آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی
مرجع تقلید شیعه
پوشانیدن بدن در نماز
مسئله 832. مرد باید در حال نماز - هرچند کسی او را نبیند یا در تاریکی کامل باشد - عورتهای جلو و پشت را بپوشاند و بهتر است که از ناف تا زانو را بپوشاند. البته نماز اقتضا دارد که انسان با جامۀ کامل به حضور معبود برود.
مسئله 833. زن باید در حال نماز، تمام بدن خود؛ حتی سر و مو را بپوشاند، ولی پوشاندن صورت به مقداری که در وضو شسته میشود، نیز پوشاندن دستها تا مچ و پاها تا مچ (ظاهر و باطن قدم) لازم نیست، هرچند احتیاط مستحبْ پوشاندن باطن پاست. برای اطمینان به پوشیده شدن مواضع لازم، باید مقداری از اطراف آنها را بپوشاند. پوشانیدن موهای مصنوعی و زیورها، لازم نیست، مگر برای حفظ از نامحرم.
مسئله 834. نماز قضا و مستحب، مانند نماز واجبِ اداست که باید پوشاندن مربوط به زن و مرد رعایت شود و نماز احتیاط و قضای سجده و قضای تشهد، حکم نماز واجب را دارند؛ اما در سجدۀ سهو پوشاندن شرط نیست، هرچند احتیاط در پوشاندن است. سجدۀ تلاوت قرآن و سجده شکر، مشروط به آن نیستند.
مسئله 835. آنچه مشروط به پوشاندن است، اعم از نماز و لواحق آن، اگر عمداً یا با تقصیر در یادگیریِ حکم شرعی، بدون پوشاندن انجام شود، باطل است و باید اعاده شود.
مسئله 836. هر گاه بر اثر وزش باد یا غفلت نمازگزار، عورت او ظاهر شد و هیچ ذکر و عمل واجبِ در نماز را، با آن حالت انجام نداد و فوراً آن را پوشاند، نماز باطل نمیشـود و اگر بعد از نماز یا چیزی که مانند نماز، مشروط به پوشاندن است، معلوم شود که عورت پیدا بوده، اعاده لازم نیست.
مسئله 837. عورت نمازگزار باید در تمام حالتهای نماز پوشیده باشد و اگر لباسی دربردارد که فقط در برخی حالتها آن را میپوشاند، نه در حالت دیگر، چنانچه در حالت دیگر با وسیلۀ جداگانه پوشیده شود، نماز صحیح است، هر چند به احتیاط مستحب، با جامه کامل، نماز را اقامه کند.
مسئله 838. آنچه در نماز واجب است، پوشاندن عورت است؛ خواه با پارچه و خواه با کاغذ، برگ درخت و ساتر دیگر، هرچند به احتیاط مستحب در صورت نبودن لباس، از پوشش گیاهی استفاده شود.
مسئله 839. اگر برای مرد هیچ ساتری در دسترس نیست، میتواند در حالت ناچاری عورتها را با گِل و مانند آن بپوشاند و نماز را اقامه کند و به احتیاط مستحب، نماز را با ایماء و اشاره به جای رکوع و سجود، اعاده نماید.
مسئله 840. کسی که پوشاک نماز را ندارد و از دسترسی به آن تا آخر وقت ناامید است، میتواند نماز را در اول وقت، برابر وظیفه کسی که ساتر ندارد اقامه کند. چنانچه تا پایان وقت به ساتر دسترسی پیدا کرد، نماز را اعاده نماید و اگر احتمال دهد تا پایان وقت به ساتر دسترسی پیدا میکند، مانعی نیست که «رجائاً» نماز را اقامه کند؛ ولی اگر به ساتر دسترسی یافت، باید نماز را اعاده نماید.
مسئله 841. کسی که هیچ وسیله پوشاندن عورت مانند لباس، برگ، کاغذ و مانند آن را ندارد و نامحرمی نیست تا به او نگاه کند، میتواند ایستاده و با اشاره به رکوع و سجود، نماز را اقامه کند و احتیاط مستحب، اعادۀ آن با رکوع و سجود عادی است و اگر نامحرمی او را میبیند، باید نماز را نشسته اقامه کند و رکوع و سجود را با اشاره انجام دهد و برای سجود، سر را قدری پایینتر آورد.
شروط لباس نمازگزار
مسئله 842. شروط لباس نمازگزار: یکم: پاک بودن؛ دوم: مباح بودن؛ سوم: از اجزای مردار نبودن؛ چهارم: از اجزای حیوان حرامگوشت نبودن؛ پنجم و ششم: اگر نمازگزار مرد است، از ابریشم خالص و طلاباف نبودن.
شرط یکم: پاک بودن
مسئله 843. اگر کسی عمداً با بدن یا لباس نجس نماز را اقامه کند، نماز او باطل است، هرچند بر اثر تقصیر در یاد گرفتنِ حکم شرعی باشد و نداند که نماز با لباس یا بدن نجس، باطل است.
مسئله 844. اگر کسی بر اثر تقصیر در فراگیری حکم شرعی، نداند که مثلاً عرق مشرک و ملحد نجس است و با جامۀ آلوده به آن عرق، نماز بهجا آورد، نماز او باطل است.
مسئله 845. اگر کسی میداند چه چیزی نجس است و میداند نماز در جامۀ نجس باطل است، ولی نمیداند لباس او نجس است و با آن نماز را اقامه کند و بعد از آن بفهمد که جامه او نجس بوده است، نماز او صحیح است، هرچند احتیاط مستحب، اعاده آن است.
مسئله 846. اگر کسی میداند نماز در جامه نجس باطل است و میدانست که لباس او نجس است و با اهمال و بیاعتنایی، نجس بودن آن را فراموش کند و نماز را در آن، اقامه کند و پس از نماز یادش بیاید که جامۀ او نجس بوده است، اعاده نماز در وقت و قضای آن در خارج وقت، لازم است.
مسئله 847. کسی که در وسعت وقت مشغول نماز است و در بین نماز، لباس یا بدن او نجس شود، یا بفهمد که جامه یا بدن او قبلاً نجس بوده است، یا شک در سابق بودن نجاست داشته باشد و هیچ ذکر و عملی از نماز را با آن وضع انجام نداده است، باید فوراً جامه را پاک یا عوض کند و بدن را نیز تطهیر نماید؛ بدون آنکه حالت نمازگزاری او آسیب ببیند و اگر چنین کاری صورت نماز را از بین میبرد، باید به دستور گفتهشده عمل نماید، هرچند نماز او باطل میشود تا با جامه و بدن پاک، نماز را اعاده کند.
مسئله 848. کسی که در تنگی وقت مشغول نماز است و در بین نماز، لباس یا بدن او نجس شود، یا بفهمد که پیش از آن نجس بوده است، یا شک در سابق بودن داشته باشد و هیچ ذکر یا عملی از نماز را با آن وضع انجام نداده است، در صورت امکانِ تطهیر لباس یا بدن یا عوض نمودن لباس، به طوری که نماز او آسیب نبیند، باید چنین کند و در صورت عدم امکانِ تطهیر یا تعویضِ بدون به هم خوردن نماز و ادراکِ یک رکعت از نماز در وقت، میتواند با همان لباس یا وضع بدن نماز را ادامه دهد، چنانکه با نجس بودن لباس و ضرر نداشتن برهنه شدن میتواند بدون لباس، به دستور برهنگان، نماز را ادامه دهد.
مسئله 849. کسی که شک دارد بدن یا لباس یا محل سجده او متنجّس است و به مقدار لازم جستجو کرد و چیزی نیافت و با همان وضع نماز خواند و پس از نماز معلوم شد یکی از امور یادشده متنجّس بوده، نماز او صحیح است و اگر بدون جستجو، نماز را اقامه کرد و بعد از آن فهمید که هنگام نماز متنجّس بوده، به احتیاط واجب، در وقت، اعاده و پس از وقت، قضا کند.
مسئله 850. کسی که میدانست بدن یا لباس یا محلّ سجدۀ او متنجّس است و اکنون شک دارد که آن را پاک کرده است یا نه و با همان وضع نماز بگزارد و پس از نماز بفهمد که متنجّس بوده، نماز او باطل است.
مسئله 851. کسی که میدانست بدن یا لباس یا محلّ سجده و چیزی که پاک بودن آن شرط صحّت نماز است، متنجّس بوده و به طور متعارف، آنها را شست و یقین یا اطمینان کامل حاصل نمود که پاک شدهاند و بعد از نماز فهمید پاک نشدهاند، نماز او صحیح است و اگر فرد آگاه و موثّق آنها را شست و پاک شدن را اعلام نمود و پس از نماز معلوم شد که پاک نشده، نمازش درست است.
مسئله 852. اگر خونی در بدن یا لباس یا محلّ سجدۀ خود ببیند و یقین کند که از خونهای نجس نیست، مثلاً خون پشه است و با همان وضع، نماز را اقامه کند و پس از نماز بفهمد از خونهایی است که نمیتوان با آن نماز را بهجا آورد، نماز او صحیح است.
مسئله 853. هر گاه خونی را در لباس یا بدن یا محلّ سجده ببیند و بداند این خون نجس است، ولی نماز با آن درست است، مثلاً خون زخم، دُمَل یا کمتر از درهم است و با آن نماز را بهجا آورد و پس از نماز بفهمد خونی بوده که نماز با آن باطل است، نماز او صحیح است.
مسئله 854. هرگاه متنجّس بودن چیزی را فراموش کرد و بدن یا لباس یا محلّ سجده او، با رطوبت به آن رسید و در حال فراموشی، نماز را بهجا آورد و پس از آن یادش آمد، نماز او صحیح است؛ ولی اگر بدن او با رطوبت، به چیزی که نجس بودن آن را فراموش کرد برسد و بدون آنکه محل برخورد را بشوید و بدون آنکه محل برخورد با نجس، با غسل کردن در آب جاری مثلاً پاک شود و با همان وضع غسل کند یا وضو بگیرد و با همان حال، نماز اقامه کند، غسل و وضو و نمازش باطل است.
مسئله 855. کسی که یک لباس دارد و بدن و لباسش متنجّس شود و به اندازۀ آب کشیدن یکی از آنها آب دارد، میتواند بدن را پاک کند و لباس را بیرون آورد و به دستور برهنگان نماز بهجا آورد و اگر برهنه شدن، مایۀ عسر و حرج است، با همان لباس نماز را اقامه نماید و اگر نجاست لباس بیشتر بود، مثلاً لباس با ادرار و بدن با خون متنجّس شد، میتواند با شستن لباس، به نماز در آن، اکتفا کند.
مسئله 856. کسی که غیر از لباس متنجّس، لباس دیگری ندارد و بر اثر تنگی وقت، شستن آن ممکن نباشد و اطمینان دارد که به لباس پاک دسترسی ندارد، همچنین نتواند برهنه شود و به دستور برهنگان نماز را انجام دهد، باید در همان لباس متنجّس، نماز را اقامه نماید و نیازی به اعاده در وقت یا قضا در خارج آن نیست.
مسئله 857. کسی که دو لباس دارد و میداند یکی از آنها متنجّس است و نداند کدام یک از آنها پاک است و شستن ممکن نباشد، در وسعت وقت باید در هر کدام یک نماز بگزارد و در تنگی وقت، به دستور برهنگان نماز را اقامه نماید، هرچند میتواند به نماز در یکی از آنها در وقت، اکتفا کند و به احتیاط مستحب، آن را در لباس دوم یا لباس دیگری که پاک است، قضا کند.
شرط دوم: مباح بودن
مسئله 858. لباس نمازگزار بنا بر احتیاط واجب باید مباح باشد و فرقی بین ساتر عورت و غیر ساتر و بین اجزای ریز و درشت - مانند نخ، دکمه و چیز دیگر - نیست.
مسئله 859. کسی که میداند پوشیدن لباس غصبی حرام است - هرچند نداند که نماز را فاسد میکند - و عمداً با جامۀ غصبی نماز بگزارد، به گونهای که جزئی از نماز، مستلزم تصرّف در آن باشد، نماز او باطل است و در صورتِ جاهل بودن به غصب یا فراموشی آن، نماز صحیح است، هرچند فراموشکننده خود غاصب باشد. البته احتیاط مستحب، اعادۀ غاصبِ فراموشکننده است.
مسئله 860. اگر صاحب لباس غصبی، نماز در آن لباس را رضایت دهد، نماز در آن، حلال و صحیح است.
مسئله 861. کسی که غصبی بودن لباس را نمیدانست یا فراموش کرده بود و در بین نماز آگاه شد یا به یادش آمد، اگر چیز حلالی که ساتر عورت باشد دارد، باید جامه غصبی را درآورد و پیش از بیرون آوردن، هیچ عملی از اعمال واجب نماز را انجام ندهد و با ساتر حلال، نماز را ادامه دهد و اگر ساتر حلال ندارد، یا بیرون آوردن جامه غصبی سبب به هم خوردن وضع نماز میشود و به مقدار یک رکعت وقت باقی میماند، باید نماز را رها کند و جامه را عوض کند و با لباس حلال، نماز را اعاده کند، هرچند بیش از یک رکعت را در وقت، ادراک نکند و در صورتی که این مقدار وقت هم باقی نمانده باشد، در حال نماز، لباس را بیرون آورده و به دستور برهنگان، نماز را تمام میکند.
مسئله 862. هرگاه پوشیدن لباس غصبی در حال نماز حرام نباشد، مانند آنکه حفظ جان یا سلامت یا امر مهمّ مالی متوقف بر پوشیدن آن باشد، چون هیچ جزئی از اجزای نماز مستلزم تصرّف حرام نیست، نماز در این حال، صحیح است.
مسئله 863. لباس غصبی که نماز در آن باطل است، اعم از آن است که خودِ لباس، مال دیگری باشد یا متعلّق حقّ مستأجر یا مرتهن آن باشد، پس نماز در لباسی که در اجاره مستأجر یا رهن مرتهن است، بدون رضایت آنها باطل است.
مسئله 864. غصبی بودن لباس، گاهی به سرقت آن است و گاهی با باطل بودن معامله؛ مانند آنکه خریدار یا مستأجر، لباسی را با عین پول حرام بخرد یا اجاره کند یا در حین معامله که آن را به ذمّه میخرد، یا قرض میگیرد، قصد پس ندادن آن یا نپرداختن بهای آن را داشته باشد یا قصد داشته باشد که بهای آن را از مال حرام بدهد یا اصلاً جز مال حرام، مال دیگری ندارد تا قصد مال حلال کند؛ در همه این موارد تا بهای آن را از مال حلال نپردازد، تصرف در آن حرام است؛ همچنین حرام بودن مال، گاهی به سرقت، رشوه، ربا و مانند آن است و زمانی به نپرداختن حقّ خمس یا زکات و ادا نکردن نذر مالی که عین آن صدقه قرار داده شده، نه آنکه تصدّق به آن نذر شده باشد.
مسئله 865. مال غصبی که محمول در حال نماز است، نه ساتر عورت و نه لباس دیگر نمازگزار است؛ مانند چیز غصبی که در جیب یا کیف همراه اوست و هیچ جزئی از اجزای نماز، موجب تصرّف در آن به تحریک، جابهجا نمودن و مانند آن نباشد، نماز او صحیح؛ وگرنه باطل است.
مسئله 866. نماز در لباسی که اجرت دوختن یا شستن و اطو کشیدن آن داده نشده، یا با پول حرام داده شده، در صورتی که عینی از مال دیگران - مانند نخ، دکمه، آستر و... - که خیاط آنها را به عهده میگیرد در آن نباشد، اشکال ندارد؛ نیز در لباسی که با آب غصبی شسته شده و پس از خشک شدن، نماز خوانده شود، اشکال ندارد.
شرط سوم: از اجزای مردار نبودن
مسئله 867. لباس نمازگزار نباید از اجزای حیوان مردار شدهای باشد که اگر رگ آن بریده شود، خون از آن میجهد؛ خواه آن حیوان حلالگوشت باشد، مانند گوسفند یا حرامگوشت، مانند گربه. به احتیاط مستحب، از اجزای مرداری که دارای خون جهنده نیست، در نماز اجتناب شود.
مسئله 868. چیزی از اجزای مردار که در زمان حیات حیوان، روح داشته است؛ مانند گوشت، پوست و... به احتیاط واجب، نباید همراه نمازگزار باشد، هر چند لباس او شمرده نشود.
مسئله 869. مقصود از مردار، چیزی است که ذبح شرعی نشده باشد؛ خواه خودش مرده باشد یا او را کشته باشند یا به وجه غیر شرعی ذبح شده باشد.
مسئله 870. اگر لباس نمازگزار یا همراه او، چیزی از مردار حلالگوشت باشد که روح ندارد، مانند مو، پشم، کرک، پر، استخوان، شاخ، دندان و... نماز او صحیح است.
شرط چهارم: از اجزای حیوان حرام گوشت نبودن
مسئله 871. لباس نمازگزار باید از اجزای حیوان حرامگوشت نباشد؛ خواه دارای خون جهنده باشد یا نه و خواه آن جزء دارای روح باشد، مانند گوشت و پوست یا نباشد، مانند پشم، مو، کرک، استخوان و... و خواه در صورت تذکیهپذیری ذبح شده باشد یا نه و خواه به صورت لباس نمازگزار باشد یا همراه او؛ خواه زیاد باشد یا اندک مانند یک مو.
مسئله 872. اگر آب دهان، آب بینی، عرق، اشک و رطوبت دیگری از حیوان حرامگوشت، مانند گربه، بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، در حالت تَر بودن، نمیتوان با آن نماز را اقامه کرد و در حالت خشک شدن و برطرف شدن عین آن، نماز صحیح است.
مسئله 873. گرچه انسان حرام گوشت است؛ ولی اگر مو، عرق، آب دهان و اشک کسی که پاک است، بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، اشکال ندارد. همچنین موم و عسل در بدن یا لباس نمازگزار باشد، مانع صحّت آن نیستند.
مسئله 874. اگر کسی نداند لباس معیّنی از حیوان است یا غیر حیوان، اقامه نماز با آن مانعی ندارد؛ نیز اگر بداند از حیوان است و نداند از حرام گوشت است یا حلالگوشت، اشکالی ندارد؛ چه در کشور اسلامی درست شده باشد یا در کشور غیر اسلامی.
مسئله 875. اگر کسی نداند فلان جزء لباس؛ مانند تکمه صدفی، از حیوان است یا نه و نداند از حیوان حرامگوشت است یا نه، اقامه نماز با آن مانعی ندارد؛ ولی با احراز آنکه مثلاً صدف از حیوان حرامگوشت است، نمیتوان در آن نماز را اقامه کرد.
مسئله 876. از اجزای حیوان حرامگوشت، خز خالص که با موی حیوان حرامگوشت دیگر مخلوط نشده باشد، نیز پوست سنجاب استثنا شدهاند؛ یعنی نماز در آنها صحیح است، هرچند احتیاط مستحب، در ترک پوست سنجاب است.
مسئله 877. اگر کسی نداند که لباس او از حیوان حرامگوشت است یا میدانسته و اکنون فراموش کرده و در آن نماز خوانده است، نماز او صحیح است، هرچند احتیاط مستحب، اعاده نماز در صورت فراموشی است.
شرط پنجم: طلابافت نبودن
مسئله 878. پوشیدن لباس طلابافت برای مرد حرام و نماز او در آن باطل است؛ ولی برای خانم در نماز و غیر نماز اشکال ندارد. البته حکم اسراف یا لباس شهرت، جداست.
مسئله 879. لباسی که مخلوط به طلاست، در صورت صدق لباس طلا، حکم لباس خالص طلا را دارد و فرقی بین ساتر عورت و غیر آن نیست.
مسئله 880. زینت کردن به طلا در بدن یا لباس، به گونهای که پوشیدن طلا صدق کند؛ مانند آویختن زنجیر طلا به سینه و به دست کردن انگشتر طلا و بستن ساعت مچی طلا به دست، برای مرد حرام و نماز وی در آن باطل است؛ ولی زینت کردن به طلا برای خانم جایز و نمازش در آن صحیح است.
مسئله 881. اگر مردی نداند یا فراموش کند که لباس یا انگشتر او از طلاست، گناه نکرده و نماز او در آن باطل نیست، هرچند احتیاط مستحب در حال فراموشی، اعاده نماز است.
مسئله 882. پوشیدن لباس یا فلزی که طلا بودن آن مشکوک است، جایز است و نماز در آن، باطل نیست.
مسئله 883. در حرام بودن پوشیدن لباس طلا، فرقی بین لباس رو و لباس زیر و بین آستر و ابره نیست.
مسئله 884. حمل طلا، اعم از مسکوک و غیر آن، در نماز و غیر نماز، جایز است، چنانکه نماز با آن، صحیح است.
شرط ششم: ابریشم خالص نبودن
مسئله 885. پوشیدن لباس ابریشم خالص برای مرد در غیر نماز حرام و در نمـاز - گذشته از حـرام بودنش - موجب بطلان آن است و به احتیاط واجب، چیزهایی که با آنها به تنهایی نتوان نماز را اقامه کرد؛ مانند عرقچین و کمربند و جوراب، باید از حریر محض نباشد.
مسئله 886. پوشیدن لباس ابریشم خالص برای خانم جایز و نماز با آن، صحیح است.
مسئله 887. لباسی که معلوم نیست از ابریشم خالص باشد؛ یا از چیز دیگری باشد که پوشیدن آن جایز است، پوشیدنش در غیر نماز حرام نیست و در حال نماز، بیاشکال است.
مسئله 888. پوشیدن لباس غصبی برای زن و مرد و ابریشمی خالص و طلابافت برای خصوص مرد، در حال ناچاری، منعی ندارد و شخص ناچار، اگر تا پایان وقت، لباس دیگر فراهم نمیکند، میتواند در لباسهای یادشده نماز را اقامه کند.
مسئله 889. اگر زن و مرد نمازگزار، غیر از لباس غصبی، لباس تهیه شده از مردار و حیوان حرامگوشت و لباس نجس، لباس دیگری نداشته باشند، باید به دستور برهنگان، نماز را اقامه کنند و مرد نمازگزار، اگر غیر از لباس طلابافت و ابریشم خالص، لباس دیگری نداشته باشد و به پوشیدن آنها ناچار نباشد، باید آنها را از بدن بیرون آورد و به دستور برهنگان، نماز را اقامه نماید.
مسئله 890. فراهم کردن ساتر عورت، برای نماز واجب است، هرچند به صورت خریدن یا اجارهکردن یا عاریه خواستن یا قبول کردن بخشش باشد. البته بهای خریداری یا اجارهکردن، نباید برای نمازگزار عرفاً توانفرسا و غیر قابل تحمل باشد و در حالت عاریه خواستن یا بخشش را قبول کردن، ذلت و خواری احساس نشود؛ وگرنه در همه حالتهای یادشده، به دستور برهنگان، نماز را بهپا میدارد.
مسئله 891. بنا بر احتیاط واجب، باید از پوشیدن لباسی که مایۀ شهرت و خودنماییِ وهنآور است، خودداری نمود. در این جهت، فرقی بین پارچه، رنگ، دوخت و... نیست. البته نماز خواندن با آن اشکال ندارد. اگر لباس معیّنی از شهرت خارج شد، به گونهای که موجب هتک نیست، پوشیدن آن مانعی ندارد.
مسئله 892. بنابر احتیاط واجب، مرد لباس زنانه را جامه رسمی خود قرار ندهد و زن نیز لباس مردانه را جامه رسمی خود قرار ندهد، هرچند میتوان نماز را در آن اقامه کرد. هرگاه لباس معیّنی از اختصاص به یک صنف خارج شده و به صورت مشترک در آمد، پوشیدن آن برای هر دو صنف، جایز است.
مسئله 893. کسی که باید در بستر بر پشت یا پهلو قرار بگیرد و در همان حال نماز را بهپا بدارد، اگر جامه او دارای شروط صحت نماز باشد، لازم نیست لحاف، پتو و مانند آن، شرایط لباس نمازگزار را داشته باشند و اگر برهنه است، به احتیاط واجب برای مرد ابریشم خالص و برای زن و مرد چیز نجس، مردار، اجزای حیوان حرامگوشت را پوشش قرار ندهد.
موارد عدم لزوم طهارت در لباس یا بدن نمازگزار
مسئله 894. در سه صورت با لباس یا بدن متنجّس میتوان نماز را اقامه کرد: اول آنکه به واسطه زخم یا جراحت یا دُمَل که در بدن اوست، بدن یا لباس، خونآلود شوند؛ دوم آنکه در بدن یا لباس او به مقدار کمتر از درهم؛ تقریباً به اندازه بند سرانگشت سبابه (شهادت) خون انسان یا حیوان حلالگوشت باشد؛ سوم آنکه ناچار باشد در بدن یا لباس متنجّس نماز را اقامه کند. در دو صورت فقط با لباس متنجّس میتوان نماز را به پا داشت: یکم آنکه لباسهای کوچک، مانند جوراب، عرقچین او، متنجّس باشد؛ دوم: لباس زنی که پرستار کودک است، متنجّس شده باشد. احکام این صورتها بیان خواهد شد. حمل شیء متنجّس در نماز، ارتباطی به بدن یا لباس نمازگزار ندارد.
مسئله 895. اگر در بدن یا لباس نمازگزار خونِ زخم یا جراحت یا دُمل و نیز اگر چرکآلوده به خون بیرون آید و شستن یا عوض نمودن لباس دشوار باشد، نماز با آن بدن یا لباس اشکال ندارد.
مسئله 896. اگر خون بریدگی عضو یا زخم که به زودی برطرف میشود و شستن آن دشوار نیست و بیش از اندازه درهم بوده و در بدن یا لباس باشد، نماز با آن عمداً باطل است.
مسئله 897. عفو از خون زخم و جراحت مخصوص جای زخم و جراحت است، بنابراین اگر جایی از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد، به رطوبتِ آلودۀ زخم نجس شود، نماز عمدی با آن، باطل است؛ ولی اگر مقداری از بدن یا لباس که نزد یک محلّ زخماند، به رطوبت آن آلوده شوند، نماز با آن اشکال ندارد.
مسئله 898. اگر از زخمی که در درون دهن، بینی، گوش و مانند اینهاست، خون زایدی که متعارف نیست، بیرون آید و بیش از اندازه درهم باشد و به بدن یا لباس برسد، بنا بر احتیاط واجب نباید با آن نماز را اقامه کرد؛ ولی نماز خواندن با خون بواسیر، هرچند دانههای زخم در درون باشد، اشکال ندارد. لازم است توجه شود که خون دماغ بر اثر حرارت و مانند آن، خون زخم محسوب نمیشود.
مسئله 899. کسی که بدنش زخم است اگر در بدن یا لباس خود، خونی بیش از درهم ببیند و احتمال قابل اعتنا دهد که از همان زخم است، اقامه نماز با آن، اشکال ندارد.
مسئله 900. زخمهای متعدد در بدن، گاهی به هم نزدیکاند که به همۀ آنها یک زخم گفته میشود، در این صورت، تا همگی درمان نشدند، نمازگزاردن با خون آنها در بدن یا لباس بیاشکال است و زمانی از هم دورند که هرکدام زخم جدا شمرده میشود؛ در این فرض خون هرکدام بعد از درمان، اگر بیش از درهم باشد، مانع صحت نماز است.
مسئله 901. اگر ذرّهای خون حیض، نفاس، استحاضه، همچنین خون حیوان نجس و انسان ملحد یا مشرک و حیوانی که به ذبح شرعی کشته نشده و به حکم مردار است، در لباس یا بدن کسی باشد، نماز با آن، باطل است.
مسئله 902. خونهایی که مورد عفوند، اگر پراکنده باشند و جمع آنها کمتر از درهم باشد، مانع صحت نماز نیستند و اگر به اندازه درهم یا بیشتر بودند، مانع صحت نمازند. خونی که به لباس نازک ریخت و به طرف دیگر آن ظاهر شد، یک خون به حساب میآید و اگر ظاهر شدن آن به طرف دیگر بر اثر غلیظ بودن خون است، نه نازک بودن پارچه، دو خون محسوب میشوند و جمع آنها اگر کمتر از درهم نباشد، مانع صحت نماز است.
مسئله 903. اگر خون روی ابره لباس بریزد و به آستر آن برسد یا به آستر آن ریخته شود و به ابره آن برسد، دو خون محسوب میشوند و باید روی هم حساب شوند که اگر مجموع آنها کمتر از درهم بود، نماز با آن صحیح است؛ وگرنه باطل است.
مسئله 904. اگر خون بدن یا لباس، کمتر از درهم بود و رطوبتی به آن رسید و در آن محو شد، نماز با آن، صحیح است و اگر رطوبت رسیده با خون به اندازه درهم یا بیشتر شوند، به طوری که اطراف خون آلوده شده باشد، نماز با آن، باطل است.
مسئله 905. اگر خونی که در بدن یا لباس است، کمتر از درهم باشد و نجاست دیگری مانند قطرهای ادرار روی آن بریزد و به بدن یا لباس برسد، نماز در آن باطل است، هرچند به همان قسمت برسد و به جای دیگر بدن یا لباس نرسد.
مسئله 906. اگر لباسهای کوچک؛ مانند عرقچین و جوراب و دستکش که نتوان با آنها عورت را پوشانید، نجس شوند، در صورتی که از مردار و حیوان حرامگوشت درست نشده باشند، نماز با آنها باطل نیست؛ نیز اگر با انگشتر یا عینک یا سمعکِ نجسشده نماز اقامه کند، اشکال ندارد.
مسئله 907. حمل چیز متنجّس که با آن عورت پوشانده میشود، اگر از مردار یا حیوان حرامگوشت نباشد و فقط همراه نمازگزار باشد - نه لباس او - نماز را باطل نمیکند، چنانکه حمل دستمال، کلید، چاقو و قلمِ نجسشده در نماز، مانعی ندارد.
مسئله 908. خانمی که پرستار کودک است و بیش از یک لباس ندارد و اگر هم بیش از آن داشته باشد، ناچار است همه را بپوشد و لباس او به ادرار کودک نجس میشود، شبانهروز یک بار آن را بشوید، کافی است، هرچند نمازهای بعدی را با لباسِ نجسشده اقامه میکند. مناسب است که لباس را نزد یک غروب بشوید تا با آن، نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را انجام دهد.
امور ثواب دار در لباس نمازگزار
مسئله 909. مستحب است در لباس نمازگزار چند چیز رعایت شود: پوشیدن عمامه با حنک، عبا به ویژه برای امام جماعت، جامه سفید، پاکیزهترین لباس، استعمال چیزی که بوی خوش دارد و انگشتری عقیق. البته رعایت امور یادشده، به امید ثواب است.
امور کم کنندۀ ثواب در لباس نمازگزار
مسئله 910. چند چیز در لباس نمازگزار مکروه است: پوشیدن عمامه بدون حنک، لباس سیاه به استثنای عمامه و عبا، جامه چرکین، لباس تنگ، لباس میگسار، لباس کسی که از نجاست اجتناب نمیکند، لباسی که صاحب آن متّهم به غصب است، جامهای که صورتی در آن نقش شده است، انگشتری که بر روی آن صورتی رسم شده است. البته ترک امور یادشده، به امید ثواب، مناسب است.
شروط مکان نمازگزار
مکان نمازگزار چند شرط دارد:
شرط اول
مسئله 911. بنا بر احتیاط واجب، مکان نمازگزار باید مباح باشد. کسی که در ملک غصبی نماز اقامه کند، به گونهای که نماز تصرف در ملک غصبی محسوب شود، بنا بر احتیاط واجب، نماز او باطل است؛ ولی نماز در زیر سقف غصبی، در صورتی که تصرف در آن صدق نکند، اشکال ندارد. فرش یا تخت مباح روی مکان غصبی، مانع بطلان نماز نمیشود.
مسئله 912. نماز در مکانی که عین یا منفعت یا انتفاع آن، مال دیگری است، بنا بر احتیاط واجب، باطل است. مکانی که ملک دیگری است، نماز در آن، بدون رضایت مالک صحیح نیست؛ همچنین مکانی که در اجاره دیگری است یا به عاریه در اختیار اوست، نماز خواندن در آن، بدون رضایت مستأجر یا مستعیر (عاریهگیرنده) صحیح نیست. در این جهت، فرقی بین زنده بودن صاحب حق یا مرده بودن آن نیست، بنابراین نماز خواندن در مالِ بهجا مانده از میّت، پیش از ادای دَیْن و جدا کردن ثلثِ وصیّتشدۀ او صحیح نیست.
مسئله 913. کسی که در مکانی که برای عموم آزاد است و همگان میتوانند در آن مکان بمانند و بهرههای عبادی و مانند آن ببرند؛ نظیر مسجد، صحن و رواق امامزادهها، پارکهای محلّی جا گرفته است، اگر دیگری بدون اِعراض وی جای او را غصب کند و در آن نماز بگزارد، بنا بر احتیاط واجب، نماز او باطل است.
مسئله 914. باطل بودن نماز در مکان غصبی، به حالت علم به غصب و عمد و بدون اضطرار، اختصاص دارد، بنابراین کسی که جاهل به غصبی بودن مکان یا غافل از آن بوده یا فراموش کرده یا هیچ چارهای نداشت، نماز او باطل نیست، مگر آنکه خود غاصب از غصب خویش غفلت یا آن را فراموش کرده باشد و در صدد رفع غصب نباشد که نماز او باطل است.
مسئله 915. کسی که غصبی بودن مکان، نیز حرمت تصرّف در آن را میداند، ولی نمیداند نماز در آن باطل است و در یادگیری آن، کوتاهی کرده باشد، نماز او در آن مکان احتیاطاً باطل است.
مسئله 916. کسی که ناچار است روی وسیله نقلیه، اعم از حیوان، اتومبیل، چرخ و مانند آن، نماز را اقامه کند، نیز نماز مستحبّی را در حال سوار بودن بهجا آورد، باید آن وسیله غصبی نباشد؛ وگرنه نماز او باطل است.
مسئله 917. مکانی که ملک چند شریکاست و سهم هیچکدام جدا نشده، هیچ شریکی نمیتواند بدون رضایت سایر شرکا، در آن نماز اقامه کند.
مسئله 918. اگر با عین پول غصبی یا پولی که خمس یا زکات آن را نداده، مِلکی بخرد، تصرف او در آن مِلکْ حرام و نماز وی در آن باطل است، نیز اگر ملکی را به ذمّه بخرد و قصد او در حین خریدن آن باشد که پول آن را ندهد یا از مال غصبی بدهد یا از عین مالی که خمس یا زکات آن داده نشده بپردازد، در همه این موارد، تصرف وی در آن مِلکْ حرام، و نماز او در آن صحیح نیست.
مسئله 919. معیار صحت و بطلان نماز در ملک دیگری، رضایت و عدم رضایت قلبی اوست، اگر رضایت قلبی دارد که در ملک او نماز اقامه شود، نماز صحیح است، هرچند به زبان اذن نداده باشد و اگر رضایت قلبی ندارد، نماز در آن صحیح نیست، هرچند به زبان اذن داده باشد.
مسئله 920. تصرف در ملکی که حقّ خدا یا خلق به آن تعلّق دارد، بدون ادای آن حق، حرام و نماز در آن باطل است؛ خواه مالک آن مِلک زنده باشد و یا مُرده، بنابراین کسی که خمس یا زکات مال خود را نداده و درگذشته، پیش از ادای حقوق یادشده نمیتوان در مال او نماز خواند، مگر آنکه کسی ادای آن را به عهده بگیرد یا بدون مسامحه در صدد اَدای آن باشد. سایر حقوق و دیون مردمی نیز به همین صورت است. البته در صورت رضایت طلبکاران، تصرّف و اقامه نماز در آن، اشکال ندارد.
مسئله 921. اگر بعضی از وارثان میّت، غایب یا کودک یا محجور (مانند دیوانه) باشد، تصرف در مالِ به جا مانده از میّت، بدون اذن ولیّ شرعی حرام و نماز در آن باطل است. تصرفهای جزئی، مانند تجهیز میّت، اشکال ندارد.
مسئله 922. اقامۀ نماز در مسافرخانه، هتل، حمام و مانند اینها که برای مشتریان آماده است و برابر محاوره، اذن یا رضایت مالکان آنها بهدست میآید، صحیح است و در موارد دیگر، بهجا آوردن نماز در ملک دیگری، بدون علم یا اطمینان به رضای او، صحیح نیست. اگر مالک عین، منفعت یا انتفاع، اذن ماندن در آن ملک را داده، میتوان رضایت او نسبت به اقامه نماز را فهمید.
مسئله 923. اقامه نماز در زمینهای بسیار وسیع مزرع یا مرتع که فعلاً زراعتی در آن نیست و هیچ ضرری از این راه به مِلک یا مالک نمیرسد، صحیح است، هرچند مالک آنها راضی نباشد؛ ولی بهجا آوردن نماز در زمینهایی که مزرع یا مرتع خصوصی است و دیوار و مانند آن ندارد، بدون علم به رضایت مالک آنها، صحیح و با منع آنها باطل است.
شرط دوم
مسئله 924. مکان نماز باید موجب حرکت محسوس نمازگزار نباشد، بنابراین اقامه نماز در هواپیمای سریع که حرکت آن محسوس نیست، با رعایت قبله، صحیح است. اقامه نماز در مکان متحرّک یا لرزان، مانند خرمن گندم و تلّ شن که اضطراب آن محسوس است، نیز در اتومبیل، کشتی، ترن و مانند آن که مانع آرامش بدن نمازگزارند، باطل است.
مسئله 925. اقامۀ نماز در حال ناچاری در مکان متحرّک یا لرزان، مانند تلّ شن، با رعایت آرامش در اجزای نماز به قدر امکان و حفظ قبله، صحیح است.
مسئله 926. نماز در مکانی که بر اثر ازدحام جمعیّت یا وزش باد تند و مانند آن، اطمینانی به حفظ آرامش بدن نیست، اگر به امید آرام بودن بدن شروع شود و تا پایان مانعی پدید نیاید، صحیح است.
مسئله 927. نماز در مکانی که ماندن در آن حرام است؛ مانند زیر سقف در حال ریزش، مسیر در حال آمدن سیل، روی فرشی که نام خدا یا آیۀ قرآن بر آن نوشته شده، باطل نیست، هرچند معصیت است.
شرط سوم
مسئله 928. مکان نمازگزار باید از لحاظ ارتفاع، طول و عرض به قدری باشد که بتوان تمام افعال نماز را در آن انجام داد، اگر مساحت مکان نمازگزار در یکی از جهات یادشده، به اندازهای کم باشد که قیام یا رکوع یا سجود یا نشستن در آن ممکن نباشد، نماز باطل است و در صورت ناچاری، در حدّ امکان باید قیام، رکوع و سجود انجام شود.
شرط چهارم
مسئله 929. اقامۀ نماز در مکان خاص که مستلزم معصیت باشد، حرام است؛ ولی نماز باطل نیست؛ مثلاً اگر اقامه نماز جلوتر از قبر پیامبر صلیاللهعلیهوآله و امام معصوم علیهالسلام به فاصله کم، موجب هتک حرمت آن ذوات قدسی شود، حرام است؛ ولی نماز باطل نیست و اقامه نماز در مکان محاذی و همسطح با قبر معصوم علیهالسلام حرام نیست.
مسئله 930. اگر بین نمازگزار و قبر معصوم علیهالسلام دیوار و مانند آن حاجبی باشد که مانع صدق هتک حرمت است، اقامۀ نماز حرام نیست؛ ولی ضریح یا پردهای که روی قبر شریف قرار دارد، حاجب نخواهند بود.
شرط پنجم
مسئله 931. مکان نمازگزار نباید به نجاستی آلوده باشد که موجب سرایت به لباس یا بدن وی میشود، به گونهای که با آن نجاست نمیتوان نماز را اقامه کرد، پس اگر مکان نمازگزار نجس شده بود، ولی خشک است و به بدن یا لباس سرایت نمیکند؛ یا اگر سرایت کند، سبب بطلان نماز نمیشود، مانند نجاست آن به خون کمتر از درهم - غیر از خونهایی که ذرّهای از آنها نماز را باطل میکند ـ، یا آلوده شدن دستکش یا جوراب، اقامه نماز در آن مکان اشکال ندارد و به احتیاط مستحب مکان نمازگزار پاک باشد.
مسئله 932. محل سجدۀ نماز باید پاک باشد و نجس شدن آن، سبب بطلان نماز است، هرچند نجاست آن به پیشانی نمازگزار نرسد.
شرط ششم
مسئله 933. مکروه است که زن در نماز جلوتر از مرد نمازگزار یا محاذی او باشد. کراهت یادشده در غیر مکّه است. هر گاه زن و مرد با هم نماز را شروع کردند و زن جلو یا محاذی مرد نمازگزار باشد مستحب است هر دو نماز خود را اعاده کنند و اگر یکی بعد از دیگری به گونهای وارد نماز شده که زن مقدّم یا محاذی باشد، کسی که نماز او دیرتر شروع شده، احتیاطاً نماز را اعاده نماید.
مسئله 934. کراهت تقدّم یا محاذات مکان زن نمازگزار نسبت به مکان مرد نمازگزار، اختصاصی به نامحرم ندارد. در صورت وجود حاجب، مانند دیوار یا پرده یا فاصله، نه کراهت دارد و نه احتیاط مستحب در اعاده نماز است. این حکم برای نافله مانند فریضه است؛ ولی در حال غفلت یا فراموشی جاری نیست.
مسئله 935. لازم است مکان پیشانی نمازگزار در حال سجود با مکان ایستادن او بیش از چهار انگشت بسته اختلاف سطح نداشته باشد؛ اما برای سایر اعضای سجده نسبت به یکدیگر یا نسبت به مکان پیشانی، مادامی که از صورت سجده بیرون نباشد، حدّ خاصی معتبر نیست.
مسئله 936. بودن زن و مرد نامحرم در مکانی که هیچکس نمیتواند وارد شود، در صورت احتمال گناه حرام است و احتیاط مستحب است که در آن مکان نماز اقامه نشود.
مسئله 937. مکانی که مهیّای کارهای حرام - مانند قمار، شرب خمر، آهنگهای لهو و لعب، معـاملات ربوی محض و... - است و بودن در آن، ابتلا یا امضای آنها را در بردارد، حرام است؛ ولی نماز در آن مکان باطل نیست، هرچند احتیاط مستحب، ترک نماز در آن است.
مسئله 938. اقامه نماز واجب در درون کعبه و بر بام آن، مکروه است و در حال ناچاری منعی ندارد.
مسئله 939. اقامه نماز مستحب در درون کعبه و بر بام آن منعی ندارد. اقامه نماز واجب یا مستحب بر بام کعبه باید به گونهای باشد که در تمام حالت نماز، مقداری از فضای بام کعبه روبهروی نمازگزار باشد.
مکان های مستحب بودن نماز
مسئله 940. اقامه نماز در مسجد فضیلت دارد. درجات فضایل آن به تفاوت مسجدهاست. بهترین مسجد روی زمین، مسجد دور کعبه یعنی مسجد حرام است، پس از آن، مسجد پیامبر صلیاللهعلیهوآله در مدینه و بعد از آن، مسجد کوفه و مسجد اقصی - که هر دو در یک حدّند - و پس از آنها مسجد جامع هر شهر و بعد از آن، مسجد محل و سپس مسجد بازار. حرم انبیا و اوصیای معصوم: فضیلت و استحباب دارد و نسبت به برخی مساجد، مانند مسجد محل و مسجد بازار، افضل است.
مسئله 941. زن در صورتی که از هر نظر مصون از نگاه به نامحرم و محفوظ از نگاه نامحرم به او باشد، میتواند برای ادراک فضیلت مسجد، نماز خود را در آنجا اقامه کند. البته برای فراگیری احکام در صورت انحصار راه باید به مسجد برود.
مسئله 942. زیاد رفتن به مسجد و اقامۀ نماز در مسجدی که نمازگزار ندارد، مستحب است و نماز همسایه مسجد در غیر مسجد بدون عذر، مکروه است.
مسئله 943. مستحب است با کسی که اعتنایی به حضور در مسجد ندارد، پیوند مودّت برقرار نشود و با او همغذا نشوند و مشورت نکنند و ازدواج ننمایند.
مکان های کراهت نماز
مسئله 944. اقامۀ نماز در چند جا مکروه است (ثواب آن کمتر است)؛ مانند حمّام، زمین نمکزار، جاده، خیابان و کوچه در صورت عدم مزاحمت؛ وگرنه حرام است، هرچند باطل نیست، آشپزخانه و هر جا که کورۀ آتش باشد، قبرستان، روی قبر، روبهروی قبر، بین دو قبر، اتاقی که در آن جُنُب باشد، جایی که در آن عکس باشد، هرچند روبهرو نباشد، روبهروی انسان، روبهروی دری که باز است، روبهروی آتش، روبهروی چاه و چالهای که محلّ ادرار باشد، روبهروی عکس و مجسّمۀ چیزی که روح دارد، مگر آنکه با پرده پوشیده باشد و... .
مسئله 945. مستحب است نمازگزار، حریم نماز خود را از رفت و آمد دیگران حفظ کند، هرچند با عصا، تسبیح و مانند آن.
احکام مسجد
مسئله 946. نجس کردن مسجد - زمین، دیوار درون و سقف آن - حرام است؛ همچنین نجس کردنِ سمت بیرون دیوار و بیرون سقف؛ یعنی بام آن، اگر جزء مسجد باشد، حرام است؛ وگرنه احتیاط، ترک آن است. برطرف کردن نجاست مسجد، بر کسی که به آن آگاهی یافت، واجب است.
مسئله 947. کسی که از نجس شدن مسجد آگاه است و بر اثر سفر یا مانع دیگری نمیتواند آن را پاک کند، اگر ماندن نجاست، سبب اهانت به مسجد باشد، احتیاط واجب است به کسانی که میتوانند آن را پاک کنند، اطلاع دهد.
مسئله 948. اگر جایی از مسجد نجس شود و تطهیر آن، بدون کندن یا تراشیدن لایههای بیرونی ممکن نیست، باید کنده یا تراشیده شود. هزینه پر کردن و تعمیر مجدّد، به عهده کسی است که مسجد را نجس کرده است. اگر سنگ یا آهن و اجزای مسجد نجس شد، پس از تطهیر باید به مسجد برگردد.
مسئله 949. اگر مسجدی با عامل طبیعی، مانند سیل، زلزله و رانش زمین، یا عامل انسانی، نظیر توسعۀ معبر و تعریض بسترِ حرکت عمومی، به گونهای ویران شده که بازسازی آن آسان نباشد، نجس کردن ابزار ساختمان ویرانشدۀ آن حرام نیست و احتیاط واجب، پرهیز از نجس کردن مکان آن است، مگر آنکه بازسازی آن ممکن نباشد.
مسئله 950. حرم مطهر پیامبر و امام معصوم: ملحق به مسجد است و نجس کردن عمدی آن، حرام و تطهیر آن، واجب است. در این جهت، فرقی بین حرم معمور مانند عتبات عالیات و حرم مخروب مانند بقیع نیست.
مسئله 951. تطهیر فرش نجسشدۀ مسجد لازم است و هزینۀ آن به عهده نجسکننده آن است، مگر آنکه بودجه برای تطهیر تعیین شده باشد.
مسئله 952. بردن عین نجس به مسجد - مانند خون یا ادرار که در ظرف آزمایشگاه یا پارچهای ریخته شده و مایه هتک حرمت باشد - حرام است؛ نیز بردن متنجّس و همراه داشتن آن، اگر اهانت به خانه خدا باشد، جایز نیست.
مسئله 953. انجام دادن مراسم دینی و نصب پارچههای مشکی و رنگی در مسجد به مناسبت مراسم متنوّع، اگر مانع اقامۀ نماز نباشد، جایز است.
مسئله 954. طلاکاری مسجد، مکروه است؛ نیز تصویر صورتهای دارای روح، مانند انسان و حیوان، کراهت دارد.
مسئله 955. اگر مسجد خراب شود، به صورت ملک در نمیآید که بتوان آن را مورد معامله قرار داد، مگر در زمینی که «عَنْوةً» فتح شده و ملکیّت آن به تبع اثر عمرانی اوست؛ مانند برخی از مناطق ایران.
مسئله 956. اموال مسجد را، خواه اجزای ساختمان آن باشد - مانند در و پنجره - یا نباشد - مانند فرش - نمیتوان در غیر آن مسجد صرف کرد. در صورت خراب شدن مسجد میتوان آنها را فروخت و صرف تعمیر آن مسجد نمود و اگر تعمیر آن مسجد ممکن نباشد، صرف مسجد دیگر شود.
مسئله 957. احداث مسجد و تعمیر مسجدی که نزد یک به ویرانی باشد مستحب است و اگر مسجدی بر اثر مرور زمان یا حوادث طبیعی به گونهای ویران شود که تعمیر آن ممکن نباشد، میتوان آن را خراب و نوسازی کرد، چنانکه در صورت نیاز نمازگزاران، میتوان مسجد کوچک را خراب کرده و به صورت مسجد بزرگ نوسازی نمود و به ثواب خاص مسجدسازی نایل آمد.
مسئله 958. تمیز کردن مسجد و برآوردن نیازمندیهای آن - مانند روشنایی، گرمایی و خنکی - مستحب است. کسی که میخواهد به مسجد برود، مستحب است جامه نو و تمیز در برکند و خود را خوشبو نماید و زیر کفش را بررسی کرده تا آلوده نباشد و هنگام ورود، پای راست را و هنگام خروج، پای چپ را مقدّم بدارد؛ نیز مستحب است زودتر از دیگران به مسجد رفت و دیرتر از همه بیرون آمد.
مسئله 959. تحیّت و احترام مسجد، مستحب است و حرمت نهادن به آن با اقامۀ نماز، اعم از واجب و مستحب، حاصل میشود، اگر وقت نماز واجب یا نافله آن نیست، مستحب است دو رکعت نماز به قصد احترام به مسجد انجام شود.
کراهت برخی از کارها در مسجد
مسئله 960. برخی از کارها در مسجد مکروه است؛ مانند خوابیدن در غیر حال ناچاری، کارهای دنیایی که مزاحم نماز دیگران نباشد، شعرسرایی غیر ناصحانه، ریختن آب دهان، بینی و خلط سینه که مستلزم اهانت به مسجد نباشد، طلب کردن گمشدهای، صدا را بلند نمودن.
مسئله 961. ارائه طرح و برنامههای علمی و عملی، جهت اصلاح امور امت اسلامی، حفظ استقلال اقتصادی و مانند آن، در مسجد بدون رجحان نخواهد بود؛ چنانکه تعلیم امور نظامی برای جهاد و دفاع دینی در غیر وقت نماز، هیچ کراهتی ندارد.
مسئله 962. راه دادن بچه به مسجد که نه مزاحم عبادت دیگران است و نه موجب آلودگی مسجد، منعی ندارد و اگر سبب رغبت وی به نماز و یادگیری احکام آن شود، مستحب است.
