آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

مرجع تقلید شیعه

امور مربوط به وضو

افعال وضو

مسئله 242. در وضو واجب است صورت و دست‌ها شسته و جلوی سر و روی پاها مسح شود.

مسئله 243. درازای صورت باید از بالای پیشانی، از جایی که موی سر میروید تا آخر چانه، شسته شود و پهنای آن به مقداری که میان انگشت وسط و شست قرار میگیرد، باید شسته شود و اگر مختصری از این مقدار شسته نشود، وضو باطل است، پس برای آنکه شخص یقین کند این مقدار کاملاً شسته شده، باید کمی اطراف آن را هم بشوید.

مسئله 244. اگر صورت یا دست کسی کوچک‌تر یا بزرگ‌تر از متعارف مردم باشد، باید ببیند که افراد عادی تا کجای صورت خود را میشویند و او هم تا همانجا را بشوید؛ نیز اگر در پیشانی او مو روییده یا جلوی سرش مو ندارد، باید به اندازۀ متعارف پیشانی را بشوید.

مسئله 245. اگر احتمال دهد چرک یا چیز دیگری در قسمتی از اعضای وضو - مانند ابروها و گوشه‌های چشم و لب او - هست که نمیگذارد آب به آن‌ها برسد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، باید پیش از وضو آن را بررسی کند که اگر هست، برطرف نماید.

مسئله 246. اگر پوست صورت از لای مو پیدا باشد، باید آب را به پوست برساند و چنانچه پیدا نباشد، شستن مو کافی است و رسانیدن آب به زیر آن لازم نیست.

مسئله 247. اگر شک کند که پوست صورت از لای مو پیداست یا نه، به احتیاط واجب باید مو را بشوید و آب را به پوست هم برساند.

مسئله 248. شستن توی بینی و مقداری از لب و چشم که در وقت بستن دیده نمیشود، واجب نیست؛ ولی برای آنکه یقین کند از جاهایی که باید شسته شود، چیزی باقی نمانده، واجب است مقداری از آن‌ها را هم بشوید. کسی که نمیدانسته باید این مقدار را بشوید، اگر نداند در وضوهایی که گرفته این مقدار را شسته یا نه، نمازهایی که گزارده صحیح است.

مسئله 249. باید صورت را از بالا به پایین شست؛ اگر از پایین به بالا بشوید، وضو باطل است و دست‌ها را باید از آرنج به طرف سر انگشتان بشوید.

مسئله 250. اگر دست را تر کند و به صورت و دست‌ها بکشد، چنانچه تری دست به قدری باشد که با کمک دست، شستن صدق کند، بنا بر احتیاط کافی است.

مسئله 251. پس از شستن صورت، باید دست راست و پس از آن دست چپ را، از آرنج تا سر انگشت، بشوید.

مسئله 252. برای آنکه یقین کند آرنج را کاملاً شسته، باید مقداری بالاتر از آرنج را هم بشوید.

مسئله 253. کسی که پیش از شستن صورت، دست‌های خود را تا مچ شسته، هنگام وضو باید تا سر انگشتان را بشوید و اگر فقط تا مچ را بشوید، وضوی او باطل است.

مسئله 254. در وضو، شستن صورت و دست‌ها، بار یکم واجب، بار دوم جایز، بار سوم و بیشتر از آن حرام است و اگر با مقداری آب که به قصد وضو میریزد، تمام عضو شسته شود، یک بار شمرده میشود؛ چه یک بار را قصد بکند، یا قصد نکند.

مسئله 255. پس از شستن هر دو دست باید جلوی سر را با تری آب وضو که در دست مانده، مسح کند و لازم نیست با دست راست باشد و به احتیاط از بالا به پایین مسح کند.

مسئله 256. یک قسمت از چهار قسمت سر - که مقابل پیشانی است - جای مسح است و هر جای این قسمت را به هر اندازه مسح کند، کافی است، اگرچه به احتیاط مستحب، از درازا به اندازۀ درازای یک انگشت و از پهنا به اندازۀ پهنای سه انگشت بسته، مسح کند.

مسئله 257. لازم نیست مسح سر بر پوست آن باشد، بلکه بر موی جلوی سر هم صحیح است؛ ولی کسی که موی جلوی سر او به اندازه‌ای بلند است که اگر مثلاً شانه کند به صورتش میریزد، یا به جاهای دیگر سر میرسد، باید بُن موها را مسح کند؛ یا موها را کنار بزند و پوست سر را مسح کند و اگر موهایی را که به صورت میریزد یا به جاهای دیگر سر میرسد، جلوی سر جمع کند و بر آن‌ها مسح کند، یا بر موی جاهای دیگر سر، که جلوی آن آمده مسح کند، باطل است.

مسئله 258. پس از مسح سر باید با تری آب وضو که در دست مانده، روی پاها را از سر یکی از انگشت‌ها تا برآمدگی روی پا و به احتیاط تا مفصل، مسح کند.

مسئله 259. پهنای مسح پا به هر اندازه باشد، کافی است؛ ولی بهتر بلکه أحوط آن است که با تمام کف دست، روی پا را مسح کند.

مسئله 260. اگر در مسح پا همۀ دست را روی پا بگذارد و کمی بکشد، صحیح است.

مسئله 261. در مسح سر و روی پا باید دست را روی آن‌ها بکشد و اگر دست را نگه دارد و سر یا پا را به آن بکشد، مسح باطل است؛ ولی اگر موقعی که دست را میکشد، سر یا پا مختصری حرکت کند، اشکال ندارد.

مسئله 262. جای مسح باید خشک باشد، پس اگر به قدری تر باشد که رطوبت کف دست به آن اثر نکند، مسح باطل است؛ ولی اگر تری آن به قدری کم باشد که رطوبت آن مانع از تأثیر رطوبت کف دست نباشد، یعنی پس از مسح بگویند این رطوبت فقط از تری کف دست است، اشکال ندارد.

مسئله 263. اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد، نمیتواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح کند.

مسئله 264. اگر رطوبت کف دست فقط به اندازۀ مسح سر باشد، میتواند سر را با همان رطوبت مسح کند و برای مسح پاها از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد.

مسئله 265. هرگاه بر اثر گرمی هوا یا جهات دیگر، هیچ رطوبتی در اعضای وضو برای گرفتن رطوبت جهت مسح باقی نماند، به احتیاط واجب، هم با آب خارج مسح کند؛ هم پس از وضو تیمّم کند.

مسئله 266. مسح کردن از روی جوراب و کفش باطل است؛ ولی اگر به جهتی مانند سرمای شدید یا ترس از دزد و درنده و مانند این‌ها نتواند کفش یا جوراب را بیرون آورد، مسح کردن بر آن‌ها اشکال ندارد و اگر روی کفش نجس باشد، باید چیز پاکی بر آن بگذارد و بر آن چیز مسح کند.

مسئله 267. اگر روی پا نجس باشد و نتواند برای مسح، آن را آب بکشد، باید تیمم کند.

مسئله 268. تکرار مسح سبب بطلان وضو نیست؛ به ویژه اگر برای رعایت احتیاط باشد، مگر آنکه از روی تشریع یا وسوسه باشد.

وضوی ارتماسی

مسئله 269. وضوی ارتماسی، آن است که انسان صورت و دست‌ها را به قصد وضو در آب فرو برد؛ یا آن‌ها را در آب فرو برد و به قصد وضو بیرون آورد؛ اما برای اینکه مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید هنگام بیرون آوردن دست‌ها از آب، قصد وضو داشته باشد؛ یا اینکه مقداری از دست چپ را باقی گذارد، تا آن را با دست راست، ترتیبی بشوید.

مسئله 270. در وضوی ارتماسی هم باید صورت و دست‌ها از بالا به پایین شسته شود، پس اگر وقتی که صورت و دست‌ها را در آب فرو میبرد قصد وضو کند، باید صورت را از طرف پیشانی و دست‌ها را از طرف آرنج در آب فرو برد و اگر هنگام بیرون آوردن از آب قصد وضو کند، باید صورت را از طرف پیشانی و دست‌ها را از طرف آرنج بیرون آورد.

مسئله 271. اگر وضوی برخی از اعضاء را ارتماسی و بعضی را غیر ارتماسی انجام دهد، اشکال ندارد.

دعاهای مستحب هنگام وضو گرفتن

مسئله 272. کسی که وضو میگیرد مستحب است:
ـ در آغاز نگاه به آب بگوید: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ الْحَمْدُ للهِ الَّذِی جَعَلَ الْماءَ طَهُوراً وَ لَمْ یَجْعَلْهُ نَجِساً».
ـ هنگام شستن دست پیش از وضو بگوید: «اللهُمَّ اجْعَلْنِی مِنَ التَّوّابِینَ وَ اجْعَلْنی مِنَ المُتَطَهِّرِینَ».
ـ وقت مضمضه کردن (یعنی آب در دهان گرداندن) بگوید: «اللهُمَّ لَقِّنی حُجَّتی یَوْمَ أَلْقاکَ وَ أَطْلِقْ لِسانِی بِذِکْرِکَ».
ـ هنگام استنشاق (یعنی آب در بینی کردن) بگوید: «اللهُمَّ لا تُحَرِّمْ عَلَیّ ریحَ الْجَنَّةِ وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ یَشُمُّ رِیحَهَا وَ رَوْحَهَا وَ طِیبَها».
ـ زمان شستن صورت بگوید: «اللهُمَّ بَیِّضْ وَجْهِی یَوْمَ تَسْوَدُّ فِیهِ الْوُجُوهُ وَ لا تُسَوِّدْ وَجْهِی یَوْمَ تَبْیَضُّ فِیهِ الْوُجُوهُ».
ـ وقت شستن دست راست بگوید: «اللهُمَّ أَعْطِنی کِتابی بِیَمینی و الْخُلْدَ فِی الْجِنَانِ بِیَسارِی وَ حاسِبْنی حِساباً یَسِیراً».
ـ هنگام شستن دست چپ بگوید: «اللهُمَّ لا تُعْطِنِی کِتابِی بِشِمالی وَ لا مِنْ وَراءِ ظَهْرِی وَ لا تَجْعَلْهَا مَغْلُولَةً إلی عُنُقی وَ اَعُوذُ بِکَ مِنْ مُقَطَّعاتِ النّیرانِ».
ـ زمان مسح سر بگوید: «اللهُمَّ غَشِّنی بِرَحْمَتِکَ وَ بَرَکاتِکَ وَ عَفْوِکَ».
ـ وقت مسح پا بگوید: «اللهُمَّ ثَبِّتْنِی عَلَی الصِّراطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأقْدامُ وَ اجْعَلْ سَعْیِی فِی ما یُرضِیکَ عَنّی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الإِکْرامِ».

شروط وضو

سیزده چیز از شرایط صحیح بودن وضو است:
شرط یکم: آب باشد؛ نه مایع دیگر مانند گلاب.
شرط دوم: آب وضو پاک باشد.

مسئله 273. وضو با آب نجس و مایعی که آب نیست - مانند عصاره میوه - باطل است، اگرچه انسان نجس بودن یا آب نبودن آن را نداند؛ یا فراموش کرده باشد و اگر با آن وضو نمازی هم گزارده باشد، باید آن نماز را دوباره با وضوی صحیح به‌جا آورد.

مسئله 274. اگر غیر از آب گل‌آلود، آب دیگری برای وضو ندارد، چنانچه وقت نماز تنگ است، باید تیمم کند و اگر وقت دارد، باید صبر کند تا آب صاف شود و وضو بگیرد.
شرط سوم: آب وضو مباح باشد.
بنا بر احتیاط، فضایی نیز که در آن وضو میگیرد، باید مباح باشد، اگرچه مباح نبودن فضا حرام است، برای صحت وضو لازم نیست.

مسئله 275. وضو با آب غصبی و با آبی که معلوم نیست صاحب آن راضی است یا نه، حرام و باطل است؛ ولی اگر در گذشته راضی بوده و انسان نمیداند که از رضایتش برگشته یا نه، وضو صحیح است؛ نیز اگر آب وضو از صورت و دست‌ها در جای غصبی بریزد، وضوی او صحیح است.

مسئله 276. وضو گرفتن از حوض یا وضوخانه مدرسه‌ای که انسان نمیداند آن حوض یا وضوخانه را برای همۀ مردم وقف کرده‌اند یا برای محصّلان همان مدرسه، در صورتی که مؤمنان آگاه، از آب آن وضو بگیرند، اشکال ندارد.

مسئله 277. کسی که نمیخواهد در مسجدی نماز بگزارد، اگر نداند آب حوض یا وضوخانۀ آن را برای همۀ مردم وقف کرده‌اند یا برای کسانی که در آنجا نماز میخوانند، نمیتواند از حوض یا وضوخانۀ آن وضو بگیرد؛ ولی چنانچه معمولاً کسانی هم که نمیخواهند در آنجا نماز بگزارند، از حوض یا وضوخانۀ آن بدون جلوگیری مسئول امور مسجد وضو میگیرند، میتواند از حوض یا وضوخانه آن وضو بگیرد.

مسئله 278. وضو گرفتن از حوض یا وضوخانۀ تیمچه‌ها، پاساژها، مسافرخانه‌ها، مهمانسراها و مانند این‌ها برای کسانی که ساکن آنجاها نیستند، در صورتی صحیح است که معمولاً کسانی هم که ساکن آن مکان‌ها نیستند، بدون جلوگیری مسئول آن مکان، با آب آن‌جاها وضو میگیرند.

مسئله 279. هرگاه کسی محصّل مدرسه‌ای نیست، ولی مهمان محصّلان آن است، اگر پذیرفتن چنین مهمانی بر خلاف شروط وقف نباشد، وضو گرفتن او در آن مدرسه اشکال ندارد؛ همچنین است در مورد کسی که مهمان مؤسسات فرهنگی، تجاری، نیز مهمان مسافران مسافرخانه‌ها، مهمانسراها یا ساکنان تیمچه‌هاست.

مسئله 280. وضو گرفتن از نهرهای بزرگ که مالک خصوصی دارد، اگرچه انسان نداند که صاحب آن‌ها راضی است، اشکال ندارد، بلکه اگر بداند صاحب آن‌ها از وضو گرفتن ناراضی است، اشکال ندارد، هرچند به احتیاط مستحب در این صورت با آب آن‌ها وضو نگیرند.

مسئله 281. اگر فراموش کند آبْ غصبی است، در صورتی که خود او غاصب نباشد و با آن وضو بگیرد، وضوی او صحیح است.
شرط چهارم: ظرف آب وضو به احتیاط واجب مباح باشد.
شرط پنجم: ظرف آب وضو به احتیاط واجب طلا و نقره نباشد.

مسئله 282. اگر آب وضو در ظرفی باشد که وضو گرفتن از آن حرام است - مانند ظرف طلا و نقره و ظرف غصبی - و مکلف هم ظرف یا آب دیگری نداشته باشد، باید تیمم کند و چنانچه با آن آب وضو بگیرد، به احتیاط واجب باطل است و اگر آب مباح دیگری دارد، چنانچه در آن ظرف طلا و نقره یا غصبی وضوی ارتماسی بگیرد یا با آن ظرفْ آب را به صورت و دست‌ها بریزد، به احتیاط واجب وضوی او باطل است؛ ولی اگر با کف دستْ آب از آن ظرف بردارد و به صورت و دست‌ها بریزد، وضویش صحیح است، اگرچه به لحاظ تصرّف در ظرف غصبی، فعل حرام مرتکب شده است.

مسئله 283. اگر در حوض یا وضوخانه‌ای که قسمتی از آن - مانند یک آجر، یک سنگ، شیر آب یا قسمتی از لوله‌کشی آن - غصبی است، وضو بگیرد، وضو صحیح است، هرچند اگر وضوی او تصرف در غصب حساب شود، حرام است.

مسئله 284. اگر در صحن حرم یکی از امامان یا امامزادگان - که سابقاً قبرستان بوده - حوضی یا نهری یا وضوخانه‌ای بسازند، چنانچه انسان نداند که زمین صحن را برای قبرستان وقف کرده‌اند، وضو گرفتن در آن حوض و نهر اشکال ندارد.
شرط ششم: اعضای وضو هنگام شستن و مسح کردن پاک باشد.

مسئله 285. اگر پیش از تمام شدن وضو عضوی را که شسته یا مسح کرده، نجس شود، ولی بقیه اعضای وضو را به گونه‌ای انجام دهد که نجاست به آن نرسد، وضویش صحیح است.

مسئله 286. اگر غیر از اعضای وضو عضوی از بدن نجس باشد وضو صحیح است؛ ولی چنانچه مخرج را از ادرار یا مدفوع تطهیر نکرده باشد، به احتیاط مستحب، نخست آن را تطهیر کند و سپس وضو بگیرد.

مسئله 287. اگر یکی از اعضای وضو نجس باشد و پس از وضو شک کند که پیش از وضو، آن را آب کشیده یا نه، چنانچه هنگام وضو متوجه پاک یا نجس بودن آن عضو نبوده، وضو باطل است و اگر میداند متوجه بوده یا شک دارد که متوجه بوده یا نه، وضو صحیح است و درهرصورت، عضوی را که نجس بوده، باید آب بکشد.

مسئله 288. اگر در صورت یا دست‌ها بریدگی یا زخمی است که خون آن بند نمیآید و آب برای آن ضرر ندارد، باید در آب کر یا جاری فرو‌ برد و قدری فشار دهد که خون بند بیاید و سپس به دستوری که گفته شد، وضوی ارتماسی بگیرد.
شرط هفتم: وقت برای به‌جاآوردن وضو و نماز کافی باشد.

مسئله 289. هرگاه وقت به قدری تنگ است که اگر وضو بگیرد، تمام نماز یا مقداری از آن، هرچند اندک، بعد از وقت گزارده میشود، باید تیمّم کند؛ ولی اگر برای وضو و تیمّم یک اندازه وقت لازم است، باید وضو بگیرد.

مسئله 290. کسی که در تنگی وقت نماز باید تیمم کند، اگر وضو بگیرد، صحیح است؛ چه برای آن نماز وضو بگیرد؛ یا برای کار دیگر.
شرط هشتم: به قصد قربت، یعنی برای انجام‌دادن فرمان خدای عالم، وضو بگیرد و اگر برای خنک شدن یا به قصد دیگری وضو بگیرد، باطل است، مگر اغراض دیگر، تابع قصد قطعی تقرب به خدای سبحان باشد.

مسئله 291. لازم نیست نیت وضو را به زبان بگوید یا از قلب خود بگذراند؛ ولی باید در تمام حالات وضو متوجّه باشد که وضو میگیرد، به‌گونه‌ای که اگر از او بپرسند چه میکنی بگوید «وضو میگیرم».

مسئله 292. هرگاه در حال وضو گناهی انجام دهد - مانند شنیدن غیبت یا نگاه به زن نامحرم یا وضو گرفتن زن در جایی که مرد نامحرم به او نگاه میکند - وضوی او صحیح است، هرچند گناه کرده است.
شرط نهم: رعایت ترتیب در به‌جا آوردن وضو؛ یعنی نخست صورت و پس از آن دست راست و سپس دست چپ را بشوید و پس از آن سر و آن‌گاه پاها را مسح کند و باید احتیاطاً پای راست را پیش از پای چپ مسح کند و اگر به این ترتیب وضو نگیرد، باطل است.

مسئله 293. هرگاه کسی شستن عضو قبلی را فراموش کرد و عضو بعدی را شست، برای مثال، نخست دست چپ و سپس دست راست را شست، باید پس از دست راست دست چپ را بشوید، تا ترتیب مراعات شود، به شرط اینکه با این شستن بیجا، موالات از بین نرود و اگر موالات ترک شود، باید دوباره وضو بگیرد.
شرط دهم: کارهای وضو را پیاپی انجام دهد.

مسئله 294. اگر میان کارهای وضو به قدری فاصله شود که وقتی میخواهد عضوی را بشوید یا مسح کند، رطوبت عضوهایی که پیش از آن شسته یا مسح کرده خشک شده باشد، وضو باطل است و اگر فقط رطوبت عضو آخری که شسته یا مسح کرده خشک شده باشد - برای مثال، موقعی که میخواهد دست چپ را بشوید رطوبت دست راست خشک شده باشد و صورت تر باشد - وضو صحیح است.

مسئله 295. اگر کارهای وضو را پشت سرهم به‌جا آورد، ولی به جهتی مانند گرمای هوا، باد، حرارت فراوان بدن و مانند این‌ها رطوبت عضوهای سابق خشک شود، وضوی او صحیح است.

مسئله 296. راه رفتن در بین وضو اشکال ندارد، پس اگر بعد از شستن صورت و دست‌ها چند قدم راه برود و سپس سر و پا را مسح کند، وضوی او صحیح است.
شرط یازدهم: کارهای وضو را در صورت توانایی، خود وضوگیرنده انجام دهد و اگر دیگری او را وضو دهد - برای مثال در رسانیدن آب به صورت و دست و شستن آن‌ها کمک کند یا مسح سر و پاهای او را به عهده بگیرد - وضو باطل است.

مسئله 297. کسی که نمیتواند وضو بگیرد، باید نایب بگیرد که با اعضای وی او را وضو دهد و چنانچه مزد هم بخواهد، در صورتی که بتواند باید بپردازد؛ ولی باید خود او نیت وضو کند و با دست خود مسح نماید و اگر نمیتواند، باید نایبش دست او را بگیرد و به عضو مسحِ او بکشد و اگر این هم ممکن نیست، باید از دست او رطوبت بگیرد و با آن رطوبت، سر و پای او را مسح کند و به احتیاط واجب در صورت امکان، تیمّم هم بکند.

مسئله 298. هر کدام از کارهای وضو را که میتواند به تنهایی انجام دهد، نباید در آن کمک بگیرد.
شرط دوازدهم: استعمال آب برای او مانعی نداشته باشد.

مسئله 299. کسی که میترسد اگر وضو بگیرد، مریض شود، یا چنانچه آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند، نباید وضو بگیرد و وظیفه او تیمّم است؛ ولی اگر نداند که آب برای او ضرر دارد و وضو بگیرد و پس از آن بفهمد که ضرر داشته، وضویش صحیح است، اگرچه به احتیاط مستحب با آن وضو نماز نگزارد و تیمم کند و چنانچه با آن وضو نماز گزارده، دوباره آن را اقامه کند.

مسئله 300. اگر رسانیدن آب به صورت و دست‌ها به مقدار کمی که وضو با آن صحیح است، ضرر ندارد و بیشتر از آن ضرر دارد، باید با همان مقدار وضو بگیرد.
شرط سیزدهم: در اعضای وضو مانعی از رسیدن آب نباشد.

مسئله 301. اگر میداند چیزی به عضوی از اعضای وضو چسبیده؛ ولی شک دارد که از رسیدن آب در شستن صورت و دست‌ها یا مسح سر و پاها جلوگیری میکند یا نه، باید آن را برطرف کند؛ یا آب را به زیر آن برساند.

مسئله 302. اگر زیر ناخَن چرک باشد، وضو اشکال ندارد؛ ولی بهتر است آن را تمیز کنند؛ اما اگر ناخَن را بگیرند، چنانچه آن چرک مانع از رسیدن آب به پوست باشد، باید برای وضو آن چرک را برطرف کنند؛ نیز اگر ناخن بلندتر از حدّ معمول باشد، باید چرک زیر مقداری را که بلندتر از حد معمول است، برطرف کند.

مسئله 303. اگر بر اثر سوختگی یا چیز دیگر، تاول‌هایی در اعضای وضو پیدا شود، شستن صورت و دست‌ها و مسح سر و پاها روی آن کافی است. چنانچه سوراخ شود، رسانیدن آب به زیر پوست لازم نیست، بلکه اگر پوست یک قسمت آن کنده شود، لازم نیست آب را به زیر قسمتی که کنده نشده برساند؛ ولی چنانچه پوستی که کنده شده گاهی به بدن میچسبد و زمانی برمیآید، باید آن را قطع کند؛ یا آب را به زیر آن برساند، به شرط اینکه ضرر نداشته باشد.

مسئله 304. اگر احتمال دهد که به اعضای وضو چیزی چسبیده است، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد - مثل آنکه پس از گِل‌کاری یا رنگ‌کاری شک کند که مقداری گِل یا رنگ به دست او چسبیده یا نه - باید بررسی کند؛ یا به قدری دست بمالد تا اطمینان پیدا کند که اگر مانعی بوده، برطرف شده یا آب به زیر آن رسیده است.

مسئله 305. در اعضای وضو هر مقدار چرک که باشد، اگر آن چرک مانع از رسیدن آب به آن عضوها نباشد، اشکال ندارد؛ همچنین چنانچه پس از گچکاری یا رنگ‌کاری و مانند آن، مقدار کمی از گچ یا رنگ - که مانع رسیدن آب به بدن نیست - بر دست بماند، اشکال ندارد؛ ولی اگر شک کند که مانع رسیدن آب در شستن یا مسح کردن است یا نه، باید آن را برطرف کند.

مسئله 306. اگر اعضای وضو چرب است و در چربی آن، جِرمی وجود ندارد که مانع رسیدن آب به عضوهای شستن یا مسح کردن باشد، اشکال ندارد و چنانچه چربی به گونه‌ای است که مانع رسیدن آب به اعضای وضو میشود، باید آن را برطرف کند.

مسئله 307. اگر پیش از وضو بداند که در برخی از اعضای وضو، مانعی از رسیدن آب هست و پس از وضو شک کند که هنگام وضو، آب را به عضو لازم رسانده یا نه، وضوی او صحیح است؛ ولی اگر بداند که هنگام وضو متوجه آن مانع نبوده، باید دوباره وضو بگیرد.

مسئله 308. اگر در برخی از اعضای وضو مانعی باشد که گاهی آب به خودی خود زیر آن میرسد و گاهی نمیرسد و انسان پس از وضو شک کند که آب زیر آن رسیده یا نه، چنانچه بداند هنگام وضو متوجه رسیدن آب به زیر آن نبوده، به احتیاط واجب دوباره وضو بگیرد.

مسئله 309. اگر پس از وضو چیزی را که مانعِ رسیدن آب است در اعضای وضو ببیند و نداند هنگام وضو بوده یا پس از آن پیدا شده، وضوی او صحیح است؛ ولی چنانچه بداند که در حال وضو متوجه آن مانع نبوده، به احتیاط واجب دوباره وضو بگیرد.

مسئله 310. اگر پس از وضو شک کند چیزی که مانع رسیدن آب است، در اعضای وضو بوده یا نه، در صورت احتمال توجّه داشتن، وضو صحیح است.

مسئله 311. اگر پس از وضو شک کند همۀ کارهای وضو را انجام داده یا نه، یا شروط در آن جمع بوده یا نه، وضو صحیح است؛ امّا اگر در حال وضو شک کند و از محلّ آن نگذشته باشد، باید به‌جا آورد، و اگر از محل آن گذشت، به احتیاط واجب آن را به‌جا آورد.

احکام وضو

مسئله 312. کسی که در کارهای وضو و شروط آن، مانند پاک بودن آب، غصبی نبودن آن، بودن مانع بر اعضای وضو و مانند آن وسوسه دارد، باید به شک خود اعتنا نکند و همانند افراد متعارف انجام دهد.

مسئله 313. اگر شک کند که وضوی او به سبب یکی از چیزهایی که وضو را از بین میبرد، باطل شده یا نه، بنا گذارد که وضوی او باقی است؛ ولی اگر پس از ادرار، استبراء نکرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتی از مجرای ادرار او بیرون آید که نداند ادرار است یا چیز دیگر، وضوی او باطل است.

مسئله 314. کسی که در گذشته وضو نداشته و هم اکنون شک دارد وضو گرفته یا نه، باید وضو بگیرد.

مسئله 315. کسی که میداند وضو گرفته و باطل‌کنندۀ وضو هم از او سر زده - مثلاً ادرار کرده است - اگر نداند کدام جلوتر بوده، چنانچه این شک پیش از نماز است، باید وضو بگیرد و اگر در بین نماز است، باید نماز را بشکند و وضو بگیرد و اگر پس از نماز است، در صورت توجه در حال شروع به نماز، نمازی را که گزارده صحیح است و باید برای نماز بعدیاش وضو بگیرد.

مسئله 316. اگر پس از وضو یا در میان آن یقین کند که برخی از اعضای وضو را نشسته یا مسح نکرده است، چنانچه رطوبت عضوهایی که پیش از آن است خشک شده باشد، باید دوباره وضو بگیرد و اگر خشک نشده، باید عضوی را که فراموش کرده و عضو پس از آن را بشوید یا مسح کند و اگر در بین وضو در شستن یا مسح کردن عضوی شک کند، باید به همین دستور عمل کند.

مسئله 317. اگر پس از نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، نماز او صحیح است؛ ولی باید برای نماز بعدی وضو بگیرد.

مسئله 318. اگر در میان نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، نماز او باطل است و باید وضو بگیرد و نماز بگزارد.

مسئله 319. اگر پس از نماز شک کند که پیش از نماز وضوی او باطل شده یا پس از آن، نمازی که گزارده، صحیح است.

مسئله 320. شخص مسلوس که ادرار او قطره قطره میریزد یا فرد مبطون که نمیتواند از بیرون آمدنِ مدفوع خودداری کند، چنانچه یقین دارد که از اول وقت نماز تا آخر آن، به مقدار وضو گرفتن و نماز گزاردن، مهلت پیدا میکند، باید در وقتی که مهلت پیدا میکند، نماز بگزارد و اگر مهلت او به مقدار کارهای واجب نماز است، باید در وقتی که مهلت دارد، فقط کارهای واجب نماز را به‌جا آورد و کارهای مستحب آن را - مانند اذان، اقامه و قنوت - ترک کند.

مسئله 320. اگر به مقدار وضو و نماز مهلت پیدا نمیکند و در بین نماز ادرار یا مدفوع از او خارج میشود، اگر بخواهد پس از هر بار وضو بگیرد، سخت نیست، باید ظرف آبی کنار خود بگذارد و هر وقت ادرار یا مدفوع از او خارج شد، وضو بگیرد و بقیه نماز را بگزارد.

مسئله 321. کسی که پیدرپی، مدفوع از او خارج میشود، به‌گونه‌ای که وضو گرفتن پس از هر دفعه برای او سخت است، اگر بتواند مقداری از نماز را با وضو به‌جا آورد، باید برای هر نماز یک وضو بگیرد.

مسئله 322. کسی که پیدرپی، ادرار از او خارج میشود، اگر میان دو نماز قطره ادراری از او خارج نشود، میتواند با یک وضو هر دو نماز را بگزارد و قطره‌هایی که بین نماز خارج میشود، اشکال ندارد.

مسئله 323. کسی که پیدرپی، ادرار یا مدفوع از او خارج میشود، اگر نتواند هیچ مقدار از نماز را با وضو به‌جا آورد، میتواند چند نماز را با یک وضو اقامه کند، مگر با اختیار ادرار یا مدفوع کند؛ یا چیز دیگری که وضو را باطل میکند، پیش آید.

مسئله 324. اگر نمازگزار نوعی بیماری داشته باشد که نتواند از خارج شدن باد جلوگیری کند، باید به وظیفۀ کسانی که نمیتوانند از بیرون آمدن مدفوع خودداری کنند، عمل کند.

مسئله 325. کسی که پیدرپی، مدفوع از او خارج میشود، باید برای هر نمازی وضو بگیرد و فوراً مشغول نماز شود؛ ولی برای به‌جا آوردن سجده و تشهّد فراموش شده و نماز احتیاط که باید پس از نماز انجام داد، در صورتی که آن‌ها را پس از نماز فوراً به‌جا بیاورد، وضو گرفتن لازم نیست.

مسئله 326. کسی که پیدرپی، ادرار یا مدفوع از او خارج میشود، پس از وضو گرفتن جایز است که نوشتۀ قرآن را مسّ کند، اگرچه در غیر حال نماز باشد.

مسئله 327. کسی که ادرار او قطره قطره میریزد، باید برای نماز، با کیسه‌ پاکی که در آن، پنبه یا چیز دیگری است که از رسیدن ادرار به جاهای دیگر جلوگیری میکند، خود را حفظ کند و به احتیاط واجب پیش از هر نماز مخرج ادرار را که نجس شده بشوید؛ نیز کسی که نمیتواند از بیرون آمدن مدفوع خودداری کند، چنانچه ممکن باشد، باید به مقدار نماز، از رسیدن مدفوع به عضوهای دیگر جلوگیری کند و به احتیاط واجب، اگر مشقت ندارد، برای هر نماز مخرج مدفوع را بشوید.

مسئله 328. کسی که نمیتواند از بیرون آمدن ادرار و مدفوع خودداری کند، در صورتی که ممکن باشد و مشقت و زحمت و خوف ضرر نداشته باشد، باید به مقدار نماز از خارج شدن ادرار و مدفوع جلوگیری کند، اگرچه هزینه داشته باشد، بلکه اگر مرض او به آسانی معالجه شود، به احتیاط واجب خود را معالجه کند.

مسئله 329. کسی که نمیتواند از بیرون آمدن ادرار و مدفوع خودداری کند، پس از آنکه بیماری او برطرف شد، لازم نیست نمازهایی را که در وقت بیماری برابر وظیفه‌اش گزارده قضا کند؛ ولی اگر در بین وقت نماز بیماری او برطرف شود، باید نمازی را که در آن وقت گزارده، دوباره به‌جا آورد.

موارد لزوم وضو

مسئله 330. برای شش چیز وضو گرفتن واجب است: 1. برای نمازهای واجب غیر از نماز میّت. 2. برای سجده و تشهّد فراموش شده، اگر پیش از انجام دادن آن‌ها وضو باطل شده باشد. 3. برای طواف واجب خانۀ کعبه. 4. اگر نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که وضو بگیرد. 5. اگر نذر کرده باشد که جایی از بدن خود را به خطّ قرآن برساند. 6. برای شستن قرآنی که نجس شده یا بیرون آوردن آن از چاه یا مکان آلوده به نجاست در صورتی که وادار باشد دست یا جای دیگر بدن خود را به خطّ قرآن برساند؛ ولی چنانچه معطّل شدن به مقدار وضو، بیاحترامی به قرآن باشد، باید بدون اینکه وضو بگیرد، قرآن را از مکان یادشده بیرون آورد؛ یا اگر نجس شده آب بکشد و تا ممکن است، از دست گذاشتن به خطّ قرآن خودداری کند.

مسئله 331. مسّ کردن خطّ قرآن - یعنی رسانیدن جایی از بدن به خطّ قرآن - برای کسی که وضو ندارد، حرام است؛ ولی اگر قرآن را به زبان فارسی یا به زبان دیگر ترجمه کنند، مسّ آن بدون وضو اشکال ندارد، چنان‌که مسّ سیدیهای قرآن بدون وضو اشکال ندارد.

مسئله 332. جلوگیری بچه و دیوانه از مسّ خطّ قرآن واجب نیست؛ ولی اگر مسّ کردن آنان بیاحترامی به قرآن باشد، باید از آن جلوگیری شود.

مسئله 333. کسی که وضو ندارد، حرام است اسم خدای متعالی را به هر زبانی نوشته شده باشد مسّ کند؛ همچنین است بنا بر احتیاط واجب مسّ اسم مبارک پیغمبر صلیالله‌علیه‌وآله و امام علیه‌السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام در صورتی که هتک حرمت شمرده شود.

مسئله 334. اگر در غیر وقت نماز برای اینکه با طهارت باشد به قصد قربت وضو بگیرد یا غسل جنابت کند، صحیح است، چنان‌که نزد یک وقت نماز هم اگر به قصد مهیّا بودن برای نماز وضو بگیرد، اشکال ندارد.

مسئله 335. کسی که یقین دارد وقت داخل شده، اگر نیّت وضوی واجب کند و پس از وضو بفهمد وقت داخل نشده، وضوی او صحیح است.

مسئله 336. مستحب است انسان برای نماز میّت، زیارت اهل قبور، رفتن به مسجد و حرم معصومان:وضو بگیرد؛ همچنین مستحب است برای همراه داشتن قرآن و خواندن و نوشتن آن، مسّ حاشیۀ قرآن و برای خوابیدن، وضو بگیرد؛ نیز مستحب است کسی که وضو دارد، دوباره وضو بگیرد و اگر برای یکی از این کارها وضو بگیرد، هر کاری را که باید با وضو انجام داد، میتواند آن را به‌جا آورد؛ مثلاً میتواند با آن وضو نماز بگزارد.

موارد بطلان وضو

مسئله 337. هفت چیز وضو را باطل میکند: اول: ادرار. دوم: مدفوع. سوم: باد معده و روده که از مخرج مدفوع خارج شود. چهارم: خوابی که به سبب آن چشم نبیند و گوش نشنود؛ ولی اگر چشم نبیند و گوش بشنود، وضو باطل نمیشود. پنجم: چیزهایی که عقل را از بین میبرد؛ مانند دیوانگی و مستی و بیهوشی. ششم: استحاضۀ زنان، که بعداً بیان میشود. هفتم: کاری که برای آن باید غسل کرد؛ مانند جنابت. حکم حیض و نفاس و مسّ میّت و مسّ قطعۀ جدا شده از بدن انسان که دارای استخوان باشد، در مورد خود گفته میشود.

احکام وضوی جبیره

چیزی که با آن زخم و عضو شکسته یا پاره‌شده را میبندند و دارویی که روی زخم و مانند آن میگذارند، جبیره نامیده میشود.

مسئله 338. اگر در یکی از اعضای وضو زخم یا دُمل یا شکستگی یا پارگی باشد، چنانچه روی آن باز است و نجس نیست و آب برای آن ضرر ندارد، باید به صورت رایج وضو گرفت.

مسئله 339. اگر زخم یا دُمل یا شکستگی یا پارگی در صورت و دست‌هاست و روی آن باز است و آب ریختن روی آن ضرر دارد، چنانچه اطراف آن را با رعایت ترتیب - یعنی از بالا به پایین - بشوید، کافی است و اگر کشیدن دست تر بر آن ضرر ندارد، بهتر است که دست تر بر آن بکشد و سپس پارچۀ پاکی روی آن بگذارد و دست تر را روی پارچه هم بکشد و چنانچه این مقدار هم ضرر دارد یا زخم نجس است و نمیشود آب کشید، باید اطراف زخم را به گونه‌ای که در وضو ذکر شد، از بالا به پایین بشوید و بنا بر احتیاط مستحب پارچۀ پاکی روی زخم بگذارد و دست تر روی آن بکشد و اگر گذاشتن پارچه ممکن نیست، شستن اطراف زخم کافی است و در هر صورت تیمم لازم نیست، هرچند راجح است.

مسئله 340. اگر زخم یا دمل یا شکستگی یا پارگی در جلوی سر یا روی پاهاست و روی آن باز است، چنانچه تمام محل مسح زخم باشد که نتواند آن را مسح کند، باید پارچۀ پاکی روی آن بگذارد و روی پارچه را با تری آب وضو که در دست مانده مسح کند و بنا بر احتیاط مستحب تیمم کند و اگر گذاشتن پارچه ممکن نباشد، باید به جای وضو تیمم کند.

مسئله 341. اگر روی دمل یا زخم یا شکستگی یا پارگی بسته باشد، چنانچه بازکردن آن ممکن است و زحمت و مشقّت ندارد و آب هم برای آن ضرر ندارد، باید روی آن را باز کند و وضو بگیرد؛ چه زخم و مانند آن در جای شستن باشد؛ مانند صورت و دست‌ها؛ یا در جای مسح کشیدن باشد؛ نظیر جلوی سر و روی پاها.

مسئله 342. اگر زخم یا دمل یا شکستگی یا پارگی در صورت یا دست‌ها باشد و بتوان روی آن را باز کرد، چنانچه ریختن آب، روی آن ضرر دارد و کشیدن دست تر ضرر ندارد، واجب است دست تر روی آن بکشد.

مسئله 343. اگر نمیشود روی زخم را باز کرد، ولی زخم و چیزی که روی آن گذاشته شده پاک است و رسانیدن آب به زخم ممکن است و ضرر و زحمت و مشقت هم ندارد، باید آب را با رعایت ترتیب - یعنی از بالا به پایین - به روی زخم برساند و چنانچه زخم یا چیزی که روی آن گذاشته شده نجس باشد، اگر آب کشیدن آن و رسانیدن آب به روی زخم بدون ضرر و مشقت ممکن باشد، باید آن را آب بکشد و هنگام وضو آب را به زخم برساند و در صورتی که آب برای زخم ضرر دارد، یا رسانیدن آب به روی زخم ممکن نیست، یا زخم نجس است و نمیتوان آن را آب کشید، باید اطراف زخم را بشوید و اگر جبیره پاک است، روی آن را مسح کند و اگر جبیره نجس است، یا نمیتوان روی آن را دست تر کشید - مثلاً دارویی است که به دست میچسبد - پارچه پاکی را به گونه‌ای که جزء جبیره حساب شود، روی آن بگذارد و دست تر روی آن بکشد و اگر این هم ممکن نیست، احتیاط واجب جمع بین شستن اطراف و تیمّم است.

مسئله 344. اگر جبیره تمام صورت یا تمام یکی از دست‌ها را فراگرفته باشد، باز احکام جبیره جاری و وضوی جبیره‌ای کافی است و چنانچه بیشتر اعضای وضو را گرفته باشد، بنا بر احتیاط باید بین عمل جبیره و تیمم جمع کند، اگرچه کفایت تیمم در این صورت بعید نیست؛ ولی اگر تمام اعضای وضو را گرفته باشد، باید تیمّم کند.

مسئله 345. لازم نیست جبیره از جنس چیزهایی باشد که نماز در او جایز است، بلکه اگر از حریر یا از اجزاءِ حیوانی که خوردن گوشت آن جایز نیست بوده باشد، مسح بر آن نیز جایز است؛ لیکن در صورت امکان، باید آن را برای نماز بردارد.

مسئله 346. کسی که در کف دست و انگشت‌ها جبیره دارد و هنگام وضو دست تر روی آن کشیده است، میتواند سر و پا را با همان رطوبت مسح کند؛ یا از جاهای دیگر وضو رطوبت بگیرد.

مسئله 347. اگر جبیره تمام پهنای روی پا را گرفته، ولی مقداری از طرف انگشتان و مقداری از طرف بالای پا باز است، باید جاهایی که باز است روی پا را، و جایی که جبیره است روی جبیره را مسح کند.

مسئله 348. اگر در صورت یا دست‌ها چند جبیره باشد، باید میان آن‌ها را بشوید و اگر جبیره‌ها در سر یا روی پاها باشد، باید بین آن‌ها را مسح کند و در جاهایی که جبیره است، باید به دستور جبیره عمل کند.

مسئله 349. اگر جبیره بیشتر از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممکن نیست، باید به دستور جبیره عمل کند و بنا بر احتیاط واجب تیمم هم انجام دهد و اگر برداشتن جبیره ممکن است، باید جبیره را بردارد، پس اگر زخم در صورت و دست‌هاست، اطراف آن را بشوید و چنانچه در سر یا روی پاهاست، اطراف آن را مسح کند و برای جای زخم به دستور جبیره عمل کند.

مسئله 350. اگر در اعضای وضو، زخم، جراحت و شکستگی یا پارگی نیست، ولی به علّت دیگری آب برای همه دست و صورت ضرر دارد، باید تیمم کند و به احتیاط مستحب وضوی جبیره‌ای هم بگیرد و چنانچه برای مقداری از دست و صورت ضرر دارد، بعید نیست شستن اطراف آن کافی باشد؛ ولی احتیاطاً تیمم ترک نشود.

مسئله 351. اگر قسمتی از اعضای وضو را رگ زده است و نمیتواند آن را آب بکشد، یا آب برای آن ضرر دارد، چنانچه روی آن بسته است، باید به دستور جبیره عمل کند و اگر بستن یا پارچه گذاشتن ممکن نیست، پس از شستن اطراف، تیمم کند.

مسئله 352. اگر در اعضای وضو یا غسل چیزی چسبیده است که برداشتن آن ممکن نیست، یا به قدری مشقّت دارد که نمیشود تحمل کرد، باید به دستور جبیره عمل کند و احتیاط مستحب تیمّم کردن است.

مسئله 353. غسل جبیره‌ای مانند وضوی جبیره‌ای است؛ ولی بنا بر احتیاط واجب باید آن را ترتیبی به‌جا آورند؛ نه ارتماسی.

مسئله 354. کسی که وظیفۀ او تیمم است، اگر در بعضی از اعضای تیمّم او زخم یا دمل یا شکستگی یا پارگی باشد، باید به دستور وضوی جبیره‌ای، تیمّم جبیره‌ای انجام دهد.

مسئله 355. کسی که باید با وضو یا غسل جبیره‌ای نماز بگزارد، اگر بداند تا آخر وقت عذرش برطرف نمیشود، میتواند در اوّل وقت نماز بگزارد؛ ولی چنانچه امید دارد تا پایان وقت عذر او برطرف شود، بنا بر احتیاط مستحب صبر کند و اگر عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز را با وضو یا غسل جبیره‌ای به‌جا آورد.

مسئله 356. اگر انسان برای مرضی که در چشم اوست، موی چشم خود را بچسباند، به گونه‌ایکه آب به آن نرسد، باید وضو و غسل را جبیره‌ای انجام دهد و بنا بر احتیاط تیمّم هم بکند.

مسئله 357. کسی که بر اثر خصوصیت زخم یا بیماری، نمیداند وظیفه‌اش تیمّم است یا وضوی جبیره‌ای، بنا بر احتیاط واجب باید هر دو را به‌جا آورد.

مسئله 358. نمازهایی را که انسان با وضوی جبیره‌ای خوانده، صحیح است و پس از برطرف شدن عذر او، برای نمازهای بعدی هم لازم نیست که وضو بگیرد؛ ولی اگر برای آنکه نمیدانسته تکلیفش جبیره است یا تیمّم، هر دو را انجام داده باشد، باید برای نمازهای بعدی وضو بگیرد.