آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی
مرجع تقلید شیعه
نماز آیه
مسئله 1566. نماز آیه (آیات) که دستور آن ذکر خواهد شد، به چهار چیز واجب میشود: یکم. گرفتن خورشید. دوم. گرفتن ماه، اگر چه مقدار کمی از آنها گرفته شود و کسی هم از آن نترسد. سوم. زلزله، اگرچه کسی هم نترسد. چهارم. رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند اینها، اگر بیشتر مردم از آن بترسند که بنا بر احتیاط واجب باید برای اینها هم نماز آیه اقامه کند.
مسئله 1567. اگر از چیزهایی که نماز آیه برای آنها واجب است، بیشتر از یکی رخ دهد، انسان باید برای هر یک از آنها یک نماز آیه بگزارد؛ برای مثال، اگر گرفتن خورشید همراه با زلزله باشد، باید دو نماز آیه بهجا آورد.
مسئله 1568. کسی که چند نماز آیه بر او واجب است، اگر همۀ آنها برای یک چیز بر او واجب شده باشد - برای مثال، سهبار خورشید گرفته و نماز آنها را اقامه نکرده است - موقعی که قضای آنها را میگزارد، لازم نیست معیّن کند که برای کدام دفعۀ آنها باشد؛ همچنین است اگر چند نماز برای رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند اینها بر او واجب شده باشد؛ ولی اگر برای آفتابگرفتگی و ماهگرفتگی و زلزله، یا برای دو تای اینها نمازهایی بر او واجب شده باشد، به احتیاط واجب، هنگام نیت، معیّن کند نماز آیهای را که بهجا میآورد، برای کدام یک از آنهاست.
مسئله 1569. چیزهایی که نماز آیه برای آنها واجب است، در هر شهری رخ دهد، فقط مردم همانجا باید نماز آیه بگزارند و بر مردم جاهای دیگر واجب نیست؛ ولی اگر مکان آنها به قدری نزد یک باشد که با آن شهر یکی حساب شود، نماز آیه بر آنان هم واجب است.
مسئله 1570. از آغاز گرفتگی خورشید یا ماه، وقت ادای نماز آیه است و انسان باید نماز آیه را اقامه کند و بنا بر احتیاط واجب، به قدری تأخیر نیندازد که شروع به بازشدن کند.
مسئله 1571. اگر گزاردن نماز آیه را به قدری تأخیر بیندازد که بازشدن آفتاب یا ماه آغاز شود، نباید نیت ادا و قضا کند؛ ولی اگر پس از بازشدن تمام آن، نماز بگزارد، باید نیت قضا کند.
مسئله 1572. اگر مدت خورشیدگرفتگی یا ماهگرفتگی بیش از انجام دادن یک رکعت از نماز آیه باشد، ولی انسان نماز بهجا نیاورد، تا به اندازۀ گزاردن یک رکعت به پایان وقت آن مانده باشد، میتواند نیت ادا کند، بلکه اگر مدت گرفتگی آنها به اندازۀ گزاردن یک رکعت هم باشد، به احتیاط واجب باید آن را بهجا آورد و اداست.
مسئله 1573. موقعی که زلزله و رعد و برق و مانند اینها رخ میدهد، انسان باید فوری نماز آیه را اقامه کند و اگر بدون عذر بهجا نیاورد، معصیت کرده و تا پایان عمر بر او واجب است و هر وقت بهجا آورد، صحیح و بجاست.
مسئله 1574. اگر گرفتن آفتاب یا ماه را نداند و پس از بازشدن آفتاب یا ماه بفهمد که تمام آن گرفتهشده بود، باید قضای نماز آیه را بگزارد؛ ولی اگر بفهمد مقداری از آن گرفتهشده بود، قضا بر او واجب نیست.
مسئله 1575. اگر عدّهای بگویند که خورشید یا ماه گرفته است، چنانچه انسان از گفتۀ آنان یقین نکند و نماز آیه اقامه نکند و سپس معلوم شود راست گفتهاند، در صورتی که تمام خورشید یا ماه گرفته باشد، باید نماز آیه را بگزارد و اگر دو نفر که عادل بودن آنان معلوم نیست، بگویند خورشید یا ماه گرفته و سپس معلوم شود که عادل بودهاند، باید نماز آیه را بهجا آورد، بلکه اگر معلوم شود که مقداری از آن گرفته، به احتیاط واجب نماز آیه را بگزارد.
مسئله 1576. اگر انسان به گفتۀ کسانی مانند منجّمان که از روی قاعدۀ علمی، وقت گرفتن خورشید و ماه را میدانند، اطمینان پیدا کند که خورشید یا ماه گرفته، به احتیاط واجب باید نماز آیه را بهجا آورد؛ نیز اگر بگویند فلان وقت خورشید یا ماه میگیرد و فلان مقدار طول میکشد و انسان به گفتۀ آنان اطمینان پیدا کند، به احتیاط واجب، به گفتۀ آنان عمل کند؛ برای مثال، اگر بگویند بازشدن آفتاب فلان ساعت آغاز میشود، به احتیاط باید نماز را تا آن وقت تأخیر نیندازد.
مسئله 1577. اگر بفهمد نماز آیهای که انجام داده باطل بوده، باید دوباره اقامه کند و اگر وقت آن گذشت، قضا کند.
مسئله 1578. اگر در وقت نماز یومیه، نماز آیه هم بر انسان واجب شود، چنانچه برای هر دو نماز وقت دارد، میتواند هر کدام را نخست بهجا آورد و چنانچه وقت یکی از آن دو تنگ باشد، باید اول آن را انجام دهد و اگر وقت هر دو تنگ باشد، باید نخست نماز یومیه را بهجا آورد.
مسئله 1579. اگر در بین نماز یومیه بفهمد که وقت نماز آیه تنگ است، چنانچه وقت نماز یومیه هم تنگ باشد، باید آن را تمام کند و سپس نماز آیه بگزارد و اگر وقت نماز یومیه تنگ نباشد، باید آن را بشکند و نخست نماز آیه و سپس نماز یومیه را بهجا آورد.
مسئله 1580. اگر در بین نماز آیه بفهمد که وقت نماز یومیه تنگ است، باید نماز آیه را رها کند و مشغول نماز یومیه شود و پس از تمام شدن آن، پیش از انجام دادن کاری که نماز را به هم بزند، بقیۀ نماز آیه را از همانجا که رها کرده ادامه دهد.
مسئله 1581. اگر در حال حیض یا نفاس زن، آفتاب یا ماه بگیرد و تا آخر مدتی که خورشید یا ماه باز میشوند، زن در حال حیض یا نفاس باشد، نماز آیه بر او واجب نیست و قضا هم ندارد.
شیوه نماز آیه
مسئله 1582. نماز آیه دو رکعت است و هر رکعت پنج رکوع دارد و به چند صورت میتوان آن را بهجا آورد.
صورت یکم: نمازگزار پس از نیت، تکبیر بگوید و یک حمد و یک سورۀ تمام بخواند و به رکوع رود و سر از رکوع بردارد و دوباره یک حمد و یک سوره بخواند و باز به رکوع رود تا پنج بار و بعد از سر برداشتن از رکوع پنجم، دو سجده کند و برخیزد و رکعت دوم را هم مانند رکعت یکم بهجا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.
صورت دوم: نمازگزار در نماز آیه، پس از نیت و تکبیر و خواندن حمد، آیههای یک سوره را پنج قسمت کند و یک آیه یا بیشتر از آن را بخواند و به رکوع رود و سر بردارد و بدون اینکه حمد بخواند، قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به رکوع رود و همینگونه تا پیش از رکوع پنجم سوره را تمام کند؛ برای مثال، به قصد سورۀ «توحید»، «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» بگوید و به رکوع رود و سپس بایستد و بگوید «قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ» و دوباره به رکوع رود و پس از رکوع بایستد و بگوید: «الله الصَّمَدُ» و باز به رکوع رود و بایستد و بگوید: «لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ» و سپس به رکوع رود و سر بردارد و بگوید: «وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ» و با رفتن به رکوع پنجم و سر برداشتن از آن، دو سجده کند و رکعت دوم را هم مانند رکعت یکم بهجا آورد و پس از سجدۀ دوم، تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.
صورت سوم: در یک رکعت از نماز آیه، پنج بار حمد و سوره بخواند و در رکعت دیگر یک حمد بخواند و سوره را پنج قسمت کند و این کار مانعی ندارد.
مسئله 1583. چیزهایی که در نماز یومیه واجب و مستحب است، در نماز آیه هم واجب و مستحب است؛ ولی در نماز آیه مستحب است به جای اذان و اقامه سه بار - به قصد امید ثواب - بگویند: «الصلاة».
مسئله 1584. مستحب است پس از رکوع پنجم و دهم بگوید: «سَمِعَ الله لِمَنْ حَمِدَه» و نیز پیش از هر رکوع و پس از آن تکبیر بگوید؛ ولی پس از رکوع پنجم و دهم، گفتن تکبیر مستحب نیست.
مسئله 1585. مستحب است پیش از رکوع دوم، چهارم، ششم، هشتم و دهم قنوت بخواند و اگر فقط یک قنوت پیش از رکوع دهم بخواند، کافی است.
مسئله 1586. اگر در نماز آیه شک کند که چند رکعت خوانده و یقین یا گمان او به جایی نرسد، نماز باطل است.
مسئله 1587. اگر شک کند که در رکوع آخر رکعت یکم است یا در رکوع اول رکعت دوم و فکرش به جایی نرسد، نماز او باطل است؛ ولی اگر در عدد رکوعها شک کند - برای مثال، شک کند که چهار رکوع کرده یا پنج رکوع - چنانچه برای رفتن به سجده خم نشده، باید رکوعی را که شک دارد انجام داده یا نه، بهجا آورد؛ ولی اگر از محلّ گذشته - یعنی برای رفتن به سجده خم شده - باید به شک خود اعتنا نکند.
مسئله 1588. هر یک از رکوعهای نماز آیه رکن است که اگر به عمد یا اشتباه کم یا اضافه شود، نماز باطل است.
