آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی
مرجع تقلید شیعه
نماز قضا
مسئله 1430. کسی که نماز واجب خود را در وقت آن انجام نداده، باید قضای آن را بهجا آورد، اگرچه در تمام وقت نماز خواب مانده؛ یا با بیماری یا مستی نماز نگزارده باشد؛ ولی نمازهای یومیهای را که زن در حال حیض یا نفاس بهجا نیاورده، قضا ندارد؛ همچنین نمازهای فوت شده در حال بیهوشی غیراختیاری قضا ندارد.
مسئله 1431. اگر پس از وقت نماز بفهمد نمازی را که اقامه کرده باطل بوده، باید قضای آن را بهجا آورد.
مسئله 1432. کسی که نماز قضا دارد، باید در گزاردن آن کوتاهی نکند؛ ولی واجب نیست فوری آن را بهجا آورد. البته در صورتی که بیاعتنایی به احکام دین نباشد و اگر به دین بیاعتنایی کرد و نماز را با تأخیر قضا کرد، گرچه معصیت کرده، نمازش صحیح است.
مسئله 1433. اگر کسی به اختیار خود با جراحی یا مصرف دارو سبب بیهوشی، یا حیض و نفاس در خود شود، به احتیاط واجب، نمازهای فوتشده در آن حال را قضا کند؛ به خصوص اگر این کار در وقت نماز باشد.
مسئله 1434. نمازهایی که واجب است حمد و سوره آنها بلند خوانده شود، هنگام قضا هم باید بلند خوانده شود؛ همچنین نمازهایی که آهسته خواندن آنها واجب است، هنگام قضا نیز واجب است آهسته خوانده شود و بلند یا آهسته خواندن قضای نافلهها، تابع ادای آنهاست.
مسئله 1435. کسی که وضو، غسل و تیمّم برایش ممکن نیست، در داخل وقت، نماز بر او واجب نیست و به احتیاط واجب باید در وقتی که قادر بر تحصیل طهارت است، نماز را قضا کند؛ خصوصاً اگر خودش با اختیار سبب از بین رفتن تمکّن شده باشد، بلکه اگر این عمل بعد از گذشتن وقت کافی برای انجام دادن نماز انجام گیرد، باید نمازش را قضا کند.
مسئله 1436. کسی که نماز قضا دارد، میتواند نماز مستحبی بگزارد.
مسئله 1437. اگر انسان احتمال دهد که نماز قضایی دارد یا نمازهایی را که خوانده صحیح نبوده، مستحب است به احتیاط، قضای آن را بهجا آورد.
مسئله 1438. در قضای نمازهای یومیه لازم نیست به ترتیب گزارده شود؛ برای مثال، کسی که یک روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نگزارده، لازم نیست اول نماز عصر و سپس نماز ظهر را قضا کند، مگر در قضای نمازهای ظهر و عصر یا مغرب و عشاء از یک روز که ترتیب در قضای آنها لازم است.
مسئله 1439. اگر بخواهد قضای چند نماز غیر یومیه را - مانند نماز آیات - اقامه کند، یا برای مثال، بخواهد قضای یک نماز یومیه و چند نماز غیر یومیه را بهجا آورد، لازم نیست آنها را به ترتیب بهجا آورد.
مسئله 1440. اگر کسی نداند نمازهایی که از او قضا شده کدام یک جلوتر بوده، لازم نیست با رعایت ترتیب آنها را انجام دهد، بلکه میتواند هر کدام را اول اقامه کند.
مسئله 1441. اگر کسی که نمازهایی از او قضا شده میداند کدام یک جلوتر قضا شده، به احتیاط مستحب، آنها را به ترتیب قضا کند.
مسئله 1442. اگر برای میتی میخواهند نماز قضا بهجا آورند و میدانند آن میت ترتیب قضا شدن را میدانسته، لازم نیست به صورتی قضا را بهجا آورند که ترتیب حاصل شود.
مسئله 1443. اگر میدانند میت ترتیب قضا شدن نمازهایش را میدانسته و بخواهند برای بهجا آوردن نماز قضای او چند نفر را اجیر کنند، لازم نیست برای آنها وقت مرتب معیّن کنند که در عمل با هم شروع نکنند.
مسئله 1444. اگر بدانند که میّت ترتیب قضا شدن نمازهایش را نمیدانسته یا ندانند که میدانسته، لازم نیست به ترتیب برای او قضا کنند.
مسئله 1445. در مسئله پیشین اگر بخواهند چند نفر را برای بهجا آوردن نماز میت اجیر کنند، لازم نیست وقت معیّن کنند، بلکه میتوانند همه باهم قضا را شروع کنند.
مسئله 1446. کسی که چند نماز مثلاً صبح یا ظهر از او قضا شده و شمارۀ آنها را نمیداند - مثلاً نمیداند چهار نماز بوده یا پنج نماز - چنانچه مقدار کمتر را اقامه کند که به آن یقین دارد، کافی است؛ همچنین اگر شمارۀ آنها را میدانسته و فراموش کرده، اگر مقدار کمتر را که مورد یقین است بهجا آورد، کفایت میکند.
مسئله 1447. کسی که نماز قضا از همین روز یا روزهای پیش بر عهده دارد، میتواند پیش از خواندن نمازی که قضا شده، نماز ادایی را بهجا آورد و لازم نیست نماز قضا را جلو بیندازد.
مسئله 1448. کسی که میداند یک نماز چهار رکعتی نگزارده، اما نمیداند نماز ظهر یا عصر یا عشاء است، اگر یک نماز چهار رکعتی به نیت قضای نمازی که بر عهده دارد، انجام دهد، کافی است.
مسئله 1449. اگر از روزهای گذشته نمازهای قضا دارد و یک نماز یا بیشتر هم از همان روز از او قضا شده، اگرچه لازم نیست نمازهای قضا را پیش از نماز ادا بهجا آورد، حتی اگرچه وقت داشته باشد و ترتیب بین نمازهای قضا را هم بداند؛ ولی به احتیاط استحبابی نمازهای قضا، به ویژه نماز قضای همان روز را پیش از نماز ادا بهجا آورد.
مسئله 1450. تا انسان زنده است، اگرچه از خواندن نمازهای قضای خود ناتوان باشد، دیگری نمیتواند نمازهای او را قضا کند.
مسئله 1451. نماز قضا را میتوان با جماعت گزارد؛ چه نماز امام جماعت ادا باشد یا قضا؛ و لازم نیست نماز هر دو یکی باشد، پس اگر مأموم نماز قضای صبح را با نماز ظهر یا عصر امام بهجا آورد، اشکال ندارد.
مسئله 1452. مستحب است بچۀ ممیز - یعنی کودکی که خوب و بد را میفهمد - به نماز خواندن و عبادتهای دیگر واداشته شود، بلکه مستحب است او را نسبت به قضای نمازها تمرین دهند.
نماز قضای پدر و مادر
مسئله 1453. نماز قضای پدر (و به احتیاط واجب مادر) بر پسری که در زمان مرگ پدر از همه پسران بزرگتر است، واجب است و اگر میّت پسر نداشت، قضا بر دختران او واجب نیست. اگر پسر بزرگتر یقین داشته باشد که پدر (و به احتیاط واجب مادر) او به جهت عذری نماز قضا بر عهده دارند، مانند اینکه نماز آنان در سفر یا در حال بیماری قضا شده یا بر اثر سهلانگاری و یاد نگرفتن احکام به صورت فاسد اقامه شده، بر او واجب است که بعد از مرگش آنها را بهجا آورد؛ یا برای او اجیر بگیرد؛ ولی نمازهایی که از روی نافرمانی و طغیان و عناد ترک شده قضا ندارد؛ نیز روزهای را که در سفر نگرفته، اگرچه نمیتوانسته قضا کند، واجب است که پسر بزرگتر قضا کند؛ یا برای او اجیر بگیرد.
مسئله 1454. بر پسر بزرگتر فقط نمازهای قضای پدر (و به احتیاط واجب مادر) واجب است؛ اما نماز قضای جدّش که بر پدرش به عنوان پسر بزرگتر واجب بود، یا نمازهای اجارهای که بر ذمّه پدر باشد، بر او واجب نیست که بهجا آورد.
مسئله 1455. لازم نیست پسر بزرگتر وارث میت باشد، بنابراین حتی اگر از ارث به یکی از اسباب منع - مانند قتل ممنوع - باشد، قضا بر او به احتیاط واجب است.
مسئله 1456. چنانچه دو پسر با یکدیگر دوقلو بوده یا از دو مادر باشند، آن پسری که زودتر متولّد شده است، بزرگتر است، هرچند نطفۀ دیگری زودتر منعقد شده باشد.
مسئله 1457. در صورتی که میّت پسر نداشته باشد و وصیت به قضا کرده باشد، باید از ثلث مال او انجام داد.
مسئله 1458. اگر پسر بزرگتر شک دارد که پدر یا مادر نماز و روزه قضا داشته یا نه، چیزی بر او واجب نیست.
مسئله 1459. اگر پسر بزرگتر بداند که پدر یا مادرش نماز قضا داشته و شک کند که بهجا آورده یا نه، واجب است قضا کند.
مسئله 1460. اگر معلوم نباشد که پسر بزرگتر کدام است، قضای نماز و روزۀ پدر یا مادر بر هیچ کدام از پسرها واجب نیست؛ ولی به احتیاط مستحب، قضای نماز و روزۀ او را میان خودشان قسمت کنند، یا برای انجام دادن آن قرعه بزنند.
مسئله 1461. اگر میّت وصیت کرده باشد که برای نماز و روزۀ او اجیر بگیرند، بعد از آنکه اجیر، نماز و روزه او را به صورت صحیح بهجا آورد، بر پسر بزرگتر چیزی واجب نیست.
مسئله 1462. اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز پدر یا مادر را بهجا آورد، باید به تکلیف خود عمل کند؛ برای مثال، در قضای نماز صبح و مغرب و عشاء حمد و سوره را باید بلند بخواند.
مسئله 1463. کسی که خودش نماز و روزۀ قضا دارد، اگر نماز و روزۀ پدر و به احتیاط واجب مادر هم بر او واجب شود، هر کدام را نخست بهجا آورد، صحیح است.
مسئله 1464. اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر یا مادر نابالغ یا دیوانه باشد، با بالغ شدن یا عاقل شدن، باید نماز و روزۀ پدر یا مادر را قضا کند و چنانچه پیش از بالغ یا عاقل شدن بمیرد، بر پسر بعدی چیزی واجب نیست.
مسئله 1465. اگر پسر بزرگتر پیش از آنکه نماز و روزۀ پدر یا مادر را قضا کند بمیرد، بر پسر دوم چیزی واجب نیست.
مسئله 1466. اگر برعهده کسی نماز یا روزه قضا بود و وصیت نکرد و مرد و ورثه او هم از آن ناآگاه بودند و شخصی مجانی و قربة الی الله آنها را انجام داد، ذمه او تبرئه میشود.
