آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی
مرجع تقلید شیعه
زکوة گندم وجو وخرما وکشمش
مسأله 1863 - زکوة گندم وجو وخرما وکشمش وقتى واجب مى شود که به مقدار نصاب برسند ونصاب آنها 288 من تبریز 45 مثقال کم است وهرمن ششصد وچهل مثقال 24 نخودى است که تقریا 847 کیلو گرم مى شود
مسأله 1864 - اگر پیش از دادن زکوة از انگور وخرما وجو وگندمى که که زکوة آنها واجب شده خود وعیالاتش بخورند ، یا مثلا به فقیر بدهد مجانا ، باید زکوة مقدارى را که مصرف کرده بدهد .
مسأله 1865 - اگر بعد از آنکه زکوة گندم وجو وخرما وانگور واجب شد مالک آن بمیرد ، باید مقدار زکوة را از مال او بدهند . ولى اگر پیش از واجب شدن زکوة بمیرد ، هر یک از ورثه که سهم او به اندازه نصاب است ، باید زکوة سهم خود را بدهد .
مسأله 1866 - کسى که از طرف حاکم شرع مأمور جمع آورى زکوة است ، موقع خرمن که گندم وجو را از کان جدا مى کنند وبعد از خشک شدن خرما و انگور ، مى تواند زکوة را مطالبه کند ، واگر مالک ندهد وچیزى که زکوة آن واجب شده از بین برود باید عوض آن را بدهد .
مسأله 1867 - ار بعد از مالک شدن درخت خرما وانگور ، یا زراعت گندم و جو زکوة آنها واجب شود ، مثلا خرما در ملک او خرما شود ، باید زکوة آن را بدهد .
مسأله 1868 - اگر بعد از آنکه زکوة گندم وجو وخرما وانگور واجب شد زراعت ودرخت را بفروشد ، باید زکوة انها را فروشنده بدهد .
مسأله 1869 - اگر انسان گندم یا جو یا خرما یا انگور را بخرد وبداند که فروشنده زکوة آن را داده ، یا شک کند که داده یا نه ، چیزى بر او واجب نیست واگر بداند که زکوة آن را نداده ، چه حاکم شرع معامله مقدارى را که باید از بابت زکوة داده شود ، اجازه بدهد چه ندهد معامله آن مقدار صحیح است ولى اگر اجازه ندهد مستحق یا حاکم مطالبه زکاة از عین مال از خریدار مى کند چنانچه بدهد او از بایع مطالبه مى کند واگر معامله مقدار زکوة را اجازه دهد ، خریدار باید قیمت آن مقدار را به حاکم شرع بدهد ودر صورت که قیمت آن مقدار را به فروشنده داده باشد ، مى تواند از او پس بگیرد .
مسأله 1870 - اگر وزن گندم وجو وخرما وکشمش موقعى که تر است به 288 من و 45 مثقال کم برسد وبعد از خشک شدن کمتر از این مقدار شود ، زکوة آنها واجب نیست .
مسأله 1871 - اگر گندم وجو وخرما را پیش از خشک شدن مصرف کند چنانچه خشک آنها ره اندازه نصاب باشد ، باید زکوة آنها را بدهد .
مسأله 1872 - خرمایى که تازه آن را مى خورند واگر بماند بعد از خشک شدن ، خرما به آن نمى گویند ، ولو مقدارى باشد که خشک آن ره 288 من و 45 مثقال کم برسد ، زکوة آن واجب نیست .
مسأله 1873 - گندم وجو وخرما وکشمشى که زکوة آنها را داده ، اگر چند سال هم نزد او بماند زکوة ندارد .
مسأله 1874 - اگر گندم وجو وخرما وانگور از آب باران یا نهر مشروب شوند یا مثل زراعتهاى مصر از رطوبت زمین استفاده کنند ، زکوة آنها ده یک است واگر با دلو ومانند آن آبیارى شود ، زکوة انها بیست یک است . واگر مقدارى از باران ، یا نهر ، یا رطوبت زمین استفاده کنند وبه همان مقدار از آبیارى با دلو و مانند آن استفاده نمایند زکوة نصف آنها ده یک وزکوة نص دیگر آنها بیست یک مى باشد یعنى از چهل قسمت سه قسمت آن را باید بابت زکوة بدهند .
مسأله 1875 - اگر گندم وجو وخرما وانگور ، هم از آب باران مشروب شود ، وهم از آب دلو ومانند آن استفاده کند ، چنانچه طورى باشد که عرفا بگویند آبیارى با دلو ومانند آن شده ، زکوة انها بیست یک است واگر عرفا بگویند آبیارى با آب نهر وباران شده ، زکوة آنها ده یک است .
مسأله 1876 - اگر شک کند که آبیارى با آب براان وآب دلو بوده یا عرفا مى گویند با آب باران آبیارى شده ، مى تواند از نصف آن ده یک واز نصف دیگر آن بیست یک بدهد ونیز اگر شک کند که با هر دو بوده ، یا عرفا مى گویند آبیارى با دلو شده ، مى تواند زکوة تمام آن را بیست یک بدهد .
مسأله 1877 - اگر گندم وجو وخرما وانگور با آب باران ونهر مشروب شوند وبه آب دلو ومانند آن محتاج نباشند ولى با آب دلو هم آبیارى شوند ، وآب دلو به زیاد شدن محصول کمک نکند ، زکوة آنها ده یک است واگر با دلو ومانند آن آبیارى شوند وبه آب نهر وباران محتاج نباشد ولى با آب نهر وباران هم مشروب شوند وآنها به زیاد شدن محصول کمک نکنند ، زکوة آنها یک است .
مسأله 1878 -اگر زراعتى را با دلو ومانند آن آبیارى کنند ودر زمینى که پهلوى ان است زراعتى کنند که از رطوبت آن زمین استفاده نماید ومحتاج به آبیارى نشود زکوة زراعتى که با دلو آبیارى شده بیست یک وزکوة زراعتى که پهلوى آن است ده یک میباشد .
مسأله 1879 - مخارجى را که براى گندم وجو وخرما وانگور کرده است ، و مقدارى از قیمت اسباب ولباس را که به واسطه زراعت کم شده ، نم تواند از حاصل کسر کندم بلى بعد از ملاحطه نصاب ، زکاة آن مصارف لا لازم نیست بدهد وده یک یا بیست یک با قیمانده را باید بدهد یعنى چنانچه قبل از کسر آنها 288 من و 45 مثقال کم برسد باید زکوة باقیمانده آن را بدهد .
مسأله 1880 - تخمى را که به مصرف زراعت رسانده مى تواند قیمتى را که در حین زرع داشته جزء مخارج حساب نماید وحکم آن درمسأله قل بیان شد .
مسأله 1881 - اگر زمین واسباب زراعت یا یکى از این دو ملک خود او باشد ، نباید کرایه آنها را جزء مخارج حساب کند . ونیز براى کارهایى که خودش کرده ، یا دیگرى بى اجرت انحام داده ، چیزى از حاصل کسر نمى شود .
مسأله 1882 - اکر درخت انگور یا خرما را بخرد ، قیمت آن جزء مخارج نیست . ولى اگر خرما یا انگور را پیش از چیدن بخرد ، پولى را که براى آن داده جزء مخارج حساب مى شود .
مسأله 1883 - اگر زمینى را بخرد ودر آن زمین گندم یا جو بکارد ، پولى را که براى خرید زمین داده جزء مخارج حساب نمى شود . ولى اگر زراعت را بخرد ، پولى را که براى خرید آن داده مى تواند جزء مخارج حساب نماید واز حاصل کم کند اما باید قیمت کاهى را که از آن بدست مى آید ، از پولى که براى خرید زراعت داده کسر نماید مثلا اگر زراعتى را پانصد تومان بخرد وقیمت کاه آن صد تومان باشد فقط چهار صد تومان آن را مى تواند جزء مخارج حساب نماید .
مسأله 1884 - کسى که بدون گاو وچیزهاى دیگرى که براى زراعت لازم است مى تواند زراعت کند ، اگر اینها را بخرد ، نباید پولى را که براى خرید اینها داده جزء مخارج حساب نماید .
مسأله 1885 - کسى که بدون گاو وچیزهاى دیگرى که براى زراعت لازم است نمى تواند زراعت کند ، اگر آنها را بخرد وبه واسطه زراعت بگلى از بین بروند ، مى تواند تمام قیمت آنها را جزء مخارج حساب نماید واگر مقدارى از قیمت آنها کم شود ، مى تواند آن مقدار را جزء مخارج حساب کند ولى اگر بعد از زراعت چیزى از قیمتشان کم نشود ، نباید چیزى از قیمت آنها را جزء مخارج حساب نماید .
مسأله 1886 - اگر دى یک زمین جو وگندم وچیزى مثل برنج ولوبیا که زکوة آن واجب نیست بکارد ، چنانچه مقصودش زراعت کردن چیزى بوده که زکوة ندارد وبعدا چیزى را که زکوة دارد زراعت کرده ، نباید مخارج را حساب کند واگر مقصودش زراعت کردن چیزى بوده که زکوة دارد وبعدا چیزى را که زکوة ندارد زراعت کردة ، مى تواند تمام مخارج را حساب نماید واز حاصل کم کند و در صورتى که مقصودش زراعت هر دو بوده مخارجى را که کرده ، باید به هر دو ، قسمت نماید مثلا اگر هر دو به یک اندازه بوده ، مى تواند نصف مخارج را از جنسى که زکوة دارد کسر نماید .
مسأله 1887 - اگر انسان در چند شهر که فصل آنها با یکدیگر اختلاف دارد وزراعت میوه آنها در یک وقت بدست نمى آید گندم یا جو یا خرما یا انگور داشته باشد وهمه آنها محصول یک سال حساب شود ، چنانچه چیزى که اول مى رسد به اندازه نصاب یعنى 288 من و 45 مثقال کم باشد ، باید زکود آن را موقعى که مى رسد بدهد وزکوة بقیه را هر وقت بدست مى آید اداء نماید واگر آنچه اول مى رسد به اندازه نصاب نباشد ، صبر مى کند تا بقیه آن برسد ، پس اگر رویهم به مقدار نصاب شود ، زکوة آن واجب است واگر به مقدار نصاب نشود ، زکوة آن واجب نیست .
مسأله 1888 - اگر درخت خرما یا انگور در یک سال دو مرتبه میوه دهد ، چنانچه روى هم به مقدار نصاب باشد بنا بر احتیاط زکوة آن واجب است .
مسأله 1889 - اگر مقدارى رطب یا انگور تازه دارد که خشک آن به اندازه نصاب مى شود ، چنانچه به قصد زکوة از تازه آن به قدرى به مستحق بدهد که اگر خشک شود به اندازه زکوتى باشد که بر او واجب است اشکال دارد .
مسأله 1890 - اگر زکوة خرماى خشک یا کشمش بر او واجب باشد ، نمى تواند زکوة آن را خرماى تازه یا انگور بدهد ونیز اگر زکوة خرماى تازه یا انگور بر او واجب باشد نمى تواند زکوة آن را خرماى خشک یا کشمش بدهد . اما اگر یکى از اینها یا چیز دیگرى را به قصد قیمت زکوة بدهد مانعى ندارد .
مسأله 1891 - کسى که بدهکار است ومالى هم دارد که زکوة آن واجب شده اگر بمیرد باید او لتمام زکوة را از مالى که زکوة آن واب شده بدهند ، بعد قرض او را اداء نمایند
مسأله 1892 - کسى که بدهکار است وگندم یا جو یا خرما یا کشمش هم دارد ، اگر بمیرد وپیش از انکه زکوة اینها واجب شود ، ورثه قرض او را ازمال دیگر بدهند ، هر کدام که سهمشان 288 من و 450 مثقال کم برسد ، باید زکوة بدهد واگر پیش از آنکه زکوة اینها واجب شود ، قرض او را ندهند ، چنانچه مال میت فقط به اندازه بدهى او باشد بنا بر احتیاط باید زکاة را بدهند وطلب طلبکاران را یا استرضاء از آنها بنمایند ، وهمچنین اگر مال میت بیشتر از بدهى او باشد ، در صورتى که بدهى او به قدرى است که اگر بخواهند اداء نمایند ، باید مقدارى از گندم وجو وخرما وکشمش را هم به طلبکار بدهند .
مسأله 1893 - اگر گندم وجو وخرما وکشمشى که زکوة آنها واجب شده خوب وبد دارد ، احتیاط واجب آن است که زکوة هر کدام از خوب وبد را از خود آنها بدهد ولى چنانچه خوب وخوبتر دارد اظهر اکتفاء به دادن از خوب است .
