام شده بود، پس از تقصیر حلال مى شود حتى سر تراشیدن.
قسمت دوم حج تمتع
در گذشته بیان شد که واجبات حج تمتع سیزده است کما این که شرائط آن در همان جا ذکر شد ونیز بیانکردیم که کسى که اعمال عمره تمتع را به جا آورد جائز نیست از مکه معظمه بدون احرام حج خارج شود مگر دو دسته رجوع شود به مبحث اقسام حج اول رساله.
احرام حج
واجب اول از واجبات حج تمتع احرام است، و واجبات وتروک آن به همان کیفیت است که در احرام عمره ذکر شد، ونیت آن چنین است احرام مى بندم در حج تمتع براى اعمال حج به قصد فرمان الهى، ودر مبحث بیانکردیم حقیقت احرام ووجوب تلبیه ومحل گفتن آن و موضع قطع تلبیه را.
مسأله 379 _ در مبحث مواقیت گفتیم که احرام حج باید از مکه باشد ومکلف مخیر است از هر جاى مکه که بخواهد احرام ببندد بلى افضل مسجد است وافضل مواضع مسجد، مقام ابراهیم یا حجر اسماعیل است.
مسأله 380 _ وقت احرام حج پس از اعمال عمره است وافضل اوقات آن روز ترویه است یعنى هشتم ذى الحجه، وجائز است احرام حج را تا سه روز پیش از ترویه مقدم بدارد خصوصاً نسبت به پیرمرد ومریض که ترس از ازدحام داشته باشند واز این جهت پیش از مردمبیرون روند، ولى غیر معذروین بنابر احتیاط مقدم ندارد احرام را به روز ترویه، وجائز است تأخیر آن از روز ترویه تا آن که وقت وقوف به عرفات فوت نشود.
مسأله 381 _ اگر کسى از روى جهل یا فراموشى احرام حج را ترک نمود تا از مکه خارج شد در آن چندصورت است:
1 _ آن که قبل از عرفات متذکر شود، در
این صورت اگر تمکن دارد باید برگردد واز مکه احرام ببندد واگر تمکنندارد به جهت ضیق وقت یا عذر دیگر از همان موضع تذکر احرام ببندد.
2 _ آن که تذکر در عرفات یا مشعر یا بعد از افاضه ازمشعر باشد در این صورت مى تواند از همان جا که متذکر شده احرام ببندد وبرگشتن به مکه لازم نیست ولو تمکن داشتهباشد.
3 _ آن که تذکر
بعد از تمام شدن اعمال حج باشددر این صورت حج او صحیح است.
مسأله 382 _ اگر شخصى با علم وعمد احرام حج را ترک نمود چنانچه تا زمان وقوف به عرفات تدارک آن ممکن باشد باید تدارک نماید واگر تا زمان وقوف به عرفات ممکن نشد، حج او باطل است ولازم است در سال آینده قضاء نماید.
وقوف به عرفات
واجب دوم از واجبات حج تمتع وقوف به عرفات است عرفات نام محل مخصوصى است که در چهار فرسخى مکه است، ومراد وقوف بودن در آن جا است چه سواره، چه پیاده، ساکن یا متحرک، ایستاده یا نشسته یاخوابیده در این وقوف قصد قربت معتبر است.
مسأله 383 _ باید وقوف از روى اختیار مکلف باشد پس اگر در مجموع مدت بیهوش بود وقوف او باطلاست، وهمچنین اگر خواب بود بدون آن که قبلا نیت وقوف کرده باشد.
مسأله 384 _ براى شخص مختار زمان وقوف به عرفات از اول ظهر روز نهم ذى الحجه تا غروب شرعى است اگر چه مقدارى از اول وقت را اگر قبل از عرفات مشغول به مقدمات مستحبه از قبیل غسل ونماز باشد مانعى ندارد، بلکه تأخیر تا یک ساعت بعد از ظهر تقریبا مطلقا جائز است، ووقوف در
این مدت اگر چه واجب است ولى از ارکان نیست یعنى اگر مکلف در بعضى از این مدت ترک وقوف نماید مرتکب حرام شده ولى حج او باطل نیست، بلى وقوف فى الجمله ما بین یک ساعت بعد از ظهرتقریبا وغروب شرعى از ارکان است پس اگر در صورت اختیار در تمام این مدت هیچ وقوف ننماید حج او فاسد است.
مسأله 385 _ اگر مکلف در وقت مزبور که وقت اختیارى است متمکن از وقوف نشد یا فراموش نمود یا جاهل غیر مقصر بود، لازم است در شب عید مقدارى از اول شب تا طلوع فجر وقوف نماید واین وقت را وقت اضطرارى مى نامند.
وچنانچه وقوف نمود حج او صحیح است وچنان چه متمکن از وقوف در وقت اضطرارى بود وعمدا وقوف ننمود حج او باطل است.
مسأله 386 _ بر شخصى که متمکن از وقوف اختیارى نبود واجب است وقوف اضطرارى در صورتى که بداند که اگر وقوف اضطرارى بنماید درک وقوف اختیارىمشعر را مى نماید والا واجب نیست.
مسأله 387 _ اگر کسى متمکن از وقوف اضطرارى نشد یا فراموش کرد تا طلوع فجر وقوف به مشعر مجزى است وحج او صحیح است.
مسأله 388 _ شخص مختار که واجب است از اول ظهر تا یک ساعت بعد از ظهر تا در غروب در عرفات بماند اگر با علم وعمد پیش از غروب از آنجا کوچ کند حج اوصحیح است ولى معصیت کرده وباید برگردد وواجب است در منى در روز عید یک شتر در راه خدا نحر کند، واگراز این کفاره متمکن نشد باید هیجده روز روزه بگیرد در مکه یا در راه یا در
منزل خود پس از مراجعت ودر وجوب کفاره فرقى نیست بین آن که برگردد قبل از غروب آفتاب به عرفات یا برنگردد در هر دو صورت کفاره واجب است.
مسأله 389 _ اگر مکلف از جهت فراموشى یا جهل به حکم پیش از غروب، از عرفات کوچ کند باید پس از علم یا تذکر به عرفات برگردد وکفاره بر او واجب نیست ولو پس از علم وتذکر برنگردد به عرفات.
مسأله 390 _ اگر چه شبهه نیست در این که دعا وذکر در حال وقوف به عرفات از مستحبات اکیده است ولى فتواى بعضى از فقهاء به وجوب دعا و بعضى دیگر به وجوب صلوات بر پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) وذکر ضعیف است.
پس اگر در تمام مدت وقوف هیچ عمل عبادى انجام ندهد حج او صحیح است ومعصیت هم نکرده است.
مسأله 391 _ هرگاه اول ماه نزد قاضى اهل تسنن ثابت شد وبر طبق آن حکم نمود، در نزد شیعه ثابت نشد یا ثابت شد که اول ماه نیست در آن جا چند صورت است:
1 _ راهى براى متابعت نکردن نباشد واگر بخواهد مخالفت نماید ولو به این که روز بعد مقدارى از وقوف کهرکن است به جا آورد خوف تلف نفس یا قطع عضوى ازاعضاء یا از بین رفتن آن بشود در این صورت واجب است متابعت، ومخالفت آنان حرام است واگر وقوف آنان وقوف نماید حج او صحیح و احتیاج به اعاده ندارد و اگر مخالفت نماید و در آن روز ننماید روز بعد وقوف کند حج او باطل است.
2 _ راهى براى متابعت نکردن نباشد وبر مخالفت با آنان محذورى که گذشت مترتب
نشود ولى ممکن است ضررى به او برسانند یا در مشقت و زحمت بیافتد در اینصورت اگر تبعیّت نماید حج او صحیح واحتیاج به اعاده نیست واگر مخالفت هم نماید حجش صحیح است.
3 _ راهى براى متابعت کردن دارد و چنانچه مخالفت نماید هیچگونه ضرر واذیّتى متوجه خودش و بقیه شیعه نمى شود، در این صورت جائز نیست متابعت نماید و اگر تبعیّت نمود واحتیاط نکرد حجش باطل است
4 _ نتواند مخالفت نماید و به درک وقوف اختیارى عرفه ولى از وقوف اضطرارى آن مانعى نباشد در این صورت اگر تبعیت نماید حجش صحیح است.
وقوف در مزدلفه
واجب سوم از واجبات حج تمتع از وقوف در مزدلفهاست (ومزدلفه نام جائى است که مشعر الحرام هم مى نامند) وزمان وقوف که مراد بودن در آن محل است به اختلاف مکلفین مختلف است، براى مرد مختار زمان وقوف روز عید قربان از طلوع فجر تا طلوع خورشید است، بلکه اگر اواخر وقت هم به مزدلفه برود واجب را به جا آورده است ولى زودتر از طلوع شمس نباید از وادى محسر که حدود مزدلفه است کوچ بنماید پس مکلف مى تواند دیرتر ازطلوع فجر برود به مزدلفه ولى نمى تواند زودتر از طلوع شمس از آن حدود خارج شود.
و زمان وقوف براى زنان وصاحبان عذر وضعفاء از مردان وکسانى که کار ضرورى داشته باشند شب عید قربان تا طلوع شمس است ولازم نیست تمام شب را بمانند بلکه مقدارى از آن را اگر وقوف نمایند کافى است.
وزمان وقوف براى کسانى که وظیفه شان وقوف دریکى از دو وقت گذشته است ولى به واسطه ضرورت وقوف ننمودند از اول طلوع
آفتاب تا ظهر روز عید است همین قدر که مقدارى از این وقت را وقوف نمایند واجب را به جا آورده اند.
مسأله 392 _ کسى که عالماً عامداً مختارا وقوف به مزدلفه را ترک نماید حج او باطل است ولو وقوف به عرفه نموده باشد ویک شتر کفاره هم بر او واجب مى شود.
مسأله 393 _ اگر مکلف از عرفات کوچ کرد وبه مزدلفه آمد واجب نیست ماندن شب در مزدلفه ولو تمکن از ماندن داشته باشد.
مسأله 394 _ معتبر است در وقوف به مزدلفه که وقوف را به قصد امتثال فرمان خداوند به جا آورد و لازم نیست قصد نماید وقوف براى حجة الاسلام است یا غیر آن همین قدر که قصد نماید وقوفى که امر به او شده است کفایت مى کند.
مسأله 395 _ شخصى که وظیفه اش وقوف در بین الطلوعین است اگر شب را در مزدلفه وقوف نموده وقبل از طلوع فجر از آنجا کوچ کند چنان چه از روى علم وعمد باشد حج او باطل ویک گوسفند کفاره باید بدهد وچنان چه از روى جهل باشد حجش صحیح است ولى یک گوسفند کفاره بر او واجب است.
اختلاف حال مکلف از جهت ادراکوقوفین
از مطالب گذشته معلوم شد که براى عرفات دو وقوف است اختیارى واضطرارى، وبراى مزدلفه سه وقوف است دو اضطرارى، شب عید، وروز عید، یک اختیارىبین الطلوعین روز عید، ووظیفه محرم بر حسب درک وقوفین یا یکى از آنها اختلاف دارد زیرا در آن چند صورت است:
صورت اول آن که مکلف اختیارى عرفه را درک نماید و وقوف به مزدلفه را مطلقا ترک کند در این صورت چنان چه ترک وقوف به مزدلفه
از روى علم وعمد باشد حج او باطلوسال آینده باید حج نماید، در صورتى که حج بر او واجبباشد ویک شتر کفاره بر او واجب است، وچنان چه ترک وقوف از روى جهل باشد حج او صحیح وظاهرا یک گوسفند کفاره واجب است، وچنان چه از روى نسیان واضطرار باشد حجش صحیح است وچیزى بر او نیست.
مسأله 396 _
شخصى که عن علم وعمد وقوف راترک کند بقیه اعمال حج را لازم نیست بجا آورد بلکه باید عدول کند به عمره مفرده و با همان احرام که بسته است براى حج عمره مفرده به جا آورد وبعد از آن از احرام خارج شود.
صورت دوم فقط اضطرارى عرفه را درک نماید چنین شخصى حج او باطل و باید به همان احرام که براى حج بسته بوده عمره مفرده به جا آورد وبعد از آن از احرام خارجشود، ودرصورتى که حج واجب بوده وترک وقوف به مزدلفه عمدى باشد سال آینده واجب است حج به جا آورد و اگر عمدى نبوده وجوب حج در سال آینده منوط است بهبقاء شرط وجوب.
صورت سوم آن که اختیارى مشعر را که بین الطلوعین است درک نماید، در این صورت اگر ترک وقوف به عرفه عمدى باشد حجش باطل وباید عدول کند عمره مفرده به نحوى که گذشت واگر غیر عمدى باشد حج او صحیح است.
صورت چهارم شب عید مزدلفه را فقط درک نمایددر این صورت اگر محرم زن باشد یا مرد معذور ومریضحجش صحیح است واگر مرد مختار غیر معذور باشدحجش باطل است وباید عدول کند با همان احرم به عمره مفرده.
صورت ششم آن که درک نماید وقوف اختیارى هر کدام
از عرفات و مزدلفه را در این صورت حج صحیح است وچیزى بر او نیست.
صورت هفتم آن که درک نماید اختیارى عرفه با وقوف شب مزدلفه را در این صورت چنانچه محرم زن یا مرد معذور باشد حجش صحیح است بلا اشکال، واگر مرد غیر معذور باشد گر چه حجش صحیح است، ولى یک گوسفند کفاره بر او ثابت است.
صورت هشتم آن که درک کند وقوف اختیارى عرفه را با وقوف روز عید مزدلفه در این صورت، چنان چه ترک اختیارى مزدلفه از روى علم وعمد باشد حجش باطلوباید عدول نماید به عمره مفرده، وچنان چه ترک اختیارى مزدلفه از روى اضطرار باشد حجش صحیح است و چیزى بر او نیست.
صورت نهم آن که وقوف اضطرارى عرفه را درک نماید با وقوف در شب در مزدلفه در این صورت اگر ترک وقوف اختیارى عرفه عمدى و اختیارى باشد حجش باطلوالا حجش صحیح است، و در صورت بطلان حج باید عدول نماید به عمره مفرده.
صورت دهم آن که موقوف اضطرارى عرفه وموقف اختیارى مزدلفه که بین الطلوعین است، درک نماید در این صورت نیز اگر ترک وقوف اختیارى عرفه عمدى باشد حج باطل وباید عدول کند به عمره مفرده، واگر عمدى نباشد،حجش صحیح است.
صورت یازدهم آن که درک کند موقوف اضطرارى عرفات وموقف اضطرارى مزدلفه در این صورت اگر ترک وقوف اختیارى عرفه یا ترک وقوف در مزدلفه عمدى باشد حج او باطل و باید عدول نماید با همان احرام به عمره مفرده ودر سال آینده حج به جا آورد اگر حجش حجة الاسلام باشد، واگر ترک هر دو اضطرارى باشد حج او صحیح است. واجبات
منى بعد از آن که مکلف از مزدلفه کوچ کرد واجب است به سوى منى برگشته وواجبات آنجا را چنان چه تفصیلا بیان خواهد شد انجام دهد.
رمى جمره عقبه
واجب چهارم ار واجبات حج رمى جمره عقبه است و معناى آن این است که مکلف به محلى که نام آن جمره عقبه است، سنگ ریزه بیاندازد ودر آن چند چیز معتبراست.
1 _ آن که رمى نمودن در روز عید قربان پس از طلوع آفتاب تا غروب باشد وتأخیر آن جائز نیست کما این که تقدیم جائز نیست، مگر براى زنان ومردان معذور ومریض که مى تواند در شب عید رمى نماید.
2 _ آن که عدد ریگها هفت باشد وکمتر از آن مجزى نیست.
3 _ آن که سنگ ریزه ها را از حرم بردارد پس اگر از غیرحرم برداشت مجزى نیست، ومواضع مختلفه حرم فرقى ندارد اگر چه برداشتن از مشعر مستحب است.
4 _ آن که سنگ ها را از مسجد الحرام ومسجد الخیف برندارد اگر از آنجا برداشت، مجزى نیست.
5 _ آن که سنگ ریزه ها بکر باشند یعنى کسى قبلا آنها را نینداخته باشد.
6 _ نیّت قربت نماید به این نحو (که هفت سنگ بهجمره عقبه مى اندازم در حج قربةً الى الله تعالى).
7 _ آن که سنگ ریزه ها به جمره بخورد.
8 _ آن که خوردن سنگ به جمره به وسیله پرتاب کردن باشد، پس اگر آن را روى جمره بگذارد به نحوى کهپرتاب کردن صدق ننماید کافى نیست، ودر صورتى کهمکلف سنگ ریزه را پرتاب کند وآن به جاى دیگر برسد و از آنجا به جمره بخورد بنابر اظهر کفایت مى کند، مگر آن
که آنچیز حیوان یا انسان باشد و بداند یا احتمال دهد که حرکت او مؤثر در خوردن به جمره است در این صورت اظهر آن است که کافى نیست.
9 _ آن که پرتاب کردن با دست باشد بنابر احتیاطوجوبى، پس اگر آن با پا پرتاب کند مجزى نیست بنابر احتیاط.
10 _ آن که سنگ ریزه ها را یکى یکى پرتاب کند پساگر چند عدد را یک مرتبه پرتاب نماید ولو دو تا باشد مجزى نیست، وبنابر احتیاط واجب مراعات کند که ولو دو تاى از آنها یک دفعه به جمره نخورد بلکه پیاپى باشد.
11 _ آن که سنگ باشد وریزه البته خیلى هم ریزه نباشد.
مسأله 397 _ لازم نیست رمى جمره قبل از ذبح که واجب پنجم است باشد، بلى مستحب است.
مسأله 398 _ معذروین وبچه ها نائب مى گیرند دررمى ورمى نائب کفایت مى کند، مگر آن که رفع عذر قبل از گذشتن وقت بشود در این صورت واجب است خودش اعاده نماید، ودر خصوص مریض لازم است در صورت امکان خودش را در محل رمى ببرند واز طرف او رمى نمایند.
مسأله 399 _ اگر رمى جمره را از روى فراموشى یا جهل به حکم ترک نمود وبعد از طواف زیارت عالم یا متذکر شد، لازم است برگشته ورمى را تدارک نماید، وظاهر این است که اعاده طواف هم لازم است، وهمچنیندر صورتى که از روى علم وعمد ترک کرده باشد، وظاهراً کفاره بر او واجب نیست.
مسأله 400 _ اگر شخصى از روى جهل یا فراموشى بلکه با عمد وعلم رمى در روز عید را ترک نمود، لازم است تا روز سیزدهم هر وقت
که متذکر شد در روز آن را به جا آورد پس اگر شب یازدهم یا دوازدهم یا سیزدهم عالم یا متذکرشد لازم است روز بعد آن را انجام دهد، وچنان چه به مکه رفته باشد واجب است برگردد ورمى نماید اگر روز سیزدهمنگذشته باشد.
مسأله 401 _ اگر از روى جهل یا فراموشى رمى را ترک نمود وبعد از روز سیزدهم عالم یا متذکر شد، لازم است در سال آینده خود یا نائب او رمى نماید وواجب نیست برگشتن به منى ورمى نمودن وفقهاء فرموده اند که اگر عالماً عامداً هم ترک نمود، همین حکم جارى است.
وهمچنین است حکم اگر بعد از بیرون رفتن از مکه عالم یا متذکر شود که رمى را ترک نموده.
قربانى
واجب پنجم از واجبات حج تمتع قربانى کردن است و بر هر مکلف که حج تمتع بنماید قربانى کردن واجب است چه آن که حج واجب باشد یا مستحب، ودر غیر حج تمتعقربانى واجب نیست مگر در حج قِران که ذبح همان حیوانى که قارن همراه دارد واجب است.
وواجب است در ذبح امورى:
1 _ قصد قربت بنماید به این نحو که قصد کند قربانى را براى انجام امر الهى ذبح مى نمایم.
2 _ آن که ذبح در منى یا مکه ویا بین این دو باشد و لازم نیست که در منى باشد، خصوصا در مثل زمان ما که حکومت تغییر داده است محل ذبح را از منى ودر وادى محسر قرار داده است، بلى در صورت امکان بهتر است که در منى باشد.
3 _ آن که بر روز عید مقدم ندارد ذبح را وتأخیر از روز سیزدهم جائز نیست مگر براى معذور
که تأخیر تا آخر ذیحجه جائز است وشخص مختار اگر از روز سیزدهم تأخیر بیاندازد معصیت کرده ولى تا آخر ذیحجه وقت قربانى باقى است.
4 _ بنابر احتیاط واجب ذبح در روز باشد مگر شخص خائف که در شب هم مى تواند قربانى کند.
5 _ هر مکلف قربانى مختص به خود ذبح کندپس اگر دو نفر با هم یک گوسفند قربانى نمایند، کافى نیست و چنان چه نتواند مکلف قربانى مخصوص به خودتهیه نماید تکلیف منتقل به بدل که بعداً بیان خواهد شد،مى گردد.
مسأله 402 _ واجب نیست قربانى بعد از رمىباشد بلکه مى توان قبل از رمى قربانى نمود ولى احتیاط غیر لزومى آن است که مقدم بر رمى نباشد.
جنس قربانى.
مسأله 403 _ لازم است قربانى از جنس شتر یا گاو یا گوسفند باشد.
و در شتر معتبر است که پنج سال داشته ودر سال ششم داخل باشد.
و در گاو معتبر است بنابر احتیاط دو سال داشته و در سال سوم داخل باشد.
و در گوسفند اگر بُز باشد بنابر احتیاط معتبر است دو سال داشته ودر سال سوم داخل باشد واگر میش یا برّه باشد، معتبر است بنابر احتیاط یک سال را تمام کرده باشد.
امورى که در قربانى معتبر است.
مسأله 404 _ در قربانى چند امر معتبر است:
1 _ آن که سالم باشد پس حیوان مریض کفایتکند.
2 _ آن که تام الاجزاء باشد پس حیوان ناقص مانندکور، لنگ، گوش بریده، حیوانى که از شاخ اندرونى او چیزى ناقص باشد، کفایت نمى کند.
بلى حیوانى که شاخ بیرون او شکسته یا بریده باشد و یا گوش او پاره شده ولى قطع نشده باشد، ویا دم او بریده
باشد، کافى است.
واما حیوانى که از اصل خلقت گوش یا شاخ یا دم نداشته باشد پس کفایت آن در قربانى مشکل است و بنابر احتیاط اکتفاء به آنها ننماید.
3 _ آن که حیوان خصى یعنى اخته شده نباشد مگر در صورتى که تمکن از غیر آن نداشته باشد، واما حیوان موجوء یعنى حیوانى که رگهاى خصیتین او را مالیده باشند تا فاسد شده باشد، و مرضوض یعنى حیوانى که تخمهاى او را مالیده باشند پس ظاهراً کفایت مى کند.
مسأله 405 _ اگر حیوانى را به گمان سالم بودن خرید وپس از پرداخت پول معیوت بودن او ظاهر شد ظاهر آن است که در قربانى کفایت مى کند اگر چه احوط عدم کفایت آن است، وهمچنین اگر بعد از ذبح معلوم شودکه معیوب بوده.
مسأله 406 _ اگر حیوانى را به گمان آن که چاق است خرید وبعد از آن معلوم شد لاغرى آن چه قبل از ذبح معلوم شود وچه بعد از آن در قربانى کفایت مى کند.
مسأله 407 _ اگر حیوانى را که مکلف چاق بودن آن را نمى دانست یا خیال مى کرد لاغر است خرید وذبح نمود بعد معلوم شد چاق است در صورتى که احتمال چاقى مى داده وبه جهت موافقت امر الهى به امید چاق بودن، آن را ذبح کرده یا آن که اگر احتمال نمى داده جاهل به حکم یا ناسى بوده وبه جهت اطاعت فرمان الهى ذبح کرده درقربانى کفایت مى کند، واگر احتمال چاقى نمى داده و از روى بى مبالاتى آن را ذبح نموده کفایت نمى کند.
مسأله 408 _ اگر حیوان واجد شرائط پیدا نکردمثل آن که
حیوان موجود لاغر باشد یا خصى یا لنگ ظاهر یاکور ظاهر یا مریض ظاهر المرض یا شاخ داخل آن بریده باشد. ویا عیب دیگرى دارد ظاهراً در قربانى کفایت مى کند.
