آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

مرجع تقلید شیعه

زکات شتر، گاو و گوسفند

مسئله 2129. زکات شتر، گاو و گوسفند، غیر از شرط‌های ذکرشده، دو شرط دیگر نیز دارد: 1. حیوان در تمام سال بیکار باشد و اگر در تمام سال یکی دو روز کار کرده باشد، زکات آن واجب است. 2. در مدت سال از علف بیابان بچرد، پس اگر تمام سال یا مقدار درخور اعتنایی از آن را از علف چیده‌شده، یا از زراعتی که مالک خصوصی دارد، بچرد، به‌گونه‌ایکه نتوان دربارۀ آن حیوان گفت بیابانچر است، زکات ندارد.

مسئله 2130. اگر مالک برای شتر، گاو و گوسفند خود چراگاهی را که کسی نکاشته بخرد یا اجاره کند، هرچند دام‌های او در بیابان میچرند، بیابانچر نیستند، زیرا در ملک خصوصی چرا دارند، ازاین‌رو وجوب زکات آن‌ها مشکل است، گرچه مطابق احتیاط است و اگر برای چراندن در آن باج بدهد، باید زکات را بپردازد.

نِصاب شتر

مسئله 2131. شتر دوازده نصاب دارد: یکم. پنج شتر که زکات آن یک گوسفند است و تا آمار شتر به این اندازه نرسد، زکات ندارد. دوم. ده شتر که زکات آن دو گوسفند است. سوم. پانزده شتر که زکات آن سه گوسفند است. چهارم. بیست شتر که زکات آن چهار گوسفند است. پنجم. بیست و پنج شتر که زکات آن پنج گوسفند است. ششم. بیست و شش شتر که زکات آن یک شتر است که داخل سال دوم شده باشد. هفتم. سی و شش شتر که زکات آن یک شتر است که داخل سال سوم شده باشد. هشتم. چهل و شش شتر که زکات آن یک شتر است که داخل سال چهارم شده باشد. نهم. شصت و یک شتر که زکات آن یک شتر است که داخل سال پنجم شده باشد. دهم. هفتاد و شش شتر که زکات آن دو شتر است که داخل سال سوم شده باشد.
یازدهم. نود و یک شتر که زکات آن دو شتر است که داخل سال چهارم شده باشد. دوازدهم. صد و بیست و یک شتر و بیش از آن که باید چهل، چهل حساب کند و برای هر چهل شتر یک شتری بپردازد که داخل سال سوم شده باشد؛ یا پنجاه، پنجاه حساب کند و برای هر پنجاه شتر یک شتری بپردازد که داخل سال چهارم شده باشد؛ یا با چهل و پنجاه حساب کند؛ ولی در هر صورت، باید به گونه‌ای حساب کند که چیزی نماند؛ یا اگر چیزی میماند، از نه شتر بیشتر نباشد؛ برای مثال، اگر 140 شتر دارد، باید برای صد شتر، دو شتری که داخل سال چهارم شده و برای چهل شتر، یک شتر ماده‌ای که داخل سال سوم شده، بپردازد و در صورت نداشتن شتر ماده، شتر نر در سن خاص کافی است و اگر آن نیز مقدور نبود، قیمت آن پرداخت شود.

مسئله 2132. زکات ما بین دو نصاب واجب نیست، پس اگر شمار شترهایی که دارد، از نصاب یکم که پنج شتر است بگذرد، تا به نصاب دوم که ده شتر است نرسیده، فقط باید زکات پنج شتر را بپردازد. همین‌گونه است در نصاب‌های بعد.

نصاب گاو

مسئله 2133. گاو و گاومیش دو نصاب دارد: 1. سی رأس؛ یعنی اگر شمار گاو به سی رأس رسید، چنانچه دیگر شروط ذکرشده را داشته باشد، مالک باید یک گوساله‌ای که داخل سال دوم شده باشد، زکات بپردازد. 2. چهل رأس که زکات آن، یک گوسالۀ ماده‌ای است که داخل سال سوم شده باشد؛ امّا زکات بین سی و چهل رأس واجب نیست؛ برای مثال، کسی که سی و نه رأس گاو دارد، فقط باید زکات سی رأس آن‌ها را بپردازد؛ نیز اگر آمار گاو او از چهل رأس بیشتر باشد، تا به شصت گاو نرسیده، فقط باید زکات چهل رأس آن را بپردازد و پس از آنکه به شصت - یعنی دو برابر نصاب یکم - رسید، باید دو گوساله‌ای که داخل سال دوم شده بپردازد.
همچنین هرچه بالا رود، باید سی، سی حساب یا چهل، چهل، یا با سی و چهل حساب کند و زکات آن را به روشی که ذکر شده بپردازد؛ ولی باید به گونه‌ای حساب کند که چیزی نماند؛ یا اگر چیزی ‌ماند، از نُه رأس بیشتر نباشد؛ برای مثال، اگر هفتاد رأس گاو دارد، باید به حساب سی و چهل محاسبه کند و برای سی ‌رأس آن، زکات سیتا و برای چهل رأس آن، زکاتِ چهل‌تا را بپردازد، چون اگر به سی رأس حساب کند، ده رأس آن زکات نداده میماند؛ ولی در جایی که رعایت این جهت ممکن نیست - مانند آنکه پنجاه گاو داشته باشد - به احتیاط چهل را معیار قرار دهد، اگرچه ده تا اضافه میآید.

نِصاب گوسفند

مسئله 2134. گوسفند پنج نصاب دارد: یکم. چهل که زکات آن، یک گوسفند است و تا عدد آن‌ها به چهل نرسد، زکات ندارد. دوم. صد و بیست و یک که زکات آن، دو گوسفند است. سوم. دویست و یک که زکات آن، سه گوسفند است. چهارم. سیصد و یک که زکات آن، چهار گوسفند است. پنجم. چهارصد و بیش از آن، که باید آن‌ها را صدتا صدتا حساب کند و برای هر صد رأس آن‌ها یک گوسفند بپردازد و لازم نیست زکات را از خود گوسفندها بپردازد، بلکه اگر گوسفند دیگری بدهد، یا مطابق قیمت گوسفند پول بپردازد، کافی است؛ ولی اگر بخواهد جنس دیگر بپردازد، در صورتی بیاشکال است که برای فقرا بهتر باشد، اگرچه لازم نیست.

مسئله 2135. زکات ما بین دو نصاب واجب نیست، پس اگر آمار گوسفندهای کسی از نصاب یکم که چهل است بیشتر باشد، تا به نصاب دوم که صد و بیست و یک است نرسیده، فقط باید زکات چهل رأس آن را (که زکات مجموع آن‌ها شمرده میشود) بپردازد و بیش از آن لازم نیست؛ همچنین است در نصاب‌های بعدی.

مسئله 2136. زکات شتر، گاو و گوسفندی که به مقدار نصاب برسد واجب است؛ چه همۀ آن‌ها نر باشند یا مادّه؛ یا برخی نر و بعضی مادّه باشند.

مسئله 2137. در حکم زکات، گاو و گاومیش یک جنس حساب میشوند و شتر عربی و غیر عربی یک جنس است؛ همچنین بز، میش و شیشک (برّه) در زکات با هم فرقی ندارند.

مسئله 2138. اگر برای زکات، گوسفند میپردازد، باید داخل سال دوم شده باشد و چنانچه بز میپردازد، باید داخل سال سوم شده باشد.

مسئله 2139. اگر قیمت گوسفندی که مالک آن را برای زکات میپردازد، مختصری از گوسفندان خوب او کمتر باشد، ولی با قیمت گوسفندهای متوسط او همسان باشد، اشکالی ندارد. البته بهتر است گوسفندی را که قیمت آن از تمام گوسفندهایش بیشتر است بپردازد؛ همچنین است در گاو و شتر.

مسئله 2140. اگر چند نفر با هم شریکباشند، هر کدام آنان که سهمش به نصاب یکم رسیده، باید زکات آن را بپردازد و بر کسی که سهم او کمتر از نصاب یکم است، زکات واجب نیست.

مسئله 2141. اگر یک نفر در چند جا گاو یا شتر یا گوسفند داشته باشد و روی هم به اندازۀ نصاب باشند، باید زکات آن‌ها را بپردازد.

مسئله 2142. اگر گاو، گوسفند و شتری که دارد، مریض و معیوب هم باشند، باید زکات آن‌ها را بپردازد.

مسئله 2143. اگر گاو، گوسفند و شتری که دارد، همه مریض یا معیوب یا پیر باشند، میتواند زکات را از خود آن‌ها بپردازد؛ ولی چنانچه همه سالم و بیعیب و جوان باشند، نمیتواند زکات آن‌ها را از بیمار، معیوب یا پیر بپردازد، بلکه اگر برخی از آن‌ها سالم و بعضی بیمار و دسته‌ای معیوب و دستۀ دیگر بیعیب و مقداری پیر و بخشی جوان باشند، به احتیاط مستحب، برای زکات آن‌ها از سالم و بیعیب و جوان بپردازد.

مسئله 2144. اگر پیش از تمام شدن ماه یازدهم گاو و گوسفند و شتری را که دارد با چیز دیگر معاوضه کند، یا نصابی را که دارد با مقدار نصاب از همان جنس تبدیل کند - برای مثال، چهل گوسفند بپردازد و چهل گوسفند دیگر بگیرد - احتیاط واجب، پرداخت زکات آن‌هاست.

مسئله 2145. کسی که باید زکات گاو، گوسفند و شتر را بپردازد، اگر زکات آن‌ها را از مال دیگرش بپردازد، تا وقتی آمار آن‌ها از نصاب کم نشده، همه ساله باید زکات را بپردازد و چنانچه از خود آن‌ها بدهد و از نصاب یکم کمتر شوند، زکات بر او واجب نیست؛ برای مثال، کسی که چهل گوسفند دارد، اگر از مال دیگرش زکات آن‌ها را بپردازد، تا وقتی که گوسفندهای او از چهل کم نشده، همه ساله باید یک گوسفند بپردازد و اگر از خود آن‌ها بدهد، تا زمانی که به چهل نرسیده، زکات بر او واجب نیست.

مسئله 2146. مالک میتواند زکات مال خود را در هشت مورد صرف کند:
1. فقیر و او کسی است که مخارج سال خود و افراد تحت تکفّلش را ندارد. کسی که صنعت یا مِلک یا سرمایه‌ای دارد که میتواند به تدریج مخارج سال خود را به دست آورد، فقیر نیست.
2. مسکین و او، کسی است که هزینه زندگی او سخت‌تر از فقیر تأمین میشود.
3. کسی که از طرف امام علیه‌السلام یا نایب امام علیه‌السلام مأمور گردآوری و نگهداری زکات است و به حساب آن رسیدگی میکند و آن را به امام علیه‌السلام یا نایب او یا به فقرا میرساند.
4. کافرانی که با پرداختن زکات به آنان به دین اسلام گرایش مییابند؛ یا در جنگ به مسلمانان کمک میکنند.
5. خریداری برده‌ها و آزاد کردن آنان.
6. بدهکاری که نمیتواند دَین خود را بپردازد.
7. سبیل الله؛ یعنی کاری که مانند ساختن مسجد، منفعت عمومی دینی دارد و ساختن پل و اصلاح راه که سود آن به همه مسلمانان میرسد و آنچه برای اسلام سودمند است، به هر صورت که باشد.
8. ابن‌السبیل؛ یعنی مسافر در سفر مانده‌ای که محتاج شده است. احکام این‌ها در مسائل آینده ذکر خواهد شد.

مسئله 2147. به احتیاط واجب، فقیر و مسکین بیش از هزینۀ سال خود و افراد تحت تکفّلش را از زکات نگیرد و اگر مقداری پول یا جنس دارد، تنها به اندازۀ کسری مخارج یک سالش زکات بگیرد.

مسئله 2148. کسی که مخارج سالش را داشته، اگر مقداری از آن را صرف کند و سپس شک کند که آنچه مانده به اندازۀ مخارج سال او هست یا نه، نمیتواند زکات بگیرد.

مسئله 2149. صنعتگر، کارگر، مالک یا تاجری که درآمد او از هزینۀ سالش کمتر است، میتواند برای کسری مخارجش زکات بگیرد و لازم نیست که ابزار کار یا ملک یا سرمایۀ خود را به مصرف مخارج برساند.

مسئله 2150. فقیری که خرج سال خود و افراد تحت تکفّلش را ندارد، اگر خانه‌ای دارد که ملک اوست و در آن نشسته، یا وسیله نقلیه دارد، چنانچه بدون این‌ها نتواند زندگی کند - اگرچه برای حفظ آبرویش باشد - میتواند زکات بگیرد؛ همچنین است وسایل خانه، ظرف، لباس تابستانی و زمستانی و امکانات مورد نیاز که آن‌ها را ندارد و به آن‌ها نیاز دارد، میتواند از زکات خریداری کند.

مسئله 2151. فقیری که یادگیری صنعت برای او مشکل نیست، باید آن را بیاموزد و با گرفتن زکات زندگی نکند؛ ولی تا وقتی مشغول آموختن است، میتواند زکات بگیرد.

مسئله 2152. فقیری که میتواند کسب کند و هزینه خود و افراد تحت تکفّلش را تهیّه نماید، ولی از روی تنبلی اقدام نمیکند، جایز نیست زکات بگیرد و شخص فقیری که کسب، مانع ادامۀ تحصیل اوست، در هیچ صورتی نمیتواند از سهم فقرا زکات بگیرد و در صورتی که تحصیل بر او واجب عینی یا کفایی بوده و تحصیل او منفعت عمومی داشته باشد میتواند از سهم فی سبیل الله دریافت کند.

مسئله 2153. به کسی که درگذشته فقیر بوده و میگوید فقیرم، تا وقتی که گمان بر خلاف حاصل نشود، میتوان زکات پرداخت کرد.

مسئله 2154. کسی که میگوید فقیرم و درگذشته فقیر نبوده، یا معلوم نیست فقیر بوده یا نه، اگر از ظاهر حالش گمان پیدا شود که فقیر است، یا افراد مورد اعتماد خبر دهند که او فقیر است، میتوان به او زکات پرداخت.

مسئله 2155. کسی که باید زکات بپردازد، چنانچه از فقیری طلبکار باشد، میتواند طلبی را که از او دارد، زکات حساب کند.

مسئله 2156. اگر فقیرِ بدهکار بمیرد و ترکه‌ای که برای بدهکاری او کفایت کند نداشته باشد، میتوان بدهکاری او را برای زکات حساب کرد.

مسئله 2157. زکاتی را که شخص به فقیر میپردازد، لازم نیست به او بگوید که زکات است، بلکه اگر فقیر خجالت بکشد، مستحبّ است به گونه‌ای که دروغ نشود، به اسم پیشکش بپردازد؛ ولی باید قصد زکات کند.

مسئله 2158. اگر به خیال اینکه کسی فقیر است، به او زکات بپردازد و سپس بفهمد فقیر نبوده، یا از روی ندانستن مسئله به کسی که میداند فقیر نیست زکات بپردازد، کافی نیست؛ چنانچه چیزی را که به او پرداخته باقی باشد، میتواند از او بگیرد و باید آن یا عوضش را به مستحقّ بپردازد و اگر از بین رفته باشد، چنانچه کسی که آن چیز را گرفته نمیدانسته که زکات است، ضامن نیست و اگر میدانسته یا احتمال میداده که زکات است، میتوان عوض آن را از او گرفت و به مستحقّ پرداخت؛ ولی چنانچه به غیر عنوان زکات داده، نمیتواند چیزی از او بگیرد و باید از مال خودش زکات را به مستحقّ بپردازد و در تمام صورت‌ها میتواند از مال خودش زکات را بپردازد و از گیرنده زکات مطالبه نکند.

مسئله 2159. کسی که بدهکار است و نمیتواند بدهی خود را بپردازد، اگرچه هزینۀ سال خود را داشته باشد، میتواند برای پرداخت قرض خود زکات بگیرد؛ ولی باید مالی را که قرض کرده، در معصیت خرج نکرده باشد؛ یا اگر در معصیت هزینه کرده، از آن معصیت توبه کرده باشد که در این صورت از سهم فقرا میتوان به او پرداخت.

مسئله 2160. اگر به کسی که بدهکار است و نمیتواند بدهی خود را بپردازد، از سهم بدهکاران زکات بدهد و سپس بفهمد قرض را در معصیت مصرف کرده، چنانچه آن بدهکار فقیر باشد، میتواند آنچه را به او داده، از سهم فقرا به عنوان زکات حساب کند؛ ولی اگر چیزی را که گرفته در شرابخواری یا به صورت آشکارا در معصیت صرف کرده و از معصیت خود توبه نکرده، به احتیاط واجب، باید چیزی را که به او پرداخته، برای زکات حساب نکند.

مسئله 2161. کسی که بدهکار است و نمیتواند بدهی خود را بپردازد، اگرچه فقیر نباشد، شخص بدهکارِ زکات میتواند طلبی را که از او دارد، زکات حساب کند.

مسئله 2162. مسافری که خرجی او تمام شده، یا وسیله نقلیه‌اش از کار افتاده، یا اموالش به سرقت رفته، چنانچه سفر او معصیت نباشد و نتواند با قرض کردن یا فروختن چیزی خود را به مقصد برساند، اگرچه در وطن خود فقیر نباشد، میتواند زکات بگیرد؛ ولی اگر بتواند در جای دیگر با قرض کردن یا فروختن چیزی هزینۀ سفر خود را فراهم کند، فقط به مقداری که به آنجا برسد، میتواند زکات بگیرد.

مسئله 2163. مسافری که در سفر درمانده شده و زکات گرفته، پس از آنکه به وطنش رسید، اگر چیزی از زکات اضافه آمده باشد، در صورتی که بدون دشواری نتواند بقیّه را به صاحب مال، یا وکیل، یا نایب او برساند، باید آن را به حاکم شرع بپردازد و زکات بودن آن را اعلام کند.