آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی
مرجع تقلید شیعه
مسائل نماز
مقدمه در اهمیت نماز
1. نماز، ستون دین اسلام است و خیمۀ دین با ستون نماز برپا میشود؛ 2. دستور اسلام، اقامۀ نماز است، زیرا ستون را بهپا میدارند، نه بخوانند؛ 3. خواندن نماز که از مهمترین واجبهای دینی است، باید به صورت اقامه، یعنی به پا داشتن ستون دین باشد؛ 4. به پا دارندۀ ستون دین؛ یعنی نماز با خدا مناجات میکند: «المصلّی یناجی ربّه» (بحارالأنوار، ج68، ص216)؛ 5. امیر مؤمنان، حضرت علیبنابیطالب7 از حضرت ختمی نبوت، محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآله نقل کرده است که آن حضرت نماز را به چشمه آب گرم درِ منزل تشبیه فرموده که نمازگزار، شبانهروز پنج بار از آن، برای شستشوی خود بهره میبرد که در این صورت، هیچ آلودگی در او نمیماند؛ 6. نماز بهترین امر به معروف و نهی از منکر را به همراه دارد، چون از فحشا و زشتی باز میدارد و به یاد خدا رهنمون میشود؛ 7. حضور قلب در نماز، نتیجه مراقبت شدید نیروهای اندیشه و انگیزه در بیرون نماز است تا نمازگزار با بصر پاک و بصیرت ناب، با معبود خود گفتگو کند؛ 8. «تکبیرةالاحرام» همان احرام بستن نمازگزار است که در مدت نماز، به غیر خدا توجه ندارد؛ 9. پایان نماز که هبوط از معراج است، با سلام کردن به اولیای خداست؛ 10. رعایت آداب فقهی آن، در شکوفایی اسرار شهودی آن اثر دارد.
نمازهای واجب
مسئله 766. نمازهای واجب، ششتاست:
یکم. نماز شبانهروز و آنچه ملحق به آن است؛ مانند نماز احتیاط، نماز قضا و نمازی که باید اعاده شود؛ دوم. نماز آیات؛ سوم. نماز میّت؛ چهارم. نماز طواف واجب خانه خدا؛ پنجم. نماز قضای پدر (و به احتیاط واجب نماز قضای مادر)؛ ششم. نمازی که به وسیله اجاره یا نذر و عهد و سوگند تعهّد نموده است که در این فرض، اصل نماز، با نذر و مانند آن، واجب نمیشود؛ بلکه وفای به عقد اجاره و نذر و سوگند و وفای به عهد واجب است. نماز جمعه، از نمازهای شبانهروزی است که در ظهر روز جمعه خوانده میشود.
نمازهای واجب شبانه روز
مسئله 767. نمازهای واجب شبانهروز پنجتاست:
یکم. ظهر، چهار رکعت؛ دوم. عصر، چهار رکعت؛ سوم. مغرب، سه رکعت؛ چهارم. عشاء، چهار رکعت؛ پنجم. صبح، دو رکعت.
مسئله 768. در سفر، نمازهای چهار رکعتی با شرایطی که خواهد آمد، دو رکعت میشود.
وقت نماز ظهر و عصر
مسئله 769. فرا رسیدن ظهر شرعی، وقت نماز ظهر و سپس نماز عصر است. ظهر شرعی، غیر از ساعت دوازده روز است، زیرا ظهر شرعی، گاهی قبل از ساعت دوازده و گاهی پس از آن است، چنانکه در بعضی از شهرها پیش از ساعت دوازده و در برخی دیگر، پس از ساعت دوازده است.
مسئله 770. ظهر شرعی، وقتی است که آفتاب از دایره نصفالنهار بگذرد و تشخیص آن، به این است که در شهرهای اِستوایی، سایۀ شاخص که هنگام طلوع آفتاب به طرف مغرب بود، کاملاً از بین برود و با شروع سایۀ جدید شاخص به طرف مشرق، وقت نماز ظهر و سپس نماز عصر است، چنانکه برخی از روزهای سال در مکه اتفاق میافتد. تشخیص ظهر شرعی در شهرهایی که در خطّ اِستوا قرار ندارند؛ مانند بسیاری از کشورهای شمالی و جنوبی، به این است که شاخصِ صافی به طور عمود در مکان مسطّح نصب شود، هنگامی که سایۀ پدید آمده از صبح به طرف مغرب، به نهایت کوتاهی خود برسد و شروع به زیادی به سمت مشرق کند، آغاز ظهر شرعی است.
مسئله 771. وقت نماز ظهر و عصر، طبق معروف، به چهار صورت است:
یکم: وقت مختصّ به هر کدام، به گونهای که عمداً نمیشود یکی را در زمان دیگر انجام داد؛ دوم: وقت مشترک بین هر دو؛ سوم: وقت فضیلت هر کدام؛ چهارم: وقت اِجزا. احکام هر یکدر جای مناسب خود خواهد آمد. انشاءالله!
مسئله 772. معنای وقت اختصاصی ظهر، آن است که نماز عصر را نمیشود بهعمد در وقت اختصاصی ظهر انجام داد و معنای وقت اختصاصی عصر، آن است که در آن زمان محدود، غیر از نماز عصر، جایز نیست و معنای اختصاص، همان ترتیب است، بنابراین انجام دادن نماز ظهر در غیر وقت اختصاصی خود، همچنین انجام دادن نماز عصر در غیر وقت اختصاصی آن، باطل نیست، چنانکه بهجا آوردن نمازهای قضا، آیات، اجارهای و مانند آن، در وقت اختصاصی ظهر یا عصر با فرض انجام دادن نماز ظهر یا عصر در وقت دیگر، باطل نیست.
مسئله 773. وقت مخصوص ظهر، اول وقت است تا اندازهای که بتوان نماز ظهر مسافر یا حاضر را با تحصیل مقدمات آن، در آن وقت بهجا آورد. وقت مخصوص عصر، مقداری از زمان تا مغرب است که بتوان نماز عصر مسافر یا حاضر را در آن انجام داد. بین دو وقت مخصوص، وقت مشترک نماز ظهر و عصر است، اگر کسی نماز ظهر را تا وقت اختصاصی عصر بهجا نیاورده باشد، باید نماز عصر را اقامه کند و قضای نماز ظهر را بعداً بهجا آورد و اگر سهواً نماز ظهر در وقت مخصوص عصر و یا نماز عصر سهواً در وقت مخصوص ظهر واقع شد، صحیح است.
مسئله 774. رعایت ترتیب بین نماز ظهر و عصر و بین نماز مغرب و عشاء واجب است و تقدیم عمدی عصر بر ظهر و عشاء بر مغرب، موجب بطلان عصر و عشاء خواهد بود. اگر سهواً پیش از نماز ظهر، نماز عصر را شروع کند و در بین نماز بفهمد که نماز ظهر را بهجا نیاورده، باید نیّت را به نماز ظهر برگرداند؛ یعنی قصد کند آنچه خواندم و آنچه میخوانم، همه نماز ظهر باشد؛ خواه این حالت در وقت مخصوص نماز ظهر پیدا شود؛ خواه در وقت مشترک، هر چند احتیاط مستحبْ آن است که اگر این عمل در وقت مخصوص ظهر رخ دهد، دوباره نماز ظهر پیش از عصر خوانده شود.
مسئله 775. نماز جمعه در زمان حضور امام معصوم علیهالسلام و منصوب خاص او، واجب تعیینی است؛ به این صورت که غیر آن صحیح نیست؛ ولی در زمان غیبت معصوم علیهالسلام واجب تخییری است؛ یعنی کسی که در نماز جمعه شرکت کرده، لازم نیست نماز ظهرِ چهار رکعتی را هم بهجا آورد.
مسئله 776. نماز ظهر روز جمعه، اگر به صورت چهار رکعت بهجا آورده شود، وقت آن، همانند وقت سایر روزها وسیع است و اگر به صورت نماز جمعه انجام شود، وقت آن، محدود است به اینکه سایۀ حادث شده، به اندازۀ سایۀ اول زوال شود، به صورتی که بتوان در این فرصت، شرایط نماز را انجام داد و خطبهها و دو رکعت آن را به طور متعادل بهجا آورد و اگر با گذشت این اندازه از زمان، نماز جمعه ادا نشد، باید نماز چهار رکعتِ ظهر روز جمعه خوانده شود.
وقت نماز مغرب و عشاء
مسئله 777. با فرارسیدن مغرب؛ یعنی برطرف شدن اثر سرخی آفتاب، بعد از غروب آن (آفتاب) در کرانه غرب، وقت نماز مغرب و عشاء با تقدّم نماز مغرب بر عشاء فرا میرسد. غایب شدن آفتاب در حجاب کوه و مانند آن، غروب نیست؛ بلکه فرو رفتن آن در افق سطح زمین و بدون حاجب، غروب بوده، سپس برطرف شدن اثر آن از بالای سر، مغرب است.
مسئله 778. نماز مغرب و عشاء - طبق معروف - وقت مختصّ، وقت مشترک، وقت فضیلت و وقت اِجزا دارند:
وقت مختصّ نماز مغرب، از اول مغرب تا اندازۀ بهجا آوردن سه رکعت نماز با شرایط آن است.
وقت مختصّ عشاء به اندازۀ خواندن چهار رکعت برای حاضر و دو رکعت برای مسافر به نیمه شب مانده است.
بین وقت اختصاصی مغرب و وقت اختصاصی عشاء، وقت مشترک بین این دو نماز است، اگر مسافری که نماز عشای او دو رکعت است، تمام نماز را سهواً در وقت مخصوص مغرب بهجا آورد، صحیح است، هرچند به احتیاط مستحبْ بعد از نماز مغرب، نماز عشاء را دوباره اقامه کند. اگر کسی نماز مغرب را تا وقت اختصاصی عشاء بهجا نیاورده، اول، نماز عشاء و سپس نماز مغرب را بهجا آورد. وقت اختصاصی، مانند وقت مشترک است؛ یعنی هیچ کدام وقت اختصاصی ندارد، بلکه آنچه واجب است، ترتیب، یعنی تقدیم مغرب بر عشاء؛ مانند تقدیم ظهر بر عصر است و برای مسافر که نمازهای چهار رکعتی او دو رکعت است و برای غیر مسافر، وقت اختصاصی ظهر و عصر و نیز مغرب و عشاء فرق میکند. البته در تمام موارد، منظور از اختصاص، همان ترتیب است نه بیش از آن؛ یعنی تمام وقت مشترک است و وقت اختصاصی اصلاً مطرح نیست.
مسئله 779. اگر پیش از نماز مغرب، سهواً نماز عشاء را شروع کرده باشد و در بین نماز بفهمد که اشتباه کرده است، چنانچه وارد رکوع رکعت چهارم نشده باشد، باید نیّت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و پس از آن، نماز عشاء را بهجا آورد و اگر وارد رکوع رکعت چهارم شده باشد، نماز عشاء را تمام میکند و بعد از آن، نماز مغرب را میخواند و در این جهت، فرقی بین وقت مختص و مشترک نیست. بلی، اگر این جریان در وقت مختص به مغرب پیش آید، به احتیاط مستحبْ پس از عدول نیّت به مغرب و گزاردن نماز عشاء، دوباره مغرب و عشاء را بهجا آورد.
مسئله 780. آخر وقت نماز عشاء برای غیر مسافر چهار رکعت مانده به نصف شب و برای مسافر دو رکعت مانده به آن است و شب، از اول غروب تا اول طلوع فجر (اذان صبح) است.
مسئله 781. اگر به عمد نماز مغرب و عشاء را تا نصف شب بهجا نیاورده، گناه کرده و نماز او قضاست و اگر بر اثر خواب، فراموشی و مانند آن نماز نگزارده، باید تا پیش از اذان صبح بهجا آورد و به احتیاط مستحب نیّت ادا یا قضا نکند، هرچند نماز او اداست.
وقت نماز صبح
مسئله 782. در پایان شب، سفیدهای در مشرق به صورت عمودی به بالا حرکت میکند که فجر اول و فجر کاذب است، چون به زودی برطرف میشود، سپس در کرانه مشرق، دو نوار کاملاً پهن و از هم ممتاز، یکی در بالا و دیگری پایین قرار دارند که هر لحظه سفیدی نوار پایین، بیشتر و سیاهی نوار بالا کمتر میشود که فجر دوم و فجر صادق است، چون در گزارش فرا رسیدن صبح، صادق است. اول وقت نماز صبح، آغاز فجر صادق است و آخر وقت آن، اول طلوع آفتاب. لیالی مُقمره با شبهای دیگر هم تفاوتی ندارند.
احکام وقت نماز
مسئله 783. نمازِ قبل از وقت، باطل است، هرچند مقداری از آن، در وقت واقع شده باشد، بنابراین تا وقت نماز فرا نرسد، نمیتوان نماز را شروع کرد. آگاهی از دخول وقت یا با یقین خود نمازگزار [است] یا با اطمینان او از هر راهی که حاصل بشود؛ مانند [اطمینانی که از] ساعت دقیق [به دست میآید]؛ یا به شهادت دو مرد عادل [است]، هرچند به آن مطمئن نشود. منجّم ماهر و آشنا به فقه میتواند به طمأنینۀ خود عمل کند، چنانکه اعتماد به اذان شخصِ وقتشناسِ موثّق، جایز است.
مسئله 784. کسی که بر اثر مانع شخصی؛ مانند نابینایی، کار در تونلهای زیرزمین، زندانی بودن، یا مانع عمومی؛ نظیر ابری بودن فضا یا کسوف آفتاب، نتواند اول وقت را تشخیص دهد، میتواند به گمان قوی خود که نزد یک طمأنینه است، نماز را شروع کند، هرچند احتیاط مستحبْ در تأخیر آن تا زمانِ یقین یا اطمینان است.
مسئله 785. اگر کسی بر اثر یقین، طمأنینه، گزارش دو مرد عادل یا گمان قوی برای معذور، شروع به نماز کرد و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده، یا بعد از نماز بفهمد که تمام نماز او پیش از وقت انجام شده، نماز او باطل است؛ ولی چنانچه در بین نماز یا پس از آن بفهمد که در بین نماز (قبل از تمام شدن آن، هرچند هنگام سلام باشد) وقت داخل شده، نماز او صحیح است.
مسئله 786. اگر کسی در لزوم رعایت وقت، غفلت داشته باشد و نداند که باید آن را احراز کند، یا آن را فراموش کرده باشد و با قصد نماز و قربت وارد آن شود و پس از نماز بفهمد که تمامِ آن قبل از وقت واقع شد، نماز او باطل و نیز اگر بفهمد مقداری از نماز او پیش از وقت واقع شد و یا شک کند که در وقت واقع شد یا پیش از آن، نماز او باطل است؛ ولی اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز او در وقت واقع شد، نماز او صحیح است.
مسئله 787. اگر کسی یقین یا اطمینان داشته باشد که وقت نماز فرا رسیده و مشغول نماز شود و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او باطل است؛ ولی اگر در بین نماز یقین یا اطمینان حاصل شود که وقت داخل شده و شک کند آن مقداری از نماز را که خوانده است، در وقت بوده یا پیش از آن، نماز او صحیح است؛ ولی اگر در بین نماز اطمینان حاصل شود که پیش از تمام شدن نماز، وقت داخل میشود، نماز او باطل است.
مسئله 788. اگر وقت نماز به اندازهای تنگ است که با انجام دادن بعضی از ذکرها یا کارهای مستحب، بعضی از امور واجب پس از وقت واقع میشود، باید آن امور مستحب را انجام ندهد و اگر تنگی وقت بر اثر تأخیرِ عمدی نبوده و با خواندن بعضی از ذکرهای مستحب، مانند ذکر قنوت یا اذان، برخی از امور واجب در خارج از وقت واقع میشوند، در صورتی که یک رکعت آن در وقت واقع شود، میتواند آن ذکر یا کار مستحب را انجام دهد و نماز او صحیح است.
مسئله 789. تأخیر عمدی نماز، بهگونهای که فقط یک رکعت آن در وقت انجام گیرد، حرام است و نمیتواند نیّت ادا بکند و چنانچه بر اثر ضرورتی مانند سهو و اشتباه، فقط یک رکعت آن در وقت و بقیۀ آن در خارج وقت واقع میشود، نماز او صحیح و اداست و باید آن را به همین وضع اقامه کند.
مسئله 790. کسی که مسافر نیست و تا مغرب به اندازۀ پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر، هر دو را با همان ترتیب بهجا آورد و اگر کمتر فرصت دارد، باید فقط نماز عصر را به قصد ادا اقامه کند و نماز ظهر را بعداً قضا کند و اگر تا نصف شب، به اندازۀ پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشاء را با همان ترتیب بهجا آورد و اگر کمتر وقت دارد، باید فقط عشاء را به قصد ادا اقامه کند و پس از آن، نماز مغرب را تا اول صبح صادق، بدون نیّت ادا و قضا بهجا آورد و اگر تا آن وقت انجام ندهد، نماز مغرب او قضاست.
مسئله 791. کسی که مسافر است و تا مغرب به اندازۀ خواندن سه رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر را با همان ترتیب بهجا آورد و اگر کمتر از سه رکعت فرصت دارد، باید فقط نماز عصر را به قصد ادا اقامه کند و نماز ظهر را بعداً قضا کند و چنانچه تا نصف شب به اندازه خواندن چهار رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشاء را به همان ترتیب اقامه کند و اگر کمتر از آن وقت دارد، باید فقط نماز عشاء را بهجا آورد و پس از آن، نماز مغرب را بدون نیّت ادا و قضا انجام دهد و چنانچه پس از گزاردن نماز عشاء معلوم شود که به مقدار یک رکعت یا بیشتر، وقت به نصف شب مانده است، باید فوراً نماز مغرب را که اَداست اقامه کند و اگر نماز مغرب را تا اول صبح بهجا نیاورد، نماز مغرب او قضاست.
مسئله 792. مستحب است نماز در اول وقت آن، به جا آورده شود و هر چه به اول وقت نزدیکتر باشد، اقامۀ نماز در آن، ثواب بیشتر دارد؛ یعنی نماز در وقت فضیلت آن، بهترین مصداق نماز واجب است، مگر آنکه مقدار کمی صبر شود تا به جماعت یا چیز دیگری که استحباب شرعی دارد، اقامه شود.
مسئله 793. کسی که عذری دارد و نمیتواند در اول وقت، نماز را با همه شرایط صحت آن انجام دهد؛ مثلاً با وضو یا با لباس پاک آن را اقامه کند، در صورت اطمینان به ماندن عذر تا پایان وقت، میتواند با تیمّم یا لباس ناپاک در اول وقت، نماز را به پا دارد و در صورت اطمینان به از بین رفتن عذر، باید صبر کند تا با وضو و با طهارت لباس، نماز را اقامه نماید و اگر احتمال دهد که عذر او تا پایان وقت برطرف میشود، به احتیاط واجب صبر کند. در تمام امور یادشده، فرقی بین تیمّم و عذر دیگر نیست و چنانچه با احتمال ماندن عذر توانست قصد نماز و نیّت تقرّب نماید و نماز را با همان عذر - مثلاً با تیمّم - بهجا آورد و عذر او تا پایان وقت باقی ماند، نماز او صحیح است و اعاده ندارد.
مسئله 794. کسی که مسائل اصلی نماز را میداند و احکام شک و سهو و مانند آن را نمیداند و میتواند بدون آنها نماز را به طور صحیح اقامه کند، نماز او در اول وقت، درست است و اگر اطمینان دارد بدون آگاهی از احکام آنها نمیتواند نماز را به طور صحیح انجام دهد، باید صبر کند تا پس از یادگیری آنها نماز را به پا دارد و چنانچه احتمال دهد اموری که احکام آنها را نمیداند پیش نمیآید، میتواند به عنوان «رجاء» نماز را اول وقت شروع کند و اگر مطلبی پیش آمد که حکم آن را نمیداند، میتواند به یکی از دو طرفِ احتمال عمل کند و پس از بهجا آوردن نماز، حتماً حکم آن را فرا گیرد و اگر برابر آن حکم، نماز را نگزارده بود، باید آن را دوباره بهجا آورد.
مسئله 795. هر گاه واجب فوری در بین باشد؛ مانند نجات کسی که در معرض خطر است و پاک کردن مسجدی که متنجّس شد و ادای دَیْن طلبکاری که مهلت نمیدهد و در تمام این موارد، وقت نماز وسیع است، باید آنها را قبل از نماز انجام دهد و بعد نماز بگزارد و اگر نماز را بر آنها مقدّم داشت، گناه کرده؛ ولی نماز او صحیح است. چنانچه وقت نماز تنگ باشد، اول، نماز را به پا دارد، سپس آن واجبها را انجام دهد.
نمازهایی که باید به ترتیب انجام شود
مسئله 796. نماز عصر باید پس از نماز ظهر و نماز عشاء بعد از نماز مغرب اقامه شود و اگر با آگاهی و اختیار، نماز عصر را پیش از نماز ظهر و نماز عشاء را پیش از نماز مغرب بهجا آورد، نماز عصر و عشای او باطل است و باید آنها را دوباره پس از نماز ظهر و نماز مغرب بهجا آورد و اگر نماز عصر و عشاء را بعداً نخواند، فقط نماز ظهر و مغرب او صحیح است.
مسئله 797. اگر به نیّت نماز ظهر یا نماز مغرب وارد نماز شده و در بین نماز آگاه شود که قبلاً نماز ظهر یا نماز مغرب را به جا آورده است، نمیتواند نیّت را به نماز عصر یا نماز عشاء برگرداند، بلکه باید نماز را بشکند و دوباره به قصد نماز عصر یا نماز عشاء انجام دهد.
مسئله 798. اگر در بین نماز عصر اطمینان حاصل شود که نماز ظهر را بهجا نیاورده است و نیّت را از نماز عصر به نماز ظهر برگرداند و مقداری از نماز را به نیّت ظهر به جا آورد، آنگاه به یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده بود، میتواند نیّت را به نماز عصر برگرداند و آن را به پایان برساند و چون معنای صحّت عدول آن است که تمام اجزای گذشته، اعم از رکن و غیر آن، به حساب نماز دوم (عدول یافته) شمرده میشود، زیادۀ رکن یا غیر آن لازم نمیآید، هرچند احتیاط مستحب، اعاده بعد از اتمام نماز است.
مسئله 799. اگر در بین نماز عصر شک کند نماز ظهر را خوانده یا نه، در صورتی که در وقت مشترک باشد، باید نیّت را به ظهر برگرداند و پس از آن، نماز عصر را بهجا آورد و اگر در وقت مختصّ عصر باشد، میتواند نماز را به نیّت عصر تمام کند و قضای ظهر، لازم نیست.
مسئله 800. اگر در بین نماز عشاء شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، در صورتی که در وقت مشترک بوده و پیش از رکوع رکعت چهارم باشد، باید نیّت را به مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و پس از آن، نماز عشاء را بهجا آورد و اگر پس از رکوع رکعت چهارم باشد، نماز را تمام کند و بعد از آن، نماز مغرب را اقامه کند و اگر این شک در وقت مختصّ به نماز عشاء باشد، گزاردن نماز مغرب لازم نیست، چنانکه برگرداندن نیّت به نماز مغرب هم لازم نیست، هرچند پیش از رکوع رکعت چهارم باشد.
مسئله 801. برگرداندن نیّت از نماز عصر به ظهر و از نماز عشاء به مغرب در نماز قضا؛ مانند نماز اَداست. در نمازهایی که احتیاطاً اعاده میشود، اگر هر دو، یعنی سابق و لاحق، احتیاطی باشد، حکم برگرداندنِ نیّت از لاحق به سابق، همان است که در نمازهای اَدا و معمولی انجام میشود و اگر یقین دارد که نماز سابق؛ یعنی ظهر یا مغرب را بهجا نیاورده و نماز لاحق را به احتیاط شروع کرده است و در بین نماز احتیاطی بفهمد که نماز سابق را اقامه نکرده، نمیتواند نیّت را برگرداند؛ بلکه باید نماز سابق را از ابتدا با نیّت خاص خود شروع کند.
مسئله 802. برگردان نیّت از نماز سابق به لاحق؛ مانند نماز ظهر به عصر یا مغرب به عشاء، خواه در نماز اَدا و خواه در نماز قضا، جایز نیست، نیز برگرداندن نیّت از نماز قضا به نماز اَدا جایز نیست؛ ولی از اَدا به قضا جایز است.
مسئله 803. برگرداندن نیّت از نماز مستحب به نماز واجب مطلقاً جایز نیست؛ همچنین برگرداندن نیت از نماز واجب به نماز مستحب، جایز نیست، مگر برای ادراک نماز جماعت.
مسئله 804. برگرداندن نیّت نماز واجب به نماز واجب دیگر، در صورتی جایز است که بین آنها ترتیب بوده و محلّ برگرداندن باقی باشد. در برگرداندن نیّت از نماز ادا به نماز قضایی که در عهده دارد، ترتیب لازم نیست؛ ولی محلّ برگرداندن باید باقی باشد. برای مثال، کسی که در حال خواندن نماز ظهر یا عصر یا مغرب است، در صورتی که وارد رکوع رکعت سوم نشده باشد، میتواند در وسعت وقت، نیّت را به نماز قضای صبح برگرداند.
نماز مستحب
مسئله 805. نماز واجب را فریضه و نماز مستحب را نافله گویند. نماز نافله زیاد است. برخی از آنها به نماز فریضه مرتبط است و برخی دیگر به زمانها و مکانهای خاص یا امور و شرایط ویژه ارتباط دارند. اقامۀ نماز، در هر حال به عنوان بندگی مطلق خدا، ثواب دارد؛ ولی نافله شبانهروز، بهویژه نافلۀ شب، ثواب بیشتری دارد.
مسئله 806. نافلۀ نماز ظهر، هشت رکعت، نافلۀ نماز عصر هشت رکعت، نافلۀ نماز مغرب چهار رکعت، نافلۀ نماز عشاء دو رکعت (نشسته خوانده شود)، نافلۀ نماز شب یازده رکعت، نافلۀ نماز صبح دو رکعت، نافلۀ روز جمعه بیست رکعت است؛ یعنی چهار رکعت بر شانزده رکعت نافلۀ نماز ظهر و عصر افزوده میشود.
مسئله 807. هشت رکعت از یازده رکعت نماز شب به نیّت نافلۀ شب و دو رکعت آن به نیّت نماز شفع و یک رکعت آن به نیّت نماز وتر اقامه میشود.
احکام نماز مستحبی
مسئله 808. نمازهای نافله را حتماً باید دو رکعتی بهجا آورد، مگر نماز وتر که یک رکعت است. نمازهای نافله را میتوان نشسته انجام داد، هرچند برای ایستادن عذری نباشد و لازم نیست دو رکعت نشسته را یک رکعت حساب کرد.
مسئله 809. نافلۀ نماز ظهر و عصر، در سفری که نماز واجبْ قصر است، ساقط میشود و نافلۀ عشاء را میتوان به امید مطلوب بودن بهجا آورد.
وقت نافله های شبانه روز
مسئله 810. نافلۀ نماز ظهر، پیش از نماز ظهر انجام میشود و وقت فضیلت آن، از اول ظهر تا موقعی است که سایۀ پدید آمده از ظهر (نه اصل سایه) به مقدار دو هفتمِ اندازۀ شاخص شود؛ مثلاً اگر شاخصی هفت قدم (پا) بود، سایهای که از اول ظهر پدید آمده به دو قدم (پا) برسد، وقت فضیلت آن زائل میشود؛ اما اصل وقت نافله، تا آخرین فرصت وقت نماز ظهر ادامه دارد.
مسئله 811. نافلۀ نماز عصر، پیش از نماز عصر انجام میشود و وقت فضیلت آن، تا موقعی است که سایۀ پدید آمده از اول ظهر به مقدار چهار هفتمِ اندازۀ شاخص شود و پس از آن، وقت فضیلت زائل میشود؛ اما اصل وقت نافله، تا آخرین فرصت نماز عصر باقی است.
مسئله 812. وقت فضیلت نافلۀ نماز مغرب که پس از آن انجام میشود، تا زوال سرخی طرف مغرب - که بر اثر غروب آفتاب پدید میآید - ادامه دارد؛ اما اصل وقت آن، تا آخرین فرصت نماز مغرب است، هرچند سزاوار است پس از زوال سرخی طرف مغرب، قصد ادا یا قضا نشود.
مسئله 813. وقت نافله عشاء که بعد از آن بهجا آورده میشود، تا نیمۀ شب ادامه دارد و در شبهای خاص که نافلههای مخصوص دارد، میتوان نافله عشاء را پس از انجام دادن آنها بهجا آورد.
مسئله 814. وقت نافلۀ صبح که پیش از آن انجام میشود، از اول صبح صادق است تا پدید آمدن سرخی در طرف مشرق و میتوان آن را به همراه نافلۀ شب، بدون فاصله بهجا آورد.
مسئله 815. وقت نافلۀ شب، از اول نصف شب تا اول صبح صادق است و افضل، آن است که در سحر و نزد یک به اذان صبح انجام شود، چنانکه تفریق آن در مدت نیمه شب، فضیلت دارد.
مسئله 816. مسافر و کسی که انجام نافله شب برای او بعد از نصف شب دشوار است، میتواند آن را قبل از نصف شب به جا آورد. سالمند و نوسال، در این حکم، یکساناند.
مسئله 817. انجام دادن نافله در وقت فریضه، مادامی که موجب فوت وقت آن نشود، جایز است. نیز خواندن نماز مستحب، برای کسی که نماز قضا یا نماز واجب دیگری به عهده دارد، جایز است.
مسئله 818. انجامدادن نماز غُفیله بین نماز مغرب و عشاء ثواب دارد و سزاوار است از زوال سرخی طرف مغرب تأخیر نشود و کیفیت آن، این است که در رکعت اول پس از حمد، بهجای سوره این آیات خوانده شود: ﴿وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادی فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ * فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ﴾ (انبیاء/87 و 88) و در رکعت دوم، پس از حمد، بهجای سوره این آیه خوانده شود: ﴿وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا یَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فی کِتابٍ مُبینٍ﴾. (انعام/59)
احکام قبله
مسئله 819. قبلۀ اسلام، مکانی است که کعبه در آن واقع است - حِجر اسماعیل جزء قبله نیست - و امتداد این مکان از دو طرف عمق و ارتفاع تا آنچه فرض دارد، قبله است. هر عملی در اسلام که مراعات قبله در آن لازم است؛ مانند نماز، سر بریدن حیوان و... باید با توجه به این مکان خاص انجام شود، چون این مکان مخصوص قبله است. هنگام بازسازی کعبه بر اثر زلزله، سیل یا حوادث دیگر، قبله محفوظ است، هر چند کعبۀ ویران شده، در دست عمران جدید باشد.
مسئله 820. نماز واجب و مستحب باید روبه قبله باشد. بهجا آوردن نماز مستحب در حال حرکتِ پیاده یا سواره، به هر طرف باشد، صحیح است، زیرا قبلۀ نماز مستحب در این حال، بر اساس ﴿فَأَیْنَما تُـوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللهِ﴾ (بقره/115) وسیع است.
مسئله 821. کسی که ایستاده یا نشسته نماز میخواند، باید طوری قرار گیرد که قسمت جلوی بدن او رو به قبله باشد. انحراف اندکِ سرانگشت یا زانو از قبله، مانع صدقِ رو به قبله بودن نیست، هرچند احتیاط در پرهیز از انحرافِ اندک انگشت و زانو و مانند آن است.
مسئله 822. کسی که وظیفۀ او نشسته خواندن نماز است و نتواند ساق پا را رو به قبله کند، باید جلوی بدن او، یعنی صورت، سینه و شکم، رو به قبله باشد.
مسئله 823. کسی که نمیتواند نشسته نماز بگزارد، احتیاطاً به پهلوی راست و اگر نشد به پهلوی چپ و اگر نه، به پشت قرار گیرد. در صورتی که به پهلو قرار گرفت، باید جلوی بدن او رو به قبله باشد و اگر به پشت قرار گرفت، باید کف پای او رو به قبله باشد.
مسئله 824. نماز احتیاط، سجدۀ فراموش شده و تشهّدِ فراموش شده، باید رو به قبله باشد و در سجده سهو، احتیاطْ آن است که رو به قبله باشد.
مسئله 825. نماز مستحب را در حال اختیار میتوان در حالت راه رفتن یا سوار شدن بر اتومبیل، کشتی، قطار و هواپیما خواند و قبلۀ خاص ندارد؛ ولی نماز واجب را فقط در حال ضرورت و عدم امکان انجام آن تا پایان وقت، میتوان در حالت سواری انجام داد و رعایت قبلۀ معروف، لازم نیست.
مسئله 826. برای انجام دادن نماز یا کاری که باید قبله در آن مراعات شود، باید به جهت قبله علم داشته باشد، نیز میتواند به شهادت دو عادل که از روی حسّ - نه حدس - شهادت میدهند، عمل کند؛ همچنین به قول منجّم و ریاضیدانِ ماهر و موثّق که از گفتۀ او اطمینان حاصل میشود، میتوان عمل کرد. محرابی که معصوم علیهالسلام در آن، بدون میل به طرف راست یا چپ، نماز گزارده و هیچ تغییری در آن پدید نیامده، نیز قبر معصوم علیهالسلام که به همان وضع اول مانده باشد، همچنین قبلهنماهای دقیق در صورت اطلاع کامل از کیفیت استفاده از آنها میتوانند معیار قبلهشناسی باشند و در غیر صورتهای یادشده، میشود به محراب مساجد مسلمانان و قبور اموات آنان، در حالت عدم علم به تسامح آنها در رعایت قبله، اکتفا نمود.
مسئله 827. گزارش صاحبخانه، مدیر هتل و مانند آن، حجّت شرعی نیست، مگر آنکه مایۀ اطمینان باشد و اگر به قول آنها گمان حاصل شد - نه طمأنینه - و بتوان به گمان قویتر رسید، باید به آن گمان قویتر نائل آمد و برابر آن عمل نمود.
مسئله 828. در صورت عدم امکان شناخت قبله، نماز به یک طرف که احتمال قبله بودن آن وجود دارد، کافی است، هرچند احتیاط مستحب، در صورت وسعت وقت، تکرار نماز به چهار طرف است و اگر نسبت به بعضی از اطراف اصلاً احتمال قبله بودن مطرح نیست، نماز به آن طرف، بر خلاف احتیاط است.
مسئله 829. اگر یقین یا اطمینان دارد که قبله یکی از دو طرف معیّن است، باید به هر دو طرف نماز بگزارد و اگر فقط به یک طرف گمان دارد، نماز به همان طرف کافی است و احتیاط مستحب، در تکرار نماز است.
مسئله 830. کسی که در فرض عدم شناخت قبله میخواهد در نمازهای ترتیبی، مانند نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء، به احتیاط عمل کند، نماز اول را به چهار طرف یا به اطرافی که قبله بودن آن محتمل است، انجام میدهد؛ آنگاه نماز دوم را به همان اطراف میخواند، هرچند انجام دادن هر دو نماز به یک طرف و تکرار آنها با هم، به اطراف دیگر کافی است.
مسئله 831. کسی که توان شناخت قبله را ندارد و میخواهد حیوانی را ذبح کند که تأخیر آن تا وقت شناخت قبله، ضرر یا حرج دارد، باید برابر گمان خود عمل کند و اگر به هیچ طرف گمان ندارد، به هر طرف انجام دهد، صحیح است و اگر بعداً معلوم شد که سر بریدن رو به قبله نبوده، گوشت آن حیوان در مورد یادشده، حلال است.
پوشانیدن بدن در نماز
مسئله 832. مرد باید در حال نماز - هرچند کسی او را نبیند یا در تاریکی کامل باشد - عورتهای جلو و پشت را بپوشاند و بهتر است که از ناف تا زانو را بپوشاند. البته نماز اقتضا دارد که انسان با جامۀ کامل به حضور معبود برود.
مسئله 833. زن باید در حال نماز، تمام بدن خود؛ حتی سر و مو را بپوشاند، ولی پوشاندن صورت به مقداری که در وضو شسته میشود، نیز پوشاندن دستها تا مچ و پاها تا مچ (ظاهر و باطن قدم) لازم نیست، هرچند احتیاط مستحبْ پوشاندن باطن پاست. برای اطمینان به پوشیده شدن مواضع لازم، باید مقداری از اطراف آنها را بپوشاند. پوشانیدن موهای مصنوعی و زیورها، لازم نیست، مگر برای حفظ از نامحرم.
مسئله 834. نماز قضا و مستحب، مانند نماز واجبِ اداست که باید پوشاندن مربوط به زن و مرد رعایت شود و نماز احتیاط و قضای سجده و قضای تشهد، حکم نماز واجب را دارند؛ اما در سجدۀ سهو پوشاندن شرط نیست، هرچند احتیاط در پوشاندن است. سجدۀ تلاوت قرآن و سجده شکر، مشروط به آن نیستند.
مسئله 835. آنچه مشروط به پوشاندن است، اعم از نماز و لواحق آن، اگر عمداً یا با تقصیر در یادگیریِ حکم شرعی، بدون پوشاندن انجام شود، باطل است و باید اعاده شود.
مسئله 836. هر گاه بر اثر وزش باد یا غفلت نمازگزار، عورت او ظاهر شد و هیچ ذکر و عمل واجبِ در نماز را، با آن حالت انجام نداد و فوراً آن را پوشاند، نماز باطل نمیشـود و اگر بعد از نماز یا چیزی که مانند نماز، مشروط به پوشاندن است، معلوم شود که عورت پیدا بوده، اعاده لازم نیست.
مسئله 837. عورت نمازگزار باید در تمام حالتهای نماز پوشیده باشد و اگر لباسی دربردارد که فقط در برخی حالتها آن را میپوشاند، نه در حالت دیگر، چنانچه در حالت دیگر با وسیلۀ جداگانه پوشیده شود، نماز صحیح است، هر چند به احتیاط مستحب، با جامه کامل، نماز را اقامه کند.
مسئله 838. آنچه در نماز واجب است، پوشاندن عورت است؛ خواه با پارچه و خواه با کاغذ، برگ درخت و ساتر دیگر، هرچند به احتیاط مستحب در صورت نبودن لباس، از پوشش گیاهی استفاده شود.
مسئله 839. اگر برای مرد هیچ ساتری در دسترس نیست، میتواند در حالت ناچاری عورتها را با گِل و مانند آن بپوشاند و نماز را اقامه کند و به احتیاط مستحب، نماز را با ایماء و اشاره به جای رکوع و سجود، اعاده نماید.
مسئله 840. کسی که پوشاک نماز را ندارد و از دسترسی به آن تا آخر وقت ناامید است، میتواند نماز را در اول وقت، برابر وظیفه کسی که ساتر ندارد اقامه کند. چنانچه تا پایان وقت به ساتر دسترسی پیدا کرد، نماز را اعاده نماید و اگر احتمال دهد تا پایان وقت به ساتر دسترسی پیدا میکند، مانعی نیست که «رجائاً» نماز را اقامه کند؛ ولی اگر به ساتر دسترسی یافت، باید نماز را اعاده نماید.
مسئله 841. کسی که هیچ وسیله پوشاندن عورت مانند لباس، برگ، کاغذ و مانند آن را ندارد و نامحرمی نیست تا به او نگاه کند، میتواند ایستاده و با اشاره به رکوع و سجود، نماز را اقامه کند و احتیاط مستحب، اعادۀ آن با رکوع و سجود عادی است و اگر نامحرمی او را میبیند، باید نماز را نشسته اقامه کند و رکوع و سجود را با اشاره انجام دهد و برای سجود، سر را قدری پایینتر آورد.
شروط لباس نمازگزار
مسئله 842. شروط لباس نمازگزار: یکم: پاک بودن؛ دوم: مباح بودن؛ سوم: از اجزای مردار نبودن؛ چهارم: از اجزای حیوان حرامگوشت نبودن؛ پنجم و ششم: اگر نمازگزار مرد است، از ابریشم خالص و طلاباف نبودن.
شرط یکم: پاک بودن
مسئله 843. اگر کسی عمداً با بدن یا لباس نجس نماز را اقامه کند، نماز او باطل است، هرچند بر اثر تقصیر در یاد گرفتنِ حکم شرعی باشد و نداند که نماز با لباس یا بدن نجس، باطل است.
مسئله 844. اگر کسی بر اثر تقصیر در فراگیری حکم شرعی، نداند که مثلاً عرق مشرک و ملحد نجس است و با جامۀ آلوده به آن عرق، نماز بهجا آورد، نماز او باطل است.
مسئله 845. اگر کسی میداند چه چیزی نجس است و میداند نماز در جامۀ نجس باطل است، ولی نمیداند لباس او نجس است و با آن نماز را اقامه کند و بعد از آن بفهمد که جامه او نجس بوده است، نماز او صحیح است، هرچند احتیاط مستحب، اعاده آن است.
مسئله 846. اگر کسی میداند نماز در جامه نجس باطل است و میدانست که لباس او نجس است و با اهمال و بیاعتنایی، نجس بودن آن را فراموش کند و نماز را در آن، اقامه کند و پس از نماز یادش بیاید که جامۀ او نجس بوده است، اعاده نماز در وقت و قضای آن در خارج وقت، لازم است.
مسئله 847. کسی که در وسعت وقت مشغول نماز است و در بین نماز، لباس یا بدن او نجس شود، یا بفهمد که جامه یا بدن او قبلاً نجس بوده است، یا شک در سابق بودن نجاست داشته باشد و هیچ ذکر و عملی از نماز را با آن وضع انجام نداده است، باید فوراً جامه را پاک یا عوض کند و بدن را نیز تطهیر نماید؛ بدون آنکه حالت نمازگزاری او آسیب ببیند و اگر چنین کاری صورت نماز را از بین میبرد، باید به دستور گفتهشده عمل نماید، هرچند نماز او باطل میشود تا با جامه و بدن پاک، نماز را اعاده کند.
مسئله 848. کسی که در تنگی وقت مشغول نماز است و در بین نماز، لباس یا بدن او نجس شود، یا بفهمد که پیش از آن نجس بوده است، یا شک در سابق بودن داشته باشد و هیچ ذکر یا عملی از نماز را با آن وضع انجام نداده است، در صورت امکانِ تطهیر لباس یا بدن یا عوض نمودن لباس، به طوری که نماز او آسیب نبیند، باید چنین کند و در صورت عدم امکانِ تطهیر یا تعویضِ بدون به هم خوردن نماز و ادراکِ یک رکعت از نماز در وقت، میتواند با همان لباس یا وضع بدن نماز را ادامه دهد، چنانکه با نجس بودن لباس و ضرر نداشتن برهنه شدن میتواند بدون لباس، به دستور برهنگان، نماز را ادامه دهد.
مسئله 849. کسی که شک دارد بدن یا لباس یا محل سجده او متنجّس است و به مقدار لازم جستجو کرد و چیزی نیافت و با همان وضع نماز خواند و پس از نماز معلوم شد یکی از امور یادشده متنجّس بوده، نماز او صحیح است و اگر بدون جستجو، نماز را اقامه کرد و بعد از آن فهمید که هنگام نماز متنجّس بوده، به احتیاط واجب، در وقت، اعاده و پس از وقت، قضا کند.
مسئله 850. کسی که میدانست بدن یا لباس یا محلّ سجدۀ او متنجّس است و اکنون شک دارد که آن را پاک کرده است یا نه و با همان وضع نماز بگزارد و پس از نماز بفهمد که متنجّس بوده، نماز او باطل است.
مسئله 851. کسی که میدانست بدن یا لباس یا محلّ سجده و چیزی که پاک بودن آن شرط صحّت نماز است، متنجّس بوده و به طور متعارف، آنها را شست و یقین یا اطمینان کامل حاصل نمود که پاک شدهاند و بعد از نماز فهمید پاک نشدهاند، نماز او صحیح است و اگر فرد آگاه و موثّق آنها را شست و پاک شدن را اعلام نمود و پس از نماز معلوم شد که پاک نشده، نمازش درست است.
مسئله 852. اگر خونی در بدن یا لباس یا محلّ سجدۀ خود ببیند و یقین کند که از خونهای نجس نیست، مثلاً خون پشه است و با همان وضع، نماز را اقامه کند و پس از نماز بفهمد از خونهایی است که نمیتوان با آن نماز را بهجا آورد، نماز او صحیح است.
مسئله 853. هر گاه خونی را در لباس یا بدن یا محلّ سجده ببیند و بداند این خون نجس است، ولی نماز با آن درست است، مثلاً خون زخم، دُمَل یا کمتر از درهم است و با آن نماز را بهجا آورد و پس از نماز بفهمد خونی بوده که نماز با آن باطل است، نماز او صحیح است.
مسئله 854. هرگاه متنجّس بودن چیزی را فراموش کرد و بدن یا لباس یا محلّ سجده او، با رطوبت به آن رسید و در حال فراموشی، نماز را بهجا آورد و پس از آن یادش آمد، نماز او صحیح است؛ ولی اگر بدن او با رطوبت، به چیزی که نجس بودن آن را فراموش کرد برسد و بدون آنکه محل برخورد را بشوید و بدون آنکه محل برخورد با نجس، با غسل کردن در آب جاری مثلاً پاک شود و با همان وضع غسل کند یا وضو بگیرد و با همان حال، نماز اقامه کند، غسل و وضو و نمازش باطل است.
مسئله 855. کسی که یک لباس دارد و بدن و لباسش متنجّس شود و به اندازۀ آب کشیدن یکی از آنها آب دارد، میتواند بدن را پاک کند و لباس را بیرون آورد و به دستور برهنگان نماز بهجا آورد و اگر برهنه شدن، مایۀ عسر و حرج است، با همان لباس نماز را اقامه نماید و اگر نجاست لباس بیشتر بود، مثلاً لباس با ادرار و بدن با خون متنجّس شد، میتواند با شستن لباس، به نماز در آن، اکتفا کند.
مسئله 856. کسی که غیر از لباس متنجّس، لباس دیگری ندارد و بر اثر تنگی وقت، شستن آن ممکن نباشد و اطمینان دارد که به لباس پاک دسترسی ندارد، همچنین نتواند برهنه شود و به دستور برهنگان نماز را انجام دهد، باید در همان لباس متنجّس، نماز را اقامه نماید و نیازی به اعاده در وقت یا قضا در خارج آن نیست.
مسئله 857. کسی که دو لباس دارد و میداند یکی از آنها متنجّس است و نداند کدام یک از آنها پاک است و شستن ممکن نباشد، در وسعت وقت باید در هر کدام یک نماز بگزارد و در تنگی وقت، به دستور برهنگان نماز را اقامه نماید، هرچند میتواند به نماز در یکی از آنها در وقت، اکتفا کند و به احتیاط مستحب، آن را در لباس دوم یا لباس دیگری که پاک است، قضا کند.
شرط دوم: مباح بودن
مسئله 858. لباس نمازگزار بنا بر احتیاط واجب باید مباح باشد و فرقی بین ساتر عورت و غیر ساتر و بین اجزای ریز و درشت - مانند نخ، دکمه و چیز دیگر - نیست.
مسئله 859. کسی که میداند پوشیدن لباس غصبی حرام است - هرچند نداند که نماز را فاسد میکند - و عمداً با جامۀ غصبی نماز بگزارد، به گونهای که جزئی از نماز، مستلزم تصرّف در آن باشد، نماز او باطل است و در صورتِ جاهل بودن به غصب یا فراموشی آن، نماز صحیح است، هرچند فراموشکننده خود غاصب باشد. البته احتیاط مستحب، اعادۀ غاصبِ فراموشکننده است.
مسئله 860. اگر صاحب لباس غصبی، نماز در آن لباس را رضایت دهد، نماز در آن، حلال و صحیح است.
مسئله 861. کسی که غصبی بودن لباس را نمیدانست یا فراموش کرده بود و در بین نماز آگاه شد یا به یادش آمد، اگر چیز حلالی که ساتر عورت باشد دارد، باید جامه غصبی را درآورد و پیش از بیرون آوردن، هیچ عملی از اعمال واجب نماز را انجام ندهد و با ساتر حلال، نماز را ادامه دهد و اگر ساتر حلال ندارد، یا بیرون آوردن جامه غصبی سبب به هم خوردن وضع نماز میشود و به مقدار یک رکعت وقت باقی میماند، باید نماز را رها کند و جامه را عوض کند و با لباس حلال، نماز را اعاده کند، هرچند بیش از یک رکعت را در وقت، ادراک نکند و در صورتی که این مقدار وقت هم باقی نمانده باشد، در حال نماز، لباس را بیرون آورده و به دستور برهنگان، نماز را تمام میکند.
مسئله 862. هرگاه پوشیدن لباس غصبی در حال نماز حرام نباشد، مانند آنکه حفظ جان یا سلامت یا امر مهمّ مالی متوقف بر پوشیدن آن باشد، چون هیچ جزئی از اجزای نماز مستلزم تصرّف حرام نیست، نماز در این حال، صحیح است.
مسئله 863. لباس غصبی که نماز در آن باطل است، اعم از آن است که خودِ لباس، مال دیگری باشد یا متعلّق حقّ مستأجر یا مرتهن آن باشد، پس نماز در لباسی که در اجاره مستأجر یا رهن مرتهن است، بدون رضایت آنها باطل است.
مسئله 864. غصبی بودن لباس، گاهی به سرقت آن است و گاهی با باطل بودن معامله؛ مانند آنکه خریدار یا مستأجر، لباسی را با عین پول حرام بخرد یا اجاره کند یا در حین معامله که آن را به ذمّه میخرد، یا قرض میگیرد، قصد پس ندادن آن یا نپرداختن بهای آن را داشته باشد یا قصد داشته باشد که بهای آن را از مال حرام بدهد یا اصلاً جز مال حرام، مال دیگری ندارد تا قصد مال حلال کند؛ در همه این موارد تا بهای آن را از مال حلال نپردازد، تصرف در آن حرام است؛ همچنین حرام بودن مال، گاهی به سرقت، رشوه، ربا و مانند آن است و زمانی به نپرداختن حقّ خمس یا زکات و ادا نکردن نذر مالی که عین آن صدقه قرار داده شده، نه آنکه تصدّق به آن نذر شده باشد.
مسئله 865. مال غصبی که محمول در حال نماز است، نه ساتر عورت و نه لباس دیگر نمازگزار است؛ مانند چیز غصبی که در جیب یا کیف همراه اوست و هیچ جزئی از اجزای نماز، موجب تصرّف در آن به تحریک، جابهجا نمودن و مانند آن نباشد، نماز او صحیح؛ وگرنه باطل است.
مسئله 866. نماز در لباسی که اجرت دوختن یا شستن و اطو کشیدن آن داده نشده، یا با پول حرام داده شده، در صورتی که عینی از مال دیگران - مانند نخ، دکمه، آستر و... - که خیاط آنها را به عهده میگیرد در آن نباشد، اشکال ندارد؛ نیز در لباسی که با آب غصبی شسته شده و پس از خشک شدن، نماز خوانده شود، اشکال ندارد.
شرط سوم: از اجزای مردار نبودن
مسئله 867. لباس نمازگزار نباید از اجزای حیوان مردار شدهای باشد که اگر رگ آن بریده شود، خون از آن میجهد؛ خواه آن حیوان حلالگوشت باشد، مانند گوسفند یا حرامگوشت، مانند گربه. به احتیاط مستحب، از اجزای مرداری که دارای خون جهنده نیست، در نماز اجتناب شود.
مسئله 868. چیزی از اجزای مردار که در زمان حیات حیوان، روح داشته است؛ مانند گوشت، پوست و... به احتیاط واجب، نباید همراه نمازگزار باشد، هر چند لباس او شمرده نشود.
مسئله 869. مقصود از مردار، چیزی است که ذبح شرعی نشده باشد؛ خواه خودش مرده باشد یا او را کشته باشند یا به وجه غیر شرعی ذبح شده باشد.
مسئله 870. اگر لباس نمازگزار یا همراه او، چیزی از مردار حلالگوشت باشد که روح ندارد، مانند مو، پشم، کرک، پر، استخوان، شاخ، دندان و... نماز او صحیح است.
شرط چهارم: از اجزای حیوان حرام گوشت نبودن
مسئله 871. لباس نمازگزار باید از اجزای حیوان حرامگوشت نباشد؛ خواه دارای خون جهنده باشد یا نه و خواه آن جزء دارای روح باشد، مانند گوشت و پوست یا نباشد، مانند پشم، مو، کرک، استخوان و... و خواه در صورت تذکیهپذیری ذبح شده باشد یا نه و خواه به صورت لباس نمازگزار باشد یا همراه او؛ خواه زیاد باشد یا اندک مانند یک مو.
مسئله 872. اگر آب دهان، آب بینی، عرق، اشک و رطوبت دیگری از حیوان حرامگوشت، مانند گربه، بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، در حالت تَر بودن، نمیتوان با آن نماز را اقامه کرد و در حالت خشک شدن و برطرف شدن عین آن، نماز صحیح است.
مسئله 873. گرچه انسان حرام گوشت است؛ ولی اگر مو، عرق، آب دهان و اشک کسی که پاک است، بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، اشکال ندارد. همچنین موم و عسل در بدن یا لباس نمازگزار باشد، مانع صحّت آن نیستند.
مسئله 874. اگر کسی نداند لباس معیّنی از حیوان است یا غیر حیوان، اقامه نماز با آن مانعی ندارد؛ نیز اگر بداند از حیوان است و نداند از حرام گوشت است یا حلالگوشت، اشکالی ندارد؛ چه در کشور اسلامی درست شده باشد یا در کشور غیر اسلامی.
مسئله 875. اگر کسی نداند فلان جزء لباس؛ مانند تکمه صدفی، از حیوان است یا نه و نداند از حیوان حرامگوشت است یا نه، اقامه نماز با آن مانعی ندارد؛ ولی با احراز آنکه مثلاً صدف از حیوان حرامگوشت است، نمیتوان در آن نماز را اقامه کرد.
مسئله 876. از اجزای حیوان حرامگوشت، خز خالص که با موی حیوان حرامگوشت دیگر مخلوط نشده باشد، نیز پوست سنجاب استثنا شدهاند؛ یعنی نماز در آنها صحیح است، هرچند احتیاط مستحب، در ترک پوست سنجاب است.
مسئله 877. اگر کسی نداند که لباس او از حیوان حرامگوشت است یا میدانسته و اکنون فراموش کرده و در آن نماز خوانده است، نماز او صحیح است، هرچند احتیاط مستحب، اعاده نماز در صورت فراموشی است.
شرط پنجم: طلابافت نبودن
مسئله 878. پوشیدن لباس طلابافت برای مرد حرام و نماز او در آن باطل است؛ ولی برای خانم در نماز و غیر نماز اشکال ندارد. البته حکم اسراف یا لباس شهرت، جداست.
مسئله 879. لباسی که مخلوط به طلاست، در صورت صدق لباس طلا، حکم لباس خالص طلا را دارد و فرقی بین ساتر عورت و غیر آن نیست.
مسئله 880. زینت کردن به طلا در بدن یا لباس، به گونهای که پوشیدن طلا صدق کند؛ مانند آویختن زنجیر طلا به سینه و به دست کردن انگشتر طلا و بستن ساعت مچی طلا به دست، برای مرد حرام و نماز وی در آن باطل است؛ ولی زینت کردن به طلا برای خانم جایز و نمازش در آن صحیح است.
مسئله 881. اگر مردی نداند یا فراموش کند که لباس یا انگشتر او از طلاست، گناه نکرده و نماز او در آن باطل نیست، هرچند احتیاط مستحب در حال فراموشی، اعاده نماز است.
مسئله 882. پوشیدن لباس یا فلزی که طلا بودن آن مشکوک است، جایز است و نماز در آن، باطل نیست.
مسئله 883. در حرام بودن پوشیدن لباس طلا، فرقی بین لباس رو و لباس زیر و بین آستر و ابره نیست.
مسئله 884. حمل طلا، اعم از مسکوک و غیر آن، در نماز و غیر نماز، جایز است، چنانکه نماز با آن، صحیح است.
شرط ششم: ابریشم خالص نبودن
مسئله 885. پوشیدن لباس ابریشم خالص برای مرد در غیر نماز حرام و در نمـاز - گذشته از حـرام بودنش - موجب بطلان آن است و به احتیاط واجب، چیزهایی که با آنها به تنهایی نتوان نماز را اقامه کرد؛ مانند عرقچین و کمربند و جوراب، باید از حریر محض نباشد.
مسئله 886. پوشیدن لباس ابریشم خالص برای خانم جایز و نماز با آن، صحیح است.
مسئله 887. لباسی که معلوم نیست از ابریشم خالص باشد؛ یا از چیز دیگری باشد که پوشیدن آن جایز است، پوشیدنش در غیر نماز حرام نیست و در حال نماز، بیاشکال است.
مسئله 888. پوشیدن لباس غصبی برای زن و مرد و ابریشمی خالص و طلابافت برای خصوص مرد، در حال ناچاری، منعی ندارد و شخص ناچار، اگر تا پایان وقت، لباس دیگر فراهم نمیکند، میتواند در لباسهای یادشده نماز را اقامه کند.
مسئله 889. اگر زن و مرد نمازگزار، غیر از لباس غصبی، لباس تهیه شده از مردار و حیوان حرامگوشت و لباس نجس، لباس دیگری نداشته باشند، باید به دستور برهنگان، نماز را اقامه کنند و مرد نمازگزار، اگر غیر از لباس طلابافت و ابریشم خالص، لباس دیگری نداشته باشد و به پوشیدن آنها ناچار نباشد، باید آنها را از بدن بیرون آورد و به دستور برهنگان، نماز را اقامه نماید.
مسئله 890. فراهم کردن ساتر عورت، برای نماز واجب است، هرچند به صورت خریدن یا اجارهکردن یا عاریه خواستن یا قبول کردن بخشش باشد. البته بهای خریداری یا اجارهکردن، نباید برای نمازگزار عرفاً توانفرسا و غیر قابل تحمل باشد و در حالت عاریه خواستن یا بخشش را قبول کردن، ذلت و خواری احساس نشود؛ وگرنه در همه حالتهای یادشده، به دستور برهنگان، نماز را بهپا میدارد.
مسئله 891. بنا بر احتیاط واجب، باید از پوشیدن لباسی که مایۀ شهرت و خودنماییِ وهنآور است، خودداری نمود. در این جهت، فرقی بین پارچه، رنگ، دوخت و... نیست. البته نماز خواندن با آن اشکال ندارد. اگر لباس معیّنی از شهرت خارج شد، به گونهای که موجب هتک نیست، پوشیدن آن مانعی ندارد.
مسئله 892. بنابر احتیاط واجب، مرد لباس زنانه را جامه رسمی خود قرار ندهد و زن نیز لباس مردانه را جامه رسمی خود قرار ندهد، هرچند میتوان نماز را در آن اقامه کرد. هرگاه لباس معیّنی از اختصاص به یک صنف خارج شده و به صورت مشترک در آمد، پوشیدن آن برای هر دو صنف، جایز است.
مسئله 893. کسی که باید در بستر بر پشت یا پهلو قرار بگیرد و در همان حال نماز را بهپا بدارد، اگر جامه او دارای شروط صحت نماز باشد، لازم نیست لحاف، پتو و مانند آن، شرایط لباس نمازگزار را داشته باشند و اگر برهنه است، به احتیاط واجب برای مرد ابریشم خالص و برای زن و مرد چیز نجس، مردار، اجزای حیوان حرامگوشت را پوشش قرار ندهد.
موارد عدم لزوم طهارت در لباس یا بدن نمازگزار
مسئله 894. در سه صورت با لباس یا بدن متنجّس میتوان نماز را اقامه کرد: اول آنکه به واسطه زخم یا جراحت یا دُمَل که در بدن اوست، بدن یا لباس، خونآلود شوند؛ دوم آنکه در بدن یا لباس او به مقدار کمتر از درهم؛ تقریباً به اندازه بند سرانگشت سبابه (شهادت) خون انسان یا حیوان حلالگوشت باشد؛ سوم آنکه ناچار باشد در بدن یا لباس متنجّس نماز را اقامه کند. در دو صورت فقط با لباس متنجّس میتوان نماز را به پا داشت: یکم آنکه لباسهای کوچک، مانند جوراب، عرقچین او، متنجّس باشد؛ دوم: لباس زنی که پرستار کودک است، متنجّس شده باشد. احکام این صورتها بیان خواهد شد. حمل شیء متنجّس در نماز، ارتباطی به بدن یا لباس نمازگزار ندارد.
مسئله 895. اگر در بدن یا لباس نمازگزار خونِ زخم یا جراحت یا دُمل و نیز اگر چرکآلوده به خون بیرون آید و شستن یا عوض نمودن لباس دشوار باشد، نماز با آن بدن یا لباس اشکال ندارد.
مسئله 896. اگر خون بریدگی عضو یا زخم که به زودی برطرف میشود و شستن آن دشوار نیست و بیش از اندازه درهم بوده و در بدن یا لباس باشد، نماز با آن عمداً باطل است.
مسئله 897. عفو از خون زخم و جراحت مخصوص جای زخم و جراحت است، بنابراین اگر جایی از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد، به رطوبتِ آلودۀ زخم نجس شود، نماز عمدی با آن، باطل است؛ ولی اگر مقداری از بدن یا لباس که نزد یک محلّ زخماند، به رطوبت آن آلوده شوند، نماز با آن اشکال ندارد.
مسئله 898. اگر از زخمی که در درون دهن، بینی، گوش و مانند اینهاست، خون زایدی که متعارف نیست، بیرون آید و بیش از اندازه درهم باشد و به بدن یا لباس برسد، بنا بر احتیاط واجب نباید با آن نماز را اقامه کرد؛ ولی نماز خواندن با خون بواسیر، هرچند دانههای زخم در درون باشد، اشکال ندارد. لازم است توجه شود که خون دماغ بر اثر حرارت و مانند آن، خون زخم محسوب نمیشود.
مسئله 899. کسی که بدنش زخم است اگر در بدن یا لباس خود، خونی بیش از درهم ببیند و احتمال قابل اعتنا دهد که از همان زخم است، اقامه نماز با آن، اشکال ندارد.
مسئله 900. زخمهای متعدد در بدن، گاهی به هم نزدیکاند که به همۀ آنها یک زخم گفته میشود، در این صورت، تا همگی درمان نشدند، نمازگزاردن با خون آنها در بدن یا لباس بیاشکال است و زمانی از هم دورند که هرکدام زخم جدا شمرده میشود؛ در این فرض خون هرکدام بعد از درمان، اگر بیش از درهم باشد، مانع صحت نماز است.
مسئله 901. اگر ذرّهای خون حیض، نفاس، استحاضه، همچنین خون حیوان نجس و انسان ملحد یا مشرک و حیوانی که به ذبح شرعی کشته نشده و به حکم مردار است، در لباس یا بدن کسی باشد، نماز با آن، باطل است.
مسئله 902. خونهایی که مورد عفوند، اگر پراکنده باشند و جمع آنها کمتر از درهم باشد، مانع صحت نماز نیستند و اگر به اندازه درهم یا بیشتر بودند، مانع صحت نمازند. خونی که به لباس نازک ریخت و به طرف دیگر آن ظاهر شد، یک خون به حساب میآید و اگر ظاهر شدن آن به طرف دیگر بر اثر غلیظ بودن خون است، نه نازک بودن پارچه، دو خون محسوب میشوند و جمع آنها اگر کمتر از درهم نباشد، مانع صحت نماز است.
مسئله 903. اگر خون روی ابره لباس بریزد و به آستر آن برسد یا به آستر آن ریخته شود و به ابره آن برسد، دو خون محسوب میشوند و باید روی هم حساب شوند که اگر مجموع آنها کمتر از درهم بود، نماز با آن صحیح است؛ وگرنه باطل است.
مسئله 904. اگر خون بدن یا لباس، کمتر از درهم بود و رطوبتی به آن رسید و در آن محو شد، نماز با آن، صحیح است و اگر رطوبت رسیده با خون به اندازه درهم یا بیشتر شوند، به طوری که اطراف خون آلوده شده باشد، نماز با آن، باطل است.
مسئله 905. اگر خونی که در بدن یا لباس است، کمتر از درهم باشد و نجاست دیگری مانند قطرهای ادرار روی آن بریزد و به بدن یا لباس برسد، نماز در آن باطل است، هرچند به همان قسمت برسد و به جای دیگر بدن یا لباس نرسد.
مسئله 906. اگر لباسهای کوچک؛ مانند عرقچین و جوراب و دستکش که نتوان با آنها عورت را پوشانید، نجس شوند، در صورتی که از مردار و حیوان حرامگوشت درست نشده باشند، نماز با آنها باطل نیست؛ نیز اگر با انگشتر یا عینک یا سمعکِ نجسشده نماز اقامه کند، اشکال ندارد.
مسئله 907. حمل چیز متنجّس که با آن عورت پوشانده میشود، اگر از مردار یا حیوان حرامگوشت نباشد و فقط همراه نمازگزار باشد - نه لباس او - نماز را باطل نمیکند، چنانکه حمل دستمال، کلید، چاقو و قلمِ نجسشده در نماز، مانعی ندارد.
مسئله 908. خانمی که پرستار کودک است و بیش از یک لباس ندارد و اگر هم بیش از آن داشته باشد، ناچار است همه را بپوشد و لباس او به ادرار کودک نجس میشود، شبانهروز یک بار آن را بشوید، کافی است، هرچند نمازهای بعدی را با لباسِ نجسشده اقامه میکند. مناسب است که لباس را نزد یک غروب بشوید تا با آن، نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را انجام دهد.
امور ثواب دار در لباس نمازگزار
مسئله 909. مستحب است در لباس نمازگزار چند چیز رعایت شود: پوشیدن عمامه با حنک، عبا به ویژه برای امام جماعت، جامه سفید، پاکیزهترین لباس، استعمال چیزی که بوی خوش دارد و انگشتری عقیق. البته رعایت امور یادشده، به امید ثواب است.
امور کم کنندۀ ثواب در لباس نمازگزار
مسئله 910. چند چیز در لباس نمازگزار مکروه است: پوشیدن عمامه بدون حنک، لباس سیاه به استثنای عمامه و عبا، جامه چرکین، لباس تنگ، لباس میگسار، لباس کسی که از نجاست اجتناب نمیکند، لباسی که صاحب آن متّهم به غصب است، جامهای که صورتی در آن نقش شده است، انگشتری که بر روی آن صورتی رسم شده است. البته ترک امور یادشده، به امید ثواب، مناسب است.
شروط مکان نمازگزار
مکان نمازگزار چند شرط دارد:
شرط اول
مسئله 911. بنا بر احتیاط واجب، مکان نمازگزار باید مباح باشد. کسی که در ملک غصبی نماز اقامه کند، به گونهای که نماز تصرف در ملک غصبی محسوب شود، بنا بر احتیاط واجب، نماز او باطل است؛ ولی نماز در زیر سقف غصبی، در صورتی که تصرف در آن صدق نکند، اشکال ندارد. فرش یا تخت مباح روی مکان غصبی، مانع بطلان نماز نمیشود.
مسئله 912. نماز در مکانی که عین یا منفعت یا انتفاع آن، مال دیگری است، بنا بر احتیاط واجب، باطل است. مکانی که ملک دیگری است، نماز در آن، بدون رضایت مالک صحیح نیست؛ همچنین مکانی که در اجاره دیگری است یا به عاریه در اختیار اوست، نماز خواندن در آن، بدون رضایت مستأجر یا مستعیر (عاریهگیرنده) صحیح نیست. در این جهت، فرقی بین زنده بودن صاحب حق یا مرده بودن آن نیست، بنابراین نماز خواندن در مالِ بهجا مانده از میّت، پیش از ادای دَیْن و جدا کردن ثلثِ وصیّتشدۀ او صحیح نیست.
مسئله 913. کسی که در مکانی که برای عموم آزاد است و همگان میتوانند در آن مکان بمانند و بهرههای عبادی و مانند آن ببرند؛ نظیر مسجد، صحن و رواق امامزادهها، پارکهای محلّی جا گرفته است، اگر دیگری بدون اِعراض وی جای او را غصب کند و در آن نماز بگزارد، بنا بر احتیاط واجب، نماز او باطل است.
مسئله 914. باطل بودن نماز در مکان غصبی، به حالت علم به غصب و عمد و بدون اضطرار، اختصاص دارد، بنابراین کسی که جاهل به غصبی بودن مکان یا غافل از آن بوده یا فراموش کرده یا هیچ چارهای نداشت، نماز او باطل نیست، مگر آنکه خود غاصب از غصب خویش غفلت یا آن را فراموش کرده باشد و در صدد رفع غصب نباشد که نماز او باطل است.
مسئله 915. کسی که غصبی بودن مکان، نیز حرمت تصرّف در آن را میداند، ولی نمیداند نماز در آن باطل است و در یادگیری آن، کوتاهی کرده باشد، نماز او در آن مکان احتیاطاً باطل است.
مسئله 916. کسی که ناچار است روی وسیله نقلیه، اعم از حیوان، اتومبیل، چرخ و مانند آن، نماز را اقامه کند، نیز نماز مستحبّی را در حال سوار بودن بهجا آورد، باید آن وسیله غصبی نباشد؛ وگرنه نماز او باطل است.
مسئله 917. مکانی که ملک چند شریکاست و سهم هیچکدام جدا نشده، هیچ شریکی نمیتواند بدون رضایت سایر شرکا، در آن نماز اقامه کند.
مسئله 918. اگر با عین پول غصبی یا پولی که خمس یا زکات آن را نداده، مِلکی بخرد، تصرف او در آن مِلکْ حرام و نماز وی در آن باطل است، نیز اگر ملکی را به ذمّه بخرد و قصد او در حین خریدن آن باشد که پول آن را ندهد یا از مال غصبی بدهد یا از عین مالی که خمس یا زکات آن داده نشده بپردازد، در همه این موارد، تصرف وی در آن مِلکْ حرام، و نماز او در آن صحیح نیست.
مسئله 919. معیار صحت و بطلان نماز در ملک دیگری، رضایت و عدم رضایت قلبی اوست، اگر رضایت قلبی دارد که در ملک او نماز اقامه شود، نماز صحیح است، هرچند به زبان اذن نداده باشد و اگر رضایت قلبی ندارد، نماز در آن صحیح نیست، هرچند به زبان اذن داده باشد.
مسئله 920. تصرف در ملکی که حقّ خدا یا خلق به آن تعلّق دارد، بدون ادای آن حق، حرام و نماز در آن باطل است؛ خواه مالک آن مِلک زنده باشد و یا مُرده، بنابراین کسی که خمس یا زکات مال خود را نداده و درگذشته، پیش از ادای حقوق یادشده نمیتوان در مال او نماز خواند، مگر آنکه کسی ادای آن را به عهده بگیرد یا بدون مسامحه در صدد اَدای آن باشد. سایر حقوق و دیون مردمی نیز به همین صورت است. البته در صورت رضایت طلبکاران، تصرّف و اقامه نماز در آن، اشکال ندارد.
مسئله 921. اگر بعضی از وارثان میّت، غایب یا کودک یا محجور (مانند دیوانه) باشد، تصرف در مالِ به جا مانده از میّت، بدون اذن ولیّ شرعی حرام و نماز در آن باطل است. تصرفهای جزئی، مانند تجهیز میّت، اشکال ندارد.
مسئله 922. اقامۀ نماز در مسافرخانه، هتل، حمام و مانند اینها که برای مشتریان آماده است و برابر محاوره، اذن یا رضایت مالکان آنها بهدست میآید، صحیح است و در موارد دیگر، بهجا آوردن نماز در ملک دیگری، بدون علم یا اطمینان به رضای او، صحیح نیست. اگر مالک عین، منفعت یا انتفاع، اذن ماندن در آن ملک را داده، میتوان رضایت او نسبت به اقامه نماز را فهمید.
مسئله 923. اقامه نماز در زمینهای بسیار وسیع مزرع یا مرتع که فعلاً زراعتی در آن نیست و هیچ ضرری از این راه به مِلک یا مالک نمیرسد، صحیح است، هرچند مالک آنها راضی نباشد؛ ولی بهجا آوردن نماز در زمینهایی که مزرع یا مرتع خصوصی است و دیوار و مانند آن ندارد، بدون علم به رضایت مالک آنها، صحیح و با منع آنها باطل است.
شرط دوم
مسئله 924. مکان نماز باید موجب حرکت محسوس نمازگزار نباشد، بنابراین اقامه نماز در هواپیمای سریع که حرکت آن محسوس نیست، با رعایت قبله، صحیح است. اقامه نماز در مکان متحرّک یا لرزان، مانند خرمن گندم و تلّ شن که اضطراب آن محسوس است، نیز در اتومبیل، کشتی، ترن و مانند آن که مانع آرامش بدن نمازگزارند، باطل است.
مسئله 925. اقامۀ نماز در حال ناچاری در مکان متحرّک یا لرزان، مانند تلّ شن، با رعایت آرامش در اجزای نماز به قدر امکان و حفظ قبله، صحیح است.
مسئله 926. نماز در مکانی که بر اثر ازدحام جمعیّت یا وزش باد تند و مانند آن، اطمینانی به حفظ آرامش بدن نیست، اگر به امید آرام بودن بدن شروع شود و تا پایان مانعی پدید نیاید، صحیح است.
مسئله 927. نماز در مکانی که ماندن در آن حرام است؛ مانند زیر سقف در حال ریزش، مسیر در حال آمدن سیل، روی فرشی که نام خدا یا آیۀ قرآن بر آن نوشته شده، باطل نیست، هرچند معصیت است.
شرط سوم
مسئله 928. مکان نمازگزار باید از لحاظ ارتفاع، طول و عرض به قدری باشد که بتوان تمام افعال نماز را در آن انجام داد، اگر مساحت مکان نمازگزار در یکی از جهات یادشده، به اندازهای کم باشد که قیام یا رکوع یا سجود یا نشستن در آن ممکن نباشد، نماز باطل است و در صورت ناچاری، در حدّ امکان باید قیام، رکوع و سجود انجام شود.
شرط چهارم
مسئله 929. اقامۀ نماز در مکان خاص که مستلزم معصیت باشد، حرام است؛ ولی نماز باطل نیست؛ مثلاً اگر اقامه نماز جلوتر از قبر پیامبر صلیاللهعلیهوآله و امام معصوم علیهالسلام به فاصله کم، موجب هتک حرمت آن ذوات قدسی شود، حرام است؛ ولی نماز باطل نیست و اقامه نماز در مکان محاذی و همسطح با قبر معصوم علیهالسلام حرام نیست.
مسئله 930. اگر بین نمازگزار و قبر معصوم علیهالسلام دیوار و مانند آن حاجبی باشد که مانع صدق هتک حرمت است، اقامۀ نماز حرام نیست؛ ولی ضریح یا پردهای که روی قبر شریف قرار دارد، حاجب نخواهند بود.
شرط پنجم
مسئله 931. مکان نمازگزار نباید به نجاستی آلوده باشد که موجب سرایت به لباس یا بدن وی میشود، به گونهای که با آن نجاست نمیتوان نماز را اقامه کرد، پس اگر مکان نمازگزار نجس شده بود، ولی خشک است و به بدن یا لباس سرایت نمیکند؛ یا اگر سرایت کند، سبب بطلان نماز نمیشود، مانند نجاست آن به خون کمتر از درهم - غیر از خونهایی که ذرّهای از آنها نماز را باطل میکند ـ، یا آلوده شدن دستکش یا جوراب، اقامه نماز در آن مکان اشکال ندارد و به احتیاط مستحب مکان نمازگزار پاک باشد.
مسئله 932. محل سجدۀ نماز باید پاک باشد و نجس شدن آن، سبب بطلان نماز است، هرچند نجاست آن به پیشانی نمازگزار نرسد.
شرط ششم
مسئله 933. مکروه است که زن در نماز جلوتر از مرد نمازگزار یا محاذی او باشد. کراهت یادشده در غیر مکّه است. هر گاه زن و مرد با هم نماز را شروع کردند و زن جلو یا محاذی مرد نمازگزار باشد مستحب است هر دو نماز خود را اعاده کنند و اگر یکی بعد از دیگری به گونهای وارد نماز شده که زن مقدّم یا محاذی باشد، کسی که نماز او دیرتر شروع شده، احتیاطاً نماز را اعاده نماید.
مسئله 934. کراهت تقدّم یا محاذات مکان زن نمازگزار نسبت به مکان مرد نمازگزار، اختصاصی به نامحرم ندارد. در صورت وجود حاجب، مانند دیوار یا پرده یا فاصله، نه کراهت دارد و نه احتیاط مستحب در اعاده نماز است. این حکم برای نافله مانند فریضه است؛ ولی در حال غفلت یا فراموشی جاری نیست.
مسئله 935. لازم است مکان پیشانی نمازگزار در حال سجود با مکان ایستادن او بیش از چهار انگشت بسته اختلاف سطح نداشته باشد؛ اما برای سایر اعضای سجده نسبت به یکدیگر یا نسبت به مکان پیشانی، مادامی که از صورت سجده بیرون نباشد، حدّ خاصی معتبر نیست.
مسئله 936. بودن زن و مرد نامحرم در مکانی که هیچکس نمیتواند وارد شود، در صورت احتمال گناه حرام است و احتیاط مستحب است که در آن مکان نماز اقامه نشود.
مسئله 937. مکانی که مهیّای کارهای حرام - مانند قمار، شرب خمر، آهنگهای لهو و لعب، معـاملات ربوی محض و... - است و بودن در آن، ابتلا یا امضای آنها را در بردارد، حرام است؛ ولی نماز در آن مکان باطل نیست، هرچند احتیاط مستحب، ترک نماز در آن است.
مسئله 938. اقامه نماز واجب در درون کعبه و بر بام آن، مکروه است و در حال ناچاری منعی ندارد.
مسئله 939. اقامه نماز مستحب در درون کعبه و بر بام آن منعی ندارد. اقامه نماز واجب یا مستحب بر بام کعبه باید به گونهای باشد که در تمام حالت نماز، مقداری از فضای بام کعبه روبهروی نمازگزار باشد.
مکان های مستحب بودن نماز
مسئله 940. اقامه نماز در مسجد فضیلت دارد. درجات فضایل آن به تفاوت مسجدهاست. بهترین مسجد روی زمین، مسجد دور کعبه یعنی مسجد حرام است، پس از آن، مسجد پیامبر صلیاللهعلیهوآله در مدینه و بعد از آن، مسجد کوفه و مسجد اقصی - که هر دو در یک حدّند - و پس از آنها مسجد جامع هر شهر و بعد از آن، مسجد محل و سپس مسجد بازار. حرم انبیا و اوصیای معصوم: فضیلت و استحباب دارد و نسبت به برخی مساجد، مانند مسجد محل و مسجد بازار، افضل است.
مسئله 941. زن در صورتی که از هر نظر مصون از نگاه به نامحرم و محفوظ از نگاه نامحرم به او باشد، میتواند برای ادراک فضیلت مسجد، نماز خود را در آنجا اقامه کند. البته برای فراگیری احکام در صورت انحصار راه باید به مسجد برود.
مسئله 942. زیاد رفتن به مسجد و اقامۀ نماز در مسجدی که نمازگزار ندارد، مستحب است و نماز همسایه مسجد در غیر مسجد بدون عذر، مکروه است.
مسئله 943. مستحب است با کسی که اعتنایی به حضور در مسجد ندارد، پیوند مودّت برقرار نشود و با او همغذا نشوند و مشورت نکنند و ازدواج ننمایند.
مکان های کراهت نماز
مسئله 944. اقامۀ نماز در چند جا مکروه است (ثواب آن کمتر است)؛ مانند حمّام، زمین نمکزار، جاده، خیابان و کوچه در صورت عدم مزاحمت؛ وگرنه حرام است، هرچند باطل نیست، آشپزخانه و هر جا که کورۀ آتش باشد، قبرستان، روی قبر، روبهروی قبر، بین دو قبر، اتاقی که در آن جُنُب باشد، جایی که در آن عکس باشد، هرچند روبهرو نباشد، روبهروی انسان، روبهروی دری که باز است، روبهروی آتش، روبهروی چاه و چالهای که محلّ ادرار باشد، روبهروی عکس و مجسّمۀ چیزی که روح دارد، مگر آنکه با پرده پوشیده باشد و... .
مسئله 945. مستحب است نمازگزار، حریم نماز خود را از رفت و آمد دیگران حفظ کند، هرچند با عصا، تسبیح و مانند آن.
احکام مسجد
مسئله 946. نجس کردن مسجد - زمین، دیوار درون و سقف آن - حرام است؛ همچنین نجس کردنِ سمت بیرون دیوار و بیرون سقف؛ یعنی بام آن، اگر جزء مسجد باشد، حرام است؛ وگرنه احتیاط، ترک آن است. برطرف کردن نجاست مسجد، بر کسی که به آن آگاهی یافت، واجب است.
مسئله 947. کسی که از نجس شدن مسجد آگاه است و بر اثر سفر یا مانع دیگری نمیتواند آن را پاک کند، اگر ماندن نجاست، سبب اهانت به مسجد باشد، احتیاط واجب است به کسانی که میتوانند آن را پاک کنند، اطلاع دهد.
مسئله 948. اگر جایی از مسجد نجس شود و تطهیر آن، بدون کندن یا تراشیدن لایههای بیرونی ممکن نیست، باید کنده یا تراشیده شود. هزینه پر کردن و تعمیر مجدّد، به عهده کسی است که مسجد را نجس کرده است. اگر سنگ یا آهن و اجزای مسجد نجس شد، پس از تطهیر باید به مسجد برگردد.
مسئله 949. اگر مسجدی با عامل طبیعی، مانند سیل، زلزله و رانش زمین، یا عامل انسانی، نظیر توسعۀ معبر و تعریض بسترِ حرکت عمومی، به گونهای ویران شده که بازسازی آن آسان نباشد، نجس کردن ابزار ساختمان ویرانشدۀ آن حرام نیست و احتیاط واجب، پرهیز از نجس کردن مکان آن است، مگر آنکه بازسازی آن ممکن نباشد.
مسئله 950. حرم مطهر پیامبر و امام معصوم: ملحق به مسجد است و نجس کردن عمدی آن، حرام و تطهیر آن، واجب است. در این جهت، فرقی بین حرم معمور مانند عتبات عالیات و حرم مخروب مانند بقیع نیست.
مسئله 951. تطهیر فرش نجسشدۀ مسجد لازم است و هزینۀ آن به عهده نجسکننده آن است، مگر آنکه بودجه برای تطهیر تعیین شده باشد.
مسئله 952. بردن عین نجس به مسجد - مانند خون یا ادرار که در ظرف آزمایشگاه یا پارچهای ریخته شده و مایه هتک حرمت باشد - حرام است؛ نیز بردن متنجّس و همراه داشتن آن، اگر اهانت به خانه خدا باشد، جایز نیست.
مسئله 953. انجام دادن مراسم دینی و نصب پارچههای مشکی و رنگی در مسجد به مناسبت مراسم متنوّع، اگر مانع اقامۀ نماز نباشد، جایز است.
مسئله 954. طلاکاری مسجد، مکروه است؛ نیز تصویر صورتهای دارای روح، مانند انسان و حیوان، کراهت دارد.
مسئله 955. اگر مسجد خراب شود، به صورت ملک در نمیآید که بتوان آن را مورد معامله قرار داد، مگر در زمینی که «عَنْوةً» فتح شده و ملکیّت آن به تبع اثر عمرانی اوست؛ مانند برخی از مناطق ایران.
مسئله 956. اموال مسجد را، خواه اجزای ساختمان آن باشد - مانند در و پنجره - یا نباشد - مانند فرش - نمیتوان در غیر آن مسجد صرف کرد. در صورت خراب شدن مسجد میتوان آنها را فروخت و صرف تعمیر آن مسجد نمود و اگر تعمیر آن مسجد ممکن نباشد، صرف مسجد دیگر شود.
مسئله 957. احداث مسجد و تعمیر مسجدی که نزد یک به ویرانی باشد مستحب است و اگر مسجدی بر اثر مرور زمان یا حوادث طبیعی به گونهای ویران شود که تعمیر آن ممکن نباشد، میتوان آن را خراب و نوسازی کرد، چنانکه در صورت نیاز نمازگزاران، میتوان مسجد کوچک را خراب کرده و به صورت مسجد بزرگ نوسازی نمود و به ثواب خاص مسجدسازی نایل آمد.
مسئله 958. تمیز کردن مسجد و برآوردن نیازمندیهای آن - مانند روشنایی، گرمایی و خنکی - مستحب است. کسی که میخواهد به مسجد برود، مستحب است جامه نو و تمیز در برکند و خود را خوشبو نماید و زیر کفش را بررسی کرده تا آلوده نباشد و هنگام ورود، پای راست را و هنگام خروج، پای چپ را مقدّم بدارد؛ نیز مستحب است زودتر از دیگران به مسجد رفت و دیرتر از همه بیرون آمد.
مسئله 959. تحیّت و احترام مسجد، مستحب است و حرمت نهادن به آن با اقامۀ نماز، اعم از واجب و مستحب، حاصل میشود، اگر وقت نماز واجب یا نافله آن نیست، مستحب است دو رکعت نماز به قصد احترام به مسجد انجام شود.
کراهت برخی از کارها در مسجد
مسئله 960. برخی از کارها در مسجد مکروه است؛ مانند خوابیدن در غیر حال ناچاری، کارهای دنیایی که مزاحم نماز دیگران نباشد، شعرسرایی غیر ناصحانه، ریختن آب دهان، بینی و خلط سینه که مستلزم اهانت به مسجد نباشد، طلب کردن گمشدهای، صدا را بلند نمودن.
مسئله 961. ارائه طرح و برنامههای علمی و عملی، جهت اصلاح امور امت اسلامی، حفظ استقلال اقتصادی و مانند آن، در مسجد بدون رجحان نخواهد بود؛ چنانکه تعلیم امور نظامی برای جهاد و دفاع دینی در غیر وقت نماز، هیچ کراهتی ندارد.
مسئله 962. راه دادن بچه به مسجد که نه مزاحم عبادت دیگران است و نه موجب آلودگی مسجد، منعی ندارد و اگر سبب رغبت وی به نماز و یادگیری احکام آن شود، مستحب است.
اذان و اقامه
مسئله 963. مستحب است نمازگزار پیش از نمازهای شبانهروزی (ادا یا قضا) اذان و اقامه بگوید و پیش از نماز عید فطر و عید قربان، سه مرتبه بگوید: «الصلاة» و پیش از نمازهای واجب دیگر، مانند نماز میّت، نماز آیات، به امید ثواب سه بار بگوید: «الصلاة».
مسئله 964. مستحب است هنگام تولد نوزاد، پیش از افتادن بند ناف یا پس از آن، در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه گفته شود.
مسئله 965. اذان، هجده جمله است: «الله اکبر» چهار مرتبه، «أشهد أن لا إله الّا الله»، «أشهد أنّ محمداً رسول الله»، «حیّ علی الصلاة»، «حیّ علی الفلاح»، «حیّ علی خیر العمل»، «الله اکبر»، «لا إله الّا الله»، هر کدام دو مرتبه، و اقامه، هفده جمله است: دو مرتبه «الله اکبر»، از اول اذان و یک مرتبه «لا إله الّا الله» از آخر آن، کم میشود و دو مرتبه «قد قامت الصلاة» بعد از «حیّ علی خیر العمل» افزوده میشود.
مسئله 966. «اشهد أنّ علیاً ولیّ الله» جزء اذان و اقامه نیست و مناسب است به عنوان تبرّک و تیمّن، بعد از «أشهد أنّ محمداً رسول الله» گفته شود.
ترجمه اذان و اقامه
مسئله 967. «الله اکبر» یعنی خدای سبحان بزرگتر از آن است که وصف شود. «أشهد أن لا إله الّا الله»، یعنی شهادت میدهم که غیر خدای یکتا و یگانه خدای دیگری نیست. «أشهد أنّ محمداً رسول الله»؛ یعنی شهادت میدهم که حضرت محمدبنعبدالله صلیاللهعلیهوآله پیامبر و فرستاده خداست. «أشهد أنّ علیاً امیرالمؤمنین و ولیّ الله»؛ یعنی شهادت میدهم که حضرت علی علیهالسلام امیر مؤمنان و ولیّ خدا بر همه خلق است. «حیّ علی الصلاة»؛ یعنی بشتاب برای اقامه نماز، «حیّ علی الفلاح»؛ یعنی بشتاب برای رستگاری، «حیّ علی خیر العمل»؛ یعنی بشتاب برای بهترین کار که نماز است، «قد قامت الصلاة»؛ یعنی به تحقیق نماز برپا شد، «لا إله الّا الله»؛ یعنی خدایی؛ جز خدای یکتا و یگانه، سزاوار پرستش نیست.
مسئله 968. جملههای اذان، نیز اقامه باید متصل به هم باشند و اگر فاصله بین آنها بیش از حدّ متعارف بود، باید دوباره از اول شروع شود.
مسئله 969. ادای جملههای اذان و اقامه و نیز نماز، اگر با آهنگ مخصوص مجالس لهو و معصیت باشد، حرام و باطل است.
موارد سقوط اذان
مسئله 970. اذان در چند مورد ساقط است و آن، جایی است که بین دو نماز - همراه با ترتیب - جمع شود؛ مانند 1. نماز عصر در صورت جمع با نماز جمعه یا نماز ظهر؛ 2. نماز عشاء در صورت جمع با نماز مغرب. در این موارد، اذان نماز اول برای هر دو نماز کافی است، مگر آنکه به اندازه کافی بین دو نماز فاصله شود. نافلۀ عصر که پیش از نماز عصر اقامه میشود، چون هشت رکعت است، میتواند فاصله ایجاد کند؛ اما نافله مغرب که چهار رکعت است و بعد از نماز مغرب اقامه میشود، شاید نتواند فاصله لازم را ایجاد کند، از اینرو اگر برای نماز عشاء اذان گفته میشود، رجائاً (امید ثواب) باشد.
مسئله 971. سقوط اذان برای نماز دوم در صورت جمع با نماز اول، مختصّ جایی نیست که جمع دو نماز در آن راجح است؛ مانند 1. نماز عصر جمعه با نماز جمعه یا ظهر آن؛ 2. نماز عصر روز نهم ذیالحجّه با نماز ظهر آن؛ 3. نماز عشاء شب عید قربان (شب دهم) با نماز مغرب، برای کسی که در مشعر است؛ 4. نماز عصر زن مستحاضه با نماز ظهر او، نیز نماز عشای وی با نماز مغرب او؛ 5. نماز کسی که نمیتواند خود را از ناقض طهارت مانند ادرار، مدفوع و باد حفظ کند، از این رو بین دو نماز جمع میکند، بلکه در همه مواردی است که بین دو نماز همراه (ترتیب) جمع میشود. البته احتیاط در مورد اول تا سوم، ترک اذان برای نماز دوم است.
مسئله 972. سقوط اذان در صورت جمع دو نماز - با رعایت ترتیب - اختصاصی به نماز ادا ندارد و در نماز قضا نیز جاری است، حتی اگر بخواهد نماز قضای یک شبانهروز را با هم اقامه کند، اذان برای قضای نماز اول، کافی است.
موارد سقوط اذان و اقامه
مسئله 973. اذان و اقامه در چند مورد ساقط میشوند: یکم: کسی که وارد نماز جماعتی شده و میخواهد با آن جماعت نماز بگزارد، در صورتی که برای آن نماز جماعت، اذان و اقامه گفته شده باشد، اذان و اقامه از او ساقط است، هر چند او هنگام اذان و اقامه حاضر نبوده و بعضی از رکعتها را ادراک نکرده باشد، اگر این نماز جماعت در مسجد برگزار شد، نباید برای نماز خود اذان و اقامه بگوید.
دوم: کسی که برای اقامه نماز مستقل وارد مسجدی شد که در آن، نماز جماعت صحیح با اذان و اقامه برگزار شد و او در آن نماز شرکت نکرده یا بعد از تمام شدن نماز جماعت وارد شد، به شرط آنکه تمام صفها پراکنده نشده باشند؛ حتی یک صف هم باقی باشد اذان و اقامه از او ساقط است؛ چه بخواهد به تنهایی نماز بگزارد یا به جماعت و در صورت جماعت، چه امام باشد و چه مأموم.
مسئله 974. هر گاه شک کند که نماز جماعت قبلی صحیح بود یا نه، اذان و اقامه از او ساقط است؛ ولی اگر شک کند که برای نماز جماعت سابق اذان و اقامه گفته شد یا نه، یا شک کند که مکان نماز او و مکان نماز جماعت قبلی یک مکان محسوباند یا دو مکان - مانند سطح مسجد و بام آن - اذان و اقامه از وی ساقط نیست.
سوم: کسی که اذان و اقامه دیگری را شنید، میتواند به آن اکتفا کند و برای نماز خود اذان و اقامه نگوید، به شرط آنکه تمام فصول اذان و اقامه را به طور کامل شنیده باشد و در صورت ناقص شنیدن یا نشنیدن بعضی از فصول، میتواند آنچه را درست نشنید، خودش بگوید و به همان اکتفا نماید، به شرط حفظ ترتیب، اگر فقط اذان را شنید، میتواند اقامه را خود بگوید؛ ولی اگر اقامه را شنید، بخواهد اذان را خود بگوید، چون ترتیب محفوظ نمیشود، نمیتواند به شنیدن اقامه اکتفا کند.
مسئله 975. مستحب است کسی که اذان دیگـری را میشنود، خواه اذان اعلام و خواه اذان نماز (اذان اِعظام) - جمـاعت یا فـرادا - آن را بدون فاصله بازگو کند و بازگو کردن اقامهای که میشنود، به امید ثواب، خوب است.
مسئله 976. چون با شنیدن اذان و اقامه دیگری میتوان برای نماز به آن اکتفا کرد، حکایت آنها ثواب خاص خود را دارد و برای اکتفا به آن اثری ندارد، چون اثر - یعنی صحت اکتفا - با شنیدن حاصل شده است.
مسئله 977. شنیدن اذانی که حرام است، مانند اذان با آواز لهوی مختصّ به مجلس گناه، نیز شنیدنی که حرام است، هرچند اذان صحیح و حلال است، مانند شنیدن مرد صدای اذان زن نامحرم را به قصد لذت، برای نماز کافی نیست.
مسئله 978. شنیدن اذان و اقامه مرد برای مرد و زن کفایت میکند و شنیدن اذان و اقامه زن برای زن و برای مردی که محرم اوست، کفایت میکند و برای مرد نامحرم، احتیاط، عدم اکتفاست.
مسئله 979. شنیدن اذان نماز کسی برای نماز دیگری، کافی است؛ نه شنیدن اذان در گوش نوزاد؛ یا موارد دیگری که اصل مشروع بودن آنها ثابت شده باشد؛ چه رسد به موارد غیر ثابت.
مسئله 980. اذان و اقامه نماز جماعت مردان را باید مرد بگوید و اذان و اقامۀ نماز جماعت زنان، نیز زنان و مردان محرم را زن میتواند بگوید، هرچند احتیاط در صورت اخیر، ترک است.
مسئله 981. ترتیب هجده جمله اذان و هفده جمله اقامه باید محفوظ باشد و اگر بر خلاف آن گفته شد، باید برابر نظم یادشده دوباره گفته شود، مثلاً اگر «حیّ علی خیر العمل» پیش از «حیّ علی الفلاح» گفته شد، دوباره باید «حیّ علی خیر العمل» گفته شود.
مسئله 982. اتصال جملههای اذان با هم، نیز اتصال جملههای اقامه با هم باید محفوظ باشد، به صورتی که عرفاً آنها را گسسته از هم ندانند.
مسئله 983. بین اذان و اقامه، هم ترتیب لازم است، هم اتصال؛ یعنی اذان مقدّم بر اقامه گفته میشود و بین اذان و اقامه فاصله نباشد، به مقداری که عرفاً آن دو را جدا و بیگانه از هم ببینند؛ در این صورت، مستحب است دوباره گفته شوند.
مسئله 984. بین اذان و اقامه و نماز، فاصلهای که عرفاً آن دو را بیگانۀ از نماز ببیند نباشد؛ در صورت فاصله زیاد بین آنها و بین نماز، دوباره گفته میشوند.
مسئله 985. اذان و اقامه نماز باید بعد از دخول وقت باشد؛ اگر همه جملههای اذان و اقامه عمداً یا سهواً قبل از دخول وقت گفته شد، یا بعضی از آنها قبل از وقت و برخی از آنها بعد از دخول وقت ادا شده باشد، دوباره باید گفته شوند.
مسئله 986. اگر پیش از گفتن اقامه شک کند که اذان گفته یا نه، مستحب است اذان را بگوید و اگر پیش از شروع در جملهای از جملههای اذان یا اقامه شک کند که جمله قبل را گفته یا نه، باید جمله قبل را بگوید؛ ولی پس از شروع در جمله بعدی، اگر شک کند که جمله قبل را گفته یا نه، لازم نیست جمله قبل را بازگو کند.
مسئله 987. مستحب است گویندۀ اذان رو به قبله بایستد و با طهارت باشد و با صدای بلند و کشیده اذان بگوید و بین جملههای اذان کمی فاصله دهد و بین آنها غیر از ذکر و دعا سخن دیگری نگوید.
مسئله 988. مستحب است گویندۀ اقامه رو به قبله و آرام باشد و اقامه را از اذان آهستهتر بگوید و فاصله جملههای آن را از فاصله جملههای اذان کمتر کند؛ لیکن جملهها را به هم نچسباند.
مسئله 989. مستحب است بین اذان و اقامه در غیر نماز مغرب، دو رکعت نماز بگزارد؛ یا یک گام بردارد؛ یا بنشیند؛ یا سجده نماید؛ یا ذکری بگوید؛ یا دعا کند و در نماز مغرب، به یکی از این امور اکتفا میشود.
مسئله 990. اذان و اقامه باید به عربی صحیح، نه به غیر آن - مانند فارسی، ترکی و... - و نه به عربی غیر صحیح گفته شود.
مسئله 991. مستحب است کسی که برای اذان تعیین میشود، عادل و وقتشناس و دارای صدای مناسب و رسا بوده و جای پخش اذان بلند باشد.
امور واجب در نماز
مسئله 992. یازده چیز در نماز واجب است: یکم نیّت؛ دوم ایستادن؛ سوم تکبیرةالاحرام؛ یعنی گفتن «الله اکبر» در اول نماز؛ چهارم رکوع؛ پنجم سجود؛ ششم قرائت؛ هفتم ذکر رکوع و سجود؛ هشتم تشهد؛ نُهم سلام؛ دهم ترتیب؛ یازدهم موالات؛ یعنی پی در پی آوردن اجزای نماز.
مسئله 993. اموری که در نماز واجباند، دو قسماند. قسم یکم، رکن است و قسم دوم، غیر رکن. واجب رکنی، آن است که کم شدن یا زیاد شدن آن خواه عمدی باشد یا سهوی، سبب باطل شدن نماز است. واجب غیر رکنی، آن است که زیاد شدن یا کم شدن عمدی آن، سبب باطل شدن نماز است؛ ولی زیاد شدن یا کم شدن سهوی آن، موجب بطلان نماز نمیشود.
مسئله 994. رکن نماز پنج چیز است:
یکم: نیّت. زیاد شدن نیّت، بنابر آنکه صرف داعی باشد، ممکن نیست و بنابر آنکه اِخطار خطور دادن تفصیلی در قلب باشد، ضرر ندارد؛ فقط کم شدن آن - که به ترک آن است - امکانپذیر است. دوم: تکبیرةالاحرام؛ سوم: قیام (ایستادن) در حال تکبیرةالاحرام و پیش از رکوع (قیام متصل به رکوع)؛ چهارم: رکوع؛ پنجم: دو سجده از یک رکعت.
احکام نیّت
مسئله 995. نمازگزار باید نماز را به قصد اجرای دستور خدا انجام دهد. لازم نیست آن را به تفصیل از قلب بگذراند، چنانکه لازم نیست بر زبان آورد. درجات قرب عبادت، به درجات معرفت پروردگار و محبّت وی و در محضر او بودن و مظهر وی شدن است.
مسئله 996. نمازگزار باید نمازی را که میخواهد اقامه نماید، معیّن کند. اگر آن نماز، معیّن است؛ مانند نماز مغرب کسی که نماز مغرب قضا به عهده ندارد، در این صورت قصد نماز مغرب کافی است و تعیین ادا یا قضا لازم نیست؛ همچنین کسی که مثلاً نماز مغرب قضا به عهده دارد، ولی فقط درصدد انجام دادن نماز اداست، تعیین ادا یا قضا لازم نیست و اگر آن نماز مشترک بین واجب و مستحب، نیز بین ادا و قضاست و هر دو طرف اشتراک میتواند مقصود نمازگزار باشد، در این صورت، باید نمازی را که میخواهد اقامه نماید، معیّن کند، هرچند به اجمال باشد و بدون تعیین، نماز باطل است.
مسئله 997. نمازگزار باید قصد نماز معیّن را تا پایان ادامه دهد، به گونهای که اگر در هر حالتی از نماز از وی سؤال شود، بتواند بگوید فلان نماز را انجام میدهم.
مسئله 998. نیّت نماز - به معنای انجام دادن آن به دستور خداـ باید خالص باشد. قصد غیر خدا - خواه در تمام نماز، خواه در جزئی از اجزای آن، اعم از آنکه فقط برای غیر خدا باشد یا بخشی از آن برای غیر او باشد و خواه به وسیله کاری یا وصفی، مانند در مسجد خواندن یا اول وقت ادا نمودن و خواه به صورت ریا، یعنی به دیگران نشان دهد که برای خدا نماز میخواند یا به صورت سُمعه، یعنی به گوش دیگران برساند، در حالی که چنین نیست - نماز را باطل میکند.
احکام تکبیرة الاحرام
مسئله 999. واجب است در آغاز هر نماز «الله اکبر» گفته شود و این جمله - بنا بر اینکه نیّت شرط باشد - اوّلین جزء نماز و دومین رکن از ارکان نماز است و باید به عربی صحیح و پشت سر هم گفته شود. ترجمه آن به زبان دیگر، یا تلفّظ آن به عربی غیر صحیح، باطل است.
مسئله 1000. در صورت ادای دو کلمه «الله اکبر» به عربی صحیح، اتصال آن به دعای قبل یا ذکر و دعای بعد جایز است، هرچند احتیاط در ترک اتصال آن به سابق و لاحق است.
مسئله 1001. در صورت اتصال «الله اکبر» به سابق، باید همزه «الله» تلفّظ شود و در صورت اتصال آن به لاحق، باید حرکت، یعنی پیش(ضمّه) «ر» اکبر تلفّظ شود.
مسئله 1002. در حال گفتن «الله اکبر» باید ایستاده باشد و ترک عمدی یا سهوی قیام، سبب بطلان آن است؛ نیز در حال گفتن آن، بدن باید آرام باشد و ترک عمدی آن، سبب بطلان است و در صورت ترک سهوی، باطل نمیشود.
مسئله 1003. تکبیرةالاحرام، حمد و سوره، ذکر و دعای واجب (مانند صلوات تشهد) باید به گونهای گفته شود که قابل شنیدن باشد، هرچند بر اثر وجود مانعی از درون - مانند «کری» - یا از بیرون - مانند طوفان یا همهمۀ زیاد - شنیده نشود.
مسئله 1004. نمازگزاری که بر اثر بیماری خاص یا لال بودن، توان تلفظ «الله اکبر» را ندارد، باید با زبان اشاره - که مورد گفتوگوی مخصوص مبتلایان به این وضع است - آن را ادا نماید، در حالی که صورت آن را در قلب میگذراند.
مسئله 1005. مناسب است پیش از تکبیرةالاحرام و پس از آن، دعاهای مخصوص که در کتابهای دعا نقل شده، به امید ثواب، خوانده شود.
مسئله 1006. مستحب است در حال گفتن تکبیرةالاحرام، دستها را با انگشتهایِ به هم چسبیده، تا مقابل گوشها بالا برد.
مسئله 1007. هر گاه شک کند که تکبیرةالاحرام را گفت یا نه، چنانچه مشغول خواندن چیزی مانند حمد باشد، بنا را بر گفتن بگذارد و به شک خود اعتنا نکند و اگر به خواندن چیزی مشغول نشده، باید تکبیرةالاحرام را بگوید.
مسئله 1008. هر گاه پس از گفتن تکبیرةالاحرام شک کند که آن را صحیح ادا کرده یا نه، بنا را بر صحّت بگذارد و به شک خود اعتنا نکند.
احکام قیام (ایستادن)
مسئله 1009. ایستادن در حال گفتن تکبیرةالاحرام و پیش از رکوع (قیام متصل به رکوع) واجب رکنی است و در حال خواندن حمد و سوره، یا تسبیحات رکعت سوم و چهارم، واجب غیررکنی است؛ نیز ایستادن بعد از رکوع، هرچند واجب است؛ ولی رکن نیست. اگر نمازگزار قیامهای واجب غیررکنی را بر اثر فراموشی ترک کند، نماز او باطل نیست. قیام در حال کار و ذکر مستحب - مانند قنوت - مستحب است؛ یعنی میتوان با ترک قنوت، آن را ترک نمود؛ نه آنکه نشسته قنوت به جا آورد.
مسئله 1010. ایستادن برای تکبیرةالاحرام باید به گونهای باشد که یقیناً تمام حروف آن در حال قیام گفته شده باشد، برای حصول چنین یقینی، باید لحظهای پیش از شروع در گفتن و لحظهای پس از پایان آن، ایستاده باشد.
مسئله 1011. چون قیام متصل به رکوع، واجب رکنی است، اگر نمازگزار پس از حمد و سوره یا تسبیحات اربع، رکوع را فراموش کرد و نشست و سپس به یادش آمده که رکوع را انجام نداده، نمیتواند به حال خمیده به حدّ رکوع برگردد، بلکه باید بایستد و به رکوع برود، تا نماز او بر اثر حفظ قیامِ متصل به رکوعْ باطل نشود.
مسئله 1012. واجب است نمازگزار در حال قیام، به جایی تکیه نکند و از صورت ایستادن بر اثر خمیدگی خارج نشود و تمام بدن او آرام باشد، مگر در حالت ناچاری. با حفظ قیام متصل به رکوع، حرکت پا در حال خم شدن جهت رکوع، اشکال ندارد.
مسئله 1013. حرکت، خمیدگی، تکیه دادن در حال قیام غیررکنی، اگر سهوی باشد، اشکال ندارد و درحال قیام رکنی - مانند قیام در زمان تکبیرة الاحرام و قیامِ متصل به رکوع - چیزی که با قیام منافات دارد - مانند خمیدگی - وجود سهوی آن، موجب بطلان است و چیزی که با عنوان قیام منافات ندارد - مانند حرکت و تکیه دادن - وجود سهوی آن، موجب بطلان نمیشود.
مسئله 1014. هرگاه نمازگزار از ایستادن عاجز شود، باید بنشیند و اگر از نشستن هم عاجز شود، باید به پهلو قرار گیرد و تا بدنش آرام نشده، هیچ ذکر واجب نماز را ادا نکند و احتیاطاً ذکر مستحب را نیز به قصد ورود نگوید.
مسئله 1015. کسی که قادر بر ایستادن است؛ ولی قادر بر آرام بودن و تکیه ندادن نیست، نمیتواند نشسته نماز بگزارد، بلکه باید بایستد و با تکیه دادن نماز را اقامه کند و کسی که به هیچ وجه نمیتواند بایستد، هرچند همانند افراد سالمند خمیده باشد، باید بنشیند و اگر نتواند درست بنشیند، باید به پهلوی راست و اگر نشد، به پهلوی چپ و اگر نشد، به پشت قرار بگیرد، به گونهای که کف پاهای او رو به قبله باشد.
مسئله 1016. کسی که میتواند در حال نشستن و تکیه دادن، نماز را اقامه کند، نمیتواند به پهلو قرار بگیرد و در آن حال، نماز بگزارد.
مسئله 1017. هرگاه در حال نماز، عجز از ایستادن یا نشستن عارض شود و یا عجز قبلی برطرف شود، بقیه عمل و ذکر را باید با حالت فعلی خود انجام دهد؛ یعنی اگر عجز از ایستادن برطرف شد، فوراً باید بایستد و سایر عملها و ذکرها را در حال ایستادن انجام دهد. همچنین است اگر عجز از نشستن برطرف شده باشد و در تمام این احوال، پس از آرام شدن بدن، بقیه عمل و ذکر را بهجا آورد.
مسئله 1018. تبدیل ایستادن به نشستن و نشستن به پهلو قرار گرفتن، یا برای عجز فعلی است که هم اکنون نمیتواند به وظیفه اصلی خود عمل کند؛ یا برای ترس از خطر یا ضرر آینده است و در هر دو حال، میتواند به حکمِ عاجز عمل نماید.
مسئله 1019. کسی که میداند یا اطمینان دارد در پایان وقت، عجز او برطرف میشود، باید نماز را به تأخیر بیندازد، تا در آخر وقت با شرایط کامل، آن را اقامه کند و اگر میداند یا اطمینان دارد تا پایان وقت، عجز او باقی است، میتواند نماز را در اوّل وقت و برابر وظیفه عاجز انجام دهد. در هر دو صورت، اگر عجز او در اول وقت برطرف شد و او نماز را در اول وقت، برابر وظیفه عاجز خواند، در صورت اول، حتماً و در صورت دوم، به احتیاطِ لازم باید نماز را دوباره اقامه کند.
امور مستحب در حال ایستادن نماز
مسئله 1020. مستحب است نمازگزار در حال ایستادن اموری را رعایت کند؛ مانند شانهها را پایین بیندازد و دستها را رها کند و کفِ دستها را روی رانها بگذارد و تمام انگشت دستها را به هم بچسباند و ستون فقرات و گردن را راست نگه دارد و پاها را رو به قبله و محاذی هم، بدون پس و پیش قرار دهد و سنگینی بدن را به طور مساوی، روی دو پا قرار دهد و با خشوع و خضوع به صورت برده در ساحت مولا باشد و نگاه او به جای سجود باشد، نمازگزار مرد، بین دو پا به اندازۀ سه انگشت تا یک وجب فاصله بیندازد و نمازگزار زن، پاها را به هم نزد یک کند.
احکام قرائت
مسئله 1021. واجب است در نمازهای شبانه روز، در رکعت اول و دوم، سوره حمد خوانده شود و احتیاط واجب، خواندن یک سورۀ کامل در هر رکعت، بعد از حمد است.
مسئله 1022. در حال خطر یا ضرر یا عَجَله در کاری، میتواند سوره را نخواند.
مسئله 1023. ترتیب بین حمد و سوره، واجب است و اگر عمداً سوره پیش از حمد خوانده شد، نماز باطل است و اگر سهواً خوانده شد و در بین سوره یا پس از آن، به یادش بیاید، باید بعد از خواندن حمد، به احتیاط واجب، سوره را دوباره بخواند.
مسئله 1024. اگر نمازگزار حمد یا سوره را فراموش کند و پس از رسیدن به رکوع بفهمد، نمازش صحیح است و برای هر کدام از حمد و سورۀ فراموش شده، دو سجده سهو انجام دهد.
مسئله 1025. اگر پیش از آنکه برای رکوع خم شود، یا پس از خم شدن پیش از آنکه به حدّ رکوع برسد، یادش بیاید که حمد و سوره را نخوانده، باید برگردد و هر دو را بخواند و اگر معلوم شود که فقط سوره را نخوانده، بنا بر احتیاط واجب، فقط سوره را بخواند و اگر بفهمد که فقط حمد را نخوانده، باید حمد را بخواند و به احتیاط واجب، سوره را دوباره بخواند.
مسئله 1026. در نماز واجب، خواندن آیه سجده، نیز یکی از سورههایی که سجده واجب دارد تا آن آیه معیّن جایز نیست و اگر عمداً بخواند و سجده تلاوت را به جا آورد، بنا بر احتیاط واجب، نماز باطل میشود و اگر سجده تلاوت را بر اثر گناه به جا نیاورد، نماز او باطل نمیشود و اگر عمداً آیه سجده را گوش دهد، حکم خواندن عمدی آن را دارد.
مسئله 1027. اگر در نماز واجب سهواً آیۀ سجده را بخواند، یا گوش دهد، نماز او باطل نمیشود. اگر تا پایان نماز، فاصله اندکی است، پس از نماز، سجده تلاوت را انجام دهد و اگر فاصله زیاد است، احتیاطاً برای سجده واجب، اشاره نماید و بعد از نماز سجده کند.
مسئله 1028. سوره در نماز مستحب لازم نیست، حتی اگر نماز مستحب بر اثر نذر واجب شود، مگر آنکه آن نماز مستحب، با سوره نذر شود. نمازهای مستحب که سورههای خاص در آنها شرط شده باشد، مانند نماز شب دفن، بدون آن سوره به دستور عمل نمیشود.
مسئله 1029. نمازگزار در نماز ظهرِ روز جمعه، خواه دو رکعت (نماز جمعه) بگزارد یا چهار رکعت، مستحب است در رکعت اول بعد از حمد، سوره جمعه و در رکعت دوم پس از حمد، سوره منافقون بخواند. اگر یکی از این دو سوره را انتخاب، و شروع به خواندن آنها نمود، بنابر احتیاط واجب، نمیتواند آنها را رها کند و سورۀ دیگر بخواند.
مسئله 1030. نمازگزار میتواند سورهای را که شروع کرده، پیش از آنکه به نصف آن برسد، آن را رها کند و سورۀ دیگر شروع نماید، مگر سوره ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ یا ﴿قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ﴾ که اگر اینها را اول شروع کرده باشد، نمیتواند آنها را رها کند و سوره دیگر شروع نماید، چنانکه نمیتواند از یکی از این دو به دیگری رجوع نماید. البته در روز جمعه میتواند از این دو سوره، در صورتی که عمداً شروع نکرده باشد، به دو سوره جمعه و منافقون رجوع کند، چون در صورت شروع عمدی، رها نمودن دو سوره ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ و ﴿قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ﴾ به احتیاط واجب، جایز نیست.
مسئله 1031. هر گاه بر اثر عذری مانند فراموشی، تنگی وقت یا ضرورت پیشبینی نشده، نتواند سورهای را که شروع کرده ادامه دهد، میتواند آن را رها کند و سورۀ دیگر بخواند، هرچند از نصف سورهای که شروع کرده گذشته باشد؛ یا آن سوره، ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ یا ﴿قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ﴾، یا سوره جمعه و منافقون باشد.
مسئله 1032. در نماز مستحب، هر سورهای را که شروع کرده، میتواند آن را رها نماید، هرچند به نصف آن رسیده باشد و سوره دیگر را شروع کند.
مسئله 1033. بر نمازگزار مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشاء را بلند بخواند و بر هر نمازگزار (مرد یا زن) واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخواند، مگر نماز ظهر روز جمعه - خواه دو رکعت جمعه باشد یا چهار رکعت معمول - که بلند خواندن آن راجح است، هر چند رجحان بلند خواندن چهار رکعت ظهر، مانند استحباب بلند خواندن دو رکعت جمعه، نیست.
مسئله 1034. بر نمازگزار مرد واجب است عمداً هیچ کلمه یا حرف حمد و سورۀ رکعت اول و دوم نمازهای صبح و مغرب و عشاء را آهسته نخواند، به صورتی که حرف آخر هیچ کلمهای عمداً آهسته ادا نشود؛ همچنین واجب است که عمداً هیچ کلمه یا حرف حمد و سورۀ نمازهای ظهر و عصر بلند ادا نشود.
مسئله 1035. نمازگزار زن در نمازهای صبح و مغرب و عشاء میتواند حمد و سوره را بلند یا آهسته بخواند و در صورت بلند خواندن، بنابراحتیاط واجب، نامحرم صدای او را نشنود. خانمهای کهنسال مطلقاً مخیّرند.
مسئله 1036. نمازی که حمد و سوره آن باید بلند خوانده شود، اگر روی علم و عمد آهسته خوانده شود، آن نماز باطل است، چنانکه نمازی که باید آهسته خوانده شود، اگر با علم و عمد بلند خوانده شود، آن نماز باطل است؛ ولی اگر در جایی که باید بلند خوانده شود، بر اثر فراموشی یا کوتاهی (نه تقصیر) در یادگرفتن حکم شرعی آن، آهسته خوانده شد، نماز صحیح است و اگر در بین خواندن حمد و سوره یادش بیاید، یا به حکم شرعی آگاه شود، لازم نیست مقداری را که خوانده، دوباره بخواند.
مسئله 1037. صدای نمازگزار در نمازهایی که باید بلند خوانده شوند، نباید به صورت فریاد باشد، چنانکه در نمازهایی که باید آهسته خوانده شوند، نباید آنقدر کوتاه باشد که خود نمازگزار بدون مانع آن را نشنود؛ وگرنه در هر دو صورت، نماز باطل است.
مسئله 1038. نمازگزار باید تمام کلمات واجب، اعم از قرائت و ذکر را، صحیح ادا نماید. کسی که قادر بر تلفّظ صحیح نیست، به هر صورتی که میتواند اکتفا نماید و احتیاط مستحب، آن است که نماز را به جماعت اقامه کند، هرچند تسبیحات اربع و ذکرهای واجب دیگر را برابر با عجز خود ادا نماید.
مسئله 1039. نمازگزاری که میتواند کلمات و ذکر و دعای واجب را صحیح ادا کند و آفتی در زبان ندارد، باید همه آنها را فراگیرد تا صحیح ادا نماید و در تنگی وقت، احتیاط واجب، آن است که نماز را به جماعت اقامه نماید. در صورت عدم امکان جماعت، نمازش با همان وصفی که دارد، صحیح است، هرچند بر اثر یاد نگرفتن کیفیّت ادای کلمات گناه کرده است.
مسئله 1040. بنا بر احتیاط واجب برای یاد دادن احکام واجبِ نماز مزد نگیرند و مسئول اموال بیت المال باید نیاز یاد دهندۀ احکام واجب نماز را برطرف نماید. دریافت مزد برای یاد دادن احکام مستحبِ نماز، جایز است.
مسئله 1041. تمام کلمات، حروف و حرکتهای قرائت، ذکر و دعای واجب نماز باید بدون غلط ادا شود. ترک یا جابهجایی عمدی آنها موجب بطلان نماز است.
مسئله 1042. کسی که کلمه یا حرف یا حرکت خاص را صحیح بداند و برابر آن، نمازهای گذشته را اقامه کرده باشد و بعد از آن بفهمد که درست نبوده، لازم نیست دوباره آن را در وقت ادا یا در خارج وقت، قضا نماید.
مسئله 1043. کلماتی که دارای حروف متشابهاند و مخارج آنها متفاوت است - مانند «صاد و دال و زاء وظا» - در صورتی که برخی از آنها صحیح و بعضی غلط باشند، باید صحیح آن یاد گرفته و ادا شود؛ نیز حرکت اول یا وسط کلمه را باید ادا کرد؛ اما حرکت پایان کلمه، در صورتی که همواره آن را وقف - یعنی ساکن - نماید، فراگیری صحیح آن، لازم نیست و در صورت وقفِ به حرکت - بنا بر جواز آن - باید حرکت آن را یاد بگیرد.
مسئله 1044. وقفِ به حرکت و وصلِ به سکون، جایز است، هرچند احتیاط مستحب، ترک آن است. وقفِ به حرکت، آن است که حرکت حرف آخر کلمه را ظاهر کند و بین این کلمه و کلمه دیگر، لحظهای ساکت شود و وصلِ به سکون، آن است که حرکت حرف آخر کلمه را ظاهر نکند و بدون مکث، کلمه بعدی را بگوید.
مسئله 1045. ادای حروف از مخارج متعارف که در عرف عرب صحیح است، کافی است، هرچند مطابق قواعد تجویدی نباشد و در این جهت، فرقی بین شَدّ (تشدید) و مدّ نیست.
مسئله 1046. مدِّ واجبِ احتیاطی، جایی است که پس از حرف مدّ باشد. حرف مدّ عبارت است از واوی که قبل از او حرکت پیش (ضمّه) است و یایی که قبل از آن، حرکتِ زیر (کسره) است و اَلِفی که پیش از آن، حرکت زَبَر (فتحه) است و پس از آن (در همان کلمه)، همزه باشد؛ مانند کلمه «جَاء» و «سُوء» و «جِیء» یا پس از آنها سکون لازم باشد مانند ﴿الضّالین﴾.
مسئله 1047. نمازگزار در رکعت سوم نماز مغرب و رکعت سوم و چهارم نماز ظـهـر و عـصـر و عشاء باید حمـد بخواند یا یک مرتبه «سُبحانَ اللهِ وَ الحَمدُ للهِ وَ لا اِلهَ إِلّا اللهُ وَ اللهُ أکبَر» بگوید. احتیاط مستحب، سه بارگفتن آن است. نمازگزار میتواند در رکعت سوم مثلاً حمد را بخواند و در رکعت چهارم تسبیحات اربع را یا به عکس. در این جهت، فرقی بین نماز جماعت و فرادا نیست.
مسئله 1048. هر نمازگزار (اعم از زن و مرد) واجب است قرائت رکعت سوم و چهارم نماز را آهسته انجام دهند و اگر خواستند سورۀ حمد بخوانند به احتیاط واجب بسم الله... را آهسته بگویند.
مسئله 1049. کسی که نمیتواند تسبیحات را صحیح ادا کند، باید در رکعت سوم و چهارم سوره حمد را بخواند.
مسئله 1050. هرگاه در رکعت اول یا دوم نماز سهواً تسبیحات بخواند و پیش از رکوع آگاه شود، باید حمد و سوره را بخواند و اگر در حال رکوع یا پس از آن آگاه شود، نماز او صحیح است و در هر دو حال، بنا بر احتیاط مستحب، جهت زیاد نمودن تسبیحات، سجده سهو به جا آورد.
مسئله 1051. اگر در دو رکعت آخر نماز به عنوان اینکه دو رکعت اول نماز است، حمد بخواند، نماز او صحیح است؛ چه پیش از رکوع آگاه شود؛ چه در حال رکوع و چه پس از آن، چنانکه در دو رکعت اول نماز، به خیال آنکه دو رکعت آخر نماز است و حمد در آنها کافی است، سوره حمد بخواند، نماز او صحیح است؛ چه پیش از رکوع آگاه شود؛ یا پس از رفتن به رکوع. البته اگر قبل از رکوع آگاه شد، بنا بر احتیاط واجب، سوره را باید بخواند.
مسئله 1052. هرگاه در دو رکعت آخر نماز؛ قصد خواندن حمد داشت و تسبیحات بر زبان او آمد یا قصد گفتن تسبیحات داشت و حمد بر زبان او آمد، در صورتی که آنچه بر زبان او آمد اصلاً مورد قصد نماز او نبود، باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را به قصد نماز بخواند و در صورتی که عادت او این بوده، هر کدام از این دو بر زبان آمد، همان بهعنوان قرائت نماز باشد، کافی است.
مسئله 1053. کسی که عادت دارد در رکعت سوم و چهارم نماز تسبیحات بخواند، اگر بدون قصد قرائت نماز، مشغول حمد شد، باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات بخواند؛ ولی اگر از عادت خود غفلت نموده و به قصد امتثال دستور نماز، حمد را خواند، کافی است و نماز او صحیح است.
مسئله 1054. پس از تسبیحات رکعت سوم و چهارم، مستحب است استغفار کند؛ مثلاً بگوید «أَستَغفِرُاللهَ رَبِّی» و یا بگوید «اَللَّهُمَّ اغْفِر لی» و اگر در حال استغفار شک کند که حمد یا تسبیحات را گفته یا نه، به شک خود اعتنا نکند؛ امّا اگر استغفار را به عنوان ذکر مطلق که در هر حال مطلوب است - نه به عنوان دستور خاص در دو رکعت آخر نماز - گفته است، باید به شک خود اعتنا کند و حمد یا تسبیحات را بگوید؛ نیز اگر در حال رفتن به رکوع و پیش از رسیدن به حدّ رکوع شک نمود، باید برگردد و حمد یا تسبیحات را بگوید.
مسئله 1055. هرگاه شک کند که آیه یا ذکری از اذکار نماز را گفته یا نه، یا آن را صحیح ادا کرده یا نه، تا وارد جزء بعدی نماز نشده باشد، باید آن را به صورت صحیح بگوید و اگر وارد جزء بعدی شد، لازم نیست به شک خود اعتنا کند، هرچند آن جزء بعدی رکن نباشد.
امور مستحب در قرائت نماز
مسئله 1056. مستحب است پیش از شروع در قرائت رکعت اول نماز بگوید: «أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجِیمِ». حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آیه وقف نماید. درصورتی که مأموم است؛ یا خود به تنهایی نماز اقامـه میکند، بعد از حمـد بگوید: «الحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمینَ». در رکعت اول هر نماز سوره ﴿إِنَّا أَنْزَلْناهُ﴾ و در رکعت دوم آن ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ بخواند. پس از ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ بگوید: «کَذلِکَ اللهُ رَبِّی» ( یک تا سه بار). معانی آیات و اذکار را به ذهن آورده و خواهان نعمت الهی و برکناری از نقمت او باشد. «بِسمِ اللهِ...» را در نمازهایی که آهسته خوانده میشود، بلند بخواند.
امور مکروه در قرائت نماز
مسئله 1057. یکم: ترک سوره ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ در نمازهای یک شبانه روز. دوم: خواندن ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ به یک نفس. سوم: یک سوره را در دو رکعت خواندن، مگر سوره ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾.
احکام رکوع
مسئله 1058. در هر رکعت نماز، واجب است پس از قرائت به قصد رکوع، به اندازهای خم شود که تمام انگشتهای او، حتّی انگشت ابهام (شست) به زانو برسد، به صورتی که بتواند چیزی بر زانو بگذارد.
مسئله 1059. گذاشتن دست بر زانو در رکوع واجب نیست، هرچند احتیاط آن است که دستها در حال رکوع بر زانو باشد.
مسئله 1060. رکوع باید به صورت متعارف باشد، بنابراین خم شدن به طرف راست یا چپ و مانند آن کافی نیست، هرچند دستها به زانو برسد.
مسئله 1061. خم شدن باید به قصد رکوع نماز باشد؛ نه برای گذاشتن چیزی بر زمین یا برداشتن چیزی از آن. اگر به قصد رکوع نماز خم نشد، دوباره باید بایستد و قیام متصل به رکوع را حفظ نماید؛ آنگاه به قصد رکوع خم شود و آنچه بدون قصد رکوع انجام داد، نماز را باطل نمیکند، زیرا رکوع نبوده تا زیادۀ رکن شود.
مسئله 1062. کسی که دست یا زانوی او یا هردوی آنها بلندتر یا کوتاهتر از معمول یا تفاوت دیگری با اعضای افراد متعارف دارد، باید اندازۀ معمول و متعارف را معیار خود قرار دهد.
مسئله 1063. مقدار خم شدن برای رکوع در نماز نشسته، همان اندازۀ خم شدن برای رکوع در نماز ایستاده است، هرچند صورت او نزد یک جای سجده نشود.
مسئله 1064. واجب است در رکوع، ذکر گفته شود و احتیاط واجب است یک مرتبه: «سُبحانَ رَبِّیَ العَظِیمِ وَ بِحَمدِهِ» یا سه مرتبه: «سبحان الله» گفته شود. در تنگی وقت یا خطر و ضرر، یک مرتبه کافی است. افضل آن است که «سُبحانَ رَبِّیَ العَظِیمِ وَ بِحَمدِهِ» نیز، سه یا پنج یا هفت بار تکرار شود، چنانکه در سبحان الله، تکرار بیش از سه مرتبه، مستحب است. جمع بین تسبیح بزرگ و کوچک، جایز است.
مسئله 1065. ذکر رکوع باید بدون فاصله و به عربی صحیح باشد و ترجمۀ فارسی آن، کافی نیست.
مسئله 1066. واجب است ذکر واجب رکوع، درحال آرامش بدن باشد و احتیاط واجب است ذکر مستحب رکوع که به قصد خصوصیت رکوع ادا میشود، در حال آرامش بدن باشد.
مسئله 1067. حرکت اندک که مانع صدق آرامش بدن نیست، اشکال ندارد؛ ولی ذکر در حال حرکت شدید که مانع صدق آرامش بدن است، کافی نیست و باید در حال آرام شدن بدن، دوباره گفته شود.
مسئله 1068. ذکر رکوع باید پس از رسیدن به حدّ رکوع باشد و ذکر پیش از رسیدن به حدّ رکوع کافی نیست و اگر عمداً به همان اکتفا شود، نماز باطل است.
مسئله 1069. اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب رکوع، عمداً سر از رکوع بردارد، نماز او باطل است و اگر سهواً یا روی ضرورت سر بردارد، چنانچه پیش از خروج از حدّ رکوع یادش بیاید، یا ضرورت برطرف شود، باید ذکر رکوع را تمام نماید و اگر پس از خروج از حدّ رکوع یادش بیاید یا ضرورت برطرف شود نماز او صحیح است.
مسئله 1070. کسی که نتواند ذکر واجب در رکوع را در حال رکوع بگوید، میتواند قبل از خروج از حدّ رکوع آن را تمام نماید و اگر آن هم ممکن نباشد، میتواند مقداری از آن را پیش از رسیدن به رکوع و مقداری از آن را در حال رکوع و مقداری از آن را در حال خروج از رکوع، یا در حال برخاستن از رکوع بگوید.
مسئله 1071. کسی که بر اثر بیماری یا سبب دیگر نمیتواند در حال رکوع آرام باشد، باید ذکر واجب را در حال رکوع بگوید، هرچند بدن او آرام نیست و نمیتواند برای حفظ آرامش بدن، ذکر رکوع را در غیر حال رکوع بگوید.
مسئله 1072. کسی که بدون تکیه نمیتواند رکوع نماید، باید با تکیه دادن رکوع کند و اگر با تکیه دادن هم نتواند کامل نماید، باید به هر مقداری که مقدور اوست، خم شود و اگر اصل خم شدن مقدور او نباشد، هرچند به صورت نشسته باشد، باید در حال ایستاده، با سر به قصد رکوع اشاره کند و به نیت برخاستن از رکوع سر بردارد و اگر این مقدار نیز مقدور نباشد، باید رکوع رفتن و برخاستن از رکوع را با بستن و بازکردن چشم انجام دهد و اگر از این مقدار هم عاجز باشد، باید در قلب نیت رکوع کند و ذکر آن را بگوید.
مسئله 1073. کسی که نمیتواند ایستاده یا نشسته رکوع کند و برای رکوع فقط درحالیکه نشسته است کمی خم شود، باید ایستاده نماز را اقامه کند و برای رکوع با سر اشاره نماید.
مسئله 1074. کسی که بر اثر سانحه یا بیماری یا کهنسالی به صورت خمیدگی درآمد، بهگونهای که به هیچ وجه کمر او توان برآمدن برای ایستادن و پایین آوردن برای رکوع را ندارد، میتواند رفتن به رکوع و برآمدن از آن را به قصد رکوع انجام دهد.
مسئله 1075. اگر نمازگزار پس از رسیدن به حدّ رکوع و آرام شدن بدن، سر بردارد و دوباره به قصد رکوع به حدّ رکوع برسد، نماز او باطل است و اگر بعد از رسیدن به حدّ رکوع و آرامش بدن، دوباره به قصد رکوع بیشتر خم شود، به صورتی که از حدّ رکوع خارج باشد و بار دیگر به حدّ رکوع برگردد، احتیاط واجب آن است که نماز را دوباره اقامه نماید.
مسئله 1076. ایستادن، بعد از تمام شدن وظیفه رکوع واجب است تا از حال قیامِ پس از رکوع به سجده برود، اگر با علم و عمد پیش از ایستادن، به سجده برود، نماز او باطل است و اگر بر اثر فراموشی وظیفۀ ایستادن پس از رکوع و آرامش بدن را ترک کند، نماز او باطل نیست.
مسئله 1077. کسی که رکوع را فراموش کرده و پیش از سجده نمودن به یادش بیاید، باید بایستد؛ آنگاه به رکوع برود و اگر درحال خمیدگی به رکوع برگردد، چون قیامِ متصل به رکوع را انجام نداده، نماز او باطل است.
مسئله 1078. اگر رکوع را فراموش کند و به سجده برود و پیش از سجدۀ دوم به یادش بیاید که رکوع را انجام نداده، باید برگردد و بایستد و رکوع را بهجا آورد و برای سجدۀ زاید، دو سجدۀ سهو بهجا آورد و اگر در سجدۀ دوم یادش بیاید که رکوع را انجام نداده، نماز او باطل است.
مستحبات رکوع
مسئله 1079. این امور برای رکوع مستحب است: 1. نمازگزار پیش از رکوع درحال ایستادن «الله اکبر» بگوید؛ 2. دستها را در حال تکبیر بلند کند؛ 3. کف دستها را با انگشتان باز، روی زانو بگذارد؛ 4. زانوها را به پشت دهد؛ 5. پشت خود را صاف کند؛ 6. بین دو پا را نگاه کند؛ 7. ذکر رکوع را به فرد بگوید؛ نه به زوج مثلاً سه یا پنج یا هفت بار باشد؛ 8. بر پیامبر و آل او 9صلوات بفرستد؛ ولی نه به عنوان جزء ذکر رکوع؛ 9. دستها را بعد از رکوع بلند کند؛ 10. بعد از ایستادن بگوید: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه».
مسئله 1080. مستحب است زن در حال رکوع، دستها را بالای زانو بگذارد و زانوها را به پشت ندهد.
مسئله 1081. رکوع نماز واجب و مستحب، در احکام مشترکاند و زیادۀ رکوع (عمداً یا سهواً) در نافله، احتیاطاً موجب بطلان است، هرچند اقوا صحّت نماز است.
احکام سجود
مسئله 1082. نمازگزار باید در هر رکعت بعد از رکوع، دو سجده بهجا آورد و سجده، آن است که به قصد تعظیم پروردگار، پیشانی، کف دو دست، دو زانو و سر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد.
مسئله 1083. دو سجده، روی هم، از هر رکعت رکن است و با ترک عمدی یا سهوی هر دو، نیز افزودن عمدی یا سهوی دو سجده در یک رکعت، نماز باطل میشود.
مسئله 1084. با ترک عمدی یک سجده، نماز باطل میشود؛ ولی با ترک سهوی یک سجده یا دو سجده از دو رکعت، نماز باطل نمیشود.
مسئله 1085. مدار رکن بودن سجده، نهادن پیشانی بر زمین است، به گونهای که با ترک عمدی آن در یک سجود، یا ترک سهوی آن در دو سجود، نماز باطل میشود، هرچند اعضای ششگانۀ دیگر در هر دو سجده بر زمین نهاده شده باشند، چنانکه اگر پیشانی بر زمین نهاده شده باشد، ولی اعضای دیگر سهواً بر زمین نهاده نشده باشند، نماز باطل نمیشود.
مسئله 1086. واجب است در سجده، ذکری گفته شود و احتیاط واجب، گفتن یک مرتبه «سُبحانَ رَبِّیَ الْأَعْلَی وَ بِحَمدِهِ» یا سه مرتبه «سبحان الله» است و بیش از آن، مستحب است، چنانکه مستحب است سه یا پنج یا هفت بار «سُبحانَ رَبِّیَ الْأَعْلَی وَ بِحَمدِهِ» گفته شود.
مسئله 1087. در حالت خطر یا ضرر یا تنگی وقت، گفتن یک بار «سبحان الله» کافی است.
مسئله 1088. واجب است بدن درحالت سجده آرام باشد، به گونهای که ذکر واجب آن، با آرامش بدن انجام شود و بنا بر احتیاط واجب برای ذکر مستحب سجود که به قصد خصوصیت سجده گفته میشود، باید بدن آرام باشد.
مسئله 1089. ذکر سجده باید پس از گذاشتن پیشانی به زمین و آرام شدن بدن انجام شود؛ اگر عمداً پیش از گذاشتن پیشانی به زمین ذکر بگوید، یا قبل از تمام شدن ذکر، سر از زمین بردارد و بقیۀ ذکر را در حالت برداشتن پیشانی از زمین بگوید، نماز باطل است؛ ولی سهواً نماز باطل نمیشود و اگر در حال سجود، یادش بیاید که مقداری از ذکر، پیش از رسیدن پیشانی به زمین بوده است، باید دوباره بگوید.
مسئله 1090. در موقع ذکر سجده نمیتواند یکی از اعضای هفتگانه را از زمین بردارد و اگر چنین کرده، دوباره باید پس از گذاشتن آن بر زمین، ذکر سجده را تکرار کند و اگر عمداً به همان اکتفا نموده، نماز باطل میشود. برداشتن و گذاشتن غیر پیشانی در غیر حال ذکر، منعی ندارد.
مسئله 1091. هرگاه پیشانی را سهواً از زمین برداشت، نمیتواند آن را دوباره به زمین بگذارد، زیرا زیادۀ سجده محسوب میشود.
مسئله 1092. بعد از سجدۀ اوّل باید بنشیند تا بدن آرام گیرد و دوباره به سجده رود.
مسئله 1093. جای پیشانی نمازگزار و زانوها و جای انگشتان پای او نباید بیش از چهار انگشت بسته بلندتر یا پستتر باشد و همسطح بودن سایر اعضای سجود با هم و نیز نسبت به جای پیشانی و نیز ملاحظه تفاوت چهار انگشت بسته، لازم نیست.
مسئله 1094. در زمینی که شیب آن محسوس نیست، احتیاط، حفظ مساوات جای سجده و جای زانوها و انگشتان پاست که بیش از چهار انگشت بسته بلندتر یا پایینتر نباشد، هرچند تفاوت اندک، اشکال ندارد.
مسئله 1095. اگر نمازگزار پیشانی خود را سهواً به جایی نهاده که از جای زانوها و انگشتان پای او بیش از چهار انگشت بلندتر یا کوتاهتر است و نمیتواند جای زانوها و انگشتان پا را با جای سجده مناسب کند، به گونهای که بیش از چهار انگشت تفاوت نباشد، اگر تفاوت در سطحْ به قدری است که عرفاً سجده صادق نیست، میتواند سر را از جایی که نهاده است به جای همسطح بکشد؛ یا از آنجا بردارد و به جایی که تفاوت بیش از چهار انگشت بسته نیست، بگذارد و اگر تفاوت در سطحْ به قدری است که عرفاً سجده صادق است و نمیتواند جای زانوها و انگشتان پا را با جای سجده مناسب کند، میتواند سر را به جای مناسب در سطح بکشاند و اگر کشاندن سر ممکن نشد، باید سر را بردارد و به جای مناسب بگذارد و بعد از پایان نماز، دوباره آن را اقامه کند.
مسئله 1096. باید بین پیشانی و آنچه بر آن سجده میکند، مانعی برای رسیدن پیشانی به محلّ سجده نباشد. اگر مانعی در پیشانی - مانند موـ یا در جای سجده بود، مثلاً مهری که بر آن سجده میشود چرکین باشد، به صورتی که جرم روی آن قرار گرفته باشد، نه آنکه فقط رنگ آن عوض شده باشد، سجده باطل است.
مسئله 1097. واجب است در سجده، تمام کف دو دست، روی زمین قرار گیرد. در حالت خطر یا ضرر، نهادن پشت دستها کافی است. در صورت عدم امکان پشت دست، نهادن مچ و در صورت عدم امکان آن، گذاردن آرنج کفایت میکند و در صورت عدم تمکن از آن، احتیاط واجب، گذاردن بازوست.
مسئله 1098. واجب است در سجده، دو انگشت بزرگ پاها روی زمین قرار گیرد و در این جهت، فرقی بین سر انگشتها و بین ظاهر یا باطن آنها نیست، هرچند احتیاط مستحب، گذاردن خصوص سر انگشتهاست. گذاردن انگشتهای دیگر به جای انگشتهای بزرگ، کفایت نمیکند.
مسئله 1099. کسی که مقداری از شست پا را ندارد، یا نمیتواند آن را بر زمین بگذارد، باید بقیۀ آن را و اگر بقیه نداشت؛ یا نهادن آن ممکن نبود، سایر انگشتان را بر زمین بگذارد و اگر هیچ انگشتی ندارد، یا نهادن آنها ممکن نیست، باید هر مقداری از پا را که ممکن است، بر زمین بگذارد.
مسئله 1100. احتیاط مستحب است که سجده، به صورت عادی انجام شود و بهجا آوردن آن به صورت غیر عادی، مانند آنکه در حال سجده سینه و شکم یا پاها را به زمین برساند، صحیح است، در حالتی که تمام اعضای هفتگانۀ سجده بر زمین باشد.
مسئله 1101. محل سجده، یعنی جایی که پیشانی بر آن نهاده میشود، باید پاک باشد، اگر چیزی که سجده بر آن صحیح است؛ مثلاً مُهر، روی فرش نجس باشد یا یک طرف آن نجس باشد و طرف پاک آن، محل سجده باشد، اشکال ندارد.
مسئله 1102. هرگاه پیشانی را بر اثر دُمَل یا غیر آن نتوان بر زمین نهاد، در صورتی که تمام پیشانی چنین باشد، بر یکی از دو جبین سجده نماید و اگر بر یکی از دو طرف پیشانی ممکن نبود، بر چانه سجده نماید و اگر آن هم ممکن نبود، باید به مقدار مقدور خم شود و با اشارۀ سر، سجده نماید.
مسئله 1103. کسی که نمیتواند پیشانی را بر زمین بگذارد، باید هر اندازه که میتواند پیشانی را بر جای بلند - که سجده بر آن صحیح است - قراردهد؛ ولی تمام اعضای ششگانۀ دیگر باید روی زمین قرار گیرند و اگر غیر از انگشتهای پا را نمیتواند بر زمین بگذارد، همان انگشتها را باید بر زمین قرار دهد.
مسئله 1104. کسی که نمیتواند برای سجده خم شود و پیشانی را روی زمین بگذارد، باید پس از نشستن، سر را به اندازهای که میتواند، به نیّت سجده پایین بیاورد و به قصد سر برداشتن از سجده، بالا بیاورد و اگر حرکت دادن سر، مقدور او نبود، با باز و بسته نمودن چشمها به قصد سجده کردن اکتفا کند و در هر دو صورت، احتیاط لازم است چیزی را که پیشانی بر او گذارده میشود؛ مانند مُهر، بردارد و به پیشانی خود بگذارد و اگر سجده با اشارۀ سر یا چشمها ممکن نبود، در قلب نیّت کند و احتیاط لازم است که با دست و مانند آن، برای سجده و سر برداشتن از آن اشاره شود.
مسئله 1105. کسی که نمیتواند بنشیند، باید ایستاده و با اشارۀ سر نیّت سجده نماید و اگر ممکن نبود، با اشارۀ چشمها و اگر ممکن نبود، به نیّت قلبی اکتفا نماید و احتیاط لازم، اشاره کردن با دست و مانند آن است.
مسئله 1106. اگر به قصد سجده، پیشـانی را بر زمین نهاده و بدون اختیار، پیشانی از زمین بلند شد و بدون اختیار دوباره به زمین گذارده شد، همگی یک سجده محسوب میشود و با انجام دادن سجدۀ دوم به وظیفۀ سجود عمل میشود و اگر این وضع برای سجدۀ دوم پیش آمد، وظیفه سجود به طور کامل انجام شده است و اگر بدون اختیار از زمین بلند شد، لیکن حفظ آن ممکن بود، درصورتی که در سجدۀ اوّل باشد، باید سجدۀ دوم را انجام دهد و اگر در سجدۀ دوم باشد، نباید به سجده برود. ترک ذکر سجده، در صورتی که بلند شدن سر از زمین، بدون اختیار باشد، اشکال ندارد.
مسئله 1107. پیشانی در سجود باید بر زمین یا چیزی گذارده شود که از زمین میروید و خوراکی و پوشاکی نیست - چنانکه خواهد آمد - مگر در حال صحّت تقیه، که در این حال میتواند بر فرش و مانند آن، سجده کند و احتیاط واجب است که با تمکّن از سجده روی سنگ یا حصیر و... به صورتی که مخالف تقیه نباشد، بر فرش و مانند آن سجده نشود.
مسئله 1108. سجده باید در حال آرام بودن بدن، نیز آرام بودن محلّ پیشانی در سجود باشد؛ وگرنه سجده باطل است. نمازگزاردن و سجده کردن روی تشک فنری یا پَر و مانند آن، که پس از نهادنِ پیشانی، مقداری پایین میرود و آرام میشود، اشکال ندارد.
مسئله 1109. هرگاه ناچار شود که در زمین گِل نماز بگزارد و نشستن و تشهّد و سجود مستلزم آلوده شدن بدن و لباس میشود، میتواند ایستاده نماز را اقامه نماید و برای سجده با سر اشاره کند.
مسئله 1110. احتیاط واجب آن است که پس از سجدۀ دوم در رکعت اوّل و سوم که تشهد ندارد، مقداری بنشیند(جلسه استراحت).
تنها موارد صحیح بودن سجده بر آن ها
مسئله 1111. سجده باید بر زمین، خاک، سنگ یا چیزهایی باشد که از زمین روییده میشود و خوراکی یا پوشاکی نیست؛ مانند گیاه، برگ درخت، چوب و... . سجده بر چیزهای معدنی؛ مانند طلا، نقره، عقیق، فیروزه و... جایز نیست، سجده بر اقسام سنگهای معدنی، صحیح است.
مسئله 1112. احتیاط واجب است که بر برگ مَو در حالتی که تازه است و موردِ خوراکی برخی است، سجده نشود؛ ولی سجده بر آن در حالت خشک شدن که خورده نمیشود، اشکال ندارد.
مسئله 1113. سجده برگیاهانی که خوراک حیوان است، نه انسان، صحیح است.
مسئله 1114. سجده بر گُلهایی که فقط به عنوان دارو پس از جوشاندن، نوشیده میشود، صحیح است، هرچند احتیاط مستحب، ترک سجده بر آنهاست.
مسئله 1115. سجده بر میوۀ نارس، گرچه فعلاً خورده نمیشود، صحیح نیست و سجده بر گیاهی که فقط در برخی از شهرها خورده میشود، در همان شهرها صحیح نیست و در شهرهایی که خوردن آن معمول نیست، احتیاط واجب، ترک سجود بر آن است.
مسئله 1116. سجده بر سنگ آهک و سنگ گچ، صحیح است، هرچند پخته شوند، چنانکه سجده بر آجر و کوزۀ گِلی که پخته شدهاند، جایز است.
مسئله 1117. سجده بر کاغذی که آن را از چیزی که سجده بر آن صحیح است - مانند چوب و برگ درخت - ساخته باشند، صحیح است و اگر آن را از چیزی که سجده بر آن صحیح نیست - مانند پوشاکی و خوراکی - ساخته باشند، صحیح نیست و اگر غالب کاغذها از غیرخوراکی و غیر پوشاکی ساخته میشود و کاغذی مورد شک واقع شود، میتوان بر آن سجده نمود.
مسئله 1118. سجده بر تربت حضرت سید الشهداء علیهالسلام افضل از سجده بر سایر چیزهایی است که سجده بر آنها صحیح است. پس از آن، در فضیلت، خاک و سپس سنگ و پس از سنگ، گیاه است.
مسئله 1119. اگر در تمام وقت نماز چیزی که سجده بر آن صحیح است، ندارد یا دارد، ولی بر اثر مانع طبیعی؛ مانند سرما و گرما یا مانع اجتماعی؛ مانند تقیه نمیتواند بر آن سجده کند، بر لباس پنبهای یا کتانی خود سجده نماید (هرچند خصوصیتی برای آن نیست) و اگر آن مقدور نبود، بر پشت دست خود سجده نماید و اگر آن نیز ممکن نبود، بر کالاهای معدنی؛ مانند عقیق یا فیروزه سجده کند.
مسئله 1120. محل سجده باید آرام باشد، هرچند پس از گذاردن پیشانی بر آن، مقداری ناآرام باشد؛ ولی بعد از چند لحظه آرام میشود؛ مانند خاک سستی که با گذاردن پیشانی روی آن ناآرام شده؛ ولی بعداً آرام میشود. البته ذکر سجده باید کاملاً در حال آرامش محلّ سجده باشد.
مسئله 1121. اگر در سجدۀ اوّل، چیزی که بر آن سجده نمود - مثلاً مهر - به پیشانی وی چسبید و بدون آنکه آن چیز(مهر) را بردارد، دوباره به سجده رَوَد، مانعی ندارد، هرچند بهتر است که آن چیز (مهر) را بردارد و به سجده برود.
مسئله 1122. هرگاه در بین نماز چیزی که سجده بر آن صحیح است، از بین برود و بر اثر تنگی وقت یا مانع دیگر، نتواند نماز را رها کند و دوباره اقامه نماید، باید بر لباس پنبهای یا کتانی (هرچند خصوصیتی برای آن نیست) سجده کند و اگر آن نیز مقدور نبود، بر پشت دست سجده نماید و در غیر این صورت، بر کالاهای معدنی - مانند عقیق یا فیروزه - سجده کند.
مسئله 1123. هرگاه در حال سجده آگاه شود که پیشانی را بر چیزی نهاده است که سجده بر آن باطل است، باید پیشانی را بدون برداشتن از زمین به روی چیزی بکشد که سجده بر آن صحیح است و اگر بر اثر تنگی وقت یا مانع دیگر، نتواند نماز را رها کند و دوباره اقامه نماید، باید برابر حکم مسئلۀ قبلی عمل نماید.
مسئله 1124. هرگاه پس از سجده آگاه شود که پیشانی را بر چیزی نهاده است که سجده بر آن باطل است، اشکال ندارد، هرچند بعد از دو سجده از یک رکعت، آگاه گردد.
مسئله 1125. سجده برای غیر خدا حرام است. سجدۀ فرشتگان برای حضرت آدم علیهالسلام نبود، زیرا وی به مثابۀ قبله بود، چنانکه سجدۀ حضرت یعقوب علیهالسلام و فرزندان او برای حضرت یوسف علیهالسلام نبود، بلکه به منظور شکر خدا بود. آنچه برخی از زائران قبور امامان معصوم: به صورت سجده انجام میدهند، اگر به منظور شکر نعمت توفیق به زیارت آنان باشد، اشکال ندارد و اگر مقصود خضوع در برابر آنها باشد، حرام است و برای پرهیز از توهّم برخی، سزاوار است که چنین کاری انجام نشود.
امور مستحب در سجده
مسئله 1126. برای سجده چند چیز مستحب است: 1. نمازگزار پس از سر برداشتن از رکوع، در نمازِ ایستاده یا نشسته، برای رفتن به سجده تکبیر بگوید. 2. مرد، هنگام رفتن به سجده، اوّل دستها را و زن، اوّل زانوها را بر زمین بگذارد. 3. بینی را در حال سجده بر چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد. 4. در حال سجده انگشتان دست را به هم بچسباند و برابر گوش بگذارد و سر انگشتان رو به قبله باشد. 5. در سجده دعا کند و رفع حاجت خود را از خدا بخواهد و دعاهای وارد شده را بخواند. 6. پس از سجده، بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را بر کف پای چپ بگذارد. 7. پس از هر سجده و نشستن و آرام شدن تکبیر بگوید. 8. بعد از سجدۀ اوّل و نشستن و آرام شدن بدن بگوید: «أَستَغفِرُاللهَ رَبِّی وَ أَتـُوبُ إِلَیهِ». 9. سجده را طول بدهد. 10. موقع نشستن، دستها را روی رانها بگذارد.11. برای رفتن به سجدۀ دوم در حال آرامی بدن، تکبیر بگوید. 12. در سجدهها صلوات بفرستد. 13. موقع برخاستن، زانوها را پیش از دستها از زمین بردارد و امور دیگری که در کتابهای مبسوط آمده است.
امور مکروه در سجده
مسئله 1127. مکروه است که در حال سجده قرآن خوانده شود، چنانکه خواندن آن در رکوع مکروه است؛ نیز فُوتکردن جای سجده برای بر طرف نمودن گرد و غبار. اگر بر اثر فُوت کردن، دو حرف از دهان نمازگزار عمداً خارج شود، نماز باطل است؛ همچنین نگهداشتن دو دست بر زمین و بلند نکردن آنها بین دو سجده و انجام دادن امور دیگر در حال سجده، مکروه است که در کتابهای مبسوط فقهی مطرحاند.
سجدۀ واجب قرآن
مسئله 1128. در چهار سورۀ قرآن، آیۀ سجده هست: آیۀ 15 سورۀ «سجده»، آیۀ 37 سورۀ «فصّلت»، آیۀ 62 سورۀ «نجم» و آیۀ 19 سورۀ «علق». هر کس یکی از این چهار آیه را بخواند یا گوش فرا دهد، پس از تمام شدن آیه، فوراً باید سجده کند و اگر آن را فراموش کرده، هر وقت یادش آمد، باید سجده نماید.
مسئله 1129. هرگاه کسی آیۀ سجده را بخواند یا خواندن دیگری را استماع کند - یعنی گوش فرا دهد - دو سجده بر او واجب است و اگر به گوش او برسد، بدون آنکه درصدد گوش دادن آن باشد، یک سجده کافی است، هرچند احتیاط مستحب، دو بار سجده نمودن است.
مسئله 1130. در حال سجدۀ تلاوت، اگر خود آیۀ سجده را بخواند یا به خواندن دیگری گوش فرا دهد، باید بعد از سر برداشتن از سجدۀ قبلی، دوباره سجده کند.
مسئله 1131. شنیدن اختیاری آیۀ سجده، از کسی که قصد خواندن قرآن ندارد، سجده ندارد؛ نیز گوش فرا دادن به ضبط صوت، موجب سجده نمیشود؛ ولی گوش دادن به صدای قاری قرآن که مستقیم از رسانه پخش میشود، سجده دارد.
مسئله 1132. گوش دادن به قرائتِ نابالغ و نامحرم سجده دارد؛ ولی گوش دادن به خواندن کودک غیرممیز و انسان خوابیده یا دیوانه، سجده ندارد.
مسئله 1133. خواندن یا گوش دادن به ترجمۀ آیۀ سجده، سبب وجوب سجده نمیشود.
مسئله 1134. واجب است که سجدۀ تلاوت، طوری باشد که عرفاً آن را سجده گویند و بنا بر احتیاط واجب، پیشانی بر چیزی گذاشته شود که سجده بر آن صحیح است. رعایت سایر شرایط سجدۀ نماز، مانند قبله، طهارت، ستر عورت و... لازم نیست.
مسئله 1135. در سجدۀ آیۀ قرآنی، ذکر واجب نیست، چنانکه تشهد و تسلیم و مانند آن، واجب نیست. هرچند ذکر سجدۀ تلاوت، مستحب است و به هر ذکری میتوان اکتفا نمود؛ لیکن بهتر است که گفته شود: «لاَ إلَهَ إلَّا اللهُ حَقّاً حَقّاً، لاَ إلَهَ إلَّا اللهُ إیمَاناً وَ تَصدِیقاً؛ لاَ إلَهَ إلَّا اللهُ عُبُودیةً وَ رِقّاً، سَجَدتُ لَکَ یا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لاَ مُستَنکِفاً وَلاَ مُستَـکبِراً بَل أَنَا عَبد ذَلیلٌ ضَعِیفٌ خَائِفٌ مُستَجِیرٌ» یا گفته شود: «أَعُوذُ بِرِضَاکَ مِن سَخَطِکَ وَ بِمُعَافَاتِکَ عَن عُقُوبَتِکَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِنکَ، لاَ اُحصِی ثَنَائاً عَلَیکَ؛ أَنتَ کَمَا أَثنَیتَ عَلَی نَفسِکَ».
سجدۀ شکر
مسئله 1136. مستحب است در برابر نعمتِ رسیده یا نقمت رفع شده، سجده انجام شود. نعمت، گاهی مادّی است و زمانی معنوی - مانند ادای فریضه یا نافله - و گاهی سیاسی است و زمانی اجتماعی. نظام اسلامی را تقویت کردن و وحدت جامعه را تأمین نمودن، همگی سجدۀ شکر دارد. صحّت سجدۀ شکر، مشروط به ذکر نیست و فقط نهادن پیشانی به قصد تعظیم پروردگار بر زمین، کافی است. مستحب است که گفته شود: «شکراً لله».
احکام تشهّد و سلام
مسئله 1137. واجب است در رکعت دوم نمازها، نیز رکعت پایانی نماز مغرب و نماز ظهر و عصر و عشاء، بعد از سجدۀ دوم، تشهّد بخواند؛ یعنی بگوید: «أشهَدُ أن لَا إلَهَ إلّا اللهُ وَحدَهُ لا شریکَ لَهُ وَ أشهدُ أنَّ مُحمّداً عَبدُهُ وَ رَسولُهُ؛ اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ وَ آلِ مُحمّد». نماز وَتر که یک رکعت است، تشهّد دارد.
مسئله 1138. واجب است نمازگزار در حال تشهّد: 1. بنشیند. 2. آرام باشد. 3. ترتیب را رعایت کند؛ یعنی دو شهادت را بر صلوات مقدّم بدارد. 4. موالات و پی درپی بودن کلمات را حفظ کند. 5. کلمات و حروف را به صورت صحیح و مطابق قواعد عربی بگوید.
مسئله 1139. اگر نمازگزار تشهّد را فراموش کند و برخیزد و پیش از رکوع یادش بیاید، باید بنشیند و تشهّد را بخواند و برخیزد و وظیفه رکعت را انجام دهد و پس از نماز، دو سجدۀ سهو جهت قیام بیجا بهجا آورد و اگر بعد از رفتن به رکوع یا پس از سربرداشتن از آن یادش بیاید، باید نماز را تمام کند و بعد از سلام نماز، تشهّد فراموش شده را قضا کند و دو سجدۀ سهو بهجا آورد.
مسئله 1140. برخی از امور مستحب در تشهّد چنین است: 1. نمازگزار بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را بر کف پای چپ بگذارد. 2. پیش از کلمات واجبِ تشهّد بگوید: «الْحَمدُ لله» یا «بِسم اللهِ و باللهِ و الحمدُ للهِ و خَیرُ الأسماءِ للهِ». 3. دست را بر رانها بگذارد. 4. انگشتها را به هم بچسباند. 5. به دامان خود نگاه کند. 6. پس از تمام شدن تشهّد بگوید «وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ».
مسئله 1141. پس از تشهّد آخر نماز، درحالیکه نشسته و بدن آرام است، مستحب است بگوید: «السَّلامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبیُّ وَ رَحْمَةً اللهِ وَ بَـرَکاتُهُ» و واجب است بعد از آن بگوید: «السَّلامُ عَلَیْنَا وَعَلی عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ» یا بگوید: «السَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» و احتیاط واجب است که به اوّلی اکتفا نشود و اکتفا به دومی، صحیح است.
مسئله 1142. ترک عمدی سلام، نماز را باطل میکند و ترک سهوی آن، باعث بطلان نماز نیست. اگر پس از فراموشی آن و پیش از بههمخوردن صورت نماز و قبل از انجام دادن کاری که عمدی یا سهوی آن نماز را باطل میکند - مانند پشت به قبله کردن - یادش بیاید، باید سلام را بگوید و نماز او صحیح است و اگر پس از بههمخوردن صورت نماز، یا بعد از باطل شدن نماز یادش بیاید، فقط دو سجدۀ سهو دارد.
مسئله 1143. اگر سلام را فراموش کند و پیش از به هم خوردن صورت نماز کاری انجام دهد که نماز را مطلقاً باطل میکند و بعداً یادش بیاید، احتیاط واجب است که نماز را دوباره اقامه کند و سجدۀ سهو، لازم نیست.
احکام ترتیب نماز
مسئله 1144. واجب است ترتیب افعال و اقوال نماز رعایت شود و ترک عمدی آن و اکتفا به همان غیر مرتب، باعث بطلان نماز است و ترک سهوی ارکان آن، به صورتی که با ترک سهوی رکن سابق - مانند رکوع - مثلاً وارد رکن بعدی - مانند سجود - شود، نماز باطل خواهد شد.
مسئله 1145. اگر رکنی فراموش شود و عملی که رکن نیست انجام گیرد و پس از آن یادش بیاید، باید نمازگزار رکن فراموش شده را بهجا آورد و آنچه را اشتباهاً پیش از رکن انجام داده، دوباره بهجا آورد.
مسئله 1146. اگر چیزی که رکن نیست، فراموش شود و نمازگزار وارد رکن بعدی شده باشد، آنگاه به یاد آید، مثلاً حمد فراموش شود و پس از رکوع به یاد آید، نماز صحیح است، فقط بنا بر احتیاط واجب، دو سجدۀ سهو بهجا میآورد.
مسئله 1147. اگر چیزی که رکن نیست، فراموش شود و بعد از جزءِ دیگر که آن نیز رکن نیست، به یاد آید، باید نمازگزار برگردد و آن جزءِ فراموش شده را بهجا آورد و اجزای بعدی را با حفظ ترتیب تکرار کند؛ مثلاً اگر پیش از حمد، سوره را بخواند و قبل از رکوع یادش بیاید، باید حمد را بخواند و بنا بر احتیاط واجب، سوره را تکرار نماید.
مسئله 1148. اگر سجدۀ اوّل را اشتباهاً به قصد سجدۀ دوم بهجا آورد و سجدۀ دوم را اشتباهاً به قصد سجدۀ اوّل انجام دهد، ترتیب به هم نمیخورد و نماز، صحیح است.
احکام موالات
مسئله 1149. واجب است نمازگزار افعال و اذکار نماز را پشت سر هم بهجا بیاورد، به صورتی که عرفاً وحدت اتصالیِ آن محفوظ بماند و اگر فاصلۀ بین اجزای نماز به قدری باشد که نگویند نماز میخواند، نماز او باطل است، هرچند ایجاد فاصلۀ زیاد، سهوی باشد.
مسئله 1150. هرگاه نمازگزار سهواً بین حروف یک کلمه یا کلمات، یک جمله فاصله بیندازد، بدون آنکه صورت نماز عرفاً محو شده باشد، اگر وارد رکن بعدی نشده، باید آن حروف یا کلمات را پشت سر هم بیاورد و اگر وارد رکن بعدی شده، نمازش صحیح است.
مسئله 1151. طول دادن قرائت با خواندن سورههای بزرگ و اِطالۀ رکوع، سجود، نیز قنوت بر اثر کثرت ذکر و دعا تا موجب از بین رفتن وقت نماز نشود، منعی ندارد.
احکام قنوت
مسئله 1152. مستحب است در تمام نمازهای واجب و مستحب، پیش از رکوع رکعت دوم، قنوت خوانده شود. قنوت نماز وَتر که یک رکعت است، پیش از رکوع آن است و قنوت نماز جمعه دوبار است؛ یکی پیش از رکوع رکعت اوّل و دیگری پس از رکوع رکعت دوم و نماز آیه (آیات) پنج قنوت دارد و نماز عید فطر و عید قربان در رکعت اوّل، پنج قنوت و در رکعت دوم، چهار قنوت دارند. قنوت نماز «شَفْع» به امید مطلوب بودن، انجام شود.
مسئله 1153. قنوت نماز، کیفیت ویژه دارد که با مطلق ذکر و دعای مشروع در نماز متفاوت است و آن این است که نمازگزار دستها را تا مقابل صورت بلند کند و کف دستها را رو به آسمان قرار دهد و به امید ثواب، انگشتها را به جز انگشت شست، به هم بچسباند و نگاه وی در حال قنوت به کف دستهایش باشد.
مسئله 1154. در قنوت، هر دعا و ذکری کافی است، هرچند بهتر است، گفته شود: «لا اِلهَ اِلَّا اللهُ الْحَلیمُ الْکَریمُ، لا اِلهَ اِلَّا اللهُ الْعَلِی الْعَظیمُ، سُبْحانَ اللهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضینَ السَّبْعِ وَ ما فیهِنَّ وَ ما بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرشِ الْعَظیمِ وَالْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمینَ».
مسئله 1155. مستحب است قنوت نماز، بلند خوانده شود، هرچند نماز مانند ظهر و عصر، اخفاتی و آهسته باشد؛ خواه نمازگزار امام جماعت باشد یا منفرد؛ ولی اگر مأموم بود، سعی شود که صدای او را امام نشنود.
مسئله 1156. قنوت در نماز مستحب است، ازاینرو ترک عمدی آن، جایز است و اگر نمازگزار آن را فراموش کند و پیش از رسیدن به رکوع یادش آید، برمیگردد و قنوت را انجام میدهد و اگر در حال رکوع یادش بیاید، پس از رکوع، آن را قضا میکند و اگر در حال سجده یادش بیاید، بعد از پایان نماز، آن را قضا مینماید.
احکام تعقیب نماز
مسئله 1157. مستحب است نمازگزار پس از نماز در حالی که رو به قبله و با طهارت است، به ذکر، دعا، تلاوت و مانند آن که وارد شده، اشتغال داشته باشد. کار نیک، مانند تفکّر در عظمت خدا و گریۀ هراس از دوزخ یا شوق به بهشت یا اشتیاق به لقای الهی، از نمونههای خوبِ تعقیب نماز است. از بهترین ذکر تعقیبی، تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام است و آن به این ترتیب است: سی و چهار بار «الله اکبر»، سی و سه بار «الحمد لله» و سی و سه بار «سبحان الله»، هرچند تقدیم «سبحان الله» بر «الحمد لله» صحیح است؛ لیکن اَولی تقدیم «الحمد لله» بر «سبحان الله» است.
مسئله 1158. استحباب تعقیب، اختصاصی به نماز واجب ندارد، بلکه پس از نماز نافله نیز تعقیب مستحب است، چنانکه تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام اختصاصی به تعقیب ندارد، بلکه خودش استحباب دارد و هنگام خواب نیز مستحب است. سجدۀ شکر، پس از هر نماز، نیز بعد از رسیدن هر نعمت و زوال هر نقمت، چنانکه قبلاً بیان شد، مستحب است.
صلوات بر پیغمبر صلیاللهعلیهوآله
مسئله 1159. صلوات بر پیغمبر صلیاللهعلیهوآله از مستحبات مؤکّد است، چنانکه مستحب است هر وقت نام مبارک آن حضرت مانند محمد صلیاللهعلیهوآله و احمد صلیاللهعلیهوآله ، نیز لقب و کنیۀ آن حضرت مانند مصطفی صلیاللهعلیهوآله و ابوالقاسم صلیاللهعلیهوآله گفته یا شنیده شود، بر آن حضرت و آل او صلوات فرستاده شود.
مسئله 1160. هنگام نوشتن نام یا لقب یا کنیۀ آن حضرت صلیاللهعلیهوآله مستحب است صلوات هم نوشته شود. یاد قلبی آن حضرت با یاد قلبی صلوات همراه باشد، بهتر است.
مُبْطِلات نماز
مسئله 1161. چند چیز نماز را باطل میکند، بهصورتیکه اگر پیش از نماز باشد، مانع تحقّق اصل نماز است و اگر در وسط نماز پدید آید، مایۀ بطلان آن میشود./ برخی از آنها مخصوص وسط نماز هستند:
یکم. یکی از شرطهای صحت نماز حاصل نباشد؛ یا یکی از موانع آن در بین نماز موجود باشد، پس اگر در وسط نماز بفهمد که ساتر عورت او غصبی است، یا لباس او از حیوان حرامگوشت است، یا لباس بدن وی نجس است، نمیتواند با همان وضع نماز را ادامه دهد.
دوم. چیزی که طهارتِ معتبر در نماز را از بین ببرد؛ یعنی در بین نماز - عمداً یا سهواً یا از روی ناچاری - چیزی پیش آید که سبب از بین رفتن طهارت است؛ مثل اینکه ادرار از او خارج شود که نماز او باطل میشود؛ ولی کسی که نمیتواند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع خودداری کند، باید به دستوری که در احکام وضو بیان شده عمل کند. چنانچه از مستحاضه خون خارج شود، درصورتیکه به روش بیانشده در احکام استحاضه عمل کند، نماز او صحیح است. کسی که سلام نماز را فراموش کند و آنگاه طهارت او از بین رود، نماز او صحیح است، هرچند احتیاط اعاده آن است.
مسئله 1162. کسی که بیاختیار به خواب رفته و پایان نماز را احراز نکرده باشد و نمیداند در بین نماز خوابش برده یا پس از آن، به احتیاط واجب باید نمازش را دوباره بهجا آورد؛ ولی اگر تمام شدن نماز را بداند اما نمیداند که خوابیدن او در بین نماز بوده یا پس از آن، نمازش صحیح است.
مسئله 1163. کسی که میداند به اختیار خودش خوابیده و شک کند که پس از نماز بوده یا در میان نماز یادش رفته که در حالت نماز است و خوابیده، نماز او صحیح است.
مسئله 1164. اگر کسی در حال سجده از خواب بیدار شود و بداند که نماز را تمام کرده است، ولی نداند در بین نماز بر اثر غفلت از حالت نماز خوابید یا پس از آن - مثلاً در سجده شکر خوابید - نماز او صحیح است؛ ولی اگر تمام شدن نماز را نداند و فقط احتمال دهد که آن را تمام کرده و خوابیده، به احتیاط واجب نماز را دوباره بهجا آورد.
سوم. همانند برخی از فرقههای اسلامی دستها را در حال نماز به قصد اینکه در نماز معتبر است، روی هم بگذارد، که احتیاطاً نماز را باطل میکند.
مسئله 1165. هرگاه برای ادب دستها را روی هم بگذارد، اگرچه مثل آنها نباشد، احتیاطاً دوباره نماز بگزارد؛ ولی اگر از روی فراموشی یا ناچاری یا برای کار دیگری مثل خاراندن دست و مانند آن دستها را روی هم بگذارد، اشکال ندارد.
چهارم. پس از خواندن حمد به قصد مشروع بودن، آمین بگوید، که بنا بر احتیاط واجب، نماز را باطل میکند؛ ولی اگر اشتباهاً یا از روی تقیه و ناچاری باشد، نمازش باطل نمیشود.
پنجم. عمداً یا سهواً تمام بدن نمازگزار پشت به قبله قرار گیرد؛ یا تمام بدن او به سمت راست یا چپ قبله برگردد، هرچند این حالت در زمان قرائت نماز نباشد و اگر عمداً (نه سهواً) به اندازهای برگردد که نگویند رو به قبله قرار دارد، نماز او باطل است، هرچند به طرف راست یا چپ نباشد، بلکه صرفاً روبرگرداندن از قبله باشد.
مسئله 1166. صورت نمازگزار غیر از تمام بدن اوست و اگر عمداً تمام صورت را به سمت راست یا چپ قبله برگرداند، نماز باطل میشود، بلکه اگر سهواً هم صورت را به این مقدار برگرداند، به احتیاط واجب دوباره نماز بگزارد و لازم نیست نمازی را که به آن مشغول است، تمام کند؛ ولی چنانچه سر را کمی بگرداند، عمدی باشد یا به اشتباه، نمازش باطل نمیشود. لازم است توجه شود که جریان استقبال قبله غیر از استقرار بدن در حال نماز است.
ششم. عمداً کلمهای به زبان آورد که از آن چیزی را قصد کند، اگرچه بیمعنا و یک حرف هم باشد، اگر آنچه از دهان خارج کرده، دو حرف یا بیشتر باشد، نماز او باطل میشود و باید آن را رها کند و دوباره نماز بگزارد و اگر یک حرف بیمعنا باشد، به احتیاط واجب نماز را تمام کند و دوباره بهجا آورد؛ ولی چنانچه به زبان آوردن آن، سهوی یا بیاختیار باشد، نماز باطل نمیشود.
مسئله 1167. تکلّم سهوی آن است که کلام را عمداً به زبان میآورد؛ ولی با سهو از اینکه در حالت نماز است و سهو از اینکه تکلّم در حال نماز جایز نیست، پس منظور از تکلّم سهوی، سبقِ لسان و مانند آن نیست که نتوان صدور کلام را به نمازگزار نسبت داد، هرچند سهوی باشد.
مسئله 1168. اگر کلمهای به زبان آورد که یک حرف دارد، چنانچه آن کلمه با معنا باشد - مثل «ق» که در زبان عرب به معنای «نگهدار» است - و معنایش را بداند و آن را قصد کند، نمازش باطل میشود، بلکه اگر معنای آن را قصد نکند، ولی ملتفت معنای آن باشد، به احتیاط واجب دوباره نماز بگزارد.
مسئله 1169. اگر نمازگزار به یک حرف تکلّم کرد؛ ولی بر اثر اشباع حرف یکم، حرف دوم پدید آمد، نماز باطل میشود و اگر دومی بر اثر اشباع حرف یکم پدید نیاید، احتیاط واجب، اتمام نماز و اعادۀ آن است.
مسئله 1170. صدور کلمه بر اثر سرفه کردن و آروغ زدن و آه کشیدن و عطسه کردن قهری و مانند آن، نه عمدی است؛ نه سهوی، ازاینرو حکمی ندارد و در نماز اشکال ندارد، چنانکه خود سرفه که بیاختیار پدید میآید، به نماز آسیبی نمیرساند.
مسئله 1171. گفتن آخ و آه و مانند اینها که دو حرفاند، اگر عمدی باشد، نماز را باطل میکند، مگر به قصد مناجات با خدا، و مقصود وی «آه من ذنوبی» و مانند آن باشد.
مسئله 1172. اگر کلمهای مثل «الله اکبر» را - که مصداق ذکر خداست - به قصد ذکر بگوید و میداند که با گفتن این کلمه کسی متوجه مطلوب نمازگزار میشود، اشکال ندارد؛ ولی چنانچه به قصد فهماندن چیزی به دیگری بدون قصد ذکر، آن کلمه را بگوید، نیز اگرچه قصد ذکر هم داشته باشد، نماز او باطل میشود.
مسئله 1173. در بطلان نماز به تکلّم عمدی، لازم نیست که مخاطب وجود داشته باشد، چنانکه بنا بر احتیاط واجب بین اختیار و اضطرار فرقی نیست.
مسئله 1174. خواندن قرآن در نماز، غیر از چهار آیه که سجدۀ واجب دارد - و در احکام جنابت ذکر شد - و نیز دعا کردن در نماز اشکال ندارد، اگرچه به فارسی یا زبان دیگر باشد، هرچند به احتیاط مستحب فقط عربی باشد.
مسئله 1175. خواندن قرآن باید به قصد قرآن بودن باشد. اگر کلمه یا کلامی مشترک میان قرآن و غیر قرآن باشد و به قصد قرآن خوانده نشود و دعا هم نباشد، نماز را باطل میکند.
مسئله 1176. اگر کلمات یا آیاتی از حمد و سوره یا دعا و ذکرهای نماز را به عمد یا به احتیاط، چند بار بگوید، تا وقتی که از روی وسواس و به قصد جزئیت نماز نباشد، اشکال ندارد و اگر بر اثر وسوسه یا به قصد جزئیت نماز باشد، اشکال دارد.
مسئله 1177. سلام کردن نمازگزار به دیگری در حال نماز، جایز نیست و نماز را باطل میکند؛ ولی اگر دیگری به او سلام کند، جوابش در نماز جایز، بلکه واجب است.
مسئله 1178. جواب سلام در حال نماز باید مانند خود سلام باشد؛ مثلاً اگر سلامکننده گفت: «سلام علیک» نمازگزار نیز باید بگوید: «سلام علیک» و چنانچه سلامکننده گفت: «سلام علیکم» نمازگزار باید بگوید: «سلام علیکم» و اگر او گفت: «السلام علیک» یا «السلام علیکم» نمازگزار باید بگوید: «السلام علیک» یا «السلام علیکم»، هرچند جواب به هر کدام از صیغههای یادشده کافی است. قصد جواب در تمام این عبارتها لازم است.
مسئله 1179. انسان باید جواب سلام را در نماز یا در غیر نماز، فوری بگوید و اگر به عمد یا با فراموشی جواب سلام را به تأخیر اندازد، بهگونهایکه اگر جواب دهد، جواب آن سلام حساب نشود، چنین جوابی در غیر حال نماز واجب نیست و چنانچه در نماز باشد، جایز نیست، هرچند در صورت ترک عمدی معصیت کرده است.
مسئله 1180. جواب سلام باید به گونهای باشد که سلامکننده آن را بشنود؛ ولی اگر سلامکننده ناشنوا بود یا به سرعت گذشت، باید جواب سلامش به صورت رایج داده شود.
مسئله 1181. سلام، تحیّت است؛ نه دعا یا ذکر، و جواب آن نیز تحیّت است؛ نه دعا یا ذکر؛ و بر نمازگزار جواب سلام به عنوان تحیّت واجب است؛ نه بیش از آن؛ ولی میتواند جواب سلام را به عنوان دعا برای سلام کننده بدهد؛ یعنی مقصود وی از «سلام علیک» این باشد که از خدا سلامتی او را درخواست کند.
مسئله 1182. قصد قرآنیّت، با جواب سلام که تحیت است، منافات دارد؛ یعنی با قصد قرآنیّت، جواب سلام - که واجب است - حاصل نمیشود.
مسئله 1183. جواب سلام مرد، زن و کودک اهل تمیز - یعنی بچهای که خوب و بد را میفهمد و معنای سلام را هم میداند - واجب است؛ خواه در نماز باشد یا بیرون از آن؛ نیز خواه سلام کننده مَحرم باشد یا نامَحرم.
مسئله 1184. جواب سلام در نماز واجب است و اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد، معصیت کرده؛ ولی نمازش صحیح است.
مسئله 1185. اگر سلام کننده به صورت غلط سلام کند که سلام حساب نشود، جواب آن در غیر حال نماز واجب نیست و در حال نماز جایز نیست و اگر سلام محسوب شود، جواب آن به صورت صحیح واجب است.
مسئله 1186. جواب سلام کسی که قصد جدّی ندارد، بلکه از روی مسخره یا شوخی و طنز باشد، واجب نیست و در حال نماز جایز نیست.
مسئله 1187. جواب سلام مُلحِد یا مُشرِک در حال غیر نماز واجب نیست و در حال نماز جایز نیست. جواب سلام اهل کتاب، مطابق احتیاط لازم است و در جواب فقط گفته شود «سلام» یا فقط بگوید «علیک» و درصورتیکه جواب سلام غیر مسلمان نظیر جواب سلام مسلمان نباشد و مفسدۀ اجتماعی پدید میآید، میتوان به قصد قرآن خواندن، در جواب سلام آنها گفت «سلام علیکم».
مسئله 1188. اگر کسی به عدهای سلام کرد، جواب سلام او به عنوان واجب کفایی بر همۀ آنان واجب است؛ ولی چنانچه یکی از آنان جواب دهد، کافی است و برای دیگران اگر در حال نماز نباشند، جواب دادن مستحب است.
مسئله 1189. اگر کسی به گروهی سلام کند و دیگری که سلامکننده قصد سلام دادن به او را نداشته، جواب دهد، باز هم جواب سلام او بر آن عدّه واجب است.
مسئله 1190. اگر به عدهای سلام کند و شخصی که بین آنها مشغول نماز است شک کند که سلامکننده قصد سلام کردن به او را هم داشته یا نه، نباید جواب بدهد و اگر بداند قصد او را هم داشته و بداند دیگران جواب سلام را میدهند، جواب دادن لازم نیست، هرچند اگر پیش از جواب دادن دیگران، جواب دهد جایز است و چنانچه بداند که دیگران جواب نمیدهند، باید جواب او را بگوید.
مسئله 1191. سلام کردن مستحب است و در روایات بسیار سفارش شده است و این مستحب نیز کیفیتهای مستحب دیگری را به همراه دارد؛ مانند استحباب سلام کردن سواره به پیاده، سلام کردن کسی که مرکوب (وسیله نقلیه) بهتری دارد به کسی که مرکوب (وسیله نقلیه) کم ارزشتری دارد، سلام کردن ایستاده به نشسته، سلام کردن جماعت اندک به جماعت بسیار و سلام کردن کوچک به بزرگ. البته اصل استحباب سلام برای هر کسی نسبت به دیگری محفوظ است.
مسئله 1192. اگر دو نفر در یک زمان به یکدیگر سلام کنند، بر هر یک احتیاطاً واجب است که پاسخ سلام دیگری را بدهد و سلام اول کافی نیست.
مسئله 1193. اگر کسی چند بار سلام کند و انسان یک بار جواب او را بدهد، کافی است؛ اما چنانچه پس از شنیدن جواب، دوباره سلام کند، چنانچه خارج از حدّ متعارف نباشد، جوابش واجب است.
مسئله 1194. جواب سلام خطیب نماز جمعه و خطیب محفل وعظ و مجلس تعزیت، اگر قصد تحیّت مخاطبان را دارد، واجب کفایی است، ازاینرو جواب یکی از شنوندگان کافی است.
مسئله 1195. مستحب است در غیر نماز، جواب سلام را بهتر از سلام بگوید؛ برای مثال، اگر کسی گفت: «سلام علیکم» او در جواب بگوید: «سلام علیکم و رحمۀ الله».
مسئله 1196. برخی از افراد در جواب سلام میگویند: «سلام از ما» ولی این جواب کافی نیست، بلکه سلام جداگانهای از ناحیۀ شخص مقابل شمرده میشود و به احتیاط، هر دو باید جواب سلام یکدیگر را بدهند.
هفتم. در نماز با صدا بخندد؛ خواه عمدی باشد یا قهری؛ و اگر به سهو با صدا بخندد یا لبخند بزند، نمازش باطل نمیشود.
مسئله 1197. اگر برای جلوگیری از صدای خنده، حال نمازگزار تغییر کند، بهگونهایکه رنگ صورتش سرخ شود، چنانچه نزد یک است که از صورت نمازگزار بیرون رود، نماز را تمام کند و دوباره بهجا آورد و اگر از حالت نمازگزار خارج شده باشد، نماز او باطل است.
هشتم. در نماز برای کار دنیا، هرچند اضطراری باشد - مثلاً برای دردی که دارد یا چیزی از متاع دنیا که از دست داد یا به دست نیاورد - به عمد با صدا گریه کند و اگر برای کار دنیا بیصدا گریه کند، اشکال ندارد، چنانکه گریۀ سهوی - هرچند با صدا باشد - باطلکنندۀ نماز نیست. گریۀ با صدا جهت ترس از دوزخ یا شوق به بهشت یا محبت خدا، نیز گریه به درگاه خدا جهت برآوردن حاجت - هرچند دنیایی باشد - نماز را باطل نمیکند، بلکه از بهترین اعمالِ عبادی است. گریه برای مصائب اهل بیت: مخصوصاً حضرت سید الشهداء علیهالسلام به قصد قربت، نماز را باطل نمیکند.
نهم. در نماز، کاری انجام دهد که صورت نماز را نزد اهل نماز به هم میزند؛ مثل دست زدن، به هوا پریدن و مانند اینها؛ کم باشد یا بسیار؛ عمدی باشد یا از روی فراموشی؛ ولی کاری که موالات نماز را به هم میزند، نه صورت آن را، فقط در حال عمدی مبطل نماز است؛ اما کاری که صورت نماز را به هم نزند - مانند اشاره کردن با دست برای فهماندن چیزی و گرفتن کودک و شیر دادن او تا آرام شود - سبب بطلان نماز نمیشود.
مسئله 1198. اگر در میان نماز به اندازهای ساکت بماند که نگویند نماز میخواند، خواه عمدی باشد یا سهوی، نمازش باطل میشود و چنانچه صورت نماز را به هم نزند، ولی موالات آن را از بین ببرد، در حالت عمدی بودن آن، نماز باطل میشود.
مسئله 1199. اگر در بین نماز کاری انجام دهد، یا مدتی ساکت شود و شک کند که نماز به هم خورده یا نه، نمازش صحیح است، هرچند به احتیاط مستحب آن را دوباره بهجا آورد و اگر شک کند که موالات آن به هم خورده یا نه، نماز او صحیح است.
دهم. در نماز، چیزی بخورد یا بیاشامد، بهگونهایکه نگویند نماز میخواند؛ خواه عمدی باشد یا سهوی؛ و اگر صورت نماز را به هم نزند، ولی موالات آن را از بین ببرد، چنانچه عمدی باشد، نماز را باطل میکند و اگر سهوی باشد، سبب بطلان نماز نمیشود.
مسئله 1200. خوردن و آشامیدن در حال نماز، مانند خوردن و آشامیدن در حال روزه نیست که نماز را باطل کند، پس اگر غذایی لای دندان یا در فضای دهان مانده باشد و در حال نماز فرو برد، نماز او باطل نمیشود.
مسئله 1201. گذاشتن مادّۀ قندی و مانند اینها در دهان و مکیدن تدریجی آن در حال نماز اشکال دارد.
یازدهم. شک در رکعتهای نماز دو رکعتی یا سه رکعتی، نیز در رکعتهای یکم و دوم نمازهای چهار رکعتی، درصورتیکه پس از فکر کردن به هیچ طرف اطمینان حاصل نشود، نماز را باطل میکند؛ نیز هر شک دیگری که نماز را باطل میکند.
دوازدهم. افزودن یا کاستن عمدی و سهوی جزء رکنی، نماز را باطل میکند و افزودن یا کاستن عمدی جزئی از واجبهای غیر رکنی نیز نماز را باطل میکند.
مسئله 1202. اگر پس از نماز شک کند که در بین نماز پدیدهای رخ داد که نماز را باطل میکند یا نه، نماز او صحیح است.
برخی مکروهات در نماز
مسئله 1203. انجام دادن این کارها برای نمازگزار مکروه است: 1. صورت را اندکی به طرف راست یا چپ گرداندن. 2. مژه و پلک چشم را روی هم گذاشتن یا چشم را به اطراف گرداندن. 3. بازی کردن با موهای سر و صورت و با دست. 4. شکستن انگشتها و آنها را داخل هم کردن. 5. انداختن آب دهان. 6. نگاه کردن به خطّ انگشتر، خطّ کتاب، قرآن و خواندن آیات او و مانند آن. 7. ساکت شدن از قرائت حمد و سوره و ذکر نماز برای شنیدن حرف کسی. 8. گفتوگو با خاطرات نفس. 9. کوتاه کردن مو و گرفتن ناخن. 10. پاها را به صورتی به هم نزد یک کردن که گویا در بند قرار گرفتهاند، بلکه هر کاری که خضوع و خشوع را از بین ببرد، انجام دادن آن در نماز مکروه است.
مسئله 1204. نماز گزاردن به هنگام خواب آلودگی و خودداری از ادرار و مدفوع، مکروه است؛ همچنین پوشیدن لباس و جوراب تنگ که بدن و پا را میفشارد، در نماز مکروه است و جز اینها مکروهات دیگری هم در کتابهای مفصّل فقهی ذکر شده است.
موارد جواز شکستن نماز واجب
مسئله 1205. شکستن نماز واجب از روی اختیار و بیعذر حرام است و شکستن آن سهواً یا در حالت عذر حرام نیست؛ ولی برای هر هدف مهم و مشروع فردی یا اجتماعی، دینی یا دنیایی - مانند حفظ جان، بدن، مال، آبروی خود یا مؤمن دیگر و حراست از حکم شرعی - مانعی ندارد.
مسئله 1206. اگر حفظ جان خود شخص یا کسی که حفظ جان او واجب است یا حفظ مالی که نگهداری آن واجب است یا حفظ حکمی از احکام شرع، بدون شکستن نماز ممکن نباشد، شکستن آن به عنوان مقدمه واجب لازم است؛ ولی شکستن نماز برای غرضهایی که چندان مهم نیستند - مانند مالی که اهمیت ندارد - مکروه است.
مسئله 1207. ادای دِین طلبکار پس از رسیدن وقت آن، واجب فوری است، مگر با اذن طلبکار. اگر وقت نماز وسیع است و نمازگزار در آغاز نماز است و طلبکارِ محتاجِ به مال خود، بر ادا اصرار دارد، چنانچه نمازگزار بتواند در بین نماز، بیآنکه از حال نماز خواندن خارج شود، طلب او را بپردازد، باید در همان حال بپردازد و اگر بدون شکستن نماز، پرداختن طلب او ممکن نیست، بدهکار باید نماز را قطع و دین طلبکار را ادا کند و اگر در پایان نماز یا وقت نماز تنگ است و ادای دین در حال نماز ممکن نیست، بدهکار میتواند نماز را قطع کند، هرچند قطع آن بر وی واجب نیست.
مسئله 1208. اگر در میان نماز، مسجد نجس شود، یا نمازگزار در بین نماز بفهمد که مسجد نجس است، چنانچه وقت تنگ باشد، شکستن نماز جایز نیست و باید نماز را تمام کند. و اگر وقت وسعت دارد شکستن نماز واجب نیست، مگر پس از تمام شدن نماز، پاک کردن مسجد ممکن نباشد که در این حال، شکستن آن واجب است. البته اگر تطهیر مسجد در میان نماز صورت نماز را به هم نمیزند یا موجب از بین رفتن موالات و پیدرپی بودن آن نباشد، باید در میان نماز و بدون قطع آن، مسجد را پاک کند و سپس بقیۀ نماز را بهجا آورد و اگر تطهیر آن، صورت نماز را به هم میزند، باید نماز را بشکند و پس از تطهیرِ مسجد نماز را بهجا آورد.
مسئله 1209. در موردی که شکستن نماز لازم است، لزوم آن، مقدمۀ ادای واجب اصلی - مانند حفظ جان یا مال و نظیر ادای دین طلبکار - است، ازاینرو اگر کسی که باید نماز را بشکند، آن را ادامه دهد و تمام کند و چنین ادامهای سبب تلف شدن جان یا مال مهم کسی نشود، هرچند گناه کرده، نماز او صحیح است، اگرچه به احتیاط مستحب دوباره آن را بهجا آورد.
مسئله 1210. اگر در نماز، پیش از آنکه به اندازۀ رکوع خم شود، یادش بیاید که اذان یا اقامه را فراموش کرده، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، مستحب است نماز را برای گفتن اذان و اقامه و گزاردن نمازِ دارای این دو فضیلت، بشکند.
انواع شک در نماز
شکهای نماز چند قسم است؛ بعضی از آنها نماز را باطل میکنند و به برخی از آنها نباید اعتنا کرد و پارهای از آنها نماز را باطل نمیکنند و دستور خاص دارند که ذکر میشود.
شک های باطل
مسئله 1211. شکهایی که نماز را باطل میکند:
یکم. شک در شمارۀ رکعتهای نماز واجب دو رکعتی؛ مانند نماز صبح و نماز مسافر؛ ولی شک در شمارۀ رکعتهای نماز مستحب و برخی از نمازهای احتیاطْ نماز را باطل نمیکند.
دوم. شک در شمارۀ رکعتهای نماز سه رکعتی؛ مانند نماز مغرب.
سوم. شک در نماز چهار رکعتی، میان یک رکعت و بیش از آن.
چهارم. شک در نماز چهار رکعتی بین دو رکعت و بیش از آن، پیش از تمام شدن سجده دوم.
پنجم. شک در نماز چهار رکعتی، میان دو رکعت و پنج رکعت یا دو و بیشتر از پنج رکعت، هرچند بعد از تمام شدن سجده دوم باشد.
ششم. شک در نماز چهار رکعتی، بین سه رکعت و شش رکعت یا سه و بیش از شش رکعت.
هفتم. شک در نماز چهار رکعتی، میان چهار و شش یا چهار و بیش از شش؛ چه پیش از تمام شدن سجدۀ دوم باشد یا پس از آن؛ ولی اگر پس از سجدۀ دوم، شک بین چهار و شش یا چهار و بیشتر از شش برای او پیش آید، به احتیاط مستحب بر چهار بنا بگذارد و نماز را تمام کند و پس از نماز دو سجدۀ سهو بهجا آورد و نماز را هم دوباره اقامه کند.
هشتم. شک در رکعتهای نماز، در نماز چهار رکعتی که اصلاً نداند چند رکعت خوانده است.
مسئله 1212. مقصود از شکی که نماز را باطل میکند، صرف اِبهام و تردید ابتدایی نیست، بنابراین اگر یکی از شکهای باطلکننده برای نمازگزار پیش آید، نمیتواند نماز را به هم بزند، بلکه کاملاً باید فکر کند تا یکی از دو طرف معلوم شود؛ یا از معلوم شدن آن ناامید گردد؛ یعنی شک او مستقر و پا برجا شود؛ در این صورت به هم زدن نماز مانعی ندارد، هرچند به احتیاط به قدری صبر کند تا از صورت نمازگزار خارج شود.
شک های بی اعتبار
مسئله 1213. شکهایی که نباید به آنها اعتنا کرد:
یکم. شک در چیزی که محل بهجا آوردن آن، گذشته است؛ مانند اینکه در رکوع شک کند که حمد را خوانده یا نه.
دوم. شک بعد از سلام نماز.
سوم. شک پس از گذشتن وقت نماز.
چهارم. شک کثیر الشک؛ یعنی کسی که بسیار شک میکند.
پنجم. شک امام جماعت در شمارۀ رکعتهای نماز، در صورتی که مأموم شمارۀ آنها را بداند؛ همچنین شک مأموم، درصورتیکه امام جماعت شمارۀ رکعتهای نماز را بداند. در این جهت، فرقی بین شکهای باطل و صحیح نیست؛ یعنی شک در نمازهای دو رکعتی و سه رکعتی، همانند شک در نماز چهار رکعتی است.
ششم. شک در نماز مستحبی.
هر یک اینها احکامی دارد که اکنون بخشی از آنها ذکر میشوند.
یکم. شک بعد از محل
مسئله 1214. اگر در بین نماز دربارۀ یکی از کارهای واجبی که از محل بهجا آوردن آن گذشته شک کند که آن را انجام داده یا نه - مثلاً شک کند که حمد خوانده یا نه - چنانچه به کار واجب یا مستحبی که باید پس از آن انجام دهد - مانند قرائت سوره - مشغول نشده، باید آنچه را که در انجام دادن آن شک کرده، بهجا آورد؛ یعنی در مثال مذکور سورۀ حمد را بخواند و اگر به کار واجب یا مستحبی که باید بعد از آن انجام دهد مشغول شده، به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1215. اگر در حال خواندن حمد یا سوره مثلاً شک کند که جزء قبلی را خوانده یا نه، اگر آن جزء مشکوک، از نظر معنا کاملاً مستقل از جزء فعلی باشد، باید به شک خود اعتنا نکند و چنانچه آن جزء مشکوک، جزء همین جملهای محسوب میشود که اکنون در حال قرائت آن است، واجب است احتیاطاً به شک خود اعتنا کند و آن جزء مشکوک را قربة الی الله بهجا آورد.
مسئله 1216. هرگاه پس از رکوع یا سجود، مثلاً شک کند که شروط صحت و کارهای واجب آن را - مانند ذکر و آرام بودن بدن - انجام داده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1217. هرگاه، درحالیکه به سجده میرود، شک کند که رکوع را انجام داده یا نه، یا شک کند که پس از رکوع ایستاده یا نه، بنا بر احتیاط واجب باید به شک خود اعتنا کند و برگردد و آن وظیفه مشکوک را بهجا آورد.
مسئله 1218. اگر در حال برخاستن از رکعت دوم شک کند که سجده یا تشهد را بهجا آورده یا نه، بنا بر احتیاط واجب باید به شک خود اعتنا کند و برگردد و آن را بهجا آورد؛ نیز اگر در حال برخاستن از رکعت یکم و سوم شک کند که سجده را بهجا آورده یا نه، به احتیاط واجب برگردد و آن را انجام دهد؛ ولی چنانچه پس از ایستادن شک کند که سجده یا تشهد را انجام داده، به شک اعتنا نکند.
مسئله 1219. کسی که نشسته یا به پهلو قرارگرفته نماز میگزارد، اگر پیش از مشغول شدن به حمد یا تسبیحات، شک کند که سجده یا تشهد را بهجا آورده یا نه، به احتیاط واجب باید به شک خود اعتنا کند و آن را بهجا آورد و اگر در حال خواندن حمد یا تسبیحات، شک کند که سجده یا تشهد را بهجا آورده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1220. هرگاه شک کند که یکی از رکنهای نماز را بهجا آورده یا نه، چنانچه مشغول کاری نشده که بعد از آن است، باید آن را بهجا آورد؛ برای مثال، اگر پیش از خواندن تشهد شک کند که دو سجده را بهجا آورده یا نه، باید بهجا آورد و چنانچه پس از آن یادش بیاید که آن رکن را به جا آورده بوده، چون رکنْ اضافه شده، نمازش باطل است.
مسئله 1221. هرگاه شک کند عملی را که رکن نیست بهجا آورده یا نه، چنانچه مشغول کاری نشده که بعد از آن است، باید آن را بهجا آورد؛ برای مثال، اگر پیش از خواندن سوره شک کند که حمد را خوانده یا نه، باید حمد را بخواند و چنانچه پس از انجام دادن آن یادش بیاید که آن را بهجا آورده بود، چون رکن اضافه نشده، نمازش صحیح است و احتیاط مستحب، انجام دادن دو سجده سهو است.
مسئله 1222. هرگاه در واجب رکنی شک کند و وارد جزء بعدی نماز شود، به شک خود اعتنا نکند؛ برای مثال، اگر درحال تشهد شک کند که دو سجده را بهجا آورده یا نه، به شک خود اعتنا نکند و اگر یادش بیاید که آن رکن را بهجا نیاورده، درصورتیکه مشغول رکن بعد نشده، باید آن را بهجا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده، نمازش بر اثر ترک رکن باطل است؛ مثلاً اگر پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید که دو سجده را بهجا نیاورده، باید بهجا آورد و اگر در رکوع یا پس از آن یادش بیاید، نمازش باطل است.
مسئله 1223. هرگاه شک کند عملی را که رکن نیست بهجا آورده یا نه، چنانچه مشغول کاری شده که پس از آن است، به شک خود اعتنا نکند؛ برای مثال، اگر در حال خواندن سوره، شک کند که حمد را خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نکند و چنانچه بعد یادش بیاید که آن را بهجا نیاورده، در صورتی که مشغول رکن بعد نشده، باید آن را و آنچه را پس از آن است، بهجا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده، نمازش صحیح است، پس اگر در قنوت یادش بیاید که حمد را نخوانده، باید حمد و سوره را بخواند و چنانچه در رکوع یادش بیاید، نماز او صحیح است.
مسئله 1224. اگر شک کند که سلام نماز را گفته یا نه، یا شک کند درست گفته یا نه، چنانچه مشغول تعقیب نماز یا نماز دیگر شده، یا به کاری مشغول شده که نماز را به هم میزند و از حال نمازگزار بیرون رفته، به شک خود اعتنا نکند و اگر پیش از اینها شک کند، باید سلام را بگوید؛ امّا اگر در صحیح گفتن سلام شک کند، در هر دو صورت به شک خود اعتنا نکند؛ چه مشغول کار دیگر شده باشد یا نه.
مسئله 1225. اگر پس از انجام دادن چیزی از نماز در صحیح بودن آن شک کند - مثلاً پس از تکبیرة الإحرام یا حمد یا آیهای از آن، شک کند که صحیح گفته یا نه - نباید به شک خود اعتنا کند.
دوم. شک پس از سلام
مسئله 1226. هرگونه شکی درباره صحت و بطلان نماز، پس از سلام نماز، بیاعتبار است؛ برای مثال، شک کند رکوع کرده یا نه و آیا صحیح انجام داده یا نه، یا بعد از سلام نماز چهار رکعتی شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت، به شک خود اعتنا نکند؛ ولی اگر هر دو طرف شک او باطل باشد - مانند آنکه پس از سلام نماز چهار رکعتی شک کند که نماز او سه رکعت بوده یا پنج رکعت - نمازش باطل است.
سوم. شک پس از وقت
مسئله 1227. اگر پس از گذشتن وقت نماز شک کند که نماز را بهجا آورده یا نه، یا گمان کند که بهجا نیاورده، انجام دادن آن لازم نیست؛ ولی اگر پیش از گذشتن وقت، چنین شک یا گمانی داشته باشد، باید آن نماز را بهجا آورد، بلکه اگر گمان کند و اطمینان نداشته باشد که انجام داده، باید آن را بهجا آورد.
مسئله 1228. اگر پس از گذشتن وقت شک کند که نماز را درست خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1229. اگر پس از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر بداند چهار رکعت نماز بهجا آورده، ولی نداند به نیت ظهر بوده یا به نیت عصر، باید چهار رکعت نماز قضا به نیت نمازی که بر او واجب است، بهجا آورد.
مسئله 1230. اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشاء بداند یک نماز بهجا آورده، اما نداند سه رکعتی بوده یا چهار رکعتی، باید قضای نماز مغرب و عشاء را بهجا آورد.
چهارم. کَثِیرُ الشک (کسی که بسیار شک می کند)
مسئله 1231. اگر کسی در یک نماز سه بار شک کند، یا در سه نماز پیاپی - مانند نمـاز صبـح و ظـهر و عصر - شک کند، کثیر الشک است و چنانچه فراوانی شک کردن او از غضب یا ترس یا پریشانی حواس نباشد، به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1232. اگر کثیر الشک در بهجا آوردن چیزی از نماز شک کند، چنانچه بهجا آوردن آن، نماز را باطل نمیکند، باید بنا بگذارد که آن را بهجا آورده؛ برای مثال، چنانچه شک کند که رکوع کرده یا نه، باید بنا بگذارد که رکوع کرده است، اما اگر بهجا آوردن آن، نماز را باطل میکند، باید بنا بگذارد که آن را انجام نداده است؛ مثلاً اگر شک کند که یک رکوع انجام داده یا بیشتر، چون اضافه شدن رکوعْ نماز را باطل میکند، باید بنا بگذارد که بیشتر از یک رکوع انجام نداده است.
مسئله 1233. کسی که در یک چیز نماز بسیار شک میکند، چنانچه در چیزهای دیگر نماز شک کند، باید در آن چیزها به حکم شک عمل کند؛ برای مثال، کسی که بسیار شک میکند که سجده کرده یا نه، اگر در انجام دادن رکوع شک کند، باید به حکم شک در رکوع رفتار کند؛ یعنی اگر ایستاده، رکوع را بهجا آورد و اگر به سجده رفته، اعتنا نکند.
مسئله 1234. آن که در نماز مخصوصی - مانند نماز ظهر - بسیار شک میکند، فقط در آن نماز باید به شک خود اعتنا نکند؛ ولی اگر در نماز دیگر - مثلاً در نماز عصر - شک کند، باید به حکم شک رفتار کند.
مسئله 1235. اگر کسی در جای مخصوصی نماز بگزارد، بسیار شک میکند، فقط در آنجا به شک خود اعتنا نکند و با نماز خواندن در غیر آنجا، چنانچه شکی برای او پیش آید، باید به حکم شک عمل کند.
مسئله 1236. اگر انسان شک کند که کثیرالشک شده یا نه، بنا میگذارد که کثیرالشک نشده و باید به حکم شک عمل کند. کثیر الشک تا یقین نکند که به حال معمولی مردم برگشته، باید به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1237. کسی که بسیار شک میکند، اگر شک کند که رکنی را بهجا آورده یا نه و اعتنا نکند و سپس یادش بیاید که آن را بهجا نیاورده، چنانچه مشغول رکن بعد نشده، باید آن را بهجا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده، نمازش باطل است؛ برای مثال، چنانچه شک کند که رکوع را بهجا آورده یا نه و به آن اعتنا نکند، و پیش از سجده یادش بیاید که بهجا نیاورده، باید رکوع را بهجا آورد و اگر در سجده یادش بیاید که رکوع را بهجا نیاورده، نماز او باطل است.
مسئله 1238. کسی که بسیار شک میکند، اگر در چیزی که رکن نیست، شک کند که آن را بهجا آورده یا نه و اعتنا نکند و سپس یادش بیاید که آن را انجام نداده، چنانچه از محل بهجا آوردن آن نگذشته، باید آن را انجام دهد و چنانچه از محل آن گذشته، نمازش صحیح است؛ برای مثال، اگر شک کند که حمد را خوانده یا نه و اعتنا نکند و در قنوت یادش بیاید که نخوانده، باید حمد و سوره را بخواند و اگر در رکوع یادش بیاید، نماز او صحیح است.
مسئله 1239. اشخاص وسواسی باید به یقین و شک خود عمل نکنند، بلکه مانند افراد معمولی عمل کنند؛ خواه برای آنان یقین حاصل شود یا نه؛ و اگر همچون افراد معمولی عمل نکنند، در بسیاری از موارد، نماز آنان باطل است.
پنجم. شک امام و مأموم
مسئله 1240. اگر امام جماعت در شمارۀ رکعتها یا افعال نماز شک کند - مثل اینکه شک کند که سه رکعت گزارده یا چهار رکعت - چنانچه مأموم یقین یا گمانِ معتبر داشته باشد که چهار رکعت گزارده و به امام بفهماند که چهار رکعت گزارده است، امام باید نماز را چهار رکعت بداند و گزاردن نماز احتیاط لازم نیست؛ نیز اگر امام یقین یا گمانِ معتبر داشته باشد که فلان رکعت گزارده است و مأموم در شمارۀ رکعتهای نماز شک کند، باید به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1241. اگر در نماز جماعت، هم امام، هم مأموم شک کنند و شک هرکدام با دیگری فرق داشت، هرکدام به وظیفۀ خود عمل میکند و حکم سهو امام یا مأموم یا هر دو نیز همین است.
ششم. شک در نماز مستحبّی
مسئله 1242. اگر در شمارۀ رکعتهای نماز مستحبی شک کند، چنانچه طرف بیشتر شک، نماز را باطل میکند، باید بر کمتر بنا بگذارد؛ مثلاً در نافلۀ صبح شک کند که دو رکعت بهجا آورده یا سه رکعت، باید بنا بگذارد که دو رکعت بهجا آورده است؛ ولی اگر عدد بیشتر شک نماز را باطل نمیکند - مثلاً شک کند که دو رکعت انجام داده یا یک رکعت - به هر طرف شک عمل کند، نمازش صحیح است.
مسئله 1243. کم شدن رکن در نماز نافله، به احتیاط واجب، آن را باطل میکند؛ ولی اضافه شدن رکن آن را باطل نمیکند، پس اگر یکی از کارهای نافله را فراموش کند و هنگامی یادش بیاید که مشغول رکن بعد از آن شده، باید برگردد و آن کار را انجام دهد و دوباره آن رکن را بهجا آورد؛ برای مثال، اگر در رکوع یادش بیاید که سوره را نخوانده، باید برگردد و سوره را بخواند و دوباره به رکوع رود.
مسئله 1244. اگر در یکی از کارهای نافله - خواه رکن باشد یا غیر رکن - شک کند، چنانچه محل آن نگذشته، باید بهجا آورد و اگر محل آن گذشته، به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1245. گمان در رکعتهای نماز مستحبی، حکم شک را دارد؛ یعنی میتوان بنا را بر اقل یا اکثر نهاد، هرچند احتیاط، عمل به گمان است، در صورتی که سبب بطلان نباشد.
مسئله 1246. اگر در نماز نافله کاری کند که برای آن در نماز واجب سجدۀ سهو واجب میشود - مثلاً یک سجده یا تشهد را فراموش کند - لازم نیست پس از نماز، سجدۀ سهو یا قضای سجده و تشهد را بهجا آورد.
مسئله 1247. اگر شک کند که نماز مستحبی را بهجا آورده یا نه، چنانچه آن نماز مانند نماز جعفر طیّار وقت معیّن نداشته باشد، بنا بگذارد که بهجا نیاورده است و چنانچه در نافلههایی مانند نافلۀ یومیه - که وقت معیّن دارد - چنین شکی پیش از گذشتن وقت آن، پیش آید، همین حکم جاری است؛ ولی اگر پس از گذشتن وقت شک کند که بهجا آورده است یا نه، به شک خود اعتنا نکند.
شک های صحیح
مسئله 1248. در نُه صورت اگر در شمارۀ رکعتهای نماز چهار رکعتی شک کند، باید فکر کند، پس اگر یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا کرد، همان طرف را بگیرد و نماز را ادامه دهد و اگر فکرش به جایی نرسید، به دستورهایی که یاد میشود، عمل کند. آن نُه صورت بدین شرحاند:
یکم. پس از سر برداشتن از سجده دوم شک کند که رکعت دوم است یا رکعت سوم، که باید بنا بگذارد که سه رکعت نماز گزارده و یک رکعت دیگر بر آن بیفزاید و نماز را تمام کند و پس از نماز، یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته - به صورتی که بعداً گفته میشود - بهجا آورد.
دوم. شک میان دو و چهار بعد از سر برداشتن از سجدۀ دوم که باید بنا بگذارد چهار رکعت خوانده و نماز را تمام کند و پس از نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بهجا آورد.
سوم. شک میان دو و سه و چهار، پس از سر برداشتن از سجدۀ دوم که باید بر چهار بنا بگذارد و بعد از نماز، دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و سپس دو رکعت نشسته بهجا آورد؛ ولی اگر پس از سجدۀ یکم یا پیش از سر برداشتن از سجدۀ دوم یکی از این سه شک برای او پیش آید، میتواند نماز را رها کند و دوباره بهجا آورد.
چهارم. شک میان چهار و پنج، پس از سر بر داشتن از سجدۀ دوم که باید بر چهار بنا بگذارد و نماز را تمام کند و پس از نماز دو سجدۀ سهو بهجا آورد؛ ولی اگر پس از سجدۀ یکم، یا پیش از سر برداشتن از سجدۀ دوم، این شک، برای او پیش آید، به احتیاط استحبابی به دستوری که ذکر شد، عمل کند، اگرچه نمازش باطل است و باید دوباره بهجا آورد.
پنجم. شک میان سه و چهار، که در هر جای نماز باشد، باید بر چهار بنا بگذارد و نماز را تمام کند و پس از نماز، یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بهجا آورد.
ششم. شک میان چهار و پنج در حال ایستاده که باید بنشیند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بهجا آورد.
هفتم. شک میان سه و پنج در حال ایستاده که باید بنشیند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بهجا آورد.
هشتم. شک میان سه و چهار و پنج در حال ایستاده که باید بنشیند و تشهد بخواند و بعد از سلام نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و سپس دو رکعت نشسته بهجا آورد.
نهم. شک میان پنج و شش در حال ایستاده که باید بنشیند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجدۀ سهو بهجا آورد.
مسئله 1249. اگر یکی از شکهای صحیح برای انسان پیش آید، نباید نماز را بشکند، بلکه باید به دستور شک عمل کند و چنانچه نماز را بشکند، معصیت کرده است، پس اگر پیش از انجام دادن کاری که نماز را باطل میکند - مانند رو گرداندن از قبله - نماز را از سر گیرد، نماز دومش هم باطل است و چنانچه پس از انجام دادن کاری که نماز را باطل میکند، مشغول نماز شود، نماز دومش صحیح است.
مسئله 1250. اگر یکی از شکهایی که نماز احتیاط برای آنها واجب است، در نماز پیش آید و نمازگزار نماز را تمام کند و بدون گزاردن نماز احتیاط، نماز را از سر بگیرد، معصیت کرده است، پس چنانچه پیش از انجام دادن کاری که نماز را باطل میکند، نماز را از سر گرفته، نماز دومش هم بنا بر احتیاط لازم باطل است؛ اما اگر پس از انجام دادن کاری که نماز را باطل میکند، مشغول نماز شده، نماز دومش صحیح است.
مسئله 1251. اگر یکی از شکهای صحیح برای نمازگزار پیش آید، باید فوراً فکر کند تا یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا شود؛ ولی اگر چیزهایی که به واسطۀ آنها ممکن است یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا شود از بین نمیرود، چنانچه کمی بعد فکر کند، درصورتیکه نیّت اصل نماز محفوظ باشد، اشکال ندارد؛ مثلاً اگر در سجده شک کند، میتواند تا پس از سجده، فکر کردن را تأخیر بیندازد.
مسئله 1252. اگر در آغاز گمانش به یک طرف بیشتر باشد و سپس دو طرف در نظر او مساوی شود، باید به دستور شک عمل کند؛ اما اگر نخست دو طرف در نظر او مساوی باشد و به طرفی که وظیفۀ اوست بنا بگذارد و سپس گمانش به طرف دیگر برود، باید بر همان طرف بنا بگذارد و نماز را تمام کند.
مسئله 1253. اگر پس از نماز بفهمد که در میان نماز حال تردیدی داشته، مثلاً دو رکعت گزارده؛ یا سه رکعت و بر سه بنا گذاشته، ولی نداند که گمانش به گزاردن سه رکعت بوده یا هر دو طرف در نظر او مساوی بوده، به احتیاط مستحب باید نماز احتیاط را بهجا آورد.
مسئله 1254. اگر هنگام تشهد یا پس از ایستادن شک کند که دو سجده را بهجا آورده یا نه و در همان موقع یکی از شکهایی که اگر پس از تمام شدن دو سجده پیش آید صحیح است، برای او پیش آید - مثلاً شک کند که دو رکعت گزارده یا سه رکعت - باید به حکم آن شک عمل کند و نمازش صحیح است.
مسئله 1255. اگر پیش از آن که مشغول تشهد شود، یا در رکعتهایی که تشهد ندارد پیش از ایستادن، شک کند که دو سجده را بهجا آورده یا نه و در آن هنگام، یکی از شکهایی که پس از تمام شدن دو سجده صحیح است، برایش پیش آید، نمازش باطل است.
مسئله 1256. اگر در حال ایستاده، بین سه و چهار یا بین سه و چهار و پنج شک کند و یادش بیاید که دو سجده، یا یک سجده از رکعت پیش بهجا نیاورده، نمازش باطل است.
مسئله 1257. اگر شک قبلی او از بین برود و شک دیگری برایش پیش آید، برای مثال، نخست شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت و سپس شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، باید به دستور شک دوم عمل کند.
مسئله 1258. اگر پس از نماز شک کند که در نماز مثلاً بین دو و چهار شک کرده یا بین سه و چهار - یعنی میداند که شک او یکی از این دو قسم بود - باید به دستور هر دو شک عمل کند و اعاده نماز لازم نیست.
مسئله 1259. اگر پس از نماز بفهمد که در نماز شکی برای او پیش آمده؛ ولی نداند از شکهای باطل بوده یا از شکهای صحیح و اگر از شکهای صحیح بوده، کدام قسم آن بوده است، به احتیاط واجب باید به حکم شکهای صحیح که احتمالش را میداده، عمل کند و نماز را هم دوباره بهجا آورد.
مسئله 1260. آن که نشسته نماز میگزارد، اگر شکی برایش پیش آید که باید برای آن، یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بهجا آورد، باید دو رکعت نشسته بهجا آورد، بلکه اگر شکی پیش آید که باید برای آن، دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بهجا آورد، باید دو رکعت نشسته انجام دهد.
مسئله 1261. آن که ایستاده نماز میگزارد، اگر در حال نماز احتیاط، از ایستادن عاجز شود، باید مانند کسی که نماز را نشسته میگزارد - و حکم آن در مسئله پیش ذکر شده - نماز احتیاط را بهجا آورد.
مسئله 1262. آن که نشسته نماز میگزارد، اگر در حال نماز احتیاط بتواند بایستد، باید به وظیفۀ کسی که نماز را ایستاده میگزارد، عمل کند.
نماز احتیاط
مسئله 1263. کسی که نماز احتیاط بر او واجب است، پس از سلام نماز، در حالی که تمام شروط صحت نماز را دارد، باید فوراً نیت نماز احتیاط کند و پس از تکبیر، حمد را بخواند و به رکوع رود و دو سجده کند، پس اگر یک رکعت نماز احتیاط بر او واجب است، بعد از دو سجده، تشهد بخواند و سلام دهد و اگر دو رکعت نماز احتیاط بر او واجب است پس از دو سجده، یک رکعت دیگر مثل رکعت نخست بهجا آورد و بعد از تشهد سلام دهد.
مسئله 1264. نماز احتیاط، سوره و قنوت ندارد و به احتیاط واجب سورۀ حمد و «بسم الله» آن را هم آهسته بگوید.
مسئله 1265. اگر پیش از نماز احتیاط بفهمد، نمازی که بهجا آورده درست بوده، لازم نیست نماز احتیاط بگزارد و اگر در بین نماز احتیاط بفهمد، لازم نیست آن را تمام کند.
مسئله 1266. اگر پیش از نماز احتیاط بفهمد که رکعتهای نمازش کم بوده - مثلاً به جای چهار رکعت سه رکعت خوانده - چنانچه کاری که نماز را باطل میکند انجام نداده، باید آنچه از نماز را بهجا نیاورده بهجا آورد و برای سلام بیجا دو سجده سهو انجام دهد و چنانچه کاری که نماز را باطل میکند، انجام داده - مثلاً پشت به قبله کرده - باید نماز را دوباره بهجا آورد.
مسئله 1267. اگر پس از نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش به مقدار نماز احتیاط بوده - مثلاً در شک بین سه و چهار، یک رکعت نماز احتیاط ایستاده بهجا آورد و سپس بفهمد نماز را سه رکعت خوانده بود - نمازش صحیح است.
مسئله 1268. اگر پس از نماز احتیاط بفهمد کسری نماز او کمتر از نماز احتیاط بوده - مثلاً در شک بین دو و چهار، دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بهجا آورد و سپس بفهمد نماز را سه رکعت خوانده بود - باید کسری نماز را به نماز متصل نموده و نماز را هم دوباره بهجا آورد.
مسئله 1269. اگر پس از بهجا آوردن نماز احتیاط بفهمد کسری نماز او بیشتر از نماز احتیاط بوده - مثلاً در شک بین سه و چهار یک رکعت نماز احتیاط ایستاده بهجا آورد و بعد بفهمد نماز او دو رکعت بوده - چنانچه پس از نماز احتیاط، کاری که نماز را باطل میکند انجام داده - مثلاً پشت به قبله کرده - باید دوباره نماز بگزارد و اگر کاری که نماز را باطل میکند انجام نداده، باید دو رکعت کسری نمازش را بهجا آورد و نماز را هم اعاده کند.
مسئله 1270. اگر میان دو و سه و چهار شک کند و پس از گزاردن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده، یادش بیاید که نماز او دو رکعت بوده، لازم نیست دو رکعت نماز احتیاط نشسته را بهجا آورد.
مسئله 1271. اگر میان سه و چهار شک کند و موقعی که دو رکعت نماز احتیاط نشسته یا یک رکعت ایستاده را گزارده، یادش بیاید که نماز او سه رکعت بوده، باید نماز احتیاط را تمام کند و نمازش صحیح است.
مسئله 1272. اگر میان دو و سه و چهار شک کند و پس از سلام در حال گزاردن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده پیش از رکوع رکعت دوم یادش بیاید که نماز او سه رکعت بوده، باید بنشیند و نماز احتیاط را یک رکعتی تمام کند و برای سلام زائد سجده سهو کند و بنا بر احتیاط مستحب نماز را دوباره بهجا آورد.
مسئله 1273. اگر در میان نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش بیشتر یا کمتر از نماز احتیاط بوده، چنانچه نتواند نماز احتیاط را مطابق کسری نمازش تمام کند، باید آن را رها کند و کسری نماز را بهجا آورد و در صورت لزوم، سجده سهو آن را انجام دهد و به احتیاط واجب، دوباره نماز بگزارد؛ مثلاً در شک بین سه و چهار، اگر موقعی که دو رکعت نماز احتیاط نشسته را بهجا میآورد، یادش بیاید که نماز او دو رکعت بوده، چون نمیتواند دو رکعت نشسته را به جای دو رکعت ایستاده حساب کند، به احتیاط واجب باید نماز احتیاط نشسته را رها کند و دو رکعت کسری نمازش را بگزارد و پس از سجده سهو نماز را هم دوباره بهجا آورد.
مسئله 1274. اگر شک کند نماز احتیاطی که بر او واجب بوده، آن را بهجا آورده یا نه، چنانچه وقت نماز گذشته باشد، به شک خود اعتنا نکند و اگر وقت دارد و مشغول کار دیگری نشده و از جای نماز برنخاسته و کاری هم - مثل روگرداندن از قبله که نماز را باطل میکند - انجام نداده، باید نماز احتیاط را بهجا آورد؛ اما اگر مشغول کار دیگری شده یا کاری که نماز را باطل میکند بهجا آورده، یا میان نماز و شک او بسیار طول کشیده، به شک اعتنا نکند.
مسئله 1275. اگر در نماز احتیاط، رکنی را کم یا افزون کند، یا مثلاً به جای یک رکعت دو رکعت بهجا آورد، نماز باطل میشود و دوباره باید اصل نماز را اقامه کند.
مسئله 1276. موقعی که مشغول نماز احتیاط است، اگر در یکی از کارهای آن شک کند، چنانچه محل آن نگذشته، باید بهجا آورد و اگر محلش گذشته، باید به شک خود اعتنا نکند؛ مثلاً اگر شک کند که حمد را خوانده یا نه، چنانچه به رکوع نرفته، باید بخواند و اگر به رکوع رفته، به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1277. اگر در شمارۀ رکعتهای نماز احتیاط شک کند، باید بر بیشتر بنا بگذارد؛ ولی چنانچه طرف بیشتر شک، نماز را باطل میکند، بر کمتر بنا بگذارد و نمازش صحیح است و به احتیاط مستحب، دوباره نماز احتیاط را بگزارد و پس از آن اصل نماز را اعاده کند.
مسئله 1278. اگر در نماز احتیاط چیزی که رکن نیست سهواً کم یا اضافه شود، بنا بر احتیاط واجب، سجدۀ سهو دارد.
مسئله 1279. اگر پس از سلام نماز احتیاط، شک کند که یکی از اجزاء یا شروط آن را بهجا آورده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1280. اگر در نماز احتیاط، تشهد یا یک سجده را فراموش کند و محل انجام دادن آن گذشته باشد، به احتیاط واجب، پس از سلام، آن را قضا کند.
مسئله 1281. اگر نماز احتیاط و قضای یک سجده یا قضای یک تشهد یا دو سجدۀ سهو بر او واجب شود، باید نخست نماز احتیاط را بهجا آورد.
مسئله 1282. حکم گمان نمازگزار در رکعتهای نماز، حکم یقین است؛ مثلاً اگر در نماز چهار رکعتی گمان دارد که نماز را چهار رکعت بهجا آورده، نباید نماز احتیاط بگزارد؛ نیز چنانچه در غیر رکعتها گمان پیدا کند، میتواند به گمان خود عمل کند.
مسئله 1283. حکم شک و سهو و گمان در نمازهای واجب یومیه و نمازهای واجب دیگر فرقی ندارد؛ برای مثال، اگر در نماز آیات شک کند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت، چون شک او در نماز دو رکعتی است، نمازش باطل میشود و اگر به یکی از دو طرف گمان داشته باشد، براساس گمان خود عمل کند.
سجده سهو
مسئله 1284. نمازگزار پس از سلام نماز، برای چند چیز باید دو سجدۀ سهو به دستوری که بعداً ذکر میشود بهجا آورد/:
یکم. در بین نماز، سهواً حرف بزند. دوم. یک سجده را فراموش کند. سوم. در نماز چهار رکعتی، پس از ذکر واجب سجدۀ دوم شک کند که چهار رکعت گزارده یا پنج رکعت. چهارم. در جایی که نباید نماز را سلام دهد - مثلاً در رکعت یکم - سهواً سلام بدهد. پنجم. تشهد را فراموش کند. ششم. نمازگزار در جایی که باید بنشیند - مانند هنگام تشهّد - به اشتباه بایستد یا در جایی که باید بایستد - مانند موقع خواندن حمد و سوره - به اشتباه بنشیند. هفتم. اگر در نماز، چیزی که غیر رکن است، اضافه یا کم کند و زمانی یادش بیاید که نتواند آن را بهجا آورد. هشتم. اگر به اشتباه یا به خیال اینکه نمازش تمام شده حرف بزند، باید دو سجدۀ سهو بهجا آورد.
مسئله 1285. برای حرفی یا صدایی که از آه کشیدن و سرفه پیدا میشود، سجدۀ سهو واجب نیست؛ ولی اگر مثلاً سهواً «آخ» یا «آه» بگوید، باید سجدۀ سهو انجام دهد.
مسئله 1286. اگر چیزی را که سهواً غلط خوانده دوباره صحیح بخواند، برای دوباره خواندن آن، سجدۀ سهو واجب نیست.
مسئله 1287. اگر در نماز سهواً چند کلمه حرف بزند و تمام آنها یک بار حساب شود، دو سجدۀ سهو پس از سلام نماز کافی است.
مسئله 1288. اگر سهواً تسبیحات اربعه را نگوید یا بیشتر یا کمتر از سه مرتبه بگوید، بعد از نماز دو سجدۀ سهو بهجا آورد، کافی است.
مسئله 1289. اگر در جایی که نباید سلام نماز را بگوید به اشتباه بگوید: «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» یا بگوید: «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته» باید دو سجدۀ سهو بهجا آورد؛ ولی چنانچه به اشتباه، مقداری از این دو سلام را بگوید یا بگوید: «السلام عل یک أیها النبی و رحمة الله و برکاته» به احتیاط واجب، دو سجدۀ سهو بهجا آورد.
مسئله 1290. اگر در جایی که نباید سلام دهد به اشتباه هر سه سلام را بگوید، یک بار دو سجدۀ سهو کافی است.
مسئله 1291. اگر یک سجده یا تشهد را فراموش کند و پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید، باید برگردد و بهجا آورد و به احتیاط واجب بعد از سلام، دو سجده سهو بهجا آورد.
مسئله 1292. اگر در رکوع یا پس از آن، یادش بیاید که یک سجده یا تشهد از رکعت پیش را فراموش کرده، باید پس از سلام، سجده یا تشهد را قضا کند و پس از آن، دو سجدۀ سهو بهجا آورد.
مسئله 1293. اگر سجده سهو را پس از سلام نماز به عمد بهجا نیاورد، معصیت کرده؛ ولی نماز باطل نمیشود و واجب است هر چه زودتر آن را انجام دهد و چنانچه سهواً به جا نیاورد، هر وقت یادش آمد، باید فوراً انجام دهد و لازم نیست دوباره نماز بگزارد.
مسئله 1294. اگر شک دارد که سجدۀ سهو بر او واجب شده یا نه، لازم نیست بهجا آورد.
مسئله 1295. کسی که شک دارد دو سجده سهو بر او واجب شده یا چهار تا، اگر دو سجده بهجا آورد، کافی است.
مسئله 1296. اگر بداند یکی از دو سجدۀ سهو را بهجا نیاورده، باید دوباره دو سجدۀ سهو بهجا آورد و چنانچه سهواً سه سجده انجام داده، باید دوباره دو سجدۀ سهو بهجا آورد.
مسئله 1297. اگر واجبی از واجبات سجدۀ سهو را فراموش کرده، چنانچه از محلّ آن نگذشته است، آن را بهجا میآورد و اگر پس از سلام فهمیده، بنا بر احتیاط، سجدۀ سهو را اعاده کند.
مسئله 1298. اگر در سجدۀ سهو شک کرده که دو سجده بهجا آورده یا یک سجده، چنانچه پیش از تشهد باشد، بر یک بنا میگذارد و اگر پس از ورود در تشهد باشد، بر دو بنا میگذارد و اگر شک کرده که دو سجده بهجا آورده یا سه سجده، بر دو بنا میگذارد؛ امّا اگر شک کرده که اصل سجده را بهجا آورده یا نه، باید بهجا آورد.
شیوۀ سجدۀ سهو
مسئله 1299. شیوۀ سجدۀ سهو این است که پس از سلام نماز فوراً نیّت سجدۀ سهو کند و پیشانی را بر چیزی که سجده بر آن صحیح است، بگذارد و بگوید: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ»؛ یا بگوید: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ» و بهتر است بگوید: «بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ السَّلامُ عَلَیکَ أیُّهَا النَّبِیُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ».
سپس بنشیند و دوباره به سجده رود و یکی از ذکرهای یاد شده را بگوید و بنشیند و پس از تشهد سلام دهد.
قضای سجده و تشهد فراموش شده
مسئله 1300. در قضای سجده و تشهد فراموش شده - که پس از سلام نماز انجام میگیرد - باید تمام شروط نماز - مانند پاک بودن بدن و لباس و رو به قبله بودن و شرطهای دیگر - رعایت شود.
مسئله 1301. اگر چند سجده یا تشهد را فراموش کند، مثلاً یک سجده از رکعت یکم و یک سجده از رکعت دوم را فراموش کند، باید پس از نماز، قضای هر دو را با سجدههای سهوی که برای آنها لازم است، بهجا آورد و لازم نیست معیّن کند که قضای کدام یک از آنهاست.
مسئله 1302. اگر یک سجده و تشهد را فراموش کند، به احتیاط مستحب، هر کدام را اول فراموش کرده، نخست قضا کند و اگر نداند کدام اول فراموش شده، به احتیاط مستحب، یک سجده و تشهد و سپس یک سجده دیگر انجام دهد؛ یا یک تشهد و یک سجده و آنگاه یک تشهد دیگر انجام دهد، تا یقین کند سجده و تشهد را به ترتیبی که فراموش کرده، قضا کرده است.
مسئله 1303. اگر به خیال اینکه اول سجده را فراموش کرده، نخست قضای آن را بهجا آورد و پس از خواندن تشهد، به یادش بیاید که اول تشهد را فراموش کرده بود، به احتیاط مستحب، دوباره سجده را قضا کند؛ نیز اگر به گمان اینکه اول تشهد را فراموش کرده، نخست قضای آن را بهجا آورد و پس از سجده یادش بیاید که اول سجده را فراموش کرده بود، به احتیاط مستحب، دوباره تشهد را بخواند.
مسئله 1304. اگر میان سلام نماز و قضای سجده یا تشهد، کاری کند که انجام دادن عمدی یا سهوی آن در نماز، مایه باطل شدن نماز است - مانند پشت به قبله کردن - باید قضای سجده و تشهد را بهجا آورد و بنا بر احتیاط لازم، نماز را دوباره اقامه کند.
مسئله 1305. اگر پس از سلام نماز یادش بیاید که یک سجده از رکعت آخر یا تشهد رکعت آخر را فراموش کرده، باید در صورتی که همه شروط صحت نماز را دارد، قضای سجده یا تشهد فراموش شده را بهجا آورد و پس از آن دو سجدۀ سهو انجام دهد.
مسئله 1306. اگر میان سلام نماز و قضای سجده یا تشهد کاری کند که برای آن سجدۀ سهو واجب میشود - مثل آنکه سهواً حرف بزند - باید سجده یا تشهد را قضا کند و بنا بر احتیاط، دو سجدۀ سهو دیگر انجام دهد.
مسئله 1307. اگر میداند سجده یا تشهد را فراموش کرده، اما نمیداند که سجده را فراموش کرده یا تشهد را، به احتیاط واجب، هر دو را قضا کند و هر کدام را اول بهجا آورد، اشکال ندارد و باید یک بار سجده سهو نیز بهجا آورد.
مسئله 1308. اگر شک دارد که سجده یا تشهد را فراموش کرده یا نه، نه قضا واجب است؛ نه سجدۀ سهو.
مسئله 1309. اگر بداند سجده یا تشهد را فراموش کرده؛ ولی شک کند که پیش از رکوع رکعت بعد آن را انجام داده یا نه، به احتیاط واجب، آن را قضا کند.
مسئله 1310. کسی که باید سجده یا تشهد را قضا کند، اگر برای کار دیگری هم، سجدۀ سهو بر او واجب شود، باید پس از نماز، سجده یا تشهد را قضا کند و سپس سجدههای سهو را انجام دهد.
مسئله 1311. اگر شک دارد که پس از نماز، قضای سجده یا تشهد فراموش شده را انجام داده یا نه، چنانچه وقت نماز نگذشته، باید سجده یا تشهد را قضا کند و با گذشتن وقت نماز، به احتیاط مستحب، سجده یا تشهد را قضا کند.
مسئله 1312. برای قضای سجده یا تشهّد، پس از نماز نیّت میکند و سپس بدون «الله اکبر» و چیز اضافی دیگر، همان سجده یا تشهّد را قضا میکند و سپس به احتیاط، سجدۀ سهو انجام میدهد.
کم یا اضافه کردن اجزاء و کم کردن شروط نماز
مسئله 1313. هرگاه چیزی از واجبات نماز را به عمد کم یا اضافه کند، اگرچه یک حرف آن باشد، نماز باطل است.
مسئله 1314. اگر با ندانستن حکم شرعی، چیزی از اجزای نماز را کم یا اضافه کند، چنانچه آن جزءْ رکن نباشد و نمازگزار جاهل قاصر باشد، نمازش صحیح است و اگر نمازگزار جاهل مقصّر باشد، به احتیاط واجب، نماز او باطل است.
مسئله 1315. اگر در بین نماز یا پس از آن بفهمد وضو یا غسلش باطل بوده، یا بدون وضو یا غسل مشغول نماز شده، باید نماز را دوباره با وضو یا غسل بهجا آورد و اگر وقت گذشته، قضا کند.
مسئله 1316. اگر با رسیدن به رکوع یادش بیاید که دو سجده از رکعت پیش را فراموش کرده، نمازش باطل است و اگر پیش از رسیدن به رکوع یادش بیاید باید برگردد و دو سجده را بهجا آورد و برخیزد و حمد و سوره یا تسبیحات را بخواند و نماز را تمام کند و دو سجدۀ سهو برای ایستادن زائد انجام دهد.
مسئله 1317. اگر پیش از گفتن «السَّلامُ عَلَیْنا» و «السَّلامُ عَلَیْکُمْ» یادش بیاید که دو سجدۀ رکعت آخر را بهجا نیاورده، باید دو سجده را انجام دهد و دوباره تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجدۀ سهو برای تشهد زائد انجام دهد.
مسئله 1318. اگر پیش از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر، از آخر نماز را نگزارده، باید مقدار فراموش شده را بهجا آورد.
مسئله 1319. اگر پس از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر از آخر نماز را نگزارده، چنانچه کاری انجام داده که چنانچه در نماز به عمد یا سهو رخ دهد، نماز را باطل میکند - مانند پشت به قبله کردن - در این صورت، نمازش باطل است؛ اما اگر چنین کاری انجام نداده، باید فوراً مقدار فراموش شده را بهجا آورد و دو سجدۀ سهو برای سلام زائد انجام دهد.
مسئله 1320. هرگاه پس از سلام نماز عملی انجام دهد که اگر در نماز به عمد یا سهو رخ دهد، نماز را باطل میکند - مانند پشت به قبله کردن - و سپس یادش بیاید که دو سجدۀ آخر را بهجا نیاورده، نمازش باطل است؛ ولی چنانچه پیش از انجام دادن کاری که نماز را باطل میکند، یادش بیاید، باید برگردد و دو سجده فراموش شده را بهجا آورد و تشهد و سلام را دوباره بگوید و دو سجدۀ سهو برای سلامی که اوّل گفته، بهجا آورد و نمازش صحیح است و به احتیاط مستحب، اصل نماز را پس از آن اعاده کند.
مسئله 1321. اگر بفهمد نماز را پیش از وقت، یا پشت به قبله یا به سمت راست یا به طرف چپ قبله بهجا آورده، باید دوباره نماز بگزارد و اگر وقت گذشته، باید قضا کند.
نماز مسافر
مسافر باید نماز ظهر و عصر و عشاء را با هشت شرط، شکسته بهجا آورد؛ یعنی دو رکعت اقامه کند.
شرط یکم. کمتر از هشت فرسخ شرعی نبودن مسافت
اندازه مسافت شرعی حدود 41 کیلومتر است.
مسئله 1322. کسی که رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است، به هر صورتی که باشد، باید شکسته نماز بگزارد، بنابراین اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد، باید نماز را شکسته اقامه کند.
مسئله 1323. اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد، باید نماز را شکسته بهجا آورد؛ چه همان روز و شب بخواهد برگردد؛ یا غیر آن روز و شب.
مسئله 1324. اگر مسافت از هشت فرسخ، مختصری کمتر باشد، یا انسان نداند که سفر او هشت فرسخ است یا نه، باید نماز را تمام بهجا آورد و چنانچه شک کند که مسافت او هشت فرسخ است یا نه، در صورتی که تحقیق کردن برای او دشوار باشد، باید نمازش را تمام اقامه کند و اگر مشقت ندارد، به احتیاط واجب باید تحقیق کند که چنانچه دو عادل بگویند، یا نزد مردم معروف باشد که مسافت او هشت فرسخ است، نماز را شکسته اقامه کند.
مسئله 1325. اگر یک عادل یا موثّق خبر دهد که مسافت سفر هشت فرسخ است و به گفته او اطمینان حاصل شود، باید نماز را شکسته انجام دهد و روزه نگیرد.
مسئله 1326. کسی که یقین یا اطمینان دارد مسافت او هشت فرسخ است، اگر نماز را شکسته انجام دهد و سپس بفهمد که هشت فرسخ نبوده، باید آن را چهار رکعتی بهجا آورد و اگر وقت گذشته، قضا کند.
مسئله 1327. کسی که یقین یا اطمینان دارد مسافت او هشت فرسخ نیست، یا شک دارد که هشت فرسخ هست یا نه، چنانچه در بین راه بفهمد که مسافت سفر او هشت فرسخ بوده، اگر چه کمی از راه باقی باشد، باید شکسته نماز بگزارد و اگر پس از تمام گزاردن نماز فهمید مسافت او هشت فرسخ بوده، باید نماز را دوباره شکسته اعاده کند و با گذشتن وقت، به احتیاط واجب، نماز را قضا کند.
مسئله 1328. اگر میان دو محلی که فاصله آنها کمتر از چهار فرسخ است و یکی از آن دو، محلِّ اقامت یا وطن اوست، چند بار رفت و آمد کند، اگر چه روی هم رفته هشت فرسخ شود، باید تمام نماز بگزارد.
مسئله 1329. اگر محلی دو راه داشته باشد و یک راه آن کمتر از هشت فرسخ و راه دیگر آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد، چنانچه از راهی که هشت فرسخ است، به آنجا برود، باید نماز را شکسته بهجا آورد و اگر از راهی که هشت فرسخ نیست برود، باید تمام نماز بگزارد.
مسئله 1330. اگر شهر دیوار دارد، باید آغاز هشت فرسخ را از دیوار شهر حساب کند و چنانچه دیوار ندارد، باید از خانههای آخر شهر حساب کند.
شرط دوم. قصد هشت فرسخ داشتن از آغاز سفر
از آغاز سفر، قصد هشت فرسخ را داشته باشد؛ یعنی بداند که هشت فرسخ راه را میپیماید، پس اگر به جایی که کمتر از هشت فرسخ است، سفر کند و پس از رسیدن به آنجا قصد کند به جایی برود که با مقدارِ آمده هشت فرسخ شود، چون از آغاز قصد هشت فرسخ را نداشته، باید نماز را تمام بگزارد؛ ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و به وطنش یا به جایی که میخواهد ده روز بماند برگردد، باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1331. کسی که نمیداند سفرش چند فرسخ است - برای مثال، برای پیدا کردن گمشدهای به سفر میرود و نمیداند چه مقدار باید برود تا آن را پیدا کند - باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی در برگشتن، چنانچه تا وطنش یا جایی که میخواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ یا بیشتر باشد، باید نماز را شکسته اقامه کند؛ نیز اگر در بین رفتن قصد کند که چهار فرسخ برود و برگردد، به صورتی که مجموع رفتن و برگشتن هشت فرسخ شود، باید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1332. مسافر در صورتی باید شکسته نماز بگزارد که تصمیم داشته باشد هشت فرسخ برود، پس کسی که از شهر بیرون میرود و قصدش این است که اگر رفیقی پیدا کند، سفر هشت فرسخی برود، چنانچه اطمینان دارد که رفیق پیدا میکند، باید شکسته نماز بگزارد و اگر اطمینان ندارد، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1333. کسی که قصد هشت فرسخ دارد، اگرچه در هر روز مقدار کمی راه برود، وقتی به جایی برسد که دیوار یا خانههای آخر شهر را در صورت هموار بودن نبیند و اذان آن را نشنود، باید شکسته نماز بگزارد؛ ولی اگر در هر روز مقدار کمی راه برود که مردم نگویند مسافر است، باید نمازش را تمام بهجا آورد و به احتیاط مستحب هم شکسته و هم تمام اقامه کند.
مسئله 1334. کسی که در سفر به اختیار دیگری است - مانند فرزندی که با پدرش یا زنی که با شوهرش یا خدمتکاری که با آقای خود مسافرت میکند - چنانچه بداند مسافت او هشت فرسخ است، باید نماز را شکسته انجام دهد.
مسئله 1335. کسی که در سفر به اختیار دیگری است، اگر بداند یا گمان داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا میشود و سفر را ادامه نمیدهد، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1336. کسی که در سفر به اختیار دیگری است، اگر شک دارد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا میشود یا نه، باید نماز را تمام انجام دهد؛ نیز اگر شک او از این جهت است که احتمال میدهد مانعی برای سفر او پیش آید، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا نباشد، باید نمازش را شکسته بهجا آورد.
شرط سوم. برنگشتن از قصد خود در بین راه
مسئله 1337. اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ، از قصد خود برگردد یا مردد شود، باید نماز را تمام بهجا آورد.
مسئله 1338. اگر پس از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود، چنانچه تصمیم داشته باشد که همانجا بماند یا پس از ده روز برگردد، یا در برگشتن و ماندن مردّد باشد یا بخواهد برگردد، در صورتی که مجموع مسافت رفت و برگشت، کمتر از هشت فرسخ باشد، باید نماز را تمام انجام دهد.
مسئله 1339. اگر پس از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصمیم داشته باشد که برگردد، باید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1340. اگر برای رفتن به محلی حرکت کند و پس از رفتن مقداری از راه بخواهد جای دیگری برود، چنانچه از محل اولی که حرکت کرده تا جایی که میخواهد برود هشت فرسخ باشد، باید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1341. اگر پیش از رسیدن به هشت فرسخ مردد شود که ماندۀ راه را برود یا نه، و به هنگام تردید هم راه نرود و سپس تصمیم بگیرد که بقیۀ راه را برود، باید تا پایان سفر شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1342. اگر پیش از رسیدن به هشت فرسخ، مردد شود که ماندۀ راه را برود یا نه، و هنگامی که مردد است مقداری راه برود و سپس تصمیم بگیرد بقیۀ راه را برود، چنانچه ماندۀ مسافت او هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ باشد؛ لیکن تصمیم دارد برود و برگردد، باید نماز را شکسته بهجا آورد؛ ولی اگر راهی که پیش از مردد شدن با راهی که پس از عزم دوباره میرود، روی هم هشت فرسخ باشد، نماز را شکسته اقامه کند، اگرچه جمعْ احتیاط مستحب است.
مسئله 1343. اگر در حال سفر پس از گذشتن از حد ترخص مانعی برای ادامه سفر پیش آید، تا وقتی که تصمیم او بر سفر باقی است و مشروط به تحقق امر دیگر نیست، باید نماز را شکسته انجام دهد؛ ولی اگر از تصمیم سفر برگردد یا بخواهد در همان مکان ده روز بماند، باید نماز را تمام بهجا آورد.
شرط چهارم. نگذشتن از وطن پیش از رسیدن به هشت فرسخ
مسئله 1344. مسافر پیش از پیمودن هشت فرسخ، از وطن خود نگذرد؛ یا در جایی از بین راه ده روز یا بیشتر نماند، پس کسی که میخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، یا ده روز در محلی بماند، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1345. کسی که نمیداند پیش از پیمودن هشت فرسخ از وطنش میگذرد یا نه، یا ده روز در محلی میماند یا نه، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1346. کسی که میخواهد پیش از پیمودن هشت فرسخ، از وطنش بگذرد یا ده روز در محلی بماند، نیز کسی که مردد است که از وطنش بگذرد، یا ده روز در محلی بماند، اگر از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر باقی ماندۀ راه هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و برگردد و مجموع آن هشت فرسخ باشد، باید شکسته نماز بگزارد.
شرط پنجم. سفر برای کار حرام نبودن
مسئله 1347. سفر مسافر نباید برای کار حرام باشد، پس اگر برای کار حرامی - مانند دزدی - سفر کند، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ همچنین است اگر خود سفر حرام باشد؛ مانند آنکه سفر برای او ضرر داشته باشد؛ یا زن بیاجازۀ شوهر به سفری برود که بر او واجب نیست؛ ولی اگر مانند سفر حج واجب باشد، باید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1348. سفر فرزند که مایۀ اذیت پدر و مادر باشد حرام است، و انسان باید در آن سفر نماز را تمام بهجا آورد و روزه هم بگیرد.
مسئله 1349. کسی که سفر او حرام نیست و برای کار حرام یا ترک واجب هم سفر نمیکند، اگرچه در سفر معصیتی انجام دهد - برای مثال، غیبت کند یا شراب بخورد - باید نماز را شکسته انجام دهد.
مسئله 1350. اگر برای ترک کار واجبی به سفر رود، نمازش تمام است، پس کسی که بدهکار است، اگر بتواند بدهی خود را بپردازد و طلبکار هم مطالبه کند، چنانچه در سفر نتواند بدهی خود را بپردازد و سفر او ویژۀ فرار از پرداختن قرض باشد، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر سفر او ویژه ترک واجب نباشد، باید شکسته نماز بگزارد و به احتیاط مستحب، هم شکسته، هم تمام نماز بگزارد.
مسئله 1351. اگر سفرِ مسافر حرام نباشد؛ ولی وسیله نقلیه او غصبی باشد، نمازش شکسته است؛ ولی اگر در زمین غصبی سفر کند، به احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته، هم تمام بهجا آورد.
مسئله 1352. کسی که با ظالم همسفر میشود، اگر ناچار نباشد و مسافرت او کمک به ظلم و شوکت ظالم باشد، باید نماز را تمام بهجا آورد و اگر ناچار باشد یا برای نجات دادن مظلومی با او همسفر شود، نمازش شکسته است.
مسئله 1353. اگر کسی فقط به قصد تفریح و گردش مسافرت کند، حرام نیست و باید نماز را شکسته انجام دهد.
مسئله 1354. اگر برای لهو و خوشگذرانی به شکار رود، نمازش تمام است و چنانچه برای تهیۀ معاش به شکار رود، نمازش شکسته است و اگر برای کسب و اضافه کردن مال برود، به احتیاط مستحب، نماز را هم شکسته، هم تمام اقامه کند؛ ولی باید روزه نگیرد و بعداً قضا کند.
مسئله 1355. کسی که برای معصیت سفر کرده، در بازگشت از سفر، اگر توبه کرده و برگشتن به اندازۀ مسافت شرعی باشد، باید نماز را شکسته بهجا آورد و اگر توبه نکرده و چیزی هم که بازگشت را از عنوان سفر معصیت خارج کند حادث نشده باشد، باید نماز را تمام بهجا آورد و به احتیاط مستحب هم شکسته، هم تمام بهجا آورد.
مسئله 1356. کسی که سفر او معصیت است، اگر در بین راه از قصد معصیت برگردد، چنانچه ماندۀ راه هشت فرسخ باشد، یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و برگردد، باید نماز را شکسته اقامه کند.
مسئله 1357. آن که برای معصیت سفر نکرده، اگر در بین راه قصد کند که ماندۀ راه را برای معصیت برود، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی نمازهایی را که شکسته بهجا آورده، صحیح است.
شرط ششم. صحرانشین و گردشگر بیابان نبودن
مسئله 1358. مسافر صحرانشین نباشد که در بیابان میگردد و هر جا آب و خوراک برای خود و دامش پیدا کند، میماند و پس از چندی به جای دیگر میرود، پس صحرانشین در این سفرها باید نماز را تمام بهجا آورد و روزه را بگیرد.
مسئله 1359. اگر یکی از صحرانشینها برای پیدا کردن منزل و چراگاه حیوانش سفر کند، چنانچه سفر او هشت فرسخ باشد، نماز او شکسته است و احتیاط مستحب جمع بین شکسته و تمام است.
مسئله 1360. اگر صحرانشین برای زیارت یا حج یا تجارت و مانند اینها سفر کند، باید نماز را شکسته اقامه کند.
شرط هفتم. شغل نبودن سفر
مسئله 1361. شغل او سفر یا در سفر نباشد، بنابراین شتردار، راننده، خلبان، چوبدار، کشتیبان، بازرس، پرستار سیّار و مانند اینها، اگرچه برای بردن ابزار منزل خود مسافرت کنند، باید نماز را تمام بهجا آورند؛ ولی در سفر اول در صورتی که طول نکشد، نمازشان شکسته است.
مسئله 1362. کسی که شغل او سفر است، اگر برای کار دیگری مانند زیارت یا حج مسافرت کند، باید نماز را شکسته اقامه کند؛ ولی اگر رانندهای اتومبیل خود را برای زیارت کرایه دهد و خودش نیز زیارت کند، باید نماز را تمام بهجا آورد.
مسئله 1363. کسانی که راهنمای حجّ و مدیر کاروان حجّاج و مانند آن هستند، چنانچه شغل یا مقدّمۀ شغل آنان سفر باشد، باید نماز را تمام بگزارند و اگر شغل یا مقدّمۀ شغل آنان سفر نباشد، باید شکسته بهجا آورند.
مسئله 1364. کسی که در بخشی از سال شغلش سفر است - مانند رانندهای که فقط در تابستان یا زمستان اتومبیل خود را کرایه میدهد - باید در سفری که مشغول به کارش هست، نماز را تمام اقامه کند و به احتیاط مستحب، هم شکسته، هم تمام بهجا آورد.
مسئله 1365. در کثیر السّفر لازم نیست که انسان سفرهای متعدّد داشته باشد، بلکه یک سفر طولانی که بیشتر سال را فرا گیرد، مثل سفرهای متعدّد است، پس همینکه بگویند فلانی راننده است یا شغلش سفر یا در سفر است، اگرچه در یک سفر طولانی و بدون تکرار و تعدّد باشد، کافی است.
مسئله 1366. راننده و دوره گردی که به صورت رسمی در دو سه فرسخی شهر رفت و آمد میکند، چنانچه اتفاقی سفر هشت فرسخی برود، باید نماز را شکسته انجام دهد.
مسئله 1367. کسی که شغلش سفر است، یا سفر مقدّمۀ شغل اوست، یا بسیار سفر میکند، اگر ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند، چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد، یا بدون قصد بماند، باید در سفر اوّلی که پس از ده روز میرود، در صورتی که طول نکشد، نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1368. کسی که شغلش سفر است، یا سفر مقدّمۀ شغل اوست، یا فراوان سفر میکند، اگر در غیر وطن خود با قصد اقامت ده روز بماند، در سفر اوّلی که پس از ده روز میرود، در صورت طولانی نبودن آن، باید نماز را شکسته اقامه کند.
مسئله 1369. کسی که شغلش سفر است، یا سفر او بیش از ماندن در وطن یا محل اقامت است، اگر شک کند که در وطن یا در جای دیگر ده روز مانده یا نه، باید نماز را تمام بهجا آورد.
مسئله 1370. کسی که در شهرها سیاحت میکند و برای خود وطنی اختیار نکرده، باید نماز را تمام بهجا آورد.
مسئله 1371. کسی که شغلش سفر نیست، اگر برای مثال، در شهری جنسی دارد که برای حمل آن سفرهای پیدرپی میکند، در صورتی که سفر او بیش از ماندن در وطن یا محل اقامت باشد، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1372. کسی که از وطنش صرف نظر کرده، تا وقتی که وطن دیگری برای خود اختیار نکرده، اگر عنوانی که سبب تمام بودن نماز است - مانند شغل بودن سفر، کثیر السفر بودن یا خانه به دوشی - بر او صدق نکند، باید در مسافرت شکسته نماز بگزارد.
شرط هشتم. به حد ترخص رسیدن
در سفر به حد ترخّص برسد؛ یعنی از وطنش یا جایی که قصد کرده که ده روز در آنجا بماند، به قدری دور شود که دیوار شهر را در صورت هموار بودن نبیند و صدای اذان آن را بدون بلندگو نشنود؛ ولی باید در هوا، غبار یا چیز دیگری نباشد که از دیدن دیوار و شنیدن اذان جلوگیری کند و لازم نیست به قدری دور شود که منارهها و گنبدها را نبیند؛ یا دیوارها هیچ پیدا نباشد، بلکه همین قدر که دیوارها به صورت کامل معلوم نباشد، کافی است.
مسئله 1373. کسی که به سفر میرود اگر به جایی برسد که اذان را نشنود، ولی دیوار شهر را ببیند، یا دیوارها را نبیند و صدای اذان را بشنود، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بهجا آورد، به احتیاط واجب باید هم شکسته، هم تمام بهجا آورد.
مسئله 1374. اگر کسی بدون قصد سفر، تا حدّ ترخّص رفته و از آنجا قصد سفر کرده، با شروع حرکت از آن محل، به صورتی که نزد عرف بگویند سفرش را آغاز کرده، باید شکسته نماز بگزارد و در این صورت، خروج از حدّ ترخّص آن محل، اعتباری ندارد و آغاز مسافت شرعی را هم باید از نقطه حرکت حساب کرد؛ همچنین اگر در جایی بود که نه وطن او بود، نه قصد ماندن ده روز را در آنجا داشت، نه سی و یک روز با تردید در آنجا مانده بود، در همان حال، نمازش در آن محل، تمام بود، مثل اینکه در پی گمشدهای بدون قصد سفر به آنجا رسیده بود و از آنجا قصد سفر کرد، خروج از حدّ ترخّص آن محل اعتباری ندارد، بلکه با آغاز عرفی مسافت شرعی، نمازش را شکسته اقامه میکند.
مسئله 1375. مسافری که به وطنش برمیگردد، با دیدن دیوار وطن و شنیدن صدای اذان آن، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی مسافری که میخواهد ده روز در محلی بماند، با دیدن دیوار آنجا و شنیدن صدای اذان آن، نماز را تأخیر بیندازد، تا به منزل برسد؛ یا به احتیاط واجب نماز را هم شکسته، هم تمام بهجا آورد.
مسئله 1376. هرگاه شهر یا روستایی در بلندی باشد که از دور دیده شود، یا به قدری گود باشد که اگر انسان کمی دور شود، دیوار آن را نبیند، کسی که از آنجا مسافرت میکند، وقتی به اندازهای دور شود که اگر آن شهر یا روستا در زمین هموار بود، دیوارش از آنجا دیده نمیشد، باید نماز خود را شکسته انجام دهد؛ نیز اگر پستی و بلندی خانهها بیشتر از معمول باشد، باید ملاحظۀ معمول را بنماید.
مسئله 1377. در شهرهای بزرگی مثل تهران، همینکه نزد عرف صدق کند که شخص در آن شهر زندگی میکند، میتواند در نواحی مختلف شهر رفت و آمد کند و حکم مسافر را ندارد.
مسئله 1378. اگر از محلی مسافرت کند که خانه و دیوار ندارد، وقتی به جایی برسد که اگر آن محل دیوار داشت از آنجا دیده نمیشد، باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1379. اگر به قدری دور شود که نداند صدایی را که میشنود صدای اذان است، یا صدای دیگری، باید نماز را شکسته اقامه کند؛ ولی اگر صدای اذان را بشنود و کلمات آن را تشخیص ندهد، باید تمام نماز بگزارد.
مسئله 1380. اگر کسی یقین پیدا کند که به حد ترخّص رسیده و نماز را شکسته بهجا آورد و سپس معلوم شود در وقتی که نماز میگزارد، به حدّ ترخّص نرسیده بود، باید نماز را دوباره اقامه کند و اگر یقین کند که به حد ترخّص نرسیده و نماز را تمام بهجا آورد و سپس معلوم شود که به حدّ ترخّص رسیده بود، باید شکسته نماز بگزارد و اگر وقت گذشته، نماز را مطابق وظیفهاش در هنگام فوت آن اقامه کند. همین حکم برای بازگشت به وطن نیز جاری است.
مسئله 1381. اگر به قدری دور شود که اذان خانههای آخر شهر را نشنود، ولی اذان شهر را که به صورت رایج در جای بلند میگویند بشنود، نباید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1382. اگر به جایی برسد که اذان شهر را - که به صورت رایج در جای بلند میگویند - نشنود، ولی اذانی را که در جای خیلی بلند یا با بلندگو میگویند بشنود، باید نماز را شکسته اقامه کند.
مسئله 1383. اگر چشم یا گوش نمازگزار یا صدای اذان، غیر معمولی باشد، باید در محلی نماز را شکسته اقامه کند که چشم متوسط دیوار خانهها را نبیند و گوش متوسط صدای اذان معمولی را نشنود.
مسئله 1384. اگر بخواهد در محلی نماز بگزارد که شک دارد به حد ترخّص رسیده یا نه، باید نماز را تمام بهجا آورد و هنگام بازگشت اگر شک کند که به حد ترخّص رسیده یا نه، باید شکسته انجام دهد و در موارد مشتبه، باید یا آنجا نماز نگزارد؛ یا هم شکسته، هم تمام نماز بگزارد.
موارد قطع سفر
چند چیز است که سفر را قطع میکند و باید نماز را تمام بهجا آورد.
یکم. رسیدن به وطن
مسئله 1385. مسافری که در بین سفر از وطن خود عبور میکند، وقتی به جایی برسد که دیوار وطن خود را ببیند و صدای اذان آن را بشنود، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1386. مسافری که در مسیر سفر به وطنش رسیده، تا وقتی در آنجا هست، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و برگردد، وقتی به جایی برسد که دیوار وطن خود را نبیند و صدای اذان آن را نشنود، باید شکسته نماز بگزارد.
احکام وطن
مسئله 1387. محلی را که انسان برای اقامت دائمی و زندگی خود اختیار کرده، وطن اوست؛ چه در آنجا به دنیا آمده و وطن پدر و مادرش باشد؛ یا خودش آنجا را برای زندگی اختیار کرده باشد.
مسئله 1388. وطن دو قسم دارد: 1. وطن اصلی که ماندن در آن نیاز به قصد ندارد. 2. وطن قراردادی که محتاج به قصد ماندن دائمی است. در مورد ماندن دائمی موالات شرط نیست، بلکه اعراض مانع است، بنابراین اگر انسان پیاپی در وطن خود نماند، نمازش تا زمانی که از آنجا اعراض نکرده، تمام است. ماندن دائمی در ییلاق و قشلاق فرق میکند، پس کسی که قصد دارد در منطقه ییلاقی به صورت دائمی بماند، اگر در تابستان هفتهای یک روز هم برود، آنجا را وطن خود قرار داده است.
مسئله 1389. اگر قصد دارد در محلی که وطن اصلی او نیست مدتی بماند و سپس به جای دیگر رود، آنجا وطن او حساب نمیشود.
مسئله 1390. تا انسان قصد ماندن همیشگی در جایی که غیر وطن اصلی خودش است، نداشته باشد، وطن او حساب نمیشود، مگر آنکه بدون قصد ماندن، به اندازهای بماند که مردم بگویند اینجا وطن اوست.
مسئله 1391. کسی که در دو محل زندگی میکند - برای مثال شش ماه در شهری و شش ماه در شهر دیگر میماند - هر دو وطن اوست.
مسئله 1392. در غیر وطن اصلی و وطن غیر اصلی که ذکر شد، اگر در جاهای دیگر قصد اقامه نکند، نمازش شکسته است؛ چه ملکی در آنجا داشته باشد؛ یا نداشته باشد؛ خواه در آنجا شش ماه مانده باشد یا نه.
مسئله 1393. اگر به جایی برسد که وطن او بوده و از آنجا صرف نظر کرده، نباید نماز را تمام بهجا آورد، اگرچه وطن دیگری هم برای خود اختیار نکرده باشد.
دوم. قصد ماندن ده روز
مسئله 1394. مسافری که در محلی یا شهری قصد ماندن ده روز پشت سر هم را دارد، هرچند شهر بزرگ باشد، مثلاً به شعاع صد کیلومتر برسد، میتواند در تمام آن شهر رفت و آمد کند و نمازش تمام است و اگر بخواهد کمتر از ده روز، با اختیار یا به اجبار در آنجا بماند، باید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1395. مسافری که میخواهد ده روز در محلی بماند، لازم نیست قصد ماندن شب اول یا شب یازدهم را داشته باشد و همینکه قصد کند از اذان صبح روز اول تا غروب روز دهم - یعنی ده روز و نه شب - بماند، باید تمام نماز بگزارد و در ماه رمضان روزه بگیرد؛ همچنین اگر مثلاً قصدش این باشد که از ظهر روز یکم تا ظهر روز یازدهم بماند، باید نماز را تمام بهجا آورد.
مسئله 1396. مسافری که میخواهد ده روز در محلی بماند، در صورتی باید نماز را تمام بهجا آورد که بخواهد تمام ده روز را در یکجا بماند؛ چنانچه بخواهد در چند محل بماند، اگر فاصله آنها به قدری است که یک محل صادق نیست - مثلاً ده روز در شهری و یکی از روستاهای غیر مجاور آن که از هم فاصله دارند بماند - باید نماز را شکسته اقامه کند.
مسئله 1397. مسافری که میخواهد ده روز در محلی بماند، اگر از آغاز قصد داشته باشد که در بین ده روز به اطراف آنجا برود، چنانچه جایی که میخواهد برود از مزارع و باغات اطراف آن باشد، به مقداری که رفتن به آنجا منافی با صدق ماندن در محل و شهر نباشد، باید در تمام ده روز، تمام نماز بگزارد؛ ولی چنانچه بخواهد گاهی تا کمتر از چهار فرسخ برود و بدون فاصله بسیار برگردد، در همۀ ده روز باید نمازش را تمام بهجا آورد.
مسئله 1398. مسافری که تصمیم قطعی ندارد که ده روز در جایی بماند، بلکه ماندن ده روز در جایی را متوقف بر چیزی کند که تحقق آن معلوم نیست - برای مثال، قصدش این است که اگر رفیقش بیاید، یا منزل خوبی پیدا کند، ده روز بماند - باید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1399. کسی که تصمیم دارد ده روز در محلی بماند، اگرچه احتمال بدهد که برای ماندن او مانعی برسد، در صورتی که احتمال او مورد اعتنا نباشد، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1400. اگر مسافری بداند که مثلاً ده روز یا بیشتر به پایان ماه مانده و قصد کند تا آخر ماه در جایی بماند، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر نداند تا پایان ماه چقدر مانده و قصد کند تا آخر ماه بماند و پس از قصد بدون فاصله بسیار علم حاصل نشود، باید شکسته نماز بگزارد، اگرچه از موقعی که قصد کرده تا پایان ماه ده روز یا بیشتر باشد.
مسئله 1401. اگر مسافر قصد کند ده روز در محلی بماند، چنانچه پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتی ادایی از ماندن در آنجا منصرف شده، یا مردد شود که در آنجا بماند یا به جای دیگر برود، باید شکسته نماز بگزارد و اگر پس از اقامه یک نماز چهار رکعتی، از ماندن در آنجا منصرف شده یا مردد شود، تا وقتی در آنجا هست، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1402. مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر روزه بگیرد و بعدازظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه یک نماز چهار رکعتی ادایی بهجا آورده باشد، روزهاش صحیح است و تا وقتی در آنجا هست، باید نمازهای خود را تمام انجام دهد و اگر یک نماز چهار رکعتی نگزارده باشد، روزۀ آن روزش صحیح است و احتیاط مستحب، قضای آن است؛ اما باید نمازهای خود را شکسته بهجا آورد و روزهای بعد هم نمیتواند روزه بگیرد.
مسئله 1403. مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر از ماندن منصرف یا مردّد شود و شک کند پیش از آنکه از قصد ماندن برگردد، یک نماز چهار رکعتی خوانده یا نه، باید نمازهای خود را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1404. اگر مسافری به نیت اینکه نماز را شکسته انجام دهد، مشغول نماز شود و در بین نماز تصمیم بگیرد که ده روز یا بیشتر بماند، باید نماز را چهار رکعتی تمام کند.
مسئله 1405. مسافری که قصد کرده ده روز در جایی بماند، اگر در میان نخستین نماز چهار رکعتی ادایی از قصد خود برگردد، چنانچه وارد رکوع رکعت سوم نشده باشد، باید نماز را دو رکعتی تمام کند و برای ایستادن بیجا دو سجده لازم است و دیگر نمازهای خود را شکسته اقامه کند و اگر وارد رکوع رکعت سوم شده باشد، نمازش باطل است و تا وقتی در آنجا هست، باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1406. مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر بیشتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتی مسافرت نکرده، باید نمازش را تمام بهجا آورد و لازم نیست دوباره قصد ماندن ده روز کند.
مسئله 1407. مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، باید روزۀ واجب معیّن را - مانند روزه ماه رمضان - بگیرد و میتواند روزۀ مستحبی هم بگیرد و نماز جمعه و نافلۀ ظهر و عصر و عشاء را هم بهجا آورد.
مسئله 1408. مسافری که قصد کرده ده روز در جایی بماند، اگر پس از گزاردن یک نماز چهار رکعتی بخواهد به جایی که کمتر از چهار فرسخ است، برود و به محل اقامۀ خود برگردد، باید نماز را تمام بهجا آورد.
مسئله 1409. مسافری که قصد کرده ده روز در جایی بماند، اگر پس از خواندن یک نماز چهار رکعتی ادایی بخواهد به جای دیگری که کمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در آنجا بماند، باید در رفتن و در جایی که قصد ماندن ده روز کرده، نمازهای خود را تمام اقامه کند؛ ولی اگر جایی که میخواهد برود هشت فرسخ یا بیشتر باشد، باید موقع رفتن، نمازهای خود را شکسته بهجا آورد و چنانچه در آنجا قصد ماندن ده روز کرده، نمازش را تمام اقامه کند.
مسئله 1410. مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر پس از گزاردن یک نماز چهار رکعتی ادایی بخواهد به جایی که کمتر از چهار فرسخ است برود، چنانچه مردد باشد که به محل نخستش برگردد یا نه، یا به کلّی از برگشتن به آنجا غافل باشد، یا بخواهد برگردد، ولی مردد باشد که ده روز در آنجا بماند یا نه، یا آنکه از ده روز ماندن در آنجا و مسافرت از آنجا غافل باشد، باید در رفتن و برگشتن و پس از آن، نمازهای خود را تمام بهجا آورد.
مسئله 1411. اگر به خیال اینکه رفقایش میخواهند ده روز در محلی بمانند، قصد کند که ده روز در آنجا بماند و پس از گزاردن یک نماز چهار رکعتی ادایی بفهمد که آنها قصد نکردهاند، اگرچه خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتی که در آنجا هست، باید نماز را تمام بهجا آورد.
سوم. ماندن سی روزِ تردیدی
مسئله 1412. اگر مسافر پس از رسیدن به هشت فرسخ سی روز در محلی بماند و در تمام سی روز در رفتن و ماندن مردد باشد، در طول این مدت نمازش شکسته است؛ ولی پس از گذشتن سی روز، اگرچه مقدار کمی در آنجا بماند، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر پیش از رسیدن به هشت فرسخ در رفتن بقیۀ راه مردد شود، از وقتی که مردد میشود، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1413. مسافری که میخواهد نُه روز یا کمتر در محلی بماند، اگر پس از آنکه نُه روز یا کمتر در آنجا ماند، بخواهد دوباره نُه روز دیگر یا کمتر بماند، همچنین تا سی شبانه روز، در تمام این مدت سی روز، نمازش شکسته است؛ ولی از روز سی و یکم باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1414. مسافری که سی شبانه روز مردّد بوده، درصورتی باید نماز را بعد از آن تمام بهجا آورد که سی شبانه روز را در یکجا بماند، پس اگر مقداری از آن را در جایی و مقداری را در جای دیگر بماند، پس از سی شبانه روز هم باید شکسته نماز بگزارد.
احکام متفرقه سفر
مسئله 1415. مسافر میتواند در همه مکه و مدینه و مسجد کوفه نمازش را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر بخواهد در جایی که اول جزء این مسجد نبوده و بعد به آن اضافه شده نماز بگزارد، به احتیاط مستحب، شکسته نماز بگزارد، اگرچه اقوا صحّت تمام است؛ نیز مسافر میتواند در حرم امام حسین علیهالسلام ـ آنچه حرم شمرده میشود؛ نه رواق و صحن - نمازش را شکسته یا تمام بهجا آورد و این تخییر، استمراری است؛ یعنی میتواند در مدت کمتر از ده روزی که در این مکانهاست، بعضی وقتها شکسته و بعضی از اوقات تمام اقامه کند.
مسئله 1416. کسی که میداند مسافر است و باید شکسته نماز بگزارد، اگر در غیر چهار مکانی که میتواند نمازِ تمام اقامه کند به عمد تمام بهجا آورد، نمازش باطل است؛ همچنین اگر فراموش کند که نماز مسافر شکسته است و تمام بهجا آورد، باید نماز را دوباره به صورت شکسته انجام دهد و اگر پس از وقت یادش بیاید، به احتیاط واجب، قضا دارد.
مسئله 1417. کسی که میداند مسافر است و باید نماز را شکسته انجام دهد، اگر فراموش کند و از روی عادت تمام اقامه کند، نمازش باطل است؛ نیز اگر سفر خود را فراموش کرده باشد و تمام بهجا آورد، در صورتی که وقت داشته باشد، نمازش را دوباره بهجا آورد، بلکه با گذشتن وقت هم، به احتیاط واجب قضا کند.
مسئله 1418. مسافری که نمیداند باید شکسته نماز بگزارد، اگر تمام بهجا آورد، نمازش صحیح است و پس از فهمیدن حکم مسئله، اعاده ندارد.
مسئله 1419. مسافری که میداند باید شکسته نماز بگزارد، اگر برخی از خصوصیات آن را نداند - مثلاً نداند که در سفر هشت فرسخی باید شکسته انجام دهد - چنانچه تمام نماز بگزارد، درصورتیکه وقت باقی است، باید نماز را شکسته انجام دهد و اگر وقت گذشته، باید شکسته قضا کند.
مسئله 1420. مسافری که میداند باید نماز را شکسته انجام دهد، اگر به گمان اینکه مسافت سفر او کمتر از هشت فرسخ است تمام بهجا آورد، وقتی بفهمد که مسافت سفرش هشت فرسخ بوده، نمازی را که تمام انجام داده، باید دوباره شکسته اقامه کند و اگر وقت هم گذشته، باید شکسته قضا کند.
مسئله 1421. اگر فراموش کند که مسافر است و نماز را تمام بهجا آورد، چنانچه در وقت یادش بیاید، باید شکسته بهجا آورد و اگر بعد از وقت یادش بیاید، قضای آن نماز بر او واجب نیست.
مسئله 1422. کسی که باید نماز را تمام بهجا آورد ، اگر به عمد یا به اشتباه یا با فراموشی آن را شکسته بهجا آورد، در هر صورت، نمازش باطل است.
مسئله 1423. اگر مسافر در بین نماز چهار رکعتی یادش بیاید که مسافر است، یا بفهمد که مسافت سفر او هشت فرسخ است، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته باشد، باید نماز را دو رکعتی تمام کند و اگر به رکوع رکعت سوم رفته، نمازش باطل است و در صورتی که به مقدار گزاردن یک رکعت هم وقت دارد، باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1424. اگر مسافری برخی از خصوصیات نماز مسافر را نداند - برای مثال، نداند که اگر چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن برگردد - باید شکسته نماز بگزارد، چنانچه به نیّت چهار رکعتی مشغول نماز شود و پیش از رکوع رکعت سوم حکم شرعی را بفهمد، باید نماز را دو رکعتی تمام کند و اگر در رکوع رکعت سوم بفهمد، نمازش باطل است و در صورتی که به مقدار یک رکعت از وقت هم مانده باشد، باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1425. مسافری که باید نماز را تمام بهجا آورد، اگر بر اثر ندانستن مسئله به نیت دو رکعتی مشغول نماز شود و در بین نماز حکم مسئله را بفهمد، باید نماز را چهار رکعتی تمام کند و به احتیاط مستحب، پس از تمام شدن نماز، دوباره آن را چهار رکعتی بهجا آورد.
مسئله 1426. مسافری که نماز نگزارده، اگر پیش از تمام شدن وقت به وطنش برسد، یا به جایی برسد که میخواهد ده روز در آنجا بماند، باید نماز را تمام بهجا آورد و کسی که مسافر نیست، اگر در اول وقت نماز نگزارد و مسافرت کند، در سفر باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1427. اگر از مسافری که باید نماز را شکسته بهجا آورد، نمازهای چهار رکعتی - مانند نماز ظهر یا عصر یا عشاء - قضا شود، باید آن را دو رکعتی قضا کند، اگرچه در غیر سفر بخواهد قضای آن را بهجا آورد؛ نیز اگر از کسی که مسافر نیست، یکی از این سه نماز قضا شود، باید چهار رکعتی قضا کند، اگرچه در سفر بخواهد آن را قضا کند.
مسئله 1428. مستحب است مسافر پس از هر نمازی که شکسته میگزارد، سی مرتبه بگوید: «سُبْحانَ اللهِ وَالْحَمْدُ للهِ وَ لا اِللهَ اِلَّا اللهُ وَاللهُ اَکْبَر» و در تعقیب نماز ظهر و عصر و عشاء بیشتر سفارش شده است، بلکه بهتر است در تعقیب این سه نماز شصت بار بگوید.
مسئله 1429. ملاک سفر شرعی، پیمودن هشت فرسخ با شروط دیگر است. آسانی سفر و سرعت و مانند آن، سبب تغییر حکم نمیشود.
نماز قضا
مسئله 1430. کسی که نماز واجب خود را در وقت آن انجام نداده، باید قضای آن را بهجا آورد، اگرچه در تمام وقت نماز خواب مانده؛ یا با بیماری یا مستی نماز نگزارده باشد؛ ولی نمازهای یومیهای را که زن در حال حیض یا نفاس بهجا نیاورده، قضا ندارد؛ همچنین نمازهای فوت شده در حال بیهوشی غیراختیاری قضا ندارد.
مسئله 1431. اگر پس از وقت نماز بفهمد نمازی را که اقامه کرده باطل بوده، باید قضای آن را بهجا آورد.
مسئله 1432. کسی که نماز قضا دارد، باید در گزاردن آن کوتاهی نکند؛ ولی واجب نیست فوری آن را بهجا آورد. البته در صورتی که بیاعتنایی به احکام دین نباشد و اگر به دین بیاعتنایی کرد و نماز را با تأخیر قضا کرد، گرچه معصیت کرده، نمازش صحیح است.
مسئله 1433. اگر کسی به اختیار خود با جراحی یا مصرف دارو سبب بیهوشی، یا حیض و نفاس در خود شود، به احتیاط واجب، نمازهای فوتشده در آن حال را قضا کند؛ به خصوص اگر این کار در وقت نماز باشد.
مسئله 1434. نمازهایی که واجب است حمد و سوره آنها بلند خوانده شود، هنگام قضا هم باید بلند خوانده شود؛ همچنین نمازهایی که آهسته خواندن آنها واجب است، هنگام قضا نیز واجب است آهسته خوانده شود و بلند یا آهسته خواندن قضای نافلهها، تابع ادای آنهاست.
مسئله 1435. کسی که وضو، غسل و تیمّم برایش ممکن نیست، در داخل وقت، نماز بر او واجب نیست و به احتیاط واجب باید در وقتی که قادر بر تحصیل طهارت است، نماز را قضا کند؛ خصوصاً اگر خودش با اختیار سبب از بین رفتن تمکّن شده باشد، بلکه اگر این عمل بعد از گذشتن وقت کافی برای انجام دادن نماز انجام گیرد، باید نمازش را قضا کند.
مسئله 1436. کسی که نماز قضا دارد، میتواند نماز مستحبی بگزارد.
مسئله 1437. اگر انسان احتمال دهد که نماز قضایی دارد یا نمازهایی را که خوانده صحیح نبوده، مستحب است به احتیاط، قضای آن را بهجا آورد.
مسئله 1438. در قضای نمازهای یومیه لازم نیست به ترتیب گزارده شود؛ برای مثال، کسی که یک روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نگزارده، لازم نیست اول نماز عصر و سپس نماز ظهر را قضا کند، مگر در قضای نمازهای ظهر و عصر یا مغرب و عشاء از یک روز که ترتیب در قضای آنها لازم است.
مسئله 1439. اگر بخواهد قضای چند نماز غیر یومیه را - مانند نماز آیات - اقامه کند، یا برای مثال، بخواهد قضای یک نماز یومیه و چند نماز غیر یومیه را بهجا آورد، لازم نیست آنها را به ترتیب بهجا آورد.
مسئله 1440. اگر کسی نداند نمازهایی که از او قضا شده کدام یک جلوتر بوده، لازم نیست با رعایت ترتیب آنها را انجام دهد، بلکه میتواند هر کدام را اول اقامه کند.
مسئله 1441. اگر کسی که نمازهایی از او قضا شده میداند کدام یک جلوتر قضا شده، به احتیاط مستحب، آنها را به ترتیب قضا کند.
مسئله 1442. اگر برای میتی میخواهند نماز قضا بهجا آورند و میدانند آن میت ترتیب قضا شدن را میدانسته، لازم نیست به صورتی قضا را بهجا آورند که ترتیب حاصل شود.
مسئله 1443. اگر میدانند میت ترتیب قضا شدن نمازهایش را میدانسته و بخواهند برای بهجا آوردن نماز قضای او چند نفر را اجیر کنند، لازم نیست برای آنها وقت مرتب معیّن کنند که در عمل با هم شروع نکنند.
مسئله 1444. اگر بدانند که میّت ترتیب قضا شدن نمازهایش را نمیدانسته یا ندانند که میدانسته، لازم نیست به ترتیب برای او قضا کنند.
مسئله 1445. در مسئله پیشین اگر بخواهند چند نفر را برای بهجا آوردن نماز میت اجیر کنند، لازم نیست وقت معیّن کنند، بلکه میتوانند همه باهم قضا را شروع کنند.
مسئله 1446. کسی که چند نماز مثلاً صبح یا ظهر از او قضا شده و شمارۀ آنها را نمیداند - مثلاً نمیداند چهار نماز بوده یا پنج نماز - چنانچه مقدار کمتر را اقامه کند که به آن یقین دارد، کافی است؛ همچنین اگر شمارۀ آنها را میدانسته و فراموش کرده، اگر مقدار کمتر را که مورد یقین است بهجا آورد، کفایت میکند.
مسئله 1447. کسی که نماز قضا از همین روز یا روزهای پیش بر عهده دارد، میتواند پیش از خواندن نمازی که قضا شده، نماز ادایی را بهجا آورد و لازم نیست نماز قضا را جلو بیندازد.
مسئله 1448. کسی که میداند یک نماز چهار رکعتی نگزارده، اما نمیداند نماز ظهر یا عصر یا عشاء است، اگر یک نماز چهار رکعتی به نیت قضای نمازی که بر عهده دارد، انجام دهد، کافی است.
مسئله 1449. اگر از روزهای گذشته نمازهای قضا دارد و یک نماز یا بیشتر هم از همان روز از او قضا شده، اگرچه لازم نیست نمازهای قضا را پیش از نماز ادا بهجا آورد، حتی اگرچه وقت داشته باشد و ترتیب بین نمازهای قضا را هم بداند؛ ولی به احتیاط استحبابی نمازهای قضا، به ویژه نماز قضای همان روز را پیش از نماز ادا بهجا آورد.
مسئله 1450. تا انسان زنده است، اگرچه از خواندن نمازهای قضای خود ناتوان باشد، دیگری نمیتواند نمازهای او را قضا کند.
مسئله 1451. نماز قضا را میتوان با جماعت گزارد؛ چه نماز امام جماعت ادا باشد یا قضا؛ و لازم نیست نماز هر دو یکی باشد، پس اگر مأموم نماز قضای صبح را با نماز ظهر یا عصر امام بهجا آورد، اشکال ندارد.
مسئله 1452. مستحب است بچۀ ممیز - یعنی کودکی که خوب و بد را میفهمد - به نماز خواندن و عبادتهای دیگر واداشته شود، بلکه مستحب است او را نسبت به قضای نمازها تمرین دهند.
نماز قضای پدر و مادر
مسئله 1453. نماز قضای پدر (و به احتیاط واجب مادر) بر پسری که در زمان مرگ پدر از همه پسران بزرگتر است، واجب است و اگر میّت پسر نداشت، قضا بر دختران او واجب نیست. اگر پسر بزرگتر یقین داشته باشد که پدر (و به احتیاط واجب مادر) او به جهت عذری نماز قضا بر عهده دارند، مانند اینکه نماز آنان در سفر یا در حال بیماری قضا شده یا بر اثر سهلانگاری و یاد نگرفتن احکام به صورت فاسد اقامه شده، بر او واجب است که بعد از مرگش آنها را بهجا آورد؛ یا برای او اجیر بگیرد؛ ولی نمازهایی که از روی نافرمانی و طغیان و عناد ترک شده قضا ندارد؛ نیز روزهای را که در سفر نگرفته، اگرچه نمیتوانسته قضا کند، واجب است که پسر بزرگتر قضا کند؛ یا برای او اجیر بگیرد.
مسئله 1454. بر پسر بزرگتر فقط نمازهای قضای پدر (و به احتیاط واجب مادر) واجب است؛ اما نماز قضای جدّش که بر پدرش به عنوان پسر بزرگتر واجب بود، یا نمازهای اجارهای که بر ذمّه پدر باشد، بر او واجب نیست که بهجا آورد.
مسئله 1455. لازم نیست پسر بزرگتر وارث میت باشد، بنابراین حتی اگر از ارث به یکی از اسباب منع - مانند قتل ممنوع - باشد، قضا بر او به احتیاط واجب است.
مسئله 1456. چنانچه دو پسر با یکدیگر دوقلو بوده یا از دو مادر باشند، آن پسری که زودتر متولّد شده است، بزرگتر است، هرچند نطفۀ دیگری زودتر منعقد شده باشد.
مسئله 1457. در صورتی که میّت پسر نداشته باشد و وصیت به قضا کرده باشد، باید از ثلث مال او انجام داد.
مسئله 1458. اگر پسر بزرگتر شک دارد که پدر یا مادر نماز و روزه قضا داشته یا نه، چیزی بر او واجب نیست.
مسئله 1459. اگر پسر بزرگتر بداند که پدر یا مادرش نماز قضا داشته و شک کند که بهجا آورده یا نه، واجب است قضا کند.
مسئله 1460. اگر معلوم نباشد که پسر بزرگتر کدام است، قضای نماز و روزۀ پدر یا مادر بر هیچ کدام از پسرها واجب نیست؛ ولی به احتیاط مستحب، قضای نماز و روزۀ او را میان خودشان قسمت کنند، یا برای انجام دادن آن قرعه بزنند.
مسئله 1461. اگر میّت وصیت کرده باشد که برای نماز و روزۀ او اجیر بگیرند، بعد از آنکه اجیر، نماز و روزه او را به صورت صحیح بهجا آورد، بر پسر بزرگتر چیزی واجب نیست.
مسئله 1462. اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز پدر یا مادر را بهجا آورد، باید به تکلیف خود عمل کند؛ برای مثال، در قضای نماز صبح و مغرب و عشاء حمد و سوره را باید بلند بخواند.
مسئله 1463. کسی که خودش نماز و روزۀ قضا دارد، اگر نماز و روزۀ پدر و به احتیاط واجب مادر هم بر او واجب شود، هر کدام را نخست بهجا آورد، صحیح است.
مسئله 1464. اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر یا مادر نابالغ یا دیوانه باشد، با بالغ شدن یا عاقل شدن، باید نماز و روزۀ پدر یا مادر را قضا کند و چنانچه پیش از بالغ یا عاقل شدن بمیرد، بر پسر بعدی چیزی واجب نیست.
مسئله 1465. اگر پسر بزرگتر پیش از آنکه نماز و روزۀ پدر یا مادر را قضا کند بمیرد، بر پسر دوم چیزی واجب نیست.
مسئله 1466. اگر برعهده کسی نماز یا روزه قضا بود و وصیت نکرد و مرد و ورثه او هم از آن ناآگاه بودند و شخصی مجانی و قربة الی الله آنها را انجام داد، ذمه او تبرئه میشود.
نماز جماعت
مسئله 1467. مستحب است نمازهای واجب را، به خصوص نمازهای یومیه، به جماعت بخوانند و در نماز صبح و مغرب و عشاء، به ویژه برای همسایۀ مسجد و کسی که صدای اذان مسجد را میشنود، بیشتر سفارش شده است.
مسئله 1468. در روایتی وارد شده است که اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند، هر رکعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز دارد و چنانچه دو تن اقتدا کنند، هر رکعتی ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بیشتر شوند، ثواب نمازشان بیشتر میشود، تا به ده نفر برسند و شمار آنان که از ده [تن] گذشت، اگر تمام آسمانها کاغذ و دریاها مرکّب و درختها قلم و جنّ و انس و ملائکه نویسنده شوند، نمیتوانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند.
مسئله 1469. حاضر نشدن به نماز جماعت از روی بیاعتنایی، جایز نیست و روا نیست که انسان بدون عذر نماز جماعت را ترک کند.
مسئله 1470. مستحب است انسان صبر کند که نماز را به جماعت بهجا آورد و نماز جماعت از نماز اول وقت که به تنهایی گزارده شود، بهتر است؛ نیز نماز جماعتی که کوتاه برگزار شود، از نماز تنهایی طولانی بهتر است.
مسئله 1471. وقتی که نماز جماعت برپا میشود، مستحب است کسی که نمازش را به تنهایی بهجا آورده، دوباره با جماعت اقامه کند و اگر بعد بفهمد که نماز اولش باطل بوده، نماز دوم او کافی است.
مسئله 1472. اگر امام جماعت یا مأموم بخواهد نمازی را که به جماعت خوانده دوباره با جماعت برگزار کند، در صورتی که نمازگزاران جماعت دوم غیر از نمازگزاران جماعت اول باشند، اشکال ندارد.
مسئله 1473. کسی که در نماز وسواس دارد و فقط در صورتی که نماز را با جماعت بهجا آورد از وسواس راحت میشود، باید نماز را با جماعت اقامه کند.
مسئله 1474. اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر کند که نماز را به جماعت اقامه کند، چون اطاعت پدر و مادر واجب است، به احتیاط واجب، نماز را به جماعت بهجا آورد و قصد استحباب کند.
مسئله 1475. بنا بر احتیاط واجب، نماز عید فطر و قربان را که بدون حضور امام علیهالسلام واجب نیست در زمان غیبت امام علیهالسلام با جماعت اقامه کنند؛ ولی به قصد رجاء مانع ندارد و نمازهای مستحبی را هم نمیتوان به جماعت برپا کرد، مگر نماز استسقاء که برای آمدن باران برپا میشود.
مسئله 1476. موقعی که امام جماعت نماز یومیه اقامه میکند، هر کدام از نمازهای یومیه را میتوان به او اقتدا کرد؛ ولی اگر نماز یومیهاش را احتیاطی دوباره بهجا میآورد، فقط در صورتی که مأموم احتیاطش با امام یکی باشد، میتواند به او اقتدا کند؛ مانند آنکه دو تن با هم سفر کردهاند و به احتیاط میخواهند نماز را هم شکسته، هم تمام بهجا آورند؛ یکی از آنها میتواند نماز شکسته خود را به نماز شکسته دیگری و نماز تمام را به نماز تمام او اقتدا کند.
مسئله 1477. اگر کسی بداند امام جماعت قضای یقینی نماز یومیۀ خود یا میتی را - که مجانی یا با اجرت انجام میدهد - بهجا میآورد، میتواند به او اقتدا کند؛ ولی اگر نماز خود یا دیگری را احتیاطی قضا میکند، اقتدا به او جایز نیست.
مسئله 1478. اگر کسی نداند نمازی را که امام اقامه میکند، نماز واجب یومیه است، یا نماز مستحب، نمیتواند به او اقتدا کند.
شروط نماز جماعت
شرط یکم. نبودن حائل
میان امام و مأموم، همچنین میان مأمومها نسبت به یکدیگر، نباید مانعی مانند پرده، دیوار، شیشه حائل شود؛ ولی زن در نماز جماعت مردانه استثنا شده است.
مسئله 1479. اگر امام در محراب باشد و کسی پشت سر او اقتدا نکرده باشد، کسانی که دو طرف محراب ایستادهاند و به واسطۀ دیوار محراب، امام را نمیبینند، نمیتوانند به او اقتدا کنند؛ همچنین اگر کسی پشت سر امام اقتدا کرده باشد، اقتدا کردن کسانی که دو طرف او ایستادهاند و به سبب دیوار محراب، امام را نمیبینند، در صورتی که به مأمومان متصل به امام اتصال نداشته باشند، اشکال دارد، بلکه باطل است.
مسئله 1480. اگر با درازی صف نخست، کسانی که دو طرف صف ایستادهاند، امام را نبینند، میتوانند اقتدا کنند؛ نیز اگر با درازی یکی از صفهای دیگر، کسانی که دو طرف آن ایستادهاند صف جلوی خود را نبینند، میتوانند اقتدا کنند.
مسئله 1481. اگر صفهای جماعت تا درب مسجد برسد، کسی که مقابل درب، پشت صف ایستاده، نمازش صحیح است؛ نیز نماز کسانی که پشت سر او اقتدا میکنند، صحیح است؛ همچنین نماز کسانی که دو طرف او ایستادهاند، هرچند صف جلو را نمیبینند، ولی به مأموم مقابل درب مسجد متصلاند، صحیح است.
مسئله 1482. کسی که پشت ستون ایستاده، اگر از طرف راست یا چپ به واسطۀ مأموم دیگر به امام متصل باشد، میتواند اقتدا کند.
شرط دوم. بلندتر نبودن جای امام
مسئله 1483. جای ایستادن امام باید از جای مأموم بلندتر نباشد و اگر اندکی بلندتر باشد، اشکال ندارد؛ نیز اگر زمین سراشیب باشد و امام در طرفی که بلندتر است بایستد، در صورتی که شیب آن بسیار نبوده و به صورتی باشد که به آن زمین مسطّح بگویند، مانعی ندارد.
مسئله 1484. اگر جای مأموم بلندتر از جای امام باشد در صورتی که بلندی به مقدار متعارف زمان قدیم باشد - مثل آنکه امام در صحن مسجد و مأموم در پشت بام بایستد - اشکال ندارد؛ ولی اگر مانند ساختمانهای چند طبقه این زمان باشد، جماعت اشکال دارد.
شرط سوم. رعایت فاصله میان امام و مأموم
باید میان امام جماعت و مأموم یا میان صفوف مأمومها فاصله بسیار نباشد.
مسئله 1485. اگر میان کسانی که در یک صف ایستادهاند، بچۀ ممیز که خوب و بد را میفهمد فاصله شود، چنانچه ندانند نماز او باطل است، میتوانند اقتدا کنند.
مسئله 1486. پس از تکبیر امام اگر صف جلو آمادۀ نماز و تکبیر گفتن آنان نزد یک باشد، کسی که در صف بعد ایستاده، میتواند تکبیر بگوید؛ ولی به احتیاط مستحب صبر کند تا تکبیر صف جلو تمام شود.
مسئله 1487. اگر کسی بداند نماز یک صف از صفهای جلو باطل است، در صفهای بعد نمیتواند اقتدا کند؛ ولی چنانچه نداند نماز آنان صحیح است یا نه، میتواند اقتدا کند.
مسئله 1488. هرگاه بداند نماز امام باطل است - برای مثال، بداند امام وضو ندارد - اگرچه خود امام متوجه نباشد، نمیتواند به او اقتدا کند.
مسئله 1489. اگر مأموم پس از نماز جماعت بفهمد که امام مسلمان یا عادل نبوده، یا به جهتی نمازش باطل بود - مثلاً بیوضو نماز خوانده - نماز مأموم صحیح است و اگر در بین نماز بفهمد، فوری نیّت فرادا کرده و ماندۀ نماز را تمام میکند و نماز او صحیح است؛ اما چنانچه پس از نماز بفهمد که امام جماعت در قرائت یا در ارکان نماز مشکلی داشت، نمازش اشکال دارد.
مسئله 1490. اگر در بین نماز شک کند که اقتدا کرده یا نه، چنانچه در حالی باشد که وظیفۀ مأموم است - مثلاً به حمد و سورۀ امام گوش میدهد - باید نماز را به جماعت تمام کند و چنانچه مشغول کاری باشد که هم وظیفه امام، هم وظیفه مأموم است - مثلاً در رکوع یا سجده باشد - باید نماز را به نیت فرادا تمام کند.
مسئله 1491. مأموم در میان نماز جماعتی که اقامه آن به جماعت واجب نیست، میتواند نیّت فرادا کند.
مسئله 1492. اگر مأموم به عذری پس از حمد و سورۀ امام نیّت فرادا کند، لازم نیست حمد و سوره را بخواند؛ ولی چنانچه پیش از تمام شدن حمد و سوره نیت فرادا کند، باید مقداری را که امام نخوانده بخواند.
مسئله 1493. اگر در بین نماز جماعت نیت فرادا کند، به احتیاط واجب نباید دوباره نیت جماعت کند؛ ولی چنانچه مردد شود که نیت فرادا کند یا نه، و سپس تصمیم بگیرد نماز را با جماعت تمام کند، نمازش صحیح است.
مسئله 1494. اگر شک کند که نیت فرادا کرده یا نه، باید بنا بگذارد که نیت فرادا نکرده است.
مسئله 1495. اگر موقعی که امام در رکوع است به او اقتدا کند و به رکوع امام برسد، اگرچه ذکر امام تمام شده باشد، نمازش به جماعت صحیح است و یک رکعت حساب میشود؛ اما اگر به مقدار رکوع خم شود و به رکوع امام نرسد، نمازش باطل است.
مسئله 1496. اگر موقعی که امام در رکوع است اقتدا کند و به مقدار رکوع خم شود و شک کند که به رکوع امام رسیده یا نه، نمازش باطل است.
مسئله 1497. اگر موقعی که امام در رکوع است اقتدا کند و پیش از آنکه به اندازۀ رکوع خم شود، امام سر از رکوع بردارد، میتواند نیت فرادا کند؛ یا صبر کند تا امام برای رکعت بعد برخیزد و آن را رکعت یکم نماز خود حساب کند؛ ولی اگر برخاستن امام به قدری طول بکشد که نگویند این شخص نماز جماعت میخواند، باید نیت فرادا کند.
مسئله 1498. اگر آغاز نماز جماعت یا بین حمد و سوره اقتدا کند و پیش از آنکه به رکوع رود، امام از رکوع سر بردارد، نماز او به صورت جماعت صحیح است و باید رکوع کند و خود را به امام برساند.
مسئله 1499. اگر موقعی برسد که امام مشغول خواندن تشهد آخر نماز است، چنانچه بخواهد به ثواب جماعت برسد، باید پس از نیت و گفتن تکبیرةالاحرام بنشیند و میتواند تشهد را به قصد قربت مطلق با امام بخواند؛ ولی سلام را نگوید و تا پایان سلام امام صبر کند و سپس بایستد و بدون آنکه دوباره نیت کند و تکبیر بگوید، حمد و سوره را بخواند و آن را رکعت یکم نماز خود حساب کند.
شرط چهارم. عقب تر بودن مأموم از امام
مسئله 1500. مأموم نباید جلوتر از امام بایستد و اگر مساوی او هم بایستد، اشکال دارد و به احتیاط واجب کمی عقبتر از امام بایستد، اگرچه قد او بلندتر از امام باشد که در رکوع و سجود سرش جلوتر از امام باشد.
مسئله 1501. در نماز جماعت باید بین مأموم و امام، نیز بین مأمومها پرده و مانند آن، که پشت آن دیده نمیشود فاصله نباشد؛ همچنین است بین مأموم و مأموم دیگری که این نمازگزار به واسطۀ او به امام متصل شده است؛ ولی اگر امام مرد و مأموم زن باشد، چنانچه بین آن خانم و امام یا بین آن خانم و مأموم دیگری که مرد است و خانم به واسطۀ او به امام متّصل شده است، پرده و مانند آن باشد، اشکال ندارد.
مسئله 1502. اگر پس از شروع به نماز، بین مأموم و امام یا بین مأموم و مأموم دیگری که این مأموم به واسطۀ او به امام متصل است، پرده یا چیز دیگری که پشت آن را نمیتوان دید فاصله شود، نمازش فرادا میشود و باید به وظیفه فرادا عمل کند و نماز او صحیح است.
مسئله 1503. اگر بین جای سجدۀ مأموم و جای ایستادن امام به اندازه گشادی یک گام (مقدار فاصله بین دو قدم بزرگ) فاصله باشد، اشکال ندارد؛ نیز اگر میان نمازگزار و مأمومی که جلوی او ایستاده و این نمازگزار از راه او به امام متصل است، به همین مقدار فاصله باشد، نمازش اشکال ندارد و به احتیاط مستحب جای سجدۀ مأموم با جای پای کسی که جلوی او ایستاده، هیچ فاصلهای نباشد.
مسئله 1504. اگر مأمومها از راه کسی که در سمت راست یا چپ آنها اقتدا کردهاند، به امام متصل باشند و از جلو به امام متصل نباشند، چنانچه به اندازۀ گشادی یک گام (فاصله بین دو قدم بزرگ) هم فاصله داشته باشند، نماز آنها صحیح است.
مسئله 1505. اگر در وسط نمازْ بین مأموم و امام یا بین مأموم و کسی که مأموم از راه او به امام متصل است، بیشتر از یک گام بزرگ فاصله پیدا شود، نمازش فرادا میشود و صحیح است.
مسئله 1506. اگر نماز همۀ کسانی که در صف جلو هستند تمام شود یا همه نیت فرادا کنند، چنانچه فاصله به اندازۀ یک گام بزرگ نباشد، نمازِ نمازگزاران صف بعد به جماعت صحیح است و اگر بیشتر از این مقدار باشد، فرادا میشود و با انجام دادن وظیفه فرادا نماز آنها صحیح است.
مسئله 1507. اگر کسی در رکعت دوم اقتدا کند، قنوت و تشهد را با امام میخواند و احتیاط آن است که موقع خواندن تشهد انگشتان دست و پنجه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند کند و باید پس از تشهد با امام برخیزد و حمد و سوره را بخواند و اگر برای سوره وقت ندارد، حمد را تمام کند و در رکوع یا سجده خود را به امام برساند؛ یا نیت فرادا کند و نمازش صحیح است؛ ولی اگر در سجده به امام برسد، بهتر است که به احتیاط، دوباره نماز بگزارد.
مسئله 1508. اگر کسی موقعی که امام در رکعت دوم نماز چهار رکعتی است اقتدا کند، باید در رکعت دوم نمازش که رکعت سوم امام است، پس از دو سجده بنشیند و تشهد را به مقدار واجب بخواند و برخیزد و چنانچه برای گفتن سه بار تسبیحات وقت ندارد، یک بار بگوید و در رکوع یا سجده خود را به امام برساند.
مسئله 1509. اگر امام در رکعت سوم یا چهارم باشد و مأموم بداند که اگر اقتدا کند و حمد را بخواند به رکوع امام نمیرسد، به احتیاط واجب صبر کند تا امام به رکوع رود و سپس اقتدا کند.
مسئله 1510. اگر در حال قیام رکعت سوم یا چهارم امام اقتدا کند، باید حمد و سوره را بخواند و اگر برای سوره وقت ندارد، باید حمد را تمام کند و در رکوع یا سجده خود را به امام برساند؛ ولی چنانچه در سجده به امام برسد، بهتر است که احتیاطاً نماز را دوباره اقامه کند.
مسئله 1511. کسی که میداند اگر سوره را بخواند در رکوع به امام نمیرسد، باید سوره را نخواند؛ ولی اگر خواند و فاصله کوتاه بود، نمازش صحیح است.
مسئله 1512. کسی که اطمینان دارد که اگر سوره را شروع یا تمام کند به رکوع امام میرسد، به احتیاط واجب سوره را شروع کند؛ یا اگر شروع کرده، تمام کند.
مسئله 1513. کسی که یقین دارد، اگر سوره را بخواند به رکوع امام میرسد، چنانچه سوره را بخواند و به رکوع نرسد، نماز جماعتش صحیح است.
مسئله 1514. اگر امام به حالت نماز ایستاده باشد و مأموم نداند که وی در کدام رکعت است، میتواند اقتدا کند؛ ولی باید حمد و سوره را به قصد قربت بخواند و اگر بعد بفهمد که امام در رکعت یکم یا دوم بوده، نماز جماعتش صحیح است.
مسئله 1515. اگر به این گمان که امام در رکعت یکم یا دوم است حمد و سوره نخواند و پس از رکوع بفهمد که امام در رکعت سوم یا چهارم بوده، نمازش صحیح است؛ ولی چنانچه پیش از رکوع بفهمد، باید حمد و سوره را بخواند و اگر وقت ندارد، فقط حمد را بخواند و در رکوع یا سجده خود را به امام برساند.
مسئله 1516. اگر به این گمان که امام در رکعت سوم یا چهارم است، حمد و سوره بخواند و پیش از رکوع یا پس از آن بفهمد که در رکعت یکم یا دوم بوده، نماز جماعتش صحیح است.
مسئله 1517. اگر در حال اشتغال به نماز مستحبیْ نماز جماعت برپا شود، چنانچه اطمینان ندارد که با تمام کردن نماز به جماعت برسد، مستحب است نماز را رها کند و مشغول نماز جماعت شود، بلکه اگر اطمینان نداشته باشد که به رکعت یکم برسد مستحب است به همین دستور رفتار کند.
مسئله 1518. اگر موقعی که مشغول نماز سه رکعتی یا چهار رکعتی است، جماعت برپا شود، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته و اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد، مستحب است به نیت نماز مستحبی، نماز را دو رکعتی تمام کند و خود را به جماعت برساند.
مسئله 1519. اگر نماز امام تمام شود و مأموم مشغول تشهد یا سلام اول باشد، لازم نیست نیت فرادا کند.
مسئله 1520. کسی که یک رکعت از امام عقب مانده، وقتی امام تشهد رکعت آخر را میخواند، میتواند برخیزد و نماز را تمام کند؛ یا انگشتان دست و پنجۀ پا را به زمین بگذارد و به صورت نیمخیز درآید و صبر کند تا امام سلام نماز را بگوید و سپس برخیزد.
شروط امام جماعت
مسئله 1521. امام جماعت باید بالغ و عاقل و شیعۀ دوازده امامی و عادل و حلالزاده باشد و نماز را به صورت صحیح بهجا آورد؛ نیز اگر مأموم مرد است، امام او هم باید مرد باشد. امامت زن برای زن منعی ندارد و اقتدا کردن بچۀ ممیّز که خوب و بد را میفهمد، به بچۀ ممیّز دیگر، جایز است.
مسئله 1522. عدالت امام جماعت باید برای مأموم محرز باشد و با شک در اصل عدالت کسی نمیتوان به او اقتدا کرد و در صورتی که امام را عادل میدانسته، اگر شک کند به عدالت خود باقی است یا نه، میتواند به او اقتدا کند.
مسئله 1523. کسی که ایستاده نماز میگزارد، نمیتواند به کسی که نشسته یا خوابیده نماز میگزارد اقتدا کند و کسی که نشسته نماز میگزارد، نمیتواند به کسی که خوابیده نماز میگزارد، اقتدا کند.
مسئله 1524. کسی که نشسته نماز میگزارد، میتواند به کسی که نشسته نماز میگزارد اقتدا کند؛ همچنین کسی که خوابیده است، میتواند به کسی که نشسته نماز میگزارد اقتدا کند؛ ولی کسی که نشسته نماز میگزارد، نمیتواند به کسی که خوابیده نماز میگزارد، اقتدا کند.
مسئله 1525. اگر امام جماعت به عذری با تیمم یا با وضوی جبیرهای نماز بگزارد، میتوان به او اقتدا کرد، ولی چنانچه به عذری با لباس نجس نماز میگزارد، بنا بر احتیاط مستحب نباید به او اقتدا کرد.
مسئله 1526. اگر امام مرضی دارد که نمیتواند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع خودداری کند، به احتیاط واجب، نمیشود به او اقتدا کرد.
مسئله 1527. به احتیاط واجب، کسی که مرض خوره یا پیسی دارد، نباید امام جماعت شود.
احکام جماعت
مسئله 1528. موقعی که مأموم نیت میکند، باید امام را معیّن کند؛ ولی دانستن اسم او لازم نیست؛ مثلاً اگر نیّت کند اقتدا میکنم به امام حاضر، نمازش صحیح است.
مسئله 1529. اگر کسی به قصد اینکه امام جماعتْ فلانی است، اقتدا کند، به گونهای که اگر دیگری باشد، اقتدا نمیکند، نماز او به جماعت باطل است، هرچند آن دیگری هم نزد او عادل باشد و اگر مأموم در این حال به صورت وجوب یا استحباب یا احتیاط، حمد و سوره نماز خود را خوانده باشد، نماز او به صورت فرادا صحیح است؛ ولی چنانچه به صورتی بوده که اگر پیش از نماز میفهمید که شخص دیگری است، به او هم مثل اوّلی اقتدا میکرد، نمازش به جماعت نیز صحیح است.
مسئله 1530. اگر امام جماعت در بین نماز از قیام عاجز شد، لازم است مأموم نیت فرادا کند و نماز خود را بهجا آورد؛ همچنین است هر نقصی که مانع از اقتداست.
مسئله 1531. مأموم باید غیر از حمد و سوره، همه چیز نماز را خودش بخواند؛ ولی اگر رکعت اول یا دوم او رکعت سوم یا چهارم امام باشد و در حال قیام امام به او اقتدا کند، باید حمد و سوره را بخواند.
مسئله 1532. اگر مأموم در رکعت یکم و دوم نماز صبح و مغرب و عشاء صدای حمد و سورۀ امام را بشنود، اگرچه کلمات را تشخیص ندهد، باید حمد و سوره را نخواند و اگر صدای امام را نشنود، مستحب است حمد و سوره بخواند؛ ولی باید آهسته بخواند و چنانچه سهواً بلند بخواند، اشکال ندارد.
مسئله 1533. اگر مأموم برخی از کلمات حمد و سورۀ نماز صبح و مغرب و عشای امام را بشنود، به احتیاط واجب، حمد و سوره را نخواند.
مسئله 1534. اگر مأموم به سهو حمد و سوره بخواند، یا خیال کند صدایی را که میشنود صدای امام نیست و حمد و سوره بخواند و بعد بفهمد صدای امام بوده، نمازش صحیح است.
مسئله 1535. اگر شک کند که صدای امام را میشنود یا نه، یا صدایی بشنود و نداند صدای امام است یا صدای کسی دیگر، میتواند حمد و سوره بخواند.
مسئله 1536. مأموم باید در رکعت یکم و دوم نماز ظهر و عصر، حمد و سوره نخواند و مستحب است به جای آن ذکر بگوید.
مسئله 1537. مأموم نباید تکبیرةالاحرام را پیش از امام بگوید، بلکه به احتیاط واجب تا تکبیر امام تمام نشده، تکبیر نگوید.
مسئله 1538. اگر مأموم پیش از امام به عمد هم سلام دهد، نمازش صحیح است.
مسئله 1539. اگر مأموم غیر از تکبیرةالاحرام و سلام چیزهای دیگر نماز را پیش از امام بگوید، اشکال ندارد، ولی چنانچه آنها را بشنود، یا بداند امام چه وقت میگوید، به احتیاط مستحب پیش از امام نگوید.
مسئله 1540. مأموم باید غیر از آنچه در نماز خوانده میشود، کارهای دیگر آن را - مانند رکوع و سجود - با امام یا کمی پس از او بهجا آورد و اگر به عمد پیش از امام یا مدتی پس از امام انجام دهد، به جهت ترک متابعت معصیت کرده؛ ولی نمازش صحیح است؛ امّا اگر در دو رکن پشت سر هم از امام جلو یا عقب بیفتد، به احتیاط مستحب، باید نماز را تمام کند و دوباره اقامه کند.
مسئله 1541. اگر به سهو پیش از امام سر از رکوع بردارد، چنانچه امام در رکوع باشد، باید به رکوع برگردد و با امام سر بردارد و در این صورت، اضافه شدن رکوع که رکن است، نماز را باطل نمیکند؛ ولی اگر به رکوع برگردد و پیش از آنکه به رکوع برسد، امام سر بردارد، نمازش باطل است.
مسئله 1542. اگر به اشتباه سر از سجده بردارد و ببیند امام در سجده است، باید به سجده برگردد و چنانچه در هر دو سجده این کار رخ دهد، برای اضافه شدن دو سجده که رکن است، نماز باطل نمیشود.
مسئله 1543. کسی که به اشتباه پیش از امام از سجده سر برداشته، هرگاه به سجده برگردد و هنوز به سجده نرسیده امام سر بردارد، نمازش صحیح است؛ ولی چنانچه در هر دو سجده از یک رکعت این کار رخ دهد، نماز باطل است.
مسئله 1544. اگر به اشتباه سر از رکوع یا سجده بردارد و به سهو یا به خیال اینکه به امام نمیرسد، به رکوع یا سجده نرود، نمازش صحیح است.
مسئله 1545. اگر مأموم از سجده سر بردارد و ببیند امام در سجده است، چنانچه به خیال اینکه سجدۀ یکم امام است، به قصد اینکه با امام سجده کند به سجده رود و سپس بفهمد سجدۀ دوم امام بوده، باید بنا بر احتیاط نماز را تمام کند و نماز را دوباره انجام دهد. و اگر به خیال اینکه سجدۀ دوم امام است، به سجده رود و بفهمد سجدۀ یکم امام بوده، باید از امام متابعت کرده و به سجده رود و نماز را تمام کند و اعاده آن مستحب است.
مسئله 1546. اگر به سهو پیش از امام به رکوع رود و در حالی باشد که اگر سر بر دارد به مقداری از قرائت امام میرسد، چنانچه سر بردارد و با امام به رکوع رود، نمازش صحیح است.
مسئله 1547. اگر به سهو پیش از امام به رکوع رود و به صورتی باشد که اگر برگردد به چیزی از قرائت امام نمیرسد، میتواند سر بردارد و با امام نماز را تمام کند و نمازش صحیح است، اگرچه احتیاط استحبابی در این صورت، اعادۀ نماز است و اگر سر برندارد تا امام به او برسد، نمازش صحیح است.
مسئله 1548. اگر به سهو پیش از امام به سجده رود، میتواند سر بردارد و با امام به سجده رود و نمازش صحیح است، اگرچه احتیاط استحبابی در این صورت، اعادۀ نماز است و چنانچه سر برنداشت، نمازش صحیح است.
مسئله 1549. اگر امام در رکعتی که قنوت ندارد، به اشتباه قنوت بخواند، یا در رکعتی که تشهد ندارد، به اشتباه مشغول خواندن تشهد شود، مأموم نباید قنوت و تشهد را بخواند؛ ولی نمیتواند پیش از امام به رکوع رود؛ یا پیش از ایستادن امام بایستد، بلکه باید صبر کند، تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقیۀ نماز را با او بهجا آورد.
مسئله 1550. در تحقق جماعت، فقط کافی است که مأموم نیّت اقتدا داشته باشد و نیّت امامت برای امام جماعت، معتبر نیست و بدون نیّت او، جماعت از طرفین محقق میشود و احکام آن، از قبیل متابعت و شک، جاری است؛ امّا در استحقاق ثواب جماعت برای امام بدون نیّت، جای تأمّل است و در این صورت، احتیاط مستحب برای امام این است که احکام جماعت را بر این نماز جاری نکند.
مسئله 1551. امام جماعت باید یک نفر باشد؛ ولی اگر در بین نماز برای امام حادثهای پیش آمد - مثل فوت، بیهوشی، دیوانگی، حدث، مرض، جاری شدن خون از بینی و احتیاج به قضای حاجت و همچنین است اگر امام متوجّه شود که طهارت نداشته یا نماز او شکسته بوده است - امام یا مأمومها میتوانند شخص دیگری را امام قرار دهند؛ خواه آن فرد از اعضای جماعت باشد؛ یا کسی باشد که ابتدائاً میخواهد نماز بگزارد.
برخی امور مستحب در نماز جماعت
مسئله 1552. اگر مأموم یک مرد باشد، مستحب است طرف راست امام بایستد و چنانچه یک زن باشد، مستحب است در طرف راست امام، به گونهای بایستد که جای سجدهاش مساوی زانوی امام در حال سجده یا قدم امام باشد و اگر یک مرد و یک زن یا یک مرد و چند خانم باشند، مستحب است مرد طرف راست امام و باقی پشت سر امام بایستند و اگر چند مرد یا چند خانم باشند، مستحب است پشت سر امام بایستند و اگر چند مرد و چند خانم باشند، مستحب است مردها پشت سر امام و خانمها پشت سر مردها بایستند.
مسئله 1553. اگر امام و مأموم یا مأمومها زن باشند، سزاوار است که هر دو یا همه در یک صف قرار گیرند. بلی، اگر شمار آنان فراوان باشد، صفهای بعدی را تشکیل میدهند.
مسئله 1554. مستحب است امام در وسط صف بایستد و اهل علم و کمال و تقوا در صف یکم بایستند.
مسئله 1555. مستحب است صفهای جماعت منظم باشد و بین کسانی که در یک صف ایستادهاند، فاصله نباشد و شانۀ آنان ردیف یکدیگر باشد.
مسئله 1556. مستحب است بعد از گفتن «قَدْ قَامَتِ الصَّلاةُ» مأمومها برخیزند.
مسئله 1557. مستحب است امام جماعت، حال مأمومی را که از دیگران ضعیفتر است، رعایت کند و شتاب نکند تا افراد ضعیف به او برسند؛ نیز مستحب است قنوت و رکوع و سجود را طول ندهد، مگر بداند همه کسانی که به او اقتدا کردهاند، مایلند.
مسئله 1558. مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذکرهایی که بلند میخواند، صدای خود را به قدری بلند کند که دیگران بشنوند؛ ولی باید بیش از اندازه صدا را بلند نکند.
مسئله 1559. اگر امام در رکوع بفهمد کسی تازه رسیده و میخواهد به او اقتدا کند، مستحب است رکوع را دو برابر عادت طولانی کند و سپس برخیزد، اگرچه بفهمد کس دیگری هم برای اقتدا وارد شده است.
برخی امور مکروه در نماز جماعت
مسئله 1560. اگر در صفهای جماعت جا باشد، مکروه است کسی تنها بایستد.
مسئله 1561. مکروه است مأموم ذکرهای نماز را به صورتی بگوید که امام بشنود.
مسئله 1562. مسافری که نماز ظهر و عصر و عشاء را دو رکعت میگزارد، مکروه است در این نمازها به کسی که مسافر نیست، اقتدا کند و کسی که مسافر نیست، مکروه است در این نمازها به مسافر اقتدا کند.
مسئله 1563. در صورتی که جماعت برپا و «قد قامت الصلاة» گفته شود، خواندن نافله برای مأموم مکروه است و بنا بر اقرب، این کراهت قبل از «قد قامت الصّلاة» نیز هست، در صورتی که بداند به اوّل نماز جماعت نمیرسد.
مسئله 1564. اگر کسی نذر کرده نمازش را به جماعت یا در مسجد اقامه کند، چنانچه آن را فرادا یا در خانه بهجا آورد، نمازش صحیح است، گرچه بر اثر ترک نذر معصیت کرده است.
مسئله 1565. اگر کسی در حالی وارد مسجد شود که صف نماز جماعت - هرچند یک نفر باشد - پس از اقامه جماعت رو به قبله به حالت نمازگزار نشسته باشد، بر این تازه وارد لازم نیست اذان و اقامه بگوید و این حکم، مخصوص مسجد است.
نماز آیه
مسئله 1566. نماز آیه (آیات) که دستور آن ذکر خواهد شد، به چهار چیز واجب میشود: یکم. گرفتن خورشید. دوم. گرفتن ماه، اگر چه مقدار کمی از آنها گرفته شود و کسی هم از آن نترسد. سوم. زلزله، اگرچه کسی هم نترسد. چهارم. رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند اینها، اگر بیشتر مردم از آن بترسند که بنا بر احتیاط واجب باید برای اینها هم نماز آیه اقامه کند.
مسئله 1567. اگر از چیزهایی که نماز آیه برای آنها واجب است، بیشتر از یکی رخ دهد، انسان باید برای هر یک از آنها یک نماز آیه بگزارد؛ برای مثال، اگر گرفتن خورشید همراه با زلزله باشد، باید دو نماز آیه بهجا آورد.
مسئله 1568. کسی که چند نماز آیه بر او واجب است، اگر همۀ آنها برای یک چیز بر او واجب شده باشد - برای مثال، سهبار خورشید گرفته و نماز آنها را اقامه نکرده است - موقعی که قضای آنها را میگزارد، لازم نیست معیّن کند که برای کدام دفعۀ آنها باشد؛ همچنین است اگر چند نماز برای رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند اینها بر او واجب شده باشد؛ ولی اگر برای آفتابگرفتگی و ماهگرفتگی و زلزله، یا برای دو تای اینها نمازهایی بر او واجب شده باشد، به احتیاط واجب، هنگام نیت، معیّن کند نماز آیهای را که بهجا میآورد، برای کدام یک از آنهاست.
مسئله 1569. چیزهایی که نماز آیه برای آنها واجب است، در هر شهری رخ دهد، فقط مردم همانجا باید نماز آیه بگزارند و بر مردم جاهای دیگر واجب نیست؛ ولی اگر مکان آنها به قدری نزد یک باشد که با آن شهر یکی حساب شود، نماز آیه بر آنان هم واجب است.
مسئله 1570. از آغاز گرفتگی خورشید یا ماه، وقت ادای نماز آیه است و انسان باید نماز آیه را اقامه کند و بنا بر احتیاط واجب، به قدری تأخیر نیندازد که شروع به بازشدن کند.
مسئله 1571. اگر گزاردن نماز آیه را به قدری تأخیر بیندازد که بازشدن آفتاب یا ماه آغاز شود، نباید نیت ادا و قضا کند؛ ولی اگر پس از بازشدن تمام آن، نماز بگزارد، باید نیت قضا کند.
مسئله 1572. اگر مدت خورشیدگرفتگی یا ماهگرفتگی بیش از انجام دادن یک رکعت از نماز آیه باشد، ولی انسان نماز بهجا نیاورد، تا به اندازۀ گزاردن یک رکعت به پایان وقت آن مانده باشد، میتواند نیت ادا کند، بلکه اگر مدت گرفتگی آنها به اندازۀ گزاردن یک رکعت هم باشد، به احتیاط واجب باید آن را بهجا آورد و اداست.
مسئله 1573. موقعی که زلزله و رعد و برق و مانند اینها رخ میدهد، انسان باید فوری نماز آیه را اقامه کند و اگر بدون عذر بهجا نیاورد، معصیت کرده و تا پایان عمر بر او واجب است و هر وقت بهجا آورد، صحیح و بجاست.
مسئله 1574. اگر گرفتن آفتاب یا ماه را نداند و پس از بازشدن آفتاب یا ماه بفهمد که تمام آن گرفتهشده بود، باید قضای نماز آیه را بگزارد؛ ولی اگر بفهمد مقداری از آن گرفتهشده بود، قضا بر او واجب نیست.
مسئله 1575. اگر عدّهای بگویند که خورشید یا ماه گرفته است، چنانچه انسان از گفتۀ آنان یقین نکند و نماز آیه اقامه نکند و سپس معلوم شود راست گفتهاند، در صورتی که تمام خورشید یا ماه گرفته باشد، باید نماز آیه را بگزارد و اگر دو نفر که عادل بودن آنان معلوم نیست، بگویند خورشید یا ماه گرفته و سپس معلوم شود که عادل بودهاند، باید نماز آیه را بهجا آورد، بلکه اگر معلوم شود که مقداری از آن گرفته، به احتیاط واجب نماز آیه را بگزارد.
مسئله 1576. اگر انسان به گفتۀ کسانی مانند منجّمان که از روی قاعدۀ علمی، وقت گرفتن خورشید و ماه را میدانند، اطمینان پیدا کند که خورشید یا ماه گرفته، به احتیاط واجب باید نماز آیه را بهجا آورد؛ نیز اگر بگویند فلان وقت خورشید یا ماه میگیرد و فلان مقدار طول میکشد و انسان به گفتۀ آنان اطمینان پیدا کند، به احتیاط واجب، به گفتۀ آنان عمل کند؛ برای مثال، اگر بگویند بازشدن آفتاب فلان ساعت آغاز میشود، به احتیاط باید نماز را تا آن وقت تأخیر نیندازد.
مسئله 1577. اگر بفهمد نماز آیهای که انجام داده باطل بوده، باید دوباره اقامه کند و اگر وقت آن گذشت، قضا کند.
مسئله 1578. اگر در وقت نماز یومیه، نماز آیه هم بر انسان واجب شود، چنانچه برای هر دو نماز وقت دارد، میتواند هر کدام را نخست بهجا آورد و چنانچه وقت یکی از آن دو تنگ باشد، باید اول آن را انجام دهد و اگر وقت هر دو تنگ باشد، باید نخست نماز یومیه را بهجا آورد.
مسئله 1579. اگر در بین نماز یومیه بفهمد که وقت نماز آیه تنگ است، چنانچه وقت نماز یومیه هم تنگ باشد، باید آن را تمام کند و سپس نماز آیه بگزارد و اگر وقت نماز یومیه تنگ نباشد، باید آن را بشکند و نخست نماز آیه و سپس نماز یومیه را بهجا آورد.
مسئله 1580. اگر در بین نماز آیه بفهمد که وقت نماز یومیه تنگ است، باید نماز آیه را رها کند و مشغول نماز یومیه شود و پس از تمام شدن آن، پیش از انجام دادن کاری که نماز را به هم بزند، بقیۀ نماز آیه را از همانجا که رها کرده ادامه دهد.
مسئله 1581. اگر در حال حیض یا نفاس زن، آفتاب یا ماه بگیرد و تا آخر مدتی که خورشید یا ماه باز میشوند، زن در حال حیض یا نفاس باشد، نماز آیه بر او واجب نیست و قضا هم ندارد.
شیوه نماز آیه
مسئله 1582. نماز آیه دو رکعت است و هر رکعت پنج رکوع دارد و به چند صورت میتوان آن را بهجا آورد.
صورت یکم: نمازگزار پس از نیت، تکبیر بگوید و یک حمد و یک سورۀ تمام بخواند و به رکوع رود و سر از رکوع بردارد و دوباره یک حمد و یک سوره بخواند و باز به رکوع رود تا پنج بار و بعد از سر برداشتن از رکوع پنجم، دو سجده کند و برخیزد و رکعت دوم را هم مانند رکعت یکم بهجا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.
صورت دوم: نمازگزار در نماز آیه، پس از نیت و تکبیر و خواندن حمد، آیههای یک سوره را پنج قسمت کند و یک آیه یا بیشتر از آن را بخواند و به رکوع رود و سر بردارد و بدون اینکه حمد بخواند، قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به رکوع رود و همینگونه تا پیش از رکوع پنجم سوره را تمام کند؛ برای مثال، به قصد سورۀ «توحید»، «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» بگوید و به رکوع رود و سپس بایستد و بگوید «قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ» و دوباره به رکوع رود و پس از رکوع بایستد و بگوید: «الله الصَّمَدُ» و باز به رکوع رود و بایستد و بگوید: «لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ» و سپس به رکوع رود و سر بردارد و بگوید: «وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ» و با رفتن به رکوع پنجم و سر برداشتن از آن، دو سجده کند و رکعت دوم را هم مانند رکعت یکم بهجا آورد و پس از سجدۀ دوم، تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.
صورت سوم: در یک رکعت از نماز آیه، پنج بار حمد و سوره بخواند و در رکعت دیگر یک حمد بخواند و سوره را پنج قسمت کند و این کار مانعی ندارد.
مسئله 1583. چیزهایی که در نماز یومیه واجب و مستحب است، در نماز آیه هم واجب و مستحب است؛ ولی در نماز آیه مستحب است به جای اذان و اقامه سه بار - به قصد امید ثواب - بگویند: «الصلاة».
مسئله 1584. مستحب است پس از رکوع پنجم و دهم بگوید: «سَمِعَ الله لِمَنْ حَمِدَه» و نیز پیش از هر رکوع و پس از آن تکبیر بگوید؛ ولی پس از رکوع پنجم و دهم، گفتن تکبیر مستحب نیست.
مسئله 1585. مستحب است پیش از رکوع دوم، چهارم، ششم، هشتم و دهم قنوت بخواند و اگر فقط یک قنوت پیش از رکوع دهم بخواند، کافی است.
مسئله 1586. اگر در نماز آیه شک کند که چند رکعت خوانده و یقین یا گمان او به جایی نرسد، نماز باطل است.
مسئله 1587. اگر شک کند که در رکوع آخر رکعت یکم است یا در رکوع اول رکعت دوم و فکرش به جایی نرسد، نماز او باطل است؛ ولی اگر در عدد رکوعها شک کند - برای مثال، شک کند که چهار رکوع کرده یا پنج رکوع - چنانچه برای رفتن به سجده خم نشده، باید رکوعی را که شک دارد انجام داده یا نه، بهجا آورد؛ ولی اگر از محلّ گذشته - یعنی برای رفتن به سجده خم شده - باید به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1588. هر یک از رکوعهای نماز آیه رکن است که اگر به عمد یا اشتباه کم یا اضافه شود، نماز باطل است.
نماز عید فطر و قربان
مسئله 1589. نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام علیهالسلام واجب است و باید به جماعت گزارده شود و در این زمان که امام علیهالسلام غایب است، مستحب است و میتوان آن را به جماعت یا فرادا انجام داد.
مسئله 1590. محل دو خطبه در نماز عید فطر و قربان، پس از آن دو نماز است و خطبههای آنها بنا بر احتیاط، محتوای خطبههای نماز جمعه را دارد؛ یعنی حمد و ثنای الهی و شهادتین و سفارش به تقوا و قرائت سورۀ کوتاه قرآن و نشستن امام بین دو خطبه.
مسئله 1591. وقت نماز عید فطر و قربان از اول آفتاب روز عید است تا ظهر.
مسئله 1592. مستحب است نماز عید قربان را پس از بلند شدن آفتاب اقامه کنند و در عید فطر مستحب است پس از بلند شدن آفتاب افطار کنند و زکات فطره را هم بپردازند؛ یا جدا کنند و سپس نماز عید را بهجا آورند.
مسئله 1593. نماز عید فطر و قربان، اذان و اقامه ندارد و دو رکعت است که در رکعت یکم پس از خواندن حمد و سوره باید پنج تکبیر بگوید و پس از هر تکبیر یک قنوت بخواند و پس از قنوت پنجم تکبیر دیگری بگوید و به رکوع رود و دو سجده بهجا آورد و برخیزد و در رکعت دوم، چهار تکبیر بگوید و پس از هر تکبیر قنوت بخواند و تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع رود و پس از رکوع دو سجده کند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.
مسئله 1594. در قنوت نماز عید فطر و قربان هر دعا و ذکری خوانده شود، کافی است؛ ولی بهتر است نمازگزار این دعا را به امید ثواب بخواند: «اللّ هُمَّ أهْلَ الْکِبْرِیاءِ وَ الْعَظَمَةِ وَ أهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَروتِ وَ أهْلَ الْعَفْوِِ وَ الرَّحْمَةِ وَ أهْلَ التَّقْوی وَ الْمَغْفِرَةِ أسْأَلُک بِحَقِّ هذا الْیَوْمِ الَّذِی جَعَلْتَهُ لِلْمُسلِمینَ عیداً وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ کَرامَةً وَ مَزیداً أنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ تُدخِلَنی فی کُلِّ خَیْرٍ أَدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ أنْ تُخْرِجَنِی مِن کُلِّ سُوءٍ أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً و آلَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُک عَلَیْهِ وَ عَلیْهِمْ اللّ هُمَّ إِنِّی اسْألُک خَیرَ ما سَأَلَکَ بِهِ عِبادُک الصَّالِحُونَ وَ أعُوذُ بِک مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُک الْمُخْلَصُونَ».
مسئله 1595. مستحب است در نماز عید فطر و قربان حمد و سوره بلند خوانده شود.
مسئله 1596. نماز عید سورۀ مخصوصی ندارد؛ ولی بهتر است در رکعت یکم آن، سورۀ شمس (سورۀ 91) و در رکعت دوم سورۀ غاشیه (سورۀ 88) را بخوانند یا در رکعت یکم، سوره سبّح اسم (سورۀ 87) و در رکعت دوم سورۀ شمس را بخوانند.
مسئله 1597. مستحب است پیش از نماز روز عید فطر، به خرما افطار کند و در عید قربان، پس از نماز، قدری از گوشت قربانی بخورد.
مسئله 1598. مستحب است پیش از نماز عید غسل کند و دعاهایی که پیش از نماز و پس از آن در کتابهای دعا ذکر شده، به امید ثواب بخواند.
مسئله 1599. مستحب است در نماز عید بر زمین سجده کنند و در حال گفتن تکبیرها، دستها را بلند کنند.
مسئله 1600. پس از نماز مغرب و عشای شب عید فطر و بعد از نماز صبح و ظهر و عصر روز عید، نیز پس از نماز عید فطر مستحب است که این تکبیرها را بگوید: «اللهُ أکْبرُ اللهُ أکْبرُ لا إلهَ إلَّا اللهُ و اللهُ أکْبرُ اللهُ أکْبرُ وَ للهِ الْحَمْد اللهُ أکْبرُ عَلی ما هَدانا».
مسئله 1601. مستحب است انسان در عید قربان پس از ده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید و آخر آنها نماز صبح روز دوازدهم است، تکبیرهایی را که در مسئلۀ پیش ذکر شد، بگوید و پس از آن بگوید: «اللهُ أکْبرُ عَلی ما رَزَقَنا مِنْ بَهِیمَةِ الأنْعامِ وَ الْحَمْدُ لِلهِ عَلی ما أبْلانا» ولی اگر عید قربان را در مِنا باشد، مستحب است تا از مِنا کوچ نکرده، پس از پانزده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید و آخر آنها نماز صبح روز سیزدهم ذی حجه است، این تکبیرها را بگوید.
مسئله 1602. کراهت دارد نماز عید را زیر سقف بخواند.
مسئله 1603. در نماز عید هم مانند نمازهای دیگر، مأموم باید غیر از حمد و سوره، چیزهای دیگر نماز را خودش بخواند.
مسئله 1604. اگر مأموم موقعی برسد که امام مقداری از تکبیرها را گفته، میتواند به او اقتدا کند و همراه امام قنوتها را بخواند و پس از آنکه امام به رکوع رفت، باید آنچه از تکبیرها و قنوتها را که با امام نگفته، خودش بگوید و اگر در هر قنوت یک «سبحان الله» یا یک «الحمد لله» بگوید، کافی است.
مسئله 1605. اگر در نماز عید وقتی برسد که امام در رکوع است، میتواند نیّت کند و تکبیر یکم نماز را بگوید و به رکوع رود.
مسئله 1606. اگر در عدد تکبیرهای نماز و قنوتهای آن شک کند، چنانچه از محل آن تجاوز کرده، به شک خود اعتنا نکند؛ ولی چنانچه از محل آن تجاوز نکرده است، بر اقلّ بنا بگذارد و اگر بعد معلوم شود که گفته بوده، اشکال ندارد.
مسئله 1607. اگر قرائت یا تکبیرات یا قنوتها را فراموش کند و بهجا نیاورد و در رکوع یادش بیاید، نمازش صحیح است.
مسئله 1608. اگر رکوع یا دو سجده یا تکبیرةالاحرام را فراموش کند، نمازش باطل میشود.
مسئله 1609. اگر در نماز عید، یک سجده یا تشهد را فراموش کند، به احتیاط مستحب، پس از نماز آن را به قصد رجاء بهجا آورد و اگر کاری کند که برای آن در نمازهای یومیه سجدۀ سهو لازم است، به احتیاط مستحب، بعد از نماز به قصد رجاء، دو سجدۀ سهو برای آن بهجا آورد.
اجیر گرفتن برای نماز
مسئله 1610. پس از مرگ انسان، میتوان برای نماز و عبادتهای دیگر او که در دوران زندگی بهجا نیاورده، دیگری را اجیر کنند؛ یعنی به او مزد دهند که آنها را بهجا آورد و اگر کسی بدون مزد هم آنها را انجام دهد، صحیح است.
مسئله 1611. انسان میتواند برای برخی از کارهای مستحبی - مانند زیارت قبر پیغمبر و امامان: - از طرف زندگان اجیر شود؛ نیز میتواند کار مستحبی را انجام دهد و ثواب آن را برای مردگان یا زندگان هدیه کند.
مسئله 1612. کسی که برای نماز قضای میّت اجیر شده، باید یا مجتهد باشد یا مسائل نماز را از روی تقلید صحیح بداند و قرائت او نیز صحیح باشد.
مسئله 1613. اجیر باید هنگام نیّت، میّت را معیّن کند و لازم نیست اسم او را بداند، پس اگر نیت کند از سوی کسی نماز میخوانم که برای او اجیر شدهام، کافی است.
مسئله 1614. اجیر باید خود را به جای میّت فرض کند و عبادتهای او را به نیابت از او بهجا آورد و اگر عملی را انجام دهد و ثواب آن را برای او هدیه کند، کافی نیست.
مسئله 1615. باید کسی را اجیر کنند که اطمینان داشته باشند که نماز یا عبادت دیگر مورد اجاره را صحیح انجام میدهد.
مسئله 1616. کسی که دیگری را برای نمازهای میت اجیر کرده، اگر بفهمد که عمل را بهجا نیاورده، یا باطل انجام داده، باید دوباره اجیر بگیرد.
مسئله 1617. هرگاه شک کند که اجیر عمل را انجام داده یا نه، اگرچه بگوید انجام دادهام، باید دوباره اجیر بگیرد؛ ولی چنانچه شک کند که عمل او صحیح بوده یا نه، اجیر گرفتن لازم نیست.
مسئله 1618. کسی که عذری دارد - برای مثال، نشسته نماز میخواند - نمیتوان او را برای نمازهای میت اجیر کرد، بلکه بنا بر احتیاط واجب باید کسی را هم که با تیمم یا جبیره نماز میخواند، اجیر نکنند.
مسئله 1619. مرد برای زن و خانم برای مرد میتواند نایب شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز، باید به تکلیف خود عمل کند، بنابراین اگر مردی به نیابت از خانمی، نماز قضای او را بهجا آورد، باید نمازهای صبح و مغرب و عشاء را بلند بخواند؛ همچنین اگر خانمی به نیابت مردی، نماز قضای او را انجام دهد، میتواند حمد و سورۀ نماز مغرب و عشاء و صبح را آهسته بخواند، چون جهر و اِخفاتْ وظیفۀ نمازگزار است؛ نه حکم نماز.
مسئله 1620. لازم نیست قضای نمازهای میت به ترتیب خوانده شود، اگرچه بدانند که میت ترتیب نمازهای خود را میدانسته است.
مسئله 1621. اگر با اجیر شرط کنند که عمل را به صورت مخصوصی انجام دهد، باید همان گونه بهجا آورد و چنانچه با او شرط نکنند، باید در آن عمل، به تکلیف خود رفتار کند و به احتیاط مستحب از وظیفۀ خودش و میت، به هر کدام که به احتیاط نزدیکتر است، عمل کند؛ برای مثال، اگر وظیفۀ میت گفتن سه بار تسبیحات اربعه بوده و یک مرتبه گفتن برای او کافی است، سه بار بگوید.
مسئله 1622. اگر با اجیر شرط نکنند که نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بهجا آورد، باید مقداری از مستحبات نماز را که معمول است، بهجا آورد.
مسئله 1623. اگر میت ترتیب نمازهایی را که قضا شده میدانسته و انسان بخواهد برای آن نمازها چند نفر اجیر بگیرد لازم نیست برای هر کدام از آنها وقتی را معیّن کند.
مسئله 1624. اگر کسی اجیر شود که مثلاً در مدت یک سال نمازهای میت را بهجا آورد و پیش از تمام شدن سال بمیرد، باید برای نمازهایی که میدانند بهجا نیاورده، دیگری را اجیر کنند، بلکه برای نمازهایی هم که احتمال میدهند بهجا نیاورده، باید بنا بر احتیاط واجب اجیر بگیرند.
مسئله 1625. کسی را که برای نمازهای میت اجیر کردهاند، اگر پیش از تمام کردن نمازها بمیرد و اجرت همۀ آنها را گرفته باشد، چنانچه شرط کرده باشند که تمام نمازها را خودش اقامه کند، باید اجرت مقداری از نماز را که نگزارده، از مال او به ولیّ میّت بپردازند؛ مثلاً اگر نصف آنها را انجام نداده، باید نصف پولی را که گرفته، از مال او به ولیّ میّت برگردانند و اگر شرط نکرده باشند، باید ورثهاش از مال او اجیر بگیرند؛ امّا اگر مال نداشته باشد، بر ورثۀ او چیزی واجب نیست.
مسئله 1626. اگر اجیر پیش از تمام کردن نمازهای میت بمیرد و خودش هم نماز قضا داشته باشد، باید از مال او برای نمازهایی که اجیر بوده، دیگری را اجیر کنند و چنانچه چیزی اضافه آمد، درصورتیکه وصیت کرده باشد و ورثه اجازه بدهند، برای تمام نمازهای او اجیر بگیرند و اگر اجازه ندهند، ثلث آن را به مصرف نماز خودش برسانند.
