آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

مرجع تقلید شیعه

امور واجب در نماز

مسئله 992. یازده چیز در نماز واجب است: یکم نیّت؛ دوم ایستادن؛ سوم تکبیرةالاحرام؛ یعنی گفتن «الله اکبر» در اول نماز؛ چهارم رکوع؛ پنجم سجود؛ ششم قرائت؛ هفتم ذکر رکوع و سجود؛ هشتم تشهد؛ نُهم سلام؛ دهم ترتیب؛ یازدهم موالات؛ یعنی پی در پی آوردن اجزای نماز.

مسئله 993. اموری که در نماز واجب‌اند، دو قسم‌اند. قسم یکم، رکن است و قسم دوم، غیر رکن. واجب رکنی، آن است که کم شدن یا زیاد شدن آن خواه عمدی باشد یا سهوی، سبب باطل شدن نماز است. واجب غیر رکنی، آن است که زیاد شدن یا کم شدن عمدی آن، سبب باطل شدن نماز است؛ ولی زیاد شدن یا کم شدن سهوی آن، موجب بطلان نماز نمیشود.

مسئله 994. رکن نماز پنج چیز است:
یکم: نیّت. زیاد شدن نیّت، بنابر آنکه صرف داعی باشد، ممکن نیست و بنابر آنکه اِخطار خطور دادن تفصیلی در قلب باشد، ضرر ندارد؛ فقط کم شدن آن - که به ترک آن است - امکان‌پذیر است. دوم: تکبیرةالاحرام؛ سوم: قیام (ایستادن) در حال تکبیرةالاحرام و پیش از رکوع (قیام متصل به رکوع)؛ چهارم: رکوع؛ پنجم: دو سجده از یک رکعت.

احکام نیّت

مسئله 995. نمازگزار باید نماز را به قصد اجرای دستور خدا انجام دهد. لازم نیست آن را به تفصیل از قلب بگذراند، چنان‌که لازم نیست بر زبان آورد. درجات قرب عبادت، به درجات معرفت پروردگار و محبّت وی و در محضر او بودن و مظهر وی شدن است.

مسئله 996. نمازگزار باید نمازی را که میخواهد اقامه نماید، معیّن کند. اگر آن نماز، معیّن است؛ مانند نماز مغرب کسی که نماز مغرب قضا به عهده ندارد، در این صورت قصد نماز مغرب کافی است و تعیین ادا یا قضا لازم نیست؛ همچنین کسی که مثلاً نماز مغرب قضا به عهده دارد، ولی فقط درصدد انجام دادن نماز اداست، تعیین ادا یا قضا لازم نیست و اگر آن نماز مشترک بین واجب و مستحب، نیز بین ادا و قضاست و هر دو طرف اشتراک میتواند مقصود نمازگزار باشد، در این صورت، باید نمازی را که میخواهد اقامه نماید، معیّن کند، هرچند به اجمال باشد و بدون تعیین، نماز باطل است.

مسئله 997. نمازگزار باید قصد نماز معیّن را تا پایان ادامه دهد، به گونه‌ای که اگر در هر حالتی از نماز از وی سؤال شود، بتواند بگوید فلان نماز را انجام میدهم.

مسئله 998. نیّت نماز - به معنای انجام دادن آن به دستور خداـ باید خالص باشد. قصد غیر خدا - خواه در تمام نماز، خواه در جزئی از اجزای آن، اعم از آنکه فقط برای غیر خدا باشد یا بخشی از آن برای غیر او باشد و خواه به وسیله کاری یا وصفی، مانند در مسجد خواندن یا اول وقت ادا نمودن و خواه به صورت ریا، یعنی به دیگران نشان دهد که برای خدا نماز میخواند یا به صورت سُمعه، یعنی به گوش دیگران برساند، در حالی که چنین نیست - نماز را باطل میکند.

احکام تکبیرة الاحرام

مسئله 999. واجب است در آغاز هر نماز «الله اکبر» گفته شود و این جمله - بنا بر اینکه نیّت شرط باشد - اوّلین جزء نماز و دومین رکن از ارکان نماز است و باید به عربی صحیح و پشت سر هم گفته شود. ترجمه آن به زبان دیگر، یا تلفّظ آن به عربی غیر صحیح، باطل است.

مسئله 1000. در صورت ادای دو کلمه «الله اکبر» به عربی صحیح، اتصال آن به دعای قبل یا ذکر و دعای بعد جایز است، هرچند احتیاط در ترک اتصال آن به سابق و لاحق است.

مسئله 1001. در صورت اتصال «الله اکبر» به سابق، باید همزه «الله» تلفّظ شود و در صورت اتصال آن به لاحق، باید حرکت، یعنی پیش(ضمّه) «ر» اکبر تلفّظ شود.

مسئله 1002. در حال گفتن «الله اکبر» باید ایستاده باشد و ترک عمدی یا سهوی قیام، سبب بطلان آن است؛ نیز در حال گفتن آن، بدن باید آرام باشد و ترک عمدی آن، سبب بطلان است و در صورت ترک سهوی، باطل نمیشود.

مسئله 1003. تکبیرةالاحرام، حمد و سوره، ذکر و دعای واجب (مانند صلوات تشهد) باید به گونه‌ای گفته شود که قابل شنیدن باشد، هرچند بر اثر وجود مانعی از درون - مانند «کری» - یا از بیرون - مانند طوفان یا همهمۀ زیاد - شنیده نشود.

مسئله 1004. نمازگزاری که بر اثر بیماری خاص یا لال بودن، توان تلفظ «الله اکبر» را ندارد، باید با زبان اشاره - که مورد گفت‌وگوی مخصوص مبتلایان به این وضع است - آن را ادا نماید، در حالی که صورت آن را در قلب میگذراند.

مسئله 1005. مناسب است پیش از تکبیرةالاحرام و پس از آن، دعاهای مخصوص که در کتاب‌های دعا نقل شده، به امید ثواب، خوانده شود.

مسئله 1006. مستحب است در حال گفتن تکبیرةالاحرام، دست‌ها را با انگشت‌هایِ به هم چسبیده، تا مقابل گوش‌ها بالا برد.

مسئله 1007. هر گاه شک کند که تکبیرةالاحرام را گفت یا نه، چنانچه مشغول خواندن چیزی مانند حمد باشد، بنا را بر گفتن بگذارد و به شک خود اعتنا نکند و اگر به خواندن چیزی مشغول نشده، باید تکبیرةالاحرام را بگوید.

مسئله 1008. هر گاه پس از گفتن تکبیرةالاحرام شک کند که آن را صحیح ادا کرده یا نه، بنا را بر صحّت بگذارد و به شک خود اعتنا نکند.

احکام قیام (ایستادن)

مسئله 1009. ایستادن در حال گفتن تکبیرةالاحرام و پیش از رکوع (قیام متصل به رکوع) واجب رکنی است و در حال خواندن حمد و سوره، یا تسبیحات رکعت سوم و چهارم، واجب غیررکنی است؛ نیز ایستادن بعد از رکوع، هرچند واجب است؛ ولی رکن نیست. اگر نمازگزار قیام‌های واجب غیررکنی را بر اثر فراموشی ترک کند، نماز او باطل نیست. قیام در حال کار و ذکر مستحب - مانند قنوت - مستحب است؛ یعنی میتوان با ترک قنوت، آن را ترک نمود؛ نه آنکه نشسته قنوت به جا آورد.

مسئله 1010. ایستادن برای تکبیرةالاحرام باید به گونه‌ای باشد که یقیناً تمام حروف آن در حال قیام گفته شده باشد، برای حصول چنین یقینی، باید لحظه‌ای پیش از شروع در گفتن و لحظه‌ای پس از پایان آن، ایستاده باشد.

مسئله 1011. چون قیام متصل به رکوع، واجب رکنی است، اگر نمازگزار پس از حمد و سوره یا تسبیحات اربع، رکوع را فراموش کرد و نشست و سپس به یادش آمده که رکوع را انجام نداده، نمیتواند به حال خمیده به حدّ رکوع برگردد، بلکه باید بایستد و به رکوع برود، تا نماز او بر اثر حفظ قیامِ متصل به رکوعْ باطل نشود.

مسئله 1012. واجب است نمازگزار در حال قیام، به جایی تکیه نکند و از صورت ایستادن بر اثر خمیدگی خارج نشود و تمام بدن او آرام باشد، مگر در حالت ناچاری. با حفظ قیام متصل به رکوع، حرکت پا در حال خم شدن جهت رکوع، اشکال ندارد.

مسئله 1013. حرکت، خمیدگی، تکیه دادن در حال قیام غیررکنی، اگر سهوی باشد، اشکال ندارد و درحال قیام رکنی - مانند قیام در زمان تکبیرة الاحرام و قیامِ متصل به رکوع - چیزی که با قیام منافات دارد - مانند خمیدگی - وجود سهوی آن، موجب بطلان است و چیزی که با عنوان قیام منافات ندارد - مانند حرکت و تکیه دادن - وجود سهوی آن، موجب بطلان نمیشود.

مسئله 1014. هرگاه نمازگزار از ایستادن عاجز شود، باید بنشیند و اگر از نشستن هم عاجز شود، باید به پهلو قرار گیرد و تا بدنش آرام نشده، هیچ ذکر واجب نماز را ادا نکند و احتیاطاً ذکر مستحب را نیز به قصد ورود نگوید.

مسئله 1015. کسی که قادر بر ایستادن است؛ ولی قادر بر آرام بودن و تکیه ندادن نیست، نمیتواند نشسته نماز بگزارد، بلکه باید بایستد و با تکیه دادن نماز را اقامه کند و کسی که به هیچ وجه نمیتواند بایستد، هرچند همانند افراد سالمند خمیده باشد، باید بنشیند و اگر نتواند درست بنشیند، باید به پهلوی راست و اگر نشد، به پهلوی چپ و اگر نشد، به پشت قرار بگیرد، به گونه‌ای که کف پاهای او رو به قبله باشد.

مسئله 1016. کسی که میتواند در حال نشستن و تکیه دادن، نماز را اقامه کند، نمیتواند به پهلو قرار بگیرد و در آن حال، نماز بگزارد.

مسئله 1017. هرگاه در حال نماز، عجز از ایستادن یا نشستن عارض شود و یا عجز قبلی برطرف شود، بقیه عمل و ذکر را باید با حالت فعلی خود انجام دهد؛ یعنی اگر عجز از ایستادن برطرف شد، فوراً باید بایستد و سایر عمل‌ها و ذکرها را در حال ایستادن انجام دهد. همچنین است اگر عجز از نشستن برطرف شده باشد و در تمام این احوال، پس از آرام شدن بدن، بقیه عمل و ذکر را به‌جا آورد.

مسئله 1018. تبدیل ایستادن به نشستن و نشستن به پهلو قرار گرفتن، یا برای عجز فعلی است که هم اکنون نمیتواند به وظیفه اصلی خود عمل کند؛ یا برای ترس از خطر یا ضرر آینده است و در هر دو حال، میتواند به حکمِ عاجز عمل نماید.

مسئله 1019. کسی که میداند یا اطمینان دارد در پایان وقت، عجز او برطرف میشود، باید نماز را به تأخیر بیندازد، تا در آخر وقت با شرایط کامل، آن را اقامه کند و اگر میداند یا اطمینان دارد تا پایان وقت، عجز او باقی است، میتواند نماز را در اوّل وقت و برابر وظیفه عاجز انجام دهد. در هر دو صورت، اگر عجز او در اول وقت برطرف شد و او نماز را در اول وقت، برابر وظیفه عاجز خواند، در صورت اول، حتماً و در صورت دوم، به احتیاطِ لازم باید نماز را دوباره اقامه کند.

امور مستحب در حال ایستادن نماز

مسئله 1020. مستحب است نمازگزار در حال ایستادن اموری را رعایت کند؛ مانند شانه‌ها را پایین بیندازد و دست‌ها را رها کند و کفِ دست‌ها را روی ران‌ها بگذارد و تمام انگشت دست‌ها را به هم بچسباند و ستون فقرات و گردن را راست نگه دارد و پاها را رو به قبله و محاذی هم، بدون پس و پیش قرار دهد و سنگینی بدن را به طور مساوی، روی دو پا قرار دهد و با خشوع و خضوع به صورت برده در ساحت مولا باشد و نگاه او به جای سجود باشد، نمازگزار مرد، بین دو پا به اندازۀ سه انگشت تا یک وجب فاصله بیندازد و نمازگزار زن، پاها را به هم نزد یک کند.

احکام قرائت

مسئله 1021. واجب است در نمازهای شبانه روز، در رکعت اول و دوم، سوره حمد خوانده شود و احتیاط واجب، خواندن یک سورۀ کامل در هر رکعت، بعد از حمد است.

مسئله 1022. در حال خطر یا ضرر یا عَجَله در کاری، میتواند سوره را نخواند.

مسئله 1023. ترتیب بین حمد و سوره، واجب است و اگر عمداً سوره پیش از حمد خوانده شد، نماز باطل است و اگر سهواً خوانده شد و در بین سوره یا پس از آن، به یادش بیاید، باید بعد از خواندن حمد، به احتیاط واجب، سوره را دوباره بخواند.

مسئله 1024. اگر نمازگزار حمد یا سوره را فراموش کند و پس از رسیدن به رکوع بفهمد، نمازش صحیح است و برای هر کدام از حمد و سورۀ فراموش شده، دو سجده سهو انجام دهد.

مسئله 1025. اگر پیش از آنکه برای رکوع خم شود، یا پس از خم شدن پیش از آنکه به حدّ رکوع برسد، یادش بیاید که حمد و سوره را نخوانده، باید برگردد و هر دو را بخواند و اگر معلوم شود که فقط سوره را نخوانده، بنا بر احتیاط واجب، فقط سوره را بخواند و اگر بفهمد که فقط حمد را نخوانده، باید حمد را بخواند و به احتیاط واجب، سوره را دوباره بخواند.

مسئله 1026. در نماز واجب، خواندن آیه سجده، نیز یکی از سوره‌هایی که سجده واجب دارد تا آن آیه معیّن جایز نیست و اگر عمداً بخواند و سجده تلاوت را به جا آورد، بنا بر احتیاط واجب، نماز باطل میشود و اگر سجده تلاوت را بر اثر گناه به جا نیاورد، نماز او باطل نمیشود و اگر عمداً آیه سجده را گوش دهد، حکم خواندن عمدی آن را دارد.

مسئله 1027. اگر در نماز واجب سهواً آیۀ سجده را بخواند، یا گوش دهد، نماز او باطل نمیشود. اگر تا پایان نماز، فاصله اندکی است، پس از نماز، سجده تلاوت را انجام دهد و اگر فاصله زیاد است، احتیاطاً برای سجده واجب، اشاره نماید و بعد از نماز سجده کند.

مسئله 1028. سوره در نماز مستحب لازم نیست، حتی اگر نماز مستحب بر اثر نذر واجب شود، مگر آنکه آن نماز مستحب، با سوره نذر شود. نماز‌های مستحب که سوره‌های خاص در آن‌ها شرط شده باشد، مانند نماز شب دفن، بدون آن سوره به دستور عمل نمیشود.

مسئله 1029. نمازگزار در نماز ظهرِ روز جمعه، خواه دو رکعت (نماز جمعه) بگزارد یا چهار رکعت، مستحب است در رکعت اول بعد از حمد، سوره جمعه و در رکعت دوم پس از حمد، سوره منافقون بخواند. اگر یکی از این دو سوره را انتخاب، و شروع به خواندن آن‌ها نمود، بنابر احتیاط واجب، نمیتواند آن‌ها را رها کند و سورۀ دیگر بخواند.

مسئله 1030. نمازگزار میتواند سوره‌ای را که شروع کرده، پیش از آنکه به نصف آن برسد، آن را رها کند و سورۀ دیگر شروع نماید، مگر سوره ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ یا ﴿قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ﴾ که اگر این‌ها را اول شروع کرده باشد، نمیتواند آن‌ها را رها کند و سوره دیگر شروع نماید، چنان‌که نمیتواند از یکی از این دو به دیگری رجوع نماید. البته در روز جمعه میتواند از این دو سوره، در صورتی که عمداً شروع نکرده باشد، به دو سوره جمعه و منافقون رجوع کند، چون در صورت شروع عمدی، رها نمودن دو سوره ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ و ﴿قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ﴾ به احتیاط واجب، جایز نیست.

مسئله 1031. هر گاه بر اثر عذری مانند فراموشی، تنگی وقت یا ضرورت پیش‌بینی نشده، نتواند سوره‌ای را که شروع کرده ادامه دهد، میتواند آن را رها کند و سورۀ دیگر بخواند، هرچند از نصف سوره‌ای که شروع کرده گذشته باشد؛ یا آن سوره، ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ یا ﴿قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ﴾، یا سوره جمعه و منافقون باشد.

مسئله 1032. در نماز مستحب، هر سوره‌ای را که شروع کرده، میتواند آن را رها نماید، هرچند به نصف آن رسیده باشد و سوره دیگر را شروع کند.

مسئله 1033. بر نمازگزار مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشاء را بلند بخواند و بر هر نمازگزار (مرد یا زن) واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخواند، مگر نماز ظهر روز جمعه - خواه دو رکعت جمعه باشد یا چهار رکعت معمول - که بلند خواندن آن راجح است، هر چند رجحان بلند خواندن چهار رکعت ظهر، مانند استحباب بلند خواندن دو رکعت جمعه، نیست.

مسئله 1034. بر نمازگزار مرد واجب است عمداً هیچ کلمه یا حرف حمد و سورۀ رکعت اول و دوم نماز‌های صبح و مغرب و عشاء را آهسته نخواند، به صورتی که حرف آخر هیچ کلمه‌ای عمداً آهسته ادا نشود؛ همچنین واجب است که عمداً هیچ کلمه یا حرف حمد و سورۀ نماز‌های ظهر و عصر بلند ادا نشود.

مسئله 1035. نمازگزار زن در نمازهای صبح و مغرب و عشاء میتواند حمد و سوره را بلند یا آهسته بخواند و در صورت بلند خواندن، بنابراحتیاط واجب، نامحرم صدای او را نشنود. خانم‌های کهنسال مطلقاً مخیّرند.

مسئله 1036. نمازی که حمد و سوره آن باید بلند خوانده شود، اگر روی علم و عمد آهسته خوانده شود، آن نماز باطل است، چنان‌که نمازی که باید آهسته خوانده شود، اگر با علم و عمد بلند خوانده شود، آن نماز باطل است؛ ولی اگر در جایی که باید بلند خوانده شود، بر اثر فراموشی یا کوتاهی (نه تقصیر) در یادگرفتن حکم شرعی آن، آهسته خوانده شد، نماز صحیح است و اگر در بین خواندن حمد و سوره یادش بیاید، یا به حکم شرعی آگاه شود، لازم نیست مقداری را که خوانده، دوباره بخواند.

مسئله 1037. صدای نمازگزار در نمازهایی که باید بلند خوانده شوند، نباید به صورت فریاد باشد، چنان‌که در نمازهایی که باید آهسته خوانده شوند، نباید آن‌قدر کوتاه باشد که خود نمازگزار بدون مانع آن را نشنود؛ وگرنه در هر دو صورت، نماز باطل است.

مسئله 1038. نمازگزار باید تمام کلمات واجب، اعم از قرائت و ذکر را، صحیح ادا نماید. کسی که قادر بر تلفّظ صحیح نیست، به هر صورتی که میتواند اکتفا نماید و احتیاط مستحب، آن است که نماز را به جماعت اقامه کند، هرچند تسبیحات اربع و ذکرهای واجب دیگر را برابر با عجز خود ادا نماید.

مسئله 1039. نمازگزاری که میتواند کلمات و ذکر و دعای واجب را صحیح ادا کند و آفتی در زبان ندارد، باید همه آن‌ها را فراگیرد تا صحیح ادا نماید و در تنگی وقت، احتیاط واجب، آن است که نماز را به جماعت اقامه نماید. در صورت عدم امکان جماعت، نمازش با همان وصفی که دارد، صحیح است، هرچند بر اثر یاد نگرفتن کیفیّت ادای کلمات گناه کرده است.

مسئله 1040. بنا بر احتیاط واجب برای یاد دادن احکام واجبِ نماز مزد نگیرند و مسئول اموال بیت المال باید نیاز یاد دهندۀ احکام واجب نماز را برطرف نماید. دریافت مزد برای یاد دادن احکام مستحبِ نماز، جایز است.

مسئله 1041. تمام کلمات، حروف و حرکت‌های قرائت، ذکر و دعای واجب نماز باید بدون غلط ادا شود. ترک یا جابه‌جایی عمدی آن‌ها موجب بطلان نماز است.

مسئله 1042. کسی که کلمه یا حرف یا حرکت خاص را صحیح بداند و برابر آن، نمازهای گذشته را اقامه کرده باشد و بعد از آن بفهمد که درست نبوده، لازم نیست دوباره آن را در وقت ادا یا در خارج وقت، قضا نماید.

مسئله 1043. کلماتی که دارای حروف متشابه‌اند و مخارج آن‌ها متفاوت است - مانند «صاد و دال و زاء وظا» - در صورتی که برخی از آن‌ها صحیح و بعضی غلط باشند، باید صحیح آن یاد گرفته و ادا شود؛ نیز حرکت اول یا وسط کلمه را باید ادا کرد؛ اما حرکت پایان کلمه، در صورتی که همواره آن را وقف - یعنی ساکن - نماید، فراگیری صحیح آن، لازم نیست و در صورت وقفِ به حرکت - بنا بر جواز آن - باید حرکت آن را یاد بگیرد.

مسئله 1044. وقفِ به حرکت و وصلِ به سکون، جایز است، هرچند احتیاط مستحب، ترک آن است. وقفِ به حرکت، آن است که حرکت حرف آخر کلمه را ظاهر کند و بین این کلمه و کلمه دیگر، لحظه‌ای ساکت شود و وصلِ به سکون، آن است که حرکت حرف آخر کلمه را ظاهر نکند و بدون مکث، کلمه بعدی را بگوید.

مسئله 1045. ادای حروف از مخارج متعارف که در عرف عرب صحیح است، کافی است، هرچند مطابق قواعد تجویدی نباشد و در این جهت، فرقی بین شَدّ (تشدید) و مدّ نیست.

مسئله 1046. مدِّ واجبِ احتیاطی، جایی است که پس از حرف مدّ باشد. حرف مدّ عبارت است از واوی که قبل از او حرکت پیش (ضمّه) است و یایی که قبل از آن، حرکتِ زیر (کسره) است و اَلِفی که پیش از آن، حرکت زَبَر (فتحه) است و پس از آن (در همان کلمه)، همزه باشد؛ مانند کلمه «جَاء» و «سُوء» و «جِیء» یا پس از آن‌ها سکون لازم باشد مانند ﴿الضّالین﴾.

مسئله 1047. نمازگزار در رکعت سوم نماز مغرب و رکعت سوم و چهارم نماز ظـهـر و عـصـر و عشاء باید حمـد بخواند یا یک مرتبه «سُبحانَ اللهِ وَ الحَمدُ للهِ وَ لا اِلهَ إِلّا اللهُ وَ اللهُ أکبَر» بگوید. احتیاط مستحب، سه بارگفتن آن است. نمازگزار میتواند در رکعت سوم مثلاً حمد را بخواند و در رکعت چهارم تسبیحات اربع را یا به عکس. در این جهت، فرقی بین نماز جماعت و فرادا نیست.

مسئله 1048. هر نمازگزار (اعم از زن و مرد) واجب است قرائت رکعت سوم و چهارم نماز را آهسته انجام دهند و اگر خواستند سورۀ حمد بخوانند به احتیاط واجب بسم الله... را آهسته بگویند.

مسئله 1049. کسی که نمیتواند تسبیحات را صحیح ادا کند، باید در رکعت سوم و چهارم سوره حمد را بخواند.

مسئله 1050. هرگاه در رکعت اول یا دوم نماز سهواً تسبیحات بخواند و پیش از رکوع آگاه شود، باید حمد و سوره را بخواند و اگر در حال رکوع یا پس از آن آگاه شود، نماز او صحیح است و در هر دو حال، بنا بر احتیاط مستحب، جهت زیاد نمودن تسبیحات، سجده سهو به جا آورد.

مسئله 1051. اگر در دو رکعت آخر نماز به عنوان اینکه دو رکعت اول نماز است، حمد بخواند، نماز او صحیح است؛ چه پیش از رکوع آگاه شود؛ چه در حال رکوع و چه پس از آن، چنان‌که در دو رکعت اول نماز، به خیال آنکه دو رکعت آخر نماز است و حمد در آن‌ها کافی است، سوره حمد بخواند، نماز او صحیح است؛ چه پیش از رکوع آگاه شود؛ یا پس از رفتن به رکوع. البته اگر قبل از رکوع آگاه شد، بنا بر احتیاط واجب، سوره را باید بخواند.

مسئله 1052. هرگاه در دو رکعت آخر نماز؛ قصد خواندن حمد داشت و تسبیحات بر زبان او آمد یا قصد گفتن تسبیحات داشت و حمد بر زبان او آمد، در صورتی که آنچه بر زبان او آمد اصلاً مورد قصد نماز او نبود، باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را به قصد نماز بخواند و در صورتی که عادت او این بوده، هر کدام از این دو بر زبان آمد، همان به‌عنوان قرائت نماز باشد، کافی است.

مسئله 1053. کسی که عادت دارد در رکعت سوم و چهارم نماز تسبیحات بخواند، اگر بدون قصد قرائت نماز، مشغول حمد شد، باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات بخواند؛ ولی اگر از عادت خود غفلت نموده و به قصد امتثال دستور نماز، حمد را خواند، کافی است و نماز او صحیح است.

مسئله 1054. پس از تسبیحات رکعت سوم و چهارم، مستحب است استغفار کند؛ مثلاً بگوید «أَستَغفِرُاللهَ رَ‌بِّی» و یا بگوید «اَللَّهُمَّ اغْفِر لی» و اگر در حال استغفار شک کند که حمد یا تسبیحات را گفته یا نه، به شک خود اعتنا نکند؛ امّا اگر استغفار را به عنوان ذکر مطلق که در هر حال مطلوب است - نه به عنوان دستور خاص در دو رکعت آخر نماز - گفته است، باید به شک خود اعتنا کند و حمد یا تسبیحات را بگوید؛ نیز اگر در حال رفتن به رکوع و پیش از رسیدن به حدّ رکوع شک نمود، باید برگردد و حمد یا تسبیحات را بگوید.

مسئله 1055. هرگاه شک کند که آیه یا ذکری از اذکار نماز را گفته یا نه، یا آن را صحیح ادا کرده یا نه، تا وارد جزء بعدی نماز نشده باشد، باید آن را به صورت صحیح بگوید و اگر وارد جزء بعدی شد، لازم نیست به شک خود اعتنا کند، هرچند آن جزء بعدی رکن نباشد.

امور مستحب در قرائت نماز

مسئله 1056. مستحب است پیش از شروع در قرائت رکعت اول نماز بگوید: «أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الر‌َّجِیمِ». حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آیه وقف نماید. درصورتی که مأموم است؛ یا خود به تنهایی نماز اقامـه میکند، بعد از حمـد بگوید: «الحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمینَ». در رکعت اول هر نماز سوره ﴿إِنَّا أَنْزَلْناهُ﴾ و در رکعت دوم آن ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ بخواند. پس از ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ بگوید: «کَذلِکَ اللهُ رَ‌‌بِّی» ( یک تا سه بار). معانی آیات و اذکار را به ذهن آورده و خواهان نعمت الهی و برکناری از نقمت او باشد. «بِسمِ اللهِ...» را در نمازهایی که آهسته خوانده میشود، بلند بخواند.

امور مکروه در قرائت نماز

مسئله 1057. یکم: ترک سوره ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ در نمازهای یک شبانه روز. دوم: خواندن ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ به یک نفس. سوم: یک سوره را در دو رکعت خواندن، مگر سوره ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾.

احکام رکوع

مسئله 1058. در هر رکعت نماز، واجب است پس از قرائت به قصد رکوع، به اندازه‌ای خم شود که تمام انگشت‌های او، حتّی انگشت ابهام (شست) به زانو برسد، به صورتی که بتواند چیزی بر زانو بگذارد.

مسئله 1059. گذاشتن دست بر زانو در رکوع واجب نیست، هرچند احتیاط آن است که دست‌ها در حال رکوع بر زانو باشد.

مسئله 1060. رکوع باید به صورت متعارف باشد، بنابراین خم شدن به طرف راست یا چپ و مانند آن کافی نیست، هرچند دست‌ها به زانو برسد.

مسئله 1061. خم شدن باید به قصد رکوع نماز باشد؛ نه برای گذاشتن چیزی بر زمین یا برداشتن چیزی از آن. اگر به قصد رکوع نماز خم نشد، دوباره باید بایستد و قیام متصل به رکوع را حفظ نماید؛ آن‌گاه به قصد رکوع خم شود و آنچه بدون قصد رکوع انجام داد، نماز را باطل نمیکند، زیرا رکوع نبوده تا زیادۀ رکن شود.

مسئله 1062. کسی که دست یا زانوی او یا هردوی آن‌ها بلند‌تر یا کوتاه‌تر از معمول یا تفاوت دیگری با اعضای افراد متعارف دارد، باید اندازۀ معمول و متعارف را معیار خود قرار دهد.

مسئله 1063. مقدار خم شدن برای رکوع در نماز نشسته، همان اندازۀ خم شدن برای رکوع در نماز ایستاده است، هرچند صورت او نزد یک جای سجده نشود.

مسئله 1064. واجب است در رکوع، ذکر گفته شود و احتیاط واجب است یک مرتبه: «سُبحانَ رَ‌‌بِّیَ العَظِیمِ وَ بِحَمدِهِ» یا سه مرتبه: «سبحان الله» گفته شود. در تنگی وقت یا خطر و ضرر، یک مرتبه کافی است. افضل آن است که «سُبحانَ رَ‌بِّیَ العَظِیمِ وَ بِحَمدِهِ» نیز، سه یا پنج یا هفت بار تکرار شود، چنان‌که در سبحان الله، تکرار بیش از سه مرتبه، مستحب است. جمع بین تسبیح بزرگ و کوچک، جایز است.

مسئله 1065. ذکر رکوع باید بدون فاصله و به عربی صحیح باشد و ترجمۀ فارسی آن، کافی نیست.

مسئله 1066. واجب است ذکر واجب رکوع، درحال آرامش بدن باشد و احتیاط واجب است ذکر مستحب رکوع که به قصد خصوصیت رکوع ادا میشود، در حال آرامش بدن باشد.

مسئله 1067. حرکت اندک که مانع صدق آرامش بدن نیست، اشکال ندارد؛ ولی ذکر در حال حرکت شدید که مانع صدق آرامش بدن است، کافی نیست و باید در حال آرام شدن بدن، دوباره گفته شود.

مسئله 1068. ذکر رکوع باید پس از رسیدن به حدّ رکوع باشد و ذکر پیش از رسیدن به حدّ رکوع کافی نیست و اگر عمداً به همان اکتفا شود، نماز باطل است.

مسئله 1069. اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب رکوع، عمداً سر از رکوع بردارد، نماز او باطل است و اگر سهواً یا روی ضرورت سر بردارد، چنانچه پیش از خروج از حدّ رکوع یادش بیاید، یا ضرورت برطرف شود، باید ذکر رکوع را تمام نماید و اگر پس از خروج از حدّ رکوع یادش بیاید یا ضرورت برطرف شود نماز او صحیح است.

مسئله 1070. کسی که نتواند ذکر واجب در رکوع را در حال رکوع بگوید، میتواند قبل از خروج از حدّ رکوع آن را تمام نماید و اگر آن هم ممکن نباشد، میتواند مقداری از آن را پیش از رسیدن به رکوع و مقداری از آن را در حال رکوع و مقداری از آن را در حال خروج از رکوع، یا در حال برخاستن از رکوع بگوید.

مسئله 1071. کسی که بر اثر بیماری یا سبب دیگر نمیتواند در حال رکوع آرام باشد، باید ذکر واجب را در حال رکوع بگوید، هرچند بدن او آرام نیست و نمیتواند برای حفظ آرامش بدن، ذکر رکوع را در غیر حال رکوع بگوید.

مسئله 1072. کسی که بدون تکیه نمیتواند رکوع نماید، باید با تکیه دادن رکوع کند و اگر با تکیه دادن هم نتواند کامل نماید، باید به هر مقداری که مقدور اوست، خم شود و اگر اصل خم شدن مقدور او نباشد، هرچند به صورت نشسته باشد، باید در حال ایستاده، با سر به قصد رکوع اشاره کند و به نیت برخاستن از رکوع سر بردارد و اگر این مقدار نیز مقدور نباشد، باید رکوع رفتن و برخاستن از رکوع را با بستن و بازکردن چشم انجام دهد و اگر از این مقدار هم عاجز باشد، باید در قلب نیت رکوع کند و ذکر آن را بگوید.

مسئله 1073. کسی که نمیتواند ایستاده یا نشسته رکوع کند و برای رکوع فقط درحالیکه نشسته است کمی خم شود، باید ایستاده نماز را اقامه کند و برای رکوع با سر اشاره نماید.

مسئله 1074. کسی که بر اثر سانحه یا بیماری یا کهنسالی به صورت خمیدگی درآمد، به‌گونه‌ای که به هیچ وجه کمر او توان برآمدن برای ایستادن و پایین آوردن برای رکوع را ندارد، میتواند رفتن به رکوع و برآمدن از آن را به قصد رکوع انجام دهد.

مسئله 1075. اگر نمازگزار پس از رسیدن به حدّ رکوع و آرام شدن بدن، سر بردارد و دوباره به قصد رکوع به حدّ رکوع برسد، نماز او باطل است و اگر بعد از رسیدن به حدّ رکوع و آرامش بدن، دوباره به قصد رکوع بیشتر خم شود، به صورتی که از حدّ رکوع خارج باشد و بار دیگر به حدّ رکوع برگردد، احتیاط واجب آن است که نماز را دوباره اقامه نماید.

مسئله 1076. ایستادن، بعد از تمام شدن وظیفه رکوع واجب است تا از حال قیامِ پس از رکوع به سجده برود، اگر با علم و عمد پیش از ایستادن، به سجده برود، نماز او باطل است و اگر بر اثر فراموشی وظیفۀ ایستادن پس از رکوع و آرامش بدن را ترک کند، نماز او باطل نیست.

مسئله 1077. کسی که رکوع را فراموش کرده و پیش از سجده نمودن به یادش بیاید، باید بایستد؛ آن‌گاه به رکوع برود و اگر درحال خمیدگی به رکوع برگردد، چون قیامِ متصل به رکوع را انجام نداده، نماز او باطل است.

مسئله 1078. اگر رکوع را فراموش کند و به سجده برود و پیش از سجدۀ دوم به یادش بیاید که رکوع را انجام نداده، باید برگردد و بایستد و رکوع را به‌جا آورد و برای سجدۀ زاید، دو سجدۀ سهو به‌جا آورد و اگر در سجدۀ دوم یادش بیاید که رکوع را انجام نداده، نماز او باطل است.

مستحبات رکوع

مسئله 1079. این امور برای رکوع مستحب است: 1. نمازگزار پیش از رکوع درحال ایستادن «الله اکبر» بگوید؛ 2. دست‌ها را در حال تکبیر بلند کند؛ 3. کف دست‌ها را با انگشتان باز، روی زانو بگذارد؛ 4. زانو‌ها را به پشت دهد؛ 5. پشت خود را صاف کند؛ 6. بین دو پا را نگاه کند؛ 7. ذکر رکوع را به فرد بگوید؛ نه به زوج مثلاً سه یا پنج یا هفت بار باشد؛ 8. بر پیامبر و آل او 9صلوات بفرستد؛ ولی نه به عنوان جزء ذکر رکوع؛ 9. دست‌ها را بعد از رکوع بلند کند؛ 10. بعد از ایستادن بگوید: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه».

مسئله 1080. مستحب است زن در حال رکوع، دست‌ها را بالای زانو بگذارد و زانوها را به پشت ندهد.

مسئله 1081. رکوع نماز واجب و مستحب، در احکام مشترک‌اند و زیادۀ رکوع (عمداً یا سهواً) در نافله، احتیاطاً موجب بطلان است، هرچند اقوا صحّت نماز است.

احکام سجود

مسئله 1082. نمازگزار باید در هر رکعت بعد از رکوع، دو سجده به‌جا آورد و سجده، آن است که به قصد تعظیم پروردگار، پیشانی، کف دو دست، دو زانو و سر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد.

مسئله 1083. دو سجده، روی هم، از هر رکعت رکن است و با ترک عمدی یا سهوی هر دو، نیز افزودن عمدی یا سهوی دو سجده در یک رکعت، نماز باطل میشود.

مسئله 1084. با ترک عمدی یک سجده، نماز باطل میشود؛ ولی با ترک سهوی یک سجده یا دو سجده از دو رکعت، نماز باطل نمیشود.

مسئله 1085. مدار رکن بودن سجده، نهادن پیشانی بر زمین است، به گونه‌ای که با ترک عمدی آن در یک سجود، یا ترک سهوی آن در دو سجود، نماز باطل میشود، هرچند اعضای شش‌گانۀ دیگر در هر دو سجده بر زمین نهاده شده باشند، چنان‌که اگر پیشانی بر زمین نهاده شده باشد، ولی اعضای دیگر سهواً بر زمین نهاده نشده باشند، نماز باطل نمیشود.

مسئله 1086. واجب است در سجده، ذکری گفته شود و احتیاط واجب، گفتن یک مرتبه «سُبحانَ رَ‌‌بِّیَ الْأَعْلَی وَ بِحَمدِهِ» یا سه مرتبه «سبحان الله» است و بیش از آن، مستحب است، چنان‌که مستحب است سه یا پنج یا هفت بار «سُبحانَ رَ‌‌بِّیَ الْأَعْلَی وَ بِحَمدِهِ» گفته شود.

مسئله 1087. در حالت خطر یا ضرر یا تنگی وقت، گفتن یک بار «سبحان الله» کافی است.

مسئله 1088. واجب است بدن درحالت سجده آرام باشد، به گونه‌ای که ذکر واجب آن، با آرامش بدن انجام شود و بنا بر احتیاط واجب برای ذکر مستحب سجود که به قصد خصوصیت سجده گفته میشود، باید بدن آرام باشد.

مسئله 1089. ذکر سجده باید پس از گذاشتن پیشانی به زمین و آرام شدن بدن انجام شود؛ اگر عمداً پیش از گذاشتن پیشانی به زمین ذکر بگوید، یا قبل از تمام شدن ذکر، سر از زمین بردارد و بقیۀ ذکر را در حالت برداشتن پیشانی از زمین بگوید، نماز باطل است؛ ولی سهواً نماز باطل نمیشود و اگر در حال سجود، یادش بیاید که مقداری از ذکر، پیش از رسیدن پیشانی به زمین بوده است، باید دوباره بگوید.

مسئله 1090. در موقع ذکر سجده نمیتواند یکی از اعضای هفت‌گانه را از زمین بردارد و اگر چنین کرده، دوباره باید پس از گذاشتن آن بر زمین، ذکر سجده را تکرار کند و اگر عمداً به همان اکتفا نموده، نماز باطل میشود. برداشتن و گذاشتن غیر پیشانی در غیر حال ذکر، منعی ندارد.

مسئله 1091. هرگاه پیشانی را سهواً از زمین برداشت، نمیتواند آن را دوباره به زمین بگذارد، زیرا زیادۀ سجده محسوب میشود.

مسئله 1092. بعد از سجدۀ اوّل باید بنشیند تا بدن آرام گیرد و دوباره به سجده رود.

مسئله 1093. جای پیشانی نمازگزار و زانوها و جای انگشتان پای او نباید بیش از چهار انگشت بسته بلند‌تر یا پست‌تر باشد و همسطح بودن سایر اعضای سجود با هم و نیز نسبت به جای پیشانی و نیز ملاحظه تفاوت چهار انگشت بسته، لازم نیست.

مسئله 1094. در زمینی که شیب آن محسوس نیست، احتیاط، حفظ مساوات جای سجده و جای زانو‌ها و انگشتان پاست که بیش از چهار انگشت بسته بلند‌تر یا پایین‌تر نباشد، هرچند تفاوت اندک، اشکال ندارد.

مسئله 1095. اگر نمازگزار پیشانی خود را سهواً به جایی نهاده که از جای زانوها و انگشتان پای او بیش از چهار انگشت بلندتر یا کوتاه‌تر است و نمیتواند جای زانوها و انگشتان پا را با جای سجده مناسب کند، به گونه‌ای که بیش از چهار انگشت تفاوت نباشد، اگر تفاوت در سطحْ به قدری است که عرفاً سجده صادق نیست، میتواند سر را از جایی که نهاده است به جای همسطح بکشد؛ یا از آنجا بردارد و به جایی که تفاوت بیش از چهار انگشت بسته نیست، بگذارد و اگر تفاوت در سطحْ به قدری است که عرفاً سجده صادق است و نمیتواند جای زانو‌ها و انگشتان پا را با جای سجده مناسب کند، میتواند سر را به جای مناسب در سطح بکشاند و اگر کشاندن سر ممکن نشد، باید سر را بردارد و به جای مناسب بگذارد و بعد از پایان نماز، دوباره آن را اقامه کند.

مسئله 1096. باید بین پیشانی و آنچه بر آن سجده میکند، مانعی برای رسیدن پیشانی به محلّ سجده نباشد. اگر مانعی در پیشانی - مانند موـ یا در جای سجده بود، مثلاً مهری که بر آن سجده میشود چرکین باشد، به صورتی که جرم روی آن قرار گرفته باشد، نه آنکه فقط رنگ آن عوض شده باشد، سجده باطل است.

مسئله 1097. واجب است در سجده، تمام کف دو دست، روی زمین قرار گیرد. در حالت خطر یا ضرر، نهادن پشت دست‌ها کافی است. در صورت عدم امکان پشت دست، نهادن مچ و در صورت عدم امکان آن، گذاردن آرنج کفایت میکند و در صورت عدم تمکن از آن، احتیاط واجب، گذاردن بازوست.

مسئله 1098. واجب است در سجده، دو انگشت بزرگ پاها روی زمین قرار گیرد و در این جهت، فرقی بین سر انگشت‌ها و بین ظاهر یا باطن آن‌ها نیست، هرچند احتیاط مستحب، گذاردن خصوص سر انگشت‌هاست. گذاردن انگشت‌های دیگر به جای انگشت‌های بزرگ، کفایت نمیکند.

مسئله 1099. کسی که مقداری از شست پا را ندارد، یا نمیتواند آن را بر زمین بگذارد، باید بقیۀ آن را و اگر بقیه نداشت؛ یا نهادن آن ممکن نبود، سایر انگشتان را بر زمین بگذارد و اگر هیچ انگشتی ندارد، یا نهادن آن‌ها ممکن نیست، باید هر مقداری از پا را که ممکن است، بر زمین بگذارد.

مسئله 1100. احتیاط مستحب است که سجده، به صورت عادی انجام شود و به‌جا آوردن آن به صورت غیر عادی، مانند آنکه در حال سجده سینه و شکم یا پاها را به زمین برساند، صحیح است، در حالتی که تمام اعضای هفت‌گانۀ سجده بر زمین باشد.

مسئله 1101. محل سجده، یعنی جایی که پیشانی بر آن نهاده میشود، باید پاک باشد، اگر چیزی که سجده بر آن صحیح است؛ مثلاً مُهر، روی فرش نجس باشد یا یک طرف آن نجس باشد و طرف پاک آن، محل سجده باشد، اشکال ندارد.

مسئله 1102. هرگاه پیشانی را بر اثر دُمَل یا غیر آن نتوان بر زمین نهاد‌، در صورتی که تمام پیشانی چنین باشد، بر یکی از دو جبین سجده نماید و اگر بر یکی از دو طرف پیشانی ممکن نبود، بر چانه سجده نماید و اگر آن هم ممکن نبود، باید به مقدار مقدور خم شود و با اشارۀ سر، سجده نماید.

مسئله 1103. کسی که نمیتواند پیشانی را بر زمین بگذارد، باید هر اندازه که میتواند پیشانی را بر جای بلند - که سجده بر آن صحیح است - قراردهد؛ ولی تمام اعضای شش‌گانۀ دیگر باید روی زمین قرار گیرند و اگر غیر از انگشت‌های پا را نمیتواند بر زمین بگذارد، همان انگشت‌ها را باید بر زمین قرار دهد.

مسئله 1104. کسی که نمیتواند برای سجده خم شود و پیشانی را روی زمین بگذارد، باید پس از نشستن، سر را به اندازه‌ای که میتواند، به نیّت سجده پایین بیاورد و به قصد سر برداشتن از سجده، بالا بیاورد و اگر حرکت دادن سر، مقدور او نبود، با باز و بسته نمودن چشم‌ها به قصد سجده کردن اکتفا کند و در هر دو صورت، احتیاط لازم است چیزی را که پیشانی بر او گذارده میشود؛ مانند مُهر، بردارد و به پیشانی خود بگذارد و اگر سجده با اشارۀ سر یا چشم‌ها ممکن نبود، در قلب نیّت کند و احتیاط لازم است که با دست و مانند آن، برای سجده و سر برداشتن از آن اشاره شود.

مسئله 1105. کسی که نمیتواند بنشیند، باید ایستاده و با اشارۀ سر نیّت سجده نماید و اگر ممکن نبود، با اشارۀ چشم‌ها و اگر ممکن نبود، به نیّت قلبی اکتفا نماید و احتیاط لازم، اشاره کردن با دست و مانند آن است.

مسئله 1106. اگر به قصد سجده، پیشـانی را بر زمین نهاده و بدون اختیار، پیشانی از زمین بلند شد و بدون اختیار دوباره به زمین گذارده شد، همگی یک سجده محسوب میشود و با انجام دادن سجدۀ دوم به وظیفۀ سجود عمل میشود و اگر این وضع برای سجدۀ دوم پیش آمد، وظیفه سجود به طور کامل انجام شده است و اگر بدون اختیار از زمین بلند شد، لیکن حفظ آن ممکن بود، در‌صورتی که در سجدۀ اوّل باشد، باید سجدۀ دوم را انجام دهد و اگر در سجدۀ دوم باشد، نباید به سجده برود. ترک ذکر سجده، در صورتی که بلند شدن سر از زمین، بدون اختیار باشد، اشکال ندارد.

مسئله 1107. پیشانی در سجود باید بر زمین یا چیزی گذارده شود که از زمین میروید و خوراکی و پوشاکی نیست - چنان‌که خواهد آمد - مگر در حال صحّت تقیه، که در این حال میتواند بر فرش و مانند آن، سجده کند و احتیاط واجب است که با تمکّن از سجده روی سنگ یا حصیر و... به صورتی که مخالف تقیه نباشد، بر فرش و مانند آن سجده نشود.

مسئله 1108. سجده باید در حال آرام بودن بدن، نیز آرام بودن محلّ پیشانی در سجود باشد؛ وگرنه سجده باطل است. نمازگزاردن و سجده کردن روی تشک فنری یا پَر و مانند آن، که پس از نهادنِ پیشانی، مقداری پایین میرود و آرام میشود، اشکال ندارد.

مسئله 1109. هرگاه ناچار شود که در زمین گِل نماز بگزارد و نشستن و تشهّد و سجود مستلزم آلوده شدن بدن و لباس میشود، میتواند ایستاده نماز را اقامه نماید و برای سجده با سر اشاره کند.

مسئله 1110. احتیاط واجب آن است که پس از سجدۀ دوم در رکعت اوّل و سوم که تشهد ندارد، مقداری بنشیند(جلسه استراحت).

تنها موارد صحیح بودن سجده بر آن ها

مسئله 1111. سجده باید بر زمین، خاک، سنگ یا چیزهایی باشد که از زمین روییده میشود و خوراکی یا پوشاکی نیست؛ مانند گیاه، برگ درخت، چوب و... . سجده بر چیزهای معدنی؛ مانند طلا، نقره، عقیق، فیروزه و... جایز نیست، سجده بر اقسام سنگ‌های معدنی، صحیح است.

مسئله 1112. احتیاط واجب است که بر برگ مَو در حالتی که تازه است و موردِ خوراکی برخی است، سجده نشود؛ ولی سجده بر آن در حالت خشک شدن که خورده نمیشود، اشکال ندارد.

مسئله 1113. سجده برگیاهانی که خوراک حیوان است، نه انسان، صحیح است.

مسئله 1114. سجده بر گُل‌هایی که فقط به عنوان دارو پس از جوشاندن، نوشیده میشود، صحیح است، هرچند احتیاط مستحب، ترک سجده بر آن‌هاست.

مسئله 1115. سجده بر میوۀ نارس، گرچه فعلاً خورده نمیشود، صحیح نیست و سجده بر گیاهی که فقط در برخی از شهرها خورده میشود، در همان شهرها صحیح نیست و در شهرهایی که خوردن آن معمول نیست، احتیاط واجب، ترک سجود بر آن است.

مسئله 1116. سجده بر سنگ آهک و سنگ گچ، صحیح است، هرچند پخته شوند، چنان‌که سجده بر آجر و کوزۀ گِلی که پخته شده‌اند، جایز است.

مسئله 1117. سجده بر کاغذی که آن را از چیزی که سجده بر آن صحیح است - مانند چوب و برگ درخت - ساخته باشند، صحیح است و اگر آن را از چیزی که سجده بر آن صحیح نیست - مانند پوشاکی و خوراکی - ساخته باشند، صحیح نیست و اگر غالب کاغذها از غیرخوراکی و غیر پوشاکی ساخته میشود و کاغذی مورد شک واقع شود، میتوان بر آن سجده نمود.

مسئله 1118. سجده بر تربت حضرت سید الشهداء علیه‌السلام افضل از سجده بر سایر چیزهایی است که سجده بر آن‌ها صحیح است. پس از آن، در فضیلت، خاک و سپس سنگ و پس از سنگ، گیاه است.

مسئله 1119. اگر در تمام وقت نماز چیزی که سجده بر آن صحیح است، ندارد یا دارد، ولی بر اثر مانع طبیعی؛ مانند سرما و گرما یا مانع اجتماعی؛ مانند تقیه نمیتواند بر آن سجده کند، بر لباس پنبه‌ای یا کتانی خود سجده نماید (هرچند خصوصیتی برای آن نیست) و اگر آن مقدور نبود، بر پشت دست خود سجده نماید و اگر آن نیز ممکن نبود، بر کالاهای معدنی؛ مانند عقیق یا فیروزه سجده کند.

مسئله 1120. محل سجده باید آرام باشد، هرچند پس از گذاردن پیشانی بر آن، مقداری ناآرام باشد؛ ولی بعد از چند لحظه آرام میشود؛ مانند خاک سستی که با گذاردن پیشانی روی آن ناآرام شده؛ ولی بعداً آرام میشود. البته ذکر سجده باید کاملاً در حال آرامش محلّ سجده باشد.

مسئله 1121. اگر در سجدۀ اوّل، چیزی که بر آن سجده نمود - مثلاً مهر - به پیشانی وی چسبید و بدون آنکه آن چیز(مهر) را بردارد، دوباره به سجده رَوَد، مانعی ندارد، هرچند بهتر است که آن چیز (مهر) را بردارد و به سجده برود.

مسئله 1122. هرگاه در بین نماز چیزی که سجده بر آن صحیح است، از بین برود و بر اثر تنگی وقت یا مانع دیگر، نتواند نماز را رها کند و دوباره اقامه نماید، باید بر لباس پنبه‌ای یا کتانی (هرچند خصوصیتی برای آن نیست) سجده کند و اگر آن نیز مقدور نبود، بر پشت دست سجده نماید و در غیر این صورت، بر کالاهای معدنی - مانند عقیق یا فیروزه - سجده کند.

مسئله 1123. هرگاه در حال سجده آگاه شود که پیشانی را بر چیزی نهاده است که سجده بر آن باطل است، باید پیشانی را بدون برداشتن از زمین به روی چیزی بکشد که سجده بر آن صحیح است و اگر بر اثر تنگی وقت یا مانع دیگر، نتواند نماز را رها کند و دوباره اقامه نماید، باید برابر حکم مسئلۀ قبلی عمل نماید.

مسئله 1124. هرگاه پس از سجده آگاه شود که پیشانی را بر چیزی نهاده است که سجده بر آن باطل است، اشکال ندارد، هرچند بعد از دو سجده از یک رکعت، آگاه گردد.

مسئله 1125. سجده برای غیر خدا حرام است. سجدۀ فرشتگان برای حضرت آدم علیه‌السلام نبود، زیرا وی به مثابۀ قبله بود، چنان‌که سجدۀ حضرت یعقوب علیه‌السلام و فرزندان او برای حضرت یوسف علیه‌السلام نبود، بلکه به منظور شکر خدا بود. آنچه برخی از زائران قبور امامان معصوم: به صورت سجده انجام میدهند، اگر به منظور شکر نعمت توفیق به زیارت آنان باشد، اشکال ندارد و اگر مقصود خضوع در برابر آن‌ها باشد، حرام است و برای پرهیز از توهّم برخی، سزاوار است که چنین کاری انجام نشود.

امور مستحب در سجده

مسئله 1126. برای سجده چند چیز مستحب است: 1. نمازگزار پس از سر برداشتن از رکوع، در نمازِ ایستاده یا نشسته، برای رفتن به سجده تکبیر بگوید. 2. مرد، هنگام رفتن به سجده، اوّل دست‌ها را و زن، اوّل زانو‌ها را بر زمین بگذارد. 3. بینی را در حال سجده بر چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد. 4. در حال سجده انگشتان دست را به هم بچسباند و برابر گوش بگذارد و سر انگشتان رو به قبله باشد. 5. در سجده دعا کند و رفع حاجت خود را از خدا بخواهد و دعاهای وارد شده را بخواند. 6. پس از سجده، بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را بر کف پای چپ بگذارد. 7. پس از هر سجده و نشستن و آرام شدن تکبیر بگوید. 8. بعد از سجدۀ اوّل و نشستن و آرام شدن بدن بگوید: «أَستَغفِرُاللهَ رَ‌‌بِّی وَ أَتـُوبُ إِلَیهِ». 9. سجده را طول بدهد. 10. موقع نشستن، دست‌ها را روی ران‌ها بگذارد.11. برای رفتن به سجدۀ دوم در حال آرامی بدن، تکبیر بگوید. 12. در سجده‌ها صلوات بفرستد. 13. موقع برخاستن، زانوها را پیش از دست‌ها از زمین بردارد و امور دیگری که در کتاب‌های مبسوط آمده است.

امور مکروه در سجده

مسئله 1127. مکروه است که در حال سجده قرآن خوانده شود، چنان‌که خواندن آن در رکوع مکروه است؛ نیز فُوت‌کردن جای سجده برای بر طرف نمودن گرد و غبار. اگر بر اثر فُوت کردن، دو حرف از دهان نمازگزار عمداً خارج شود، نماز باطل است؛ همچنین نگه‌داشتن دو دست بر زمین و بلند نکردن آن‌ها بین دو سجده و انجام دادن امور دیگر در حال سجده، مکروه است که در کتاب‌های مبسوط فقهی مطرح‌اند.

سجدۀ واجب قرآن

مسئله 1128. در چهار سورۀ قرآن، آیۀ سجده هست: آیۀ 15 سورۀ «سجده»، آیۀ 37 سورۀ «فصّلت»، آیۀ 62 سورۀ «نجم» و آیۀ 19 سورۀ «علق». هر کس یکی از این چهار آیه را بخواند یا گوش فرا دهد، پس از تمام شدن آیه، فوراً باید سجده کند و اگر آن را فراموش کرده، هر وقت یادش آمد، باید سجده نماید.

مسئله 1129. هرگاه کسی آیۀ سجده را بخواند یا خواندن دیگری را استماع کند - یعنی گوش فرا دهد - دو سجده بر او واجب است و اگر به گوش او برسد، بدون آنکه درصدد گوش دادن آن باشد، یک سجده کافی است، هرچند احتیاط مستحب، دو بار سجده نمودن است.

مسئله 1130. در حال سجدۀ تلاوت، اگر خود آیۀ سجده را بخواند یا به خواندن دیگری گوش فرا دهد، باید بعد از سر برداشتن از سجدۀ قبلی، دوباره سجده کند.

مسئله 1131. شنیدن اختیاری آیۀ سجده، از کسی که قصد خواندن قرآن ندارد، سجده ندارد؛ نیز گوش فرا دادن به ضبط صوت، موجب سجده نمیشود؛ ولی گوش دادن به صدای قاری قرآن که مستقیم از رسانه پخش میشود، سجده دارد.

مسئله 1132. گوش دادن به قرائتِ نابالغ و نامحرم سجده دارد؛ ولی گوش دادن به خواندن کودک غیرممیز و انسان خوابیده یا دیوانه، سجده ندارد.

مسئله 1133. خواندن یا گوش دادن به ترجمۀ آیۀ سجده، سبب وجوب سجده نمیشود.

مسئله 1134. واجب است که سجدۀ تلاوت، طوری باشد که عرفاً آن را سجده گویند و بنا بر احتیاط واجب، پیشانی بر چیزی گذاشته شود که سجده بر آن صحیح است. رعایت سایر شرایط سجدۀ نماز، مانند قبله، طهارت، ستر عورت و... لازم نیست.

مسئله 1135. در سجدۀ آیۀ قرآنی، ذکر واجب نیست، چنان‌که تشهد و تسلیم و مانند آن، واجب نیست. هرچند ذکر سجدۀ تلاوت، مستحب است و به هر ذکری میتوان اکتفا نمود؛ لیکن بهتر است که گفته شود: «لاَ إلَهَ إلَّا اللهُ حَقّاً حَقّاً، لاَ إلَهَ إلَّا اللهُ إیمَاناً وَ تَصدِیقاً؛ لاَ إلَهَ إلَّا اللهُ عُبُودیةً وَ رِقّاً، سَجَدتُ لَکَ یا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لاَ مُستَنکِفاً وَلاَ مُستَـکبِراً بَل أَنَا عَبد ذَلیلٌ ضَعِیفٌ خَائِفٌ مُستَجِیرٌ» یا گفته شود: «أَعُوذُ بِرِضَاکَ مِن سَخَطِکَ وَ بِمُعَافَاتِکَ عَن عُقُوبَتِکَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِنکَ، لاَ اُحصِی ثَنَائاً عَلَیکَ؛ أَنتَ کَمَا أَثنَیتَ عَلَی نَفسِکَ».

سجدۀ شکر

مسئله 1136. مستحب است در برابر نعمتِ رسیده یا نقمت رفع شده، سجده انجام شود. نعمت، گاهی مادّی است و زمانی معنوی - مانند ادای فریضه یا نافله - و گاهی سیاسی است و زمانی اجتماعی. نظام اسلامی را تقویت کردن و وحدت جامعه را تأمین نمودن، همگی سجدۀ شکر دارد. صحّت سجدۀ شکر، مشروط به ذکر نیست و فقط نهادن پیشانی به قصد تعظیم پروردگار بر زمین، کافی است. مستحب است که گفته شود: «شکراً لله».

احکام تشهّد و سلام

مسئله 1137. واجب است در رکعت دوم نمازها، نیز رکعت پایانی نماز مغرب و نماز ظهر و عصر و عشاء، بعد از سجدۀ دوم، تشهّد بخواند؛ یعنی بگوید: «أشهَدُ أن لَا إلَهَ إلّا اللهُ وَحدَهُ لا شریکَ لَهُ وَ أشهدُ أنَّ مُحمّداً عَبدُهُ وَ رَسولُهُ؛ اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ وَ آلِ مُحمّد». نماز وَتر که یک رکعت است، تشهّد دارد.

مسئله 1138. واجب است نمازگزار در حال تشهّد: 1. بنشیند. 2. آرام باشد. 3. ترتیب را رعایت کند؛ یعنی دو شهادت را بر صلوات مقدّم بدارد. 4. موالات و پی درپی بودن کلمات را حفظ کند. 5. کلمات و حروف را به صورت صحیح و مطابق قواعد عربی بگوید.

مسئله 1139. اگر نمازگزار تشهّد را فراموش کند و برخیزد و پیش از رکوع یادش بیاید، باید بنشیند و تشهّد را بخواند و برخیزد و وظیفه رکعت را انجام دهد و پس از نماز، دو سجدۀ سهو جهت قیام بیجا به‌جا آورد و اگر بعد از رفتن به رکوع یا پس از سربرداشتن از آن یادش بیاید، باید نماز را تمام کند و بعد از سلام نماز، تشهّد فراموش شده را قضا کند و دو سجدۀ سهو به‌جا آورد.

مسئله 1140. برخی از امور مستحب در تشهّد چنین است: 1. نمازگزار بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را بر کف پای چپ بگذارد. 2. پیش از کلمات واجبِ تشهّد بگوید: «الْحَمدُ لله» یا «بِسم اللهِ و باللهِ و الحمدُ للهِ و خَیر‌ُ الأسماءِ للهِ». 3. دست را بر ران‌ها بگذارد. 4. انگشت‌ها را به هم بچسباند. 5. به دامان خود نگاه کند. 6. پس از تمام شدن تشهّد بگوید «وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَر‌َجَتَه‌ُ».

مسئله 1141. پس از تشهّد آخر نماز، درحالیکه نشسته و بدن آرام است، مستحب است بگوید: «السَّلامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبیُّ وَ رَحْمَةً اللهِ وَ بَـرَکاتُهُ» و واجب است بعد از آن بگوید: «السَّلامُ عَلَیْنَا وَعَلی عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ» یا بگوید: «السَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَر‌َکاتُهُ» و احتیاط واجب است که به اوّلی اکتفا نشود و اکتفا به دومی، صحیح است.

مسئله 1142. ترک عمدی سلام، نماز را باطل میکند و ترک سهوی آن، باعث بطلان نماز نیست. اگر پس از فراموشی آن و پیش از به‌هم‌خوردن صورت نماز و قبل از انجام دادن کاری که عمدی یا سهوی آن نماز را باطل میکند - مانند پشت به قبله کردن - یادش بیاید، باید سلام را بگوید و نماز او صحیح است و اگر پس از به‌هم‌خوردن صورت نماز، یا بعد از باطل شدن نماز یادش بیاید، فقط دو سجدۀ سهو دارد.

مسئله 1143. اگر سلام را فراموش کند و پیش از به هم خوردن صورت نماز کاری انجام دهد که نماز را مطلقاً باطل میکند و بعداً یادش بیاید، احتیاط واجب است که نماز را دوباره اقامه کند و سجدۀ سهو، لازم نیست.

احکام ترتیب نماز

مسئله 1144. واجب است ترتیب افعال و اقوال نماز رعایت شود و ترک عمدی آن و اکتفا به همان غیر مرتب، باعث بطلان نماز است و ترک سهوی ارکان آن، به صورتی که با ترک سهوی رکن سابق - مانند رکوع - مثلاً وارد رکن بعدی - مانند سجود - شود، نماز باطل خواهد شد.

مسئله 1145. اگر رکنی فراموش شود و عملی که رکن نیست انجام گیرد و پس از آن یادش بیاید، باید نمازگزار رکن فراموش شده را به‌جا آورد و آنچه را اشتباهاً پیش از رکن انجام داده، دوباره به‌جا آورد.

مسئله 1146. اگر چیزی که رکن نیست، فراموش شود و نمازگزار وارد رکن بعدی شده باشد، آن‌گاه به یاد آید، مثلاً حمد فراموش شود و پس از رکوع به یاد آید، نماز صحیح است، فقط بنا بر احتیاط واجب، دو سجدۀ سهو به‌جا میآورد.

مسئله 1147. اگر چیزی که رکن نیست، فراموش شود و بعد از جزءِ دیگر که آن نیز رکن نیست، به یاد آید، باید نمازگزار برگردد و آن جزءِ فراموش شده را به‌جا آورد و اجزای بعدی را با حفظ ترتیب تکرار کند؛ مثلاً اگر پیش از حمد، سوره را بخواند و قبل از رکوع یادش بیاید، باید حمد را بخواند و بنا بر احتیاط واجب، سوره را تکرار نماید.

مسئله 1148. اگر سجدۀ اوّل را اشتباهاً به قصد سجدۀ دوم به‌جا آورد و سجدۀ دوم را اشتباهاً به قصد سجدۀ اوّل انجام دهد، ترتیب به هم نمیخورد و نماز، صحیح است.

احکام موالات

مسئله 1149. واجب است نمازگزار افعال و اذکار نماز را پشت سر هم به‌جا بیاورد، به صورتی که عرفاً وحدت اتصالیِ آن محفوظ بماند و اگر فاصلۀ بین اجزای نماز به قدری باشد که نگویند نماز میخواند، نماز او باطل است، هرچند ایجاد فاصلۀ زیاد، سهوی باشد.

مسئله 1150. هرگاه نمازگزار سهواً بین حروف یک کلمه یا کلمات، یک جمله فاصله بیندازد، بدون آنکه صورت نماز عرفاً محو شده باشد، اگر وارد رکن بعدی نشده، باید آن حروف یا کلمات را پشت سر هم بیاورد و اگر وارد رکن بعدی شده، نمازش صحیح است.

مسئله 1151. طول دادن قرائت با خواندن سوره‌های بزرگ و اِطالۀ رکوع، سجود، نیز قنوت بر اثر کثرت ذکر و دعا تا موجب از بین رفتن وقت نماز نشود، منعی ندارد.

احکام قنوت

مسئله 1152. مستحب است در تمام نماز‌های واجب و مستحب، پیش از رکوع رکعت دوم، قنوت خوانده شود. قنوت نماز وَتر که یک رکعت است، پیش از رکوع آن است و قنوت نماز جمعه دوبار است؛ یکی پیش از رکوع رکعت اوّل و دیگری پس از رکوع رکعت دوم و نماز آیه (آیات) پنج قنوت دارد و نماز عید فطر و عید قربان در رکعت اوّل، پنج قنوت و در رکعت دوم، چهار قنوت دارند. قنوت نماز «شَفْع» به امید مطلوب بودن، انجام شود.

مسئله 1153. قنوت نماز، کیفیت ویژه دارد که با مطلق ذکر و دعای مشروع در نماز متفاوت است و آن این است که نمازگزار دست‌ها را تا مقابل صورت بلند کند و کف دست‌ها را رو به آسمان قرار دهد و به امید ثواب، انگشت‌ها را به جز انگشت شست، به هم بچسباند و نگاه وی در حال قنوت به کف دست‌هایش باشد.

مسئله 1154. در قنوت، هر دعا و ذکری کافی است، هرچند بهتر است، گفته شود: «لا اِلهَ اِلَّا اللهُ الْحَلیمُ الْکَریمُ، لا اِلهَ اِلَّا اللهُ الْعَلِی الْعَظیمُ، سُبْحانَ اللهِ رَبِّ السَّمواتِ‏ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضینَ السَّبْعِ وَ ما فیهِنَّ وَ ما بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرشِ الْعَظیمِ وَالْحَمْدُ للهِ‏ِ رَبِّ الْعالَمینَ».

مسئله 1155. مستحب است قنوت نماز، بلند خوانده شود، هرچند نماز مانند ظهر و عصر، اخفاتی و آهسته باشد؛ خواه نمازگزار امام جماعت باشد یا منفرد؛ ولی اگر مأموم بود، سعی شود که صدای او را امام نشنود.

مسئله 1156. قنوت در نماز مستحب است، ازاین‌رو ترک عمدی آن، جایز است و اگر نمازگزار آن را فراموش کند و پیش از رسیدن به رکوع یادش آید، برمیگردد و قنوت را انجام میدهد و اگر در حال رکوع یادش بیاید، پس از رکوع، آن را قضا میکند و اگر در حال سجده یادش بیاید، بعد از پایان نماز، آن را قضا مینماید.

احکام تعقیب نماز

مسئله 1157. مستحب است نمازگزار پس از نماز در حالی که رو به قبله و با طهارت است، به ذکر، دعا، تلاوت و مانند آن که وارد شده، اشتغال داشته باشد. کار نیک، مانند تفکّر در عظمت خدا و گریۀ هراس از دوزخ یا شوق به بهشت یا اشتیاق به لقای الهی، از نمونه‌های خوبِ تعقیب نماز است. از بهترین ذکر تعقیبی، تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام است و آن به این ترتیب است: سی و چهار بار «الله اکبر»، سی و سه بار «الحمد لله» و سی و سه بار «سبحان الله»، هرچند تقدیم «سبحان الله» بر «الحمد لله» صحیح است؛ لیکن اَولی تقدیم «الحمد لله» بر «سبحان الله» است.

مسئله 1158. استحباب تعقیب، اختصاصی به نماز واجب ندارد، بلکه پس از نماز نافله نیز تعقیب مستحب است، چنان‌که تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام اختصاصی به تعقیب ندارد، بلکه خودش استحباب دارد و هنگام خواب نیز مستحب است. سجدۀ شکر، پس از هر نماز، نیز بعد از رسیدن هر نعمت و زوال هر نقمت، چنان‌که قبلاً بیان شد، مستحب است.

صلوات بر پیغمبر صلیالله‌علیه‌وآله

مسئله 1159. صلوات بر پیغمبر صلیالله‌علیه‌وآله از مستحبات مؤکّد است، چنان‌که مستحب است هر وقت نام مبارک آن حضرت مانند محمد صلیالله‌علیه‌وآله و احمد صلیالله‌علیه‌وآله ، نیز لقب و کنیۀ آن حضرت مانند مصطفی صلیالله‌علیه‌وآله و ابوالقاسم صلیالله‌علیه‌وآله گفته یا شنیده شود، بر آن حضرت و آل او صلوات فرستاده شود.

مسئله 1160. هنگام نوشتن نام یا لقب یا کنیۀ آن حضرت صلیالله‌علیه‌وآله مستحب است صلوات هم نوشته شود. یاد قلبی آن حضرت با یاد قلبی صلوات همراه باشد، بهتر است.