آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی
مرجع تقلید شیعه
شک های بی اعتبار
مسئله 1213. شکهایی که نباید به آنها اعتنا کرد:
یکم. شک در چیزی که محل بهجا آوردن آن، گذشته است؛ مانند اینکه در رکوع شک کند که حمد را خوانده یا نه.
دوم. شک بعد از سلام نماز.
سوم. شک پس از گذشتن وقت نماز.
چهارم. شک کثیر الشک؛ یعنی کسی که بسیار شک میکند.
پنجم. شک امام جماعت در شمارۀ رکعتهای نماز، در صورتی که مأموم شمارۀ آنها را بداند؛ همچنین شک مأموم، درصورتیکه امام جماعت شمارۀ رکعتهای نماز را بداند. در این جهت، فرقی بین شکهای باطل و صحیح نیست؛ یعنی شک در نمازهای دو رکعتی و سه رکعتی، همانند شک در نماز چهار رکعتی است.
ششم. شک در نماز مستحبی.
هر یک اینها احکامی دارد که اکنون بخشی از آنها ذکر میشوند.
یکم. شک بعد از محل
مسئله 1214. اگر در بین نماز دربارۀ یکی از کارهای واجبی که از محل بهجا آوردن آن گذشته شک کند که آن را انجام داده یا نه - مثلاً شک کند که حمد خوانده یا نه - چنانچه به کار واجب یا مستحبی که باید پس از آن انجام دهد - مانند قرائت سوره - مشغول نشده، باید آنچه را که در انجام دادن آن شک کرده، بهجا آورد؛ یعنی در مثال مذکور سورۀ حمد را بخواند و اگر به کار واجب یا مستحبی که باید بعد از آن انجام دهد مشغول شده، به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1215. اگر در حال خواندن حمد یا سوره مثلاً شک کند که جزء قبلی را خوانده یا نه، اگر آن جزء مشکوک، از نظر معنا کاملاً مستقل از جزء فعلی باشد، باید به شک خود اعتنا نکند و چنانچه آن جزء مشکوک، جزء همین جملهای محسوب میشود که اکنون در حال قرائت آن است، واجب است احتیاطاً به شک خود اعتنا کند و آن جزء مشکوک را قربة الی الله بهجا آورد.
مسئله 1216. هرگاه پس از رکوع یا سجود، مثلاً شک کند که شروط صحت و کارهای واجب آن را - مانند ذکر و آرام بودن بدن - انجام داده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1217. هرگاه، درحالیکه به سجده میرود، شک کند که رکوع را انجام داده یا نه، یا شک کند که پس از رکوع ایستاده یا نه، بنا بر احتیاط واجب باید به شک خود اعتنا کند و برگردد و آن وظیفه مشکوک را بهجا آورد.
مسئله 1218. اگر در حال برخاستن از رکعت دوم شک کند که سجده یا تشهد را بهجا آورده یا نه، بنا بر احتیاط واجب باید به شک خود اعتنا کند و برگردد و آن را بهجا آورد؛ نیز اگر در حال برخاستن از رکعت یکم و سوم شک کند که سجده را بهجا آورده یا نه، به احتیاط واجب برگردد و آن را انجام دهد؛ ولی چنانچه پس از ایستادن شک کند که سجده یا تشهد را انجام داده، به شک اعتنا نکند.
مسئله 1219. کسی که نشسته یا به پهلو قرارگرفته نماز میگزارد، اگر پیش از مشغول شدن به حمد یا تسبیحات، شک کند که سجده یا تشهد را بهجا آورده یا نه، به احتیاط واجب باید به شک خود اعتنا کند و آن را بهجا آورد و اگر در حال خواندن حمد یا تسبیحات، شک کند که سجده یا تشهد را بهجا آورده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1220. هرگاه شک کند که یکی از رکنهای نماز را بهجا آورده یا نه، چنانچه مشغول کاری نشده که بعد از آن است، باید آن را بهجا آورد؛ برای مثال، اگر پیش از خواندن تشهد شک کند که دو سجده را بهجا آورده یا نه، باید بهجا آورد و چنانچه پس از آن یادش بیاید که آن رکن را به جا آورده بوده، چون رکنْ اضافه شده، نمازش باطل است.
مسئله 1221. هرگاه شک کند عملی را که رکن نیست بهجا آورده یا نه، چنانچه مشغول کاری نشده که بعد از آن است، باید آن را بهجا آورد؛ برای مثال، اگر پیش از خواندن سوره شک کند که حمد را خوانده یا نه، باید حمد را بخواند و چنانچه پس از انجام دادن آن یادش بیاید که آن را بهجا آورده بود، چون رکن اضافه نشده، نمازش صحیح است و احتیاط مستحب، انجام دادن دو سجده سهو است.
مسئله 1222. هرگاه در واجب رکنی شک کند و وارد جزء بعدی نماز شود، به شک خود اعتنا نکند؛ برای مثال، اگر درحال تشهد شک کند که دو سجده را بهجا آورده یا نه، به شک خود اعتنا نکند و اگر یادش بیاید که آن رکن را بهجا نیاورده، درصورتیکه مشغول رکن بعد نشده، باید آن را بهجا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده، نمازش بر اثر ترک رکن باطل است؛ مثلاً اگر پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید که دو سجده را بهجا نیاورده، باید بهجا آورد و اگر در رکوع یا پس از آن یادش بیاید، نمازش باطل است.
مسئله 1223. هرگاه شک کند عملی را که رکن نیست بهجا آورده یا نه، چنانچه مشغول کاری شده که پس از آن است، به شک خود اعتنا نکند؛ برای مثال، اگر در حال خواندن سوره، شک کند که حمد را خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نکند و چنانچه بعد یادش بیاید که آن را بهجا نیاورده، در صورتی که مشغول رکن بعد نشده، باید آن را و آنچه را پس از آن است، بهجا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده، نمازش صحیح است، پس اگر در قنوت یادش بیاید که حمد را نخوانده، باید حمد و سوره را بخواند و چنانچه در رکوع یادش بیاید، نماز او صحیح است.
مسئله 1224. اگر شک کند که سلام نماز را گفته یا نه، یا شک کند درست گفته یا نه، چنانچه مشغول تعقیب نماز یا نماز دیگر شده، یا به کاری مشغول شده که نماز را به هم میزند و از حال نمازگزار بیرون رفته، به شک خود اعتنا نکند و اگر پیش از اینها شک کند، باید سلام را بگوید؛ امّا اگر در صحیح گفتن سلام شک کند، در هر دو صورت به شک خود اعتنا نکند؛ چه مشغول کار دیگر شده باشد یا نه.
مسئله 1225. اگر پس از انجام دادن چیزی از نماز در صحیح بودن آن شک کند - مثلاً پس از تکبیرة الإحرام یا حمد یا آیهای از آن، شک کند که صحیح گفته یا نه - نباید به شک خود اعتنا کند.
دوم. شک پس از سلام
مسئله 1226. هرگونه شکی درباره صحت و بطلان نماز، پس از سلام نماز، بیاعتبار است؛ برای مثال، شک کند رکوع کرده یا نه و آیا صحیح انجام داده یا نه، یا بعد از سلام نماز چهار رکعتی شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت، به شک خود اعتنا نکند؛ ولی اگر هر دو طرف شک او باطل باشد - مانند آنکه پس از سلام نماز چهار رکعتی شک کند که نماز او سه رکعت بوده یا پنج رکعت - نمازش باطل است.
سوم. شک پس از وقت
مسئله 1227. اگر پس از گذشتن وقت نماز شک کند که نماز را بهجا آورده یا نه، یا گمان کند که بهجا نیاورده، انجام دادن آن لازم نیست؛ ولی اگر پیش از گذشتن وقت، چنین شک یا گمانی داشته باشد، باید آن نماز را بهجا آورد، بلکه اگر گمان کند و اطمینان نداشته باشد که انجام داده، باید آن را بهجا آورد.
مسئله 1228. اگر پس از گذشتن وقت شک کند که نماز را درست خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1229. اگر پس از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر بداند چهار رکعت نماز بهجا آورده، ولی نداند به نیت ظهر بوده یا به نیت عصر، باید چهار رکعت نماز قضا به نیت نمازی که بر او واجب است، بهجا آورد.
مسئله 1230. اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشاء بداند یک نماز بهجا آورده، اما نداند سه رکعتی بوده یا چهار رکعتی، باید قضای نماز مغرب و عشاء را بهجا آورد.
چهارم. کَثِیرُ الشک (کسی که بسیار شک می کند)
مسئله 1231. اگر کسی در یک نماز سه بار شک کند، یا در سه نماز پیاپی - مانند نمـاز صبـح و ظـهر و عصر - شک کند، کثیر الشک است و چنانچه فراوانی شک کردن او از غضب یا ترس یا پریشانی حواس نباشد، به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1232. اگر کثیر الشک در بهجا آوردن چیزی از نماز شک کند، چنانچه بهجا آوردن آن، نماز را باطل نمیکند، باید بنا بگذارد که آن را بهجا آورده؛ برای مثال، چنانچه شک کند که رکوع کرده یا نه، باید بنا بگذارد که رکوع کرده است، اما اگر بهجا آوردن آن، نماز را باطل میکند، باید بنا بگذارد که آن را انجام نداده است؛ مثلاً اگر شک کند که یک رکوع انجام داده یا بیشتر، چون اضافه شدن رکوعْ نماز را باطل میکند، باید بنا بگذارد که بیشتر از یک رکوع انجام نداده است.
مسئله 1233. کسی که در یک چیز نماز بسیار شک میکند، چنانچه در چیزهای دیگر نماز شک کند، باید در آن چیزها به حکم شک عمل کند؛ برای مثال، کسی که بسیار شک میکند که سجده کرده یا نه، اگر در انجام دادن رکوع شک کند، باید به حکم شک در رکوع رفتار کند؛ یعنی اگر ایستاده، رکوع را بهجا آورد و اگر به سجده رفته، اعتنا نکند.
مسئله 1234. آن که در نماز مخصوصی - مانند نماز ظهر - بسیار شک میکند، فقط در آن نماز باید به شک خود اعتنا نکند؛ ولی اگر در نماز دیگر - مثلاً در نماز عصر - شک کند، باید به حکم شک رفتار کند.
مسئله 1235. اگر کسی در جای مخصوصی نماز بگزارد، بسیار شک میکند، فقط در آنجا به شک خود اعتنا نکند و با نماز خواندن در غیر آنجا، چنانچه شکی برای او پیش آید، باید به حکم شک عمل کند.
مسئله 1236. اگر انسان شک کند که کثیرالشک شده یا نه، بنا میگذارد که کثیرالشک نشده و باید به حکم شک عمل کند. کثیر الشک تا یقین نکند که به حال معمولی مردم برگشته، باید به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1237. کسی که بسیار شک میکند، اگر شک کند که رکنی را بهجا آورده یا نه و اعتنا نکند و سپس یادش بیاید که آن را بهجا نیاورده، چنانچه مشغول رکن بعد نشده، باید آن را بهجا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده، نمازش باطل است؛ برای مثال، چنانچه شک کند که رکوع را بهجا آورده یا نه و به آن اعتنا نکند، و پیش از سجده یادش بیاید که بهجا نیاورده، باید رکوع را بهجا آورد و اگر در سجده یادش بیاید که رکوع را بهجا نیاورده، نماز او باطل است.
مسئله 1238. کسی که بسیار شک میکند، اگر در چیزی که رکن نیست، شک کند که آن را بهجا آورده یا نه و اعتنا نکند و سپس یادش بیاید که آن را انجام نداده، چنانچه از محل بهجا آوردن آن نگذشته، باید آن را انجام دهد و چنانچه از محل آن گذشته، نمازش صحیح است؛ برای مثال، اگر شک کند که حمد را خوانده یا نه و اعتنا نکند و در قنوت یادش بیاید که نخوانده، باید حمد و سوره را بخواند و اگر در رکوع یادش بیاید، نماز او صحیح است.
مسئله 1239. اشخاص وسواسی باید به یقین و شک خود عمل نکنند، بلکه مانند افراد معمولی عمل کنند؛ خواه برای آنان یقین حاصل شود یا نه؛ و اگر همچون افراد معمولی عمل نکنند، در بسیاری از موارد، نماز آنان باطل است.
پنجم. شک امام و مأموم
مسئله 1240. اگر امام جماعت در شمارۀ رکعتها یا افعال نماز شک کند - مثل اینکه شک کند که سه رکعت گزارده یا چهار رکعت - چنانچه مأموم یقین یا گمانِ معتبر داشته باشد که چهار رکعت گزارده و به امام بفهماند که چهار رکعت گزارده است، امام باید نماز را چهار رکعت بداند و گزاردن نماز احتیاط لازم نیست؛ نیز اگر امام یقین یا گمانِ معتبر داشته باشد که فلان رکعت گزارده است و مأموم در شمارۀ رکعتهای نماز شک کند، باید به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1241. اگر در نماز جماعت، هم امام، هم مأموم شک کنند و شک هرکدام با دیگری فرق داشت، هرکدام به وظیفۀ خود عمل میکند و حکم سهو امام یا مأموم یا هر دو نیز همین است.
ششم. شک در نماز مستحبّی
مسئله 1242. اگر در شمارۀ رکعتهای نماز مستحبی شک کند، چنانچه طرف بیشتر شک، نماز را باطل میکند، باید بر کمتر بنا بگذارد؛ مثلاً در نافلۀ صبح شک کند که دو رکعت بهجا آورده یا سه رکعت، باید بنا بگذارد که دو رکعت بهجا آورده است؛ ولی اگر عدد بیشتر شک نماز را باطل نمیکند - مثلاً شک کند که دو رکعت انجام داده یا یک رکعت - به هر طرف شک عمل کند، نمازش صحیح است.
مسئله 1243. کم شدن رکن در نماز نافله، به احتیاط واجب، آن را باطل میکند؛ ولی اضافه شدن رکن آن را باطل نمیکند، پس اگر یکی از کارهای نافله را فراموش کند و هنگامی یادش بیاید که مشغول رکن بعد از آن شده، باید برگردد و آن کار را انجام دهد و دوباره آن رکن را بهجا آورد؛ برای مثال، اگر در رکوع یادش بیاید که سوره را نخوانده، باید برگردد و سوره را بخواند و دوباره به رکوع رود.
مسئله 1244. اگر در یکی از کارهای نافله - خواه رکن باشد یا غیر رکن - شک کند، چنانچه محل آن نگذشته، باید بهجا آورد و اگر محل آن گذشته، به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1245. گمان در رکعتهای نماز مستحبی، حکم شک را دارد؛ یعنی میتوان بنا را بر اقل یا اکثر نهاد، هرچند احتیاط، عمل به گمان است، در صورتی که سبب بطلان نباشد.
مسئله 1246. اگر در نماز نافله کاری کند که برای آن در نماز واجب سجدۀ سهو واجب میشود - مثلاً یک سجده یا تشهد را فراموش کند - لازم نیست پس از نماز، سجدۀ سهو یا قضای سجده و تشهد را بهجا آورد.
مسئله 1247. اگر شک کند که نماز مستحبی را بهجا آورده یا نه، چنانچه آن نماز مانند نماز جعفر طیّار وقت معیّن نداشته باشد، بنا بگذارد که بهجا نیاورده است و چنانچه در نافلههایی مانند نافلۀ یومیه - که وقت معیّن دارد - چنین شکی پیش از گذشتن وقت آن، پیش آید، همین حکم جاری است؛ ولی اگر پس از گذشتن وقت شک کند که بهجا آورده است یا نه، به شک خود اعتنا نکند.
