آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

مرجع تقلید شیعه

مسائل جدید

ضدّیت با نظام اسلامی که در رأس آن فقیهی قرار دارد که به تأیید و انتخاب فقهاء جامع الشرایط منصوب شده چه حکمی دارد؟ آیا این ضدیّت مخلّ عدالت هم هست.
جایز نیست. نقد برخی از کارها یا از بعضی مسئولان ضدیّت با نظام محسوب نمیشود.
بهمن 1388

خدمات فرقه ها

از طرف فرقه... مجّاناً کارهایی عمومی مثل راه‌های عمومی و لوله‌کشی آب و پل و برق و نهر و غیره درست میکند و دعوای ایشان این است که این‌ها از طرف حقوق غرباء و بیچاره مجمع جهانی و افراد خیّر میآورند و به مردم میرسانند، تا حال از طرف این‌ها هیچ‌گونه تبلیغی انجام نگرفته و به نظر این‌ها این کارها را انجام میدهند. آیا چنین کمک از این‌ها گرفتن جایز است یا خیر؟
هر چند غالب این‌گونه خدمات با هدف تبلیغ همراه است، ولی با علم به عدم ترتّب مفسده اشکالی ندارد.
82/1/23

انتخابات

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل آزادی در انتخابات پذیرفته شده است؛ ولی رهبر مردم را ملزم میکند که در انتخابات شرکت کنند. آیا کسی که در انتخابات شرکت نمیکند، کار واجبی را ترک کرده است یا دستور رهبر، امر ارشادی است؟
تقویت نظام اسلامی با شرکت در انتخابات و مانند آن لازم است؛ لیکن هر فردی در انتخاب نماینده و رأی به کاندیدا آزاد است. البته رعایت مصالح نظام اسلامی و امت مسلمان لازم است.
74/7/24

تذهیب قرآن

با توجه به اینکه مرکز طبع و نشر قرآن جمهوری اسلامی ایران در زمینه مسائل مربوط به چاپ و نشر قرآن کریم فعالیت تحقیقاتی مینماید، مستدعی است ما را از نظر شریف خویش درباره روایت ذیل و سؤالات مطرح شده بهره‌مند فرمایید:
«علی بن ابراهیم، عن أبیه، عن صفوان، عن ابن مسکان، عن محمّد بن الورّاق، قال: عرضت علی أبیعبدالله علیه ا‌لسلام کتاباً فیه قرآن مختّم معشّر بالذهب و کتب فی آخره سورة بالذهب فأریته إیّاه فلم یعب فیه شیئاً إلّا کتابة القرآن بالذهب، و قال: لایعجبنی أن یکتب القرآن إلّا بالسواد، کما کتب أوّل مرّة» (اصول کافی، جلد 2، کتاب فضل القرآن، باب النوادر، ص629، ح8).
1. با توجه به روایت یادشده، آیا چاپ کل متن قرآن کریم با رنگی غیر از رنگ مشکی را مجاز میدانید یا خیر؟
2. با توجه به اینکه در مصاحف چاپ شده در برخی از بلاد اسلامی لفظ جلاله «الله» یا بعضی از حروف به منظور آموزش قرآن، به رنگی غیر از مشکی ملاحظه میشود، آیا این کار از نظر حضرتعالی مجاز است یا خیر؟
1. تعشیر - یعنی بعد از 10 آیۀ علامت نهادن - با رنگ غیرمشکی هم جایز است.
2. اَولی پرهیز از نوشتن متن قرآن با طلا است، هرچند تذهیبِ ورق، حاشیه و جلد جایز است.
3. نوشتن متن قرآن با رنگی که مشکی نیست ممنوع نیست؛ ولی با رنگ مشکی اَولی است.
82/3/11

حقوق تألیف و نشر

بعضی از ناشرین بدون اطلاع و اجازه مؤلف، اقدام به ترجمه و چاپ کتاب او میکنند. آیا این کار شرعاً جایز است؟ به طور کلّی، آیا حفظ حقوق طبع و ترجمه و نشر، واجب و لازم است؟ در صورتی که این کار بدون موافقت و رضایت قبلی مؤلف صورت گرفته باشد، وظیفه ناشر چیست؟
حقوق طبع، ترجمه و نشر آثار، مختص به صاحب تألیف است. اگر بدون اذن قبلی وی چنین کاری انجام شود، باید با تأدیه حقوق مزبور، رضایت وی تحصیل شود.
74/8/16

درباره رایت CD دیگران، CD های قفل‌شکسته و استفاده از آن [نظر حضرتعالی چیست؟]
اگر تولید برنامه، نظیر تألیف حق پدیدآورنده آن است و قفل گذاشتن به معنای منع استفاده غیر مجاز دیگران است، رایت و استفاده از آن، مشروط به کسب رضایت صاحب حق است، مگر آنکه صاحب حق، پس از شکستن قفل از حق خود اعراض کرده باشد و اعراض او احراز شود.
حق تألیف و حق تحجیر میتوانند به عنوان ثمن یا مثمن در معامله واقع شوند؟
آیا در این صورت، حق تحجیر به ملکیت خریدار درمیآید؟
آیا حق مؤلف مشروعیت دارد؟
1. چیزی که در عرف عقلا مالیت دارد و نیز مالیّت عقلایی آن را شارع مقدس رد نکرده و همچنین به استناد مالیّت حلال در عرف عقلا مثمن یا ثمن قرار میگیرد و نیز مثمن یا ثمن قرار گرفتن آن را شارع مقدس رد نفرموده، مشمول ادلّه تنفیذ عقود است.
2. حق تألیف و نیز حقّ تحجیر از حقوق مالی در عرف عقلاست و در عقد بیع به عنوان مثمن یا ثمن واقع میشود و نه مالیت آن رد شد و نه عوض قرار گرفتن آن و چون پیمان تجاریْ محصور در معاملات معهود نیست و عین بودن مثمن در بیع لازم نیست، لذا حقوق یادشده میتوانند مورد معامله قرار گیرند.
82/10/28

احکام بانک ها و صندوق های قرض الحسنه

صندوق قرض‌الحسنه و تعاونی اعتبار مالی یک نهاد یا گروهی سپرده‌های اعضا را با رضایت آنان، در فعالیت‌های علمی، فرهنگی و انتشاراتی خود به کار گرفته و سودی به دست آورده و همچنین مشارکت در فعالیت سودآور شرعی و قانونی سایر اعضا استفاده کرده و درصدی از سود حاصله را به عنوان سود مشارکت به سپرده‌گذاران خود اعطا مینماید.‌
لطف فرموده نظرتان را در این مورد (سود پرداختی به سپرده‌گذاران) از نظر شرع مقدس بیان بفرمایید.
1. لازم است مسئول صندوق قرض‌الحسنه وکیل شرعی سپرده‌گذاران باشد.
2. لازم است فعالیت‌های سودآور به صورت عقد شرعی مانند مضاربه، شرکت و... باشد.
با حفظ دو شرط یادشده سود پرداختی به سپرده‌گذاران حلال است.
86/9/9

افتتاح حساب پس‌انداز قرض‌الحسنه در بانک به قصد شرکت در قرعه‌کشی چه حُکمی دارد؟
جایز است.

واگذاری حق وامگیری

آیا خرید و فروش وام که بر اثر گردش حساب یا اعتبار و یا اسناد و مدارک شخصی (حقیقی یا حقوقی) به ایشان تعلق میگیرد و وی با رضایت خویش و در برابر اخذ مبلغی توافقی وام را به شخص دیگری میفروشد از لحاظ شرعی مشکل دارد یا خیر؟
1. گاهی وام‌گیرنده مُقوّم حق است - یعنی طبق قانون حق انتقال به غیر را ندارد - در این صورت فروش حق وامگیری جایز نیست.
2. گاهی وام‌گیرنده مورد حق است نه مقوّم آ‌ن - یعنی طبق قانون حق انتقال به غیر را دارد - در این صورت فروش حق وامگیری جایز است.
86/11/25

پرداخت دَیْن با لحاظ تورّم

مظلمه چگونه محاسبه میشود؟ مثلاً بنده چند سال پیش، پنج‌هزارتومان به شخصی بدهکار بودم؛ ولی دیگر او را ندیدم. آیا برای ردّ مظلمه، همان مبلغ کافی است؟
باید تفاوت قدرت خرید و مقدار تورّم لحاظ شود؛ سپس مجموع آن تأدیه گردد.

پرداخت غرامت در تأخیر دَیْن

اگر طلبکار از بدهکار چک دریافت کند و در موعد وصول آن، موجودی بانکی بدهکار کافی نباشد و بدهکار پس از مدتی تأخیر به طلبکار بگوید: سود یا غرامت بابت تأخیر را پرداخت میکنم؛ سودی که میدهد شرعاً چه حُکمی دارد؟
1. اگر از اول شرط نکرده باشند و بدهکار داوطلبانه سود یا غرامت را پرداخت کند، اشکالی ندارد.
2. بهتر است که شخص طلبکار این را هم نگیرد.
اگر شخصی وجهی را به عنوان قرض به کسی بدهد و تأخیری در دریافت وجه به عمل آید، آیا شخص طلبکار مجاز است مبلغی را به عنوان تأخیر مطالبه نماید؛ یا دریافت وجه اضافه ربا و حرام است؟
1. در صورتی که تأخیر ادای دین برای عدم قدرت بدهکار باشد و در اوّلین فرصت آن را تأدیه کند، طلبکار حق دریافت مبلغ زائد را ندارد.
2. در صورتی که تأخیر ادای دین عمدی بوده و سبب خسارت طلبکار شود، وی حق دریافت مبلغ زائد را از بدهکار دارد.
3. صِرف تأخیر در ادای دین، خسارت برای طلبکار محسوب نمیشود.
86/8/28

مسائل مربوط به شهرداری

اینجانب ملکی داشته‌ام که بنابر سند ثبتی آن، حد شمالی به کوچه 9 متری و حد جنوبیاش به زمین مشرف بوده است در حدود سال 1360ش، بر اثر طرح عمرانی، حد جنوبی این ملک، در کنار خیابانی 30 متری واقع میشود که طرح آن، با هزینۀ شهرداری صورت گرفته است. پس از این واقعه، مالک حق داشته طبق مقررات شهرداریها با پرداختن عوارض، قانوناً [امتیاز] برِ خیابان اصلی را اخذ نماید؛ لیکن مالک به خاطر دلایل متفاوتی از جمله عدم بازسازی ملک و عدم اطلاع از قوانین و... به این کار اقدام نکرده است و بدون پرداخت عوارض و (برخلاف مقررات شهرداری) به احداث درب مشرفِ به خیابان در حد جنوبی، اقدام نموده است.
سال‌ها بعد؛ یعنی در سال 1381ش، بر اثر طرح‌های عمرانی و برابر اعلام شهرداری، این ملک به صورت کامل در طرح خیابانی عظیم قرار میگیرد و باید مالک (برابر قانونِ نحوۀ تقویم ابنیه، املاک و اراضی مورد نیاز شهرداریها) در صورت عدم توافق با شهرداری، با قیمت کارشناسان رسمی دادگستری، ملک را واگذار نماید.
این نکته قابل توجه است، املاکی که دو کله باشند، با حد به خیابان حدود سه برابر ارزش ملکی آن‌ها، افزایش مییابد. در نتیجه ارزش معاملاتی این ساختمان در نظر شهرداری، به همان مقدار است که هنوز خیابان عبور نکرده و در نتیجه قیمت افزایش سه برابری را در نظر ایشان ندارد و شهرداری، حد جنوبی در سند ملکی که جدیداً توسط ادارۀ ثبت اسناد اصلاح گردیده را امری تشریفاتی دانسته و موجب ارزش حدود سه برابری نمیدانند و میگویند: قیمت‌گذاری باید برابر وضعیت ملک در زمان قبل از اجرای طرح اولیه سال 1360ش، با حد شمالی به کوچه 9 متری باشد و حد جنوبی شما در قیمت‌گذاری به حساب نمیآید؛ یعنی حدوداً یک سوم کاهش ارزش ملک.
آیا این ارزش پیدا شدۀ در ملک، توسط احداث خیابان با هزینۀ شهرداری، شرعاً به مالک تعلق میگیرد؛ یا این ارزش متعلق به شهرداری است و میتواند در اعطای آن به مالک، ممانعت نماید؟
1. مالک زمین فقط مالک قیمت آن به لحاظ زمان قبل از اجرای طرح است؛
2. ارزش افزوده به مالک زمین تعلق نمیگیرد؛
3. شهرداری میتواند ارزش زائد را از مالک بگیرد؛
4. مالک زمین با پرداختن ارزش افزوده بر دیگران مقدم است.
1391/11/22

احکام تشریح

اگر تنها راه شناسایی هویّت جسد مجهول‌الهویّه، قطع انگشتان هر دو دست و بازسازی آثار انگشت وی در آزمایشگاه جنایی باشد، آیا دادگاه اجازه دستور به قطع انگشتان جسد را دارد؟ با توجه به اینکه شناسایی هویّت جسد برای رفع نگرانی و تردید خانواده‌ها لازم است، آیا وجود و عدم وجود مدّعی برای جسد یا اجازه و عدم اجازه بستگان متوفّا تأثیری در حکم دارد؟
1. قطع انگشت میّت مؤمن حرام است.
2. در صورت ضرورتِ احراز هویّت و انحصار راه شناسایی، جایز است.
3. قطع مزبور با نظارت ولیّ میّت، اولی است.
81/7/18

اگر تیم پزشکی برای آزمایشها و تحقیقات پزشکی احتیاج دارد که قلب یا بعضی از اعضای میتی را از جسد جدا سازند و پس از رفع احتیاج، اقدام به دفع آن کنند.
الف) با توجه به مسلمان بودن میّت، اقدام به این کار جایز است؟
ب) دفن قلب و بعضی از اعضای جسد جدای از بدن میّت جایز است؟
1. تشریح جسد مسلمان جائز نیست مگر در صورت انحصار و ضرورت مانند حفظ حیات انسان محترم یا کشف مطالب علمی که تأمین سلامت جامعه وابسته به آن است.
2. دفن اجزاء در کنار بدن میّت لازم و در صورت عسر و حرج جداگانه دفن شود.
88/2/31

آیا جهت کالبدشکافی به منظور انجام آزمایشات و پیشرفتهای علمی در صورت عدم دسترسی به اجساد غیر مسلمان میتوان از اجساد بالغ، نابالغ و جنین مسلمان استفاده کرد؟
1. کالبد شکافی جسد مسلمان جهت صرف آموزش یا آزمایش جائز نیست.
2. در صورت ضرورت برای حفظ جان انسان محترم جایز است.
88/2/31

تغییر جنسیت

1. آیا تغییر جنسیت (مرد به زن و بالعکس) جایز است یا نه؟
2. ادلّه فقهی که میتوان برای اثبات یا ردّ آن بیان کرد چیست؟
3. اگر در کشور اسلامی چنین عملی صورت گیرد (در صورت عدم جواز) تکلیف مطلعین فقط امر به معروف و نهی از منکر است یا نه؟
1. تغییر جنسیّت حرام نیست.
2. نبودن دلیل بر حرمت برای اثبات جواز کافی است.
3. در صورت اطلاع، هر کس برابر وضع کنونی به لحاظ محرم یا نامحرم بودن، عمل میکند.
83/9/12

تغییر جنسیت مرد به زن یا زن به مرد در صورتی که حکم پزشک باشد که در صورت عدم تغییر جنسیت بیماریهای خطیری برای وی به وجود میآورد حکم آن چیست؟
تغییر جنسیت در فرض سؤال جایز است.
89/3/5

احکام عزاداری

نظر حضرتعالی در مورد قمه‌زنی و شرح آیه 32 سوره حج در ادله مراجعی که قمه‌زنی را با توجه به آیه شریفه آیه32 سوره حج از شعایر دینی جایز و مستحب دانسته‌اند، همچنین با توجه به احادیثی دیگر و به بعضی از احادیث.
قمه زدن ترک شود.
89/3/5

قمه و زنجیر چاقویی زدن و تیغ کشیدن در مجالس عزای اهل‌بیت علیهم السلام چه حکمی دارد؟
چیزی که در شرایط کنونی، مایه وهن اسلام است، مانند قمه زدن و...، جایز نیست. چیزی که مایه تعظیم شعایر است یا سبب هتک نیست، مانند زنجیر زدن، جایز است.
80/12/1

گفتن ذکرهایی مثل خدای من حسین است، من علیاللهیم و لا إله إلّا فاطمه چه حکمی دارد؟
باید ترک شود.
80/12/1

در مراسم عزای سیّدالشهداء لطمه زدن به صورت به دور از ریا و تظاهر، چه حکمی دارد؟
صرف نظر از حکم لطمه‌زدن به صورت در مصیبت، انجام چنین کاری اگر موجب ضرر قابل اعتنا نباشد، اشکال ندارد.
81/4/12

هروله کردن (حالتی بین راه‌رفتن و دویدن) همراه با سینه‌زنی در مراسم عزاداری، چه حکمی دارد؟
هروله ذاتاً اشکال ندارد، ولی اگر موجب وهن عزاداری شود، اشکال دارد.
81/4/12

سینه زدن با بدن برهنه، به دور از چشم نامحرم چه حکمی دارد؟
در صورتی که مصون از نگاه نامحرمانه - نه خصوص نامحرم - باشد، اشکال ندارد.
81/4/12

در برخی مجالس که برای بزرگداشت اهل‌بیت علیهم‌السلام برپا میشود، مسایلی به چشم میخورد؛ از جمله:
1. تصریح به الفاظی که دلالت بر الوهیت اهل‌بیت علیهم‌السلام دارد؛ مانند لا إله إلّا علی و... .
2. خواندن اشعار و بیان مطالبی که مقام خداوند را در برابر اهل‌بیت علیهم‌السلام پایین میآورد؛ مانند خدا عکس علی را ماچ میکرد.
3. انجام بعضی کارها در منظر مردم، برای اظهار ذلّت در برابر اهل‌بیت علیهم‌السلام ؛ مانند آویختن زنجیر به گردن و درآوردن صدای حیوانات.
4. نسبت دادن برخی امور به اهل‌بیت علیهم‌السلام که به ظاهر با عصمت آنان منافات دارد.

برخی افراد در توجیه این اعمال که در آن شائبه حرمت وجود دارد، میگویند: دستگاه امام حسین علیه السلام از محدوده فقه خارج است. لطفاً با بیان نظر شریفتان، راهگشای ما برای دستیابی به بینشی به دور از اشتباه و بهره‌مندی صحیح از مجالس اهل‌بیت علیهم السلام باشید.
1. اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام همتای قرآن کریم، معصوم و حجّت الهیاند.
2. تعظیم شعایر اهل‌بیت علیهم السلام مورد ترغیب اکید شارع مقدس است.
3. در تمام مراسم، لازم است از غلو پرهیز شود.
4. لازم است در همه مراسم، از گفتار یا رفتاری که موجب هتک مقام شامخ امامت و وهن خاندان عصمت یا اهانت به اصل عزاداری است، احتراز شود.
5. نهضت سیّد الشهداء علیه السلام برای احیای حق و اماته باطل بود؛ کاری که حق نباشد، انجام دادن آن مخالف هدف قیام حسینی (ارواحنا فداه) است.
81/1/22

جمعی از شیعیان و محبّان اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام هستیم که همه ساله در ایّام ماه محرّم و صفر از سالیان دراز تاکنون عزاداری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و دیگر ائمه معصومین علیهم السلام را در نقش تعزیه و شبیه‌خوانی در شهر مذهبی سیّدان فارس - که سرای سادات و دارالمؤمنین است - و دیگر قُرای فارس و خودِ شهر شیراز اقامه میکنیم و طریقه‌اش آن است که مرد لباس مخصوص زنانه نمیپوشد بلکه پیراهن سیاه عربی پوشیده و با پارچه سیاه تا روی بینی را میپوشانند و اطفال هم لباس عربی پوشیده و زبان حال میخوانند، اجتماع مرد و زن هم مختلط نمیباشد و آواز غنا در کار نیست، ساز و شیپور و طبل که مخصوص عزاداری است، به صورت مارش عزا مینوازند و اشعار تعزیه ما را شاعر گرانقدر مرحوم آقای میرزا علیجان کاویانیراد متخلّص به سُکوتی - که از اساتید تعزیه در ایران بوده - از نصّ احادیث شیعه به دست آورده است، نسخه‌ها در بین نسخه‌های سراسر ایران بینظیر میباشد و ایشان از اهل «داراب کلا» ساری بوده‌اند که برای برپایی عزای امام حسین علیه‌السلام به سراسر ایران مسافرت کردند، اجرای مراسم تعزیه ایشان را به فارس کشانیده و در آنجا ساکن و مدفون شده‌اند و حدود سیصد مجلس تعزیه از ایشان به یادگار مانده که قابل تحسین است، حتیالامکان در مجالس ما اشعار دروغ خوانده نمیشود و مجالس، با شکوه خاص برگزار میگردد و به کثرتی شور و گریه برپا میشود که قابل توجّه است. رفتن در همچون مجالس و گرفتن اجرت و اقامۀ آن چه صورت دارد؟
1. در صورت حفظ همه شرایط مرقوم در استفتاء، اقامه، شرکت و تهیّه مقدّمات جایز بلکه راجح است.
2. چون هدف نهضت سیّدالشهداء علیه‌السلام استنقاذ بندگان خدا از جهالت و ضلالت بود، نباید طرزی رفتار کرد که تعزیت به جای تعلیم و تربیت و تزکیه نفوس قرار گیرد.
87/1/22