آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی
مرجع تقلید شیعه
احکام دیه
احکام دیه
مسأله 2791 - اگر کسى عمدا وبه ناحق دیگرى را بکشد ، ولى کشته مى تواند قاتل را عفو کند یا بکشد ، یا مقدارى که در مسأله بعد گفته مى شود از او دیه بگیرد ، ولى جواز کشتن قاتل مشروط به شروطى است : 1 - آنکه اگر مقتو لکافر است او مسلمان نباشد . 2 - اگرمقتول زن است قاتل مرد نباشد یا نصف دیه را به ولى قاتل بدهند . 3 - آنکه ملکف وعاقل وبالغ باشد اما اگر از روى خطا بکشد مثلا براى حیوانى تیر بیندازد واشتباها کسى را بکشد ، ولى کشته حق ندارد او را بکشد ، اما مى تواند دیه بگیرد با شروطى که بعد گفته خواهد شد .
مسأله 2792 - دیه از که قاتل مرد مسلمان آزاد ، بدهد یکى از شش چیز است : اول - صد شتر که داخل سال ششم شده باشند ودر صورتى که قتل عمدى نباشد سن شترها کمتر از این است . دوم - دیست گاو . سوم - هزار گوسفند . چهارم - دویست حله وهر حله دو پارچه ایست که در یمن مى بافند . پنجم - هزار مثقال شرعى طلا که هر مثقال ان 18 نخود است . ششم - ده هزار درهم که هر درهمى 6 / 12 نخود نقره سکه دار است .
مسأله 2793 - دیه چند چیز مثل دیه کشتن است که مقدار آن در مسأله پیش بیان شد : او ل - آنکه دو چشم کسى را کور کند ، واگر یک چشم او را کور کند ، باید نصف دیه کشتن را بدهد مگر آنکه بیش از یک چشم نداشته باشد ، خلقتا یا به سببى از طرف خدا که در این صورت باید دیه تمام بدهد . دوم - دو گوش کسى را ببرد ، یا کارى کند که هر دو گوش او کر شود ، واگر یک گوش او را ببرد یا کر کند ، باید نصف دیه کشتن را بدهد واگر نرمه گوش او را ببرد ، باید ثلث دیه کشتن را بدهد . سوم - تمام بینى یا نرمه بینى کسى را ببرد . چهارم زبان کسى را که لال نیست از بیخ ببرد ، واگر مقدارى ز آن را ببرد باید به نسبت حروفى که به جهت قطع آن مقدار از زبان از بین رفته وبه نسبت مساحت دیه بدهد - مثلا اگر نصف زبان کسى را قطع وبه واسطه آن نصف حروف از بین برود ، باید نصف دیه کشتن را بدهد ، ود رصورت اختلاف باید مصالحه نمایند مثلا اگر نصف زبان کسى را ببرند وبه واسطه آن دو ثلث حروف از بین برود نصف دیه را باید بدهد ، ودر زیادى تا دو ثلث دیگر باید مصالحه شود ، واگر زبان کسى را که لال است از بیخ ببرد سه یک دیه را باید بدهد . پنجم - تمام دندانهاى مردى را از بین ببرد ودیه هر کدام از دوازده دندان جلوى دهان که شش عدد بالا وشش عدد پایین مى باشد پنجاه مثقال . شرعى طلا است وهر مثقال شرعى 18 نخود است واگر یکى از شانزده دندان عقب را که هشت عدد آنها بالا وهشت عدد پایین است از بین ببرد باید بیست وپنج مثقال شرعى طلا بدهد - واگر دندانهاى زنى را از بین ببرد ، تا ثلث مساوى با مرد است واز ثلث که بگذرد دیه دندانهاى آن نصف دیه دندانهاى مرد است . ششم - هر دو دست سالم کسى را از بند جدا کند واگر یک دست را از بند جدا کند باید نصف دیه کشتن را بدهد ، واگر شل باشد در دو دست او دو سوم دیه کشتن ودر یکى ثلث دیه کشتن ثابت است . هفتم - ده اگشت اصلى مردى را ببرد ودیه هر انگشت ده یک دیه کشتن است وچنانچه انگشت زیادى باشد ثلث دیه انگشت اصلى را دارد ، واگر انگشت زنى را ببرد تا موقعى که به سه یک برسد مساوى مرد است واگر از سه یک گذشت نصف دیه انگشتان مرد است ، مثلا اگر سه انگشت زن را ببرد سى شتر باید بدهد واگر چهار انگشت او را ببرد بیست شتر باید بدهد . هشتم - پشت کسى را طورى بکشند که دیگر درست نشود . نهم - هر دو پستان زنى را ببرد واگر یکى از آنها را ببرد ، باید نصف دیه کشتن را بدهد . دهم - ه ردو پاى کسى را تا مفصل یا همه ده انگشت پا را ببرد ودیه هر انگشت ، ده یک دیه کشتن است . یازدهم - تخمهاى مردى را از بین ببرد . دوازدهم - طورى به کسى آسیب برساند که عقل او از بین برود . سیزدهم - به کسى صϙřǠاى بزند که دیگر وى خوب وبد را نفهمد .
مسأله 2794 - اگر انسان کسى را عمدا وبه ناحق بکشد ، باید دو ماه روزه بگیرد وشصت فقیر را سیر کند ویک بنده آزاد نماید ، ولى اگر اشتباها بکشد ، باید دیه او را بدهد . اگر خطاى باشد دیه را اقوام پدرى او باید بدهند ویک بنده آزاد کند واگر نتواند بنده آزاد کند ، دو ماه روزه بگیرد واگر این را هم نتواند ، شصت فقیر را سیر کند .
مسأله 2795 - کسى که سوار حیوان است ، اگر کارى کند که آن حیوان به کسى آسیب برساند ، ضامن است . ونیز اگر دیگرى کارى کند که حیوان به سوار خود ، یا به کس دیگر صدمه بزند ، ضامن مى باشد .
مسأله 2796 - اگر انسان کارى کند که زن حامله سقط کند وآن زن محکوم به اسلام وآزاد باشد ، چنانچه چیزى که سقط شده نطفه باشد ، دیه اش بیست مثقال شرعى طلا است که هر مثقال آن 18 نخود مى باشد . واگر علقه یعنى خون بسته باشد ، چهل مثقال ، واگر مضغه یعنى پاره گوشت باشد شصت مثقال ، واگر استخوان شده باشد ، هشتاد مثقال واگر گوشت آورده ولى هنوز روح در او دمیده نشده ، صد مثقال ، واگر دختر باشد ، دیه او پانصد مثقال شرعى طلا است .
مسأله 2797 - اگر زن حامله کارى کند که بچه اش سقط شود ، باید دیه آن را به تفصیلى که در مسأله پیش بیان شد ، به وارث بچه بدهد وبه خود زن چیزى از آن نمى رسد .
مسأله 2798 - اگر کسى زن حامله از را بکشد وبچه او هم بمیرد ، باید دیه زن وبچه را بدهد چنانچه پسر بودن یا ختر بودن بچه معلوم باشد دیه او معلوم است واگر معلوم نباشد نصف دیه پسر ونصف دیه دختر را باید بدهد .
مسأله 2799 - اگر پوست سر ، یا صورت مردى را پاره کند ، باید یک صدم دیه انسان را به او بدهد ، واگر به گوشت برسد وقدرى از آن را هم ببرد ، باید دو صدم بدهد ، واگر خیلى از گوشت را پاره کند ، باید سه صدم بدهد ، واگر به پرده نازک استخوان برسد ، چهار صدم ، واگر استخوان نمایان شود ، پنج صدم ، واگر استخوان بشکند ، ده صدم ، واگر بعضى از ریزهاى استخوان از جاى خود بیرون آید ، پانزده صدم ، واگر به پرده مغز سر برسد ، باید سى وسه صدم بدهد .
مسأله 2800 - اگر به صورت کسى سیلى یا چیزى دیگر بزند به طورى که صورت او سرخ شود 7 باید یک مثقال ونیم شرعى طلاى سکه دار که هر مثقالى 18 نخود است بدهد ، واگر کبود شود ، سه مثقال ، واگر سیاه شود ، باید شش مثقال شرعى بدهد ، ولى اگر جاى دیگر بدن کسى را به واسطه زدن ، سرخ یا کبود یا سیاه کند ، باید نصف آنچه را که گفته شد بدهد .
مسأله 2801 - اگر به حیوان حلال گوشت کسى زخم بزند ، یا چیزى از بدن آن را ببرد ، باید تفاوت قیمت سالم ومعیوب آ را به صاحبش بدهد .
مسأله 2802 - اگر انسان سگ شکارى کسى را بکشد ، باید بیست ویک مثال معمولى نقره سکه دار به او بدهد . واگر سگ گله کسى را تلف نماید ، باید ده مثقال ونیم نقره سکه دار به او بدهد . واگر سگى را که پاسبانى زراعت را مکند ویا سگى که نگهدارى باغ وخانه را مى کند بکشد قیمت آن را باید به صاحبش بدهد .
مسأله 2803 - اگر حیوان ، زراعت یا مال کسى را از بین ببرد چنانچه صاحب حیوان در نگهدارى آن کوتاهى کرده باشد ، باید مقدارى را که ضرر زده به صاحب مال ، یا زراعت بدهد .
مسأله 2804 - اگر بچه یکى از گناهان کبیره را انجام دهد ، ولى یا معلم او مى تواند به قدرى که ادب شود ودیه واجب نشود او را بزند .
مسأله 2805 - اگر کسى بچه اى را طورى بزند که دیه واجب شود ، دیه مال طفل است ، واگر مرده باید به ورثه او بدهد ، وچنانچه مثلا پدر بچه به قدرى او را بزند که بمیرد ، دیه او را ورثه دیگرش مى برند ، وبه خود پدر از دیه چیزى نمیرسد
