آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی
مرجع تقلید شیعه
مسائل متفرقه زکوة
مسأله 1959 - موقعى که گندم وجو را از کاه جدا مى کنند وموقع خشک شدن خرما وکشمش انسان باید زکوة را به فقیر بدهد ، یا مال خود جدا کند ، زکوة طلا ونقره وگاو ووسفند وشتر را بعد از تمام شدن ماه یازدهم باید به فقیر فقیرى بدهد که از جهتى برترى دارد نمى تواند زکوة را جدا نکند بلکه مى تواند با جدا کردن منتظر باشد .
مسأله 1960 - بعد از جدا کردن زکوة لازم نیست فورا آن را به مستحق بدهد
مسأله 1961 - کسى که مى تواند زکوة را به مستحق برساند ، اگر ندهد وبه واسطه کوتاهى او از بین برود ، باید عوض آن را بدهد .
مسأله 1962 - کسى که مى تواند زکاة را به مستحق برساند ، اگر زکوة را ندهد وبدون آنکه در نگهدارى آن کوتاهى کند از بین برود چنانچه دادن زکوة را بقدرى تإخیر انداخته که نمى گویند فورا داده است ، باید عوض آن را بدهد . واگر به این مقدار تأخیر نینداخته مثلا دو سه ساعت تأخیر انداخته ودر همان دو ساعت تلف شده ، در صورتى که مستحق حاضر نبوده ، چیزى بر او واجب نیست واگر مستحق حاضر بوده بنابر احتیاط واجب باید عوض آن را بدهد .
مسأله 1963 - اگر زکوة را از خود مال کنار بگذارد ، مى تواند در بقیه آن تصرف کند واگر از مال دیگرش کنار بگذارد ، مى تواند در تمام مال تصرف نماید .
مسأله 1964 - انسان نمى تواند زکوتى را که کنار گذاشته براى خود بر دارد وچیز دیگرى بجاى آن بگذارد .
مسأله 1965 - اگر از زکوتى که کنار گذاشته منفعتى ببرد مثلا گوسفندى که براى زکوة گذاشته بره بیاورد ، مال فقیر است .
مسأله 1966 - اگر موقعى که زکوة را کنار مى گذارد مستحقى حاضر باشد ، بهتر است زکوة را بدهد . مگر کسى را در نظر داشته باشد که دادن زکوة ره او از جهتى بهتر باشد .
مسأله 1967 - اگر بدون اجازه حاکم شرع با مالى که براى زکوة کنار گذاشته تجارت کند وضرر نماید نباید چیزى از زکوة کم کند ، ولى اگر منفعت کند ، باید آن را به مستحق بدهد .
مسأله 1968 - اگر پیش از آنکه زکوة بر او واجب شود ، چیزى بابت زکوة به فقیر بدهد ، زکوة حساب نمى شود وبعد از آنکه زکوة بر او واجب شد ، اگر چیزى را که به فقیر داده از بین نرفته باشد وآن فقیر هم به فقر خود باقى باشد ، مى تواند چیزى را که به او داده بابت زکوة حساب کند .
مسأله 1969 - فقیرى که مى داند زکوة بر انسان واجب نشده ، اگر چیزى بابت زکوة بگیرد وپیش او تلف شود ضامن است پس موقعى که زکوة بر انسان واجب میشود . اگر آن فقیر به فقر خود باقى باشد ، مى تواند عوض چیزى را که به او داده بابت زکوة حساب کند .
مسأله 1970 - فقیرى که نمى داود زکوة بر انسان واجب نشده ، اگر چیزى بابت زکوة بگیرد وپیش او تلف شود ، ضامن نیست وانسان نمى تواند عوض آن را بابت زکوة حساب کند .
مسأله 1971 - مستحب است زکوة گاو وگوسفند وشتر را به فقیر هاى آبرومند بدهد ودر دادن زکوة ، خویشان خود را بر دیگران ، واهل علم وکمال را بر غیر آنان وکسانى را که اهل سؤال نیستند بر اهل سؤال مقدم بدارد ، ولى اگر دادن زکوة به فقیرى از جهت دیگرى بهتر باشد ، مستحب است زکوة را به او بدهد .
مسأله 1972 - بهتر است زکوة را آشکارا وصدقه مستحبى را مخفى بدهند .
مسأله 1973 - اگر در شهر کسى که مى خواهد زکوة بدهد مستحقى نباشد ونتواند زکوة را به مصرف دیگرى هم که براى آن معین شده برساند ، وچنانچه امید نداشته باشد که بعدا مستحق پیدا کند باید زکوة را به شهر دیگر ببرد وبه مصرف زکوة برساند ومى تواند مخارج بردن به آن شهر را از زکوة بردارد واگر زکوة تلف شود ضامن نیست .
مسأله 1974 - اگر در شهر خودش مستحق پیدا شود ، مى تواند زکوة را به شهر دیگر ببرد . ولى مخارج بدردن به آن شهر را باید از خودش بدهد واگر زکوة تلف شود ضامن است ، مگر آنکه به امر حاکم شرع برده باشد .
مسأله 1975 - اجرت وزن کردن وپیمانه نمودن گندم وجو وکشمش وخرمایى را که براى زکوة مى دهد با خود اوست .
مسأله 1976 - کسى که 2 مثقال و 15 نخود نقره یا بیشتر از بابت زکوة بدهکار است بنا بر احتیاط واجب باید کمتر از 2 مثقال و 15 نخود نقره به یک فقیر ندهد واگر غیر نقره چیز دیگرى مثل گندم وجو بدهکار باشد وقیمت آن به 2 مثقال و 15 نخود نقره برسد مى تواند به یک فقیر کمتر از آن بدهد ولى بهتر است که به یک فقیر کمتر از آن ندهد .
مسأهل 1977 - مکروه است انسان از مستحق در خواست کند که زکوتى را که از او گرفته به او بفروشد ولى اگر مستحق بخواهد چیزى را که گرفته بفروشد بعد از آنکه به قیمت رساند کسى که زکوة را به او داده در خریدن آن بر دیگران مقدم
مسأله 1978 - اگر شک کند زکوتى را که بر او واجب بوده داده یا نه ، باید زکوة را بدهد هر چند شک او براى زکوة سالهاى پیش باشد .
مسأله 1979 - فقیر نمى تواند زکوة را به کمتر از مقدار آن صلح کند ، یا چیزى را گرانتر از قیمت آن بابت زکوة قبول نماید ، یا زکوة را از مالک بگیرد وبه او ببخشد . ول کسى که زکوة زیادى بدهکار است وفقیر شده ونمى تواند زکوة را بدهد ، چنانچه بخواهد توبه کند ، فقیر مى تواند زکوة را از او بگیرد وبه او ببخشد .
مسأله 1980 - انسان مى تواند از زکوة ، قرآن یا کتاب دینى یا کتاب دعا بخرد ووقف نماید ، اگر چه بر اولاد وبر کسانى وقف کند که خرج آنان بر او واجب است ونیز مى تواند تولیت وقف را براى خود یا اولاد خود قرار دهد .
مسأله 1981 - بنابر احتیاط واجب انسان نمى تواند از زکوة ملک بخرد وبر اولاد خود یا بر کسانى که مخارج خود برسانند .
مسأله 1982 - فقیر مى تواند براى رفتن به حج وزیارت ومانند اینها زکوة بگیرد .
مسأله 1983 - اگر مالک فقیرى را وکیل کند که زکوة مال او را بدهد ، چنانچه آن فقیر احتمال دهد که قصد مالک این بوده که خود آن فقیر از زکوة بر ندارد ، نمى تواند چیزى از آن را براى خودش بردارد ، واگر یقین داشته باشد که قصد مالک این نبوده ، براى خودش هم مى تواند بردارد .
مسأله 1984 - اگر فقیر شتر وگاو وگوسفند وطال ونقره را بابت زکوة بگیرد ، چنانچه شرطهایى را که براى واجب شدن زکوة گفته شد در آنها جمع شود ، باید زکوة آنها را بدهد .
مسأله 1985 - اگر دو نفر در مالى که زکاة آن واجب شده باهم شریک باشند ویکى از آنان زکاة قسمت خود را بدهد وبعد مال را تقسیم کنند . ولو بداند شریکش زکاة سهم خود را نداده ، تصرف او در سهم خودش اشکال ندارد .
مسأله 1986 - کسى که خمس یا زکاة بدهکار است وکفاره ونذر ومانند اینها هم بر او واجب است وقرض هم دارد چنانچه نتواند همه آنها را بدهد ، اگر مالى که خمس یا زکوة آن واجب شده ، از بین نرفته باشد ، باید خمس وزکاة را بدهد ، واگر از بین رفته باشد مى تواند خمس یا زکاة را بدهد ، یا کفاره ونذر وقرض ومانند اینها را اداء نماید .
مسأله 1987 - کسى که خمس یا زکوة بدهکار است ونذر ومانند اینها هم بر او واجب است وقرض هم دارد ، اگر بمیرد ومال او براى همه آنها کافى نباشد ، چنانچه مالى که خمس وزکوة آن واجب شده از بین نرفته باشد ، باید خمس یا زکاة را بدهند وبقیه مال او را به چیزهاى دیگرى که بر او واجب است قسمت کنند واگر مالى که خمس وزکاة آن واجب شده از بین رفته باشد ، باید مال او را به خمس وزکاة وقرض ونذر ومانند اینها قسمت نمایند مثلا اگر چهل تومان خمس بر او واجب است وبیست تومان بابت خس وده تومان بدنى او بدهند .
مسأله 1988 - کسى که مشغول تحصیل علم است واگر تحصیل نکند مى تواند براى معاش خود کسب چنانچه تحصیل آن علم واجب یا مستحب باشد ، مى شود به او زکاة داد . واگر تحصیل آن علم واجب یا مستحب نباشد ، وزکاة دادن به او جایز نیست .
