آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

مرجع تقلید شیعه

حکم جاهل وناسى

مسأله 314 _ هرگاه محرم از
روى جهل یا نسیان یکى از چیزهائى که ترکش بر محرم لازم است وفعل آن موجب کفاره مى شود، انجام دهد کفاره واجب نمى شودمگر در دو مورد:
1 _ این که در عمره تمتع بعضى از سعى را فراموشکند وبه خیال آن که پس از تقصیر محل شده با زنى نزدیکى نماید.
2 _ آن که ناخن ها را بگیرد در این دو مورد اظهر ثبوت کفاره است همان نحو که خواهد آمد، وهمچنین کفاره ثابت نیست اگر در حال ضرورت ویا اکراه یکى از آن کارها راانجام دهد مگر در مواردى که در ذیل آن تروک بخصوص بیان شده است.
جاى کشتن کفارات احرام

مسأله 315 _ جماعتى از فقها فرموده اند کفاره اى که به جهت صید واجب شده است اگر در احرام عمره باشد جاى کشتن آن مکه مکرمه است واگر در احرام حج باشد جاى کشتن منى است ولى ظاهر آن است که تقدیم ذبح در همان محل صید جائز است.

مسأله 316 _ کفاراتى که به جهت غیر از صید از اسباب گذشته واجب مى شود چنان چه آن سبب در احرامحج باشد اظهر این است که جائز است که تأخیر بیاندازد تا برگشتن به شهر خود اگرچه افضل آن است که در منى بکشد.
وچنانچه در احرام عمره مفرده باشد مخیّر است بینکشتن در مکه یا کشتن در منى.
وچنانچه در عمره تمتع باشد بنابر احتیاط یا در مکه یادر منى ذبح شود وذبح در منى افضل است وچنانچه تأخیر بیاندازد تا برگشتن به شهر خود همان جا ذبح نماید مجزى است.

مسأله 317 _ کفارات دیگر غیر از ذبح چه آن که جنایت در احرام
حج باشد یا در احرام عمره مخیر است مکلف در مصرف بین مکه ومنى ولازم نیست بخصوص اهل آنجا داده شود وشرط نیست که بخصوص فقراء شیعه بدهد بلکه مى تواند به فقراء غیر شیعه هم بدهد.

مسأله 318 _ روزه که کفاره بعضى امور است،جاى معینى ندارد مى توان تأخیر انداخت تا برگشتن به شهرخود.

طواف واحکام آن
واجب دوم از واجبات عمره تمتع طواف است وچند شرط در صحت طواف معتبر است:
اشتراط طواف به طهارت حدیثه
اول طهارت از حدث در صورتى که طواف واجب باشد پس شخص محدث اعم از این که حدث او اصغر باشد یا اکبر نمى تواند طواف واجب را بدون وضوء یا غسل بجا آورد.
وفرقى نیست در طواف واجب بین طواف حج یا طواف عمره وبین حج یا عمره واجب یا مستحب بلکه میزان واجب بودن خود طواف است.
ودر صورتى که مکلف از روى عمد یا جهل یا نسیان طواف واجب را بدون طهارت به جا آورد طواف او باطل خواهد بود، واما طواف مستحب بنابر اظهر طهارت شرط صحت آن نیست.

مسأله 319 _ اگر شخص محدث از وضو یا غسلتمکن نداشته باشد چنانچه وقت موسع است یعنى اگرصبر کند تا تمکن از آن پیدا شود وقت طواف نمى گذرد بایدصبر نموده پس از تمکن وضوء یا غسل نماید وطواف را به جا آورد واگر وقت ضیق است وتا آخر وقت طواف تمکناز وضوء یا غسل پیدا نمى کند باید تیمم نموده وطواف رابجا آورد واگر از تیمم هم تمکن ندارد ومأیوس از تمکن باشد به جاى خود نائب بگیرد واحوط آن است که بافرض نمودن مانع از دخول مسجدالحرام خود نیز بىطهارت
طواف را بجا آورد.

مسأله 320 _ اگر شک در طهارت بنماید چنانچه پس از فارغ شدن از طواف باشد چیزى بر او واجب نیست وطواف محکوم به صحت است، وچنانچه در اثناء طواف یاقبل از آن شک نماید اگر حالت سابقه او طهارت باشد وشک در صدور حدث نموده است بنا را بر طهارت بگذارد وطواف را تمام کند واگر حالت سابقه آن حدث بوده واجب است تحصیل طهارت بنماید.

مسأله 321 _ اگر محرم در اثناء طواف محدث شد در آن چند صورت است:
1 _ آن که پیش از گذشتن نصف از طواف محدث شود در این صورت طواف او باطل است وباید پس ازطهارت از سر بگیرد طواف را.
2 _ آن که حدث بعد از دور چهارم بوده وبدون اختیار از او سرزده باشد در این صورت طواف را قطع نموده وبعداز طهارت باقى مانده طواف را بجا آورد صحیح است.
3 _ آن که حدث بعد از دور چهارم بوده واختیارى باشد یا آن که بعد از گذشتن نصف وقبل از تمام شدن دور چهارم باشد در این صورت دو صورت بنابر احتیاط پس از طهارتباقى مانده از طواف را به جا آورد ودوباره از سر طواف را اعاده نماید، ودر این احتیاط کفایت مى کند که پس ازطهارت یک طواف کامل یعنى هفت دور به جا بیاورد به قصد ما فى الذمه اعم از آن که واجب خصوص آن مقدارى استکه باقى مانده و زیادى لغو است یا آن که همه آن هفت دورواجب است.

مسأله 322 _ اگر زن در عمره تمتع در حال احرام حائض بوده یا بعد از آن حائض شود
در آن چند صورت است:
1 _ آن که از براى طهارت وبه جا آوردن اعمال عمره وطواف وقت وسعت داشته باشد به این نحو که اگر صبر کند تا پاک شده وغسل نماید مى تواند طواف ونماز آن را بجا آورد ووقوف به عرفات را قبل از غروب روز نهم ذى الحجه درک نماید در این صورت باید صبر کند پس از پاک شدن وغسل کردن طواف را بجا آورد.
2 _ آن که از براى طهارت وبه جا آوردن طواف وقت وسعت نداشته باشد واگر صبر کند که پس از غسل طواف کند وقوف به عرفات را قبل از غروب روز نهم ذى الحجه درک نمى نماید در این صورت حج او به اِفراد مبدل مى شود و پس از حج در صورت تمکن عمره مفرده بر او لازم است.
3 _ عارضه حیض در اثناء طواف رخ دهد در این صورت چنانچه عارضه بعد از تمام شدن دور چهارم بوده باشد مقدارى که به جا آورده صحیح است بقیه مناسک عمرهرا به جا آورده، و پس از پاک شدن وغسل کردن بقیه طواف را بجا آورد.
وچنانچه قبل از گذشتن نصف باشد طوافش باطل وحکم او در این فرض حکم زنى است که قبل از طواف حائض شود، وچنانچه بعد از گذشتن نصف وقبل از تمام شدن دور چهارم باشد باید احتیاط نماید ومراعات هر دوحکم در دو مورد گذشته را بنماید.
4 _ عارضه حیض قبل از طواف و بعد از نماز آن باشد در این صورت طواف او صحیح است و پس از طهارت باید دو رکعت نماز طواف را به جا آورد.

مسأله 323 _
زن مستحاضه اگر بخواهد طواف کند باید تمام افعالى که براى نماز خواندن از وضوء وغسل وغیرذلک براى او واجب است به جا آورد وبعد از آن مى تواندطواف کند ووضوء مخصوصى وغسل خاصى براى طواف لازم نیست.

اشتراط طواف به طهارت از خبث
شرط دوم از شرائط صحت طواف آن است که درحال طواف بدن ولباس پاک باشد بنابر احتیاط لزومى، پس طواف با نجاست بدن یا لباس باطل است بنابر احتیاط وبنابر احوط نجاستهائى که در نماز از آنها عفو شده است مانند خون کمتر از درهم وخون قروح وجروح در طواف معفو نیست.

مسأله 324 _ در صورتى که نجس بودن بدن یا لباس خود را در حال طواف نداند وپس از طواف عالم شود طواف او صحیح است وحاجتى به اعاده نیست واگر نماز طواف نیز در این حالت خوانده شود، صحیح است.

مسأله 325 _ اگر مکلف نجاست بدن یا لباس خودرا نداند ودر اثناء طواف علم به نجاست پیدا کند یا این که نجاست در اثناء طواف بر او عارض شود بنابر اظهر طواف را قطع نموده وپس از طهارت بقیه طواف را بجا بیاورد وطواف او صحیح است وچنانچه احتیاط کند به اعاده طواف به قصد اتمام یا تمام بهتر است.

مسأله 326 _ در صورتى که مکلف از روى فراموشى طواف ونماز آن را با بدن یا لباس نجس بجا آورد و پس از طواف متذکر شد بنابر احتیاط لزومى طواف را اعاده نماید، اما نماز طواف اعاده آن واجب است.
اشتراط طواف به سَتر عورتشرط سوم از شرائط صحت طواف، ستر عورت است پس طواف بدون آن باطل است، ودر ساتر معتبراست که غصبى نباشد، بلکه
معتبر است هرچه را که شخص در حال طواف پوشیده یا حمل نموده مباح باشد،وسایر شرائطى که در لباس مصلى معتبر است، در طواف نیز معتبر خواهد بود همان نحو که گذشت.
اعتبار ختان در طوافشرط چهارم از شرائط نسبت به مرد ختنه نمودن است پس طواف مرد ختنه نشده باطل است و اظهر ایناست که این شرط در صبى ممیز نیز در صورتى که خود احرام را ببندد جارى است واما در صورتى که طفل ممیز نباشد یا آن که ولى طفل او را احرام بسته باشد ثبوت اینشرط معلوم نیست اگرچه احواط است.

مسأله 327 _ بعضى از فقهاء فرموده اند که صبى ممیز که خود احرام بسته اگر طواف را بدون ختنه به جا آورد طواف او باطل وپس از بلوغ زن بر او حرام خواهد شد پس در این صورت لازم است پس از ختنه نمودن در صورتتمکن، طواف نساء را اعاده نماید ودر صورت عدم تمکن جائز است نائب بگیرد.
واین فرمایش در نظر حقیر خالى از اشکال نیست زیرا کسى که طواف نساء را بدون ختنه انجام دهد، قهراً طواف زیارت را که قبل از آن است، نیز بدون ختنه انجام داده پس آن طواف هم باطل است وحکم او در این صورت حکم کسى است طواف زیارت را ترک کرده باشد. وخواهد آمد که حکم او این است که اگر عمدا با علم به حکم یا جهل به آن طواف را ترک کند حج او باطل وباید اعاده نماید وبا بطلان حج دلیلى نداریم بر باقى بودن احرام بنابراین زن بر او حرام نخواهد شد بلى اگر نسیاناً طواف بدون ختنه
به جا آورده باشد چنانچه از مکه کوچ کرده استتواند نائب بگیرد براى طواف زیارت وطواف نساء وقبل از طواف نائب، زن بر او حلال نیست.

اشتراط طواف به قصد قربت
شرط پنجم طواف نیت است وبه این نحو نیّتمى کند که براى امتثال فرمان الهى طوافى که براى من واجب است به جا مى آورم، ولازم نیست در ذهن خود بیاورد که طواف عبارت است از گردش کردن دور خانه خداهفت دور، ولازم است نیت تا آخر طواف باقى باشد پس اگر طواف را بدون قصد قربت بجا آورد، یا آنکه در وسط قصد قربت نداشته باشد، طوافش باطل خواهد بود.

واجبات طواف چند چیز است
1 _ این که هفت شوط یعنى هفت دور خانه کعبه را طواف کند، وکمتر از هفت دور کفایت نمى کند، وحکم زیاد نمودن خواهد آمد.
2 _ آن که هفت دور پیاپى باشد پس جائز نیست فصل طویل بین آنها و بنابر احتیاط لزومى قطع طواف فریضه بدون حاجت دینى یا دنیوى جائز نیست.
بلى در صورتى که حاجتى باشد جائز است قطع طواف و اما طواف مستحب پس قطع او بدون حاجت نیز جائز است.
3 _ آن که ابتدا طواف از حجرالاسود باشد و بنابر اظهر کفایت مى کند ابتدا طواف از وسط حجرالاسود یا آخر جزء او باشد ولازم نیست از اول حجرباشد.
ونیز لازم نیست که اول جزء از بدن در ابتداء طواف محاذى اول جزء حجر باشد به قسمى که تمام بدن او بر تمام حجر بگذرد ولى احوط رعایت هر دو امر است ودر صورتى که مکلف بخواهد عمل به احتیاط نماید کافى است اندکى قبل از رسیدن به حجر نیت طواف را چنین کند که ابتداء طواف از جزء واقعى محاذى حجر بوده وانتهاء آن به همان موضع محاذى باشد ومقدار زیادى از باب مقدمه علمیه باشد.
4 _ این که
هر دورى به حجرالاسود ختم بنماید و کفایت مى کند در آن که ختم کند طواف را به همان موضعى که ابتداء از آن موضع نموده است پس اگر از اول حجر ابتداء کرده است لازم نیست به آخر حجر ختم نماید بلکه اگر به اول ختم کند مجزى است.
ودر اینجا نیز اگر مکلف بخواهد احتیاط کند چنین قصد مى کند که آخر هر دور اول دور بعد از آن باشد ودر دور هفتم قدرى زیادتر برود ومقدار زیادى به قصد مقدمه علمیه باشد.
5 _ باید طواف کننده خانه را در جمیع حالات طواف در طرف دست چپ خود قرار دهد، ودر صورتى که دربعضى از اجزاء طواف روى خود را به کعبه نماید یا پشت بهآن بنماید ولو به غیر اختیار باشد اعاده آن جزء لازم است،و میزان در تحقق این مطلب صدق عرفى است پس مختصر انحراف به طرف راست مضرّ نیست، وفرقى نیست دربطلان طواف به غیر این طریق، مثل آن که خانه در طرف راست قرار گیرد، بین آن که، عالم باشد، یا جاهل، یا ناسى در جمیع صور باید طواف را اعاده نماید، و بهتر است که طواف کننده پیش از رسیدن به حِجْر اسماعیل بدن خود را قدرى به طرف چپ کج کند تا این که شانه چپ او از کعبه خارج نشود، وهم چنین پیش از رسیدن به در دیگر حِجر بدن خود را به طرف راست کج کند واین دقت را در دو رکن دیگر نیز اعمال کند.
6 _ آن که حجر حضرت اسماعیل را داخل مطاف نماید به این معنى که از پشت حجر دور بزند
به نحوى که دور او وخانه طواف نماید، پس اگر طورى طواف کرد که دور آن گردش نکرد وآن بیرون از مطاف قرار گرفت یا آن که از وسط آن گذشت یعنى از یکى از درهاى حجر داخل و از در دیگر خارج شود طواف او باطل است، چنان چه در یکى از دورها چنین کند خصوص همان دور باطل مى شود، و لازم نیست اعاده بقیه دورهاى طواف.
7 _ آن که طواف کننده باید از خانه کعبه و از صفه کوچکى که در اطراف خانه است وبه شاذروان نامیده مى شود، خارج باشد.

مسأله 328 _ مشهور بین فقهاء این است که طواف باید بین مقام ابراهیم (ع) وخانه خدا باشد یعنى از هر طرف این مسافت در نظر گرفته شود، ومسافت آن بیست وششذراع ونیم تقدیر شده است، و نظر به این که حجر اسماعیل داخل مطاف است وخود بیست ذراع است، پس در طرفآن بیش از شش ذراع ونیم نباید دور شد، ولکن ظاهر این است که طواف در دورتر از این مسافت (بیست وشش ذراع ونیم) نیز کافى باشد خصوصاً براى کسانى که در این مسافت نتوانند طواف کنند یا طواف در آن بر آنها مشقتداشته باشد ومراعات احتیاط با قدرت وتمکن بهتر و اولى است.
تعدى از مطاف به خارج یا داخل

مسأله 329 _ اگر شخصى در اثناء طواف از محل طواف خارج شده و داخل کعبه شد، چنانچه قبل از تجاوز نصف باشد طواف او باطل مى شود ولازم است آن را اعادهنماید، وچنانچه بعد از اتمام دور چهارم باشد برگشته و از همانجا که مطاف خارج شده به جا آورد
و اعاده لازم نیست، وچنانچه بعد از تجاوز نصف وقبل از اتمام دور چهارم، باشد بنابر احتیاط طواف اول را تمام کرده و پساز آن آن را اعاده نماید، ودر احتیاط مزبور کفایت مى کند یک طواف کامل به قصد، اعم از اتمام وتمام بجا آورد و معلوم باشد این تفصیل در طواف فریضه است، و اما درطواف مستحب در تمام صُور اتمام کافى است و لازم نیست اعاده.

مسأله 330 _ اگر شخصى در حال طواف به شاذروان راه رود آن مقدار از طواف محسوب نیست وآن جزء را اعاده نموده و طواف را تمام کند و اعاده لازم نیست.

مسأله 331 _ اگر شخصى در حال طواف داخل حجر اسماعیل شود دورى که دخول در آن دور بوده باطل مى شود ولازم است آن دور را اعاده نماید و بالا رفتن دراثناء طواف بر دیوار حجر در حکم داخل شدن در حجر است بنابر احتیاط.

مسأله 332 _ اگر شخصى بدون عذر در حال طواف از مطاف خارج شود و از جهت طول مدت موالات عرفیه فوت شود، چنانچه قبل از تجاوز نصف باشد طواف اوباطل است ولازم است آن را اعاده نماید، وچنان چه خروج از مطاف بعد از اتمام دور چهارم باشد پس از مراجعت طواف اول را تمام نموده واعاده لازم نیست، وچنانچه بعد از تجاوز نصف وقبل از اتمام دور چهارم باشد بنابر احتیاط پس از مراجعت طواف اول را تمام نموده واعاده طواف بنماید ودر احتیاط مذکور کافى است یک طواف کامل بهقصد اعم از اتمام وتمام بجا آورد. واگر خروج از مطاف به مقدارى باشد که فوت موالات نشود یا
آن که طواف، طواف مستحبى باشد در جمیع صور طواف اول را تمام نموده واعاده، مأموریه نیست.

مسأله 333 _ اگر از شخصى در اثناء طواف حدث صادر شود جائز است از مطاف خارج شده براى تجدید طهارت، واگر زن در حال طواف حائض شود واجب است فورا طواف را قطع نموده و از مسجد الحرام خارج شود وتفصیلى که در مسأله سابقه در طواف گفته شد (که اگر بعد ازاتمام دور چهارم باشد واجب است اتمام و اگر قبل از تجاوز نصف باشد واجب است اعاده و اگر بعد از تجاوز نصف وقبل از اتمام دور چهارم باشد بنابر احتیاط جمع کند بین اتمام و اعاده وچنانچه طواف مستحب باشد در جمیع صور اتمام کند) در طواف این اشخاص جارى است.

مسأله 334 _ اگر در اثناء طواف عارضه اى مانند درد سر ودرد شکم به او رخ داد که از اتمام طواف مانعشد تفصیلى که در دو مسأله قبل بیان شد در طواف اینشخص جارى است.

مسأله 335 _ جائز است طواف کننده از براى حاجت خود یا حاجت برادر دینى یا به جهت عیادت مریض از مطاف بیرون رود و بعد از مراجعت اگر طواف مستحبى است یا آن که بعد از اتمام دور چهارم است طواف اول را تمام نماید واگر طواف واجبى است وقبل از تجاوز نصف است طواف را از سر بگیرد واگر بعد از تجاوز نصف وقبل از اتمام دور چهارم است پس از رجوع بنابر احتیاط طواف اول را اتمام و پس از آن اعاده نماید.

مسأله 336 _ اگر مشغول طواف است ووقت نماز داخل شود جائز است قطع طواف
نماید ونماز بخواند و پس از اتمام شدن نماز همان طواف اول را تمام نماید واعاده لازم نیست ولو یک دور از طواف یا کمتر به جا آورده باشد.

مسأله 337 _ جائز است خروج از مطاف به جهت ازاله نجاست از لباس یا از بدن وپس از مراجعت طواف اول را اتمام نموده و اعاده لازم نیست.