آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

مرجع تقلید شیعه

احکام خمس

توضیح

مسأله 1752 - در هفت چیز خمس واجب مى شود
اول - منفعت کسب . 301 دوم - معدن سوم - گنج . چهارم - مال حلال مخلوط به حرام . پنجم - جواهرى که به واسطه غواصى یعنى فرو رفتن در دریا بدست مى آید . ششم - غنیمت جنگ - هفتم - زمینى که کافر ذمى از مسلمان بخرد واحکام اینها مفصلا بیان خواهد شد .

1 - منفعت کسب

مسأله 1753 - هر گاه انسان از تجارت یا صنعت ، یا کسبهاى دیگر مالى بدست آورد ، اگر چه مثلا نماز وروزه میتى را بجا آورد واز اجرت آن مالى تهیه کند چنانچه از مخارج سال خود او وعیالاتش زیاد بیاید ، باید خمس یعنى پنج یک آن را به دستورى که بعدا گفته مى شود بدهد .

مسأله 1754 - اگر از غیر کسب ، مالى بدست آورد ، مثلا چیزى به او ببخشند ، واجب است خمس آن را هم بدهد اگر از مخارج سالش زیاد بیاید .

مسأله 1755 - مهرى را که زن مى گیرد خمس دارد اگر از مخارج سال زیاد باشد ، وهمچنین ارثى که به انسان مى رسد از کسى که انسان گمان ارث بردن از او را ندارد ، بلى اگر ارث از کسى برسد که گمان ارث بردن از او را دارد خمس ندارد .

مسأله 1756 - اگر مالى به ارث به او برسد وبداند کسى که این مال از او به ارث رسیده خمس آن را نداده ، باید خمس آن را بدهد ، ونیز اگر در خود آن مال خمس نباشد ولى انسان بداند کسى که آن مال از او به ارث رسیده ، خمس بدهکار است ، باید خمس را از مال او بدهد .

مسأله 1757 - اگر به واسطه قناعت کردن چیزى از مخارج سال انسان زیاد بیاید ، باید خمس آن را بدهد .

مسأله 1758 - کسى که دیگرى مخارج او را مى دهد ، باید خمس تمام مالى را که بدست مى آورد بدهد .

مسأله 1759 - اگر ملکى را بر افراد معینى مثلا بر اولاد خود وقف نماید ، چنانچه در آن ملک زراعت ودرختکارى کنند واز آن چیزى بدست آورند واز مخارج سال آنها زیاد بیاید ، باید خمس آن را بدهند ، بلکه اگر ی ور دیگرى هم از ملک نفع ببرند مثلا اجاره آن را بگیرند ، باید خمس مقدارى را که از مخارج سالشان زایاد مى آید بدهند .

مسأله 1760 - اگر مالى را که فقیر بابت خمس وزکوه وصدقه مستحبى گرفته از مخارج سالش زیاد بیاید ، واجب است خمس آن را بدهد ، ونیز اگر از مالى که به او داده اند منفعتى ببرد مثلا از درختى که بابت خمس به او داده اند میوه اى بدست آورد واز مخارج سالش زیاد بیاید ، باید خمس آن را بدهد .

مسأله 1761 - اگر با عین پول خمس نداده جنسى را بخرد یعنى بفروشند ، بگوید این جنس را به این پول مى خرم چنانچه بنا دارد ولو از پول دیگر خمس بدهد بلکه مردد هم باشد در خمس دادن ، معامله صحیح است وخمس متعلق مى شود به آنچه خریده واگر بنا دارد خمس ندهند چنانچه حاکم شرع معامله پنج یک آن را اجازه بدهد ، معامله آن مقدار صحیح است . وانسان باید پنج یک جنسى را که خریده به حاکم شرع بدهد واگر اجازه ندهد ، معامله آن مقدار باطل است . پس اگر پولى را که فروشنده گرفته از بین نرفته حاکم شرع خمس همان پول را مى گیرد واگر از بین رفته عوض خمس را از فروشنده یا خریدار مطالبه مى کند .

مسأله 1762 - اگر جنسى را بخرد وبعد از معامله قیمت آن را از پول خمس نداده بدهد ، معامله اى که کرده صحیح است واگر بنا دارد خمس بدهد یا مردد باشد آن پول به تمامه مال فروشنده است وخمس به ذمه خریدار تعالق مى گیرد ، واگر بنا دارد خمس ندهد چون از پولى که خمس در آن است بفروشنده داده ، به مقدار پنج یک همان را مى گیرد واگر از بین رفته عوض آن را از خریدار یا فروشنده مطالبه مى کند

مسأله 1763 - اگر مالى را که خمس آن داده نشده بخرد ، اگر فروشنده بناى خمس ندادن را ندارد والا چنانچه حاکم شرع معامله پنج یک آن را اجازه ندهد معامله آن مقدار باطل است وحاکم شرع مى تواند پنج یک آن مال را بگیرد . واگر اجازه بدهد معامله صحیح است . وخریدار باید پنج یک پول آن را به حاکم شرع بدهد ، واگر به فروشنده داده مى تواند از او پس بگیرد .

مسأله 1764 - اگر چیزى را که خمس آن داده نشده به کسى ببخشند ، پنج یک آن چیز ، مال او نمى شود ودر صورتى که بخشنده بنا دارد خمس ندهد والا مال او مى شود وخمس به ذمه بخشنده تعالق مى گیرد .

مسأله 1765 - اگر از کافر یا کسى که به دادن خمس عقیده ندارد ، مالى بدست انسان آید ، واجب نیست خمس آن را بدهد .

مسأله 1766 - تاجر وکاسب وصنعتگر ومانند اینها از وقتى که منفعت مى برند یک سال که بگذرد ، باید خمس آنچه را که از خرج سالش زیاد مى آید بدهند وکسى که شغلش کاسبى نیست ، اگر اتفاقا منفعتى ببرد ، بعد از آنکه یکسال از موقعى که فائده برده بگذرد باید خمس مقدارى را که از خرج سالش زیاد آمده بدهد .

مسأله 1767 - انسان مى تواند در بین سال هر وقت منفعتى به دستش آید خمس آن را بدهد ، وجایز است دادن خمس را تاآخر سال تأخیر بیندازد ، واگر براى دادن خمس سال شمسى قرار دهد ، مانعى ندارد .

مسأله 1768 - کسى که مانند تاجر وکاسب باید براى دادن خمس ، سال قرار دهد اگر منفعتى بدست آورد ودر بین سال بمیرد ، باید مخارج تا موقع مرگش را از آن منفعت کسر کنند وخمس باقیمانده را بدهند .

مسأله 1769 - اگر قیمت جنسى که براى تجارت خریده بالا رود ، وآن را نفروشد ودر بین سال قیمتش پایین آید ، خمس مقدارى که بالا رفته بر او واجب نیست .

مسأله 1770 - اگر قیمت جنسى که براى تجارت خریده بالا رود وبه امید اینکه قیمت آن بالاتر رود ، تا بعد از تمام شدن سال آن را نفروشد وقیمتش پایین آید تنزل قیمت بعد از تمام شدن شال باشد خمس مقدارى که بالاتر رفته واجب است در صورتى که تقصیر در اداء خمس کرده باشد والا واجب نیست .

مسأله 1771 - اگر غیر مال التجاره مالى داشته باشد که خمسش را داده یا خمس ندارد مثلا ارث به او رسیده ، چنانچه قیمتش بالا رو د ، مقدارى که بر قیمتش اضافه شده ، خمس دارد . وهمچنین قیمتش اگر مثلا درختى که خریده میوه بیاورد ، یا گوسفند چاق شود ، باید خمس آن را بدهد .

مسأله 1772 - اگر باغى احداث کند براى آنکه بعد از بالا رفتن قیمتش بفروشد باید خمس میوه ونمو درختها وزیادى قیمت باغ را بدهد ولى اگر قصدش این باشد که از میوه آن استفاده کند ، فقط باید خمس میوه ونمو درختها را بدهد .

مسأله 1773 - اگر درخت بید وچنار ومانند اینها را بکارد در هر سال زیادى او را باید خمسش را بدهد . وهمچنین اگر مثلا از شاخه هاى آن که معمولا هر سال مى برند استفاده اى ببرد وبه تنهایى یا با منفعتهاى دیگر کسبش از مخارج سال او زیاد ، در آخر هر سال باید خمس آن را بدهد .

مسأله 1774 - کسى که چند رشته کسب دارد مثلا اجاره ملک مى گیرد وخرید وفور وزراعت هم مى کند باید خمس انچه را در آخر سال از مخارج او زیاد مى آید بدهد . وچنانچه از یک رشته نفع ببرد واز رشته دیگر ضرر کند وتمام رأس المال یا بعض او تلف شود چنانچه نفعى که برده به مقدار ضرر وسرمایه یا کمتر باشد خمس نفعى که برده واجب نیست ، واگر زیادتر باشد در مقدار زاید بعد از کم کردن مخارج سال - خمس واجب است .

مسأله 1775 - خرجهایى را که انسان براى بدست آوردن فائده مى کند مانند دلالى وحمالیمى تواند جزء مخارج حساب نماید .

مسأله 1776 - آنچه از منافع کسب در بین سال به مصرف خوراک وپوشاک واثاثیه وخرید منزل وعروسى وجهیزیه دختر وزارت ومانند اینها مى رساند در صورتى که از شأن او زیاد نباشد وزیاده روى هم نکرده باشد ، خمس ندارد .

مسأله 1777 - مالى را که انسان به مصرف نذر وکفاره مى رساند ، جزء مخارج سالیانه است . ونیز مالى را که به کسى مى بخشد یا جایزه مى دهد ، در صورتى که از شإن او زیاد نباشد ، از مخارج سالیانه حساب مى شود .

مسأله 1778 - اگر انسان در شهرى باشد که معمولا هر سال مقدارى از جهیزیه دختر را تهیه مى کنند ، چنانچه در بین سال از منافع آن سال جهیزیه بخرد ، خمس آن را نباید بدهد واگر از منافع آن سال در سال بعد جهیزیه تهیه نماید ، باید خمس آن را بدهد .

مسأله 1779 - مالى را که خرج سفر حج مى کند ، از مخارج سالى حساب مى شود که در آن سال خرج کرده واگر سفر او تا مقدارى از سال بعد طول بکشد آنچه در سال بعد مصرف مى شود جزء مؤنه سال بعد حساب مى شود .

مسأله 1780 - کسى که از کسب وتجارت فائده اى برده ، اگر مال دیگرى هم دارد که خمس آن واجب نیست مى تواند مخارج سال خود را فقط از فائده کسب حساب کند .

مسأله 1781 - اگر آذوقه اى که براى مصرف سالش خریده ، در اخر سال زیاد بیاید ، باید خمس آن را بدهد وچنانچه بخواهد قیمت آن را بدهد ، در صورتى که قیمتش از وقتى که خریده زیاد شده باشد باید قیمت آخر سال را حساب کند .

مسأله 1782 - اگر از منفعت کسب پیش از دادن خمس اثاثیه اى براى منزل بخرد هر وقت احتیاجش از آن بر طرف شد واجب است که خمس آن را بدهد . و همجنین است زیور آلات زنانه ، اگر وقت زینت کردن زن به آنها گذشته باشد .

مسأله 1783 - اگر در یکسال منفعتى نبرد نمى تواند مخارج آن سال را از منفعتى که در سال بعد مى برد کسر نماید .

مسأله 1784 - اگر در اول سال منفعتى نبرد واز سرمایه خرج کند ، وپیش از تمام شدن سال منفعتى به دستش آید ، مى تواند مقدارى را که از سرمایه برداشته از منافع کسر کند

مسأله 1785 - اگر مقدارى از سرمایه از بین برود واز باقیمانده آن منافعى ببرد که از خرج سالش زیاد بیاید ، مى تواند مقدارى را که از سرمایه کم شده ، از منافع بر دارد .

مسأله 1786 - اگر غیر از سرمایه چیز دیگرى از مالهاى او از بین برود . نمى تواند از منفعتى که به دستش مى آید آن چیز را تهیه کند . ولى اگر در همان سال به آن چیز احتیاج داشته باشد ، مى تواند در بین سال ازد منافع کسب ، آن را تهیه نماید .

مسأله 1787 - اگر در اول سال براى مخارج خود قرض کند وپیش از تمام شدن سال منفعتى ببرد ، مى تواند مقدار قرض خود را از آن منفعت کسر نماید .

مسأله 1788 - اگر در تمام سال منفعتى نبرد وبراى مخارج هود قرض کند ، مى تواند از منافع سالهاى بعد قرض خود را اداء نماید .

مسأله 1789 - اگر براى زیاد کردن مال ، یا خریدن ملکى که به آن احتیاج ندارد قرض کند ، نمى تواند از منافع کسب آن قرض را بدهد . ولى اگر مالى را که قرض کرده وچیزى را که از قرض خریده از بین برود وناجار شود که قرض خود را بدهد مى تواند از منافع کسب قرض را اداء نماید .

مسأله 1790 - انسان مى تواند خمس هر چیز را از همان چیز بدهد ، یا به مقدار قیمت خمس که بدهکار است ، پول یا جنس دیگر بدهد .

مسأله 1791 - کسى که قصد دادن خمس را دارد تا پنج یک مال باقى است مى تواند در بقیه آن تصرف کند .

مسأله 1792 - کسى که خمس بدهکار است بنابر احتیاط نمى تواند آن را به ذمه بگیرد یعنى خود را بدهکار اهل خمس بداند ودر تمام مال تصرف کند وچنانچه تصرف کند وآن مال تلف شود ، باید خمس آن را بدهد .

مسأله 1793 - کسى که خمس بدهکار است اگر با حاکم شرع مصالحه کند مى تواند در تمام مال تصرف نماید وبعد از مصالحه منافعى که بدست مى آید مال خود او است .

مسأله 1794 - کسى که با دیگرى شریک است اگر خمس منافع خود را بدهد وشریک او ندهد وبنا داشته باشد که خمس ندهد وبنا داشته باشد که خمس ندهد ودر سال بعد ، از مالى که خمسش را نداده براى سرمایه شرکت بگذارد ، هیچ کدام نمى توانند در آن مال تصرف کنند .

مسأله 1795 - اگر بجه صغیر سرمایه اى داشته باشد واز آن منافعى بدست آید واجب است ولى ، خمس آن را بدهد .

مسأله 1796 - انسان نمى تواند در مالى که یقین دارد خمسش را نداده اند و صاحبش بنا دارد خمس ندهد تصرف کند ، ولى در مالى که شک دارد خمس آن را داده اند یا نه ، مى تواند تصرف نماید .

مسأله 1797 - کسى که از اول تکلیف خمس نداده ، اگر مالى بخرد وقیمت آن بالا رود ، باید خمس قیمت فعلى آن را بدهد .

مسأله 1798 - کسى که از اول تکلیف خمس نداده ، اگر از منافع کسب چیزى که به آن احتیاج ندارد خریده ویکسال از خرید آن گذشته ، باید خمس آن را بدهد واگر اثاث خانه وچیزهاى دیگرى که به آنها احتیاج دارد مطابق شأن خود خریده ، پس اگر بداند در بین سالى که در آن سال فائده برده آنها را خریده ، لازم نیست خمس آنها رابدهد واگر نداند که در بین سال خریده یا بعد از تمام شدن سال ، بنا بر احتیاط واجب باید با حاکم شرع مصالحه کند .

2- معدن

مسأله 1799 - اگر از معدن طلا ، نقره ، سرب ، مس ، آهن ، نفت ، ذغال سنگ ، فیروزه ، عقیق ، زاج ، نمک ومعدنهاى دیگر چیزى بدست آورد ، در صورتى که به مقدار نصاب باشد باید خمس آن را بدهد بلکه بنا بر احتیاط واجب اگر کمتر از نصاب هم باشد باید خمس آن را بدهد .

مسأله 1800 - نصاب معدن 105 مثقال معمولى نقره یا 15 مثقال معمولى طلا است یعنى اگر قیمت چیزى را که از معدن بیرون آورده ، قبل از کم کردن مخارجى که براى آن کرده به 105 مثقال نقره یا 15 مثقال طلا برسد باید خمس آن را بدهد .

مسأله 1801 - اگر آن چیزى که از معدن خارج کرده مورد عملى قرار دهد که قیمت آن زیاد گردد آن زیادى حکم منافع کسب را دارد که در صورت زیادى از مخارج سال خمس دارد .

مسأله 1802 - گح وآهک وگل سر شور وگل سرخ از چیزهاى معدنى نیست و کسى که اینها را بیرون من آورد ، در صورتى باید خمس بدهد که آنچه را بیرون آورده به تنهایى یا با منافع دیگر کسبش از مخارج سال او زاید بیاید .

مسأله 1803 - کسى که از معدن چیزى بدست مى آورد ، باید خمس آن را بدهد چه معدن روى زمین باشد ، یا زیر آن ، در زمینى باشد که ملک است ، یا در جایى باشد که مالک ندارد .

مسأله 1804 - اگر نداند قیمت چیزى را که از معدن بیرون آورده به 105 مثقال نقره یا 15 مثقال طلا مى رسد یا نه ، لازم نیست به وزن کردن یا از راه دیگر قیمت آن را معلوم کند .

مسأله 1805 - اگر جند نفر چیزى از معدن بیرون آوردند ، چنانچه قبل از کم کردن مخارجى که براى آن کرده اند ، قیمت آن به 105 مثقال نقره یا 15 مثقال طلا برسد اگر چه سهم هر کدام آنها این مقدار نباشد . باید خمس آن را بدهند وهمچنین اگر مجموع کمتر از نصاب باشد . بنا بر احتیاط واجب .

مسأله 1806 - اگر معدنى را که در ملک دیگر یست بیرون آورد ، آنچه از آن بدست مى آید مال صاحب ملک است . وچون صاحب ملک براى بیرون آوردن آن خرجى نکرده ، باید خمس تمام آنچه را که از معدن بیرون آمده بدهد .

3 - گنج

مسأله 1807 - گنج ، مالى است که در زمین یا درخت یا کوه یا دیوار پنهان باشد وکسى آن را پیدا کند وطورى باشد که به آن ، گنج بگویند وخمس در آن واجب است اگر طلا ونقره باشد .

مسأله 1808 - اگر انسان در زمینى که ملک کسى نیست گنجى پیدا کند ، مال خود او است وباید خمس آن را بدهد .

مسأله 1809 - نصاب گنج 105 مثقال نقره در نقره 15 مثقال طلا است در طلا یعنى اگر نقره اى را که از گنج بدست مى آورد ، قبل از کم کردن مخارجى که براى آن کرده به 105 مثقال وطلا به 15 مثقال برسد باید خمس آن را بدهد .

مسأله 1810 - اگر در زمینى که از دیگرى خریده گنجى پیدا کند وبداند مال کسانى که قبلا مالک آن زمین بودن اند نیست ، مال خود او مى شود وباید خمس آن را بدهد ، ولى اگر احتمال دهد که مال یکى از آنان است ، باید به او اطلاع دهد و چنانچه معلوم شود مال او نیست ، باید به کسى که پیش از او مالک زمین بوده اطلاع دهد ، وبه همین ترتیب به تمام کسانى که پیش از او مالک زمین بوده اند خبر دهد واگر معلوم شود مال هیچ یک آنان نیست مال خود او مى شود وباید خمس آن را بدهد .

مسأله 1811 - اگر در ظرفهاى متعددى که در یکجا دفن شده مالى پیدا کند که قیمت آنها روى هم 105 مثقال نقره یا 15 مثقال طلا باشد ، باید خمس آن را بدهد . ولى چنانچه در چند حا گنج پیدا کند وهر کدام کمتر از نصاب باشد ولو مجموع به د نصاب برسد خمس واجب نیست

مسأله 1812 - اگر دو نفر گنجى پیدا کننند که قیمت آن به 105 مثقال نقره یا 15 مثقال طلا برسد ، اگر چه سهم هر یک آنان به این مقدار نباشد باید خمس آن را بدهند .

مسأله 1813 - اگر کسى حیوانى را بخرد ودر شکم آن مالى پیدا کند چنانچه احتمال دهد که مال فروشنده است ، باید به او خبر دهد ، واگر معلوم شود مال او نیست ، باید به ترتیب ، صاحبان قبلى آن را خبر کند در صورتى که احتمال دهد مال آنها باشد وچنانچه معلوم شود که مال هیچ یک آنان نیست خمس گنج واجب نیست ، بلى در صورتى که از مصارف سال او زیاد باشد خمس واجب است یعنى حکم منافع کسب را دارد .

4 - مال حلال مخلوط به حرام

مسأله 1814 - اگر مال حلال با مال حرام بطورى مخلوط شود که انسان نتواند آنها را از یکدیگر تشخیص دهد وصاحب مال حرام ومقدار آن ، هیچ کدام معلوم نباشد ، باید خمس تمام مال را بدهد وبعد از دادن خمس ، بقیه مال حلال مى شود

مسأله 1815 - اگر مال حلال با حرام مخلوط شود وانسان مقدار حرام را بداند وصاحب آن را نشناسد ، باید آن مقدار را به نیت صاحبش صدقه بدهد .

مسأله 1816 - اگر مال حلال با حرام مخلوط شود وانسان مقدار حرام را نداند وصاحبش را بشناسد باید یکدیگر را راضى نمایند وچنانچه صاحب مال راضى نشود ، در صورتى که انسان بداند چیز معینى مال او است وشک کند که بیشتر از آن هم مال او هست یا نه ، باید چیزى را که یقین دارد مال او است به او بدهد بقیه مال خود او است ، واگر مال معین را نداند به او تعلق دارد در صورتى که تمام مال تحت ید او است با مراجعه به حاکم شرع حد اقل مقدارى را که مى مال او است به او مى دهد وبقیه بر خودش حلال است ، واگر تحت ید او نباشد مقدار متیقن مال آن شخص را به او مى دهد البته با نظر حاکم ومقدارى که یقینا مال او است بر مى دارد ، ودر مقدار مشتبه با اجازه حاکم شرع نصف مى کنند . هر کدام نصف آن مال را بر مى دارند .

مسأله 1817 - اگر خمس مال حلال مخلوط به حرام را بدهد ، یا مالى که صاحبش را نمى شناسد به نیت اوصدقه بدهد ، بعد از آنکه صاحبش پیدا شد ، لازم نیست به مقدار مالش به او بدهد .

مسأله 1819 - اگر مال حالى با حرام مخلوط شود ومقدار حرام معلوم باشد وانسان بداند که صاحب آن از چند نفر معین بیرون نیست ولى نتواند بفهمد کیست چنانچه مال دست او باشد وتسلط بر او بوجه شرعى نباشد باید همه آنها را راضى نماید واگر در دست او نباشد یا تسلط به وجه شرعى باشد حاکم شرع مصالحه مى کند با همه افراد ، وبطور مساوى قمست مى نماید .

5 - جواهرى که به واسطه فرو رفتن در دریا بدست مى آید

مسأله 1820 - اگر به واسطه غواصى یعنى فرو رفتن درد دریا لؤلؤ ومرجان یا جواهر دیگرى بیرون آورند ، ، روئیدنى باشد ، یا معدنى ، چنانچ قبل از کم کردن مخارجى که براى بیرون آوردن آن کرده اند ، قیمت آن به 18 نخود طلا برسد ، باید خمس آن را بدهند . چه در یک دفعه آنرا از دریا بیرون آورده باشند یا در چند دفعه ، آنچه بیرون آمده از یک جنس باشد ، یا از چند جنس ، یک نفر آن را بیرون آورده باشد ، یا چند نفر

مسأله 1821 - اگر بدون فرو رفتن در دریا به وسیله اسبابى جواهر بیرون آورد یا از روى آب دریا یا از کنار دریا جواهر بگیرد ، در صورتى باید خمس آن را بدهد که آنچه را بدست آورده به تنهایى یا با منفعتهاى دیگر کسب او از مخارج سالش زیادتر باشد

مسأله 1822 - خمس ماهى وحیوانات دیگرى که انسان بدون فرو رفتن در دریا مى گیرد ، در صورتى واجب است که به تنهایى یا با منفعتهاى دیگر کسب او از مخارج سالش زیادتر باشد .

مسأله 1823 - اگر انسان بدون قصد اینکه چیزى از دریا بیرون آورد در دریا فرو رود واتفاقا جواهرى بدستش آید باید خمس آن را بدهد .

مسأله 1824 - اگر انسان در دریا فرو رود وحیوانى را بیرون آورد ودر شکم آن جواهرى پیدا که قیمتش هچده نخود طلا یا بیشتر باشد ، چنانچه آن حیوان مانند صدف باشد که نوعا در شکمش جواهر هست ، باید خمس آن را بدهد واگر اتفاقا جواهر بلعیده باشد ، در صورتى خمس آن واجب است که به تنهایى یا با منفعتهاى دیگر کسب او از مخارج سالش زیادتر باشد .

مسأله 1825 - اگر در رودخانه هاى بزرگ مانند دجله وفرات فرو رود و جواهرى بیرون آورد ، چنانچه در آن رودخانه جواهر عمل مى آید بنا بر احتیاط باید خمس آن را بدهد .

مسأله 1826 - اگر در آب فرو رود ومقدارى عنبر بیرون آورد که قیمت آن 18 نخود طلا هم نباشد ، باید خمس آن را بدهد وهمچنین چنانچه از روى آب یا از کنار دریا بدست آورد ، اگر جه قیمت آن به مقدار 18 نخود طلا هم نرسد خمس آن واجب است .

مسأله 1827 - کسى که کسبش غواصى یا بیرون آوردن معدن است ، اگر خمس آنها را بدهد وچیزى از مخارج سالش زیاد بیاید ، لازم نیست دو باره خمس آن را بدهد .

مسأله 1828 - اگر بچه اى معدنى را بیرون آورد ، یامال حلال مخلوط به حرام داشته باشد ، یا گنجى پیدا کند ، یا به واسطه فرو رفتن در دریا ، جواهرى بیرون آورد ولى او باید خمس آنها را بدهد .

6- غنیمت

مسأله 1829 - اگر مسلمانان به امر امام علیه السلام باکفار جنگ کنند وچیزهایى در جنگ بدست آورند ، به آنها غنیمت گفته مى شود ، ومخارجى را که براى غنیمت کرده اند ، مانند مخارج نگهدارى وحمل ونقل آن وچیزهایى که مخصوص به امام است ، باید از غنیمت کنار بگذارند وخمس بقیه آن را بدهند .

7 - زمینى که کافر ذمى از مسلمان بخرد .

مسأله 1830 - اگر کافر ذمى زمینى را از مسلمان بخرد ، باید خمس آن را از همان زمین یا ازمال دیگرش بدهد . ونیز اگر خانه ودکان ومانند اینها را از مسلمانان بخرد ، باید خمس زمین آن را بدهد ودر دادن این خمس قصد قربت لازم نیست ، بلکه حاکم شرع هم که خمس را از او مى گیرد ، لازم نیست قصد قربت نماید .

مسأله 1831 - اگر کافر ذمى زمینى را که از مسلمان خریده به مسلمان دیگرى هم بفروشد ، خمس از کافر ساقط نمى شود ، ونیز اگر بمیرد ومسلمانى آن زمین را از او ارث ببرد ، باید خمس آن را از همان زمین ، یا از مال دیگر کافر بدهد

مسأله 1832 - اگر کافر ذمى موقع خریدن زمین شرط کند که خمس ندهد ، یا شرط کند که فروشنده خمس آن را بدهد ، شرط او صحیح نیست وباید خمس را بدهد ولى اگر شرط کند که فروشنده مقدار خمس را از طرف او به صاحبان خمس بدهد اشکال ندارد

مسأله 1833 - اگر مسلمان زمین را به غیر خرید وفروش ملک کافر کند وعوض آن را بگیرد مثلا به او صلح نماید ، کافر ذمى لازم نیست خمس آن را بدهد .

مسأله 1834 - اگر کافر ذمى صغیر باشد ، ولى او برایش زمینى بخرد ، باید خمس آن را بدهد .