آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی
مرجع تقلید شیعه
نماز مسافر
مسافر باید نماز ظهر و عصر و عشاء را با هشت شرط، شکسته بهجا آورد؛ یعنی دو رکعت اقامه کند.
شرط یکم. کمتر از هشت فرسخ شرعی نبودن مسافت
اندازه مسافت شرعی حدود 41 کیلومتر است.
مسئله 1322. کسی که رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است، به هر صورتی که باشد، باید شکسته نماز بگزارد، بنابراین اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد، باید نماز را شکسته اقامه کند.
مسئله 1323. اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد، باید نماز را شکسته بهجا آورد؛ چه همان روز و شب بخواهد برگردد؛ یا غیر آن روز و شب.
مسئله 1324. اگر مسافت از هشت فرسخ، مختصری کمتر باشد، یا انسان نداند که سفر او هشت فرسخ است یا نه، باید نماز را تمام بهجا آورد و چنانچه شک کند که مسافت او هشت فرسخ است یا نه، در صورتی که تحقیق کردن برای او دشوار باشد، باید نمازش را تمام اقامه کند و اگر مشقت ندارد، به احتیاط واجب باید تحقیق کند که چنانچه دو عادل بگویند، یا نزد مردم معروف باشد که مسافت او هشت فرسخ است، نماز را شکسته اقامه کند.
مسئله 1325. اگر یک عادل یا موثّق خبر دهد که مسافت سفر هشت فرسخ است و به گفته او اطمینان حاصل شود، باید نماز را شکسته انجام دهد و روزه نگیرد.
مسئله 1326. کسی که یقین یا اطمینان دارد مسافت او هشت فرسخ است، اگر نماز را شکسته انجام دهد و سپس بفهمد که هشت فرسخ نبوده، باید آن را چهار رکعتی بهجا آورد و اگر وقت گذشته، قضا کند.
مسئله 1327. کسی که یقین یا اطمینان دارد مسافت او هشت فرسخ نیست، یا شک دارد که هشت فرسخ هست یا نه، چنانچه در بین راه بفهمد که مسافت سفر او هشت فرسخ بوده، اگر چه کمی از راه باقی باشد، باید شکسته نماز بگزارد و اگر پس از تمام گزاردن نماز فهمید مسافت او هشت فرسخ بوده، باید نماز را دوباره شکسته اعاده کند و با گذشتن وقت، به احتیاط واجب، نماز را قضا کند.
مسئله 1328. اگر میان دو محلی که فاصله آنها کمتر از چهار فرسخ است و یکی از آن دو، محلِّ اقامت یا وطن اوست، چند بار رفت و آمد کند، اگر چه روی هم رفته هشت فرسخ شود، باید تمام نماز بگزارد.
مسئله 1329. اگر محلی دو راه داشته باشد و یک راه آن کمتر از هشت فرسخ و راه دیگر آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد، چنانچه از راهی که هشت فرسخ است، به آنجا برود، باید نماز را شکسته بهجا آورد و اگر از راهی که هشت فرسخ نیست برود، باید تمام نماز بگزارد.
مسئله 1330. اگر شهر دیوار دارد، باید آغاز هشت فرسخ را از دیوار شهر حساب کند و چنانچه دیوار ندارد، باید از خانههای آخر شهر حساب کند.
شرط دوم. قصد هشت فرسخ داشتن از آغاز سفر
از آغاز سفر، قصد هشت فرسخ را داشته باشد؛ یعنی بداند که هشت فرسخ راه را میپیماید، پس اگر به جایی که کمتر از هشت فرسخ است، سفر کند و پس از رسیدن به آنجا قصد کند به جایی برود که با مقدارِ آمده هشت فرسخ شود، چون از آغاز قصد هشت فرسخ را نداشته، باید نماز را تمام بگزارد؛ ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و به وطنش یا به جایی که میخواهد ده روز بماند برگردد، باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1331. کسی که نمیداند سفرش چند فرسخ است - برای مثال، برای پیدا کردن گمشدهای به سفر میرود و نمیداند چه مقدار باید برود تا آن را پیدا کند - باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی در برگشتن، چنانچه تا وطنش یا جایی که میخواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ یا بیشتر باشد، باید نماز را شکسته اقامه کند؛ نیز اگر در بین رفتن قصد کند که چهار فرسخ برود و برگردد، به صورتی که مجموع رفتن و برگشتن هشت فرسخ شود، باید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1332. مسافر در صورتی باید شکسته نماز بگزارد که تصمیم داشته باشد هشت فرسخ برود، پس کسی که از شهر بیرون میرود و قصدش این است که اگر رفیقی پیدا کند، سفر هشت فرسخی برود، چنانچه اطمینان دارد که رفیق پیدا میکند، باید شکسته نماز بگزارد و اگر اطمینان ندارد، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1333. کسی که قصد هشت فرسخ دارد، اگرچه در هر روز مقدار کمی راه برود، وقتی به جایی برسد که دیوار یا خانههای آخر شهر را در صورت هموار بودن نبیند و اذان آن را نشنود، باید شکسته نماز بگزارد؛ ولی اگر در هر روز مقدار کمی راه برود که مردم نگویند مسافر است، باید نمازش را تمام بهجا آورد و به احتیاط مستحب هم شکسته و هم تمام اقامه کند.
مسئله 1334. کسی که در سفر به اختیار دیگری است - مانند فرزندی که با پدرش یا زنی که با شوهرش یا خدمتکاری که با آقای خود مسافرت میکند - چنانچه بداند مسافت او هشت فرسخ است، باید نماز را شکسته انجام دهد.
مسئله 1335. کسی که در سفر به اختیار دیگری است، اگر بداند یا گمان داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا میشود و سفر را ادامه نمیدهد، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1336. کسی که در سفر به اختیار دیگری است، اگر شک دارد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا میشود یا نه، باید نماز را تمام انجام دهد؛ نیز اگر شک او از این جهت است که احتمال میدهد مانعی برای سفر او پیش آید، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا نباشد، باید نمازش را شکسته بهجا آورد.
شرط سوم. برنگشتن از قصد خود در بین راه
مسئله 1337. اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ، از قصد خود برگردد یا مردد شود، باید نماز را تمام بهجا آورد.
مسئله 1338. اگر پس از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود، چنانچه تصمیم داشته باشد که همانجا بماند یا پس از ده روز برگردد، یا در برگشتن و ماندن مردّد باشد یا بخواهد برگردد، در صورتی که مجموع مسافت رفت و برگشت، کمتر از هشت فرسخ باشد، باید نماز را تمام انجام دهد.
مسئله 1339. اگر پس از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصمیم داشته باشد که برگردد، باید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1340. اگر برای رفتن به محلی حرکت کند و پس از رفتن مقداری از راه بخواهد جای دیگری برود، چنانچه از محل اولی که حرکت کرده تا جایی که میخواهد برود هشت فرسخ باشد، باید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1341. اگر پیش از رسیدن به هشت فرسخ مردد شود که ماندۀ راه را برود یا نه، و به هنگام تردید هم راه نرود و سپس تصمیم بگیرد که بقیۀ راه را برود، باید تا پایان سفر شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1342. اگر پیش از رسیدن به هشت فرسخ، مردد شود که ماندۀ راه را برود یا نه، و هنگامی که مردد است مقداری راه برود و سپس تصمیم بگیرد بقیۀ راه را برود، چنانچه ماندۀ مسافت او هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ باشد؛ لیکن تصمیم دارد برود و برگردد، باید نماز را شکسته بهجا آورد؛ ولی اگر راهی که پیش از مردد شدن با راهی که پس از عزم دوباره میرود، روی هم هشت فرسخ باشد، نماز را شکسته اقامه کند، اگرچه جمعْ احتیاط مستحب است.
مسئله 1343. اگر در حال سفر پس از گذشتن از حد ترخص مانعی برای ادامه سفر پیش آید، تا وقتی که تصمیم او بر سفر باقی است و مشروط به تحقق امر دیگر نیست، باید نماز را شکسته انجام دهد؛ ولی اگر از تصمیم سفر برگردد یا بخواهد در همان مکان ده روز بماند، باید نماز را تمام بهجا آورد.
شرط چهارم. نگذشتن از وطن پیش از رسیدن به هشت فرسخ
مسئله 1344. مسافر پیش از پیمودن هشت فرسخ، از وطن خود نگذرد؛ یا در جایی از بین راه ده روز یا بیشتر نماند، پس کسی که میخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، یا ده روز در محلی بماند، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1345. کسی که نمیداند پیش از پیمودن هشت فرسخ از وطنش میگذرد یا نه، یا ده روز در محلی میماند یا نه، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1346. کسی که میخواهد پیش از پیمودن هشت فرسخ، از وطنش بگذرد یا ده روز در محلی بماند، نیز کسی که مردد است که از وطنش بگذرد، یا ده روز در محلی بماند، اگر از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر باقی ماندۀ راه هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و برگردد و مجموع آن هشت فرسخ باشد، باید شکسته نماز بگزارد.
شرط پنجم. سفر برای کار حرام نبودن
مسئله 1347. سفر مسافر نباید برای کار حرام باشد، پس اگر برای کار حرامی - مانند دزدی - سفر کند، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ همچنین است اگر خود سفر حرام باشد؛ مانند آنکه سفر برای او ضرر داشته باشد؛ یا زن بیاجازۀ شوهر به سفری برود که بر او واجب نیست؛ ولی اگر مانند سفر حج واجب باشد، باید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1348. سفر فرزند که مایۀ اذیت پدر و مادر باشد حرام است، و انسان باید در آن سفر نماز را تمام بهجا آورد و روزه هم بگیرد.
مسئله 1349. کسی که سفر او حرام نیست و برای کار حرام یا ترک واجب هم سفر نمیکند، اگرچه در سفر معصیتی انجام دهد - برای مثال، غیبت کند یا شراب بخورد - باید نماز را شکسته انجام دهد.
مسئله 1350. اگر برای ترک کار واجبی به سفر رود، نمازش تمام است، پس کسی که بدهکار است، اگر بتواند بدهی خود را بپردازد و طلبکار هم مطالبه کند، چنانچه در سفر نتواند بدهی خود را بپردازد و سفر او ویژۀ فرار از پرداختن قرض باشد، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر سفر او ویژه ترک واجب نباشد، باید شکسته نماز بگزارد و به احتیاط مستحب، هم شکسته، هم تمام نماز بگزارد.
مسئله 1351. اگر سفرِ مسافر حرام نباشد؛ ولی وسیله نقلیه او غصبی باشد، نمازش شکسته است؛ ولی اگر در زمین غصبی سفر کند، به احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته، هم تمام بهجا آورد.
مسئله 1352. کسی که با ظالم همسفر میشود، اگر ناچار نباشد و مسافرت او کمک به ظلم و شوکت ظالم باشد، باید نماز را تمام بهجا آورد و اگر ناچار باشد یا برای نجات دادن مظلومی با او همسفر شود، نمازش شکسته است.
مسئله 1353. اگر کسی فقط به قصد تفریح و گردش مسافرت کند، حرام نیست و باید نماز را شکسته انجام دهد.
مسئله 1354. اگر برای لهو و خوشگذرانی به شکار رود، نمازش تمام است و چنانچه برای تهیۀ معاش به شکار رود، نمازش شکسته است و اگر برای کسب و اضافه کردن مال برود، به احتیاط مستحب، نماز را هم شکسته، هم تمام اقامه کند؛ ولی باید روزه نگیرد و بعداً قضا کند.
مسئله 1355. کسی که برای معصیت سفر کرده، در بازگشت از سفر، اگر توبه کرده و برگشتن به اندازۀ مسافت شرعی باشد، باید نماز را شکسته بهجا آورد و اگر توبه نکرده و چیزی هم که بازگشت را از عنوان سفر معصیت خارج کند حادث نشده باشد، باید نماز را تمام بهجا آورد و به احتیاط مستحب هم شکسته، هم تمام بهجا آورد.
مسئله 1356. کسی که سفر او معصیت است، اگر در بین راه از قصد معصیت برگردد، چنانچه ماندۀ راه هشت فرسخ باشد، یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و برگردد، باید نماز را شکسته اقامه کند.
مسئله 1357. آن که برای معصیت سفر نکرده، اگر در بین راه قصد کند که ماندۀ راه را برای معصیت برود، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی نمازهایی را که شکسته بهجا آورده، صحیح است.
شرط ششم. صحرانشین و گردشگر بیابان نبودن
مسئله 1358. مسافر صحرانشین نباشد که در بیابان میگردد و هر جا آب و خوراک برای خود و دامش پیدا کند، میماند و پس از چندی به جای دیگر میرود، پس صحرانشین در این سفرها باید نماز را تمام بهجا آورد و روزه را بگیرد.
مسئله 1359. اگر یکی از صحرانشینها برای پیدا کردن منزل و چراگاه حیوانش سفر کند، چنانچه سفر او هشت فرسخ باشد، نماز او شکسته است و احتیاط مستحب جمع بین شکسته و تمام است.
مسئله 1360. اگر صحرانشین برای زیارت یا حج یا تجارت و مانند اینها سفر کند، باید نماز را شکسته اقامه کند.
شرط هفتم. شغل نبودن سفر
مسئله 1361. شغل او سفر یا در سفر نباشد، بنابراین شتردار، راننده، خلبان، چوبدار، کشتیبان، بازرس، پرستار سیّار و مانند اینها، اگرچه برای بردن ابزار منزل خود مسافرت کنند، باید نماز را تمام بهجا آورند؛ ولی در سفر اول در صورتی که طول نکشد، نمازشان شکسته است.
مسئله 1362. کسی که شغل او سفر است، اگر برای کار دیگری مانند زیارت یا حج مسافرت کند، باید نماز را شکسته اقامه کند؛ ولی اگر رانندهای اتومبیل خود را برای زیارت کرایه دهد و خودش نیز زیارت کند، باید نماز را تمام بهجا آورد.
مسئله 1363. کسانی که راهنمای حجّ و مدیر کاروان حجّاج و مانند آن هستند، چنانچه شغل یا مقدّمۀ شغل آنان سفر باشد، باید نماز را تمام بگزارند و اگر شغل یا مقدّمۀ شغل آنان سفر نباشد، باید شکسته بهجا آورند.
مسئله 1364. کسی که در بخشی از سال شغلش سفر است - مانند رانندهای که فقط در تابستان یا زمستان اتومبیل خود را کرایه میدهد - باید در سفری که مشغول به کارش هست، نماز را تمام اقامه کند و به احتیاط مستحب، هم شکسته، هم تمام بهجا آورد.
مسئله 1365. در کثیر السّفر لازم نیست که انسان سفرهای متعدّد داشته باشد، بلکه یک سفر طولانی که بیشتر سال را فرا گیرد، مثل سفرهای متعدّد است، پس همینکه بگویند فلانی راننده است یا شغلش سفر یا در سفر است، اگرچه در یک سفر طولانی و بدون تکرار و تعدّد باشد، کافی است.
مسئله 1366. راننده و دوره گردی که به صورت رسمی در دو سه فرسخی شهر رفت و آمد میکند، چنانچه اتفاقی سفر هشت فرسخی برود، باید نماز را شکسته انجام دهد.
مسئله 1367. کسی که شغلش سفر است، یا سفر مقدّمۀ شغل اوست، یا بسیار سفر میکند، اگر ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند، چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد، یا بدون قصد بماند، باید در سفر اوّلی که پس از ده روز میرود، در صورتی که طول نکشد، نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1368. کسی که شغلش سفر است، یا سفر مقدّمۀ شغل اوست، یا فراوان سفر میکند، اگر در غیر وطن خود با قصد اقامت ده روز بماند، در سفر اوّلی که پس از ده روز میرود، در صورت طولانی نبودن آن، باید نماز را شکسته اقامه کند.
مسئله 1369. کسی که شغلش سفر است، یا سفر او بیش از ماندن در وطن یا محل اقامت است، اگر شک کند که در وطن یا در جای دیگر ده روز مانده یا نه، باید نماز را تمام بهجا آورد.
مسئله 1370. کسی که در شهرها سیاحت میکند و برای خود وطنی اختیار نکرده، باید نماز را تمام بهجا آورد.
مسئله 1371. کسی که شغلش سفر نیست، اگر برای مثال، در شهری جنسی دارد که برای حمل آن سفرهای پیدرپی میکند، در صورتی که سفر او بیش از ماندن در وطن یا محل اقامت باشد، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1372. کسی که از وطنش صرف نظر کرده، تا وقتی که وطن دیگری برای خود اختیار نکرده، اگر عنوانی که سبب تمام بودن نماز است - مانند شغل بودن سفر، کثیر السفر بودن یا خانه به دوشی - بر او صدق نکند، باید در مسافرت شکسته نماز بگزارد.
شرط هشتم. به حد ترخص رسیدن
در سفر به حد ترخّص برسد؛ یعنی از وطنش یا جایی که قصد کرده که ده روز در آنجا بماند، به قدری دور شود که دیوار شهر را در صورت هموار بودن نبیند و صدای اذان آن را بدون بلندگو نشنود؛ ولی باید در هوا، غبار یا چیز دیگری نباشد که از دیدن دیوار و شنیدن اذان جلوگیری کند و لازم نیست به قدری دور شود که منارهها و گنبدها را نبیند؛ یا دیوارها هیچ پیدا نباشد، بلکه همین قدر که دیوارها به صورت کامل معلوم نباشد، کافی است.
مسئله 1373. کسی که به سفر میرود اگر به جایی برسد که اذان را نشنود، ولی دیوار شهر را ببیند، یا دیوارها را نبیند و صدای اذان را بشنود، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بهجا آورد، به احتیاط واجب باید هم شکسته، هم تمام بهجا آورد.
مسئله 1374. اگر کسی بدون قصد سفر، تا حدّ ترخّص رفته و از آنجا قصد سفر کرده، با شروع حرکت از آن محل، به صورتی که نزد عرف بگویند سفرش را آغاز کرده، باید شکسته نماز بگزارد و در این صورت، خروج از حدّ ترخّص آن محل، اعتباری ندارد و آغاز مسافت شرعی را هم باید از نقطه حرکت حساب کرد؛ همچنین اگر در جایی بود که نه وطن او بود، نه قصد ماندن ده روز را در آنجا داشت، نه سی و یک روز با تردید در آنجا مانده بود، در همان حال، نمازش در آن محل، تمام بود، مثل اینکه در پی گمشدهای بدون قصد سفر به آنجا رسیده بود و از آنجا قصد سفر کرد، خروج از حدّ ترخّص آن محل اعتباری ندارد، بلکه با آغاز عرفی مسافت شرعی، نمازش را شکسته اقامه میکند.
مسئله 1375. مسافری که به وطنش برمیگردد، با دیدن دیوار وطن و شنیدن صدای اذان آن، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی مسافری که میخواهد ده روز در محلی بماند، با دیدن دیوار آنجا و شنیدن صدای اذان آن، نماز را تأخیر بیندازد، تا به منزل برسد؛ یا به احتیاط واجب نماز را هم شکسته، هم تمام بهجا آورد.
مسئله 1376. هرگاه شهر یا روستایی در بلندی باشد که از دور دیده شود، یا به قدری گود باشد که اگر انسان کمی دور شود، دیوار آن را نبیند، کسی که از آنجا مسافرت میکند، وقتی به اندازهای دور شود که اگر آن شهر یا روستا در زمین هموار بود، دیوارش از آنجا دیده نمیشد، باید نماز خود را شکسته انجام دهد؛ نیز اگر پستی و بلندی خانهها بیشتر از معمول باشد، باید ملاحظۀ معمول را بنماید.
مسئله 1377. در شهرهای بزرگی مثل تهران، همینکه نزد عرف صدق کند که شخص در آن شهر زندگی میکند، میتواند در نواحی مختلف شهر رفت و آمد کند و حکم مسافر را ندارد.
مسئله 1378. اگر از محلی مسافرت کند که خانه و دیوار ندارد، وقتی به جایی برسد که اگر آن محل دیوار داشت از آنجا دیده نمیشد، باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1379. اگر به قدری دور شود که نداند صدایی را که میشنود صدای اذان است، یا صدای دیگری، باید نماز را شکسته اقامه کند؛ ولی اگر صدای اذان را بشنود و کلمات آن را تشخیص ندهد، باید تمام نماز بگزارد.
مسئله 1380. اگر کسی یقین پیدا کند که به حد ترخّص رسیده و نماز را شکسته بهجا آورد و سپس معلوم شود در وقتی که نماز میگزارد، به حدّ ترخّص نرسیده بود، باید نماز را دوباره اقامه کند و اگر یقین کند که به حد ترخّص نرسیده و نماز را تمام بهجا آورد و سپس معلوم شود که به حدّ ترخّص رسیده بود، باید شکسته نماز بگزارد و اگر وقت گذشته، نماز را مطابق وظیفهاش در هنگام فوت آن اقامه کند. همین حکم برای بازگشت به وطن نیز جاری است.
مسئله 1381. اگر به قدری دور شود که اذان خانههای آخر شهر را نشنود، ولی اذان شهر را که به صورت رایج در جای بلند میگویند بشنود، نباید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1382. اگر به جایی برسد که اذان شهر را - که به صورت رایج در جای بلند میگویند - نشنود، ولی اذانی را که در جای خیلی بلند یا با بلندگو میگویند بشنود، باید نماز را شکسته اقامه کند.
مسئله 1383. اگر چشم یا گوش نمازگزار یا صدای اذان، غیر معمولی باشد، باید در محلی نماز را شکسته اقامه کند که چشم متوسط دیوار خانهها را نبیند و گوش متوسط صدای اذان معمولی را نشنود.
مسئله 1384. اگر بخواهد در محلی نماز بگزارد که شک دارد به حد ترخّص رسیده یا نه، باید نماز را تمام بهجا آورد و هنگام بازگشت اگر شک کند که به حد ترخّص رسیده یا نه، باید شکسته انجام دهد و در موارد مشتبه، باید یا آنجا نماز نگزارد؛ یا هم شکسته، هم تمام نماز بگزارد.
موارد قطع سفر
چند چیز است که سفر را قطع میکند و باید نماز را تمام بهجا آورد.
یکم. رسیدن به وطن
مسئله 1385. مسافری که در بین سفر از وطن خود عبور میکند، وقتی به جایی برسد که دیوار وطن خود را ببیند و صدای اذان آن را بشنود، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1386. مسافری که در مسیر سفر به وطنش رسیده، تا وقتی در آنجا هست، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و برگردد، وقتی به جایی برسد که دیوار وطن خود را نبیند و صدای اذان آن را نشنود، باید شکسته نماز بگزارد.
احکام وطن
مسئله 1387. محلی را که انسان برای اقامت دائمی و زندگی خود اختیار کرده، وطن اوست؛ چه در آنجا به دنیا آمده و وطن پدر و مادرش باشد؛ یا خودش آنجا را برای زندگی اختیار کرده باشد.
مسئله 1388. وطن دو قسم دارد: 1. وطن اصلی که ماندن در آن نیاز به قصد ندارد. 2. وطن قراردادی که محتاج به قصد ماندن دائمی است. در مورد ماندن دائمی موالات شرط نیست، بلکه اعراض مانع است، بنابراین اگر انسان پیاپی در وطن خود نماند، نمازش تا زمانی که از آنجا اعراض نکرده، تمام است. ماندن دائمی در ییلاق و قشلاق فرق میکند، پس کسی که قصد دارد در منطقه ییلاقی به صورت دائمی بماند، اگر در تابستان هفتهای یک روز هم برود، آنجا را وطن خود قرار داده است.
مسئله 1389. اگر قصد دارد در محلی که وطن اصلی او نیست مدتی بماند و سپس به جای دیگر رود، آنجا وطن او حساب نمیشود.
مسئله 1390. تا انسان قصد ماندن همیشگی در جایی که غیر وطن اصلی خودش است، نداشته باشد، وطن او حساب نمیشود، مگر آنکه بدون قصد ماندن، به اندازهای بماند که مردم بگویند اینجا وطن اوست.
مسئله 1391. کسی که در دو محل زندگی میکند - برای مثال شش ماه در شهری و شش ماه در شهر دیگر میماند - هر دو وطن اوست.
مسئله 1392. در غیر وطن اصلی و وطن غیر اصلی که ذکر شد، اگر در جاهای دیگر قصد اقامه نکند، نمازش شکسته است؛ چه ملکی در آنجا داشته باشد؛ یا نداشته باشد؛ خواه در آنجا شش ماه مانده باشد یا نه.
مسئله 1393. اگر به جایی برسد که وطن او بوده و از آنجا صرف نظر کرده، نباید نماز را تمام بهجا آورد، اگرچه وطن دیگری هم برای خود اختیار نکرده باشد.
دوم. قصد ماندن ده روز
مسئله 1394. مسافری که در محلی یا شهری قصد ماندن ده روز پشت سر هم را دارد، هرچند شهر بزرگ باشد، مثلاً به شعاع صد کیلومتر برسد، میتواند در تمام آن شهر رفت و آمد کند و نمازش تمام است و اگر بخواهد کمتر از ده روز، با اختیار یا به اجبار در آنجا بماند، باید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1395. مسافری که میخواهد ده روز در محلی بماند، لازم نیست قصد ماندن شب اول یا شب یازدهم را داشته باشد و همینکه قصد کند از اذان صبح روز اول تا غروب روز دهم - یعنی ده روز و نه شب - بماند، باید تمام نماز بگزارد و در ماه رمضان روزه بگیرد؛ همچنین اگر مثلاً قصدش این باشد که از ظهر روز یکم تا ظهر روز یازدهم بماند، باید نماز را تمام بهجا آورد.
مسئله 1396. مسافری که میخواهد ده روز در محلی بماند، در صورتی باید نماز را تمام بهجا آورد که بخواهد تمام ده روز را در یکجا بماند؛ چنانچه بخواهد در چند محل بماند، اگر فاصله آنها به قدری است که یک محل صادق نیست - مثلاً ده روز در شهری و یکی از روستاهای غیر مجاور آن که از هم فاصله دارند بماند - باید نماز را شکسته اقامه کند.
مسئله 1397. مسافری که میخواهد ده روز در محلی بماند، اگر از آغاز قصد داشته باشد که در بین ده روز به اطراف آنجا برود، چنانچه جایی که میخواهد برود از مزارع و باغات اطراف آن باشد، به مقداری که رفتن به آنجا منافی با صدق ماندن در محل و شهر نباشد، باید در تمام ده روز، تمام نماز بگزارد؛ ولی چنانچه بخواهد گاهی تا کمتر از چهار فرسخ برود و بدون فاصله بسیار برگردد، در همۀ ده روز باید نمازش را تمام بهجا آورد.
مسئله 1398. مسافری که تصمیم قطعی ندارد که ده روز در جایی بماند، بلکه ماندن ده روز در جایی را متوقف بر چیزی کند که تحقق آن معلوم نیست - برای مثال، قصدش این است که اگر رفیقش بیاید، یا منزل خوبی پیدا کند، ده روز بماند - باید شکسته نماز بگزارد.
مسئله 1399. کسی که تصمیم دارد ده روز در محلی بماند، اگرچه احتمال بدهد که برای ماندن او مانعی برسد، در صورتی که احتمال او مورد اعتنا نباشد، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1400. اگر مسافری بداند که مثلاً ده روز یا بیشتر به پایان ماه مانده و قصد کند تا آخر ماه در جایی بماند، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر نداند تا پایان ماه چقدر مانده و قصد کند تا آخر ماه بماند و پس از قصد بدون فاصله بسیار علم حاصل نشود، باید شکسته نماز بگزارد، اگرچه از موقعی که قصد کرده تا پایان ماه ده روز یا بیشتر باشد.
مسئله 1401. اگر مسافر قصد کند ده روز در محلی بماند، چنانچه پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتی ادایی از ماندن در آنجا منصرف شده، یا مردد شود که در آنجا بماند یا به جای دیگر برود، باید شکسته نماز بگزارد و اگر پس از اقامه یک نماز چهار رکعتی، از ماندن در آنجا منصرف شده یا مردد شود، تا وقتی در آنجا هست، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1402. مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر روزه بگیرد و بعدازظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه یک نماز چهار رکعتی ادایی بهجا آورده باشد، روزهاش صحیح است و تا وقتی در آنجا هست، باید نمازهای خود را تمام انجام دهد و اگر یک نماز چهار رکعتی نگزارده باشد، روزۀ آن روزش صحیح است و احتیاط مستحب، قضای آن است؛ اما باید نمازهای خود را شکسته بهجا آورد و روزهای بعد هم نمیتواند روزه بگیرد.
مسئله 1403. مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر از ماندن منصرف یا مردّد شود و شک کند پیش از آنکه از قصد ماندن برگردد، یک نماز چهار رکعتی خوانده یا نه، باید نمازهای خود را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1404. اگر مسافری به نیت اینکه نماز را شکسته انجام دهد، مشغول نماز شود و در بین نماز تصمیم بگیرد که ده روز یا بیشتر بماند، باید نماز را چهار رکعتی تمام کند.
مسئله 1405. مسافری که قصد کرده ده روز در جایی بماند، اگر در میان نخستین نماز چهار رکعتی ادایی از قصد خود برگردد، چنانچه وارد رکوع رکعت سوم نشده باشد، باید نماز را دو رکعتی تمام کند و برای ایستادن بیجا دو سجده لازم است و دیگر نمازهای خود را شکسته اقامه کند و اگر وارد رکوع رکعت سوم شده باشد، نمازش باطل است و تا وقتی در آنجا هست، باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1406. مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر بیشتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتی مسافرت نکرده، باید نمازش را تمام بهجا آورد و لازم نیست دوباره قصد ماندن ده روز کند.
مسئله 1407. مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، باید روزۀ واجب معیّن را - مانند روزه ماه رمضان - بگیرد و میتواند روزۀ مستحبی هم بگیرد و نماز جمعه و نافلۀ ظهر و عصر و عشاء را هم بهجا آورد.
مسئله 1408. مسافری که قصد کرده ده روز در جایی بماند، اگر پس از گزاردن یک نماز چهار رکعتی بخواهد به جایی که کمتر از چهار فرسخ است، برود و به محل اقامۀ خود برگردد، باید نماز را تمام بهجا آورد.
مسئله 1409. مسافری که قصد کرده ده روز در جایی بماند، اگر پس از خواندن یک نماز چهار رکعتی ادایی بخواهد به جای دیگری که کمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در آنجا بماند، باید در رفتن و در جایی که قصد ماندن ده روز کرده، نمازهای خود را تمام اقامه کند؛ ولی اگر جایی که میخواهد برود هشت فرسخ یا بیشتر باشد، باید موقع رفتن، نمازهای خود را شکسته بهجا آورد و چنانچه در آنجا قصد ماندن ده روز کرده، نمازش را تمام اقامه کند.
مسئله 1410. مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر پس از گزاردن یک نماز چهار رکعتی ادایی بخواهد به جایی که کمتر از چهار فرسخ است برود، چنانچه مردد باشد که به محل نخستش برگردد یا نه، یا به کلّی از برگشتن به آنجا غافل باشد، یا بخواهد برگردد، ولی مردد باشد که ده روز در آنجا بماند یا نه، یا آنکه از ده روز ماندن در آنجا و مسافرت از آنجا غافل باشد، باید در رفتن و برگشتن و پس از آن، نمازهای خود را تمام بهجا آورد.
مسئله 1411. اگر به خیال اینکه رفقایش میخواهند ده روز در محلی بمانند، قصد کند که ده روز در آنجا بماند و پس از گزاردن یک نماز چهار رکعتی ادایی بفهمد که آنها قصد نکردهاند، اگرچه خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتی که در آنجا هست، باید نماز را تمام بهجا آورد.
سوم. ماندن سی روزِ تردیدی
مسئله 1412. اگر مسافر پس از رسیدن به هشت فرسخ سی روز در محلی بماند و در تمام سی روز در رفتن و ماندن مردد باشد، در طول این مدت نمازش شکسته است؛ ولی پس از گذشتن سی روز، اگرچه مقدار کمی در آنجا بماند، باید نماز را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر پیش از رسیدن به هشت فرسخ در رفتن بقیۀ راه مردد شود، از وقتی که مردد میشود، باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1413. مسافری که میخواهد نُه روز یا کمتر در محلی بماند، اگر پس از آنکه نُه روز یا کمتر در آنجا ماند، بخواهد دوباره نُه روز دیگر یا کمتر بماند، همچنین تا سی شبانه روز، در تمام این مدت سی روز، نمازش شکسته است؛ ولی از روز سی و یکم باید نماز را تمام اقامه کند.
مسئله 1414. مسافری که سی شبانه روز مردّد بوده، درصورتی باید نماز را بعد از آن تمام بهجا آورد که سی شبانه روز را در یکجا بماند، پس اگر مقداری از آن را در جایی و مقداری را در جای دیگر بماند، پس از سی شبانه روز هم باید شکسته نماز بگزارد.
احکام متفرقه سفر
مسئله 1415. مسافر میتواند در همه مکه و مدینه و مسجد کوفه نمازش را تمام بهجا آورد؛ ولی اگر بخواهد در جایی که اول جزء این مسجد نبوده و بعد به آن اضافه شده نماز بگزارد، به احتیاط مستحب، شکسته نماز بگزارد، اگرچه اقوا صحّت تمام است؛ نیز مسافر میتواند در حرم امام حسین علیهالسلام ـ آنچه حرم شمرده میشود؛ نه رواق و صحن - نمازش را شکسته یا تمام بهجا آورد و این تخییر، استمراری است؛ یعنی میتواند در مدت کمتر از ده روزی که در این مکانهاست، بعضی وقتها شکسته و بعضی از اوقات تمام اقامه کند.
مسئله 1416. کسی که میداند مسافر است و باید شکسته نماز بگزارد، اگر در غیر چهار مکانی که میتواند نمازِ تمام اقامه کند به عمد تمام بهجا آورد، نمازش باطل است؛ همچنین اگر فراموش کند که نماز مسافر شکسته است و تمام بهجا آورد، باید نماز را دوباره به صورت شکسته انجام دهد و اگر پس از وقت یادش بیاید، به احتیاط واجب، قضا دارد.
مسئله 1417. کسی که میداند مسافر است و باید نماز را شکسته انجام دهد، اگر فراموش کند و از روی عادت تمام اقامه کند، نمازش باطل است؛ نیز اگر سفر خود را فراموش کرده باشد و تمام بهجا آورد، در صورتی که وقت داشته باشد، نمازش را دوباره بهجا آورد، بلکه با گذشتن وقت هم، به احتیاط واجب قضا کند.
مسئله 1418. مسافری که نمیداند باید شکسته نماز بگزارد، اگر تمام بهجا آورد، نمازش صحیح است و پس از فهمیدن حکم مسئله، اعاده ندارد.
مسئله 1419. مسافری که میداند باید شکسته نماز بگزارد، اگر برخی از خصوصیات آن را نداند - مثلاً نداند که در سفر هشت فرسخی باید شکسته انجام دهد - چنانچه تمام نماز بگزارد، درصورتیکه وقت باقی است، باید نماز را شکسته انجام دهد و اگر وقت گذشته، باید شکسته قضا کند.
مسئله 1420. مسافری که میداند باید نماز را شکسته انجام دهد، اگر به گمان اینکه مسافت سفر او کمتر از هشت فرسخ است تمام بهجا آورد، وقتی بفهمد که مسافت سفرش هشت فرسخ بوده، نمازی را که تمام انجام داده، باید دوباره شکسته اقامه کند و اگر وقت هم گذشته، باید شکسته قضا کند.
مسئله 1421. اگر فراموش کند که مسافر است و نماز را تمام بهجا آورد، چنانچه در وقت یادش بیاید، باید شکسته بهجا آورد و اگر بعد از وقت یادش بیاید، قضای آن نماز بر او واجب نیست.
مسئله 1422. کسی که باید نماز را تمام بهجا آورد ، اگر به عمد یا به اشتباه یا با فراموشی آن را شکسته بهجا آورد، در هر صورت، نمازش باطل است.
مسئله 1423. اگر مسافر در بین نماز چهار رکعتی یادش بیاید که مسافر است، یا بفهمد که مسافت سفر او هشت فرسخ است، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته باشد، باید نماز را دو رکعتی تمام کند و اگر به رکوع رکعت سوم رفته، نمازش باطل است و در صورتی که به مقدار گزاردن یک رکعت هم وقت دارد، باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1424. اگر مسافری برخی از خصوصیات نماز مسافر را نداند - برای مثال، نداند که اگر چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن برگردد - باید شکسته نماز بگزارد، چنانچه به نیّت چهار رکعتی مشغول نماز شود و پیش از رکوع رکعت سوم حکم شرعی را بفهمد، باید نماز را دو رکعتی تمام کند و اگر در رکوع رکعت سوم بفهمد، نمازش باطل است و در صورتی که به مقدار یک رکعت از وقت هم مانده باشد، باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1425. مسافری که باید نماز را تمام بهجا آورد، اگر بر اثر ندانستن مسئله به نیت دو رکعتی مشغول نماز شود و در بین نماز حکم مسئله را بفهمد، باید نماز را چهار رکعتی تمام کند و به احتیاط مستحب، پس از تمام شدن نماز، دوباره آن را چهار رکعتی بهجا آورد.
مسئله 1426. مسافری که نماز نگزارده، اگر پیش از تمام شدن وقت به وطنش برسد، یا به جایی برسد که میخواهد ده روز در آنجا بماند، باید نماز را تمام بهجا آورد و کسی که مسافر نیست، اگر در اول وقت نماز نگزارد و مسافرت کند، در سفر باید نماز را شکسته بهجا آورد.
مسئله 1427. اگر از مسافری که باید نماز را شکسته بهجا آورد، نمازهای چهار رکعتی - مانند نماز ظهر یا عصر یا عشاء - قضا شود، باید آن را دو رکعتی قضا کند، اگرچه در غیر سفر بخواهد قضای آن را بهجا آورد؛ نیز اگر از کسی که مسافر نیست، یکی از این سه نماز قضا شود، باید چهار رکعتی قضا کند، اگرچه در سفر بخواهد آن را قضا کند.
مسئله 1428. مستحب است مسافر پس از هر نمازی که شکسته میگزارد، سی مرتبه بگوید: «سُبْحانَ اللهِ وَالْحَمْدُ للهِ وَ لا اِللهَ اِلَّا اللهُ وَاللهُ اَکْبَر» و در تعقیب نماز ظهر و عصر و عشاء بیشتر سفارش شده است، بلکه بهتر است در تعقیب این سه نماز شصت بار بگوید.
مسئله 1429. ملاک سفر شرعی، پیمودن هشت فرسخ با شروط دیگر است. آسانی سفر و سرعت و مانند آن، سبب تغییر حکم نمیشود.
