آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

مرجع تقلید شیعه

احکام طلاق

احکام طلاق

مسأله 2493 - مردى که زن خود را طلاق مى دهد ، باید کمتر از ده سال نداشته باشد ، بلکه بنا بر احتیاط بالغ باشد ، ونیز باید عاقل باشد ، وبه اختیار خود طلاق دهد واگر او را مجبور کنند که زنش را طلاق دهد طلاق باطل است . ونیز باید قصد طلاق داشته باشد ، پس اگر صیغه طلاق را به شوخى بگوید صحیح نیست .

مسأله 2494 - زن باید در وقت طلاق از خون حیض ونفاس پاک باشد وشوهرش در آن پاکى با او نزدیکى نکرده باشد وتفصیل این دو شرط در مسائل آینده بیان مى شود .

مسأله 2495 - طلاق دادن زن در حال حیض یا نفاس در سه صورت صحیح است ، اول - آنکه شوهرش بعد از ازدواج با او نزدیکى نکرده باشد . دوم - آبستن باشد واگر معلوم نباشد آبستن است وشوهر در حال حیض طالق بدهد ، بعد فهمد آبستن بوده ، طلاق صحیح است . سوم - مرد به واسطه غائب بودن نتواند بفهمد که زن از خون حیض یا نفاس پاک است یا نه وبنا بر احتیاط یکماه او وقت جماع گذشته باشد .

مسأله 2496 - اگر زن را از خون حیض پاک بداند وطلاقش دهد بعد معلوم شود که موقع طالق در حال حیض بوده ، طالق او باطل است ، واگر او رادر حیض بداند وطاقش دهد بعد معلوم شود پاک بوده ، طلاق او صحیح است .

مسأله 2497 - کسى کهمى داند زنش در حال حیض یا نفاس است ، اگر غائب شود مثلا مسافرت کند وبخواهد او را طلاق دهد ، باید تا مدتى که معمولا زنها از حیض یا نفاس پاک مى شوند صبر کند .

مسأله 2498 - اگر مردى که غائب است بخواهد زن خود را طلاق دهد ، چنانچه بتواند اطلاع پیدا کند که زن او در حال حیض یا نفاس است ، یا نه ، اگر چه اطلا ع او از روى عادت حیض زن ، یا نشانه هاى دیگرى باشد که در شرع معین شده ، باید تا مدتى که معمولا زنها از حیض یا نفاس پاک مى شوند صبر کند .

مسأله 2499 - اگر با عیالش که از خون حیض ونفاس پاک است نزدیکى کند وبخواهد طلاقش دهد ، باید صبر کند تا دو باره حیض ببیند وپاک شود . ولى زن را که نه سالش تمام نشده ، یا آبستن است ، اگر بعد از نزدیکى طلاق دهند ، اشکال ندارد ، وهمچنین است اگر یائسه باشد یعنى اگر سیده است بیشتر از شصت سال واگر سیده نیست بیشتبر از پنجاه سال داشته باشد .

مسأله 2500 - اگر زنى که از خون حیض ونفاس پاک است نزدیکى کند ودر همان پاکى طلاقش دهد ، چنانچه بعد معلوم شود که موقع طلاق آبستن بوده ، بنا بر احتیاط مستحب دو باره او را طلاق دهد .

مسأله 2501 - اگر با زنى که از خون حیض ونفاس پاک است نزدیکى کند ومسافرت نماید ، چنانچه بخواهد رد سفر طلاقش دهد ، باید بقدرى که زن معمولا بعد از آن اکى خون مى بیند ودو باره پاک مى شود صبر کند .

مسأله 2502 - اگر مرد بخواهد زن خود را که به واسطه مرضى حیض نمى بیند طلاق دهد ، باید از وقتى که با او نزدیکى کرده تا سه ماه از جماع با او خود دارى نماید وبعد او را طلاق دهد .

مسأله 2503 - طلاق باید به صیغه عربى معین که بعدا ذکر مى شود صحیح خوانده شود ، ودو مرد عادل آن را بشنوند ، واگر خود شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند واسم زن او مثلا فاطمه باشد ، باید بگوید : زوجتى فاطمه طالق یعنى زن من فاطمه رها است ، واگر دیگرى را وکیل کند ان وکیل باید بگوید زوجة موکلى فاطمة طالق .

مسأله 2504 - زنى که صیغه شده ، مثا یک ماهه یا یک ساله او را عقد کرده اند طلاق ندارد ، ورها شدن او به این است که مدتش تمام شود ، یا مرد مدت را به او ببخشد به این ترتیب که بگوید : مدت را به تو بخشیدم وشاهد گرفتن وپاک بودن زن از حیض لازم نیست .

عده طلاق

مسأله 2505 - زنى که نه سالش تمام نشده وزن یائسه عده نداردند ، یعنى اگر چه شوهر شان با آنها نزدیکى کرده باشد ، بعد از طلاق مى توانند فورا شوهر کنند .

مسأله 2506 - زنى که نه سالش تمام شده ویائسه نیست اگر شوهرش با او نزدیکى کند وطلاقش دهد ، بعد از طلاق باید عده نگهدارد یعنى بعد از آنکه در پاکى طلاقش داد بقدرى صبر کند که دو باره حیض ببیند وپاک شود وهمینکه حیض سوم را دید عده او تمام مى شود ومى تواند شوهر کند . ولى اگر پیش از نزدیکى کردن با او طلاقش بدهد عده ندارد یعنى مى تواند بعد از طلاق فورا شوهر کند .

مسأله 2507 - زنى که حیض نمى بیند اگر در سن زنهایى باشد که حیض مى بینند چنانچه شوهرش او را طلاق دهد ، باید بعد از طلاق تا سه ماه عده نگهدارد .

مسأله 2508 - زنى که عده او سه ماه است ، اگر او لماه طلاقش بدهند ، باید سه ماه هلالى یعنى از موقعى که ماه دیده مى شود تا سه ماه عده نگهدارد . واگر در بین ماه طلاقش بدهند باید باقى ماه را با دو ماه بعد از آن ونیز کسرى ماه اول را از ماه چهارم عده نگهدارد تا سه ماه تمام شود ، مثلا اگر غروب روز بیستم ماه * 1 - معناى یائسه در مسأله 2446 ذکر شد. طلاقش بدهند وآن ماه بیست ونه روز باشد باید نه روز باقى ماه را با دو ماه بعد از آن وبیست روز از ماه چهارم عده نگهدارد .

مسأله 2509 - اگر زن آبستن را طلاق دهند ، عده اش تا دنیا آمدن ، یا سقط شدن بچه او است بنا بر این اگر مثلا یک ساعت بعد از طلاق ، بچه او بدنیا آید ، عده اش تمام مى شود واگر قبل از بچه بدنیا آمدن مدت عده غیر حامله بگذرد عده اش تمام مى شود .

مسأله 2510 - زنى که نه سالش تمام شده ویائسه نیست 1 اگر صیغه شود مثلا یک ماهه ، یا یک ساله شوهر کند ، چنانچه شوهرش با او نزدیکى نماید ومدت آن زن تمام شود ، یا شوهر مدت را به او ببخشد باید عده نگهدارد ، پس ار حیض مى بیند باید به مقدار دو حیض عده نگهدارد وشوهر نکند واگر حیض نمى بیند ، چهل وپنچ روز از شوهر کردن خود دارى نماید .

مسأله 2511 - ابتداى عده طلاق از موقعى است که خواندن صیغه طلاق تمام مى شود چه زن بداند طلاقش دادن اند ، یا نداند پس اگر بعد از تمام شدن عده بفهمد که او را طلاق داده اند ، لازم نیست دو باره عده نگهدارد .

عده زنى که شوهرش مرده

مسأله 2512 - زنى که شوهرش مرده اگر آبستن نباشد ، نباشد ، باید تا چهار ماه وده روز عده نگهدارد یعنى از شوهر کردن خود دارى نماید اگر چه یائسه 2 یا صیغه باشد یا شوهرش با او نزدیکى نکرده باشد ، واگر آبستن باشد ، باید تا موقع زائیدن عده نگهدارد ، ولى اگر پیش از گذشتن چهار ماه وده روز ، بچه اش بدنا آید ، باید تا چهار ماه وده روز از مرگ شوهرش صبر کند واین عده را عده وفات مى گویند .

مسأله 2513 - زنى که در عده وفات مى باشد حرام است لباس رنگى بپوشد وسرمه بگشد وهمچنین کارهاى دیگرى که زینت حساب شود بر او حرام مى باشد .

مسأله 2514 - اگر زن یقین کند که شوهرش مرده وبعد از تمام شدن عده وفات شوهر کند ، چنانچه معلوم شود شوهر او بعدا مرده است ، از شوهر دوم جدا نمى شود وبراى خبر مردن شوهر اول عده وفات نگه مى دارد ونزد شوهر دوم نمى رود ، پس از گذشتن عده به واسطه همان عقد محکوم است به زن شوهر دوم بودن ، واحتیاط به تجدید عقد خوب است ترک نشود .

مسأله 2515 - ابتداى عده وفات از موقعى است که زن از مرگ شوهر مطلع شود در صورتى که شوهر غایب باشد والا ابتداى آن وفات است .

مسأله 2516 - اگر زن بگوید عده ام تمام شده ، با دو شرط از او قبول مى شود : او - آنکه مودر تهمت نباشد . بنا بر احتیاط . دوم - از طلاق یا مردن شوهرش بقدرى گذشته باشد که در آن مدت تمام شدن عده ممکن باشد .

طلاق بائن وطلاق رجعى

مسأله 2517 - طلاق بائن آن است که بعد از طلاق ، مرد حق ندارد به زن خود رجوع کند ، یعنى بدون عقد او را به زنى قبول نماید وآن بر پنچ قسم است : اول - طالق زنى که نه سالش تمام نشده باشد . دوم - طلاق زنى که یائسه باشد یعنى اگر سیده است بیشتر از شصت سال واگر سیده نیست بیشتر از پنجاه سال داشته باشد . سوم - طلاق زنى که شوهرش بعد از عقد با او نزدیکى نکرده باشد . چهارم - طلاق سوم زنى که او را سه دفعه طلاق داده اند . پنجم - طلاق خلع ومبالات واحکام اینها بعدا گفته خواهد شد وغیر اینها طلاق رجعى است که بعد از طلاق تا وقتى زن در عده است مرد مى تواند به او رجوع نماید .

مسأله 2518 - کسى که زنش را طلاق رجعى داده ، حرام است او را از خانه اى که موقع طلاق در آن خانه بوده بیرون کند مگر آنکه او را منتقل کند به خانه مناسب حال او ، که در این صورت اخراج ونقل به ان خانه جایز است ، ونیز جایز است بیرون کردن از آن منزل چنانچه فحاشى کند یا اهل خانه را اذیت کند ویا رفت وآمد با اجانب نماید . ونیز حرام است زن براى کارهاى غیر لازم از آن خانه بیرون رود مگر با اذن زوج .

احکام رجوع کردن

مسأله 2519 - در طلاق رجعى مرد به سه قسم مى تواند به زن رجوع کند : او ل - حرفى بزند که معنایش اى باشد که او را دو بارده زن خود قرار داده است . دوم - کارى کند که آن کار دلالت کند بر قصد رجوع . سوم - نزدیکى کردن که با ان رجوع محقق مى شود ولو قصد رجوع نداشته باشد .

مسأله 2520 - براى رجوع کردن لازم نیست مرد شاهد بگیرد ، یا به زن خبر دهد ، بلکه اگر بدون اینکه کسى بفهمد ، بگوید به زنم رجوع کردم صحیح است .

مسأله 2521 - مردى که زن خود را طلاق رجعى داده ، اگر مالى از او بگیرد وبه او صلح کند که دیگر به او رجوع نکند ، حق رجوع او از بین نمى رود .

مسأله 2522 - اگر زنى را دو مرتبه طلاق دهد به او رجوع کند ، یا دو مرتبه او را طلاق دهد وبعد از هر طلاق عقدش کند ، بعد از هر طلاق عقدش کند ، بعد از طلاق سوم آن زن بر او حرام است ، ولى اگر بعد از طلاق سوم به دیگرى شوهر کند ، با پنج شرط به شوهر اول حلال مى شود ، یعنى مى تواند آن زن را دو باره عقد نماید . اول - آنکه عقد شوهر دوم همیشگى باشد واگر مثال یک ماهه یا یک ساله او را صیغه کند ، بعد از آنکه از او جدا شد ، شوهر اول نمى تواند او را عقد کند . دوم - شوهر دوم با او نزدیکى ودخول کند . بطریق متعارف . سوم - شوهر دوم طلاقش دهد یا بمیرد . چهارم - عده طلاق یا عده وفات شوهر دوم تمام شود . پنجم - شوهر دوم بالغ باشد .

طلاق خلع

مسأله 2523 - طلاق زنى را که به شورهش مایل نیست ومهر یا مال دیگر خود را به او مى بخشد که طالقش دهد ، طلاق دهد ، طلاق خلع گویند .

مسأله 2524 - اگر شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند ، چنانچه اسم زن مثلا فاطمه باشد مى گوید : زوجتى فاطمه خالعتها عل ما بذلت ، وبهتر است بدون فصل بگوید هى طلاق 0 یعنى زنم فاطمه را طلاق خلع دادم او رها است)

مسأله 2525 - اگر زنى کسى را وکیل کند که مهر او را به شوهرش ببخشد وشوهر همان کس را وکیل کند که زن را طلاق دهد ، چنانچه مثلا اسم شوهر محمد واسم زن فاطمه باشد وکیل ، صیغه طالق را اینطور مى خواند : عن موکلتى فاطمة بذلت مهرها لموکلى محمد لیخلعها علیه پس از آن بدون فاصله بگوید : زوجة موکلى خالعتها على ما بذلت ، وبهتر است بدون فصل بگوید هى طالق واگر زنى کسى را وکیل کند که غیر از مهرچیزدیگرى را به شوهر او ببخشد او را طلاق دهد ، وکیل باید به جاى کلمه ( مهرها ) آن چیز را بگوید مثلا اگر صد تومان داده باید بگوید : بذلت مأة تومان .

طلاق مبارات

مسأله 2526 - اگر زن وشوهر یکدیگر را نخواهند وزن مالى به مرد بدهد که او را طلاقدهد ، آن طلاق را مبارات گویند .

مسأله 2527 - اگر شوهر بخواهد صیغه مبارات را بخواند ، چنانچه مثلا اسم زن فاطمه باشد ، باید بگوید ، بارأت زوجتى فاطمة على مهرها فهى طالق یعنى مبارات کردم زنم فاطمه را در مقابل مهر او پس او رهاست ، واگر دیگرى را وکیل کند ، وکیل باید بگوید ، بارات زوجه موکلى فاطمة عل یمهرها فهى طالق ودر هر دو صورت اگر بجاى کلمه ( على مهرها ) به مهرها بگوید اشکال ندارد .

مسأله 2528 - صیغه طالق خلع ومبارات باید به عربى صحیح خوانده شود ولى اگر زن براى آنکه مال خود را به شوهر ببخشد مثلا به فارسى بگوید براى طلاق ، فلان مال را به تو بخشیدم اشکال ندارد .

مسأله 2529 - اگر زن در بین عده طلاق خلع ، یا مبارات از بخشش خود بر گردد ، شوهر مى تواند رجوع کند وبدون عقد دو باره او را زن خود قرار دهد .

مسأله 2530 - مالى را که وهر براى طلاق مبارات مى گیرد ، باید بیشتر از مهر نباشد ولى در طلاق خلع اگر بیشتر باشد اشکال ندارد .

احکام متفرقه طلاق

مسأله 2531 - اگر با زن نامحرمى به گمان اینکه عیال خود او است نزدیکى کند ، چه زن بداند که او شوهرش نیست ، یا گمان کند شوهرش مى باشد ، باید عده نگهدارد .

مسأله 2532 - اگر با زنى که مى داند عیالش نیست زنا کند ، چه زن بداند که آن مرد شوهر او نیست ، یا گمان کند شوهرش مى باشد ، لازم نیست عده نگهدارد .

مسأله 2533 - اگ رمرد ، زنى را گول بزند که از شوهرش طلاق بگیرد وزن او شود طلاق وعقد آن زن صحیح است ولى هر دو معصیت بزرگى کرده اند .

مسأله 2534 - هر گاه زن در ضمن عقد با شوهر شرط کند که اگر شوهر مسافرت نماید ، یا مثلا شش ماه به او خرجى ندهد اختیار طلاق با او باشد ، این شرط باطل است ، ولى چنانچه شرط کند که اگر مرد مسافرت کند ، یا مثلا تا شش ماه خرجى ندهد ، از طرف او براى طلاق خود وکیل باشد ، چنانچه شرط حاصل شود خود را طلاق دهد صحیح است .

مسأله 2535 - زنى که شوهرش گم شده ، اگر بخواهد به دیگرى شوهر کند باید نزد مجتهد عادل برود وبه دستور اوعمل نماید .

مسأله 2536 - پدر وجد پدرى دیوانه مى توانند زن او را طلاق بدهند .

مسأله 2537 - اگر پدر یا جد پدرى براى طفل خود زنى را صیغه کند ، اگر چه مقدارى از زمان تکلیف بچه جزء جزء مدت صیغه باشد ، مثلا براى پسر چهارده ساله خودش زنى را دو ساله صیغه کند ، چنانچه صلاح بچه باشد ، مى تواند مدت آن زن را ببخشد ولى زن دائمى او را نمى تواند طلاق دهد .

مسأله 2538 - اگر از روى علاماتى که در شرع معین شده ، مرد دو نفر را عادل بداند وزن خود را پیش آنان طلاق دهد ، دیگرى که نمى داند آنان عادلند یا نه مى تواند آن زن را بعد از تمام شدن عده اش براى خود براى کس دیگر عقد کند ، واگر آنها را فاسق بداند بنا بر احتیاط واجب ازدواج یا او نکند وبراى دیگرى هم او را عقد ننماید .

مسأله 2539 - اگر کشى زن خود را دون اینکه او بفهمد طلاق دهد ، چنانچه مخارج او را مثل وقتى که زنش بوده بدهد ومثلا بعد از یکسال بگوید یکسال پیش تو را طلاق دادم وشرعا ثابت کند ، مى تواند چیزیهایى را که در آن مدت براى زن تهیه نموده واو مصرف نکرده است از او پس بگیرد ، ولى چیزهایى را که مصرف کرده نمى تواند از او مطالبه نماید .