آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

مرجع تقلید شیعه

حکم شک در طواف

مسأله 344 _ اگر مکلف در صحت وفساد آنچه اتیان کرده است از هفت دور شک کند بنا بگذارد بر صحت واگر شک در عدد آنها بنماید بعد از فراغ وتجاوز از محل مثل این که در حال نماز طواف باشد وشک کند یا آن که بعد از اتیان به منافى ولو فصل طویل یا بعد از اعتقاد به تمام شک نماید طواف او محکوم به صحت است اعم از این که شک در زیادت باشد یا شک در نقصان.

مسأله 345 _ اگر مکلف به آوردن هفت دور یقین داشته باشد وشک در زیادتى بنماید مثل این که در دورى که تمام کرده احتمال بدهد که دور هشتم باشد به این شکاعتناء ننماید وطواف او صحیح است.

مسأله 346 _ اگر قبل از تمام شدن دور شک کند که
دور هفتم است یا هشتم بنابر اظهر طواف او باطل است.

مسأله 347 _ اگر کسى شک کند در عدد هفت دور بدون احراز دور هفتم. مثل این که شک کند شش دور به جا آورده یا هفت دور یا شک کند در عدد دورهاى سابقه مثل این که شک کند دو دور به جا آورده یا سه دور یا شک در زیادى وکمى هر دو بنماید مثل این که شک کند شش دوریا هشت دور بجا آورده یا شک او بین شش وهفت وهشت باشد در جمیع این صور طواف او باطل است.

مسأله 348 _ حکم بطلان طواف در مواردى کهشک در نقصان بنماید که بیان شد در طواف واجب است ولى اگر طواف مستحبى باشد در تمام آن موارد مى تواند بنا بگذارد بر اقل وتمام کند طواف را وطواف محکوم به صحت است ومى تواند بنابر اکثر بگذارد. احکام طواف

مسأله 349 _ اگر کسى عمدا با علم به حکم طواف را ترک نماید وتدارک آن تا پیش از وقوف به عرفات ممکن نشد، عمره او باطل خواهد شد وسال دیگر باید حج به جا آورد، وبنابر احتیاط واجب باید اِفراد نماید.
وهمچنین اگر عمداً طواف حج را ترک نمود و تا آخر ذى الحجه تدارک ننمود حجش باطل وسال آینده باید حج به جا آورد.
واما در عمره مفرده چون وقتش مادام العمر است پس باطل نمى شود وباید طواف وما بعد آن را اتیان کند.

مسأله 350 _ این احکام در عالم گفته شددر جاهل نیز جارى است به علاوه یک شتر کفاره لازم است.

مسأله 351 _ اگر کسى از روى فراموشى طواف راترک کند
ومحل تدارک آن گذشته باشد عمره وحج اوصحیح است، و در صورت تمکن خودش باید طواف راقضاء نماید، واگر کوچ کرده است از مکه وبرگشتن براى اوممکن است ودشوار نیست باید برگردد وطواف را قضاءکند، ودر برگشتن لازم نیست ثانیاً محرم شود، واگر برگشتن متعذر یا دشوار است، باید براى تدارک طواف نائب بگیرد.
واگر خود طواف را قضاء نموده باید سعى را بعد ازطواف اعاده نماید واگر نائبش قضاء کرد باید بعد از طواف سعى را نیز به جا آورد.

مسأله 352 _ اگر کسى طواف را فراموش کرد و بعد از اتمام نمودن اعمال حج با زن خود نزدیکى نمود چنانچه این مقاربت بعد از تذکر فراموش شدن طواف باشد بایدیک شتر به عنوان کفاره قربانى کند واگر قبل از تذکر باشد،چیزى واجب نیست.

مسأله 353 _ اگر کسى طواف را فراموش کرد و مرد و به جا نیاورد لازم است بر ولى او خودش یا نائب گرفته قضاء نماید طواف فوت شده را.

مسأله 354 _ در صورتى که مکلف در اثر مرض یاشکستگى ومانند آن از طواف مباشرتا متمکن نباشد، لازم است در صورت امکان او را طواف دهند به نحوى کهپاهایش به زمین کشیده شود، واگر به این نحو ممکن نیست به کمک دیگرى ولو به این که به دوش گرفتن او باشد،طواف نماید واگر از آن هم تمکن نداشته باشد براى طواف نائب بگیرد ونسبت به نماز طواف اگر خود تمکن آن را داشت، به جا بیاورد واگر تمکن نداشت، نماز را نیز نائب به جا آورد، ودر تمام صور حج او درست است، اما اگر عدم تمکن از حیث حیض یا نفاس
باشد حکم آن در شرائط طواف مفصلاً بیان شد.

نماز طواف
واجب سوم از وواجبات عمره تمتع دو رکعت نماز طواف است، وکیفیت آن مانند کیفیت نماز صبح است،این نماز را باید پشت مقام ابراهیم بجا آورد، ودر صورتتمکن باید نزدیک مقام باشد واگر تمکن نداشت، به واسطه ازدحام ووقت هم ضیق بود مى تواند دورتر به جا آورد، ولى باید پشت مقام باشد، ودر دو طرف راست و چپ نمى تواند بجا آورد این حکم اختصاص به طواف واجب دارد، اما طواف مستحب پس نماز آن را در حالت اختیار نیزدر تمام جاهاى مسجد مى توان بجا آورد.

مسأله 355 _ بنابراظهر باید نماز طواف را بعد از طواف فورا بجا آورد یعنى بین طواف ونماز آن عرفاً فاصله نباشد.

مسأله 356 _ اگر کسى عمداً با علم به حکم نماز طواف را ترک نماید عمره وحج او باطل نخواهد شد، فقط خلاف شرع کرده و باید برگردد به مقام وپشت آن نماز راقضاء نماید، واگر مرد و به جا نیاورد، ولى میت خود یا نائبى گرفته قضاء نماید.

مسأله 357 _ اگر کسى نماز طواف را فراموش نموده و قبل از بیرون رفتن از مکه متذکر شد لازم است برگشته و نماز را به جا آورد، واگر تمکن نداشته باشد باید نائب بگیردونائب به جا آورد، واگر از مکه بیرون رفته مخیر است، بین آن که خودش برگردد ونماز را به جا آورد نزد مقام، وبین آن که نائب بگیرد که نماز را نزد مقام به جا آورد، و بین آن که هر جا که متذکر شد همانجا نماز را بجا آورد ولى بنابر احتیاط درصورت تمکن و
دشوار نبودن، خود برگردد ودر مقام نماز به جا آورد بلکه این احتیاط ترک نشود، وظاهر این است که اعاده سعى لازم نیست.

مسأله 358 _ اگر کسى از روى جهل به حکم نماز طواف را ترک نمود حکم او حکم کسى است که از روى فراموشى ترک کرده باشد.

مسأله 359 _ کسى که واجبات نماز طواف را ازقرائت وغیر آن نداند واز روى جهل نماز را فاسد به جا آورد، عمره وحج او باطل نمى شود، ولى قطع نظر ازاین که خلاف شرع نموده باید پس از یاد گرفتن مسائل خود برگردد ونماز را نزد مقام به جا آورد، واگر بمیرد قضاء آن بر ولى واجب است، به این معنى که حکم این نماز حکم سائر نمازهائى است که از میت فوت شده است.

مسأله 360 _ اگر شخصى از روى مسامحه قرائت حمد وسوره را تصحیح نکرده به مکه مشرف شد ودر آنجا از تصحیح آن متمکن نشد، احتیاط آن است که خود بهمقدار میسور نماز را به جا آورد، پس از آن نماز را باجماعت رجاءً به جا آورد، و بعد از آن براى نماز نائب بگیرد،و بعد از تصحیح خود برگردد و به جا آورد واگر مرد، ولىّ او آن را قضاء نماید ولى اگر کسى مقصر در تصحیح کردن نبود، همان مقدار که مى تواند نماز را به جا آورد، کافى است.

وجوب سعى
واجب چهارم از واجبات عمره تمتع سعى بین صفا ومروه است، وخود یکى از ارکان است که اگر عمداً ترک شود، حج باطل خواهد شد خواه علم به حکم داشته یا جاهل به حکم باشد.

مسأله 361 _ سعى باید بعد
از طواف ونماز طواف به جا آورده شود، واگر پیش از طواف یا نماز آن به جا آوردهشود، لازم است بعد از آنها اعاده شود، وحکم کسى که طواف را فراموش کند وبعد از سعى یادش بیاید پیشتر گفته شد.

مسأله 362 _ نیّت در سعى معتبر است به این معنىکه اگر در عمره است، به نیت عمره واگر در حج است، به نیت حج قربة الى الله بجا آورده شود.

سعى یعنى چه؟
رفت وآمد بین صفا و مروه را سعى گویند صفا در یک طرف ومروه در طرف دیگر قرار دارد رفتن از اول جزء از صفا به مروه را یک شوط گویند وهمچنین برگشتن از اولجزء مروه به صفا یک شوط است وتمام سعى هفت شوط است.
واجبات سعى وشرائط آن چند چیز است: 1 _ نیت، کیفیت آن چنین است: (سعى مى نمایم هفتمرتبه میان صفا و مروه در فرض عمره تمتع به جهت فرمان الهى) واگر قصد کند که سعى واجب را به جهت فرمان الهى به جا مى آورم کفایت مى کند.
2 _ آن که ابتداء سعى از صفا باشد پس اگر از مروه شروع کند، باطل است وفقهاء فرموده اند ابتداء سعى ازصفا در هر مرتبه باید به این نحو باشد که عقب پا را بچسباندبه صفا ودر برگشتن انگشتان پا را به او بچسباند که تمام مسافت بین صفا ومروه را سعى نماید، واین قول احوط است، و بالا رفتن چهار پله در رفتن وبرگشتن لازم نیست اگر چه احوط است، و در صورتى بالا رفتن از پله ها چسباندن پا لازم نیست قطعاً.
3 _ ختم سعى به مروه بنماید، در
این جا نیز فقهاء فرموده اند در هر دفعه که به مروه مى رسد انگشتان پا را به آن بچسباند ودر برگشتن پشت پا را به آن بچسباند واین قول احوط است و بالا رفتن از پله ها لازم نیست واگر بالا رفت چسباندن قطعا واجب نیست.
4 _ لازم است سعى هفت مرتبه باشد، یعنى سعى ازصفا را به مروه را یکى حساب کند ودومى سعى از مروه به صفا است وبه همین نحو تا هفت دفعه تمام شود ومرتبهّ هفتم در مروه ختم خواهد شد.
5 _ باید سعى را پس از طواف ونماز آن به جا آورد و تقدیم آن بر طواف ونماز آن جائز نیست واگر از روى فراموشى یا جهل به حکم، سعى را بر طواف مقدم داشت لازم سعى را پس از طواف اعاده نماید وحکم تقدیم سعى بر نماز طواف در نماز طواف گذشت.
6 _ باید سعى بین دو کوه واقع شود، پس اگر سعىکند روى عمارتى که در این زمان بالاى دو کوه ساخته شده است، صحیح نیست.
7 _ آن که رفت وآمد میان صفا ومروه باید از راه متعارف باشد بنابراین اگر از راه مسجد الحرام یا سوق الیل یا راه دیگر برود یا بازگشت نماید، کفایت نمى کند.
بلى لازم نیست سعى به خط مستقیم باشد.
8 _ در وقت رفتن از صفا به مروه باید متوجه به مروهباشد، ودر وقت برگشتن از مروه باید متوجه صفا باشد،پس اگر در رفتن یا برگشتن به پشت سر توجه کند کفایت نخواهد کرد، بلى التفات به راست وچپ بلکه التفات بهپشت سر مانعى ندارد.

مسأله 363 _ در صحت سعى طهارت از
حدَث وخبث، و ستر عورت شرط نیست ولى اولى مراعاة طهارت از حدث است.

مسأله 364 _ مکلف مى تواند از براى استراحت در صفا یا در مروه یا بین صفا ومروه بنشیند اگرچه احوط ترکنشستن در میان صفا ومروه است.