آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

مرجع تقلید شیعه

احکام نکاح یا ازدواج وزناشویى

نکاح به واسطه عقد ازدواج ، زن به مرد حلال مى شود وآن بر دو قسم است ، دائم وغیر دائم . عقد دائم آن است که مدت زناشویى در آن معین نشود وزنى را که به این قسم عقد مى کنند دائمه گویند وعقد غیر دائم آن است که مدت زناشویى در آن معین شود ، مثلا زن را به مدت یک ساعت یا یک روز یا یک ماه یا یک سال یا بیشتر عقد نمایند وزنى را که به این قسم عقد کنند متعه وصیغه مى نامند .

احکام عقد

مسأله 2359 - در زناشویى چه دائم ، وچه غیز دائم ، باید صیغه خوانده شود وتنها راضى بودن زن ومرد کافى نیست وصیغه عقد را یا خود زن ومرد مى خوانند ، یا دیگرى را وکیل مى کنند که از طرف آنان بخواند .

مسأله 2360 - وکیل لازم نیست مرد باشد ، زن مهم مى تواند براى خواندن صیغه عقد از طرف دیگرى وکیل شود .

مسأله 2361 - زن ومرد تا یقین نکنند که وکیل آنها صیغه را خوانده است ، نمى توانند به یکدیکر نگاه محرمانه نمایند ، وگمان به اینکه وکیل صیغه را خوانده است کفایت نمى کند ، ولى اگر وکیل بگوید صیغه را خوانده ام کافى است .

مسأله 2362 - اگر زنى کسى را وکیل کند مثلا ده روز او را به عقد مردى در آورد وابتداى ده روز را معین نکند ، آن وکیل مى تواند هر وقت که بخواهد او را ده روزه به عقد آن مرد در آورد ، ولى اگر معلوم باشد که زن ، روز یا ساعت معینى را قصد کرده باید صیغه را مطابق قصد او بخواند .

مسأله 2363 - یک نفر مى تواند براى خواندن صیغه عقد دائم یا غیر دائم از طرف دو نفر وکیل شود ، ولى انسان نمى تواند از طرف زن وکیل شود واو را براى خود به طور دائم یا غیر دائم عقد کند .

دستور خواندن عقد دائم

مسأله 2364 - اگر صیغه عقد دائم را خود زن ومرد بخوانند ، اول زن بگوید زوجتک نفسى على الصداق المعلوم ( یعنى خود را زن تو نمودم به مهرى که معین شده ) پس از آن بدون فاصله مرد بگوید قبلت التزویج ( یعنى قبول کردم ازدواج را ) عقد صحیح است ، واگر دیگرى را وکیل کنند که از طرف آنها صیغه عقد را بخواند چنانچه مثلا اسم مرد احمد واسم زن فاطمه باشد ووکیل زن بگوید زوجت موکلتى فاطمه موکلک احمد على الصداق المعلوم ، پس بدون فاصله وکیل مرد بگوید قبلت لموکلى احمد على الصداق صحیح مى باشد ، وبهتر است لفظى که مرد مى گوید با لفظى که زن مى گوید مطابق باشد مثلا اگر زن زوجت مى گوید مرد هم قبلت التزویج بگوید .

دستور خواندن عقد غیر دائم

مسأله 2365 - اگر خود زن ومرد بخواهند صیغه عقد غیر دائم را بخوانند بعد از آنکه مدت ومهر را معین کردند ، چنانچ زن بگوید : زوجتک نفسى فی المده المعلومة على المهر المعلوم ، بعد بدون فاصله مرد بگوید قلت صحیح است . واگر دیگرى را وکیل کنند واول وکیل زن به وکیل مرد بگوید متعت موکلتى موکلک فی المدة المعلومة على المهر المعلوم ، پس بدون فاصله وکیل مرد بگوید قبلت لموکلى هکذا صحیح مى باشد .

شرایط عقد

مسأله 2366 - عقد ازدواج چند شرط دارد : او ل - آنکه بنا بر احتیاط به عربى صحیح خوانده شود ، ولى اگر خود مرد وزن نتوانند صیغه را به عربى صحیح بخوانند ، خودشان مى توانند به غیر عربى بخوانند ، اما باید لفظى بگویند که معنى زوجت وقبلت را بفهماند . دوم - مرد وزن ، یاوکیل آنها که صیغه را مى خوانند قصد انشاء داشته باشند ، یعنى اگر خود مرد وزن صیغه را مى خوانند ، زن به گفتن زوجتک نفسى قصدش این باشد که خود را زن او قرار دهد ومرد به گفتن قبلت التزویج زن بودن او را بارى خود قبول نماید ، واگر وکیل مرد وزن صیغه را مى خوانند ، به گفتن زوجت وقبلت قصدشان این باشد که مرد وزنى که آنان را وکیل کرده اند ، زن ووشهر شوند . سوم - کسى که صیغه را مى خواند بالغ وعاقل باشد . چه براى خودش بخواند ، یا از طرف دیگر وکیل شده باشد ، بلى اگر عقد صبى به اذن ولى باشد صحیح است ، ونیز عقد صبى وکیل در خصوص اجراء صیغه بدون اذن ولى صحیح است . چهارم - اگر وکیل زن وشوهر یا ولى آنها صیغه را مى خوانند ، در عقد ، زن وشوهر را معین کنند مثلا اسم آنها را ببرند یا به آنها اشاره نمایند پس کسى که چند دختر دراد ، اگر به مردى بگوید زوجتک احدى بناتى ( یعنى زن تو نمودم یکى را دخترانم را ) واو بگوید قبلت یعنى قبول کردم ، چون در موقع عقد ، دختر را معین نکرده اند ، عقد باطل است . پنجم - زن ومرد به ازدواج راضى باشند ، ولى اگر زن ظاهرا به کراهت اذن دهد ومعلوم باشد قلبا راضى است عقد صحیح است .

مسأله 2367 - اگر در عقد یک حرف غلط خوانده شود که معنى آن را عوض کند عقد باطل است .

مسأله 2368 - کسى که دستور زبان عربى را نمى داند اگر قرائتش صحیح باشد ومعناى هر کلمه از عقد را جدا گانه بداند واز هر لفظى معناى آن را قصد نماید مى تواند عقد را بخواند .

مسأله 2369 - اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد کنند وبعدا زن ومرد بگویند به آن عقد راضى هستیم عقد صحیح است .

مسأله 2370 - اگر زن ومرد یا یکى از آن دو را به ازدواج مجبور نمایند ، وبعد از خواندن عقد راضى شوند وبگوید به آن عقد راضى هستیم عقد صحیح است .

مسأله 2371 - پدر وجد پدرى مى توانند براى فرزند نابالغ خود ازدواج کنند . وبعد از آنکه آن طفل بالغ شد ، نمى تواند آن را بهم بزند ،

مسأله 2372 - پدر وجد پدرى مى توانند براى فرزند دیوانه خود ازدواج کنند وبعد از آنکه دیوانه عاقل شد نمى تواند آن عقد را بهم بزند .

مسأله 2373 - دخترى که به حد بلوغ رسیده ورشیده است ، یعنى مصلحت خود را تشخیص مى دهد ، اگر بخواهد شوهر کند ، لازم نیست از پدر یا جد پدرى خود اجازه بگیرد چه دختر باکره باشد یا نباشد پدر وجد حاضر باشند یا غائب .

مسأله 2374 - اگر پدر ، یا جد پدرى براى پسر نا بالغ خود زن بگیرد ، پسر باید بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بدهد .

مسأله 2375 - اگر پدر ، یا جد پدرى براى پسر نا بالغ خود زن بگیرد ، چنانچه پسر در موقع عقد مالى داشته ، مدیون مهر زن است واگر در موقع عقد مالى نداشته پدر ، یا جد او باید مهر زن را بدهد .

عیبهایى که به واسطه آنها مى شود عقد را بهم زد .

مسأله 2276 - اگر مرد بعد از عقد بفهمد که زن یکى از این هفت عیب را دارد مى تواند عقد را بهم بزند : اول - دیوانگى . دوم - مرض خوره . سوم - مرض برص . چهارم - کورى پنجم - زمین گیر بودن . ششم - آنکه افضا شده یعنى راه بول وحیض یا راه حیض وغائط او یکى شده باشد . هفتم - آنکه گوشت ، یا استخوانى در فرج او باشد که مانع نزدیکى شود .

مسأله 2377 - اگر زن بعد از عقد بفهمد که شوهر او دیوانه است ، یا آلت مردى ندارد ، یا مرضى دارد که نمى تواند وطى ونزدیکى نماید ، یا تخمهاى او را کشیده اند مى تواند عقد را بهم بزند .

مسأله 2378 - اگر مرد یا زن ، به واسطه یکى از عیبهایى که در مسأله پیش گفته شد عقد را بهم بزند ، باید بدون طلاق از هم جداشوند .

مسأله 2379 - اگر به واسطه آنکه مرد نمى تواند وطى ونزدیکى کند ، زن عقد را بهم بزند ، شوهر باید نصف مهر را بدهد ولى اگر به واسطه یکى از عیبهاى دیگرى که گفته شد مرد ، یا زن عقد را بهم بزند ، چنانچه مرد با زن نزدیکى نکرده باشد ، چیزى بر او نیست واگر نزدیکى کرده ، باید تمام مهر را بدهد .

عده از از زنها که ازدواج با آنان حرام است

مسأله 2380 - ازدواج با زنهایى که مثل مادر وخواهر ومادر زن با انسان محرم هستند حرام است .

مسأله 2381 - اگر کسى زنى را براى خود عقد نماید ، اگر چه با او نزدیکى نکند ، مادر ومادر مادر آن زن ومادر پدر او هر چه بالا روند به آن مرد محرم مى شوند .

مسأله 2382 - اگر زنى را عقد کند وبا او نزدیکى نماید ، دختر ونوه دخترى وپسرى آن زن هر چه پایین روند ، چه در وقت عقد باشند یا بعدا بدنیا بیایند ، به ان مرد محرم مى شوند .

مسأله 2383 - اگر با زنى که براى خود عقد کرده نزدیکى هم نکرده باشد ، تا وقتى که آن زن در عقد او ست نمى تواند با دختر او ازدواج کند .

مسأله 2384 - عمه وخاله پدر وعمه وخاله پدر پدر وعمه وخاله مادر وعمه وخاله مادر مادر هر چه بالا روند به انسان محرمند .

مسأله 2385 - پدر وجد شوهر ، هر چه بالا روند وپسر ونوه پسرى ودخترى او هر چه پایین آیند چه در موقع عقد باشند ، یا بعدا بدنیا بیایند به زن او محرم هستند .

مسأله 2386 - اگر زنى را براى خود عقد کند ، دائمه باشد ، یا صیغه تا وقتى که آن زن در عقد اوست نمى تواند باخواهر آن زن ازدواج نماید .

مسأله 2387 - اگر زن خود را به ترتیبى که در کتاب طلاق گفته مى شود طلاق رجعى دهد ، در بین عده نمى تواند خواهر او را عقد نماید ، ولى در عده طلاق بائن مانعى ندارد .

مسأله 2388 - انسان نمى تواند بدون اجازه زن خود با خواهر زاده وبرادر زاده او ازدواج کند ، ولى اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نماید وبعدا زن بگوید به ان عقد راضى هستم اشکال ندارد .

مسأله 2389 - اگر زن بفهمد شوهرش برادر زاده یا خواهر زاده او را عقد کرده وحرفى نزند ، چنانچه بعدا رضایت ندهد عقد آنان باط است .

مسأله 2390 - اگر انسان پیش از آنکه دختر عمه یا دختر خاله خود را بگیرد با مادر آنان زنان کند مى تواند با آنان ازدواج نماید .

مسأله 2391 - اگر با زنى غیر از عمه وخاله خود زنا کند ، آن زن بر او حرام نمى شود ، وهمچنین است اگر پیش از آنکه با او نزدیکى کند با مادر او زنا نماید ،

مسأله 2392 - زن مسلمان نمى تواند به عقد کافر در آید ، ومرد مسلمان مى تواند با زنهاى اهل کتاب مانند یهود ونصارى به طور دائم وصیغه نمودن ازدواج کند .

مسأله 2393 - اگر با زنى که در عده طلاق رجعى است زنا کند آن زن بر او حرام مى شود ، واگر با زنى که در عده متعه ، یا طلاق بائن ، یا عده وفات است زنا کند ، بعدا مى تواند او راعقد نماید ، طلاق رجعى وطالق بائن وعده متعه وعده وفات در احکام طلاق بیان خواهد شد .

مسأله 2394 - اگر با زن بى شوهرى که در عده نیست زنا کند ، بعدا مى تواند آن زن را بارى خود عقد نماید . وهمچنین است اگر دیگرى بخواهد آن زن را عقد کند .

مسأله 2395 - اگر زنى را که در عده دیگرى است براى خود عقد کند ، چنانچه مرد وزن ، یا یکى از آنان بدانند که عدهزن تمام نشده وبدانند عقد کردن زن در عده حرام است آن زه بر او حرام مى شود ، اگر چه مرد بعد از عقد با زن نزدیکى نکرده باشد .

مسأله 2396 - اگر زنى را براى خود عقد کند وبعد معلوم شود که در عده بوده وهیچ کدام نمى دانسته اند زن در عده است ونمى دانسته اند که عقد کردن زن در عده حرام است ، در صورتى که مرد با او نزدیکى کرده باشد ، آن زن بر او حرام مى شود .

مسأله 2397 - اگر انسان بداند زنى وهر دارد وبا او ازدواج کند ، باید از او جدا شود وبعدا هم او را براى خود عقد نکند .

مسأله 2398 - زن شوهر دار اگر زنا بدهد بر شوهر خود حرام نمى شود وچنانچه توبه نکند وبر عمل خود باقى باشد ، بهتر است که شوهر ، او را طلاق دهد ول باید مهرش را بدهد .

مسأله 2399 - زنى را که طلاق داده اند وزنى که صیغه بوده وشوهرش مدت او را بخشیده یا مدتش تمام شده ، چنانچه بعد از مدتى شوهر کند وبعد شک کند که موقع عقد شوهر دوم عده شوهر او لتمام بوده یا نه ، باید به شک خود اعتناء نکند .

مسأله 2400 - مادر وخواهر ودختر پسر غیر بالغى که لواط داده ، بر لواط کننده حرام است ، چنانچه لوط کننده بالغ باشد ، واگر شک کند که دخول شده یا نه ، بر او حرام نمى شود .

مسأله 2401 اگر با مادر یا خواهر غیر بالغى ازدواج نماید وبعد از ازدواج با آن کس لواط کند ، آنها بر او حرام نمى شوند بنا بر مشهور ولى احتیاط ترک نشود .

مسأله 2402 - اگر کسى در حال احرام که یکى از کارهاى حج است ، با زنى ازدواج نماید عقد او باطل است وچنانچه مى دانسته که زن گرفتن بر او حرام است ، دیگر نمى تواند آن زن را عقد کند .

مسأله 2403 - اگر زنى که در حال احرام است با مردى که در حال احرام نیست ازدواج کند عقد او باطل است ، واگر زن مى دانسته که ازدواج کردن در حال احرام حرام است احتیاط واجب آن است که بعدا با آن مرد ازدواج نکند بلکه قول به حرمت خالى از قوت نیست .

مسأله 2404 - اگر مرد طواف نساء را که یکى از کارهاى حج است بچه نیاورد ، زنش بر او حرام مى شود . ونیز اگر زن طواف نساء نکند شوهرش بر او حرام مى شود ، ولى اگر بعدا طواف نساء را انجام دهند به یکدیگر حلال مى شوند .

مسأله 2405 - اگر کسى دختر نابالغى را براى خود عقد کند وپیش از آنکه نه سال دختر تمام شود ، با او نزدیکى ودخول کند آن دختر بر او حرام نمى شود .

مسأله 2406 - زنى را که سه مرتبه طلاق داده اند بر شوهرش حرام مى شود ، ول اگر با شرایطى که در کتاب طلاق گفته مى شود با مرد دیگرى ازدواج کند ، شوهر او ل مى تواند دو راره او را براى خود عقد نماید .

احکام عقد دائم

مسأله 2407 - زنى که عقد دائمى شده نباید بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود وباید خود را براى هر لذتى که او مى خواهد تسلیم نماید وبدون عذر شرعى از نزدیکى کردن او جلوگیرى نکند ، واگر در اینها از شوهر اطاعت کند ، تهیه غذا ولباس ومنزل او بر شوهر واجب است ، واگر تهیه نکند چه توانایى داشته باشد ، یا نداشته باشد مدیون زن است .

مسأله 2408 - اگر زن در کارهایى که درمسأله پیش گفته شد اطاعت شوهر را نکند گناهکار است وحق غذا ولباس ومنزل وهمخوابى ندارد ولى مهر او از بین نمى رود .

مسأله 2409 - مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور کند .

مسأله 2410 - مخارج سفر زن اگر بیشتر از مخارج وطن باشد با شوهر نیست . ولى اگر شوهر مایل باشد که زن را سفر برد ، باید مخارج سفر او را بدهد .

مسأله 2411 - زنى که از شوهر اطاعت مى کند وشوهر خرج اور ا نمى دهد ، اگر ممکن است مى تواد خرجى خود را بدون اجازه از مال او بردارد وبنابر احتیاط از حاکم شرع اجازه بگیرد واگر ممکن نیست ، چنانچه ناچار باشد که معاش خود را تهیه کند ، در موقعى که مشغول تهیه معاش است ، اطاعت شوهر بر او واجب نیست .

مسأله 2412 - مرد باید در هر چهار شب یک شب نزد زن دائمى خود بماند .

مسأله 2413 - شوهر نمى تواند بیش از چهار ماه نزدیکى باعیال دائمى خود را ترک کند .

مسأله 2414 - اگر در عقد دائمى مهر را معین نکنند عقد صحیح است وچنانچه مرد با زن نزدیکى کند ، باید مهر او را مطابق مهر زنهایى که مثل او هستند بدهد .

مسأله 2415 - اگر موقع خواندن عقد دائمى براى دادن مهر مدتى معین نکرده باشند ، زن مى تواند پیش از گرفتن مهر از نزدیکى کردن شوهر جلو گیرى کند ، چه شوهر توانایى دادن مهر را داشته باشد چه نداشته باشد ، ولى اگر پیش از گرفتن مهر به نزدیکى راضى شود وشوهر با او نزدیکى کند ، دیگر نمى تواند بدون عذر شرعى از نزدیکى شوهر جلو گیرى نماید .

متعه یا صیغه

مسأله 2416 - صیغه کردن زن اگر چه براى لذت بردن هم نباشد صحیح است .

مسأله 2417 - شوهر نمى تواند بیش از چهار ماه نزدیکى با متعه خود را ترک کند .

مسأله 2418 - زنى که صیغه مى شود اگر در عقد شرط کند که شوهر با او نزدیکى نکند ، عقد وطرط او صحیح است وشوهر فقط مى تواند لذتهاى دیگر از او ببرد ، ولى اگر بعدا به نزدیکى راضى شود ، شوهر مى تواند با او نزدیکى نماید .

مسأله 2419 - زنى که صیغه شده اگر چه آبستن شود حق خرجى ندارد .

مسأله 2420 - زنى که صیغه شده حق همخوابى ندارد ، واز شوهر ازث نمى برد وشوهر هم از او ارث نمى برد .

مسأله 2421 - زنى که صیغه شده اگر نداند که حق خرجى وهمخوابى ندارد عقد او صحیح است ، وبراى آنکه نمى دانسته ، حقى به شوهر پیدا نمى یکند .

مسأله 2422 - زنى که صیغه شده ، مى تواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون برود ، ولى اگر به واسطه بیرون رفتن ، حق شوهر از بین مى رود ، بیرون رفتن او حرام است

مسأله 2423 - اگر زنى کسى را وکیل کند که به مدت ومبلغ معین او را براى مردى صیغه نماید ، چنانچه وکیل او را به عقد دائم در آورد ، یا به غیر از مدت یا مبلغى که معین شده او را صیغه کند ، وقتى آن زن فهمید ، اگر بگوید راضى هستم عقد صحیح وگرنه باطل است .

مسأله 2424 - اگر پدر یا جد پدرى براى محرم شدن ، یک ساعت یا دو ساعت زنى را به عقد پسر نابالغ خود در اورد کافى است ، ونیز مى تواند دختر نابالغ خود را براى محرم شدن ، به عقد کسى در آورد ، ولى باید آن عقد براى دختر نفعى داشته باشد .

مسأله 2425 - اگر پدر یا جد پدرى ، طفل خود را که در محل دیگرى است ونمى داند زنده است یا مرده ، براى محرم شدن به عقد کسى در آورد ، بر حسب ظاهر محرم بودن حاصل مى شود وچنانچه بعدا معلوم شود که در موقع عقد ، آن دختر زنده نبوده عقد باطل است ، وکسانى که به واسطه عقد ظاهرا محرم شده بودند نامحرمند

مسأله2426 - اگر مرد مدت صیغه زن را ببخشذ ، چنانچه با او نزدیکى کرده ، باید تمام چیزى را که قرار گذاشته به او بدهد ، واگر نزدیکى نکرده باید نصف آن را بدهد

مسأله 2427 - مرد مى تواند زنى را که صیغه او بوده وهنوز وعده اش تمام نشده به عقد دائم خود در آورد .

احکام نگاه کردن

مسأله 2428 - نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم بالغة وهمچنین نگاه کردن به موى او ، چه با قصد لذت وچه بدون آن ، حرام است . وگاه کردن به صورت ودستها اگر به قصد لذت باشد حرام واگر به قصد لذت نباشد جائز است ، ونیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام است ، واما نگاه کردن به مثل سر وموى او وگردن ودست وساق پا ،ظاهرا جایز است .

مسأله 2429 - اگر انسان بدون قصد لذت به مو وصورت ودستهاى زنهاى اهل کتاب مثل زنهاى یهود ونصارى نگاه کند ، در صورتى که نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد . وهمچنین نگاه کردن به گردن ومقدارى از سینه ومانند آنها که در زمان سابق متعارف بین آنها نپوشاندن آنها بوده است جائز است واحتیاط واجب آن است که به غیر اینها نگاه نکند .

مسأله 2430 - زن باید بدن وموى خود را از مرد نامحرم بپوشاند ولى پوشاندن صورت ودستها لازم نیست ونیز لازم نیست که بدن وموى خود را از پسرى هم که بالغ نشده ولى خوب وبد را مى فهمد بپوشاند .

مسأله 2431 - نگاه کردن به عورت دیگرى حتى بصورت بچه ممیزى که خوب وبد را مى فهمد حرام است ، اگر چه از پشت شیشه یا در آئینه یا آب صاف ومانند اینها باشد . ولى زن وشوهر مى توانند به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند

مسأله 2432 - مرد وزنى که با یکدیگر محرمند اگر قصد لذت نداشته باشند مى توانند غیر از عورت به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند .

مسأله 2433 - مرد نباید با قصد لذت به بدن مرد دیگر نگاه کند ، ونگاه کردن زن هم به بدن زن دیگر با قصد لذت حرام است .

مسأله 2434 - نگاه کردن به عکس زن نامحرم با قصد لذت حرام ، وبدون قصد لذت جائز است ، ولى بهتر است به عکس زن نامحرمى که مى شناسد نگاه نکند .

مسأله 2435 - اگر زن بخواهد زن دیگر ، یا مردى غیر از شوهر خود را تنقیه کند ، یا عورت او راآب بکشد ، باید چیزى در دست کند که دست او به عورت آن مرد نرسد وهمچنین است اگر مرد بخواهد مرد دیگر ، یا زنى غیر زن خود را تنقیه کند ، یا عورت او را آب بکشد .

مسأله 2436 - اگر مرد براى معالجه زن نامحرم ناچار باشد که او رانگاه کند ودست به بدن او بزند اشکال ندارد ، ولى اگر با نگاه کردن بتواند معالجه کند ، نباید دست به بدن او بزند واگر با دست زدن بتواند معالجه کند ، نباید او را نگاه کند .

مسأله 2437 - اگر انسان براى معالجه کسى ناچار شود که به عورت او نگاه کند وچاره اى جز نگاه کردن به عورت نباشد اشکال ندارد .

مسائل متفرقه زناشویى

مسأله 2438 - کسى که به واسطه نداشتن زن به حرام مى افتد ، واجب است زى بگیرد .

مسأله 2439 - اگر شوهر در عقد شرط کند که زن باکره باشد وبعد از عقد معلوم شود که باکره نبوده ، نمى تواند عقد را بهم بزند ولى تفاوت مهر بکر وثیب را مى گیرد .

مسأله 2440 - ماندن مرد وزن نامحرم در محل خولتى که کسى در آنجا نیست ودیگرى هم نمى تواند وارد شود حرام نیست چه به ذکر خدا مشغول باشند با به صحبت دیگر ، حواب باشند یا بیدار .

مسأله 2441 - اگر مرد مهر زن را در عقد معین کند وقصدش این باشد که آن را ندهد ، عقد صحیح است ولى مهر را باید بدهد .

مسأله 2442 - مسلمانى که منکر خدا یا پیغمبر شود ، یا حکم ضرورى دین یعنى حکمى را که مسلمانان جزء دین اسلام مى دانند مثل واجب بودن نماز وروزه انکار کند . در صورتى که بداند آن حکم ضرورى دین است مرتد مى شود

مسأله 2443 - اگر زن پیش از آنکه شوهرش با او نزدیکى کند به طورى که در مسأله پیش گفته شد مرتد شود ، عقد او باطل مى گردد . وهمچنین است اگر بعد از نزدیکى مرتد شود ولى یائسه باشد یعنى اگر سیده است شصت سال واگر سیده نیست پنچاه سال او تمام شده باشد ، اما اگر یائسه نباشد ، باید به دستورى که در احکام طلاق گفته خواهد شد عده نگهدارد ، پس اگر در بین عده مسلمان شود عقد باقى واگر تا آخر عده مرتد بماند عقد باطل است .

مسأله 2444 - مردى که مسلمان زاده است اگر مرتد شود ، زنش بر او حرام مى شود وباید به مقدارى که در احکام طلاق گفته مى شود عده وفات نگهدارد .

مسأله 2445 - مردى که از پدر ومادر غیر مسلمان به دنیا آمده ومسلمان شده اگر پیش از نزدیکى با عیالش مرتد شود ، عقد او باطل مى گردد . واگر بعد از نزدیکى مرتد شود ، چنانچه زن او در سن زنهایى باشد که حیض مى بینند باید آن زن به مقدارى که در احکام طلاق گفته مى شود عده نگهدارد ، پس اگر پیش از تمام شدن عده ، شوهر او مسلمان شود عقد باقى وگرنه باطل است .

مسأله 2446 - اگر زن در عقد با مرد شرط کند که او را از شهرى بیرون نبرد ومرد هم قبول کند ، نباید زن را از آن شهر بیرون ببرد .

مسأله 2447 - اگر زن انسان از شوهر دیگرش دخترى داشته باشد ، انسان مى تواند آن دختر را براى پسر خود که از آن زن نیست عقد کند ونیز اگر دخترى را براى پسر خود عقد کند ، مى تواند با مادر آن دختر ازدواج نماید .

مسأله 2448 -اگر زنى از زنا ابستن شود ، در صورتى که خود آن زن بامردى که با او زنا کرده یا هر دوى آنان مسلمان باشند بارى آن زن جایز نیست بچه را سقط کند .

مسأله 2449 - اگر کشى با زنى که شوره ندارد ودر عده کسى هم نیست زنا کند ، چنانچه بعد او راعقد کند وبچه اى از او پیدا شود ، در صورتى که ندانند از نطقه حلال است یا حرام ، آن بچه حلال زاده است .

مسأله 2450 - اگر مرد نداند که زن در عده است وبا او ازدواج کند ، چنانچه زن هم نداند وبچه اى از آنان بدنیا آید ، حلال زاده است وشرعا فرزند هر دو مى باشد . واگر زن مى دانسته که در عده است بچه ، فرزند پدر است ودر هر دو صورت عقد آنان باطل است وبه یکدیگر حرام مى باشند .

مسأله 2451 - اگر زن بگوید یا ئسه ام مى شود حرف او را قبول کرد ولو ثقه نباشد وهمچنین اگر بگوید شوهر ندارم ، حرف او قبول مى شود مگر ان که قبلا شوهر داشته وادعا کند موت او را یا طلاق را وزن در دعوى خود متهمه باشد در این صورت بنا بر احتیاط نباید حرف او را بدون تفحص از حالش قبول کرد .

مسأله 2452 - اگر بعد از آنکه انسان با زنى ازدواج کرد ، کسى بگوید آن زن شوهر داشته وزن بگوید نداشتم چنانچه شرعا ثابت نشود که زن شوهر داشته باید حرف زن را قبول کرد .

مسأله 2453 - تا هفت سال بچه تمام نشده ، پدر نمى تواند او را از مادرش چدا کند .

مسأله 2454 - مستحب است در شوهر دادن دخترى که بالغه است یعنى مکلف شده عجله کنند ، حضرت صادق علیه السلام فرمودند یکى از سعادتهاى مرد آن است که دخترش در خانه او حیض نبیند .

مسأله 2455 - اگر زن مهر خود را به شوهر صلح کند که زن دیگر نگیرد ، احتیاط واجب آن است که زن مهر ار نگیرد وشوهر با زن دیگر ازدواج نکند .

مسأله 2456 - کسى که از زنا به دنیا آمده ، اگر زن بگیرد وبچه اى پیدا کند آن بچه حلال زاده است .

مسأله 2457 - هر گاه مرد در روزه ماه رمضان یا در حال حیض زن با وا نزدیکى کند معصیت کرده ، ولى اگر بچه از آنان بدنیا آید حلال زاده است .

مسأله 2458 - زنى که یقین دارد شوهرش در سفر مده اگر بعد از عده وفات که مقدار آن در احکام طلاق گفته خواهد شده ، شوهر کند وشوهر اول از سفر برگردد ، باید از شوهر دوم جدا شود وبه شوهر او ل حلال است ولى اگر شوهر دوم با او نزدیکى کرده ، زن باید عده نگهدارد وشوهر دوم باید مهر او را مطابق زنهایى که مثل او هستند بدهد ولى خرج عده ندارد .