آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

مرجع تقلید شیعه

مصرف زکوة

مسأله 1923 - انسان مى تواند زکوة را در هشت مورد مصرف کند : اول - فقیر واو کسى که مخارج سال خود وعیالاتش را ندارد وکسى که صنعت یا ملک یا سرمایه اى دارد که مى تواند مخارج سال خود را بگذارند فقیر نیست : دوم - مسکین وآن کسى است که از فقیر سخت تر مى گذراند . سوم - کسى که از طرف امام علیه السلام یا نایب امام مأموراست که زکوة را جمع ونگهدارى نماید وبه حساب آن رسیدگى کند وآن را به امام یا نایب امام یا نائب امام یا فقراء برساند . چهارم - کافرهایى که مسلمان شده وضعیف الاعتقاد مى باشند وخوف آن هست که اگر زکوة به انان ندهد از دین اسلام خارج شوند . پنچم - خریدارى بنده ها وآزاد کردن آنان . ششم - بدهکارى که نمى تواند قرض خود را بدهد . هفتم - سبیل الله یعنى کارهایى که به آنها قصد قربة مى توان کرد مثل آسفالت نمودن راهها وساختن مسجد ومدرسه اى که عولم دینیه در آن خوانده مى شود . هشتم - ابن السبیل یعنى مسافر که در سفر درمانده شده . واحکام اینها در مائل آینده گفته خواهد شد .

مسأله 1924 - فقیر نمى تواند بیشتر از مخارج سال خود وعیالاتش را از زکوة نگیرد واگر مقدارى پول یا جنس دارد فقط به اندازه کسرى مخارج یک سالش زکوة مى تواند بگیرد وهمچنین مسکین .

مسأله 1925 - کسى که مخارج سالش را داشته ، اگر مقدارى از آن را مصرف کند وبعد شک کند که آنچه باقى مانده به اندازه مخارج سال او هست یا نه ، نمى تواند زکوة بگیرد .

مسأله 1926 - صنعتگر یا مالک یا تاجرى که در آمد او از مخارج سالش کمتر است ، مى تواند براى کسرى مخارجش زکوة بگیرد ، ولازم نیست ابزار کار ، یا ملک ، یا سرمایة خود را به مصرف مخارج برساند .

مسأله 1927 - فقیرى که خرج سال خود وعیالاتش را ندارد ، اگر خانه اى دارد که ملک او ست ودر آن نشسته ، یا مال سوارى دارد ، چنانچه بدون اینها نتواند زندگى کند ، اگر چه براى حفظ آبرویش باشد ، مى تواند زکوة بگیرد . وهمچنین است اثاث خان وظرف ولباس تابستانى وزمستانى وچیزهایى که به آنها احتیاج دارد . وفقیرى که اینها را ندارد ، اگر به اینها احتیاج داشته باشد ، مى تواند از زکوة خریدارى نماید .

مسأله 1928 - فقیرى که یاد گرفتن صنعت براى او مشکل نیست ، لازم نیست یاد بگیرد وبا گرفتن زکوة زندگى مى تواند بگند ، مگر آنکه یاد گرشفتن خیلى آسان باشد به نحوى که عرفا بگویند این شخص مى تواند بدون زکاة زندگى بکند در این صورت واجب است یاد بگیرد وبا زکاة نمى تواند زندگى کند ولى تا وقتى مشغول یاد گرفتن است ، مى تواند زکوة بگیرد .

مسأله 1929 - به کسى که قبلا فقیر بوده ومى گوید فقیرم ، اگر چه انسان از گفته او اطمینان پیدا نکند ، مى شود زکوة داد .

مسأله 1930 - کسى که مى گوید فقیرم وقبلا فقیر نبوده ، یا معولم نیست فقیر بوده یا نه ، چنانچه از گفته او اطمینان پیدا نشود وخود او هم ثقه نباشد احتیاط واجب آن است که به او زکوة ندهند .

مسأله 1931 - کسى که باید زکوة بدهد ، اگر از فقیرى طلبکار باشد 7 مى تواند طلبى را که از او دارد ، بابت زکوة حساب کند .

مسأله 1932 - اگر فقیر بمیرد ومال او به اندازه قرضش نباشد ، انسان مى تواند طلبى را که از او دارد بابت زکوة حساب کند ، ولى اگر مال او به اندازه قرضش باشد وورثه قرضا ورا ندهند ، یا به جهت دیگر انسان نتواند طلب خود را بگیرد ، نباید طلبى را که از او دارد ، بابت زکوة حساب کند .

مسأله 1933 - چیزى را که انسان بابت زکوة به فقیر مى دهد لازم نیست به او یگوید که زکوة است ، بکله اگر فقیر ، خجالت بکشد ، مستحب است به اسم پیشکش بدهد ولى باید قصد زکوة نماید .

مسأله 1934 - اگر به خیال اینکه کسى فقیر است به او زکوة بدهد ، بعد فهمید فقیر نبوده ، ، یا از روى ندانستن مسأله به کسى که مى داند فقیر نیست زکوة بدهد ، کافى نیست ، پس چنانچه چیزى را که به او داده باقى باشد ، باید از او بگیرد وبه مستحق بدهد واگر از بین رفته باشد پس اگر کسى که آن چیز را گرفته مى دانسته زکوة است ، انسان باید عوض آن را از او بگیرد وبه مستحق بدهد ، واگر نمى دانسته زکوة است ، نمى تواند چیزى از او بگیرد وباید از مال خودش زکوة را به مستحق بدهد .

مسأله 1935 - کسى که بدهکار است ونمى تواند بدهى خود را بدهد ، اگر چه مخارج سال خود را داشته باشد ، مى تواند براى دادن قرض خود زکوة بگیرد ، ولو مالى را که قرض کرده در معصیت خرج کرده باشد ، واز آن معصیت توبه نکرده باشد .

مسأله 1936 - اگر به کسى که بدهکار است ونمى تواند بدهى خود را بدهد زکوة بدهد ، بعد بفهمد قرض را در معصیت مصرف کرده ، چنانچه آن بدهکار فقیر باشد مى تواند آنجه را به او داده بابت زکوة حساب کند .

مسأله 1937 - کسى که بدهکار است ونمى تواند بدهى خود را بدهد ، اگر چه فقیر نباشد ، انسان مى تواند طلبى را که از او دارد ، بابت زکوة حساب کند .

مسأله 1938 - مسافرى که خرجى او تمام شده ، یا مرکبش از کار افتاده چنانچه سفر او سفر معصیت نباشد ونتواند با قرض کردن یا فروختن چیزى خود را به مقصد برساند اگر چه در وطن خود فقیر نباشد ، مى تواند زکوة بگیرد ، ولى اگر بتواند در جاى دیگر با قرض کردن یا فروختن چیزى مخارج سفر خود را فراهم کند ، فقط در جاى دیگر با قرض کردن یا فورختن چیزى مخارج سفر خود را فراهم کند فقط به مقدارى که به آنجا برسد مى تواند زکوة بگیرد .

مسأله 1939 - مسافرى که در سفر درمانده شده وزکوة گرفته بعد از آنکه به وطنش رسید ، اگر چیزى از زکوة زیاد آمده باشد ، باید آن را به حاکم شرع بدهد ویگوید آن چیز زکوة است .