آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

مرجع تقلید شیعه

مسائل روزه

تعریف روزه

مسئله 1627. روزه، آن است که انسان، از اذان صبح تا مغرب، عزم مستمر داشته باشد که برای اطاعت خدا از چیزهایی که روزه را باطل میکند، خودداری نماید و هیچ کدام از آن‌ها را انجام ندهد.

اقسام روزه

مسئله 1628. روزه چهار قسم دارد: روزۀ واجب؛ روزۀ مستحب؛ روزۀ حرام؛ روزۀ مکروه.

مسئله 1629. روزۀ واجب، هشت قسم دارد: 1. روزۀ ماه مبارک رمضان. 2. روزۀ قضای ماه رمضان. 3. روزۀ کفاره. 4. روزۀ بَدَل قربانی حج واجب. 5. روزۀ نذر و عهد و قسم. البته در این فرض، وفا به نذر و عهد و قسم واجب است؛ نه آنکه خود روزه واجب باشد. 6. روزۀ استیجاری و مانند آن؛ مثل روزۀ مشروط ضمن عقد. 7. روزۀ روز سوم اعتکاف. 8. روزۀ فوت‌شده از پدر (نیز به احتیاط واجب از مادر) بر پسر بزرگ.

مسئله 1630. روزۀ حرام چهار قسم دارد: 1. روزۀ عید قربان. 2. روزۀ عید فطر. 3. روزۀ ایام تشریق برای حج‌گزار. 4. روزه گرفتن در شب که بدعت است.

مسئله 1631. روزه گرفتن در هر روز از ایام سال - جز موارد یادشده در مسئله چهارم - صحیح و مستحب است.

نیّت روزه

مسئله 1632. نیّت روزه، آن است که انسان تصمیم داشته باشد برای انجام دادن فرمان خدا از اول صبح تا مغرب، کاری که روزه را باطل میکند، عمداً انجام ندهد. لازم نیست تصمیم یادشده را به تفصیل از دل بگذراند؛ یا آن را بر زبان آورد، بلکه همین‌که به صورت اجمال بداند، کافی است.

مسئله 1633. قصد قربت در نیّت روزه، انجام دادن آن به فرمان خداست؛ حتی اگر انگیزه روزه‌دار خوف از جهنم و شوق به بهشت باشد، کافی است. قصد ریا و خودنمایی پیش از روزه، مانع تحقق آن است و پس از تحقق روزه، آن را باطل میکند و نمیتوان قبل از ظهر، تجدید نیّت کرد.

مسئله 1634. در ماه رمضان لازم نیست نیّت کند که روزۀ ماه رمضان میگیرم؛ بلکه اگر نداند یا فراموش کند یا غفلت کند که ماه رمضان است و روزۀ دیگری را نیت کند، روزۀ ماه رمضان حساب میشود.

مسئله 1635. اگر بداند ماه رمضان است و به‌عمد، نیّت روزۀ غیر ماه رمضان کند، نه از ماه رمضان حساب میشود؛ نه روزه‌ای که قصد کرده است، زیرا در ماه رمضان غیر از روزۀ ماه رمضان واقع نمیشود؛ حتی اگر گمان کند که روزۀ غیر ماه رمضان، در آن ماه صحیح است و سپس متوجه شود که صحیح نیست، نمیتواند با تجدید نیّت، از روزۀ دیگر به روزه ماه رمضان عدول کند و هیچ کدام صحیح نیست.

مسئله 1636. چنانچه در ماه رمضان نیّت روزۀ قضای رمضان گذشته کند، روزۀ او نسبت به هر دو رمضان باطل است، زیرا آنچه وظیفه او بوده، نیّت نکرده و آنچه نیت کرده، واقع نشده است؛ حتی اگر نذر کند چنانچه در ماه رمضان در سفر باشد، روزۀ قضای رمضان گذشته را بگیرد، نذر و روزۀ او هردو باطل‌اند.

مسئله 1637. کسی که در غیر ماه رمضان چند نوع روزه، مانند قضا، اجاره، کفاره و نذر، بر عهده دارد و میخواهد بگیرد، باید در نیّت معیّن کند که کدام یک از آن‌ها را قصد کرده است.

مسئله 1638. اگر کسی به اجمال بداند روزۀ واجبی بر عهده اوست، ولی نمیداند روزۀ قضا یا استیجاری است، چنانچه یک روز به قصد آنچه در ذمّه اوست روزه بگیرد، آن واجبْ ادا میشود.

مسئله 1639. در روزه‌داری، علم تفصیلی به همه آنچه روزه را باطل میکند، لازم نیست و همین که به اجمال، ترک آن‌ها را نیّت کند کافی است، بنابراین اگر روزه‌دار قصد دارد همۀ مفطرات را ترک کند، ولی عملی که در واقع مُفْطِر است، به گمان او مفطر نیست و قصد کند آن را انجام دهد، تا زمانی که مرتکب آن نشود، روزه او صحیح است.

مسئله 1640. افرادی که برای تشخیص ماه رمضان راهی ندارند - مانند اسیر، زندانی یا نابینای فاقد امکانات و اطلاعات - باید بر اساس گمان خود، یک ماه را رمضان قرار دهند و همان ماه برای آنان حکم ماه رمضان را خواهد داشت و در این صورت، در نیّت، تعیین هم لازم است.

مسئله 1641. اگر روزه‌دار در روزۀ واجب معیّن - مانند ماه رمضان - قصد کند که نیّت روزه را قطع نماید، یا مردّد شود که روزه را ادامه دهد یا نه، روزه‌اش باطل میشود. چنانچه پیش از ظهر توبه کند، نمیتواند نیّت روزه را تجدید کند و فرقی هم بین نیّت قطعِ کنونی یا آینده نیست؛ ولی باید تا مغرب به رسم ادب امساک نماید و پس از ماه رمضان قضا کند. این حکم برای کسی که در بین روز، انجام دادن یکی از مفطرات را - که به آن نیّت قاطع گویند - قصد نماید، بار میشود، اگرچه آن را انجام ندهد، چون در نهادش قصد ترک روزه کرده و داعی برای روزه ندارد؛ ولی کفّاره ندارد، چون کفّاره متوقّف بر تحقّق افطار عمدی است و تنها با قصد چیزی که روزه را باطل میکند، کفاره واجب نمیشود.

مسئله 1642. اگر در طول روز ماه رمضان، نیّت روزه نکرد و تا غروب هم چیزی که روزه را باطل میکند انجام نداد، یا بدون نیّت روزه خوابید و تمام روز را خواب ماند، در این صورت‌ها، هرچند مفطری انجام نداده؛ ولی روزه نداشته و قضا دارد، چون این امساک و ترک مفطرات به قصد روزه نبوده است و اگر عمداً چیزی بخورد، کفاره هم بر او واجب میشود.

وقت نیّت

مسئله 1643. وقت اختیاری نیّت روزۀ واجب معیّن - مثل ماه رمضان و نذر معیّن - تا پیش از اذان صبح است، به گونه‌ای که آغاز روزه از طلوع فجر، با نیّت همراه باشد و برای حصول اطمینان، مقداری پیش از طلوع صبح یا از هنگام شب، نیّت روزه کند و از اذان صبح تأخیر نیندازد که تأخیر از آن جایز نیست.

مسئله 1644. اگر نداند یا فراموش کند که ماه رمضان است و پیش از ظهر متوجه شود، چنانچه کاری که روزه را باطل میکند انجام نداده باشد، باید نیّت کند و روزۀ او صحیح است و اگر مُفطری انجام داده، یا بعد از ظهر متوجه شود که ماه رمضان است، روزۀ او باطل است و قضا دارد؛ ولی باید تا مغرب از کاری که روزه را باطل میکند، خودداری نماید.

مسئله 1645. اقوا آن است که انسان در هر شـب از مـاه رمضان، برای روزۀ فردای آن، نیّت کند و اگرچه از آغاز ماه، نیّت روزۀ همۀ ماه را نموده و آن را به صورت استمراری داشته باشد، صحیح است. در روزۀ غیر ماه رمضان - مانند روزۀ کفاره، نذر یا بدل هَدی - هم باید برای هر روز به صورت جداگانه نیّت کند و اگر بنا دارد مثلاً یک هفته روزه بگیرد، چنانچه در آغاز آن، نیّت همۀ آن ایام را نموده و آن قصد را به صورت پیاپی داشته باشد، کافی است.

مسئله 1646. در روزۀ واجبی که وقت آن معیّن نیست - همچون روزۀ قضا، کفاره و نذر مطلق ـ، وقت اختیاری و اضطراری نیّت، تا اوّل ظهر است، بنابراین کسی که نیّت کرده روزۀ واجب غیرمعیّنی - مثل قضا یا کفاره - بگیرد و سپس منصرف شود و قصد افطار کند و بدون آنکه مفطری انجام دهد، دوباره تصمیم بر روزه بگیرد، میتواند پیش از ظهر دوباره نیّت کند و روزۀ او صحیح است، مگر اینکه قصد ریا کرده باشد که قابل اصلاح نبوده و تجدید نیّت اثری ندارد.

مسئله 1647. وقت نیّت روزه مستحبی از آغاز شب است تا موقعی که به اندازه نیت کردن، به مغرب مانده باشد، بنابراین اگر تا این وقت کاری که روزه را باطل میکند انجام نداده باشد و در آن زمان، نیّت روزۀ مستحبی کند، روزۀ او صحیح است.

مسئله 1648. اگر کسی نذر کرده که روز معیّنی روزه بگیرد و آن را فراموش کند و پیش از ظهر متوجه شود، چنانچه کاری که روزه را باطل میکند انجام نداده باشد و نیّت کند، روزۀ او صحیح است؛ وگرنه باطل است.

مسئله 1649. کسی که روز خاصّی را نذر روزه کرده و در آن روز بدون نیت نذر، روزه گرفته، روزۀ او برای نیّتی که کرده صحیح است؛ اما برای نذر او کافی نیست.

مسئله 1650. عدول و تغییر نیّت از روزه‌ای به روزه دیگر درست نیست؛ چه هر دو واجب، یا هر دو مستحب، یا یکی واجب و دیگری مستحب باشد.

روزه یوم الشک

مسئله 1651. یوم الشک، روزی است که انسان شک دارد آخر شعبان است، یا اول رمضان؛ یا شک دارد آخر رمضان است، یا اول شوّال. در یوم الشک آخر رمضان، روزه گرفتن واجب است؛ ولی اگر اثبات شود که اول شوّال است - گرچه چند لحظه نزد یک مغرب باشد - واجب است افطار کند.

مسئله 1652. در یوم الشک آخر شعبان، روزه گرفتن واجب نیست، بلکه مستحب است و اگر بخواهد روزه بگیرد، نمیتواند نیّت روزۀ ماه رمضان کند. چنانچه روزۀ ماه شعبان یا قضا یا مطلق روزه و مانند آن را نیّت کند و در بین روز - پیش از ظهر یا بعد از ظهر - معلوم شود که ماه رمضان است، باید روزۀ ماه رمضان را نیّت کند و اگر بعد از آن روز معلوم شود ماه رمضان بوده، از ماه رمضان حساب میشود.

مسئله 1653. اگر در یوم الشک قصد روزه نداشت و پیش از ظهر معلوم شد که اول ماه رمضان است، نه آخر شعبان، چنانچه چیزی که روزه را باطل میکند انجام نداده است، باید نیّت روزۀ ماه رمضان کند و روزه او صحیح است و قضا ندارد و اگر چیزی که روزه را باطل میکند انجام داده، یا بعد از ظهر متوجه شده است، نمیتواند نیت روزۀ ماه رمضان کند، بلکه باید قضای آن روز را بگیرد؛ ولی باید به رسم ادب تا مغرب، از انجام‌دادن چیزی که روزه را باطل میکند، خودداری نماید.

مسئله 1654. اگر در یوم الشک، در اصل نیّت روزه تردید داشته باشد و این گونه نیت کند که «اگر امروز ماه رمضان است، روزه واجب رمضان را نیّت میکنم و اگر از ماه شعبان است، روزه دیگر میگیرم» این روزه باطل است؛ ولی چنانچه در اصل نیّت روزه تردید ندارد، بلکه در خصوصیت روزه مردّد است که آیا واجب است یا مستحب، در این صورت اگر به قصد مافیالذمّه روزه بگیرد، صحیح است.

مسئله 1655. اگر در یوم الشک، به نیّت استحباب یا وجوب، روزه بگیرد و با ریا روزۀ خود را فاسد کند و سپس معلوم شود که ماه رمضان است، هر چند پیش از ظهر معلوم شود، روزۀ او باطل است و قضا دارد؛ ولی تا مغرب باید از چیزی که روزه را باطل میکند، خودداری نماید.

مسئله 1656. اگر در یوم الشک به قصد واجب معیّن [غیر رمضان] روزه بگیرد و از روی نافرمانی قصد افطار کند و پیش از ظهر پشیمان شود و سپس معلوم شود که رمضان است، بنا بر اقوا واجب است که روزه را به قصد رمضان اتمام کند و بنا بر احتیاط، قضای آن را بگیرد.

مسئله 1657. اگر در یوم الشک به نیّت شعبان روزه بگیرد و به اشتباه، چیزی که روزه را باطل میکند انجام دهد و سپس معلوم شود که ماه رمضان بوده، روزه او به عنوان ماه رمضان صحیح است؛ همچنین اگر پس از معلوم شدن ماه رمضان به اشتباه، مفطری انجام دهد، روزه او صحیح است.

چیزهای باطل کننده روزه

مسئله 1658. چند چیز روزه را باطل میکند: 1و2. خوردن و آشامیدن. 3. آمیزش. 4. استمناء. 5. دروغ بستن به خدا و پیامبر صلیالله‌علیه‌وآله و ائمه:، همچنین پیامبران و حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام. 6. رسانیدن غبار غلیظ به حلق. 7. فرو بردن سر در آب. 8. بقای عمدی بر جنابت. 9. اِماله کردن. 10. قی نمودن عمدی.

یکم. خوردن و آشامیدن

مسئله 1659. اگر روزه‌دار عمداً چیزی بخورد یا بیاشامد، روزۀ او باطل میشود؛ چه آن چیز خوراکی باشد؛ یا غیرخوراکی - مثل خاک - و چه کم باشد یا بسیار؛ حتی اگر از راه غیر متعارف به حلق برسد - مثل شرب از راه بینی یا دیگر منافذ سَر - روزه را باطل میکند. معیار، صدق اکل و شرب است، به گونه‌ای که به بخش پایانی حلق که وصل به جوف است، برسد.

مسئله 1660. اگر روزه‌دار چیزی را که لای دندان مانده است، با علم و عمد فرو برد، روزه‌اش باطل میشود؛ ولی اگر بیاختیار یا از روی فراموشی به حلق فرو رود، روزه باطل نمیشود.

مسئله 1661. کسی که میخواهد روزه بگیرد، لازم نیست پیش از اذان صبح دندان‌هایش را خلال کند؛ ولی اگر بداند غذای لایدندان در روز بیرون میآید و به حلق فرو میرود، خلال کردن آن واجب است و اگر عمداً به این واجب عمل نکرد و در بین روز به حلق فرو رفت، روزه باطل میشود و قضا دارد؛ ولی کفّاره ندارد؛ همچنین اگر به حلق فرو نرود، روزه او باطل است و قضا دارد، چون اخلال به نیت کرده است.

مسئله 1662. فرو بردن آب دهانی که با اختیار یا بیاختیار در دهان جمع شده، گرچه بسیار و ترش مزه باشد، روزه را باطل نمیکند، اگرچه احتیاط در اجتناب از فرو بردن آن است.

مسئله 1663. بلعیدن خلط سر و سینه برای روزه‌دار، تا وقتی که به فضای دهان نرسد، روزه را باطل نمیکند و احتیاط واجب، آن است زمانی که به فضای دهان رسید، از فرو بردن آن به حلق خودداری کند؛ ولی چون مُبطل بودن آن قطعی نیست، اگر فرو رود، روزه او صحیح است.

مسئله 1664. اگر روزه‌دار مسواک آغشته به آب دهان را بیرون بیاورد و دوباره در دهان بگذارد و رطوبتش در آب دهان مستهلک شود، روزه او صحیح است؛ ولی اگر در آب دهان مستهلک نشود و آن را فرو ببرد، روزه را باطل میکند.

مسئله 1665. با جویدن آدامس، اگر ذرات آن در آب دهان متفرق و مخلوط شود و همراه با آب دهان به حلق فرو رود، روزه باطل میشود.

مسئله 1666. اگر روزه‌دار فراموش کند که روزه است و چیزی بخورد، روزه او باطل نمیشود.

دوم. آمیزش

مسئله 1667. اگر روزه‌دار در روز، با عمد و اختیار آمیزش کند، یعنی هر عملی که ایجاد جنابت میکند، انجام دهد، روزه او باطل میشود و قضا و کفّاره دارد؛ چه از پیش‌رو باشد یا از پشت؛ با همسر باشد یا غیر آن؛ با زنده باشد یا مرده؛ با انسان باشد یا حیوان.

مسئله 1668. ملاک باطل شدن روزه به آمیزش، جنابت است و جنابت یا به دخول به مقدار ختنه‌گاه است - اگرچه منی هم بیرون نیاید - یا به بیرون آمدن منی است، هرچند دخول، کمتر از این مقدار باشد؛ اما اگر کمتر از مقدار ختنه‌گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید، روزه باطل نمیشود. اگر شک کند که به اندازه ختنه‌گاه داخل شده یا نه، روزه او صحیح است.

مسئله 1669. اگر روزه‌دار با جهل به مسئله، با همسر خود به خیال اینکه حلال است، آمیزش کند، روزۀ او باطل است و قضا دارد؛ ولی کفّاره ندارد.

مسئله 1670. اگر روزه‌دار فراموش کند که روزه است و مشغول آمیزش شود، یا او را اجبار و اکراه به آمیزش کنند، روزه او باطل نمیشود و اگر یادش بیاید که روزه است، یا اجبار و اکراه از او برداشته شود، باید فوری دست از آمیزش بردارد و اگر آن را ادامه دهد، روزۀ او باطل میشود.

مسئله 1671. اگر اجبار کننده، روزه‌داری را مخیّر کند بین آمیزش و خسارت مالی، ولی روزه‌دار آمیزش را اختیار کند، روزه او باطل است و قضا دارد؛ اما کفّاره ندارد.

مسئله 1672. اگر روزه‌دار با همسرش بازی کند و شک کند که دخول شده یا نه، روزه‌اش باطل نمیشود.

مسئله 1673. اگر روزه‌دار ارادۀ آمیزش کند، چه قصد بیرون آمدن منی را داشته باشد یا نه، روزۀ او باطل میشود.

مسئله 1674. آمیزش در شب، تا زمانی که برای تطهیر و غسلِ پیش از اذان صبح وقت باشد، جایز است.

سوم. استمناء

مسئله 1675. اگر روزه‌دار، به قصد بیرون آمدن منی کاری کند که معمولاً سبب بیرون آمدن منی است و منی از او بیرون آید، روزه او باطل میشود و قضا و کفّاره دارد.

مسئله 1676. اگر روزه‌دار بدون قصد بیرون آمدن منی، عملی انجام دهد که عادتاً سبب بیرون آمدن منی است و منی هم بیرون آید، روزۀ او باطل میشود و فقط قضا دارد.

مسئله 1677. اگر روزه‌دار به قصد بیرون آمدن منی، کاری انجام دهد که عادتاً مایۀ بیرون آمدن منی نیست، ولی اتفاقاً منی بیرون آید، روزه او باطل میشود و فقط قضا دارد.

مسئله 1678. جُنُب شدن در حال خواب، روزه را باطل نمیکند، بنابراین چنانچه روزه‌دار بداند که اگر در روز بخوابد، در خواب منی از او بیرون میآید، خوابیدن او جایز است و اگر بخوابد و منی از او بیرون آید، روزۀ او صحیح است.

مسئله 1679. اگر روزه‌دار در وقت بیرون آمدن منی از خواب بیدار شود، لازم نیست از بیرون آمدن آن جلوگیری کند و روزه او باطل نمیشود.

مسئله 1680. بنا بر اقوا، روزه‌دار پس از احتلام و غسل جنابت، میتواند استبراء کند و اگر منی هم خارج شود، روزۀ او باطل نمیشود، هرچند باید دوباره غسل کند.

چهارم. دروغ بستن به خدا و پیامبر صلیالله‌علیه‌وآله

مسئله 1681. اگر روزه‌دار به گفتن، نوشتن، پُر کردن نواری که دیگران میشنوند، به اشاره، کنایه و مانند این‌ها به خدا و پیامبر صلیالله‌علیه‌وآله و امامان معصوم‌:، به عمد نسبت دروغ بدهد، گناه کرده و روزۀ او باطل است، هرچند فوراً بگوید دروغ گفتم یا توبه کند؛ و به احتیاط واجب، نسبت دروغ به حضرت زهرا علیهاالسلام و پیامبران دیگر نیز همین حکم را دارد. این حکم اختصاص به روزۀ واجب ندارد، بلکه در روزۀ مستحب نیز چنین است.

مسئله 1682. اگر کسی در غیر وقت روزه دروغی بگوید و سپس در حال روزه بگوید آن خبری که گفته بودم راست است، روزه‌اش باطل میشود.

مسئله 1683. اگر روزه‌دار خبری را که به دروغ بودنش گمان دارد، به خدا و پیامبر صلیالله‌علیه‌وآله نسبت دهد، مرتکب حرام شده است؛ ولی اگر آن را از دیگری یا نوشته‌ای یا بدون استناد به آن‌ها حکایت کند، روزۀ او باطل نمیشود، هرچند احتیاط مستحب در صورت نقل بدون استناد، بطلان روزه است.

مسئله 1684. دروغ بستن به مجتهدان و راویان حدیث حرام است؛ ولی روزه را باطل نمیکند، مگر اینکه نسبت دروغ به خدا و رسول خدا صلیالله‌علیه‌وآله محسوب شود.

مسئله 1685. اگر روزه‌دار مضطر به دروغ به خدا و رسول خدا صلیالله‌علیه‌وآله شود این دروغ روزه را باطل نمیکند.

مسئله 1686. چنانچه روزه‌دار بداند که دروغ بستن به خدا و پیامبر صلیالله‌علیه‌وآله روزه را باطل میکند و از اول قصد دروغ دارد و خبری را به عنوان دروغ انتخاب کند و به آنان نسبت دهد و سپس بفهمد آنچه گفته راست بوده، روزه‌اش باطل میشود، چون نیتِ «قاطِع» کرده است؛ ولی اگر از اول بنا دارد مطلب خاصی را گزارش کند که برای او مهم است و قصد دروغ بستن به آنان را ندارد، ولی مطلبی را که میپندارد دروغ است، به آنان نسبت دهد و سپس بفهمد آنچه را که گفته راست بوده، روزه‌اش باطل نمیشود، چون نیّت قاطِع ندارد، بلکه خطای در تطبیق است، هر چند احتیاط مستحب آن است که آن روزه را قضا کند.

مسئله 1687. اگر روزه‌دار چیزی را به اعتقاد اینکه راست است، از قول خدا و پیامبر صلیالله‌علیه‌وآله نقل کند و سپس بفهمد دروغ بوده، روزه‌اش باطل نمیشود.

مسئله 1688. اگر روزه‌دار به شوخی دروغی را به خدا یا پیامبر صلیالله‌علیه‌وآله نسبت دهد، روزه‌اش باطل نمیشود.

پنجم. رسانیدن غبار غلیظ به حلق

مسئله 1689. رسانیدن غبار غلیظ به حلق، به احتیاط واجب، روزه را باطل میکند؛ چه غبار چیزی باشد که خوردن آن حلال است؛ مثل آرد؛ یا غبار چیزی باشد که خوردن آن حرام است؛ مانند خاک.

مسئله 1690. اگر غبار غلیظ به غفلت یا از روی فراموشی به حلق برسد، روزه را باطل نمیکند.

مسئله 1691. به احتیاط واجب، استعمال تتن و سیگار روزه را باطل میکند. معیار در باطل کردن آن، صدق عنوان شرب (نوشیدن) بر آن است و عرب امروز، کشیدن سیگار و دخانیات را از مصادیق شرب میداند.

مسئله 1692. بخار غلیظ روزه را باطل نمیکند، مگر اینکه در فضای دهان به نم یا قطره آبی تبدیل شود و به حلق فرو رود.

ششم. فرو بردن سر در آب

مسئله 1693. فرو بردن عمدی سر در آب، به گونه‌ای که تمام سر یکدفعه زیر آب باشد، روزه را باطل میکند، گرچه بدن یا موهای سر بیرون آب باشد. این کار، علاوه بر قضای روزه، کفّاره هم دارد.

مسئله 1694. اگر روزه‌دار یک بار نصف سر را در آب فرو برد و بیرون بیاورد و بار دیگر نصف دیگر سر را در آب فرو برد، روزه‌اش باطل نمیشود.

مسئله 1695. اگر روزه‌دار فقط نیمۀ جلوی سر را - که شامل گوش، چشم، بینی و دهان است - در آب فرو برد و بقیّه سر در بیرون آب باشد، روزه‌اش باطل نمیشود؛ ولی احتیاط مستحب در ترک آن است.

مسئله 1696. اگر روزه‌دار تمام سر را زیر آبشار پُرآب به گونه‌ای بگیرد که آب تمام سر را فراگیرد، روزه‌اش باطل میشود.

مسئله 1697. اگر روزه‌دار تمام سر را با پارچه، نایلون، قیر و مشابه آن بپیچد و همه سر را در آب فرو ببرد، روزۀ او باطل میشود.

مسئله 1698. اگر روزه‌دار به گونه‌ای سرش را در محفظۀ شیشه‌ای یا کلاهک غواصی قرار دهد که آب با سر او در تماس نباشد و بتواند نفَس بکشد، روزۀ او باطل نمیشود.

مسئله 1699. اگر روزه‌دار با سوار شدن در زیردریایی به عمق آب برود، روزه او صحیح است.

مسئله 1700. اگر روزه‌دار تمام سر را در غیر آب، نظیر مایعات دیگری مثل برف، گِل، آب میوه، آب مضاف و مانند آن فرو برد، روزه‌اش باطل نمیشود. مایعی که معلوم نیست آب است یا نه، همین حکم را دارد؛ یعنی سر فروبردن در آن، روزه را باطل نمیکند.

مسئله 1701. روزه‌داری که دو نوع مایعِ آب و غیر آب در اختیار دارد و معلوم نیست کدام آب است، اگر سر را در هر دو فرو برد، روزۀ او باطل میشود و با فرو بردن سر در یکی از آن دو، مرتکب حرام شده و این کار به احتیاط واجبْ قضا دارد؛ ولی کفّاره ندارد.

مسئله 1702. اگر روزه‌دار با اطمینان به اینکه سرش در آب فرو نمیرود، خود را به آب اندازد و تمام سرش را آب فرا گیرد، روزه‌اش باطل نمیشود و باید فوراً سر را از آب بیرون آورد.

مسئله 1703. اگر روزه‌دار بیاختیار، یا به غفلت، یا فراموشی، یا بر اثر لغزیدن و مانند آن، سرش در آب فرو رود و در آن حال متوجه شود و فوراً سر از آب بیرون آورد، روزه‌اش صحیح است.

مسئله 1704. اگر روزه‌دار برای نجات غریقی به عمد سر در آب فرو برد، روزه‌اش باطل میشود، هرچند نجات جان مسلمان بر او واجب باشد و روزه او قضا دارد؛ ولی کفّاره ندارد.

مسئله 1705. اگر روزه‌دار برای باطل کردن روزه خود به خسارتی تهدید شده و مجبور شود که سر را در آب فرو برد، روزه‌اش باطل میشود و قضا دارد؛ ولی کفّاره ندارد.

مسئله 1706. اگر فراموش کند، یا غفلت کند که روزه است و به نیت غسل، سر در آب فرو برد، روزه و غسل او صحیح است.

مسئله 1707. اگر روزه‌دار نداند که سر فرو بردن در آب روزه را باطل میکند و به عمد سر خود را در آب فرو برد، روزه او باطل است و در این مسئله فرقی میان علم به حکم و جهل به آن نیست.

مسئله 1708. اگر بداند که روزه است و به‌عمد برای غسل‌کردن سر در آب فرو برد، روزۀ او باطل است؛ چه روزۀ ماه رمضان باشد؛ یا روزۀ واجب دیگر که وقت وسیع داشته باشد؛ و چه روزه مستحب؛ ولی در روزۀ ماه رمضان باید در ماندۀ روز، به رسم ادب از انجام دادن مفطر خودداری کند و روزه را هم قضا کند؛ اما غسل او در صورتی که در هر دو حال فرو رفتن در آب و مکث در آن، نیّت غسل کند، باطل است و اگر در زیر آب توبه کرده و در حال بیرون آمدن از آب نیّت غسل کند، صحیح است.

مسئله 1709. اگر روزه‌دار در روزۀ ماه رمضان - همچنین در روزۀ قضای رمضان در بعد از ظهر - جُنُب شود و رفع جنابت او منحصر به غسل ارتماسی باشد، باید به جای غسلْ تیمم کند و اگر در روزۀ مستحب یا روزۀ قضای رمضان در وسعت وقت و پیش از ظهر چنین شرایطی پیش آید، باید روزه را مثلاً با غسل ارتماسی باطل کند.

مسئله 1710. اگر روزه‌دار با توجه به روزه‌دار بودن و علم به غصبیبودن آب، برای غسل‌کردن سر در آب فرو برد، روزه و غسل او باطل است؛ چه روزۀ واجب باشد؛ یا مستحب.

مسئله 1711. اگر روزه‌دار در روزۀ ماه رمضان، یا قضای آن در تنگی وقت، یا روزۀ نذر معیّن، با توجه به روزه‌دار بودن و بدون علم به غصبی بودن آب، برای غسل‌کردن سر در آب فرو برد، روزه و غسل او باطل است، ولی اگر در روزۀ مستحبی یا واجبِ وقت‌دار - مانند قضای رمضان در پیش از ظهر - چنین کند، روزه او باطل، ولی غسل او صحیح است.

مسئله 1712. اگر روزه‌دار بداند این آب غصبی است، ولی از روزه‌دار بودنش غافل باشد و برای غسل‌کردن سر در آب فرو برد، غسل او باطل؛ ولی روزه او صحیح است.

مسئله 1713. اگر روزه‌دار با فرض اینکه قبلاً میدانست روزه دارد و نیز میدانست آب غصبی است، ولی اکنون هر دو مطلب را فراموش کرده و برای غسل‌کردن سر در آب فرو برد، روزه او صحیح است؛ ولی غسل او در صورتی که غاصب آب، خودش بوده، باطل است و اگر غاصب شخص دیگری بوده، غسل او صحیح است.

مسئله 1714. اگر روزه‌دار به نیّت غسل ارتماسی وارد آب استخر یا دریا شده و شک دارد تمام سر در آب فرو رفته یا نه، روزه او باطل است و قضا دارد؛ ولی کفاره ندارد.

هفتم. بقای عمدی بر جنابت

مسئله 1715. اگر جُنُب در شب ماه رمضان به‌عمد تا طلوع فجر غسل نکند، یا اگر وظیفۀ او تیمم است، تیمم نکند، روزۀ او باطل است و قضا و کفّاره دارد. در آن روز هم به رسم ادب از انجام دادن کاری که روزه را باطل میکند، خودداری نماید.

مسئله 1716. اگر جُنُب در روزۀ قضای ماه رمضان به‌عمد تا طلوع فجر جُنُب بماند، نمیتواند روزه بگیرد؛ ولی در دیگر روزه‌های واجب و مستحب، اگر به‌عمد تا طلوع صبح جنب بماند، میتواند روزه بگیرد، بنابراین تا زمان نیت کردن - در اثنای روزه - اگر کاری که روزه را باطل میکند انجام نداده باشد، میتواند نیّت روزه کند، پس در روزۀ واجب غیر ماه رمضان و قضای آن - چه معیّن باشد، مثل نذر معیّن، یا غیر معیّن باشد، مثل روزۀ کفاره - اگر کاری که روزه را باطل میکند انجام نداده باشد، میتواند پیش از ظهر، غسل و نیّت روزه کند و در روزۀ مستحب نیز میتواند پس از غسل، نیّت روزه کند، هرچند بعد از ظهر باشد.

مسئله 1717. کسی که جُنُب است و نمیتواند آب تهیه کند، یا مصرف آب برای او ضرر دارد، وظیفۀ وی تیمم است، پس اگر تیمم کند و بخوابد، روزۀ او صحیح است.

مسئله 1718. کسی که در شب ماه رمضان برای هیچ‌ یک از غسل و تیمم وقت ندارد، نباید خود را جُنُب کند و اگر خود را جُنب کرد، روزۀ او باطل است و قضا و کفّاره دارد و در آن روز هم باید به رسم ادب امساک کند و اگر فقط برای تیمم وقت دارد، چنانچه خود را جُنُب کند، با تیمم روزۀ او صحیح است؛ ولی گناهکار است.

مسئله 1719. اگر به گمان اینکه وقت دارد خود را جنب کند و سپس مشخص شود که برای هیچ‌ یک از غسل و تیمم وقت نداشت، در این صورت، اگر پس از جست‌وجوی بر اینکه هنوز وقت باقی است، خود را جنب کرده، روزه‌اش صحیح است. در صورت عدم جست‌وجو هم، به احتیاط استحبابی قضا دارد.

مسئله 1720. جُنُبی که در ماه رمضان قصد دارد روزه بگیرد و غسل جنابت را فراموش کند و پس از طلوع فجر یادش بیاید، روزۀ آن روز او صحیح است؛ ولی اگر پس از یک یا چند روز متوجه شود، روزه‌های او باطل است و قضا دارد؛ ولی کفّاره ندارد.

مسئله 1721. اگر جُنُب در ماه رمضان، با جهل به جنابت، چند روز روزه گرفت و سپس متوجه شد، روزه‌های او صحیح است.

مسئله 1722. اگر در ماه رمضان پس از طلوع فجر متوجه شود که محتلم شده است، روزه او صحیح است؛ چه بداند که پیش از طلوع فجر محتلم شده؛ یا پس از آن؛ یا شک داشته باشد که احتلام او پیش از طلوع فجر بوده؛ یا پس از آن، و واجب نیست فوراً غسل کند، چون طهارتْ شرط همراه روزه نیست و جنابتِ غیراختیاری نیز مانع روزه نیست؛ فقط بقای عمدی بر جنابت تا طلوع صبح، مانع روزه است که در اینجا نیست. البته برای نماز باید غسل کند.

مسئله 1723. اگر جُنُب در ماه رمضان شک دارد که غسل جنابت کرده یا نه، تعداد روزه‌هایی را که یقین دارد جنب بوده، باید قضا کند.

مسئله 1724. اگر در روزۀ قضای ماه رمضان پس از طلوع فجر متوجه شود که محتلم شده است، چنانچه بداند پس از طلوع صبح محتلم شده، یا در آن شک داشته باشد، روزۀ او صحیح است؛ ولی اگر بداند پیش از طلوع فجر محتلم شده، در وسعت وقت، روزۀ او باطل است، چون طهارت در طلوع صبح، شرط صحت روزۀ قضای ماه رمضان است و در تنگی وقت، باید آن روز را روزه بگیرد و به احتیاط، بعد از ماه رمضان نیز یک روز دیگر روزه بگیرد.

مسئله 1725. اگر جُنُب در روزۀ قضای ماه رمضان غسل را فراموش کند و در حال جنابت روزه بگیرد، روزۀ او باطل است.

مسئله 1726. اگر جُنُب یا زن حایض و زایمان کرده در شب ماه رمضان، شرایط هیچ‌ یک از غسل و تیمم را نداشته باشد و نتواند آن‌ها را انجام دهد، فاقد طَهورَیْن است و روزۀ او صحیح است. در دیگر روزه‌های واجب و مستحب نیز میتواند روزه بگیرد؛ ولی در روزۀ قضای ماه رمضان نمیتواند روزه بگیرد.

خواب جُنُب

مسئله 1727. چنانچه جُنُب در شب ماه رمضان میداند که اگر بخوابد برای غسل بیدار میشود و بخوابد و پس از طلوع فجر بیدار شود، روزۀ او صحیح است.

مسئله 1728. اگر جُنُب در شب ماه رمضان میداند که بخوابد برای غسل بیدار نمیشود، نباید بخوابد و چنانچه خوابید و بیدار نشد، روزۀ او باطل است و قضا دارد و در آن روز باید به رسم ادب، از چیزهایی که روزه را باطل میکند، خودداری نماید.

مسئله 1729. اگر جنب در شب ماه رمضان با تصمیم بر روزه و غفلت از غسل یا از جنابت بخوابد و پس از طلوع فجر بیدار شود، باید روزه را قضا کند؛ ولی کفاره ندارد، هرچند این خواب و بیداری در این حالت تکرار شود.

مسئله 1730. اگر جُنُب، در ماه رمضان بدون قصد غسل جنابت، یا با تردیدِ در آن بخوابد و پس از طلوع فجر بیدار شود، روزۀ او باطل است و قضا و کفّاره دارد.

مسئله 1731. اگر جُنُب، در ماه رمضان نمیداند که بخوابد برای غسل بیدار میشود یا نه، چنانچه قصد غسل را داشته باشد، میتواند بخوابد. اگر یک بار بخوابد و پس از طلوع فجر بیدار شود، روزۀ او صحیح است. اگر از خواب اول بیدار شود و بار دوم یا سوم یا بیشتر بخوابد و پس از طلوع فجر بیدار شود، روزۀ او باطل است و قضا دارد؛ ولی کفّاره ندارد. روزه‌های واجبِ غیر رمضان و روزۀ مستحب این احکام را ندارند.

مسئله 1732. جُنُبی که در شب ماه رمضان چند بار خوابید و بیدار شد، اگر در تعداد خواب شک دارد، حکم اقلّ تعداد خوابیدن را دارد.

مسئله 1733. زن حائض یا زایمان‌کرده، اگر پیش از طلوع فجر پاک شود و به‌عمد یا با سهل‌انگاری، غسل یا تیمم نکند، روزه‌اش باطل است و قضا دارد.

مسئله 1734. زن حائض یا زایمان‌کرده، اگر هنگام طلوع فجر پاک شود و برای هیچ‌ یک از غسل و تیمم وقت نداشته باشد و نیّت روزه کند، روزۀ او صحیح است.

مسئله 1735. احکامی که برای خوابیدن شخص جُنُب در شب ماه رمضان است، برای زن حائض و زایمان‌کرده نیست.

مسئله 1736. اگر زن پس از طلوع فجر از خون حیض و زایمان پاک شود، یا در بین روز خون حیض و زایمان ببیند، هرچند نزد یک مغرب باشد، روزۀ او باطل است و قضا دارد.

مسئله 1737. زن مستحاضه، اگر به وظیفۀ استحاضه عمل کند، روزۀ او صحیح است.

مسئله 1738. دست زدن روزه‌دار به بدن میّت جایز است و اگر به عمد غسل مس میّت نکند، روزه او باطل نمیشود.

هشتم. اِماله کردن

مسئله 1739. اماله کردن با چیز روان، اگرچه از روی ناچاری و برای معالجه باشد، روزه را باطل میکند و قضا دارد؛ ولی کفّاره ندارد؛ امّا شیاف با چیز جامد، روزه را باطل نمیکند.

مسئله 1740. چیزی را که نمیداند مایع یا جامد است، اماله کردن با آن جایز است؛ ولی به احتیاط مستحب، آن را ترک کند.

مسئله 1741. استعمال شیاف جامدی که برای لذت بردن یا تغذیه به کار میرود، مثل تریاک و مانند آن، احتیاط واجبْ ترک آن است؛ ولی روزه با آن باطل نمیشود.

نُهم. قی کردن عمدی

مسئله 1742. قی کردن عمدی، روزه را باطل میکند.

مسئله 1743. اگر چیزی مانند هستۀ میوه از حلق خارج شود و قی کردن عمدی بر آن صدق نکند، روزه باطل نمیشود.

مسئله 1744. اگر در شب ماه رمضان چیزی بخورد که میداند در روز باید آن را قی کند، چنانچه آن را بخورد و در روز با اختیار قی کند، روزۀ او باطل میشود و قضا دارد؛ ولی اگر بیاختیار قی کند، به احتیاط واجبْ قضا دارد و در هردو صورت، به رسم ادب باید تا مغرب چیزی نخورد.

مسئله 1745. اگر روزه‌دار بتواند از قی کردن خودداری کند، چنانچه برای او حرج یا ضرری نباشد، باید خودداری کند؛ وگرنه روزه او باطل میشود و قضا دارد و اگر حرج یا ضرری باشد، میتواند قی کند و روزه آن روز قضا دارد.

مسئله 1746. اگر روزه‌دار، پس از بردن غذا به دهان و پیش از رسیدن آن به حلق، متوجه شود که روزه است، واجب است غذا را برگرداند؛ ولی اگر پس از فرو بردن غذا به حلق - که خوردن به آن صدق نمیکند - متوجه شود که روزه است، چنانچه برگرداندن آن ممکن باشد، چون قی کردن بر او صدق نمیکند، باید آن را برگرداند و روزۀ او صحیح است.

مسئله 1747. اگر با آروغ زدن، چیزی از حلق روزه‌دار به دهانش آید و به‌عمد آن را فرو برد، روزه‌اش باطل است و قضا و کفّاره دارد؛ گرچه مایۀ تنفر باشد، کفّاره جمع ندارد.

مسئله 1748. اگر حشره‌ای - مانند مگس ـ، به گلوی روزه‌دار برود، چنانچه بدون قی کردن، بتواند آن را بیرون آورد، واجب است چنین کند و روزه او صحیح است و اگر نتواند، چنانچه نگهداشتن آن، حرج یا ضرر جانیِ غیر قابل تحمل دارد، باید قی کند و روزۀ او باطل است و قضا دارد.

مسئله 1749. اگر روزه‌دار در روزۀ واجب معیّنی - مثل روزه ماه رمضان - در حال نماز باشد و خردۀ غذا یا حشره‌ای بیاختیار به گلوی او برود که قابل بازگرداندن است؛ ولی نمیتواند تا پایان نماز آن را نگه دارد و برای بیرون انداختن آن، ناچار به تکلّم به «أخ» است - که نماز را باطل میکند - چنانچه وقت برای نماز، حتی با ادراک یک رکعت باقی است، باید با قطع نماز، آن چیز را بیرون اندازد و روزه را ادامه دهد؛ اما در ضیق وقت، مخیّر بین باطل کردن نماز و قضای آن، یا باطل کردن روزه و قضای آن است.

احکام افطار عمدی و سهوی

مسئله 1750. اگر انسان به عمد و اختیار، کاری را که روزه را باطل میکند، انجام دهد، روزۀ او باطل میشود و چنانچه عمدی نباشد، روزه باطل نمیشود؛ ولی بقای بر جنابت، در سه مورد روزه را باطل میکند، هرچند عمدی نباشد: 1. غسل جنابت را فراموش کند و پس از یک یا چند روز یادش بیاید. 2. بقای بر جنابت در خواب دوم به بعد. 3. بقای بر جنابت تا اذان صبح، در روزۀ قضای ماه رمضان.

مسئله 1751. اگر روزه‌دار برای وضوگرفتنْ آب در دهان بریزد و مضمضمه کند و مقداری آب به حلق فرو رود، روزه او صحیح است و قضا ندارد.

مسئله 1752. روزه‌دار میتواند برای ادراک مزۀ غذا، آن را مزمزه کند و سپس بیرون بریزد و اگر سهواً آن را بخورد، روزه‌اش صحیح است.

مسئله 1753. اگر روزه‌دار علم دارد با مضمضه‌کردن آب در دهان، آب از حلقش فرو میرود، جایز نیست مضمضه کند؛ ولی چنانچه برای وضو مضمضه کند یا پس از کشیدن دندان و خونی شدن آن، دهان‌شویی کند، اشکالی ندارد و اگر در این حالْ مقداری از آب از حلق فرو رود، روزۀ او باطل نمیشود.

مسئله 1754. اگر روزه‌دار سهواً یکی از کارهایی که روزه را باطل میکند، انجام دهد و در صحّت روزه مردّد شود، روزه‌اش باطل نمیشود.

مسئله 1755. اگر روزه‌دار سهواً یکی از کارهای باطل‌کننده روزه را انجام دهد و به گمان اینکه روزه او باطل شده، دوباره یکی از آن‌ها را از روی عمد انجام دهد، روزۀ او باطل میشود و قضا دارد.

مسئله 1756. اگر کسی با روزه گرفتن احساس ضعف کند، نباید افطار کند، گرچه ضعفش زیاد باشد؛ ولی اگر روزه برای او طاقت‌فرسا و غیر قابل تحمل شد، میتواند افطار کند و باید قضای آن را بگیرد.

مسئله 1757. روزه‌دار نباید برای تشنگی سخت، روزه را بخورد، بلکه باید آن را تحمّل کند؛ ولی اگر به قدری تشنه شود که قابل تحمّل نباشد، نسبت به حکم روزه چند فرض دارد: 1. این تشنگی، به گونه‌ای است که اگر مایعی ننوشد، خوف تلف یا ضرر خیلی مهم دارد، پس واجب است به اندازۀ ضرورت - نه بیش از آن - مایعی بنوشد. 2. روزه‌گرفتن برای او حرجی باشد؛ یعنی سختی بیش از حدّ متعارف دارد، پس جایز است به اندازۀ ضرورت و رفع حرج - نه بیش از آن - مایعی بنوشد و در هر دو صورت، روزۀ او باطل میشود و اگر ماه رمضان است، در بقیّۀ روز باید به رسم ادب، امساک کند و برای هر روز، یک چارک طعام، فدیه پرداخت کند و روزه را قضا نماید.

احکام افطار اجباری

مسئله 1758. اگر چیزی را به اجبار در گلوی روزه‌دار بریزند و از حلق او فرو رود، یا سر او را به زور در آب فرو برند - که او مورد فعل باشد؛ نه مَصدر آن - روزۀ او صحیح است؛ ولی اگر او را وادار و اکراه کنند که روزۀ خود را باطل کند - مثلاً به او بگویند اگر غذا نخوری، خسارت جانی یا مالی میبینی و او برای پیشگیری از ضرر، به اختیار خود چیزی بخورد - در این صورت، شخص مَصدر فعل است، نه مورد آن و روزۀ او باطل است و قضا دارد؛ ولی کفّاره ندارد.

مسئله 1759. اگر روزه‌دار بداند با رفتن به مکانی، او را وادار به روزه‌خواری میکنند، رفتن به آنجا حرام است و اگر رفت و وادار به افطار شد، روزۀ او باطل است و قضا و کفّاره دارد.

مسئله 1760. اگر روزه‌دار بداند که با رفتن به استخر و مانند آن، سر او در حال شنا کردن، بیاختیار در آب فرو میرود، یا مقداری آب از حلق او فرو میرود، نباید به آنجا برود؛ اگر برود و سرش در آب فرو رود، یا آب از حلق او فرو رود، روزۀ او باطل میشود و قضا و کفّاره دارد.

حکم روزه مستحب با فرض روزه واجب

مسئله 1761. کسی که روزۀ قضای ماه رمضان یا روزۀ واجب دیگری مانند روزه نذر و کفّاره برعهده دارد، نمیتواند روزۀ مستحبی بگیرد، مگر اینکه نتواند روزه واجب بگیرد؛ مانند مسافر که نمیتواند روزۀ واجب بگیرد؛ همچنین در مدینۀ منوّره میتواند برای برآورده شدن حاجت، سه روز، روزۀ مستحب بگیرد.

مسئله 1762. کسی که روزۀ واجب برعهده دارد و فراموش کند و روزۀ مستحب بگیرد، چنانچه پیش از ظهر یادش بیاید، میتواند نیّت خود را به روزۀ واجب برگرداند و اگر بعد از ظهر یادش بیاید، روزۀ او باطل است و در صورتی که پس از مغرب یادش بیاید، روزۀ او صحیح است.

مسئله 1763. کسی که روزۀ واجب برعهده دارد، میتواند نذر کند که روزۀ مستحب بگیرد و نذر او صحیح است؛ ولی وفا به نذر - که واجب است - باید پس از به‌جاآوردن روزۀ واجب باشد.

مسئله 1764. اگر کسی برای به‌جاآوردنِ روزۀ واجب اجیر شده، احتیاط این است که روزۀ واجب آن مستأجر را اول انجام دهد و سپس روزۀ مستحبی بگیرد.

امور مکروه برای روزه دار

مسئله 1765. امور زیر برای روزه‌دار مکروه است:
1. بوسیدن همسر؛ لمس او؛ به خیال‌آوردن صورت او؛ نگاه شهوت‌انگیز به او بدون قصد انزال منی، در صورتی که این کارها به صورت عادی باعث خروج منی از او نشده و منی هم خارج نشود.
2. مکیدن چیزی مانند عقیق یا مکیدن زبان طفل، اگر با رطوبت دهانش همراه نباشد و به حلق فرو نرود.
3. جویدن غذا برای تغذیه طفل؛ دندان زدن و خُرد کردن غذا برای پرندگان.
4. جویدن چیزی مانند سقز یا آدامس، هرچند مزه و بوی دهان را تغییر دهد، در صورتی که با موادی همراه نباشد.
5. چشیدن غذا برای ادراک مزۀ آن؛ ولی فرو بردن آن، روزه را باطل میکند.
6. مسواک کردن، به شرط اینکه مسواک خشک باشد؛ یا آب مسواکِ تر، از حلق فرو نرود.
7. سرمه کشیدن و دارو ریختن در چشم، هرچند در حلق، اثر آن را حسّ کند.
8. انفیه ریختن در بینی.
9. بوییدن گل‌ها و هر بویی؛ به ویژه گل نرگس.
10. تَر‌ْ کردن لباس و پوشیدن آن برای خنک شدن؛ همچنین نشستن در آب.
11. حمّام رفتنی که ایجاد ضعف کند.
12. خون گرفتن با حجامت که سبب ضعف شود؛ همچنین هر عملی که ضعف‌آور باشد.

قضا و کفّاره

مسئله 1766. در روزۀ ماه رمضان، انجام دادن عمدی و اختیاری کاری که روزه را باطل میکند، موجب قضا و کفّاره است؛ مثلاً اگر دروغ بستن به خدا و پیامبر صلی الله علیه وآله ، فرو بردن تمام سر در آب و قی کردن، با علم و عمد و اختیار انجام گیرد، قضا و کفّاره دارد؛ ولی جُنُب در شب ماه رمضان، اگر از خواب دوم به بعد تا صبح خواب بماند، روزۀ او قضا دارد؛ اما کفّاره ندارد، چون ملاک کفّاره، افطار عمدی و اختیاری است و در اینجا افطاری نیست.

مسئله 1767. اگر روزه‌دار با ندانستن مسئله، کاری که روزه را باطل میکند انجام دهد، بنا بر اقوا کفّاره بر او واجب نیست، پس اگر روزه‌دار به خیال اینکه جماع کردن با همسر در حال روزه حلال است، با او آمیزش کند، کفّاره بر او واجب نیست.

مسئله 1768. چنانچه روزه‌دار در روزۀ واجب، شک دارد که مغرب شده یا نه و افطار کند، قضا و کفّاره بر او واجب میشود؛ ولی اگر بر اثر عوامل طبیعی و تاریکی هوا فکر کرده مغرب شده و افطار کند و سپس متوجه شود که مغرب نبوده، روزۀ او صحیح است و قضا ندارد.

مسئله 1769. کسی که به قصد روزۀ واجب غیر ماه رمضان، مانند روزۀ نذری یا استیجاری، سحری خورده، درحالیکه صبح بوده، روزۀ او باطل است.

مسئله 1770. روزه‌های واجبی که باطل کردن آن‌ها کفّاره دارد، چنین‌اند: 1. روزۀ ماه رمضان. 2. روزۀ قضای ماه رمضان. 3. روزۀ نذر روز معیّن. 4. روزۀ اعتکاف.

انواع کفّاره

مسئله 1771. کفّارۀ باطل کردن عمدی روزۀ ماه رمضان، یکی از این سه کار است: 1. دو ماه روزه گرفتن، که 31 روز آن پیاپی باشد. 2. یک بنده آزاد کردن. 3. 60 فقیر را سیر کردن که به هر فقیر یک چارک (ده سیر) طعامِ غالب آن بلد پرداخت میشود و مستحب است به هر یک از 60 فقیر 2 چارک بپردازند. اگر کسی از انجام دادن آن عاجز باشد، باید چیزی صدقه بدهد و استغفار کند.

مسئله 1772. اگر با کار حرام - مثل خوردن شراب یا عمل زنا - روزه را به‌عمد باطل کند، به احتیاط واجب، کفّارۀ جمع دارد؛ یعنی هر سه کار یادشده در مسئلۀ قبلی را باید انجام دهد.

مسئله 1773. اگر روزۀ قضای ماه رمضان را بعد از ظهر باطل کند، باید 10 فقیر را سیر کند و اگر نتوانست 10 فقیر را سیر کند، 3 روز روزه بگیرد.

مسئله 1774. اگر نذر کند در روز معیّنی - مثل روز جمعه - روزه بگیرد، چنانچه عمدا روزۀ خود را در آن روز باطل کند، باید کفّارۀ یمین بپردازد؛ یعنی 10 مسکین را اطعام کند؛ یا 10 مسکین را بپوشاند و یا 1 بنده آزاد کند و در صورتی که هیچ کدام از این سه کار برایش مقدور نباشد، باید 3 روز روزه بگیرد.

مسئله 1775. اگر معتکف، مرتکب عمل جماع شود، چه در روز باشد یا شب، باید کفاره بدهد و کفّارۀ آن، یکی از سه چیز است؛ یعنی 1 بنده آزاد کند، یا 2 ماه روزه بگیرد، یا 60 فقیر را سیر کند.

مسئله 1776. اگر کسی عمداً روزۀ ماه رمضان را افطار کند و سپس به حدّ شرعی سفر کند، چه برای فرار از کفّاره باشد یا نه، قضا و کفّاره بر او واجب است.

مسئله 1777. کسی که روزۀ ماه رمضان را به‌عمد افطار کند و سپس عذر روزه‌داری مانند بیماری، حیض، جنون، مسافرت و مانند آن برای او پدید آید، کفّارۀ افطار عمدی ساقط نیست؛ یعنی یکی از سه کار یادشده (در مسئله 1772) بر او واجب است.

مسئله 1778. اگر روزه‌دار با همسر خود که روزه دارد در روز ماه رمضان با رضایت او آمیزش کند، قضا و کفّاره بر هردو واجب است و به جهت معصیتی که کرده‌اند، باید تعزیر شوند.

مسئله 1779. اگر مرد با اجبار، از زن سلب اختیار کند و با او آمیزش کند و خانم از اول تا آخر راضی به این عمل نباشد، مرد معصیت کرده و علاوه بر قضا باید دو کفّاره بدهد و تعزیر شود، ولی روزۀ زن باطل نمیشود و کفّاره و تعزیر ندارد.

مسئله 1780. اگر در حال روزۀ ماه رمضان، مرد با همسر خود آمیزش کند و خانم ابتدا راضی به این کار باشد، ولی در ادامۀ عمل ناراضی باشد، مرد و زن هر دو باید کفاره بپردازند و تعزیر شوند و قضا را به‌جا آورند.

مسئله 1781. اگر مرد با همسر خود در روزۀ رمضان آمیزش کند و خانم ابتدا راضی نباشد، ولی در ادامه راضی شود، مرد باید دو کفّاره بپردازد و تعزیر شود و زن باید قضای روزه را بگیرد.

مسئله 1782. اگر زن در روزۀ ماه رمضان، شوهرش را وادار کند که با او آمیزش کند، زن معصیت کرده و علاوه بر قضا باید یک کفاره بپردازد.

مسئله 1783. اگر در ماه رمضان مرد مسافر باشد، یا با داشتن عذری دیگر، روزه نداشته باشد، نباید همسر روزه‌دار خود را به آمیزش وادار کند؛ ولی اگر مرتکب چنین عملی شد، کفّاره ندارد.

مسئله 1784. دادن کفّاره، واجب فوری نیست؛ ولی مکلف نباید به گونه‌ای تأخیر بیندازد که مایۀ سستی و بیاعتنایی به امر خدا شود.

مسئله 1785. اگر کسی برای باطل کردن عمدی روزۀ ماه رمضانْ کفّاره‌ای به عهده او باشد، دیگری نمیتواند تبرعاً به نیابت از او، از عهدۀ کفّاره برآید؛ مثلاً به جای او 60 روز روزه بگیرد.

مسئله 1786. در اطعام به 60 فقیر، باید به هر کدام، 1 چارک پرداخت شود و فرقی بین بچه و بزرگسال نیست و نمیتوان به یک نفر، دو سهم یا بیشتر پرداخت کرد.

موارد قضادارِ کفاره ندار و برخی موارد قضاندارِ بی کفاره

مسئله 1787. اگر جُنُب با تصمیم بر غسل‌کردن بخوابد و پس از خواب اول یا دوم یا سوم بعد از اذان صبح بیدار شود، روزه او باطل است و فقط قضا دارد.

مسئله 1788. کسی که در ماه رمضان قصد روزه ندارد، امّا از اول صبح تا غروب چیزی که روزه را باطل میکند انجام ندهد، روزۀ او باطل است و قضا دارد؛ ولی کفاره ندارد.

مسئله 1789. شخصی که قصد روزه کرده، ولی در بین روز، از نیّت روزه برگردد، یا قصد کرده مثلاً آب بخورد، امّا آبی نخورده باشد، روزه او باطل است و قضا دارد؛ ولی کفّاره ندارد.

مسئله 1790. جُنُبی که غسل جنابت را فراموش کند و چند روز در حال جنابت روزه بگیرد، روزۀ او باطل است و قضا دارد؛ ولی کفّاره ندارد.

مسئله 1791. کسی که عادتش بر این است که هنگام بازی کردن با همسر، منی از او خارج میشود و با انجام‌دادن چنین کاری منی از او خارج شود، روزه او باطل است و قضا دارد؛ ولی کفّاره ندارد.

مسئله 1792. کسی که با اعتماد بر خبر دو عادل یا یک عادل، مبنی بر اینکه مغرب شده، روزه‌اش را افطار کند و سپس معلوم شود مغرب شرعی نبوده است، روزه او باطل است و قضا دارد؛ ولی کفّاره ندارد.

مسئله 1793. کسی که بدون تحقیق از صبح شدن یا با اعتماد بر خبر شخص غیر کارشناس، مشغول خوردن سحری شود، یا بر اثر عواملی مانند نابینایی، متوجه طلوع فجر نشده، یا در آن شک داشته و مشغول خوردن سحری باشد و سپس متوجه شود که صبح شده، روزۀ او باطل است و قضا دارد؛ ولی کفّاره ندارد.

مسئله 1794. کسی که در سحرگاه با تحقیق و نگاه به افق اطمینان پیدا کند صبح نشده، یا دو عادل کارشناس شهادت دهند که صبح نشده و او سحری بخورد، در حالیکه صبح بوده، روزۀ او صحیح است.

مسئله 1795. در همۀ موارد یادشده که روزۀ او باطل بوده، باید تا مغرب به رسم ادب، چیزی که روزه را باطل میکند، انجام ندهد.

مسئله 1796. بیماری که در ماه رمضان نتوانسته روزه بگیرد و پس از ماه رمضان بهبود یافته، باید روزه را قضا کند.

احکام روزۀ قضا

مسئله 1797. کسی که از چند ماه رمضان، روزۀ قضا بر عهده دارد و وقت هم وسعت دارد، میتواند هرکدام را نیّت کند؛ ولی اگر وقت ماه رمضان آخر تنگ باشد - برای مثال، چهار روز روزۀ قضا بر عهده دارد که دو روز از ماه رمضان سال‌های قبل و دو روزش مربوط به ماه رمضان سال آخر است و دو روز هم به ماه رمضان مانده باشد - لازم است در نیّت، ماه رمضان سال آخر را تعیین کند و اگر تعیین نکند، برای سال‌های قبل حساب میشود و برای ماه رمضان سال آخر باید کفّارۀ تأخیر بدهد.

موارد واجب نبودن روزه

1. مسافران

مسئله 1798. مسافری که نمازهای چهار رکعتی را باید دو رکعت به‌جا آورد، نمیتواند روزه بگیرد و در جایی که باید نمازهای چهار رکعتی را تمام به‌جا آورد - مانند آن که شغل او مسافرت یا سفر او معصیت است، یا در محلی قصد ماندن ده روز کرده - باید روزه بگیرد.

مسئله 1799. قانون کلّی این است که هرجا نماز شکسته باشد، روزه باطل است، جز در سه مورد: 1. کسی که بعد از ظهر و پیش از اقامۀ نماز، از وطن یا محل اقامت خود به سفر غیرشغلی رود، روزۀ او صحیح؛ ولی نمازش در سفر شکسته است. 2. مسافری که بعد از ظهر به وطن یا محل اقامت خود برسد، هرچند قبلاً چیزی نخورده باشد، نمیتواند روزه بگیرد؛ ولی نماز او تمام است. 3. مسافر در مکان‌های مقدس چهارگانۀ مسجد حرام، مسجد نبی صلی‌الله‌علیه‌وآله ، مسجد جامع کوفه و حائر امام حسین علیه‌السلام بین قصر و اتمام مخیّر است؛ ولی نمیتواند روزۀ واجب بگیرد. البته در مدینه اگر مسافر حاجتی دارد، میتواند سه روز روزۀ مستحبی بگیرد و افضل این است که چهارشنبه، پنج‌شنبه و جمعه باشد.

مسئله 1800. مسافری که نداند روزه در سفر باطل است و جهل او تا پایان روز باقی باشد و روزه بگیرد، روزۀ او صحیح است؛ ولی اگر در بین روز، حتی یک لحظه مانده به غروب، بفهمد که روزۀ مسافر مشروع نیست، روزه او باطل است.

مسئله 1801. مسافری که فراموش کند که در ماه رمضان، روزه در سفر باطل است و قصد روزه کند، روزۀ او صحیح نیست.

مسئله 1802. مسافرت در ماه رمضان برای انجام دادن کارهای مورد نیاز، اشکالی ندارد. چنانچه برای فرار از روزه در شرایط سخت باشد، کراهت دارد و اگر پس از روز 23 ماه رمضان باشد، کراهتش کمتر است.

مسئله 1803. کسی که در شب ماه رمضان قصد سفر کرده و پیش از طلوع فجر یا پیش از ظهر حرکت کرده، روزه را بعد از حد ترخّص افطار میکند؛ چنانچه بعد از ظهر به سفر رفت، باید روزه بگیرد.

مسئله 1804. کسی که در شب ماه رمضان قصد سفر نداشته و روز تصمیم به سفر گرفت و پیش از ظهر حرکت کرد، بعد از حدّ ترخّص مخیّر است که افطار کند یا نه؛ ولی اگر بعد از ظهر حرکت کند، باید روزه بگیرد.

مسئله 1805. کسی که شب قصد سفر کرده و صبح آماده سفر شد، اما بر اثر مانعی حرکتش تا بعد از ظهر به تأخیر افتاد، به احتیاط واجب روزۀ آن روز و قضای آن را بگیرد.

مسئله 1806. مسافری که پیش از ظهر به وطن خود یا به جایی رسیده که قصد دارد ده روز در آنجا بماند و چیزی که روزه را باطل میکند انجام نداده، باید با نیّت روزه بگیرد.

مسئله 1807. کسی که پیش از ظهر ماه رمضان به سفر غیرشغلی میرود، باید روزه را پس از حدّ ترخّص افطار کند و اگر بعد از ظهر به سفر رود، باید روزه را ادامه دهد.

مسئله 1808. کسی که پیش از ظهر برای سفر غیرشغلی از شهر خارج شده؛ ولی بر اثر موانع در محدودۀ شهر معطّل شده و تا رسیدن به حدّ ترخص، اذان ظهر را گفتند و او بعد از ظهر از حد ترخص خارج شده، روزۀ او افطار شده است و پس از ماه رمضان باید آن را قضا کند؛ ولی احتیاط مستحب این است که روزۀ آن روز را هم بگیرد.

مسئله 1809. مسافری که در سفر، چیزی که روزه را باطل میکند انجام نداده و پیش از ظهر به محدوده شهر(حدّ ترخّص) رسیده، ولی پیش از رسیدن به شهر، اذان ظهر فرا میرسد، باید قبل از ظهر نیّت کند و روزه را بگیرد و به احتیاط مستحب، قضا هم به جا آورد.

مسئله 1810. کسی که در احرام حج، در روز عرفه در عرفات باشد، باید تا مغرب روز نهم در عرفات بماند. اگر پیش از مغربِ روز نهم به مشعر برود، باید 1 شتر به عنوان کفّاره قربانی کند. چنانچه در تهیّۀ این شتر قدرت ندارد باید 18 روز روزه بگیرد. این روزه‌ها را اگر در مکه یا در بین راه - که در سفر است - بگیرد، صحیح است.

مسئله 1811. اگر حاجی در حج تمتع، قربانی نداشته باشد، باید بَدَل آن 10 روز روزه بگیرد؛ 3 روز در همان سفر حج - پیش از روز ترویه(روز هشتم) یا پس از آن - و 7 روز را بعد از آن، در غیر سفر بگیرد.

2. بیماران

مسئله 1812. بیماری که علم یا اطمینان عقلایی داشته باشد که روزه برای او ضرر دارد، یا خوف دارد که از راه روزه‌داری تلف یا ضرر مهم یا شدّت مرض برای او پدید آید، به گونه‌ای که تحمّل چنین ضرر حرام باشد، روزه برای او مشروع نیست و اگر بگیرد، صحیح نیست و بر وی واجب تکلیفی است که به قدر ضرورت افطار کند؛ ولی اگر فقط گمان دارد، یا احتمال بدهد که روزه برای او ضرری است و علم یا اطمینان ندارد، نباید روزه را افطار کند. تشخیص مرض و ضرر در این موارد، بر عهدۀ خود شخص است؛ اما پس از بهبودی و رفع ضرر باید روزه را قضا کند.

مسئله 1813. اگر بیمار ضرر‌ِ روزه را تشخیص نداد و خوف از ضرر هم نداشت، یا بیتوجه به ضرر آن، روزه گرفت، روزۀ او صحیح است و قضا ندارد.

مسئله 1814. اگر بیماری روزه گرفت و سپس معلوم شد روزه برای او ضرر داشت، روزۀ او صحیح است.

مسئله 1815. اگر طبیب به مریض بگوید که روزه برای شما ضرر دارد، ولی به تشخیص بیمار، روزه برای او ضرر ندارد، باید روزه بگیرد و چنانچه طبیب بگوید که روزه برای شما ضرر ندارد، ولی به تشخیص بیمار، روزه برای او ضرر دارد، نباید روزه بگیرد.

مسئله 1816. عِطاش، نوعی بیماری علاج‌نشدنی است که شخص مبتلای به آن باید پی در پی آب بنوشد و چنین شخصی معذور است و روزه بر او واجب نیست؛ ولی برای هر روز باید 1 چارک طعام، فدیه پرداخت کند.

مسئله 1817. اگر بیمار پیش از ظهر از بیماری خوب شود و تا آن وقت، غذا و دارویی نخورده باشد و نیت روزه کند، روزه او صحیح است.

3. زنان باردار و شیرده

مسئله 1818. زن بارداری که روزه برای او یا فرزند‌ش ضرر دارد، باید افطار کند و قضای آن را به جا آورد و برای هر روز 1 چارک طعام کفاره بدهد.

مسئله 1819. خانمی که بچه شیر میدهد و روزه گرفتن برای او یا کودک وی ضرر دارد، اگر جایگزینی برای شیر دادن کودک ندارد، میتواند روزه را افطار کند و قضای آن را بگیرد و واجب است برای هر روز 10 سیر طعام صدقه بپردازد.

4. کودکان

مسئله 1820. از شرایط وجوب روزه، بلوغ است، پس بر کودکانی که به حدّ بلوغ شرعی نرسیده‌اند، روزه واجب نیست؛ ولی اولیای پسر و دختر نابالغ باید آنان را آموزش و تمرین روزه بدهند. اگر کودک توان روزه گرفتن را دارد، روزه او صحیح و مشروع است.

مسئله 1821. کودکی که پیش از ظهر ماه رمضان بالغ شده و تا آن لحظه، چیزی که روزه را باطل میکند انجام نداده، هرچند روزۀ آن روز بر او واجب نیست و اگر افطار کند، قضا ندارد؛ ولی اگر روزه بگیرد، روزۀ او صحیح است.

5. سالخوردگان

مسئله 1822. پیری که هیچ‌گونه توان روزه گرفتن ندارد، روزه برای او مشروع نیست و کفّاره هم ندارد و اگر بگیرد، صحیح نیست؛ همچنین پیری که روزه برای او حرج و مشقّت شدید ندارد؛ امّا دشوار است - یعنی بیش از دیگران ضعف پیدا میکند - روزه گرفتن بر او واجب نیست و قضا ندارد؛ ولی واجب است برای هر روز، 1 چارک طعام، صدقه بدهد و افضل این است که از گندم باشد.

6. دیوانه و بیهوش

مسئله 1823. در وجوب و نیز در صحت روزه، عقل شرط است، بنابراین روزه بر مجنونی که جنون او دائمی یا دوره‌ای است، واجب نیست، پس اگر کسی در تمام شب و روز، یا در تمام روز دیوانه باشد، روزه بر او واجب نیست؛ ولی اگر فقط شب دیوانه و روز سالم باشد، روزه بر او واجب است.

مسئله 1824. کسی که فاقد قصد است - مانند مست، بیهوش و خوابیده - اگر در وقت نیّت روزه و در طول روز، توانایی قصد روزه را ندارد، روزۀ او صحیح نیست.

مسئله 1825. کسی که به وقت نیّت روزه و در طول روز مست یا خوابیده بوده - که در این حالت روزه او فوت میشود - اگر حالت عادی خود را بازیافته، باید روزه‌های فوت شده را قضا کند؛ ولی دیوانه‌ای که سلامتش را بازیافته، روزۀ فوت شدۀ او قضا ندارد؛ همچنین بیهوشی که سلامتش را بازیافته و به هوش آمده باشد، روزه‌اش قضا ندارد، هرچند مستحب است که قضا کند.

مسئله 1826. کسی که بر اثر دارو یا عامل دیگری بیهوش شده است، حکم شخص خوابیده را دارد، پس اگر در وقت نیّت و پیش از بیهوشی نیّت روزه کرده و بیهوش شود، روزۀ او صحیح است.

احکام روزهٴ مسافر و بیمار

مسئله 1827. کسی که براثر مرض یا سفر، روزۀ ماه رمضان را افطار میکند، کراهت دارد به اندازۀ سیر‌شدن، غذا بخورد یا آب بیاشامد؛ همچنین مستحب است آمیزش با همسر را در روز ترک کند.

آدابی دربارهٴ روزه و ماه رمضان

مسئله 1828. از آداب افطار این است که نماز مغرب پیش از افطار خوانده شود؛ ولی اگر گروهی منتظر روزه‌دار باشند، ابتدا با آن‌ها افطار کند و سپس نماز بگزارد.

مسئله 1829. مستحب است در ماه رمضان در موارد زیر - که روزه صحیح نیست - از انجام دادن کاری که روزه را باطل میکند، خودداری شود:
1. مسافری که در سفر روزۀ خود را باطل کرده و پیش از ظهر به وطن یا به محل اقامۀ ده روز برمیگردد.
2. مسافری که بعد از ظهر به وطن یا به محل اقامۀ ده روز برمیگردد.
3. بیماری که پیش از ظهر خوب شود و کاری که روزه را باطل میکند، انجام داده باشد.
4. بیماری که بعد از ظهر خوب شود، هرچند تا آن ساعتْ چیزی نخورده باشد.
5. کافری که در روز ماه رمضان مسلمان شود.
6. خانمی که در میان روز از خون حیض و نفاس پاک شود.

انکار وجوب روزه و ترک آن

مسئله 1830. وجوب روزه از ضروریات دین اسلام است. اگر کسی از روی عمد و آگاهی، وجوب آن را انکار کند، به‌گونه‌ای که بداند به انکار و تکذیب اصلی از اصول دین - یعنی وحی و رسالت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله - بازمیگردد، مرتد خواهد شد و اگر چنین نیست، این انکار فسق است و موجب ارتداد نیست؛ همچنین اگر تردیدی در میان باشد که آیا انکار او موجب انکار یکی از اصول دین است یا نه، حکم به ارتداد او نمیشود.

مسئله 1831. ملاک تشخیص ترک کردن روزه - که از روی انکار است یا غیر آن - پرسش از تارک روزه است.

مسئله 1832. مردی که با انکار وجوب روزه مرتد شد، اگر مرتد ملی باشد، او را توبه میدهند و اگر توبه نکرد، حکم خاص خودش را دارد و اگر مرتد فطری باشد، حکمش اعدام است و همسر او باید عدّۀ وفات نگهدارد. چنانچه خانمی مرتد شود - چه فطری و چه ملی - اعدام نخواهد شد و او را توبه میدهند.

مسئله 1833. کسی که بدون انکار وجوب روزه و بدون عذر، با علم و عمد، روزه ماه مبارک رمضان را نمیگیرد، هرچند قضا و کفّاره بر او واجب است؛ ولی چون معصیت کرده، فاسق است و چون هر معصیتی که حدّ نداشته باشد حکم به تعزیر دارد، در اینجا هم تعزیر میشود. اندازۀ تعزیر به این صورت است: اگر روزه‌دار در روز ماه مبارک رمضان، با همسرش آمیزش عمدی کند، تعزیر او به 25 ضربه تازیانه است؛ چنانچه دیگر مفطرات را به‌عمد انجام دهد، مقدار تعزیر او به نظر حاکم شرع است.

مسئله 1834. اگر در ماه مبارک رمضان مشاهده شود که کسی روزه میخورد، ولی معلوم نیست که از روی علم و عمد روزه میخورد یا معذور است، در این صورت، تعزیر نخواهد شد. چنانچه ثابت شود که افطار او عمدی و بدون عذر است، حاکم شرع او را تعزیر میکند.

مسئله 1835. حکم تعزیر، مربوط به خود افطار است، بنابراین اگر کسی در روز چند بار افطار کرده است و پس از هربار به محکمه شرعی برده نشد، یک بار تعزیر میشود.

مسئله 1836. کسی که در ماه مبارک رمضان عمداً افطار کرد و در محکمه، به تعزیر محکوم و بر او اجرا شد بار دوم نیز روزه‌خواری کرد و محکوم به تعزیر شد و بر او جاری شد، اگر در مرتبه سوم هم روزه بخورد، مستحق حکم اعدام است، اگرچه احتیاط این است که حکم اعدام برای مرتبه چهارم باشد.

مسئله 1837. اگر روزه‌دار در روز ماه مبارک رمضان همسرش را به آمیزش مجبور کند، علاوه بر کفّاره، به 25 ضربه شلاق به جهت افطار عمدی و 25 ضربه به سبب اجبار همسرش تعزیر میشود و اگر همسرش راضی به این عمل بود، هرکدام از آن‌ها به 25 ضربه تازیانه تعزیر میشوند.

ثابت شدن اول ماه

مسئله 1838. ثبوت هِلال که به مشخص شدن اول ماه قمری گفته میشود، هنگامی است که اولین قوس نازک ماه پس از پایان ماه قبلی و در شب‏ اول ماه بعدی رؤیت شود یا رؤیت‌پذیر باشد و این هم به عوامل و شرایط مختلف نجومی، جوّی و مبانی فقهی بستگی دارد.

مسئله 1839. به لحاظ اینکه زمان حکم شرعی روزه‌داری و افطار آن، ماه و ثابت شدن آن است، اگر مکلّف واقعا هِلال ماه را دیده باشد، یا از راه‌های دیگری که در مسئلۀ بعدی گفته میشود، برای او هِلال ماه ثابت شود، احکام مربوط به آن را انجام میدهد؛ خواه برای دیگران ثابت بشود یا نه و این مسئله، تقلیدی نیست.

مسئله 1840. اول ماه از شش راه ثابت میشود که چهار مورد آن اعتبار عقلی و دو راه دیگر اعتبار تعبّدی دارد:
1. خود شخص، هِلال ماه را ببیند.
2. از راه تواتر ثابت شود، به گونه‌ای که همگان بگویند ماه دیده شده و در محاورات عقلاً قطع‌آور باشد.
3. از راه شِیاعِ قولی یا عملی ثابت شود، به گونه‌ای که مردم شهر بفهمند که فلان روز، اول ماه رمضان یا شوّال است برای مثال، وقتی در پایان ماه شعبان ببینند اغذیه‌فروشیها و کافه‌ها تعطیل است و کسی لب به غذا نمیزند، معلوم میشود که آن روز، آغاز ماه رمضان است. این شیاع، علم‌آور است و شیاع علم‌آور، حجیت دارد.
4. سی شب - یا سی روز - از اوّل ماه قبلی بگذرد. با هر یک از این چهار راه، یقین به اول ماه پیدا میشود.
5. دو فرد عادل شهادت بدهند که ماه را به چشم دیده‌اند، در صورتی که وصف کردن هر کدام از هِلال، برخلاف وصف کردن دیگری نباشد؛ همچنین اطمینانی برخلاف آن نباشد، بنابراین اگر در هوای صاف، افرادی همانند دو عادل برای دیدن ماه رفتند، ولی ماه را ندیدند، ادعای رؤیت دو عادل برای غیرخودشان حجّت نیست، چون اگر قابل رؤیت بود، باید دیگران هم میدیدند، پس اطمینان برخلاف در میان است.
6. حاکم شرع حکم کند که اول ماه است. دو راه پنجم و ششم، یقین‌آور هم نباشند، به حکم شرع حجّت‌اند.

مسئله 1841. حکم حاکم در رؤیت هلال ماه، برای همگان، حتی خود او و مجتهدان دیگر حجّیت دارد و مخالفت با آن مطلقاً حرام است، مگر آنکه خلاف حکم حاکم ثابت شود؛ مانند اینکه منشأ حکم، اشتباه باشد. برای مثال، میدانیم دو عادلی که نزد حاکم به دیدن ماه شهادت داده‌اند، فاسق بودند؛ یا شهادت دو عادل براساس محاسبه ریاضی و حدس بوده نه حسّ (دیدن)؛ یا در تطبیق رؤیت، خطا شده است؛ یا حکم حاکم برخلاف مبنای خود اوست؛ مثلاً حاکم مبنایش در قبول شهادت، حضور دو عادل است و در اینجا با شهادت یک عادل حکم کرده است.

مسئله 1842. کسی که اول ماه رمضان برای او ثابت نشد و روزه را نگرفت، سپس دو عادل شهادت دادند که اول ماه بوده، باید قضای آن را به‌جا آورد.

مسئله 1843. با شهادت یک عادل، اگر قَسَم هم به آن ضمیمه شود، هِلال ماه ثابت نمیشود؛ همچنین با شهادت دو کودک ممیّز، رؤیت هلال ثابت نمیشود، چون عنوان رجل بر آن‌ها صادق نیست.

مسئله 1844. گمان به رؤیت هلال، هرچند قوی هم باشد، مطلقاً حجّت نیست؛ ولی برای اسیر و زندانی که راه یقینی برای ثبوت هلال ندارد، حجّت است.

مسئله 1845. شفق یا حمرۀ مغربیه، همان سرخی طرف مغرب آسمان است که پس از غروب خورشید دیده میشود و به تدریج از بین میرود. تَطَوُّق (پیدا بودن حلقه ماه) یا ماندن ماه در آسمان تا بعد از شفق، نشانه و امارۀ شرعی بر شب دوم بودن ماه نیست؛ همچنین دیدن هِلال در پیش از ظهرِ روز 30 ماه نمیتواند نشانۀ فطر بودن آن روز باشد.

مسئله 1846. معیار اول ماه قمری، آن است که فاصله و نسبت ماه و آفتاب، فاصله و نسبت ماه و زمین و مجموع این دو نسبت به قدری باشد که دیدن ماه به صورت عادی امکان‌پذیر باشد، بنابراین راه ثبوت اول ماه، امکان دیدن با چشم غیرمسلح است. دوربین و تلسکوپ میتوانند نور ماه را از برخی موانع جوّی عبور داده و دیدن هِلال را آسان کنند؛ همان‌گونه که عینک یا ذرّه‌بین در دیدن، به چشم ضعیف کمک میکند، بنابراین مشاهدۀ هِلال از پشت دوربین یا تلسکوپ - که در آسان دیدن مؤثر‌اند نه در اصل دیدن - موجب ثبوت اول ماه است.

مسئله 1847. اگر منجّم با حساب دقیق ریاضی، یقین یا اطمینان پیدا کرده که نسبت‌های سه‌گانه یادشده در مسئلۀ قبلی به گونه‌ای است که در صورت نبودن مانع - مانند غبار و ابر - ماه دیده میشود، اول ماه برای او ثابت است.

مسئله 1848. با افزایش ارتفاع از سطح زمین، عوامل مزاحم جوّیِ رؤیتِ هِلال کاهش مییابند، ازاین‌رو رفتن به ارتفاعات، رؤیت‌پذیری هِلال را آسان‌تر میکند، بنابراین استفاده از ابزاری مانند هواپیما برای رؤیت هِلال - که همسطح با ارتفاعات حرکت میکند - اشکالی ندارد.

مسئله 1849. تلگراف، تلفن، رسانه‌های گروهی صوتی و تصویری و روزنامه‌ها، اگر در انتقال رأی مجتهدان و حکم حاکم شرعْ طمأنینه و اطمینان‌خاطرآور باشند، حجّت هستند.

مسئله 1850. اگر هلال ماه در شهری اثبات شود، در شهرهای دیگر که نزد یک آن، یا هم‌افق با آن باشند، ثابت میشود و ثابت شدن اول ماه برای بلاد شرقی، موجب ثبوت آن برای بلاد غربی است؛ ولی اگر در بلاد غربی ثابت شود، تنها برای آن دسته از بلاد شرقی ثابت میشود که بر اثر نزدیکی افق، در مقداری از شب، با هم شریکباشند.

مسئله 1851. در سرزمین‌های قطبی - یعنی در منطقه‌ای که چند ماه شب و چند ماه روز است - افراد برای اوقات روزه و نماز شبانه‌روز، شب قدر و دیگر اوقات خاص که احکام شرعی دارد، به یکی از بلاد متعارف رجوع میکنند و زمان را با آن مکان هماهنگ و به عنوان شب و روز تقسیم و تنظیم میکنند و احکام و عبادات را انجام میدهند.

مسئله 1852. اگر دو مؤذّن قابل اطمینان باشند، اذان آنان اَماره شرعی بر وقت است.

مسئله 1853. ثبوت و معیار اول ماه قمری با رؤیت هلال ماه است، پس آغاز ماه، از هنگام رؤیت هلال است.