آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی
مرجع تقلید شیعه
احکام رادیو وتلویزیون
مسأله 1 - استفاده از رادیو در غیر از لهو ولعب جایز است ، مانند گوش دادن به اخبار ، قرآن سخنرانیهاى عملى ومذهبى اما گوش دادن به ساز وآواز وبرنامه هاى منحرف کنند آن حرام است .
مسأله 2 - خرید وفروش رادیو مانعى ندارد ولى کسى که مى خرد نه تنها خودش نباید از لهو ولعب ان استفاده کند ، بلکه از ارتکاب خانواده اش نیز باید جلو گیرى نماید .
مسأله 3 - خرید وفورش تلویزیون وکادو دادن آن جائز است ، ونیز گوش دادن به سخنرانیهاى علمى ، ومذهبى ، وتفریحى ، ومسابقات ، وبرنامه هاى آموزنده آن جائز است . ولى گوش دادن به ساز واواز ، وموسیقى ، وغناء ، وبر نامه هاى منحرف کنند ه ان ، که موجب فساة وسوق جامعه به بى بند وبارى وشهوت پرستى مى شود ، جائز نیست ، ونیز باید از نگاه کردن به زنهاى مسلمان بى حجاب ولخت وعریان اجتناب نمود .
طهارت الکل الکل بر دو قسم است یک قسم آن از چوب ومانند آن گرفته مى شود که به آن الکل صنعتى مى گویند وقسم دیگر آن است که شارب را تبخیر مى کنند واز آن الکل درست مى کنند وآن را اکل طبى وجوهر الخمر مى گویند . الکل صنعتى پاک است زیرا اگر چه خمر نجس است ومایعات مسکر دیگر با احتیاط واجب نیز نجس است ، وهمین الکل در صورتى که مقدارى آب با آن مخلوط شود مست کننده است واصولا عامل مست کنند ه در همه مسکرات همین ماده الکلى است که اگر به نحوى این ماده از خمر گرفته شود از حالت مست کنندگى بیرون میاید ، اما چون الکل سم است وقابل خوردن نیست وگویا فعلیت پیدا کردن اسکار الکل با مخلوط شدن با آب است ومست کنندگى آن فعلین ندارد جز با آب از این رو حکم به طهرات آن مى شود به علاوه دلیل نجاست مسکرات از الکل انصراف دارد . الکل طبى وجوهر الخمر نیز بعید نیست که پاک باشد بلکه اقوى پاک بودن است زیرا با تبخیر خمر نجاست خمرى از بخار مى رود بارى اینکه بخار در نظر عرف موضوع دیگرى است وغیر از خود خمر است وخود آن بخار هم که معلوم نیست مست کنند ه باشد بنا بر این محکوم به طهارت خواهد بود . ورى این حساب دواهایى که از خارج وارد مى شود وگفته مى شود اغلب آنها با مقدار کمى الکل مخلوط است همه آنها محکوم به طهارت است وجایز است خوردن انها ، وهمچنین آمپولهایى که زده مى شود قبلا ویا بعدا موضع ان را با الکل ضد عفونى مى کنند چنانچه در آن موضع خون نیامده باشد به خاطر الکل تطهیر موضع لازم نیست .
مسأله 1 - خرید وفروش تمام اقسام الکل جایز است واشکالى ندارد .
حکم تصویر وعکس گرفتن از جمله کارهاى متعارف این زمان عکس گرفتن با دستکاه عکاسى ، اینک حکم تصویر وعکس بردارى را در ضمن مسائلى ذیلا بیان مى نماییم ،
مسأله 1 - درست کردن مجسمه صاحب روح مانند انسان حرام است ولى نگاه داشتن آن حرام نیست وخرید وفروش آن راى تزیین وغیره جایز وصحیح است .
مسأله 2 - تصویرى که داراى بر آمدگى نباشد مانند نقش بر دیوار جایز است واشکالى ندارد .
مسأله 3 - عکس گرفتن با دستگاه عکاسى جایز است وشغل عکاسى وهمچنین اجازه دادن براى عکس گرفتن نیز بى اشکال است .
مسأله 4 - خرید وفروش عکس نیز اشکالى ندارد .
مسأله 5 - نگاه کردن به عکس شخص نامحرم مخصوصا اگر آشنا باشد بنا بر احتیاط غیر لزومى ترک شود ، ودر صورتى که نگاه کردن به قصد لذت بردن باشد حرام است .
احکام حق تألیف گر چه موضوع حق تألیف در زمان ائمه علیهم السلام نبوده ودر عصر ما پیدا شده است ، اما حکم آن از کلیات وقواعد کلیه اى که از شرع مطهر رسیده است کاملا روشن مى باشد واصلا معنى کامل بودن دین اسلام همین است که تا روز قیامت هر موضوعى پیدا شود حکم آن در تحت یک عنوان کلى بیان شده است ومنظور امام علیه السلام که فرموده است : بر ما است القاء قواعد کلیه وبر شما است استخراج احکام موارد خاصه نیز همین مى باشد .
مسأله 1 - کسى که چیزى تألیف مى کند آن چیز محصول زحمت ونتیجه کار او است ، وتنها او مالک آن کار است ، وحق دارد دیگران را از تصرف در آن که عبارت از تگثیر نسخه وطبع است منع نماید ، ودر صورت منع ، تصرف در آن جایز نخواهد بود وتصرف در آن به نگاه کردن وگوش دادن به آن نیست تا گفته شود تگثیر نسخه وتجدید طبع تصرف در نتیجه کار او نمى باشد .
مسأله 2 - بهره مند شدن از نوشته هاى دیگران از راه مطالعه وگوش دادن ونظائر آن که تصرف در آن بشمار نم یرود جایز است اگر چه مؤلف ناراضى باشد واز ان منع نماید
مسأله 3 - اگر بدون رضایت شخصى کتاب او را طبع کنند ، کتابهاى طبع شده میان مؤلف ومتصدى چاپ مشترک است وبه نسبت مالک انها مى باشند ، وهمچنین است اگر با رضایت او باشد ولى مقدار حق تألیف تعیین نشده باشد .
مسأله 4 - حق تألیف را مى شود به کسى واگذار کرد ودر مقابل آن پولى گرفت اما نه به عنوان خرید وفروش بلکه به شکل مصالحه ، هبه معوضه ، اباحه به عوض وامثال اینها .
حق امتیاز نشر اخبار از جمله مسائل تازه در آمد این است که دولتها حق امتیاز نشر اخبار را در عوض پولى به شخص یا مؤسسه خاصى واگذار مى کنند که دیگران پیش از آنها ویا بدون اجازه آنها حق نشر خبر نداشته باشند ودر صورت تخلف باید مجازات قانونى شوند . به نظر ما دولت چنین حقى را دراد ، نهایت انکه باید به شکل خرید وفروش نباشد ، بلکه به شکل مصالحه یا اباحه به عوض وامثال اینها باشد وکسى که این حق از طرف دولت به او واگذار شده است مالک آن مى شود ، وچنانچه دیگرى آن را با زودتر منتشر نمودن ضایع نماید حق اخذ خسارت از او را دارد وهر گاه دولت هم او را جریمه نماید باید به کسى که این حق به او تعلق دارد بپردازد . مسابقات ورزشى و… گرچه یک سلسله مسابقاتى از قبیل : اسب دوانى ، تیراندازى و . از دیر باز رواج داشته واحکام آنها نیز در کتب فقهى تحت عنوان ( سبق ورمایه ) بیان شده است ولى یک سلسله مسابقاتى دیگر از قبیل ، بوکس زدن ، فوتبال ، پینک پنک و کاملا تازه در آمده اند وما احکام آنها را ضمن مسائلى ذیلا توضیح مى دهیم :
مسأله 1 - کارى که مسابقه با آن صورت مى گیرد هر گاه از نوع کارهایى باشد که بیم آن مى رود موجب هلاکت نفس ویا تلف عضو گردد مانند بوکس زدن وامثال آن چنین مسابقه ایى بدون شک حرام است وچنانچه مستلزم آنها نباشد چه موجب تقویت جسم وروح ، یا تقویت مجتمع اسلامى باشد وچه صرفا به خاطر تفریح باشد رد هر دو صورت جایز وانجام آن مانعى نخواهد داشت .
مسأله 2 - مسابقه با عوض در غیر مواردى که در کتاب ( سبق ورمایه ) بیان شده است جایز نیست ومعامله هم باطل است .
مسأله 3 - جایزه اى که مؤسسه تربیت دهنده مسابقه به مسابقه دهنده مى دهد حلال است در صورتى که اصل مسابقه جایز باشد .
حکم نماز در کرات دیگر کسى که به کره مار مى رود از لحاظ نماز باید به ترتیب زیر نماز بخواند : از آنجا که قبله عبارت است از کعبه وکعبه هم تنها آن ساختمان مخصوص نیست بلکه موازات آن از بالا وپایین تا اعماق آسمانها ودل زمین است از این رو در کره ماه هم باید به موازات همان منطقه نماز بخواند وچنانچه نتواند موازات آن منطقه را پیدا کند هر منطقه اى را که گمان دارد قبله در آن سمت باشد باید به سوى آن نماز بخواند وهر گاه به هیچ طرف گمان نداشته باشد به یک طرف نماز بخواند کافى است . پایان
