آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی
مرجع تقلید شیعه
دوّم: طواف
(مسأله 170) کسى که به قصد انجام عمره محرم شده است، باید پس از ورود به مسجدالحرام، هفت دور به گرد خانه کعبه بگردد. به این عمل «طواف» و به هر دور آن یک «شوط» گفته مى شود.
(مسأله 171) طواف به هر شکلى باشد اشکال ندارد؛ مثلاً طواف کننده مى تواند پیاده طواف نماید یا بر صندلى چرخدار یا طبق یا دوش کسى بنشیند، چنانچه مى تواند آهسته یا تند برود، یا حتّى بدود. ولى بهتر است پیاده و با وقار و طمأنینه حرکت نماید.
ترک طواف
(مسأله 172) اگر کسى عمداً طواف را ترک کند و پس از
احرام، سعى صفا و مروه و تقصیر نماید، عمره او باطل است.
زمان طواف
(مسأله 173) از زمانى که محرم وارد مسجدالحرام مى شود، مى تواند طواف نماید. ولى لازم نیست به محض ورود به خانه خدا طواف را شروع کند، بلکه مى تواند قبل از طواف واجب، طواف مستحبّى یا اعمال دیگرى به جا آورد.
(مسأله 174) تأخیر در انجام طواف تا وقتى که محرم در مکّه حضور دارد و وقت کافى براى انجام سایر اعمال عمره مفرده دارد، جایز است. ولى بسیار به جاست که همه اعمال عمره در اوّلین فرصت ممکن انجام شود.
مکان طواف
(مسأله 175) طواف باید در مسجدالحرام انجام شود و همه جاى مسجد مطاف است. بنابراین طواف در مکان هاى دورتر مسجد و در طبقات بالا هم صحیح است. گرچه بهترین مکان براى طواف، بین خانه کعبه و مقام ابراهیم مى باشد.
نیابت در طواف
(مسأله 176) طواف کننده باید به هر شکل ممکن خودش طواف را انجام دهد و جواز نائب گرفتن در طواف مربوط به موارد خاصّى است که به هیچ وجه امکان طواف کردن نباشد.
(مسأله 177) اگر کسى به واسطه عذرى نظیر مرض یا فلج و مانند این ها، خودش نتواند طواف کند، اگر ممکن است باید او را به دوش بگیرند یا با صندلى و تخت روان و نظایر آن، او را طواف دهند و اگر ممکن نیست باید نایب بگیرد.
واجبات طواف
1. نیّت
(مسأله 178) چون طواف خانه خدا یکى از عبادات است، باید با نیّت خالص و براى خداوند متعال به جا آورده شود. بنابراین اگر کسى در طواف ریا کند، علاوه بر اینکه طواف او باطل است، مرتکب گناه بزرگى هم شده است.
(مسأله 179) منظور از خلوص نیّت در طواف و
سایر اعمال عبادى این است که انسان در آن عمل انگیزه الهى داشته باشد و دیگرى را در این انگیزه شریک قرار ندهد. و براى صحّت آن عمل فرقى نمى کند که براى تقرّب به درگاه الهى انجام شود یا براى رضا و خشنودى خداوند یا براى اطاعت امر او یا براى رفتن به بهشت یا براى سعادت دنیاى خود و وابستگان و یا حتى براى ترس از کیفر و عقاب خداوند، و در همه موارد چون آن عبادت براى خداوند تبارک و تعالى انجام مى شود، کافى و صحیح است.
(مسأله 180) لازم نیست نیّت را به زبان بگوید یا از قلب بگذراند بلکه همین قدر که بنا دارد آن عمل را به جا آورد کفایت مى کند. ولى از اوّل باید قصد انجام طواف معیّنى را داشته باشد.
(مسأله 181) لازم نیست در ابتداى هر شوط نیّت تکرار شود، بلکه همین مقدار که از اوّل تا آخر توجّه به عملى که انجام مى شود داشته باشد، کفایت مى کند.
(مسأله 182) اگر بعد از طواف یا دیگر اعمال عمره، ریا و تظاهر باشد، گرچه گناه است و به حقیقت طواف یا آن عمل ضرر مى زند، ولى باعث بطلان نیست.
2. طهارت از حدث
(مسأله 183) رعایت طهارت شرط صحّت طواف است و طواف کننده باید با وضو یا غسل باشد.
(مسأله 184) در بین اعمال عمره مفرده فقط طواف عمره، طواف نساء و نمازهاى این دو طواف نیاز به وضو یا غسل دارند و رعایت طهارت در سایر اعمال عمره مفرده لازم نیست.
(مسأله 185) هر غسلى واجب و مستحبّ کفایت از وضو مى کند و مى شود با آن طواف کرد، مگر بعضى از اقسام غسل استحاضه که احکام مخصوص به خود
دارد. بنابراین اگر کسى با غسل احرام یا غسل زیارت یا غسل طهارت و نظائر آن طواف کند، طواف او صحیح است، گرچه بهتر است وضو هم بگیرد.
(مسأله 186) اگر کسى عمداً یا سهواً یا از روى جهل به مسأله بدون طهارت طواف کند، طواف او باطل است.
(مسأله 187) اگر در اثناى طواف، طهارت کسى باطل شد، باید طواف را رها کند و وضو یا غسل خود را اعاده نماید.
(مسأله 188) اگر طهارت کسى بعد از اتمام شوط چهارم باطل شود، پس از تحصیل طهارت و بازگشت به مطاف مى تواند طواف را از همان جا که قطع کرده است ادامه دهد و تمام نماید. ولى طواف کسى که قبل از اتمام شوط چهارم محدث شده، باطل است و پس از تجدید طهارت باید طواف را از سر گیرد.
(مسأله 189) کسى که نمى تواند وضو بگیرد یا غسل کند، اگر وقت طواف تنگ باشد، باید طواف را خودش با تیمّم انجام دهد و گرفتن نایب براى او کافى نیست. ولى اگر بداند عذرش برطرف مى شود باید صبر کند.
(مسأله 190) اگر زن در بین طواف حائض شود، باید فوراً از مسجدالحرام خارج شود و پس از پاک شدن و به جا آوردن غسل حیض برگردد و اعمال را ادامه دهد.
(مسأله 191) زن حائض یا نفساء که وقت ندارد در مکّه بماند تا پاک شود، باید براى انجام طواف واجب و نماز آن، نایب بگیرد و سعى را خودش انجام دهد و پس از تقصیر، در صورتى که عذرش همچنان باقى باشد، باید براى انجام طواف نساء و نماز آن هم نایب بگیرد.
(مسأله 192) زن مستحاضه براى انجام طواف و نماز آن، مى تواند
به دستور استحاضه عمل نماید و خودش طواف را به جا آورد.
(مسأله 193) کسى که جنب است یا غسل مسّ میّت بر عهده اوست، اگر امکان غسل کردن او نباشد و وقت کافى هم براى صبر کردن و بر طرف کردن عذر خود نداشته نباشد، باید تیمّم کند و طواف واجب و نمازطواف و سایر اعمال عمره را خودش به جا بیاورد.
(مسأله 194) زن حائض یا نفساء که پاک شده است، اگر امکان غسل کردن او نباشد و وقت کافى هم براى صبر کردن تا بر طرف شدن عذر خود نداشته باشد، باید تیمّم کند و طواف و نماز طواف و سایر اعمال عمره را خودش به جا بیاورد.
(مسأله 195) بانوان مى توانند با خوردن قرص، عادت ماهیانه خود را عقب بیندازند و طواف و نماز طواف و سایر اعمال عمره را تا آخر به جا آورند و عمره آن ها صحیح است.
(مسأله 196) اگر کسى معذور از غسل باشد و براى طواف، تیمّم بدل از غسل کند، ولى قبل از طواف و یا در بین طواف، تیمّم او باطل شود و عذر او همچنان باقى باشد، باید براى طواف و نماز آن وضو بگیرد.
(مسأله 197) کسى که به قصد غسل واجب یا مستحبّ، به حمام رفته ولى بعد از بیرون آمدن از حمام شک مى کند که غسل انجام داده است یا خیر، لازم نیست به شک خود اعتنا کند و مى تواند بنا را بر این بگذارد که غسل کرده است و طواف و نماز آن با همان غسل صحیح است. گرچه بهتر است وضو هم بگیرد.
(مسأله 198) کسى که مى داند قبلاً طهارت داشته ولى شک دارد که وضو یا غسل او باطل
شده است، مى تواند به شک خود اعتنا نکند و طواف او صحیح است. هرچند در ابتداى طواف یا قبل از شروع شدن طواف شک کند.
(مسأله 199) کسى که قبل از شروع شدن طواف شک مى کند قبلاً طهارت داشته است یا خیر، باید براى طواف وضو بگیرد یا غسل کند.
(مسأله 200) اگر کسى در بین طواف یا بعد از طواف شک کند که طهارت داشته است یا نه، مى تواند به شک خود اعتنا نکند و طواف او صحیح است. گرچه شک او قبل از تمام شدن شوط چهارم باشد، ولى اگر نماز طواف را به جا نیاورده باید براى نماز، طهارت تحصیل کند.
(مسأله 201) اگر کسى در بین طواف شک کند غسل جنابت یا حیض یا نفاس انجام داده یا نه، باید طواف را رها کند و غسل نماید. پس اگر بعد از شوط چهارم طواف را رها کرده باشد، مى تواند پس از غسل، از همان جا که رها کرده ادامه دهد و تمام نماید، و اگر قبل از شوط چهارم باشد، باید پس از غسل از اوّل شروع کند.
(مسأله 202) اگر کسى بعد از اتمام طواف شک کند غسل جنابت یا حیض یا نفاس انجام داده یا نه، لازم نیست طواف را اعاده نماید. ولى براى خواندن نماز طواف، باید غسل کند.
(مسأله 203) کسى که در اثر بیمارى قادر به نگهدارى بول یا باد معده خود نیست، یک وضو یا غسل براى انجام طواف و نماز طواف او کفایت مى کند. هرچند طواف واجب باشد.
3. پاک بودن بدن و لباس
(مسأله 204) بدن و لباس کسى که طواف انجام مى دهد، باید پاک باشد و طواف با بدن یا لباس نجس، باطل است.
(مسأله 205) اگر در
بدن یا لباس طواف کننده نجاستى باشد که در نماز عفو شده است، طواف او صحیح است.
(مسأله 206) اگر چیز نجسى که جزو لباس طواف کننده نیست همراه او باشد، طوافش صحیح است. مثل در بغل گرفتن بچه با بدن و لباس نجس یا همراه داشتن انگشتر و عینک و دستمال نجس و نظائر آن.
(مسأله 207) اگر کسى بعد از طواف بفهمد که بدن یا لباسش نجس بوده، طوافش صحیح است.
(مسأله 208) اگر کسى فراموش کرد که بدن یا لباسش نجس است و با بدن یا لباس نجس طواف کرد، طواف او اشکال ندارد، گرچه اعاده آن بهتر است.
(مسأله 209) اگر کسى در اثناى طواف متوجّه شد که بدن یا لباسش نجس است، اگر مى تواند باید تطهیر یا تعویض نماید، یا بدون آن طواف کند. و اگر هیچکدام ممکن نیست، باید از مطاف بیرون رود و پس از ازاله نجاست برگردد، پس اگر بعد از اتمام شوط چهارم بوده مى تواند از همان جایى که قطع کرده ادامه دهد، و اگر پیش از اتمام شوط چهارم بوده، باید طواف را از اوّل شروع کند.
(مسأله 210) اگر کسى در بین طواف متوجه شد بدن یا لباس دیگرى نجس است، لازم نیست به او اطلاع دهد.
(مسأله 211) اگر کسى در اثر بیمارى قادر به نگهدارى بول خود نیست و پس از شروع طواف، بدن و لباس او مرتباً نجس مى شود، مى تواند با همان لباس طواف خود را ادامه دهد. گرچه بهتر است براى جلوگیرى از نجاست بدن و لباس از لباس هاى کوچکى که براى نگهدارى ادرار دوخته شده است، استفاده نماید.
4. ختنه
(مسأله 212) مرد طواف کننده باید ختنه شده باشد وگرنه طواف او باطل است.
(مسأله 213)
اگر پسر نابالغ که ختنه نشده است محرم شد یا او را محرم کردند، طوافش باطل است.
5. ستر عورت و رعایت پوشش
(مسأله 214) پوشاندن عورت براى طواف کننده واجب است.
(مسأله 215) زن باید در حال طواف تمام بدن خود را بپوشاند، ولى پوشاندن قرص صورت و دست ها از سر انگشتان تا مچ لازم نیست.
(مسأله 216) اگر در بین طواف عورت مرد یا مقدارى از موهاى زن یا جایى از بدن او که باید در حال طواف پوشیده باشد ظاهر شود، در صورتى که عمداً و با علم به مسأله باشد، طواف او باطل است و اگر از روى سهو یا جهل به مسأله باشد، اشکال ندارد. 6. شروع طواف از حجرالاسود و ختم به آن
(مسأله 217) طواف کننده باید در هر شوط، طواف را از مقابل گوشه اى از کعبه که حجرالاسود درآن قرار دارد، شروع و به آن ختم کند. و لازم نیست دقّت عقلى شود، بلکه همین مقدار که عرفاً گفته شود از حجرالاسود شروع یا به آن ختم شد، کفایت مى کند.
(مسأله 218) طواف کننده باید همان طور که مردم طواف مى کنند، طواف را از مقابل حجرالاسود شروع کند و دور بزند و هنگام رسیدن مجدّد به حجرالاسود بدون توقّف به حرکت خود ادامه دهد تا هفت شوط تمام شود.
(مسأله 219) شروع طواف از چند قدم مانده به خط مقابل حجرالاسود اشکال ندارد، ولى کارهایى که اهل وسوسه براى به دست آوردن محاذات حجرالاسود انجام مى دهند، مثل اینکه توقّف مى کنند یا عقب و جلو مى روند، چه قبل از شروع طواف باشد و چه در بین طواف، حرام است.
7. بودن کعبه معظّمه در سمت چپ
(مسأله 220) طواف کننده باید طورى طواف کند
که کعبه معظّمه در طرف چپ او باشد.
(مسأله 221) در حال طواف لازم نیست در همه حالات شانه چپ طواف کننده به طرف کعبه معظّمه باشد و اگر در موقع دور زدن به واسطه رسیدن به حجر اسماعیل یا رسیدن به گوشه هاى خانه کعبه و نظایر آن، شانه چپ طواف کننده قدرى از سمت کعبه خارج و یا متمایل به پشت شود، اشکال ندارد. و به طور کلى طواف کننده باید به طور متعارف و همانطور که همه مسلمین طواف مى کنند، دور بزند و از کارهایى که اهل وسوسه مى کنند، پرهیز نماید.
(مسأله 222) اگر طواف کننده مقدارى از طواف را خلاف متعارف انجام دهد، مثل آنکه رو به کعبه معظّمه یا پشت به آن طواف نماید، باید آن مقدار را جبران کند. پس اگر مى تواند باید برگردد و آن مقدار را جبران کند و اگر نمى تواند، باید بدون قصد طواف دور بزند تا به آنجا برسد و بقیه طواف را به جا آورد.
(مسأله 223) برگرداندن سر به راست یا چپ یا عقب در حال طواف اشکال ندارد، به شرط آنکه کعبه معظّمه از سمت چپ بدن خارج نشود.
(مسأله 224) اگر کودک محرم براى طواف در بغل دیگرى باشد، لازم نیست شانه چپ او به سمت کعبه باشد، هرچند رعایت آن بهتر است.
(مسأله 225) اگر طواف کننده به واسطه کثرت جمعیّت، بى اختیار به این طرف و آن طرف کشیده شود، طواف او صحیح است.
8. انجام طواف بیرون از حجر اسماعیل
(مسأله 226) در کنار خانه کعبه و متّصل به آن، مکانى است به نام حجر اسماعیل و طواف کننده باید هنگام طواف دور حجر بگردد و داخل آن نشود.
(مسأله 227) اگر طواف کننده از داخلحجر اسماعیل طواف کند، آن شوط از طواف او باطل است و اعاده آن از جایى که داخل حجر شده کافى نیست، بلکه باید آن شوط را دو مرتبه به جا آورد و بهتر آن است که طواف را تمام نموده و سپس اعاده نماید.
(مسأله 228) اگر کسى در اثناى طواف، از روى دیوار حجر اسماعیل طواف کند، باید آن مقدار از طواف را اعاده نماید.
(مسأله 229) دست گذاشتن روى دیوار حجر اسماعیل یا بوسیدن آن اشکال ندارد.
9. بیرون بودن از کعبه معظّمه
(مسأله 230) طواف باید بیرون خانه کعبه انجام شود و ورود به خانه کعبه همه طواف را باطل مى کند.
(مسأله 231) در پایین دیوار اطراف کعبه یک پیش آمدگى وجود دارد که به آن «شاذروان» مى گویند و طواف از روى آن نیز صحیح نیست.
(مسأله 232) اگر طواف کننده مقدارى از طواف را روى شاذروان انجام داد، باید آن مقدار را اعاده نماید.
(مسأله 233) دست گذاشتن به دیوار کعبه یا بوسیدن آن در حال طوافِ واجب یا مستحبّ، اشکال ندارد.
10. انجام هفت شوط کامل و پى در پى
(مسأله 234) طواف باید هفت شوط کامل و پى در پى باشد و کمتر یا بیشتر شدن تعداد اشواط طواف، صحیح نیست.
(مسأله 235) رعایت موالات عرفى در بین اشواط طواف واجب است. یعنى بین اشواط طواف نباید اینقدر فاصله بیفتد که از صورت طواف خارج شود. ولى قدرى نشستن و استراحت کردن در بین اشواط طواف اشکال ندارد.
(مسأله 236) اگر به جهت قطع طواف، بین چهار شوط اوّل و سه شوط آخر طواف فاصله بیفتد، اشکال ندارد و موالات عرفى به هم نمى خورد.
(مسأله 237) اگر کسى عمداً طواف را ترک کند یا عمداً کمتر یا بیشتر انجام
دهد و پس از آن سعى صفا و مروه و تقصیر نماید، عمره او باطل است.
(مسآله 238) اگر کسى که طواف را ترک کرده است، قبل از تقصیر بخواهد آن را به جا آورد، باید به مطاف برگردد و پس از انجام طواف و نماز آن، سعى را اعاده نموده و تقصیر نماید و در این صورت عمره او باطل نیست.
(مسأله 239) (قران بین طوافین» جایز نیست، یعنى طواف را چه واجب و چه مستحبّ نباید با طواف دیگر دنبال هم آورد، بلکه باید بعد از هر طواف نماز آن خوانده شود.
(مسأله 240) اگر کسى دو طواف را پشت سر هم انجام دهد و بین دو طواف، نماز طواف اوّل را نخواند، فعل حرام انجام داده و گناه کرده است، ولى طواف او باطل نمى شود.
(مسأله 241) اگر طواف کننده بعد از تمام شدن طواف و پیش از خواندن نماز طواف، اطمینان پیدا کند که طواف را ناقص انجام داده، باید برگردد و طواف را کامل کند.
(مسأله 242) اگر طواف کننده بعد از نماز طواف و پیش از سعى، اطمینان پیدا کند که طواف را ناقص انجام داده است، باید برگردد و اگر یقین دارد که قبلاً چهار شوط طواف را انجام داده است، طواف را کامل کند. و اگر اطمینان به اتمام چهار شوط ندارد، باید طواف را از سر گیرد. و در هر صورت لازم است نماز طواف را اعاده کند و بعد مشغول سعى شود.
(مسأله 243) اگر کسى سهواً بر تعداد اشواط طواف اضافه کند و قبل از کامل شدن شوط هشتم متوجّه شود، باید آن شوط را رها نماید و طوافش صحیح است. ولى اگر بعد از کامل
شدن شوط هشتم متوجّه شود، بهتر است طواف را به چهارده شوط برساند و پس از آن نماز طواف اوّل را به جا آورد و مشغول سعى شود و نماز طواف دوّم را پس از انجام سعى به جا آورد.
(مسأله 244) گمان در طواف اعتبار ندارد، بلکه حکم شک را دارد.
(مسأله 245) اگر کسى بعد از تمام شدن شوطى از طواف، در صحّت آن شک کند، نباید به شک خود اعتنا کند، ولى اگر شک او در اثناى شوط باشد، معتبر است و باید همان شوط را اعاده نماید.
(مسأله 246) اگر کسى بعد از تمام شدن طواف شک کند که آیا آن را زیادتر یا کمتر از هفت شوط به جا آورده یا شک کند صحیح به جا آورده یا نه، لازم نیست به شک خود اعتنا کند و طوافش صحیح است، گرچه از محلّ طواف بیرون نرفته باشد.
(مسأله 247) اگر کسى در اثناى طواف شک کند که چند شوط به جا آورده، طواف او باطل است و باید آن را از اوّل شروع کند.
(مسأله 248) اگر کسى در حال طواف در عدد شوطها شک کند و با همین حال طواف را تمام کند و بعد یقین به صحّت طواف پیدا کند، اشکال ندارد و طواف او صحیح است.
(مسأله 249) اگر کسى در اثناى طواف شک کند هفت شوط به جا آورده یا هشت شوط، باید بنا را بر هفت بگذارد و طواف را تمام کند و طوافش صحیح است.
(مسأله 250) کثیر الشّک در عدد شوطها نباید به شک خود اعتنا کند و باید بنا را بر آنچه به نفع اوست بگذارد و کثیر الشّک به کسى مى گویند که سه مرتبه
در یک طواف یا در سه طواف شک کند و چنین کسى در مرتبه چهارم نباید به شک خود اعتنا نماید.
احکام قطع طواف
(مسأله 251) قطع کردن طواف بدون عذر، مکروه است. و در این خصوص تفاوتى میان طوف واجب و مستحبّ نیست.
(مسأله 252) قطع طواف مستحبّ به جهت رفع حوائج مسلمانان، جایز، بلکه مستحبّ است.
(مسأله 253) قطع طواف واجب به جهت رفع حوائج مسلمانان، اگر قبل از اتمام شوط چهارم باشد، جایز، بلکه مستحبّ است. ولى بعد از اتمام شوط چهارم، جایز نیست.
(مسأله 254) قطع طواف واجب و مستحبّ براى رسیدن به نماز جماعت یا درک وقت فضیلت نماز، مستحبّ است.
(مسأله 255) اگر کسى به هر دلیلى طواف مستحبّ را قطع نماید، بعداً مى تواند آن را از همان جا که قطع کرده ادامه دهد، گرچه در شوط اوّل قطع کرده باشد.
(مسأله 256) اگر کسى طواف واجب را به هر دلیلى بعد از پایان شوط چهارم قطع نماید، بعد از بازگشت مى تواند طواف را از همان جا که قطع کرده ادامه دهد. ولى بهتر است اعاده نماید.
(مسأله 257) اگر طواف کننده طواف واجب را به هر دلیلى قبل از پایان شوط چهارم قطع نماید، بعد از بازگشت باید آن را از سر گیرد.
(مسأله 258) اگر در اثناى طواف کسى، نماز جماعت مسجدالحرام شروع شود و صفوف نماز با طواف او تداخل داشته باشد، باید طواف را رها کند و به اقامه نماز بپردازد و پس از پایان نماز با توجه به اینکه قبلاً تا چه شوطى انجام داده طبق دو مسأله قبل عمل کند.
(مسأله 259) اگر کسى بین اشواط طواف براى رفع خستگى قدرى بنشیند یا استراحت کند، اشکال ندارد و بعد
مى تواند طواف را از همان جا ادامه دهد، هرچند در سه شوط اوّل باشد.
(مسأله 260) اگر کسى از طواف خود منصرف شود، طواف او باطل مى شود. گرچه از مطاف بیرون نرفته و موالات عرفیه به هم نخورده باشد و یا بعد از شوط چهارم باشد. بنابر این اگر مقدارى از طواف را به جا آورده و دلچسب او واقع نشد، مى تواند از آن منصرف شده و آن را رها سازد و بلافاصله از اوّل شروع کند. چنانچه اگر در طواف شکّى کند که طواف را باطل مى کند، مى تواند بلافاصله طواف را از اوّل شروع کند.
(مسأله 261) اگر طواف کننده از شوطى از طواف منصرف شود، آن شوط به مجرّد انصراف باطل مى شود. ولى طواف باطل نمى شود.
احکام طواف مستحبّ
(مسأله 262) از مستحبّاتى که در روایات اهل بیت بسیار به آن سفارش شده است طواف به دور کعبه معظّمه است.
(مسأله 263) طواف مستحبّ هم مانند طواف واجب هفت دور است و از حجرالاسود شروع شده و به آن ختم مى گردد.
(مسأله 264) طواف مستحبّ هم مانند طواف واجب، در همه جاى مسجدالحرام صحیح است و جاى مخصوصى ندارد.
(مسأله 265) انجام طواف مستحبّ در هر زمانى جایز است. بنابر این در اثناى اعمال عمره و قبل از طواف واجب و بعد از نماز طواف هم مى توان طواف مستحبّ به جا آورد.
(مسأله 266) مستحبّ است پس از اتمام طواف مستحبّ، نماز طواف هم خوانده شود.
(مسأله 267) نماز طواف مستحبّ را در همه جاى مسجدالحرام مى شود خواند و جاى مخصوصى ندارد.
(مسأله 268) طواف مستحبّ را مى توان به نیابت از دیگران زنده و مرده و زن و مرد و کوچک و بزرگ انجام داد.
(مسأله 269) طواف مستحبّ را مى توان به
نیابت از کسانى که در مکّه یا در مسجدالحرام حضور دارند و عذرى هم براى انجام طواف ندارند، به جا آورد.
(مسأله 270) محدودیتى در تعداد افرادى که طواف به نیابت از آنان انجام مى شود، وجود ندارد. همچنین لازم نیست نام این افراد به تفصیل مشخص باشند، بلکه نیّت کلّى کفایت مى کند. مثل به نیابت از همه بستگان یا همکاران و ...
(مسأله 271) شایسته است انسان به نیابت از انبیاى عظام و حضرات معصومین و اولیاى الهى و بزرگان دین، طواف مستحبّى به جا آورد.
(مسأله 272) شک در تعداد اشواط طواف مستحبّ، آن را باطل نمى کند و طواف کننده مى تواند در صورت شکّ، بنا را بر اقل یا اکثر گذاشته و طواف را تمام کند.
(مسأله 273) رعایت موالات عرفى، شرط صحّت طواف مستحبّ نیست و اگر کسى به هر دلیلى طواف مستحبّ را رها کرد، بعد از بازگشت مى تواند از همان جا ادامه دهد، هر چند قبل از اتمام شوط چهارم، طواف را رها کرده باشد.
(مسأله 274) زن مستحاضه مى تواند طواف به جا آورد و عمل به دستورات استحاضه هم براى صحّت طواف او لازم نسیت. ولى اگر مى خواهد نماز طواف هم بخواند باید به دستورات استحاضه عمل کند.
آداب و مستحبّات طواف
(مسأله 275) مستحبّ است طواف با حضور قلب انجام شود و طواف کننده در حال طواف، با وقار و طمأنینه باشد و دعا بخواند یا ذکر بگوید و به گناهان خود اعتراف نماید و از خداوند طلب آمرزش کند و در هر شوط اگر مزاحمت براى خود و دیگران ایجاد نشود، حجرالاسود را ببوسد و روى آن دست بکشد.
(مسأله 276) حرف زدن، خندیدن، سر را این طرف و آن طرف گرداندن
و انجام هر عملى که طواف کننده را از حقیقت طواف غافل کند، مکروه است.
(مسأله 277) مستحبّ است طواف کننده در حال طواف دعاهایى که از جانب حضرات ائمه اطهار وارد شده بخواند و از آن جمله دعاهایى است که ذیلاً مى آید.
1 مستحبّ است در حال طواف بگوید:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِى یُمْشَى بِهِ عَلَى طَلَلِ الْمَاءِ کَمَا یُمْشَى بِهِ عَلَى جَدَدِ الْأَرْضِ وَ أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِى یَهْتَزُّ لَهُ عَرْشُکَ وَ أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِى تَهْتَزُّ لَهُ أَقْدَامُ مَلَائِکَتِکَ وَ أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِى دَعَاکَ بِهِ مُوسَى مِنْ جَانِبِ الطُّورِ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَ أَلْقَیْتَ عَلَیْهِ مَحَبَّةً مِنْکَ وَ أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِى غَفَرْتَ بِهِ لِمُحَمَّدٍ (صَلَّى اللهُ عَلَیْه وَآله) مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ أَتْمَمْتَ عَلَیْهِ نِعْمَتَکَ أَنْ تَفْعَلَ بِى کَذَا و کَذَا»
به جاى کذا و کذا حاجت خود را بطلبد.
2 همچنین مستحبّ است در حال طواف بگوید:
«اللَّهُمَّ إِنِّى إِلَیْکَ فَقِیرٌ وَ إِنِّى خَائِفٌ مُسْتَجِیرٌ فَلَا تُغَیِّرْ جِسْمِى وَ لَا تُبَدِّلِ اسْمِى»
3 مستحبّ است در حال طواف و مخصوصاً وقتى که به در کعبه معظّمه مى رسد صلوات بر محمّد و آل محمّد بفرستد.
4 مستحبّ است روبروى درب کعبه معظّمه این دعا را بخواند:
«سَائِلُکَ فَقِیرُکَ مِسْکِینُکَ بِبَابِکَ فَتَصَدَّقْ عَلَیْهِ بِالْجَنَّةِ اللَّهُمَّ الْبَیْتُ بَیْتُکَ وَ الْحَرَمُ حَرَمُکَ وَ الْعَبْدُ عَبْدُکَ وَ هَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ الْمُسْتَجِیر بِکَ مِنَ النَّارِ فَأَعْتِقْنِى وَ وَالِدَیَّ وَ أَهْلِی وَ وُلْدِی وَ إِخْوَانِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنَ النَّارِ یَا جَوَادُ یَا کَرِیمُ»
5- مستحبّ است وقتى به حجر اسماعیل رسید، رو به ناودان کرده و سر را بلند کند و بگوید:
«اللَّهُمَّ أَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِک وَ أَجِرْنِى بِرَحْمَتِکَ مِنَ النَّارِ وَ عَافِنِى مِنَ السُّقْمِ وَ أَوْسِعْ
عَلَیَّ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلَالِ وَ ادْرَأْ عَنِّی شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ»
6- مستحبّ است وقتى از حجر گذشت و به پشت کعبه رسید بگوید:
«یَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ وَ الْجُودِ وَ الْکَرَمِ إِنَّ عَمَلِى ضَعِیفٌ فَضَاعِفْهُ لِى وَ تَقَبَّلْهُ مِنِّى إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ»
7- مستحبّ است وقتى به رکن یمانى رسید، دست ها را بلند کند و بگوید:
«یَا اللَّهُ یَا وَلِى الْعَافِیَةِ وَ خَالِقَ الْعَافِیَةِ وَ رَازِقَ الْعَافِیَةِ وَ الْمُنْعِمَ بِالْعَافِیَةِ وَ الْمَنَّانَ بِالْعَافِیَةِ وَ الْمُتَفَضِّلَ بِالْعَافِیَةِ عَلَیَّ وَ عَلَى جَمِیعِ خَلْقِکَ یَا رَحْمَانَ الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ وَ رَحِیمَهُمَا صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنَا الْعَافِیَةَ وَ دَوَامَ الْعَافِیَةِ وَ تَمَامَ الْعَافِیَةِ وَ شُکْرَ الْعَافِیَةِ فِى الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ»
پس سر به جانب کعبه معظّمه بالا کند و بگوید:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى شَرَّفَکِ وَ عَظَّمَکِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى بَعَثَ مُحَمَّداً نَبِیّاً وَ جَعَلَ عَلِیّاً إِمَاماً اللَّهُمَّ أَهْدِ لَهُ خِیَارَ خَلْقِکَ وَ جَنِّبْهُ شِرَارَ خَلْقِکَ»
8- مستحبّ است وقتى میان رکن یمانى و حجرالاسود مى رسد بگوید:
«رَبَّنا آتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِى الآْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النَّارِ»
9- مستحبّ است در شوط هفتم وقتى به مستجار (پشت کعبه، نزدیک رکن یمانى و برابر درب کعبه معظّمه) مى رسد دو دست خود را بر دیوار خانه بگشاید و شکم و صورت خود را به دیوار کعبه بچسباند و بگوید:
«اللَّهُمَّ الْبَیْتُ بَیْتُکَ وَ الْعَبْدُ عَبْدُکَ وَ هَذَا مَکَانُ الْعَائِذِ بِکَ مِنَ النّار»
10- مستحبّ است به گناهان خود اعتراف نموده و از خداوند عالم آمرزش آن را بطلبد که ان شاءالله مستجاب خواهد شد، بعد بگوید:
«اللَّهُمَّ مِنْ قِبَلِکَ
الرَّوْحُ وَ الْفَرَجُ وَ الْعَافِیَةُ اللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِى ضَعِیفٌ فَضَاعِفْهُ لِى وَ اغْفِرْ لِى مَا اطَّلَعْتَ عَلَیْهِ مِنِّى وَ خَفِیَ عَلَى خَلْقِک أَسْتَجِیرُ بِاللَّهِ مِنَ النَّار»
و آنچه مى خواهد دعا کند.
11- مستحبّ است رکن یمانى را استلام کند یعنى به آن دست بکشد و به نزد حجرالاسود آمده و طواف خود را تمام نموده و بگوید:
«اللَّهُمَّ قَنِّعْنِى بِمَا رَزَقْتَنِى وَ بَارِکْ لِى فِیمَا آتَیْتَنِى»
12 مستحبّ است در هر شوط، ارکان کعبه معظّمه و حجرالاسود را استلام نماید و در وقت استلام حجر بگوید:
«اللَّهُمَّ أَمَانَتِى أَدَّیْتُهَا وَ مِیثَاقِى تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ عِنْدَکَ لِى بِالْمُوَافَاةِ»
