آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی

مرجع تقلید شیعه

در شرائط حج تمتع

مسأله 150 _ در حج تمتع چند چیز شرط است:
اول نیت که قصدش این باشد که حج تمتع را بجا مى آورد پس اگر نیت حج دیگرى نمود یا در نیت تردد داشت، حجش صحیح نیست.
دوم آن که عمره وحج هر دو باهم در ماههاى حج (شوال، ذى القعدة، ذى الحجة) باشد پس اگر یک جزء ازعمره را قبل از ماه شوال بجا آورده باشد عمره اش عمرهتمتع نیست، بلى چنانچه کسى عمره مفرده در اشهر حج بجا آورد وماند در مکه تا روز نهم ذى الحجه مى تواند عدولکند از عمره مفرده به تمتع وحج تمتع بجا آورد.
سوم آن که عمره وحج در یک سال بجا آورده شوند بنابر احتیاط، پس اگر عمره را بجا آورد وحج را به سال بعدتأخیر نمود، تمتع صحیح نخواهد بود بنابر احتیاط وفرقىنیست در این حکم بین این که تا سال بعد در مکه بماند یا آن که به وطن خود مراجعت نموده ودوباره به مکه بیاید همچنان که فرقى نیست بین این که بعد از عمره به تقصیر ازاحرام بیرون آید یا تا سال آینده در احرام خود باقى بماند، وبعید نیست که در صورت بودن در مکه وخارج نشدن ازاحرام
جائز بوده تأخیر حج تمتع تا سال دوم.
چهارم ابتدا احرام حج از مکه باشد پس چنانچه ازغیر مکه محرم شود صحیح نیست، بلى اگر فراموش کند احرام از مکه را ودر عرفات یا بعد از آن متوجه شود ازهمان جا احرام مى بندد وحجش صحیح است وهمچنیناگر جاهل به حکم باشد.
پنجم آن که هر دو عمل عمره وحج را یک نفر انجام دهد واز شخص واحد هم باشد بنابر احتیاط پس اگر دو نفرنائب شوند از یک نفر یکى عمره را بجا آورد ودیگرى حج را یا آن که یک نفر نائب شود از دو نفر عمره را براى یکى وحج را براى دیگرى صحیح نیست بنابر احتیاط.

مسأله 151 _ کسى که عمره تمتع را بجا آورد جائزنیست از مکه مکرمه خارج شود مگر با محرم شدن بهاحرام حج واز این حکم دو دسته خارجند یعنى براى آنها جائز است خروج از مکه:
دسته اول کسانى که خارج شوند به نزدیکیهاى مکه مثل طائف بر اینها جائز است بدون احرام خارج شدن ازمکه، ولى مکروه است.
دسته دوم کسانى که حاجتى وادارشان کرده است کهخارج شوند اینها جائز است خارج شوند از مکه با احرام به مقدارى که وقوف در عرفات از اینها فوت نشود.

مسأله 152 _ کسى که بعد از عمره تمتع وقبل ازاحرام حج از مکه خارج شود، چنانچه در همان ماهى که خارج شده برگردد واجب نیست اعاده عمره بنماید، واگربعد از گذشتن آن ماه است باید عمره را اعاده نماید، وعمره تمتع دومى است.

مسأله 153 _ کسى که بعد از عمره خارج شده است وبعد از گذشتن یک ماه بدون احرام به عمره
داخلمکه شود معصیت کرده است، ولى چنانچه حج تمتع را بجاآورد، حجش صحیح است.

مسأله 154 _ کسى که بعد از عمره خارج شده است ودر همان ماه داخل مکه شود نمى تواند احرام حج را از میقات ببندد بلکه باید از مکه باشد.

مسأله 155 _ کسى که وظیفه اش حج تمتع است چنانچه وقت ضیق باشد واگر بخواهد اعمال عمره را انجام دهد وقوف به عرفات را قبل از غروب آفتاب روز نهم ذى الحجه درک نمى کند باید حج اِفراد بجا آورد وپس ازتمام شدن حج، عمره مفرده را بجا آورد وحجش صحیحاست.

مسأله 156 _ اگر زنى که وظیفه اش حج تمتع است حائض شود یا نفساء واگر بخواهد صبر کند تا پاک شود وطواف عمره را انجام دهد وقوف به عرفات را قبل از غروب روز نهم ذى الحجه درک نمى کند حجش مبدل به افراد مى گردد وپس از اتیان به حج افراد، باید عمره را بعد از پاکشدن بجا آورد.

مسأله 157 _ کسى که وظیفه او حج تمتع است چنانچه پیش از شروع به عمره بداند که وقتش گنجایشاعمال عمره ودرک حج را ندارد، مى تواند از اول به حج افرادیا قران عدول نماید وحج را تا سال آینده تأخیر نیاندازد.

مسأله 158 _ هرگاه در سعه وقت براى عمره تمتع احرام بست، طواف وسعى خود را عمدا تا زمانى که نتواند آنها را بجا آورده وحج را درک نماید به تأخیر انداخت،نمى تواند _ بنابر اظهر _ به حج افرادعدول نماید، بلکه بایدعمره را تمام کند وحج را در سال بعد بجا آورد.

حج افراد
در گذشته بیان شد که حج افراد وظیفه
کسانى استکه فاصله میان منزل آنها ومکه کمتر از شانزده فرسخ باشد، در اِنحا کیفیت حج افراد را بیان مى کنیم، در حج افرادچندچیز واجب است:
1 _ احرام که در مبحث مواقیت بیان خواهدشد.
2 _ بودن در عرفات از ظهر روز نهم ذى الحجه تا غروب.
3 _ بودن در مزدلفه روز عید قربان از طلوع فجر تاطلوع آفتاب.
4 _ رمى جمره در منى.
5 _ سر تراشیدن یا از موى یا از ناخن گرفتن در منى.
6 _ طواف کعبه پس از مراجعت به مکه.
7 _ نماز طواف.
8 _ سعى میان صفا ومروه.
9 _ طواف نساء.
10 _ دو رکعت نماز طواف.
11 _ بودن در منى در شب یازدهم وشب دوازدهم بلکه در شب سیزدهم در بعضى صور که خواهد آمد.
و حج افراد واجب مستقلى است وارتباط به عمره ندارد به خلاف حج تمتع، واگر کسانى که حج افراد بر آنها واجب است از عمره هم متمکن باشند عمره مفرده هم برآنها واجب خواهد شد.
ودر حج افراد چند چیز معتبر است:
1 _ نیت که در حج تمتع گذشت.
2 _ اتیان به حج در اشهر حج.
3 _ احرام بستن از میقات یا از منزلش اگر منزلش پائین تر از میقات است به تفصیلى که خواهد آمد.

مسأله 159 _ حج افراد را باید قبل از عمره مفرده بجا آورد برخلاف حج تمتع که باید بعد از عمره تمتع بجا آورده شود.

حج قران
این عمل از تمام جهات با حج افراد شرکت دارد بهغیر از دو جهت، یکى آن که در وقت احرام محرم بایدقربانى همراه بردارد ودر اثر این کار قربانى بر او واجب مى شود، دومى آن که کسى حج
افرادبجا مى آورد مثلکسى که حج تمتع انجام مى دهد احرامش با تلبیه به نحوىکه بیان خواهد شد باید باشد، ولى قارن مى تواند با تلبیه احرام ببندد و مى تواند با اشعار وتقلید احرام ببندد به تفصیلى که بیان خواهد شد.

مسأله 160 _ در حج افرادو قران مانعى ندارد که طواف خانه را مقدم بر رفتن به عرفات قرار داد ودر حج تمتع نمى شود چنین کارى کرد بنابر احتیاط لزومى، مگر براىکسانى که بیان خواهد شد.

عمره مفرده
عمره مفرده از لحاظ عمل با عمره تمتع اشتراک دارد ولى از چند جهت افتراق دارند.
1 _ در عمره مفرده طواف نساء واجب است ودرعمره تمتع واجب نیست.
2 _ وقت اداء عمره تمتع از اول ماه شوال تا روز نهم ماه ذى الحجه است، ووقت عمره مفرده تمام سال است ووقت مخصوصى ندارد بلى در ماه رجب افضل است.
3 _ براى بیرون آمدن از احرام در عمره تمتع بایدتقصیر نمود ودر عمره مفرده مکلف مخیر است بین تقصیر و سر تراشیدن.
4 _ عمره تمتع باید قبل از حج واقع شود ولى عمره مفرده بر کسى که حج افراد بر او واجب است و مى خواهد عمره مفرده بجاى آورد یا او هم برایش واجب است باید بعد از حج باشد.
5 _ میقات عمره تمتع یکى از مواضعى است که خواهد آمد ولى میقات عمره مفرده اگر بعد از حج افراد باشد غیر از آنها است به تفصیلى که بیان خواهد شد دربحث مواقیت.
6 _ عمره تمتع باید با عمل حج در یک سال واقع شود ولى در عمره مفرده لازم نیست که در یک سال با حج
افراد واقع شود ولو هر دو براى او واجب باشد پس اگرمکلف یکى از آنها را در یک سال ودیگرى را در سال دیگر انجام دهد، صحیح است.

مسأله 161 _ عمره مفرده همانند حج اگر واجب شود وجوبش فورى است بنابر احتیاط یعنى اگر از سال اول تأخیر شود معصیت کرده است.

مسأله 162 _ عمره مفرده بر کسانى که از اهل مکه یا از اطراف آن تا شانزده فرسخ باشند در صورت استطاعتواجب مى شود و بر کسانى که بیش از شانزده فرسخ دور افتاده اند واجب نمى شود ولو استطاعت داشته باشند.
جاهایى که احرام عمره تمتع از آنجاها بسته مى شود
از براى بستن احرام حج یا عمره در شرع اول جاهاى مخصوصى تعیین شده است که باید از آنجاها احرام بسته شود واز اینها تعبیر مى شود به میقاتها (میقاتهائى که ممکن است از آنجاها احرام عمره تمتع بسته شود 9 تاست) 1 _ وادى عقیق واین میقات کسانى است که از راه عراق ونجد عازم مکه مکرمه باشند، وادى عقیق به سه قسمت منقسم مى شود، قسمت اول آن را مسلخ مى نامند،وقسمت وسط را غمرة و قسمت آخر را ذات عرق، مکلف مخیر است در بستن احرام از هر کدام از این سه قسمت بخواهد احرام ببندد پس جائز است اختیارا تأخیر بیاندازد احرام بستن را تا به ذات عرق برسد واز آنجا احرام ببندد اگر چه احتیاط غیر لزومى آن است که در صورتى که مکلف مریض نباشد ودر تقیه هم نباشد پیش از رسیدن به ذاتعرق احرام ببندد.
2 _ مسجد شجره که مسجد معروفى است درنزدیکى مدینه منوره واین مسجد میقات
کسانى است که از راه مدینه عزیمت به حج مى نمایند، وجائز نیست تأخیراحرام براى آنها از این مسجد مگر کسانى که به واسطه مرض یا ضعف دشوار باشد برایشان احرام بستن از مسجد پس جائز است این چنین افرادى تأخیر بیاندازند احرام را تا جحفه که سومین میقات است.

مسأله 164 _ در صورتى که زن حائض از مدینه بهحج برود ونتواند غسل کند چنانچه ممکن است بدون مکث در مسجد داخل مسجد شجره شود داخل شدهواحرام ببندد، وچنانچه ممکن نیست اگر از خون حیضپاک شده است تیمم کند یا براى نماز یا براى بودن درمسجد وداخل مسجد شود واحرام ببندد، واگر پاک نشده ونمى تواند تأخیر بیاندازد تا پاک شود بنابر احتیاط احرامببندد از خارج مسجد وتلبیه بگوید وتجدید احرام نماید از جحفه.

مسأله 165 _ شخص جنب که نمى تواند غسلبکند باید تیمم کند براى نماز یا بودن در مسجد واز داخل مسجد احرام ببندد.
3 _ جحفه واین میقات براى کسانى است که از راه شام یا مصر یا مغرب عازم مکه مکرمه مى گردند،وگذشت کسانى که از راه مدینه عزیمت حج مى نمایند ومریض یا ضعیف الحالند ودشوار است براى آنان احرام بستن از مسجد شجره مى توانند از این میقات احرام ببندند.
4 _ یلملم وآن نام وادى یا کوهى است بین مکه ویمن ومحل معروفى است ودر آنجا واقع است مسجد معاذبن جبل واین میقات براى کسى است که از راه یمن عزیمت به حج بنماید.
5 _ قرن المنازل وآن نام کوهى است بین طائف ومکه واین میقات کسى است که از راه طائف عازم مکه باشد.
6 _ خارج از حرم اول
محل حل که از او تعبیر مى کنندبه ادنى الحل واین میقات اهل مکه است اگر بخواهند عمرهتمتع بجا آورند.
7 _ منزل کسى که منزلش نسبت به مکه نزدیکتر ازیکى از مواضع پنجگانه گذشته است این میقات اهالى آن منازل است.
8 _ مقابل مسجد شجره وآن میقات کسى است که بههیچ یک از میقاتهاى پنج گانه مسجد شجره، وادى عقیق،جحفه، قرن المنازل، یلملم) تصادف ننماید ومنزلش هم دورتر از اینها باشد به شرطى که آن محلى که از آن احراممى بندد، فاصله اش با مسجد شجره حدود یک فرسخ باشد نه خیلى نزدیک باشد نه خیلى دور.
9 _ فخ وآن نام چاهى است یک فرسخى مکه واینمیقات مختص به غیر بالغین است که براى آنها جائز است تأخیر احرام تا آن محل.
میقات حج تمتع
میقات حج تمتع مکه معظمه است ومکلف مختاراست از هر محلى از جاهاى مکه احرام ببندد، بلى افضلمسجد است، وافضل مواضع مسجد مقام یا حجر است.

مسأله 166 _ اگر مکلف از روى فراموشى یا از روى ندانستن مسأله از غیر مکه احرام حج را بست، چنانچهممکن است باید برگردد به مکه واز آن جا احرام ببندد واگرممکن نیست ولو به واسطه ضیق وقت از همان محلى که متوجه شده است، احرام ببندد.
میقاتهاى حج افراد وقران
جاهائى که ممکن است از آنها براى حج افراد یا قران احرام بسته شود همان جاهائى است که مى شود براى عمره تمتع احرام بسته شود فقط یک فرق دارند وآن این که اهل مکه اگر بخواهند عمره تمتع بجا آورند باید از حرم خارج شوند محرم شوند همان نحو که گذشت، ولى در حج افراد و قران
مى توانند از خود مکه محرم شوند، ومى توانند برگردند به یکى از میقاتها واز آن جا احرام ببندند
میقات عمره مفرده
میقات عمره مفرده با میقات عمره تمتع یکى است یعنى از همان جائى که در عمره تمتع احرام مى بندد مکلف،ممکن است براى عمره مفرده هم از همان جاها احرام ببنددولى این دو عمل از حیث میقات یک فرق دارند وآن این که در صورتى که اعمال حج افراد را بجا آورده وبخواهد عمره مفرده را بجا آورد مى تواند از حرم خارج شود واز همان جا احرام ببندد وبرگشتن به یکى از مواقیت گذشته لازم نیست.

مسأله 167 _ مکلف در صورتى مى تواند احرام ببندد که یقین به رسیدن به یکى از میقاتهاى گذشته یااطمینان یا حجت شرعى که از افرادآن قول اهل خبره است داشته باشد، ودر صورت شک در رسیدن به میقات، بستن احرام جائز نیست، بلى مى تواند احتیاط کند به این نحو که اول محلى که احتمال مى دهد میقات باشد احرام مى بندد احتیاطا وتلبیه مى گوید احتیاطا ودر هر محلى که بعد از آن احتمال بدهد که میقات است احتیاطا تجدید تلبیه نمایدیعنى تکرار کند تلبیه را.

مسأله 168 _ آنچه در اصل میقات بیان شد در آن نیز جارى است به اضافه آن که ظن به مقابل میقات بودن کفایت مى کند.
احرام از محلى غیر از میقات.

مسأله 169 _ احرام قبل از میقات جائز نیست یعنىصحیح نیست واحرام منعقد نمى شود واز این حکم دومورد خارج است.
1 _ آن که به وسیله نذر شرعى احرام را بر میقات مقدم بدارد به این نحو که مکلف نذر نماید از
منزل خود یا از جاى دیگر قبل از رسیدن به میقات احرام ببندد در اینصورت احرام از ماقبل میقات صحیح است.

مسأله 170 _ در نذر احرام قبل از میقات باید مکان معینى را تعیین نماید پس اگر نذر نماید که احرام ببندد قبل از میقات یا آن که نذر کند احرام از خانه اش یا مسجد را،نذرش صحیح نیست.

مسأله 171 _ در صحّت نذر احرام قبل از میقاتفرقى میان عمره تمتع و عمره مفرده وحج افراد نیست.

مسأله 172 _ کسى که نذر کند احرام قبل از میقات را واحرام ببندد واجب نیست تجدید احرام از میقات بنماید، ونیز واجب نیست مرور بر میقات.

مسأله 173 _ کسى که از راهى که به مکه مى رود که به هیچ یک از میقاتها تصادف نمى نماید مانند جدّه چنانچه نذر نکرده است باید از راهى که به یکى از میقاتها تصادفنماید برود مثلاً برود به مدینه واز مسجد شجره احرام ببندد یا برود از راهى که به جحفه مى رسد از آنجا احرام ببندد ولى مى تواند نذر نماید احرام از جده را واز آنجامحرم بشود وحجش هم صحیح است واگر رعایت احتیاط را نموده ومرور به یکى از میقاتها بنماید وتجدید احرام ازآنجا بنماید بهتر است.

مسأله 174 _ کسى که نذر کرده است احرام از غیراز میقات ببندد اگر مخالفت کرد واز میقات احرام بستاحرام وحجش صحیح است، ولى معصیت کرده وکفاره حنث نذر نیز بر او واجب است.
2 _ کسى که مى خواهد عمره رجبیه بجا آورد ووقت ضیق است به نحوى که اگر بخواهد از میقات ببندد، درماه شعبان واقع خواهد شد مى تواند احرام
را در ماه رجب از غیر میقات ببندد.
تأخیر احرام از میقات

مسأله 175 _ جائز نیست تأخیر احرام از میقاتبراى کسانى که قصد اتیان به مناسک دارند یا مى خواهندداخل مکه مکرمه شوند مگر سه دسته:
اول کسانى که براى قتال وجنگ داخل مکهمى شوند.
دوم کسانى که کارشان طورى است که باید مکررداخل وخارج شوند مانند هیزم کش.
سوم کسانى که مریضند ونمى توانند احرام جامع جمیع قیود وواجبات را ببندند.

مسأله 176 _ اگر مکلف با دانستن واز روى تعمد احرام از میقات یا مقابل آن نبندد واز میقات بگذرد چنانچه برگشتن به میقات یا مقابل آن ممکن باشد باید برگردد چهآن که داخل حرم شده یا نشده باشد واز میقات یا مقابل آن احرام ببندد وحجش صحیح است.
وچنانچه ممکن نیست مراجعت به میقات یا محاذى آن ولى مراجعت به خارج حرم ممکن است باید برگردد بهخارج واز آنجا احرام ببندد وحجش هم صحیح است.وچنانچه مراجعت به خارج حرم ممکن نیست بایداز همان محل خودش احرام ببندد ودر دو صورت اخیره چون بیشتر فقهاء حکم به فساد عمره نموده اند بنابر احتیاط غیر لزومى حج را در سال دیگر اعاده نماید اگر حج وجوبى است.
واین حکم که در دو صورت اخیره بیان کردیم مختص به عمره تمتع وحج است وشامل عمره مفرده نمى شود پس در عمره مفرده اگر نتوانست به میقات برگردد عمره او فاسد است.
ودر صورتى که مکلف در تمام صور گذشته به وظیفهخود عمل ننمود واعمال را بدون احرام بجا آورد حج او بلا اشکال فاسد خواهد بود.

مسأله 177 _ اگر مکلف به سبب فراموشى یا بیهوشى، یا جهل به حکم یا جهل به میقات
احرام از میقات نبندد در صورتى که تمکن از مراجعت به میقات داشتهباشد، باید برگردد واز آنجا احرام ببندد.
ودر صورتى که تمکن از مراجعت به میقات ندارد اگرداخل حرم نشده چنانچه میقات دیگرى در پیش است مثلآن که از مسجد شجره گذشته وبه جحفه نرسیده احرام راتأخیر بیاندازد تا آن میقات و احرام از آن جا ببندد وچنانچه میقات دیگرى در پیش نیست واز همان جاى خود احرام ببندد.
ودر صورتى که تمکن از مراجعت ندارد وداخل حرم هم شده است چنانچه ممکن است باید برگردد به خارجحرم واز آنجا احرام ببندد واحتیاط غیر لزومى آن است کههر قدر که بتواند بیشتر دور شود تا نزدیکتر به میقات باشد.
ودر صورتى که مراجعت به خارج حرم هم امکان ندارد از همان جاى خود احرام ببندد اگر چه داخل مکه هم شده باشد ودر همه این صور حج او صحیح است.

مسأله 178 _ اگر مکلف در موقع رسیدن به میقات بیهوش باشد یک نفر از همراهان او را محرم نموده واز طرف او تلبیه بگوید واز محرمات احرام او را دور کند، ودر اینصورت بعد از به هوش آمدن مراجعت به میقات براى اولازم نیست، ولى چنانچه کسى این عمل را انجام نداد بعد ازبه هوش آمدن حکم مسأله سابقه در حق او جارى است.

مسأله 179 _ زن حائض که از روى جهل به حکم احرام خود را از میقات نبسته در حکم مساوى با سائرمکلفین است.

مسأله 180 _ مکلف اگر عمدا اعمال عمره را بدوناحرام بجا آورد احرام او فاسد است وچنانچه بعد براى اعاده عمره از میقات ویا خارج حرم ویا از محل خودش بهتفصیلى که
گذشت دارد، اعاده نموده وحجش صحیح است، واگر اعاده ننموده، حج او باطل است.
واگر از روى جهل ونسیان اعمال عمره را بدوناحرام بجا آورد وپس از تمام شدن اعمال متذکر یا عالم شود عمره او صحیح است ولى در صورتى که اعاده عمره متمکن باشد به همان گونه که بیان شد احوط اعاده آن است.

مسأله 181 _ اگر مکلف از روى جهل یا فراموشى احرام حج تمتع را از مکه نبست در صورتى که در عرفات عالم یا متذکر شد از همان جا احرام ببندد چه آن که متمکن ازبرگشتن به مکه باشد یا نباشد.
ودر صورتى که در مشعر یا بعد از افاضه از آن متذکر یا عالم شد در همانجا احرام ببندد ودر صورتى که بعد ازتمام شدن اعمال حج متذکر یا عالم شد حج او صحیحاست.

احرام وواجبات آن
در گذشته بیان شد که احرام اولین عمل عمره وحج است واظهر در معناى احرام این است که مکلف در نفس خود بنا بگذارد وملتزم شود به ترک محرمات احرام.
واجبات احرام سه چیز است: نیت، تلبیه، پوشیدن لباس احرام.
اول نیت، یعنى قصد بجا آوردن آنچه در حج وعمرهواجب شده قربة الى الله تعالى. وچنان چه اعمال واجب را به طور تفصیل نداند واجب است قصد بجا آوردن را به طوراجمال بنماید، ودر این هنگام لازم است تدریجا آنچه بر او واجب مى شود از روى مناسک یاد گرفته، یا از کسى که مورد وثوقش باشد، بپرسد پس هرگاه بدون قصد، احرام بست احرامش باطل خواهد بود.
و در نیت چند چیز معتبر است:
1 _ قصد قربت (نزدیکى به خدا) مانند عبادات دیگرغیر از احرام.
2 _ همزمان بودن با
شروع در احرام.
3 _ تعیین احرام که براى عمره است یا براى حج، وتعیین حج که تمتع است یا قران یا افراد، وتعیین این که براى خود است یا براى دیگرى، وتعیین این که حجش حجة الاسلام است (که براى اولین بار استطاعت بر او واجب شده) یا حجى است که به سبب فاسد بودن حج قبل بر او واجب شده، یا حج نیابى یا حج مستحبى است.
خلاصه هر یک از اینها که باشد باید در نیت مشخص شود پس اگر بدون تعیین نیت احرام نمود احرامش باطلخواهد بود.

مسأله 182 _ در صحت نیت گفتن به زبان و گذراندن از ذهن معتبر نیست (یعنى لازم نیست را به زبان آورد یا از ذهن خود بگذراند) بلکه داعى بر آن کفایتمى کند مانند عبادتهاى دیگر که در آنها داعى کافى است.
تلبیه وواجبات آن دوم از واجبات احرام تلبیه است وهرگاه تلبیه نگوید اگر چه احرام او منعقد مى شود به نیت، ولى محرمات احرام قبل از گفتن تلبیه حرام نیست، وکفاره هم با ارتکاب یکى ازآنها واجب نمى شود، مگر در احرام حج قران در صورتى که اشعار یا تقلید نموده باشد، ومعنى اشعار وتقلید چون فعلا مورد ابتلاء نیست بیانش موکول به محل دیگرى است.

مسأله 183 _ وقت تلبیه بنابر اظهر از اول احرام است وجائز نیست تأخیر مگر در چند مورد:
1 _ در فرضى که مکلف از راه مدینه عازم مکه باشد در این فرض جائز است تأخیر تلبیه تا بیداء (بیداء اسم زمین مخصوصى است بین مکه و مدینه یک میل گذشته از دى الحُلیفه که میقات است) بلکه افضل تأخیر تلبیه است تا
آنجا، ولى جائزنیست تأخیر انداختن از بیداء.
2 _ در فرضى که مکلف از طریق عراق عازم مکه باشد در این فرض جائز است تأخیر تلبیه تا چند قدمى دور شود از میقات، ولى احتیاط به عدم تأخیر در این فرضخوب است ترک نشود.
3 _ در صورت احرام از مکه در این صورت جائز است تغییر احرام تا رقطاء که نام زمینى است خارج مکه و چون محل آن زمین معلوم نیست، نباید تأخیر شود احرام از مکه.

مسأله 184 _ یک مرتبه تلبیه گفتن واجب وزیاده بر آن واجب نیست.