آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی
مرجع تقلید شیعه
شروط وضو
سیزده چیز از شرایط صحیح بودن وضو است:
شرط یکم: آب باشد؛ نه مایع دیگر مانند گلاب.
شرط دوم: آب وضو پاک باشد.
مسئله 273. وضو با آب نجس و مایعی که آب نیست - مانند عصاره میوه - باطل است، اگرچه انسان نجس بودن یا آب نبودن آن را نداند؛ یا فراموش کرده باشد و اگر با آن وضو نمازی هم گزارده باشد، باید آن نماز را دوباره با وضوی صحیح بهجا آورد.
مسئله 274. اگر غیر از آب گلآلود، آب دیگری برای وضو ندارد، چنانچه وقت نماز تنگ است، باید تیمم کند و اگر وقت دارد، باید صبر کند تا آب صاف شود و وضو بگیرد.
شرط سوم: آب وضو مباح باشد.
بنا بر احتیاط، فضایی نیز که در آن وضو میگیرد، باید مباح باشد، اگرچه مباح نبودن فضا حرام است، برای صحت وضو لازم نیست.
مسئله 275. وضو با آب غصبی و با آبی که معلوم نیست صاحب آن راضی است یا نه، حرام و باطل است؛ ولی اگر در گذشته راضی بوده و انسان نمیداند که از رضایتش برگشته یا نه، وضو صحیح است؛ نیز اگر آب وضو از صورت و دستها در جای غصبی بریزد، وضوی او صحیح است.
مسئله 276. وضو گرفتن از حوض یا وضوخانه مدرسهای که انسان نمیداند آن حوض یا وضوخانه را برای همۀ مردم وقف کردهاند یا برای محصّلان همان مدرسه، در صورتی که مؤمنان آگاه، از آب آن وضو بگیرند، اشکال ندارد.
مسئله 277. کسی که نمیخواهد در مسجدی نماز بگزارد، اگر نداند آب حوض یا وضوخانۀ آن را برای همۀ مردم وقف کردهاند یا برای کسانی که در آنجا نماز میخوانند، نمیتواند از حوض یا وضوخانۀ آن وضو بگیرد؛ ولی چنانچه معمولاً کسانی هم که نمیخواهند در آنجا نماز بگزارند، از حوض یا وضوخانۀ آن بدون جلوگیری مسئول امور مسجد وضو میگیرند، میتواند از حوض یا وضوخانه آن وضو بگیرد.
مسئله 278. وضو گرفتن از حوض یا وضوخانۀ تیمچهها، پاساژها، مسافرخانهها، مهمانسراها و مانند اینها برای کسانی که ساکن آنجاها نیستند، در صورتی صحیح است که معمولاً کسانی هم که ساکن آن مکانها نیستند، بدون جلوگیری مسئول آن مکان، با آب آنجاها وضو میگیرند.
مسئله 279. هرگاه کسی محصّل مدرسهای نیست، ولی مهمان محصّلان آن است، اگر پذیرفتن چنین مهمانی بر خلاف شروط وقف نباشد، وضو گرفتن او در آن مدرسه اشکال ندارد؛ همچنین است در مورد کسی که مهمان مؤسسات فرهنگی، تجاری، نیز مهمان مسافران مسافرخانهها، مهمانسراها یا ساکنان تیمچههاست.
مسئله 280. وضو گرفتن از نهرهای بزرگ که مالک خصوصی دارد، اگرچه انسان نداند که صاحب آنها راضی است، اشکال ندارد، بلکه اگر بداند صاحب آنها از وضو گرفتن ناراضی است، اشکال ندارد، هرچند به احتیاط مستحب در این صورت با آب آنها وضو نگیرند.
مسئله 281. اگر فراموش کند آبْ غصبی است، در صورتی که خود او غاصب نباشد و با آن وضو بگیرد، وضوی او صحیح است.
شرط چهارم: ظرف آب وضو به احتیاط واجب مباح باشد.
شرط پنجم: ظرف آب وضو به احتیاط واجب طلا و نقره نباشد.
مسئله 282. اگر آب وضو در ظرفی باشد که وضو گرفتن از آن حرام است - مانند ظرف طلا و نقره و ظرف غصبی - و مکلف هم ظرف یا آب دیگری نداشته باشد، باید تیمم کند و چنانچه با آن آب وضو بگیرد، به احتیاط واجب باطل است و اگر آب مباح دیگری دارد، چنانچه در آن ظرف طلا و نقره یا غصبی وضوی ارتماسی بگیرد یا با آن ظرفْ آب را به صورت و دستها بریزد، به احتیاط واجب وضوی او باطل است؛ ولی اگر با کف دستْ آب از آن ظرف بردارد و به صورت و دستها بریزد، وضویش صحیح است، اگرچه به لحاظ تصرّف در ظرف غصبی، فعل حرام مرتکب شده است.
مسئله 283. اگر در حوض یا وضوخانهای که قسمتی از آن - مانند یک آجر، یک سنگ، شیر آب یا قسمتی از لولهکشی آن - غصبی است، وضو بگیرد، وضو صحیح است، هرچند اگر وضوی او تصرف در غصب حساب شود، حرام است.
مسئله 284. اگر در صحن حرم یکی از امامان یا امامزادگان - که سابقاً قبرستان بوده - حوضی یا نهری یا وضوخانهای بسازند، چنانچه انسان نداند که زمین صحن را برای قبرستان وقف کردهاند، وضو گرفتن در آن حوض و نهر اشکال ندارد.
شرط ششم: اعضای وضو هنگام شستن و مسح کردن پاک باشد.
مسئله 285. اگر پیش از تمام شدن وضو عضوی را که شسته یا مسح کرده، نجس شود، ولی بقیه اعضای وضو را به گونهای انجام دهد که نجاست به آن نرسد، وضویش صحیح است.
مسئله 286. اگر غیر از اعضای وضو عضوی از بدن نجس باشد وضو صحیح است؛ ولی چنانچه مخرج را از ادرار یا مدفوع تطهیر نکرده باشد، به احتیاط مستحب، نخست آن را تطهیر کند و سپس وضو بگیرد.
مسئله 287. اگر یکی از اعضای وضو نجس باشد و پس از وضو شک کند که پیش از وضو، آن را آب کشیده یا نه، چنانچه هنگام وضو متوجه پاک یا نجس بودن آن عضو نبوده، وضو باطل است و اگر میداند متوجه بوده یا شک دارد که متوجه بوده یا نه، وضو صحیح است و درهرصورت، عضوی را که نجس بوده، باید آب بکشد.
مسئله 288. اگر در صورت یا دستها بریدگی یا زخمی است که خون آن بند نمیآید و آب برای آن ضرر ندارد، باید در آب کر یا جاری فرو برد و قدری فشار دهد که خون بند بیاید و سپس به دستوری که گفته شد، وضوی ارتماسی بگیرد.
شرط هفتم: وقت برای بهجاآوردن وضو و نماز کافی باشد.
مسئله 289. هرگاه وقت به قدری تنگ است که اگر وضو بگیرد، تمام نماز یا مقداری از آن، هرچند اندک، بعد از وقت گزارده میشود، باید تیمّم کند؛ ولی اگر برای وضو و تیمّم یک اندازه وقت لازم است، باید وضو بگیرد.
مسئله 290. کسی که در تنگی وقت نماز باید تیمم کند، اگر وضو بگیرد، صحیح است؛ چه برای آن نماز وضو بگیرد؛ یا برای کار دیگر.
شرط هشتم: به قصد قربت، یعنی برای انجامدادن فرمان خدای عالم، وضو بگیرد و اگر برای خنک شدن یا به قصد دیگری وضو بگیرد، باطل است، مگر اغراض دیگر، تابع قصد قطعی تقرب به خدای سبحان باشد.
مسئله 291. لازم نیست نیت وضو را به زبان بگوید یا از قلب خود بگذراند؛ ولی باید در تمام حالات وضو متوجّه باشد که وضو میگیرد، بهگونهای که اگر از او بپرسند چه میکنی بگوید «وضو میگیرم».
مسئله 292. هرگاه در حال وضو گناهی انجام دهد - مانند شنیدن غیبت یا نگاه به زن نامحرم یا وضو گرفتن زن در جایی که مرد نامحرم به او نگاه میکند - وضوی او صحیح است، هرچند گناه کرده است.
شرط نهم: رعایت ترتیب در بهجا آوردن وضو؛ یعنی نخست صورت و پس از آن دست راست و سپس دست چپ را بشوید و پس از آن سر و آنگاه پاها را مسح کند و باید احتیاطاً پای راست را پیش از پای چپ مسح کند و اگر به این ترتیب وضو نگیرد، باطل است.
مسئله 293. هرگاه کسی شستن عضو قبلی را فراموش کرد و عضو بعدی را شست، برای مثال، نخست دست چپ و سپس دست راست را شست، باید پس از دست راست دست چپ را بشوید، تا ترتیب مراعات شود، به شرط اینکه با این شستن بیجا، موالات از بین نرود و اگر موالات ترک شود، باید دوباره وضو بگیرد.
شرط دهم: کارهای وضو را پیاپی انجام دهد.
مسئله 294. اگر میان کارهای وضو به قدری فاصله شود که وقتی میخواهد عضوی را بشوید یا مسح کند، رطوبت عضوهایی که پیش از آن شسته یا مسح کرده خشک شده باشد، وضو باطل است و اگر فقط رطوبت عضو آخری که شسته یا مسح کرده خشک شده باشد - برای مثال، موقعی که میخواهد دست چپ را بشوید رطوبت دست راست خشک شده باشد و صورت تر باشد - وضو صحیح است.
مسئله 295. اگر کارهای وضو را پشت سرهم بهجا آورد، ولی به جهتی مانند گرمای هوا، باد، حرارت فراوان بدن و مانند اینها رطوبت عضوهای سابق خشک شود، وضوی او صحیح است.
مسئله 296. راه رفتن در بین وضو اشکال ندارد، پس اگر بعد از شستن صورت و دستها چند قدم راه برود و سپس سر و پا را مسح کند، وضوی او صحیح است.
شرط یازدهم: کارهای وضو را در صورت توانایی، خود وضوگیرنده انجام دهد و اگر دیگری او را وضو دهد - برای مثال در رسانیدن آب به صورت و دست و شستن آنها کمک کند یا مسح سر و پاهای او را به عهده بگیرد - وضو باطل است.
مسئله 297. کسی که نمیتواند وضو بگیرد، باید نایب بگیرد که با اعضای وی او را وضو دهد و چنانچه مزد هم بخواهد، در صورتی که بتواند باید بپردازد؛ ولی باید خود او نیت وضو کند و با دست خود مسح نماید و اگر نمیتواند، باید نایبش دست او را بگیرد و به عضو مسحِ او بکشد و اگر این هم ممکن نیست، باید از دست او رطوبت بگیرد و با آن رطوبت، سر و پای او را مسح کند و به احتیاط واجب در صورت امکان، تیمّم هم بکند.
مسئله 298. هر کدام از کارهای وضو را که میتواند به تنهایی انجام دهد، نباید در آن کمک بگیرد.
شرط دوازدهم: استعمال آب برای او مانعی نداشته باشد.
مسئله 299. کسی که میترسد اگر وضو بگیرد، مریض شود، یا چنانچه آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند، نباید وضو بگیرد و وظیفه او تیمّم است؛ ولی اگر نداند که آب برای او ضرر دارد و وضو بگیرد و پس از آن بفهمد که ضرر داشته، وضویش صحیح است، اگرچه به احتیاط مستحب با آن وضو نماز نگزارد و تیمم کند و چنانچه با آن وضو نماز گزارده، دوباره آن را اقامه کند.
مسئله 300. اگر رسانیدن آب به صورت و دستها به مقدار کمی که وضو با آن صحیح است، ضرر ندارد و بیشتر از آن ضرر دارد، باید با همان مقدار وضو بگیرد.
شرط سیزدهم: در اعضای وضو مانعی از رسیدن آب نباشد.
مسئله 301. اگر میداند چیزی به عضوی از اعضای وضو چسبیده؛ ولی شک دارد که از رسیدن آب در شستن صورت و دستها یا مسح سر و پاها جلوگیری میکند یا نه، باید آن را برطرف کند؛ یا آب را به زیر آن برساند.
مسئله 302. اگر زیر ناخَن چرک باشد، وضو اشکال ندارد؛ ولی بهتر است آن را تمیز کنند؛ اما اگر ناخَن را بگیرند، چنانچه آن چرک مانع از رسیدن آب به پوست باشد، باید برای وضو آن چرک را برطرف کنند؛ نیز اگر ناخن بلندتر از حدّ معمول باشد، باید چرک زیر مقداری را که بلندتر از حد معمول است، برطرف کند.
مسئله 303. اگر بر اثر سوختگی یا چیز دیگر، تاولهایی در اعضای وضو پیدا شود، شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها روی آن کافی است. چنانچه سوراخ شود، رسانیدن آب به زیر پوست لازم نیست، بلکه اگر پوست یک قسمت آن کنده شود، لازم نیست آب را به زیر قسمتی که کنده نشده برساند؛ ولی چنانچه پوستی که کنده شده گاهی به بدن میچسبد و زمانی برمیآید، باید آن را قطع کند؛ یا آب را به زیر آن برساند، به شرط اینکه ضرر نداشته باشد.
مسئله 304. اگر احتمال دهد که به اعضای وضو چیزی چسبیده است، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد - مثل آنکه پس از گِلکاری یا رنگکاری شک کند که مقداری گِل یا رنگ به دست او چسبیده یا نه - باید بررسی کند؛ یا به قدری دست بمالد تا اطمینان پیدا کند که اگر مانعی بوده، برطرف شده یا آب به زیر آن رسیده است.
مسئله 305. در اعضای وضو هر مقدار چرک که باشد، اگر آن چرک مانع از رسیدن آب به آن عضوها نباشد، اشکال ندارد؛ همچنین چنانچه پس از گچکاری یا رنگکاری و مانند آن، مقدار کمی از گچ یا رنگ - که مانع رسیدن آب به بدن نیست - بر دست بماند، اشکال ندارد؛ ولی اگر شک کند که مانع رسیدن آب در شستن یا مسح کردن است یا نه، باید آن را برطرف کند.
مسئله 306. اگر اعضای وضو چرب است و در چربی آن، جِرمی وجود ندارد که مانع رسیدن آب به عضوهای شستن یا مسح کردن باشد، اشکال ندارد و چنانچه چربی به گونهای است که مانع رسیدن آب به اعضای وضو میشود، باید آن را برطرف کند.
مسئله 307. اگر پیش از وضو بداند که در برخی از اعضای وضو، مانعی از رسیدن آب هست و پس از وضو شک کند که هنگام وضو، آب را به عضو لازم رسانده یا نه، وضوی او صحیح است؛ ولی اگر بداند که هنگام وضو متوجه آن مانع نبوده، باید دوباره وضو بگیرد.
مسئله 308. اگر در برخی از اعضای وضو مانعی باشد که گاهی آب به خودی خود زیر آن میرسد و گاهی نمیرسد و انسان پس از وضو شک کند که آب زیر آن رسیده یا نه، چنانچه بداند هنگام وضو متوجه رسیدن آب به زیر آن نبوده، به احتیاط واجب دوباره وضو بگیرد.
مسئله 309. اگر پس از وضو چیزی را که مانعِ رسیدن آب است در اعضای وضو ببیند و نداند هنگام وضو بوده یا پس از آن پیدا شده، وضوی او صحیح است؛ ولی چنانچه بداند که در حال وضو متوجه آن مانع نبوده، به احتیاط واجب دوباره وضو بگیرد.
مسئله 310. اگر پس از وضو شک کند چیزی که مانع رسیدن آب است، در اعضای وضو بوده یا نه، در صورت احتمال توجّه داشتن، وضو صحیح است.
مسئله 311. اگر پس از وضو شک کند همۀ کارهای وضو را انجام داده یا نه، یا شروط در آن جمع بوده یا نه، وضو صحیح است؛ امّا اگر در حال وضو شک کند و از محلّ آن نگذشته باشد، باید بهجا آورد، و اگر از محل آن گذشت، به احتیاط واجب آن را بهجا آورد.
