آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی
مرجع تقلید شیعه
احکام نیابت
مسأله 103 _ در نائب چند چیز معتبر است:
اول بلوغ یعنى نائب باید بالغ باشد پس حج بچه نابالغ به جاى دیگرى کفایت نمى کند حتى در حج مستحبىهر چند آن بچه ممیز باشد که خوب وبد را تشخیص دهد.
دوم عقل، یعنى نائب باید عاقل باشد، پس نیابت دیوانه از دیگرى صحیح نیست خواه دیوانه همیشگى یا دوارى (گاه بگاه) باشد اگر عمل در وقت دیوانگى باشد،واما نائب شدن سفیه عیب ندارد.
سوم ایمان، یعنى نائب باید مؤمن (علاوه بر خدا و پیغمبر، دوازده امام را نیز قبول داشته باشد) پس نیابتغیر مؤمن کافى نیست هر چند عمل را بر طبق مذهب ما بجا آورد. چهارم
آنکه حجة الاسلام بر خود او واجب نباشد پس کسى که حج بر او واجب است، نمى تواند نائب غیر بشود در حجدر صورتى که متمکن باشد از اتیان به حج خودش، ومنوب عنه هم مرده باشد، پس چنانچه که تمکن ندارد که حج خودش را انجام دهد مى تواند نائب بشود، ونیز چنانچه منوب عنه زنده است وغیر متمکن از اتیان به اعمال حج اگرشخص مستطیع نائب شود حج نیابى او صحیح است اگر چه تقصیر کرده است در تأخیر حج خودش، وهمچنین اگر حج واجب بر او حج نذرى باشد یعنى نیابت او صحیح است.
مسأله 104 _ ظاهراً به استناد ذمّه منوب عنه فارغ وبرئ مى شود، ولازم نیست که یقین حاصل شود که نائبعمل را به طور صحیح بجا آورده.
مسأله 105 _ نائب شدن غلام زرخرید از شخص آزاد عیبى ندارد اگر آن نیابت به اذن آقا و اربابش باشد.
مسأله 106 _ نیابت شخص بالغ وعاقل از بچه نابالغ ممیز ودیوانه در حجة الاسلام صحیح نیست، بلى اگرحج بر ذمّه دیوانه در حال افاقه واجب شده ودر حال دیوانگى مرده باشد، لازم و واجب است برایش اجیر بگیرند که حج نماید.
مسأله 107 _ همجنس وهمانند بودن نائب ومنوب عنه لازم نیست، ونیابت مرد از زن وبالعکس صحیح است.
مسأله 108 _ نائب گرفتن صروره کسى که هنوز حج نرفته براى صروره و غیر صروره عیبى ندارد، خواه نائب یا منوب عنه مرد باشد یا زن.
مسأله 109 _ لازم نیست منوب عنه مسلمان باشد ونیابت از کافر هم صحیح است، ونیز لازم نیست ناصبى (یعنى دشمن اهل بیت وائمه علیهم السلام) نباشد بلى مکروهاست
نیابت از ناصبى مگر نیابت فرزند مؤمنش در حج به جاى او که مکروه هم نیست.
مسأله 110 _ نیابت از قِبَل شخص زنده در حج مستحبى عیبى ندارد خواه مفت ومجّانى باشد، خواه به اجاره، وهمچنین در حج واجب در صورتى که خودش معذور از مباشرت عمل باشد چنان که گذشت، ودر غیر اینمورد نیابت از زنده جائز نیست، واما نیابت از مرده در هر حال وبه هر نحو جائز است، خواه نیابت تبرعىومجّانى باشد، خواه به اجاره وخواه حج واجب باشد یا مستحب.
مسأله 111 _ نیابت حج در صورتى صحیح است که منوب عنه معین ومشخص باشد به هر نحوى که شد،پس لازم است تعیین منوب عنه در حج، همچنان که قصدنیابت نیز لازم است، بلى لازم نیست نامش بر زبان آورده شود، بلکه مستحب است، خصوصا موقع احرام و ذبح
مسأله 112 _ همچنان که نیابت به تبرع واجاره صحیح است به، جعاله، وشرط ضمن عقد ومانند اینها نیز صحیح است (جعاله این است که شخصى به دیگرى بگوید اگر به جاى من یا فلان کس حج بجا آورى فلان مبلغ به تومى دهم) و (شرط ضمن العقد این است که در ضمن عقدمعامله مثلاً فروش منزل یا مغازه شرط کند که از قبل من یافلان کس حج بجا بیاورى).
مسأله 113 _ کسى را که در ترک بعضى از اعمالحج یا در بجا نیاوردن آن به طور صحیح معذورباشد نمى توان اجیر نمود، بلکه اگر چنین شخصى تبرعاً بهنیابت دیگرى حج نمود، اکتفاء کردن به عملش مشکل است، بلى اگر در بجا آوردن کارهائى که بر محرم حرام است معذور باشد، مثل این که
مضطر به تظلیل (زیر سایه رفتن) باشد اجیر گرفتن یا نائب گرفتن چنین شخصى عیبى ندارد.
مسأله 114 _ هرگاه نائب پیش از محرم شدن بمیرد، ذمّه منوب عنه فارغ وبرئ نمى شود، ولازم و واجب است دوباره برایش نائب گرفته شود (البتهدر چیزهائى که نائب گرفتن در آنها واجب است) و چنانچه پس از احرام ودخول حرم بمیرد، کفایت از منوب عنه مى کند، واگر بعد از احرام وقبل از دخول حرم باشد،کفایت نمى کند بنابر اظهر ودر این مورد فرقى بینحجة الاسلام وغیر آن نیست، وهمچنین فرقى نیست بین این که نیابت به مزد واجرت باشد یا به تبرّع و مجّان.
مسأله 115 _ هرگاه اجیر بعد از محرم شدن ودخول حرم بمیرد، تمام اجرت را مستحق خواهد شد، درصورتى که بر تفریغ ذمّه میت اجیر شده باشد، واما اگر اجیر بر بجا آوردن اعمال شده باشد، اجرت مقدارى را که بجا آورده مستحق مى شود، وچنانچه قبل از احرام ویا دخول حرم بمیرد چیزى مستحق نخواهد بود، بلى اگر مقدمات عمل داخل اجاره باشد هر مقدار از مقدمات را که انجام داده باشد اجرت همان مقدار را مستحق مى شود.
مسأله 116 _ هرگاه براى حج بلدى اجیر شده و راهى تعیین نشده باشد اجیر مخیر است از هر راهى کهدلش خواست برود، وچنانچه راهى تعیین شده باشد، عدول از آن راه را به راه دیگرى جائز نیست، پس اگر از راه دیگرى رفته واعمال را بجا آورد، چنانچه راه تعیین شده بهطور شرطیت بوده اجیر تمام اجرت را مستحق شده و مستأجر خیار فسخ دارد (یعنى مى تواند معامله را بهم بزند) ودر صورت
بهم زدن اجرة المثل (مزد مانند عمل) را به اجیر باید بدهد، وچنانچه در نظر گرفتن آن راه به نحوجزئیت بوده (یعنى رفتن از آن راه را جزء عمل دانسته) در این صورت نیز مستأجر حق فسخ (بهم زدن معامله) دارد واگر فسخ نکرد اجیر اجرت مقرر را به مقدارى که عمل نموده مى برد، ومقدار مخالفت ساقط مى شود.
مسأله 117 _ هرگاه شخصى خود را اجیر از قِبَل دیگرى نماید که شخصاً عمل را در سال معینى بجا آورد، چنانچه خواسته باشد از قِبَل دیگرى در همان سال اجیرشود، اجاره وى صحیح نیست، ولى چنانچه از قِبَل دو نفردر دو سال مختلف یا از قِبَل یکى به قید مباشرت واز قِبَل دیگرى بدون قید مباشرت در یک سال اجیر شود، مانعىندارد واجاره صحیح است.
مسأله 118 _ هرگاه خود را براى حج در سال معینى اجیر نمود، نمى تواند تقدیم یا تأخیر نماید، ولى چنانچه تقدیم یا تأخیر نمود (یعنى در سال قبل از سالتعیین شده یا سال بعدش حج را بجا آورد) ذمّه منوب عنه برئ مى شود، واجرتى مستحق نخواهد بود در صورتى کهتقدیم یا تأخیر به رضایت مستأجر نباشد.
مسأله 119 _ هرگاه اجیر به علت جلوگیرى دشمن،یا از جهت بیمارى نتواند به حج برود واعمال را بجا آورد،حکمش حکم کسى است که از قبل خود حج بنماید و بیانحکم آن خواهد آمد، ودر صورتى که اجاره مقید به همان سال بوده بهم مى خورد، وچنانچه مقید نبوده حج بر ذمه اش باقى مى ماند.
مسأله 120 _ هرگاه نائب کارى که موجب کفاره شود، انجام دهد (مثلاً در حال احرام زیر سایه برود،یا
در آئینه نگاه کند) کفاره را باید از مال خود بدهد، خواهنیابت به اجاره ومزد باشد یا به تبرّع ومجّانى باشد.
مسأله 121 _ هرگاه شخصى، دیگرى را به مبلغ معینى براى حج اجیر گرفت، وآن مبلغ کفاف مخارج حج را نداد، بر مستأجر واجب نیست کمبود را تدارک کند، همچنان که در صورت زیاد آمدن نمى تواند زیادى را پسبگیرد.
مسأله 122 _ هرگاه شخصى را براى حج واجب یا مستحب اجیر کنند واجیر حج خود را به جماع قبل ازمشعر فاسد نماید (یعنى پس از آن که از احرام عمره تمتعبیرون آمد، براى حج محرم شد ودر مکه یا در عرفات با همسرخود جماع نمود) واجب است حج را به آخربرساند واینحج براى منوب عنه کافى است، وبر نائب واجب است درسال بعد حج نموده، ویک شتر نیز کفاره بدهد، وظاهر ایناست که استحقاق اجرت دارد هر چند در سال بعد با عذر یابدون عذر حج ننماید، واحکام ذکر شده نسبت به متبرع نیزجارى است مگر این که استحقاق اجرت ندارد.
مسأله 123 _ اجیر هر چند اجرت را به عقد مالک مى شود، ولى واجب نیست به او اجرت پرداخت شود مگربعد از انجام عمل، البته در صورتى شرط تعجیل ننموده باشد (به این معنى که به شرط پیش گرفتن اجرت اجیر نشده باشد وچنانچه به این شرط اجیر شده باشد، باید اجرت راپیش از عمل به او داد) ولى ظاهر این است کسى که براىحج اجیر مى شود مى تواند پیش از انجام عمل مطالبه اجرت نماید، واین به جهت این است که قرینه بر چنینشرطى وجود دارد، زیرا که غالباً اجیر براى حج
تا اجرت رانگیرد نمى تواند به حج رفته واعمال را انجام دهد.
مسأله 124 _ چنانچه کسى شخصاً اجیر شد کهحج بجا آورد، نمى تواند دیگرى را براى این حج اجیر نمایدمگر به اذن واجازه مستأجر.
مسأله 125 _ هرگاه شخصى را براى حج تمتع اجیرنماید ووقت هم زیاد باشد، واتفاقاً وقت براى حج تمتع تنگ بشود واجیر از عمره تمتع به حج اِفراد عدول نماید وحج افراد را بجا آورد وسپس عمره مفرده اى بجا آورد ذمّه منوب عنه برئ مى شود، وچنانچه اجاره بر تفریق ذمّه منوب عنه باشد اجیر مستحق اجرت خواهد بود، ولى اگراجیر شود که حج را به طور مخصوصى انجام دهد، وتخلفنموده وطور دیگرى انجام داد، گرچه حج از گردن طرف برداشته شده ولکن اجیر مستحق اجرت نمى شود.
مسأله 126 _ در حج مستحبى یک نفر مى تواند بهجاى چند نفر حج نماید، واما در حج واجب جائز نیستیک نفر به جاى دو نفر یا بیشتر حج نماید وباید نیابت از قِبَل یک نفر باشد مگر در صورتى که حج بر دو نفر یا بیشتر نذر کنند که با شرکت یکدیگر کسى را براى حج اجیرنمایند، که در این صورت مى توانند یک نفر را براى حج اجیر نمایند که به جاى آنها حج نماید.
مسأله 127 _ بیشتر از یک نفر مى توانند در یک سال به جاى یک نفر خواه زنده خواه مرده خواه به طور تبرع ومجان خواه به اجاره حج به جا آورند در صورتى که حجمستحبى باشد، وهمچنین است در حج واجب اگر متعدد باشد، مثل این که بر شخصى به واسطه نذر دو حج واجب شده
باشد که دو مرتبه نذر حج نموده یا یکى حجة الاسلامودیگرى حج نذرى باشد که در این صورتها مى توان دو نفر را اجیر نمود یکى را براى یکى از این دو واجب ودیگرى رابراى واجب دوم، و همچنین جائز است دو نفر را براى یکنفر اجیر نمود که یکى حج واجب بجا آورد و دیگرى حج مستحبى، بلکه بنابراظهر اجیر نمودن دو نفر براى یک حج واجب مثل حجة الاسلام به این گونه که دو نفر را از باب احتیاط اجیر نمایند به جهت احتمال ناقص بودن حج یکى از آن دو جائز است.
مسأله 128 _ طواف فى نفسه عمل مستحبى است، پس نیابت در طواف از قِبَل مرده یا زنده اى که در مکه نباشد، یا در مکه باشد وشخصاً نتواند طواف نماید جائز است.
مسأله 129 _ نائب پس از فراغت از اعمال حج نیابتى مى تواند براى خود یا دیگرى عمره مفرده بجا آورد، بلکه مى تواند چند عمره براى خود ودیگرى نیابتاً ویا مجاناً انجام دهد، همچنانکه مى تواند براى خود یا دیگرى طواف نماید.
حج مستحبى.
مسأله 130 _ مستحب است کسى که مى تواند حج نماید به حج برود هر چند مستطیع نباشد، یا آن که مستطیع شده وحجة الاسلام را بجا آورده ومستحب است متمکن هر ساله حج را تکرار نماید.
مسأله 131 _ هنگام خروج از مکه مستحب است نیت بازگشت به حج نماید.
مسأله 132 _ مستحب است انسان کسى را که استطاعت حج رفتن ندارد به حج بفرستد، همچنان که درصورتى که بداند اگر براى رفتن به حج قرض نماید مى تواند بعدا قرض خود را بدهد مستحب است
قرض نماید، و خرج زیاد نمودن در حج مستحب است.
مسأله 133 _ مستحب است به کسى که استطاعت حج ندارد، زکاة از بابت سهم سبیل الله داده شود که با آنحج نماید.
مسأله 134 _ هرگاه زن شوهر دار خواسته باشد حجمستحبى بجا آورد باید با اذن شوهر باشد، وهمچنین زنى که در عده رجعى باشد، ولى زنى که از شوهر خود طلاق بائن گرفته ودر عده است یا در عده وفات است اذن شوهردر حج وى معتبر نیست.
