آیت الله العظمی سید محمدصادق حسینی روحانی
مرجع تقلید شیعه
حکم کسانى که قربانى پیدا نکردند
مسأله 411 _ اگر در وقت حج قربانى یافت نشوددر آن چند صورت است:
1 _ پول قربانى را داشته باشد در این صورت لازم است قیمت آن را نزد شخص امینى بگذارد تا آن که در بقیه ایام ذى الحجه قربانى کند واگر در آن سال یافت نشد سالدیگر آن را انجام دهد.
2 _ آن که پول قربانى را ندارد ولى مى تواند قرض نماید وبعداً تمکن از اداء قرض را دارد، یا آن که متاعى غیر از ضروریات زندگى دارد مى تواند بفروشد در این صورت بایدقرض نماید یا متاع را بفروشد و پول را نزد شخص امینى بگذرد به همان نحو که در مسأله قبل بیان شد، عمل نماید.
3 _ آن که از تهیه پول هم تمکن نداشته باشد در این صورت ده روز روزه بگیرد به این ترتیب که سه روز آن را در ماه ذى الحجه، وهفت روز آن را پس از برگشتن به محل خود بگیرد، واگر مکلف در مکه بماند باید صبر کند تا آن که رفقاى او به محل خود برگردند یا آن که یک ماه بگذرد آن وقت روزه بگیرد.
مسأله 412 _ سه روز روزه در سفر را باید پیاپى بگیرد مگر آن که روز هشتم و نهم را روزه بگیرد در این صورت باید تأخیر بیاندازد روزه روز سوم را بعد از روز سیزدهم.
مسأله 413 _
روز عید و روز یازدهم ودوازدهم ذى الحجه را نمى تواند روزه بگیرد باید روزه در غیر این سه روز باشد ولى در بقیه ایام از اول ماه تا آخر مانعى ندارد.
مسأله 414 _ چنانچه مکلف عذرى درماندن به مکه دارد ولو به این که همسفریها صبر نمى کنند مى تواند سه روز روزه را در راه بگیرد، والا باید در مکه بماند و روزه بگیرد در آنجا، وقصد اقامت نمودن وده روز ماندن لازم نیست این روزه را در سفر مى توان گرفت.
مسأله 415 _ اگر سه روز روزه را گرفت وبعد از آن تمکن از قربانى پیدا کرد مخیر است بین آن که قربانى نماید و بین آن که هفت روز روزه بگیرد و بهتر است که قربانىنماید.
مسأله 416 _ اگر ماه ذى الحجه گذشت و سه روز روزه را نگرفت باید در سال آینده قربانى بنماید وچنان چه خودش به مکه نرفت کسى را مأمور کند که از طرف اوقربانى نماید.
مسأله 417 _ اگر کسى در مدینه بماند یا آن که در شهر دیگرى محبوس شود وبخواهد هفت روز روزه را بگیرد باید صبر کند تا رفقاى او به محل خود برگردند.
مسأله 418 _ در روزه هفت روز پیاپى گرفتن معتبرنیست مى تواند جداى از هم روزه بگیرد.
مسأله 419 _ اگر مکلف در مکه روزه نگرفت و پس از برگشتن به شهر خودش خواست روزه بگیرد مى تواند همه را پیاپى بگیرد، ولى اگر در مکه ماند وخواست همه را بگیرد باید بین سه روز و هفت روز جدائى بیاندازد.
وجوب حلق یا تقصیر
واجب ششم از واجبات حج حلق یا تقصیر است مراد از حلق
سر تراشیدن و مراد از تقصیر از موى خود گرفتن است، ودر آن نیز قصد قربت معتبر است، وتأخیر آن از ذبح لازم نیست اگر چه بهتر است، بلى باید قبل از تهیه قربانى نباشد.
مسأله 420 _ واجب است حلق یا تقصیر در مَنى باشد واگر خارج شود از منى بدون حلق یا تقصیر درصورت تمکن باید برگردد ودر آنجا این عمل را انجام دهد و اگر تمکن از برگشتن ندارد یا دشوار است برگشتن در جاى خود حلق یا تقصیر نماید ودر صورت امکان موى سر خود را به منى بفرستد.
مسأله 421 _ بنابر احتیاط لازم حلق یا تقصیر درروز نحر انجام گیرد، ولى اگر تأخیر شد تا قبل از طواف هرموقع به جا آورده شود، مجزى است.
مسأله 422 _ چنانچه طواف را مقدم بر حلق یا تقصیر بدارد اعاده طواف بعد از حلق یا تقصیر بنابر اظهر لازم است، واگر از روى علم وعمد باشد علاوه بر آن یکگوسفند قربانى باید بنماید.
مسأله 423 _ براى زنان سر تراشیدن جائز نیست حتى در غیر حال احرام ودر حق آنها تقصیر متعین است.
مسأله 424 _ مردان در اختیار حلق یا تقصیر مخیر هستند، حتى کسانى که صروره باشند یعنى قبلاً حج ننموده باشند، بلى براى آنها مستحب مؤکد سرتراشیدن است.
واز تخییر بین حلق وتقصیر دو دسته مستثنى هستندیعنى بر آنها واجب است سرتراشیدن.
1 _ شخصى که براى دفع شپش وامثال آن موى سرخود را به عسل یا صمغ چسبانده باشد.
2 _ شخصى که موى سر خود را جمع کرده وگره زده و درهم پیچیده وبافته است.
مسأله 425 _ بر مکلف خنثاى مشکل متعین است تقصیر.
مسأله 426 _ هرگاه مکلف اختیار حلق نمود باید تمام سر خود را بتراشد ولى اگر اختیار تقصیر نمود مقدارى از موى خود را بگیرد که صدق کوتاه کردن مو بکند کافى است.
مسأله 427 _ اگر به عوض تقصیر مقدارى از سر را به بتراشد کافى نیست.
مسأله 428 _ کسى که سرش مو ندارد چنان چه چاقورا به سر او بکشند کافى است وتقصیر لازم نیست.
مسأله 429 _ شخصى که ذبح نمود ورمى جمرهکرد وحلق یا تقصیر نمود تمام آن چیزهائى که به وسیله احرام بر او حرام شده است، حلال خواهد شد، مگر دوچیز زن و استعمال بوى خوش ودر غیر حج تمتع بوى خوش نیز حلال مى شود، وآن دو نیز به تدریج حلال خواهند شد چنان چه خواهد آمد.
طواف زیارت ونماز آن وسعى
واجب هفتم وهشتم ونهم از واجبات حج تمتع طواف زیارت، ونماز آن، و سعى است، وکیفیت و شرائط آنها همان طورى است که در طواف عمره ونماز طواف وسعى آن گذشت.
مسأله 430 _ در سابق بیان شد که لازم است طواف زیارت را بعد از حلق یا تقصیر وذبح ورمى به جا آوردچنان چه بر یکى از آنها مقدم شود باید بعد از انجام آن اعاده طواف بنماید واگر عمداً بر حلق یا تقصیر مقدم گردد علاوه بر این باید یک گوسفند کفاره ذبح شود.
مسأله 431 _ وجوب تقدیم حلق یا تقصیر برطواف مختص به حج تمتع است ودر حج افراد و قران جائز است تقدیم طواف بر آن.
مسأله 432 _ در حج تأخیر طواف تا آخر ذى الحجه جائز است، چه آن که حج تمتع باشد، یا افراد، ویا قران و احوط
آن است که در حج تمتع طواف از روز یازدهم تأخیر نیاندازد عمدا و بر فرض تأخیر از روز سیزدهم تأخیر نشود.
مسأله 433 _ جائز نیست مکلف در حج تمتع طواف زیارت ونماز آن وسعى را بر وقوف به عرفات و مزدلفه مقدم بدارد بنابر احتیاط واز این حکم کسانى مستثنى هستند که پس از مراجعت به مکه به جا آوردن این اعمال براى آنها میسور نباشد مانند:
زنى که خوف حیض ونفاس دارد وبه این جهت ممکن است از طواف بعد از وقوفین متمکن نباشد، پیرمرد،وشخص عاجز، ویا مریضى که پس از مراجعت مردم ازمنى به جهت ازدحام از طواف متمکن نباشد یا دشوار باشد بر او طواف، این اشخاص مى توانند طواف وسعى را بر وقوفین مقدم بدارند واعاده طواف وسعى لازم نیست ولو در ایام تشریق از اعاده متمکن باشند یا آن که زن ایام حیضش تأخیر بیافتد.
مسأله 434 _ در حج قِران و اِفراد بدون اشکال تقدیم طواف ونماز آن وسعى بر وقوفین جائز است.
مسأله 435 _ حکم ترک عمدى وسهوى طواف درطواف عمره بیان شد.
مسأله 436 _ شخصى که طواف ونماز آن وسعى را به جا آورد، استعمال طیب بر او حلال مى شود.
طواف نساء ونماز آن
واجب دهم ویازدهم از واجبات حج تمتع طواف و نماز آن است این طواف ونماز آن اگر چه از واجبات است، الا این که این عمل از ارکان حج نیست وترک عمدى آن نیز موجب فساد حج نخواهد شد.
مسأله 437 _ طواف نساء به مردان اختصاص ندارد بر زنان نیز واجب است، پس اگر مرد او را ترک نمود وزن بر اوحلال نمى شود، واگر زن او
را ترک کرد بر هیچ مردى حلال نمى شود.
مسأله 438 _ طفل ممیز اگر حج کرد چنان چه طواف نساء را ترک نماید بعد از بلوغ هیچ زنى بر او حلال نیستواگر طواف نساء را به جا آورد زن بعد از بلوغ بر او حلال است.
مسأله 439 _ کیفیت وشرائط طواف نساء ونماز آن مانند طواف حج وعمره ونماز آن است.
مسأله 440 _ طواف نساء را نمى شود مقدم داشت بر وقوف به عرفات ومزدلفه بنابر احتیاط وجوبى ولو در حال ضرورت وعذر.
مسأله 441 _ واجب است طواف نساء ونماز آن بعد از سعى در حج وعمره انجام گیرد ودر صورت عذروخوف حیض مى شود مقدم بر آن داشت.
مسأله 442 _ زنى که حائض شود وقافله توقف ننماید جائز است طواف نساء را ترک کرده وبا قافله برود واحوط این است که براى طواف نائب بگیرد.
مسأله 443 _ زنى که پس از تجاوز از نصف طواف نساء حائض شود کوچ کردن بر او جائز است، واحوط این است که براى بقیه طواف ونماز آن نائب بگیرد.
مسأله 444 _ شخصى که نماز طواف نساء رافراموش نماید حکم آن حکم کسى است که نماز طواف حج یا عمره را فراموش کند که سابقاً بیان شد.
مسأله 445 _ اگر از روى جهل یا نسیان طواف نساء را بر سعى مقدم داشت واجب است پس از علم وتذکر بعد از سعى آن را اعاده نماید.
مسأله 446 _ اگر کسى طواف نساء را ترک نمایددر این مورد چند صورت است:
1 _ آن که ترک طواف نساء عمدى باشد چه آن که عالم به حکم باشد یا جاهل به آن در
این صورت لازم است شخصاً برگشته وآن را به جا آورد وتا مدتى که آن را به جا نیاورده زن بر او حرام است، بلکه عقد نمودن هم بر او حرام است.
2 _ آن که ترک طواف نساء از روى فراموشى باشد ولى در مکه قبل از کوچ کردن از آنجا متوجه شود، در این صورت نیز شخصاً باید آن را به جا آورد وتا مدتى که بجا نیاورده زن بر او حرام است وهمچنین عقد کردن.
3 _ ترک طواف نساء از روى فراموشى باشد و بعد ازکوچ کردن از مکه متوجه شود، در این صورت مى تواند نائب بگیرد ومى تواند خودش برگشته وطواف را به جا آورد وپس از طواف خود یا نائبش زن بر او حلال مى شود، ودر حکم این صورت فرقى نیست بین آن که در بین راه متوجه شود یا بعد از رسیدن به منزل خود متذکر شود، ونیز فرقى نیست بین آن که برگشتن خودش به مکه متعذر یا دشوار باشد و بین آن که ممکن است برگردد ودشوارى هم نداشته باشد.
مسأله 447 _ کسى که طواف نساء ونماز آن را به جا آورد اگر مرد است زن بر او حلال مى شود، واگر زن است مرد بر او حلال مى گردد، اما حرمت صید و یا درخت کندن سابقاً بیان شد که آن اختصاص به محرم ندارد پس تمام چیزهائى که به واسطه احرام حرام شده بود بعد از طواف نساء و نماز آن حلال مى شود در صورتى که بعد از تقصیر وطواف زیارت باشد.
بیتوته در منى
واجب دوازدهم از واجبات حج بسر بردن شب یازدهم ودوازدهم است
در منى و معتبر است با قصد باشد، اما قصد قربت دلیلى بر اعتبار آن نیست.
وبر چند طائفه واجب است شب سیزدهم را هم بماند در منى:
1 _ کسى که در احرام اعم از احرام عمره واحرام حج از کشتن صید اجتناب نکرده، بلکه کسى که در روز سیزدهم از آن اجتناب نکرده است.
2 _ کسى که با زن در حال احرام تا روز سیزدهم جماع نموده باشد، واما کسى که از این دو اجتناب نموده ولى سائر محرمات حتى استمتاع به زن را مرتکب شده است ماندن شب سیزدهم بر او واجب نیست.
3 _ کسى که بعد از ظهر دوازدهم از آن جا کوچ نکند وآن جا بماند تا آفتاب غروب کند یا قبل از غروب آفتاب ازحدود منى خارج نشده باشد بر چنین شخصى هم ماندن شب سیزدهم واجب است.
مسأله 448 _ چند طائفه از وجوب بیتوته مستثنى هستند:
1 _ کسانى که در مکه مکرمه تمام شب را به عبادت بسر بردند وهیچ گونه کارى به جز عبادت نداشته باشند مگر کارهائى که ضرورى باشد مانند خوراک وتطهیر وبنابر احتیاط غیر لزومى قصد کند به خوردن وآشامیدن قوت پیدا کردن بر عبادت را که در این صورت خود این عمل هم عبادت مى باشد.
2 _ کسانى که از بیتوته در آنجا معذور باشند مانند بیمار وپرستار بیمار وکسانى که از بودن در آنجا بر جان ومال خود ترس دارند.
3 _ کسانى که فراموش کرده اند.
4 _ چوپان گوسفندان در صورتى که غروبنکند بر او در منى.
مسأله 449 _ مکلف در مقدار ماندن در منى مخیر است، بین آن که از اول شب تا
بعد از نصف شب در آن جا بماند، وبین آن که قبل از نصف شب آمده وتا در صبح در آن جا بسر برد، ودر صورتى که از اول شب تا نیمه در آن جا بسر برد جائز است بعد از نصف شب از آن جا خارج شود ولو پیش از طلوع صبح به مکه داخل شود، و بر هر دو تقدیر ماندن روز در منى لازم نیست مگر از براى رمى جمرات همان نحو کهخواهد آمد.
مسأله 450 _ بر کسى که واجب است بیتوته در منى اگر ترک نمود، واجب است براى هر شب یک گوسفند قربانى نماید، وترک آن از روى جهل بنابر اظهر کفاره ندارد و همچنین بر هر کس که بیتوته ننماید ومعذور باشد یعنى واجب نباشد بیتوته بر او.
ودر محل آن قربانى مکلف مخیر است هر جا مایل است ذبح کند حتى جائز است تأخیر بیاندازد تا به شهرخودش برگردد، و همین قدر که مقدارى از گوشت او را بهفقراء بدهد در بقیه مختار است هر عملى که بخواهد انجام دهد.
مسأله 451 _ اگر کسى بخواهد از منى کوچ کند چنان چه روز دوازدهم باشد باید کوچ کردن بعد از ظهر باشد و اگر روز سیزدهم باشد مى تواند قبل از ظهر هم کوچ کند.
رمى جمرات
واجب سیزدهم از واجبات حج رمى جمراتسه گانه است جمره اولى، جمره وسطى، جمره عقبه که نامسه محل معینى است، ودر رمى این جمرات قصد قربت معتبر است.
مسأله 452 _ واجبات رمى همان است که در رمى جمره عقبه ذکر شد.
مسأله 453 _ واجب است رمى جمرات سه گانه هر کدام به هفت سنگ ریزه
در روز یازدهم ودوازدهم، وچنان چه شب سیزدهم در آن جا بماند در روز سیزدهم نیزواجب خواهد شد.
مسأله 454 _ معتبر است در رمى جمرات ترتیب یعنى باید اول جمره اولى را که دورترین جمره است از مکه و نزدیکتر به مشعر الحرام رمى نماید، بعد جمره وسطى، بعد جمره عقبه را رمى نماید.
مسأله 455 _ اگر خلاف ترتیب نمود مثل آن که رمى جمره وسطى را بر رمى جمره اولى مقدم داشت، یارمى جمره عقبه را بر وسطى یا اولى مقدم نمود، واجب است آن چه مقدم داشته اعاده نماید تا ترتیب حاصل شودودر این حکم بین عالم وجاهل وناسى فرقى نیست، ولىاگر جمره را به چهار سنگ رمى نمود از روى فراموشى یا اشتباه یا جهل بلکه از روى عمد بقیه را ترک نمود، وبه رمى جمره بعدى مشغول شد، پس از آن جائز است سه سنگ باقى مانده را رمى کند و اعاده رمى جمره بعدى لازم نیست.
مسأله 456 _ رمى جمرات واجب است در روز بوده باشد پس رمى در شب براى روز گذشته یا روز آینده جائز نیست مگر براى شخص خائف وچوپان که براى آنها جائز است در شب قبل یا شب بعد رمى نمایند.
مسأله 457 _ جائز است نیابت در رمى ازچند طائفه:
1 _ مریضى که برایش دشوار است خود رمى نماید او باید یا خودش رمى نموده یا نائب بگیرد ودر صورت امکان باید او را حمل نموده ببرند نزدیک جمرات از طرف او رمىنمایند.
2 _ شخصى که بیهوش باشد از صبح تا غروب.
3 _ شخص پیر که دشوار است بر او در حال ازدحام رمى نمودن.
4_ بچه غیر ممیّز.
5 _ کسى که نمى تواند از بیرون آمدن غائط جلوگیرى نماید.
مسأله 458 _ اگر نائب رمى نمود وقبل از غروب رفع عذر شد باید خود مکلف رمى نماید.
مسأله 459 _ کسى که رمى را ترک نموده جهلاً یا نسیانا تا آن که به مکه رفته در صورت توجه وعلم باید برگردد به منى وآن را قضاء کند در صورتى که روز سیزدهم نگذشته باشد، واگر روز سیزدهم گذشته باشد باید در سال آینده یا خودش یا نائبش آن را قضاء نمایند، وهمچنین اگر بعد از بیرون رفتن از مکه ملتفت شود.
مسأله 460 _ اگر کسى از روى عمد رمى را ترک نمود فقهاء فرموده اند در سال آینده یا خودش یا نائبش باید قضاء نماید وبه هر تقدیر حج او باطل نمى شود.
مسأله 461 _ کسى که رمى روز یازدهم یا رمى روز دوازدهم یا هر دو را فراموش نمود یا عمداً یا جهلاً یا اضطرارا ترک نمود باید آن را در روز بعد قضاء نماید.
وباید رمى روز قبل مقدم بر رمى آن روز باشد.
وتفرقه انداختن بین قضاء واداء لازم نیست.
ونیز لازم نیست رمى قضاء را در اول صبح ورمى واجب را وقت زوال به جا آورد.
مسأله 462 _ اگر رمى یکى از جمرات را در روز یازدهم یا در روز دوازدهم فراموش نمود باید قضاء آن و رمى جمره بعد از آن را در روز بعد بنماید.
مسأله 463 _ اگر مى داند رمى یکى از جمرات در روز قبل فراموش شده ونمى داند کدام است کافى است در روز بعد جمره عقبه را رمى نماید.
حکم مصدود
در سابق بیان شد که
کسى که احرام ببندد واجب است حج را به آخر برساند از این حکم دو طائفه مستثنى هستند:
1 _ کسانى که دشمن ممانعت از ادامه حج آنها بنماید به نحوى که نتوانند درک وقوف به عرفه یا مزدلفه را بنمایند مثل این که پس از احرام و دخول مکه دولت وقت به اتهامىآنها را گرفته وحبس بنماید وراهى براى خلاصى نداشته باشند، بر چنین اشخاصى جائز است قربانى را در همان جائى که ممنوع شده اند یا در مکه ویا در جائى دیگر ذبح نموده وبه واسطه آن آن چه حرام شده بود بر آنها حلال مى شود، وحلیت محرمات متوقف بر حلق یا تقصیر نیست، ونیز متوقف بر قصد تحلل نمى باشد.
مسأله 464 _ در احرام عمره اگر مانع از دخول مکه باشد همین حکم جارى است.
واگر مانع از افعال عمره پیدا شود نه دخول مکه چنان چه افعالى که باقى مانده است قابل نیابت است نائب باید بگیرد والا همین حکم جارى است.
مسأله 465 _ واجب نیست بر مصدود تحلل به هدى بلکه مى تواند صبر کند تا فوت حج بشود و رجوع کندبه عمره مفرده و به آن متحلّل مى شود.
مسأله 466 _ بعد از آن که از احرام بیرون آمد اگر حج قبلاً بر او واجب بوده است یا آن که اگر سال اول استطاعت بود، در سال آینده استطاعت باقى باشد واجب است در سال آتیه حج نماید، والا واجب نیست.
مسأله 467 _ چنان چه حج او قران باشد همان حیوانى که همراه برداشته بر تحلل کافى است که او را ذبح نماید، ولازم نیست حیوان دیگرى تهیه نماید.
مسأله 468
_ اگر حیوانى که او را قربانى نماید پیدا نشد به همان احرام باقى است تا قربانى پیدا کند یا آن که موقع حج بگذرد وتمکن از اتیان به عمره مفرده پیدا کند تا به واسطه آن مُحّل شود.
مسأله 469 _ اگر کسى را که حبس کرده اند تمکن دارد از بیرون آمدن از حبس به نحوى از انحاء، صدق عنوان مصدود نمى کند واین حکم جارى نیست.
حکم محصور
طائفه دوم کسانى هستند که به واسطه مرضنمى توانند ادامه حج بدهند بر چنین اشخاصى جائز است که حیوان را بفرستند براى قربانى به منى اگر در احرام حج باشند، وبه مکه اگر در احرام عمره باشند، وبا آنهائى که به وسیله آنان حیوان را فرستاده براى قربانى قرار بگذارند چنان چه در احرام حج است روز عید و چنان چه در احرامعمره است هر روزى را که مایل باشند قربانى نمایند، و آن روز که رسید از احرام خارج مى شوند، وباید تقصیر هم درآن روز بنمایند وهمه محرمات احرام بر آنان حلال مى شود مگر زن و حلیّت آن متوقف است بر این که سال آینده خودشان حج نمایند اگر تمکن دارند، والا نائب بگیرندبراى حج پس از حج خود یا نائب در سال بعد زن هم حلالمى شود، وجماعتى گفته اند که اگر حج آنان استحبابى باشد براى طواف نساء نائب بگیرند و با انجام دادن نائب طواف نساء را زن بر آنان حلال مى شود، احتیاجى به حج سال آینده نیست واین قول بعید نیست.
مسأله 470 _ شخص محصور چنان چه از اتمام حج تمکن ندارد ولى تمکن از اتیان به اعمال عمره
دارد مى تواند صبر کند تا فوت حج شده وعدول به عمره نماید ومحل شود.
مسأله 471 _ اگر بعد از فرستادن قربانى رفع عذرشد، چنان چه درک حج به درک وقوفین مى نماید باید حج نماید، وچنان چه درک نمى کند مى تواند محل شود بهرسیدن موعد قربانى و مى تواند عدول به عمره نماید و به آن محل شود.
تا اینجا واجبات حج بیان شد، واز این به بعدمستحبات وآداب آن را بیان خواهیم نمود.
آداب ومستحبات حج
بدان که مستحبات حج بیش از آن است که در این رساله بیان نمائیم، لذا به بیان مقدارى از آنها اکتفاء کرده و بقیه را به کتب مفصله وا مى گذاریم.
مستحبات سفرشخصى که اراده سفر مکه یا سفر دیگر را داردمستحب است که از حضرت حق جل وعلا طلب خیر کند و وصیت بنماید وصدقه بدهد تا آن که به آن صدقه سلامتى خود را خریدارى نماید ووقتى که براى مسافرت مهیا شد، مستحب است در خانه خود چهار رکعت نمازدر هر رکعتى فاتحة الکتاب وسوره توحید را بخواند وبگوید:
اَللّهُمَ اِنّى اَتَقَربُ اِلَیکَ بِهِنَ فَاجْعُلْهُنَّ خَلِیفَتىِ فى اَهْلىِ وَمالى.
ومستحب است به درب خانه خود ایستاده وسه مرتبه از پیش رو وطرف راست وطرف چپ فاتحه و به همین ترتیب آیة الکرسى را بخواند وبعد از آن بگوید:
اَللّهُمَ احْفَظْنى وَاحْفَظْ ما مَعِى وَسَلِّمنى وَسَلّمْ ما مَعى وَبَلِّغْنِى ما مَعِى بَبَلاغِکَ الْحَسَنِ الْجَمیلِ.
مستحبات احرام
مستحبات احرام چند چیز است:
1 _ آن کسى که قصد حج دارد از اول ماه ذى القعدة وکسى که قصد عمره مفرده دارد پیش از یک ماه موى سر و رویش را رها نماید، وبعضى قائل به وجوب آن شده اند ولى این قول صحیح نیست، و مفید فرموده است که اگردر ماه ذى القعدة سر بتراشد یک گوسفند کفاره بر او لازم است این قول هم ضعیف است.
2 _ آن که قبلاً ناخن وشارب خود را بگیرد و موى زیربغل و عانه را ازاله نماید، وفقها فرموده اند بدن خود را پاکیزه نماید.
3 _ آن که پیش از احرام در میقات یا قبل از رسیدن به میقات غسل احرام بنماید، وبعضى آن را
واجب دانسته اند ولى این قول ضعیف است، واز حائض ونفساء نیز این غسل صحیح است.
مسألة: اگر کسى قبل از احرام غسل نموده درچند مورد مستحب است اعاده غسل بنماید:
اول آن که یک شبانه روز بگذرد از غسل واحرام نبسته باشد.
دوم آن که مکلف لباسى بپوشد یا چیزى بخورد یا استعمال طیبى بنماید که بر محرم حرام است.
سوم آن که پیش از احرام بخوابد.
مسألة: مستحب است در وقت غسل این دعا رابخواند:
بسم الله وبالله اللهم اجعله نورا وطهورا وحرزاوامنا من کل خوف وشفاء من کل داء وسقم اللهم طهرنى و طهر قلبى واشرح لى صدرى واجر على لسانى محبتک ومدحتک والثناء علیک فانه لا قوة لى الا بک وقد علمت ان قوام دینى التسلیم لک والاتباع لسنة نبیک صلواتک علیه وآله.
4 _ هنگام پوشیدن دو جامه احرام بگوید:
الحمد لله الذى رزقنى ما اوارى به عورتى واؤدى فیه فرضى واعبد فیه ربى وانتهى فیه الى ما امرنى الحمد لله الذى قصدته فبلغنى واردته فاعاننى وقبلنى ولم یقطع بى ووجهه اردت فسلمنى فهو حصنى وکهفى وحرزى وظهرى وملاذى ورجائى ومنجاى وذخرى وعدتى فى شدتى ورخئى.
5 _ آن که دو جامه احرام از پنبه باشد وبهتر استرنگش هم سفید باشد.
6 _ آن که احرام را در غیر حج تمتع به ترتیب ذیل ببندد، در صورت تمکن فریضه ظهر، ودر صورت عدم تمکن بعد از فریضه دیگر، ودر صورت عدم تمکن از آن بعد از شش یا چهار یا دو رکعت نماز نافله که در رکعت اول بعد از حمد و سوره توحید ودر رکعت دوم سوره جحد را بخواند و شش رکعت افضل است و در حج تمتع
چنانچه مى تواند اول وقت بعد از نافله به نحوى که بیان شد احرام ببندد والا نماز ظهر را در مکه بخواند وبعد از آن احرام ببندد.
7 _ مستحب است بعد از نماز حمد وثناى الهى به جا آورد وبر پیغمبر وآل او صلوات بفرستد وبعد از آن دراحرام عمره تمتع این دعا را بخواند:
اللهم انى اسئلک ان تجعلنى ممن استجاب لک وآمن بوعدک واتبع فانى عبدک وفى قبضتک لا اوقى الا ما وقیت ولا آخذ الا ما اعطیت وقد ذکرت الحجفاسئلک ان تعزم لى علیه على کتابک وسنة نبیک صلواتک علیه وآله وتقوینى على ما ضعفت وتسلم لى مناسکى فىیسر منک وعافیة واجعلنى من وفدک الذى رضیت وارتضیت وسمعت وکتبت اللهم انى خرجت من شقة بعیدة وانفقت مالى ابتغاء مرضاتک اللهم فتمم لى حجتى وعمرتى اللهم انى ارید التمتع بالعمرة الى الحج على کتابک وسنة نبیک صلى الله علیه وآله وسلم فان عرض لى عارض یحبسنى فحلنى حیث حبستنى لقدرک الذى قدرت على اللهم ان لم تکن حجة فعمرة احرم لک شعرى وبشرى ولحمى ودمى وعظامى ومخى وعصبى من النساء الثیاب والطیب ابتغى بذلک وجهک والدار الاخرة.
8 _ آن که به نیت احرام تلفظ بنماید وبه مجرد قصد نفسانى اکتفاء ننماید.
9 _ مردان تلبیه را بلند بگویند خصوصاً بعد ازرسیدن به بیداء در صورتى که از مسجد شجره محرم شوند و بعد از مشرف شدن به ابطح در احرام از مکه.
10 _ سابقا تلبیه واجب وآنچه مقتضاى احتیاط است ضمّ شود بیان کردیم، ومجمع این عبارت است (لبیک اللهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک ان الحمد والنعمةلک والملک لا شریک لک) ونیز بیان
شد که در (ان) دو نحو خوانده شود یک مرتبه به زیر ومرتبه دیگر به زبر همزه.
ومستحب است بعد از آن بگوید:
لبیک ذى المعارج لبیک لبیک داعیا الى دارالسلاملبیک لبیک غفار الذنوب لبیک لبیک اهل التلبیة لبیک لبیک ذا الجلال والاکرام لبیک لبیک تبدى والمعاد الیک لبیکلبیک تستغنى ویفتقر الیک لبیک لبیک مرهوبا ومرغوبا الیکلبیک لبیک اله الحق لبیک لبیک ذا النعماء والفضل الحسن الجمیل لبیک لبیک کشاف الکرب العظام لبیک لبیک عبدکوبن عبیدک لبیک لبیک یا کریم لبیک.
11 _ تلبیه را در حال احرام تکرار کند و در موارد آینده نیز آن را بگوید، وقت بیدار شدن از خواب، و بعد از هر نماز واجب، ومستحب، وقت رسیدن به سواره، وقت بالا رفتن از تلّ یا سرازیر شدن از آن، وقت سوار شدن یا پیاده شدن،ووقت سحر واوقات سحر زیاد بگوید.
مسألة: کسى که عمره تمتع به جا مى آورد استحباب تکرار تلبیه بر او مستمر خواهد بود تا آن که خانه هاى قدیممکه را ببیند، وحد آن براى کسى که از مدینه بیاید عقبة المدینین که جاى معروفى است مى باشد وپس از آن استحباب ندارد وکسى که محرم با حرام حج است استحباب تکرار تلبیه آن تا ظهر روز عرفه مستمر استو بعد از آن.
وکسى که عمره مفرده به جا مى آورد تلبیه آن تا وقت دخول به حرم مى باشد.
مکروهات احرام
مکروهات احرام چند چیز است:
1 _ احرام بستن در جامه چرکین واگر جامه در حال احرام چرک شود مانعى ندارد که محرم خودش یا کس دیگرآن را بشوید.
2 _ احرام بستن در جامه راه راه.
3 _ به دست کردن انگشتر براى زینت.
4_ پوشیدن زیور به قصد زینت براى زنان خصوصاً زیورهائى که عادت به پوشیدن آنها نداشته اند وقبل از احرام نپوشیده بوده اند به شرط آن که به قصد زینت براى مرد نباشد والا حرام است.
5 _ حجامت کردن در غیر حال ضرورت والا مکروه نیست.
6 _ خون در آوردن از بدن ولو با خاراندن بدن یا مسواک کردن ویا به نحو دیگر باشد.
7 _ حمام رفتن.
8 _ لبیک گفتن محرم در جواب کسى که او را صدا زند.
مستحبات دخول به حرم
1 _ به جهت دخول حرم غسل نماید.
2 _ پا برهنه شده ونعلین خود را در دست گرفته داخل حرم شود.
وقت دخول حرم این دعا را بخواند:
اللهم انک قلت فى کتابک وقولک الحق (واذن فى الناس بالحج یأتوک رجالا وعلى کل ضامر یأتین من کل فج عمیق) اللهم انى ارجو ان اکون ممن اجاب دعوتک قدجئت من شقة بعیدة وفج عمیق سامعا لندائک ومستجیبا لک مطیعا لامرک وکل ذلک بفضلک على واحسانک الىفلک الحمد على ما وفقتنى له ابتغى بذلک الزلفة عندک والقربة الیک والمنزلة لدیک والمغفرة لذنوبى والتوبة علىمنها بمنک اللهم صل على محمد وآل محمد وحرم بدنىعلى النار وآمنى من عذابک برحمتک یا ارحم الراحمین.
4 _ وقت دخول حرم مقدارى از علف اذخر گرفته آن را مضغ نماید.
آداب مسجد الحرام ومکه معظمه
مستحب است براى دخول مکه معظمه غسل بنماید.ونیز مستحب است مکلف براى دخول مسجد الحرام غسل بنماید، وهمچنین مستحب است باپاى برهنه وبا حالت سکینه ووقار وارد شود، وهنگام و از در بنى شیبة وارد شود وگفته اند که باب بنى شیبة در حال کنونى مقابل باب السلام است، ومستحب است بر درمسجد الحرام
ایستاده وبگوید:
السلام علیک ایهاالنبى ورحمة الله وبرکاته بسم اللهوبالله وما شاء الله السلام على انبیاء الله ورسله السلام على رسول الله والسلام على ابراهیم خلیل الله والحمدلله رب العالمین.
پس داخل مسجد الحرام شود ورو به کعبه دستها را بلند نموده وبگوید:
اللهم انى اسألک فى مقامى هذا وفى اول مناسکى انتقبل توبتى وان تتجاوز عن خطیئتى وان تضع عنى وزرى الحمدلله الذى بلغنى بیته الحرام اللهم انى اشهدک ان هذابیتک الحرام الذى جعلته مثابة للناس وامنا مبارکا وهدىللعالمین اللهم انى عبدک والبلد بلدک والبیت بیتک جئت اطلب رحمتک واؤم طاعتک مطیعا لامرک راضیا بقدرکاسألک مسألة الفقیر الیک الخائف لعقوبتک اللهم افتح لىابواب رحمتک واستعملنى بطاعتک ومرضاتک.
و در روایات دیگر وارد است که نزد در مسجد بگوید:
بسم الله وبالله ومن الله والى الله وماشاء الله وعلى ملة رسول الله صلى الله علیه وآله وخیر الاسماء لله والحمد لله والسلام على رسول الله السلام على محمد بنعبد الله السلام علیک ایها النبى ورحمة الله وبرکاته السلام على انبیاء اله ورسله السلام على ابراهیم خلیل اللهالرحمن السلام على المرسلین والحمد لله رب العالمین السلام علینا وعلى عبادالله الصالحین اللهم صل علىمحمد وآل محمد وبارک على محمدو آل محمد وارحممحمدا وآل محمد کما صلیت وبارکت وترحمت على ابراهیم وآل ابراهیم انک حمید مجید اللهم صل علىمحمد وآل محمد عبدکورسولک اللهم صل على ابراهیمخلیلک وعلى انبیائک ورسلک وسلم علیهم وسلام على المرسلین والحمد لله رب العالمین اللهم افتح لى ابوابرحمتک واستعملنى فى طاعتک ومرضاتک واحفظنى بحفظ الایمان ابدا ما ابقیتنى جل ثناء وجهک الحمد للهالذى جعلنى من وفده وزواره وجعلنى ممن یعمرمساجده وجعلنى ممن یناجیه اللهم انى عبدک وزائرک فى بیتک
وعلى کل مأتى حلق لمن اتاه وزاره وانت خیر مأتىواکرم مزور فأسألک یاالله یا رحمن وبانک انت الله لاالهالا انت وحدک لا شریک لک وبانک واحد احد صمد لم تلد ولم تولد ولم یکن له (لک خ ل) کفوا اَحَدٌ وان محمداعبدک ورسولک صلى الله علیه وعلى اهل بیته یا جواد یاکریم یا ماجد یا جبار یا کریم أسألک ان تجعل تحفتک ایاى بزیارتى ایاک اول شئ تعطینى فکاک رقبتى من النار پسسه مرتبه مى گوید: اللهم فک رقبتى من الناس پس مى گوید:
واوسع على من رزقک الحلال الطیب وادرأ عنى شرشیاطین الجن والانس وشر فسقه العرب والعجم.
ومستحب است وقتى که محاذى حجرالاسود شد بگوید:
اشهدان لا اله الا الله وحده لا شریک له وان محمداعبده ورسوله آمنت بالله وکفرت بالجبت والطاعوتواللات والعزى وبعبادة الشیطان وبعبادة کل ند یدعى من دون الله.
پس نزدیک حجرالاسود رفته وآن را استلام نماید و بگوید:
الحمدلله الذى هدانالهذا وما کنا لنهتدى لو لا انهدانا الله سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبراکبر من خلقه اکبر ممن اخشى واحذر لا اله الا الله وحدهلا شریک له، له الملک وله الحمد یحیى ویمیت ویمیت ویحیى وهو حى لا یموت بیده الخیر وهو على کل شى قدیر.
وصلوات بر پیغمبر وآل او بفرستد و سلام برپیغمبران بدهد چنان چه وقت دخول مسجد سلام مى داد آنگاه بگوید:
انى اومن بوعدک واوفى بعهدرک.
ودر روایت معتبر وارد است که وقتى که نزدیک حجرالاسود رسیدى دستهاى خود را بلند کن وحمد وثناى الهى را به جا آور، وصلوات بر پیغمبر بفرست وازخداوند عالم بخواه که حج تو را قبول کند پس از آن حجر را بوسیده
و استلام نما واگر آن هم ممکن نشد اشاره به آن کنوبگو:
اللهم امانتى ادیتها ومیثاقى تعاهدته لتشهد لى بالموافاة اللهم تصدیقا بکتابکوعلى سنة نبیک صلواتک علیه وآله اشهدان لا اله الا الله وحده لا شریک له وان محمداعبده ورسوله آمنت بالله وکفرت بالجبت والطاعوتواللات والعزى وبعبادة الشیطان وبعبادة کل ند یدعى مندون الله تعالى.
واگر نتوانى همه را بخوانى بعضى را بخوان و بگو:
اللهم الیک بسطت یدى وفیما عندک عظمت رغبتىفاقبل سبحتى واغفرلى وارحمنى اللهم انى اعوذ بک من الکفر والفقر وماقف الخزى فى الدنیا والاخرة.
آداب ومستحبات طواف
در حال طواف مستحب است بگوید: اللهم انىاسألک باسمک الذى یمشى به على طلل الماء کما یمشىبه على جدد الارض واسألک باسمک الذى یهتز عرشک و اسألک الذى تهتز له اقدام ملائکتک واسألک باسمکالذى دعاک به موسى من جانب الطور فاستجبت له والقیتعلیه محبة منک واسألک باسمک الذى غفرت به لمحمدما تقدم من ذنبه وما تأخر واتممت علیه نعمتک ان تفعلبى کذا وکذا وحاجت خود را بطلبد ونیز مستحب است در حال طواف بگوید:
اللهم انى الیک فقیر وانى خائف مستجیر فلا تغیرجسمى ولا تبدل اسمى و صلوات بر محمد وآل او بفرستد به خصوص وقتى که به در خانه کعبه مى رسد و وقتى که بهحجر اسماعیل رسید به ناودان نگاه نموده وبگوید:
اللهم ادخلنى الجنة واجرنى من النار برحمتک وعافنى منالسقم واوسع على من الرزق الحلال وادرأ عنى شرفسقة الجن والانس وشر فسقة العرب والعجم و چون ازحجر بگذرد به پشت سر کعبه برسد بگوید:
یاذالامنوالطول یا ذاالجود والکرم ان عملى ضعیف فضاعفه لى وتقبله منى انک انت السمیع العلیم و چون به رکن بمانى رسد دست بردارد و بگوید: یاالله
یا ولى العافیة وخالق العافیة علىرازق العافیة والمنعم بالعافیة والمتفضل بالعافیة وخالق العافیةوعلى جمیع خلقک یا رحمن الدنیا والاخرة ورحیمهماصل على محمد وآل محمد وارزقنا العافیة وتمام العافیةوشکر العافیة فى الدنیا والاخرة یا ارحم الراحمین پس سر و به جانب کعبه بالا کند و بگوید: الحمدلله الذى شرفک وعظمک والحمدلله الذى بعث محمدا نبیا وجعل علیا اماما اللهم اهد له خیار خلقک وجنبه شرار خلقک و چون میان رکن یمانى وحجرالاسود برسد بگوید: ربنا آتنا فىالدنیا حسنة وفى الاخرة حسنة وقنا عذاب النار.
ودر دور هفتم وقتى که به مستجار است دو دست خود را بر دیوار خانه بگشاید وشکم و روى خود را به دیوار کعبه بچسباند و بگوید: اللهم البیت بیتک والعبد عبدک وهذا مکان العائذ بک من النار.
پس به گناهان خود اعتراف نموده واز خداوند عالم آمرزش آن را بطلبد که انشاءالله تعالى مستجاب خواهد شد بعد بگوید: اللهم من قبلک الروح والفرج والعافیة اللهم انعملى ضعیف فضاعفه لى ما اطلعت علیه منى وخفى علىخلقک استجیر بالله من النار.
وآنچه خواهد دعا کند ورکن یمانى را استلام کند وبه نزد حجرالاسود آمده وطواف خود را تمام نموده وبگوید:
اللهم قنعنى بما رزقتنى وبارک لى فیما اتیتنى.
وبراى طواف کننده مستحب است در هر دور ارکان خانه کعبه وحجرالاسود را استلام نماید ودر وقت استلام حجر بگوید: امانتى ادیتها ومیثاقى تعاهدته لتشهد لىبالموافاة.
مستحبات نماز طواف
در نماز طواف مستحب است بعد از حمد در رکعت اول سوره توحید ودر رکعت دوم سوره جحد را بخواند و پس از نماز حمد وثناى الهى را به جا آورده وصلوات بر محمد وآل محمد بفرستد واز خداوند عالم طلب قبول نماید، وبعد
از فراغ از نماز طواف وپیش از سعى مستحب است به نزد چاه زمزم رفته یک یا دو دلو آب بکشند و آن را به سر و پشت و شکم خود بریزد وبگوید: اللهم اجعله علمانافعا ورزقا وشفاء من کل داء وسقم.
پس از آن به نزد حجرالاسود بیاید ومستحب است ازدرى که محاذى حجرالاسود است به صفا متوجه شود و با آرامى دل وبدن بالاى صفا رفته و به خانه کعبه نظر کند وبهرکنى که حجرالاسود در آن است رو نماید وحمد وثناى الهى را به جا آورد ونعمتهاى الهى را به خاطر آورد آنگاه این اذکار را بگوید الله اکبر هفت مرتبه الحمدلله هفت مرتبه لاالهالاالله هفت مرتبه لا اله الا الله وحده لا شریک له له الملک ولهالحمد یحیى ویمیت ویمیت ویحیى وهو حى لا یموت وهو حى لایموت وهوعلى کل شى قدیر سه مرتبه پس صلوات بر محمد وآلمحمد بفرستد پس بگوید: الله اکبر على ما هداناوالحمد لله على ما ابلانا والحمدلله الحى القیوم والحمدلله الدائم سه مرتبه.
پس بگوید: اشهد ان لا اله الاالله واشهد ان محمداعبده ورسوله لانعبد الا ایاه مخلصین له الدین ولو کرهالمشرکون سه مرتبه پس بگوید: اللهم انى أسألک العفووالعافیة والیقین فى الدنیا والاخرة سه مرتبه پس بگوید:
اللهم آتنا فى الدنیا حسنة وفى الاخرة حسنة وقنا عذاب النارسه مرتبه، پس بگوید: الله اکبر صد مرتبه لااله الا الله صد مرتبه الحمدلله صد مرتبه سبحان الله صدمرتبه، پس بگوید: لا اله الا الله وحده وحده انجز وعده ونصر عبده وغلب الاحزاب وحده فله الملک وله الحمدوحده اللهم بارک لى فى الموت وفیما بعد الموت اللهمانى اعوذ بک من ظلمة
القبر ووحشته اللهم اظلنى فى ظل عرشک یوم لا ظل الاظلک.
و بسیار تکرار کند سپردن دین و نفسه و اهل و مال خود را به خداوند عالم پس بگوید: استودع الله الرحمن الرحیم الذى لا تضیع ودایعه دینى ونفسى واهلى اللهم استعملنى على کتابک وسنة نبیک وتوفنى على ملته واعذنى من الفتنة پس بگوید الله اکبر سه مرتبه پس آنها را دو مرتبه تکرار کند پس یک بار تکبیر بگوید و باز آنها را اعاده نماید، واگر تمام این عمل را نتواند انجام دهد هر قدرکه مى تواند بخواند، ومستحب است که این دعا را بخواند:
اللهم اغفرلى کل ذنب اذنبته قط فان عدت فعد على بالمغفرة فانک انت الغفور الرحیم اللهم ان افعل بى ماانت اهله ترحمنى وان تعذبنىفانت غنى عن عذابى وانا محتاج الى رحمتک فیامن انآمحتاج الى رحمته ارحمنى اللهم لا تفعل بى ما انا اهل فانک ان تفعل بى ما انا اهله تعذبنى ولم تظلمنى اصبحتاتقى عدلک ولااخاف جورک فیا من هو عدل لا یجورارحمنى.
در حدیث شریف وارد شده هرکس که بخواهد مال او زیاد شود ایستادن در صفا را طول دهد، و بدان کهمستحب است سعى نماید واز صفا تا به مناره میانه راه رود واز آنجا تا جائى که بازار عطاران است هروله کند یعنى تند برود واگر سوار باشد این حد را فى الجمله تند نماید وازآنجا تا به مروه نیز میانه رود ودر وقت برگشتن نیز به همان ترتیب مراجعت نماید و از براى زنها هروله نیست، و مستحب است در گریه کردن سعى کند وخود را به گریه وا دارد ودر حال سعى دعاء بسیار کند.
مستحبات احرام تا وقوف به عرفات
امورى
که در احرام عمره مستحب است در احرام حج نیز مستحب است و پس از این که شخص احرام بسته و از مکه بیرون آمد همین که بر ابطح مشرف شود به آواز بلند تلبیه بگوید و چون متوجه منى شود بگوید: اللهم ایاک ارجو وایاک ادعو فبلغنى املى واصلح لى عملى.
و با تن ودل آرام با تسبیح وذکر حق تعالى برود وچون به منى رسید بگوید: الحمد لله الذى اقد منیها صالحا فى عافیة وبلغنى هذا المکان پس بگوید: اللهم هذه منى وهى مما مننت به علینا من المناسک فأسألک ان تمن على بما مننت على انبیائک فانما انا عبدک وفى قبضتک.
ومستحب است شب عرفه را در منى بوده و به اطاعت الهى مشغول باشد، و بهتر آن است که عبادات وخصوصا نمازها را در مسجد خیف به جا آورد وچون نمازصبح را خواند تا طلوع آفتاب تعقیب گفته پس به عرفات روانه شود واگر خواسته باشد بعد از طلوع صبح روانه شود مانعى ندارد، ولى سنت بلکه احوط آن است که تا آفتاب طلوع نکرده از وادى محسر رد نشود و روانه شدن پیش ازصبح مکروه واز بعضى حرمت آن را نقل نموده اند مگر از براى ضرورت مانند بیمار و کسى که از ازدحام مردم خائف باشد وچون به عرفات متوجه شود این دعا را بخواند.
اللهم الیک صمدت وایاک اعتمدت ووجهک اردتأسألک ان تبارک لى فى رحلتى وان تقضى لى حاجتى وانتجعلنى ممن تباهى به الیوم من هو افضل منى و تا رسیدن به عرفات تلبیه بگوید.
مستحبات وقوف به عرفات
در وقت به عرفات چند چیز مستحب است:
1 _ با طهارت بودن در حال وقوف.
2_ غسل نمودن وبهتر آن است که نزدیک ظهر باشد.
3 _ آن چه موجب تفرق حواس است از خود دور سازد قلب او متوجه جناب اقدس الهى گردد.
4 _ نسبت به قافله اى که از مکه مى آید وقوف شخص در طرف دست چپ کوه واقع گردد.
5 _ وقوف او در پائین کوه ودر زمین همواره بوده باشد و بالا رفتن کوه مکروه است.
6 _ در اول وقت نماز ظهر وعصر را به یک اذان و دو اقامه به جا آورد.
7 _ قلب خود را به حضرت حق جل وعلا متوجه ساخته وحمد الهى و تهلیل وتمجید نموده وثناى حضرت حق را به جا آورد پس از آن صد مرتبه الله اکبر وصد مرتبه سوره توحید را بخواند و آن چه خواهد دعا نماید واز شیطانرجیم به خدا پناه ببرد واین دعا را نیز بخواند:
اللهم رب المشاعر کلها فک رقبتى من النار واوسع على من رزقک الحلال وادراء عنى شر فسقة الجن والانس اللهم لاتمکر بى ولا تخد عنى ولا تستدرجنى یا اسمع السامعین ویا ابصر الناظرین ویا اسرع الحاسبین ویاارحم الراحمین أسألک ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تفعل بى کذا وکذا وحاجت خود را نام ببرد پس دست به آسمان بردارد وبگوید: اللهم حاجتى الیک التى ان اعطیتنیها لم یضر فى ما منعتنى وان منعتنیها لم ینفعنى ما اعطیتنى اسألک خلاص رقبتى من النار اللهم انى عبدکوملک ناصیتى بیدک واجلى بعلمک اسألک ان توفقنى لمایرضیک عنى وان تسلم منى مناسکى التى اریتها خلیلک ابراهیم صلوات الله علیه ودللت علیها نبیک محمدا صلىالله علیه وآله اللهم اجعلنى ممن رضیت عمله واطلت
عمره و احییته بعد الموت.
8 _ واین دعا را بخواند: لا اله الا الله وحده لا شریک لهله الملک وله الحمد یحیى ویمیت وهو حى لا یموت بیده الخیر وهو على کل شى قدیر اللهم لک الحمد کالذى تقول وخیرا مما نقول وفوق ما یقول القائلون اللهم لک صلاتى ونسکى ومحیاى ومماتى ولک تراثى (براءتى خ ل) وبک حولى ومنک قوتى اللهم انى اعوذ بک من الفقر ومن وساوس الصدر ومن شتات الامر ومن عذاب القبر اللهم انى اسألک خیر الریاح واعوذ بک من شر ما یجئ الریاح واسألک خیر اللیل وخیر النهار اللهم اجعل فى قلبى نورا وفى سمعى وبصرى نورا وفى لحمى ودمى وعظامى وعرقى ومقعدى ومقامى ومدخلى وخروجى نورا واعظم لى نورا یارب یوم القاک انک على کل شى قدیر.
ودر این روز تا مى تواند از خیرات و صدقات تقصیرنکند ودیگر رو به قبله کند وبگوید: سبحان الله صد بار والله اکبر وماشاء لاقوة الا بالله اشهد ان لا اله الا اللهوحده لا شریک له له الملک وله الحمد یحیى ویمیت وهو حى لا یموت بیده الخیر وهو على کل شى قدیر.
9 _ آن که کعبه را استقبال نموده واین اذکار را بگوید:
سبحان الله صد مرتبه الله اکبر صد مرتبه ماشاء الله لا قوةالا بالله صد مرتبه اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له له الملک وله الحمد یحیى ویمیت ویمیت ویحیى بیده الخیر وهو على کل شى قدیر صد مرتبه.
پس از اول سوره بقره ده آیه بخواند پس سوره توحید را سه مرتبه وآیة الکرسى را بخواند تا آخر پس این آیات رابخواند: ان ربکم الله الذى خلق
السموات والارض فى ستة ایام ثم استوى على العرش یغشى اللیل النهار یطلبه حثیثا والشمس والقمر والنجوم مسخرات بامره الا له الخلق والامر تبارک الله رب العالمین _ ادعو ربکم تضرعا وخفیة انه لا یحب المعتدین _ ولا تفسدوا فى الارض بعداصلاحها وادعوه خوفا وطمعا ان رحمة الله قریب من المحسنین پس سوره قل اعوذ برب الفلق و سوره قل اعوذ برب الناس را بخواند.پس آنچه از نعم الهى به یاد داشته باشد یکایک ذکرنموده وحمد الهى نماید وهمچنین بر اهل و مال و سائر چیزهائى که حضرت حق به او تفضل نموده حمد بنماید وبگوید:
اللهم لک الحمد على نعمائک التى لا تحصى بعد ولا تکافأ بعمل.
و به آیاتى از قرآن که در آنها ذکر حمد شده است خدا را حمد نماید وبه آیاتى که در آنها ذکر تسبیح شده است خدا را تکبیر نماید وبه آیاتى که در آنها ذکر تهلیل شده است خدا را تهلیل نماید وبر محمد و آل محمّد(علیهم السلام)زیاد صلوات بفرستد وبه هر اسمى از اسماء الله که در قرآن موجود است خدا را بخواند وبا آنچه از اسماء الهى که در یاد دارد خدا را ذکر کند وبه اسماء الهى که در آخرسوره حشر موجود است خدا را بخواند وآنها عبارتند از:
الله، عالم الغیب والشهادة، الرحمن الرحیم، الملک،القدوس، السلام، المؤمن، المهیمن، العزیز الجبار، المتکبرالخالق البارئ، المصور.
واین دعا را بخواند:
اسألک یا الله یا رحمن بکل اسمهو لک واسألک بقوتک وقدرتک وعزتک وبجمیع ما احاط به علمک وبجمعک وبارکانک کلها وبحق رسولکصلوات الله علیه وآله وباسمک الاکبر الاکبر باسمک العظیم الذى من دعاک به کان حقا علیک ان لا ترده وان
تعطیه ما سأل ان تغفر لى جمیع ذنوبى فى جمیع علمک فى.
و هر حاجت که دارى بخواه، واز حق سبحانه وتعالى طلب کن که توفیق حج بیابى در سال آینده وهر سال، وهفتاد مرتبه بگو: أسألک الجنة وهفتاد مرتبه استغفر الله ربىواتوب الیه.
پس بخوان این دعا را: اللهم فکنى من النار واوسع على من رزقک الحلال الطیب وادراء عنى شر فسقة الجن والانس وشر فسقة العرب والعجم.
10 _ آن که نزدیک غروب آفتاب بگوید: اللهم انىاعوذ بک من الفقر ومن تشتت الامور ومن شر ما یحدث باللیل والنهار امسى ظلمى مستجیرة بعفوک وامسى خوفى مستجیرا با مانک وامسى ذنوبى مستتجیرة بمغفرتک وامسى ذلى مستجیرا بعزک وامسى وجهى الفانى البالى مستجیرا بوجهک الباقى یاخیر من سئل ویا اجود من اعطى جللنى برحمتک والبسنى عافیتک واصرف عنى شرجمیع خلقک.
وبدان که ادعیه وارده در این روز شریف بسیار است و هر قدر که میسور باشد خواندن دعا مناسب است و بسیار خوب است که در این روز دعاى صحیفه کامله ودعاىحضرت سید الشهداء وحضرت زین العابدین سلام الله علیهما خوانده شود و بعد از غروب آفتاب بگوید:
اللهم لا تجعله آخرالعهد من هذا الموقف وارزقنیهمن قابل ابدا ما ابقیتنى واقلبنى الیوم مفلحا منجحامستجابا لى مرحوما مغفورا لى بافضل ما ینقلب به الیوم احد من وفدک وحجاج بیتک الحرام واجعلنى الیوم من اکرم من وفدک علیک واعنى افضل ما اعطیت احدا منهم من الخیر والبرکة والرحمة والرضوان والمغفرة وبارک لىفیما ارجع الیه من اهل او مال او کثیر و بارک لهم فى وبسیار بگوید: اللهم اعتقنى من النار.
مستحبات وقوف به مزدلفه
بدان که مستحب است با تن ودلى آرام از عرفات به سوى
مزدلفه متوجه شده و استغفار نماید وهمین که ازطرف دست راست به تلّ سرخ رسید بگوید:
اللهم ارحم توقفى وزد فى عملى وسلم لى دینى وتقبل مناسکى.
ودر راه رفتن میانه روى نماید وکسى را آزار ندهد، ومستحب است نماز شام و خفتن را تا مزدلفه به تأخیر اندازد اگرچه ثلث شب نیز بگذرد، ومیان هر دو نماز به یک اذان ودو اقامه جمع کند، ونوافل مغرب را بعد از نماز عشاءبه جا آورد، ودر صورتى که از رسیدن به مزدلفه پیش از نصف شب مانعى رسید باید نماز مغرب وعشاء را به تأخیرنینداخته ودر میان راه بخواند، ومستحب است که در وسط وادى از طرف راست راه نزول نماید واگر حاجى صروره باشد مستحب است که در مشعر الحرام قدم بگذارد و مستحب است که آن شب را به هر قدر که میسور باشد،به عبادت واطاعت الهى بسر برد واین دعا را بخواند:
اللهم هذه جمع اللهم انى اسألک ان تجمع لى فیها جوامع الخیر اللهم لاتؤیسنى من الخیر الذى سألتک ان تجمعه لى فى قلبى واطلب الیک ان تعرفنى ما عرفت اولیائک فى منزلى هذا وان تقینى جوامع الشر.
ومستحب است بعد از نماز صبح با طهارت حمد و ثناى الهى را به جا آورد، وبه هر مقدارى که میسور باشد از نعم وتفضلات حضرت حق ذکر کند وبر محمد وآل محمدصلوات بفرستد آنگاه دعا نماید وبعضى به وجوب آن قائل شده اند واین دعا را نیز بخواند:اللهم رب المشعر الحرام فک رقبتى من النار واسع على من رزقک الحلال وادراء عنى شر فسقة الجن والانساللهم انت خیر مطلوب الیه وخیر مدعو وخیر مسئول ولکل وافد جائزة
فاجعل جائزتى فى موطنى هذا ان تقیلنى عثرتى وتقبل معذرتى وان تجاوز عن خطیئتى ثم اجعل التقوى من الدنیا زادى.
ومستحب است سنگ ریزه هائى را که در منى رمى خواهد نمود از مزدلفه بردارد، ومجموع آنها هفتاد است و مستحب است وقتى که از مزدلفه به سوى منى رفته و به وادى محسر رسید به مقدار صد قدم تند رود واگر سواره است سوارى خود را حرکت دهد وبگوید: اللهم سلم لى عهدى واقبل توبتى واجب دعوتى واخلفنى فیمن ترکتبعدى.
مستحبات رمى جمرات
در رمى جمرات چند چیز مستحب است:
1 _ با طهارت بودن در حال رمى.
2 _ هنگامى که سنگها را در دست گرفته این دعا رابخواند: اللهم هذه حصیاتى فاحصهن لى وارفعهن فى عملى.
3 _ با هر سنگى که مى اندازد تکبیر بگوید.
4 _ هر سنگى را که بیاندازد این دعا را بخواند:
الله اکبر اللهم ادحر عنى الشیطان اللهم تصدیقابکتابک وعلى سنة نبیک اللهم اجعله لى حجا مبرورا وعملا مقبولا وسعیا مشکورا وذنبا مغفورا.
4 _ میان او جمره در جمره عقبه ده یا پانزده ذراع فاصله باشد و در جمره اولى و وسطى کنار جمره بایستد.
5 _ جمره عقبه را رو به جمره و پشت به قبله رمى نماید وجمره اولى و وسطى را به قبله ایستاده رمى نماید.
7 _ سنگ ریزه را بر انگشت ابهام گذارده و با ناخن انگشت شهادت بیاندازد.
8 _ پس از برگشتن به جاى خود در منى این دعا رابخواند:
اللهم بک وثقت وعلیک توکلت فنعم الرب ونعم المولى ونعم النصیر.
مستحبات قربانى
مستحبات قربانى چند چیز است:1 _ در صورت تمکن قربانى شتر باشد، ودر صورت نبودن آن گاو، ودر صورت نبودن آن
گوسفند باشد.
2 _ قربانى بسیار فربه باشد.
3 _ در صورت شتر یا گاو بودن آن از جنس ماده و در صورت گوسفند یا بز بودن آن از جنس نر باشد.
4 _ شترى که مى خواهد او را نحر کند ایستاده واز سر دستها تا زانوى او را ببندد وشخص از جانب راست او بایستد وکارد یا نیزه یا خنجر به گودال گردن او فرو برد، ودرذبح یا نحر این دعا را بخواند:
وجهت وجهى للذى فطر السماوات والارض حنیفا مسلما وما انا من المشرکین ان صلاتى ونسکى ومحیاى ومماتى لله رب العالمین لا شریک له وبذلک امرت وانا منالمسلمین اللهم منک ولک بسم الله والله اکبر اللهم تقبلمنى.
5 _ این که خود قربانى را بکشد واگر نتواند دست خود را بالاى دست کشنده بگذارد.
مستحبات حلق
در حلق چند چیز مستحب است:
1 _ آن که از جانب راست پیش سر ابتداء کند و این دعاء را بخواند:
اللهم اعطنى بکل شعرة نورا یوم القیامة.
2 _ آن که موى سر خود را در منى در خیمه خود دفن نماید واولى این است که بعد از حلق از طراف ریش و شارب خود گرفته وهمچنین ناخنها را بگیرد.
مستحبات طواف حج ونماز آن وسعى
آنچه که از مستحبات در طواف عمره ونماز آن وسعى ذکر شد این جا نیز جارى است، و مستحب است که به جهت طواف حج مى آید در روز عید قربان بیاید و بر در مسجد بایستد واین دعا را بخواند:
اللهم اعنى على نسک وسلمنى له وسلمه لى أسألک مسألة العلیل الذلیل المعترف بذنبه ان تغفر ذنوبى و ان ترجعنى بحاجتى اللهم انى عبدک و البلد بلدک والبیت بیتک
جئت اطلب رحمتک واؤم طاعتک مطیعا لامرک راضیا بقدرک اسألک مسألة المضطر الیک المطیع لامرک المشفق من عذابک الخائف لعقوبتک ان تبلغنى عفوک وتجیرنى من النار برحمتک.
پس به نزد حجرالاسود بیاید واستلام و بوسه نماید و اگر بوسیدن ممکن نشد دست بر حجر مالیده ودست خودرا ببوسد و اگر آن هم ممکن نشد مقابل حجر ایستاده و تکبیر بگوید و بعداً آنچه در طواف عمره به جا آورده بود، بجا آورد.
مستحبات منى
بدان که براى حاجى مستحب است که روز یازدهم و دوازدهم و سیزدهم را در منى بیرون نرود، وتکبیر گفتن در منى بعد از پانزده نماز ودر غیر منى بعد از ده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید است و مستحب است وبعضى آن را واجب دانسته اند و اولى در کیفیت تکبیر آن است که بگوید:
الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله والله اکبر وللهالحمد والله اکبر على ما هدانا الله اکبر على ما رزقنا من بهیمة الانعام والحمدلله على ما ابلانا.
ومستحب است مادامى که در منى اقامت داردنمازهاى واجب ومستحب را در مسجد خیف به جا آورد ودرحدیث است که صد رکعت نماز در مسجد خیف با عبادت هفتاد سال برابر است وهر کس در آنجا صد مرتبه سبحان الله بگوید ثواب آن برابر ثواب بنده آزاد کردن است و هر کس در آنجا صد مرتبه لااله الا الله بگوید ثواب آن برابر است با ثواب کسى که احیاء نفس کرده باشد وهر کس در آنجا صد مرتبه الحمدلله بگوید ثواب آن برابر است با ثواب خراج عراقین که در راه خدا تصدق نماید.
مستحبات دیگر در مکه معظمه
آداب ومستحبات دیگر در مکه معظمه از این قراراست:
1 _ زیاد ذکر نمودن خدا وخواندن قرآن.
2 _ ختم نمودن یک قرآن.
3 _ خوردن از آب زمزم وبعد از خوردن این دعا رابخواند:
اللهم اجعله علما نافعا ورزقا واسعا وشفاء من کل داء وسقم ونیز بگوید:
بسم الله وبالله والشکر لله.
4 _ نظر نمودن به کعبه وادامه آن.
5 _ در هر شبانه روز ده مرتبه طواف نمودن، در اول شب سه طواف، ودر آخر شب سه طواف، وپس از
دخول صبح دو طواف، وبعد از ظهر دو طواف.
6 _ هنگام توقف در مکه به عدد ایام سال یعنى سیصد وشصت مرتبه طواف نماید واگر این مقدار میسورنشد پنجاه ودو مرتبه واگر آن هم میسور نشد هر مقدارى که بتواند.
7 _ شخص صروره به خانه کعبه داخل شودومستحب است قبل از دخول غسل کند ودر وقت داخلشدن بگوید:
اللهم انک قلت ومن دخله کان آمنا فآمنى من عذاب النار.پس دو رکعت نماز گذارده در رکعت اول بعد از حمد (حم سجده) ودر رکعت دوم بعد از حمد پنجاه و پنج آیه ازسایر جاهاى قرآن بخواند و نماز را بین دو ستون بر سنگ قرمز بخواند.
8 _ دو رکعت نماز خواندن در هر یک از چهار زاویه کعبه وبعد از نماز این دعا را بخواند:
اللهم من تهیا او تعبأ او اَعَدّ او استعد لوفادة الى مخلوق رجاء رفده وجائزته ونوافله وفواضله فالیک یاسیدى تهیئتى وتعبئتى واعدادى واستعدادى رجاء رفدک ونوا فلک و جائزتک فلا تخیّب الیوم رجائى یا من لا یخیب علیه سائل ولا ینقصه نائل فانى لم آتک الیوم بعمل صالح قدّمته و لا شفاعة مخلوق رجوته ولکنّى اتیتک مقرا بالظلم والاساءة على نفسى فانه لا حجة لى ولا عذر فأسألک یا من هو کذلک ان تصلى على محمد وآله وتعطینى مسألتى وتقلبنى برغبتى ولا تردنى مجبوها ممنوعا ولا خائبا یا عظیم یا عظیم یا عظیم ارجوکللعظیم أسألک یا عظیم ان تغفرلى الذنب العظیم لااله إلاّ انت.
ومستحب است هنگام خروج از کعبه سه مرتبه اللهاکبر بگوید پس بگوید:
اللهم لا تجهد بلائنا ربنا ولا تشمت بنا اعدائنا فانکانت الضار النافع.
بعدا پائین آمده وپله ها را دست چپ
قرار داده کعبهرا استقبال نماید ونزد پله ها دو رکعت نماز بخواند.
استحباب عمره مفرده
بدان که بعد از فراغ از اعمال حج در صورتى کهمیسور باشد مستحب است عمره مفرده بجا آورده شود و در اعتبار فاصله بین این عمره وعمره تمتع خلاف است واظهر این است که فاصله معتبر نیست، وهمچنین بین دوعمره مفرده فاصله معتبر نیست و مى توان بدون فصل دومى را انجام داد وکیفیت این عمره سابقا ذکر شد.
طواف وداع
بدان که براى کسى که مى خواهد از مکه بیرون رودمستحب است طواف وداع نماید ودر هر دورى حجرالاسود ورکن یمانى را در صورت امکان استلام نماید وچون به مستجار رسد مستحباتى که قبلا براى آن مکان ذکرشد بجا آورد وآنچه خواهد دعاء نماید بعدا حجرالاسود را استلام نموده وشکم خود را به خانه کعبه بچسباند یکدست را بر حجر ودست دیگر را به طرف در گذاشته وحمدوثناى الهى نماید وصلوات بر پیغمبر وآل او بفرستد واین دعاء را بخواند:
اللهم صل على محمد عبیدک ورسولک ونبیک وامینک وحبیبک ونجیبک وخیرتک من خلقک اللهم کما بلغ رسالاتک وجاهد فى سبیلک وصدع بامرک واوذى فى جنبک وعبدک حتى اتاه الیقین اللهم اقلبنى مفلحا منجحا مستجابا بافضل ما یرجع به احد من وفدک المغفرة والبرکة والرحمة والرضوان والعافیة.
و مستحب است وقت بیرون آمدن از باب حناطین که مقابل رکن شامى است بیرون رود واز خداوند متعال توفیق مراجعت را بطلبد ووقت بیرون رفتن یک درهم خرما خریده و بر فقراء تصدق نماید.
زیارت حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)
قبل از حج و بعد از آن
بدان که از جمله امور مستحبه که بسیار مؤکد است این است که شخص هنگام رفتن وبرگشتن از راه مدینه طیّبه برود وبرگردد تا آن که به زیارت حضرت رسول(صلى الله علیه وآله)وحضرت صدّیقه طاهره (سلام الله علیها وائمه بقیع(علیهم السلام)مشرف گردد.
زیارت حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)
السلام على رسول الله صلى الله علیه وآله. السلامعلیک یا حبیب الله. السلام علیک یا صفوة الله. السلامعلیک یا امین الله. أشهد انک قد نصحت لامتک وجاهدت فى سبیل الله وعبدته حتى اتاک الیقین فجزاک الله افضل ماجزى نبیا عن امته اللهم صل
على محمد وآل محمد افضلما صلیت على ابراهیم وآل ابراهیم انک حمید مجید.
زیارت حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
یا ممتحنة امتحنک الله الذى خلقک قبل ان یخلقک فوجدک لما امتحنک صابرة وزعمنا انا لک اولیاء ومصدقون وصابرون لکل ما اتانا به ابوک واتانا به وصیه فانانسالک ان کنا صدقناک الا الحقتنا بتصدیقنا لهما (بالبشرىخ ل) لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولایتک.
زیارت جامعه که هر یک از ائمه به آن زیارت مى شود
السلام على اولیاء الله واصفیائه. السلام على امناءالله واحبائه. السلام على انصار الله وخلفائه. السلام على محال معرفة الله. السلام على مساکن ذکر الله. السلام على مظهرى امر الله ونهیه. السلام على الدعاة الى الله. السلامعلى المستقرین فى مرضاة الله. السلام على مخلصین فىطاعة الله. السلام على الادلاء على الله. السلام على الذین من والاهم فقد والى الله ومن عاداهم فقد عادى الله ومنعرفهم فقد عرف الله ومن جهلهم فقد جهل الله ومناعتصم بهم فقد اعتصم بالله ومن تخلى منهم فقد تخلى من الله اشهد الله انى سلم لمن سالمکم وحرب لمنحاربکم مؤمن بسرکم وعلانیتکم مفوض فى ذلک کله الیکم لعن الله عدو آل محمد من الجن والانس من الاولینوالاخرین وابرأ الى الله منهم وصلى الله على محمد وآلهالطاهرین. والحمد لله اولا وآخرا
زیارت قبور ائمه(علیهم السلام) در بقیع
بایست پشت به قبله و رو به قبور وبگو:
السلام علیکم ائمة الهدى. السلام علیکم اهل البروالتقوى. السلام علیکم الحجج على اهل الدنیا. السلامعلیکم القؤامون فى البریة بالقسط. السلام علیکم اهلالصفوة. السلام علیکم یا آل رسول الله (صلى الله علیه وآله (السلام علیکم اهل النجوى اشهد انکم قد بلغتم ونصحتموصبرتم فى ذات الله وکذبتم واسئ الیکم فغفرتم واشهد انکم الائمة الراشدون المهدیون وان طاعتکم مفروضة وان قولکم الصدق وانکم دعوتم فلم تجابوا وامرتم فلم تطاعوا وانکم دعائم الدین وارکان الارض
لم تزالوا بعین الله ینسخکم فى اصلاب کل مطهر وینقلکممن ارحام المطهرات لم تدنسکم الجاهلیة الجهلاء ولمنشرک فیکم فتن الاهواء طبتم وطابت منبتکم من بکم علینادیان الدین فجعلکم فى بیوت اذن الله ان ترفع ویذکرفیها اسمه وجعل صلواتنا علیکم رحمة لنا وکفارة لذنوبنااذا اختارکم الله لنا وطیب خلقنا بما من به علینا منولایتکم وکنا عنده مسمین لعلمکم معترفین بتصدیقناایاکم وهذا مقام من اسرف واخطأ واستکان واقر بماجنى ورجى بمقامه الاخلاص وان یستنقذ بکم مستنقذالهلکى من الردى فکونوا لى شفعاء فقد وفدت الیکم اذرغب عنکم اهل الدنیا واتخذوا آیات الله هزوا واستکبرواعنها یا من هو قائم لا یسهوا ودائم لا یلهو ومحیط بکلشى ولک المن بما وفقتنى وعرفتنى ائمتى وبما اقمتنى علیه اذ صد عنه عبادک وجهلوا معرفته واستخفوا بحقه ومالوا الى سواه فکانت المنة منک على مع اقوام خصصتهمبما خصصتنى به فلک الحمد اذ کنت عبدک فى مقام مذکورا مکتوبا فلا تحرمنى رجوت ولا تخیبنى فیمادعوت فى مقامى هذا بحرمة محمد وآله الطاهرین.
دعاء امام حسین (ع) در روز عرفه
الحمد لله الذى لیس لقضائه دافع، ولا لعطائهمانع، ولا کصنعه صنع صانع، وهو الجواد الواسع فطر اجناس البدایع، واتقن بحکمته الصنایع،لا تخفى علیه الطلایع، ولا تضیع عنده الودایع جازى کل صانع، ورایش کل قانع، وراحم کلضارع، ومنزل المنافع والکتاب الجامع بالنورالساطع، وهو للدعوات سامع وللکربات دافعوللدرجات رافع، وللجبابرة قامع، فلا اله غیرهولاشئ یعدله، ولیس کمثله شئ، وهو السمیعالبصیر الطیف الخبیر، وهو على کل شئ قدیر،اللهم انى ارغب الیک واشهد بالربوبیة لکمقرا بانک ربى، وان الیک مردى، ابتداتنى بنعمتک قبل ان اکون شئ مذکورا، وخلقتنى منالتراب ثم اسکنتنى الأصلاب، امنا لریب المنونواختلاف الدهور والسنین، فلم ازل ظاعنا منصلب الى رحم فى تقادم من
الأیام الماضیة والقرن الخالیة، لم تخرجنى لرافتک بىولطفکلى، واحسانک الى فى دولة ائمة الکفر، الذین نقضوا عهدک وکذبوا رسلک، لکنک اخرجتنىللذى سبق لى من الهدى الذى له یسرتنى، وفیه انشاتنى، ومن قبل ذلک رؤفت بى، بجمیل صنعکوسوابغ نعمک، فابتدعت خلقى من منى یمنى،واسکنتنى فى ظلمات ثلاث، بین لحم ودم وجلد،لم تشهدنى خلقى ولم تجعل الى شئ من امرى،ثم اخرجتنى للذى سبق لى من الهدى الى الدنیاتآماسویا، وحفظتنى فى المهد طفلا صبیا،ورزقتنى من الغذاء لبنا مریا، وعطفت على قلوب الحواضن، وکفلتنى الامهات الرواحموکلاتنى من طوارق الجان، وسلمتنى من الزیادةوالنقصان، فتعالیت یارحیم یارحمن، حتى اذااستهللت ناطقا بالکلام، اتممت على سوابغ الانعام، وربیتنى زایدا فى کل عام، حتى اذا اکتملتفطرتى، واعتدلت مرتى، اوجبت على حجتک بان الهمتنى معرفتک، وروعتنى بعجائب حکمتک،وایقظتنى لما ذرات فى سمائک وارضک من بدایع خلقک، ونبهتنى لشکرک وذکرک، واوجبت علىطاعتک وعبادتک، وفهمتنى ما جاءت به رسلکویسرت لى تقبل مرضاتک، ومننت على فى جمیع ذلک بعونک ولطفک، ثم اذخلقتنى من خیرالثرىلم ترض لى یا الهى نعمة دون اخرى، من انواع المعاش وصنوف الریاش، بمنک العظیم الأعظمعلى، واحسانک القدیم الى، حتى اذااتممت على جمیع النعم وصرفت عنى کل النقم لم یمنعک جهلىوجراتى علیک ان دللتنى الى ما یقربنى الیک، ووفقتنى لمایزلفنى لدیک، فان دعوتک اجبتنىوان سئلتک اعطیتنى وان اطعتک شکرتنى،وان شکرتک زدتنى، کل ذلک اکمال لأنعمکعلى، واحسانک الى، فسبحانک سبحانک من مبدئمعید حمید مجید، وتقدست اسماؤک، وعظمت الاؤک، فاى نعمک یا الهى احصى عدا وذکرا، اماى عطایاک اقوم بها شکرا، وهى یا رب اکثر من ان یحصیها العادون، اویبلغ علما بها الحافظون،ثم ماصرفت ودرات عنى اللهم من الضر والضراءاکثر مماظهر لى من العافیة والسراء، وانا اشهدیاالهى بحقیقة ایمانى وعقد عزمات یقینى، وخالص صریح توحیدى، وباطن مکنون ضمیرى، وعلایق مجارى نوربصرى، واساریر صفحة جبینى،وخرق مسارب نفسى، و خذاریف مارن عرنینىومسارب سماخ سمعى، وماضمت واطبقت علیهشفتاى، وحرکات لفظ لسانى، ومغرزحنک فمى وفکى، ومنابت اضراسى، ومساغ مطعمى ومشربىوحمالة ام راسى، وبلوع فارغ حبایل عنقى، ومااشتمل علیه تامور صدرى، حمایل حبل وتینىونیاط حجاب قلبى، وافلاذ حواشى کبدى، وماحوته شراسیف اضلاعى وحقاق مفاصلى وقبض عواملى واطراف اناملى ولحمى ودمى وشعرى وبشرى وعصبى وعظامى ومخىوعرقى، وجمیع جوارحى، وما انتسج على ذالکایام رضاعى، وما اقلت الأرض منى، ونومى ویقظتىوسکونى، وحرکات رکوعى وسجودى ان لوحاولتواجتهدت مدى الأعصار والأحقاب، لوعمرتهاان اؤدى شکر واحدة من انعمک، مااستطعتذلک الا بمنک، الموجب على به شکرک ابدا جدیداوثناء طارفا عتیدا، اجل، ولوحرصت انا والعادونمن انامک، ان نحصى مدى انعامک سالفه وانفه ما حصرناه عددا ولا احصیناه امدا، هیهات انىذلک وانت المخبر فى کتابک الناطق، والنبأ الصادقوان تعدوا نعمة الله لا تحصوها، صدق کتابک اللهم وانباؤک، وبلغت انبیاک ورسلک، ما انزلتعلیهم من وحیک، وشرعت لهم وبهم من دینک،غیر انى یاالهى اشهد بجدى وجدى، ومبلغ طاعتىووسعى، واقول مؤمنا موقنا، الحمد لله الذى لم یتخذ ولدا فیکون مورثا، ولم یکن له شریک فى ملکهفیضاده فیماابتدع، ولاولى من الذل فیرفده فیماصنع، فسبحانه سبحانه لوکان فیهما الهة الا اللهلفسدتا وتفطرتا، سبحان الله الواحد الأحد الصمدالذى لم یلد ولم یولد، ولم یکن له کفوااحد، الحمدلله حمدا یعادل حمد ملائکته المقربین، وانبیائهالمرسلین، وصلى الله على خیرته محمد خاتم النبیینواله الطیبین الاهرین المخلصین وسلمآنگاه حضرت شروع در دعا وسؤال از حق تعالى کردند وبا دیدگانى اشکبار گفتند:
اللهم اجعلنى اخشاک کانى اراک، واسعدنى بتقویک، ولاتشقنى بمعصیتک وخرلى فى قضائکوبارک لى فى قدرک، حتى
لااحب تعجیل ما اخرتولا تاخیر ما عجلت، اللهم اجعل غناى فى نفسى،والیقین فى قلبى، والاخلاص فى عملى، والنور فىبصرى، والبصیرة دینى، ومتعنى بجوارحى،واجعل سمعى وبصرى الوارثین منى، وانصرنى علىمن ظلمنى، وارنى فیه ثارى وماربى، واقر بذلک عینى اللهم اکشف کربتى واستر عورتى، واغفرلى خطیئتى،واخسأ شیطانى، وفک رهانى، واجعل لى یاالهى الدرجة العلیا فى الاخرة والاولى، اللهم لک الحمد کما خلقتنىفجعلتنى سمیعا بصیرا، ولک الحمد کما خلقتنى فجعلتنىخلقا سویا رحمة بى، وقد کنت عن خلقى غنیا، رب بما براتنى فعدلت فطرتى، رب بما انشاتنى فاحسنت صورتى، رب بما احسنت الى وفى نفسى عافیتنى رببما کلاتنى ووفقتنى، رب بما انعمت على فهدیتنى،رب بما اولیتنى ومن کل خیر اعطیتنى، رب بما اطمعتنىوسقیتنى، رب بما اغنیتنى واقنیتنى، رب بما اعنتنىواعززتنى، رب بما البستنى من سترک الصافى، ویسرتلى من صنعک الکافى، صلى على محمد وآل محمد، واعنىعلى بوائق الدهور وصروف اللیالى والایام، ونجنى من اهوال الدنیا وکربات الاخرة، واکفنى شرما یعملالظالمون فى الارض، اللهم ما اخاف فاکفنى، ومااحذر فقنى، وفى نفسى ودینى فاحرسنى، وفى سفرىفاحفظنى، وفى اهلى ومالى فاخلفنى، وفیما رزقتنىفبارک لى، وفى نفسى فذللنى، وفى اعین الناس فعظمنىومن شرالجن والانس فسلمنى، وبذنوبى فلا تفضحنىوبسریرتى فلا تخزنى، وبعملى فلاتبتلنى، ونعمکفلاتسلبنى، والى غیرک فلاتکلنى، الهى الى من تکلنى الى قریب فیقطعنى، ام الى بعید فیتجهمنى، ام الىالمستضعفین لى، وانت ربى وملیک امرى، اشکوالیک غربتى وبعددارى، وهوانى على من ملکته امرىالهى فلا تحلل على غضبک، فان لم تکن غضبت علىفلا ابالى سواک، سبحانک غیر ان عافیتک اوسع لى، فاسئلک یارب بنور وجهک الذى اشرقت لهالارض والسموات، وکشفت به الظلمات، وصلح به امر الأولین والاخرین، ان لاتمیتنى على غضب کولا تنزل بى سخطک،
لک العتبى لک العتبى حتى ترضى قبل ذلک، لا اله الا انت، الذى احللتهالبرکة، وجعلته للناس امنا، یا من عفا عن عظیم الذنوب بحلمه، یا من اسبغ النعماء بفضلهیا من اعطى الجزیل بکرمه، یا عدتى فى شدتى، یا صاحبى فى وحدتى، یا غیاثى فى کربتى، یا ولیى فى نعمتى، یاالهى واله ابائى ابرهیم واسمعیل واسحق ویعقوبورب جبرئیل ومیکائیل واسرافیل، ورب محمدخاتم النبین واله المنتجبین، ومنزل التوریةوالانجیل والزبور والفرقان، ومنزل کهیعص وطهویس والقران الحکیم، انت کهفى حین تعینى المذاهبفى سعتها، وتضیق بى الارض برحبها، ولو لارحمتک لکنت من الهالکین، وانت مقیل عثرتى، ولولا سترکایاى لکنت من المفضوحین، وانت مؤیدى بالنصرعلى اعدائى، ولو لا نصرک ایاى لکنت من المغلوبین یامن خص نفسه بالسمو والرفعة، فاولیائه بعزهیعتزون، یامن جعلت له الملوک نیرالمذلة على اعناقهم فهم من سطواته خائفون، یعلم خائنة الاعین وماتخفى الصدور، وغیب ما تاتى به الأزمنة والدهوریامن لا یعلم کیف هو الا هوط، یامن لا یعلم ما هو الا هؤیامن لا یعله الا هو، یامن کبس الارض على الماء،وسد الهواء بالسماء، یامن له اکرم الاسماء، یاذاالمعروف الذى لاینقطع ابدا، یا مقیض الرکب لیوسففى البلد القفر ومخرجه من الجب، وجاعله بعدالعبودیة ملکا، یا راده على یعقوب بعد ان ابیضتعیناه من الحزان فهو کظیم، یاکاشف الضر والبلوى عن ایوب، ویا ممسک یدى ابرهیم عن ذبح ابنه بعد کبر سنه وفناء عمره، یامن استجاب لزکریافوهب له یحیى، ولم یدعه فردا وحیدا، یامن اخرج یونس من بطن الحوت، یا من فلق البحر لبنى اسرائیلفانجاهم، وجعل فرعون وجنوده من المغرقین، یامن ارسل الریاح مبشرات بین یدى رحمته، یا منلم یجعل على من عصاه من خلقه، یا من استنقذالسحرة من بعد طول
الجحود وقد غدوا فى نعمتهیاکلون رزقه ویعبدون غیره، وقد حاده ونادوهوکذبوا رسله، یا الله یا الله یا بدى، یا بدیعا لاند لک، یا دائما لا نفاد لک، یا حیا حین لا حى، یامحیى الموتى، یا من هو قائم على کل نفس بما کسبت،یا من قل له شکرى فلم یحرمنى، وعظمت خطیئتى فلم یفضحنى، ورانى على المعاصى فلم یشهرنى، یا من حفظنى فى صغرى، یا من رزقنى فى کبرى، یا منایادیه عندى لاتحصى ونعمه لا تجازى، یا منعارضنى بالخیر والاحسان وعارضته بالاسائةوالعصیان، یا من هدانى بالایمان من قبل ان اعرفشکر الامتنان، یا من دعوته مریضا فشفانى،وعریانا فکسانى، وجایعا فاشبعنى، وعطشانافاروانى، وذلیلا فاعزنى، وجاهلا فعرفنى، ووحیدا فکثرنى، وغایبا فردنى، ومقلا فاغنانىومنتصرا فنصرنى، وغنیا فلم یسلبنى، وامسکت عن جمیع ذلک فابتد انى فلک الحمد والشکر یا مناقال عثرتى ونفس کربتى واجاب دعوتى وسترعورتى وغفر ذنوبى وبلغنى طلبتى ونصرنى علىعدى، وان اعد نعمک ومننک وکرایم منحکلا احصیها، یا مولاى، انت الذى مننت، انت الذى انعمت، انت الذى احسنت، انت الذىاجملت، انت الذى افضلت، انت الذى اکملت،انت الذى رزقت، انت الذى وفقت، انت الذىاعطیت، انت الذى اغنیت، انت الذى اقنیت انت الذى اویت، انت الذى کفیت، انت الذىهدیت، انت الذى عصمت، انت الذى سترت انت الذى غفرت، انت الذى اقلت، انت الذىمکنت، انت الذى اعززت، انت الذى اعنت انت الذى عضدت، انت الذى ایدت، انت الذىنصرت، انت الذى شفیت، انت الذى عافیت،انت الذى اکرمت، تبارکت وتعالیت، فلک الحمددائما، ولک الشکر واصبا ابدا، ثم انا یا الهى المعترف بذنوبى فاغفرها لى، اناالذى اسات، انا الذى اخطاتاناالذى سهوت، اناالذى اعتمدت، اناالذى تعمدت، اناالذى وعدتواناالذى اخلفت، اناالذى نکثت، اناالذى اقروت اناالذى اعترفت بنعمتک
وعندى، وابوء بذنوبىفاغفرها لى، یا من لا تضره ذنوب عباده، وهوالغنى عن طاعتهم، والموفق من عمل صالحا منهمبمعونته ورحمته، فلک الحمد الهى وسیدى، الهى امرتنى فعصیتک، ونهیتنى فارتکبت نهیک فاصبحتلا ذابرائة لى فاعتذر، ولا ذاقوة فانتصر، فباى شئ استقبلک یا مولاى، ابسمعى ام ببصرى ام بلسانىام بیدى ام برجلى، الیس کلها نعمک عندى،وبکلها عصیتک یا مولاى، فلک الحجة والسبیل على، یا من سترنى من الاباء والامهات ان یزجرنى،ومن العشایر والاخوان ان یعیرونى، ومن السلاطین ان یعاقبونى، ولواطلعو یا مولاى على مااطلعت علیهمنى اذا ما انظرونى ولرفضونى وقطعونى، فهااناذایا الهى بین یدیک یا سیدى خاضع ذلیل حصیر حقیرلا ذو برائة فاعتذر، ولا دوقوة فانتصر، ولا حجةفاحتج بها، ولا قایل لم اجترح ولم اعمل سوء وما عسى الجحود ولو جحدت یا مولاى ینفعنى، کیف وانىذلک، وجوارحى کلها شاهده على بما قد عملت، وعلمت یقینا غیر ذى شک انک سائلى من عظایمالامور، وانک الحکم العدل الذى لا تجور،وعدلک مهلکى، ومن کل عدلک مهربى، فانتعذبنى یاالهى فبذنوبى بعد حجتک على، وان تعف عنى فبحلمک وجودک وکرمک، لا اله الا انتسبحانک انى کنت من الظالمین، لا اله الا انتسبحانک انى کنت من المستغفرین، لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الموحدین، لا اله الا انتسبحانک انى کنت من الخائفین، لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الوجلین، لا اله الا انتسبحانک انى کنت من الراجین، لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الراغبین، لا اله الا انتسبحانک انى کنت من المهللین، لا اله الا انت سبحانک انى کنت من السائلین، لا اله الا انتسبحانک انى کنت من المستحبین، لا اله الا انت سبحانک انى کنت من المکبرین،
لا اله الا انتسبحانک ربى ورب ابائى الاولین، اللهم هذا ثنائى علیک ممجدا، واخلاصى لذکرک موحدا، واقرارى بالائک معددا، وان کنت مقرا انى لم احصها لکثرتها وسبوغها وتظاهرها وتقادمهاالى حادث، مالم تزل تتعدنى به معها منذ خلقتنىوبراتنى من اول العمر من الاغناء من الفقر وکشفالضر وتسبیب الیسر ودفع العسر وتفریج الکربوالعافیة فى البدن والسلامة فى الدین، ولورفدنى على قدر ذکر نعمتک جمیع العالمین من الاولینوالاخرین، ما قدرت ولا هم على ذلک، تقدست وتعالیت من رب کریم عظیم رحیم، لا تحصى الاؤکولا یبلغ ثناؤک، ولا تکافى نعماؤک، صل على محمدوآل محمد، واتمم علینا نعمک، واسعدنا بطاعتک،سبحانک لا اله الا انت اللهم انک تجیب المضطروتکشف السوء، وتغیث المکروه وتشفى السقیم،وتغنى الفقیر، وتجبر الکسیر، وترحم الصغیر، وتعینالکبیر، ولیس دونک ظهیر، ولا فوقک قدیر، وانت العلى الکبیر، یا مطلق المکبل الاسیر، یارازق الطفل الصغیر، یا عصمة الخائف المستجیر،یامن لاشریک له ولا وزیر، صل على محمد وآل محمد، واعطنى فى هذه العشیة، افضل ما اعطیت وانلت احدا من عبادک من نعمة تولیها، والاء تجددهاوبلیة تصرفها وکربة تکشفها ودعوة تسمعها،وحسنة تتقبلها، وسیئة تتغمدها، انک لطیف بما تشاء وعلى کل شئ قدیر، اللهم انک اقربمن دعى، واسرع من اجاب، واکرم من عفى، واوسع من اعطى، واسمع من سئل، یا رحمن الدنیا والاخرةورحیمهما، لیس کمثلک مسئول ولا سواک مامول،دعوتک فاجبتنى، وسئلتک فاعطیتنى، ورغبت الیک فرحمتنى، ووثقت بک فنجیتنى، وفزعت الیک فکفیتنى، اللهم فصل على محمد عبدک ورسولک ونبیک، وعلى اله الطیبین الطاهرین اجمعینوتمم لنا نعمائک، وهنئنا عطائک، واکتبنا لک شاکرین، ولا لائک ذاکرین، امین امین رب العالمیناللهم یا من ملک فقدر، وقدر فقهر، وعصى فستر واستغفر فغفر، یا غایة الطالبین الراغبین ومنتهى امل
الراجین، یا من احاط بکل شئ علما،ووسع المستقیلین رافة ورحمة وحلما، اللهمانا نتوجه الیک فى هذه العشیة، التى شرفتها وعظمتها بمحمد نبیک ورسولک، وخیرتک منخلقک، وامینک على وحیک، البشیر النذیر،السراج المنیر، الذى انعمت به على المسلمین، وجعلته رحمة للعالمین، اللهم فصل على محمدوآل محمد، کما محمد اهل لذلک منک یا عظیم فصل علیه وعلى اله المنتجبین الطیبین الطاهرین اجمعین، وتغمدنا بعفوک عنا، فالیک عجتالأصوات بصنوف اللغات، فاجعل لنا اللهم فى هذه العشیة نصیبا من کل خیر تقسمه بینعبادک، ونور تهدى به ورحمة تنشرها، وبرکة تنزلها وعافیة تجللها ورزق تبسطه، یا ارحمالراحمین، اللهم اقلبنا فى هذا الوقت منجحین مفلحین مبرورین غانمین، ولا تجعلنا من القانطینولاتخلنا من رحمتک، ولا تحرمنا مانؤمله من فضلک، ولا تجعلنا من رحمتک محرومین، ولالفضل ما نؤمله من عطائک قانطین، ولا تردناخائبین، ولا من بابک مطرودین، یا اجود الأجودینواکرم الأکرمین، الیک اقبلنا موقنین، ولبیتکالحرام امین قاصدین، فاعنا مناسکنا، واکمل لنا حجنا واعف عنا وعافنا، فقد مددنا الیک ایدینافهى بذلة الاعتراف موسومة اللهم فاعطنا فى هذه العشیة ما سئلناک، واکفنا ما استکفیناکفلا کافى لنا سواک، ولا رب لنا غیرک، نافذ فیناحکمک، محیط بنا علمک، عدل فینا قضاؤک،اقض لنا الخیر، واجعلنا من اهل الخیر، اللهم اوجب لنا بجودک عظیم الأجر وکریم الذخر ودوامالیسر، واغفرلنا ذنوبنا اجمعین، ولا تهلکنا مع الهالکین، ولا تصرف عنا رافتک ورحمتک یا ارحمالراحمین، اللهم اجعلنا فى هذا الوقت ممن سئلک فاعطیته، وشکرک فزدته، وثاب الیکفقبلته، وتضل الیک من ذنوبه کلها فغفرتهاله، یاذاالجلال والاکرام، اللهم ونقنا وسددناواعصمنا، واقبل تضرعنا یا خیر من سئل ویا ارحم من استرحم، یا من لا یخفى علیه اغماض الجفون،ولالحظ العیون، ولا ما استقر فى المکنون، ولاما انطوت
علیه مضمرات القلوب، الا کل ذلک قد احصاه علمک ووسعه حلمک، سبحانک وتعالیت عما یقول الظالمون علوا کبیرا، تسبح لک السموات السبع والأرضون ومن فیهن، وانمن شئ الا یسبح بحمدک، فلک الحمد والمجد وعلوالجد، یاذالجلال والاکرام والفضل والانعام،والأیادى الجسام وانت الجواد الکریم الرؤف الرحیم اللهم اوسع على من رزقک الحلال، وعافنى فى بدنى ودینى، وامن خوفى واعتق رقبتى من النار، اللهم لا تمکر بىولا تستدرجنى، ولاتخدعنى، وادرء عنى شر فسقة الجن والانس،سپس حضرت سر ودیده خود را به آسمان بلند کردند وبا چشم گریان وصداى بلند گفتند:
یا اسمع السامعین، یاابصر الناظرین، ویااسرع الحاسبین، ویاارحم الراحمین، صل على محمد و آلمحمد السادة المیامین واسئلک اللهم حاجتى التى ان اعطیتنیها لم یضرنى ما منعتنى، وان منعتنیهالم ینفعنى ما اعطیتنى، اسئلک فکاک رقبتى من النار، لا اله الا انت وحدک لا شریک لک، لکالملک ولک الحمد وانت على کل شى قدیر یا رب یا رب و جمله (یا رب) را بسیار تکرار کردند. وکسانى کهدور آن حضرت بودند به دعاى ایشان گوش داده وآمینمى گفتند، آنگاه صدایشان به گریه بلند شد تا آن که خورشید غروب کرد وروانه مشعر الحرام شدند.
تا این جا دعاى امام حسین _ علیه السلام _ طبق روایت مرحوم کفعمى تمام مى شود، ولى سید ابن طاووس _ علیه الرحمة _ این ذیل را نیز اضافه نموده است.
الهى انا الفقیر فى غناى فکیف لا اکون فقیرا فى فقرى الهى انا الجاهل فى فکیف لا اکون جهولا فى جهلى،الهى ان اختلاف تدبیرک وسرعة طواء مقادیرکمنعا عبادک العارفین بک عن السکون الى عطاءوالیاس منک فى بلاء، الهى منى ما یلیق بلؤمى ومنک ما یلیق بکرمک، الهى
وصفت نفسک بالطفوالرافة لى قبل وجود ضعفى، افتمنعنى منهما بعدوجود ضعفى، الهى ان ظهرت المحاسن منى فبفضلکولک المنة على، وان ظهرت المساوى منى فبعدلکولک الحجة على، الهى کیف تکلنى وقد تکفلت لى،وکیف اضام وانت الناصرلى، ام کیف اخیب وانت الحفى بى،ها انا اتوسل الیک بفقرى الیک، وکیفاتوسل الیک بما هو محال ان یصل الیک، وهو ام کیف اشکو الیک حالى وهو لا یخفى علیک، ام کیف اترجمبمقالى وهو منک برز الیک، ام کیف تخیب امالىوهى قد وفدت الیک، ام کیف لا تحسن احوالى وبک قامت، الهى ما الطفک بى مع عظیم جهلى، وما ارحمک بى قبیح فعلى، الهى ما اقربک منى وابعدنى عنک، وما ارافک بى فما الذى یحجبنىعنک، الهى علمت باختلاف الاثار وتنقلات الأطوار ان مرادک منى ان تتعرف الى فى کل شئحتى لا اجهلک فى شئ، الهى کلما اخرسنى لؤمى انطقنى کرمک، وکلما ایستنى اوصافى اطمعتنىمنک، الهى من کانت محاسنه مساوى، فکیف لاتکون مساویه مساوى، ومن کانت حقایقه دعاوى فکیف لا تکون دعاویه دعاوى، الهى حکمک النافذومشیتک القاهرة لم یترکالذى مقال مقالا، ولا لذى حال حالا، الهى کم من طاعة بنیتها، وحالة شیدتها، هدم اعتمادى علیها عدلک، بلاقالنى منها فضلک، الهى انک تعلم انى وان لم تدم الطاعة منى فعلا جزما، فقد دامت محبة وعزماالهى کیف اعزم وانت القاهر، وکیف لا اعزم وانت الامر، الهى ترددى فى الاثار یوجب بعدالمزادفاجمعنى علیک بخدمة توصلنى الیک، کیف یستدل علیک بما هو فى وجوده مفتقر الیک،ایکون لغیرک من الظهور مالیس لک حتى یکون هو المظهر لک، متى غبت حتى تحتاج الى دلیلیدل علیک، ومتى بعدت حتى تکون الاثارهى التى توصل الیک، عمیت عین لا تراک علیهارقیبا،
وخسرت صفقة عبد لم تجعل له من حبکنصیبا، الهى امرت بالرجوع الى الاثار، فارجعنى الیک بکسوة الأنوار وهدایة الاستبصار حتىارجع الیک منها کما دخلت الیک منها مصون السر عن النظر الیها، ومرفوع الهمة عن الاعتمادعلیها، انک على کل شى قدیر، الهى هذا ذلى ظاهربین یدیک، وهذا حالى لایخفى علیک، منکاطلب الوصول الیک، وبک استدل علیک،فاهدنى بنورک الیک، واقمنى بصدق العبودیةبین یدیک، الهى علمنى من علمک المخزون، وصنى بسترک المصون، الهى حققنى بحقایق اهل القربواسئلک بى مسلک اهل الجذب، الهى اغننى بتدبیرکلى عن تدبیرى وباختیارک عن اختیارى، واوقفنى على مراکز اضطرارى، الهى اخرجنى من ذل نفسى،وطهرنى من شکى وشرکى قبل حلول رمسى، بک انتصر فانصرنى، وعلیک اتوکل فلاتکلنى، وایاکاسئل فلاتخیبنى، وفى فضلک ارغب فلا تحرمنىوبجنابک انتسب فلاتبعدنى، وببابک اقف فلاتطردنىالهى تقدس رضاک ان یکون له علة منک، فکیفیکون له علة منى، الهى انت الغنى بذاتک ان یصل الیک النقع منک، فکیف لا تکون غنیا عنى الهى ان القضاء والقدر یمنینى، وان الهوى بوشایق الشهوة اسرنى، فکن انت النصیر لى حتى تنصرنى وتبصرنى، واغننى بفضلک حتى استغنى بک عن طلبى، انت الذى اشرقت الأنوار فى قلوب اولیائکحتى عرفوک ووحدوک، انت الذى ازلت الأغیارعن قلوب احبائک حتى لم یحبوا سواک ولم یلجئواالى غیرک، انت المونس لهم حیث اوحشتهم العوالموانت الذى هدیتهم حیث استبانت لهم المعالم ماذا وجد من فقدک، وما الذى فقد من وجدکلقد خاب من رضى دونک بدلا، کیف یرجى سواک وانت ما قطعت الاحسان، وکیف یطلب من غیرکوانت مابدلت عادة الامتنان، یا من اذاق احبائه حلاوة المؤانسة فقاموا بین یدیه متملقینویا من البس اولیائه ملابس هیبته، فقاموابین یدیه مستغفرین، انت الذاکر قبلالذاکرین وانت البادى بالاحسان قبل
توجه العابدین وانت الجواد بالعطاء قبل طلبالطالبین وانت الوهاب ثم لما وهبت لنا من المستقرین الهى اطلبنى برحمتک حتى اصلالیک، واجذبنى بمنک حتى اقبل علیک،الهى ان رجائى لا ینقطع عنک وان عصیتک کما ان خوفى لا یزایلنى وان اطعتک، فقددفعتنى العوالم الیک، وقد اوقعنى علمى بکرمکعلیک، الهى کیف اخیب وانت املى، ام کیف اهان وعلیک متکلى، الهى کیف استعز والیکنسبتنى الهى کیف لا افتقر وانت الذى فى الفقراء اقمتنى ام کیف افتقر وانت الذى بجودک اغنیتنى، وانت الذى لا اله غیرکتعرفت لکل شئ فما جهلک شئ، وانت الذى تعرفت الى فى کل شئ فرایتک ظاهرا فى کل شئ وانت الظاهر لکل شئ، یا من استوى برحمانیته فصار العرش غیبا فى ذاته، محقتالاثار بالاثار ومحوت الاغیار بمحیطات افلاکالأنوار، یا من احتجب فى سرادقات عرشه عن ان تدرکه الأبصار، یا من تجلى بکمال بهائهفتحققت عظمته الاستواء، کیف تخفى وانت الظاهر، ام کیف تغیب وانت الرقیب الحاضرانک على کل شئ قدیر، والحمد لله وحده.
