آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی
مرجع تقلید شیعه
مُبْطِلات نماز
مسئله 1161. چند چیز نماز را باطل میکند، بهصورتیکه اگر پیش از نماز باشد، مانع تحقّق اصل نماز است و اگر در وسط نماز پدید آید، مایۀ بطلان آن میشود./ برخی از آنها مخصوص وسط نماز هستند:
یکم. یکی از شرطهای صحت نماز حاصل نباشد؛ یا یکی از موانع آن در بین نماز موجود باشد، پس اگر در وسط نماز بفهمد که ساتر عورت او غصبی است، یا لباس او از حیوان حرامگوشت است، یا لباس بدن وی نجس است، نمیتواند با همان وضع نماز را ادامه دهد.
دوم. چیزی که طهارتِ معتبر در نماز را از بین ببرد؛ یعنی در بین نماز - عمداً یا سهواً یا از روی ناچاری - چیزی پیش آید که سبب از بین رفتن طهارت است؛ مثل اینکه ادرار از او خارج شود که نماز او باطل میشود؛ ولی کسی که نمیتواند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع خودداری کند، باید به دستوری که در احکام وضو بیان شده عمل کند. چنانچه از مستحاضه خون خارج شود، درصورتیکه به روش بیانشده در احکام استحاضه عمل کند، نماز او صحیح است. کسی که سلام نماز را فراموش کند و آنگاه طهارت او از بین رود، نماز او صحیح است، هرچند احتیاط اعاده آن است.
مسئله 1162. کسی که بیاختیار به خواب رفته و پایان نماز را احراز نکرده باشد و نمیداند در بین نماز خوابش برده یا پس از آن، به احتیاط واجب باید نمازش را دوباره بهجا آورد؛ ولی اگر تمام شدن نماز را بداند اما نمیداند که خوابیدن او در بین نماز بوده یا پس از آن، نمازش صحیح است.
مسئله 1163. کسی که میداند به اختیار خودش خوابیده و شک کند که پس از نماز بوده یا در میان نماز یادش رفته که در حالت نماز است و خوابیده، نماز او صحیح است.
مسئله 1164. اگر کسی در حال سجده از خواب بیدار شود و بداند که نماز را تمام کرده است، ولی نداند در بین نماز بر اثر غفلت از حالت نماز خوابید یا پس از آن - مثلاً در سجده شکر خوابید - نماز او صحیح است؛ ولی اگر تمام شدن نماز را نداند و فقط احتمال دهد که آن را تمام کرده و خوابیده، به احتیاط واجب نماز را دوباره بهجا آورد.
سوم. همانند برخی از فرقههای اسلامی دستها را در حال نماز به قصد اینکه در نماز معتبر است، روی هم بگذارد، که احتیاطاً نماز را باطل میکند.
مسئله 1165. هرگاه برای ادب دستها را روی هم بگذارد، اگرچه مثل آنها نباشد، احتیاطاً دوباره نماز بگزارد؛ ولی اگر از روی فراموشی یا ناچاری یا برای کار دیگری مثل خاراندن دست و مانند آن دستها را روی هم بگذارد، اشکال ندارد.
چهارم. پس از خواندن حمد به قصد مشروع بودن، آمین بگوید، که بنا بر احتیاط واجب، نماز را باطل میکند؛ ولی اگر اشتباهاً یا از روی تقیه و ناچاری باشد، نمازش باطل نمیشود.
پنجم. عمداً یا سهواً تمام بدن نمازگزار پشت به قبله قرار گیرد؛ یا تمام بدن او به سمت راست یا چپ قبله برگردد، هرچند این حالت در زمان قرائت نماز نباشد و اگر عمداً (نه سهواً) به اندازهای برگردد که نگویند رو به قبله قرار دارد، نماز او باطل است، هرچند به طرف راست یا چپ نباشد، بلکه صرفاً روبرگرداندن از قبله باشد.
مسئله 1166. صورت نمازگزار غیر از تمام بدن اوست و اگر عمداً تمام صورت را به سمت راست یا چپ قبله برگرداند، نماز باطل میشود، بلکه اگر سهواً هم صورت را به این مقدار برگرداند، به احتیاط واجب دوباره نماز بگزارد و لازم نیست نمازی را که به آن مشغول است، تمام کند؛ ولی چنانچه سر را کمی بگرداند، عمدی باشد یا به اشتباه، نمازش باطل نمیشود. لازم است توجه شود که جریان استقبال قبله غیر از استقرار بدن در حال نماز است.
ششم. عمداً کلمهای به زبان آورد که از آن چیزی را قصد کند، اگرچه بیمعنا و یک حرف هم باشد، اگر آنچه از دهان خارج کرده، دو حرف یا بیشتر باشد، نماز او باطل میشود و باید آن را رها کند و دوباره نماز بگزارد و اگر یک حرف بیمعنا باشد، به احتیاط واجب نماز را تمام کند و دوباره بهجا آورد؛ ولی چنانچه به زبان آوردن آن، سهوی یا بیاختیار باشد، نماز باطل نمیشود.
مسئله 1167. تکلّم سهوی آن است که کلام را عمداً به زبان میآورد؛ ولی با سهو از اینکه در حالت نماز است و سهو از اینکه تکلّم در حال نماز جایز نیست، پس منظور از تکلّم سهوی، سبقِ لسان و مانند آن نیست که نتوان صدور کلام را به نمازگزار نسبت داد، هرچند سهوی باشد.
مسئله 1168. اگر کلمهای به زبان آورد که یک حرف دارد، چنانچه آن کلمه با معنا باشد - مثل «ق» که در زبان عرب به معنای «نگهدار» است - و معنایش را بداند و آن را قصد کند، نمازش باطل میشود، بلکه اگر معنای آن را قصد نکند، ولی ملتفت معنای آن باشد، به احتیاط واجب دوباره نماز بگزارد.
مسئله 1169. اگر نمازگزار به یک حرف تکلّم کرد؛ ولی بر اثر اشباع حرف یکم، حرف دوم پدید آمد، نماز باطل میشود و اگر دومی بر اثر اشباع حرف یکم پدید نیاید، احتیاط واجب، اتمام نماز و اعادۀ آن است.
مسئله 1170. صدور کلمه بر اثر سرفه کردن و آروغ زدن و آه کشیدن و عطسه کردن قهری و مانند آن، نه عمدی است؛ نه سهوی، ازاینرو حکمی ندارد و در نماز اشکال ندارد، چنانکه خود سرفه که بیاختیار پدید میآید، به نماز آسیبی نمیرساند.
مسئله 1171. گفتن آخ و آه و مانند اینها که دو حرفاند، اگر عمدی باشد، نماز را باطل میکند، مگر به قصد مناجات با خدا، و مقصود وی «آه من ذنوبی» و مانند آن باشد.
مسئله 1172. اگر کلمهای مثل «الله اکبر» را - که مصداق ذکر خداست - به قصد ذکر بگوید و میداند که با گفتن این کلمه کسی متوجه مطلوب نمازگزار میشود، اشکال ندارد؛ ولی چنانچه به قصد فهماندن چیزی به دیگری بدون قصد ذکر، آن کلمه را بگوید، نیز اگرچه قصد ذکر هم داشته باشد، نماز او باطل میشود.
مسئله 1173. در بطلان نماز به تکلّم عمدی، لازم نیست که مخاطب وجود داشته باشد، چنانکه بنا بر احتیاط واجب بین اختیار و اضطرار فرقی نیست.
مسئله 1174. خواندن قرآن در نماز، غیر از چهار آیه که سجدۀ واجب دارد - و در احکام جنابت ذکر شد - و نیز دعا کردن در نماز اشکال ندارد، اگرچه به فارسی یا زبان دیگر باشد، هرچند به احتیاط مستحب فقط عربی باشد.
مسئله 1175. خواندن قرآن باید به قصد قرآن بودن باشد. اگر کلمه یا کلامی مشترک میان قرآن و غیر قرآن باشد و به قصد قرآن خوانده نشود و دعا هم نباشد، نماز را باطل میکند.
مسئله 1176. اگر کلمات یا آیاتی از حمد و سوره یا دعا و ذکرهای نماز را به عمد یا به احتیاط، چند بار بگوید، تا وقتی که از روی وسواس و به قصد جزئیت نماز نباشد، اشکال ندارد و اگر بر اثر وسوسه یا به قصد جزئیت نماز باشد، اشکال دارد.
مسئله 1177. سلام کردن نمازگزار به دیگری در حال نماز، جایز نیست و نماز را باطل میکند؛ ولی اگر دیگری به او سلام کند، جوابش در نماز جایز، بلکه واجب است.
مسئله 1178. جواب سلام در حال نماز باید مانند خود سلام باشد؛ مثلاً اگر سلامکننده گفت: «سلام علیک» نمازگزار نیز باید بگوید: «سلام علیک» و چنانچه سلامکننده گفت: «سلام علیکم» نمازگزار باید بگوید: «سلام علیکم» و اگر او گفت: «السلام علیک» یا «السلام علیکم» نمازگزار باید بگوید: «السلام علیک» یا «السلام علیکم»، هرچند جواب به هر کدام از صیغههای یادشده کافی است. قصد جواب در تمام این عبارتها لازم است.
مسئله 1179. انسان باید جواب سلام را در نماز یا در غیر نماز، فوری بگوید و اگر به عمد یا با فراموشی جواب سلام را به تأخیر اندازد، بهگونهایکه اگر جواب دهد، جواب آن سلام حساب نشود، چنین جوابی در غیر حال نماز واجب نیست و چنانچه در نماز باشد، جایز نیست، هرچند در صورت ترک عمدی معصیت کرده است.
مسئله 1180. جواب سلام باید به گونهای باشد که سلامکننده آن را بشنود؛ ولی اگر سلامکننده ناشنوا بود یا به سرعت گذشت، باید جواب سلامش به صورت رایج داده شود.
مسئله 1181. سلام، تحیّت است؛ نه دعا یا ذکر، و جواب آن نیز تحیّت است؛ نه دعا یا ذکر؛ و بر نمازگزار جواب سلام به عنوان تحیّت واجب است؛ نه بیش از آن؛ ولی میتواند جواب سلام را به عنوان دعا برای سلام کننده بدهد؛ یعنی مقصود وی از «سلام علیک» این باشد که از خدا سلامتی او را درخواست کند.
مسئله 1182. قصد قرآنیّت، با جواب سلام که تحیت است، منافات دارد؛ یعنی با قصد قرآنیّت، جواب سلام - که واجب است - حاصل نمیشود.
مسئله 1183. جواب سلام مرد، زن و کودک اهل تمیز - یعنی بچهای که خوب و بد را میفهمد و معنای سلام را هم میداند - واجب است؛ خواه در نماز باشد یا بیرون از آن؛ نیز خواه سلام کننده مَحرم باشد یا نامَحرم.
مسئله 1184. جواب سلام در نماز واجب است و اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد، معصیت کرده؛ ولی نمازش صحیح است.
مسئله 1185. اگر سلام کننده به صورت غلط سلام کند که سلام حساب نشود، جواب آن در غیر حال نماز واجب نیست و در حال نماز جایز نیست و اگر سلام محسوب شود، جواب آن به صورت صحیح واجب است.
مسئله 1186. جواب سلام کسی که قصد جدّی ندارد، بلکه از روی مسخره یا شوخی و طنز باشد، واجب نیست و در حال نماز جایز نیست.
مسئله 1187. جواب سلام مُلحِد یا مُشرِک در حال غیر نماز واجب نیست و در حال نماز جایز نیست. جواب سلام اهل کتاب، مطابق احتیاط لازم است و در جواب فقط گفته شود «سلام» یا فقط بگوید «علیک» و درصورتیکه جواب سلام غیر مسلمان نظیر جواب سلام مسلمان نباشد و مفسدۀ اجتماعی پدید میآید، میتوان به قصد قرآن خواندن، در جواب سلام آنها گفت «سلام علیکم».
مسئله 1188. اگر کسی به عدهای سلام کرد، جواب سلام او به عنوان واجب کفایی بر همۀ آنان واجب است؛ ولی چنانچه یکی از آنان جواب دهد، کافی است و برای دیگران اگر در حال نماز نباشند، جواب دادن مستحب است.
مسئله 1189. اگر کسی به گروهی سلام کند و دیگری که سلامکننده قصد سلام دادن به او را نداشته، جواب دهد، باز هم جواب سلام او بر آن عدّه واجب است.
مسئله 1190. اگر به عدهای سلام کند و شخصی که بین آنها مشغول نماز است شک کند که سلامکننده قصد سلام کردن به او را هم داشته یا نه، نباید جواب بدهد و اگر بداند قصد او را هم داشته و بداند دیگران جواب سلام را میدهند، جواب دادن لازم نیست، هرچند اگر پیش از جواب دادن دیگران، جواب دهد جایز است و چنانچه بداند که دیگران جواب نمیدهند، باید جواب او را بگوید.
مسئله 1191. سلام کردن مستحب است و در روایات بسیار سفارش شده است و این مستحب نیز کیفیتهای مستحب دیگری را به همراه دارد؛ مانند استحباب سلام کردن سواره به پیاده، سلام کردن کسی که مرکوب (وسیله نقلیه) بهتری دارد به کسی که مرکوب (وسیله نقلیه) کم ارزشتری دارد، سلام کردن ایستاده به نشسته، سلام کردن جماعت اندک به جماعت بسیار و سلام کردن کوچک به بزرگ. البته اصل استحباب سلام برای هر کسی نسبت به دیگری محفوظ است.
مسئله 1192. اگر دو نفر در یک زمان به یکدیگر سلام کنند، بر هر یک احتیاطاً واجب است که پاسخ سلام دیگری را بدهد و سلام اول کافی نیست.
مسئله 1193. اگر کسی چند بار سلام کند و انسان یک بار جواب او را بدهد، کافی است؛ اما چنانچه پس از شنیدن جواب، دوباره سلام کند، چنانچه خارج از حدّ متعارف نباشد، جوابش واجب است.
مسئله 1194. جواب سلام خطیب نماز جمعه و خطیب محفل وعظ و مجلس تعزیت، اگر قصد تحیّت مخاطبان را دارد، واجب کفایی است، ازاینرو جواب یکی از شنوندگان کافی است.
مسئله 1195. مستحب است در غیر نماز، جواب سلام را بهتر از سلام بگوید؛ برای مثال، اگر کسی گفت: «سلام علیکم» او در جواب بگوید: «سلام علیکم و رحمۀ الله».
مسئله 1196. برخی از افراد در جواب سلام میگویند: «سلام از ما» ولی این جواب کافی نیست، بلکه سلام جداگانهای از ناحیۀ شخص مقابل شمرده میشود و به احتیاط، هر دو باید جواب سلام یکدیگر را بدهند.
هفتم. در نماز با صدا بخندد؛ خواه عمدی باشد یا قهری؛ و اگر به سهو با صدا بخندد یا لبخند بزند، نمازش باطل نمیشود.
مسئله 1197. اگر برای جلوگیری از صدای خنده، حال نمازگزار تغییر کند، بهگونهایکه رنگ صورتش سرخ شود، چنانچه نزد یک است که از صورت نمازگزار بیرون رود، نماز را تمام کند و دوباره بهجا آورد و اگر از حالت نمازگزار خارج شده باشد، نماز او باطل است.
هشتم. در نماز برای کار دنیا، هرچند اضطراری باشد - مثلاً برای دردی که دارد یا چیزی از متاع دنیا که از دست داد یا به دست نیاورد - به عمد با صدا گریه کند و اگر برای کار دنیا بیصدا گریه کند، اشکال ندارد، چنانکه گریۀ سهوی - هرچند با صدا باشد - باطلکنندۀ نماز نیست. گریۀ با صدا جهت ترس از دوزخ یا شوق به بهشت یا محبت خدا، نیز گریه به درگاه خدا جهت برآوردن حاجت - هرچند دنیایی باشد - نماز را باطل نمیکند، بلکه از بهترین اعمالِ عبادی است. گریه برای مصائب اهل بیت: مخصوصاً حضرت سید الشهداء علیهالسلام به قصد قربت، نماز را باطل نمیکند.
نهم. در نماز، کاری انجام دهد که صورت نماز را نزد اهل نماز به هم میزند؛ مثل دست زدن، به هوا پریدن و مانند اینها؛ کم باشد یا بسیار؛ عمدی باشد یا از روی فراموشی؛ ولی کاری که موالات نماز را به هم میزند، نه صورت آن را، فقط در حال عمدی مبطل نماز است؛ اما کاری که صورت نماز را به هم نزند - مانند اشاره کردن با دست برای فهماندن چیزی و گرفتن کودک و شیر دادن او تا آرام شود - سبب بطلان نماز نمیشود.
مسئله 1198. اگر در میان نماز به اندازهای ساکت بماند که نگویند نماز میخواند، خواه عمدی باشد یا سهوی، نمازش باطل میشود و چنانچه صورت نماز را به هم نزند، ولی موالات آن را از بین ببرد، در حالت عمدی بودن آن، نماز باطل میشود.
مسئله 1199. اگر در بین نماز کاری انجام دهد، یا مدتی ساکت شود و شک کند که نماز به هم خورده یا نه، نمازش صحیح است، هرچند به احتیاط مستحب آن را دوباره بهجا آورد و اگر شک کند که موالات آن به هم خورده یا نه، نماز او صحیح است.
دهم. در نماز، چیزی بخورد یا بیاشامد، بهگونهایکه نگویند نماز میخواند؛ خواه عمدی باشد یا سهوی؛ و اگر صورت نماز را به هم نزند، ولی موالات آن را از بین ببرد، چنانچه عمدی باشد، نماز را باطل میکند و اگر سهوی باشد، سبب بطلان نماز نمیشود.
مسئله 1200. خوردن و آشامیدن در حال نماز، مانند خوردن و آشامیدن در حال روزه نیست که نماز را باطل کند، پس اگر غذایی لای دندان یا در فضای دهان مانده باشد و در حال نماز فرو برد، نماز او باطل نمیشود.
مسئله 1201. گذاشتن مادّۀ قندی و مانند اینها در دهان و مکیدن تدریجی آن در حال نماز اشکال دارد.
یازدهم. شک در رکعتهای نماز دو رکعتی یا سه رکعتی، نیز در رکعتهای یکم و دوم نمازهای چهار رکعتی، درصورتیکه پس از فکر کردن به هیچ طرف اطمینان حاصل نشود، نماز را باطل میکند؛ نیز هر شک دیگری که نماز را باطل میکند.
دوازدهم. افزودن یا کاستن عمدی و سهوی جزء رکنی، نماز را باطل میکند و افزودن یا کاستن عمدی جزئی از واجبهای غیر رکنی نیز نماز را باطل میکند.
مسئله 1202. اگر پس از نماز شک کند که در بین نماز پدیدهای رخ داد که نماز را باطل میکند یا نه، نماز او صحیح است.
