آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی
مرجع تقلید شیعه
مصادیق گنج
اشیای با ارزشی؛ مانند طلا و نقره - خواه مسکوک و خواه غیر مسکوک - و جواهرات و سنگهای قیمتی، همچنین اشیای عتیقه و آثار باستانی و مانند آنها، از مصادیق گنجاند.
مسئله 1900. در ماهیت «گنج» ذخیره نمودن و زیر زمین دفن شدن شرط نیست، بنابراین اگر گوهر یا عتیقهای مثلاً در دل کوه یا داخل درخت یا درون دیوار و مانند آن پنهان شده باشد، حکم گنج را دارد.
مسئله 1901. در یافتن گنج، کندوکاو و کاوش شرط نیست، بنابراین اگر بر اثر حوادث طبیعی، مانند سیل و زلزله؛ یا انفجار کوه و مانند آن، گنجی یافت شود، خمس دارد.
مسئله 1902. اگر گنج در زمینی که جزء مباحات اولیه است، یافت شد، مانند بستر رودخانهها و شنزارها که نه مِلک مسلمین است، نه مِلک حکومت - که انفال باشد - در این صورت، گنج برای یابنده آن است و خمس دارد.
مسئله 1903. اگر گنج در زمینی که جزء انفال است یافت شد - مانند قلّه کوه، جنگل، علفزار و بیابان - که اینها در اختیار امام علیهالسلام است و در عصر غیبت، مِلک حکومت و دولت اسلامی است در این صورت، اگر به اجازه ولیّ مسلمین کاوش نموده بود، برای یابندۀ آن است و خمس دارد و اگر بدون اجازه بود، در اختیار امام علیهالسلام و ولیّ مسلمین است.
مسئله 1904. اگر گنج در زمینی که ملک عمومی است؛ مانند زمینهای مفتوح العنوه، یافت شد، مال یابندۀ گنج است و خمس دارد.
مسئله 1905. اگر کسی گنج را در ملک شخصی خودش بیابد و این زمین را احیاء و آباد کرده باشد، حکم یکی از صورتهای قبلی را دارد؛ یعنی اگر زمینی را که آباد کرده، از مباحات اولیه باشد، گنجْ مال اوست و خمس دارد. اگر از زمینهای انفال و به اذن ولیّ مسلمین بود، گنج برای اوست و خمس دارد و اگر بیاذن ولیّ مسلمین آباد کرد، تمام گنجْ متعلق به حکومت و در اختیار ولیّ مسلمین است و اگر از زمینهای مفتوح العنوه بود، گنجْ مال اوست و خمس دارد.
مسئله 1906. اگر زمینی که خریده بود، در آن گنجی را یافت و آن گنج را در اعماق هزار یا دو هزار متری زمین پیدا کرد، چون این مقدار عمق - به اعتبار عقلا و عرف - از ملکیت شخصی خارج است، این گنج، حکم انفال را دارد و در اختیار امام علیهالسلام یا ولیّ مسلمین است.
مسئله 1907. اگر کسی گنجی را در ملک خریداری شده خود پیدا کند که در عمق کمی از زمین قرار دارد و به لحاظ زمان، احتمال میدهد از چندین سال پیش باشد، حکم گنج را ندارد و باید به صاحبان قبلی زمین معرفی نماید و اگر مالک قبلی اطلاعی از آن نداشت، به مالک اسبق مراجعه میکند و اگر هیچ کدام اطلاعی از این گنج نداشتند، یابندۀ آن مالک خواهد شد و باید خمس آن را بپردازد. اگر یکی از مالکان قبلی، ادعای ملکیت آن را نمود و علائم دروغ در آن نبود، باید بدون بیّنه و شاهد به او بپردازد.
مسئله 1908. در فرض قبل، اگر گنج را معرفی کرد و بعضی از ورثه مالک قبلی مدّعی شدند که مال آنهاست و بعضی دیگر از ورثه ادعایی نداشتند، سهم ورثهای که مدعی هستند، به مقدار سهم ارث به آنها داده میشود و بقیه گنج، متعلق به یابنده است و خمس دارد.
مسئله 1909. اشیاء عتیقه و آثار باستانی که از زیر خاک به دست میآید، اگرچه گنج نیستند؛ ولی خمس دارند.
مسئله 1910. هر چیز ارزشمندی، اعم از طلا و نقره مسکوک و غیر مسکوک و جواهرات و غیره که عرفاً گنج هستند، خمس دارند.
مسئله 1911. اگر گنجی پیدا شد که اثر سکه اسلامی دارد، یا معلوم شد که مال مسلمانی هست، حکم میراث «من لا وارث له»؛ یا حکم «لُقَطَه» را دارد و تمام آن مال، در اختیار امام علیهالسلام یا ولیّ فقیه (در عصر غیبت) قرار میگیرد.
مسئله 1912. اگر گنجی یافت شد که اثر سکه اسلامی نداشت و شک داریم که مال مسلمان است یا نه، در این صورت، حکم گنج را ندارد و به عنوان «لُقَطَه» یا میراث «من لا وارث له»، در اختیار امام معصوم علیه السلام یا ولیّ مسلمین قرار میگیرد.
مسئله 1913. اگر کسی ملکی را از مستأجری اجاره کرد، یا از کسی که آن ملک در عاریه اوست، به عاریه گرفت و گنجی در این ملک پیدا کرد، باید هم به مالک اصلی، هم به اجاره دهنده یا عاریه دهنده معرفی نماید و هرکدام ادعا کرد که مال اوست، باید به او برگرداند.
مسئله 1914. در فرض قبلی، اگر مالک اصلی و اجاره دهنده یا عاریه دهنده، هر دو ادعا کردند که این گنج مال من است، در این صورت، اگر زمان اجاره یا عاریه بین مالک اصلی و اجاره یا عاریه کننده طولانی مدّت (بیست ساله) باشد و مدّت زیادی (ده سال) گذشته باشد، در این صورت، قول اجاره دهنده یا عاریه دهنده، مقدّم است و اگر از زمان اجاره یا عاریه چند روز بیشتر نگذشته است، یا اجاره یا عاریه کوتاه مدّت باشد، در این دو صورت، قول مالک اصلی مقدّم و گنج مال اوست.
مسئله 1915. اگر شخصی گنجی یافت و میداند که متعلق به مسلمان است و مالک آن یا ورثه او موجودند، ولی آنان را نمیشناسد، این مال، حکم گنج را ندارد، بلکه مجهولالمالک است و باید آن را تعریف و اعلان نماید و اگر مالک آن به دست نیامد، آن را به حاکم شرع تحویل دهد.
مسئله 1916. اگر کسی گنجی یافت و میداند مال مسلمانی بود که در زمانهای پیشین زندگی میکرد و اکنون نه او و نه وارثان او هیچ کدام زنده نیستند، این مالْ حکم گنج را ندارد؛ بلکه حکم میراث «من لا وارث له» را دارد و باید به حاکم شرع تحویل گردد.
مسئله 1917. اگر چند فقره گنج در مکانهای مختلف پیدا شود، هر یک جداگانه محاسبه میشود و ارزش هرکدام به مقدار نصاب رسید، خمس دارد و آنکه به مقدار نصاب نرسید، خمس ندارد، اما اگر در یک مکان، چند گنج یافت شود، مجموع آنها یک گنج محسوب میشود و روی هم نصابسنجی میشود؛ اگر قیمت آنها به مقدار بیست مثقال طلا یا دویست مثقال نقره - هرکدام که قیمت کمتری داشته باشند - رسید، خمس دارد.
مسئله 1918. اگر کسی چند بار از یک مکان گنجی پیدا کند و میان آنها فاصله زیادی نباشد، همه اینها یک گنج شمرده میشود که اگر مجموع آنها به حدّ نصاب رسید، خمس دارد و اگر فاصله زمانی زیاد و چند سال باشد - که عرفاً هر کاوش را جدا از دیگری حساب میکنند - در این صورت، هر یک از دفعات، جداگانه نصابسنجی میشود که اگر به حدّ نصاب برسد، خمس دارد.
