آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

مرجع تقلید شیعه

احکام وطن

مسئله 1387. محلی را که انسان برای اقامت دائمی و زندگی خود اختیار کرده، وطن اوست؛ چه در آنجا به دنیا آمده و وطن پدر و مادرش باشد؛ یا خودش آنجا را برای زندگی اختیار کرده باشد.

مسئله 1388. وطن دو قسم دارد: 1. وطن اصلی که ماندن در آن نیاز به قصد ندارد. 2. وطن قراردادی که محتاج به قصد ماندن دائمی است. در مورد ماندن دائمی موالات شرط نیست، بلکه اعراض مانع است، بنابراین اگر انسان پیاپی در وطن خود نماند، نمازش تا زمانی که از آنجا اعراض نکرده، تمام است. ماندن دائمی در ییلاق و قشلاق فرق میکند، پس کسی که قصد دارد در منطقه ییلاقی به صورت دائمی بماند، اگر در تابستان هفته‌ای یک روز هم برود، آنجا را وطن خود قرار داده است.

مسئله 1389. اگر قصد دارد در محلی که وطن اصلی او نیست مدتی بماند و سپس به جای دیگر رود، آنجا وطن او حساب نمیشود.

مسئله 1390. تا انسان قصد ماندن همیشگی در جایی که غیر وطن اصلی خودش است، نداشته باشد، وطن او حساب نمیشود، مگر آنکه بدون قصد ماندن، به اندازه‌ای بماند که مردم بگویند اینجا وطن اوست.

مسئله 1391. کسی که در دو محل زندگی میکند - برای مثال شش ماه در شهری و شش ماه در شهر دیگر میماند - هر دو وطن اوست.

مسئله 1392. در غیر وطن اصلی و وطن غیر اصلی که ذکر شد، اگر در جاهای دیگر قصد اقامه نکند، نمازش شکسته است؛ چه ملکی در آنجا داشته باشد؛ یا نداشته باشد؛ خواه در آنجا شش ماه مانده باشد یا نه.

مسئله 1393. اگر به جایی برسد که وطن او بوده و از آنجا صرف نظر کرده، نباید نماز را تمام به‌جا آورد، اگرچه وطن دیگری هم برای خود اختیار نکرده باشد.