آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی
مرجع تقلید شیعه
کارهائى که ترک آن بر محرم لازم است
کارهائى که ترک آن بر محرم لازم است
در گذشته بیان شد که محرم پس از احرام بستن اگر تلبیه بگوید عده اى از امور براى او حرام خواهد شد وکفاره هم بر اتیان عده اى از آنها ثابت مى شود وآنها 23چیز است:
1 _ شکار حیوان صحرائى.
2 _ نزدیکى با زن.
3 _ بوسیدن زن.
4 _ دست
زدن به زن.
5 _ نگاه کردن به زن.
6 _ استمناء.
7 _ عقد نکاح نمودن.
8 _ استعمال بوى خوش.
9 _ پوشیدن لباس دوخته براى مرد.
10 _ سرمه کشیدن.
11 _ نگاه کردن در آئینه.
12 _ پوشیدن چکمه وجوراب.
13 _ دروغ گفتن، دشنام دادن، ومفاخرات.
14 _ جدال نمودن.
15 _ کشتن جانوران بدن.
16 _ زینت نمودن.
17 _ مالیدن روغن به بدن.
18 _ جدا نمودن موى از بدن.
19 _ پوشانیدن سر از براى مردان.
20 _ نقاب زدن براى زنان.
21 _ سایه قرار دادن براى مردان.
22 _ ناخن گرفتن.
23 _ سلاح برداشتن وتفصیل این امور در ضمن مسائلى بیان خواهد شد.
1 _ شکار حیوان صحرائى
مسأله 194 _ شکار حیوان صحرائى بر محرم حرام اӘʠمگر در موردى که ترس از آزار او داشته باشد مانند درندگان و مار که در این مورد از شکار آنها مانعى نیست.
مسأله 195 _ شکار ملخ هم حرام است ولى شکار زنبور وپشه ومورچه واشباه آنها مانعى ندارد.
مسأله 196 _ همان نحو که شکار حیوان صحرائى حرام است، کمک نمودن در شکار ولو به راهنمائى یا اشارهیا بستن دربه روى شکار در صورتى که شخص دیگرىدرصدد شکار است، واین کارها کمک به او مى کند در شکار حرام است.
مسأله 197 _ نگاه داشتن شکار نیز بر محرم حراماست ولو مالک او باشد مثل این که قبلا حیوانى را صید نموده ودر جائى نگاه داشته باشد.
مسأله 198 _ حرام است از براى محرم خوردن گوشت شکار پس اگر محلى حیوانى را شکار نموده محرم نمى تواند از گوشت آن بخورد.
مسأله 199 _ اگر محرمى حیوان شکارى را صید و یا ذبح نمود، حرام است خوردن گوشت او حتى بر شخص محل
وهمچنین اگر محلى آن حیوان را در حرم ذبح بنماید.
مسأله 200 _ جوجه وتخم حیوان صحرائى حکم خود او را دارند واحکام گذشته نسبت به آن دو جارى است.
مسأله 201 _ شکار حیوان دریائى مانند ماهى و امثال آن وحیوان اهلى مثل گوسفند و شترمرغ خانگى وامثال آنها مانعى ندارد و مشمول احکام گذشته که در حیوان صحرائى گفته شد، نیستند.
مسأله 202 _ اگر در حیوانى شک کند که صحرائى است یا دریائى چنانچه در آب زندگى مى کند ویا تخم مى گذارد در آب، دریائى است اگر در صحرا زندگى مى کندیا تخم در آنجا مى گذارد، صحرائى است اگر از این دو راه چیزى معلوم نشد، اظهر حرمت صید آن است.
کفارات شکاربراى کشتن وشکار هر یک از حیوانات صحرائى در شریعت مطهره کفاره اى معین شده که در مسائل ذیل بیان خواهد شد.
مسأله 203 _ در کشتن شترمرغ یک شتر ودر کشتن گاو وحشى یک گاو و در کشتن خر وحشى یک گاو، ودر کشتن آهو وخرگوش یک گوسفند وهمچنین در کشتن روباه یک گوسفند کفاره هست.
مسأله 204 _ کسى که شکارى کرد چنانچه کفاره آن شتر باشد ویافت نشود باید شصت مسکین را اطعام نماید،براى هر مسکین یک مد (که تقریبا ده سیر است) واگر این را هم نتواند باید شصت روز روزه بگیرد واگر تمکن نداشت، باید هیجده روز روزه بگیرد. واگر کفاره گاو باشد و دست نیاید یا مقدور نباشد باید سى مسکین را اطعام نماید واگر این را هم نتواند نه روز روزه بگیرد. واگر کفاره گوسفند باشد و یافت نشود یا نتواند تهیه کند باید ده مسکین را
اطعام نماید و اگر متمکن نباشد، باید سه روز روزه بگیرد.
مسأله 205 _ هرگاه محرم در خارج حرم کبوتر یا مانند آن را شکار نموده و بکشد یک گوسفند باید کفاره بدهد وهرگاه محل (غیر محرم) کبوتر ومانند آن را در حرم بکشد یک درهم و در جوجه آن نیم درهم ودر تخم آن ربع درهم کفاره بدهد، وهرگاه محرم در حرم آن را بکشد هر دو کفاره بر او واجب مى شود، وهمچنین است در کشتن جوجه و شکستن تخم، وتخم اگر جوجه در آن به حرکت آمده حکم جوجه را دارد.
مسأله 206 _ کفاره شکار قطاة (مرغى است که آن را به فارسى سنگ خوار نامند) و کبک و دراج ومانند آنها یک بره است که از شیر گرفته شده وعلفخوار باشد وکفاره شکار گنجشک و قبره که نوعى از مرغان مى باشد که به فارسى آن را چکاوک نامند و صعوه(مرغى است کوچک وبه فارسى آن را سنگانه نامند (ومانند آنها بنابر مشهور یک مد (که تقریبا سه ربع کیلو) ده سیر گندم یا جو یا نان ومانند اینها است، و احوط در اینها یک بره از شیر گرفته شده است وکفاره کشتن یک ملخ یک دانه خرما و یا یک مشت گندم وکفاره بیشتر از یک ملخ یک مشت گندم ومانند آن ودر زیاد آن یک گوسفند است.
مسأله 207 _ کشتن موش صحرائى وخارپشت وسوسمار ومانند اینها یک بزغاله کفاره دارد ویک نوع مالمولک (عظایه) یک مشت طعام کفاره دارد.
مسأله 208 _ کشتن عمدى زنبور مقدارى طعام کفاره دارد، ودر صورتى که کشتن به جهت دفع اذیت باشد کفاره ندارد.
مسأله 209
_ در راهى که ملخ زیاد است بایستى محرم راه خود را کج کند که آن را نکشند واگر نتواند این کار را بکند که خواه ناخواه ملخ پایمال مى شود، عیبى ندارد.
مسأله 210 _ اگر جماعتى در کشتن شکارى شرکت کردند بر هر یک کفاره مستقلى هست.
مسأله 211 _ کفاره خوردن شکار مانند کفاره خود شکار است پس اگر محرم شکار کند وآن را بخورد دو کفاره باید بدهد یکى براى شکار ودیگرى براى خوردن آن واگرشکار دیگرى را بخورد یک گوسفند باید بدهد.
مسأله 212 _ کسى که شکارى همراه دارد و داخلحرم شود باید او را رها کند وچنانچه رهایش نکرد تا مرد باید کفاره بدهد.
مسأله 213 _ وجوب کفاره در کشتن شکاروخوردنش فرقى ندارد چه از روى عمد یا سهو یا نادانى باشد.
مسأله 214 _ در شکار مکرر کفاره نیز مکرر مى شود خواه شکار از روى نادانى یا فراموشى یا خطا باشد وهمچنین است در صورت عمد اگر شکار در حرم و شکارکننده محل باشد، یا شکار کننده محرم به احرامهاى متعدد باشد. واگر شکار عمدا از محرم به یک احرام مکرر شد،کفاره مکرر نخواهد شد.
2 _ نزدیکى با زنان
مسأله 215 _ نزدیکى با زنان (جماع) در اثناء عمره تمتع و عمره مفرده، و حج و بعد از آن پیش از بجا آوردن نماز طواف نساء بر محرم حرام است.
مسأله 216 _ هرگاه در عمره تمتع از روى علم وعمد با زنى از عقب یا جلو نزدیکى نماید چنان چه پس از فراغت از سعى باشد، عمره اش فاسد نمى شود و کفاره بر او واجب مى شود وکفاره اش براى کسانى که مال
زیاد دارند یک شتر براى متوسط الحال یک گاو و براى غیر متمکن یک گوسفند است.
مسأله 217 _ اگر کسى در عمره تمتع قبل از فراغ از سعى از روى علم وعمد با زنى نزدیکى کند براى او یک شتر کفاره لازم است ولى عمره او فاسد نمى شود.
مسأله 218 _ اگر کسى در عمره مفرده با زنى نزدیکى کند از روى علم وعمد یک شتر کفاره بر او واجب است.
ودر صورتى که این عمل بعد از سعى واقع شود عمره او فاسد نمى شود ودر صورتى که قبل از سعى واقع شود،عمره اش فاسد و لازم است آن را اعاده نماید.
ومعتبر است عمره دوم بعد از کشتن ماهى که عمره اول در آن ماه واقع شده است، انجام گیرد.
مسأله 219 _ کسى که در احرام حج از روى علم و عمد با زنى نزدیکى کند چنانچه این عمل پیش از وقوف به عرفات یا بعد از آن و قبل از وقوف به مشعر باشد علاوه بر آن که معصیت کرده است، پنج حکم دارد:
1 _ یک شتر کفاره بر او واجب است.
2 _ سال آینده باید اعاده حج بنماید.
3 _ این حج را به اتمام برساند.
4 _ میان آن زن ومرد از جاى وقوع این عمل جدائى شود تا آن که پس از وقوفین به آن محل برسند.
5 _ در حج سال آینده نیز چنان چه از آن راه بروند جدائى شود بین آن دو به همین نحو، و چنان چه نزدیکى با زن بعد از وقوف به مشعر قبل از اتیان به نصف طواف نساءباشد یک شتر کفاره در صورت تمکن ویک گاو
یا یک گوسفند در صورت عدم تمکن از شتر واجب است واگر این عمل بعد از گذشتن نصف طواف باشد کفاره هم واجب نیست.
مسأله 220 _ احکامى که گذشت براى مقاربت با زن در لواط نیز جارى است.
مسأله 221 _ زن در صورتى که به اختیار حاضر برمقاربت گردد حکم مرد را دارد ولى چنان چه زن مکرهه باشد حجش صحیح است وچیزى برایش واجب نمى شود مگر وجوب جدائى از مرد.
و بر مردى که او را اکراه نموده دو شتر قربانى لازم است.
واگر مرد مکره باشد چیزى ثابت نخواهد شد و بر زنى که او را اکراه کرده است غیر از احکام گذشته چیزى نیست.
3 _ بوسیدن زن
مسأله 222 _ بر محرم حرام است زن خود را ببوسد چه از روى شهوت وچه از روى غیر شهوت وبنابر احتیاط لزومى نباید زن هم شوهر خود را ببوسد.
ولى بوسیدن مادر و خواهر و امثال آنها مانعى ندارد.
مسأله 223 _ اگر کسى زن خود را از روى شهوت ببوسد یک شتر کفاره بر او واجب است اگر چه منى خارج نشود و اگر بوسه از روى شهوت نباشد، کفاره آن یک گوسفند است، و در بوسیدن زن مرد را ثبوت کفاره معلوم نیست، و نیز ثبوت کفاره در بوسیدن زن اجنبیه وغلام معلوم نیست ولو این که معصیت بزرگى انجام داده است.
4 _ لمس زن
مسأله 224 _ بر محرم حرام است از روى شهوت زن خود را لمس نماید ولو از روى لباس وهمچنین استحکم در لمس زن اجنبیه وبنابر احتیاط لزومى زن هم لمس نکند شوهر خود را از روى شهوت.
مسأله 225 _ اگر کسى زن خود را از روى شهوت لمس نماید یک گوسفند کفاره بر او ثابت نیست ولو این که منى خارج شود، ودر لمس زن مرد را از روى شهوت کفاره ثابتنیست.
5 _ نگاه کردن به زن وملاعبه با او
مسأله 226 _ بر محرم حرام است نگاه کردن به زن خود یا به اجنبیه از روى شهوت ونگاه کردن به زن خود به غیر شهوت مانعى ندارد.
مسأله 227 _ اگر کسى به زن اجنبیه نگاه کند با شهوت وبدون شهوت ومنى از او خارج شود کفاره او درصورت تمکن یک شتر، واگر متمکن نباشد یک گاو اگر از او هم متمکن نشد یک گوسفند است.
مسأله 228 _ اگر کسى به زن خود نگاه کند واتفاقاً منى خارج شود یا آن که از روى شهوت نگاه کند ومنى خارج نشود چیزى بر او واجب نخواهد شد. ولى در صورتى که از روى شهوت نگاه کند و منى خارج شود یک شتر کفاره لازم است.
مسأله 229 _ اگر کسى با زن خود ملاعبه نمود تا منى خارج شد یک شتر کفاره لازم است.
مسأله 230 _ استمتاعات دیگر غیر از آنچه ذکر شد از زن براى محرم جائز است.
6 _ استمناء
مسأله 231 _ حرام است از براى مرد و زن که با آلت خود بازى کنند تا منى خارج شود بلکه هر کارى در خارج انجام دهند که به واسطه آن منى خارج شود و قصد خارج شدن منى داشته باشند حرام است و این حرمت علاوه بر حرمتى است که استمناء ولو در غیر حال احرام دارد.
مسأله 232 _ هرگاه کسى با آلت خود بازى کند تا منى خارج شود کفاره آن یک شتر است، و بنابر اظهر اگر این عمل پیش از وقوف به مزدلفه انجام شد حج او نیز فاسد است و باید سال آینده حج به جا آورد، ودر صورتى که استمناء از راه
دیگر باشد حج او فاسد نیست وفقط کفاره که یک شتر است، لازم است وچنانچه استمناء با غیر فعلخارجى باشد کفاره هم لازم نیست همان نحو که گذشت.
7 _ عقد نکاح
مسأله 233 _ بر محرم حرام است در حال احرام تزویج کردن براى خود یا براى دیگرى، اعم از این که دیگرى محرم باشد، یا محل بالغ باشد یا غیر بالغ اعم از این که عقد دائمى باشد یا انقطاعى.
و همچنین است حرام است شخص محل براى محرم تزویج نماید بلکه اگر فضولة در آن وقت براى کسى عقد نماید یا کسى براى او عقد کند و بعد از محل شدن اجازه نماید، حرام است حتى اگر ولى در حال احرام وکیل کند شخصى را که عقدى براى بچه غیر بالغ او بخواند حرام است، ودر تمام این صور عقد هم باطل مى شود.
مسأله 234 _ اگر کسى در حال احرام تزویج نمود و عالم به حرمت هم بود آن زن براى آن مرد محرم که تزویج شده است، حرام ابدى مى گردد ودیگر نمى تواند آن را بگیرد.
مسأله 235 _ احکامى که بیان شد براى تزویج محرم، در زن محرمه که عقد شود براى مردى یا عقد بنماید نیز جارى است حتى حرمت ابدیه بنابر احتیاط لزومى.
مسأله 236 _ حرام است براى محرم حضورمجلس عقد وشاهد شدن بر آن، ولى اداء شهادت سابق حرام نیست.
مسأله 237 _ هرگاه محرم در حال احرام عقد نماید یک شتر بر او کفاره واجب است، واگر شخص دیگرى براى او عقد کند و عاقد وزوج علم به حرمت داشته باشند بر هر کدام از عاقد و زوج یک شتر کفاره
واجب است و اگر زن در حال احرام باشد یا آن که بداند مرد در حال احرام است بر او هم یک شتر کفاره واجب مى شود، بلى اگرزن در حال احرام باشد ومرد وعاقد محل باشند چیزى واجب نیست.
8 _ استعمال بوى خوش
مسأله 238 _ حرام است از براى مرد محرم وزن محرمه زعفران و عود و مشک و ورس و عنبر، وحرمت اینچیزها اعم است از بوئیدن، خوردن، مالیدن بر بدن یاپوشیدن لباسى که در آن اثرى از بوى آنها باشد، واگر قبل ازاحرام بر بدن مالیده یا لباس قبلا بوى آنها پیدا نموده باید براى احرام برطرف گردد، همچنین اگر در وسط احرام به غیر اختیار بدن یا لباس مالیده شد، باید فورا ازاله نماید.
مسأله 239 _ حرام است بر محرم ریحان وآن عبارت است از هر نباتى که گل او بوى خوب وساقه او هم بوى خوب دارد واز نباتات صحرائى باشد که آدمى او راکاشته باشد.
مسأله 240 _ حرام است محرم یا محرمه روغن مالى نمایند بدن خود را روغن هاى خوش بو مانند روغنگل.
مسأله 241 _ بوئیدن بقیه چیزهائى که بوى خوب دارد، مکروه است.
مسأله 242 _ از حرمت طیب سه مورد استثناء شده است:
1 _ بوئیدن خلوق کعبه که طیبى است مرکب از زعفران وغیر آن.
2 _ شخص محرمى که در وقت سعى بین صفا ومروه از بازار عطر فروشها مى گذرد.
3 _ در حال اضطرار.
مسأله 243 _ خوردن میوه هاى خوشبو مانند سیب و به مانعى ندارد، ولى بهتر است در وقت خوردن دماغ خودرا بگیرد.
مسأله 244 _ بر محرم حرام است دماغ خود را بگیرد از بوى بد، ولى
براى فرار از آن راه رفتن تند مانعى ندارد.
مسأله 245 _ سرمه کشیدن به چیزى که در او یکى از پنج قسم اقسام طیب که گذشت باشد حرام است.
مسأله 246 _ حرام است بر محرم یا محرمه،خوردن طعامى که در آن یکى از اقسام طیب است که بیان شد، وهمچنین روغن مالى نمودن به چیزى که در آن یکى ازآنها است وچنانچه خوردن، وروغن مالى نمودن به آن ازروى علم وعمد باشد، یک گوسفند کفاره بر او لازم است،واگر از روى جهل یا نسیان باشد چیزى بر او واجب نیست،ودر بقیه استعمالاتى که حرام است کفاره ثابت نیست،واگر اقسام دیگر طیب را استعمال کند چیزى بر او واجب نیست، ولى خوب است به مقدار پول آن صدقه بدهد.
9 _ پوشیدن لباس دوخته براى مرد
مسأله 247 _ حرام است براى مرد محرم لباسدوخته بپوشد، ونیز حرام است بر او پوشیدن پیراهن، زیر جامه، قبا وهر لباسى که دستهاى انسان داخل آن گرددکه این گونه لباس را درع مى گویند، وهر لباسى که دگمه آن راببندند، ولو این که اینها دوخته نباشد مانند لباسهاى بافتنى و غیرذلک واز حکم اول سه چیز استثناء شده به شرطىکه دگمه هایش را بکنند:
1 _ طلیسان (تالشان) لباسى است که تمام بدن را مى پوشاند و بافتنى یک دست است.
2 _ همیان که حاجى پول خود را در آن گذاشته وبهکمر خود مى بندد.
3 _ کمر بند این سه چیز دوخته هم باشند مانعى ندارد پوشیدنشان.
مسأله 248 _ جائز نیست محرم لباس احرام را دگمه بزند واگر کمى دوخته گى هم داشته باشد، جائز نیست ولى همان گونه که بیان شد، مانعى ندارد ازار را بهکمر
گره بزنند، ونیز جائز است به وسیله سوزن وچوب وامثال اینها بعضى را به بعضى متصل نمایند.
مسأله 249 _ جائز نیست محرم عمامه اش را به سینه ببندد وجمعى از فقها فرموده اند که به کمرش هم نبندد، ولى اظهر جواز آن است.
مسأله 250 _ پوشیدن لباس دوخته از براى زنان جائز است ولى پوشیدن قفازین (که در سابق زنهاى عرب به جاى دستکش امروزه مى پوشیدند به این نحو که پارچه اى را پر از پنبه نموده وبراى رفع سرما به دستهاى خود مى پوشاندند) بر زنان حرام است.
مسأله 251 _ پوشیدن لباسى که بر محرم حرام است کفاره آن یک گوسفند است، ودر صورت اضطرارگرچه پوشیدن جائز است، ولى اظهر لزوم کفاره است، بلىچنانچه از روى جهل ونسیان بپوشد کفاره واجب نمى شود، مگر آن که بعد از توجه وفهمیدن فورا لباس را بیرون نیاورد.
مسأله 252 _ اگر محرم چند صنف لباس که هر کدام بر او حرام است، بپوشد بر هر صنفى یک گوسفند کفاره لازم است.
10 _ سرمه کشیدن
مسأله 253 _ حرام است از براى سرمه سیاه کشیدن ولو به قصد زینت نباشد، ونیز حرام است سرمه کشیدن به چیزى که یکى از اقسام طیب که گذشت در آن باشد، ونیز حرام است سرمه کشیدن به چیزهاى دیگر درصورتى که به قصد زینت باشد واگر به قصد زینت نباشد حرام نیست، و در مواردى که سرمه کشیدن حرام است کفارهندارد.
11- نگاه کردن در آئینه
مسأله 254 _ نگاه کردن محرم در آئینه حرام است،نگاه کننده مرد باشد، یا زن نگاه کردن در آئینه، براى زینت باشد یا نه، وچنانچه نگاه کرد بنابر احتیاط غیر لزومى یکگوسفند کفاره بر او ثابت است و مستحب است تلبیه را اعاده نماید.
اما نگاه کردن در اجسام دیگرى که خاصیت آئینه رادارد مانند آب صاف، یا سنگ صاف، یا اجسام صیقلى دیگر هیچ مانعى ندارد.
12 _ پوشیدن موزه و جوراب
مسأله 255 _ پوشیدن خفّ (که به معنى موزه است چهساق داشته باشد که از او به تعبیر چکمه مى شود وچه ساق نداشته باشد) و جوراب بر مرد حرام است دوخته باشند یا ندوخته وغیراین دو از چیزهائى که پشت تمام پا را بپوشاند اگر دوخته باشد حرام والا حرام نیست.
مسأله 256 _ بر زنان حرام نیست پوشیدن خفّ و جوراب.
مسأله 257 _ پوشیدن نعلین براى مردان جائز است.
مسأله 258 _ در حال ضرورت جائز است پوشیدن خفّ وجوراب براى مردان ولى باید ساقهاى جوراب راببرند.
مسأله 259 _ هرگاه کسى جوراب یا خف بپوشد بنابر احتیاط غیر لزومى یک گوسفند کفاره بر او ثابت است.
13 _ دروغ گفتن ودشنام دادن ومفاخرات
مسأله 260 _ یکى از محرمات در حال احرام به نصآیه شریفه و روایات فسوق است واظهر آن است که سه چیز را فسوق مى نامند:
1 _ دروغ گفتن.
2 _ دشنام دادن.
3 _ افتخار نمودن شخصى به دیگرى از جهت نسب یا حسب ونحو آنها، پس هر سه اینها از محرمات است ودروغ گفتن ومفاخرات در غیر حال احرام دربعضى مواردجائز مى شود ولى در حال احرام مطلقا حرام است.
مسأله 261 _ بنابر اظهر دروغ گفتن یا دشنام دادن یا افتخار نمودن در حال احرام کفاره ندارد یعنى واجب نیست بلى مستحب است یک گاو قربانى کند.
14 _ مجادله نمودن
مسأله 262 _ یکى از امورى که حرام است از براى محرم، مجادله است ومراد از آن این است که براى امر دروغى وخلاف واقع، یک مرتبه قسم بخورد بخصوصکلمه لا والله یا بلى والله یا آن که براى امر واقعى و راستى سه مرتبه به کلمه مخصوصه قسم بخورد وقسم خوردن به کلمات دیگر و به نحو دیگر حرام نیست.
مسأله 263 _ از حرمت مجادله دو مورد استثناء شده است:
1 _ این که قسم خوردن محرم براى اثبات حقى یا برداشتن باطلى باشد.
2 _ در جائى که مقصد محرم فقط اظهار محبت وتعظیم شخصى باشد مانند این که بگوید لا والله زحمت نکشید در این دو مورد مجادله حرام نیست.
در صورتى که جدال کننده در سخنخود راستگو باشد همان نحو که گذشت یک ودو مرتبه قسم خوردن با صیغه مخصوصه حرام نیست کفاره هم ندارد.
واگر قسم از دو مرتبه تجاوز کند یک گوسفند کفاره براو واجب خواهد شد، اما در صورتى که جدال دروغ باشد در مرتبه
اول یک گوسفند ودر مرتبه دوم فقها فرموده اندیک گاو (بعید نیست دو گوسفند کافى باشد) ودر مرتبه سوم یک شتر کفاره ثابت است، بعید نیست یک گاو، در مرتبه سوم کفایت کند.
15 _ کشتن جانوران بدن
مسأله 265 _ کشتن شپش در صورتى که اذیت نکند، محرم را حرام است ونیز حرام است انداختن آن از بدن ودر صورتى که اذیت کند هم قتل آن جائز است هم انداختن.
واما پشه وکک در صورتى که به محرم آزار ندهند احتیاط در نکشتن آنها است، ولى انداختن آنها از بدن هیچاشکالى ندارد.
مسأله 266 _ کفاره کشتن شپش یا انداختن آن درصورتى که حرام است بنابر احتیاط یک کف از طعام به شخص فقیر دادن است.
16 _ زینت نمودن
مسأله 267 _ زینت نمودن بر محرم حرام است،ولى انگشتر دست کردن ولو به قصد زینت باشد حرام نیست، بلکه اگر براى استحباب وبه قصد آن باشد، مستحب است.
مسأله 268 _ پوشیدن زیور براى زنان در صورتى که براى زینت کردن براى مردان باشد حرام است والا حرام نیست.
مسأله 269 _ استعمال حناء براى محرم اعم از زن ومرد حرام نیست ولو به قصد زینت باشد، بلکه مکروه هم نیست مگر حناء بستن زن به قصد تزئین براى شوهر در این صورت بخصوص مکروه است.
مسأله 270 _ پوشیدن عینک اگر زینت محسوب جائز نیست وگرنه اشکالى ندارد.
مسأله 271 _
بنابراظهر، در زینتهائى که حرام است کفاره ثابت نسیت.
17 _ مالیدن روغن بر بدن
مسأله 272 _ بر محرم حرام است مالیدن روغن که داراى بوى خوش مى باشد بر بدن خود، مگر در صورتى کهضرورت ومعالجه آن را ایجاب مى نماید.
ودر صورتى که این عمل را محرم از روى علم وعمد انجام داد چنانچه آن روغن داراى مشک یا عنبر یا ورس یا عود یا زعفران باشد یک گوسفند کفاره لازم است، وچنانچه داراى یکى از آنها نباشد بنابر اظهر کفاره واجب نیست.
18 _ جدا نمودن مو از بدن
مسأله 273 _ بر محرم حرام است از روى تعمد مو را از سر یا بدن خود یا دیگرى اعم از این که او محرم باشد یا محل جدا نماید واز این حکم چند مورد استثناء شده است.
1 _ شپش زیادى در بدن محرم تولید شده باشد.
2 _ آن که بودن مو موجب درد سر یا بیمارى دیگرى گشته یا ناراحت است از موى به واسطه گرمى هوا یاضرورت دیگرى ایجاب نماید.
3 _ موئى که داخل پلک چشم روئیده وباعث آزارچشم گردد.
4 _ موهائى که هنگام غسل یا وضوء بدون قصد ازبدن جدا شود.
مسأله 274 _ فرقى نیست در حرمت جدا کردن مو بین آن که به کندن مو باشد یا به تراشیدن، یا به نوره کشیدن، و یا با دست کشیدن وشانه کردن.
مسأله 275 _ هرگاه محرم موى از بدن خود جدا نماید به تراشیدن ومانند آن اعم از این که موى سر باشد یا موى بدن واعم از این که خودش مباشر باشد یا کسى دیگر با توجه و رضایت او، کفاره آن مردد است بینچهار چیز.
1 _ یک گوسفند قربانى نماید.
2 _ سه روز روزه بگیرد.
3 _ دوازده مد از طعام به
شش نفر مسکین هر کدام دومد بدهد.
4 _ ده مسکین را سیر نماید از طعام وبنابر احتیاط در صورتى که جدا شدن مو از روى ضرورت نباشد اختیارقربانى است بلکه این احتیاط ترک نشود.
مسأله 276 _ اگر محرم موى بدن یا سر محل یا محرم را جدا نماید کفاره بر او واجب نیست.
وهمچنین کفاره بر محرم ثابت نیست اگر کسى دیگر بدون اذن وتوجه آن موى سر یا بدن او را جدا نماید مانندآن که محرم در خواب باشد کسى سر او را بدون اذن قبلى او بتراشد.
مسأله 277 _ در خصوص کندن محرم موى زیر بغل خود را، چنانچه موى زیر هر دو بغل را بکند یک گوسفندکفاره واجب مى شود، وچنانچه موى زیر یک بغل را بکند سه مسکین اطعام نماید، وحکم تراشیدن زیر بغل یا نورهکشیدن یا کندن بعض از آن حکم جدا نمودن مو است از بدن یا سر که در مسأله قبل بیان شد.
مسأله 278 _ اگر کسى در حال احرام باشد وبا دست کشیدن بر سر یا ریش خود موى آنها جدا شود چنانچه موى زیاد جدا شود یک گوسفند کفاره لازم است،وچنانچه کم باشد یک کف از طعام، یا سویق، یا کعک به مسکین صدقه بدهد، یا یک درهم که یک مثقال شرعى نقره است، خرما خریده وصدقه بدهد.
19 _ پوشاندن سر از براى مردان
مسأله 279 _ حرام است از براى مرد محرم پوشانیدن سر وگوشها یا قسمتى از سر را حتى در حال خوابیدن به پارچه ومانند آن، وبنابر احتیاط نپوشاند سر را به چیزهائى که متعارف نیست پوشاندن آنها مانند گل وکاغذ وحنا زنبیل وامثال آنها اگر چه بنابر اظهر مانعى
ندارد.
مسأله 280 _ از حرمت پوشاندن سر چند مورداستثناء شده:
1 _ پوشاندن سر به بعضى از بدن مانند دست.
2 _ بند خیک را به سر بگذارد.
3 _ دستمالى که به جهت دردسر مى بندند.
4 _ پوشاندن سر در حال ضرورت.
مسأله 281 _ جائز است مرد محرم صورت خود رابپوشاند.
مسأله 282 _ حرام است از براى محرم فرو رفتن درآب ولى آب ریختن به سر براى غسل یا براى شستشو یاجهت دیگر مانعى ندارد، ونیز مانعى ندارد فرو رفتن در زیرمایع دیگرى غیر آب.
مسأله 283 _ اگر محرم نسیاناً سر خود را پوشانید واجب است به مجرد توجه آن را بردارد از سر، و بنابر احتیاط وجوبى تلبیه بگوید.
مسأله 284 _ هرگاه محرم از روى علم وعمد واختیار سر خود را پوشانید به چیزى که حرام است پوشاندن به آن کفاره آن یک گوسفند است، ودر پوشاندن سر به نحوى که جائز است کفاره نیست.
20 _ پوشاندن رو از براى زن
مسأله 285 _ حرام است از براى زن پوشیدن، نقاب وبرقع ومانند اینها در حال احرام، ولى پوشانیدن روى خود را به نحو دیگرى مانعى ندارد، بلکه مقتضاىاحتیاط آن است که گوشه چیزى را که به سر دارد، مانندچادر وغیر آن تا محاذى بینى وچانه خود پائین بیاندازدولازم نیست آن را بوسیله دست وچوب یا چیز دیگرى دور از صورت نگه دارد.
مسأله 286 _ در صورتى که زن روى خود را با نقابیا برقع بپوشاند کفاره واجب نیست.
21 _ سایه قرار دادن بر خود براى مردان
مسأله 287 _ براى مرد محرم حرام است در حال راه پیمودن به سوى مکه در صورتى که سواره باشد خود رادر زیر سایه چیزى که روى سر اوست، قرار دهد وپرده کجاوه وسقف ماشین وهواپیما ونحو اینها در این حکممشترک هستند بلکه خود را در زیر سایه چیزى نگاه داشتناگر چه آن چیز سایه انداز روى سر نباشد نیز حرام است.
مسأله 288 _ جائز است محرم در حال سیر بادست خود سایه بر خود بیندازد.
مسأله 289 _ جائز است در حال توقف در بین راه زیر سایه رفتن اعم از سقف خانه وخیمه وغیر ذلک، ونیزجائز است در رفت وآمد به چتر ومانند آن سایه انداختن به خود.
مسأله 290 _ اگر مرکب مختصر توقفى در بین راه پیمودن نمود جائز نیست زیر سقف آن رفتن ولى اگر توقفطولانى شود جواز رفتن زیر سایه بعید نیست ولى احتیاط مراعات شود.
مسأله 291 _ سایه انداختن براى زنان واطفال جائزاست.
مسأله 292 _ براى مردان نیز جائز است سایه انداختن به خود در صورت ضرورت، مانند آن که گرما یا سرما او را اذیت بنماید یا تحملش مشکل باشد.
مسأله 293
_ در حرمت زیر سایه بان رفتن فرقىنیست بین روز وشب وبین روز آفتابى وروز ابرى، در جمیع صور زیر سایه انداز رفتن در حال راه پیمودن در صورتى که سواره باشد، حرام است.
مسأله 294 _ اگر نذر نماید احرام قبل از میقات رامثل آن که نذر کند احرام از فرودگاه هواپیما از شهر خودش وراه رفتن به مکه منحصر باشد به سوار شدن هواپیما وسقف آن را هم نمى شود برداشت نذر او منعقد وباید احرام بسته وسوار هواپیما شود وزیر سایه سقف آن قرار گرفتنچون در حال اضطرار است، مانعى ندارد وحرام هم نیست. فقط یک گوسفند کفاره آن است.
مسأله 295 _ حکمى که نسبت به آفتاب گفته شددر باران نیز جارى است یعنى حرام است براى مرد محرم که خود را به وسیله چتر یا مانند آن از باران بپوشاند ولى بهواسطه دست مانعى ندارد.
مسأله 296 _ کفاره سایه قرار دادن یک گوسفنداست واین حکم در صورت ضرورت نیز جارى است ودرصورتى که این عمل تکرار شود بیش از یک گوسفند واجبنمى شود، بلى چنانچه در احرام حج هم یک مرتبه یا چندمرتبه زیر سایه برود براى آنهم یک گوسفند کفاره واجب است همان نحو که براى زیر سایه رفتن در احرام عمره یکگوسفند ثابت است.
22 _ ناخن گرفتن
مسأله 297 _ گرفتن تمام ناخن ها یا یک ناخن یابعضى از آن بر محرم حرام است، اعم از اینکه با مقراضگرفته شود یا با دندان یا با غیر این دو، مگر آن که بودن آن موجب آزار واذیت باشد که در این صورت گرفتن ناخنجائز است.
مسأله 298 _ اگر محرم یک ناخن یا بعضى از
آن را یایک ناخن را در چند مرتبه بگیرد اعم از دست و پا یک مد ازطعام باید کفاره بدهد و این حکم جارى است در تمام ناخن ها تا به ده برسد، یعنى بر هر یک ناخن یک مد از طعام داده شود و اگر مجموع ناخن هاى دو دست یا دو پا گرفته شود یک گوسفند کفاره باید قربانى کند ونیز چنانچهمجموع ناخن هاى دو دست ودو پا در یک مجلس گرفته شودیک گوسفند کافى است ولى اگر در دو مجلس باشد دوگوسفند لازم است.
مسأله 299 _ اگر پنج ناخن دست و پنج ناخن از پا گرفته شود گوسفند واجب نمى شود بلکه ده مد از طعام کفاره آن است.
مسأله 300 _ کسى که یک انگشت زیادى داردچنانچه ناخن هاى ده انگشت را بگیرد ویکى باقى بماند ده مد طعام بدهد، گوسفند لازم نیست واگر کسى یک انگشتکم دارد ناخن هاى نه انگشت را که بگیرد گوسفند لازم شود.
مسأله 301 _ در ثبوت گوسفند براى کفاره اگرناخن هاى تمام دست یا پا را بگیرد فرقى نیست بین این که هر ناخن که مى گیرد یک مد طعام به فقیر بدهد یا نه.
مسأله 302 _ اگر کسى از روى جهل یا نسیان یا اضطرار و یا اکراه ناخن بگیرد کفاره بر او نیست، بلى چنانچهاین مسأله را از دیگرى که به نظر محرم صلاحیت بر فتوى دادن دارد بپرسد وآن کس که از او پرسیده است بهجواز گرفتن ناخن فتوى داده وشخص سائل از روى جهلناخن بگیرد وبه غیر اختیار خون هم بیاید فتوى دهنده یک گوسفند کفاره باید بدهد.
23 _ سلاح برداشتن
مسأله 303 _ برداشتن
سلاح مانند شمشیر ونیزه وهفت تیر وغیر این امور که به آنها سلاح گفته مى شود بر محرم حرام است، وجماعتى گفته اند که فرقى نیست بیناین که سلاح بر تن باشد یا نباشد همین قدر که صدق کندسلاح با او است حرام است ولى بنابر اظهر خصوص سلاح بر تن محرم بودن حرام است پس اگر در ماشینى که محرم با او راه مى پیماید هفت تیر همراه بردارد ظاهرا مانعى ندارد.
مسأله 304 _ حرمت برداشتن سلاح از براى محرم مخصوص به حال اختیار وعدم خوف است پس، چنانچه مضطر باشد واز حمله دشمن خائف، جائز است سلاحبردارد.
مسأله 305 _ بنابر اظهر سلاح برداشتن کفاره نداردواگر بخواهد محرم احتیاط کند یک گوسفند کفاره آن است.
