آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی
مرجع تقلید شیعه
وصیت به حج
مسأله 73 _ کسى که حجة الاسلام بر ذمه اش مى باشد هنگامى که مرگش نزدیک شود واجب است
وصیت کند که حجش را بجا آورند پس اگر مرد حجش ازاصل ترکه داده مى شود اگر چه وصیت نکرده باشد وهمچنین است (یعنى حجش از اصل ترکه خارج مى شود) درصورتى که وصیت نموده ولى مقید به ثلث خود نکرده است، واگر وصیت نمود ومقید به ثلث هم نموده پس اگرثلثش (یک سوم دارائیش) وافى به مخارج حج باشد واجباست حج را از ثلث خارج نمایند وبر سائر چیزهائى که وصیت کرده مقدم است و چنانچه ثلث به مقدار مصارف وهزینه حج نباشد، لازم است کمبود را از اصل ترکه تکمیل نمایند.
مسأله 74 _ کسى که بمیرد وحجة الاسلام بر ذمهوى باشد، ونزد شخصى ودیعه وامانت داشته باشد واینشخص احتمال بدهد چنانچه آن ودیعه را به ورثه اش برگرداند حج را بجا نخواهند آورد، بر او واجب است قِبَلاو حج نماید وآن ودیعه را صرف در راه حج کند وچنانچه چیزى زیاد آمد، زیادى را به ورثه او بدهد، بلکه جائز است حج از قبل او با علم به این که ورثه براى او مى دهند اگر پول را رد کند، وفرقى نیست بین آن که خود شخص به جاى اوحج نماید یا دیگرى را اجیر کند که به جاى صاحب مال حج نماید، وملحق به ودیعه است هر مالى که میت نزددیگرى داشته باشد از قبیل عاریه یا اجاره یا غصب یا طلب و غیر اینها.
مسأله 75 _ کسى که بمیرد وحجة الاسلام بر ذمّه وى باشد ومقروض هم باشد وخمس وزکاة نیز بر ذمّه داشته باشد وترکه او کفاف تمام اینها را ندهد، اگر مالى کهخمس یا زکاة به او تعلق گرفته
موجود باشد باید خمس وزکاة را بپردازند، قهراً حج ساقط مى شود، وظاهراً چنانچه خمس وزکاة به ذمّه وى منتقل شده، نیز حج از او ساقط، است و وجهى بر تقدم حج نیست. همچنان که بر قرض و بدهى نیز مقدم نیست.
مسأله 76 _ کسى که مرده وحجة الاسلام بر او بوده ورثه پیش از استیجار براى حج نمى توانند در ترکه تصرفکنند خواه هزینه حج برابر ترکه باشد یا کمتر از آن.
مسأله 77 _ کسى که فوت کرده وحجة الاسلام برذمّه او است وترکه وى به مقدار هزینه حج نیست واجب است در صورتى که بدهى یا خمس وزکاة دارد در آنها صرف شود وچنانچه بدهکارى ندارد ترکه براى ورثه است و واجب نیست کمبود هزینه حج را از مال خود تکمیلنمایند.
مسأله 78 _ چنانچه کسى فوت کند وحجة الاسلام بر ذمّه وى باشد واجب نیست از وطن وبلد وى نائب بگیرند بلکه نائب گرفتن از میقات کافى است، ونزدیکترین میقات به مکه در صورت امکان یا هرچه نزدیکتر باشد کافى است، واحوط و اولى این است که اگر مال گنجایش داشته باشد از وطن نائب گرفته شود ولى اجرت بیشتر از میقات برورثه صغار واجب نیست.
مسأله 79 _ کسى که بمیرد وحجة الاسلام بر ذمّه وى باشد واجب است در همان سال فوتش نائب بگیرند،واگر در همان سال نائب واستیجار گرفتن از میقات ممکننباشد لازم است از بلد وى نائب بگیرند، هزینه این نائب گرفتن از اصل ترکه است، وتأخیر انداختن تا سال بعد جائز نیست، هر چند که معلوم باشد نائب گرفتن از میقات درسال بعد ممکن است.
مسأله 80 _ کسى که
مرده و حجة الاسلام بر ذمّه وىبوده، نائبى پیدا نشود مگر به بیشتر از مقدار معمول واجب است به بیشتر نائب گرفته شود وهزینه آن از اصل خارجشود وبه علت صرفه جوئى بر ورثه تأخیر تا سال بعد جائز نیست، هر چند در ورثه کودکان نا بالغ باشند.
مسأله 81 _ اگر کسى بمیرد وبعضى از ورثه وى اقرار کنند که حجة الاسلام بر متوفى بوده ودیگران یعنى سائر ورثه منکر آن باشند، بر اقرار کننده به جز پرداخت مقدارى که به سهم وى تعلق مى گیرد واجب نیست پسچنانچه این مقدار کفاف هزینه حج را نمود هر چند باتکمیل متبرع یا به نحو دیگر واجب است نائب گرفته شود، و چنانچه به هیچ نحوى کفاف هزینه حج را ندهد نائبگرفتن نیست وبر اقرار کننده واجب نیست کمبود را از سهم خود تکمیل نماید.
مسأله 82 _ کسى که مرد وحجة الاسلام بر ذمّه دارد چنانچه شخصى تبرعاً به جاى او حج نموده، بر ورثه واجب نیست برایش نائب بگیرند، بلکه مقدار هزینه حج هم بازگشت به ورثه خواهد نمود، بلى اگر وصیت به حج از ثلث خود نماید ومتبرعى حج را بجا آورد، در این صورت هزینه حج بازگشت به ورثه نخواهد نمود بلکه باید درخیرات صرف یا از قِبَل او صدقه داده شود.
مسأله 83 _ کسى که حجة الاسلام بر ذمّه داشته و وصیت نموده که از بلدش نائب گرفته شود، واجب است از بلد نائب گرفته شود ومازاد بر اجرت میقات هم از اصل مال خرج مى شود ونیز چنانچه فقط وصیت به حج نموده و چیزى تعیین نکند به نائب گرفتن از میقات
اکتفاءنمى شود بلکه باید از بلد نائب گرفته شود در صورت وفاء مال، مگر در صورتى که قرینه اى باشد که مراد وى استیجار و نائب گرفتن از میقات باشد، مثل این که مقدارى از مال را تعیین کند که مناسب حج میقاتى باشد.
مسأله 84 _ هرگاه وصیت به حج بلدى باشد، ولى وصى یا وارث کسى را از میقات اجیر نماید، در صورتى که اجاره از مال میت باشد اجاره باطل است، وذمّه میت با عمل اجیر از حج فارغ مى شود.
مسأله 85 _ چنانچه وصیت به حج بلدى از غیر بلد خود نماید، مثلاً یک تهرانى وصیت کند که از مشهد مقدس برایش نائب بگیرند، عمل به این وصیت واجب است.
مسأله 86 _ اگر وصیت کند که براى حجة الاسلامنائب گرفته شود واجرت را نیز تعیین نموده باشد، عمل به این وصیت واجب است و هزینه اش از اصل مال برداشتهمى شود در صورتى که بیش از اجرة المثل نباشد واگر بیش ازآن باشد، تفاوتش از از ثلث خواهد بود.
مسأله 87 _ هرگاه وصیت کند از مال معینى براى او حج داده شود و وصى دانست که در آن مال خمس یا زکاة هست، واجب است اول خمس یا زکاة آن مال را داده وباقیمانده را صرف در راه حج نماید، وچنانچه کفافمصارف حج را ننموده لازم است کمبود از اصل ترکه برداشته شود این در صورتى است که حجى که وصیت نموده حجة الاسلام باشد، واگر حجة الاسلام نبوده باقیمانده در خیرات دیگر صرف شود.
مسأله 88 _ در صورتى که نائب گرفتن براى حج از قِبَل مرده به وصیت یا غیر وصیت
واجب شده باشد، کسى که واجب بود نائب بگیرد سهل انگارى واهمال نمود ومالىکه براى حج در نظر گرفته شده بود تلف شد، این شخص ضامن است و بر او واجب است که از مال خود برایش نائب بگیرد، وچنانچه بدون سهل انگارى مال تلف شود، ضامن نیست.
مسأله 89 _ در صورتى که ثبوت واستقرار حج برذمّه میّت معلوم وبجا آوردنش مشکوک باشد، واجب است از قِبَل او بجا آورده شود. و هزینه اش از اصل مال اخراج مى گردد.
مسأله 90 _ به مجرد اجیر گرفتن ذمه میت برئمى شود، پس اگر دانسته شود که اجیر به جهت عذر یا بدون آن حج را بجا نیاورده واجب نیست دوباره اجیر گرفته شود.
مسأله 91 _ چنانچه چندین اجیر پیدا شوند، احوطاین است که کسى را که کمتر از دیگران اجرت مى گیرد، اجیر نمایند در صورتى که اجرت از مال خود میت باشد، هر چند اظهر جواز استیجار اجیرى است که از حیث فضیلت وشرف مناسب حال میت باشد پس مى توان او را به مبلغ بیشترى اجیر نمود.
مسأله 92 _ اجیر گرفتن از بلد یا میقات تابع تقلید یا اجتهاد وصى یا وارث است نه خود میت، پس چنانچه عقیده میت وجوب حج بلدى بوده وعقیده وارث جواز استیجار از میقات باشد، بر وارث واجب نیست از بلد میت اجیر بگیرد.
مسأله 93 _ هرگاه حَجة الاسلام بر ذمه میت باشد و تَرَکه اى نداشته باشد، بر وارث واجب نیست که براى او اجیر بگیرد، بلى مستحب است ولىّ این عمل را انجام دهد.
مسأله 94 _ هرگاه میت وصیت به حج بنماید، اگر دانستهشود که حجى
که وصیت کرده حجة الاسلام یا حج واجب دیگرى بوده، لازم است هزینه آن از اصل مال برداشته شود مگر در صورتى که خودش تعیین کرده باشد که از ثلث برداشته شود، که در این صورت باید از ثلث برداشته شود،واما اگر دانسته شود که حجى که وصیت نمودهحجة الاسلام و حج واجب دیگرى نیست، یا شک در آن حاصل شود، در این صورت هزینه حج از ثلث برداشته مى شود.
مسأله 95 _ هرگاه وصیت به حج نموده و شخص بخصوصى را براى بجا آوردن تعیین کرده، لازم است عمل به وصیت شود.
مسأله 96 _ هرگاه وصیت به حج نموده و اجرتى تعیین کند که هیچ کس به آن رغبت نداشته باشد یعنى کمتر از مقدار متعارف باشد، پس اگر حجى که وصیت نمودهحجة الاسلام باشد، لازم است کمبود از اصل ترکه برداشته شود، وچنانچه حجة الاسلام نباشد وصیت باطل مى شود و اجرتى که براى حج تعیین شده، باید صرف خیرات ومبرّات شود.
مسأله 97 _ اگر کسى منزل خود را فروخته به یک مبلغى مثلاً و با مشترى شرط کرده که پول منزل را پس از مردنش صرف در حج قِبَلش بنماید، پول منزل از ترکه خواهد بود پس اگرآن حج حجة الاسلام بوده شرط مزبور لازم شده، و واجب است پول منزل صرف اجرت حج شود در صورتى که بیش از مقدار متعارف نباشد و چنانچه بیش از متعارف باشد مقدار متعارف از اصل ترکه و مازاد بر آن از ثلث حساب مى شود، واگر حجة الاسلام نبوده باز هم شرط لازم است وتمام پول حج از ثلث خارج مى شود وچنانچه ثلث
کمتر از آن پول باشد شرط مذکور در مازاد برثلث لازم نیست.
مسأله 98 _ هرگاه شخصى مثلاً منزل خود را به دیگرى مصالحه کند به شرط آن که پس از مردنش براى او حج بجا آورد چنین شرطى صحیح ولازم خواهد بود وآن منزل ازملک مصالح وشرط کننده خارج شده و از ترکه محسوب نمى شود هر چند آن حج مستحبى باشد، وحکم وصیت شامل آن منزل نخواهد شد، وهمچنین است اگر منزل خودرا به دیگرى واگذار وتملیک نماید به شرط آن که بعد ازمردنش آن را فروخته و قیمتش را صرف حج براى او بنماید تمام اینها صحیح ولازم خواهد بود هر چند چیزى که شرط شده عمل مستحبى باشد و ورثه حقى در آن منزل نخواهند داشت، واگر طرف مقابل از عمل به شرط تخلف نمود، حق به هم زدن معامله به ورثه منتقل نمى شود ونمى توانند اسقاط کنند این خیار را که حق میت بوده و این حق به حاکم شرع منتقل مى شود وبعد از فسخ آن مال صرف در چیزى که شرط شده، مى شود وچنانچه چیزى زیاد آمد در خیرات و مبرّات صرف خواهد شد.
مسأله 99 _ هرگاه وصى بمیرد ودانسته نشود که براى حج موصى قبل از مردن اجیر گرفته یا نه، در صورتىکه حج واجب بوده، واجب است از ترکه اش اجیر گرفته شود واگر واجب نبوده از ثلثش باید اجیر گرفته شود، وچنانچه وجهى که بابت حج در نظر بوده وصى آن را قبضکرده وموجود باشد اخذ مى شود، وچنانچه احتمال برودکه وصى از مال خود اجیر گرفته و بعداً مال موصى را براىخود به
جاى او برادشته هر چند موجود نباشد در اینصورت ضمانى بر وصى نخواهد بود زیرا که احتمال مى رود بدون تفریط، نزد او تلف شده باشد.
مسأله 100 _ چنانچه مالى که براى حج در نظرگرفته شده بدون سهل انگارى در نگهدارى در دست وصى تلف شود، وصى ضامن نیست، وواجب است از بقیه ترکه اجیر گرفته شود در صورتى که حج وصیت شده حج واجبى باشد، وچنانچه حج واجبى نباشد از بقیه ثلث باید اجیر گرفته شود، وچنانچه بقیه بین ورثه تقسیم شده باشداز هر یک به نسبت پس گرفته مى شود.
مسأله 101 _ هرگاه مال قبل از اجیر گرفتن در دست وصى تلف شود ودانسته نشود که تلف در اثر سهل انگارى بوده جائز نیست تاوان از وصى گرفته شود.
مسأله 102 _ اگر کسى وصیت کند که فلان مقدار مال در غیر حجة الاسلام صرف شود، واحتمال برودکه آن مقدار بیشتر ازثلث است جائز نیست تمام آن صرف شود.
