آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی
مرجع تقلید شیعه
شرط هشتم. به حد ترخص رسیدن
در سفر به حد ترخّص برسد؛ یعنی از وطنش یا جایی که قصد کرده که ده روز در آنجا بماند، به قدری دور شود که دیوار شهر را در صورت هموار بودن نبیند و صدای اذان آن را بدون بلندگو نشنود؛ ولی باید در هوا، غبار یا چیز دیگری نباشد که از دیدن دیوار و شنیدن اذان جلوگیری کند و لازم نیست به قدری دور شود که منارهها و گنبدها را نبیند؛ یا دیوارها هیچ پیدا نباشد، بلکه همین قدر که دیوارها به صورت کامل معلوم نباشد، کافی است.
مسئله 1373. کسی که به سفر میرود اگر به جایی برسد که اذان را نشنود، ولی دیوار شهر را ببیند، یا دیوارها را نبیند و صدای اذان را بشنود، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بهجا آورد، به احتیاط واجب باید هم شکسته، هم تمام بهجا آورد.
مسئله 1374. اگر کسی بدون قصد سفر، تا حدّ ترخّص رفته و از آنجا قصد سفر کرده، با شروع حرکت از آن محل، به صورتی که نزد عرف بگویند سفرش را آغاز کرده، باید شکسته نماز بگزارد و در این صورت، خروج از حدّ ترخّص آن محل، اعتباری ندارد و آغاز مسافت شرعی را هم باید از نقطه حرکت حساب کرد؛ همچنین اگر در جایی بود که نه وطن او بود، نه قصد ماندن ده روز را در آنجا داشت، نه سی و یک روز با تردید در آنجا مانده بود، در همان حال، نمازش در آن محل، تمام بود، مثل اینکه در پی گمشدهای بدون قصد سفر به آنجا رسیده بود و از آنجا قصد سفر کرد، خروج از حدّ ترخّص آن محل اعتباری ندارد، بلکه با آغاز عرفی مسافت شرعی، نمازش را شکسته اقامه میکند.
مسئله 1375. مسافری که به وطنش برمیگردد، با دیدن دیوار وطن و شنیدن صدای اذان آن، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی مسافری که میخواهد ده روز در محلی بماند، با دیدن دیوار آنجا و شنیدن صدای اذان آن، نماز را تأخیر بیندازد، تا به منزل برسد؛ یا به احتیاط واجب نماز را هم شکسته، هم تمام بهجا آورد.
مسئله 1376. هرگاه شهر یا روستایی در بلندی باشد که از دور دیده شود، یا به قدری گود باشد که اگر انسان کمی دور شود، دیوار آن را نبیند، کسی که از آنجا مسافرت میکند، وقتی به اندازهای دور شود که اگر آن شهر یا روستا در زمین هموار بود، دیوارش از آنجا دیده نمیشد، باید نماز خود را شکسته انجام دهد؛ نیز اگر پستی و بلندی خانهها بیشتر از معمول باشد، باید ملاحظۀ معمول را بنماید.
مسئله 1377. در شهرهای بزرگی مثل تهران، همینکه نزد عرف صدق کند که شخص در آن شهر زندگی میکند، میتواند در نواحی مختلف شهر رفت و آمد کند و حکم مسافر را ندارد.
مسئله 1378. اگر از محلی مسافرت کند که خانه و دیوار ندارد، وقتی به جایی برسد که اگر آن محل دیوار داشت از آنجا دیده نمیشد، باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1379. اگر به قدری دور شود که نداند صدایی را که میشنود صدای اذان است، یا صدای دیگری، باید نماز را شکسته اقامه کند؛ ولی اگر صدای اذان را بشنود و کلمات آن را تشخیص ندهد، باید تمام نماز بگزارد.
مسئله 1380. اگر کسی یقین پیدا کند که به حد ترخّص رسیده و نماز را شکسته بهجا آورد و سپس معلوم شود در وقتی که نماز میگزارد، به حدّ ترخّص نرسیده بود، باید نماز را دوباره اقامه کند و اگر یقین کند که به حد ترخّص نرسیده و نماز را تمام بهجا آورد و سپس معلوم شود که به حدّ ترخّص رسیده بود، باید شکسته نماز بگزارد و اگر وقت گذشته، نماز را مطابق وظیفهاش در هنگام فوت آن اقامه کند. همین حکم برای بازگشت به وطن نیز جاری است.
مسئله 1381. اگر به قدری دور شود که اذان خانههای آخر شهر را نشنود، ولی اذان شهر را که به صورت رایج در جای بلند میگویند بشنود، نباید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1382. اگر به جایی برسد که اذان شهر را - که به صورت رایج در جای بلند میگویند - نشنود، ولی اذانی را که در جای خیلی بلند یا با بلندگو میگویند بشنود، باید نماز را شکسته اقامه کند.
مسئله 1383. اگر چشم یا گوش نمازگزار یا صدای اذان، غیر معمولی باشد، باید در محلی نماز را شکسته اقامه کند که چشم متوسط دیوار خانهها را نبیند و گوش متوسط صدای اذان معمولی را نشنود.
مسئله 1384. اگر بخواهد در محلی نماز بگزارد که شک دارد به حد ترخّص رسیده یا نه، باید نماز را تمام بهجا آورد و هنگام بازگشت اگر شک کند که به حد ترخّص رسیده یا نه، باید شکسته انجام دهد و در موارد مشتبه، باید یا آنجا نماز نگزارد؛ یا هم شکسته، هم تمام نماز بگزارد.
