آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی
مرجع تقلید شیعه
موارد قطع سفر
چند چیز است که سفر را قطع میکند و باید نماز را تمام بهجا آورد.
یکم. رسیدن به وطن
مسئله 1385. مسافری که در بین سفر از وطن خود عبور میکند، وقتی به جایی برسد که دیوار وطن خود را ببیند و صدای اذان آن را بشنود، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1386. مسافری که در مسیر سفر به وطنش رسیده، تا وقتی در آنجا هست، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و برگردد، وقتی به جایی برسد که دیوار وطن خود را نبیند و صدای اذان آن را نشنود، باید شکسته نماز بگزارد.
احکام وطن
مسئله 1387. محلی را که انسان برای اقامت دائمی و زندگی خود اختیار کرده، وطن اوست؛ چه در آنجا به دنیا آمده و وطن پدر و مادرش باشد؛ یا خودش آنجا را برای زندگی اختیار کرده باشد.
مسئله 1388. وطن دو قسم دارد: 1. وطن اصلی که ماندن در آن نیاز به قصد ندارد. 2. وطن قراردادی که محتاج به قصد ماندن دائمی است. در مورد ماندن دائمی موالات شرط نیست، بلکه اعراض مانع است، بنابراین اگر انسان پیاپی در وطن خود نماند، نمازش تا زمانی که از آنجا اعراض نکرده، تمام است. ماندن دائمی در ییلاق و قشلاق فرق میکند، پس کسی که قصد دارد در منطقه ییلاقی به صورت دائمی بماند، اگر در تابستان هفتهای یک روز هم برود، آنجا را وطن خود قرار داده است.
مسئله 1389. اگر قصد دارد در محلی که وطن اصلی او نیست مدتی بماند و سپس به جای دیگر رود، آنجا وطن او حساب نمیشود.
مسئله 1390. تا انسان قصد ماندن همیشگی در جایی که غیر وطن اصلی خودش است، نداشته باشد، وطن او حساب نمیشود، مگر آنکه بدون قصد ماندن، به اندازهای بماند که مردم بگویند اینجا وطن اوست.
مسئله 1391. کسی که در دو محل زندگی میکند - برای مثال شش ماه در شهری و شش ماه در شهر دیگر میماند - هر دو وطن اوست.
مسئله 1392. در غیر وطن اصلی و وطن غیر اصلی که ذکر شد، اگر در جاهای دیگر قصد اقامه نکند، نمازش شکسته است؛ چه ملکی در آنجا داشته باشد؛ یا نداشته باشد؛ خواه در آنجا شش ماه مانده باشد یا نه.
مسئله 1393. اگر به جایی برسد که وطن او بوده و از آنجا صرف نظر کرده، نباید نماز را تمام بهجا آورد، اگرچه وطن دیگری هم برای خود اختیار نکرده باشد.
دوم. قصد ماندن ده روز
مسئله 1394. مسافری که در محلی یا شهری قصد ماندن ده روز پشت سر هم را دارد، هرچند شهر بزرگ باشد، مثلاً به شعاع صد کیلومتر برسد، میتواند در تمام آن شهر رفت و آمد کند و نمازش تمام است و اگر بخواهد کمتر از ده روز، با اختیار یا به اجبار در آنجا بماند، باید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1395. مسافری که میخواهد ده روز در محلی بماند، لازم نیست قصد ماندن شب اول یا شب یازدهم را داشته باشد و همینکه قصد کند از اذان صبح روز اول تا غروب روز دهم - یعنی ده روز و نه شب - بماند، باید تمام نماز بگزارد و در ماه رمضان روزه بگیرد؛ همچنین اگر مثلاً قصدش این باشد که از ظهر روز یکم تا ظهر روز یازدهم بماند، باید نماز را تمام بهجا آورد.
مسئله 1396. مسافری که میخواهد ده روز در محلی بماند، در صورتی باید نماز را تمام بهجا آورد که بخواهد تمام ده روز را در یکجا بماند؛ چنانچه بخواهد در چند محل بماند، اگر فاصله آنها به قدری است که یک محل صادق نیست - مثلاً ده روز در شهری و یکی از روستاهای غیر مجاور آن که از هم فاصله دارند بماند - باید نماز را شکسته اقامه کند.
مسئله 1397. مسافری که میخواهد ده روز در محلی بماند، اگر از آغاز قصد داشته باشد که در بین ده روز به اطراف آنجا برود، چنانچه جایی که میخواهد برود از مزارع و باغات اطراف آن باشد، به مقداری که رفتن به آنجا منافی با صدق ماندن در محل و شهر نباشد، باید در تمام ده روز، تمام نماز بگزارد؛ ولی چنانچه بخواهد گاهی تا کمتر از چهار فرسخ برود و بدون فاصله بسیار برگردد، در همۀ ده روز باید نمازش را تمام بهجا آورد.
مسئله 1398. مسافری که تصمیم قطعی ندارد که ده روز در جایی بماند، بلکه ماندن ده روز در جایی را متوقف بر چیزی کند که تحقق آن معلوم نیست - برای مثال، قصدش این است که اگر رفیقش بیاید، یا منزل خوبی پیدا کند، ده روز بماند - باید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1399. کسی که تصمیم دارد ده روز در محلی بماند، اگرچه احتمال بدهد که برای ماندن او مانعی برسد، در صورتی که احتمال او مورد اعتنا نباشد، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1400. اگر مسافری بداند که مثلاً ده روز یا بیشتر به پایان ماه مانده و قصد کند تا آخر ماه در جایی بماند، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر نداند تا پایان ماه چقدر مانده و قصد کند تا آخر ماه بماند و پس از قصد بدون فاصله بسیار علم حاصل نشود، باید شکسته نماز بگزارد، اگرچه از موقعی که قصد کرده تا پایان ماه ده روز یا بیشتر باشد.
مسئله 1401. اگر مسافر قصد کند ده روز در محلی بماند، چنانچه پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتی ادایی از ماندن در آنجا منصرف شده، یا مردد شود که در آنجا بماند یا به جای دیگر برود، باید شکسته نماز بگزارد و اگر پس از اقامه یک نماز چهار رکعتی، از ماندن در آنجا منصرف شده یا مردد شود، تا وقتی در آنجا هست، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1402. مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر روزه بگیرد و بعدازظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه یک نماز چهار رکعتی ادایی بهجا آورده باشد، روزهاش صحیح است و تا وقتی در آنجا هست، باید نمازهای خود را تمام انجام دهد و اگر یک نماز چهار رکعتی نگزارده باشد، روزۀ آن روزش صحیح است و احتیاط مستحب، قضای آن است؛ اما باید نمازهای خود را شکسته بهجا آورد و روزهای بعد هم نمیتواند روزه بگیرد.
مسئله 1403. مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر از ماندن منصرف یا مردّد شود و شک کند پیش از آنکه از قصد ماندن برگردد، یک نماز چهار رکعتی خوانده یا نه، باید نمازهای خود را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1404. اگر مسافری به نیت اینکه نماز را شکسته انجام دهد، مشغول نماز شود و در بین نماز تصمیم بگیرد که ده روز یا بیشتر بماند، باید نماز را چهار رکعتی تمام کند.
مسئله 1405. مسافری که قصد کرده ده روز در جایی بماند، اگر در میان نخستین نماز چهار رکعتی ادایی از قصد خود برگردد، چنانچه وارد رکوع رکعت سوم نشده باشد، باید نماز را دو رکعتی تمام کند و برای ایستادن بیجا دو سجده لازم است و دیگر نمازهای خود را شکسته اقامه کند و اگر وارد رکوع رکعت سوم شده باشد، نمازش باطل است و تا وقتی در آنجا هست، باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1406. مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر بیشتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتی مسافرت نکرده، باید نمازش را تمام بهجا آورد و لازم نیست دوباره قصد ماندن ده روز کند.
مسئله 1407. مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، باید روزۀ واجب معیّن را - مانند روزه ماه رمضان - بگیرد و میتواند روزۀ مستحبی هم بگیرد و نماز جمعه و نافلۀ ظهر و عصر و عشاء را هم بهجا آورد.
مسئله 1408. مسافری که قصد کرده ده روز در جایی بماند، اگر پس از گزاردن یک نماز چهار رکعتی بخواهد به جایی که کمتر از چهار فرسخ است، برود و به محل اقامۀ خود برگردد، باید نماز را تمام بهجا آورد.
مسئله 1409. مسافری که قصد کرده ده روز در جایی بماند، اگر پس از خواندن یک نماز چهار رکعتی ادایی بخواهد به جای دیگری که کمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در آنجا بماند، باید در رفتن و در جایی که قصد ماندن ده روز کرده، نمازهای خود را تمام اقامه کند؛ ولی اگر جایی که میخواهد برود هشت فرسخ یا بیشتر باشد، باید موقع رفتن، نمازهای خود را شکسته بهجا آورد و چنانچه در آنجا قصد ماندن ده روز کرده، نمازش را تمام اقامه کند.
مسئله 1410. مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر پس از گزاردن یک نماز چهار رکعتی ادایی بخواهد به جایی که کمتر از چهار فرسخ است برود، چنانچه مردد باشد که به محل نخستش برگردد یا نه، یا به کلّی از برگشتن به آنجا غافل باشد، یا بخواهد برگردد، ولی مردد باشد که ده روز در آنجا بماند یا نه، یا آنکه از ده روز ماندن در آنجا و مسافرت از آنجا غافل باشد، باید در رفتن و برگشتن و پس از آن، نمازهای خود را تمام بهجا آورد.
مسئله 1411. اگر به خیال اینکه رفقایش میخواهند ده روز در محلی بمانند، قصد کند که ده روز در آنجا بماند و پس از گزاردن یک نماز چهار رکعتی ادایی بفهمد که آنها قصد نکردهاند، اگرچه خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتی که در آنجا هست، باید نماز را تمام بهجا آورد.
سوم. ماندن سی روزِ تردیدی
مسئله 1412. اگر مسافر پس از رسیدن به هشت فرسخ سی روز در محلی بماند و در تمام سی روز در رفتن و ماندن مردد باشد، در طول این مدت نمازش شکسته است؛ ولی پس از گذشتن سی روز، اگرچه مقدار کمی در آنجا بماند، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر پیش از رسیدن به هشت فرسخ در رفتن بقیۀ راه مردد شود، از وقتی که مردد میشود، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1413. مسافری که میخواهد نُه روز یا کمتر در محلی بماند، اگر پس از آنکه نُه روز یا کمتر در آنجا ماند، بخواهد دوباره نُه روز دیگر یا کمتر بماند، همچنین تا سی شبانه روز، در تمام این مدت سی روز، نمازش شکسته است؛ ولی از روز سی و یکم باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1414. مسافری که سی شبانه روز مردّد بوده، درصورتی باید نماز را بعد از آن تمام بهجا آورد که سی شبانه روز را در یکجا بماند، پس اگر مقداری از آن را در جایی و مقداری را در جای دیگر بماند، پس از سی شبانه روز هم باید شکسته نماز بگزارد.
احکام متفرقه سفر
مسئله 1415. مسافر میتواند در همه مکه و مدینه و مسجد کوفه نمازش را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر بخواهد در جایی که اول جزء این مسجد نبوده و بعد به آن اضافه شده نماز بگزارد، به احتیاط مستحب، شکسته نماز بگزارد، اگرچه اقوا صحّت تمام است؛ نیز مسافر میتواند در حرم امام حسین علیهالسلام ـ آنچه حرم شمرده میشود؛ نه رواق و صحن - نمازش را شکسته یا تمام بهجا آورد و این تخییر، استمراری است؛ یعنی میتواند در مدت کمتر از ده روزی که در این مکانهاست، بعضی وقتها شکسته و بعضی از اوقات تمام اقامه کند.
مسئله 1416. کسی که میداند مسافر است و باید شکسته نماز بگزارد، اگر در غیر چهار مکانی که میتواند نمازِ تمام اقامه کند به عمد تمام بهجا آورد، نمازش باطل است؛ همچنین اگر فراموش کند که نماز مسافر شکسته است و تمام بهجا آورد، باید نماز را دوباره به صورت شکسته انجام دهد و اگر پس از وقت یادش بیاید، به احتیاط واجب، قضا دارد.
مسئله 1417. کسی که میداند مسافر است و باید نماز را شکسته انجام دهد، اگر فراموش کند و از روی عادت تمام اقامه کند، نمازش باطل است؛ نیز اگر سفر خود را فراموش کرده باشد و تمام بهجا آورد، در صورتی که وقت داشته باشد، نمازش را دوباره بهجا آورد، بلکه با گذشتن وقت هم، به احتیاط واجب قضا کند.
مسئله 1418. مسافری که نمیداند باید شکسته نماز بگزارد، اگر تمام بهجا آورد، نمازش صحیح است و پس از فهمیدن حکم مسئله، اعاده ندارد.
مسئله 1419. مسافری که میداند باید شکسته نماز بگزارد، اگر برخی از خصوصیات آن را نداند - مثلاً نداند که در سفر هشت فرسخی باید شکسته انجام دهد - چنانچه تمام نماز بگزارد، درصورتیکه وقت باقی است، باید نماز را شکسته انجام دهد و اگر وقت گذشته، باید شکسته قضا کند.
مسئله 1420. مسافری که میداند باید نماز را شکسته انجام دهد، اگر به گمان اینکه مسافت سفر او کمتر از هشت فرسخ است تمام بهجا آورد، وقتی بفهمد که مسافت سفرش هشت فرسخ بوده، نمازی را که تمام انجام داده، باید دوباره شکسته اقامه کند و اگر وقت هم گذشته، باید شکسته قضا کند.
مسئله 1421. اگر فراموش کند که مسافر است و نماز را تمام بهجا آورد، چنانچه در وقت یادش بیاید، باید شکسته بهجا آورد و اگر بعد از وقت یادش بیاید، قضای آن نماز بر او واجب نیست.
مسئله 1422. کسی که باید نماز را تمام بهجا آورد ، اگر به عمد یا به اشتباه یا با فراموشی آن را شکسته بهجا آورد، در هر صورت، نمازش باطل است.
مسئله 1423. اگر مسافر در بین نماز چهار رکعتی یادش بیاید که مسافر است، یا بفهمد که مسافت سفر او هشت فرسخ است، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته باشد، باید نماز را دو رکعتی تمام کند و اگر به رکوع رکعت سوم رفته، نمازش باطل است و در صورتی که به مقدار گزاردن یک رکعت هم وقت دارد، باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1424. اگر مسافری برخی از خصوصیات نماز مسافر را نداند - برای مثال، نداند که اگر چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن برگردد - باید شکسته نماز بگزارد، چنانچه به نیّت چهار رکعتی مشغول نماز شود و پیش از رکوع رکعت سوم حکم شرعی را بفهمد، باید نماز را دو رکعتی تمام کند و اگر در رکوع رکعت سوم بفهمد، نمازش باطل است و در صورتی که به مقدار یک رکعت از وقت هم مانده باشد، باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1425. مسافری که باید نماز را تمام بهجا آورد، اگر بر اثر ندانستن مسئله به نیت دو رکعتی مشغول نماز شود و در بین نماز حکم مسئله را بفهمد، باید نماز را چهار رکعتی تمام کند و به احتیاط مستحب، پس از تمام شدن نماز، دوباره آن را چهار رکعتی بهجا آورد.
مسئله 1426. مسافری که نماز نگزارده، اگر پیش از تمام شدن وقت به وطنش برسد، یا به جایی برسد که میخواهد ده روز در آنجا بماند، باید نماز را تمام بهجا آورد و کسی که مسافر نیست، اگر در اول وقت نماز نگزارد و مسافرت کند، در سفر باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1427. اگر از مسافری که باید نماز را شکسته بهجا آورد، نمازهای چهار رکعتی - مانند نماز ظهر یا عصر یا عشاء - قضا شود، باید آن را دو رکعتی قضا کند، اگرچه در غیر سفر بخواهد قضای آن را بهجا آورد؛ نیز اگر از کسی که مسافر نیست، یکی از این سه نماز قضا شود، باید چهار رکعتی قضا کند، اگرچه در سفر بخواهد آن را قضا کند.
مسئله 1428. مستحب است مسافر پس از هر نمازی که شکسته میگزارد، سی مرتبه بگوید: «سُبْحانَ اللهِ وَالْحَمْدُ للهِ وَ لا اِللهَ اِلَّا اللهُ وَاللهُ اَکْبَر» و در تعقیب نماز ظهر و عصر و عشاء بیشتر سفارش شده است، بلکه بهتر است در تعقیب این سه نماز شصت بار بگوید.
مسئله 1429. ملاک سفر شرعی، پیمودن هشت فرسخ با شروط دیگر است. آسانی سفر و سرعت و مانند آن، سبب تغییر حکم نمیشود.
