آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

مرجع تقلید شیعه

نمازهای واجب شبانه روز

مسئله 767. نمازهای واجب شبانه‌روز پنج‌تاست:
یکم. ظهر، چهار رکعت؛ دوم. عصر، چهار رکعت؛ سوم. مغرب، سه رکعت؛ چهارم. عشاء، چهار رکعت؛ پنجم. صبح، دو رکعت.

مسئله 768. در سفر، نمازهای چهار رکعتی با شرایطی که خواهد آمد، دو رکعت میشود.

وقت نماز ظهر و عصر

مسئله 769. فرا رسیدن ظهر شرعی، وقت نماز ظهر و سپس نماز عصر است. ظهر شرعی، غیر از ساعت دوازده روز است، زیرا ظهر شرعی، گاهی قبل از ساعت دوازده و گاهی پس از آن است، چنان‌که در بعضی از شهرها پیش از ساعت دوازده و در برخی دیگر، پس از ساعت دوازده است.

مسئله 770. ظهر شرعی، وقتی است که آفتاب از دایره نصف‌النهار بگذرد و تشخیص آن، به این است که در شهرهای اِستوایی، سایۀ شاخص که هنگام طلوع آفتاب به طرف مغرب بود، کاملاً از بین برود و با شروع سایۀ جدید شاخص به طرف مشرق، وقت نماز ظهر و سپس نماز عصر است، چنان‌که برخی از روزهای سال در مکه اتفاق میافتد. تشخیص ظهر شرعی در شهرهایی که در خطّ اِستوا قرار ندارند؛ مانند بسیاری از کشورهای شمالی و جنوبی، به این است که شاخصِ صافی به طور عمود در مکان مسطّح نصب شود، هنگامی که سایۀ پدید آمده از صبح به طرف مغرب، به نهایت کوتاهی خود برسد و شروع به زیادی به سمت مشرق کند، آغاز ظهر شرعی است.

مسئله 771. وقت نماز ظهر و عصر، طبق معروف، به چهار صورت است:
یکم: وقت مختصّ به هر کدام، به گونه‌ای که عمداً نمیشود یکی را در زمان دیگر انجام داد؛ دوم: وقت مشترک بین هر دو؛ سوم: وقت فضیلت هر کدام؛ چهارم: وقت اِجزا. احکام هر یکدر جای مناسب خود خواهد آمد. ان‌شاءالله!

مسئله 772. معنای وقت اختصاصی ظهر، آن است که نماز عصر را نمیشود به‌عمد در وقت اختصاصی ظهر انجام داد و معنای وقت اختصاصی عصر، آن است که در آن زمان محدود، غیر از نماز عصر، جایز نیست و معنای اختصاص، همان ترتیب است، بنابراین انجام دادن نماز ظهر در غیر وقت اختصاصی خود، همچنین انجام دادن نماز عصر در غیر وقت اختصاصی آن، باطل نیست، چنان‌که به‌جا آوردن نمازهای قضا، آیات، اجاره‌ای و مانند آن، در وقت اختصاصی ظهر یا عصر با فرض انجام دادن نماز ظهر یا عصر در وقت دیگر، باطل نیست.

مسئله 773. وقت مخصوص ظهر، اول وقت است تا اندازه‌ای که بتوان نماز ظهر مسافر یا حاضر را با تحصیل مقدمات آن، در آن وقت به‌جا آورد. وقت مخصوص عصر، مقداری از زمان تا مغرب است که بتوان نماز عصر مسافر یا حاضر را در آن انجام داد. بین دو وقت مخصوص، وقت مشترک نماز ظهر و عصر است، اگر کسی نماز ظهر را تا وقت اختصاصی عصر به‌جا نیاورده باشد، باید نماز عصر را اقامه کند و قضای نماز ظهر را بعداً به‌جا آورد و اگر سهواً نماز ظهر در وقت مخصوص عصر و یا نماز عصر سهواً در وقت مخصوص ظهر واقع شد، صحیح است.

مسئله 774. رعایت ترتیب بین نماز ظهر و عصر و بین نماز مغرب و عشاء واجب است و تقدیم عمدی عصر بر ظهر و عشاء بر مغرب، موجب بطلان عصر و عشاء خواهد بود. اگر سهواً پیش از نماز ظهر، نماز عصر را شروع کند و در بین نماز بفهمد که نماز ظهر را به‌جا نیاورده، باید نیّت را به نماز ظهر برگرداند؛ یعنی قصد کند آنچه خواندم و آنچه میخوانم، همه نماز ظهر باشد؛ خواه این حالت در وقت مخصوص نماز ظهر پیدا شود؛ خواه در وقت مشترک، هر چند احتیاط مستحبْ آن است که اگر این عمل در وقت مخصوص ظهر رخ دهد، دوباره نماز ظهر پیش از عصر خوانده شود.

مسئله 775. نماز جمعه در زمان حضور امام معصوم علیه‌السلام و منصوب خاص او، واجب تعیینی است؛ به این صورت که غیر آن صحیح نیست؛ ولی در زمان غیبت معصوم علیه‌السلام واجب تخییری است؛ یعنی کسی که در نماز جمعه شرکت کرده، لازم نیست نماز ظهرِ چهار رکعتی را هم به‌جا آورد.

مسئله 776. نماز ظهر روز جمعه، اگر به صورت چهار رکعت به‌جا آورده شود، وقت آن، همانند وقت سایر روزها وسیع است و اگر به صورت نماز جمعه انجام شود، وقت آن، محدود است به اینکه سایۀ حادث شده، به اندازۀ سایۀ اول زوال شود، به صورتی که بتوان در این فرصت، شرایط نماز را انجام داد و خطبه‌ها و دو رکعت آن را به طور متعادل به‌جا آورد و اگر با گذشت این اندازه از زمان، نماز جمعه ادا نشد، باید نماز چهار رکعتِ ظهر روز جمعه خوانده شود.

وقت نماز مغرب و عشاء

مسئله 777. با فرارسیدن مغرب؛ یعنی برطرف شدن اثر سرخی آفتاب، بعد از غروب آن (آفتاب) در کرانه غرب، وقت نماز مغرب و عشاء با تقدّم نماز مغرب بر عشاء فرا میرسد. غایب شدن آفتاب در حجاب کوه و مانند آن، غروب نیست؛ بلکه فرو رفتن آن در افق سطح زمین و بدون حاجب، غروب بوده، سپس برطرف شدن اثر آن از بالای سر، مغرب است.

مسئله 778. نماز مغرب و عشاء - طبق معروف - وقت مختصّ، وقت مشترک، وقت فضیلت و وقت اِجزا دارند:
وقت مختصّ نماز مغرب، از اول مغرب تا اندازۀ به‌جا آوردن سه رکعت نماز با شرایط آن است.
وقت مختصّ عشاء به اندازۀ خواندن چهار رکعت برای حاضر و دو رکعت برای مسافر به نیمه شب مانده است.
بین وقت اختصاصی مغرب و وقت اختصاصی عشاء، وقت مشترک بین این دو نماز است، اگر مسافری که نماز عشای او دو رکعت است، تمام نماز را سهواً در وقت مخصوص مغرب به‌جا آورد، صحیح است، هرچند به احتیاط مستحبْ بعد از نماز مغرب، نماز عشاء را دوباره اقامه کند. اگر کسی نماز مغرب را تا وقت اختصاصی عشاء به‌جا نیاورده، اول، نماز عشاء و سپس نماز مغرب را به‌جا آورد. وقت اختصاصی، مانند وقت مشترک است؛ یعنی هیچ کدام وقت اختصاصی ندارد، بلکه آنچه واجب است، ترتیب، یعنی تقدیم مغرب بر عشاء؛ مانند تقدیم ظهر بر عصر است و برای مسافر که نمازهای چهار رکعتی او دو رکعت است و برای غیر مسافر، وقت اختصاصی ظهر و عصر و نیز مغرب و عشاء فرق میکند. البته در تمام موارد، منظور از اختصاص، همان ترتیب است نه بیش از آن؛ یعنی تمام وقت مشترک است و وقت اختصاصی اصلاً مطرح نیست.

مسئله 779. اگر پیش از نماز مغرب، سهواً نماز عشاء را شروع کرده باشد و در بین نماز بفهمد که اشتباه کرده است، چنانچه وارد رکوع رکعت چهارم نشده باشد، باید نیّت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و پس از آن، نماز عشاء را به‌جا آورد و اگر وارد رکوع رکعت چهارم شده باشد، نماز عشاء را تمام میکند و بعد از آن، نماز مغرب را میخواند و در این جهت، فرقی بین وقت مختص و مشترک نیست. بلی، اگر این جریان در وقت مختص به مغرب پیش آید، به احتیاط مستحبْ پس از عدول نیّت به مغرب و گزاردن نماز عشاء، دوباره مغرب و عشاء را به‌جا آورد.

مسئله 780. آخر وقت نماز عشاء برای غیر مسافر چهار رکعت مانده به نصف شب و برای مسافر دو رکعت مانده به آن است و شب، از اول غروب تا اول طلوع فجر (اذان صبح) است.

مسئله 781. اگر به عمد نماز مغرب و عشاء را تا نصف شب به‌جا نیاورده، گناه کرده و نماز او قضاست و اگر بر اثر خواب، فراموشی و مانند آن نماز نگزارده، باید تا پیش از اذان صبح به‌جا آورد و به احتیاط مستحب نیّت ادا یا قضا نکند، هرچند نماز او اداست.

وقت نماز صبح

مسئله 782. در پایان شب، سفیده‌ای در مشرق به صورت عمودی به بالا حرکت میکند که فجر اول و فجر کاذب است، چون به زودی برطرف میشود، سپس در کرانه مشرق، دو نوار کاملاً پهن و از هم ممتاز، یکی در بالا و دیگری پایین قرار دارند که هر لحظه سفیدی نوار پایین، بیشتر و سیاهی نوار بالا کمتر میشود که فجر دوم و فجر صادق است، چون در گزارش فرا رسیدن صبح، صادق است. اول وقت نماز صبح، آغاز فجر صادق است و آخر وقت آن، اول طلوع آفتاب. لیالی مُقمره با شب‌های دیگر هم تفاوتی ندارند.

احکام وقت نماز

مسئله 783. نمازِ قبل از وقت، باطل است، هرچند مقداری از آن، در وقت واقع شده باشد، بنابراین تا وقت نماز فرا نرسد، نمیتوان نماز را شروع کرد. آگاهی از دخول وقت یا با یقین خود نمازگزار [است] یا با اطمینان او از هر راهی که حاصل بشود؛ مانند [اطمینانی که از] ساعت دقیق [به دست میآید]؛ یا به شهادت دو مرد عادل [است]، هرچند به آن مطمئن نشود. منجّم ماهر و آشنا به فقه میتواند به طمأنینۀ خود عمل کند، چنان‌که اعتماد به اذان شخصِ وقت‌شناسِ موثّق، جایز است.

مسئله 784. کسی که بر اثر مانع شخصی؛ مانند نابینایی، کار در تونل‌های زیرزمین، زندانی بودن، یا مانع عمومی؛ نظیر ابری بودن فضا یا کسوف آفتاب، نتواند اول وقت را تشخیص دهد، میتواند به گمان قوی خود که نزد یک طمأنینه است، نماز را شروع کند، هرچند احتیاط مستحبْ در تأخیر آن تا زمانِ یقین یا اطمینان است.

مسئله 785. اگر کسی بر اثر یقین، طمأنینه، گزارش دو مرد عادل یا گمان قوی برای معذور، شروع به نماز کرد و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده، یا بعد از نماز بفهمد که تمام نماز او پیش از وقت انجام شده، نماز او باطل است؛ ولی چنانچه در بین نماز یا پس از آن بفهمد که در بین نماز (قبل از تمام شدن آن، هرچند هنگام سلام باشد) وقت داخل شده، نماز او صحیح است.

مسئله 786. اگر کسی در لزوم رعایت وقت، غفلت داشته باشد و نداند که باید آن را احراز کند، یا آن را فراموش کرده باشد و با قصد نماز و قربت وارد آن شود و پس از نماز بفهمد که تمامِ آن قبل از وقت واقع شد، نماز او باطل و نیز اگر بفهمد مقداری از نماز او پیش از وقت واقع شد و یا شک کند که در وقت واقع شد یا پیش از آن، نماز او باطل است؛ ولی اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز او در وقت واقع شد، نماز او صحیح است.

مسئله 787. اگر کسی یقین یا اطمینان داشته باشد که وقت نماز فرا رسیده و مشغول نماز شود و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او باطل است؛ ولی اگر در بین نماز یقین یا اطمینان حاصل شود که وقت داخل شده و شک کند آن مقداری از نماز را که خوانده است، در وقت بوده یا پیش از آن، نماز او صحیح است؛ ولی اگر در بین نماز اطمینان حاصل شود که پیش از تمام شدن نماز، وقت داخل میشود، نماز او باطل است.

مسئله 788. اگر وقت نماز به اندازه‌ای تنگ است که با انجام دادن بعضی از ذکرها یا کارهای مستحب، بعضی از امور واجب پس از وقت واقع میشود، باید آن امور مستحب را انجام ندهد و اگر تنگی وقت بر اثر تأخیرِ عمدی نبوده و با خواندن بعضی از ذکرهای مستحب، مانند ذکر قنوت یا اذان، برخی از امور واجب در خارج از وقت واقع میشوند، در صورتی که یک رکعت آن در وقت واقع شود، میتواند آن ذکر یا کار مستحب را انجام دهد و نماز او صحیح است.

مسئله 789. تأخیر عمدی نماز، به‌گونه‌ای که فقط یک رکعت آن در وقت انجام گیرد، حرام است و نمیتواند نیّت ادا بکند و چنانچه بر اثر ضرورتی مانند سهو و اشتباه، فقط یک رکعت آن در وقت و بقیۀ آن در خارج وقت واقع میشود، نماز او صحیح و اداست و باید آن را به همین وضع اقامه کند.

مسئله 790. کسی که مسافر نیست و تا مغرب به اندازۀ پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر، هر دو را با همان ترتیب به‌جا آورد و اگر کمتر فرصت دارد، باید فقط نماز عصر را به قصد ادا اقامه کند و نماز ظهر را بعداً قضا کند و اگر تا نصف شب، به اندازۀ پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشاء را با همان ترتیب به‌جا آورد و اگر کمتر وقت دارد، باید فقط عشاء را به قصد ادا اقامه کند و پس از آن، نماز مغرب را تا اول صبح صادق، بدون نیّت ادا و قضا به‌جا آورد و اگر تا آن وقت انجام ندهد، نماز مغرب او قضاست.

مسئله 791. کسی که مسافر است و تا مغرب به اندازۀ خواندن سه رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر را با همان ترتیب به‌جا آورد و اگر کمتر از سه رکعت فرصت دارد، باید فقط نماز عصر را به قصد ادا اقامه کند و نماز ظهر را بعداً قضا کند و چنانچه تا نصف شب به اندازه خواندن چهار رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشاء را به همان ترتیب اقامه کند و اگر کمتر از آن وقت دارد، باید فقط نماز عشاء را به‌جا آورد و پس از آن، نماز مغرب را بدون نیّت ادا و قضا انجام دهد و چنانچه پس از گزاردن نماز عشاء معلوم شود که به مقدار یک رکعت یا بیشتر، وقت به نصف شب مانده است، باید فوراً نماز مغرب را که اَداست اقامه کند و اگر نماز مغرب را تا اول صبح به‌جا نیاورد، نماز مغرب او قضاست.

مسئله 792. مستحب است نماز در اول وقت آن، به جا آورده شود و هر چه به اول وقت نزدیک‌تر باشد، اقامۀ نماز در آن، ثواب بیشتر دارد؛ یعنی نماز در وقت فضیلت آن، بهترین مصداق نماز واجب است، مگر آنکه مقدار کمی صبر شود تا به جماعت یا چیز دیگری که استحباب شرعی دارد، اقامه شود.

مسئله 793. کسی که عذری دارد و نمیتواند در اول وقت، نماز را با همه شرایط صحت آن انجام دهد؛ مثلاً با وضو یا با لباس پاک آن را اقامه کند، در صورت اطمینان به ماندن عذر تا پایان وقت، میتواند با تیمّم یا لباس ناپاک در اول وقت، نماز را به پا دارد و در صورت اطمینان به از بین رفتن عذر، باید صبر کند تا با وضو و با طهارت لباس، نماز را اقامه نماید و اگر احتمال دهد که عذر او تا پایان وقت برطرف میشود، به احتیاط واجب صبر کند. در تمام امور یادشده، فرقی بین تیمّم و عذر دیگر نیست و چنانچه با احتمال ماندن عذر توانست قصد نماز و نیّت تقرّب نماید و نماز را با همان عذر - مثلاً با تیمّم - به‌جا آورد و عذر او تا پایان وقت باقی ماند، نماز او صحیح است و اعاده ندارد.

مسئله 794. کسی که مسائل اصلی نماز را میداند و احکام شک و سهو و مانند آن را نمیداند و میتواند بدون آن‌ها نماز را به طور صحیح اقامه کند، نماز او در اول وقت، درست است و اگر اطمینان دارد بدون آگاهی از احکام آن‌ها نمیتواند نماز را به طور صحیح انجام دهد، باید صبر کند تا پس از یادگیری آن‌ها نماز را به پا دارد و چنانچه احتمال دهد اموری که احکام آن‌ها را نمیداند پیش نمیآید، میتواند به عنوان «رجاء» نماز را اول وقت شروع کند و اگر مطلبی پیش آمد که حکم آن را نمیداند، میتواند به یکی از دو طرفِ احتمال عمل کند و پس از به‌جا آوردن نماز، حتماً حکم آن را فرا گیرد و اگر برابر آن حکم، نماز را نگزارده بود، باید آن را دوباره به‌جا آورد.

مسئله 795. هر گاه واجب فوری در بین باشد؛ مانند نجات کسی که در معرض خطر است و پاک کردن مسجدی که متنجّس شد و ادای دَیْن طلبکاری که مهلت نمیدهد و در تمام این موارد، وقت نماز وسیع است، باید آن‌ها را قبل از نماز انجام دهد و بعد نماز بگزارد و اگر نماز را بر آن‌ها مقدّم داشت، گناه کرده؛ ولی نماز او صحیح است. چنانچه وقت نماز تنگ باشد، اول، نماز را به پا دارد، سپس آن واجب‌ها را انجام دهد.

نمازهایی که باید به ترتیب انجام شود

مسئله 796. نماز عصر باید پس از نماز ظهر و نماز عشاء بعد از نماز مغرب اقامه شود و اگر با آگاهی و اختیار، نماز عصر را پیش از نماز ظهر و نماز عشاء را پیش از نماز مغرب به‌جا آورد، نماز عصر و عشای او باطل است و باید آن‌ها را دوباره پس از نماز ظهر و نماز مغرب به‌جا آورد و اگر نماز عصر و عشاء را بعداً نخواند، فقط نماز ظهر و مغرب او صحیح است.

مسئله 797. اگر به نیّت نماز ظهر یا نماز مغرب وارد نماز شده و در بین نماز آگاه شود که قبلاً نماز ظهر یا نماز مغرب را به جا آورده است، نمیتواند نیّت را به نماز عصر یا نماز عشاء برگرداند، بلکه باید نماز را بشکند و دوباره به قصد نماز عصر یا نماز عشاء انجام دهد.

مسئله 798. اگر در بین نماز عصر اطمینان حاصل شود که نماز ظهر را به‌جا نیاورده است و نیّت را از نماز عصر به نماز ظهر برگرداند و مقداری از نماز را به نیّت ظهر به جا آورد، آن‌گاه به یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده بود، میتواند نیّت را به نماز عصر برگرداند و آن را به پایان برساند و چون معنای صحّت عدول آن است که تمام اجزای گذشته، اعم از رکن و غیر آن‌، به حساب نماز دوم (عدول یافته) شمرده میشود، زیادۀ رکن یا غیر آن لازم نمیآید، هرچند احتیاط مستحب، اعاده بعد از اتمام نماز است.

مسئله 799. اگر در بین نماز عصر شک کند نماز ظهر را خوانده یا نه، در صورتی که در وقت مشترک باشد، باید نیّت را به ظهر برگرداند و پس از آن، نماز عصر را به‌جا آورد و اگر در وقت مختصّ عصر باشد، میتواند نماز را به نیّت عصر تمام کند و قضای ظهر، لازم نیست.

مسئله 800. اگر در بین نماز عشاء شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، در صورتی که در وقت مشترک بوده و پیش از رکوع رکعت چهارم باشد، باید نیّت را به مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و پس از آن، نماز عشاء را به‌جا آورد و اگر پس از رکوع رکعت چهارم باشد، نماز را تمام کند و بعد از آن، نماز مغرب را اقامه کند و اگر این شک در وقت مختصّ به نماز عشاء باشد، گزاردن نماز مغرب لازم نیست، چنان‌که برگرداندن نیّت به نماز مغرب هم لازم نیست، هرچند پیش از رکوع رکعت چهارم باشد.

مسئله 801. برگرداندن نیّت از نماز عصر به ظهر و از نماز عشاء به مغرب در نماز قضا؛ مانند نماز اَداست. در نمازهایی که احتیاطاً اعاده میشود، اگر هر دو، یعنی سابق و لاحق، احتیاطی باشد، حکم برگرداندنِ نیّت از لاحق به سابق، همان است که در نمازهای اَدا و معمولی انجام میشود و اگر یقین دارد که نماز سابق؛ یعنی ظهر یا مغرب را به‌جا نیاورده و نماز لاحق را به احتیاط شروع کرده است و در بین نماز احتیاطی بفهمد که نماز سابق را اقامه نکرده، نمیتواند نیّت را برگرداند؛ بلکه باید نماز سابق را از ابتدا با نیّت خاص خود شروع کند.

مسئله 802. برگردان نیّت از نماز سابق به لاحق؛ مانند نماز ظهر به عصر یا مغرب به عشاء، خواه در نماز اَدا و خواه در نماز قضا، جایز نیست، نیز برگرداندن نیّت از نماز قضا به نماز اَدا جایز نیست؛ ولی از اَدا به قضا جایز است.

مسئله 803. برگرداندن نیّت از نماز مستحب به نماز واجب مطلقاً جایز نیست؛ همچنین برگرداندن نیت از نماز واجب به نماز مستحب، جایز نیست، مگر برای ادراک نماز جماعت.

مسئله 804. برگرداندن نیّت نماز واجب به نماز واجب دیگر، در صورتی جایز است که بین آن‌ها ترتیب بوده و محلّ برگرداندن باقی باشد. در برگرداندن نیّت از نماز ادا به نماز قضایی که در عهده دارد، ترتیب لازم نیست؛ ولی محلّ برگرداندن باید باقی باشد. برای مثال، کسی که در حال خواندن نماز ظهر یا عصر یا مغرب است، در صورتی که وارد رکوع رکعت سوم نشده باشد، میتواند در وسعت وقت، نیّت را به نماز قضای صبح برگرداند.